علم و دین: پنج پرسش ۹
@Naqdagin
🎧علم و دین: پنج پرسش (+)
— قسمت ۹) مصاحبه با آوِون کینگرِیچ
🖌#ترجمه: #تقی_کیمیایی_اسدی
#کتاب_صوتی
#نقد_ادیان #فلسفیدن #چیستا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت ۹) مصاحبه با آوِون کینگرِیچ
🖌#ترجمه: #تقی_کیمیایی_اسدی
#کتاب_صوتی
#نقد_ادیان #فلسفیدن #چیستا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
فیلسوفان هیتلر ۱۶
@Naqdagin
🎧فیلسوفانِ هیتلر
— فصل پنجم) ابرمردِ هیتلر: مارتین هایدگر (۳)
✍🏻 #ایوون_شرات
🔸هایدگر در مقام ریاست دانشگاه نازیها؛ از یهودیستیزی تا همکاریِ کامل در نظامیگری در دانشگاه و تصفیۀ دانشگاه
🔸هایدگر و بیتفاوتی بیمارگونِ او به یهودیکشی فراگیرِ هیتلر
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فصل پنجم) ابرمردِ هیتلر: مارتین هایدگر (۳)
✍🏻 #ایوون_شرات
🔸هایدگر در مقام ریاست دانشگاه نازیها؛ از یهودیستیزی تا همکاریِ کامل در نظامیگری در دانشگاه و تصفیۀ دانشگاه
🔸هایدگر و بیتفاوتی بیمارگونِ او به یهودیکشی فراگیرِ هیتلر
🗄پست مرتبط
📕معرفی کتاب
#کتاب_صوتی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 ذهنیتها — قسمت اول: خرافات دینی و مذهبی 🎙#مهرداد_امیری #نقد_فرهنگ #زیستروان ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
IAI
The real me
Many identify themselves with their inner voice - the silent voice in our heads we can use to think, plan and ponder. But from Lacan to Nietzsche many have warned this inner voice is not ourselves, nor is it innocent or harmless. Studies from Durham University…
1️⃣ مردم اغلب با «صدای درونی» خود همذاتپنداری میکنند - صدای خاموشی که در سرمان برای فکر کردن، برنامهریزی و اندیشیدن استفاده میکنیم. اما از لاکان گرفته تا نیچه، بسیاری هشدار دادهاند که این صدای درونی، خود ما نیستیم و بیگناه یا بیضرر نیست.
مطالعات دانشگاه دورهام و کالج ترینیتی دوبلین، ندای درون را با «افزایش اضطراب» مرتبط دانستهاند. تحقیقات بیشتر نشان میدهد که افرادی که جان خود را از دست میدهند، اغلب از «صدای ناخودآگاه عذابآور» رنج میبرند.
علاوه بر این، تحقیقات کالج امپریال لندن و دانشگاه میشیگان نشان میدهد که کاهش تأثیر صدای درونی ما، میتواند به بهبود سلامت روان منجر شود.
آیا باید نتیجه بگیریم که «ندای درون»، «من واقعی» نیست و با احتیاط با آن رفتار کنیم؟ یا ما به دلیلی «ندای درونی» را تکامل دادهایم و بعنوان «وجدان» ما و ابزاری برای حل مشکلات و راهنمای زندگی ما عمل میکند؟
مناظرۀ مرتبط استیو تیلور، جک سایمز، آنلی جفرسون و فرانک تالیس. برای تماشا روی لینک بزنید [انگلیسی و بدون زیرنویس].
-——-
2️⃣ #محبوبه_زمانیان
🍂 آیا صداهای درون ما، یعنی همان افکار و نظرات ما دربارهی خود ما، عینا خود ماست؟ صداهای درونی، بر اساس یافتههای جامعهشناختی، در اکثر اوقات دربارهی ما اشتباه میکنند و آدرس غلط میدهند.
🍂 بهعبارتی، آنچه دربارهی خودمان فکر میکنیم، هميشه منطبق بر انچه هسیم، نیست. مگر این که با معیار بیرونی سنجیده شدهباشد. جدای از قضاوت اجتماعی و نظرات آیینهسان دیگریها، ما نسبت به خودمان جهل خواهیم داشت.
🍂 برای من، "خود واقعی" ما در بیشتر مواقع، یک اصطلاحِ گولزننده و انحرافیست. عباراتی مانند "خودت باش" یا "خودت مهمی" رد واقعیتِ بیرونی است و بهگفتهی کپشن فوق، انسان را دچار بیماریهایی مانند «افسردگی» میکند. اصلا قرار نیست فرد بهتنهایی خودش را قضاوت کند، یا معیار قضاوت خودش، خودش باشد. ما «موجوداتی اجتماعی» هستیم و انديشه و خرد ما در تعاملات ساخته میشود.
🍂 علاوه بر مشکلات روحی-روانیِ فردی مثل افسردگی، خودشیفتگی، توهم و خیالات، بیماریهای اجتماعی بسیاری بوجود میآید؛ مانندِ گریز از واقعیت، پروپاگاندای فرد بر خودش و از-دست-رفتنِ زنجیرهی خرد جمعی.
🍂 هر چقدر افراد یک جامعه معیار قضاوت خود را بيشتر به خودشان محدود کنند: آگاهی و شناخت فرد از خودش، به مثابه موجود اجتماعی، کمتر میشود.
🍂 نشانههای آن عموما در سیاست به «علمگریزی و ستیزه با واقعیت» میانجامد، و در اقصاد به «فروپاشی»، و در جامعه و روابط بینا-فردی به «تکروی و گسستِ اجتماعی با واقعیت محیطی»، و در نهایت، یک دهانکجی بزرگ به ترازوی سنجش واقعیت است.
#زیستروان #جامعه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
مطالعات دانشگاه دورهام و کالج ترینیتی دوبلین، ندای درون را با «افزایش اضطراب» مرتبط دانستهاند. تحقیقات بیشتر نشان میدهد که افرادی که جان خود را از دست میدهند، اغلب از «صدای ناخودآگاه عذابآور» رنج میبرند.
علاوه بر این، تحقیقات کالج امپریال لندن و دانشگاه میشیگان نشان میدهد که کاهش تأثیر صدای درونی ما، میتواند به بهبود سلامت روان منجر شود.
آیا باید نتیجه بگیریم که «ندای درون»، «من واقعی» نیست و با احتیاط با آن رفتار کنیم؟ یا ما به دلیلی «ندای درونی» را تکامل دادهایم و بعنوان «وجدان» ما و ابزاری برای حل مشکلات و راهنمای زندگی ما عمل میکند؟
مناظرۀ مرتبط استیو تیلور، جک سایمز، آنلی جفرسون و فرانک تالیس. برای تماشا روی لینک بزنید [انگلیسی و بدون زیرنویس].
-——-
2️⃣ #محبوبه_زمانیان
🍂 آیا صداهای درون ما، یعنی همان افکار و نظرات ما دربارهی خود ما، عینا خود ماست؟ صداهای درونی، بر اساس یافتههای جامعهشناختی، در اکثر اوقات دربارهی ما اشتباه میکنند و آدرس غلط میدهند.
🍂 بهعبارتی، آنچه دربارهی خودمان فکر میکنیم، هميشه منطبق بر انچه هسیم، نیست. مگر این که با معیار بیرونی سنجیده شدهباشد. جدای از قضاوت اجتماعی و نظرات آیینهسان دیگریها، ما نسبت به خودمان جهل خواهیم داشت.
🍂 برای من، "خود واقعی" ما در بیشتر مواقع، یک اصطلاحِ گولزننده و انحرافیست. عباراتی مانند "خودت باش" یا "خودت مهمی" رد واقعیتِ بیرونی است و بهگفتهی کپشن فوق، انسان را دچار بیماریهایی مانند «افسردگی» میکند. اصلا قرار نیست فرد بهتنهایی خودش را قضاوت کند، یا معیار قضاوت خودش، خودش باشد. ما «موجوداتی اجتماعی» هستیم و انديشه و خرد ما در تعاملات ساخته میشود.
🍂 علاوه بر مشکلات روحی-روانیِ فردی مثل افسردگی، خودشیفتگی، توهم و خیالات، بیماریهای اجتماعی بسیاری بوجود میآید؛ مانندِ گریز از واقعیت، پروپاگاندای فرد بر خودش و از-دست-رفتنِ زنجیرهی خرد جمعی.
🍂 هر چقدر افراد یک جامعه معیار قضاوت خود را بيشتر به خودشان محدود کنند: آگاهی و شناخت فرد از خودش، به مثابه موجود اجتماعی، کمتر میشود.
🍂 نشانههای آن عموما در سیاست به «علمگریزی و ستیزه با واقعیت» میانجامد، و در اقصاد به «فروپاشی»، و در جامعه و روابط بینا-فردی به «تکروی و گسستِ اجتماعی با واقعیت محیطی»، و در نهایت، یک دهانکجی بزرگ به ترازوی سنجش واقعیت است.
#زیستروان #جامعه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ذهنیتها
— قسمت دوم: درمان ذهنیتهای پوسیده
🎙#مهرداد_امیری
🔶 دربارۀ طب سنتی و نگاههای سنتی به درمان
🔸در قرن ۱۹، طرحکنندۀ ضرورتِ ضدعفونی کردن دستها در بیمارستانها، توسط جامعۀ پزشکان با مکر و فریب به تیمارستان انداخته میشود و در همانجا از بینش میبرند
🔸کرونا با همۀ هزینههایی که داشت، بسیار آگاهیبخش بود
🔸تسلطِ «ذهنیتِ قیاسی» بر «ذهنیت استقرایی» در جامعۀ سنتی
🔶 تفاوت علم مدرن و شبهعلم و ایدئولوژی و رویکردهای سنتی
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت دوم: درمان ذهنیتهای پوسیده
🎙#مهرداد_امیری
🔶 دربارۀ طب سنتی و نگاههای سنتی به درمان
🔸در قرن ۱۹، طرحکنندۀ ضرورتِ ضدعفونی کردن دستها در بیمارستانها، توسط جامعۀ پزشکان با مکر و فریب به تیمارستان انداخته میشود و در همانجا از بینش میبرند
🔸کرونا با همۀ هزینههایی که داشت، بسیار آگاهیبخش بود
🔸تسلطِ «ذهنیتِ قیاسی» بر «ذهنیت استقرایی» در جامعۀ سنتی
🔶 تفاوت علم مدرن و شبهعلم و ایدئولوژی و رویکردهای سنتی
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 حکمتِ حقّ رأی #زنانِ بدحجاب و بیحجاب! 🎙#امیر_ولیزاده #حکومت_اسلامی #نقدخند ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📻 علم و دین: پنج پرسش (+) — قسمت ۹) مصاحبه با آوِون کینگرِیچ 🗄 پست مرتبط 📓علم و دین: پنج پرسش 📻 علم و دین: پنج پرسش: یکم - دوم - سوم - چهارم - پنجم - ششم - هفتم - هشتم 📺 معنا، اخلاق و خدا 📺 آیا اخلاق بر ستون خدایان ادیان استوار است؟ ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘معناهای مندرسشونده و هستیشناسیهای معناآفرینِ در شُرُف زوال
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 اسطورههای هستیشناختی فرهنگها، "بازی"هایی هستند که قاعدههایشان در دورنای تاریخ جعل شدهاند؛ درست مثل شطرنج که کسی نمیداند مبدعش چهکسی بود؟ انسانها وارد این "بازی"های هستیشناختی میشوند و همۀ عمر در حال بازیِ آن، زندگی میکنند.
🍂 انسان در "جهان" زندگی نمیکند، بلکه او در "بازیِ هستیشناختی که فرهنگ تحویلاش دادهاست"، زندگی میکند. چنین فردی هیچ تصور دیگری از چندوچون هستی، جز آنکه قواعد "بازی" عرضه میکند، ندارد.
🍂 کلانترین کارکردِ بازیهای هستیشناختی، "آشناییزایی" با هستی است. این "بازیها" ابداً قصدی برای "واقعیتنمایی" ندارند؛ آنها اصلاً شانمعرفتی ندارند؛ بجایش، قصدِ "معنابخشی" به هستی را دارند.
🍂 آنگاه که "معناهایی" به هستی فرافکنده شدند، آشناییزایی تحقق مییابد. مثلا شهابها "تیرهای خدا" برای راندنِ شیاطین میشوند، و چقدر آرامبخش است که خدایی در آن بالاست که مدام از ما در قبالِ شیاطین حمایت میکند.
🍂 ستارۀ دنبالهدار "هشدار" به وقایع شوم در پیش است، تا آماده باشیم. فرو-ریزشِ برساووشی شهابها "گریه افلاک بر ارتحال یکی از اولیاءالله و ابدال است"،...
🍂 آنگاه که "معناها" جعلشدند، و بر استخوانبندی آنها، سازههای دیگرِ لازم نیز سوار گشتند، "جهانی خیالین" آفریده میشود که باید بهجایِ جهانواقعی بنشیند، و مینشیند؛ حالا این "خیال" است که بدل به "واقعیت" میشود!
🍂 همین هستیِ خیالین است که جایگاهِ بودوباش انسان میگردد، و از در و دیوارش "معنا" میبارد؛ این جهانخیالین "مَلاءِ اعلی" و "ملکوت" دارد، "نیروانا" و "هادس" دارد، "فرشتگان" و "قدیسان" دارد، شیاطین و جنیان نیز دارد؛ همگی پنهان از دیدهها و گریزان از آزمونها و تنزنانِ از سنجشگریها هستند.
🍂 در این جهانِ خیالین، سنگی به سنگی نمیخورد مگر آنکه "حکمتی" در کار باشد، حکمتهایی که اکثریت قاطع ایشان از جنسِ "راز" و غیرقابل انکشافند؛ تا کسی هوس آن نکند که قفل صندوق خیال بشکند و تهیبودنش را ببیند!
🍂 اما اصل مطلب آن است که همۀ این بازیهای هستیشناختی، رو به انسان میگویند که اولاً "رنجهایت بیهوده نیست" و ثانیاً "دستاویزهایی برای اثرگذاری داری".
🍂 آنچه "معنا" خوانده میشود، در افادۀ همین دو گزاره است! آنگاه که "معنا" جعلشد، دیگر سپهر هستی، عرصۀ "مطلقیتِ واقعیت" (بهتعبیر هانس بلومنبرگ) نیست که در او انسان مطلقاً بیچاره و بیحیلت باشد، بلکه در چارچوب "معنا"ی کارگذاشته در بازی هستیشناختی، "مطلقیتِ واقعیت" اولاً مقید و مفیدِ (افادهکنندۀ) معنا میشود؛ ثانیاً آدمی مستمسکهایی برای اثرگذاری (ولو محدود) بر هستی را مییابد [از نذر و نیاز و قربانی و دعا و دادوستد با کانونِاستعلا و...].
🍂 این مستمسکها، حتی وقتی "کار نکنند" نیز عدم کارکردشان همچنان "معنا" دارد! یادمان باشد که "معناهای" کارگذاشتهشده در بازیهای هستیشناختی، بدون استثنا، معطوف به ما هستند، نه به هیچ چیز دیگر؛ از زمین و آسمانِ هستیشناسیهای فرهنگ، معناست که میبارد و میجوشد! این هستیشناسیها اصلا برای همین ویژگی جعل شدهاند!
🍂 کلیپ بالا، طنزی مومنانه است؛ در آخرش هم بغض میآید. این طنز تلخ، روایت پیداییِ آگاهی نیمبند به "خیالین" بودنِ همۀ معناهاییست که گوینده عمری را درونش زیستهبود؛ هنوز هم در آن است، اما دستخوش تردید به حجیتشان شدهاست.
🍂 این گمان بر هستیشناسی که "خود غلط بود آنچه میپنداشتیم" وضعیتی سخت ویرانگر است! چشماندازی از "بیخانمانی" معنایی است که بیدرنگ موجدِ طوفانی از "بحران وجودی" میشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 اسطورههای هستیشناختی فرهنگها، "بازی"هایی هستند که قاعدههایشان در دورنای تاریخ جعل شدهاند؛ درست مثل شطرنج که کسی نمیداند مبدعش چهکسی بود؟ انسانها وارد این "بازی"های هستیشناختی میشوند و همۀ عمر در حال بازیِ آن، زندگی میکنند.
🍂 انسان در "جهان" زندگی نمیکند، بلکه او در "بازیِ هستیشناختی که فرهنگ تحویلاش دادهاست"، زندگی میکند. چنین فردی هیچ تصور دیگری از چندوچون هستی، جز آنکه قواعد "بازی" عرضه میکند، ندارد.
🍂 کلانترین کارکردِ بازیهای هستیشناختی، "آشناییزایی" با هستی است. این "بازیها" ابداً قصدی برای "واقعیتنمایی" ندارند؛ آنها اصلاً شانمعرفتی ندارند؛ بجایش، قصدِ "معنابخشی" به هستی را دارند.
🍂 آنگاه که "معناهایی" به هستی فرافکنده شدند، آشناییزایی تحقق مییابد. مثلا شهابها "تیرهای خدا" برای راندنِ شیاطین میشوند، و چقدر آرامبخش است که خدایی در آن بالاست که مدام از ما در قبالِ شیاطین حمایت میکند.
🍂 ستارۀ دنبالهدار "هشدار" به وقایع شوم در پیش است، تا آماده باشیم. فرو-ریزشِ برساووشی شهابها "گریه افلاک بر ارتحال یکی از اولیاءالله و ابدال است"،...
🍂 آنگاه که "معناها" جعلشدند، و بر استخوانبندی آنها، سازههای دیگرِ لازم نیز سوار گشتند، "جهانی خیالین" آفریده میشود که باید بهجایِ جهانواقعی بنشیند، و مینشیند؛ حالا این "خیال" است که بدل به "واقعیت" میشود!
🍂 همین هستیِ خیالین است که جایگاهِ بودوباش انسان میگردد، و از در و دیوارش "معنا" میبارد؛ این جهانخیالین "مَلاءِ اعلی" و "ملکوت" دارد، "نیروانا" و "هادس" دارد، "فرشتگان" و "قدیسان" دارد، شیاطین و جنیان نیز دارد؛ همگی پنهان از دیدهها و گریزان از آزمونها و تنزنانِ از سنجشگریها هستند.
🍂 در این جهانِ خیالین، سنگی به سنگی نمیخورد مگر آنکه "حکمتی" در کار باشد، حکمتهایی که اکثریت قاطع ایشان از جنسِ "راز" و غیرقابل انکشافند؛ تا کسی هوس آن نکند که قفل صندوق خیال بشکند و تهیبودنش را ببیند!
🍂 اما اصل مطلب آن است که همۀ این بازیهای هستیشناختی، رو به انسان میگویند که اولاً "رنجهایت بیهوده نیست" و ثانیاً "دستاویزهایی برای اثرگذاری داری".
🍂 آنچه "معنا" خوانده میشود، در افادۀ همین دو گزاره است! آنگاه که "معنا" جعلشد، دیگر سپهر هستی، عرصۀ "مطلقیتِ واقعیت" (بهتعبیر هانس بلومنبرگ) نیست که در او انسان مطلقاً بیچاره و بیحیلت باشد، بلکه در چارچوب "معنا"ی کارگذاشته در بازی هستیشناختی، "مطلقیتِ واقعیت" اولاً مقید و مفیدِ (افادهکنندۀ) معنا میشود؛ ثانیاً آدمی مستمسکهایی برای اثرگذاری (ولو محدود) بر هستی را مییابد [از نذر و نیاز و قربانی و دعا و دادوستد با کانونِاستعلا و...].
🍂 این مستمسکها، حتی وقتی "کار نکنند" نیز عدم کارکردشان همچنان "معنا" دارد! یادمان باشد که "معناهای" کارگذاشتهشده در بازیهای هستیشناختی، بدون استثنا، معطوف به ما هستند، نه به هیچ چیز دیگر؛ از زمین و آسمانِ هستیشناسیهای فرهنگ، معناست که میبارد و میجوشد! این هستیشناسیها اصلا برای همین ویژگی جعل شدهاند!
🍂 کلیپ بالا، طنزی مومنانه است؛ در آخرش هم بغض میآید. این طنز تلخ، روایت پیداییِ آگاهی نیمبند به "خیالین" بودنِ همۀ معناهاییست که گوینده عمری را درونش زیستهبود؛ هنوز هم در آن است، اما دستخوش تردید به حجیتشان شدهاست.
🍂 این گمان بر هستیشناسی که "خود غلط بود آنچه میپنداشتیم" وضعیتی سخت ویرانگر است! چشماندازی از "بیخانمانی" معنایی است که بیدرنگ موجدِ طوفانی از "بحران وجودی" میشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘معناهای مندرسشونده و هستیشناسیهای معناآفرینِ در شُرُف زوال
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 انسانها برای انطباق با شرایط مطلقاً بیسابقهای که "مدرنیته" پیشرو نهادهاست، نیاز به زمان دارند. منحصر بفردیِ جهانیِ اینوضعیت، در انحلال عامی است که بر بازیهای هستیشناختی معناآفرین میافکند. بازیگوشی صغارت بشری به پایان راه خود رسیدهاست و کمترین بختی از استمرار ندارد.
🍂 لیکن بیمعنا هم نمیتوان زیست. معناهای نو باید که در متنوبسترهای نویِ هستیشناختی آفریده شوند، ورز یابند، و بهبار نشینند. تا آن هنگام، ساحات انسانی، به تفاریق، عرصۀ "تجربههای معنایی" خواهند بود. این تکثر، این تجربههای غالباً گذرا، و گاهی ژرفاپیمای ستودنی، و گاهی سخیف و مبتذل، تا آیندۀ قابلپیشبینی حال و روز بشر خواهد بود.
🍂 راه بسیار درازی که بشریت تا وضعیت امروزی پیمودهاست، او را چنان کرده که نمیتوان هر یاوهای را بعنوان "معنا" به او فروخت. امروز مردم بدبین و شکاک و نقاد و باریکبین شدهاند، و براحتی فریب نمیخورند؛ حتی اگر در اضطرارِ تنگنای زمانیِ آستانۀ مرگ، در تمنای فریبخوردنی دلپذیر باشند!
🍂 امروزه، سازههای کهنمعنایی، قابلیت چندانی برای بازآرایی و بقا ندارند. اروپا ۳۰۰ سال در نواندیشی مسیحی کوشید و نشد. نواندیشان دینی ما هم به رغم تلاشهای بزرگی که کردند، عملاً از نفس افتادهاند.
🍂 این وضعیتِ برزخی که در آن، معناهای کهن، مندرس و غیرقابل رفو و احیاء گشتهاند و معناهای نوی قویمی حاصل نیامدهاند - و هیچ تضمینیهم برای حاصلآمدنشان نیست - "ویژگی" دوران معاصر جهانی است؛ که البته در فرهنگهای مختلف با شدت و ضعفهای متفاوت ادراک میشود.
🍂 فارغ از آنکه این وضعیت را خوش بداریم یا نه، ما مواجه با چنین برزخ معنایی هستیم. سوانح نیمقرن اخیر ما نیز ما را به کانونِ این بحران پرتاب کرد. باید شجاعتِ اخلاقی و عقلانیِ این رویارویی را در خود بپروریم. گزینههای دیگر یا پیوستن به توحش بنیادگراییهاي هویتمدار است، و یا کوفتن بر طبلِ بیعاری است، یا فسردن در پوچگرایی.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 انسانها برای انطباق با شرایط مطلقاً بیسابقهای که "مدرنیته" پیشرو نهادهاست، نیاز به زمان دارند. منحصر بفردیِ جهانیِ اینوضعیت، در انحلال عامی است که بر بازیهای هستیشناختی معناآفرین میافکند. بازیگوشی صغارت بشری به پایان راه خود رسیدهاست و کمترین بختی از استمرار ندارد.
🍂 لیکن بیمعنا هم نمیتوان زیست. معناهای نو باید که در متنوبسترهای نویِ هستیشناختی آفریده شوند، ورز یابند، و بهبار نشینند. تا آن هنگام، ساحات انسانی، به تفاریق، عرصۀ "تجربههای معنایی" خواهند بود. این تکثر، این تجربههای غالباً گذرا، و گاهی ژرفاپیمای ستودنی، و گاهی سخیف و مبتذل، تا آیندۀ قابلپیشبینی حال و روز بشر خواهد بود.
🍂 راه بسیار درازی که بشریت تا وضعیت امروزی پیمودهاست، او را چنان کرده که نمیتوان هر یاوهای را بعنوان "معنا" به او فروخت. امروز مردم بدبین و شکاک و نقاد و باریکبین شدهاند، و براحتی فریب نمیخورند؛ حتی اگر در اضطرارِ تنگنای زمانیِ آستانۀ مرگ، در تمنای فریبخوردنی دلپذیر باشند!
🍂 امروزه، سازههای کهنمعنایی، قابلیت چندانی برای بازآرایی و بقا ندارند. اروپا ۳۰۰ سال در نواندیشی مسیحی کوشید و نشد. نواندیشان دینی ما هم به رغم تلاشهای بزرگی که کردند، عملاً از نفس افتادهاند.
🍂 این وضعیتِ برزخی که در آن، معناهای کهن، مندرس و غیرقابل رفو و احیاء گشتهاند و معناهای نوی قویمی حاصل نیامدهاند - و هیچ تضمینیهم برای حاصلآمدنشان نیست - "ویژگی" دوران معاصر جهانی است؛ که البته در فرهنگهای مختلف با شدت و ضعفهای متفاوت ادراک میشود.
🍂 فارغ از آنکه این وضعیت را خوش بداریم یا نه، ما مواجه با چنین برزخ معنایی هستیم. سوانح نیمقرن اخیر ما نیز ما را به کانونِ این بحران پرتاب کرد. باید شجاعتِ اخلاقی و عقلانیِ این رویارویی را در خود بپروریم. گزینههای دیگر یا پیوستن به توحش بنیادگراییهاي هویتمدار است، و یا کوفتن بر طبلِ بیعاری است، یا فسردن در پوچگرایی.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
📘پورنگونگی مذهب در ساحتِ معنا
— راهپیماییِ اربعین و تکرارِ جنونِ جمعی
#نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— راهپیماییِ اربعین و تکرارِ جنونِ جمعی
#نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📻 اسطورۀ قربانی (۹) — بایبل عبری دربارۀ آئینهای قربانی حیوانی و انسانی چه میگوید؟ 🎙سوسن آذیش 🗄پست مرتبط 📺 خلق افسانۀ جهنم توسط یهودیان 📺 خدایان کبابخوار! 📻 تبارشناسی قربانی 📻 ۶) آیینهای قربانی در ایران 📻 ۷) قیام اشو زرتشت علیه آئینهای قربانی 📻 ۸)…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📻 اسطورۀ قربانی (۱۰)
— جنجالیترین آئینهای قربانی انسانی در میان اعراب جاهلیت
🎙سوسن آذیش
🔻فهرست مباحث طرحشده:
🗄پست مرتبط
📺 خدایان کبابخوار!
📻 تبارشناسی قربانی
📻 ۶) آیینهای قربانی در ایران
📻 ۷) قیام اشو زرتشت علیه آئینهای قربانی
📻 ۸) آئین های قربانی نزد مولوخ
📻 ۹) بایبل عبری و قربانی حیوانی و انسانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جنجالیترین آئینهای قربانی انسانی در میان اعراب جاهلیت
🎙سوسن آذیش
🔻فهرست مباحث طرحشده:
بخش اول: قربانی
آیین اعراب جاهلیت
بحیره
«قربانی انسانی نزد اعراب جاهلیت»
🗄پست مرتبط
📺 خدایان کبابخوار!
📻 تبارشناسی قربانی
📻 ۶) آیینهای قربانی در ایران
📻 ۷) قیام اشو زرتشت علیه آئینهای قربانی
📻 ۸) آئین های قربانی نزد مولوخ
📻 ۹) بایبل عبری و قربانی حیوانی و انسانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اسطوۀ قربانی ۱۰
@Naqdagin
🎧 اسطورۀ قربانی (۱۰)
— جنجالیترین آئینهای قربانی انسانی در میان اعراب جاهلیت
✍🏻 #علیاصغر_مصطفوی
🔻فهرست مباحث طرحشده:
#کتاب_صوتی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جنجالیترین آئینهای قربانی انسانی در میان اعراب جاهلیت
✍🏻 #علیاصغر_مصطفوی
🔻فهرست مباحث طرحشده:
بخش اول: قربانی
آیین اعراب جاهلیت
بحیره
«قربانی انسانی نزد اعراب جاهلیت»
#کتاب_صوتی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 مهمترین هدف جنبش مشروطه چه بود؟ 🎙دکتر #محسن_بنائی 🔸مهمترین انحراف، در درکِ نام مشروطه در جنبشِ مشروطه بودهاست. #آینه_تاریخ ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM