Telegram
نقدآگین
📘وقتی ایران گروگان ایدئولوژیپردازان میشود: نقد ذاتگرایی و تحریف تاریخ
— چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟ (۱۲)
🔷 نفی بت در ذن و اسلام: دو مسیر، دو نگاه به حقیقت
🔸دو رویکرد متضاد برای عبور از بت و شرک
🍂 ادیان، از منظر جامعهشناسی، همزمان که حقیقتجو هستند، سازندهی نظم اجتماعی نیز هستند. اما این دو کارکرد گاه با یکدیگر در تضاد میافتند. جایی که «بت» تنها نماد پرستش نیست، بلکه نماد قدرت، واسطهگری و تثبیت است، پرسش از معنای «نفی بت» به یکی از بنیادیترین پرسشهای دینشناسی بدل میشود.
🍂 در ادامه به بررسی این پرسش خواهیم پرداخت که «نفی بت» در سنت اسلامی، بهویژه در ساختار تاریخی و سیاسیاش، چه معنایی دارد؟ و این نفی در ذن بودیسم، چه نوع مواجههای با صورتبندی حقیقت و قدرت پیش مینهد؟ سپس از منظر آموزهها و روش بودا، بهطور فرضی، به داوری دربارهی عملکرد تاریخی اسلام میپردازیم.
۱. نفی شرک و بت در توحید اسلامی: نافیان بت یا بازسازان آن؟
🍂 در قرائت قرآنی از شرک، آنچه نکوهیده میشود نه پرستش بتهای سنگی، بلکه سپردن «حاکمیت، تشریع، یا شفاعت» به غیر خداست. واژهی «بت» در خود قرآن، برخلاف تصور رایج، جایگاه چندانی ندارد؛ بلکه تمرکز اصلی بر مفاهیمی چون «طاغوت»، «ارباب من دون الله»، «اتخاذ شفعا» و «اتباع الهوی» است.
🍂 در آیات متعددی، قرآن هشدار میدهد که شرک ممکن است حتی از راه اطاعت بیچونوچرا از علمای دین، تبعیت از اسلاف، یا اتکا به واسطهها در مواجهه با خدا پدید آید. از این منظر، «بت» نه صرفا سنگی در معبد، بلکه هر آنچیزیست که میان انسان و حقیقت زنده، سد میسازد.
🍂 با این حال، در سیرههای متأخر و سنت اسلامیِ نهادینهشده – بهویژه در دوره خلافت و سپس در فقه – بت به تدریج به تصویر تثبیتشدهای از مشرک جاهلی تبدیل شد؛ فردی که صرفاً در برابر مجسمهای تعظیم میکند. این تصویر، هم کاریکاتوری بود و هم ابزاری برای مشروعسازی یک توحید نهادینه، سلسلهمراتبی و واسطهمحور (شرک در لباس توحید).
❌ اما توحید اسلامی در واقعیت تاریخی، بنا بر عبارات متعارضِ قرآن، که توسط سیرهها و بیش از آن، احادیث نبوی و امامان شیعه تقویت شد، خود بدل به ساختاری از بتسازی جدید شد: تقدیس پیامبر و صحابی و همسران و خاندان محمد و علی، عصمت امامان، نیابت فقیه، مرجعپرستی، و الهیسازی زبان، مناسک و مکان.
🔺در این نگاه، آنچه به نام نفی شرک و بت آغاز شد، به بازسازی همان منطق بتپرستی در قالبی نو انجامید: نه بتهای سنگی، بلکه بتهای «نهادی، روایی و انسانی».
🔺در نهایت، توحیدی که از مسیر اطاعت کور، تقلید سلسلهمراتبی، و واسطهپرستی میگذرد، خود شرکی دیگر است.
۲. ذن و «نفی هر بت»: نهفقط سنگ، که زبان، روایت، نهاد
🍂 ذن بودیسم، درست در نقطهی مقابل این ساختار ایستاده است. از نظر ذن، هر واسطهای – حتی «بودا» – اگر به حقیقتی تثبیتشده بدل شود، باید کنار گذاشته شود. سکوت، سادگی و تجربهی بیواسطهی امر قدسی، جایگزین «اطاعت از روایت و نهاد و فرد مدعیِ اتوریته دینی» میشود.
🍂 ذن بودیسم، برخلاف بسیاری از مکاتب دینی، نهتنها با بتسازی خارجی، بلکه با «بت درون» نیز در ستیز است. آموزهی بنیادی ذن آن است که:
🍂 در ذن، حتی "بودا" باید کشته شود تا حقیقت آزاد بماند. بههمین دلیل است که جملهی معروفی در این مکتب میگوید:
🔺این جمله، دعوتی است به نابود کردن هرگونه «تثبیت معنا»، هر واسطهی «تملک حقیقت»، و هر روایت قدسی که انسان را از «تجربهی مستقیم هستی» دور میکند.
۳. تناقض بودیسم و بت بودا؟ حضور نمادین یا انحراف؟
❓سؤال مهمی که پیش میآید آن است که اگر ذن با هرگونه واسطه مخالف است، چرا در کشورهای بودایی، مجسمههای بودا حضور پررنگ دارند؟ آیا این خود نوعی بتسازی نیست؟
🔺پاسخ به این پرسش، نیازمند تمایز میان "کارکرد روانی-نمادین" و "پرستش الهیاتی" است.
🍂 در بودیسم، مجسمه بودا در اغلب موارد نه برای پرستش، که برای یادآوری حالت ذهنی خاصی استفاده میشود. آنها ابزار تمرکز، مراقبه یا اتصال با «بودایی درون» تلقی میشوند. البته در برخی سنتها، این مجسمهها به تدریج شکل بتوارهی آیینی نیز یافتهاند؛ و همین مسئله، در مکتب ذن، مورد نقد و پرهیز قرار گرفته است.
۴. اگر بودا با شیعیان، مسیحیان، یا مشرکان جاهلی روبرو میشد چه میکرد؟
🍂 این سؤال، دعوتی است به تأمل فرضی اما پرمغز. برای پاسخ، باید به جوهرهی روش بودا بازگردیم: بودا نه با شمشیر، نه با لعنت، نه با قانون، بلکه با «تعلیم» و «درک رنج» با انسانها مواجه میشد. او حتی با مخالفان عقیدتی یا مرتدان نیز وارد نزاع نمیشد، بلکه به «تبدیل ذهن» میاندیشید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟ (۱۲)
🔷 نفی بت در ذن و اسلام: دو مسیر، دو نگاه به حقیقت
🔸دو رویکرد متضاد برای عبور از بت و شرک
🍂 ادیان، از منظر جامعهشناسی، همزمان که حقیقتجو هستند، سازندهی نظم اجتماعی نیز هستند. اما این دو کارکرد گاه با یکدیگر در تضاد میافتند. جایی که «بت» تنها نماد پرستش نیست، بلکه نماد قدرت، واسطهگری و تثبیت است، پرسش از معنای «نفی بت» به یکی از بنیادیترین پرسشهای دینشناسی بدل میشود.
🍂 در ادامه به بررسی این پرسش خواهیم پرداخت که «نفی بت» در سنت اسلامی، بهویژه در ساختار تاریخی و سیاسیاش، چه معنایی دارد؟ و این نفی در ذن بودیسم، چه نوع مواجههای با صورتبندی حقیقت و قدرت پیش مینهد؟ سپس از منظر آموزهها و روش بودا، بهطور فرضی، به داوری دربارهی عملکرد تاریخی اسلام میپردازیم.
۱. نفی شرک و بت در توحید اسلامی: نافیان بت یا بازسازان آن؟
🍂 در قرائت قرآنی از شرک، آنچه نکوهیده میشود نه پرستش بتهای سنگی، بلکه سپردن «حاکمیت، تشریع، یا شفاعت» به غیر خداست. واژهی «بت» در خود قرآن، برخلاف تصور رایج، جایگاه چندانی ندارد؛ بلکه تمرکز اصلی بر مفاهیمی چون «طاغوت»، «ارباب من دون الله»، «اتخاذ شفعا» و «اتباع الهوی» است.
🍂 در آیات متعددی، قرآن هشدار میدهد که شرک ممکن است حتی از راه اطاعت بیچونوچرا از علمای دین، تبعیت از اسلاف، یا اتکا به واسطهها در مواجهه با خدا پدید آید. از این منظر، «بت» نه صرفا سنگی در معبد، بلکه هر آنچیزیست که میان انسان و حقیقت زنده، سد میسازد.
🍂 با این حال، در سیرههای متأخر و سنت اسلامیِ نهادینهشده – بهویژه در دوره خلافت و سپس در فقه – بت به تدریج به تصویر تثبیتشدهای از مشرک جاهلی تبدیل شد؛ فردی که صرفاً در برابر مجسمهای تعظیم میکند. این تصویر، هم کاریکاتوری بود و هم ابزاری برای مشروعسازی یک توحید نهادینه، سلسلهمراتبی و واسطهمحور (شرک در لباس توحید).
❌ اما توحید اسلامی در واقعیت تاریخی، بنا بر عبارات متعارضِ قرآن، که توسط سیرهها و بیش از آن، احادیث نبوی و امامان شیعه تقویت شد، خود بدل به ساختاری از بتسازی جدید شد: تقدیس پیامبر و صحابی و همسران و خاندان محمد و علی، عصمت امامان، نیابت فقیه، مرجعپرستی، و الهیسازی زبان، مناسک و مکان.
🔺در این نگاه، آنچه به نام نفی شرک و بت آغاز شد، به بازسازی همان منطق بتپرستی در قالبی نو انجامید: نه بتهای سنگی، بلکه بتهای «نهادی، روایی و انسانی».
🔺در نهایت، توحیدی که از مسیر اطاعت کور، تقلید سلسلهمراتبی، و واسطهپرستی میگذرد، خود شرکی دیگر است.
۲. ذن و «نفی هر بت»: نهفقط سنگ، که زبان، روایت، نهاد
🍂 ذن بودیسم، درست در نقطهی مقابل این ساختار ایستاده است. از نظر ذن، هر واسطهای – حتی «بودا» – اگر به حقیقتی تثبیتشده بدل شود، باید کنار گذاشته شود. سکوت، سادگی و تجربهی بیواسطهی امر قدسی، جایگزین «اطاعت از روایت و نهاد و فرد مدعیِ اتوریته دینی» میشود.
🍂 ذن بودیسم، برخلاف بسیاری از مکاتب دینی، نهتنها با بتسازی خارجی، بلکه با «بت درون» نیز در ستیز است. آموزهی بنیادی ذن آن است که:
هرگاه حقیقت را در جایی بیرون از خود بجویی، آن را کشتهای.
🍂 در ذن، حتی "بودا" باید کشته شود تا حقیقت آزاد بماند. بههمین دلیل است که جملهی معروفی در این مکتب میگوید:
«اگر بودا را در مسیر معنوی خود دیدی، او را بکش!».
🔺این جمله، دعوتی است به نابود کردن هرگونه «تثبیت معنا»، هر واسطهی «تملک حقیقت»، و هر روایت قدسی که انسان را از «تجربهی مستقیم هستی» دور میکند.
۳. تناقض بودیسم و بت بودا؟ حضور نمادین یا انحراف؟
❓سؤال مهمی که پیش میآید آن است که اگر ذن با هرگونه واسطه مخالف است، چرا در کشورهای بودایی، مجسمههای بودا حضور پررنگ دارند؟ آیا این خود نوعی بتسازی نیست؟
🔺پاسخ به این پرسش، نیازمند تمایز میان "کارکرد روانی-نمادین" و "پرستش الهیاتی" است.
🍂 در بودیسم، مجسمه بودا در اغلب موارد نه برای پرستش، که برای یادآوری حالت ذهنی خاصی استفاده میشود. آنها ابزار تمرکز، مراقبه یا اتصال با «بودایی درون» تلقی میشوند. البته در برخی سنتها، این مجسمهها به تدریج شکل بتوارهی آیینی نیز یافتهاند؛ و همین مسئله، در مکتب ذن، مورد نقد و پرهیز قرار گرفته است.
۴. اگر بودا با شیعیان، مسیحیان، یا مشرکان جاهلی روبرو میشد چه میکرد؟
🍂 این سؤال، دعوتی است به تأمل فرضی اما پرمغز. برای پاسخ، باید به جوهرهی روش بودا بازگردیم: بودا نه با شمشیر، نه با لعنت، نه با قانون، بلکه با «تعلیم» و «درک رنج» با انسانها مواجه میشد. او حتی با مخالفان عقیدتی یا مرتدان نیز وارد نزاع نمیشد، بلکه به «تبدیل ذهن» میاندیشید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘وقتی ایران گروگان ایدئولوژیپردازان میشود: نقد ذاتگرایی و تحریف تاریخ
— چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟ (۱۳)
▪️در بودیسم، دعا در برخی مکاتب اصلاً کاربرد ندارد (مثلاً ذن). در مهایانه یا بودیسم تبتی، دعاهایی داریم که به زبان محلی (تبتی، چینی، ژاپنی...) خوانده میشوند.
▪️مانتراها (اذکار کوتاه) به سانسکریت اجرا میشوند، ولی اصل تجربه و معنا اهمیت بیشتری دارد. [بد نیست بدانیم در مسیحیت امروز (پس از ۱۹۶۰)، در اکثریت قاطع کلیساهای کاتولیک در سراسر جهان دعای ربانی، نماز عشای ربانی، خوانش انجیل و دعاهای عمومی به زبان محلی است؛ کاتولیسیسم برخلاف اسلام، دیگر دغدغهی حفظ زبان واحد را ندارد؛ بلکه اصل را بر درک و تجربهی مشارکتی مردم گذاشته است.].
📌 نتیجه: زبان بودایی محلی میشود و در دل فرهنگها بومیسازی رخ میدهد.
🏛 ۳. تأثیر بر نهاد دین
☪️ اسلام:
❌ چون فهم قرآن نیازمند تخصص در عربی و علوم دینی است، نهاد رسمی روحانیت و حوزههای علمیه شکل میگیرد.
❌ این نهادها مرجعیت انحصاری تفسیر و تشریع را در دست میگیرند.
❌ قدرت دینی با قدرت سیاسی پیوند میخورد؛ چون پذیرش قرآن شرط ایمان است.
🔸بودیسم🪷:
▪️نهادهای دینی در بودیسم هم هستند، اما چون حقیقت فراتر از متن است، انحصار تفسیر در یک طبقهی خاص ضعیفتر است.
▪️رابطهی استاد و شاگرد مهمتر از سلسلهمراتب رسمی است.
📌 نتیجه: در اسلام، تمرکز قدرت نهادی قویتر است؛ در بودیسم تمرکز کمتر و تجربهی فردی مهمتر.
📚 ۴. تأثیر بر ادبیات دینی و فرهنگی
☪️ اسلام:
▪️حتی در شعر و ادبیات فارسی و ترکی، آیات و عبارات عربی بهصورت مستقیم میآیند.
▪️نثر دینی آمیخته با عربی است؛ دعا و اذکار عموماً عربیاند.
بودیسم🪷 :
▪️متون دینی به زبان محلی بازنویسی و حتی بازآفرینی میشوند.
▪️ادبیات بودایی بومی میشود: چین، ژاپن، کره، تبت هرکدام سنت ادبی بودایی ویژهی خود دارند.
📌 نتیجه: زبان دینی در بودیسم متکثر است؛ در اسلام یکپارچگی زبانی، قوی است.
🌸 ۵. تأثیر بر نسبت «شهود» و «تقلید»
☪️ اسلام:
❌ ایمان به قرآن بهعنوان متن مقدس، تقلید و تبعیت از تفسیر رسمی را ضروری میکند.
❌ حتی در عرفان، تجربهی باطنی باید مطابق ظاهر شریعت (برگرفته از قرآن) باشد.
بودیسم🪷:
✅ شهود بیواسطهی حقیقت هدف اصلی است؛ تقلید از متن یا استاد اگر مانع شهود شود، باید رها شود.
✅ در ذن، آموزش واقعی از دل «کوآن»ها و مراقبه بیرون میآید، نه از حفظ متون.
📌 نتیجه: در بودیسم تأکید بر تجربهی فردی و درونی بیشتر است؛ در اسلام پذیرش متن و تفسیر رسمی شرط لازم ایمان است.
✨ جمعبندی: دو راه برای جستجوی حقیقت
☑️ در اسلام، حقیقت در خودِ متن مقدس تجلی یافته؛ نقد یا عبور از متن به معنای انکار حقیقت و خروج از ایمان است.
✅ در بودیسم، متن مقدس راهنماست؛ حقیقت نهایی فراتر از واژههاست.
🔺این دو نگاه متفاوت، دو مدل نهاد دینی، دو شیوهی ادبی و دو نوع رابطهی میان زبان و تجربهی معنوی ساختهاند.
✅ از این مقایسه درمییابیم که متن و زبان، صرفاً ابزار بیطرف نیستند؛ بلکه در بطن سنت دینی، سرنوشت تجربهی دینی، فرهنگ و حتی سیاست را شکل میدهند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟ (۱۳)
▪️در بودیسم، دعا در برخی مکاتب اصلاً کاربرد ندارد (مثلاً ذن). در مهایانه یا بودیسم تبتی، دعاهایی داریم که به زبان محلی (تبتی، چینی، ژاپنی...) خوانده میشوند.
▪️مانتراها (اذکار کوتاه) به سانسکریت اجرا میشوند، ولی اصل تجربه و معنا اهمیت بیشتری دارد. [بد نیست بدانیم در مسیحیت امروز (پس از ۱۹۶۰)، در اکثریت قاطع کلیساهای کاتولیک در سراسر جهان دعای ربانی، نماز عشای ربانی، خوانش انجیل و دعاهای عمومی به زبان محلی است؛ کاتولیسیسم برخلاف اسلام، دیگر دغدغهی حفظ زبان واحد را ندارد؛ بلکه اصل را بر درک و تجربهی مشارکتی مردم گذاشته است.].
📌 نتیجه: زبان بودایی محلی میشود و در دل فرهنگها بومیسازی رخ میدهد.
🏛 ۳. تأثیر بر نهاد دین
☪️ اسلام:
❌ چون فهم قرآن نیازمند تخصص در عربی و علوم دینی است، نهاد رسمی روحانیت و حوزههای علمیه شکل میگیرد.
❌ این نهادها مرجعیت انحصاری تفسیر و تشریع را در دست میگیرند.
❌ قدرت دینی با قدرت سیاسی پیوند میخورد؛ چون پذیرش قرآن شرط ایمان است.
🔸بودیسم🪷:
▪️نهادهای دینی در بودیسم هم هستند، اما چون حقیقت فراتر از متن است، انحصار تفسیر در یک طبقهی خاص ضعیفتر است.
▪️رابطهی استاد و شاگرد مهمتر از سلسلهمراتب رسمی است.
📌 نتیجه: در اسلام، تمرکز قدرت نهادی قویتر است؛ در بودیسم تمرکز کمتر و تجربهی فردی مهمتر.
📚 ۴. تأثیر بر ادبیات دینی و فرهنگی
☪️ اسلام:
▪️حتی در شعر و ادبیات فارسی و ترکی، آیات و عبارات عربی بهصورت مستقیم میآیند.
▪️نثر دینی آمیخته با عربی است؛ دعا و اذکار عموماً عربیاند.
بودیسم🪷 :
▪️متون دینی به زبان محلی بازنویسی و حتی بازآفرینی میشوند.
▪️ادبیات بودایی بومی میشود: چین، ژاپن، کره، تبت هرکدام سنت ادبی بودایی ویژهی خود دارند.
📌 نتیجه: زبان دینی در بودیسم متکثر است؛ در اسلام یکپارچگی زبانی، قوی است.
🌸 ۵. تأثیر بر نسبت «شهود» و «تقلید»
☪️ اسلام:
❌ ایمان به قرآن بهعنوان متن مقدس، تقلید و تبعیت از تفسیر رسمی را ضروری میکند.
❌ حتی در عرفان، تجربهی باطنی باید مطابق ظاهر شریعت (برگرفته از قرآن) باشد.
بودیسم🪷:
✅ شهود بیواسطهی حقیقت هدف اصلی است؛ تقلید از متن یا استاد اگر مانع شهود شود، باید رها شود.
✅ در ذن، آموزش واقعی از دل «کوآن»ها و مراقبه بیرون میآید، نه از حفظ متون.
📌 نتیجه: در بودیسم تأکید بر تجربهی فردی و درونی بیشتر است؛ در اسلام پذیرش متن و تفسیر رسمی شرط لازم ایمان است.
✨ جمعبندی: دو راه برای جستجوی حقیقت
☑️ در اسلام، حقیقت در خودِ متن مقدس تجلی یافته؛ نقد یا عبور از متن به معنای انکار حقیقت و خروج از ایمان است.
✅ در بودیسم، متن مقدس راهنماست؛ حقیقت نهایی فراتر از واژههاست.
🔺این دو نگاه متفاوت، دو مدل نهاد دینی، دو شیوهی ادبی و دو نوع رابطهی میان زبان و تجربهی معنوی ساختهاند.
✅ از این مقایسه درمییابیم که متن و زبان، صرفاً ابزار بیطرف نیستند؛ بلکه در بطن سنت دینی، سرنوشت تجربهی دینی، فرهنگ و حتی سیاست را شکل میدهند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘وقتی ایران گروگان ایدئولوژیپردازان میشود: نقد ذاتگرایی و تحریف تاریخ
— چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟ (۱۴)
🟦 توحیدِ بتساز و بتپرستی انکارشده
🟥 بخش اول: تاریخ تحریفشده؛ بتپرستی ایرانیان پیش از اسلام
🍂 بیژن عبدالکریمی میگوید:
نشان دادیم که این گزاره نهتنها تاریخی نیست، بلکه در سطحی عمیقتر، بازتاب یک اسطورهسازی ایدئولوژیک است برای پاک کردن پیشینهی چندخدایی و اسطورهای ایرانی، بنا به ذهنیتی اسلاموفیل که بتپرستی را امری نجس و پستتر از بهظاهر توحید اسلامی میداند.
🍂باستانشناسی و اسناد کهن نشان میدهند که در ایران پیش از زرتشت، ایزدبانوان و ایزدان محلی چون میترا، آناهیتا، تیشتر و دهها خدای قبیلهای، معابد و مجسمههای سنگی داشتند.
🍂 بنابراین عبدالکریمی با پاک کردن این بخش بزرگی از تاریخ ایران، حقیقتی را قربانی اسطورهای میکند که ظاهراً «ایرانِ ذاتاً موحد» را میسازد؛ و این خود شکل مدرنی از بتپرستی است: پرستش یک تصویر آرمانی از تاریخ که واقعیت را انکار میکند.
🟥 بخش دوم: برتری ادعایی توحید؛ یک افسانه خطرناک
🔻عبدالکریمی و بسیاری از روشنفکران دینی بر این گماناند که «توحید» ذاتاً و در همۀ وجوه از بتپرستی اخلاقیتر و برتر است؛ اما این فرض دو خطای جدی دارد:
1️⃣ خطای فلسفی: توحید تاریخی ادیان ابراهیمی (بهویژه اسلام) نه به معنای نفی مطلق قدرت و پرستش، بلکه جابهجایی بتها بودهاست؛ از بتهای سنگی به بتِ متن مقدس، بتِ پیامبر، بتِ امام و امامزادهها، بتِ فقیه.
2️⃣ خطای تاریخی: آیینهای چندخدایی و اسطورهای غالباً تنوع و رواداری بیشتری داشتند؛ هیچ کدام داعیهی «حق انحصاری برای نجات» نداشتند، و به ندرت به خشونت ساختاری گسترده علیه دگراندیشان دست زدند. اسلام عملا معنویت را برای ارادۀ معطوف به قدرت و استیلا و افزودن روزانه بر قلمرو و غنائم و کنیزها و بردگان و جزیهها و تعداد افرادی که با انواع زورها مسلمان شدهاند، مصرف کرد. کافیست مشی محمد و قرآن را با مشی مانی و بودا مقایسه کنیم (و سرعت نفوذ هر یک بدون شمشیر) و ثمرات خونین و تجاوزهای بسیاری که از دل ایدئولوژی اسلامی جاری شد بر زنان و مایملک مردمان نقاط مختلف رفت و هنوز نیز زنان در بردگی و اسارتِ شلاقها و زنجیرهایی هستند که اسلام محمدی بر پشت آنها میکوبد.
🟥 بخش سوم: توحید اسلامی؛ نفی بت یا بنای دستگاه بتسازی؟
🔻در قرآن و سنت اسلامی، «شرک» بزرگترین گناه و مشرکان «بدترین آفریدهها» معرفی میشوند و از انسانهای مشرک (که عمدتا شامل مسیحیان بودهاند) انسانزدایی میشود؛ چرا که دزد و اختلاسگر و قاتل نیز میتوانند آمرزیده شود، اما شرک تنها گناهیست که قابل بخشش نیست و تا ابد شکنجه جهنم را میآورد. این نفی بت و شرک، در سطح شعاری علیه چندخدایی بود؛ اما در عمل ساختار زیر ساخته شد:
❌ ساختار سلسلهمراتبی قدرت: خدا (بهعنوان قدرت مطلق) ← پیامبر معصوم ← امامان معصوم ← فقها ← امت.
❌ بتهای مقدس جدید: قرآن بهعنوان «کلام غیرقابل پرسش»، محمد بهعنوان «انسان معصوم و کامل»، امام دوازدهم غایب که حتی نقد ذهنی او کفر است.
❌ ابزار خشونت دینی: جهاد، جزیه، بردهداری، قتل مرتد، قتل تارکالصلاة، سنگسار، تبعید و حذف فیزیکی دگراندیشان.
🔺به این ترتیب، بتپرستیِ ظاهراً نفیشده در واقع در قالب پیچیدهتر و خطرناکتری بازتولید شد؛ و اینبار نه به صورت پرستش سنگ، بلکه پرستش قدرت دینی و اطاعت بیچونوچرا.
🟥 بخش چهارم: خشونت و سرکوبی که بتپرستی سنتی هرگز نداشت
🔻آیینهای چندخدایی ایرانی پیش از اسلام (و بسیاری از نظامهای اسطورهای جهان):
✅ نیازی به جهاد برای تحمیل ایمان نداشتند؛
✅ مرتدان را اعدام نمیکردند؛
✅ آزادی فردی در پرستش خدایان مختلف را به رسمیت میشناختند؛
✅ اخلاق را نه بر اساس «اطاعت مطلق» بلکه بر اساس آیینها و اسطورههای مشترک تعریف میکردند.
🔺در مقابل، اسلام توحیدی با «حقانیت مطلق»ی که برای خود قائل بود، دستگاهی از ترس، خشونت و نفی دگراندیشی ساخت که بتپرستی ابتدایی حتی رؤیای آن را هم نمیدید! چنین نظام سرکوب و کنترلی فقط در نظر یک بردۀ فکری-وجودی اسلام جای افتخار دارد، نه یک اهل فلسفه!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟ (۱۴)
🟦 توحیدِ بتساز و بتپرستی انکارشده
🟥 بخش اول: تاریخ تحریفشده؛ بتپرستی ایرانیان پیش از اسلام
🍂 بیژن عبدالکریمی میگوید:
ایرانیان در تاریخ خود هرگز بتپرستی را تجربه نکردهاند؛
نشان دادیم که این گزاره نهتنها تاریخی نیست، بلکه در سطحی عمیقتر، بازتاب یک اسطورهسازی ایدئولوژیک است برای پاک کردن پیشینهی چندخدایی و اسطورهای ایرانی، بنا به ذهنیتی اسلاموفیل که بتپرستی را امری نجس و پستتر از بهظاهر توحید اسلامی میداند.
🍂باستانشناسی و اسناد کهن نشان میدهند که در ایران پیش از زرتشت، ایزدبانوان و ایزدان محلی چون میترا، آناهیتا، تیشتر و دهها خدای قبیلهای، معابد و مجسمههای سنگی داشتند.
🍂 بنابراین عبدالکریمی با پاک کردن این بخش بزرگی از تاریخ ایران، حقیقتی را قربانی اسطورهای میکند که ظاهراً «ایرانِ ذاتاً موحد» را میسازد؛ و این خود شکل مدرنی از بتپرستی است: پرستش یک تصویر آرمانی از تاریخ که واقعیت را انکار میکند.
🟥 بخش دوم: برتری ادعایی توحید؛ یک افسانه خطرناک
🔻عبدالکریمی و بسیاری از روشنفکران دینی بر این گماناند که «توحید» ذاتاً و در همۀ وجوه از بتپرستی اخلاقیتر و برتر است؛ اما این فرض دو خطای جدی دارد:
1️⃣ خطای فلسفی: توحید تاریخی ادیان ابراهیمی (بهویژه اسلام) نه به معنای نفی مطلق قدرت و پرستش، بلکه جابهجایی بتها بودهاست؛ از بتهای سنگی به بتِ متن مقدس، بتِ پیامبر، بتِ امام و امامزادهها، بتِ فقیه.
2️⃣ خطای تاریخی: آیینهای چندخدایی و اسطورهای غالباً تنوع و رواداری بیشتری داشتند؛ هیچ کدام داعیهی «حق انحصاری برای نجات» نداشتند، و به ندرت به خشونت ساختاری گسترده علیه دگراندیشان دست زدند. اسلام عملا معنویت را برای ارادۀ معطوف به قدرت و استیلا و افزودن روزانه بر قلمرو و غنائم و کنیزها و بردگان و جزیهها و تعداد افرادی که با انواع زورها مسلمان شدهاند، مصرف کرد. کافیست مشی محمد و قرآن را با مشی مانی و بودا مقایسه کنیم (و سرعت نفوذ هر یک بدون شمشیر) و ثمرات خونین و تجاوزهای بسیاری که از دل ایدئولوژی اسلامی جاری شد بر زنان و مایملک مردمان نقاط مختلف رفت و هنوز نیز زنان در بردگی و اسارتِ شلاقها و زنجیرهایی هستند که اسلام محمدی بر پشت آنها میکوبد.
🟥 بخش سوم: توحید اسلامی؛ نفی بت یا بنای دستگاه بتسازی؟
🔻در قرآن و سنت اسلامی، «شرک» بزرگترین گناه و مشرکان «بدترین آفریدهها» معرفی میشوند و از انسانهای مشرک (که عمدتا شامل مسیحیان بودهاند) انسانزدایی میشود؛ چرا که دزد و اختلاسگر و قاتل نیز میتوانند آمرزیده شود، اما شرک تنها گناهیست که قابل بخشش نیست و تا ابد شکنجه جهنم را میآورد. این نفی بت و شرک، در سطح شعاری علیه چندخدایی بود؛ اما در عمل ساختار زیر ساخته شد:
❌ ساختار سلسلهمراتبی قدرت: خدا (بهعنوان قدرت مطلق) ← پیامبر معصوم ← امامان معصوم ← فقها ← امت.
❌ بتهای مقدس جدید: قرآن بهعنوان «کلام غیرقابل پرسش»، محمد بهعنوان «انسان معصوم و کامل»، امام دوازدهم غایب که حتی نقد ذهنی او کفر است.
❌ ابزار خشونت دینی: جهاد، جزیه، بردهداری، قتل مرتد، قتل تارکالصلاة، سنگسار، تبعید و حذف فیزیکی دگراندیشان.
🔺به این ترتیب، بتپرستیِ ظاهراً نفیشده در واقع در قالب پیچیدهتر و خطرناکتری بازتولید شد؛ و اینبار نه به صورت پرستش سنگ، بلکه پرستش قدرت دینی و اطاعت بیچونوچرا.
🟥 بخش چهارم: خشونت و سرکوبی که بتپرستی سنتی هرگز نداشت
🔻آیینهای چندخدایی ایرانی پیش از اسلام (و بسیاری از نظامهای اسطورهای جهان):
✅ نیازی به جهاد برای تحمیل ایمان نداشتند؛
✅ مرتدان را اعدام نمیکردند؛
✅ آزادی فردی در پرستش خدایان مختلف را به رسمیت میشناختند؛
✅ اخلاق را نه بر اساس «اطاعت مطلق» بلکه بر اساس آیینها و اسطورههای مشترک تعریف میکردند.
🔺در مقابل، اسلام توحیدی با «حقانیت مطلق»ی که برای خود قائل بود، دستگاهی از ترس، خشونت و نفی دگراندیشی ساخت که بتپرستی ابتدایی حتی رؤیای آن را هم نمیدید! چنین نظام سرکوب و کنترلی فقط در نظر یک بردۀ فکری-وجودی اسلام جای افتخار دارد، نه یک اهل فلسفه!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘وقتی ایران گروگان ایدئولوژیپردازان میشود: نقد ذاتگرایی و تحریف تاریخ
— چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟ (۱۵)
🟥 بخش پنجم: بتپرستی وارونۀ عبدالکریمی
🔻بیژن عبدالکریمی، با بیان کلیشهی «ایرانی هیچگاه بتپرست نبود» و «برتری مطلق توحید»، چند کار میکند:
❌ نادیده گرفتن تاریخ خشونت افسارگسیخته اسلام؛
❌ بازتولید یک بتِ ذهنی جدید: «روح توحیدی ایرانی» که باید بیچونوچرا پذیرفته شود؛
❌ پاک کردن تجربهی واقعی ایرانیان از چندخدایی، اسطورهپردازی و آیینهای بومی؛
❌ و از همه مهمتر، دفاع از ساختاری که آزادی وجدان، تفکر انتقادی و حق پرسش را سرکوب کرده است.
🔺این مشاطهگری یک تاریخ خونآلود، خود شکل پیشرفتهای از بتپرستی است: پرستش یک تصویر خیالی و قربانیکردن حقیقت.
🟥 بخش ششم: توحیدِ خونآلود؛ جهاد، شریعت، سلطه
🔻از دل همین توحید، موارد زیر پدید آمد:
❌ جهاد علیه مشرکان و دگراندیشان؛
❌ قتل مرتد و تارکالصلاة؛
❌ جزیه با ذلت و خواری برای اهل کتاب؛
❌ بردهگیری و بردهداری دینی: امضا شده توسط الله بهعنوان خالق جهان؛
❌ و صدها حکم فقهی که بر اساس «کفر» و «شرک» خونریزی و حذف را تقدیس کردند.
🔺هیچ آیین بتپرستی ابتدایی، چنین دستگاه منسجم و گستردۀ ماندگاری برای خشونت و جنایتِ ایدئولوژیک نداشت.
🟥 بخش هفتم: چرا نقد این نگاه مهم است؟
چون اگر نپذیریم که «توحید تاریخی» خود خطرناکترین بتِ تاریخ ایران بودهاست، راه برای نقد ساختار قدرت و نجات آزادی بسته میشود. فلسفه اگر به جای حقیقت، در خدمت مشاطهگری یک اسطورهی مقدس قرار گیرد، فلسفه نیست؛ بلکه بتپرستی و بتتراشی در لباسی جدید است. مصداق پفیوزیسمی که علی شریعتی دربارۀ فلاسفه میگفت.
✏️ جمعبندی
✔️ ایرانیان پیش از اسلام بتپرستی را تجربه کردند؛ این حقیقت تاریخی است.
✔️توحید اسلامی، بهنام نفی بت، بتهای بزرگتر و مخربتری ساخت: قدرت مطلق دینی، بتِ قرآن، بت محمد، بتِ امامان، بت امامزادگان و بتِ فقیهان.
✔️اسلام تاریخی، خشونت و سرکوبی را به وجود آورد که هیچ آیین بتپرستی بدوی نساخت.
✔️و روشنفکرانی چون عبدالکریمی، که این واقعیت را انکار میکنند، بزرگترین بتتراشان و بتپرستاناند: چون حقیقت را قربانی اسطوره میکنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟ (۱۵)
🟥 بخش پنجم: بتپرستی وارونۀ عبدالکریمی
🔻بیژن عبدالکریمی، با بیان کلیشهی «ایرانی هیچگاه بتپرست نبود» و «برتری مطلق توحید»، چند کار میکند:
❌ نادیده گرفتن تاریخ خشونت افسارگسیخته اسلام؛
❌ بازتولید یک بتِ ذهنی جدید: «روح توحیدی ایرانی» که باید بیچونوچرا پذیرفته شود؛
❌ پاک کردن تجربهی واقعی ایرانیان از چندخدایی، اسطورهپردازی و آیینهای بومی؛
❌ و از همه مهمتر، دفاع از ساختاری که آزادی وجدان، تفکر انتقادی و حق پرسش را سرکوب کرده است.
🔺این مشاطهگری یک تاریخ خونآلود، خود شکل پیشرفتهای از بتپرستی است: پرستش یک تصویر خیالی و قربانیکردن حقیقت.
🟥 بخش ششم: توحیدِ خونآلود؛ جهاد، شریعت، سلطه
🔻از دل همین توحید، موارد زیر پدید آمد:
❌ جهاد علیه مشرکان و دگراندیشان؛
❌ قتل مرتد و تارکالصلاة؛
❌ جزیه با ذلت و خواری برای اهل کتاب؛
❌ بردهگیری و بردهداری دینی: امضا شده توسط الله بهعنوان خالق جهان؛
❌ و صدها حکم فقهی که بر اساس «کفر» و «شرک» خونریزی و حذف را تقدیس کردند.
🔺هیچ آیین بتپرستی ابتدایی، چنین دستگاه منسجم و گستردۀ ماندگاری برای خشونت و جنایتِ ایدئولوژیک نداشت.
🟥 بخش هفتم: چرا نقد این نگاه مهم است؟
چون اگر نپذیریم که «توحید تاریخی» خود خطرناکترین بتِ تاریخ ایران بودهاست، راه برای نقد ساختار قدرت و نجات آزادی بسته میشود. فلسفه اگر به جای حقیقت، در خدمت مشاطهگری یک اسطورهی مقدس قرار گیرد، فلسفه نیست؛ بلکه بتپرستی و بتتراشی در لباسی جدید است. مصداق پفیوزیسمی که علی شریعتی دربارۀ فلاسفه میگفت.
✏️ جمعبندی
✔️ ایرانیان پیش از اسلام بتپرستی را تجربه کردند؛ این حقیقت تاریخی است.
✔️توحید اسلامی، بهنام نفی بت، بتهای بزرگتر و مخربتری ساخت: قدرت مطلق دینی، بتِ قرآن، بت محمد، بتِ امامان، بت امامزادگان و بتِ فقیهان.
✔️اسلام تاریخی، خشونت و سرکوبی را به وجود آورد که هیچ آیین بتپرستی بدوی نساخت.
✔️و روشنفکرانی چون عبدالکریمی، که این واقعیت را انکار میکنند، بزرگترین بتتراشان و بتپرستاناند: چون حقیقت را قربانی اسطوره میکنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقد ذاتگرایی و تحریف تاریخ (۱۶)
🖊 خلاصۀ متن
🔻دو ادعای بیژن عبدالکریمی بررسی شد:
این دو گزاره نهتنها تحریف تاریخ، بلکه ترویج نوعی ذاتگرایی خطرناک و فرافکنی نگاه کاریکاتوری اسلام به تاریخ بود.
۱. توهم "ایرانیت هستیشناختی": ذاتگرایی در لباس فلسفه
🍂 ادعای «ایرانیت هستیشناختی» در واقع، نوعی ذاتگراییست. این دیدگاه، هویتی ثابت و ازلی برای "ایرانی بودن" قائل میشود و پویایی و تحولات تاریخی هویتها را نادیده میگیرد. این رویکرد میتواند به ابزاری خطرناک برای توجیه پروژههای سیاسی خاص بدل شود، چرا که هر سیاستی را میتوان «همخوان با ذات ایرانی» جلوه داد و هر مخالفت را «غیرایرانی» نامید. نتیجه این نوع تفکر، فرار از نقد ریشهای و مسئولیتپذیری تاریخی است و به ناسیونالیسم افراطی و انحصارطلبی منجر میشود.
۲. تحریف تاریخ: انکار بردگی و بتپرستی
🍂 عبدالکریمی ادعا میکند:
این گزاره از اساس نادرست و تحریفآمیز است.
▪️بردگی در تاریخ ایران: شواهد تاریخی و باستانشناسی نشان میدهند که در دوران هخامنشی، اشکانی، ساسانی و اسلامی، اشکال مختلفی از کار اجباری و بردگی در ایران رایج بوده است. نادیده گرفتن این شواهد، پاکسازی تاریخ برای ساختن روایتی بیعیب و نقص است.
▪️افسانه "توحید ازلی" و تحریف دینشناسی: پیش از آیین زرتشت، اقوام ساکن فلات ایران، از ایلامیان تا آریاییها، چندخدایی و پرستش ایزدان مختلفی چون میترا و آناهیتا را تجربه کردهاند. این نیایشها، که گاه با شمایلسازی همراه بوده، در زمرهی چندخدایی طبقهبندی میشوند. ادعای «توحید ازلی» ایرانیان با دادههای باستانشناسی و تاریخ ادیان در تضاد است.
۳. توحید اسلامی: شرکی مهیب در لباس توحید
🍂 عبدالکریمی و برخی روشنفکران دینی، "توحید" را ذاتا برتر و اخلاقیتر از بتپرستی میدانند. اما این دیدگاه نادرست است، بعلاوه اسلام، بویژه تشیع، بر واسطهپرستی و شخصیتپرستی بنا شده است.
▪️پیشگامی بودیسم در نقد واسطهگرایی: ایدۀ «رابطۀ مستقیم و بیواسطه با حقیقت» قرنها پیش از امامان شیعه در سنتهای بودایی، بهویژه در ذن بودیسم، مطرح شده بود. ذن بر نفی رادیکال واسطهگری و تمرکز بر تجربه بیواسطه امر قدسی تأکید دارد، حتی تا آنجا که میگوید: «اگر بودا را دیدی، او را بکش» – یعنی هر واسطهای اگر به بت ذهنی تبدیل شود، باید کنار گذاشته شود، چیزی که عملا اسلام فاقد آن است و در تضاد با آن؛ سرکوب تاریخی فلسفه و عرفان بههمین خاطر بوده.
▪️بازسازی پانتئون در لباس توحید: اسلام، به رغم ادعای "توحید"، در عمل یک ساختار سلسلهمراتبی از واسطهها (پیامبر، امامان، فقها، سادات، امامزادهها) ایجاد کرده است. در این نظام، ایمان بجای تجربۀ مستقیم حقیقت، به تصدیق و اطاعت از واسطهها گره خوردهاست. این، نوعی «چندخدایی عملکردی» در لباس یکتاپرستی است.
▪️پرستش محمد و ایدئولوژی سلطه: اسلام تاریخی نه مروج درک بیواسطۀ توحیدی، بلکه یک «ایدئولوژی سیاسی سلطه» و «نظام شرکآمیز و طاغوتی» است که بر پایۀ پرستش محمد (و تصویر برساخته از او) بنا شده است. شناخت خدا و رستگاری در اسلام، بدون پرستش محمد ممکن نیست. این وابستگی به یک «شخص تاریخی»، انسان را از ساحت تجربۀ آزاد و مستقیم حقیقت جدا میکند و به بردۀ «نظام اعتقادی دگم» مبتنی بر «اطاعت بیچونوچرا» بدل میشود.
۴. شریعتمداری و خشونت: ریشههای قرآنی و فقهی
🍂 خشونتمحوری در اسلام، ریشهای ساختاری دارد و صرفا ناشی از اجتهاد فقها نیست. قرآن خود، ایمان را به نشانههای ظاهری و اطاعت فروکاسته و خشونت علیه غیرمسلم (مشرک، مرتد، منتقد) را صریحا عادیسازی کرده. احکامی چون قتل تارکالصلاة، قتل مرتد و جزیه با ذلت، نه اختراع فقها، بلکه برآمده از آیات و روایات اسلامیست. اسلام، دین را از یک افق معنوی به یک «ماشین قدرت، سرکوب و کنترل» تبدیل کردهاست که در آن، متن، «بت مقدس» و فقیه، «پلیس باور» است.
۵. توحید بتساز و بتپرستی انکارشده
🍂 عبدالکریمی با نفی بتپرستی در تاریخ ایران، خود به بزرگترین بتساز و بتپرست تبدیل میشود و با نادیده گرفتن تاریخِ خشونتبار اسلام و انکار تجربۀ واقعی ایرانیان از چندخدایی، به دنبال ساختن یک بت ذهنی جدید به نام «روح توحیدی ایرانی» است. بعلاوه، هیچ آیین بتپرستی ابتدایی، چنین دستگاه منسجم و گستردهای برای خشونت و جنایت ایدئولوژیک نداشت.
🔺در نهایت، نقد این نگاه مهم است، زیرا اگر نپذیریم که «توحید تاریخی» خود خطرناکترین بت تاریخ ایران بوده است، راه برای آزادی و نقد ساختار قدرت بسته میشود. فلسفه اگر در خدمت مشاطهگری اسطورهای مقدس قرار گیرد، دیگر فلسفه نیست؛ بتتراشی در لباسی جدید است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🖊 خلاصۀ متن
🔻دو ادعای بیژن عبدالکریمی بررسی شد:
ایرانیت مفهومی هستیشناختی و تجربهای خاص از هستیست
ملت ایران هرگز بردگی و بتپرستی را تجربه نکرده
این دو گزاره نهتنها تحریف تاریخ، بلکه ترویج نوعی ذاتگرایی خطرناک و فرافکنی نگاه کاریکاتوری اسلام به تاریخ بود.
۱. توهم "ایرانیت هستیشناختی": ذاتگرایی در لباس فلسفه
🍂 ادعای «ایرانیت هستیشناختی» در واقع، نوعی ذاتگراییست. این دیدگاه، هویتی ثابت و ازلی برای "ایرانی بودن" قائل میشود و پویایی و تحولات تاریخی هویتها را نادیده میگیرد. این رویکرد میتواند به ابزاری خطرناک برای توجیه پروژههای سیاسی خاص بدل شود، چرا که هر سیاستی را میتوان «همخوان با ذات ایرانی» جلوه داد و هر مخالفت را «غیرایرانی» نامید. نتیجه این نوع تفکر، فرار از نقد ریشهای و مسئولیتپذیری تاریخی است و به ناسیونالیسم افراطی و انحصارطلبی منجر میشود.
۲. تحریف تاریخ: انکار بردگی و بتپرستی
🍂 عبدالکریمی ادعا میکند:
ملت ایران هیچگاه بردگی و بتپرستی را تجربه نکرده
این گزاره از اساس نادرست و تحریفآمیز است.
▪️بردگی در تاریخ ایران: شواهد تاریخی و باستانشناسی نشان میدهند که در دوران هخامنشی، اشکانی، ساسانی و اسلامی، اشکال مختلفی از کار اجباری و بردگی در ایران رایج بوده است. نادیده گرفتن این شواهد، پاکسازی تاریخ برای ساختن روایتی بیعیب و نقص است.
▪️افسانه "توحید ازلی" و تحریف دینشناسی: پیش از آیین زرتشت، اقوام ساکن فلات ایران، از ایلامیان تا آریاییها، چندخدایی و پرستش ایزدان مختلفی چون میترا و آناهیتا را تجربه کردهاند. این نیایشها، که گاه با شمایلسازی همراه بوده، در زمرهی چندخدایی طبقهبندی میشوند. ادعای «توحید ازلی» ایرانیان با دادههای باستانشناسی و تاریخ ادیان در تضاد است.
۳. توحید اسلامی: شرکی مهیب در لباس توحید
🍂 عبدالکریمی و برخی روشنفکران دینی، "توحید" را ذاتا برتر و اخلاقیتر از بتپرستی میدانند. اما این دیدگاه نادرست است، بعلاوه اسلام، بویژه تشیع، بر واسطهپرستی و شخصیتپرستی بنا شده است.
▪️پیشگامی بودیسم در نقد واسطهگرایی: ایدۀ «رابطۀ مستقیم و بیواسطه با حقیقت» قرنها پیش از امامان شیعه در سنتهای بودایی، بهویژه در ذن بودیسم، مطرح شده بود. ذن بر نفی رادیکال واسطهگری و تمرکز بر تجربه بیواسطه امر قدسی تأکید دارد، حتی تا آنجا که میگوید: «اگر بودا را دیدی، او را بکش» – یعنی هر واسطهای اگر به بت ذهنی تبدیل شود، باید کنار گذاشته شود، چیزی که عملا اسلام فاقد آن است و در تضاد با آن؛ سرکوب تاریخی فلسفه و عرفان بههمین خاطر بوده.
▪️بازسازی پانتئون در لباس توحید: اسلام، به رغم ادعای "توحید"، در عمل یک ساختار سلسلهمراتبی از واسطهها (پیامبر، امامان، فقها، سادات، امامزادهها) ایجاد کرده است. در این نظام، ایمان بجای تجربۀ مستقیم حقیقت، به تصدیق و اطاعت از واسطهها گره خوردهاست. این، نوعی «چندخدایی عملکردی» در لباس یکتاپرستی است.
▪️پرستش محمد و ایدئولوژی سلطه: اسلام تاریخی نه مروج درک بیواسطۀ توحیدی، بلکه یک «ایدئولوژی سیاسی سلطه» و «نظام شرکآمیز و طاغوتی» است که بر پایۀ پرستش محمد (و تصویر برساخته از او) بنا شده است. شناخت خدا و رستگاری در اسلام، بدون پرستش محمد ممکن نیست. این وابستگی به یک «شخص تاریخی»، انسان را از ساحت تجربۀ آزاد و مستقیم حقیقت جدا میکند و به بردۀ «نظام اعتقادی دگم» مبتنی بر «اطاعت بیچونوچرا» بدل میشود.
۴. شریعتمداری و خشونت: ریشههای قرآنی و فقهی
🍂 خشونتمحوری در اسلام، ریشهای ساختاری دارد و صرفا ناشی از اجتهاد فقها نیست. قرآن خود، ایمان را به نشانههای ظاهری و اطاعت فروکاسته و خشونت علیه غیرمسلم (مشرک، مرتد، منتقد) را صریحا عادیسازی کرده. احکامی چون قتل تارکالصلاة، قتل مرتد و جزیه با ذلت، نه اختراع فقها، بلکه برآمده از آیات و روایات اسلامیست. اسلام، دین را از یک افق معنوی به یک «ماشین قدرت، سرکوب و کنترل» تبدیل کردهاست که در آن، متن، «بت مقدس» و فقیه، «پلیس باور» است.
۵. توحید بتساز و بتپرستی انکارشده
🍂 عبدالکریمی با نفی بتپرستی در تاریخ ایران، خود به بزرگترین بتساز و بتپرست تبدیل میشود و با نادیده گرفتن تاریخِ خشونتبار اسلام و انکار تجربۀ واقعی ایرانیان از چندخدایی، به دنبال ساختن یک بت ذهنی جدید به نام «روح توحیدی ایرانی» است. بعلاوه، هیچ آیین بتپرستی ابتدایی، چنین دستگاه منسجم و گستردهای برای خشونت و جنایت ایدئولوژیک نداشت.
🔺در نهایت، نقد این نگاه مهم است، زیرا اگر نپذیریم که «توحید تاریخی» خود خطرناکترین بت تاریخ ایران بوده است، راه برای آزادی و نقد ساختار قدرت بسته میشود. فلسفه اگر در خدمت مشاطهگری اسطورهای مقدس قرار گیرد، دیگر فلسفه نیست؛ بتتراشی در لباسی جدید است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آغاز جنگ پایان گفتمان انقلاب اسلامی بود
— گفتمانهای انقلاب اسلامی و جنگ ایران و اسراییل
🎙دکتر #مهدی_کاظمی زمهریر
🔸این ویدئو به تحلیل جامع وضعیت فلج سیاسی در ایران میپردازد و به این پرسش کلیدی میپردازد که آیا گفتمان فعلی جمهوری اسلامی ظرفیت لازم برای اجتناب از جنگ را داراست یا خیر.
🔸در این تحلیل، سخنران با بررسی پویاییهای داخلی ج.ا که آن را بستری از "خردهگفتمانها" میداند، به نقد عملکرد اصلاحطلبان میپردازد و استدلال میکند که عدم تمایز و ابتکار عمل آنها، به رکود سیاسی کشور و افزایش احتمال درگیری کمک کرده است.
🔸ویدئو همچنین به بنبست ساختاری موجود در سیاست ایران اشاره میکند که مانع از تغییرات واقعی میشود و نقش عوامل خارجی و فشارهای بینالمللی را در این میان بررسی میکند.
🔸در نهایت، با پیشبینی نوسانات و تحولات سریع در آینده، این دیدگاه مطرح میشود که رهبری فعلی بدون اجبار و فشار خارجی، تمایلی به پذیرش تغییرات ضروری ندارد، و به این ترتیب، بر فلج سیاسی، ناکامی جناحها و تعامل پیچیده وضعیت داخلی با مناقشات منطقهای تأکید میشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتمانهای انقلاب اسلامی و جنگ ایران و اسراییل
🎙دکتر #مهدی_کاظمی زمهریر
🔸این ویدئو به تحلیل جامع وضعیت فلج سیاسی در ایران میپردازد و به این پرسش کلیدی میپردازد که آیا گفتمان فعلی جمهوری اسلامی ظرفیت لازم برای اجتناب از جنگ را داراست یا خیر.
🔸در این تحلیل، سخنران با بررسی پویاییهای داخلی ج.ا که آن را بستری از "خردهگفتمانها" میداند، به نقد عملکرد اصلاحطلبان میپردازد و استدلال میکند که عدم تمایز و ابتکار عمل آنها، به رکود سیاسی کشور و افزایش احتمال درگیری کمک کرده است.
🔸ویدئو همچنین به بنبست ساختاری موجود در سیاست ایران اشاره میکند که مانع از تغییرات واقعی میشود و نقش عوامل خارجی و فشارهای بینالمللی را در این میان بررسی میکند.
🔸در نهایت، با پیشبینی نوسانات و تحولات سریع در آینده، این دیدگاه مطرح میشود که رهبری فعلی بدون اجبار و فشار خارجی، تمایلی به پذیرش تغییرات ضروری ندارد، و به این ترتیب، بر فلج سیاسی، ناکامی جناحها و تعامل پیچیده وضعیت داخلی با مناقشات منطقهای تأکید میشود.
.
#سیاست #استمرارطالبان #حکومت_اسلامی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آغاز جنگ پایان گفتمان انقلاب اسلامی هم بود؛ گفتوگو ی اکبر کرمی…
🎧آغاز جنگ پایان گفتمان انقلاب اسلامی بود
— گفتمانهای انقلاب اسلامی و جنگ ایران و اسراییل
🎙دکتر #مهدی_کاظمی زمهریر
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:02 - گفتمان جمهوری اسلامی و ظرفیت دوری از جنگ
00:04 - پویاییهای سیاسی داخلی و خردهگفتمانها
00:11 - جمهوری اسلامی به عنوان ساختار طبقاتی
00:19 - ریشههای قدرت نخبگان حاکم
00:23 - نبود گفتمان جایگزین
00:30 - نقش و محدودیتهای اصلاحطلبان
00:33 - بنبست ساختاری در سیاست ایران
00:34 - نقش شکست اصلاحطلبان در احتمال جنگ
00:40 - نقد اصلاحطلبان و عدم ارائه چشمانداز جدید
00:52 - رکود در رهبری اصلاحطلبان
01:00 - پتانسیل تغییر از طریق فشارهای خارجی
01:01 - عدم تمایل رهبری به تغییر بدون اجبار
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتمانهای انقلاب اسلامی و جنگ ایران و اسراییل
🎙دکتر #مهدی_کاظمی زمهریر
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:02 - گفتمان جمهوری اسلامی و ظرفیت دوری از جنگ
00:04 - پویاییهای سیاسی داخلی و خردهگفتمانها
00:11 - جمهوری اسلامی به عنوان ساختار طبقاتی
00:19 - ریشههای قدرت نخبگان حاکم
00:23 - نبود گفتمان جایگزین
00:30 - نقش و محدودیتهای اصلاحطلبان
00:33 - بنبست ساختاری در سیاست ایران
00:34 - نقش شکست اصلاحطلبان در احتمال جنگ
00:40 - نقد اصلاحطلبان و عدم ارائه چشمانداز جدید
00:52 - رکود در رهبری اصلاحطلبان
01:00 - پتانسیل تغییر از طریق فشارهای خارجی
01:01 - عدم تمایل رهبری به تغییر بدون اجبار
.
#سیاست #استمرارطالبان #حکومت_اسلامی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘آی دزد! آی دزد!
✍🏻 #آرمان_امیری
🔻در آستانهی انتخابات سال گذشته یادداشتی نوشتم تا به صورت فهرستوار دلایل رای ندادن خودم را ثبت کنم. ۸ استدلال مشخص در زمینههای مختلف که حالا یکیاش میتواند موضوع بحث روز باشد. استدلال سوم صریح و بینیاز از توضیح است:
🍂 امروز فقط کافی است به روند طی شده طی این یک سال گذشته فکر کنیم و ببینیم که این پیشبینی با جزئیات و مسیری که ترسیم کرده بود محقق شد یا نه.
🍂 من با سابقه شناخت نزدیکی که از جریان دارم، یک سر سوزن تردید نداشتم که درست به مانند همان تبلیغات انتخاباتیشان، اصلاحطلبان در مورد ریشههای بحران بینالمللی به جامعه «دروغ» میگویند. و از آن بدتر، برای اثبات «خودی» بودن خودشان به رژیم، گاه از پاپ هم کاتولیکتر میشوند. البته لزوما هم نمیتواند تعبیر «کاسهی داغتر از آش» را در مورد همهشان به کار برد چرا که سبقهی غربستیزی و حسرت و رویای نابودی اسرائیل که در چپگرایی اغلب اصلاحطلبان ریشه دارد، از همان ابتدای انقلاب هم به مراتب افراطیتر از رقبای محاظهکار و اصولگرایشان بود. طرفه آنکه حتی بعد از حملات ۷ اکتبر، صدا و سیما برای برگزاری یک نمایش مناطره، در مقابل «صادق زیباکلام» که مخالف سیاستهای اسرائیلستیزی بود، نیازی نداشت امثال حسین شریعتمداری یا رائفیپور را دعوت کند. مسوولیت خطیر دفاع از مظلومان غزه همراه با پیشبینیهای درخشانی در مورد سقوط قریبالوقوع اسرائیل بر دوش «ماشالله شمسالواعظین» گذاشته شد.
(البته باید انصاف بدهیم که مسوولین صدا و سیما کمی هم تخفیف دادند، چون اگر به جای جناب شمسالواعظین، مثلا دکتر علیرضا رجایی را روی خط میآوردند، ممکن بود در طول برنامه از شدت هیجان کار دست خودش بدهد. اکبر گنجی را هم احتمالا محض رعایت حداقلی از شئونات اخلاقی دعوت نکردند!!)
🔻شانه خالی کردن اصلاحطلبان از پذیرش مسوولیت سقوط کشور در چاه جنگ تنها میتواند به دو معنا باشد:
نخست اینکه ادعا کنند که جنگ همان یک سال پیش قطعی شده بود و طی یک سال گذشته، «هر اتفاقی» و «هر تغییری» هم که در کشور ما رخ میداد، ولو انقلاب و سرنگونی رژیم، ولو پذیرش تمامی شروط آمریکا و اروپا، و حتی پذیرش رسمیت اسراییل و توقف برنامهی هستهای و موشکی، باز هم اسرائیل به ایران حمله میکرد. در این صورت باید گفت که پس چرا یک سال پیش به مردم دروغ گفتید و آدرس غلط دادید؟ چرا رقیب انتخاباتی خودتان را متهم کردید؟ حداقل این یک سال را صرف ساخت سنگر برای مردم میکردید که اینقدر مفتضحانه شهروندان کشور را مقابل تهاجم خارجی بیدفاع رها نکنید.
حالت دوم، همان توجیه همیشگی و مورد علاقهی اصلاحطلبان است: «ما میخواستیم جلوی جنگ را بگیریم، اما نگذاشتند»! که این یکی عذر بدتر از گناه است. چون اولا چه اولویتی بالاتر از جلوگیری از کشتار مردم داشتید که در ملاحظهی آن هدفی به این مهمی را کنار گذاشتید؟ دوم اینکه چرا وقتی فهمیدید اجازهی جلوگیری از جنگ را به شما نمیدهند مساله را به مردم نگفتید؟ چرا هشدار ندادید؟ چرا استعفا ندادید؟ و از همه بدتر، چرا امروز علم «آی دزد آی دزد» بلند کردهاید و به همه اتهام میزنید اما یک کلمه از آن عامل اصلی که جلویتان را گرفت یادی نمیکنید؟
🍂 این بحث را به اندازه کافی میشود بسط و گسترش داد. البته نه تا زمانی که حضرات اصلاحطلب از تن دادن به گفتگو شانه خالی میکنند و با بازگشت به تنظیمات اولیه و انقلابیشان ایجاد امواج ارعاب و خفقان و سرکوب منتقدان را در دستور کار قرار دادهاند. اینجا به عنوان پایانبندی، فقط میخواهم گفتگوی بسیار مفید و شجاعانهی «دکتر مهدی کاظمی زمهریر» را پیشنهاد کنم (از اینجا+ بشنوید) که به خوبی تشریح میکنند چرا اصلاحطلبان، اصلیترین عاملان و بانیان وضعیت فعلی هستند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
✍🏻 #آرمان_امیری
🔻در آستانهی انتخابات سال گذشته یادداشتی نوشتم تا به صورت فهرستوار دلایل رای ندادن خودم را ثبت کنم. ۸ استدلال مشخص در زمینههای مختلف که حالا یکیاش میتواند موضوع بحث روز باشد. استدلال سوم صریح و بینیاز از توضیح است:
۳- در عرصهی روابط بینالملل، کشور ما در یکی از خطرناکترین وضعیتهای تاریخی خودش قرار گرفته و مواجههای تمام عیار با اسرائیل و تمامی همپیمانان قدرتمندش بسیار قریبالوقوع است. آنچه ما را در معرض این خطر بزرگ قرار داده همان رویکرد کلان حکومت، و تداوم نگرش نظامی در عرصهی بینالملل است. سخن گفتن از برجام و تقلیل مسالهی این بحران به ماجرای پروندهی هستهای یک آدرس غلط بزرگ است. اگر نیروهای نظامی تنشها در منطقه را متوقف نکنند، جنگ بسیار زودتر از آنکه تصورش را بکنید از راه میرسد. هیچ دولتی اختیار تغییر چنین رویکردی را ندارد و امثال محمدجواد ظریف تنها برای فریب افکار عمومی و سرپوش گذاشتن بر عوامل آشکار جنگ به صحنه احضار میشوند. حتی برای پرهیز از جنگ هم باید از این صحنهآرایی دروغین فاصله گرفت.
🍂 امروز فقط کافی است به روند طی شده طی این یک سال گذشته فکر کنیم و ببینیم که این پیشبینی با جزئیات و مسیری که ترسیم کرده بود محقق شد یا نه.
🍂 من با سابقه شناخت نزدیکی که از جریان دارم، یک سر سوزن تردید نداشتم که درست به مانند همان تبلیغات انتخاباتیشان، اصلاحطلبان در مورد ریشههای بحران بینالمللی به جامعه «دروغ» میگویند. و از آن بدتر، برای اثبات «خودی» بودن خودشان به رژیم، گاه از پاپ هم کاتولیکتر میشوند. البته لزوما هم نمیتواند تعبیر «کاسهی داغتر از آش» را در مورد همهشان به کار برد چرا که سبقهی غربستیزی و حسرت و رویای نابودی اسرائیل که در چپگرایی اغلب اصلاحطلبان ریشه دارد، از همان ابتدای انقلاب هم به مراتب افراطیتر از رقبای محاظهکار و اصولگرایشان بود. طرفه آنکه حتی بعد از حملات ۷ اکتبر، صدا و سیما برای برگزاری یک نمایش مناطره، در مقابل «صادق زیباکلام» که مخالف سیاستهای اسرائیلستیزی بود، نیازی نداشت امثال حسین شریعتمداری یا رائفیپور را دعوت کند. مسوولیت خطیر دفاع از مظلومان غزه همراه با پیشبینیهای درخشانی در مورد سقوط قریبالوقوع اسرائیل بر دوش «ماشالله شمسالواعظین» گذاشته شد.
(البته باید انصاف بدهیم که مسوولین صدا و سیما کمی هم تخفیف دادند، چون اگر به جای جناب شمسالواعظین، مثلا دکتر علیرضا رجایی را روی خط میآوردند، ممکن بود در طول برنامه از شدت هیجان کار دست خودش بدهد. اکبر گنجی را هم احتمالا محض رعایت حداقلی از شئونات اخلاقی دعوت نکردند!!)
🔻شانه خالی کردن اصلاحطلبان از پذیرش مسوولیت سقوط کشور در چاه جنگ تنها میتواند به دو معنا باشد:
نخست اینکه ادعا کنند که جنگ همان یک سال پیش قطعی شده بود و طی یک سال گذشته، «هر اتفاقی» و «هر تغییری» هم که در کشور ما رخ میداد، ولو انقلاب و سرنگونی رژیم، ولو پذیرش تمامی شروط آمریکا و اروپا، و حتی پذیرش رسمیت اسراییل و توقف برنامهی هستهای و موشکی، باز هم اسرائیل به ایران حمله میکرد. در این صورت باید گفت که پس چرا یک سال پیش به مردم دروغ گفتید و آدرس غلط دادید؟ چرا رقیب انتخاباتی خودتان را متهم کردید؟ حداقل این یک سال را صرف ساخت سنگر برای مردم میکردید که اینقدر مفتضحانه شهروندان کشور را مقابل تهاجم خارجی بیدفاع رها نکنید.
حالت دوم، همان توجیه همیشگی و مورد علاقهی اصلاحطلبان است: «ما میخواستیم جلوی جنگ را بگیریم، اما نگذاشتند»! که این یکی عذر بدتر از گناه است. چون اولا چه اولویتی بالاتر از جلوگیری از کشتار مردم داشتید که در ملاحظهی آن هدفی به این مهمی را کنار گذاشتید؟ دوم اینکه چرا وقتی فهمیدید اجازهی جلوگیری از جنگ را به شما نمیدهند مساله را به مردم نگفتید؟ چرا هشدار ندادید؟ چرا استعفا ندادید؟ و از همه بدتر، چرا امروز علم «آی دزد آی دزد» بلند کردهاید و به همه اتهام میزنید اما یک کلمه از آن عامل اصلی که جلویتان را گرفت یادی نمیکنید؟
🍂 این بحث را به اندازه کافی میشود بسط و گسترش داد. البته نه تا زمانی که حضرات اصلاحطلب از تن دادن به گفتگو شانه خالی میکنند و با بازگشت به تنظیمات اولیه و انقلابیشان ایجاد امواج ارعاب و خفقان و سرکوب منتقدان را در دستور کار قرار دادهاند. اینجا به عنوان پایانبندی، فقط میخواهم گفتگوی بسیار مفید و شجاعانهی «دکتر مهدی کاظمی زمهریر» را پیشنهاد کنم (از اینجا+ بشنوید) که به خوبی تشریح میکنند چرا اصلاحطلبان، اصلیترین عاملان و بانیان وضعیت فعلی هستند.
.
#سیاست #استمرارطالبان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
Telegram
مجمع دیوانگان
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
Telegram
نقدآگین
📺 حجاب بر سر، قرآن در دست و شکوهِ انقلاب اسلامی بر چهرهاش!
— جاسوس زن موساد با نقاب مسلمان شیعۀ انقلابی! سایۀ خونین جنگ در ایران
🎙گزارشِ Daily Sun (رسانۀ هندی)
🔻محمد فاضلی:
🔸این ویدئو به داستان کاترین پرز شکدم، جاسوس زن موساد، میپردازد که از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ با هویت پوششی یک مسلمان شیعه حامی، به ایران نفوذ کرده بود. او با ظاهر مذهبی و فعالیت به عنوان روزنامهنگار و محقق، توانست به سطوح بالای امنیتی دسترسی پیدا کند و حتی با رئیسجمهور وقت ایران نیز ملاقات کند.
🔸مهمترین روش جاسوسی او، نفوذ به خانههای رهبران نظامی و فریب همسران آنها برای کسب اطلاعات فوق سری درباره تحرکات و برنامههای نظامی بود. بنا به ادعای ویدیو، اطلاعاتی که او جمعآوری کرد، عامل ترور دانشمندان هستهای در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ بود. کاترین در اواخر سال ۲۰۲۱، همزمان با افزایش سوءظنها، از ایران گریخت و به گفته ویدئو، "تاریخ خونین وحشتناکی" از خود بر جای گذاشت که پیامدهای آن هنوز در تهران احساس میشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جاسوس زن موساد با نقاب مسلمان شیعۀ انقلابی! سایۀ خونین جنگ در ایران
🎙گزارشِ Daily Sun (رسانۀ هندی)
🔻محمد فاضلی:
در این جنگ مشخص شد فرایند پرهزینهای به نام گزینش با همه دم و دستگاهش نتوانسته مانع حضور جاسوسان و نفوذی در دستگاهها شود، اما حتما در حد توان مانع حضور شایستگان شده است.
🔸این ویدئو به داستان کاترین پرز شکدم، جاسوس زن موساد، میپردازد که از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ با هویت پوششی یک مسلمان شیعه حامی، به ایران نفوذ کرده بود. او با ظاهر مذهبی و فعالیت به عنوان روزنامهنگار و محقق، توانست به سطوح بالای امنیتی دسترسی پیدا کند و حتی با رئیسجمهور وقت ایران نیز ملاقات کند.
🔸مهمترین روش جاسوسی او، نفوذ به خانههای رهبران نظامی و فریب همسران آنها برای کسب اطلاعات فوق سری درباره تحرکات و برنامههای نظامی بود. بنا به ادعای ویدیو، اطلاعاتی که او جمعآوری کرد، عامل ترور دانشمندان هستهای در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ بود. کاترین در اواخر سال ۲۰۲۱، همزمان با افزایش سوءظنها، از ایران گریخت و به گفته ویدئو، "تاریخ خونین وحشتناکی" از خود بر جای گذاشت که پیامدهای آن هنوز در تهران احساس میشود.
📕امنیت در مذبحِ ایدئولوژی
📺 دمی با کاترین پرز شکدم
📺 صفروف و کاترین شکدم
📺 از اسارت اسلام تا رهایی (كاترين شكدم: ارتداد اسلام گروگانگیری است)
📺 مرور کارنامهٔ پرز شکدم (قسمت یکم: بازبینی یک موج | قسمت دوم: «اربعین نابترین شکل مقاومت است»)
📕ضرورت تحلیل راهبردی پیرامون نفوذ
📺 چپی جاهل یا نفوذیِ بیگانه؟
📺 مواضع متناقض علی علیزاده؛ نفوذی یا احمق؟
📕نفوذیها را دریابید!
📕 ترامپ، علیز و «سلامِ پایان»گفتنِ مکرر!
📻عملیاتِ نفوذِ وهمی
.
#حکومت_اسلامی #گزینش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘امنیت در مذبحِ ایدئولوژی (۱/۲)
— وقتی معیارِ 'خودی'، دروازۀ بیگانه میشود
🍂 در جمهوری اسلامی، "گزینش" (نظارت استصوابی شورای نگهبان برای انتخابات، و سازوکارهای گزینش داخلی برای استخدامها) و دیگر تمهیدات بوروکراتیک و امنیتی، عملاً منجر به حذف گسترده افراد بر اساس عقاید سیاسی و مذهبی از مناصب حکومتی و همچنین بسیاری از مشاغل دولتی و اداری شده است. این روند، بسیاری از نخبگان و متخصصان را که خارج از دایره تعریف شده قرار میگیرند، از حضور در حاکمیت و بدنه دولت دور نگه داشتهاست.
🔶 نحوۀ گزینش در جمهوری اسلامی (مشاغل اداری و دولتی):
🔻مصاحبههای عقیدتی و سیاسی: برای استخدام در بسیاری از نهادها و وزارتخانههای دولتی، دانشگاهها، بانکها و شرکتهای دولتی، متقاضیان ملزم به گذراندن مصاحبههای گزینش عقیدتی-سیاسی هستند. در این مصاحبهها، سؤالات بسیار جزئی و شخصی پرسیده میشود که شامل موارد زیر است:
▪️ولایت فقیه: نظر فرد در مورد اصل ولایت فقیه و رهبر فعلی.
▪️اعتقادات مذهبی: اعتقاد به مبانی اسلام، تقلید از مرجع تقلید (برای شیعیان).
▪️اعمال عبادی: میزان پایبندی به نماز (مثلاً نماز جمعه)، روزه، حج، غسل و تیمم (مثلاً آیا با نحوه انجام آنها آشنایی دارید؟ آیا مرتب انجام میدهید؟).
▪️حجاب: میزان پایبندی به حجاب شرعی برای بانوان و پوشش مناسب برای آقایان.
▪️رابطه با نظام و نهادها: نظر در مورد انقلاب، جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران، بسیج و..
▪️وابستگی سیاسی: نظر در مورد احزاب و گروههای سیاسی، حضور در تظاهرات یا اعتراضات گذشته.
▪️مسائل شخصی: گاهی حتی سؤالاتی درباره اعتقاد به امام زمان، ظهور، یا مسائل ماورایی پرسیده میشود.
❓هدف: هدف از این گزینش، اطمینان از همسویی ایدئولوژیک و مذهبی کارکنان با ارزشهای رسمی نظام است. این فرآیند، عملاً بسیاری از افراد با صلاحیت و متخصص و اخلاقی و ایراندوست با باورهای متفاوت (چه سکولار، چه دینی با قرائتهای دیگر، چه سیاسی مخالف) را از ورود به بدنه دولت بازمیدارد و باعث میشود که وفاداری ایدئولوژیک و ظاهرسازی بر شایستگی حرفهای و صداقت در بسیاری موارد اولویت یابد.
🔻در اسرائیل، داستان تفاوتهای اساسی دارد، هرچند چالشهای خاص خود را در زمینه هویت و مشارکت سیاسی و اجتماعی دارد:
۱. تعریف دولت: اسرائیل یک دولت دموکراتیک است که خود را "دولت یهودی و دموکراتیک" تعریف میکند. این دو جنبه در عمل تنشهایی ایجاد میکند و بر ساختار و قوانین آن تأثیر میگذارد.
۲. حقوق شهروندی و مشارکت سیاسی:
▪️شهروندان یهودی: آزادی سیاسی و مذهبی (درون چارچوب دموکراتیک) به طور گسترده به رسمیت شناخته شده است. تنوع فکری و مذهبی (ارتدوکس، سکولار، اصلاحطلب و...) در پارلمان (کنست) و سیستم سیاسی بازتاب دارد. گزینش عقیدتی شخصی (مانند رعایت شَبّات، نوع رژیم غذایی کوشر، یا اعتقاد به متون خاص دینی) برای مشاغل عمومی و اداری غیرمذهبی، به شکل مصاحبههای رایج در ایران، وجود ندارد.
▪️شهروندان غیر یهودی (عرب، دروزی، چرکس و...): این شهروندان از حقوق شهروندی کامل شامل حق رأی و انتخاب شدن برخوردارند و احزاب عربی در کنست حضور فعال دارند. با این حال، آنها با تبعیضهای سیستمی و ساختاری مواجه هستند، بهویژه در تخصیص بودجهها، سیاستهای زمین، مسکن و فرصتهای شغلی.
۳. فیلترینگ سیاسی و امنیتی (محدود و متفاوت):
▪️برخلاف ایران، در استخدامهای عمومی و اداری در اسرائیل، مصاحبههای عقیدتی-سیاسی برای سنجش میزان پایبندی به نماز، روزه، غسل و تیمم، یا نظر در مورد یک رهبر مذهبی خاص وجود ندارد.
🔸فیلترینگ اصلی در اسرائیل، امنیتی است: برای پستهای حساس دولتی، امنیتی، نظامی و اطلاعاتی، گزینشهای امنیتی بسیار سختگیرانهای وجود دارد. در این فرآیند، سوابق افراد، ارتباطات آنها و هرگونه خطر احتمالی برای امنیت ملی بررسی میشود. این رویکرد بر پایه ارزیابی ریسک امنیتی استوار است، نه اعتقادات شخصی یا میزان پایبندی به مناسک مذهبی.
▪️محدودیتهای قانونی برای افراطگرایی: قانون اساسی اسرائیل و قوانین انتخاباتی، احزاب یا کاندیداهایی را که آشکارا موجودیت اسرائیل به عنوان یک دولت یهودی و دموکراتیک را انکار میکنند یا به نژادپرستی و خشونت تحریک میکنند، ممکن است از شرکت در انتخابات محروم کنند. اما این بسیار محدودتر از گزینش عقیدتی - سیاسی گسترده در ایران است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— وقتی معیارِ 'خودی'، دروازۀ بیگانه میشود
🍂 در جمهوری اسلامی، "گزینش" (نظارت استصوابی شورای نگهبان برای انتخابات، و سازوکارهای گزینش داخلی برای استخدامها) و دیگر تمهیدات بوروکراتیک و امنیتی، عملاً منجر به حذف گسترده افراد بر اساس عقاید سیاسی و مذهبی از مناصب حکومتی و همچنین بسیاری از مشاغل دولتی و اداری شده است. این روند، بسیاری از نخبگان و متخصصان را که خارج از دایره تعریف شده قرار میگیرند، از حضور در حاکمیت و بدنه دولت دور نگه داشتهاست.
🔶 نحوۀ گزینش در جمهوری اسلامی (مشاغل اداری و دولتی):
🔻مصاحبههای عقیدتی و سیاسی: برای استخدام در بسیاری از نهادها و وزارتخانههای دولتی، دانشگاهها، بانکها و شرکتهای دولتی، متقاضیان ملزم به گذراندن مصاحبههای گزینش عقیدتی-سیاسی هستند. در این مصاحبهها، سؤالات بسیار جزئی و شخصی پرسیده میشود که شامل موارد زیر است:
▪️ولایت فقیه: نظر فرد در مورد اصل ولایت فقیه و رهبر فعلی.
▪️اعتقادات مذهبی: اعتقاد به مبانی اسلام، تقلید از مرجع تقلید (برای شیعیان).
▪️اعمال عبادی: میزان پایبندی به نماز (مثلاً نماز جمعه)، روزه، حج، غسل و تیمم (مثلاً آیا با نحوه انجام آنها آشنایی دارید؟ آیا مرتب انجام میدهید؟).
▪️حجاب: میزان پایبندی به حجاب شرعی برای بانوان و پوشش مناسب برای آقایان.
▪️رابطه با نظام و نهادها: نظر در مورد انقلاب، جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران، بسیج و..
▪️وابستگی سیاسی: نظر در مورد احزاب و گروههای سیاسی، حضور در تظاهرات یا اعتراضات گذشته.
▪️مسائل شخصی: گاهی حتی سؤالاتی درباره اعتقاد به امام زمان، ظهور، یا مسائل ماورایی پرسیده میشود.
❓هدف: هدف از این گزینش، اطمینان از همسویی ایدئولوژیک و مذهبی کارکنان با ارزشهای رسمی نظام است. این فرآیند، عملاً بسیاری از افراد با صلاحیت و متخصص و اخلاقی و ایراندوست با باورهای متفاوت (چه سکولار، چه دینی با قرائتهای دیگر، چه سیاسی مخالف) را از ورود به بدنه دولت بازمیدارد و باعث میشود که وفاداری ایدئولوژیک و ظاهرسازی بر شایستگی حرفهای و صداقت در بسیاری موارد اولویت یابد.
🔻در اسرائیل، داستان تفاوتهای اساسی دارد، هرچند چالشهای خاص خود را در زمینه هویت و مشارکت سیاسی و اجتماعی دارد:
۱. تعریف دولت: اسرائیل یک دولت دموکراتیک است که خود را "دولت یهودی و دموکراتیک" تعریف میکند. این دو جنبه در عمل تنشهایی ایجاد میکند و بر ساختار و قوانین آن تأثیر میگذارد.
۲. حقوق شهروندی و مشارکت سیاسی:
▪️شهروندان یهودی: آزادی سیاسی و مذهبی (درون چارچوب دموکراتیک) به طور گسترده به رسمیت شناخته شده است. تنوع فکری و مذهبی (ارتدوکس، سکولار، اصلاحطلب و...) در پارلمان (کنست) و سیستم سیاسی بازتاب دارد. گزینش عقیدتی شخصی (مانند رعایت شَبّات، نوع رژیم غذایی کوشر، یا اعتقاد به متون خاص دینی) برای مشاغل عمومی و اداری غیرمذهبی، به شکل مصاحبههای رایج در ایران، وجود ندارد.
▪️شهروندان غیر یهودی (عرب، دروزی، چرکس و...): این شهروندان از حقوق شهروندی کامل شامل حق رأی و انتخاب شدن برخوردارند و احزاب عربی در کنست حضور فعال دارند. با این حال، آنها با تبعیضهای سیستمی و ساختاری مواجه هستند، بهویژه در تخصیص بودجهها، سیاستهای زمین، مسکن و فرصتهای شغلی.
۳. فیلترینگ سیاسی و امنیتی (محدود و متفاوت):
▪️برخلاف ایران، در استخدامهای عمومی و اداری در اسرائیل، مصاحبههای عقیدتی-سیاسی برای سنجش میزان پایبندی به نماز، روزه، غسل و تیمم، یا نظر در مورد یک رهبر مذهبی خاص وجود ندارد.
🔸فیلترینگ اصلی در اسرائیل، امنیتی است: برای پستهای حساس دولتی، امنیتی، نظامی و اطلاعاتی، گزینشهای امنیتی بسیار سختگیرانهای وجود دارد. در این فرآیند، سوابق افراد، ارتباطات آنها و هرگونه خطر احتمالی برای امنیت ملی بررسی میشود. این رویکرد بر پایه ارزیابی ریسک امنیتی استوار است، نه اعتقادات شخصی یا میزان پایبندی به مناسک مذهبی.
▪️محدودیتهای قانونی برای افراطگرایی: قانون اساسی اسرائیل و قوانین انتخاباتی، احزاب یا کاندیداهایی را که آشکارا موجودیت اسرائیل به عنوان یک دولت یهودی و دموکراتیک را انکار میکنند یا به نژادپرستی و خشونت تحریک میکنند، ممکن است از شرکت در انتخابات محروم کنند. اما این بسیار محدودتر از گزینش عقیدتی - سیاسی گسترده در ایران است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 حجاب بر سر، قرآن در دست و شکوهِ انقلاب اسلامی بر چهرهاش!
— جاسوس زن موساد با نقاب مسلمان شیعۀ انقلابی! سایۀ خونین جنگ در ایران
🎙گزارشِ Daily Sun (رسانۀ هندی)
🔻محمد فاضلی:
در این جنگ مشخص شد فرایند پرهزینهای به نام گزینش با همه دم و دستگاهش نتوانسته…
— جاسوس زن موساد با نقاب مسلمان شیعۀ انقلابی! سایۀ خونین جنگ در ایران
🎙گزارشِ Daily Sun (رسانۀ هندی)
🔻محمد فاضلی:
در این جنگ مشخص شد فرایند پرهزینهای به نام گزینش با همه دم و دستگاهش نتوانسته…
📘امنیت در مذبحِ ایدئولوژی (۲/۲)
— وقتی معیارِ 'خودی'، دروازۀ بیگانه میشود
❓چرایی نفوذ و جاسوسی بیشتر/مهلکتر در ج.ا نسبت به اسرائیل
🔻بحث نفوذ و جاسوسی در هر دو کشور، با توجه به فضای خصومتآمیز منطقهای، یک واقعیت پیچیده است. اما برخی تحلیلها و شواهد موجود، نشان میدهد که این پدیده در جمهوری اسلامی ایران میتواند فراگیرتر و پیامدهای مهلکتری داشته باشد. دلایل متعددی برای این تفاوت در تحلیلها مطرح میشود:
۱. ماهیت نظام سیاسی و جامعه بسته:
▪️ایدئولوژیک بودن و عدم شفافیت: جمهوری اسلامی یک نظام عمیقاً ایدئولوژیک است که بر اساس اصول مذهبی و سیاسی خاصی اداره میشود. این ماهیت، در کنار فقدان شفافیت و عدم نظارت مستقل نهادهای دموکراتیک، میتواند نقاط کور زیادی برای سرویسهای ضدجاسوسی ایجاد کند.
▪️نارضایتی داخلی و شکافهای عمیق: سیاستهای داخلی و خارجی نظام، بهویژه سرکوب سیاسی، محدودیتهای اجتماعی و مشکلات اقتصادی، نارضایتیهای عمیقی در میان اقشار مختلف جامعه، از جمله درون ساختار، ایجاد کرده است. این نارضایتیها، میتواند زمینهساز جذب افراد (به دلایل ایدئولوژیک، مالی، یا انتقامجویی) توسط سرویسهای اطلاعاتی بیگانه شود.
۲. نقش گزینشهای عقیدتی-سیاسی در افزایش نفوذپذیری:
▪️اولویتبندی ظاهر بر باطن: همانطور که در بخش نحوه گزینش در جمهوری اسلامی توضیح داده شد، تمرکز بر پاسخهای صحیح به سؤالات عقیدتی-سیاسی، نماز جمعه، حجاب و ولایت فقیه، میتواند منجر به اولویتبخشی به ظاهرِ افراد بر باطن و شایستگیهای واقعی آنها شود. یک جاسوس حرفهای قادر است با فریبکاری، تمام ملاکهای ظاهری گزینش را رعایت کند و حتی از باورهای سطحی و شعارگونه خود برای عبور از فیلترهای ایدئولوژیک بهره ببرد.
▪️تولید "ظاهرسازان": این سیستم، محیطی را فراهم میآورد که افراد برای حفظ موقعیت یا پیشرفت، مجبور به ظاهرسازی و پنهان کردن عقاید واقعی خود و بهاصطلاح قرآنی، منافقشدن، میشوند. این "ظاهرسازان" درونی، به دلیل دوگانگی وجودی و ترس از برملا شدن هویت واقعیشان، میتوانند اهداف آسیبپذیر و ایدهآلی برای جذب و همکاری با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه باشند.
▪️ایجاد نارضایتی در میان حذفشدگان: گزینشهای سختگیرانه، بسیاری از نخبگان و متخصصان شایسته اما غیرهمسو را از ورود به ساختار محروم میکند. این افرادِ ناراضی و توانمند، نیز میتوانند به اهدافی برای جذب تبدیل شوند که به دلیل طرد شدن از سیستم، انگیزه همکاری با دشمن را داشته باشند.
۳. سطح خصومتهای خارجی و اهداف استراتژیک:
▪️"دولت یاغیِ و غیرنرمال و تنشجوی انقلابی: از دیدگاه اکثر قدرتهای غربی، ایران به عنوان یک "دولت یاغی" یا تهدیدکننده نظم بینالملل تلقی میشود. این نگاه، ایران را به یک هدف اصلی برای عملیات اطلاعاتی گسترده توسط تعداد بیشتری از کشورها و سرویسهای اطلاعاتی (نه فقط اسرائیل) تبدیل میکند.
▪️برنامههای حساس (هستهای، موشکی) در کنار ایدئولوژی آخرالزمانی: برنامه هستهای و موشکی ایران در کنار افکار آخرالزمانی و یهودستیزانۀ سران حکومت اسلامی، برای قدرتهایی مانند اسرائیل و ایالات متحده و حتی عربستان سعودی، تهدیدات حیاتی محسوب میشوند. این موضوع، عملیات جاسوسی علیه ایران را در اولویت بسیار بالایی قرار میدهد و بودجهها و منابع عظیمی برای آن تخصیص داده میشود.
▪️جنگهای نیابتی: درگیر بودن ایران در جنگهای نیابتی در منطقه، آن را به هدف اصلی برای جمعآوری اطلاعات توسط رقبای منطقهای (مانند عربستان سعودی و اسرائیل) تبدیل کردهاست.
۴. ضعفهای احتمالی در ساختار ضدجاسوسی:
▪️برخی تحلیلها معتقدند که در ساختارهای امنیتی و اطلاعاتی ایران، ممکن است به دلیل تمرکز بیش از حد بر "امنیت داخلی" و "مبارزه با تهدیدات ایدئولوژیک: نظیرِ مداخله در حجاب و سبک زندگی"، و همچنین وجود شکافهای درونسازمانی، کارایی لازم در برابر جاسوسی پیچیده و حرفهای خارجی کاهش یابد.
۵. مهلکتر بودن پیامدها:
▪️پیامدهای موفقیتآمیز جاسوسی در ایران، مانند ترور دانشمندان هستهای، انفجارها در مراکز حساس یا عملیات سایبری، نشاندهنده عمق نفوذ و دقت بالای عملیات است که مستقیماً به زیرساختها، نخبگان علمی و توانمندیهای استراتژیک کشور آسیب میرساند. این "مهلکتر بودن" به معنای تأثیر ویرانگرتر جاسوسیهای موفق بر منافع حیاتی نظام و کشور است. امری که در سمت مقابل چندان شاهد نیستیم و خود این درسهای بسیاری برای آموختن دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— وقتی معیارِ 'خودی'، دروازۀ بیگانه میشود
❓چرایی نفوذ و جاسوسی بیشتر/مهلکتر در ج.ا نسبت به اسرائیل
🔻بحث نفوذ و جاسوسی در هر دو کشور، با توجه به فضای خصومتآمیز منطقهای، یک واقعیت پیچیده است. اما برخی تحلیلها و شواهد موجود، نشان میدهد که این پدیده در جمهوری اسلامی ایران میتواند فراگیرتر و پیامدهای مهلکتری داشته باشد. دلایل متعددی برای این تفاوت در تحلیلها مطرح میشود:
۱. ماهیت نظام سیاسی و جامعه بسته:
▪️ایدئولوژیک بودن و عدم شفافیت: جمهوری اسلامی یک نظام عمیقاً ایدئولوژیک است که بر اساس اصول مذهبی و سیاسی خاصی اداره میشود. این ماهیت، در کنار فقدان شفافیت و عدم نظارت مستقل نهادهای دموکراتیک، میتواند نقاط کور زیادی برای سرویسهای ضدجاسوسی ایجاد کند.
▪️نارضایتی داخلی و شکافهای عمیق: سیاستهای داخلی و خارجی نظام، بهویژه سرکوب سیاسی، محدودیتهای اجتماعی و مشکلات اقتصادی، نارضایتیهای عمیقی در میان اقشار مختلف جامعه، از جمله درون ساختار، ایجاد کرده است. این نارضایتیها، میتواند زمینهساز جذب افراد (به دلایل ایدئولوژیک، مالی، یا انتقامجویی) توسط سرویسهای اطلاعاتی بیگانه شود.
۲. نقش گزینشهای عقیدتی-سیاسی در افزایش نفوذپذیری:
▪️اولویتبندی ظاهر بر باطن: همانطور که در بخش نحوه گزینش در جمهوری اسلامی توضیح داده شد، تمرکز بر پاسخهای صحیح به سؤالات عقیدتی-سیاسی، نماز جمعه، حجاب و ولایت فقیه، میتواند منجر به اولویتبخشی به ظاهرِ افراد بر باطن و شایستگیهای واقعی آنها شود. یک جاسوس حرفهای قادر است با فریبکاری، تمام ملاکهای ظاهری گزینش را رعایت کند و حتی از باورهای سطحی و شعارگونه خود برای عبور از فیلترهای ایدئولوژیک بهره ببرد.
▪️تولید "ظاهرسازان": این سیستم، محیطی را فراهم میآورد که افراد برای حفظ موقعیت یا پیشرفت، مجبور به ظاهرسازی و پنهان کردن عقاید واقعی خود و بهاصطلاح قرآنی، منافقشدن، میشوند. این "ظاهرسازان" درونی، به دلیل دوگانگی وجودی و ترس از برملا شدن هویت واقعیشان، میتوانند اهداف آسیبپذیر و ایدهآلی برای جذب و همکاری با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه باشند.
▪️ایجاد نارضایتی در میان حذفشدگان: گزینشهای سختگیرانه، بسیاری از نخبگان و متخصصان شایسته اما غیرهمسو را از ورود به ساختار محروم میکند. این افرادِ ناراضی و توانمند، نیز میتوانند به اهدافی برای جذب تبدیل شوند که به دلیل طرد شدن از سیستم، انگیزه همکاری با دشمن را داشته باشند.
۳. سطح خصومتهای خارجی و اهداف استراتژیک:
▪️"دولت یاغیِ و غیرنرمال و تنشجوی انقلابی: از دیدگاه اکثر قدرتهای غربی، ایران به عنوان یک "دولت یاغی" یا تهدیدکننده نظم بینالملل تلقی میشود. این نگاه، ایران را به یک هدف اصلی برای عملیات اطلاعاتی گسترده توسط تعداد بیشتری از کشورها و سرویسهای اطلاعاتی (نه فقط اسرائیل) تبدیل میکند.
▪️برنامههای حساس (هستهای، موشکی) در کنار ایدئولوژی آخرالزمانی: برنامه هستهای و موشکی ایران در کنار افکار آخرالزمانی و یهودستیزانۀ سران حکومت اسلامی، برای قدرتهایی مانند اسرائیل و ایالات متحده و حتی عربستان سعودی، تهدیدات حیاتی محسوب میشوند. این موضوع، عملیات جاسوسی علیه ایران را در اولویت بسیار بالایی قرار میدهد و بودجهها و منابع عظیمی برای آن تخصیص داده میشود.
▪️جنگهای نیابتی: درگیر بودن ایران در جنگهای نیابتی در منطقه، آن را به هدف اصلی برای جمعآوری اطلاعات توسط رقبای منطقهای (مانند عربستان سعودی و اسرائیل) تبدیل کردهاست.
۴. ضعفهای احتمالی در ساختار ضدجاسوسی:
▪️برخی تحلیلها معتقدند که در ساختارهای امنیتی و اطلاعاتی ایران، ممکن است به دلیل تمرکز بیش از حد بر "امنیت داخلی" و "مبارزه با تهدیدات ایدئولوژیک: نظیرِ مداخله در حجاب و سبک زندگی"، و همچنین وجود شکافهای درونسازمانی، کارایی لازم در برابر جاسوسی پیچیده و حرفهای خارجی کاهش یابد.
۵. مهلکتر بودن پیامدها:
▪️پیامدهای موفقیتآمیز جاسوسی در ایران، مانند ترور دانشمندان هستهای، انفجارها در مراکز حساس یا عملیات سایبری، نشاندهنده عمق نفوذ و دقت بالای عملیات است که مستقیماً به زیرساختها، نخبگان علمی و توانمندیهای استراتژیک کشور آسیب میرساند. این "مهلکتر بودن" به معنای تأثیر ویرانگرتر جاسوسیهای موفق بر منافع حیاتی نظام و کشور است. امری که در سمت مقابل چندان شاهد نیستیم و خود این درسهای بسیاری برای آموختن دارد.
📺 شکدم: حجاب بر سر، قرآن در دست!
📕ضرورت تحلیل راهبردی نفوذ
📺 دمی با کاترین پرز شکدم
📺 صفروف و کاترین شکدم
📺 از اسارت اسلام تا رهایی (كاترين شكدم: ارتداد اسلام گروگانگیری است)
📺 مرور کارنامهٔ پرز شکدم (قسمت یکم: بازبینی یک موج | قسمت دوم: «اربعین نابترین شکل مقاومت است»)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فقط یک راه
(۱/۲)
🔻این یادداشت در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۲۲۵ روز پیش) نوشته شدهبود که بنا به هشدار مرتبطی که نویسندۀ آن امروز منتشر کرد، در نقدآگین بازنشر میشود.
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 با اخباری که از نحوهی چینش کابینهی دولت احتمالی دونالد ترامپ به گوش میرسد، آیندهی ایران و جمهوری اسلامی بسیار خطرناک خواهد بود، مگر آنکه تغییر اساسیای در سیاست خارجی کشور صورت گیرد. شواهد حاکی از آن است که به دلایل متعددی نظیر:
برنامهریزیهایی برای تغییر در سیاست خارجی در جریان است. ظاهراً دولت مسعود پزشکیان نیز با همین هدف طراحی شده است. اما این تغییرات، آن نوع تغییری نیست که در این نوشتار مد نظر من است.
🔻اکثر پستهای کلیدی دولت ترامپ ــ از وزارت خارجه و دفاع تا مشاور امنیت ملی ــ دستکم در دو نکته اشتراک دارند: نخست، ضدیت شدید با جمهوری اسلامی ایران و نیروهای نیابتیاش در منطقه؛ و دوم، پشتیبانی قاطع از اسرائیل.
🔺بهبیان دیگر، شاید بیراه نباشد اگر بگوییم دولت راست افراطی نتانیاهو در آمریکا بازتولید شده است؛ ترکیبی از لاتولوتها، لابیهای صهیونیستی و سرمایهداران.
📉 در چنین وضعیتی، انزوای ایران کامل خواهد شد و تحریمهای حداکثری با شدت بیشتری بازخواهد گشت. خزانهی عمومی و ــ مهمتر از آن ــ وضعیت معیشتی مردم، به آستانهی فروپاشی نزدیک میشود. در دورهی اول ترامپ، ارزش پول ملی تا ۶ برابر کاهش یافت و قیمت مسکن ۱۰ برابر شد. تورم مزمن در سالهای بعد، کمکم به تمام اقلام زندگی مردم سرایت کرد.
📊 با در نظر گرفتن افزایش نسبی درآمدها، جامعهی ایران در مجموع ۳ تا ۴ برابر فقیرتر شد. باید توجه داشت که تورم ۴۰ تا ۵۰ درصدی برای ۲ تا ۳ سال متوالی، گرچه کمر جامعه را میشکند، ولی شاید تا حدی از فروپاشی کامل فاصله داشتهباشد. اما ادامهی چنین وضعیتی به مدت ۴، ۵ یا ۶ سال، به معنای کابوس مرگ است. در چنین شرایطی، جنبشهای تهیدستان کمر دولت را خواهد شکست. اگر این جنبشها به هم بپیوندند، در ۲ تا ۳ سال آینده، ممکن است حتی امکان کنترل و سرکوب جامعه نیز از دست برود. این سادهترین پیشبینی ممکن است.
🔺در آن صورت، جمهوری اسلامی شاید ناگزیر به سازشی شود که چیزی از آن باقی نماند؛ نه از تاک نشانی، نه از تاکنشان.
🔻با این حال، ترامپ علیرغم کابینهای افراطی، در بزنگاه معامله، میتواند با یک "زیرخم فتیلهپیچ"، همهی آنها را کنار بزند. بنابراین، جمهوری اسلامی باید از هماکنون آمادهی دادن امتیازات جدی باشد:
🍂 تصور اشتباهیست که ترامپ بهتنهایی از برجام خارج شد یا آن را پاره کرد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی، سالها پیش از آن، بارها ثابت کرد که با ایجاد بحران، بهدنبال مدیریت تحولات منطقهای و جهانی است. دولت ترامپ و راستگرایی افراطی در اسرائیل نیز در واکنش به همین رویکرد شکل گرفتند.
🔺در واقع، این سیاست منطقهای جمهوری اسلامی بود که مسیر پاره شدن برجام را هموار کرد. ترامپ و نتانیاهو، حاصل همان بحرانها بودند؛ نه مسبب آنها.
🔺همچنین نباید فریب این تصور را خورد که ایران توانست تحریمها را "دور بزند" و صادرات نفت را از ۲۰۰-۳۰۰ هزار بشکه به بیش از ۱ میلیون بشکه در روز برساند. این افزایش در دوران بایدن رخ داد؛ دولتی که ارادهی جدی برای انسداد کامل کانالهای تنفسی ایران نداشت. اما در دولت دوم ترامپ، این وضعیت بسیار متفاوت خواهد بود.
🔻با توجه به آنچه در بخش نخست گفته شد، تنها ۱ مسیر پیش روی جمهوری اسلامی باقی میماند ــ مسیری با ۳ انتخاب:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🔻این یادداشت در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۲۲۵ روز پیش) نوشته شدهبود که بنا به هشدار مرتبطی که نویسندۀ آن امروز منتشر کرد، در نقدآگین بازنشر میشود.
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🚨⚠️🚨هشدار هشدار هشدار!
🍂 تجهیز شدید این روزهای اسرائیل از سوی غرب و آمریکا و اعلام وزیر جنگ اسرائیل مبنی براینکه به زودی مقامات ایران مورد حمله قرار می گیرند، به آغاز جنگ هفته آینده، به نظر میرسد که شروع مجدد جنگ قطعی است.
🍂 اگر این اخبار و پیشبینی حقیقت داشتهباشد ثابت میشود که کل لفاظیهای ترامپ ترفند و حقهبازی است و ایشان یکی از شارلاتانترین رجال سیاسی تاریخ معاصر است.
🔻اگر این پیشبینی درست باشد، اثری از سران جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند. سال قبل ۳ پیشنهاد به جمهوری اسلامی دادم و امروز به روشنی آن حرفها را اثبات میکند که حق با ما بود. در زیر لینک این پیشنهادات را پیوست میکنم تا بار دیگر تا قبل از دیر شدن دست به انتخاب بزنند. توجه داشته باشید از آن ۳ تنها ۱ انتخاب بیش باقی نماندهاست:
🚨🚨🚨
🍂 با اخباری که از نحوهی چینش کابینهی دولت احتمالی دونالد ترامپ به گوش میرسد، آیندهی ایران و جمهوری اسلامی بسیار خطرناک خواهد بود، مگر آنکه تغییر اساسیای در سیاست خارجی کشور صورت گیرد. شواهد حاکی از آن است که به دلایل متعددی نظیر:
* مسئلهی جانشینی و نیاز به آرامسازی جامعه،
* نارضایتیهای انتخاباتی،
* جنبش ۱۴۰۱،
* صدها و هزاران اعتراض صنفی از کارگران صنعتی تا بازنشستگان و پرستاران،
* و نهایتاً ناکارآمدی ساختاری دولتها در ادارهی اقتصاد کشور،
برنامهریزیهایی برای تغییر در سیاست خارجی در جریان است. ظاهراً دولت مسعود پزشکیان نیز با همین هدف طراحی شده است. اما این تغییرات، آن نوع تغییری نیست که در این نوشتار مد نظر من است.
🔻اکثر پستهای کلیدی دولت ترامپ ــ از وزارت خارجه و دفاع تا مشاور امنیت ملی ــ دستکم در دو نکته اشتراک دارند: نخست، ضدیت شدید با جمهوری اسلامی ایران و نیروهای نیابتیاش در منطقه؛ و دوم، پشتیبانی قاطع از اسرائیل.
🔺بهبیان دیگر، شاید بیراه نباشد اگر بگوییم دولت راست افراطی نتانیاهو در آمریکا بازتولید شده است؛ ترکیبی از لاتولوتها، لابیهای صهیونیستی و سرمایهداران.
📉 در چنین وضعیتی، انزوای ایران کامل خواهد شد و تحریمهای حداکثری با شدت بیشتری بازخواهد گشت. خزانهی عمومی و ــ مهمتر از آن ــ وضعیت معیشتی مردم، به آستانهی فروپاشی نزدیک میشود. در دورهی اول ترامپ، ارزش پول ملی تا ۶ برابر کاهش یافت و قیمت مسکن ۱۰ برابر شد. تورم مزمن در سالهای بعد، کمکم به تمام اقلام زندگی مردم سرایت کرد.
📊 با در نظر گرفتن افزایش نسبی درآمدها، جامعهی ایران در مجموع ۳ تا ۴ برابر فقیرتر شد. باید توجه داشت که تورم ۴۰ تا ۵۰ درصدی برای ۲ تا ۳ سال متوالی، گرچه کمر جامعه را میشکند، ولی شاید تا حدی از فروپاشی کامل فاصله داشتهباشد. اما ادامهی چنین وضعیتی به مدت ۴، ۵ یا ۶ سال، به معنای کابوس مرگ است. در چنین شرایطی، جنبشهای تهیدستان کمر دولت را خواهد شکست. اگر این جنبشها به هم بپیوندند، در ۲ تا ۳ سال آینده، ممکن است حتی امکان کنترل و سرکوب جامعه نیز از دست برود. این سادهترین پیشبینی ممکن است.
🔺در آن صورت، جمهوری اسلامی شاید ناگزیر به سازشی شود که چیزی از آن باقی نماند؛ نه از تاک نشانی، نه از تاکنشان.
🔻با این حال، ترامپ علیرغم کابینهای افراطی، در بزنگاه معامله، میتواند با یک "زیرخم فتیلهپیچ"، همهی آنها را کنار بزند. بنابراین، جمهوری اسلامی باید از هماکنون آمادهی دادن امتیازات جدی باشد:
در حوزهی هستهای، موشکی، نیروهای نیابتی، و مداخلات منطقهای.
🍂 تصور اشتباهیست که ترامپ بهتنهایی از برجام خارج شد یا آن را پاره کرد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی، سالها پیش از آن، بارها ثابت کرد که با ایجاد بحران، بهدنبال مدیریت تحولات منطقهای و جهانی است. دولت ترامپ و راستگرایی افراطی در اسرائیل نیز در واکنش به همین رویکرد شکل گرفتند.
🔺در واقع، این سیاست منطقهای جمهوری اسلامی بود که مسیر پاره شدن برجام را هموار کرد. ترامپ و نتانیاهو، حاصل همان بحرانها بودند؛ نه مسبب آنها.
🔺همچنین نباید فریب این تصور را خورد که ایران توانست تحریمها را "دور بزند" و صادرات نفت را از ۲۰۰-۳۰۰ هزار بشکه به بیش از ۱ میلیون بشکه در روز برساند. این افزایش در دوران بایدن رخ داد؛ دولتی که ارادهی جدی برای انسداد کامل کانالهای تنفسی ایران نداشت. اما در دولت دوم ترامپ، این وضعیت بسیار متفاوت خواهد بود.
🔻با توجه به آنچه در بخش نخست گفته شد، تنها ۱ مسیر پیش روی جمهوری اسلامی باقی میماند ــ مسیری با ۳ انتخاب:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فقط یک راه
(۲/۲)
🔻این یادداشت در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۲۲۵ روز پیش) نوشته شدهبود که بنا به هشدار مرتبطی که نویسندۀ آن امروز منتشر کرد، در نقدآگین بازنشر میشود.
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
1️⃣ انتخاب اول: انتخاب بعید اما بهترین گزینه
2️⃣ انتخاب دوم: انتخاب ممکن با کمترین هزینه
3️⃣ انتخاب سوم: انتخاب ناگزیر و پرهزینه، در شرایط اضطرار
1️⃣ در انتخاب اول، که بسیار بعید اما مطلوبترین حالت است، ایران یکجانبه اعلام کند که
🔺در نتیجه، کشورهای منطقه و جهان، حتی دولتهای عربی، برای گسترش روابط و دوستی با ایران پیشدستی خواهند کرد. دولت ترامپ نیز بیدرنگ تسلیم خواهد شد. دولت نتانیاهو ــ اگر سکتهی شبانه نکند! ــ به تدریج دود میشود و به هوا میرود. در این شرایط، صدها میلیارد دلار سرمایهای که از مسیر تحریمها، گرانفروشی، ارزانفروشی و فرار سرمایهها از کشور خارج شده بود، به اقتصاد ملی بازمیگردد.
📈 اگر ساختار حقوقی و سیاسی کشور متناسب با این دگرگونی اصلاح شود، ایران میتواند در مدت کوتاهی به قدرت اقتصادی برتر منطقه تبدیل شود.
❌ اما چون تحقق این انتخاب نیاز به شجاعتی بینظیر دارد، باید آن را "ناممکن" در شرایط فعلی دانست.
2️⃣ در انتخاب دوم، پیش از آغاز دور جدید تحریمهای ترامپ، مذاکراتی آشکار و پنهان انجام شود. در این مذاکرات، ایران تضمین بدهد که نهتنها به برجام پایبند است، بلکه فراتر از آن، برنامههای هستهای خود را کاهش خواهد داد و حمایت از نیروهای نیابتی را در جهت کاهش تنشهای منطقهای، تنظیم و محدود خواهد کرد.
🔺در این سناریو، دولت ترامپ از چنین توافقی استقبال خواهد کرد و گفتوگوهای هماهنگی به جریان میافتد.
❌❌ اما اگر این انتخاب نیز صورت نگیرد، جمهوری اسلامی ناچار خواهد شد وارد بدترین و پرهزینهترین گزینه شود:
3️⃣ تحریمهای حداکثری، طبق نقشهی ترامپ، اقتصاد ایران را بر سر دو راهی خواهد گذاشت: یا فلاکت و فروپاشی کامل، یا تسلیم بیقید و شرط.
🔻با توجه به تجربهی سالهای اخیر، روشن است که سیاست خارجی تعیینکنندهی سیاست داخلی کشور بوده و تعلل در تصمیمگیری، ما را همواره بهسمت انتخابهای ناگزیر و اضطراری سوق داده است.
🤦🏻♀️ به همین دلیل پیشبینی میشود که حکومت، این بار نیز "تسلیم در شرایط اضطرار" را به "انتخاب هوشمندانه در شرایط اختیار" ترجیح دهد.
@bayane_azadi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🔻این یادداشت در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۲۲۵ روز پیش) نوشته شدهبود که بنا به هشدار مرتبطی که نویسندۀ آن امروز منتشر کرد، در نقدآگین بازنشر میشود.
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🚨⚠️🚨هشدار هشدار هشدار!
🍂 تجهیز شدید این روزهای اسرائیل از سوی غرب و آمریکا و اعلام وزیر جنگ اسرائیل مبنی براینکه به زودی مقامات ایران مورد حمله قرار می گیرند، به آغاز جنگ هفته آینده، به نظر میرسد که شروع مجدد جنگ قطعی است.
🍂 اگر این اخبار و پیشبینی حقیقت داشتهباشد ثابت میشود که کل لفاظیهای ترامپ ترفند و حقهبازی است و ایشان یکی از شارلاتانترین رجال سیاسی تاریخ معاصر است.
🔻اگر این پیشبینی درست باشد، اثری از سران جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند. سال قبل ۳ پیشنهاد به جمهوری اسلامی دادم و امروز به روشنی آن حرفها را اثبات میکند که حق با ما بود. در زیر لینک این پیشنهادات را پیوست میکنم تا بار دیگر تا قبل از دیر شدن دست به انتخاب بزنند. توجه داشته باشید از آن ۳ تنها ۱ انتخاب بیش باقی نماندهاست:
🚨🚨🚨
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
1️⃣ انتخاب اول: انتخاب بعید اما بهترین گزینه
2️⃣ انتخاب دوم: انتخاب ممکن با کمترین هزینه
3️⃣ انتخاب سوم: انتخاب ناگزیر و پرهزینه، در شرایط اضطرار
1️⃣ در انتخاب اول، که بسیار بعید اما مطلوبترین حالت است، ایران یکجانبه اعلام کند که
تمام برنامههای هستهای خود را ــ جز بخشهایی که کاربرد علمی دارند ــ متوقف خواهد کرد. هیچگونه غنیسازی انجام نخواهد گرفت، و اورانیوم مورد نیاز بهصورت قانونی و با هماهنگی آژانس بینالمللی انرژی اتمی تهیه میشود.
در گام بعد، ایران کلیهی حمایتهای تسلیحاتی و مالی از نیروهای نیابتی را متوقف و صرفاً به حمایتهای معنوی (که حق مشروع هر کشوری است) بسنده میکند.
🔺در نتیجه، کشورهای منطقه و جهان، حتی دولتهای عربی، برای گسترش روابط و دوستی با ایران پیشدستی خواهند کرد. دولت ترامپ نیز بیدرنگ تسلیم خواهد شد. دولت نتانیاهو ــ اگر سکتهی شبانه نکند! ــ به تدریج دود میشود و به هوا میرود. در این شرایط، صدها میلیارد دلار سرمایهای که از مسیر تحریمها، گرانفروشی، ارزانفروشی و فرار سرمایهها از کشور خارج شده بود، به اقتصاد ملی بازمیگردد.
📈 اگر ساختار حقوقی و سیاسی کشور متناسب با این دگرگونی اصلاح شود، ایران میتواند در مدت کوتاهی به قدرت اقتصادی برتر منطقه تبدیل شود.
❌ اما چون تحقق این انتخاب نیاز به شجاعتی بینظیر دارد، باید آن را "ناممکن" در شرایط فعلی دانست.
2️⃣ در انتخاب دوم، پیش از آغاز دور جدید تحریمهای ترامپ، مذاکراتی آشکار و پنهان انجام شود. در این مذاکرات، ایران تضمین بدهد که نهتنها به برجام پایبند است، بلکه فراتر از آن، برنامههای هستهای خود را کاهش خواهد داد و حمایت از نیروهای نیابتی را در جهت کاهش تنشهای منطقهای، تنظیم و محدود خواهد کرد.
🔺در این سناریو، دولت ترامپ از چنین توافقی استقبال خواهد کرد و گفتوگوهای هماهنگی به جریان میافتد.
❌❌ اما اگر این انتخاب نیز صورت نگیرد، جمهوری اسلامی ناچار خواهد شد وارد بدترین و پرهزینهترین گزینه شود:
3️⃣ تحریمهای حداکثری، طبق نقشهی ترامپ، اقتصاد ایران را بر سر دو راهی خواهد گذاشت: یا فلاکت و فروپاشی کامل، یا تسلیم بیقید و شرط.
🔻با توجه به تجربهی سالهای اخیر، روشن است که سیاست خارجی تعیینکنندهی سیاست داخلی کشور بوده و تعلل در تصمیمگیری، ما را همواره بهسمت انتخابهای ناگزیر و اضطراری سوق داده است.
🤦🏻♀️ به همین دلیل پیشبینی میشود که حکومت، این بار نیز "تسلیم در شرایط اضطرار" را به "انتخاب هوشمندانه در شرایط اختیار" ترجیح دهد.
@bayane_azadi
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🚨 رسانههای بینالمللی از جمله فاکسنیوز بهصورت گسترده در حال انتشار فتوای مکارم شیرازی مبنی بر ترور ترامپ و نتانیاهو هستند.
🔻پس از انتشار این فتوا، ترامپ امروز گفت:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻پس از انتشار این فتوا، ترامپ امروز گفت:
دیگر با جمهوری اسلامی گفتگو نخواهد کرد و هیچ پیشنهادی هم به رژیم نخواهد داد.
📕فقط یک راه
📕آی دزد! آی دزد!
📺 آغاز جنگ پایان گفتمان انقلاب اسلامی بود
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin