نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1️⃣ عبدالرضا داوری:

در سال ۱۴۰۳:

بودجه دانشگاه تهران: ۴.۵ همت
بودجه موسسه مصباح یزدی: ۰.۴۳۷ همت

تعداد دانشجویان دانشگاه تهران: ۵۶۸۹۳
تعداد دانشجویان موسسه مصباح: ۱۵۹۱

سرانه دانشجویی دانشگاه تهران: ۸۱ میلیون
سرانه دانشجویی موسسه مصباح: ۲۷۵ میلیون

👈 سهم دانشجوی موسسه مصباح ۳.۴ برابر دانشجوی دانشگاه تهران!


2️⃣ گلایۀ سید علی خامنه‌ای از جوانان تنبل(!):

یه تعداد جوان داریم که‌ میل به کار ندارند، دنبال کار نمی‌روند! بعضی‌ها هم فقط دنبال کارِ پشتِ‌میزنشینی هستند! پشت‌میز‌نشینی همیشه کار نیست!



#حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
📘چرایی ازدیادِ پدیدۀ شوگر ددی و شوگر مامی

🍂 شعارها و حرف‌های رویافروش‌ها را دور بریزید؛ باید قبول کنیم که اگر ما خانواده پولداری نداشته باشیم، احتمال این که پولدار شویم، بسیار کم است. هر چند که نسل گذشتۀ ما خود را «نسل سوخته و اسطورۀ قناعت و پول جمع کردن» می‌دانند و فرزندان خود را متوقع و تن‌پرور، ولی این نسل خوش‌شانس‌‌ترین نسل بودند؛ چرا که نسلی بودند که در کل زندگی‌شان، جفت‌شش آوردند؛ در دورانی وارد بازار کار شدند که در عین درآمد بالا، تورم بسیار پایین‌تر از الان بود. این نسل تمام منابع را جمع کردند، هر چقدر سهام، طلا، دلار و ملک ارزان بود، خریدند و قدرت را به دست گرفتند. به آمارها نگاه کنید: سال ۸۵ وقتی کم‌کم بازنشسته می‌شدند، حداقل حقوق کارگر ۱۸۳ هزار تومان بود، یعنی معادل ۷ ربع سکه که به پول فعلی، حدود ۷۰ میلیون تومان می‌شود. الان قدرت خرید کمتر از یک دهم شده‌است.

🍂 همچنین آنها زمانی که بازنشسته شدند، با پول سنوات می‌توانستند خیلی کارها کنند؛ مثلا ماشین خارجی بخرند و یا سفر بروند. حقوق و درآمد خوب در کنار شرایط اقتصادی باثبات‌تر، فاصلۀ ثروتشان را با نسل بعد از خود بیشتر کرد و این‌گونه بود که تنش بین دو نسل بیشتر شد، نسلی که خودش را اسطورۀ قناعت و تلاش می‌داند و دائما فرزندانش را نصیحت می‌کند که ما خواستیم و توانستیم، پس شما هم تنبلی نکنید و راه ما را تکرار کنید!

🍂 نسل ما نسل استارتاپ‌ها بود، چیزی که نسل قبل ما هیچ درکی از آن نداشتند و دائما ما را نصیحت کردند که از رویا بیرون بیایید و این کارها برایتان نان و آب نمی‌شود؛ به‌دنبال کار با حقوق ثابت و بیمه باشید تا بدبخت نشوید! مدل ثروت‌آفرینی هم در نسل گذشته بسیار راحت‌تر از وضعیتِ فعلی بوده‌است.

🍂 واقعیت این است که نسل جدید، نه‌تنها تنبل نیستند، بلکه خیلی پرکارتر و پرتلاش‌تر از نسل قبل خود هستند، مخصوصا دخترها و زنان! در گذشته یک نفر کار می‌کرد، خرج کل خانه را می‌داد، ماشین و خانه می‌خرید و برای روز مبادا پس انداز هم می‌کرد، زن هم کارهای خانه را انجام می‌داد. ولی الان علاوه بر اینکه زن و شوهر هر دو، تمام وقت کار می‌کنند، همه کارهایی که نسل قبل می‌کردند (تمیزکاری و پخت‌و‌پز و...) را نیز انجام می‌دهند و نکته جالب اینجاست که آخر ماه هم چیزی برایشان باقی نمی‌ماند.

🍂 نسل فعلی خیلی باسوادتر از نسل قبل شده‌است، نسل گذشته نیازی به تحصیلات نداشت و با همان دیپلم و سیکل، بازار کار خوب برایش مهیا بود و نیازی نبود درس بخواند. این‌ها وقتی دردناک می‌شود که بدانیم ۵۰ درصد کارهای دنیا را نسل فعلی انجام می‌دهد، ولی فقط ده درصد ثروت را در اختیار دارد.

🍂 نسل قبلیِ عزیز! از توهم بیرون بیایید، شما «نسل سوخته» نیستید. شما تحصیلات و تلاشی به‌میزانِ نسل فعلی نداشتید، فقط «خوش‌شانس» بودید! حتی دوران جنگ و انقلاب را هم بهانه نکنید، چرا که آمارها نشان می‌دهد شرایط اقتصادی دهه ۹۰، از دوران جنگ هم بدتر بود. پس به‌جای اسطوره‌سازی از خود و تاسف خوردن برای بچه‌هایتان، فقط کمی آنها را درک کنید.

🍂 همین تفکر و توهمی که نسل قبل از خودش دارد که ما اسطورۀ تلاش کردن و قناعت و پول جمع‌کردن بودیم، باعث شده که آن‌ها به «بدبخت‌پرستی» رو بیاورند؛ یعنی برای سایر افراد جامعه که وضع خوبی ندارند، دلسوزی و کمک می‌کنند، ولی معتقدند فرزندان خودشان باید سختی بکشند تا مستقل شوند!

🍂 در این شرایط اقتصادی دردناک، وقتی نسل جدید می‌بیند که علی‌رغم تلاش و تحصیل و...، منابع در اختیار نسل قبل است و هرچقدر هم تلاش کند، امکان ندارد که بتواند سطح زندگی معادل نسل قبلی داشته‌باشد، یا باید صبر کند تا روزی شاید میراث نسل قبل به او برسد، یا اینکه راه میان‌بر را انتخاب کند و سراغ ثروتمندان کهنسال برود و با آن‌ها وارد رابطه شود! بله همین عامل باعث شده که امروز در جامعه، شاهد پدیده‌های شوگر ددی و شوگر مامی باشیم!

🔺نکتۀ جالب اینجاست که نسل متوهم و متوقع قبل، علاوه بر مصادرۀ منابع مالی، حالا دارند با این ثروت و اندوخته، روابط را هم از نسل فعلی می‌گیرند!


#حکومت_اسلامی #اقتصاد



🌾 @Naqdagin | @excellentmanagers
👳🏿‍♂️بودجۀ نهاد تحت ریاست آیت‌الله «ک.ص.(اُز)گل‌» برابر با دستمزد ماهانۀ «۲۴ هزار کارگر» است!

🍂 به گزارش پایگاه داده‌های باز ایران، بودجۀ سالانه این ستاد، به ریاست آیت‌الله «ک.ص.»، معادل حداقل دستمزد ماهانۀ ۲۴هزار کارگر است!

🍂 در این تحقیق آمده که در بودجۀ سال ۱۴۰۲، مبلغ ۱۲۷ میلیارد تومان از منابع عمومی، به ستاد امر به معروف و نهی از منکر اختصاص داده شده‌است. این در حالی‌ست که حداقل دستمزد پایۀ تعیین شده برای کارگران در سال گذشته ۵ میلیون و ۳۰۸ هزار تومان بوده‌است.

🍂 بررسی‌های این پایگاه نشان می دهد که در فاصلۀ سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲، نزدیک به ۳۶۰ میلیارد تومان از منابع عمومی بودجۀ کشور در اختیار ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر قرار گرفته‌است. بودجه‌ای که ارزش آن به قیمت روز و با در نظر گرفتن تورم فراتر از ۸۰۰ میلیارد تومان می‌رود.


#حکومت_اسلامی #اقتصاد


🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ پدیدۀ شوگر ددی - شوگر مامی

🎙دکتر #آزیتا_ساعیان

🍂 بدلیل اوضاع بحرانی اقتصادی - اجتماعی در ایران، ازدواج‌های نامتعارف رشد چشمگیری داشته‌است. این پدیده در غرب سابقۀ طولانی دارد که بنوعی «داد و ستد مالی/عاطفی» بین دو فرد یعنی «ددی و بیبی» یا همان بابا و بچه معروف است، اما در ایران در قالب ازدواج خودنمائی می‌کند و فرم خاصی به خود گرفته‌است.

🍂 بر اساس تجربیات درمانی که با این زوجها داشتم، ظاهر ارتباط در ایران همان داد و ستد است. زن در جستجوی پایگاه قوی اقتصادی و با تمایل به رفاه فوری، به ازدواج مرد مسنی در می‌آید که بشدت نیاز به توجه و محبت دارد.

🍂 یافته‌های بالینی با این زوج‌ها، وجود دو تعارض قوی ناخودآگاه را تایید می‌کند. در این زنان، تعارض دردناک بین تصویر «پدر واقعی» و «پدر ایده‌آل» بارز است و در این پیرمردان، تعارض بین «ماندن» و «مردن» بوضوح دیده می‌شود. در نتیجه، آن زنان در فرآیند حل این تعارض، تصویر «پدر ایده‌آل» را جایگزین «پدر آسیب‌زنندۀ» واقعی می‌کنند و این پیرمردان نیز با ازدواج، به «انکار مرگ» و «کاهش دلهرۀ» خود می‌پردازند.

✍🏻 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی


#زیست‌روان #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘روسپی‌گری و پول
— بازاندیشی مفاهیم فرهنگی

✍🏻 #سپاس_ریوندی


🗄 پست‌ مرتبط
📻 تمرین جامعه‌شناسی با گئورگ زیمل (۱۴ جلسه)

#فلسفیدن #نقد_فرهنگ



🌾 @Naqdagin | @Azarborzinmehr
📘روسپی‌گری و پول

✍🏻 #سپاس_ریوندی

🍂 وقتی می‌خواهید برای کسی هدیه بگیرید که او را نمی‌شناسید، اغلب با مشکل مشخصی مواجه می‌شوید: هدیه قرار است گیرنده را خوشحال کند و اگر شناختی از آن فرد و درونیات وی نداشته باشیم، پیدا کردن آن چیز دشوار می‌شود. سکۀ طلا، اسکناس در پاکت و کارت اعتباری، ۳ شکل از اقرارند که من نمی‌دانم چه «چیز» تو را خوشحال می‌کند (طرفه اینکه خود آنها نیز در فرآیندِ انتزاعِ مدام، از شکلِ «چیزِ» مشخص خارج و بشکلی ریاضی-عددی درمی‌آیند: اعتبار در کارت انتزاعاً نمادی‌ست از اسکناس‌ها، اسکناس‌ها خودشان کاغذپاره‌هایی‌اند که فقط وقتی ارزش دارند که نمادِ طلای پشتوانۀ آن در بانک باشند، و حتی خود آن سکۀ طلا نیز قراردادی‌ست؛ در آمریکای پیش از کلمب، سرخپوستان برای طلا ارزشی قائل نبودند).

🍂 ارزش «طلا/اسکناس/اعتبار» قراردادی‌ست برای خلاص کردن ما از مبادلۀ کالابه‌کالا و پرسیدن مدام اینکه «ارزش یک کالا در قبال کالای دیگر چیست؟». پس هدیه دادنِ پول در مجموع، بمعنای اقرار دومی هم هست: نمی‌خواهم با این مساله که خوشحالیِ تو از مسیر چه «چیز» بدست می‌آید، سر و کله بزنم!

🍂 این مقدمه، ما را به مسالۀ دومی می‌رساند: دوگانۀ واقعی دربارۀ «هدیه» این نیست که «ارزش مادی» آن کم است یا زیاد؟ در پسِ علاقه به هدایای گران‌قیمت، شائبۀ مادی‌گرایی رذیلانه هست و در پسِ علاقه به هدایای ارزان‌قیمت، شائبۀ نوعی تظاهر به معنویت. دوگانۀ واقعی که گئورگ زیمل، با نبوغ حیرت‌انگیز خود، آن را بسادگی کشف کرده‌است، به همان مسالۀ بالا مربوط می‌شود: شخصی یا غیرشخصی بودن هدیه.

🍂 پیش از زیمل، کانت دوگانۀ «قیمت بازار» و «قیمت عاطفی» را مطرح کرده‌بود. همۀ ما «چیز»هایی در اطراف خود داریم که از نظر بازار «خنزر پنزر» محسوب می‌شوند؛ چیزهایی که کسی آنها را بچیزی نمی‌خرد، ولی برای ما ارزشمندند. چرا؟ زیمل این دوگانه را ژرف‌تر تبیین می‌کند: در پسِ «قیمت عاطفیِ» هر چیز، معمولا «تاریخ، خاطره، یا نوعی رابطۀ شخصی» وجود دارد که «قابل محاسبه» نیست، لذا بازار که تنها بر مبنای محاسبه کار می‌کند، آن را به درون خود راه نمی‌دهد.

🍂 پول چیزی‌ست مانند شمارۀ ملی: «عددی در میان اعداد دیگر»، اما چیزی که کسی از سر «محبت و شناخت» به ما هدیه می‌دهد، همچون «نام» است؛ آن هم «نامی که تنها او ما را به آن می‌خواند». یک اسکناسِ هزار تومانی، با اسکناس هزار تومانی دیگر فرقی ندارد، ولی نامه‌ای که به دست‌خط عزیزی رسیده، چیزی منحصربفرد در خود دارد. پول «انتزاعی و جایگزین‌پذیر» است؛ چیزها ملموس‌ و چه بسا یگانه‌اند.

🍂 به همین دلیل است که پول، «مشخصۀ اصلی روسپی‌گری»ست؛ رابطه‌ای که «تا حد نهایت، غیرشخصی شده» است: من، تو را نمی‌شناختم؛ هیچ تعلقی به تو ندارم؛ چیزی از تو نمی‌دانم، نمی‌خواهم هم که بدانم؛ برایم با دیگری فرقی نداری؛ پولت را بگیر و برو! به تعبیر فصیحِ زیمل، پول، این پدیدۀ انتزاعیِ غیرملموس غیرشخصیِ مطلقا ریاضی، بهترین واسطه برای رابطه‌ای نظیر روسپی‌گری‌ست؛ زیرا آن نیز از هر جنبۀ شخصی و انسانیِ ملموس، تهی شده‌است. اما درست به همین دلیل، در پسِ مبادلۀ پولی (در هر جا «به جز تجارت» که جایش است)، چیزی «زننده و انزجارانگیز» هست. بدلیل زشتیِ انزجارانگیز رابطۀ پولی‌ست که اسکناس را -وقتی با آن خرید نمی‌کنند- در پاکت می‌گذارند تا دیده‌نشود! و به همین نمط، در تمام بروزات فساد، کوشش می‌شود رابطۀ پولی انکار، یا در لفافِ دیگری پنهان شود. ترجیح بر این است که «رشوه»، «هدیه» نامیده‌شود و بجای پول، «چیز»ی باشد؛ گویی موجب آن، رابطه‌ای شخصی و ملموس بینِ دو انسان است.

🍂 اکنون ژرف‌تر بشویم:
پس نهایتا مسالۀ «پولِ انتزاعی»، یا «شیء ملموس» نیست؛ مساله «نوع رابطه» است. اگر پولی بدهید که هزینه‌های درمان عزیزی تامین شود، پول «معنای شخصی» دارد: سلامت تو برای من مهم است. متقابلا، «چیز»هایی هستند که تنها «زرورق و لفاف‌»اند، برای اینکه به‌نظر نرسد رابطۀ بین دو نفر، «رابطۀ پولی» و لذا «روسپی‌گری»ست: این «چیز»ها غیرشخصی هستند، به نیازهای آن فردِ بخصوص و شناخت هدیه‌دهنده از او ربطی ندارند.

🍂 جامعۀ روسپی‌گران و روسپی‌بازان، نمی‌تواند وارد «روابط شخصیِ پیچیده» شود که در آن، هر کس بر اثرِ «شناخت و محبت دیگری» هدیه می‌گیرد. این نوع روسپی‌گری، برای آنکه خود را پنهان کند، ناچار است چند «چیزِ» معدود را قرارداد و جایگزینِ پاکت پول کند که مشتری پیشاپیش بداند باید بخرد و بدهد تا به چیزی که می‌خواهد برسد. این چیزها، باید مشخص باشند و زود به ذهن مشتری برسند؛ ابتذال بی‌حد آنها هم از همین ناشی می‌شود.

🍂 اکنون به اطرافتان بنگرید. در جامعۀ امروز ایران، چند «چیزِ» مشخص نمادِ این نوع رابطه است که هدیه می‌گیرند و به گرفتنش تفاخر می‌کنند. آن «چیز»ها هم «پول» هستند و آن روابط غیرشخصی، غیرانسانی‌اند، و لذا «روسپی‌گری».



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روسپی‌گری در ایرانِ امروز را بهتر بشناسیم


#زنان #حکومت_اسلامی #نقد_شیعه



🌾 @Naqdagin
📘کنیزهای قرن بیست و یکم
— نگاهی به «زن‌ستیزی» آشکار در ذیلِ #حکومت_اسلامی

🍂 تقریبا در هر محله و خیابان و در صفحات مجازی بی‌شمار، رد و سراغی از تن‌فروشان قانونی و غیر قانونی دیده می‌شود. تحت عنوان «صیغه و تعیین مهریه» که در واقع، همان «دستمزد خدمات جنسی»ست که کلاه شرعی بر عمل خود می‌گذارند. کجای شرع گفته‌است که یک زن بدون نگه داشتن عده، می‌تواند با چند نفر در یک هفته و ماه همخوابه شود؟

🍂 روال اینگونه است که مشتری از طریق کانال موسسه تماس می‌گیرد و ابتدا از او خواسته می‌شود مبلغی تحت عنوان هزینه معرفی به حسابی ریخته‌شود، آنگاه عکس چند زن برایش ارسال می‌شود که یکی را انتخاب کند، آنگاه با تماس فرد با زن مطلوبش، قرار پرداخت مهریه(!) گذاشته‌شده و بقیه ماجرا!

🍂 به‌لحاظ روانکاوی تاریخی، تبدیل زنان به «کنیز» و فروش آنان در «بازار برده‌فروشان» را در ذهنم تداعی می‌کند. اگرچه، کنیز متعلق به «یک نفر» است، اما این کنیزان «هزار صاحب» هستند و صرفا «کالای یک‌بار مصرف جنسی»، و تباهی زندگی آنان امری حتمی‌ست و آینده هولناکی در انتظار آنها.

✍🏻 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی


#زیست‌روان #زنان



🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
📘روانکاوی تن‌فروشان ایرانی
(۱/۲)
✍🏻 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی

🔻تن‌فروشان ایرانی ۳ چهره دارند:

چهرۀ اول، به‌ضرب آرایش و لباس‌های خاص و نگاه خیرۀ اشان به هنگامه تور زدن مشتری‌ست تا نیک‌تر از آنچه هستند به‌نظر آیند و متاع خویش را با مبلغ بیشتری معاوضه نمایند.

چهره دوم، تنهایی و خستگی و تنفری که از همگان، به‌وقت فراغت از حرفه‌شان دارند؛

چهره سوم، زمانی‌ست که بر صندلی در مقابل روانشناسی نشسته‌اند و چون دختری خردسال، اضطراب و دلهره‌شان را تخلیه می‌کنند و از سرنوشت شومی که توسط دیگران بر آنها تحمیل شده‌است، سخن می‌گویند و اشک می‌ریزند و گاه با الفاظ بسیار رکیک، از کسانی یاد می‌کنند که مسبب ناکامی‌هایشان بوده‌اند.

🍂 در جامعۀ تابوزدۀ ایرانی، همانگونه که از کودکی به همگان می‌آموزند که یا سفید ببینند و یا سیاه، توجه به این صنفِ دردمندِ فراموش‌شده، تنها با «طرد افراطی و تحقیر و شماتت و نامحترم و آلوده و کثیف دانستن» نشان داده می‌شود. بدترین فحشی که می‌توان به زنی داد و اتفاقا، مردان ایرانی نیز بسیار زیاد آن را استعمال می‌کنند «جنده» است. آنان را موجوداتی خارج از دایرۀ عفاف و مستحقّ «حد و تازیانه و حتی مرگ» می‌پندارند و بی‌شمار جنازه‌های زنانی بی‌نام‌ونشانی یافت می‌شود که حتی بدون اسم، به خاک سپرده می‌شوند و قطره‌ای اشک نیز بر مزارشان افشانده نمی‌شود و خانواده‌هایی که گاه از این مرگ، ردای شادی بر تن می‌کنند که لکۀ ننگشان به‌سزای اعمالش رسیده‌است.

🍂 تجربیات درمانی و پژوهش‌هایی که در رابطه با تحلیل صفات و خصوصیات روانی و رفتاری تن‌فروشان داشته‌ام و بر اساس مستندات جلسات روان‌درمانی و روانکاوی و فن «تحلیل اوهام» بدست آورده‌ام، می‌توانم به‌ شرح زیر بیان نمایم:

1️⃣ ریشۀ روانشناختی تن‌فروشی را باید در اولین و مهمترین تحلیل، در روابط پدر و دختر جستجو نمود. در عمل تن‌فروشی، ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که تن در مقابل پول واگذار می‌شود. نگاه تحلیلی ما به پول، به نقش سمبولیک آن معطوف می‌گردد که همان «ابزار رسیدن به خواسته‌ها» است. این خواسته‌ها طیف وسیعی را در بر می‌گیرد. در روانکاوی، پول «جایگزین محبت» است. فروش تن و کسب محبت، راز معمای تن‌فروشان است. با بررسی رخدادهای دوران کودکی آنها، به نقص اساسی در روابط پدر و دختر می‌رسیم. بیشتر آنها دارای پدران سختگیر و یا بی‌توجهی بوده‌اند که از برآورده‌ساختن نیازهای دخترکان‌شان به محبت، عجز نشان می‌داده‌اند.

2️⃣ نیاز به پدر را یکی از این مراجعانم با همانندسازی با «جودی آبوت» در فیلم «بابا لنگ دراز» نشان داد. او خود را بسان آن دختر، در جستجوی وهمیِ مردی می‌دانست که روزی او را خواهد یافت و با او زندگی رویایی را تجربه خواهد کرد و برای نیل به این هدف، از مردی به مرد دیگر رجوع می‌کرد؛ بلکه گمشدۀ خود را بازیابد و البته، پس از سالیان دراز، هنوز او را نیافته‌بود و در حسرت رسیدن به آن «تصویر وهمی پدرِ مهربان و توانمند و پولدار» می‌سوخت و می‌ساخت.

3️⃣ نگاه این زنان به مردان و مشتریان‌شان «دوگانه و متعارض» است. از یک‌سو، خود را در آغوش آنان می‌افکنند و از دگرسو، نفرتی عمیق نسبت به آنان نشان می‌دهند. تن را تسلیم می‌کنند ولی نفرت را چاشنی آن می‌سازند. در آنِ واحد، اغواگری و تنفر را به آنها می‌دهند و ارضائی وهمی برای خویش با به‌چنگ آوردن و طرد-کردن «پدر وهمی و ناخودآگاه» که بدلِ پدر واقعی آنان است، کسب می کنند.

4️⃣ مادران این زنان، از همان کودکی، خشم از پدر را در ذهن دخترکان‌شان پرورش می‌دهند. مهمترین ویژگی مادران آنها، انفعال بیش از حدشان در برابر رفتارهای شوهرانشان است. آنها در مقابل شوهر مطیع و سربه‌زیرند و در غیاب او، خشمگین و طلبکار و سرزنش‌کننده. چنین رفتاری در ناخودآگاهی دختران‌شان، به تعارضی بنیادین نسبت به مردان ختم می‌گردد که به رفتاری که تمامی روسپیان از خود نشان می‌دهند، می‌انجامد: در برابر مردان مطیعند و سازگار و در درون بی‌زار و متنفر از آنان!

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘روانکاوی تن‌فروشان ایرانی
(۲/۲)
✍🏻 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی

5️⃣ در اوایل درمان، نسبت به درمانگر هم چنین انتقالی را نشان می‌دهند: هم درمان‌گر را می‌پذیرند و هم طردش می‌سازند. کودکانی می‌شوند که به آغوش پدر پناه می‌آورند و ناخودآگاه، روانکاو را به جای پدر خود می‌گذارند و در این رابطۀ انتقالیِ معمولی به‌شکلی غیرمعمول، همۀ کودکی خود به صحنۀ درمان می‌کشانند و دردها و رنج‌ها و آسیب‌هایی که بر آنان وارد شده‌است را بازسازی می‌کنند که برای بهبودی‌شان، البته بسیار ضروری‌ست.

6️⃣ با توجه به‌معنای نمادین پول برای تن‌فروشان، هرچه بیشتر از مشتری‌شان بستانند، بیشتر برایشان مطلوب‌تر است. برای بیشتر آنها، پول ارزش زیادی ندارد و پس از سال‌ها کاسبی، هشت‌شان گروی نهشان است. به‌عبارت دیگر، برخلاف تصور عموم، آنها به خاطر پول تن نمی‌فروشند، بلکه ستاندن پول بیشتر، به‌معنای «قدرت و توانمندی» بی‌حدی‌ست که همیشه برای سرپوش گذاشتن به «احساس حقارتِ ناشی از کودکی پر رنجشان»، بدان نیاز داشته‌اند.

7️⃣ برخلاف تصور عموم، تن‌فروشان معمولا از لحاظ جنسی «سرد مزاج»ند و به‌خاطر سکس، به این حرفه رو نیاورده‌اند. آنها از سکس، استفادۀ ابزاری به عمل می‌آورند تا نیازهای وهمی خود را تسکین و تسلا بخشند. برای آنها، مهمتر از عمل سکس و ارضای جنسی، «احساس امنیت و آرامش»ی‌ست که با نزدیک شدن و دور شدن از یک مرد می‌یابند. چنین مکانیسمی را می‌توانیم در «مبتلایان به وسواس»، آشکارا مشاهده کنیم. آنها برای «تسکین اضطراب درونی و وهمی‌شان»، به رفتارهای تکراری و مزاحم و وسواس‌گونه‌شان روی می آورند؛ هر چند هزینۀ گزافی باید برای این رفتارهای‌شان بپردازند. در تن‌فروشان نیز عمل وسواس‌گونۀ سکس با مردان، با توجه به خاصیت آرام‌بخشی وهمی واپس‌گرایانۀ آن، نوعی «رهایی موقتی» از «اضطراب‌های اساسی زندگی گذشتۀ» آنها را باعث می‌شود که «شکلی عادت‌گونه و تکراری» به خود می‌گیرد.


#زیست‌روان #زنان


🌾 @Naqdagin
تن‌فروشی چه اشکالی دارد؟
@Naqdagin
🎧تن‌فروشی چه اشکالاتی دارد؟ (+)

🎙
#آرمین_نوابی و...


#نقد_فرهنگ #زیست‌روان


🌾@Naqdagin
📻 زندگی‌نامۀ یک سکس‌تراپیست و مشکلات سکس در ایران (+) 🔞

🎙
دکتر #بهنام_اوحدی



🌾@Naqdagin