📘قرآن از دیدگاه ریاضی
(۲/۲)
✍🏻 باربارا کوستر
🍂 والتر این هستۀ فکری اسلام را به عنوان پیشفرض میگیرد و بر آن میشود که آن را راستیآزمایی کند. ابتدا او در قرآن ۲۸ موضوع گوناگون تشخیص میدهد که البته به طور پراکنده و نامنظم در قرآن بدانها پرداخته میشود. در قرآن موضوعات عمدتاً به گونهای نامنظم و در هم ریخته مورد بحث قرار میدهند: یک ایده یا موضوع در سورهای آغاز میشود، سپس رها شده و به موضوعی دیگر پرداخته میشود. والتر همۀ این حوزههای موضوعی را در ستونهای جداگانه تقسیمبندی میکند به گونهای که سر آخر ۲۸ پودمان[۷] موضوعی باقی میماند که میبایستی مورد پژوهش قرار بگیرند.
🍂 در پس این یک فرض است که هر پودمان [موضوعی] نویسندگان متفاوتی دارد. او برای تحلیل این پودمانها آلگوریتمی به کار میبندد که ریاضیدانان مشخصاً برای این کار برنامهریزی کردهاند.
🍂 از ۲۸ پودمان، ۲۱ مورد آن از چنان سبکِ ویژهای برخوردار است که هر کدام از آنها به احتمالِ ۹۹.۹۹ درسد توسط یک نویسندۀ دیگر نوشته شده که با نویسندگان دیگر قرآن فرق میکند.
🍂 نویسندگان پنج پودمان از این ۲۸ تا، به احتمال ۹۹.۹۳ درسد از دیگر نویسندگان قرآن متفاوت است. یعنی میتوان از ۲۶ پودمان در میان این ۲۸ پودمان [موضوعی] یک امضاء تشخیص داده شود.
🍂 البته از این نمیتوان نتیجه گرفت که قرآن ۲۶ نویسنده داشته است. با یک ابزار ریاضی به نام «فاصله» [Distance]، شباهتِ پودمانها مورد بررسی قرار میگیرد. پس از این گام، یعنی یافتن شباهتها، ۱۹ پودمان موضوعی مستقل از یکدیگر باقی میمانند.
🍂 البته این امکان هم وجود که در این جا چندین نویسنده دربارۀ همین موضوعات نوشته باشند و امضاء یافت شده یک امضاء «ترکیبی» باشد. تشخیص هر آیه و نویسندۀ آن ناممکن است، زیرا برای شناسایی امضاء به تعداد معینی آیه، یعنی دست کم ده آیه، نیاز است. والتر به این نتیجه میرسد که ۹ تا از ۱۹ پودمان هر کدام یک نویسنده دارد ولی ده تای باقیمانده توسط چندین نویسندۀ، یعنی به صورت گروهی، نوشته شدهاند.کلاً طبق محاسبۀ والتر در نگارشِ قرآن دست کم ۳۰ نفر حداکثر ۱۰۰ نفر، ولی در محتملترین شکلش ۵۰ نویسنده، شرکت داشتهاند. بدین ترتیب، این برداشت که قرآن توسط فقط یک نفر نوشته شده است، اعتبار خود را از دست میدهد.
🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه
🔖 ۵۲۹۰ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 باربارا کوستر
🍂 والتر این هستۀ فکری اسلام را به عنوان پیشفرض میگیرد و بر آن میشود که آن را راستیآزمایی کند. ابتدا او در قرآن ۲۸ موضوع گوناگون تشخیص میدهد که البته به طور پراکنده و نامنظم در قرآن بدانها پرداخته میشود. در قرآن موضوعات عمدتاً به گونهای نامنظم و در هم ریخته مورد بحث قرار میدهند: یک ایده یا موضوع در سورهای آغاز میشود، سپس رها شده و به موضوعی دیگر پرداخته میشود. والتر همۀ این حوزههای موضوعی را در ستونهای جداگانه تقسیمبندی میکند به گونهای که سر آخر ۲۸ پودمان[۷] موضوعی باقی میماند که میبایستی مورد پژوهش قرار بگیرند.
🍂 در پس این یک فرض است که هر پودمان [موضوعی] نویسندگان متفاوتی دارد. او برای تحلیل این پودمانها آلگوریتمی به کار میبندد که ریاضیدانان مشخصاً برای این کار برنامهریزی کردهاند.
🍂 از ۲۸ پودمان، ۲۱ مورد آن از چنان سبکِ ویژهای برخوردار است که هر کدام از آنها به احتمالِ ۹۹.۹۹ درسد توسط یک نویسندۀ دیگر نوشته شده که با نویسندگان دیگر قرآن فرق میکند.
🍂 نویسندگان پنج پودمان از این ۲۸ تا، به احتمال ۹۹.۹۳ درسد از دیگر نویسندگان قرآن متفاوت است. یعنی میتوان از ۲۶ پودمان در میان این ۲۸ پودمان [موضوعی] یک امضاء تشخیص داده شود.
🍂 البته از این نمیتوان نتیجه گرفت که قرآن ۲۶ نویسنده داشته است. با یک ابزار ریاضی به نام «فاصله» [Distance]، شباهتِ پودمانها مورد بررسی قرار میگیرد. پس از این گام، یعنی یافتن شباهتها، ۱۹ پودمان موضوعی مستقل از یکدیگر باقی میمانند.
🍂 البته این امکان هم وجود که در این جا چندین نویسنده دربارۀ همین موضوعات نوشته باشند و امضاء یافت شده یک امضاء «ترکیبی» باشد. تشخیص هر آیه و نویسندۀ آن ناممکن است، زیرا برای شناسایی امضاء به تعداد معینی آیه، یعنی دست کم ده آیه، نیاز است. والتر به این نتیجه میرسد که ۹ تا از ۱۹ پودمان هر کدام یک نویسنده دارد ولی ده تای باقیمانده توسط چندین نویسندۀ، یعنی به صورت گروهی، نوشته شدهاند.کلاً طبق محاسبۀ والتر در نگارشِ قرآن دست کم ۳۰ نفر حداکثر ۱۰۰ نفر، ولی در محتملترین شکلش ۵۰ نویسنده، شرکت داشتهاند. بدین ترتیب، این برداشت که قرآن توسط فقط یک نفر نوشته شده است، اعتبار خود را از دست میدهد.
🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه
🔖 ۵۲۹۰ واژه
.
#نقد_قرآن #بازنگری #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
قرآن از دیدگاه ریاضی
نویسنده: باربارا کوستر مترجم: ب. بینیاز (داریوش) توضیحات: دکتر محسن بنائی یک توضیح: پس از ترجمۀ این مقاله که در واقع معرفی یک کتاب به نام «نظریۀ کُد ریاضی»[۱] است، متوجه شدم که در این جا به برخی از مفاهیم تخصصی و کلیدی در فقه اسلامی اشاره شده است که روشن…
Telegram
نقدآگین
📺 آیا قرآن حاصل کار جمعی بوده؟
— بر پایۀ یک تحلیل انتقادی از منابع و ساختار قرآن
🎙#لیلی_العاصیة(نامِ انتخابیِ نقدآگین برای منتقد زنِ عرب، و صاحبِ کانالِ «بر هدایت عقل»)
🍂 در سالهای اخیر، همراستا با پژوهشهایی که تورات را نه کلامی آسمانی، بلکه حاصل فرآیندی طولانی از تدوینهای متعدد میدانند، دیدگاههایی نیز درباره منشأ بشری قرآن مطرح شده است. این ویدیو با نقد رویکرد سنتی که قرآن را متنی الهی و فراتر از نقد میداند، این فرضیه را پیش میکشد که قرآن ممکن است حاصل یک فرآیند پیچیده بشری بوده، و توسط یک فرد واحد نیز تدوین نشدهباشد.
۱. شواهدی بر بشری بودن منشأ قرآن
🔻این بخش به بررسی دلایلی میپردازد که فرضیهی منشأ آسمانی قرآن را به چالش میکشند:
▪️ارتباط آیات با شرایط نزول:
بسیاری از آیات قرآن در واکنش به رخدادها و موقعیتهای خاصی نازل شدهاند که مولف آنها درگیرشان بودهاست. این ارتباط نزدیک با شرایط زمانی و مکانی، شباهتی بیشتر به متونی دارد که در پاسخ به وضعیتهای خاص انسانی نوشته شدهاند.
▪️ابهام و تناقض در ساختار:
ساختار قرآن دچار گسست، آشفتگی زمانی، و گاهی اشتباهات علمی، محاسباتی، زبانی و منطقیست. این ویژگیها میتواند ناشی از ضعف انسجام در فرآیند نگارش یا تدوین باشد.
▪️تأثیرپذیری از فرهنگهای پیشین:
شباهتهای مفهومی و روایی میان قرآن و متون، اسطورهها، و آیینهای پیشااسلامی نشان میدهد که این کتاب از سنتهای دینی و فرهنگی موجود در محیط عربستان پیش از اسلام تأثیر پذیرفته است.
▪️استفاده از ضمایر و قسمها:
در بسیاری از آیات، مولف مدعیِ خدا بودن، به جای ضمیر متکلم، از ضمیر غایب استفاده میکند و گاهی نیز در یک آیه، نوع ضمیر تغییر میکند. همچنین، قسم خوردن به اشیاء طبیعی چون انجیر، زیتون یا خورشید، بیش از آنکه نشانی از کلام خدایی باشد، به ترفندهای ادبی نویسندگان انسانی شباهت دارد.
۲. نظریه کار جمعی و تحریف در متن
🔻بر اساس شواهد متعدد، این فرضیه مطرح میشود که قرآن نمیتواند فقط اثر یک نفر باشد؛ بهویژه با توجه به اینکه اطلاعات تاریخی موجود درباره محمد نیز عمدتاً بر پایه منابعی متأخر و نادقیق بوجود آمدهاست. برخی نکات مهم در این زمینه عبارتاند از:
▪️تکرار و تناقض در داستانها:
بسیاری از داستانهای قرآن، بهویژه قصههایی چون خلقت آدم، بارها تکرار شدهاند اما هر بار با تفاوتهای جزئی یا حتی متناقض. این اختلافات نشان میدهد که روایتهای شفاهی مختلفی در دست بوده که بدون انسجام کامل وارد متن نهایی شدهاند.
🔻تلاعب و دستکاری در متن:
مطالعات نسخ خطی نشان میدهد که برخی آیات یا واژگان ممکن است بعدها وارد متن شده باشند.
▪️نمونهای از این موارد، آیهی ابتدایی سوره اسراء است که با بافت زبانی آیات بعدی سازگار نیست و احتمال میرود بعدها و به دلایل سیاسی یا مذهبی به قرآن افزوده شده باشد.
▪️همچنین، برخی واژهها مانند "روحالقدس" یا "نصارى" ممکن است در اصل شکلی دیگر داشتهاند و در طول زمان برای تطبیق با تفسیرهای خاص، تغییر کرده باشند.
۳. تناقضات به عنوان دلیل کار گروهی
🍂 وجود تناقضات در قرآن نیز میتواند نشانهای از دخالت چند مولف یا ویراستار در تدوین نهایی آن باشد. برای مثال، روایتهای مختلف از خلقت جهان، یا تناقض میان آیاتی که رستگاری اهل کتاب را میپذیرند و آیاتی که آن را رد میکنند، نشان از فقدان وحدت در موضعگیری دارد.
🍂 برای حل این مسئله، مفسران مسلمان ایدۀ "ناسخ و منسوخ" را مطرح کردهاند که البته خود به معنای تغییر نظر خداوند در طی زمان است، امری که از نگاه عقلانی با مفهوم خداوند حکیم در تضاد قرار میگیرد.
نتیجهگیری
در پایان، میتوان چنین نتیجه گرفت که شواهد عقلی و متنی متعدد، امکان الهی بودن قرآن را با چالش جدی روبرو میسازد. تکرارها، تناقضات، تأثیرپذیری از فرهنگها و احتمال دستکاری در نسخههای بعدی همگی این فرضیه را تقویت میکنند که قرآن نه متنی واحد و آسمانی، بلکه محصول فرآیندی پیچیده، جمعی و تاریخی بوده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بر پایۀ یک تحلیل انتقادی از منابع و ساختار قرآن
🎙#لیلی_العاصیة
🍂 در سالهای اخیر، همراستا با پژوهشهایی که تورات را نه کلامی آسمانی، بلکه حاصل فرآیندی طولانی از تدوینهای متعدد میدانند، دیدگاههایی نیز درباره منشأ بشری قرآن مطرح شده است. این ویدیو با نقد رویکرد سنتی که قرآن را متنی الهی و فراتر از نقد میداند، این فرضیه را پیش میکشد که قرآن ممکن است حاصل یک فرآیند پیچیده بشری بوده، و توسط یک فرد واحد نیز تدوین نشدهباشد.
۱. شواهدی بر بشری بودن منشأ قرآن
🔻این بخش به بررسی دلایلی میپردازد که فرضیهی منشأ آسمانی قرآن را به چالش میکشند:
▪️ارتباط آیات با شرایط نزول:
بسیاری از آیات قرآن در واکنش به رخدادها و موقعیتهای خاصی نازل شدهاند که مولف آنها درگیرشان بودهاست. این ارتباط نزدیک با شرایط زمانی و مکانی، شباهتی بیشتر به متونی دارد که در پاسخ به وضعیتهای خاص انسانی نوشته شدهاند.
▪️ابهام و تناقض در ساختار:
ساختار قرآن دچار گسست، آشفتگی زمانی، و گاهی اشتباهات علمی، محاسباتی، زبانی و منطقیست. این ویژگیها میتواند ناشی از ضعف انسجام در فرآیند نگارش یا تدوین باشد.
▪️تأثیرپذیری از فرهنگهای پیشین:
شباهتهای مفهومی و روایی میان قرآن و متون، اسطورهها، و آیینهای پیشااسلامی نشان میدهد که این کتاب از سنتهای دینی و فرهنگی موجود در محیط عربستان پیش از اسلام تأثیر پذیرفته است.
▪️استفاده از ضمایر و قسمها:
در بسیاری از آیات، مولف مدعیِ خدا بودن، به جای ضمیر متکلم، از ضمیر غایب استفاده میکند و گاهی نیز در یک آیه، نوع ضمیر تغییر میکند. همچنین، قسم خوردن به اشیاء طبیعی چون انجیر، زیتون یا خورشید، بیش از آنکه نشانی از کلام خدایی باشد، به ترفندهای ادبی نویسندگان انسانی شباهت دارد.
۲. نظریه کار جمعی و تحریف در متن
🔻بر اساس شواهد متعدد، این فرضیه مطرح میشود که قرآن نمیتواند فقط اثر یک نفر باشد؛ بهویژه با توجه به اینکه اطلاعات تاریخی موجود درباره محمد نیز عمدتاً بر پایه منابعی متأخر و نادقیق بوجود آمدهاست. برخی نکات مهم در این زمینه عبارتاند از:
🔻مرتبط
📺 نقد تاریخی پیدایش اسلام (یکم | دوم)
📓پروژۀ محمدسازى (یک | دو)
📺 ابن اسحاق دجال
▪️تکرار و تناقض در داستانها:
بسیاری از داستانهای قرآن، بهویژه قصههایی چون خلقت آدم، بارها تکرار شدهاند اما هر بار با تفاوتهای جزئی یا حتی متناقض. این اختلافات نشان میدهد که روایتهای شفاهی مختلفی در دست بوده که بدون انسجام کامل وارد متن نهایی شدهاند.
🔻تلاعب و دستکاری در متن:
مطالعات نسخ خطی نشان میدهد که برخی آیات یا واژگان ممکن است بعدها وارد متن شده باشند.
▪️نمونهای از این موارد، آیهی ابتدایی سوره اسراء است که با بافت زبانی آیات بعدی سازگار نیست و احتمال میرود بعدها و به دلایل سیاسی یا مذهبی به قرآن افزوده شده باشد.
🔻مرتبط
📺 مسجدالاقصی اصلی کجاست؟
📺 سنگنبشتههای مسجدالاقصی چه میگویند؟
📺 دن گیبسون و مسجدالاقصا
📕 رازگشایی از یک چیستان (۱، ۲، ۳، ۴)
▪️همچنین، برخی واژهها مانند "روحالقدس" یا "نصارى" ممکن است در اصل شکلی دیگر داشتهاند و در طول زمان برای تطبیق با تفسیرهای خاص، تغییر کرده باشند.
۳. تناقضات به عنوان دلیل کار گروهی
🍂 وجود تناقضات در قرآن نیز میتواند نشانهای از دخالت چند مولف یا ویراستار در تدوین نهایی آن باشد. برای مثال، روایتهای مختلف از خلقت جهان، یا تناقض میان آیاتی که رستگاری اهل کتاب را میپذیرند و آیاتی که آن را رد میکنند، نشان از فقدان وحدت در موضعگیری دارد.
🍂 برای حل این مسئله، مفسران مسلمان ایدۀ "ناسخ و منسوخ" را مطرح کردهاند که البته خود به معنای تغییر نظر خداوند در طی زمان است، امری که از نگاه عقلانی با مفهوم خداوند حکیم در تضاد قرار میگیرد.
نتیجهگیری
در پایان، میتوان چنین نتیجه گرفت که شواهد عقلی و متنی متعدد، امکان الهی بودن قرآن را با چالش جدی روبرو میسازد. تکرارها، تناقضات، تأثیرپذیری از فرهنگها و احتمال دستکاری در نسخههای بعدی همگی این فرضیه را تقویت میکنند که قرآن نه متنی واحد و آسمانی، بلکه محصول فرآیندی پیچیده، جمعی و تاریخی بوده است.
🔻لیلی العاصیة
📺 مسلمانان الله را میپرستند یا محمد را؟
📺 چرا محمد پیامبر نبود؟
📺 قرآنیون: دوستانِ الله یا مرتد؟
📺 آیاتِ سادهلوحانه و خندهدار که بشری بودن قرآن را ثابت میکنند
📺 دگرگشتِ خدایِ پدرِ اسلام/مسیحیت (یهودیت)
🔻قرآن
📕افشای تالیفِ جمعی قرآن با ریاضی
📻 گافها بهمثابه امضایِ بشری
📺 «عیسی» و «انجیل» و هویت مؤلفان قرآن
📕قرآن در ترازوی سوالات یهود
📕قرآن و همراهی با تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
.
#بازنگری #نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘نقدِ تأویل آیۀ «ضربوشتمِ زنان» ✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام 🔶 تأویل آیۀ زدن زنان طبق عقل مدرن 🔻در سورۀ نساء آمده است: وَ اللاَّتي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❓اسلام، یعنی تسلیم حقیقت یا تسلیم خدا؟
🔸 اسلام میان تأویل و نسخ - قسمت ۱
✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام
1️⃣ نظریۀ دین اسلام یعنی «تسلیم حقیقت بودن»
💬 آقای دکتر عبدالرحیم سلیمانی اظهار داشتهاست که:
🔸 وضع تعیُّنی این است که واضع معنایی را قصد نمیکند تا لفظ را برای آن وضع کند؛ بلکه بهصورت ناخودآگاه لفظی را برای چیزی بهکار میبرد، بدون اینکه معنایی را قصد کرده باشد و لذا مفید هیچ معنایی نیست؛ مثل لفظ یهودیت که از کشور یهودیه (مأخوذ از یهودا پسر بزرگ یعقوب) گرفته شده است، بدون اینکه مفید معنایی باشد.
🔸 اما وضع لفظ اسلام بر دین اسلام تعیینی است یعنی، واضع معنای تسلیم حقیقت را در نظر گرفته و بعد لفظ اسلام را بر آن نهاده است. وقتی وضع لفظی تعیینی باشد، آن لفظ ماهیت موضوعله را نشان میدهد؛ بنابراین ماهیت اسلام، تسلیم حقیقت بودن است. تسلیم حقیقت بودن هم با شنیدن سخنان مختلف و انتخاب بهترین آنها انجام میشود؛ لذا دین اسلام ماهیتاً یک دین تحمیلی و تقلیدی از آباء و اجداد نیست؛ بلکه یک دین انتخابی و تحقیقی است. 🔎
2️⃣ نقد نظریه دین اسلام، یعنی تسلیم حقیقت بودن
🔻بر نظریه آقای سلیمانی خدشههای بسیاری است:
▫️ اولاً، کاربردهای لفظ اسلام در قرآن نشان میدهد که اسلام یعنی تسلیم خدا بودن و شریک برای او قائل نشدن؛ نه تسلیم حقیقت بودن. حتی اگر خدا بهعنوان یک حقیقت یعنی مفهوم مطابق واقع تعریف شود، هرگز تسلیم حقیقت بودن، تعریف درستی برای اسلام نیست؛ چون خدا فقط یک مفهوم از مفاهیمی است که میتواند مطابق واقع باشد؛ نه همه مفاهیم.
▫️ ثانیاً، خدا از نگاه یک خداباور حقیقت است؛ اما از نگاه کسی که به خدا باور ندارد، اسطوره و افسانه است؛ یعنی مفهومی است که مطابق واقع نیست؛ بلکه زاییده ذهن مردم باستان است که خدا را برای پر کردن شکاف جهل خود به علل حوادث جهان مثل نزول باران و وقوع زلزله و مانند آنها برساخته بودند.
▫️ ثالثاً، تسلیم حقیقت بودن، متضمن انتخاب آگاهانه و آزادانه است؛ اما تسلیم خدا بودن هرگز با انتخاب آگاهانه و آزادانه ملازمه ندارد:
▫️ رابعاً، آقای سلیمانی برای پیشبرد مقصودش فقط به آیات و روایاتی تمسک میجوید که پذیرش دین اسلام با انتخاب آگاهانه و آزادانه ملازمه دارد یا آیات و روایات مخالف مقصودش را بهگونهای تأویل میکند که ناقض آن دانسته نشود. حال آنکه هر دو این رویکرد، غیرعلمی و فریبکارانه است.
▫️ خامساً، آقای سلیمانی برای بهکرسی نشاندن نظریهاش ناگزیر میشود، آنچه را که طی چهارده قرن گذشته جزء ضروریات اسلام شمرده میشده است، مثل جهاد ابتدایی و شاید جواز بردهداری را انکار کند.
3️⃣ نه تأویل و نه انکار، بلکه اعتراف و اقبال به نسخ
🔸 هدفی که دکتر سلیمانی دنبال میکند، بسیار مقدس و ارزشمند است. او میخواهد قرائتی از اسلام به دست بدهد که با عقل مدرن و نظام مدرنیته ناسازگاری نداشته باشد؛ بنابراین هیچ اشکالی در هدف او نیست.
🔸 اشکالی که در «روش»هایی ست که او برای سازگار سازی دین اسلام با عقل مدرن و نظام مدرنیته بهکار میگیرد.
🔸 نه انکار جهاد ابتدایی و مانند آن، و نه گزینش شواهد مؤید و اعراض از شواهد نقض، و نه تأویل شواهد نقض بهگونهای که موافق هدف اصلاح دین باشد، هیچکدام علمی و صحیح نیستند.
🔸 رویکرد علمی و صحیح آن است که به اسلام همانطور که بوده و طی چهارده قرن شناخته شده است و مفسران تفسیر کردند و فقها بر اساس آن فتوا دادند، اعتراف شود و در عین حال، اعلان شود که عقل مدرن و مقتضیات مدرنیته هرگز چنین قرائتی از اسلام را برنمیتابد و بقای اسلام جز با سازگارسازی آن با عقل مدرن و مقتضیات مدرنیته ممکن نیست.
🔸 ابقای اسلام هم به روشهایی که فریبکارانه و مخالف مسلمات علمی باشد، هرگز مطلوب نیست. تنها روش صحیح برای ابقای اسلام این است که متون و قرائتهای ناسازگار با عقل مدرن و مقتضیات مدرنیته کنار گذاشته شود و به اصطلاح دینی منسوخ گردد و به جای آنها از آخرین دانشها و تجربیات بشری بهرهبرداری گردد.
🔸 البته آقای سلیمانی روش نسخ را هم آنجا که احکام شرعی ناسازگار با مدرنیته را تاریخی میشمارد، میپذیرد؛ اما توصیه این است که شما این روش را در همه موارد متعارض با مدرنیته بهکار بزنید و دیگر روشها را که متکلفانه و غیرعلمی است، رها کنید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
🔸 اسلام میان تأویل و نسخ - قسمت ۱
✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام
1️⃣ نظریۀ دین اسلام یعنی «تسلیم حقیقت بودن»
💬 آقای دکتر عبدالرحیم سلیمانی اظهار داشتهاست که:
اسلام یعنی تسلیم حقیقت شدن و وضع لفظ اسلام بر دین اسلام یک وضع تعیینی است، نه وضع تعیُّنی.
🔸 وضع تعیُّنی این است که واضع معنایی را قصد نمیکند تا لفظ را برای آن وضع کند؛ بلکه بهصورت ناخودآگاه لفظی را برای چیزی بهکار میبرد، بدون اینکه معنایی را قصد کرده باشد و لذا مفید هیچ معنایی نیست؛ مثل لفظ یهودیت که از کشور یهودیه (مأخوذ از یهودا پسر بزرگ یعقوب) گرفته شده است، بدون اینکه مفید معنایی باشد.
🔸 اما وضع لفظ اسلام بر دین اسلام تعیینی است یعنی، واضع معنای تسلیم حقیقت را در نظر گرفته و بعد لفظ اسلام را بر آن نهاده است. وقتی وضع لفظی تعیینی باشد، آن لفظ ماهیت موضوعله را نشان میدهد؛ بنابراین ماهیت اسلام، تسلیم حقیقت بودن است. تسلیم حقیقت بودن هم با شنیدن سخنان مختلف و انتخاب بهترین آنها انجام میشود؛ لذا دین اسلام ماهیتاً یک دین تحمیلی و تقلیدی از آباء و اجداد نیست؛ بلکه یک دین انتخابی و تحقیقی است. 🔎
2️⃣ نقد نظریه دین اسلام، یعنی تسلیم حقیقت بودن
🔻بر نظریه آقای سلیمانی خدشههای بسیاری است:
▫️ اولاً، کاربردهای لفظ اسلام در قرآن نشان میدهد که اسلام یعنی تسلیم خدا بودن و شریک برای او قائل نشدن؛ نه تسلیم حقیقت بودن. حتی اگر خدا بهعنوان یک حقیقت یعنی مفهوم مطابق واقع تعریف شود، هرگز تسلیم حقیقت بودن، تعریف درستی برای اسلام نیست؛ چون خدا فقط یک مفهوم از مفاهیمی است که میتواند مطابق واقع باشد؛ نه همه مفاهیم.
▫️ ثانیاً، خدا از نگاه یک خداباور حقیقت است؛ اما از نگاه کسی که به خدا باور ندارد، اسطوره و افسانه است؛ یعنی مفهومی است که مطابق واقع نیست؛ بلکه زاییده ذهن مردم باستان است که خدا را برای پر کردن شکاف جهل خود به علل حوادث جهان مثل نزول باران و وقوع زلزله و مانند آنها برساخته بودند.
▫️ ثالثاً، تسلیم حقیقت بودن، متضمن انتخاب آگاهانه و آزادانه است؛ اما تسلیم خدا بودن هرگز با انتخاب آگاهانه و آزادانه ملازمه ندارد:
چنانکه وقتی در جهاد ابتدایی به کافران گفته میشود، «أسلِم تَسلَم» (اسلام بیاور تا سالم بمانی)، هرگز پیشاروی آن کافران، حق انتخاب آگاهانه و آزادانه قرار داده نشده است.
▫️ رابعاً، آقای سلیمانی برای پیشبرد مقصودش فقط به آیات و روایاتی تمسک میجوید که پذیرش دین اسلام با انتخاب آگاهانه و آزادانه ملازمه دارد یا آیات و روایات مخالف مقصودش را بهگونهای تأویل میکند که ناقض آن دانسته نشود. حال آنکه هر دو این رویکرد، غیرعلمی و فریبکارانه است.
▫️ خامساً، آقای سلیمانی برای بهکرسی نشاندن نظریهاش ناگزیر میشود، آنچه را که طی چهارده قرن گذشته جزء ضروریات اسلام شمرده میشده است، مثل جهاد ابتدایی و شاید جواز بردهداری را انکار کند.
3️⃣ نه تأویل و نه انکار، بلکه اعتراف و اقبال به نسخ
🔸 هدفی که دکتر سلیمانی دنبال میکند، بسیار مقدس و ارزشمند است. او میخواهد قرائتی از اسلام به دست بدهد که با عقل مدرن و نظام مدرنیته ناسازگاری نداشته باشد؛ بنابراین هیچ اشکالی در هدف او نیست.
🔸 اشکالی که در «روش»هایی ست که او برای سازگار سازی دین اسلام با عقل مدرن و نظام مدرنیته بهکار میگیرد.
🔸 نه انکار جهاد ابتدایی و مانند آن، و نه گزینش شواهد مؤید و اعراض از شواهد نقض، و نه تأویل شواهد نقض بهگونهای که موافق هدف اصلاح دین باشد، هیچکدام علمی و صحیح نیستند.
🔸 رویکرد علمی و صحیح آن است که به اسلام همانطور که بوده و طی چهارده قرن شناخته شده است و مفسران تفسیر کردند و فقها بر اساس آن فتوا دادند، اعتراف شود و در عین حال، اعلان شود که عقل مدرن و مقتضیات مدرنیته هرگز چنین قرائتی از اسلام را برنمیتابد و بقای اسلام جز با سازگارسازی آن با عقل مدرن و مقتضیات مدرنیته ممکن نیست.
🔸 ابقای اسلام هم به روشهایی که فریبکارانه و مخالف مسلمات علمی باشد، هرگز مطلوب نیست. تنها روش صحیح برای ابقای اسلام این است که متون و قرائتهای ناسازگار با عقل مدرن و مقتضیات مدرنیته کنار گذاشته شود و به اصطلاح دینی منسوخ گردد و به جای آنها از آخرین دانشها و تجربیات بشری بهرهبرداری گردد.
🔸 البته آقای سلیمانی روش نسخ را هم آنجا که احکام شرعی ناسازگار با مدرنیته را تاریخی میشمارد، میپذیرد؛ اما توصیه این است که شما این روش را در همه موارد متعارض با مدرنیته بهکار بزنید و دیگر روشها را که متکلفانه و غیرعلمی است، رها کنید.
📕نواندیشی دینی: خودویرانگری با لبخند
📕سماع سروش بر جسد الله
📕نواندیشی دینی و چاه ویل تأویل
📕نقدِ تأویل آیۀ «ضربوشتمِ زنان»
.
#نقد_روشنفکران #نقد_قرآن #نواندیشی_دینی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
Telegram
دین عقلانی | جعفر نکونام
🟠 اسلام یعنی تسلیم حقیقت بودن
🔸آقای دکتر عبدالرحیم سلیمانی اظهار داشته است:
🔸اسلام یعنی تسلیم حقیقت بودن
🔸وضع لفظ اسلام بر دین اسلام یک وضع تعیینی است، نه وضع تعیُّنی.
🔸وضع تعیُّنی این است که واضع معنایی را قصد نمیکند تا لفظ را برای آن وضع کند؛ بلکه به…
🔸آقای دکتر عبدالرحیم سلیمانی اظهار داشته است:
🔸اسلام یعنی تسلیم حقیقت بودن
🔸وضع لفظ اسلام بر دین اسلام یک وضع تعیینی است، نه وضع تعیُّنی.
🔸وضع تعیُّنی این است که واضع معنایی را قصد نمیکند تا لفظ را برای آن وضع کند؛ بلکه به…
Telegram
نقدآگین
مذاکرهکننده یا قاتل نخبگان ما
🔺پول ایران خرج چه موجوداتی میشود؟! این خانم که کارش «دلالی عشق» بوده، مدتیست کلا در فازی وارد شده که علی علیزاده و دیگران وارده شدهاند. ولی مساله اصلی این نیست. مساله این است که حتی آن جمع و نهادی که ساپورت مالیاش میکنند و از طریق پروژه دادن به امثال او، بودجهای به جیب خود میزنند، اینقدر شعور ندارند که چنین مضحکهای را درست نکنند. استفاده از عکس خامنهای، در چنین حالتِ غیرنرمالی، بر پیرهن زنی که به حجاب (که واجب شرعی - سیاسی محسوب میشود بنا بر فتوای خامنهای) ذرهای باور ندارد و التزام، عملا نفاق او و جریانِ حامیاش و حکومت را جار میزند؛ و یک ضدتبلیغِ تمامعیار است.
🔺با توجه به مواضعی که از این خانم خوشنام در پیجش وجود دارد، از جمله حمله به پزشکیان و تیم مذاکرهکننده (هر دو از منصوبانِ رهبر)، تا حد تجزیهطلب دانستنِ او و سادهلوحی و تسلیمبودگیاش مقابل برخی کشورهای منطقه، احتمالا حامیِ مالی او نیز مثل علی علیزاده، باند جلیلی است؛ یعنی کسی که در پاسخ به سوالی دربارۀ حجاب اجباری، به صحرایِ کربلایِ «عمق راهبردی» زد!
🔻حسین انتظامی:
«در دولت شما اگر یک خانم بیحجاب یا کمحجاب در یک رستوران باشد و رستوران تعطیل شود و صاحب رستوران ضرر اقتصادی کند و مردم با هم درگیر شوند و عین ماجرا در یک تاکسی اینترنتی اتفاق بیفتد و سبب شود خودرو را به پارکینگ منتقل کنند برای این اتفاق چه تدبیری دارید؟»
🔻سعید جلیلی
«اگر عمق راهبردی را درک نکنیم سطح را هم درک نمیکنیم. نمیتوانیم بدانیم این چه معنایی با آن دارد!»
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق» (۱/۶)
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
🍂 این فایل صوتیِ عربی به بررسی فلسفی و انتقادی قرآن میپردازد و میزان سازگاریِ آن را با مفهوم «خدای مطلق» مورد نقد قرار میدهد. هدف اصلی، ارزیابی این است که آیا این متن، با ویژگیها و محتوای خود، با ایدۀ فلسفی یک ذات الهی کامل در تمامی صفات، متعالی، بینیاز، دارای تمامی کمال، اراده، معرفت، حکمت، قدرت و خیر در بالاترین درجات ممکن، همخوانی دارد یا خیر. این رویکرد به پرسش منطقی دربارهی ویژگیهای کلامی که از چنین وجود عظیمی صادر میشود، میپردازد.
ویژگیهای مورد انتظار از کلام خدای مطلق:
🔻از دیدگاه فلسفی، انتظار میرود که کلام صادر شده از خدای مطلق دارای ویژگیهای زیر باشد:
▪️بلاغت و وضوح مطلق: نیازی به تفسیر، تأویل و اختلافات مذهبی قرنها نداشته باشد. باید کاملاً واضح و برای همگان بدون ابهام قابل درک باشد.
▪️شمولیت مطلق: هر انسانی را در هر زمان، مکان و فرهنگی مخاطب قرار دهد.
▪️انسجام و ساختار مطلق: عاری از هرگونه تناقض داخلی باشد.
▪️هدفمندی مطلق: هدف آن همیشه حکمت و تعالیبخشی انسان باشد.
▪️رحمت و خیر مطلق: هیچ دعوتی به خشونت یا تبعیض نداشته باشد.
🔺🔻با این حال، یک دیدگاه نقدی وجود دارد که معتقد است قرآن، به شکلی که به دست ما رسیده، با این معیارهای فلسفی برای کلام یک خدای مطلق همخوانی ندارد.
🔶 استدلالهای اصلی علیه منشأ مطلق الهی قرآن:
1️⃣ وسیلهی وحی و بینیازی خداوند:
قابل تامل است که آیا خدای مطلق و خودکفا، اصلاً نیازی به وسیلهای مانند وحی، پیامبر بشری یا حتی یک زبان بشری محدود مانند عربی برای رساندن کلام خود دارد؟ این نیاز به یک واسطه با مفهوم بینیازی و کمال مطلق در تضاد است.
2️⃣ اسباب النزول (دلایل نزول آیات):
بسیاری از آیات به رویدادهای خاص یا سؤالات افراد مرتبط هستند، که این موضوع این پرسش را مطرح میکند که آیا حوادث بشری کلام الهی را به حرکت درآوردهاند؟ این امر باعث میشود که کلام الهی بیشتر شبیه یک واکنش باشد تا عملی ناشی از ذات مطلق الهی، و در نتیجه، مطلق بودن آن را زیر سؤال میبرد و آن را به شرایط زمانی و مکانی محدود میکند.
3️⃣ چالشهای بلاغت و ساختار مطلق:
☑️ ساختار قرآن توسط برخی به عنوان غیرخطی، غیرنمونهای یا حتی آشفته و تصادفی توصیف شده است، که شامل تکرار زیاد و دشواری در دنبال کردن بدون رجوع به تفاسیر و زمینههاست. این موضوع این پرسش را ایجاد میکند که آیا چنین ساختاری با مفهوم بلاغت مطلق سازگار است؟.
☑️ وجود ۱۴ قرن تفسیر، تأویل و اختلافات مذهبی (سنی، شیعه، معتزلی، اشعری و غیره) به عنوان دلیلی بر عدم وضوح مطلق در نظر گرفته میشود.
☑️ این واقعیت که خود پیامبر نیز برای صحابه آیاتی را تفسیر میکرده که متوجه نمیشدند، یک معضل فلسفی ایجاد میکند: اگر کلام خدا به تفسیر انسانی نیاز دارد، آیا این بدان معناست که مفسر از خداوند فهمیدهتر یا فصیحتر است، یا حداقل کلام اصلی به اندازه کافی واضح نبوده است؟ چگونه یک کتاب میتواند «مبین» (آشکار) باشد در حالی که به این همه توضیح و تأویل و اختلاف نیاز دارد؟ این وضعیت نشان میدهد که یا متن فاقد اعجاز بلاغی مطلق است، یا ذهن بشری در فهم آن نارساست، که هر دو با مفهوم بلاغت مطلق و همگانی بودن آن در تضادند.
🔺دیدگاه مطرح شده نشان میدهد که فهم کامل قرآن بدون تفاسیر اغلب امکانپذیر نیست، برخلاف بسیاری از کتب بشری.
4️⃣ استدلالهای دورانی در اثبات الوهیت:
▪️چالش به قریش برای آوردن سورهای مانند قرآن یک استدلال دورانی است؛ اسلام خود ادعا میکند که قریش نتوانست، و سپس از این ادعا به عنوان دلیلی بر اعجاز خود استفاده میکند.
☑️ قرآن همچنین به استهزای قریش اشاره میکند که آن را «افسانههای پیشینیان» میخواندند، که نشان میدهد آنها آن را الهی نمیدانستند.
☑️ روایات تاریخی مانند واکنش عتبة بن ربیعه، که تنها تهدید و وعید شنید، بیشتر نشان میدهد که حتی فصحای عرب نیز قرآن را درک نکرده یا به آن بیتوجهی کردهاند.
☑️ چالش آوردن متنی «مانند آن» را میتوان به هر اثر ادبی بزرگ، پیچیده و منحصربهفردی (مانند وداهای هندی، رمانهای داستایوفسکی، شعر ابوالعلاء معری یا نوشتههای طه حسین) اطلاق کرد؛ منحصربهفردی آنها به معنای الهی بودنشان نیست.
▪️حفظ قرآن از تحریف نیز یک استدلال دورانی محسوب میشود که صحت متن را از خود متن استنتاج میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
🍂 این فایل صوتیِ عربی به بررسی فلسفی و انتقادی قرآن میپردازد و میزان سازگاریِ آن را با مفهوم «خدای مطلق» مورد نقد قرار میدهد. هدف اصلی، ارزیابی این است که آیا این متن، با ویژگیها و محتوای خود، با ایدۀ فلسفی یک ذات الهی کامل در تمامی صفات، متعالی، بینیاز، دارای تمامی کمال، اراده، معرفت، حکمت، قدرت و خیر در بالاترین درجات ممکن، همخوانی دارد یا خیر. این رویکرد به پرسش منطقی دربارهی ویژگیهای کلامی که از چنین وجود عظیمی صادر میشود، میپردازد.
ویژگیهای مورد انتظار از کلام خدای مطلق:
🔻از دیدگاه فلسفی، انتظار میرود که کلام صادر شده از خدای مطلق دارای ویژگیهای زیر باشد:
▪️بلاغت و وضوح مطلق: نیازی به تفسیر، تأویل و اختلافات مذهبی قرنها نداشته باشد. باید کاملاً واضح و برای همگان بدون ابهام قابل درک باشد.
▪️شمولیت مطلق: هر انسانی را در هر زمان، مکان و فرهنگی مخاطب قرار دهد.
▪️انسجام و ساختار مطلق: عاری از هرگونه تناقض داخلی باشد.
▪️هدفمندی مطلق: هدف آن همیشه حکمت و تعالیبخشی انسان باشد.
▪️رحمت و خیر مطلق: هیچ دعوتی به خشونت یا تبعیض نداشته باشد.
🔺🔻با این حال، یک دیدگاه نقدی وجود دارد که معتقد است قرآن، به شکلی که به دست ما رسیده، با این معیارهای فلسفی برای کلام یک خدای مطلق همخوانی ندارد.
🔶 استدلالهای اصلی علیه منشأ مطلق الهی قرآن:
1️⃣ وسیلهی وحی و بینیازی خداوند:
قابل تامل است که آیا خدای مطلق و خودکفا، اصلاً نیازی به وسیلهای مانند وحی، پیامبر بشری یا حتی یک زبان بشری محدود مانند عربی برای رساندن کلام خود دارد؟ این نیاز به یک واسطه با مفهوم بینیازی و کمال مطلق در تضاد است.
2️⃣ اسباب النزول (دلایل نزول آیات):
بسیاری از آیات به رویدادهای خاص یا سؤالات افراد مرتبط هستند، که این موضوع این پرسش را مطرح میکند که آیا حوادث بشری کلام الهی را به حرکت درآوردهاند؟ این امر باعث میشود که کلام الهی بیشتر شبیه یک واکنش باشد تا عملی ناشی از ذات مطلق الهی، و در نتیجه، مطلق بودن آن را زیر سؤال میبرد و آن را به شرایط زمانی و مکانی محدود میکند.
3️⃣ چالشهای بلاغت و ساختار مطلق:
☑️ ساختار قرآن توسط برخی به عنوان غیرخطی، غیرنمونهای یا حتی آشفته و تصادفی توصیف شده است، که شامل تکرار زیاد و دشواری در دنبال کردن بدون رجوع به تفاسیر و زمینههاست. این موضوع این پرسش را ایجاد میکند که آیا چنین ساختاری با مفهوم بلاغت مطلق سازگار است؟.
☑️ وجود ۱۴ قرن تفسیر، تأویل و اختلافات مذهبی (سنی، شیعه، معتزلی، اشعری و غیره) به عنوان دلیلی بر عدم وضوح مطلق در نظر گرفته میشود.
☑️ این واقعیت که خود پیامبر نیز برای صحابه آیاتی را تفسیر میکرده که متوجه نمیشدند، یک معضل فلسفی ایجاد میکند: اگر کلام خدا به تفسیر انسانی نیاز دارد، آیا این بدان معناست که مفسر از خداوند فهمیدهتر یا فصیحتر است، یا حداقل کلام اصلی به اندازه کافی واضح نبوده است؟ چگونه یک کتاب میتواند «مبین» (آشکار) باشد در حالی که به این همه توضیح و تأویل و اختلاف نیاز دارد؟ این وضعیت نشان میدهد که یا متن فاقد اعجاز بلاغی مطلق است، یا ذهن بشری در فهم آن نارساست، که هر دو با مفهوم بلاغت مطلق و همگانی بودن آن در تضادند.
🔺دیدگاه مطرح شده نشان میدهد که فهم کامل قرآن بدون تفاسیر اغلب امکانپذیر نیست، برخلاف بسیاری از کتب بشری.
4️⃣ استدلالهای دورانی در اثبات الوهیت:
▪️چالش به قریش برای آوردن سورهای مانند قرآن یک استدلال دورانی است؛ اسلام خود ادعا میکند که قریش نتوانست، و سپس از این ادعا به عنوان دلیلی بر اعجاز خود استفاده میکند.
☑️ قرآن همچنین به استهزای قریش اشاره میکند که آن را «افسانههای پیشینیان» میخواندند، که نشان میدهد آنها آن را الهی نمیدانستند.
☑️ روایات تاریخی مانند واکنش عتبة بن ربیعه، که تنها تهدید و وعید شنید، بیشتر نشان میدهد که حتی فصحای عرب نیز قرآن را درک نکرده یا به آن بیتوجهی کردهاند.
☑️ چالش آوردن متنی «مانند آن» را میتوان به هر اثر ادبی بزرگ، پیچیده و منحصربهفردی (مانند وداهای هندی، رمانهای داستایوفسکی، شعر ابوالعلاء معری یا نوشتههای طه حسین) اطلاق کرد؛ منحصربهفردی آنها به معنای الهی بودنشان نیست.
▪️حفظ قرآن از تحریف نیز یک استدلال دورانی محسوب میشود که صحت متن را از خود متن استنتاج میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق» (۲/۶)
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
5️⃣ ابهامات زبانی و ویژگیهای فرهنگی:
☑️ ابهامات زبانی خاصی برجسته میشوند، مانند عبارت "اولی الامر منکم" (صاحبان امر از شما) در سورهی نساء، که اختلافات گسترده و مداومی در مورد معنای دقیق آن (حاکمان، علما، اهل حل و عقد، امامان ۱۲ گانۀ شیعه) وجود دارد.
☑️ به همین ترتیب، در مورد "الراسخون فی العلم" (راسخون در علم) و اینکه آیا آنها تأویل برخی آیات را میدانند یا خیر، اختلاف عظیمی بین مفسران وجود دارد. این موضوع این پرسش را مطرح میکند که:
☑️ کلمهی "عسعس" در سورهی تکویر ("و شب آنگاه که عسعس کند") که هم به معنای «روی آورد» و هم «پشت کرد» است، نیاز به رجوع مفسران بزرگی مانند طبری به اشعار جاهلی برای تعیین معنای آن دارد. این امر سؤال انتقادی را مطرح میکند:
🔺این نشان میدهد که متن به شدت به زبان و فرهنگ قبایل خاصی گره خورده و توسط آن محدود شده است.
6️⃣ شباهتهای اسلوبی به کلام بشری:
☑️ مقایسهای آشکار بین کلام فرعون در سورهی اعراف (۱۲۴)
و کلام منسوب به خداوند در سورهی مائده (۳۳) در مورد مجازات محاربان با خدا و رسولش:
صورت میگیرد.
🔺تشابه در سبک و خشونت مجازات (قطع دست و پا از خلاف جهت، به صلیب کشیدن) باعث میشود این امر را تقریباً نسخهبرداری از کلام فرعون و نسبت دادن آن به خداوند توصیف کنیم. این موضوع بازتاب عطش مشترک برای خشونت و خون بین هر دو (فرعون و محمد یا مولفانِ قرآن) است که با خیر مطلق ناسازگار است.
7️⃣ چالشهای ترجمه و جهانشمولی:
☑️ اگر اعجاز و بلاغت قرآن به طور انحصاری به زبان عربی اصلی آن گره خورده باشد، هر ترجمهای منطقاً متن دیگری را تولید میکند. در حالی که ترجمه ممکن است معنا را منتقل کند، اما به همان درجه متن معجز یا الهی نیست، و اعجاز بلاغی آن در ترجمه قابل اثبات نیست.
☑️ این امر به این پرسش منجر میشود: اگر این پیام جهانی و برای تمام بشریت است، چرا به زبان قوم خاصی، در مکان و زمان خاصی نازل شده است؟ سرنوشت سایر انسانها سپس به فهم آنها از این زبان خاص یا ترجمههای احتمالی نادرست/غیرمعجزه آسا وابسته خواهد بود. این امر مفهوم پیام جهانی را که به یک زبان واحد گره خورده است، زیر سؤال میبرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
5️⃣ ابهامات زبانی و ویژگیهای فرهنگی:
☑️ ابهامات زبانی خاصی برجسته میشوند، مانند عبارت "اولی الامر منکم" (صاحبان امر از شما) در سورهی نساء، که اختلافات گسترده و مداومی در مورد معنای دقیق آن (حاکمان، علما، اهل حل و عقد، امامان ۱۲ گانۀ شیعه) وجود دارد.
☑️ به همین ترتیب، در مورد "الراسخون فی العلم" (راسخون در علم) و اینکه آیا آنها تأویل برخی آیات را میدانند یا خیر، اختلاف عظیمی بین مفسران وجود دارد. این موضوع این پرسش را مطرح میکند که:
چگونه یک کتاب میتواند «مبین» باشد در حالی که بخشهایی از تأویل آن فقط نزد خداوند است یا حتی راسخون در علم نیز بر سر آن اختلاف دارند.
☑️ کلمهی "عسعس" در سورهی تکویر ("و شب آنگاه که عسعس کند") که هم به معنای «روی آورد» و هم «پشت کرد» است، نیاز به رجوع مفسران بزرگی مانند طبری به اشعار جاهلی برای تعیین معنای آن دارد. این امر سؤال انتقادی را مطرح میکند:
آیا شایستهی کلام خدای مطلق است که برای تفسیر آن به شعر بشری پیش از نزولش نیاز داشته باشد؟
🔺این نشان میدهد که متن به شدت به زبان و فرهنگ قبایل خاصی گره خورده و توسط آن محدود شده است.
6️⃣ شباهتهای اسلوبی به کلام بشری:
☑️ مقایسهای آشکار بین کلام فرعون در سورهی اعراف (۱۲۴)
"دستها و پاهایتان را به خلاف یکدیگر قطع میکنم، سپس همگی شما را به دار میآویزم"
و کلام منسوب به خداوند در سورهی مائده (۳۳) در مورد مجازات محاربان با خدا و رسولش:
"همانا کیفر کسانی که با خدا و پیامبرش جنگ میکنند و در زمین به فساد میکوشند، آن است که کشته شوند یا به دار آویخته شوند یا دستها و پاهایشان به خلاف یکدیگر بریده شود"
صورت میگیرد.
🔺تشابه در سبک و خشونت مجازات (قطع دست و پا از خلاف جهت، به صلیب کشیدن) باعث میشود این امر را تقریباً نسخهبرداری از کلام فرعون و نسبت دادن آن به خداوند توصیف کنیم. این موضوع بازتاب عطش مشترک برای خشونت و خون بین هر دو (فرعون و محمد یا مولفانِ قرآن) است که با خیر مطلق ناسازگار است.
7️⃣ چالشهای ترجمه و جهانشمولی:
☑️ اگر اعجاز و بلاغت قرآن به طور انحصاری به زبان عربی اصلی آن گره خورده باشد، هر ترجمهای منطقاً متن دیگری را تولید میکند. در حالی که ترجمه ممکن است معنا را منتقل کند، اما به همان درجه متن معجز یا الهی نیست، و اعجاز بلاغی آن در ترجمه قابل اثبات نیست.
☑️ این امر به این پرسش منجر میشود: اگر این پیام جهانی و برای تمام بشریت است، چرا به زبان قوم خاصی، در مکان و زمان خاصی نازل شده است؟ سرنوشت سایر انسانها سپس به فهم آنها از این زبان خاص یا ترجمههای احتمالی نادرست/غیرمعجزه آسا وابسته خواهد بود. این امر مفهوم پیام جهانی را که به یک زبان واحد گره خورده است، زیر سؤال میبرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق» (۳/۶)
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
8️⃣ «ردپاهای انسانی» و ماهیت متنی وابسته به شرایط:
☑️ تغییرات در سبک و لحن بین دورهی مکی و مدنی مشاهده میشود. سبک مکی عموماً بیشتر دعوتی، مسالمتآمیز و روحانی بود که بر توحید، اخلاق و آخرت تمرکز داشت. اما سبک مدنی شامل بسیاری از احکام، قوانین دولتی، سازماندهی جامعه و به طور قابل توجهی، آیاتی در مورد جنگ، غنایم، اسرا و نحوهی برخورد با مخالفان است. این تغییر به عنوان بازتابی از تغییر شرایط پیامبر و جامعهی مسلمان دیده میشود، نه تغییری در ذات خدای مطلق که باید ثابت باشد.
☑️ استفادهی متن از شیوههای زبانی و بلاغی آشنا برای عربها در آن زمان (مانند سجع، تشبیهات، امثال، داستانها) نشان میدهد که هیچ سبک کاملاً منحصربهفردی خارج از عرف بشری آن زمان وجود نداشتهاست.
☑️ تعامل مستقیم با رویدادها: بسیاری از آیات در پاسخ به سؤالات، نظرات در مورد موقعیتها، یا جدال با قریش، یهودیان یا مسیحیان نازل شدهاند، که ایدهی ارتباط زمانی و مکانی را تقویت میکند.
☑️ استفاده از شیوههای اقناعی شبیه انسانها: متن از چماق و هویج یا تهدیدات شدید به عذاب و وعدهی بهشت به عنوان انگیزهی اقناع استفاده میکند، که نشان میدهد از روشهای نا-اخلاقیای بهره برده که انسانها در موضعِ ضعف استدلالی، برای اقناع یکدیگر به کار میبرند.
▪️نمونهها شامل تمرکز آشکار بر لذتهای حسی و جنسی برای مردان در بهشت (حوریان، گوشت پرندگان، میوهها، دختران همسن و سال). این به عنوان یک اغوای جنسی و مادی مستقیم است که به آرزوهای انسانی، به ویژه مردانه، در یک جامعهی خاص پاسخ میدهد و ربطی به مفهوم بالاتر سعادت روحانی که از یک خدای مطلق انتظار میرود، ندارد.
☑️ تمرکز گسترده بر جزئیات بسیار دقیق در مناسک (وضو، نماز، حج)، قوانین ارث، ازدواج، طلاق و حدود شرعی خاص جامعهی قرن هفتم شبهجزیرهی عربستان. این پرسش مطرح میشود که آیا خدای مطلق، که باید به حقایق بزرگ کیهانی و ارزشهای اخلاقی عالی توجه داشته باشد، خود را درگیر این همه جزئیات کوچک خاص یک جامعه در یک دورهی زمانی میکند؟.
☑️ بازتاب آنچه میتوان احساسات بشری در متن دانست: نمونهها شامل خشم شدید ("غضب خدا بر آنها باد و آنها را لعنت کرد")، انتقام ("و خداوند عزیز و صاحب انتقام است")، و چالش/مباهات ("پس سخنی مانند آن بیاورید اگر راست میگویید"). از دیدگاه فلسفی، اینها احساسات و واکنشهایی هستند که برای ذات مطلق که کامل، آرام و متعالی از واکنشهای بشری است، شایسته نیست.
9️⃣ تسلیم شدن به فرهنگ قبایل عرب رایج در آن زمان:
☑️ تأیید تعدد زوجات (محدود به چهار همسر)، بردگی/کنیزی ("ما ملک أیمانکم")، و نظام غنایم جنگی (شامل اسرای زن). این سیستمها در فرهنگ عربی آن زمان وجود داشتند، و قرآن آنها را تأیید و سازماندهی کرد به جای آنکه کاملاً آنها را لغو کند. این به عنوان دلیلی بر غلبۀ تأثیر فرهنگ محیطی بر متن دیده میشود.
0️⃣1️⃣ تناقضات داخلی مفروض:
🩸برجستهترین مثال، تناقض ظاهری بین آیهی "لا إکراه فی الدین" (هیچ اجباری در دین نیست) در سورهی بقره (۲۵۶)، که بر آزادی اعتقاد تأکید میکند، و بسیاری از آیات دیگر که به جنگ با مشرکان و کفار دستور میدهند تا زمانی که مسلمان شوند یا جزیه بپردازند (مانند «آیهی سیف» در سورهی توبه). علاوه بر این، احادیثی مجازات اعدام را برای مرتد از اسلام تجویز میکنند. چگونه میتوان آزادی اعتقاد را با دستورات جنگ یا مجازات ارتداد آشتی داد؟
🔺🔻تلاشها برای آشتی دادن این تناقضات اغلب با این ادعا همراه است که آیهی «لا إکراه» توسط آیات سیف نسخ شده یا دارای زمینهی خاصی است. اما ایدهی نسخ خود مسائل دیگری را در مورد ثبات کلام خدا مطرح میکند:
🏅اگر هر آیه زمینهی خاصی داشته باشد، این ایده تقویت میشود که متن به همان شکل برای همه زمانها و مکانها قابل اطلاق نیست.
🔺در مجموع، این ویژگیها (تغییر سبک، تمرکز بر لذت حسی، جزئیات مناسک، احساسات انسانی، تسلیم شدن به فرهنگ و تناقضات ظاهری) دیدگاه نقدی را به سمتی سوق میدهد که تصویری دور از خدای مطلق ارائه دهد، نزدیکتر به یک موجود انسانی، یا حداقل یک موجود روانشناختی متغیر که با شرایط تعامل دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
8️⃣ «ردپاهای انسانی» و ماهیت متنی وابسته به شرایط:
☑️ تغییرات در سبک و لحن بین دورهی مکی و مدنی مشاهده میشود. سبک مکی عموماً بیشتر دعوتی، مسالمتآمیز و روحانی بود که بر توحید، اخلاق و آخرت تمرکز داشت. اما سبک مدنی شامل بسیاری از احکام، قوانین دولتی، سازماندهی جامعه و به طور قابل توجهی، آیاتی در مورد جنگ، غنایم، اسرا و نحوهی برخورد با مخالفان است. این تغییر به عنوان بازتابی از تغییر شرایط پیامبر و جامعهی مسلمان دیده میشود، نه تغییری در ذات خدای مطلق که باید ثابت باشد.
☑️ استفادهی متن از شیوههای زبانی و بلاغی آشنا برای عربها در آن زمان (مانند سجع، تشبیهات، امثال، داستانها) نشان میدهد که هیچ سبک کاملاً منحصربهفردی خارج از عرف بشری آن زمان وجود نداشتهاست.
☑️ تعامل مستقیم با رویدادها: بسیاری از آیات در پاسخ به سؤالات، نظرات در مورد موقعیتها، یا جدال با قریش، یهودیان یا مسیحیان نازل شدهاند، که ایدهی ارتباط زمانی و مکانی را تقویت میکند.
☑️ استفاده از شیوههای اقناعی شبیه انسانها: متن از چماق و هویج یا تهدیدات شدید به عذاب و وعدهی بهشت به عنوان انگیزهی اقناع استفاده میکند، که نشان میدهد از روشهای نا-اخلاقیای بهره برده که انسانها در موضعِ ضعف استدلالی، برای اقناع یکدیگر به کار میبرند.
▪️نمونهها شامل تمرکز آشکار بر لذتهای حسی و جنسی برای مردان در بهشت (حوریان، گوشت پرندگان، میوهها، دختران همسن و سال). این به عنوان یک اغوای جنسی و مادی مستقیم است که به آرزوهای انسانی، به ویژه مردانه، در یک جامعهی خاص پاسخ میدهد و ربطی به مفهوم بالاتر سعادت روحانی که از یک خدای مطلق انتظار میرود، ندارد.
☑️ تمرکز گسترده بر جزئیات بسیار دقیق در مناسک (وضو، نماز، حج)، قوانین ارث، ازدواج، طلاق و حدود شرعی خاص جامعهی قرن هفتم شبهجزیرهی عربستان. این پرسش مطرح میشود که آیا خدای مطلق، که باید به حقایق بزرگ کیهانی و ارزشهای اخلاقی عالی توجه داشته باشد، خود را درگیر این همه جزئیات کوچک خاص یک جامعه در یک دورهی زمانی میکند؟.
☑️ بازتاب آنچه میتوان احساسات بشری در متن دانست: نمونهها شامل خشم شدید ("غضب خدا بر آنها باد و آنها را لعنت کرد")، انتقام ("و خداوند عزیز و صاحب انتقام است")، و چالش/مباهات ("پس سخنی مانند آن بیاورید اگر راست میگویید"). از دیدگاه فلسفی، اینها احساسات و واکنشهایی هستند که برای ذات مطلق که کامل، آرام و متعالی از واکنشهای بشری است، شایسته نیست.
9️⃣ تسلیم شدن به فرهنگ قبایل عرب رایج در آن زمان:
☑️ تأیید تعدد زوجات (محدود به چهار همسر)، بردگی/کنیزی ("ما ملک أیمانکم")، و نظام غنایم جنگی (شامل اسرای زن). این سیستمها در فرهنگ عربی آن زمان وجود داشتند، و قرآن آنها را تأیید و سازماندهی کرد به جای آنکه کاملاً آنها را لغو کند. این به عنوان دلیلی بر غلبۀ تأثیر فرهنگ محیطی بر متن دیده میشود.
0️⃣1️⃣ تناقضات داخلی مفروض:
🩸برجستهترین مثال، تناقض ظاهری بین آیهی "لا إکراه فی الدین" (هیچ اجباری در دین نیست) در سورهی بقره (۲۵۶)، که بر آزادی اعتقاد تأکید میکند، و بسیاری از آیات دیگر که به جنگ با مشرکان و کفار دستور میدهند تا زمانی که مسلمان شوند یا جزیه بپردازند (مانند «آیهی سیف» در سورهی توبه). علاوه بر این، احادیثی مجازات اعدام را برای مرتد از اسلام تجویز میکنند. چگونه میتوان آزادی اعتقاد را با دستورات جنگ یا مجازات ارتداد آشتی داد؟
🔺🔻تلاشها برای آشتی دادن این تناقضات اغلب با این ادعا همراه است که آیهی «لا إکراه» توسط آیات سیف نسخ شده یا دارای زمینهی خاصی است. اما ایدهی نسخ خود مسائل دیگری را در مورد ثبات کلام خدا مطرح میکند:
🏅اگر هر آیه زمینهی خاصی داشته باشد، این ایده تقویت میشود که متن به همان شکل برای همه زمانها و مکانها قابل اطلاق نیست.
🔺در مجموع، این ویژگیها (تغییر سبک، تمرکز بر لذت حسی، جزئیات مناسک، احساسات انسانی، تسلیم شدن به فرهنگ و تناقضات ظاهری) دیدگاه نقدی را به سمتی سوق میدهد که تصویری دور از خدای مطلق ارائه دهد، نزدیکتر به یک موجود انسانی، یا حداقل یک موجود روانشناختی متغیر که با شرایط تعامل دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق» (۴/۶)
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
1️⃣1️⃣ عدل و رحمت خداوند (استاندارد دوگانه؟):
🔻از یک سو، آیاتی وجود دارد که بر رحمت و عدل مطلق خداوند تأکید میکنند:
🔺از سوی دیگر، آیاتی دربارهی شکنجههای ابدی و وحشتناک برای کسانی که نافرمانی میکنند، به ویژه در مورد عقیده، مانند عدم آمرزش شرک به خداوند، و توصیفات مفصل و وحشتناک از شکنجههای جهنم (سوختن مکرر پوست، زنجیرها، آب جوشان، چرک، درخت زقوم).
❓این دوگانگی بین رحمت وسیع و عذاب ابدی وحشتناک باعث میشود برخی این پرسش را مطرح کنند که آیا این با خیر و عدل مطلق سازگار است؟ آیا شکنجه ابدی مجازاتی عادلانه برای گناه محدودی است که در یک عمر محدود انجام شده است؟ آیا خدای مطلق میتواند این قدر ظالم باشد؟
🔺🔺🔺این تصویر، تصویری نزدیکتر به یک موجود روانپریش و زنجیریست که با خشم و انتقام واکنش نشان میدهد، تا خدای فلسفی مطلق که در خیر و عدل خود ثابت است.
2️⃣1️⃣ تحریک به خشونت:
🔻قرائت مستقیم انتقادی نشان میدهد که قرآن در بسیاری از زمینهها به خشونت تحریک میکند.
🗡آیات صریح به جنگ دستور میدهند، مانند:
🗡آیهی دیگری:
🔺در اینجا، جنگ تنها علیه متجاوز نیست، بلکه علیه کسانی است که ایمان ندارند یا «دین حق» را قبول ندارند، با هدف فرمانبرداری آنها.
🔪 مجازاتهای خشونتآمیز برای «محاربه با خدا و رسولش» (کشتن، به صلیب کشیدن، قطع دست و پا از خلاف جهت) نیز برجسته شده است.
❗️دفاع معمول «زمینههای خاص» (که این آیات مربوط به جنگهای تجاوزکارانه است) مورد انتقاد اساسیست. برخی آیات، مانند آیهی جزیه، مربوط به دفع تجاوز نیستند، بلکه مربوط به جنگ بر سر دین یا عقیده هستند. حتی اگر برای زمینههای خاصی بودند، این سؤال بزرگتر را مطرح میکند:
به کار بستن این آیات امروز با قوانین بینالمللی و حقوق بشر در تضاد خواهد بود؛ و عدم به کار بستن آنها به معنای اعتراف به این است که متن به همان شکل برای همه زمانها قابل اطلاق نیست. استدلال «زمینه» این مشکل را به طور کامل حل نمیکند؛ بلکه حتی ممکن است جهانشمولی متن را پیچیدهتر کند.
3️⃣1️⃣ صلاحیت برای همه زمانها و مکانها:
🔻این دیدگاه نشان میدهد که قرآن به دلیل بسیاری از احکام و قوانین که به وضوح به فرهنگ و جامعهی قرن هفتم شبهجزیرهی عربستان مرتبط هستند، برای همه زمانها و مکانها قابل اطلاق نیست و در دوران مدرن اجرای آنها دشوار یا غیرقابل قبول است.
▪️نمونهها شامل نظام بردگی و کنیزی، اسرای جنگی و تقسیم غنایم هستند که در سطح جهانی منسوخ شده و از نظر اخلاقی یا قانونی دیگر پذیرفته نیستند.
▪️احکامی که تبعیضآمیز علیه زنان در مقایسه با مردان تلقی میشوند نیز قابل ذکرند: ارث (سهم مرد دو برابر زن)، شهادت (شهادت دو زن معادل یک مرد در برخی موارد)، تعدد زوجات برای مردان اما نه برای زنان، و سرپرستی مردان بر زنان. این موارد با اصول مدرن برابری و حقوق بشر در تضاد هستند.
🔺تأویلهای نمادین یا مقصودی، تلاشهای انسانی برای تطبیق متن با دوران هستند، اما قرائت اننتقادی بر متن اصلی و کلامی متمرکز است و در مورد صلاحیت ذاتی آن برای همه زمانها و مکانها سؤال میکند که معمولاً پاسخ منفی است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
1️⃣1️⃣ عدل و رحمت خداوند (استاندارد دوگانه؟):
🔻از یک سو، آیاتی وجود دارد که بر رحمت و عدل مطلق خداوند تأکید میکنند:
"رحمت من همه چیز را فرا گرفته"
"و پروردگار تو هرگز به بندگان ستم نمیکند"
"همانا خداوند همهی گناهان را میآمرزد"
"همانا خداوند توبهکنندگان و پاکیزگان را دوست دارد"
🔺از سوی دیگر، آیاتی دربارهی شکنجههای ابدی و وحشتناک برای کسانی که نافرمانی میکنند، به ویژه در مورد عقیده، مانند عدم آمرزش شرک به خداوند، و توصیفات مفصل و وحشتناک از شکنجههای جهنم (سوختن مکرر پوست، زنجیرها، آب جوشان، چرک، درخت زقوم).
❓این دوگانگی بین رحمت وسیع و عذاب ابدی وحشتناک باعث میشود برخی این پرسش را مطرح کنند که آیا این با خیر و عدل مطلق سازگار است؟ آیا شکنجه ابدی مجازاتی عادلانه برای گناه محدودی است که در یک عمر محدود انجام شده است؟ آیا خدای مطلق میتواند این قدر ظالم باشد؟
🔺🔺🔺این تصویر، تصویری نزدیکتر به یک موجود روانپریش و زنجیریست که با خشم و انتقام واکنش نشان میدهد، تا خدای فلسفی مطلق که در خیر و عدل خود ثابت است.
2️⃣1️⃣ تحریک به خشونت:
🔻قرائت مستقیم انتقادی نشان میدهد که قرآن در بسیاری از زمینهها به خشونت تحریک میکند.
🗡آیات صریح به جنگ دستور میدهند، مانند:
"پس چون ماههای حرام بگذرد، مشرکان را هر جا یافتید بکشید و بگیرید و محاصره کنید و در هر کمینگاه به کمین آنها بنشینید" (توبه ۵).
🗡آیهی دیگری:
به جنگ با کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان نمیآورند، یا آنچه را خدا و پیامبرش حرام کردهاند، حرام نمیدانند، و دین حق را از اهل کتاب نمیپذیرند، تا زمانی که با خواری جزیه بپردازند، دستور میدهد.
🔺در اینجا، جنگ تنها علیه متجاوز نیست، بلکه علیه کسانی است که ایمان ندارند یا «دین حق» را قبول ندارند، با هدف فرمانبرداری آنها.
🔪 مجازاتهای خشونتآمیز برای «محاربه با خدا و رسولش» (کشتن، به صلیب کشیدن، قطع دست و پا از خلاف جهت) نیز برجسته شده است.
❗️دفاع معمول «زمینههای خاص» (که این آیات مربوط به جنگهای تجاوزکارانه است) مورد انتقاد اساسیست. برخی آیات، مانند آیهی جزیه، مربوط به دفع تجاوز نیستند، بلکه مربوط به جنگ بر سر دین یا عقیده هستند. حتی اگر برای زمینههای خاصی بودند، این سؤال بزرگتر را مطرح میکند:
آیا کلام خدا باید تا این حد به زمینههای تاریخی محدود شود که چنین خشونتی را فرمان دهد؟ اگر چنین است، چگونه میتواند برای همه زمانها و مکانها معتبر باشد؟
به کار بستن این آیات امروز با قوانین بینالمللی و حقوق بشر در تضاد خواهد بود؛ و عدم به کار بستن آنها به معنای اعتراف به این است که متن به همان شکل برای همه زمانها قابل اطلاق نیست. استدلال «زمینه» این مشکل را به طور کامل حل نمیکند؛ بلکه حتی ممکن است جهانشمولی متن را پیچیدهتر کند.
3️⃣1️⃣ صلاحیت برای همه زمانها و مکانها:
🔻این دیدگاه نشان میدهد که قرآن به دلیل بسیاری از احکام و قوانین که به وضوح به فرهنگ و جامعهی قرن هفتم شبهجزیرهی عربستان مرتبط هستند، برای همه زمانها و مکانها قابل اطلاق نیست و در دوران مدرن اجرای آنها دشوار یا غیرقابل قبول است.
▪️نمونهها شامل نظام بردگی و کنیزی، اسرای جنگی و تقسیم غنایم هستند که در سطح جهانی منسوخ شده و از نظر اخلاقی یا قانونی دیگر پذیرفته نیستند.
▪️احکامی که تبعیضآمیز علیه زنان در مقایسه با مردان تلقی میشوند نیز قابل ذکرند: ارث (سهم مرد دو برابر زن)، شهادت (شهادت دو زن معادل یک مرد در برخی موارد)، تعدد زوجات برای مردان اما نه برای زنان، و سرپرستی مردان بر زنان. این موارد با اصول مدرن برابری و حقوق بشر در تضاد هستند.
🔺تأویلهای نمادین یا مقصودی، تلاشهای انسانی برای تطبیق متن با دوران هستند، اما قرائت اننتقادی بر متن اصلی و کلامی متمرکز است و در مورد صلاحیت ذاتی آن برای همه زمانها و مکانها سؤال میکند که معمولاً پاسخ منفی است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق» (۵/۶)
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
4️⃣1️⃣ اعمال خداوند و مفهوم فلسفی خدای مطلق:
🔻 از دیدگاه صرفاً فلسفی، اعمال منسوب به خداوند در قرآن اغلب با مفهوم خدای مطلق در تضاد است.
❌ میل به عبادت و اطاعت از انسانها: خدای مطلق، که کامل و خودکفاست، نیازی به عبادت یا اطاعت از مخلوقات خود ندارد؛ این نیاز نقص تلقی میشود و با کمال در تضاد است.
❌ تهدید به مجازات شدید و وعدهی پاداش بر اساس اطاعت/نافرمانی: مطلق باید بالاتر از چنین واکنشهایی و تحت تأثیر قرار گرفتن از اعمال بشری باشد.
❌ بخشش و مجازاتی که انتخابی یا مشروط به شرایط خاص (مانند ایمان یا عدم شرک) به نظر میرسد: خیر مطلق باید جامع و بیقید و شرط باشد، و عدل مطلق باید معیار یکسانی برای همگان داشته باشد.
❌ فرمان مستقیم به جنگ و خونریزی، حتی به دلایل مذهبی: این امر با ایدهی خیر و رحمت مطلق در تضاد است.
🔺این اعمال تصویری از خدایی شخصی با اراده، تمایلات، واکنشها و تأثیرپذیر از اعمال بشری را ترسیم میکنند، که با خدای فلسفی مطلق که متعالی، ثابت، کامل و خودکفاست، متفاوت است. این امر ما را به این نتیجه میرساند که خدای توصیف شده در قرآن، بیشتر شبیه یک خدای قبیلهای یا خدای یک قوم خاص است تا یک خدای مطلق جهانی.
5️⃣1️⃣ ادعای اعجاز علمی:
🔻دیدگاه انتقادی آنچه را «اعجاز علمی» نامیده میشود، به عنوان تأویل پسنگر یا سوگیری تأییدی تلقی میکند.
📌 این بدان معناست که مؤمنان، با پیشفرض ایمان، سعی میکنند هرگونه سازگاری، حتی سطحی یا تصادفی، را بین آیات خاص و کشفیات علمی مدرن بیابند و آیات را به گونهای تفسیر کنند که با علم همسو باشد تا منشأ الهی متن را اثبات کنند.
🔶 نمونههای مورد انتقاد:
🔺اهمیت آب برای حیات برای تمدنهای باستان که در کنار رودخانهها شکل گرفته بودند، معلوم بود و نیازی به وحی الهی نداشت.
🔺 از نظر علمی دقیق نیست. علم مدرن میگوید استخوانها و عضلات تقریباً همزمان از یک بافت جنینی تشکیل میشوند، نه اینکه استخوانها اول تشکیل شوند و سپس با گوشت پوشانده شوند. این توصیف نیز تحت تأثیر ایدههای ارسطو و جالینوس دربارهی جنینشناسی بوده که در آن زمان رایج بود.
🔺به عنوان اشاره به کلروفیل و فتوسنتز: این یک نمونه آشکار از «پیچاندن متن» تلقی میشود؛ کلمهی «خضرا» به سادگی به رنگ سبز اشاره دارد، و تفسیر آن به کلروفیل، بارگذاری بیش از حد بر متن است که «مهزله» توصیف میشود.
❓یک تناقض مشاهده میشود: وقتی پرسیده میشود چرا قرآن به کشفیات علمی خاصی مانند برق یا اتم یا گرانش اشاره نکردهاست، پاسخ این است که «قرآن کتاب علم نیست، بلکه کتاب هدایت است.» با این حال، علم سپس برای اثبات اعجاز علمی آن فراخوانده میشود. این تناقض به طور قابل توجهی استدلال اعجاز علمی را تضعیف میکند.
6️⃣1️⃣ تناقض با علوم نوین:
🔻دیدگاه انتقادی همچنین به مفاهیمی در قرآن اشاره میکند که با علم مدرن در تضاد هستند.
🌎 هفت آسمان طبقهطبقه: این به وضوح منعکسکنندهی یک جهانبینی باستانی و زمینمرکز است که در بسیاری از فرهنگها رایج بود، جایی که آسمانها لایههای جامد بالای زمین محسوب میشدند، که کاملاً با درک مدرن ما از کیهان، فضا و کهکشانها در تضاد است.
🔺در حالی که گاهی اوقات به عنوان اشاره به بیگبنگ تفسیر میشود، تصویری که آیه ارائه میدهد از آسمانها و زمین که یک تودهی به هم چسبیده بودند و خداوند آنها را جدا کرد، دقیقاً با مدل علمی بیگبنگ و تشکیل کیهان و منظومهی شمسی همخوانی ندارد.
🔺اگر این آیه به معنای واقعی کلمه گرفته شود، نشان میدهد که خورشید مکان خاصی دارد که در آن مستقر میشود یا به سوی آن حرکت میکند، یا در مکان خاصی غروب میکند (مانند داستان ذوالقرنین و غروب آن در چشمهای گلآلود). این با درک مدرن ما از حرکت خورشید در کهکشان راه شیری و چرخش آن به دور مرکز کهکشان، و اینکه به معنای سکون «استقرار» نمییابد، متفاوت است.
🔺این نکات بازتابدهندهی جهانبینی کهنی هستند که لزوماً با علم مدرن سازگار نیست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
4️⃣1️⃣ اعمال خداوند و مفهوم فلسفی خدای مطلق:
🔻 از دیدگاه صرفاً فلسفی، اعمال منسوب به خداوند در قرآن اغلب با مفهوم خدای مطلق در تضاد است.
❌ میل به عبادت و اطاعت از انسانها: خدای مطلق، که کامل و خودکفاست، نیازی به عبادت یا اطاعت از مخلوقات خود ندارد؛ این نیاز نقص تلقی میشود و با کمال در تضاد است.
❌ تهدید به مجازات شدید و وعدهی پاداش بر اساس اطاعت/نافرمانی: مطلق باید بالاتر از چنین واکنشهایی و تحت تأثیر قرار گرفتن از اعمال بشری باشد.
❌ بخشش و مجازاتی که انتخابی یا مشروط به شرایط خاص (مانند ایمان یا عدم شرک) به نظر میرسد: خیر مطلق باید جامع و بیقید و شرط باشد، و عدل مطلق باید معیار یکسانی برای همگان داشته باشد.
❌ فرمان مستقیم به جنگ و خونریزی، حتی به دلایل مذهبی: این امر با ایدهی خیر و رحمت مطلق در تضاد است.
🔺این اعمال تصویری از خدایی شخصی با اراده، تمایلات، واکنشها و تأثیرپذیر از اعمال بشری را ترسیم میکنند، که با خدای فلسفی مطلق که متعالی، ثابت، کامل و خودکفاست، متفاوت است. این امر ما را به این نتیجه میرساند که خدای توصیف شده در قرآن، بیشتر شبیه یک خدای قبیلهای یا خدای یک قوم خاص است تا یک خدای مطلق جهانی.
5️⃣1️⃣ ادعای اعجاز علمی:
🔻دیدگاه انتقادی آنچه را «اعجاز علمی» نامیده میشود، به عنوان تأویل پسنگر یا سوگیری تأییدی تلقی میکند.
📌 این بدان معناست که مؤمنان، با پیشفرض ایمان، سعی میکنند هرگونه سازگاری، حتی سطحی یا تصادفی، را بین آیات خاص و کشفیات علمی مدرن بیابند و آیات را به گونهای تفسیر کنند که با علم همسو باشد تا منشأ الهی متن را اثبات کنند.
🔶 نمونههای مورد انتقاد:
«و از آب هر چیز زندهای را قرار دادیم»
🔺اهمیت آب برای حیات برای تمدنهای باستان که در کنار رودخانهها شکل گرفته بودند، معلوم بود و نیازی به وحی الهی نداشت.
«سپس نطفه را به علقه، و علقه را به مضغه، و مضغه را به استخوان تبدیل کردیم و بر استخوانها گوشت پوشاندیم»
🔺 از نظر علمی دقیق نیست. علم مدرن میگوید استخوانها و عضلات تقریباً همزمان از یک بافت جنینی تشکیل میشوند، نه اینکه استخوانها اول تشکیل شوند و سپس با گوشت پوشانده شوند. این توصیف نیز تحت تأثیر ایدههای ارسطو و جالینوس دربارهی جنینشناسی بوده که در آن زمان رایج بود.
«و از آن سبزی را بیرون آوردیم که از آن دانههایی بر روی هم روییده شده بیرون میآوریم»
🔺به عنوان اشاره به کلروفیل و فتوسنتز: این یک نمونه آشکار از «پیچاندن متن» تلقی میشود؛ کلمهی «خضرا» به سادگی به رنگ سبز اشاره دارد، و تفسیر آن به کلروفیل، بارگذاری بیش از حد بر متن است که «مهزله» توصیف میشود.
❓یک تناقض مشاهده میشود: وقتی پرسیده میشود چرا قرآن به کشفیات علمی خاصی مانند برق یا اتم یا گرانش اشاره نکردهاست، پاسخ این است که «قرآن کتاب علم نیست، بلکه کتاب هدایت است.» با این حال، علم سپس برای اثبات اعجاز علمی آن فراخوانده میشود. این تناقض به طور قابل توجهی استدلال اعجاز علمی را تضعیف میکند.
6️⃣1️⃣ تناقض با علوم نوین:
🔻دیدگاه انتقادی همچنین به مفاهیمی در قرآن اشاره میکند که با علم مدرن در تضاد هستند.
🌎 هفت آسمان طبقهطبقه: این به وضوح منعکسکنندهی یک جهانبینی باستانی و زمینمرکز است که در بسیاری از فرهنگها رایج بود، جایی که آسمانها لایههای جامد بالای زمین محسوب میشدند، که کاملاً با درک مدرن ما از کیهان، فضا و کهکشانها در تضاد است.
«آیا کافران ندانستند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از هم گشودیم؟»
🔺در حالی که گاهی اوقات به عنوان اشاره به بیگبنگ تفسیر میشود، تصویری که آیه ارائه میدهد از آسمانها و زمین که یک تودهی به هم چسبیده بودند و خداوند آنها را جدا کرد، دقیقاً با مدل علمی بیگبنگ و تشکیل کیهان و منظومهی شمسی همخوانی ندارد.
«و خورشید به سوی قرارگاه خود در حرکت است»
🔺اگر این آیه به معنای واقعی کلمه گرفته شود، نشان میدهد که خورشید مکان خاصی دارد که در آن مستقر میشود یا به سوی آن حرکت میکند، یا در مکان خاصی غروب میکند (مانند داستان ذوالقرنین و غروب آن در چشمهای گلآلود). این با درک مدرن ما از حرکت خورشید در کهکشان راه شیری و چرخش آن به دور مرکز کهکشان، و اینکه به معنای سکون «استقرار» نمییابد، متفاوت است.
🔺این نکات بازتابدهندهی جهانبینی کهنی هستند که لزوماً با علم مدرن سازگار نیست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق» (۶/۶)
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
🔶 عقلانیت و اخلاقی بودن ایمان به خدای قرآن:
🔻از دیدگاه فلسفی انتقادی، با توجه به تمامی این نکات، ایمان به خدای توصیف شده در قرآن با دشواریهای منطقی و اخلاقی مواجه است.
🔸دشواریهای منطقی:
❓چگونه یک موجود مطلق، کامل و خودکفا میتواند از مخلوقاتش عبادت و اطاعت طلب کند یا به آن نیاز داشته باشد؟ چگونه کلام او میتواند ازلی و مطلق باشد و در عین حال به زبانی بشری و محدود نازل شود، با حوادث تاریخی خاص تعامل کند و سبک آن تغییر کند؟ چگونه علم او مطلق باشد، اما متن او شاملِ خطاهای علمی یا دیدگاههای کیهانی باستانی، باشد؟
🔸 دشواریهای اخلاقی:
❓چگونه یک موجود خیر مطلق میتواند به جنگ، خونریزی و خشونت فرمان دهد؟ چگونه میتواند مجازاتهای ابدی و وحشتناک مانند جهنم را تنها به خاطر اختلاف عقیده وضع کند؟ چگونه میتواند سیستمهایی مانند بردگی و کنیزگیری را تأیید کند؟ چگونه میتواند گاهی اوقات انتقامجو و ظالم به نظر برسد، یا حتی از اغواهای جنسی و مادی به عنوان انگیزهای برای ایمان استفاده کند؟
🔺تصویر ترسیم شده از خداوند – موجودی که عذاب میدهد، گاهی توهین میکند (مانند «عتل بعد ذلک زنیم» – خشن و زنازاده)، به قتل فرمان میدهد، با جنسیت اغوا میکند و به عبادت نیاز دارد – به عنوان تصویری غیرعقلانی و غیراخلاقی برای خدای مطلق تلقی میشود.
🔺انتخاب یک خدای مطلق برای رساندن پیام نهایی و سرنوشتساز خود به تمام بشریت از طریق یک پیامبر، به یک زبان، در یک منطقهی جغرافیایی، در یک دورهی تاریخی، و معلق گذاشتن سرنوشت میلیاردها انسانی که بعد از آن یا در مکانهای دیگر زندگی کردهاند، به فهم و ایمان آنها به این متن، به عنوان یک انتخاب ناعادلانه و غیرمنطقی از سوی خدای مطلق دیده میشود.
🔸نقش عقل در ارزیابی متون مقدس:
🔻در پاسخ به این استدلال که عقل بشری محدود است و نمیتواند مطلق را بسنجد، یا دربارهی آن حکم کند، پاسخ فلسفی این است:
🔺این پذیرش، خود یک حکم عقلی بوده است.
🔺این امر، عمل ایمان را، در صورت حذف نقش عقل در ارزیابی، غیرعقلانی میسازد.
🎖نتیجهگیری دیدگاه انتقادی-فلسفی:
🍂 به طور خلاصه، از دیدگاه فلسفی انتقادی، وقتی متن قرآن با استفاده از ابزارهای منطق و فلسفه بررسی و با معیارهای کمال مطلق مورد انتظار از یک موجود مطلق مقایسه میشود، در بسیاری از جنبهها با این معیارها ناسازگار به نظر میرسد. این متن ویژگیهای بسیاری را نشان میدهد که میتوانند انسانی، از نظر روانشناختی متغیر، یا حداقل محدود به زمان، مکان، شرایط و فرهنگ خاصی تلقی شوند.
🔺این گزاره که «هر آنچه از عقل بشری سرچشمه میگیرد یا مستقیماً با آن تعامل دارد، باید نشانههای این انسانیت، با محدودیتها و تناقضاتش را با خود داشته باشد»، در این زمینه بسیار گویاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— وحی الهی یا فروپاشیِ مفهومی؟
🔶 عقلانیت و اخلاقی بودن ایمان به خدای قرآن:
🔻از دیدگاه فلسفی انتقادی، با توجه به تمامی این نکات، ایمان به خدای توصیف شده در قرآن با دشواریهای منطقی و اخلاقی مواجه است.
🔸دشواریهای منطقی:
❓چگونه یک موجود مطلق، کامل و خودکفا میتواند از مخلوقاتش عبادت و اطاعت طلب کند یا به آن نیاز داشته باشد؟ چگونه کلام او میتواند ازلی و مطلق باشد و در عین حال به زبانی بشری و محدود نازل شود، با حوادث تاریخی خاص تعامل کند و سبک آن تغییر کند؟ چگونه علم او مطلق باشد، اما متن او شاملِ خطاهای علمی یا دیدگاههای کیهانی باستانی، باشد؟
🔸 دشواریهای اخلاقی:
❓چگونه یک موجود خیر مطلق میتواند به جنگ، خونریزی و خشونت فرمان دهد؟ چگونه میتواند مجازاتهای ابدی و وحشتناک مانند جهنم را تنها به خاطر اختلاف عقیده وضع کند؟ چگونه میتواند سیستمهایی مانند بردگی و کنیزگیری را تأیید کند؟ چگونه میتواند گاهی اوقات انتقامجو و ظالم به نظر برسد، یا حتی از اغواهای جنسی و مادی به عنوان انگیزهای برای ایمان استفاده کند؟
🔺تصویر ترسیم شده از خداوند – موجودی که عذاب میدهد، گاهی توهین میکند (مانند «عتل بعد ذلک زنیم» – خشن و زنازاده)، به قتل فرمان میدهد، با جنسیت اغوا میکند و به عبادت نیاز دارد – به عنوان تصویری غیرعقلانی و غیراخلاقی برای خدای مطلق تلقی میشود.
🔺انتخاب یک خدای مطلق برای رساندن پیام نهایی و سرنوشتساز خود به تمام بشریت از طریق یک پیامبر، به یک زبان، در یک منطقهی جغرافیایی، در یک دورهی تاریخی، و معلق گذاشتن سرنوشت میلیاردها انسانی که بعد از آن یا در مکانهای دیگر زندگی کردهاند، به فهم و ایمان آنها به این متن، به عنوان یک انتخاب ناعادلانه و غیرمنطقی از سوی خدای مطلق دیده میشود.
🔸نقش عقل در ارزیابی متون مقدس:
🔻در پاسخ به این استدلال که عقل بشری محدود است و نمیتواند مطلق را بسنجد، یا دربارهی آن حکم کند، پاسخ فلسفی این است:
بر چه اساسی این متن در ابتدا به عنوان کلام مطلق پذیرفته شد و به آن ایمان آورده شد؟
🔺این پذیرش، خود یک حکم عقلی بوده است.
چگونه میتوان از عقل برای ایمان استفاده کرد، و سپس ادعا کرد که عقل در ارزیابی و نقد ناتوان است؟
🔺این امر، عمل ایمان را، در صورت حذف نقش عقل در ارزیابی، غیرعقلانی میسازد.
🎖نتیجهگیری دیدگاه انتقادی-فلسفی:
🍂 به طور خلاصه، از دیدگاه فلسفی انتقادی، وقتی متن قرآن با استفاده از ابزارهای منطق و فلسفه بررسی و با معیارهای کمال مطلق مورد انتظار از یک موجود مطلق مقایسه میشود، در بسیاری از جنبهها با این معیارها ناسازگار به نظر میرسد. این متن ویژگیهای بسیاری را نشان میدهد که میتوانند انسانی، از نظر روانشناختی متغیر، یا حداقل محدود به زمان، مکان، شرایط و فرهنگ خاصی تلقی شوند.
🔺این گزاره که «هر آنچه از عقل بشری سرچشمه میگیرد یا مستقیماً با آن تعامل دارد، باید نشانههای این انسانیت، با محدودیتها و تناقضاتش را با خود داشته باشد»، در این زمینه بسیار گویاست.
📕افشای تالیفِ جمعی قرآن با ریاضی
📻 گافها بهمثابه امضایِ بشری
📕وقتی معنای بیکران، بهانۀ اعجاز میشود
📺 کتاب ممنوعۀ «قرآن، کلام محمد»
📺 کتابِ «قرائت قرآن غیر دینی» اثر دکتر رضا آیرملو
📺 کپیکاریِ خدا از خاخامها؟!
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپیپیستهایی ناشیانه؟
📺 «عیسی» و «انجیل» و هویت مؤلفان قرآن
📕قرآن در ترازوی سوالات یهود
📕قرآن و همراهی با تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📺 کمال حیدری: اشکالات صرف و نحوی قرآن - اعجاز ادبی (۴)
📺 معجزهٔ قرآن؟! (۳) (نقد ادبی بخشی از قرآن و ریشههای سریانی آن)
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۲) نهجالبلاغه پیروز تحدیست
📺 اعجاز ادبی قرآن؟ (۱) - سبک قرآن
📺 عربزبانان قرآن را میفهمیدند/میفهمند؟!
📺 بیمحتوایی و تکرار/حشو بسیارِ قرآن - اعجاز ادبی ۵
📗مرجع تقلید: قرآن معجزه نیست و تحدی باطله
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
📕قرآن از دیدگاه ریاضی
📕 تصورات خطای قرآن پیرامون انجیل و تورات
📕افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپیکاران!
📕فصاحتِ معیوب، تقدیسِ بردهداری و حکمتِ فریبکار!
📺 انسان خدایش را آفرید
🔻لیلی العاصیة
📺 آیاتِ سادهلوحانه و خندهدار که بشری بودن قرآن را ثابت میکنند
📺 آیا قرآن حاصل کار جمعی بوده؟
📺 مسلمانان الله را میپرستند یا محمد را؟
📺 چرا محمد پیامبر نبود؟
📺 قرآنیون: دوستانِ الله یا مرتد؟
.
#نقد_قرآن #نقد_اسلام #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🎭 سجدههای انتخابی، بتهای همیشگی — بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران (۳/۳) ✍🏻 #سعید_جیم 🍂 در نهایت، یک انسان آزاده هرگز مقابل احدی سجده نمیکند، چه صاحب قدرت باشد و چه نباشد. اما واقعیت این است که در هر جامعهای، جانهای آزادهای که تن به سجده و کرنش…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 بنبست گفتمانی اصلاحطلبان؟
🎙#بردیا_فرهمند
🔻این ویدیو به تحلیل و نقد مواضع اخیر فعالان سیاسی اصلاحطلب در ایران، از جمله میرحسین موسوی، نرگس محمدی و مصطفی تاجزاده در واکنش به رویدادهای اخیر منطقه میپردازد.
🔶 خلاصه نکات کلیدی:
▪️بیانیه میرحسین موسوی: موسوی در بیانیه خود حمله را محکوم کرده و آن را نتیجه سیاستهای جمهوری اسلامی دانسته است. او خواستار برگزاری رفراندوم و اصلاحات ساختاری شده است. گویندگان معتقدند که راهکارهای او در مواجهه با تهدیدهای کنونی ناکافی بوده و به مسائل اصلی سیاست خارجی مانند توقف تخاصم با اسرائیل نمیپردازد.
▪️مواضع نرگس محمدی: نرگس محمدی نیز حمله را محکوم و به سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی اشاره کرده است. او خواستار توقف غنیسازی اورانیوم شده، اما گویندگان این راهحل را نیز «عقبمانده» میدانند و معتقدند که مسئله اصلی، کنار گذاشتن سیاست دشمنی با اسرائیل است که او به آن نمیپردازد.
▪️مواضع مصطفی تاجزاده: تاجزاده حمله را محکوم کرده و بر گذار مسالمتآمیز به دموکراسی و تغییرات ساختاری تأکید کرده است. گویندگان با اشاره به سوابق او، معتقدند که تاجزاده نیز مانند دیگر اصلاحطلبان، راهحل عملی برای مشکلات فعلی ارائه نمیکند.
▪️نقد کلی به اصلاحطلبان: در مجموع، گویندگان بر این باورند که اصلاحطلبان دچار «بنبست گفتمانی» شدهاند و نمیتوانند راهحلهای واقعی برای خروج از بحران ارائه دهند. این بنبست ناشی از ایدئولوژی آنها است که با نظم جهانی به رهبری آمریکا ناسازگار است. به عقیده گویندگان، تنها راه حل مشکلات ایران، پذیرش نظم موجود جهانی و کنار گذاشتن دشمنی با آن است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bardiafrh
🎙#بردیا_فرهمند
🔻این ویدیو به تحلیل و نقد مواضع اخیر فعالان سیاسی اصلاحطلب در ایران، از جمله میرحسین موسوی، نرگس محمدی و مصطفی تاجزاده در واکنش به رویدادهای اخیر منطقه میپردازد.
🔶 خلاصه نکات کلیدی:
▪️بیانیه میرحسین موسوی: موسوی در بیانیه خود حمله را محکوم کرده و آن را نتیجه سیاستهای جمهوری اسلامی دانسته است. او خواستار برگزاری رفراندوم و اصلاحات ساختاری شده است. گویندگان معتقدند که راهکارهای او در مواجهه با تهدیدهای کنونی ناکافی بوده و به مسائل اصلی سیاست خارجی مانند توقف تخاصم با اسرائیل نمیپردازد.
▪️مواضع نرگس محمدی: نرگس محمدی نیز حمله را محکوم و به سیاستهای جنگطلبانه جمهوری اسلامی اشاره کرده است. او خواستار توقف غنیسازی اورانیوم شده، اما گویندگان این راهحل را نیز «عقبمانده» میدانند و معتقدند که مسئله اصلی، کنار گذاشتن سیاست دشمنی با اسرائیل است که او به آن نمیپردازد.
▪️مواضع مصطفی تاجزاده: تاجزاده حمله را محکوم کرده و بر گذار مسالمتآمیز به دموکراسی و تغییرات ساختاری تأکید کرده است. گویندگان با اشاره به سوابق او، معتقدند که تاجزاده نیز مانند دیگر اصلاحطلبان، راهحل عملی برای مشکلات فعلی ارائه نمیکند.
▪️نقد کلی به اصلاحطلبان: در مجموع، گویندگان بر این باورند که اصلاحطلبان دچار «بنبست گفتمانی» شدهاند و نمیتوانند راهحلهای واقعی برای خروج از بحران ارائه دهند. این بنبست ناشی از ایدئولوژی آنها است که با نظم جهانی به رهبری آمریکا ناسازگار است. به عقیده گویندگان، تنها راه حل مشکلات ایران، پذیرش نظم موجود جهانی و کنار گذاشتن دشمنی با آن است.
🔻اصلاحطلبان
📺 آیندۀ ایران: نقد اصلاحطلبان
👔 اگر کراوات آزاد بود!
📕از بمب شیمیایی تا بیانیههای شاعرانه: معمارانِ توهم آزادی!
📕چرخشگفتمانیِ نسلهای نوی ایران
🔻غربستیزی
📺 ریشههای غربستیزی ج.ا (۱)، (۲)
📕خصومت با غرب و آمریکا به چه قیمتی؟
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار! بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
📕غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
📕ستیز با جهان مدرن
📕روشنفکران قفسساز
📕در غرب، بشری وجود ندارد. ما اَنیشتن رو هم حشرهای بیش نمیدانیم
📕زوال جهان اسلام؛ یک پیشبینی
📕غربستیزی و غربگدایی، دو رویِ یک سکه
📕«غربستیزی» در کانالِ «یهودستیزی» جمهوری اسلامی و ایرانیان
📕مذاکره و عادیسازی: پیامدها و قواعد سیاسی آن
📺 دربارۀ «جلال آل احمد» (۱)
📺 عللِ افولِ سنتگرایان
📺 «غربستیزی سنتگرایان»
📺 روانکاوی «غربستیزی سنتگرایان»
📻سید قطب که بود؟ چه تأثیری بر شخصیت و تفکر علی خامنهای گذاشت؟
📕تحلیل اظهارات ترامپ از انگیزۀ حمله به ایران
📉 هزینهای که میتوانست قدرتساز باشد
📕در کاربست عقل و علم در سیاست
📕صحتسنجیِ ادعایِ جنگاوران دربارۀ نیروی هوایی (نیابتیها یا نیروی هوایی؟)
🔨 وقتی «چکش» خدا میشود
📕چپ و اسلامگرایی: اتحاد اضداد بر محور نفرت
.
#سیاست#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #اصلاحات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bardiafrh