YouTube
Bulus ibn Raja | A Medieval Muslim Scholar Who Became Christian | Prof. David Bertaina
David Bertaina's Book: https://almuslih.org/wp-content/uploads/2024/12/Bertaina-D-%E2%80%93-Bulu%E1%B9%A3-ibn-Raja.pdf
The video features a discussion between Gabriel and Professor David Bertaina about Bulus ibn Raja, a notable figure who converted from…
The video features a discussion between Gabriel and Professor David Bertaina about Bulus ibn Raja, a notable figure who converted from…
📺 یوسف ابن رجاء: فقیهی که مسیحی شد (۳)
او بعنوان نمونه به داستان یوسف و زلیخا اشاره میکند؛ جاییکه یک تغییر کوچک در نحوه قرائت یا تشدید یک واژه، معنای متن را دگرگون میکند. بعنوان مثال، در آیه مربوط به مهمانی زنان مصر، واژه «مُتَّکَأً» در قرائت عثمان به معنای «پشتی و متکا» (محل تکیه دادن) آمده است، درحالیکه در قرائت ابنمسعود، این کلمه «مُتْکاً» خوانده شده که به معنای «اُترُج» (میوه ترنج) است؛ یعنی همان میوهای که زنان در دست داشتند و با چاقو میبریدند.
او میگوید کتابی که تا این حد وابسته به اعرابگذاری و تصمیمات بعدی کاتبان باشد، نمیتواند متنی معصوم از تحریف قلمداد شود.
⚔️ ۴. پارادوکس تحریف کتاب مقدس (رویکرد اسلامی/قرآنی)
🔻بولس بن رجاء نسخهای بسیار کهن از آنچه امروز «دیلمای اسلامی» نامیده میشود را صورتبندی میکند. او ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه تورات و انجیل تحریف (تغییر مادی و متنی) شدهاند را با خودِ آیات قرآن ابطال میکند:
استدلال به آیه۹۴ سوره یونس: قرآن خطاب به پیامبر اسلام میگوید:
بولس میگوید:
استدلال به آیه ۹ سوره حجر:
🔺بولس استدلال میکند که
👤 ۵. نقد شخصیت پیامبر و محتوای وحی
🔻بولس از منظر یک راهب تارکدنیا و منضبط، به نقد ساختار وحی قرآنی در پیوند با زندگی شخصی پیامبر اسلام میپردازد:
💋تمرکز بر مسائل زناشویی و خانوادگی در متن وحی: بولس تعجب و شرمزدگی خود را از وجود آیاتی در قرآن که به ماجراهای خانوادگی، طلاق، ازدواجهای متعدد پیامبر (مانند ماجرای زینب بنت جحش یا عایشه و حفصه در سوره تحریم) اختصاص دارد، ابراز میکند. او استدلال میکند که
🗿ابهام در پیشینه توحیدی: او با استناد به آیاتی نظیر «وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَىٰ/ تو را گمراه یافت و هدایت کرد» استدلال میکند که
🕋 ۶. نقد مناسک حج و بقایای سنتهای پیش از اسلام
🔻یوسف که خود شخصا مناسک حج را به جای آورده بود، در کتاب خود به نقد این مناسک پرداخته و آنها را رفتارهایی نسخهبرداریشده از دوران جاهلیت و شرکآمیز میداند:
🩸تطهیر افراطی و قربانیها: او به جاری شدن خونها و سیلابهای خون ناشی از قربانی در منا، و بوی تعفن و فضایی که ایجاد میشد اشاره کرده و آن را دور از یک عبادت معنوی و متعالی میشمارد.
🗿تقدس سنگها: او طواف بر گرد یک بنای سنگی و بوسیدن و تبرک جستن به «حجر الاسود» را استمرار آشکار سنتهای بتپرستی اعراب جاهلی قلمداد میکند و میگوید اسلام علیرغم ادعای بتشکنی، بیرونیترین نماد بتپرستی (تقدس سنگها) را در مرکز مناسک خود حفظ کرده است.
👹رمی جمرات: پرتاب سنگ به سمت دیوارهایی بعنوان طرد شیطان را یک رفتار نمادین و عامیانه میداند که با حقیقتِ جهاد درونی و معنوی با شرور، همخوانی ندارد.
💡 برآیند کلامی و تاریخی
پروفسور دیوید برتینا در انتهای بحث تاکید میکند که اهمیت بولس بن رجاء در این است که او برخلاف مجادلان بیزانسی یا لاتین (که بیرونی بودند و اطلاعات غلط داشتند)، ساختار کلامی اسلام را بخوبی میشناخت. او با دست گذاشتن بر روی واگراییهای تفسیری فقهی، چالشهای متنی مصاحف و تناقضات ظاهری، به درونمایه «جزمگرایی» در تفکر اسلامی هجمه برد. آثار او نشان میدهند که خطوط بحث و نقد کلامی میان اسلام و مسیحیت در طول هزار سال گذشته، تا چه حد ثابت مانده و پایههای نقدهای مدرن امروز در یوتیوب و فضای مجازی، عملا در صومعههای مصر هزار سال پیش توسط این فقیه مرتد پایهگذاری شده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
او بعنوان نمونه به داستان یوسف و زلیخا اشاره میکند؛ جاییکه یک تغییر کوچک در نحوه قرائت یا تشدید یک واژه، معنای متن را دگرگون میکند. بعنوان مثال، در آیه مربوط به مهمانی زنان مصر، واژه «مُتَّکَأً» در قرائت عثمان به معنای «پشتی و متکا» (محل تکیه دادن) آمده است، درحالیکه در قرائت ابنمسعود، این کلمه «مُتْکاً» خوانده شده که به معنای «اُترُج» (میوه ترنج) است؛ یعنی همان میوهای که زنان در دست داشتند و با چاقو میبریدند.
او میگوید کتابی که تا این حد وابسته به اعرابگذاری و تصمیمات بعدی کاتبان باشد، نمیتواند متنی معصوم از تحریف قلمداد شود.
⚔️ ۴. پارادوکس تحریف کتاب مقدس (رویکرد اسلامی/قرآنی)
🔻بولس بن رجاء نسخهای بسیار کهن از آنچه امروز «دیلمای اسلامی» نامیده میشود را صورتبندی میکند. او ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه تورات و انجیل تحریف (تغییر مادی و متنی) شدهاند را با خودِ آیات قرآن ابطال میکند:
استدلال به آیه۹۴ سوره یونس: قرآن خطاب به پیامبر اسلام میگوید:
اگر در آنچه بر تو نازل کردیم در شکی، از کسانی که کتابهای پیش از تو را میخوانند بپرس.
بولس میگوید:
اگر اهلکتاب تورات و انجیل را تحریف کرده بودند و متن درستی در دست نداشتند، چگونه خداوند پیامبر خود را برای رفع شک به یک متن تحریفشده و پیروان آن ارجاع میدهد؟ این نشان میدهد که در زمان محمد، کتاب مقدس از نظر قرآن معتبر و اصیل بوده است.
استدلال به آیه ۹ سوره حجر:
ما ذکر را نازل کردیم و ما حافظ آنیم.
🔺بولس استدلال میکند که
در ادبیات قرآنی، تورات و انجیل نیز «ذکر» نامیده شدهاند.
اگر مسلمانان بگویند بایبل تحریف شده، در واقع قدرت حفاظت خدا را زیر سوال برده و او را (نعوذبالله) ناتوان یا دروغگو جلوه دادهاند.
پس کتاب مقدس تحریف نشده.
و اگر تحریف نشده، تناقضات بنیادین میان قرآن و کتاب مقدس (مانند انکار مصلوب شدن و الوهیت مسیح) نشاندهنده بطلان ادعای قرآن است.
👤 ۵. نقد شخصیت پیامبر و محتوای وحی
🔻بولس از منظر یک راهب تارکدنیا و منضبط، به نقد ساختار وحی قرآنی در پیوند با زندگی شخصی پیامبر اسلام میپردازد:
💋تمرکز بر مسائل زناشویی و خانوادگی در متن وحی: بولس تعجب و شرمزدگی خود را از وجود آیاتی در قرآن که به ماجراهای خانوادگی، طلاق، ازدواجهای متعدد پیامبر (مانند ماجرای زینب بنت جحش یا عایشه و حفصه در سوره تحریم) اختصاص دارد، ابراز میکند. او استدلال میکند که
«شأن وحی و کلام ابدی خداوند» بسیار بالاتر از آن است که به حلوفصل اختلافات خانوادگی یا تجویز روابط زناشویی یک شخص در یک مقطع تاریخی بپردازد. به باور او، کتابی که برای عبادت ابدی خدا نازل شده، نباید حاوی این سنخ جزئیات مادی و زمینی و موردی و استثنایی باشد.
🗿ابهام در پیشینه توحیدی: او با استناد به آیاتی نظیر «وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَىٰ/ تو را گمراه یافت و هدایت کرد» استدلال میکند که
طبق خودِ متن قرآن، پیامبر پیش از چهل سالگی بر دین توحیدی نبوده است. او میپرسد چگونه کسی که بخش عمده عمر خود را در بستر فرهنگ شرکآمیز سپری کرده، میتواند معیار سنجش ادیان کهن و توحیدیِ انبیای گذشته باشد؟
🕋 ۶. نقد مناسک حج و بقایای سنتهای پیش از اسلام
🔻یوسف که خود شخصا مناسک حج را به جای آورده بود، در کتاب خود به نقد این مناسک پرداخته و آنها را رفتارهایی نسخهبرداریشده از دوران جاهلیت و شرکآمیز میداند:
🩸تطهیر افراطی و قربانیها: او به جاری شدن خونها و سیلابهای خون ناشی از قربانی در منا، و بوی تعفن و فضایی که ایجاد میشد اشاره کرده و آن را دور از یک عبادت معنوی و متعالی میشمارد.
🗿تقدس سنگها: او طواف بر گرد یک بنای سنگی و بوسیدن و تبرک جستن به «حجر الاسود» را استمرار آشکار سنتهای بتپرستی اعراب جاهلی قلمداد میکند و میگوید اسلام علیرغم ادعای بتشکنی، بیرونیترین نماد بتپرستی (تقدس سنگها) را در مرکز مناسک خود حفظ کرده است.
👹رمی جمرات: پرتاب سنگ به سمت دیوارهایی بعنوان طرد شیطان را یک رفتار نمادین و عامیانه میداند که با حقیقتِ جهاد درونی و معنوی با شرور، همخوانی ندارد.
💡 برآیند کلامی و تاریخی
پروفسور دیوید برتینا در انتهای بحث تاکید میکند که اهمیت بولس بن رجاء در این است که او برخلاف مجادلان بیزانسی یا لاتین (که بیرونی بودند و اطلاعات غلط داشتند)، ساختار کلامی اسلام را بخوبی میشناخت. او با دست گذاشتن بر روی واگراییهای تفسیری فقهی، چالشهای متنی مصاحف و تناقضات ظاهری، به درونمایه «جزمگرایی» در تفکر اسلامی هجمه برد. آثار او نشان میدهند که خطوط بحث و نقد کلامی میان اسلام و مسیحیت در طول هزار سال گذشته، تا چه حد ثابت مانده و پایههای نقدهای مدرن امروز در یوتیوب و فضای مجازی، عملا در صومعههای مصر هزار سال پیش توسط این فقیه مرتد پایهگذاری شده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 فقیهی که مسیحی شد!
— یوسف ابن رجاء: افشاگر دروغهای اسلام
🔸پس از نشرِ گزارشی از مصاحبه با پروفسور دیوید برتینا دربارۀ یوسف ابن رجاء، بر آن شدیم که کتابِ تحقیقیِ او را بشکلی فشرده بررسی کنیم.
🔸در اپیزود هشتاد و هشتم از پادکست #نقدآگینگپ، به بررسی کتابِ بولوس ابن رجاء، اثرِ پروفسور دیوید برتینا، (استاد تاریخ دانشگاه ایلینوی) میپردازیم که به زندگی و آثار بولوُس بن رجاء، نویسنده برجسته قبطی در دوران خلافت فاطمیان مصر پرداخته است.
🔸او یک عالم و فقیه مسلمان در دوره فاطمیان مصر (سده چهارم هجری / دهم میلادی) بود که به مسیحیت گروید و بعدها به یکی از تأثیرگذارترین منتقدان کلامی اسلام تبدیل شد.
🔸اهمیت او در تاریخ در این است که برخلاف بسیاری از موارد، ما هم زندگینامه مفصل او را در اختیار داریم و هم آثار مکتوب کارهایش برجا مانده است.
🔸ابن رجاء که در خانوادهای مسلمان و اشرافی در قاهره زاده شده بود، پس از تجربهای معنوی به مسیحیت گروید و به سلک راهبان درآمد. پدر او یکی از فقها و قضات برجسته دیوان قضاوت فاطمیان بود؛ بنابراین او در یک خانواده اشرافی، علمی و بسیار پرنفوذ بزرگ شد.
🔸مشهورترین اثر او کتاب الواضح بالحق (افشاگر حقیقت) است که با هدف نقد مبانی اسلام از جمله قرآن و احادیث، در دوران تعقیب و آزار مسیحیان توسط الحاکم بامرالله نگاشته شد.
🔸یوسف ابن رجاء با بهرهگیری از دانش وسیع خود در علوم اسلامی، تأثیری عمیق بر دیدگاههای کلامی مسیحیان شرق و غرب نسبت به اسلام گذاشت. او در این صومعه، گوشهنشینی و تجرد اختیار کرد و سه کتاب مهم به زبان عربی نوشت که اصلیترین آنها «کتاب الواضح بالحق» (افشاگرِ حقیقت) نام دارد. این کتاب بعدها به لاتین ترجمه شد و بدون ذکر نام نویسنده تأثیر عمیقی بر دیدگاه اندیشمندان غربی مانند دومینیکنها و ریکولدو دا مونته کروچه (و از این طریق، بر مارتین لوتر -رهبر جنبشِ پروتستانیسم-) درباره اسلام گذاشت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— یوسف ابن رجاء: افشاگر دروغهای اسلام
🔸پس از نشرِ گزارشی از مصاحبه با پروفسور دیوید برتینا دربارۀ یوسف ابن رجاء، بر آن شدیم که کتابِ تحقیقیِ او را بشکلی فشرده بررسی کنیم.
🔸در اپیزود هشتاد و هشتم از پادکست #نقدآگینگپ، به بررسی کتابِ بولوس ابن رجاء، اثرِ پروفسور دیوید برتینا، (استاد تاریخ دانشگاه ایلینوی) میپردازیم که به زندگی و آثار بولوُس بن رجاء، نویسنده برجسته قبطی در دوران خلافت فاطمیان مصر پرداخته است.
🔸او یک عالم و فقیه مسلمان در دوره فاطمیان مصر (سده چهارم هجری / دهم میلادی) بود که به مسیحیت گروید و بعدها به یکی از تأثیرگذارترین منتقدان کلامی اسلام تبدیل شد.
🔸اهمیت او در تاریخ در این است که برخلاف بسیاری از موارد، ما هم زندگینامه مفصل او را در اختیار داریم و هم آثار مکتوب کارهایش برجا مانده است.
🔸ابن رجاء که در خانوادهای مسلمان و اشرافی در قاهره زاده شده بود، پس از تجربهای معنوی به مسیحیت گروید و به سلک راهبان درآمد. پدر او یکی از فقها و قضات برجسته دیوان قضاوت فاطمیان بود؛ بنابراین او در یک خانواده اشرافی، علمی و بسیار پرنفوذ بزرگ شد.
🔸مشهورترین اثر او کتاب الواضح بالحق (افشاگر حقیقت) است که با هدف نقد مبانی اسلام از جمله قرآن و احادیث، در دوران تعقیب و آزار مسیحیان توسط الحاکم بامرالله نگاشته شد.
🔸یوسف ابن رجاء با بهرهگیری از دانش وسیع خود در علوم اسلامی، تأثیری عمیق بر دیدگاههای کلامی مسیحیان شرق و غرب نسبت به اسلام گذاشت. او در این صومعه، گوشهنشینی و تجرد اختیار کرد و سه کتاب مهم به زبان عربی نوشت که اصلیترین آنها «کتاب الواضح بالحق» (افشاگرِ حقیقت) نام دارد. این کتاب بعدها به لاتین ترجمه شد و بدون ذکر نام نویسنده تأثیر عمیقی بر دیدگاه اندیشمندان غربی مانند دومینیکنها و ریکولدو دا مونته کروچه (و از این طریق، بر مارتین لوتر -رهبر جنبشِ پروتستانیسم-) درباره اسلام گذاشت.
🔻تحریف: قرآن یا بایبل؟
📺 قرآن مصدقِ بایبل، بایبل مکذبِ قرآن!
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📕بشارتتراشی مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 انجیل خرافی/بیاعتبار توماس و خلق پرنده در کودکی
🔻مسیحیت Vs اسلام
📺 اثبات الوهیت مسیح با قرآن
📺 مغالطاتِ قرآن در رد اهل کتاب
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست!
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📕زیباییشناسیِ گناه
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت؟
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 تصدیقِ صلیبکشیدهشدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن (کریستف لوکزنبرگ)
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
📕آموزههای یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟
📺 اسلام بدعت صدم مسیحیت: یوحنای دمشقی
📕 محمد و علی در قعر جهنم دانته
🔻یهود Vs اسلام
📻 ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزِگی!
🔻زنان و اندامِ الله
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— از «تحریم ربیبه» تا نظر به عروس
🫖 قوریِ راسل: اللهِ جُنُب در شکار!
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
📺 گناهی به نام زن بودن
📕حقوق زنان عرب قبل اسلام
📺 عدالت در قرآن!
📕ضرورتِ ویراستاری و نشر آزاد نسخههای قرآن
📺 امضای هوسرانی اسوۀ حسنه؟
📺 «اعجاز اخلاقی/ادبی قرآن؟ قرآن را به فارسی بخوانیم!»
🔻آخوندهای ناقد قرآن
📺 کمال حیدری: اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 معجزهٔ قرآن؟! (۳) (نقد ادبی بخشی از قرآن و ریشههای سریانی آن)
📺 عربزبانان قرآن را میفهمیدند/میفهمند؟!
📺 بیمحتوایی و تکرار/حشو بسیارِ قرآن
📗مرجع تقلید: قرآن معجزه نیست و تحدی باطله
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
🔻احمد قبانچی
📺 نقد بنیادینِ کوثر و قدر
📺 فیل: توهین به شعور بشر
📺 ابراهیمِ قرآن: در تضاد با عقل
📺 نقد سورۀ الرحمن
📺 نقد سورۀ همزه
📺 نقد سورۀ قریش؛ اعجاز ادبی؟
📺 آیا عرب قادر به آوردن متنی مشابهِ قرآن نبود؟
.
#نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎬 چطور در دوران تاریک جنگ و سختیها، نوری پیدا کنیم برای ادامهی زندگی؟
🌱 بخش اول: تمایز ساختاری میان «لذت» و «رضایت خاطر»
🔻#مصطفی_ملکیان گفتگو را با کالبدشکافی مفهوم خوشبختی آغاز میکند و معتقد است اکثر انسانها خوشبختی را با «لذت بردن» اشتباه میگیرند. او تمایزهای کلیدی زیر را میان این دو مفهوم تبیین میکند:
🧠 منشأ جسمانی در برابر منشأ روانی: لذت وابستگی شدیدی به ارگانیسم و بدن انسان دارد، در حالی که رضایت، پدیدهای کاملاً ذهنی، روانی و درونی است.
⚖️ تعارض میان «خواستن» و «باید»: در احساس لذت، انسان کاری را انجام میدهد که «میخواهد»؛ اما در احساس رضایت، کاری را میکند که «باید» انجام دهد.
📚 مثال تماشای فیلم و مطالعه: او برای روشن شدن موضوع مثال میزند که اگر ۲ ساعت به تماشای یک فیلم جذاب بنشیند، قطعاً لذت برده است (چون در غیر این صورت تلویزیون را خاموش میکرد). اما اگر پس از اتمام فیلم و به هنگام بازگشت به اتاقش احساس کند زمان ارزشمندی را از دست داده و از کار اصلیاش (مطالعه) بازمانده، دچار «نارضایتی از خود» میشود. در مقابل، اگر تماشای فیلم (خواستن) را به نفع مطالعه (باید) کنار بگذارد، ممکن است لذت آنی نبرد، اما به رضایت باطنی دست مییابد.
🌍 میزان وابستگی به بیرون: لذت به شدت به عوامل بیرونی، شرایط مادی، اقتصادی و معیشتی وابسته است. در مقابل، رضایت خاطر هرچند بینیاز از بیرون نیست، اما توقف و وابستگی بسیار کمتری به جامعه و محیط دارد و استقلال فردی بیشتری به انسان میبخشد.
💼 بخش دوم: چالشهای اجتماعی و بنبستهای بیرونی
در اواسط بحث، مجری برنامه به این نکته اشاره میکند که در شرایط فعلی جامعه، بسیاری از افراد ممکن است شغل یا موقعیتی را که عمیقاً دوست داشتهاند به دلیل آسیبهای اجتماعی و بیرونی از دست داده باشند و این مسئله مستقیماً رضایت خاطر آنها را مخدوش میکند.
🔻ملکیان با تایید کامل این واقعیت اجتماعی پاسخ میدهد:
🛑 شکی نیست که شرایط جامعه بر رضایت تاثیر میگذارد و گاهی راهها را مسدود میکند.
🗝 اما نکته اساسی این است که وقتی راههای کسب لذت بیرونی بسته میشود، تنها راهی که همچنان و در هر شرایطی در اختیار فرد باقی میماند، «راه رضایت باطنی» است.
💬 تحقق این رضایت در شرایط سخت، نیازمند دو چیز است: اول داشتن یک استدلال قوی برای ترجیح دادن رضایت بر لذت، و دوم بستن یک پیمان و قرارداد درونی با خود.
🤝 بخش سوم: روانشناسی رفتار و آشتی با خود
🔻 ملکیان به ریشههای رفتارشناسی انسان در مواجهه با دیگران میپردازد:
👥 انتقال حقارت: او اشاره میکند که برخی از رفتارهای ناپسند ما در جامعه، مانند تحقیر کردن طرف مقابل، در واقع ناشی از تحقیرهایی است که خودمان پیشتر متحمل شدهایم و اکنون آن حقارت درونی را به دیگران منتقل میکنیم.
🪞 ضرورت دلپذیر بودن برای خود: انسان برای رسیدن به رضایت باید به نقطهای برسد که از خودش متنفر نباشد و در خلوت خود، فردی دلپذیر به نظر آید.
📖 بخش چهارم: سبک زندگی شخصی و روزمرگیهای دکتر ملکیان
در اواخر برنامه، مجری درباره یک روز عادی از زندگی این فیلسوف سوال میکند تا تصویر کلیشهای و دور از دسترس بودن بزرگان را برای نسل جوان بشکند. دکتر ملکیان جزئیات ۲۴ ساعت گذشته زندگی خود را اینگونه تشریح میکند:
🎵 بخش پنجم: اولویتهای لذتبخش در زندگی
ملکیان در پایان خاطرنشان میکند که پس از مقوله «مطالعه» که در صدر زندگی او قرار دارد، چهار چیز بیشترین لذت را به او میبخشند:
▪️ویدیو با تاکید مجری بر اهمیت معنا، عمق، حقیقت و عدالت در زندگی و آرزوی یادگیری بیشتر از ایشان به پایان میرسد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🌱 بخش اول: تمایز ساختاری میان «لذت» و «رضایت خاطر»
🔻#مصطفی_ملکیان گفتگو را با کالبدشکافی مفهوم خوشبختی آغاز میکند و معتقد است اکثر انسانها خوشبختی را با «لذت بردن» اشتباه میگیرند. او تمایزهای کلیدی زیر را میان این دو مفهوم تبیین میکند:
🧠 منشأ جسمانی در برابر منشأ روانی: لذت وابستگی شدیدی به ارگانیسم و بدن انسان دارد، در حالی که رضایت، پدیدهای کاملاً ذهنی، روانی و درونی است.
⚖️ تعارض میان «خواستن» و «باید»: در احساس لذت، انسان کاری را انجام میدهد که «میخواهد»؛ اما در احساس رضایت، کاری را میکند که «باید» انجام دهد.
📚 مثال تماشای فیلم و مطالعه: او برای روشن شدن موضوع مثال میزند که اگر ۲ ساعت به تماشای یک فیلم جذاب بنشیند، قطعاً لذت برده است (چون در غیر این صورت تلویزیون را خاموش میکرد). اما اگر پس از اتمام فیلم و به هنگام بازگشت به اتاقش احساس کند زمان ارزشمندی را از دست داده و از کار اصلیاش (مطالعه) بازمانده، دچار «نارضایتی از خود» میشود. در مقابل، اگر تماشای فیلم (خواستن) را به نفع مطالعه (باید) کنار بگذارد، ممکن است لذت آنی نبرد، اما به رضایت باطنی دست مییابد.
🌍 میزان وابستگی به بیرون: لذت به شدت به عوامل بیرونی، شرایط مادی، اقتصادی و معیشتی وابسته است. در مقابل، رضایت خاطر هرچند بینیاز از بیرون نیست، اما توقف و وابستگی بسیار کمتری به جامعه و محیط دارد و استقلال فردی بیشتری به انسان میبخشد.
💼 بخش دوم: چالشهای اجتماعی و بنبستهای بیرونی
در اواسط بحث، مجری برنامه به این نکته اشاره میکند که در شرایط فعلی جامعه، بسیاری از افراد ممکن است شغل یا موقعیتی را که عمیقاً دوست داشتهاند به دلیل آسیبهای اجتماعی و بیرونی از دست داده باشند و این مسئله مستقیماً رضایت خاطر آنها را مخدوش میکند.
🔻ملکیان با تایید کامل این واقعیت اجتماعی پاسخ میدهد:
🛑 شکی نیست که شرایط جامعه بر رضایت تاثیر میگذارد و گاهی راهها را مسدود میکند.
🗝 اما نکته اساسی این است که وقتی راههای کسب لذت بیرونی بسته میشود، تنها راهی که همچنان و در هر شرایطی در اختیار فرد باقی میماند، «راه رضایت باطنی» است.
💬 تحقق این رضایت در شرایط سخت، نیازمند دو چیز است: اول داشتن یک استدلال قوی برای ترجیح دادن رضایت بر لذت، و دوم بستن یک پیمان و قرارداد درونی با خود.
🤝 بخش سوم: روانشناسی رفتار و آشتی با خود
🔻 ملکیان به ریشههای رفتارشناسی انسان در مواجهه با دیگران میپردازد:
👥 انتقال حقارت: او اشاره میکند که برخی از رفتارهای ناپسند ما در جامعه، مانند تحقیر کردن طرف مقابل، در واقع ناشی از تحقیرهایی است که خودمان پیشتر متحمل شدهایم و اکنون آن حقارت درونی را به دیگران منتقل میکنیم.
🪞 ضرورت دلپذیر بودن برای خود: انسان برای رسیدن به رضایت باید به نقطهای برسد که از خودش متنفر نباشد و در خلوت خود، فردی دلپذیر به نظر آید.
📖 بخش چهارم: سبک زندگی شخصی و روزمرگیهای دکتر ملکیان
در اواخر برنامه، مجری درباره یک روز عادی از زندگی این فیلسوف سوال میکند تا تصویر کلیشهای و دور از دسترس بودن بزرگان را برای نسل جوان بشکند. دکتر ملکیان جزئیات ۲۴ ساعت گذشته زندگی خود را اینگونه تشریح میکند:
📝 برنامه کاری و مطالعاتی: او فاش میکند که از ظهر تا ساعت ۵ عصر به طور متمرکز روی پروژه چندساله خود درباره «مثنوی معنوی» کار میکرده است.
👥 روابط اجتماعی: از ساعت ۵ عصر تا ۱۱ شب را با مهمانانی که به دیدارش آمده بودند گذرانده است.
📚 مطالعه شبانه رمان: از ساعت ۱۱ تا ۱۲ شب به مطالعه یک رمان پرداخته است. او این کتاب را با نام «شتابان زیستن» اثر خانم «ژیرو» معرفی میکند و توضیح میدهد که در تمجید این مفهوم است که چقدر زندگی ما انسانها محصول تصادفات گوناگون است.
🌙 خواب و بیداری: حدود ساعت ۱ بامداد به خواب رفته و ساعت ۶ صبح بیدار شده است.
🏃♂️ ورزش در طبیعت: او برخلاف تصور عموم به باشگاه نمیرود. برنامه ورزشی او شامل یک ساعت پیادهروی در دل طبیعت و سپس نیم ساعت تمرین با دستگاههای ورزشی موجود در پارک است. او پس از ورزش به خانه برگشته، دوش گرفته و صبحانه خورده است.
🎵 بخش پنجم: اولویتهای لذتبخش در زندگی
ملکیان در پایان خاطرنشان میکند که پس از مقوله «مطالعه» که در صدر زندگی او قرار دارد، چهار چیز بیشترین لذت را به او میبخشند:
۱. نشست و برخاست و گفتگو با دوستان (که آن را ارزشمندترین کار بعد از مطالعه میداند)
۲. حضور در طبیعت
۳. شنیدن موسیقی
▪️ویدیو با تاکید مجری بر اهمیت معنا، عمق، حقیقت و عدالت در زندگی و آرزوی یادگیری بیشتر از ایشان به پایان میرسد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘جنگی که به خانه رسید
— خشونت خانگی در میان بحران و بیکاری
✍🏻 #چیچک_درفش
🍂 فشار ساختاری بر مردان، بهجای اینکه به اعتراض جمعی تبدیل شود، در فضای خصوصی تخلیه میشود؛ جایی که کمهزینهترین و در دسترسترین هدف، زنان و کودکاناند. این همان لحظهای است که خشونت خانگی از یک مسئلهٔ فردی به یک پدیدهٔ ساختاری تبدیل میشود.
در ماههایی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم، ناامنی شغلی و پیامدهای جنگهای منطقهای فرسوده شده، زنان طبقهٔ کارگر بیش از هر گروه دیگری بار بحران را بر دوش میکشند. کاهش درآمد خانوار، تعدیل نیرو در کارخانهها، تعطیلی کسبوکارهای کوچک و افزایش هزینههای زندگی، ساختار شکنندهٔ خانوادههای کارگری را به نقطهٔ انفجار رسانده است؛ انفجاری که نخستین قربانیان آن زنان و کودکاناند. در چنین شرایطی، خشونت خانگی که معمولاً در دورههای رکود اقتصادی افزایش مییابد در ایران نیز روندی صعودی پیدا کرده است. دادههای رسمی نشان میدهد تورم سالانه در سال ۱۴۰۲ حدود ۴۶ درصد بوده و قیمت کالاهای اساسی در برخی ماهها تا ۹۰ درصد افزایش یافته است.
🍂 گزارشهای اتحادیههای کارگری حاکی از آن است که بیش از ۳۵ درصد کارگران قراردادی در سال گذشته دستکم یک بار با کاهش ساعت کاری، تعلیق یا اخراج مواجه شدهاند.
🍂 نرخ اشتغال ناقص زنان نیز به ۲۷ درصد رسیده است بیش از دو برابر مردان. این ارقام تنها بخشی از واقعیتی را نشان میدهد که در خانهها، بیمارستانها و محلههای کارگری جریان دارد؛ واقعیتی که در آن زنان کارگر در خط مقدم بحران قرار گرفتهاند.
🔻پروین، ۴۱ ساله، مادر دو کودک، یکی از این زنان است. او میگوید:
🔻او میگوید فشار اقتصادی، فضای خانه را به محیطی پرتنش تبدیل کرده است:
🔗 مطالعۀ ادامه (مشاهده فوری)
@marzockacademy
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خشونت خانگی در میان بحران و بیکاری
✍🏻 #چیچک_درفش
🍂 فشار ساختاری بر مردان، بهجای اینکه به اعتراض جمعی تبدیل شود، در فضای خصوصی تخلیه میشود؛ جایی که کمهزینهترین و در دسترسترین هدف، زنان و کودکاناند. این همان لحظهای است که خشونت خانگی از یک مسئلهٔ فردی به یک پدیدهٔ ساختاری تبدیل میشود.
در ماههایی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم، ناامنی شغلی و پیامدهای جنگهای منطقهای فرسوده شده، زنان طبقهٔ کارگر بیش از هر گروه دیگری بار بحران را بر دوش میکشند. کاهش درآمد خانوار، تعدیل نیرو در کارخانهها، تعطیلی کسبوکارهای کوچک و افزایش هزینههای زندگی، ساختار شکنندهٔ خانوادههای کارگری را به نقطهٔ انفجار رسانده است؛ انفجاری که نخستین قربانیان آن زنان و کودکاناند. در چنین شرایطی، خشونت خانگی که معمولاً در دورههای رکود اقتصادی افزایش مییابد در ایران نیز روندی صعودی پیدا کرده است. دادههای رسمی نشان میدهد تورم سالانه در سال ۱۴۰۲ حدود ۴۶ درصد بوده و قیمت کالاهای اساسی در برخی ماهها تا ۹۰ درصد افزایش یافته است.
🍂 گزارشهای اتحادیههای کارگری حاکی از آن است که بیش از ۳۵ درصد کارگران قراردادی در سال گذشته دستکم یک بار با کاهش ساعت کاری، تعلیق یا اخراج مواجه شدهاند.
🍂 نرخ اشتغال ناقص زنان نیز به ۲۷ درصد رسیده است بیش از دو برابر مردان. این ارقام تنها بخشی از واقعیتی را نشان میدهد که در خانهها، بیمارستانها و محلههای کارگری جریان دارد؛ واقعیتی که در آن زنان کارگر در خط مقدم بحران قرار گرفتهاند.
🔻پروین، ۴۱ ساله، مادر دو کودک، یکی از این زنان است. او میگوید:
زندگیاش پس از آغاز جنگ و تعطیلی کارخانهای که همسرش در آن کار میکرد، بهطور کامل فرو ریخت. «وقتی جنگ شروع شد، گفتند همسرم فقط پارهوقت بیاید. بعد گفتند کارخانه تعطیل است. وقتی جنگ تمام شد، او را اخراج کردند. پیمانی بود و هنوز رسمی نشده بود. حالا با نصف حقوق یک کارگر، روزمزد کار میکند. هر روز دنبال کار میگردد، اما کاری پیدا نمیشود.» پروین خود نیز شغلش را از دست داده است. «برای یک فروشگاه آنلاین محصولات گیاهی میفروختم. با قطع اینترنت، کار ما هم تمام شد. درآمدمان نصف شد و خرجها دو برابر.»
🔻او میگوید فشار اقتصادی، فضای خانه را به محیطی پرتنش تبدیل کرده است:
همسرم وقتی از کار برمیگردد، خسته و عصبانی است. قبلاً با بچهها بازی میکرد، حالا فقط سکوت میکند. چند بار جلوی بچهها مرا کتک زده. جرأت ندارم بگویم در خانە چیزی کم داریم. قبلاً که خودم کار میکردم، اوضاع بهتر بود. حالا احساس میکنم هیچ اختیاری ندارم.
🔗 مطالعۀ ادامه (مشاهده فوری)
@marzockacademy
.
#جامعه #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
جنگی که به خانه رسید
خشونت خانگی در میان بحران و بیکاری ✍چیچک درفش ـ ....بحران اقتصادی، روابط قدرت درون خانواده را نیز بازآرایی میکند. در ساختاری که درآمد مردانه محور اصلی بقاست، از دست رفتن شغل یا کاهش درآمد، نه فقط یک مسئلهٔ اقتصادی، بلکه ضربهای به جایگاه نمادین مرد در خانواده…
YouTube
الحج -
Join this channel to get access to perks:
https://www.youtube.com/channel/UC93Uz5V5mWgmG88CtPjPw1A/join
https://www.youtube.com/channel/UC93Uz5V5mWgmG88CtPjPw1A/join
📺 تبارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج (۱)
🔸این ویدیو از کانال یوتیوب «أمة التنوير» (امت روشنگری) به بررسی ریشههای تاریخی، اسطورهای و پیشااسلامی مناسک حج میپردازد.
🌍 ساختار چندکعبهای جزیرةالعرب و انحصارگرایی مذهبی
🔸حج ابداع دین اسلام نیست، بلکه مناسکی است که ریشه در آیینهای وثنی (بتپرستی) و ادیان کهن منطقه دارد. در دوران پیش از اسلام، نهتنها یک کعبه، بلکه حدود ۲۲ تا ۲۳ کعبه در سراسر شبهجزیره عربستان و مناطق همجوار وجود داشته که به عنوان ایستگاههای استراحتی و تجاری برای کاروانها عمل میکردند. آخرین نمونه از این کعبههای دیگر (مانند ذوالخلصه) تا سال ۱۹۲۲ میلادی پابرجا بوده و سپس توسط جنبش وهابیت تخریب شده است تا تنها یک کعبه باقی بماند.
🔸ویدیو با شکستن کلانروایت «تککعبهای بودن حجاز» آغاز میشود. اصطلاح «کعبه» در زبان عربی باستان صرفاً یک نام خاص برای بنای مکه نبود، بلکه یک اسم عام برای هر بنای چهارگوش و مکعبی (تکعیب) بود که قبایل به عنوان «بیتالشرک» یا معبد بنا میکردند.
🕋🕋🕋 کعبههای رقیب و کارکرد آنها
🔻شبهجزیره پیوستاری از کعبههای مختلف بود. قبایل عدنانی و قحطانی بسته به جغرافیا، کعبههای خود را داشتند. کعبه نجران متعلق به بنو حارث بن کعب، کعبه غطفان (بیت صُرام) که موازی با مکه ساخته شده بود، و کعبه ذوالخلصه در تباله (میان مکه و یمن) که متعلق به قبایل خثعم، بجیله و دوس بود و به آن «کعبه یمنی» در برابر «کعبه شامی» (مکه) میگفتند. این بناها
👳🏿♂️ ژئوپلیتیک وهابیت و حذف فیزیکی تاریخ
🔸کعبه ذوالخلصه برخلاف تصور عموم در صدر اسلام کاملاً نابود نشد، بلکه سازه باستانی آن و سنتهای گرامیداشت آن تا قرن بیستم در میان قبایل جنوب عربستان پابرجا بود. در سال ۱۹۲۲ میلادی (۱۳۴۱ قمری)، ملک عبدالعزیز آل سعود لشکری از اخوان (جنبش وهابیت) را به فرماندهی عبدالعزیز بن ابراهیم گسیل داشت تا این بنا را با خاک یکسان کنند. این حرکت نه یک اقدام صرفاً مذهبی، بلکه یک استراتژی سیاسی برای تثبیت انحصار مذهبی-اقتصادی مکه و پاکسازی هرگونه آلترناتیو باستانی در جغرافیای سیاسی عربستان جدید بود.
👑 تبارشناسی سیاسی مکه: از حاکمیت خزاعه تا سیادت قریش
🔸برای قرنها قبیله «خزاعه» کنترل مناسک و مکه را در دست داشت. از چهرههای بارز این قبیله «عمرو بن لُحی» بود که بت معروف «هبل» را از منطقه هیت (در انبار عراق) به مکه آورد و در کنار چاه زمزم قرار داد. بعدها با درگذشت آخرین حاکم خزاعه، قدرت از طریق پیوند خانوادگی و بر اساس روایات تاریخی (یا وصیت و یا خرید کلید کعبه در ازای مشک شراب و یک شتر جوان) به «قُصَی بن کِلاب» (جد چهارم پیامبر اسلام) منتقل شد و سیادت قریش آغاز گردید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این ویدیو از کانال یوتیوب «أمة التنوير» (امت روشنگری) به بررسی ریشههای تاریخی، اسطورهای و پیشااسلامی مناسک حج میپردازد.
🌍 ساختار چندکعبهای جزیرةالعرب و انحصارگرایی مذهبی
🔸حج ابداع دین اسلام نیست، بلکه مناسکی است که ریشه در آیینهای وثنی (بتپرستی) و ادیان کهن منطقه دارد. در دوران پیش از اسلام، نهتنها یک کعبه، بلکه حدود ۲۲ تا ۲۳ کعبه در سراسر شبهجزیره عربستان و مناطق همجوار وجود داشته که به عنوان ایستگاههای استراحتی و تجاری برای کاروانها عمل میکردند. آخرین نمونه از این کعبههای دیگر (مانند ذوالخلصه) تا سال ۱۹۲۲ میلادی پابرجا بوده و سپس توسط جنبش وهابیت تخریب شده است تا تنها یک کعبه باقی بماند.
🔸ویدیو با شکستن کلانروایت «تککعبهای بودن حجاز» آغاز میشود. اصطلاح «کعبه» در زبان عربی باستان صرفاً یک نام خاص برای بنای مکه نبود، بلکه یک اسم عام برای هر بنای چهارگوش و مکعبی (تکعیب) بود که قبایل به عنوان «بیتالشرک» یا معبد بنا میکردند.
🕋🕋🕋 کعبههای رقیب و کارکرد آنها
🔻شبهجزیره پیوستاری از کعبههای مختلف بود. قبایل عدنانی و قحطانی بسته به جغرافیا، کعبههای خود را داشتند. کعبه نجران متعلق به بنو حارث بن کعب، کعبه غطفان (بیت صُرام) که موازی با مکه ساخته شده بود، و کعبه ذوالخلصه در تباله (میان مکه و یمن) که متعلق به قبایل خثعم، بجیله و دوس بود و به آن «کعبه یمنی» در برابر «کعبه شامی» (مکه) میگفتند. این بناها
همگی دارای حرم (محدوده امن)، قربانگاه و حجرالاسودهای محلی (سنگهای بازالتی یا گرانیتی تیره) بودند.
👳🏿♂️ ژئوپلیتیک وهابیت و حذف فیزیکی تاریخ
🔸کعبه ذوالخلصه برخلاف تصور عموم در صدر اسلام کاملاً نابود نشد، بلکه سازه باستانی آن و سنتهای گرامیداشت آن تا قرن بیستم در میان قبایل جنوب عربستان پابرجا بود. در سال ۱۹۲۲ میلادی (۱۳۴۱ قمری)، ملک عبدالعزیز آل سعود لشکری از اخوان (جنبش وهابیت) را به فرماندهی عبدالعزیز بن ابراهیم گسیل داشت تا این بنا را با خاک یکسان کنند. این حرکت نه یک اقدام صرفاً مذهبی، بلکه یک استراتژی سیاسی برای تثبیت انحصار مذهبی-اقتصادی مکه و پاکسازی هرگونه آلترناتیو باستانی در جغرافیای سیاسی عربستان جدید بود.
👑 تبارشناسی سیاسی مکه: از حاکمیت خزاعه تا سیادت قریش
🔸برای قرنها قبیله «خزاعه» کنترل مناسک و مکه را در دست داشت. از چهرههای بارز این قبیله «عمرو بن لُحی» بود که بت معروف «هبل» را از منطقه هیت (در انبار عراق) به مکه آورد و در کنار چاه زمزم قرار داد. بعدها با درگذشت آخرین حاکم خزاعه، قدرت از طریق پیوند خانوادگی و بر اساس روایات تاریخی (یا وصیت و یا خرید کلید کعبه در ازای مشک شراب و یک شتر جوان) به «قُصَی بن کِلاب» (جد چهارم پیامبر اسلام) منتقل شد و سیادت قریش آغاز گردید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
الحج -
Join this channel to get access to perks:
https://www.youtube.com/channel/UC93Uz5V5mWgmG88CtPjPw1A/join
https://www.youtube.com/channel/UC93Uz5V5mWgmG88CtPjPw1A/join
📺 تبارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج (۲)
🏛 دوران خزاعه و انقلاب مذهبی عمرو بن لحی:
🔸خزاعه پس از اخراج قبیله جُرهُم حاکم مکه شد. عمرو بن لحی، بزرگِ خزاعه، در سفری تجاری به شام و بینالنهرین (منطقه هیت در انباره ساحل فرات)، با پرستش بتها آشنا شد. او خدای باران و باروری آنها یعنی هبل را که مجسمهای از عقیق سرخ به شکل انسان بود خریداری کرد و به مکه آورد. از آنجا که دست راست هبل شکسته بود، برای آن دستی از طلای ناب ساختند. او همچنین چاه زمزم را که جُرهمیها هنگام فرار پر کرده و پنهان کرده بودند، مدیریت کرد و بتها را در جوار آن قرار داد.
🏴☠️ مکر و کلاهبرداری بزرگ جد محمد
😎 قصی بن کلاب، جد چهارم محمد بن عبدالله، با دختر حلیل بن حبشیه (آخرین حاکم خزاعی کعبه) ازدواج کرد. ویدیو به روایت ظریف تاریخی اشاره میکند:
😈 این واقعه در امثال عرب به «خسارتتر از معامله ابوغبشان» (أخسر من صفقة أبي غبشان) معروف شد.
🗿♥️ اسطورهشناسی سازه و بتهای جنسی صفا و مروه
🔸ویدیو لایههای اسطورهای بازسازی کعبه (که در متون اسلامی تا ۱۲ بار ذکر شده؛ از ملائکه و آدم تا قریش و ابنزبیر) را در کنار اساطیر محلی بتها قرار میدهد.
🔮 تئوری تئوفانی سنگی اساف و نائله
طبق روایت ابنکلبی در کتاب الاصنام، اساف بن بغی و نائله بنت ذئب،
🕌 بحران الهیاتی مسلمانان در صفا و مروه
😣 پس از فتح مکه و شکستن بتها، انصار و مهاجران از انجام «سعی» امتناع میکردند، زیرا در ذهنیت جمعی آنها، دویدن میان صفا و مروه یک آیین کاملاً وثنی و مرتبط با عملِ جنسیِ مجازاتشده در معبد توسطِ اساف و نائله بود. این امر با ساختِ آیهی ۱۵۸ سوره بقره برطرف شد.
[👆مشابه با حلالسازی تجاوز به زنانِ اسیر شوهردار، یا حلالسازیِ نظر جنسی و رابطه با عروسِ پسرخوانده - با وجود اختلاف سنی جدی-، یا مشروعسازیِ آتشزدنِ منابعِ اقتصادی (نخلها) و مناطق مسکونی در جنگ، با نازلسازی/ساختِ آیات و انتسابشان به اراده و کلام خدا!].
🔺برسازندگانِ اسلام با حذف فیزیکی مجسمهها، «مکانآرایی» (Spatialization) آیین را حفظ کردند، اما روایت آن را دگرگون ساخت و به امری بکله نامربوط (از جهت فاصلهی مهیبِ جغرافیایی، با مکانِ هاجر و اسماعیل و ابراهیم) سرگردانی هاجر برای یافتن آب پیوند زدند تا مشروعیت مناسک را بازآفرینی کنند.
🪵 آیینهای باروری، برهنگی و جنسیت در حجاز باستان
🌱♥️ شبیهسازی کیهانی و آیین باروری (Fertility Rites):
👼🏻🙄 برهنگی در معابد باستانی (مانند معابد ایشتار در بینالنهرین یا هکتور در مدیترانه) نماد بازگشت به وضعیت نخستین خلقت، خلوص مطلق و عاری شدن از تعلقات دنیوی بود. در این میان، زنان نیز کاملاً عریان طواف میکردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🏛 دوران خزاعه و انقلاب مذهبی عمرو بن لحی:
🔸خزاعه پس از اخراج قبیله جُرهُم حاکم مکه شد. عمرو بن لحی، بزرگِ خزاعه، در سفری تجاری به شام و بینالنهرین (منطقه هیت در انباره ساحل فرات)، با پرستش بتها آشنا شد. او خدای باران و باروری آنها یعنی هبل را که مجسمهای از عقیق سرخ به شکل انسان بود خریداری کرد و به مکه آورد. از آنجا که دست راست هبل شکسته بود، برای آن دستی از طلای ناب ساختند. او همچنین چاه زمزم را که جُرهمیها هنگام فرار پر کرده و پنهان کرده بودند، مدیریت کرد و بتها را در جوار آن قرار داد.
🏴☠️ مکر و کلاهبرداری بزرگ جد محمد
😎 قصی بن کلاب، جد چهارم محمد بن عبدالله، با دختر حلیل بن حبشیه (آخرین حاکم خزاعی کعبه) ازدواج کرد. ویدیو به روایت ظریف تاریخی اشاره میکند:
پس از مرگ حلیل، تولیت کعبه به ابوغبشان خزاعی رسید که مردی دائمالخمر بود. قصی بن کلاب در یک مجلس بزم در منطقه طائف، ابوغبشان را مست کرد و کلیدهای کعبه (سدانت) را در ازای یک مشک شراب و یک شتر جوان (قعود) از او خرید.
😈 این واقعه در امثال عرب به «خسارتتر از معامله ابوغبشان» (أخسر من صفقة أبي غبشان) معروف شد.
قصی (جد محمد) با این «مکر و کلاهبرداریِ بزرگِ اقتصادی»، قریش را از حالت بدوی و پراکندگی در درهها به شهرنشینان صاحب قدرت مکه (قریش البطاح) تبدیل کرد و مناسک حج را به عنوان یک ساختار توریستی-تجاری سازماندهی مجدد نمود.
🗿♥️ اسطورهشناسی سازه و بتهای جنسی صفا و مروه
🔸ویدیو لایههای اسطورهای بازسازی کعبه (که در متون اسلامی تا ۱۲ بار ذکر شده؛ از ملائکه و آدم تا قریش و ابنزبیر) را در کنار اساطیر محلی بتها قرار میدهد.
🔮 تئوری تئوفانی سنگی اساف و نائله
طبق روایت ابنکلبی در کتاب الاصنام، اساف بن بغی و نائله بنت ذئب،
دو عاشق از قبیله جُرهم بودند که در جریان حج، درون خانه کعبه خلوت کرده و مرتکب عمل جنسی شدند. مسخ شدن آنها به سنگ، در ابتدا به عنوان تابوی مذهبی و مایه عبرت (مثله) در نظر گرفته شد. اما با جابجایی قبایل و ورود خزاعه و قریش، این دو سنگ هویت مذهبی جدیدی یافتند: اساف بر تپه صفا نصب شد و نائله بر مروه. زائران جاهلی هنگام سعی، این دو بت را استلام (لمس و تقرب) میکردند و برای آنها قربانی میکردند.
🕌 بحران الهیاتی مسلمانان در صفا و مروه
😣 پس از فتح مکه و شکستن بتها، انصار و مهاجران از انجام «سعی» امتناع میکردند، زیرا در ذهنیت جمعی آنها، دویدن میان صفا و مروه یک آیین کاملاً وثنی و مرتبط با عملِ جنسیِ مجازاتشده در معبد توسطِ اساف و نائله بود. این امر با ساختِ آیهی ۱۵۸ سوره بقره برطرف شد.
[👆مشابه با حلالسازی تجاوز به زنانِ اسیر شوهردار، یا حلالسازیِ نظر جنسی و رابطه با عروسِ پسرخوانده - با وجود اختلاف سنی جدی-، یا مشروعسازیِ آتشزدنِ منابعِ اقتصادی (نخلها) و مناطق مسکونی در جنگ، با نازلسازی/ساختِ آیات و انتسابشان به اراده و کلام خدا!].
🔺برسازندگانِ اسلام با حذف فیزیکی مجسمهها، «مکانآرایی» (Spatialization) آیین را حفظ کردند، اما روایت آن را دگرگون ساخت و به امری بکله نامربوط (از جهت فاصلهی مهیبِ جغرافیایی، با مکانِ هاجر و اسماعیل و ابراهیم) سرگردانی هاجر برای یافتن آب پیوند زدند تا مشروعیت مناسک را بازآفرینی کنند.
🪵 آیینهای باروری، برهنگی و جنسیت در حجاز باستان
*پژوهش تطبیقی و بسط علمی (منابع: **اخبار مکه ازرقی، **المحبر ابنحبیب، و تحقیقات دکتر جواد علی در **المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام):*
🔻برای درک علت برهنگی و طواف عریان در جاهلیت، باید به مفاهیم «تابو و قداست» در ادیان باستانی رجوع کرد. این اعمال صرفاً از روی بیبندوباری نبود، بلکه ریشه در دو ساختار عقیدتی داشت:
👑 منطق طبقاتی قریش (آیین حُمُس):
قریش و کنانه (حمس) خود را اهل حرم و پاک میدانستند. آنها قانونی وضع کردند که زائران خارجی (حِلّ) حق ندارند با لباسهای معمولی خود که در آنها مرتکب گناه (معصیت) شدهاند، طواف کنند.
🫣زائر یا باید لباسی از قریش اجاره میکرد (ثیاب الحمس) یا اگر پولی نداشت، باید کاملاً برهنه (عُریان) طواف میکرد.
لباسهای رها شده پس از طواف «لَقی» نامیده میشد و دیگر کسی حق لمس یا استفاده از آنها را نداشت، چون تابو شده بود.
🌱♥️ شبیهسازی کیهانی و آیین باروری (Fertility Rites):
👼🏻🙄 برهنگی در معابد باستانی (مانند معابد ایشتار در بینالنهرین یا هکتور در مدیترانه) نماد بازگشت به وضعیت نخستین خلقت، خلوص مطلق و عاری شدن از تعلقات دنیوی بود. در این میان، زنان نیز کاملاً عریان طواف میکردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
الحج -
Join this channel to get access to perks:
https://www.youtube.com/channel/UC93Uz5V5mWgmG88CtPjPw1A/join
https://www.youtube.com/channel/UC93Uz5V5mWgmG88CtPjPw1A/join
📺 تبارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج (۳)
💃🏻 ابنحبیب بغدادی در کتاب المحبر بنمایه این طواف را ثبت کرده است. زنان قبیله ضبیعه یا بنیعامر در حالی که کاملاً عریان بودند، دستهای خود را روی اندام جنسی خود میگذاشتند و این رجز معروف را میخواندند:
🔞🌱 مقدسسازی اندام جنسی و مام زمین:
🔻این برهنگی با لمس حجرالاسود و سنگهای کعبه گره خورده بود. در روانشناسی بدوی، سنگهای روان و ایستاده (نُصُب / انصاب) نماد ایستادگی، ثبات و اسپرم خدایان مذکر مانند هبل بودند و خانه کعبه یا خود سنگ کعبه به عنوان رحم یا نماد خدای مؤنث مانند اللات یا العزی تلقی میشد.
🔻زنان با سایش بدن عریان خود به این سنگها، به دنبال بَرکه یعنی تولید مثل، رفع نازایی و بقای قبیله بودند!
🔺سازندگانِ اسلام این ساختار جنسی را با جایگزین کردنِ جامه احرام که خود نوعی پوشش بدوی، ساده و بدون دوخت است و برابری نخستین را بازسازی میکند، ویرایش کردند، اما عمل فیزیکی طواف و استلام سنگها را ابقا نمودند.
🕋 فتیشیسم سنگی و دگرگونی نمادین رمی جمرات
🗿 لی تولاتریا (Litholatry):
🔸ویدیو بر تسلط عنصر سنگ در حج تمرکز دارد که در اصطلاح دینشناسی به آن پرستش سنگ میگویند. اعراب باستان
👹 تغییر ابژه در رمی جمرات (از ابورغال تا شیطان):
🔻یکی از جالبترین نکات جزیی ویدیو، ریشهشناسی تاریخی سنت سنگسار در منی است. در دوران پیش از اسلام، اعراب به سوی قبر شخصی به نام ابورغال سنگ پرتاب میکردند. ابورغال راهنمای لشکر ابرهه (پادشاه حبشه) برای نابودی کعبه بود و در مسیر مکه درگذشت. اعراب به نشانه انزجار از این خیانت ملی قبیلهای، قبر او را در منطقه مغمس در نزدیکی مکه سنگباران میکردند.
🔺سازندگانِ اسلام این آیینِ ملموس و تاریخیِ سنگساری خائن را تحریف معنایی کردند و آن را به یک درام کیهانی مذهبی تبدیل کردند: سنگساری شیطان (رمی جمرات) در محل فریب دادن ابراهیم! [بالای هزار کیلومتر دورتر!]
🗣 جامعهشناسی قبایل: سیستمهای حمُس، حل، طُلَس و تلبیدها
📜 کاستها و طبقات مذهبی:
برنامه با استناد به تاریخ یعقوبی به تشریح دقیق کاستها یا نظامهای طبقاتی مذهبی در حجاز پیش از اسلام میپردازد:
🔹 طبقه مذهبی حُمُس (متعصبان و سرسختان):
👥 قبایل شامل شده: قریش، کنانه، خزاعه، ثقیف.
⚖️ قوانین و امتیازات ویژه در حج: عدم خروج از حریف حرم در وقوف (به عرفات نمیرفتند و در مزدلفه میایستادند)، طواف با لباس خود، انحصار فروش لباس به زائران.
🔶 طبقه مذهبی حِلّ (آزادان و خارجیان):
👥 قبایل شامل شده: تمیم، ضبیعه، ربیعه و قبایل نجد و یمن.
⚖️ قوانین و امتیازات ویژه در حج: مجبور به وقوف در عرفات، ممنوعیت ورود با لباس خود به کعبه مگر با طواف عریان یا خرید لباس حُمُس.
🔻 طبقه مذهبی طُلَس (خاکستریها):
👥 قبایل شامل شده: قبایل یمن و حضرموت.
⚖️ قوانین و امتیازات ویژه در حج: لباسی میان حمس و حل داشتند؛ در پوشش آزاد بودند اما طواف را برهنه انجام نمیدادند و آداب تلفیقی داشتند.
🎶 تلبیدها به عنوان ترانههای هویتی (Polytheistic Talbiyah):
🔸تلبید در جاهلیت، بیانیه رسمی توتمیستی و سیاسی هر قبیله بود. دکتر ثریماخوس در ویدیو توضیح میدهد که هر قبیله ابتدا بت خود را لبیک میگفت.
🦅 تلبید قبیله عک:
🔻آنها دو غلام سیاهپوست و تنومند را پیشاپیش کاروان میفرستادند. غلامان فریاد میزدند:
و کاروان پشت سر آنها پاسخ میداد:
🤝 تلبید قریش و ساختار شرک شریکمحور:
قریش میگفت: «لبیک لا شریک لک، إلا شریکاً هو لک، تملکه وما ملک». این تلبید نشاندهنده یک سیستم هنوتئیسم یعنی پرستش خدای یگانه در عین قبول خدایان کوچکتر است. اسلام با حذف استثنای عبارت عربی [إلا شریکاً هو لک، تملکه وما ملک]، مهندسی متن را به نفع توحید مطلق تغییر داد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
💃🏻 ابنحبیب بغدادی در کتاب المحبر بنمایه این طواف را ثبت کرده است. زنان قبیله ضبیعه یا بنیعامر در حالی که کاملاً عریان بودند، دستهای خود را روی اندام جنسی خود میگذاشتند و این رجز معروف را میخواندند:
💬 «امروز بخشی یا همه آن اندام نمایان میشود / اما هر چه از آن آشکار شود را بر کسی حلال نمیکنم».
🔞🌱 مقدسسازی اندام جنسی و مام زمین:
🔻این برهنگی با لمس حجرالاسود و سنگهای کعبه گره خورده بود. در روانشناسی بدوی، سنگهای روان و ایستاده (نُصُب / انصاب) نماد ایستادگی، ثبات و اسپرم خدایان مذکر مانند هبل بودند و خانه کعبه یا خود سنگ کعبه به عنوان رحم یا نماد خدای مؤنث مانند اللات یا العزی تلقی میشد.
🔻زنان با سایش بدن عریان خود به این سنگها، به دنبال بَرکه یعنی تولید مثل، رفع نازایی و بقای قبیله بودند!
🔺سازندگانِ اسلام این ساختار جنسی را با جایگزین کردنِ جامه احرام که خود نوعی پوشش بدوی، ساده و بدون دوخت است و برابری نخستین را بازسازی میکند، ویرایش کردند، اما عمل فیزیکی طواف و استلام سنگها را ابقا نمودند.
🕋 فتیشیسم سنگی و دگرگونی نمادین رمی جمرات
🗿 لی تولاتریا (Litholatry):
🔸ویدیو بر تسلط عنصر سنگ در حج تمرکز دارد که در اصطلاح دینشناسی به آن پرستش سنگ میگویند. اعراب باستان
هرگاه از مکه هجرت میکردند، سنگی از سنگهای حرم را به عنوان تبرک با خود میبردند و هر جا فرود میآمدند، آن را طواف میکردند.
👹 تغییر ابژه در رمی جمرات (از ابورغال تا شیطان):
🔻یکی از جالبترین نکات جزیی ویدیو، ریشهشناسی تاریخی سنت سنگسار در منی است. در دوران پیش از اسلام، اعراب به سوی قبر شخصی به نام ابورغال سنگ پرتاب میکردند. ابورغال راهنمای لشکر ابرهه (پادشاه حبشه) برای نابودی کعبه بود و در مسیر مکه درگذشت. اعراب به نشانه انزجار از این خیانت ملی قبیلهای، قبر او را در منطقه مغمس در نزدیکی مکه سنگباران میکردند.
🔺سازندگانِ اسلام این آیینِ ملموس و تاریخیِ سنگساری خائن را تحریف معنایی کردند و آن را به یک درام کیهانی مذهبی تبدیل کردند: سنگساری شیطان (رمی جمرات) در محل فریب دادن ابراهیم! [بالای هزار کیلومتر دورتر!]
🗣 جامعهشناسی قبایل: سیستمهای حمُس، حل، طُلَس و تلبیدها
📜 کاستها و طبقات مذهبی:
برنامه با استناد به تاریخ یعقوبی به تشریح دقیق کاستها یا نظامهای طبقاتی مذهبی در حجاز پیش از اسلام میپردازد:
🔹 طبقه مذهبی حُمُس (متعصبان و سرسختان):
👥 قبایل شامل شده: قریش، کنانه، خزاعه، ثقیف.
⚖️ قوانین و امتیازات ویژه در حج: عدم خروج از حریف حرم در وقوف (به عرفات نمیرفتند و در مزدلفه میایستادند)، طواف با لباس خود، انحصار فروش لباس به زائران.
🔶 طبقه مذهبی حِلّ (آزادان و خارجیان):
👥 قبایل شامل شده: تمیم، ضبیعه، ربیعه و قبایل نجد و یمن.
⚖️ قوانین و امتیازات ویژه در حج: مجبور به وقوف در عرفات، ممنوعیت ورود با لباس خود به کعبه مگر با طواف عریان یا خرید لباس حُمُس.
🔻 طبقه مذهبی طُلَس (خاکستریها):
👥 قبایل شامل شده: قبایل یمن و حضرموت.
⚖️ قوانین و امتیازات ویژه در حج: لباسی میان حمس و حل داشتند؛ در پوشش آزاد بودند اما طواف را برهنه انجام نمیدادند و آداب تلفیقی داشتند.
🎶 تلبیدها به عنوان ترانههای هویتی (Polytheistic Talbiyah):
🔸تلبید در جاهلیت، بیانیه رسمی توتمیستی و سیاسی هر قبیله بود. دکتر ثریماخوس در ویدیو توضیح میدهد که هر قبیله ابتدا بت خود را لبیک میگفت.
🦅 تلبید قبیله عک:
🔻آنها دو غلام سیاهپوست و تنومند را پیشاپیش کاروان میفرستادند. غلامان فریاد میزدند:
«نحن غرابا عک!» (ما کلاغهای سیاه قبیله عک هستیم!)
و کاروان پشت سر آنها پاسخ میداد:
«عکّ إليک عانية / عبادک اليمانية / كيما نحج الثانية» (قبیله عک با فروتنی به سوی تو آمده است، بندگان یمنی تو هستند تا برای بار دوم حج بگزارند).
🤝 تلبید قریش و ساختار شرک شریکمحور:
قریش میگفت: «لبیک لا شریک لک، إلا شریکاً هو لک، تملکه وما ملک». این تلبید نشاندهنده یک سیستم هنوتئیسم یعنی پرستش خدای یگانه در عین قبول خدایان کوچکتر است. اسلام با حذف استثنای عبارت عربی [إلا شریکاً هو لک، تملکه وما ملک]، مهندسی متن را به نفع توحید مطلق تغییر داد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
الحج -
Join this channel to get access to perks:
https://www.youtube.com/channel/UC93Uz5V5mWgmG88CtPjPw1A/join
https://www.youtube.com/channel/UC93Uz5V5mWgmG88CtPjPw1A/join
📺 تبارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج (۴)
🔍 ریشهشناسی فیلولوژیک و پیوندهای تمدنی مکه
🗺 پیوند به تمدنهای بزرگ شرقی
🔻در بخش پایانی، برنامه از جغرافیا و لغتشناسی برای پیوند دادن مکه به تمدنهای بزرگتر شرقی استفاده میکند.
🌙 فرضیه ثریا منقوش (خدای سبائی المقه):
🔸ثریا منقوش، پژوهشگر فقید یمنی، در کتاب الیمن فی تاریخ ابن خلدون استدلال میکند که نام مکه اشتقاقی از کلمه المقه (خدای باران، باروری و ماه در تمدن سبا) است. پس از فاجعه سیل ارم و ویرانی سد مأرب، قبایل قحطانی و یمنی مانند خزاعه و ازد به شمال کوچ کردند و کانونهای مذهبی خود را با نام خدایانشان بازسازی کردند. بکه یا مکه در این فرضیه، معبد یا بیتِ خدایِ المقه (خدای باران، باروری و ماه) است.
🔶 تأثیرپذیری از معماری کاروانی شمال (الحضر و پترا)
ساخت کعبه به عنوان یک بنای تاسیساتی-مذهبی در دل یک وادی غیر ذیزرع (دره بیآب و علف)، دقیقاً الگوبرداری از شهرهای کاروانی نبطیان در پترا و شهر الحضر (Hatra) در نجد/عراق باستان است.
🟢🗿🗽🟩 این شهرهای دایرهای یا مربعی، یک «بیت خدایان» مرکزی داشتند که تمام قبایل بیابانگرد برای تجارت و تبرک اسلحه و کالا به آنجا میآمدند. مکه قصی بن کلاب، بازآفرینی دقیق همین مدل اقتصادی-مذهبی تمدنهای شمال و جنوب شبهجزیره بود که بعدها در قالب ساختار خلافت اسلامی، جهانی شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔍 ریشهشناسی فیلولوژیک و پیوندهای تمدنی مکه
🗺 پیوند به تمدنهای بزرگ شرقی
🔻در بخش پایانی، برنامه از جغرافیا و لغتشناسی برای پیوند دادن مکه به تمدنهای بزرگتر شرقی استفاده میکند.
🌙 فرضیه ثریا منقوش (خدای سبائی المقه):
🔸ثریا منقوش، پژوهشگر فقید یمنی، در کتاب الیمن فی تاریخ ابن خلدون استدلال میکند که نام مکه اشتقاقی از کلمه المقه (خدای باران، باروری و ماه در تمدن سبا) است. پس از فاجعه سیل ارم و ویرانی سد مأرب، قبایل قحطانی و یمنی مانند خزاعه و ازد به شمال کوچ کردند و کانونهای مذهبی خود را با نام خدایانشان بازسازی کردند. بکه یا مکه در این فرضیه، معبد یا بیتِ خدایِ المقه (خدای باران، باروری و ماه) است.
🔶 تأثیرپذیری از معماری کاروانی شمال (الحضر و پترا)
ساخت کعبه به عنوان یک بنای تاسیساتی-مذهبی در دل یک وادی غیر ذیزرع (دره بیآب و علف)، دقیقاً الگوبرداری از شهرهای کاروانی نبطیان در پترا و شهر الحضر (Hatra) در نجد/عراق باستان است.
🟢🗿🗽🟩 این شهرهای دایرهای یا مربعی، یک «بیت خدایان» مرکزی داشتند که تمام قبایل بیابانگرد برای تجارت و تبرک اسلحه و کالا به آنجا میآمدند. مکه قصی بن کلاب، بازآفرینی دقیق همین مدل اقتصادی-مذهبی تمدنهای شمال و جنوب شبهجزیره بود که بعدها در قالب ساختار خلافت اسلامی، جهانی شد.
🔻کعبه - مکه
🗄 پترانامه
📕ابراهیم: افسانۀ «سفر به حجاز»
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕از بکه تا مکه -قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن-
📺 مراحل تغییر قبله در اسلام
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه
📻 مثلثِ «مرو، مکه، پترا» از توهم تا واقعیت
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
🔻جغرافیای قرآن
📻 راز شهر مقدس گمشده
📻 تین و زیتون: اسمِ مکان و نه میوه!
📻 کعبه: از سراب حجاز تا حقیقت مکتومِ پترا
📕تناقضِ شنهای جنوب با سنگهای ثمود
📕پژوهشی بر ریشههای قرآن
📕قوم لوط و پترا: ویرانهها آدرس میدهند، افلاتعقلون؟!
🔻اودون لافونتن
📻«جغرافیای قرآن» علیه تاریخسازی عباسی
— مکه: دریانوردی، کشاورزی و دامداری
📺 کشاورزان مکه
📺 «ماهی تازه» در مکه؟
📻 افشای تاریخ مکتوم اسلام
🔻پاتریشیا کرون
📺 تجارت مکیان و ظهور اسلام
📺 هاجریسم (۱ پاتریشیا کرون) (۲: سبئوس)
📺 علی یا ایاس بن قبیصه الطائی؟
🔻عباسیان و ساخت ایدئولوژی - دین
📻 رمضان عباسی: مهندسی مناسک، ساخت یک امت
📺 ریشههای مبهم عباسیان و نقش آنها در شکلگیری اولیه اسلام
📺 آیا قبل از اسلام عربهایی وجود داشتند؟
📺 تبارِ خرافۀ عذاب قبر
📕عباسیان: تغییر قبله و تحریف قرآن
📻 انفصال عباسیان از مسیحیت اموی
📻 سلمان و تاریختراشی عباسی
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📻 سیاهچالۀ تاریخ اسلام
📕خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 تناقض حملات صلیبی
📺 مغاک تیرۀ تاریخ
.
#بازنگری #نقد_اسلام #حج #مکه #کعبه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 درون ایران، فراتر از افراطگرایی — گفتگو با امام #محمد_توحیدی (۱/۲) 🔸محمد توحیدی، معروف به "امام صلح"، یک شخصیت مذهبی و اجتماعی است که به ترویج صلح و همزیستی مسالمتآمیز بین ادیان و فرهنگها میپردازد. او به عنوان یک مفسر قرآن و فعال اجتماعی شناخته میشود…
🌱 جهت اطلاعِ عزیزانی که تازه به نت وصل شدهاند:
👆👇این پست، اولین پست گزارشِ یوتیوبیِ و ترجمۀ نقدآگین در ایام قطعِ سراسریِ اینترنت بود. موارد بعدی هم در همین پست، به شکل فهرست هایپرلینکی ذکر میشوند:
1️⃣ درون ایران، فراتر از افراطگرایی
— گفتگو با امام #محمد_توحیدی
2️⃣ تجارت بردهای که دربارهاش نشنیدهاید
— تجارت برده عربی: تاریخچه پنهان، قوانین و مقایسه جامع آن در پهنه جهانی
3️⃣ سم هریس: معنویت برای ناباوران
4️⃣ چگونه خرافه شکل میگیرد؟ از خرافه تا آیین
5️⃣ تلهی قطعیت: کییرکگور، خود-یاری و فلسفهی کلیکبیت
6️⃣ ریشههای غربی: نهادینهشدنِ دوگانگیِ کلیسا و دولت
7️⃣ آیا «خروج بنیاسرائیل از مصر» واقعیتی تاریخی بوده است؟
8️⃣ پیش از آنکه اسلام، اسلام شود
— حقایقی درباره ریشههای آن در گفتگو با دکتر مایکل پن
9️⃣ تحلیلی بر سفر درونی و مفهوم دایمون
— گفتگوی برناردو کاستروپ (فیلسوف و نویسنده) و پاتریک
0️⃣1️⃣ چرا شما در حقیقت «تمامِ موجوداتِ آگاه» هستید؟
— مصاحبهی Closer To Truth با آرنولد زوبوف (فیلسوف)
1️⃣1️⃣ آیا محمد آیات قرآن را میفهمید؟!
— چرا محمد (مولف قرآن) آیات غیرقابل فهم را در قرآن گذاشت؟
2️⃣1️⃣ «الرحمان» خدایی شناسا یا بیگانه؟
3️⃣1️⃣ ریشهیابی روانشناختی و تاریخی زنستیزی: از ترس پنهان تا فرافکنی بیرونی
4️⃣1️⃣ تکامل اهدف، دنیل دنت
5️⃣1️⃣ ریشههای واقعی و پاگانیستیِ آدم و حوا
— «لانۀ خرگوشی» تاریخی
6️⃣1️⃣ کتابِ صوتیِ «نقد نماز» (بخش اول)
7️⃣1️⃣ نظریههایی دربارۀ منشأ دین
— کتاب دین انسان | قسمت ۱۵
8️⃣1️⃣ عهد جدید یک ساختار ادبی بود
9️⃣1️⃣ تورات ربطی به تاریخ ندارد (۱/۲)
—یهودیت ۲ قرن قبل از میلاد شروع شد!
0️⃣2️⃣ چه کسانی موسی را ساختند؟ چرا؟
1️⃣2️⃣ آیا سرمایهداری بدون «ساعت» قابلِ ظهور بود؟
2️⃣2️⃣ خدا و رنج
— ویلیام لین کریگ در مقابل الکس اوکانر
3️⃣2️⃣ یوسف ابن رجاء: فقیهِ قرونِ وسطایی که مسیحی شد
4️⃣2️⃣ تبارشناسی آیین مشرکانۀ حج
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👆👇این پست، اولین پست گزارشِ یوتیوبیِ و ترجمۀ نقدآگین در ایام قطعِ سراسریِ اینترنت بود. موارد بعدی هم در همین پست، به شکل فهرست هایپرلینکی ذکر میشوند:
1️⃣ درون ایران، فراتر از افراطگرایی
— گفتگو با امام #محمد_توحیدی
2️⃣ تجارت بردهای که دربارهاش نشنیدهاید
— تجارت برده عربی: تاریخچه پنهان، قوانین و مقایسه جامع آن در پهنه جهانی
3️⃣ سم هریس: معنویت برای ناباوران
4️⃣ چگونه خرافه شکل میگیرد؟ از خرافه تا آیین
5️⃣ تلهی قطعیت: کییرکگور، خود-یاری و فلسفهی کلیکبیت
6️⃣ ریشههای غربی: نهادینهشدنِ دوگانگیِ کلیسا و دولت
7️⃣ آیا «خروج بنیاسرائیل از مصر» واقعیتی تاریخی بوده است؟
8️⃣ پیش از آنکه اسلام، اسلام شود
— حقایقی درباره ریشههای آن در گفتگو با دکتر مایکل پن
9️⃣ تحلیلی بر سفر درونی و مفهوم دایمون
— گفتگوی برناردو کاستروپ (فیلسوف و نویسنده) و پاتریک
0️⃣1️⃣ چرا شما در حقیقت «تمامِ موجوداتِ آگاه» هستید؟
— مصاحبهی Closer To Truth با آرنولد زوبوف (فیلسوف)
1️⃣1️⃣ آیا محمد آیات قرآن را میفهمید؟!
— چرا محمد (مولف قرآن) آیات غیرقابل فهم را در قرآن گذاشت؟
2️⃣1️⃣ «الرحمان» خدایی شناسا یا بیگانه؟
3️⃣1️⃣ ریشهیابی روانشناختی و تاریخی زنستیزی: از ترس پنهان تا فرافکنی بیرونی
4️⃣1️⃣ تکامل اهدف، دنیل دنت
5️⃣1️⃣ ریشههای واقعی و پاگانیستیِ آدم و حوا
— «لانۀ خرگوشی» تاریخی
6️⃣1️⃣ کتابِ صوتیِ «نقد نماز» (بخش اول)
7️⃣1️⃣ نظریههایی دربارۀ منشأ دین
— کتاب دین انسان | قسمت ۱۵
8️⃣1️⃣ عهد جدید یک ساختار ادبی بود
9️⃣1️⃣ تورات ربطی به تاریخ ندارد (۱/۲)
—یهودیت ۲ قرن قبل از میلاد شروع شد!
0️⃣2️⃣ چه کسانی موسی را ساختند؟ چرا؟
1️⃣2️⃣ آیا سرمایهداری بدون «ساعت» قابلِ ظهور بود؟
2️⃣2️⃣ خدا و رنج
— ویلیام لین کریگ در مقابل الکس اوکانر
3️⃣2️⃣ یوسف ابن رجاء: فقیهِ قرونِ وسطایی که مسیحی شد
4️⃣2️⃣ تبارشناسی آیین مشرکانۀ حج
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 درون ایران، فراتر از افراطگرایی
— گفتگو با امام #محمد_توحیدی (۱/۲)
🔸محمد توحیدی، معروف به "امام صلح"، یک شخصیت مذهبی و اجتماعی است که به ترویج صلح و همزیستی مسالمتآمیز بین ادیان و فرهنگها میپردازد. او به عنوان یک مفسر قرآن و فعال اجتماعی شناخته میشود…
— گفتگو با امام #محمد_توحیدی (۱/۲)
🔸محمد توحیدی، معروف به "امام صلح"، یک شخصیت مذهبی و اجتماعی است که به ترویج صلح و همزیستی مسالمتآمیز بین ادیان و فرهنگها میپردازد. او به عنوان یک مفسر قرآن و فعال اجتماعی شناخته میشود…
نقدآگین
📺 تبارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج (۱) 🔸این ویدیو از کانال یوتیوب «أمة التنوير» (امت روشنگری) به بررسی ریشههای تاریخی، اسطورهای و پیشااسلامی مناسک حج میپردازد. 🌍 ساختار چندکعبهای جزیرةالعرب و انحصارگرایی مذهبی 🔸حج ابداع دین اسلام نیست، بلکه مناسکی است که…
Telegram
نقدآگین
🎧 تبارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج
🔸تصور کن یکی از آشناترین مناسکِ مذهبی جهان، که امروز برای صدها میلیون نفر نمادی از عبودیت و پرهیزکاریه، در آغاز، چیزی جز اجرای رقصهای برهنه برای خدایان و تقید به تابوهایی عجیب نبوده، که با رقابتهای خشنِ مافیایی گرهخورده بود.
🔸تصور کن در صحراهای عربستان باستان قدم میزنی، و به تو گفته میشود که قراره بری به زیارت کعبه، احتمالا ذهنت به تصویر آشنایی در مکه میرود، اما اگر به تو بگویند، باید انتخاب کنی که به کدام کعبه بروی، چی؟
🔺با ما همراه باشید تا ابتدا و تاریخچۀ حیرتآور، اما واقعیِ زیارت حج و کعبه را مرور کنیم.
🔸در اپیزود هشتاد و نهم از پادکست #نقدآگینگپ، به طرح و بررسی مباحث چالشی مطرح شده در مستندِ «بارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج» میپردازیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸تصور کن یکی از آشناترین مناسکِ مذهبی جهان، که امروز برای صدها میلیون نفر نمادی از عبودیت و پرهیزکاریه، در آغاز، چیزی جز اجرای رقصهای برهنه برای خدایان و تقید به تابوهایی عجیب نبوده، که با رقابتهای خشنِ مافیایی گرهخورده بود.
🔸تصور کن در صحراهای عربستان باستان قدم میزنی، و به تو گفته میشود که قراره بری به زیارت کعبه، احتمالا ذهنت به تصویر آشنایی در مکه میرود، اما اگر به تو بگویند، باید انتخاب کنی که به کدام کعبه بروی، چی؟
🔺با ما همراه باشید تا ابتدا و تاریخچۀ حیرتآور، اما واقعیِ زیارت حج و کعبه را مرور کنیم.
🔸در اپیزود هشتاد و نهم از پادکست #نقدآگینگپ، به طرح و بررسی مباحث چالشی مطرح شده در مستندِ «بارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج» میپردازیم.
🔻کعبه - مکه
🗄 پترانامه
📕ابراهیم: افسانۀ «سفر به حجاز»
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕از بکه تا مکه -قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن-
📺 مراحل تغییر قبله در اسلام
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه
📻 مثلثِ «مرو، مکه، پترا» از توهم تا واقعیت
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
🔻جغرافیای قرآن
📻 راز شهر مقدس گمشده
📻 تین و زیتون: اسمِ مکان و نه میوه!
📻 کعبه: از سراب حجاز تا حقیقت مکتومِ پترا
📕تناقضِ شنهای جنوب با سنگهای ثمود
📕پژوهشی بر ریشههای قرآن
📕قوم لوط و پترا: ویرانهها آدرس میدهند، افلاتعقلون؟!
🔻اودون لافونتن
📻«جغرافیای قرآن» علیه تاریخسازی عباسی
— مکه: دریانوردی، کشاورزی و دامداری
📺 کشاورزان مکه
📺 «ماهی تازه» در مکه؟
📻 افشای تاریخ مکتوم اسلام
🔻پاتریشیا کرون
📺 تجارت مکیان و ظهور اسلام
📺 هاجریسم (۱ پاتریشیا کرون) (۲: سبئوس)
📺 علی یا ایاس بن قبیصه الطائی؟
🔻عباسیان و ساخت ایدئولوژی - دین
📻 رمضان عباسی: مهندسی مناسک، ساخت یک امت
📺 ریشههای مبهم عباسیان و نقش آنها در شکلگیری اولیه اسلام
📺 آیا قبل از اسلام عربهایی وجود داشتند؟
📺 تبارِ خرافۀ عذاب قبر
📕عباسیان: تغییر قبله و تحریف قرآن
📻 انفصال عباسیان از مسیحیت اموی
📻 سلمان و تاریختراشی عباسی
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📻 سیاهچالۀ تاریخ اسلام
📕خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 تناقض حملات صلیبی
📺 مغاک تیرۀ تاریخ
.
#بازنگری #نقد_اسلام #حج #مکه #کعبه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🧠 میل و گرایش به اشتراکگذاری محتوای ذهنی با شیوههای متعدد، برای حفظ پیوند با گروه در ما تکامل یافته است.
🌌 در حال مشاهده و گشت بر روی عرشه بودم. آسمان شب آکنده از ستارگان بود و پنج دقیقهای بود که در تحسین و شگفتی آن غرق شده بودم، که ناگهان شهابسنگی فوقالعاده درخشان پدیدار و سپس درست در برابر چشمانم خاموش شد. این یکی از شگفتانگیزترین منظرههایی بود که در تمام عمرم مشاهده کرده بودم و از واکنش خودم حیرتزده شدم.
💬 بهجای لذت بردن از آن لحظه و تأمل در خوشاقبالی خود، بلافاصله محیط اطرافم را بررسی کردم تا ببینم آیا فرد دیگری نیز بر عرشه حضور دارد یا خیر. تنها آرزوی من این بود که با هر فردی روبرو شوم و بگویم: «آیا دیدید؟!» و حتی از سوی یک غریبه کامل پاسخ بشنوم: «بله، شگفتانگیز بود!»
🌍 بهنظر میرسد که از میان تمام تمایلاتی که تکامل در طول حیات به ما داده است، میل به اشتراکگذاری محتوای ذهنی با یکدیگر، بیتردید مهمترین نقش را در ارتقای جایگاه ما به رأس زنجیره غذایی ایفا نموده است. ما بهواسطه نیروی ذهنی خود، درندهترین شکارگران این سیاره هستیم. با این حال، حتی ذهن انسان نیز به خودی خود ویژگی ویژهای ندارد، چنانکه اگر یکی از ما را لخت و «تنها» در میان جنگل رها کنند، عملاً به عنوان طعمهای آماده برای جانوران آن منطقه به شمار میرود.
🔗 هیچ چیز برای ما مهمتر از پیوندهای اجتماعی نیست. زیرا برای بقا و تولیدمثل اجدادمان، هیچ امری به این اندازه اهمیت نداشت. در نتیجه، شیوههای متعددی برای حفظ پیوند با گروه در ما تکامل یافته است؛ و یکی از مهمترین این شیوهها، آگاهی از افکار دیگران است. آگاهی از افکار دیگران به ما کمک میکند تا با رفتارهای آینده اعضای گروه سازگار شویم و آنها را پیشبینی کنیم. همچنین، ما تمایل داریم که گروهمان از افکار و احساسات ما آگاه یابد، زیرا نمایش باورهایمان در ذهن دیگران، بهترین فرصت را برای ترغیب گروه و هدایت آن به سمت اهداف مورد نظر فراهم میسازد. پذیرش افکار و احساسات ما از سوی دیگران، جایگاه ما را در گروه تثبیت میکند و احساس امنیت نسبت به آینده را به ما میبخشد. از سوی دیگر، این دو هدف ذاتاً خودمحورانه، اساسی برای همکاری موفقیتآمیز نیز هستند؛ هنگامی که از محتوای ذهن دیگران آگاه باشیم، توانایی بسیار بیشتری برای هماهنگی اجتماعی و تقسیم کار خواهیم داشت.
🧬 بههمین دلایل، تکامل میلی همیشگی را در ما ایجاد کرده است تا محتوای ذهنی خود را به اشتراک بگذاریم، حتی در مواردی که این عمل در همان لحظه فایدهای ندارد. این میل به اشتراکگذاری تجربیات که آن شب بر عرشه کشتی بهشدت احساس کردم، در مراحل اولیه زندگی شکل میگیرد. کودکان نوپا دائماً در حال توصیف جهان هستند و به افراد و اشیاء اشاره میکنند، صرفاً برای ایجاد توجه مشترک. میل به اشتراکگذاری فهم و تجربیات ما فراتر از چارچوب تبادل دانش و شناخت میرود، زیرا ما خواهان اشتراکگذاری واکنشهای عاطفی خود با دیگران نیز هستیم. برای آنکه گروه ما بتواند با یک تهدید یا فرصت بهطور بهینه و مؤثر مواجه شود، باید ادراک همه ما از این موقعیت یکسان باشد؛ از همین رو تکامل یافتهایم که در پی دستیابی به اجماع عاطفی باشیم. شاید در زندگی چیزی ناراحتکنندهتر از این نباشد که داستانی عاطفی برای فردی تعریف کنید و واکنش او بیاعتنایی یا ابراز احساسی متضاد با احساسات خودتان باشد. این نیاز به مشارکت در تجربه عاطفی، منشأ تقریباً تمام موارد اغراق و بزرگنمایی است. اگر نگران باشید که تجربه صیدشده تأثیر لازم را بر شما نگذارد، داستانم شاخ و برگ پیدا میکند و ماهی در آن بزرگتر از واقعیت بهنظر میرسد.
📖 هنگامی که اغراق میکنیم یا شایعهپراکنی مینماییم، درک شنوندگان از واقعیت را مخدوش میسازیم. این مسئله را میتوان یکی از عوارض جانبی پرهزینه نیاز به مشارکت دیگران در عواطف دانست، اما نباید از این واقعیت غافل شد که اشتراک عاطفی ریشه تقریباً تمام تعاملات اجتماعی موفق است.
📕 جهش اجتماعی
✍️ ویلیام فون هیپل
♻️ ترجمه: میثم محمدامینی
@CE7EN
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🌌 در حال مشاهده و گشت بر روی عرشه بودم. آسمان شب آکنده از ستارگان بود و پنج دقیقهای بود که در تحسین و شگفتی آن غرق شده بودم، که ناگهان شهابسنگی فوقالعاده درخشان پدیدار و سپس درست در برابر چشمانم خاموش شد. این یکی از شگفتانگیزترین منظرههایی بود که در تمام عمرم مشاهده کرده بودم و از واکنش خودم حیرتزده شدم.
💬 بهجای لذت بردن از آن لحظه و تأمل در خوشاقبالی خود، بلافاصله محیط اطرافم را بررسی کردم تا ببینم آیا فرد دیگری نیز بر عرشه حضور دارد یا خیر. تنها آرزوی من این بود که با هر فردی روبرو شوم و بگویم: «آیا دیدید؟!» و حتی از سوی یک غریبه کامل پاسخ بشنوم: «بله، شگفتانگیز بود!»
🌍 بهنظر میرسد که از میان تمام تمایلاتی که تکامل در طول حیات به ما داده است، میل به اشتراکگذاری محتوای ذهنی با یکدیگر، بیتردید مهمترین نقش را در ارتقای جایگاه ما به رأس زنجیره غذایی ایفا نموده است. ما بهواسطه نیروی ذهنی خود، درندهترین شکارگران این سیاره هستیم. با این حال، حتی ذهن انسان نیز به خودی خود ویژگی ویژهای ندارد، چنانکه اگر یکی از ما را لخت و «تنها» در میان جنگل رها کنند، عملاً به عنوان طعمهای آماده برای جانوران آن منطقه به شمار میرود.
🔗 هیچ چیز برای ما مهمتر از پیوندهای اجتماعی نیست. زیرا برای بقا و تولیدمثل اجدادمان، هیچ امری به این اندازه اهمیت نداشت. در نتیجه، شیوههای متعددی برای حفظ پیوند با گروه در ما تکامل یافته است؛ و یکی از مهمترین این شیوهها، آگاهی از افکار دیگران است. آگاهی از افکار دیگران به ما کمک میکند تا با رفتارهای آینده اعضای گروه سازگار شویم و آنها را پیشبینی کنیم. همچنین، ما تمایل داریم که گروهمان از افکار و احساسات ما آگاه یابد، زیرا نمایش باورهایمان در ذهن دیگران، بهترین فرصت را برای ترغیب گروه و هدایت آن به سمت اهداف مورد نظر فراهم میسازد. پذیرش افکار و احساسات ما از سوی دیگران، جایگاه ما را در گروه تثبیت میکند و احساس امنیت نسبت به آینده را به ما میبخشد. از سوی دیگر، این دو هدف ذاتاً خودمحورانه، اساسی برای همکاری موفقیتآمیز نیز هستند؛ هنگامی که از محتوای ذهن دیگران آگاه باشیم، توانایی بسیار بیشتری برای هماهنگی اجتماعی و تقسیم کار خواهیم داشت.
🧬 بههمین دلایل، تکامل میلی همیشگی را در ما ایجاد کرده است تا محتوای ذهنی خود را به اشتراک بگذاریم، حتی در مواردی که این عمل در همان لحظه فایدهای ندارد. این میل به اشتراکگذاری تجربیات که آن شب بر عرشه کشتی بهشدت احساس کردم، در مراحل اولیه زندگی شکل میگیرد. کودکان نوپا دائماً در حال توصیف جهان هستند و به افراد و اشیاء اشاره میکنند، صرفاً برای ایجاد توجه مشترک. میل به اشتراکگذاری فهم و تجربیات ما فراتر از چارچوب تبادل دانش و شناخت میرود، زیرا ما خواهان اشتراکگذاری واکنشهای عاطفی خود با دیگران نیز هستیم. برای آنکه گروه ما بتواند با یک تهدید یا فرصت بهطور بهینه و مؤثر مواجه شود، باید ادراک همه ما از این موقعیت یکسان باشد؛ از همین رو تکامل یافتهایم که در پی دستیابی به اجماع عاطفی باشیم. شاید در زندگی چیزی ناراحتکنندهتر از این نباشد که داستانی عاطفی برای فردی تعریف کنید و واکنش او بیاعتنایی یا ابراز احساسی متضاد با احساسات خودتان باشد. این نیاز به مشارکت در تجربه عاطفی، منشأ تقریباً تمام موارد اغراق و بزرگنمایی است. اگر نگران باشید که تجربه صیدشده تأثیر لازم را بر شما نگذارد، داستانم شاخ و برگ پیدا میکند و ماهی در آن بزرگتر از واقعیت بهنظر میرسد.
📖 هنگامی که اغراق میکنیم یا شایعهپراکنی مینماییم، درک شنوندگان از واقعیت را مخدوش میسازیم. این مسئله را میتوان یکی از عوارض جانبی پرهزینه نیاز به مشارکت دیگران در عواطف دانست، اما نباید از این واقعیت غافل شد که اشتراک عاطفی ریشه تقریباً تمام تعاملات اجتماعی موفق است.
📕 جهش اجتماعی
✍️ ویلیام فون هیپل
♻️ ترجمه: میثم محمدامینی
@CE7EN
.
#گزیدهکتاب #زیست_روان #روانشناسی_تکاملی #چیستا #علمی #دگرگونش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📜 سال ۱۳۵۳ سن حداقلی ازدواج برای دختران ایرانی از ۱۵ سال به ۱۸ سال ارتقا یافت.
⚖️ اما ج.ا سن حداقلی را به ۱۳ سال رساند تا کودک همسری کاملاً قانونی بشه!
🚫 جمهوری اسلامی اما ازدواج زیر ۱۳ سال برای دختران رو هم مجوز میده. فقط باید دور زده بشه، اول صیغه جاری بشه بعد برن دادگاه و قانونی اش کنن! به همین سادگی!
📊 در بهار ۱۴۰۰، حدود ۱۰ هزار دختر ۱۰ تا ۱۴ ساله در ایران شوهر داده شدند!
@farahmand_alipour
🔻یه شعاری بود اوایل انقلاب نور ۵۷ مکرر تکرار میشد توسط آخوندها و اعوانشون:
🔺حالا بعد نیمقرن، قشنگ مشخص شده این برنامهها چی بوده؛ از رساندنِ اقتصاد به وضع فاحشهخانه-کازینو، تا قتلعامِ رقبای انقلابی و چپکشی (دهه شصت)، تا قتلعام چند ده هزار نفر از ملت در کف خیابان در ۲ روز، و نابود کردن زیرساختِ اینترنت برای ۳ ماه، و البته حمایت از فریضۀ نبویِ کودکهمسری!
🔺این از «ویژگیهای منحصر به فردِ» اسلام/آخوند است که کمونیسم و سرمایهداری هرگز نمیتوانند به آنها برسند! 🤡
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⚖️ اما ج.ا سن حداقلی را به ۱۳ سال رساند تا کودک همسری کاملاً قانونی بشه!
🚫 جمهوری اسلامی اما ازدواج زیر ۱۳ سال برای دختران رو هم مجوز میده. فقط باید دور زده بشه، اول صیغه جاری بشه بعد برن دادگاه و قانونی اش کنن! به همین سادگی!
📊 در بهار ۱۴۰۰، حدود ۱۰ هزار دختر ۱۰ تا ۱۴ ساله در ایران شوهر داده شدند!
@farahmand_alipour
🔻یه شعاری بود اوایل انقلاب نور ۵۷ مکرر تکرار میشد توسط آخوندها و اعوانشون:
اسلام برنامههایی برای بشر داره که نه کمونیسم و نه سرمایهداری ندارن! و اسلام جامعِ این ایدئولوژیهای بشرساختهی شرق و غرب است!
🔺حالا بعد نیمقرن، قشنگ مشخص شده این برنامهها چی بوده؛ از رساندنِ اقتصاد به وضع فاحشهخانه-کازینو، تا قتلعامِ رقبای انقلابی و چپکشی (دهه شصت)، تا قتلعام چند ده هزار نفر از ملت در کف خیابان در ۲ روز، و نابود کردن زیرساختِ اینترنت برای ۳ ماه، و البته حمایت از فریضۀ نبویِ کودکهمسری!
🔺این از «ویژگیهای منحصر به فردِ» اسلام/آخوند است که کمونیسم و سرمایهداری هرگز نمیتوانند به آنها برسند! 🤡
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 تبارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج
— خلاصهای ویدیویی از گزارشِ مستند
🔸تصور کن یکی از آشناترین مناسکِ مذهبی جهان، که امروز برای صدها میلیون نفر نمادی از عبودیت و پرهیزکاریه، در آغاز، چیزی جز اجرای رقصهای برهنه برای خدایان و تقید به تابوهایی عجیب نبوده، که با رقابتهای خشنِ مافیایی گرهخورده بود.
🔸تصور کن در صحراهای عربستان باستان قدم میزنی، و به تو گفته میشود که قراره بری به زیارت کعبه، احتمالا ذهنت به تصویر آشنایی در مکه میرود، اما اگر به تو بگویند، باید انتخاب کنی که به کدام کعبه بروی، چی؟
🔺با ما همراه باشید تا ابتدا و تاریخچۀ حیرتآور، اما واقعیِ زیارت حج و کعبه را مرور کنیم.
📻 در اپیزود هشتاد و نهم از پادکست #نقدآگینگپ، به طرح و بررسی مباحث چالشی مطرح شده در مستندِ «بارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج» پرداختهایم.
— خلاصهای ویدیویی از گزارشِ مستند
🔸تصور کن یکی از آشناترین مناسکِ مذهبی جهان، که امروز برای صدها میلیون نفر نمادی از عبودیت و پرهیزکاریه، در آغاز، چیزی جز اجرای رقصهای برهنه برای خدایان و تقید به تابوهایی عجیب نبوده، که با رقابتهای خشنِ مافیایی گرهخورده بود.
🔸تصور کن در صحراهای عربستان باستان قدم میزنی، و به تو گفته میشود که قراره بری به زیارت کعبه، احتمالا ذهنت به تصویر آشنایی در مکه میرود، اما اگر به تو بگویند، باید انتخاب کنی که به کدام کعبه بروی، چی؟
🔺با ما همراه باشید تا ابتدا و تاریخچۀ حیرتآور، اما واقعیِ زیارت حج و کعبه را مرور کنیم.
📻 در اپیزود هشتاد و نهم از پادکست #نقدآگینگپ، به طرح و بررسی مباحث چالشی مطرح شده در مستندِ «بارشناسیِ آیینِ مشرکانۀ حج» پرداختهایم.
🔻کعبه - مکه
🗄 پترانامه
📕ابراهیم: افسانۀ «سفر به حجاز»
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕از بکه تا مکه -قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن-
📺 مراحل تغییر قبله در اسلام
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه
📻 مثلثِ «مرو، مکه، پترا» از توهم تا واقعیت
📻 مبداء اسلام: پترا، عراق یا بلخ؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 داستان #قربانی #ابراهیم (+)
— خدای ادیان سامی بهمثابه یک دوست دختر ....
📕پدیدارشناسی ابراهیم
📕تحلیل روانشناختی خدای ادیان ابراهیمی
📕ابراهیم، پدرِ معنویِ داعش
📺 پیرامون داستانهای ابراهیم
📻 در ستایش شیطان؛ تاریخ سیاست مقدس
.
#نقدخند #نقد_ادیان
➖➖➖
…
— خدای ادیان سامی بهمثابه یک دوست دختر ....
📕پدیدارشناسی ابراهیم
📕تحلیل روانشناختی خدای ادیان ابراهیمی
📕ابراهیم، پدرِ معنویِ داعش
📺 پیرامون داستانهای ابراهیم
📻 در ستایش شیطان؛ تاریخ سیاست مقدس
.
#نقدخند #نقد_ادیان
➖➖➖
…
🎭 کارمایِ یک نافرمانی: اگر ابراهیم اسماعیل را قربانی میکرد!
(۱/۲)
✍🏻 حاج #محمود_کریمی
🔥 سالهاست که در نقدِ عقلانیتِ دینی، روشنفکران و حتی طنزپردازان، انگشت اتهام را به سوی ابراهیم نشانه رفتهاند؛ پیامبری که به ندای یک رویای توهمی (یا به بیانی استعاری ملهم از یکی از استندآپ-کمدینهای مشهور، «دوستدخترِ سادیست و دیوانهاش در آسمانها») گوش سپرد و کارد بر گلوی کودک بیگناهش گذاشت. این صحنه، چه اسحاقِ روایتِ عبری باشد و چه اسماعیلِ در روایتِ عربی، همواره نمادِ غاییِ توحش و ذبحِ اخلاق و عقلِ و وجدانِ عرفی و عواطفِ والای انسانی، در پیشگاهِ اطاعتِ کورکورانه بودهاست.
🔺این نقطه، نقطهی عطفِ «سنتِ سیئه»ای در تاریخ ادیان ابراهیمی شد که در آن، «فرمانِ الهی» حتی اگر در تضادِ مطلق با بدیهیاتِ وجدان و اخلاقِِ انسانی باشد، ارجحیت داشتهباشد؛ سنتی که مسببِ امتداد و تشدیدِ فجایعِ بیشماری در طول تاریخ شده است و هنوز نیز دست از قربانیگرفتن باز نداشته؛ ما ایرانیانِ امروز، متاخرترین قربانیانِ این نظامِ اخلاقیاتِ داعشیِ مبتنی بر «فرمان الهی» هستیم.
⚖️ اما امروز بهشکلی اتفاقی، زاویهدیدی تازه و پارادوکسیکال به ذهنم متبادر شد: چه میشد اگر اسطورهی ابراهیم را با داستانِ وهمآلودِ «خضر و موسی» (که این هم برساختۀ مولفانِ قرآن بوده با تلفیق چند داستانِ بایبل) در هم بیامیزیم؟
🔺میدانیم که ابراهیمِ عهدِ عتیق، اتفاقاً یکی از مجادلهگرترین انبیاست (در کنارِ شخص ایوب)؛ کسی که برای نجاتِ قومِ لوط با خودِ یهوه چانه میزند، یا در قصۀ تالیفشده توسط مولفانِ قرآن (با تحریفِ فصلهی اصلی)، تا با دو چشمش نبیند رستاخیزِ مردگان را، نمیتوان مطمئن شود، و از شک برهد.
🔺حال تصور کنید این ابراهیمِ چانهزن، به جای موسی، همسفرِ خضر میشد. وقتی خضر گلوی کودکی را به جرمِ «اثرات احتمالیاش در آیندهی اعتقادی والدینِ مومنش» میدرید، ابراهیم چه میکرد؟ بیشک واکنش و عصیانِ او در برابرِ این جنایتِ «بهاصطلاح پیشگیرانه»، بسیار طوفانیتر و شدیدتر از موسی میبود. اما طنزِ تلخِ اسطوره اینجاست که همین ابراهیمِ عصیانگر، در برابرِ ریختنِ خونِ فرزندِ خویش، به رامترین بردهی تاریخ بدل میشود! نشانهای دیگر از تالیفیبودنِ شخصیتها در کتبِ بهاصطلاح مقدس، آن هم توسطِ مولفانِ متفاوت، بدونِ توجه به مختصاتِ ویژهی کاراکتریِ هر فرد.
📜 البته، همانطور که در پژوهشِ تحلیلیِ منتشرشده در «نقدآگین» (🔪قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز! کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟) نیز به تفصیل پرداختهشده، لایههای زیرینِ این اسطوره حقایقِ تاریکتری را زمزمه میکنند. بنا به احتمالی جدی، بنا بر بررسیهای متنی، ابراهیمِ اسطورهایِ ما، در نسخههای اولیهی این روایت، فرزندش (اسحاق در اصل، که در روایتِ مسلمانان به اسماعیل تغییر یافت) را بنا به سنتِ رایج در آن دوره، واقعاً قربانی کرده و کشته است. اما در روایتهای متأخرترِ الهیاتی، متولیانِ دین دست به یک تحریف و رتوشِ ناشیانه زدهاند (که ردپای این روتوش برای محققان باقی مانده) تا وجهِ خونریز و متوحشِ پاتریارک (پدرِ نخستین) را پشتِ صحنهپردازیهایی چون نزولِ ناگهانیِ قوچ از آسمان پنهان کنند.
👁 اما بگذارید با الهام از منطقِ داستانِ خضر، یک «تاریخِ بدیل» و تاملِ فلسفیِ جسورانه را متصور شویم. با در نظر گرفتنِ خساراتِ عظیم و جبرانناپذیری که تبارِ ایدئولوژیکِ اسماعیل و بعدتر، اسلامِ عربی، بر پیکرهی تمدنِ بشری و خردگرایی وارد کردهاند [تنها آمار جنگها و جهادهایی که این آیین جهنمی، به حکم صریحِ قرآن و سنت، رقم زده را مرور کنیم، بحث رواجِ کودکهمسری/چندهمسری و اختلاطِ امر پلشتِ سیاسی با امر دینی، با ساختِ یک کهن-الگویِ شهوانی و در عطشِ قدرت و استیلا، از رهبر دینی بهکنار]، شاید بتوان فرمانِ یهوه به ابراهیم را نه یک آزمونِ کورِ عبودیت، بلکه حکمی برآمده از «علمِ به آینده و باطنِ انسانها» در نظر گرفت؛ تصمیمی خضروار برای عقیم کردنِ یک فاجعهی تاریخی در نطفه و جلوگیری از قرنها تباهی و رنجآفرینی!
🌍 تصور کنید اسماعیل (حتی اگر اسماعیل - اسحاق در روایت اصلی- کشته شدهباشد، آنگونه که تحقیقاتِ بازنگرانه میگویند)، در وجهِ اسطورهایاش کشته میشد، یعنی در اذهانِ افراد، که در ساحتِ دین و اثرگذاری دین بر جامعه، وجه ذهنی و نمادین، اهمیت و حقیقتی مهمتر از وجه عینی و تاریخی دارد (مشابه امام زمان ۱۲۰۰ ساله که حتی متولد نشده، اما ساختهشدنِ این قصۀ مالآمال از خرافه و دروغهای شاخدار، تبعاتِ مهیب و بیپایانی در تاریخ داشته، و خونها و عمرها و ثروتها و عقلانیتها به پایش آتش گرفتهاست)؛ دیگر نقطهی کانونی و اسطورهای برای گردآمدنِ قبایلِ عرب حولِ یک هویتِ مستقل وجود نداشت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 حاج #محمود_کریمی
🔥 سالهاست که در نقدِ عقلانیتِ دینی، روشنفکران و حتی طنزپردازان، انگشت اتهام را به سوی ابراهیم نشانه رفتهاند؛ پیامبری که به ندای یک رویای توهمی (یا به بیانی استعاری ملهم از یکی از استندآپ-کمدینهای مشهور، «دوستدخترِ سادیست و دیوانهاش در آسمانها») گوش سپرد و کارد بر گلوی کودک بیگناهش گذاشت. این صحنه، چه اسحاقِ روایتِ عبری باشد و چه اسماعیلِ در روایتِ عربی، همواره نمادِ غاییِ توحش و ذبحِ اخلاق و عقلِ و وجدانِ عرفی و عواطفِ والای انسانی، در پیشگاهِ اطاعتِ کورکورانه بودهاست.
🔺این نقطه، نقطهی عطفِ «سنتِ سیئه»ای در تاریخ ادیان ابراهیمی شد که در آن، «فرمانِ الهی» حتی اگر در تضادِ مطلق با بدیهیاتِ وجدان و اخلاقِِ انسانی باشد، ارجحیت داشتهباشد؛ سنتی که مسببِ امتداد و تشدیدِ فجایعِ بیشماری در طول تاریخ شده است و هنوز نیز دست از قربانیگرفتن باز نداشته؛ ما ایرانیانِ امروز، متاخرترین قربانیانِ این نظامِ اخلاقیاتِ داعشیِ مبتنی بر «فرمان الهی» هستیم.
⚖️ اما امروز بهشکلی اتفاقی، زاویهدیدی تازه و پارادوکسیکال به ذهنم متبادر شد: چه میشد اگر اسطورهی ابراهیم را با داستانِ وهمآلودِ «خضر و موسی» (که این هم برساختۀ مولفانِ قرآن بوده با تلفیق چند داستانِ بایبل) در هم بیامیزیم؟
🔺میدانیم که ابراهیمِ عهدِ عتیق، اتفاقاً یکی از مجادلهگرترین انبیاست (در کنارِ شخص ایوب)؛ کسی که برای نجاتِ قومِ لوط با خودِ یهوه چانه میزند، یا در قصۀ تالیفشده توسط مولفانِ قرآن (با تحریفِ فصلهی اصلی)، تا با دو چشمش نبیند رستاخیزِ مردگان را، نمیتوان مطمئن شود، و از شک برهد.
🔺حال تصور کنید این ابراهیمِ چانهزن، به جای موسی، همسفرِ خضر میشد. وقتی خضر گلوی کودکی را به جرمِ «اثرات احتمالیاش در آیندهی اعتقادی والدینِ مومنش» میدرید، ابراهیم چه میکرد؟ بیشک واکنش و عصیانِ او در برابرِ این جنایتِ «بهاصطلاح پیشگیرانه»، بسیار طوفانیتر و شدیدتر از موسی میبود. اما طنزِ تلخِ اسطوره اینجاست که همین ابراهیمِ عصیانگر، در برابرِ ریختنِ خونِ فرزندِ خویش، به رامترین بردهی تاریخ بدل میشود! نشانهای دیگر از تالیفیبودنِ شخصیتها در کتبِ بهاصطلاح مقدس، آن هم توسطِ مولفانِ متفاوت، بدونِ توجه به مختصاتِ ویژهی کاراکتریِ هر فرد.
📜 البته، همانطور که در پژوهشِ تحلیلیِ منتشرشده در «نقدآگین» (🔪قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز! کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟) نیز به تفصیل پرداختهشده، لایههای زیرینِ این اسطوره حقایقِ تاریکتری را زمزمه میکنند. بنا به احتمالی جدی، بنا بر بررسیهای متنی، ابراهیمِ اسطورهایِ ما، در نسخههای اولیهی این روایت، فرزندش (اسحاق در اصل، که در روایتِ مسلمانان به اسماعیل تغییر یافت) را بنا به سنتِ رایج در آن دوره، واقعاً قربانی کرده و کشته است. اما در روایتهای متأخرترِ الهیاتی، متولیانِ دین دست به یک تحریف و رتوشِ ناشیانه زدهاند (که ردپای این روتوش برای محققان باقی مانده) تا وجهِ خونریز و متوحشِ پاتریارک (پدرِ نخستین) را پشتِ صحنهپردازیهایی چون نزولِ ناگهانیِ قوچ از آسمان پنهان کنند.
👁 اما بگذارید با الهام از منطقِ داستانِ خضر، یک «تاریخِ بدیل» و تاملِ فلسفیِ جسورانه را متصور شویم. با در نظر گرفتنِ خساراتِ عظیم و جبرانناپذیری که تبارِ ایدئولوژیکِ اسماعیل و بعدتر، اسلامِ عربی، بر پیکرهی تمدنِ بشری و خردگرایی وارد کردهاند [تنها آمار جنگها و جهادهایی که این آیین جهنمی، به حکم صریحِ قرآن و سنت، رقم زده را مرور کنیم، بحث رواجِ کودکهمسری/چندهمسری و اختلاطِ امر پلشتِ سیاسی با امر دینی، با ساختِ یک کهن-الگویِ شهوانی و در عطشِ قدرت و استیلا، از رهبر دینی بهکنار]، شاید بتوان فرمانِ یهوه به ابراهیم را نه یک آزمونِ کورِ عبودیت، بلکه حکمی برآمده از «علمِ به آینده و باطنِ انسانها» در نظر گرفت؛ تصمیمی خضروار برای عقیم کردنِ یک فاجعهی تاریخی در نطفه و جلوگیری از قرنها تباهی و رنجآفرینی!
🌍 تصور کنید اسماعیل (حتی اگر اسماعیل - اسحاق در روایت اصلی- کشته شدهباشد، آنگونه که تحقیقاتِ بازنگرانه میگویند)، در وجهِ اسطورهایاش کشته میشد، یعنی در اذهانِ افراد، که در ساحتِ دین و اثرگذاری دین بر جامعه، وجه ذهنی و نمادین، اهمیت و حقیقتی مهمتر از وجه عینی و تاریخی دارد (مشابه امام زمان ۱۲۰۰ ساله که حتی متولد نشده، اما ساختهشدنِ این قصۀ مالآمال از خرافه و دروغهای شاخدار، تبعاتِ مهیب و بیپایانی در تاریخ داشته، و خونها و عمرها و ثروتها و عقلانیتها به پایش آتش گرفتهاست)؛ دیگر نقطهی کانونی و اسطورهای برای گردآمدنِ قبایلِ عرب حولِ یک هویتِ مستقل وجود نداشت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔪قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز!
— کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: میم. الف
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «تریبون زمانه»| یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۳۰۱ واژه
🗄پست مرتبط
📻 اسحاق و ایفیگنیا…
— کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟
🖌 #ترجمه #اختصاصی_نقدآگین: میم. الف
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت «تریبون زمانه»| یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۳۰۱ واژه
🗄پست مرتبط
📻 اسحاق و ایفیگنیا…
🎭 کارمایِ یک نافرمانی: اگر ابراهیم اسماعیل را قربانی میکرد!
(۲/۲)
✍🏻 حاج #محمود_کریمی
🔺در غیابِ این تبارسازی، پروژهی برساختنِ دین-ایدئولوژیِ سیاسی-مذهبیای نوین — که برای مرزبندی با یهودیان و مسیحیان و امپراتوریِ روم و ایران (عجمها)، به اِلمانهای بهمراتب بدویتر، افراطیتر و خشنتری متوسل شد — از اساس منتفی میشد.
🔺در چنین جهانی، به احتمالِ قریب به یقین، خاورمیانهی امروز، اعراب و ایرانیان، در ادامهی سیرِ تاریخیِ خود، اکثراً پیرو سنتهای مسیحی میبودند - و البته احتمالا اگر حملهی اعراب (سارسانها/هاجریون در گزارشهای تاریخی، و نه مسلمانان!) رخ نمیداد، ایرانیان اکثرا زرتشتی باقی میماندند، یا پس از غلبۀ اعراب، به دینِ «مسیحیتِ شرقیِ» آنها میگرویدند.
🔸حذفِ همین یک گره از تاریخ، میتوانست جلوی قرنها فلاکت و درجا زدن، تنشهای ویرانگرِ ناشی از تضادِ رادیکالِ جهانبینیها، و سقوطِ دردناکِ بخشِ بزرگی از جهان به ورطهی بدویت و توحشِ مقدس را بگیرد. تاریخ، گاه در لبهی تیغِ یک اسطوره، تغییر مسیر میدهد.
🔺اسلام اساسا یک ایدئولوژیِ سیاسی بود که عناصرِ دینیِ ادیانِ قبلی را بهاستخدام خود گرفت، و از آنجا که دست به پاکسازی و دستبردنِ اساسی حافظهی مشترکِ تاریخی مومنان زد، پیروان خود را بهشکلی اساسی از مسیحیان و یهودیان جدا کرد؛ مسیحیت نیز چنین کرد، اما تفاوت مسیحیت و اسلام در این بود که:
اولا بخشی از کتابِ مقدس مسیحیان عهد عتیق است، و چنین نیست که مثل حتی علمای مسلمان، که از عهد عتیق و اناجیل بیگانهاند، از عهد عتیق بیگانه باشند و احمقانه و میمونوار، از «تحریفشدنِ کتب مقدس قبلی» سخنسرایی کنند؛
ثانیا، مسیحیت بر محورِ مهری-عرفانیسازیِ دینِ شریعتمحورِ یهود بود، اما اسلام برپایۀ غضبی-شریعتمحورسازیِ مسیحیت بود. مسیحیت خدای خشنِ یهود را زمینی و انسانی و زنانه کرد؛ اسلام، خدایی ساخت که بهمراتب از خدای یهود نیز خونخواهتر و غضبناکتر و شهوانیتر و عطشناکتر برای استیلا و سلطه بود.
🔺البته آگاهام که همهی اینها تصوراتی خیالین هستند، و مثلا با نبودِ یک اسماعیلِ اسطورهای، داستانِ دینسازیِ اعراب دچار خلل نمیشد، و دینسازان برای محمدِ خیالی و برساختۀ خود، ریشه و تباری دیگر میساختند، اما چرا خیالورزی را مختص به مومن-بردگان کنیم، که میگویند اگر امام زمان بیاید، جهان چه میشود، و هزار و یک قصه و دعا و مناسک و حتی «فرمِ حکمرانی»(!)، حول همین خیالاتِ چندلایه و مالامال از دروغ و خرافه، درست میکنند؟ خیالورزی ساحتی جذاب از بودوباشِ انسانیست، خصوصا اگر به غیرواقعیبودنِ خیالتش، اشراف داشتهباشد، و جای خیال را با واقع عوض نکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 حاج #محمود_کریمی
🔺در غیابِ این تبارسازی، پروژهی برساختنِ دین-ایدئولوژیِ سیاسی-مذهبیای نوین — که برای مرزبندی با یهودیان و مسیحیان و امپراتوریِ روم و ایران (عجمها)، به اِلمانهای بهمراتب بدویتر، افراطیتر و خشنتری متوسل شد — از اساس منتفی میشد.
🔺در چنین جهانی، به احتمالِ قریب به یقین، خاورمیانهی امروز، اعراب و ایرانیان، در ادامهی سیرِ تاریخیِ خود، اکثراً پیرو سنتهای مسیحی میبودند - و البته احتمالا اگر حملهی اعراب (سارسانها/هاجریون در گزارشهای تاریخی، و نه مسلمانان!) رخ نمیداد، ایرانیان اکثرا زرتشتی باقی میماندند، یا پس از غلبۀ اعراب، به دینِ «مسیحیتِ شرقیِ» آنها میگرویدند.
🔸حذفِ همین یک گره از تاریخ، میتوانست جلوی قرنها فلاکت و درجا زدن، تنشهای ویرانگرِ ناشی از تضادِ رادیکالِ جهانبینیها، و سقوطِ دردناکِ بخشِ بزرگی از جهان به ورطهی بدویت و توحشِ مقدس را بگیرد. تاریخ، گاه در لبهی تیغِ یک اسطوره، تغییر مسیر میدهد.
🔺اسلام اساسا یک ایدئولوژیِ سیاسی بود که عناصرِ دینیِ ادیانِ قبلی را بهاستخدام خود گرفت، و از آنجا که دست به پاکسازی و دستبردنِ اساسی حافظهی مشترکِ تاریخی مومنان زد، پیروان خود را بهشکلی اساسی از مسیحیان و یهودیان جدا کرد؛ مسیحیت نیز چنین کرد، اما تفاوت مسیحیت و اسلام در این بود که:
اولا بخشی از کتابِ مقدس مسیحیان عهد عتیق است، و چنین نیست که مثل حتی علمای مسلمان، که از عهد عتیق و اناجیل بیگانهاند، از عهد عتیق بیگانه باشند و احمقانه و میمونوار، از «تحریفشدنِ کتب مقدس قبلی» سخنسرایی کنند؛
ثانیا، مسیحیت بر محورِ مهری-عرفانیسازیِ دینِ شریعتمحورِ یهود بود، اما اسلام برپایۀ غضبی-شریعتمحورسازیِ مسیحیت بود. مسیحیت خدای خشنِ یهود را زمینی و انسانی و زنانه کرد؛ اسلام، خدایی ساخت که بهمراتب از خدای یهود نیز خونخواهتر و غضبناکتر و شهوانیتر و عطشناکتر برای استیلا و سلطه بود.
🔺البته آگاهام که همهی اینها تصوراتی خیالین هستند، و مثلا با نبودِ یک اسماعیلِ اسطورهای، داستانِ دینسازیِ اعراب دچار خلل نمیشد، و دینسازان برای محمدِ خیالی و برساختۀ خود، ریشه و تباری دیگر میساختند، اما چرا خیالورزی را مختص به مومن-بردگان کنیم، که میگویند اگر امام زمان بیاید، جهان چه میشود، و هزار و یک قصه و دعا و مناسک و حتی «فرمِ حکمرانی»(!)، حول همین خیالاتِ چندلایه و مالامال از دروغ و خرافه، درست میکنند؟ خیالورزی ساحتی جذاب از بودوباشِ انسانیست، خصوصا اگر به غیرواقعیبودنِ خیالتش، اشراف داشتهباشد، و جای خیال را با واقع عوض نکند.
🔻ابراهیم (۱)
🔪قربانی انجام شد؛ علاج، آغاز!
— کدام تحریف شده: «عصیانگر بر خدایان» یا «خونیندست به امر خدا»؟
📻 اسحاق و ایفیگنیا
📺 ابراهیمِ قرآن: در تضاد با عقل
📕ابراهیم: افسانۀ «سفر به حجاز»
🔻ابراهیم (۲)
📺 هیچ مدرکی از وجود تاریخی ابراهیم وجود ندارد
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 تیغِ باستانشناسی بر رگِ افسانهپردازی
🔻رد ادعاهای تحریف بایبل:
📺 قرآن مصدقِ بایبل، بایبل مکذبِ قرآن!
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید
📕بشارتتراشی مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 نام محمد در بایبل؟ (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
🔻خطاهای قرآن در کپی پیست:
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📺 الله و کلاغِ خاخامها
📺 کپیکاریِ الله از خاخامها؟
📺 ابراهیم در آتش: اشتباهات الله در کُپزدن!
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
📻 شکست مطلق در آزمون نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزگی!
🔻تحریف های ایدئولوژیک و غرضمندانه قرآن:
📺 تحریف ایدئولوژیک نوح توسط مولفان قرآن
📕نوح: قدیسی قهرمان یا مردی تنها و شکستخورده؟
.
#نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
The Origins of Islam Are More Mysterious Than You Think | Dr. Gabriel Said Reynolds
How should historians study the origins of Islam?
In this fascinating MythVision discussion, Gabriel Said Reynolds explores the rise of Islam, the historical Muhammad, the Quran, and the growing academic debate surrounding early Islamic history.
Were later…
In this fascinating MythVision discussion, Gabriel Said Reynolds explores the rise of Islam, the historical Muhammad, the Quran, and the growing academic debate surrounding early Islamic history.
Were later…
📺 ریشههای اسلام مرموزتر از آن چیزی است که فکر میکنید (۱)
—تاریخنگاران چگونه باید به مطالعه ریشههای اسلام بپردازند؟
🎙دکتر #گابریل_سعید_رینولدز
🔸در این بحث جذاب MythVision، گابریل سعید رینولدز به بررسی ظهور اسلام، محمد تاریخی، قرآن و بحثهای علمی رو به رشد پیرامون تاریخ اولیه اسلام میپردازد.
بخش اول: فروپاشی افسانهی «مکه، شاهراه تجاری جهان»
🔻دکتر رینولدز بحث را از جایی شروع میکند که تمام کتابهای تاریخ سنتی را به چالش میکشد. در روایت سنتی و حتی در تحلیلهای مستشرقان غربیِ قرن بیستم (مانند مونتگومری وات و ماکسیم رودنسون)، ظهور اسلام اینگونه توجیه میشد:
❌ اما رینولدز با تکیه بر متدولوژی تاریخی، این فرض را کاملاً رد میکند:
🔺مکه روی هیچ نقشهای نبود: در تمام نقشهها، مکاتبات تجاری، و اسنادِ امپراتوری بیزانس (روم شرقی)، ساسانیان و حتی پادشاهیهای یمن پیش از اسلام، هیچ نامی از مکه وجود ندارد. اگر مکه چنان قطب تجاری عظیمی بود که با هند و شام تجارت میکرد، محال بود مورخانِ یونانی، رومی یا سوری که با وسواس آمار کاروانها را ثبت میکردند، حتی یکبار به آن اشاره نکنند.
🔺جغرافیای ناممکن مکه: مکه در یک درهی لمیزرع و محصور میان کوههای سنگی است. رینولدز توضیح میدهد که اگر کسی بخواهد از یمن به شام برود، طبیعیترین و راحتترین راه، حرکت از سواحل دریای سرخ است. رفتن به مکه یعنی یک «انحراف مسیرِ فرسایشی و سخت» به سمت خشکی و کوهستان. چرا باید کاروانهای تجاری چنین حماقتی بکنند؟
🔺پاتریشیا کرون؛ تیر آخر بر پیکر این فرضیه: رینولدز به کتاب جریانساز «تجارت مکه و ظهور اسلام» اثر پاتریشیا کرون اشاره میکند. کرون اثبات کرد که اگر تجارتی هم در مکه بوده، بسیار ناچیز و در حد دادوستد محلیِ چرم و اقلام کوچک بوده است، نه یک امپراتوری تجاری.
💡 توضیح: رینولدز میگوید مدلهای جامعهشناختی غربی (مثل مارکسیسم رودنسون) که اصرار داشتند برای اسلام یک دلیلِ مادی و طبقاتی (نزاع پولدار و فقیر) بتراشند، فریبِ داستانهایِ متأخر اسلامی را خوردند. این داستانها بعدها ساخته شدند تا آیاتی مثل سوره قریش (رحلة الشتاء و الصیف) را تفسیر کنند، در حالی که واقعیت تاریخی نداشتند.
🌌 بخش دوم: دورِ باطلِ «قرآن» و «سیره» (بزرگترین گرهِ روششناختی)
اینجاست که رینولدز به اصلیترین تخصص خود یعنی «رابطه متن قرآن و ادبیات سیره» میپردازد. سیره (Sira) همان کتابهای زندگینامه پیامبر است (مثل سیره ابناسحاق یا ابنهشام) که بیش از یک قرن بعد از پیامبر نوشته شدهاند.
🔄 کشف بزرگ رینولدز و مکتب انتقادی جدید این است: «سیره مولودِ قرآن است، نه بسترِ تاریخیِ آن!»
سیر مفسران: در رویکرد کلاسیک، وقتی شما آیه ۱ سوره علق را میخوانید («بخوان به نام پروردگارت...»)، آیه هیچ بستری ندارد؛ مشخص نیست کجا، کی و به چه کسی گفته شده. شما به کتاب سیره مراجعه میکنید و سیره به شما داستانِ غار حرا و آمدن جبرئیل را میگوید.
❌ رینولدز میگوید این روش از نظر علمی غلط است!
❌ داستانسرایی برای حل معمای متن: رینولدز اثبات میکند که مفسران و داستانسرایانِ متأخر (قرن دوم هجری به بعد)، وقتی با یک آیهی مبهم یا استعاری در قرآن مواجه میشدند، برای اینکه به آن معنا بدهند، یک «داستانِ شان نزول» یا یک واقعهی تاریخی خلق میکردند.
🔺نتیجه: ما نمیتوانیم برای فهمیدنِ قرآن به سیره اعتماد کنیم، چون خودِ سیره، از دلِ تلاش برای تفسیرِ قرآن زاییده شده است! این یک «دایرهی معیوب» است. ما باید قرآن را مستقل از سیره و در بستر متون یهودی-مسیحیِ اواخر دوران باستان بررسی کنیم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
—تاریخنگاران چگونه باید به مطالعه ریشههای اسلام بپردازند؟
🎙دکتر #گابریل_سعید_رینولدز
🔸در این بحث جذاب MythVision، گابریل سعید رینولدز به بررسی ظهور اسلام، محمد تاریخی، قرآن و بحثهای علمی رو به رشد پیرامون تاریخ اولیه اسلام میپردازد.
آیا سنتهای اسلامی بعدی به منظور توضیح قرآن به صورت پسینی نوشته شدهاند؟
آیا مکه واقعاً مرکز تجارت عظیمی بود که سنت ادعا میکند؟
و آیا تاریخنگاران میتوانند ریشههای اسلام را با استفاده از روششناسی تاریخی به جای زندگینامهها و ادبیات حدیثی بعدی بازسازی کنند؟
بخش اول: فروپاشی افسانهی «مکه، شاهراه تجاری جهان»
🔻دکتر رینولدز بحث را از جایی شروع میکند که تمام کتابهای تاریخ سنتی را به چالش میکشد. در روایت سنتی و حتی در تحلیلهای مستشرقان غربیِ قرن بیستم (مانند مونتگومری وات و ماکسیم رودنسون)، ظهور اسلام اینگونه توجیه میشد:
«مکه یک مرکز تجاریِ فوقالعاده ثروتمند و بینالمللی بود؛ کاروانهای قریش میان یمن و شام در حرکت بودند و این ثروتِ بادآورده، جامعه را دچار شکاف طبقاتی و فساد اخلاقی کرد. در نتیجه، محمد به عنوان منجی طبقات فرودست طغیان کرد.»
❌ اما رینولدز با تکیه بر متدولوژی تاریخی، این فرض را کاملاً رد میکند:
🔺مکه روی هیچ نقشهای نبود: در تمام نقشهها، مکاتبات تجاری، و اسنادِ امپراتوری بیزانس (روم شرقی)، ساسانیان و حتی پادشاهیهای یمن پیش از اسلام، هیچ نامی از مکه وجود ندارد. اگر مکه چنان قطب تجاری عظیمی بود که با هند و شام تجارت میکرد، محال بود مورخانِ یونانی، رومی یا سوری که با وسواس آمار کاروانها را ثبت میکردند، حتی یکبار به آن اشاره نکنند.
🔺جغرافیای ناممکن مکه: مکه در یک درهی لمیزرع و محصور میان کوههای سنگی است. رینولدز توضیح میدهد که اگر کسی بخواهد از یمن به شام برود، طبیعیترین و راحتترین راه، حرکت از سواحل دریای سرخ است. رفتن به مکه یعنی یک «انحراف مسیرِ فرسایشی و سخت» به سمت خشکی و کوهستان. چرا باید کاروانهای تجاری چنین حماقتی بکنند؟
🔺پاتریشیا کرون؛ تیر آخر بر پیکر این فرضیه: رینولدز به کتاب جریانساز «تجارت مکه و ظهور اسلام» اثر پاتریشیا کرون اشاره میکند. کرون اثبات کرد که اگر تجارتی هم در مکه بوده، بسیار ناچیز و در حد دادوستد محلیِ چرم و اقلام کوچک بوده است، نه یک امپراتوری تجاری.
💡 توضیح: رینولدز میگوید مدلهای جامعهشناختی غربی (مثل مارکسیسم رودنسون) که اصرار داشتند برای اسلام یک دلیلِ مادی و طبقاتی (نزاع پولدار و فقیر) بتراشند، فریبِ داستانهایِ متأخر اسلامی را خوردند. این داستانها بعدها ساخته شدند تا آیاتی مثل سوره قریش (رحلة الشتاء و الصیف) را تفسیر کنند، در حالی که واقعیت تاریخی نداشتند.
🌌 بخش دوم: دورِ باطلِ «قرآن» و «سیره» (بزرگترین گرهِ روششناختی)
اینجاست که رینولدز به اصلیترین تخصص خود یعنی «رابطه متن قرآن و ادبیات سیره» میپردازد. سیره (Sira) همان کتابهای زندگینامه پیامبر است (مثل سیره ابناسحاق یا ابنهشام) که بیش از یک قرن بعد از پیامبر نوشته شدهاند.
🔄 کشف بزرگ رینولدز و مکتب انتقادی جدید این است: «سیره مولودِ قرآن است، نه بسترِ تاریخیِ آن!»
سیر مفسران: در رویکرد کلاسیک، وقتی شما آیه ۱ سوره علق را میخوانید («بخوان به نام پروردگارت...»)، آیه هیچ بستری ندارد؛ مشخص نیست کجا، کی و به چه کسی گفته شده. شما به کتاب سیره مراجعه میکنید و سیره به شما داستانِ غار حرا و آمدن جبرئیل را میگوید.
❌ رینولدز میگوید این روش از نظر علمی غلط است!
❌ داستانسرایی برای حل معمای متن: رینولدز اثبات میکند که مفسران و داستانسرایانِ متأخر (قرن دوم هجری به بعد)، وقتی با یک آیهی مبهم یا استعاری در قرآن مواجه میشدند، برای اینکه به آن معنا بدهند، یک «داستانِ شان نزول» یا یک واقعهی تاریخی خلق میکردند.
🔺نتیجه: ما نمیتوانیم برای فهمیدنِ قرآن به سیره اعتماد کنیم، چون خودِ سیره، از دلِ تلاش برای تفسیرِ قرآن زاییده شده است! این یک «دایرهی معیوب» است. ما باید قرآن را مستقل از سیره و در بستر متون یهودی-مسیحیِ اواخر دوران باستان بررسی کنیم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin