📘چگونه اراده میکنيم که چه پديدهای خوب است؟
— پارۀ ششم از کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز
🖌 #ترجمه_اختصاصی نقدآگین: #بابک_ایرانی
🧬 آیا برای خوب بودن به خدا نیاز داریم؟ (سیر تکاملی اخلاق بشری)
🔹 ریشههای دگرگشتی (تکاملی) رفتار: ما آدمیان، فراورده سدهها میلیون سال تکامل هستیم. همانطور که مغز و بدن ما دگرگشت یافته، تمایلات ما نیز تغییر کرده است. علاقه به شیرینی، بیزاری از بوی پوسیدگی و خواهشهای جنسی، همگی میراثی ژنتیکی از نیاکان ما در ساوانای آفریقا هستند که بقای ما را تضمین کردهاند. اما فراتر از اینها، تمایل به «خوب بودن»، دوستی، همدردی و همکاری نیز بخشی از مِراث تکاملی ماست که ساختار اخلاقی اولیه ما را شکل میدهد.
🌬 ارزشهای جاری در «گستره هوا»: اخلاق بشری ثابت نیست و دهه به دهه تغییر میکند؛ تغییری که بسیار سریعتر از تکامل ژنتیکی است. این ارزشها مانند «چیزی در هوا» هستند که از گفتگوهای روزمره، رمانها، قوانین جدید و مباحثات فلسفی نشأت میگیرند.
بردهداری: صدها سال پیش، شخصیتهای بزرگی مثل توماس جفرسون و جورج واشینگتن برده داشتند و متون دینی (مانند انجیل) نیز سرشار از توصیه به بردگان برای فرمانبرداری از اربابان بود. اما امروزه این رفتار هولناک و طردشده است.
حق رای زنان: تا همین چند دهه پیش، زنان در بسیاری از کشورهای پیشرفته حق رای نداشتند و مردان تحصیلکرده آنها را ناتوان از تفکر خردمندانه میدانستند.
حقوق اقلیتها و جنگ: در جنگ جهانی دوم، بمباران بیرویه شهروندان (مانند فاجعه درسدن) امری عادی بود، اما امروزه کشتار شهروندان مایه سرافکندگی و عذرخواهی ارتشهاست.
💬 جدال فیلسوفان اخلاق: یلهگرایان (مطلقگرایان) در برابر پیامدگرایان فلاسفه بدون نیاز به دین، اخلاق را به دو شیوه عمده تبیین میکنند:
۱. یلهگرایان (Deontologists): معتقدند برخی کارها اصالتاً و در هر شرایطی درست یا نادرست هستند (مثل کانت و نظریه دستور مطلق او، یا دیدگاههای مذهبی درباره سقط جنین از لحظه لقاح).
۲. پیامدگرایان (Consequentialists): ارزش یک عمل را بر اساس میزان سود، زیان و رنجی که ایجاد میکند سنجش میکنند. آنها مرزهای مطلق را به چالش میکشند و ملاک را «توانایی رنج کشیدن» موجودات (انسان یا حیوان) میدانند.
✨ نتیجهگیری: قطبنمای اخلاقی جامعه بشری روز به روز در حال پیشرفت و مهربانتر شدن است؛ روندی که هیچ پیوندی با دین ندارد. خدا در متون باستانی بر پایه ارزشهای خشن همان زمانه رفتار میکرد. امروزه ما برای خوب بودن نیازی به یک دوربین جاسوسی بزرگ در آسمان (ترس از خدا) نداریم. زیبایی و پیچیدگی شگفتانگیز جهان و موجودات زنده نیز، آنطور که چارلز داروین با نظریه دگرگشت (تکامل) روشن کرد، نیازی به یک طراح و ناظم الهی ندارد، بلکه حاصل فرآیندی طبیعی و هوشمندانه است.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۵۸ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پارۀ ششم از کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز
🖌 #ترجمه_اختصاصی نقدآگین: #بابک_ایرانی
🧬 آیا برای خوب بودن به خدا نیاز داریم؟ (سیر تکاملی اخلاق بشری)
🔹 ریشههای دگرگشتی (تکاملی) رفتار: ما آدمیان، فراورده سدهها میلیون سال تکامل هستیم. همانطور که مغز و بدن ما دگرگشت یافته، تمایلات ما نیز تغییر کرده است. علاقه به شیرینی، بیزاری از بوی پوسیدگی و خواهشهای جنسی، همگی میراثی ژنتیکی از نیاکان ما در ساوانای آفریقا هستند که بقای ما را تضمین کردهاند. اما فراتر از اینها، تمایل به «خوب بودن»، دوستی، همدردی و همکاری نیز بخشی از مِراث تکاملی ماست که ساختار اخلاقی اولیه ما را شکل میدهد.
🌬 ارزشهای جاری در «گستره هوا»: اخلاق بشری ثابت نیست و دهه به دهه تغییر میکند؛ تغییری که بسیار سریعتر از تکامل ژنتیکی است. این ارزشها مانند «چیزی در هوا» هستند که از گفتگوهای روزمره، رمانها، قوانین جدید و مباحثات فلسفی نشأت میگیرند.
بردهداری: صدها سال پیش، شخصیتهای بزرگی مثل توماس جفرسون و جورج واشینگتن برده داشتند و متون دینی (مانند انجیل) نیز سرشار از توصیه به بردگان برای فرمانبرداری از اربابان بود. اما امروزه این رفتار هولناک و طردشده است.
حق رای زنان: تا همین چند دهه پیش، زنان در بسیاری از کشورهای پیشرفته حق رای نداشتند و مردان تحصیلکرده آنها را ناتوان از تفکر خردمندانه میدانستند.
حقوق اقلیتها و جنگ: در جنگ جهانی دوم، بمباران بیرویه شهروندان (مانند فاجعه درسدن) امری عادی بود، اما امروزه کشتار شهروندان مایه سرافکندگی و عذرخواهی ارتشهاست.
💬 جدال فیلسوفان اخلاق: یلهگرایان (مطلقگرایان) در برابر پیامدگرایان فلاسفه بدون نیاز به دین، اخلاق را به دو شیوه عمده تبیین میکنند:
۱. یلهگرایان (Deontologists): معتقدند برخی کارها اصالتاً و در هر شرایطی درست یا نادرست هستند (مثل کانت و نظریه دستور مطلق او، یا دیدگاههای مذهبی درباره سقط جنین از لحظه لقاح).
۲. پیامدگرایان (Consequentialists): ارزش یک عمل را بر اساس میزان سود، زیان و رنجی که ایجاد میکند سنجش میکنند. آنها مرزهای مطلق را به چالش میکشند و ملاک را «توانایی رنج کشیدن» موجودات (انسان یا حیوان) میدانند.
✨ نتیجهگیری: قطبنمای اخلاقی جامعه بشری روز به روز در حال پیشرفت و مهربانتر شدن است؛ روندی که هیچ پیوندی با دین ندارد. خدا در متون باستانی بر پایه ارزشهای خشن همان زمانه رفتار میکرد. امروزه ما برای خوب بودن نیازی به یک دوربین جاسوسی بزرگ در آسمان (ترس از خدا) نداریم. زیبایی و پیچیدگی شگفتانگیز جهان و موجودات زنده نیز، آنطور که چارلز داروین با نظریه دگرگشت (تکامل) روشن کرد، نیازی به یک طراح و ناظم الهی ندارد، بلکه حاصل فرآیندی طبیعی و هوشمندانه است.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۸ دقیقه
🔖 ۱۶۵۸ واژه
📓کتاب «این همه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»
فصل اول: آيا به خدا باور داريد؟ کدام خدا؟
فصل دوم: راستیآزمایی اناجیل (قسمت اول | قسمت دوم)
قصل سوم: اسطورهها چگونه آغاز میشوند؟ (قسمت اول | قسمت دوم)
فصل چهارم: کتاب اخلاقی؟
فصل پنجم: آیا برای خوب بودن به خدا نیاز است؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
چگونه اراده ميکنيم که چه پديدهاي خوب است؟
— پاره ششم از کتابِ «اینهمه خدا؛ راهنمایی برای مبتدیان»، اثر پروفسور #ریچارد_داوکینز 🖌 #ترجمه_اختصاصی نقدآگین: #بابک_ایرانی 🧬 بخش اول: دگرگشت و مأموریتهای زیستی ما ما آدمیان، همانند تمامی جانوران دیگر، فراورده سدها (صدها) میلیون سال دگرگشت (تکامل) هستیم.…
📻 مهندسیِ بندگی
— پیوندِ انداموارِ «فُرمِ عبادت، توحیدِ خطی و ماشینِ امپراتوریها»
🎙قسمت پنجم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به قلم جنابِ #حسین_میرصلاح
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیوندِ انداموارِ «فُرمِ عبادت، توحیدِ خطی و ماشینِ امپراتوریها»
🎙قسمت پنجم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به قلم جنابِ #حسین_میرصلاح
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تقلیل استعاره به کالبد، پنجم
@Naqdagin
🎧 مهندسیِ بندگی
— پیوندِ انداموارِ «فُرمِ عبادت، توحیدِ خطی و ماشینِ سلطهٔ امپراتوریها»
🎙قسمت پنجم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن»
❓آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا ساختار «نماز و دعا» در ادیان توحیدی، بیشتر از آنکه شبیه به یک خلوت معنوی آرام باشد، به یک رژه منظم نظامی و یک ساختارِ خشک و آمرانه شباهت دارد؟
❓چه پیوند پنهانی میان فرمِ یک «عبادت روزانه»، پروژهٔ «توحید در آسمان» و شکلگیری «امپراتوریهای بزرگ بر روی زمین (از امپراتوری روم و ایران تا خلافت اسلامی)» وجود دارد؟
📻 در اپیزودِ نود و ششمِ #نقدآگینگپ، با عینک تبارشناسی تاریخی سراغ ریشههای الهیات رفتهایم تا کلیشههای سنتی را بشکنیم. خواهیم دید که چگونه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیوندِ انداموارِ «فُرمِ عبادت، توحیدِ خطی و ماشینِ سلطهٔ امپراتوریها»
🎙قسمت پنجم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن»
❓آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا ساختار «نماز و دعا» در ادیان توحیدی، بیشتر از آنکه شبیه به یک خلوت معنوی آرام باشد، به یک رژه منظم نظامی و یک ساختارِ خشک و آمرانه شباهت دارد؟
❓چه پیوند پنهانی میان فرمِ یک «عبادت روزانه»، پروژهٔ «توحید در آسمان» و شکلگیری «امپراتوریهای بزرگ بر روی زمین (از امپراتوری روم و ایران تا خلافت اسلامی)» وجود دارد؟
📻 در اپیزودِ نود و ششمِ #نقدآگینگپ، با عینک تبارشناسی تاریخی سراغ ریشههای الهیات رفتهایم تا کلیشههای سنتی را بشکنیم. خواهیم دید که چگونه
حذف خدایان متعدد و جایگزینی آنها با «یک پادشاهِ مطلق در آسمان» (توحید)، صرفا یک دغدغه کلامی نبود؛ بلکه یک ضرورت ژئوپلیتیک و ماتریسی معرفتی بود که امپراتوریها برای بلعیدن تکثر قبایل و یکدستسازی تودهها به آن نیاز داشتند.
📻 تقلیل استعاره به کالبد
۴) اعترافگیری تخیلی از اجنه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 مهندسیِ بندگی
— پیوندِ انداموارِ «فُرمِ عبادت و دعا، توحیدِ خطی و ماشینِ سلطهٔ امپراتوریها»
🎙قسمت پنجم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به قلم جنابِ #حسین_میرصلاح
❓آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا ساختار «نماز و دعا» در ادیان توحیدی، بیشتر از آنکه شبیه به یک خلوت معنوی آرام باشد، به یک رژه منظم نظامی و یک ساختارِ خشک و آمرانه شباهت دارد؟
❓چه پیوند پنهانی میان فرمِ یک «عبادت روزانه»، پروژهٔ «توحید در آسمان» و شکلگیری «امپراتوریهای بزرگ بر روی زمین (از امپراتوری روم و ایران تا خلافت اسلامی)» وجود دارد؟
📻 در اپیزودِ نود و ششم از پادکست #نقدآگینگپ، با عینک تبارشناسی تاریخی به سراغ ریشههای الهیات رفتهایم تا کلیشههای سنتی را بشکنیم. خواهیم دید که چگونه
❓اما این بوروکراسیِ قدرت چگونه در تاروپود زندگی روزمره نفوذ کرد؟ دقیقاً از طریق بازتعریف مفهوم عبادت!
🔺بررسی خواهیم کرد که چگونه «دعا» از یک چانهزنی و معاملهٔ آزاد در جهان باستان، به سند اقرار به عجز تبدیل شد و چگونه «نماز»، به مثابه یک رژهٔ روانی-بوروکراتیک، وظیفهٔ تثبیت روزانهٔ این هژمونی سیاسی را بر عهده گرفت. در نهایت به این پرسش اساسی پاسخ میدهیم: چرا فجایع حکومتهای توتالیتر مذهبی، نه یک انحرافِ رفتاری از متن، بلکه خروجی و تکامل منطقیِ خودِ تئوری انحصارگرایی بودهاند و هستند؟
🔸در این اپیزود به طرح و بررسی مباحث مطرح شده در قسمتی چهارم از بخش دومِ («الله و ترورِ شخصیتِ ایزدبانوان؛ تقلیل «امر کیهانی» به «کاریکاتور خانوادگی» در قرآن») مقاله دربارهی نسبتِ عبادتِ توحیدی با قدرت، و چراییِ حمایت از ایدهی توحید توسط امپراتوریها میپردازیم.
🔻دکتر حسین میرصلاح
🌾 @Naqdagin
— پیوندِ انداموارِ «فُرمِ عبادت و دعا، توحیدِ خطی و ماشینِ سلطهٔ امپراتوریها»
🎙قسمت پنجم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به قلم جنابِ #حسین_میرصلاح
❓آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا ساختار «نماز و دعا» در ادیان توحیدی، بیشتر از آنکه شبیه به یک خلوت معنوی آرام باشد، به یک رژه منظم نظامی و یک ساختارِ خشک و آمرانه شباهت دارد؟
❓چه پیوند پنهانی میان فرمِ یک «عبادت روزانه»، پروژهٔ «توحید در آسمان» و شکلگیری «امپراتوریهای بزرگ بر روی زمین (از امپراتوری روم و ایران تا خلافت اسلامی)» وجود دارد؟
📻 در اپیزودِ نود و ششم از پادکست #نقدآگینگپ، با عینک تبارشناسی تاریخی به سراغ ریشههای الهیات رفتهایم تا کلیشههای سنتی را بشکنیم. خواهیم دید که چگونه
حذف خدایان متعدد و جایگزینی آنها با «یک پادشاهِ مطلق در آسمان» (توحید)، صرفاً یک دغدغه کلامی نبود؛ بلکه یک ضرورت ژئوپلیتیک و ماتریسی معرفتی بود که امپراتوریها برای بلعیدن تکثر قبایل و یکدستسازی تودهها به آن نیاز داشتند.
❓اما این بوروکراسیِ قدرت چگونه در تاروپود زندگی روزمره نفوذ کرد؟ دقیقاً از طریق بازتعریف مفهوم عبادت!
🔺بررسی خواهیم کرد که چگونه «دعا» از یک چانهزنی و معاملهٔ آزاد در جهان باستان، به سند اقرار به عجز تبدیل شد و چگونه «نماز»، به مثابه یک رژهٔ روانی-بوروکراتیک، وظیفهٔ تثبیت روزانهٔ این هژمونی سیاسی را بر عهده گرفت. در نهایت به این پرسش اساسی پاسخ میدهیم: چرا فجایع حکومتهای توتالیتر مذهبی، نه یک انحرافِ رفتاری از متن، بلکه خروجی و تکامل منطقیِ خودِ تئوری انحصارگرایی بودهاند و هستند؟
🔸در این اپیزود به طرح و بررسی مباحث مطرح شده در قسمتی چهارم از بخش دومِ («الله و ترورِ شخصیتِ ایزدبانوان؛ تقلیل «امر کیهانی» به «کاریکاتور خانوادگی» در قرآن») مقاله دربارهی نسبتِ عبادتِ توحیدی با قدرت، و چراییِ حمایت از ایدهی توحید توسط امپراتوریها میپردازیم.
[این پادکست بر اساس این مباحث-پستها ساخته شدهاند:
1️⃣ 💳 دگرگونی ماهیت دعا: از «باجِ معامله» به «اقرار عجز»،
2️⃣ تجارتخانهٔ غایتمند؛ کالبدشکافیِ جابهجاییِ بزرگ از نظامِ نشانهایِ دهر به الهیاتِ بازار
3️⃣ 👑 الهیاتِ هژمونیک؛ تکخدایی به مثابه ایدئولوژیِ امپراتوری]
🔻دکتر حسین میرصلاح
📻 تقلیل استعاره به کالبد
۱) «ذبحِ اسلامیِ» استعارهها؛ چگونه «عروجِ روح» به «تنانهترین مباحث» تقلیل یافت؟
۲) سقوط زنان از «پیشانی زئوس» به «حرمسرای الله»؛ مرز باریکِ میان «فیضان فلسفی» و «شیءانگاری قرآنی»
۳) زهدانهای مصلوب بهپایِ شکنجهگاهِ توحید؛ تاراجِ تختِ «مادرِ کیهان»، «خدایِ جنگ» و «دهرِ قاهر»؛ با چه غایتی؟
۴) اعترافگیریِ تخیلی از اجنهٔ توهمی 👹 رمزگشایی از هدفِ سناریونویسانِ قرآن از «سورۀ جن»
2️⃣ 📻 شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
۱) ذهنیتِ زارِ روضهزده
۲) آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
۳) از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
۴) "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
۵) سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
۶) سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
3️⃣ 📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
🔻عباسیان و ساخت دین
📺 تبارِ خرافۀ عذاب قبر
📻 رمضان عباسی: مهندسی مناسک، ساخت یک امت
.➖➖➖
#نقد_اسلام #حکومت_اسلامی #زیستروان
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🎧 اعترافگیریِ تخیلی از اجنهٔ توهمی 👹 — رمزگشایی از هدفِ سناریونویسانِ قرآن از «سورۀ جن» 🎙قسمت چهارم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» ❓آیا تا به حال به لکنتِ گرامری…
😈 بهجت، مرجع تقلید و عاقل و عالمِ جماعتِ شیعه از "زعفر جنی (رضوان الله علیه🥹)" و فرزند و نائبش:"کامل" میگوید:
🔺این حد از کینه و دشمنی با اکثریت مسلمانان (که همکتاب و همقبلهاند)، از ویژگیهای بارز یک «فرقۀ کینخو»ست. اکثریت مسلمانان در نظر حتی به اصطلاح علمای شیعه، از کافران -اهل کتاب و دیگران- هم پستتر محسوب میشوند، و اجنه هم حجت بالغه و شاهدشان در مباحث پیچیدۀ کلامی و تاریخیاند: دم روباه!
🤭 البته همین اجنه، شاهدانِ عمر ۱۲۰۰ سالۀ امام زمان هم هستند؛ و لابد ضامنِ ضرورتِ پرداخت خمس امام غائب به آخوندهای خردمند و دانشمند شیعه!
❗️ این که علمای شیعه در کنار قرآن، حدیث و اجماع، «عقل» را هم یکی از منابع استنباط دین میدانند، دقیقاً منظورشان چنین عقلِ جنزده، خرافی و مجنونی است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
جنها یا کافرند یا شیعه، ولی سنی -مسلمانِ غیرشیعه- ندارند! چون همه در غدیر بودن و دیدن صحنه بیعت با امام علی رو!
آتاتورک ملعون مثل پهلوی با رشوه آمد!
🔺این حد از کینه و دشمنی با اکثریت مسلمانان (که همکتاب و همقبلهاند)، از ویژگیهای بارز یک «فرقۀ کینخو»ست. اکثریت مسلمانان در نظر حتی به اصطلاح علمای شیعه، از کافران -اهل کتاب و دیگران- هم پستتر محسوب میشوند، و اجنه هم حجت بالغه و شاهدشان در مباحث پیچیدۀ کلامی و تاریخیاند: دم روباه!
🤭 البته همین اجنه، شاهدانِ عمر ۱۲۰۰ سالۀ امام زمان هم هستند؛ و لابد ضامنِ ضرورتِ پرداخت خمس امام غائب به آخوندهای خردمند و دانشمند شیعه!
❗️ این که علمای شیعه در کنار قرآن، حدیث و اجماع، «عقل» را هم یکی از منابع استنباط دین میدانند، دقیقاً منظورشان چنین عقلِ جنزده، خرافی و مجنونی است.
📻 اعترافگیریِ تخیلی از اجنهٔ توهمی
— رمزگشایی سورۀ جن
🔻جنزدگان
📺 از مشروطه تا جنزدگان عاقد اجنه
📺 فرشتگان، اجنه و شیاطین
📕تو چه میدانی جن چیست؟
| بخش یک
| بخش دو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😈 بهجت، مرجع تقلید و عاقل و عالمِ جماعتِ شیعه از "زعفر جنی (رضوان الله علیه🥹)" و فرزند و نائبش:"کامل" میگوید:
🔺این حد از کینه و دشمنی با اکثریت مسلمانان (که همکتاب و همقبلهاند)، از ویژگیهای بارز یک «فرقۀ کینخو»ست. اکثریت مسلمانان در نظر حتی به اصطلاح علمای شیعه، از کافران -اهل کتاب و دیگران- هم پستتر محسوب میشوند، و اجنه هم حجت بالغه و شاهدشان در مباحث پیچیدۀ کلامی و تاریخیاند: دم روباه!
🤭 البته همین اجنه، شاهدانِ عمر ۱۲۰۰ سالۀ امام زمان هم هستند؛ و لابد ضامنِ ضرورتِ پرداخت خمس امام غائب به آخوندهای خردمند و دانشمند شیعه!
❗️ این که علمای شیعه در کنار قرآن، حدیث و اجماع، «عقل» را هم یکی از منابع استنباط دین میدانند، دقیقاً منظورشان چنین عقلِ جنزده، خرافی و مجنونی است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
جنها یا کافرند یا شیعه، ولی سنی -مسلمانِ غیرشیعه- ندارند! چون همه در غدیر بودن و دیدن صحنه بیعت با امام علی رو!
آتاتورک ملعون مثل پهلوی با رشوه آمد!
🔺این حد از کینه و دشمنی با اکثریت مسلمانان (که همکتاب و همقبلهاند)، از ویژگیهای بارز یک «فرقۀ کینخو»ست. اکثریت مسلمانان در نظر حتی به اصطلاح علمای شیعه، از کافران -اهل کتاب و دیگران- هم پستتر محسوب میشوند، و اجنه هم حجت بالغه و شاهدشان در مباحث پیچیدۀ کلامی و تاریخیاند: دم روباه!
🤭 البته همین اجنه، شاهدانِ عمر ۱۲۰۰ سالۀ امام زمان هم هستند؛ و لابد ضامنِ ضرورتِ پرداخت خمس امام غائب به آخوندهای خردمند و دانشمند شیعه!
❗️ این که علمای شیعه در کنار قرآن، حدیث و اجماع، «عقل» را هم یکی از منابع استنباط دین میدانند، دقیقاً منظورشان چنین عقلِ جنزده، خرافی و مجنونی است.
📻 اعترافگیریِ تخیلی از اجنهٔ توهمی
— رمزگشایی سورۀ جن
🔻جنزدگان
📺 از مشروطه تا جنزدگان عاقد اجنه
📺 فرشتگان، اجنه و شیاطین
📕تو چه میدانی جن چیست؟
| بخش یک
| بخش دو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📜 رعیتِ شهروندنما؛ تئوریزه کردنِ بندگی بر درگاه خداوندان قدرت
✍🏻 #هومان_نیکو
🔸بررسی و واکاوی بیانیه اخیر بیژن عبدالکریمی؛ متنی که در ظاهر ژستِ شهروندی و کنشگری مدنی به خود میگیرد، اما در باطن، چیزی جز تئوریزه کردن «بردگی داوطلبانه»، ذبح مفهوم آزادی پای تکلیف مطلق سنتی و مشروعیتبخشی به اسارت نیست.
📌 محورهای کلیدی این واکاوی فلسفی-سیاسی:
🔹انحطاط آکادمیک و همسویی داوطلبانه: عبدالکریمی با تکیه بر عنوانِ دانشگاهی خود، موذیانه میکوشد به قلمِ بردهوارش مشروعیت ببخشد. او نمونهای اعلا از «پیشپاافتادهسازی شر» است که میراث هایدگر و نیچه را خرجِ تطهیرِ یکی از خشنترین نظامهای توتالیتر میکند.
🔹 مصرف ایدئولوژیک ایران؛ امت علیه وطن: او در ملغمهای کثیف، ملتِ سرکوبشده را در کنارِ جلادانِ مواجببگیر ردیف کرده و «عاشقان ایران» مینامد؛ در حالی که این فرقه، جغرافیا و هویتِ ایران را صرفاً غنیمتی جنگی و ابزاری برای پمپاژ سرمایه به شریانهای تروریسمِ امتگرا میداند.
🔹 اسطورهسازی کژآیین از اهریمنِ قدرت: اوج وقاحتِ نظری او آنجاست که علی خامنهای—مظهر عینی چند دهه سرکوب و خفقان—را «رهبر آزادهی مستضعفان» میخواند. این تحریف، تازیانهای بر پیکر جامعهای است که داغِ فرزندانش در آبان ۹۸ و رستاخیز خونین دیماه ۱۴۰۴ را بر سینه دارد.
🔹 استحاله شهروند به رعیتِ محض: او کلیدواژه «شهروند» را سرقت میکند تا آن را پای منبرِ تکلیفِ سنتی ذبح کند. کنش او نه رفتار یک سوژهی خودآیین، بلکه روانپریشیِ رعیتی ارادهزدوده است که برای مردم، فراخوانِ «بردگیِ داوطلبانه» و انحلال در مناسک استبداد صادر میکند.
🔹 سقوط فلسفه در مسلخ تروریسم نیابتی: عبدالکریمی با دستکاری حادِ زبانی، مفهوم مدرن «مقاومت» را به نفع شبکههای مسلح و نیابتی (مانند حماس و حزبالله) مصادره میکند؛ جریاناتی تکآوا که برای مردمِ منطقه جز فقر، انزوا و ویرانیِ زیرساختها چیزی به بار نیاوردهاند.
🔹 هویت ملی در اسارت ایدئولوژی امتگرایی: او این عزاداری فرمایشی را فرصتی برای «تجسم خودآگاهی ملی» جا میزند؛ در حالی که ساختارِ مورد دفاع او چهلوهفت سال است که با فرّ ایرانی جنگیده و نمادهای فرهنگی تمدنی این خاک (از مزار شاملو تا گنجنامه) را تخریب و پامال کرده است.
🔹 ریشهیابی دژمنمحوری و تبرئهی بانیان فاجعه: او بحرانها و فروپاشی همهجانبهی کشور را ناشی از «تهدید امپریالیسم» جلوه میدهد تا بانیان داخلیِ این جهنم را تبرئه کند؛ او لجاجتهای هستیسوز و آمریکاستیزی کور حاکمیت را سلحشوری، و فلاکِت مردم را بهای مقاومت مینامد.
🔹 تئودیسهی جلاد و تقدیس کشتار: عبدالکریمی خونهای ریختهشدهی جوانان را به عنوان «هزینهی ضروریِ حرکت تاریخ» تئوریزه میکند. کارکرد این فیلسوفِ دربار این است که پس از هر سلاخی در خیابان یا بر چوبههای دار، ردِ خون را با کلمات شیکِ فلسفی شستشو دهد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۰ دقیقه
🔖 ۷٬۵۸۱ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #هومان_نیکو
🔸بررسی و واکاوی بیانیه اخیر بیژن عبدالکریمی؛ متنی که در ظاهر ژستِ شهروندی و کنشگری مدنی به خود میگیرد، اما در باطن، چیزی جز تئوریزه کردن «بردگی داوطلبانه»، ذبح مفهوم آزادی پای تکلیف مطلق سنتی و مشروعیتبخشی به اسارت نیست.
📌 محورهای کلیدی این واکاوی فلسفی-سیاسی:
🔹انحطاط آکادمیک و همسویی داوطلبانه: عبدالکریمی با تکیه بر عنوانِ دانشگاهی خود، موذیانه میکوشد به قلمِ بردهوارش مشروعیت ببخشد. او نمونهای اعلا از «پیشپاافتادهسازی شر» است که میراث هایدگر و نیچه را خرجِ تطهیرِ یکی از خشنترین نظامهای توتالیتر میکند.
🔹 مصرف ایدئولوژیک ایران؛ امت علیه وطن: او در ملغمهای کثیف، ملتِ سرکوبشده را در کنارِ جلادانِ مواجببگیر ردیف کرده و «عاشقان ایران» مینامد؛ در حالی که این فرقه، جغرافیا و هویتِ ایران را صرفاً غنیمتی جنگی و ابزاری برای پمپاژ سرمایه به شریانهای تروریسمِ امتگرا میداند.
🔹 اسطورهسازی کژآیین از اهریمنِ قدرت: اوج وقاحتِ نظری او آنجاست که علی خامنهای—مظهر عینی چند دهه سرکوب و خفقان—را «رهبر آزادهی مستضعفان» میخواند. این تحریف، تازیانهای بر پیکر جامعهای است که داغِ فرزندانش در آبان ۹۸ و رستاخیز خونین دیماه ۱۴۰۴ را بر سینه دارد.
🔹 استحاله شهروند به رعیتِ محض: او کلیدواژه «شهروند» را سرقت میکند تا آن را پای منبرِ تکلیفِ سنتی ذبح کند. کنش او نه رفتار یک سوژهی خودآیین، بلکه روانپریشیِ رعیتی ارادهزدوده است که برای مردم، فراخوانِ «بردگیِ داوطلبانه» و انحلال در مناسک استبداد صادر میکند.
🔹 سقوط فلسفه در مسلخ تروریسم نیابتی: عبدالکریمی با دستکاری حادِ زبانی، مفهوم مدرن «مقاومت» را به نفع شبکههای مسلح و نیابتی (مانند حماس و حزبالله) مصادره میکند؛ جریاناتی تکآوا که برای مردمِ منطقه جز فقر، انزوا و ویرانیِ زیرساختها چیزی به بار نیاوردهاند.
🔹 هویت ملی در اسارت ایدئولوژی امتگرایی: او این عزاداری فرمایشی را فرصتی برای «تجسم خودآگاهی ملی» جا میزند؛ در حالی که ساختارِ مورد دفاع او چهلوهفت سال است که با فرّ ایرانی جنگیده و نمادهای فرهنگی تمدنی این خاک (از مزار شاملو تا گنجنامه) را تخریب و پامال کرده است.
🔹 ریشهیابی دژمنمحوری و تبرئهی بانیان فاجعه: او بحرانها و فروپاشی همهجانبهی کشور را ناشی از «تهدید امپریالیسم» جلوه میدهد تا بانیان داخلیِ این جهنم را تبرئه کند؛ او لجاجتهای هستیسوز و آمریکاستیزی کور حاکمیت را سلحشوری، و فلاکِت مردم را بهای مقاومت مینامد.
🔹 تئودیسهی جلاد و تقدیس کشتار: عبدالکریمی خونهای ریختهشدهی جوانان را به عنوان «هزینهی ضروریِ حرکت تاریخ» تئوریزه میکند. کارکرد این فیلسوفِ دربار این است که پس از هر سلاخی در خیابان یا بر چوبههای دار، ردِ خون را با کلمات شیکِ فلسفی شستشو دهد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۳۰ دقیقه
🔖 ۷٬۵۸۱ واژه
📕«دعوت به مراسم گردنزنی»: ابتذالِ خشونت به زبان یک «فیلسوف»
📕دانشگاهیِ تراز دستمالبدست
📺 دفاعِ بدونِ روتوش از صدام حسین!
📕 تحلیل آماری و استانداردهای دوگانه بیژن عبدالکریمی در دفاع از جنایاتِ صدام حسین
📕عبدالکریمی و روسوفیلها
📕چپ محور مقاومتی: زخم چپ بر چهرۀ چپ
📕بیژن عبدالکریمی و نگاهِ تکچشمیِ مارکسیسمِ شیعی
📕پیروزی و شکست: از عقلانیت عرفی تا سیاست عربی
📺 عمه و مامانم حرف صادقو میزنن!
📕جابجایی نقش متجاوز با پدر
📕مغالطات بیژن در مناظره با وریا
📺 تجاوز و زندان اوین معنادارتر از زندگی پوچ غربی
📺 نظام باید هیکلمو طلا بگیره
📺 نظرات عبدالکریمی در برنامه رک!
📺 مقایسه پسا ۵۷ با پسا ولایتفقیه
📺 بیژن عبدالکریمی فیلسوف نیست
📺 پیروزی بر اسراییل در ذهن بیژن
📺 آرایِ عبدالکریمی در ترازو
📕عبدالکریمی را چه شده؟
📕یاوههای «مشاهدهمحورِ» بیژن
📕فلسفۀ سیاسی و معیارهای دوگانه
📕وارونهگویی در بدیهیات بیژن
❓ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار میشود؟
📕برقصیم بر گورِ افکارِ پوسیده!
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📕از مغاک عصر ظلمت
📕دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژنوار
📕پروندهسازی برای مهرآیین و موجهسازی سرکوب
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی!
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 فلسفه در خدمت استبداد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
رعیتِ شهروندنما؛ تئوریزه کردنِ بندگی بر درگاه خداوندان قدرت
✍🏻 #هومان_نیکو 🪑 بهره یکم: بیژن عبدالکریمی بهمثابهی تندیسیدگی انحطاطِ آکادمیک: از ادعای رادیکالیسم تا پیشکاری توتالیتاریسم در فراخوان بیژن عبدالکریمی برای شرکت در مراسم تشییع جنازه یخزده خامنهای، دیگر هیچ نقاب، مصلحت، تأویلِ هرمنوتیکی و پردهپوشیِ روشنفکرانهای…
YouTube
How to Escape Boredom - Blaise Pascal
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
📺 چگونه از ملامت و بیحوصلگی فرار کنیم - بلز پاسکال
🔸این ویدیو کوتاه از #الکس_اوکانر با عنوان «چگونه از ملامت و بیحوصلگی فرار کنیم - بلز پاسکال» به بررسی یکی از دیدگاههای فلسفی بلز پاسکال در کتاب «اندیشهها» (Pensées) درباره ریشه بیحوصلگی انسان و تمایل او به بازی و سرگرمی میپردازد.
🎲 پارادوکس قمارباز و میل به بازی
🃏 پاسکال مردی را تصور میکند که هر روز برای فرار از بیحوصلگی (Boredom) قمار میکند. پاسکال میگوید اگر تمام پولی را که این مرد قرار است در قمار برنده شود، پیشانداز به او بدهید اما شرط بگذارید که دیگر حق بازی ندارد، او را بدبخت و ناراحت کردهاید؛ زیرا او فقط پول را نمیخواهد، بلکه خود «بازی کردن» را میخواهد.
💸 از طرف دیگر، اگر به او اجازه دهید بازی کند اما تضمین کنید که هیچ پولی برنده نخواهد شد، باز هم او را عصبی و ناراحت کردهاید.
🪞 توهم دستیابی به هدف
🌀 پاسکال نتیجه میگیرد که انسان به ترکیبی از دو چیز نیاز دارد: «نداشتنِ امرِ مطلوب» به همراه این «توهم که به محض به دست آوردن آن چیز، خوشبخت خواهد شد». از آنجا که داشتنِ خودِ آن چیز به تنهایی ما را خوشحال نمیکند، ما همزمان به «نداشتنِ» آن نیز نیاز داریم تا انگیزه حرکت داشته باشیم.
🏹 جستجوی بازی بدون جایزه
⏳ در گذشته، زندگی انسانها شبیه به یک قمار واقعی بود؛ هر روز صبح که بیدار میشدند، نمیدانستند آیا سرپناهی خواهند داشت یا غذایی برای خوردن پیدا میکنند یا نه. هر روز این بازی از نو شروع میشد. اما امروز انسان مدرن پول و غذا و سرپناه دارد (یعنی بدون انجام بازی، جایزه را در اختیار دارد). در نتیجه، انسانها اکنون به دنبال «خودِ بازی بدونِ جایزه» میگردند تا از ملامت فرار کنند.
⛪️ چرا دین در این زمینه موفق عمل میکند؟
✨ ویدیو در پایان استدلال میکند که به همین دلیل است که دین تا این حد موفق عمل میکند. دین دقیقاً تعریف چیزی است که شما اکنون آن را ندارید، در تمام طول زندگی خود نیز به آن دست نخواهید یافت، اما باور دارید که میتوانید به آن برسید و آن را امری کاملاً مطلوب و نجاتبخش میدانید. دین یک «بازی ابدی» برای فرار از بیحوصلگی وجودی انسان فراهم میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این ویدیو کوتاه از #الکس_اوکانر با عنوان «چگونه از ملامت و بیحوصلگی فرار کنیم - بلز پاسکال» به بررسی یکی از دیدگاههای فلسفی بلز پاسکال در کتاب «اندیشهها» (Pensées) درباره ریشه بیحوصلگی انسان و تمایل او به بازی و سرگرمی میپردازد.
🎲 پارادوکس قمارباز و میل به بازی
🃏 پاسکال مردی را تصور میکند که هر روز برای فرار از بیحوصلگی (Boredom) قمار میکند. پاسکال میگوید اگر تمام پولی را که این مرد قرار است در قمار برنده شود، پیشانداز به او بدهید اما شرط بگذارید که دیگر حق بازی ندارد، او را بدبخت و ناراحت کردهاید؛ زیرا او فقط پول را نمیخواهد، بلکه خود «بازی کردن» را میخواهد.
💸 از طرف دیگر، اگر به او اجازه دهید بازی کند اما تضمین کنید که هیچ پولی برنده نخواهد شد، باز هم او را عصبی و ناراحت کردهاید.
🪞 توهم دستیابی به هدف
🌀 پاسکال نتیجه میگیرد که انسان به ترکیبی از دو چیز نیاز دارد: «نداشتنِ امرِ مطلوب» به همراه این «توهم که به محض به دست آوردن آن چیز، خوشبخت خواهد شد». از آنجا که داشتنِ خودِ آن چیز به تنهایی ما را خوشحال نمیکند، ما همزمان به «نداشتنِ» آن نیز نیاز داریم تا انگیزه حرکت داشته باشیم.
🏹 جستجوی بازی بدون جایزه
⏳ در گذشته، زندگی انسانها شبیه به یک قمار واقعی بود؛ هر روز صبح که بیدار میشدند، نمیدانستند آیا سرپناهی خواهند داشت یا غذایی برای خوردن پیدا میکنند یا نه. هر روز این بازی از نو شروع میشد. اما امروز انسان مدرن پول و غذا و سرپناه دارد (یعنی بدون انجام بازی، جایزه را در اختیار دارد). در نتیجه، انسانها اکنون به دنبال «خودِ بازی بدونِ جایزه» میگردند تا از ملامت فرار کنند.
⛪️ چرا دین در این زمینه موفق عمل میکند؟
✨ ویدیو در پایان استدلال میکند که به همین دلیل است که دین تا این حد موفق عمل میکند. دین دقیقاً تعریف چیزی است که شما اکنون آن را ندارید، در تمام طول زندگی خود نیز به آن دست نخواهید یافت، اما باور دارید که میتوانید به آن برسید و آن را امری کاملاً مطلوب و نجاتبخش میدانید. دین یک «بازی ابدی» برای فرار از بیحوصلگی وجودی انسان فراهم میکند.
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Greek in the Qur’an?
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
📺 زبان یونانی در قرآن؟
🎙پروفسور #گابریل_سعید__رینولدز
1️⃣ پژوهشهای آکادمیک و تب زبان سریانی
تب داغ زبان سریانی در مطالعات قرآنی: در سالهای اخیر، موج و اشتیاق شدیدی در میان پژوهشگران و اساتید دانشگاهیِ حوزه مطالعات ساختارشناسی و ریشهشناسی قرآن شکل گرفته است که تمرکز ویژهای بر روی زبان «سریانی» (Syriac: یک گویش مهم از زبان آرامی که به عنوان زبان ادبی و دینی مسیحیان شرق نزدیک در دوران باستان متأخر به کار میرفت) دارد.
نظریه آمیختگی زبانی قرآن: این رویکرد پژوهشی تا جایی پیش رفت که حتی کتابی جنجالی توسط یک پژوهشگر (اشاره به کتاب کریستوف لوکزنبرگ با عنوان «قرائت آرامی-سریانی قرآن») تالیف شد که در آن ادعا شده بود زبان واقعی و زیربنایی قرآن، در واقع ترکیبی از زبان سریانی و عربی است.
اهمیت و مرزهای زبان سریانی: هرچند زبان سریانی از نظر تاریخی و زبانشناسی برای درک فضای فرهنگی عربستان و شام در آستانه ظهور اسلام فوقالعاده حیاتی و اساسی است، اما تمرکز انحصاری بر روی آن باعث غفلت از دیگر زبانهای تاثیرگذارِ حوزه مدیترانه و خاورمیانه شده است.
2️⃣ شواهد زبانشناختی ورود نامهای یونانی به قرآن
نشانههای ساختاری زبان یونانی: برخلاف تصور رایج که منبع انحصاری وامواژههای کتاب مقدس در قرآن را سریانی میداند، بررسی ریشهشناختی نامهای شخصیتهای قرآنی نشان میدهد که ساختار و عناصر این اسامی مستقیماً از زبان یونانی منشا گرفتهاند، نه سریانی.
علامت اختصاری و کلیدی پسوند S: در زبانشناسی تاریخی، وجود حرف «س» (S) در پایان نامهای سامی، به عنوان یک نشانه قطعی و بیبروبرگرد از عبور این نامها از فیلتر قواعد دستوری و پسوندهای اسمی زبان یونانی (مانند پسوند ــوس یا ــاس) شناخته میشود.
نمونه اول؛ الیاس (Elijah):
نام این پیامبر در قرآن به صورت «الیاس» [و در جایی دیگر به صورت الیاسین] آمده است.
حرف «س» در پایان الیاس، گواهی روشن بر ریشه یونانی آن در متن قرآن است.
در مقابل، فرمهای سامی، آرامی و سریانی این نام به حرف واکهای (آ) ختم میشوند که از نامِ اصلی عبری (Ēliyyāhū به معنی "یهوه خدای من است") مشتق شده است.
(اگرچه در عربی فرم جایگزین «إلیا» نیز وجود دارد که به تلفظ سامی نزدیکتر است، اما متن قرآن عمداً فرمِ یونانی مآبِ «الیاس» را انتخاب و ثبت کرده است).
3️⃣ بررسی موردی نام یونس و تقابل با سنت ترجمه عربی
نمونه دوم؛ یونس (Jonah):
سوره دهم قرآن به نام این پیامبر (سوره یونس) نامگذاری شده است. نام «یونس» (Ununus/Yunus) نیز در انتهای خود واجد همان حرف «س» کلیدی است که نشانه رسمیِ انتهای اسامی در زبان یونانی (Ionas) است.
تقابل با متن کتاب مقدس عربی:
نکته شگفتانگیز اینجاست که
انتخاب آگاهانه فرم زبانی: این تفاوت آشکار میان «یونس» قرآنی و «یونان» عهد عتیقِ عربی نشان میدهد که
4️⃣ ابعاد تاریخی و بازخوانی بافت ظهور قرآن
پیوند غافلگیرکننده یونانی و حجاز: وجود این ردپاهای آشکار از زبان یونانی در ساختار واژگان قرآنی ممکن است در وهله اول برای مخاطب عام یا حتی محققان، عجیب و غافلگیرکننده به نظر برسد. (چرا که مکه و مدینه از مراکز اصلی هلنیسم یا یونانیمآبی بسیار دور بودهاند).
پیچیدگی بافت تاریخی: این ویژگیهای زبانشناختی به ما اثبات میکند که بستر و محیط تاریخی ظهور اسلام و جغرافیای شبهجزیره عربستان چقدر پویا، چند لایه و از نظر فرهنگی ثروتمند بوده است.
شبکههای ارتباطی باستان متأخر: این شواهد نشان میدهند که عربستانِ قرن هفتم میلادی یک منطقه منزوی نبوده، بلکه در تبادلات فرهنگی، تجاری و مذهبیِ وسیعی با جهان هلنیستی و امپراتوری روم شرقی قرار داشته است؛ به طوری که مفاهیم و اسامی مسیحی-یهودی نه فقط از کانال زبان مادریِ خاورمیانه (آرامی)، بلکه مستقیماً از طریق زبانِ امپراتوری (یونانی) نیز به قلب قلمرو عربی نفوذ کرده و در زبان قرآن متبلور شدهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙پروفسور #گابریل_سعید__رینولدز
1️⃣ پژوهشهای آکادمیک و تب زبان سریانی
تب داغ زبان سریانی در مطالعات قرآنی: در سالهای اخیر، موج و اشتیاق شدیدی در میان پژوهشگران و اساتید دانشگاهیِ حوزه مطالعات ساختارشناسی و ریشهشناسی قرآن شکل گرفته است که تمرکز ویژهای بر روی زبان «سریانی» (Syriac: یک گویش مهم از زبان آرامی که به عنوان زبان ادبی و دینی مسیحیان شرق نزدیک در دوران باستان متأخر به کار میرفت) دارد.
نظریه آمیختگی زبانی قرآن: این رویکرد پژوهشی تا جایی پیش رفت که حتی کتابی جنجالی توسط یک پژوهشگر (اشاره به کتاب کریستوف لوکزنبرگ با عنوان «قرائت آرامی-سریانی قرآن») تالیف شد که در آن ادعا شده بود زبان واقعی و زیربنایی قرآن، در واقع ترکیبی از زبان سریانی و عربی است.
اهمیت و مرزهای زبان سریانی: هرچند زبان سریانی از نظر تاریخی و زبانشناسی برای درک فضای فرهنگی عربستان و شام در آستانه ظهور اسلام فوقالعاده حیاتی و اساسی است، اما تمرکز انحصاری بر روی آن باعث غفلت از دیگر زبانهای تاثیرگذارِ حوزه مدیترانه و خاورمیانه شده است.
2️⃣ شواهد زبانشناختی ورود نامهای یونانی به قرآن
نشانههای ساختاری زبان یونانی: برخلاف تصور رایج که منبع انحصاری وامواژههای کتاب مقدس در قرآن را سریانی میداند، بررسی ریشهشناختی نامهای شخصیتهای قرآنی نشان میدهد که ساختار و عناصر این اسامی مستقیماً از زبان یونانی منشا گرفتهاند، نه سریانی.
علامت اختصاری و کلیدی پسوند S: در زبانشناسی تاریخی، وجود حرف «س» (S) در پایان نامهای سامی، به عنوان یک نشانه قطعی و بیبروبرگرد از عبور این نامها از فیلتر قواعد دستوری و پسوندهای اسمی زبان یونانی (مانند پسوند ــوس یا ــاس) شناخته میشود.
نمونه اول؛ الیاس (Elijah):
نام این پیامبر در قرآن به صورت «الیاس» [و در جایی دیگر به صورت الیاسین] آمده است.
حرف «س» در پایان الیاس، گواهی روشن بر ریشه یونانی آن در متن قرآن است.
در مقابل، فرمهای سامی، آرامی و سریانی این نام به حرف واکهای (آ) ختم میشوند که از نامِ اصلی عبری (Ēliyyāhū به معنی "یهوه خدای من است") مشتق شده است.
(اگرچه در عربی فرم جایگزین «إلیا» نیز وجود دارد که به تلفظ سامی نزدیکتر است، اما متن قرآن عمداً فرمِ یونانی مآبِ «الیاس» را انتخاب و ثبت کرده است).
3️⃣ بررسی موردی نام یونس و تقابل با سنت ترجمه عربی
نمونه دوم؛ یونس (Jonah):
سوره دهم قرآن به نام این پیامبر (سوره یونس) نامگذاری شده است. نام «یونس» (Ununus/Yunus) نیز در انتهای خود واجد همان حرف «س» کلیدی است که نشانه رسمیِ انتهای اسامی در زبان یونانی (Ionas) است.
تقابل با متن کتاب مقدس عربی:
نکته شگفتانگیز اینجاست که
اگر امروز به یک کتاب مقدس (عهد عتیق یا جدید) به زبان عربی مراجعه کنید، نام این پیامبر به صورت «یونان» (Yunan) ترجمه و نوشته شده است. پسوند «ن» در انتهای کلمه "یونان"، نشاندهنده شکل پایانی زبانهای سامی و آرامی است.
انتخاب آگاهانه فرم زبانی: این تفاوت آشکار میان «یونس» قرآنی و «یونان» عهد عتیقِ عربی نشان میدهد که
مولفانِ قرآن پیوند و کانال ارتباطی مستقیمی با فرمهای تلفظیِ حوزۀ امپراتوری بیزانس (روم شرقی که زبان رسمیاش یونانی بود) داشته و از سنت ترجمههای رایج آرامی/سریانیِ صرف، پیروی نکردهاند.
4️⃣ ابعاد تاریخی و بازخوانی بافت ظهور قرآن
پیوند غافلگیرکننده یونانی و حجاز: وجود این ردپاهای آشکار از زبان یونانی در ساختار واژگان قرآنی ممکن است در وهله اول برای مخاطب عام یا حتی محققان، عجیب و غافلگیرکننده به نظر برسد. (چرا که مکه و مدینه از مراکز اصلی هلنیسم یا یونانیمآبی بسیار دور بودهاند).
پیچیدگی بافت تاریخی: این ویژگیهای زبانشناختی به ما اثبات میکند که بستر و محیط تاریخی ظهور اسلام و جغرافیای شبهجزیره عربستان چقدر پویا، چند لایه و از نظر فرهنگی ثروتمند بوده است.
شبکههای ارتباطی باستان متأخر: این شواهد نشان میدهند که عربستانِ قرن هفتم میلادی یک منطقه منزوی نبوده، بلکه در تبادلات فرهنگی، تجاری و مذهبیِ وسیعی با جهان هلنیستی و امپراتوری روم شرقی قرار داشته است؛ به طوری که مفاهیم و اسامی مسیحی-یهودی نه فقط از کانال زبان مادریِ خاورمیانه (آرامی)، بلکه مستقیماً از طریق زبانِ امپراتوری (یونانی) نیز به قلب قلمرو عربی نفوذ کرده و در زبان قرآن متبلور شدهاند.
🔻گابریل سعید
📺 پسر نوح و مولفان قرآن
📺 کتاب «مسیحیت و قرآن» در ۱۲ دقیقه
📕خنجر امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
📻منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
— مولفان قرآن و اقتباسی دیگری از افسانهها
📺 یونس: هجویه سیاسی
🔻ردپای مولفانِ قرآن
📺 چرا قرآن از انجیل گفته و نه اناجیل؟
📻 "درهم" در زمان یوسف؟!
📻 پارسی و عبری قرآن
.
#بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Noah in the Bible and the Qur'an | Jack Miles
CC: 🇺🇸 🇪🇸
Cultures are often revealed through the stories they hand down through generations. Every civilization has foundational ones. Among the stories many cultures tell, we find tales of a great flood, but the story of Noah’s flood captured the imagination…
Cultures are often revealed through the stories they hand down through generations. Every civilization has foundational ones. Among the stories many cultures tell, we find tales of a great flood, but the story of Noah’s flood captured the imagination…
📺 نوح در بایبل و قرآن
(۱/۲)
🔸این ویدیو که توسط «#جک_مایلز» (Jack Miles - نویسنده و پژوهشگر سرشناس آمریکایی در حوزه دین و برنده جایزه پولیتزر) برای مرکز «امیر-اشتاین» (Emir-Stein Center) ارائه شده است، به مقایسه تطبیقی و دقیق داستان نوح در دو کتاب مقدس، یعنی کتاب مقدس (عهد عتیق/تورات) و قرآن میپردازد.
1️⃣ زمینه کلی و مقدمه ورود به داستان طوفان باستانی
🌍 جهانشمولی روایت طوفان: جک مایلز در ابتدا اشاره میکند که داستان طوفان بزرگ و مردی که از آن جان سالم به در برد (نوح)، یکی از مشهورترین داستانهای جهان است. او تأکید میکند که روایتهای مربوط به طوفان بزرگ تنوع زیادی دارند و در بسیاری از اساطیر باستان (مانند حماسه گیلگمش در بینالنهرین) دیده میشوند.
📜 ناآگاهی پیروان ادیان از کتاب یکدیگر: او به این واقعیت اشاره میکند که بسیاری از یهودیان و مسیحیان که کتاب مقدس را میخوانند، نمیدانند که داستان نوح در قرآن نیز آمده است. در مقابل، بسیاری از مسلمانان نیز که با داستان «نوح» در قرآن آشنا هستند، گاهی فراموش میکنند که این داستان در تورات هم نقل شده است.
🤝 دعوت به جایگزینی مقایسه به جای مجادله: مایلز میگوید هر گروه مذهبی به طور طبیعی نسخه کتاب خود را درستتر میداند (مسلمانان نسخه قرآن و یهودیان/مسیحیان نسخه کتاب مقدس را)؛ اما به جای جدال، بسیار جذابتر و آموزندهتر است که این دو متن را کنار هم بگذاریم و تفاوتهای ظریف آنها را بررسی کنیم.
2️⃣ ریشهها و انگیزههای خشم الهی و آغاز ماجرا
😠 نقطه اشتراک؛ خشم خداوند: در هر دو متن، داستان با خشم خداوند آغاز میشود و در هر دو، خدا تصمیم میگیرد طوفانی نابودکننده را برای تنبیه انسانهایی که او را آزردهاند بفرستد. اما دلیل این خشم در دو کتاب کاملاً متفاوت است:
🍎 علت خشم در کتاب مقدس (شرارت اخلاقی): در سفر پیدایش (اولین کتاب از تورات/عهد عتیق)، خشم خدا ناشی از این است که نژاد بشر (که خودش خلق کرده بود) به سمت شرارت، فساد و گناهان اخلاقی رفته است. در واقع، زمین پر از ظلم و تباهی شده است.
🗿 علت خشم در قرآن (شرک و بتپرستی): در قرآن، خشم خداوند نه صرفاً به خاطر فساد اخلاقی عام، بلکه به طور مشخص به دلیل «شرک» است. قوم نوح به جای پرستش خدای یگانه، به پرستش خدایان دروغین و بتها (مانند وُدّ، سُواع، یَغوث، یَعوق و نَسر که در سوره نوح به آنها اشاره شده) روی آوردهاند.
3️⃣ تقابل رفتار نوح؛ سکوت مطلق در برابر فریاد هشدار
🤫 نوحِ ساکت در کتاب مقدس: یکی از شگفتانگیزترین تفاوتهای روایی این است که در کتاب مقدس، نوح تا پیش از وقوع طوفان حتی یک کلمه هم صحبت نمیکند! هیچ سخنرانی یا گفتگویی از او با مردم ثبت نشده است. او فرستادهای نیست که مأمور به دعوت مردم باشد؛ او فقط دستور خدا را دریافت میکند و در سکوت کامل شروع به ساختن کشتی (Noah's Ark) میکند. در روایت تورات،
تکنیک الهیاتی کتاب مقدس این است که هیچ فرصتی برای توبه به مردم داده نمیشود و طوفان ناگهانی نازل میشود.
انتخاب حیوانات نیز در تورات به صورت جفتجفت (دو به دو) برای بقای نسل صورت میگیرد.
🗣 نوحِ خطیب و هشداردهنده در قرآن: در قرآن، نوح (که به عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم شناخته میشود) بسیار سخن میگوید. او سالها به طور خستگیناپذیر به قومش هشدار میدهد، آنها را به توحید دعوت میکند و انذار میدهد که اگر دست از بتپرستی برندارند، عذاب الهی نازل خواهد شد. او حتی به آنها وعده میدهد که اگر توبه کنند، خدا بارانهای پربرکت فرستاده و اموال و فرزندانشان را افزون میکند.
🔨 تمسخر قوم در روایت قرآنی: در قرآن برخلاف تورات، مردم هنگام ساخت کشتی نوح را مسخره میکنند (چون کشتی را در خشکی و دور از دریا میساخت). نوح نیز در پاسخ به آنها میگوید: «اگر امروز ما را مسخره میکنید، ما نیز به زودی شما را همانگونه مسخره خواهیم کرد» (که نشاندهنده ایده فرعیِ "کسی که آخر از همه میخندد، بهترین خنده را دارد" است).
👥 سرنشینان کشتی: در تورات فقط نوح، همسرش، سه پسرش و همسران آنها نجات مییابند. اما در قرآن، علاوه بر خانواده نوح، گروه اندکی از مردم قومش که به دعوت او ایمان آورده بودند نیز سوار کشتی شده و نجات پیدا میکنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🔸این ویدیو که توسط «#جک_مایلز» (Jack Miles - نویسنده و پژوهشگر سرشناس آمریکایی در حوزه دین و برنده جایزه پولیتزر) برای مرکز «امیر-اشتاین» (Emir-Stein Center) ارائه شده است، به مقایسه تطبیقی و دقیق داستان نوح در دو کتاب مقدس، یعنی کتاب مقدس (عهد عتیق/تورات) و قرآن میپردازد.
1️⃣ زمینه کلی و مقدمه ورود به داستان طوفان باستانی
🌍 جهانشمولی روایت طوفان: جک مایلز در ابتدا اشاره میکند که داستان طوفان بزرگ و مردی که از آن جان سالم به در برد (نوح)، یکی از مشهورترین داستانهای جهان است. او تأکید میکند که روایتهای مربوط به طوفان بزرگ تنوع زیادی دارند و در بسیاری از اساطیر باستان (مانند حماسه گیلگمش در بینالنهرین) دیده میشوند.
📜 ناآگاهی پیروان ادیان از کتاب یکدیگر: او به این واقعیت اشاره میکند که بسیاری از یهودیان و مسیحیان که کتاب مقدس را میخوانند، نمیدانند که داستان نوح در قرآن نیز آمده است. در مقابل، بسیاری از مسلمانان نیز که با داستان «نوح» در قرآن آشنا هستند، گاهی فراموش میکنند که این داستان در تورات هم نقل شده است.
🤝 دعوت به جایگزینی مقایسه به جای مجادله: مایلز میگوید هر گروه مذهبی به طور طبیعی نسخه کتاب خود را درستتر میداند (مسلمانان نسخه قرآن و یهودیان/مسیحیان نسخه کتاب مقدس را)؛ اما به جای جدال، بسیار جذابتر و آموزندهتر است که این دو متن را کنار هم بگذاریم و تفاوتهای ظریف آنها را بررسی کنیم.
2️⃣ ریشهها و انگیزههای خشم الهی و آغاز ماجرا
😠 نقطه اشتراک؛ خشم خداوند: در هر دو متن، داستان با خشم خداوند آغاز میشود و در هر دو، خدا تصمیم میگیرد طوفانی نابودکننده را برای تنبیه انسانهایی که او را آزردهاند بفرستد. اما دلیل این خشم در دو کتاب کاملاً متفاوت است:
🍎 علت خشم در کتاب مقدس (شرارت اخلاقی): در سفر پیدایش (اولین کتاب از تورات/عهد عتیق)، خشم خدا ناشی از این است که نژاد بشر (که خودش خلق کرده بود) به سمت شرارت، فساد و گناهان اخلاقی رفته است. در واقع، زمین پر از ظلم و تباهی شده است.
🗿 علت خشم در قرآن (شرک و بتپرستی): در قرآن، خشم خداوند نه صرفاً به خاطر فساد اخلاقی عام، بلکه به طور مشخص به دلیل «شرک» است. قوم نوح به جای پرستش خدای یگانه، به پرستش خدایان دروغین و بتها (مانند وُدّ، سُواع، یَغوث، یَعوق و نَسر که در سوره نوح به آنها اشاره شده) روی آوردهاند.
3️⃣ تقابل رفتار نوح؛ سکوت مطلق در برابر فریاد هشدار
🤫 نوحِ ساکت در کتاب مقدس: یکی از شگفتانگیزترین تفاوتهای روایی این است که در کتاب مقدس، نوح تا پیش از وقوع طوفان حتی یک کلمه هم صحبت نمیکند! هیچ سخنرانی یا گفتگویی از او با مردم ثبت نشده است. او فرستادهای نیست که مأمور به دعوت مردم باشد؛ او فقط دستور خدا را دریافت میکند و در سکوت کامل شروع به ساختن کشتی (Noah's Ark) میکند. در روایت تورات،
هیچکس جز نوح از طوفانِ پیشرو باخبر نمیشود.
تکنیک الهیاتی کتاب مقدس این است که هیچ فرصتی برای توبه به مردم داده نمیشود و طوفان ناگهانی نازل میشود.
انتخاب حیوانات نیز در تورات به صورت جفتجفت (دو به دو) برای بقای نسل صورت میگیرد.
🗣 نوحِ خطیب و هشداردهنده در قرآن: در قرآن، نوح (که به عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم شناخته میشود) بسیار سخن میگوید. او سالها به طور خستگیناپذیر به قومش هشدار میدهد، آنها را به توحید دعوت میکند و انذار میدهد که اگر دست از بتپرستی برندارند، عذاب الهی نازل خواهد شد. او حتی به آنها وعده میدهد که اگر توبه کنند، خدا بارانهای پربرکت فرستاده و اموال و فرزندانشان را افزون میکند.
🔨 تمسخر قوم در روایت قرآنی: در قرآن برخلاف تورات، مردم هنگام ساخت کشتی نوح را مسخره میکنند (چون کشتی را در خشکی و دور از دریا میساخت). نوح نیز در پاسخ به آنها میگوید: «اگر امروز ما را مسخره میکنید، ما نیز به زودی شما را همانگونه مسخره خواهیم کرد» (که نشاندهنده ایده فرعیِ "کسی که آخر از همه میخندد، بهترین خنده را دارد" است).
👥 سرنشینان کشتی: در تورات فقط نوح، همسرش، سه پسرش و همسران آنها نجات مییابند. اما در قرآن، علاوه بر خانواده نوح، گروه اندکی از مردم قومش که به دعوت او ایمان آورده بودند نیز سوار کشتی شده و نجات پیدا میکنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Noah in the Bible and the Qur'an | Jack Miles
CC: 🇺🇸 🇪🇸
Cultures are often revealed through the stories they hand down through generations. Every civilization has foundational ones. Among the stories many cultures tell, we find tales of a great flood, but the story of Noah’s flood captured the imagination…
Cultures are often revealed through the stories they hand down through generations. Every civilization has foundational ones. Among the stories many cultures tell, we find tales of a great flood, but the story of Noah’s flood captured the imagination…
📺 نوح در بایبل و قرآن
(۲/۲)
4️⃣ سرنوشت خانوادگی و نمادهای پس از طوفان
👦 تراژدی پسر نافرمان در قرآن: یکی از دراماتیکترین بخشهای اختصاصی قرآن، داستان پسر نوح (کنعان در تفاسیر، گرچه قرآن نامش را نمیآورد) است. او از سوار شدن به کشتی امتناع میکند و به پدرش میگوید که به قله یک کوه بلند پناه میبرد تا از سیل در امان بماند. نوح از خدا میخواهد که پسرش را (به عنوان بخشی از خانوادهاش) نجات دهد، اما خداوند درخواست او را رد میکند و میگوید او از اهل تو نیست زیرا عملش ناصالح است. در نتیجه، پسر در طوفان غرق میشود. این ایده فرعی نشان میدهد که
👨سرنشینان پسر در کتاب مقدس: در تورات هر سه پسر نوح (سام، حام و یافث) همگی بدون مشکل سوار کشتی شده و نجات مییابند (البته مایلز اشاره میکند که آنها بعداً پس از طوفان دچار ماجراها و خطاهایی میشوند که خود داستان مجزایی است).
🌈 پایان طوفان و نماد رنگینکمان: در کتاب مقدس، پس از فروکش کردن آبها، خداوند «رنگینکمان» را در آسمان پدیدار میکند. این رنگینکمان نشانهای از عهد و پیمان (Covenant) ابدی خدا با نوح و بشریت است که دیگر هرگز تمام جهان را با طوفان نابود نخواهد کرد.
🧹 درخواست نوح برای پاکسازی زمین در قرآن: در قرآن، طوفان لزوماً تمام کره زمین را نابود نکرده (احتمال منطقهای بودن طوفان)، اما نوح از خدا میخواهد که زمین را برای مؤمنان امن کند و آن را از لوث وجود کافران پاک گرداند تا دیگر نتوانند آیندگان را گمراه کنند («ربّ لا تذر علی الأرض من الکافرین دیّاراً»).
5️⃣ تصویر خدا و نتیجهگیری نهایی جک مایلز
🔥 خدای ترسناک در دو نسخه: جک مایلز نتیجه میگیرد که در هر دو روایت، خدا چهرهای بسیار مهیب و سهمگین دارد. با این حال، او ترجیح و تحلیل شخصی خود را اینگونه بیان میکند:
او خدای کتاب مقدس را ترسناکتر مییابد؛ زیرا طوفان عهد عتیق کاملاً ناگهانی، بدون هشدار قبلی به عموم مردم و بدون دادن هیچگونه فرصتی برای توبه و بازگشت نازل میشود.
در طرف مقابل، در قرآن گرچه به مردم فرصت توبه داده میشود، اما تهدید اصلی و شکنجهی خدا، فقط طوفان دنیوی نیست، بلکه شکنجۀ ابدی و جاودان در آتش دوزخ (جهنم) است؛ مفهوم جهنم و شکنجههای متنوع و بینهایت پس از مرگ در داستان نوح در کتاب مقدس اصلاً مطرح نمیشود.
📚 دعوت به مطالعه بیشتر: مایلز در پایان با معرفی کتاب خود به نام «خدا در قرآن» (God in the Qur'an)، یادآور میشود که شخصیتهای مشترک زیادی مانند آدم و حوا، ابراهیم، موسی، یوسف و حتی عیسی و مریم در هر دو کتاب حضور دارند که بررسی تفاوتهای آنها شگفتانگیز است. او از اینکه در فضای جامعهای مثل آمریکا، مردم این آزادی و تمایل را پیدا کردهاند که کتابهای مقدس یکدیگر را بخوانند و مقایسه کنند، ابراز خرسندی میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
4️⃣ سرنوشت خانوادگی و نمادهای پس از طوفان
👦 تراژدی پسر نافرمان در قرآن: یکی از دراماتیکترین بخشهای اختصاصی قرآن، داستان پسر نوح (کنعان در تفاسیر، گرچه قرآن نامش را نمیآورد) است. او از سوار شدن به کشتی امتناع میکند و به پدرش میگوید که به قله یک کوه بلند پناه میبرد تا از سیل در امان بماند. نوح از خدا میخواهد که پسرش را (به عنوان بخشی از خانوادهاش) نجات دهد، اما خداوند درخواست او را رد میکند و میگوید او از اهل تو نیست زیرا عملش ناصالح است. در نتیجه، پسر در طوفان غرق میشود. این ایده فرعی نشان میدهد که
در نگاه قرآن، پیوند عقیدتی و ایمانی بر پیوند خونی و نسبی ارجحیت دارد.
👨سرنشینان پسر در کتاب مقدس: در تورات هر سه پسر نوح (سام، حام و یافث) همگی بدون مشکل سوار کشتی شده و نجات مییابند (البته مایلز اشاره میکند که آنها بعداً پس از طوفان دچار ماجراها و خطاهایی میشوند که خود داستان مجزایی است).
🌈 پایان طوفان و نماد رنگینکمان: در کتاب مقدس، پس از فروکش کردن آبها، خداوند «رنگینکمان» را در آسمان پدیدار میکند. این رنگینکمان نشانهای از عهد و پیمان (Covenant) ابدی خدا با نوح و بشریت است که دیگر هرگز تمام جهان را با طوفان نابود نخواهد کرد.
🧹 درخواست نوح برای پاکسازی زمین در قرآن: در قرآن، طوفان لزوماً تمام کره زمین را نابود نکرده (احتمال منطقهای بودن طوفان)، اما نوح از خدا میخواهد که زمین را برای مؤمنان امن کند و آن را از لوث وجود کافران پاک گرداند تا دیگر نتوانند آیندگان را گمراه کنند («ربّ لا تذر علی الأرض من الکافرین دیّاراً»).
5️⃣ تصویر خدا و نتیجهگیری نهایی جک مایلز
🔥 خدای ترسناک در دو نسخه: جک مایلز نتیجه میگیرد که در هر دو روایت، خدا چهرهای بسیار مهیب و سهمگین دارد. با این حال، او ترجیح و تحلیل شخصی خود را اینگونه بیان میکند:
او خدای کتاب مقدس را ترسناکتر مییابد؛ زیرا طوفان عهد عتیق کاملاً ناگهانی، بدون هشدار قبلی به عموم مردم و بدون دادن هیچگونه فرصتی برای توبه و بازگشت نازل میشود.
در طرف مقابل، در قرآن گرچه به مردم فرصت توبه داده میشود، اما تهدید اصلی و شکنجهی خدا، فقط طوفان دنیوی نیست، بلکه شکنجۀ ابدی و جاودان در آتش دوزخ (جهنم) است؛ مفهوم جهنم و شکنجههای متنوع و بینهایت پس از مرگ در داستان نوح در کتاب مقدس اصلاً مطرح نمیشود.
📚 دعوت به مطالعه بیشتر: مایلز در پایان با معرفی کتاب خود به نام «خدا در قرآن» (God in the Qur'an)، یادآور میشود که شخصیتهای مشترک زیادی مانند آدم و حوا، ابراهیم، موسی، یوسف و حتی عیسی و مریم در هر دو کتاب حضور دارند که بررسی تفاوتهای آنها شگفتانگیز است. او از اینکه در فضای جامعهای مثل آمریکا، مردم این آزادی و تمایل را پیدا کردهاند که کتابهای مقدس یکدیگر را بخوانند و مقایسه کنند، ابراز خرسندی میکند.
🔻نوح و تحریف قرآن
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📕منبعِ پاگانیستیِ افسانۀ نوح
📺 تحریف نوح توسط مولفان قرآن
📕نوح: قدیسی قهرمان یا مردی تنها و شکستخورده؟
🔻افسانهها در محک تاریخ
📻 پادشاهان و انبیای تورات: تاریخ یا افسانه و ایدئولوژی؟
📻 سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن و قصصش
🔻پیامبران در تاریخ؟!
📺 یونس: هجویه سیاسی
🔻داوود
📺 افسانۀ «داوود و سلیمان» در ترازوی باستانشناسی
🔻سلیمان
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
🔻یوسف
🎧 یوسف: نیاز جمعی، دروغِ تاریخی
🔻ابراهیم
📺 آیا «سِفر پیدایش» از یک تراژدی یونانی کپیبرداری شدهاست؟
📻 اسحاق و ایفیگنیا
📺 هیچ مدرکی از وجود تاریخی ابراهیم وجود ندارد
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 تیغِ باستانشناسی بر رگِ افسانهپردازی
🔻موسی
📺 آیا خروج واقعاً اتفاق افتاد؟
📺 موسی هرگز برادری نداشت!
📻 معجزۀ غرق شدن پرمعجزهترین یهودی!
📻 پادشاهانِ کاغذی؟ موسی، داوود، سلیمان
🔻عیسی
📺 عیسی: واقعیت یا «اوهمریسمِ» معکوس؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin