Telegram
نقدآگین
📘برگی از آغازگاه کتابِ «کوروش رهاییبخش»
✍🏻 دکتر #شروین_وکیلی
🍂 ۳۶ قرن پیش، در حدود سال ۱۵۹۵ پ.م. شاه کشور هيتی، که مورسيليس نام داشت، در حملۀ برقآسايی، مهمترين شهر ميانرودان باستان، يعني بابل، را فتح کرد.
🍂 مردم بابل برای دفاع از شهر خود بسيار کوشيدند، اما شکست خوردند؛ پس از سقوط شهر، مورسيليس بعد از چند هفته ناچار شد به کشور خويش برگردد و بابل را به حال خود رها کند. فرزندان او هرگز نتوانستند بر بابل حکومت کنند.
🍂 ۳۶۵ سال بعد، در حدود ۱۲۴۰ پ.م. شاه مقتدر آشور، که توکولتی نينورتا نام داشت، پس از غلبه بر مقاومت شديد بابلیها، موفق شد اين شهر را فتح کند، اما او هم نتوانست بر اين کشور حکومت کند و بعد از چند ماه، بهدنبال شورش بابليان، از اين قلمرو راندهشد. نوادگان او که در سرزمینی نزدیک به بابل میزیستند، بارها و بارها به این شهر حمله کردند و اغلب موارد، در فتح و غارت بابل کامیاب میشدند، اما همچنان بعد از هر پیروزی با مقاومت و شورش بابلیها روبهرو میشدند و از این اقلیم رانده میشدند.
🍂 ۵۵۰ سال به این ترتیب سپری شد، تا آن که در ۷۰۰ پ.م. سناخريب، شاه آشور، به بابل تاخت و اين شهر را تسخير کرد. او پيش از اين هم دو بار بابل را فتح کردهبود و هر دو بار، بهخاطر شورش مردم بابل، ناچار شدهبود ارتش خود را از آن منطقه خارج کند.
🍂 در سومین بار، شاه خونخوار آشور، از مقاومت مردم این شهر دستخوش خشمی جنونآمیز شد و فرمان داد تا بابل را با خاک يکسان کنند. سربازانش مسير رود دجله را برگرداندند و اين منطقۀ باستانی را به باتلاقی متروک تبديل کردند. با وجود اين، فرزندانش بعد از چند سال، او را کشتند و شهر بابل را دوباره بازسازی کردند و استقلال ظاهریاش را بهرسميت شناختند. فرزندان سناخريب، تا چهل سال بر بابل فرمان راندند و در اين مدت، بابل چندين بار شورش کرد.
🍂 در ۵۳۹ پ.م. مردم بابل دروازههایشان را بر کوروش گشودند و شاه پارسها، بدون نبرد، وارد شهر شد و کتیبۀ حقوق بشر را، همزمان با متحد شدن قومهای مقيم ايرانزمين، نویساند.
🍂 پس از آن، جانشينان کوروش تا ۲۳۰ سال بر بابل فرمان راندند. در تمام اين مدت، بابليان تنها در دو نوبت، زیر فرمان چهار شورشی به سرکشی پرداختند. دو بارِ آن، به جنگهای داخلیِ ابتدای سلطنت داریوش مربوط میشد، و دو بار دیگرش، که جای چند و چون بسیار دارد، در دوران فرزند او رخ نمود.
🍂 تنها يکی از اين شورشها، چندان جدی بود که لشگرکشی پردامنهی شاهی هخامنشی (داريوش بزرگ) را ضروری ساخت. یعنی اگر سابقهی هزار سال پیشِ بابل دربارهی مقاومت در برابر حاکمان بیگانه را با رخدادهای دوران هخامنشی مقایسه کنیم، درمییابیم که بابلیها، بعد از ورود کوروش به این شهر، جز یک بار، شورشی واقعی نکردهاند.
🍂 تاریخ بابل پیش و پس از ورود کوروش به این شهر، متفاوت است. تا پیش از آن، بابل پادشاهیِ مقتدری بود که همواره مورد تهدید پادشاهیهای مقتدر همسایه (کاسیها، آشوریها، ایلامیها و هیتیها) قرار میگرفت، و در برابر فاتحان بیگانه، واکنشی سخت و تند نشان میداد. بعد از کوروش، این شهر به یکی از پایتختهای دولتی جهانی بدل شد و از یک واحد سیاسیِ جنگجو و مهاجم و سرسخت، به شهری پرجمعیت و بازرگانپیشه و مرکزی مهم در تولید دین و دانش دگردیسی یافت.
🍂 تنها بابل نبود که چنین تجربهای را از سر گذراند. با مرورِ نام و تاریخ شهرهایی که کوروش گشود و فتح کرد، میبینیم که الگویی مشابه در تمام این شهرها و سرزمینها تکرار میشود.
🍂 شهرها معمولاً بدون مقاومت فرمان او را گردن مینهند و مردم نسبت به او و فرزندانش وفادار باقی میمانند. تقریباً هرآنچه ما دربارهی «تاریخ» میدانیم، گذشته از دو استثنای میانرودان ـ ایلام و مصر، به بعد از دوران کوروش مربوط میشود؛ یعنی انبوه نامها و نشانها و شخصیتها و اسنادی که در دست داریم، به دنیایی تعلق دارد که کوروش ردپای خود را بر آن به یادگار گذاشتهاست.
🍂 در میان تمام این یادگارها، احتمالاً دیرپاترین و مهمترین دستاورد کوروش، که سیر تاریخ جهان را بهشدت تعیین کرده «کشور ایران» است. کوروش آفرینندهی دولت و واحدی سیاسی است که بعد از او، تا به امروز دوام آورده و بارها و بارها نقشِ نیرومندترین واحد سیاسی و پهناورترین کشور روی کرۀ زمین را بر عهده گرفته و سیر تحول دولتها و تمدنهای دیگر را دگرگون ساختهاست...
#گزیدهکتاب #آینه_تاریخ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
✍🏻 دکتر #شروین_وکیلی
🍂 ۳۶ قرن پیش، در حدود سال ۱۵۹۵ پ.م. شاه کشور هيتی، که مورسيليس نام داشت، در حملۀ برقآسايی، مهمترين شهر ميانرودان باستان، يعني بابل، را فتح کرد.
🍂 مردم بابل برای دفاع از شهر خود بسيار کوشيدند، اما شکست خوردند؛ پس از سقوط شهر، مورسيليس بعد از چند هفته ناچار شد به کشور خويش برگردد و بابل را به حال خود رها کند. فرزندان او هرگز نتوانستند بر بابل حکومت کنند.
🍂 ۳۶۵ سال بعد، در حدود ۱۲۴۰ پ.م. شاه مقتدر آشور، که توکولتی نينورتا نام داشت، پس از غلبه بر مقاومت شديد بابلیها، موفق شد اين شهر را فتح کند، اما او هم نتوانست بر اين کشور حکومت کند و بعد از چند ماه، بهدنبال شورش بابليان، از اين قلمرو راندهشد. نوادگان او که در سرزمینی نزدیک به بابل میزیستند، بارها و بارها به این شهر حمله کردند و اغلب موارد، در فتح و غارت بابل کامیاب میشدند، اما همچنان بعد از هر پیروزی با مقاومت و شورش بابلیها روبهرو میشدند و از این اقلیم رانده میشدند.
🍂 ۵۵۰ سال به این ترتیب سپری شد، تا آن که در ۷۰۰ پ.م. سناخريب، شاه آشور، به بابل تاخت و اين شهر را تسخير کرد. او پيش از اين هم دو بار بابل را فتح کردهبود و هر دو بار، بهخاطر شورش مردم بابل، ناچار شدهبود ارتش خود را از آن منطقه خارج کند.
🍂 در سومین بار، شاه خونخوار آشور، از مقاومت مردم این شهر دستخوش خشمی جنونآمیز شد و فرمان داد تا بابل را با خاک يکسان کنند. سربازانش مسير رود دجله را برگرداندند و اين منطقۀ باستانی را به باتلاقی متروک تبديل کردند. با وجود اين، فرزندانش بعد از چند سال، او را کشتند و شهر بابل را دوباره بازسازی کردند و استقلال ظاهریاش را بهرسميت شناختند. فرزندان سناخريب، تا چهل سال بر بابل فرمان راندند و در اين مدت، بابل چندين بار شورش کرد.
🍂 در ۵۳۹ پ.م. مردم بابل دروازههایشان را بر کوروش گشودند و شاه پارسها، بدون نبرد، وارد شهر شد و کتیبۀ حقوق بشر را، همزمان با متحد شدن قومهای مقيم ايرانزمين، نویساند.
🍂 پس از آن، جانشينان کوروش تا ۲۳۰ سال بر بابل فرمان راندند. در تمام اين مدت، بابليان تنها در دو نوبت، زیر فرمان چهار شورشی به سرکشی پرداختند. دو بارِ آن، به جنگهای داخلیِ ابتدای سلطنت داریوش مربوط میشد، و دو بار دیگرش، که جای چند و چون بسیار دارد، در دوران فرزند او رخ نمود.
🍂 تنها يکی از اين شورشها، چندان جدی بود که لشگرکشی پردامنهی شاهی هخامنشی (داريوش بزرگ) را ضروری ساخت. یعنی اگر سابقهی هزار سال پیشِ بابل دربارهی مقاومت در برابر حاکمان بیگانه را با رخدادهای دوران هخامنشی مقایسه کنیم، درمییابیم که بابلیها، بعد از ورود کوروش به این شهر، جز یک بار، شورشی واقعی نکردهاند.
🍂 تاریخ بابل پیش و پس از ورود کوروش به این شهر، متفاوت است. تا پیش از آن، بابل پادشاهیِ مقتدری بود که همواره مورد تهدید پادشاهیهای مقتدر همسایه (کاسیها، آشوریها، ایلامیها و هیتیها) قرار میگرفت، و در برابر فاتحان بیگانه، واکنشی سخت و تند نشان میداد. بعد از کوروش، این شهر به یکی از پایتختهای دولتی جهانی بدل شد و از یک واحد سیاسیِ جنگجو و مهاجم و سرسخت، به شهری پرجمعیت و بازرگانپیشه و مرکزی مهم در تولید دین و دانش دگردیسی یافت.
🍂 تنها بابل نبود که چنین تجربهای را از سر گذراند. با مرورِ نام و تاریخ شهرهایی که کوروش گشود و فتح کرد، میبینیم که الگویی مشابه در تمام این شهرها و سرزمینها تکرار میشود.
🍂 شهرها معمولاً بدون مقاومت فرمان او را گردن مینهند و مردم نسبت به او و فرزندانش وفادار باقی میمانند. تقریباً هرآنچه ما دربارهی «تاریخ» میدانیم، گذشته از دو استثنای میانرودان ـ ایلام و مصر، به بعد از دوران کوروش مربوط میشود؛ یعنی انبوه نامها و نشانها و شخصیتها و اسنادی که در دست داریم، به دنیایی تعلق دارد که کوروش ردپای خود را بر آن به یادگار گذاشتهاست.
🍂 در میان تمام این یادگارها، احتمالاً دیرپاترین و مهمترین دستاورد کوروش، که سیر تاریخ جهان را بهشدت تعیین کرده «کشور ایران» است. کوروش آفرینندهی دولت و واحدی سیاسی است که بعد از او، تا به امروز دوام آورده و بارها و بارها نقشِ نیرومندترین واحد سیاسی و پهناورترین کشور روی کرۀ زمین را بر عهده گرفته و سیر تحول دولتها و تمدنهای دیگر را دگرگون ساختهاست...
#گزیدهکتاب #آینه_تاریخ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili