نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.06K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘تحلیل رویکرد ستیزه‌گری حاکمیت ایران با آمریکا و اسرائیل
— در حاشیه اظهار نظر دکتر عبدالکریمی مبنی بر عاملیت آمریکا و اسرائیل در مسموم‌سازی دختران دانش‌آموز

✍️ #جعفر_نکونام

فیلسوف ارجمند جناب آقای دکتر بیژن عبدالکریمی گویا بر این نظر است که تمام یا عمدۀ مصائبی که بر سر مردم ایران آوار می‌شود، از جملۀ مسمومیت دختران دانش‌آموز از خصومت‌های آمریکا و اسرائیل با مردم ایران است؛ اما ایشان توضیح نداده است که:

🔸اولاً، چنین اظهاری نظری با تکیه بر کدام دلایل و شواهد علمی معتبر اظهار شده است؟

🔸ثانیاً، آیا آمریکا و اسرائیل با تمام کشورهای جهان خصومت می‌ورزد یا فقط با کشورهای خاصی مثل ایران خصومت می‌ورزد؟

🔸ثالثاً، به فرض این که آمریکا و اسرائیل با تمام کشورهای جهان خصومت می‌ورزد، چرا آنان به این مصائبی که بر مردم ایران آوار شده است، گرفتار نیامده اند؟ برای مثال، چرا آن کشورها به تحریم‌های جهانی گرفتار نشدند؟

🔸رابعاً، اگر آمریکا و اسرائیل با کشورهای خاصی مثل ایران خصومت می‌ورزد، چرا چنین است؟ آیا خصومت‌ورزی آمریکا و اسرائیل نتیجۀ خصومت‌ورزی‌های آن کشورها با آمریکا و اسرائیل است؟

🔸خامساً، اگر چنین است که خصومت‌ورزی آمریکا و اسرائیل نتیجۀ خصومت‌ورزی‌های حاکمیت ایران با آمریکا و اسرائیل است، چه دلایل معتبری بر وجاهت چنین رویکرد خصومت‌ورزانه می‌توانید اقامه کنید؟ به سخن دیگر، کشور ایران از رهگذر خصومت‌ورزی با آمریکا و اسرائیل به چه امتیازات و منافعی دست می‌یابد که سایر کشورهای جهان از آنها محروم مانده‌اند؟

🔸سادساً، آیا خصومت‌ورزی حاکمیت ایران با آمریکا و اسرائیل اجتناب‌ناپذیر است و آیا هیچ راهی پیش روی کشور ایران نیست که آتش خصومت‌ورزی‌های آمریکا و اسرائیل را با حاکمیت ایران فرو بخواباند؟ اگر راهی برای فرو خواباندن آتش خصومت‌ورزی‌های میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و حاکمیت ایران از سوی دیگر وجود دارد، آن راه کدام است؟

🔸سابعاً، چشم‌انداز شما از عاقبت این خصومت‌ورزی‌های میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و حاکمیت ایران از سوی دیگر چیست؟ کدام کشور فاتح این معرکه خواهند بود و کدام کشور دچار فروپاشی خواهند شد؟ به چه دلیل؟

🔸ثامناً، آیا تمام مردم ایران با رویکرد خصمانۀ حاکمیت ایران با آمریکا و اسرائیل موافق‌اند؟ و چگونه می‌توان کشف کرد که آیا مردم ایران موافق رویکرد خصمانۀ حاکمیت با آمریکا و اسرائیل‌اند یا نه؟

🔸تاسعاً، اگر کاشف به عمل آید که اکثریت مردم ایران مخالف رویکرد خصمانۀ حاکمیت با کشورهای آمریکا و اسرائیل‌اند، چه باید کرد؟ و شما چه راهکاری برای اعمال رأی اکثریت مردم در این خصوص پیشنهاد می‌کنید؟

🔸عاشراً، اگر فرض بر این باشد که حاکمیت ایران با رأی اکثریت مردم به هیچ راه مسالمت‌آمیزی مثل رفراندم تن ندهد، پیشنهاد شما چیست؟


🗄یادداشت‌های مشابه:
🔸 نسخ ایدئولوژی جنگ با جهان
🔸مسبب دست و پا زدن مستمر ایران در باتلاق‌های متعدد
🔸 نیم‌نگاهی به نقد انگاره جنگ جهانی آخر الزمانی
🔸 نیم‌نگاهی به انگارۀ جنگ آخر الزمانی و کارکرد سیاست رعب‌افکنی حکومت‌های دینی
🔸ادعای جایگزین تمدن غرب شدن انقلاب اسلامی ایران تا ده سال دیگر
🔸بشارت سرنگونی اسرائیل در سال جاری؟!
🔸پنج رویکرد تفسیری به انگارۀ حکومت آخر الزمانی
🔸نظریه اتصال دولت صفویه با دولت صاحب الزمان(عج)
🔸پیشینۀ انگارۀ حکومت آخر الزمانی
🔸نزدیک بودن انقلاب در دو نگاه
🔸مقایسۀ دو نگاه‌ دربارۀ آیندۀ نظام اسلامی
🔸شعار حکومت جهانی بدون اعتبار ملی و جهانی
🔸فاصلۀ حاکمیت شیعی ایران تا انگارۀ حکومت جهانی
🔸حکومت جهانی آخر الزمانی از واقعیت تا خیال




🌾 @dineaqlani
🌾 @Naqdagin
📺 یکسانی حجابِ سیاهِ (چادر و روسری‌‌ِ) فرقۀ حزب‌اللهی با فرقه‌ای تندرو از یهودیان در کانادا

📘
نقد تقلیل هویت زن مسلمان به حفظ حجاب

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

1️⃣ تعریف هویت
هویت را عبارت دانسته‌اند از مجموعۀ مشخصاتی که یک فرد یا جمعیتی را از سایر افراد یا جمعیت‌ها متمایز می‌سازد. از این تعریف دو نکته دانسته می‌شود:
اولا) هویت هم دربارۀ فرد به کار می‌رود و هم دربارۀ جمع؛ لذا هم می‌توانیم از هویت یک شخص معین سخن بگوییم و هم از هویت یک جمعیت مشخص؛ به همین رو از «هویت زن مسلمان» به عنوان اسم جنسی که تمام زنان مسلمان را دربر می گیرد، سخن گفته شده‌است.

ثانیا) هویت به مجموعۀ مشخصات یک فرد یا جمعیت اطلاق می‌شود؛ نه یک مشخصۀ خاص. گویا پیش‌فرض این است که یک مشخصۀ خاص هرگز تعیین‌کنندۀ هویت یک فرد یا جمعیت نیست.

2️⃣ نقد نقش هویتی حجاب زنان
برخی هویت زن مسلمان را به «حفظ حجاب در غیر وجه و کفین» تقلیل دادند و آن را مترادف با «عفاف» شمردند؛ اما این مخدوش به نظر می‌رسد؛ زیرا:

اولاً، چنان که آمد، هویت به «مجموعۀ مشخصات متمایزکننده یک فرد یا جمعیت» از سایر افراد و جمعیت‌ها اطلاق می گردد، نه یک مشخصۀ خاص؛ چون بسا ذیل یک مشخصه‌ای مثل حجاب، افراد غیرمسلمان هم بگنجند؛ چنان که زنان یهودی ارتدوکس یا زنان راهبۀ مسیحی هم حجاب دارند، اما مسلمان نیستند؛ بنابراین تقلیل هویت زن مسلمان به حجاب، «مانعیت» ندارد و غیر زن مسلمان را هم شامل می‌شود.

ثانیاً، تقلیل هویت زن مسلمان به حجاب، «جامعیت» هم ندارد؛ چون اکثریت زنان مسلمان حجاب ندارند، اما در عین حال، ذیل عنوان زن مسلمان می‌گنجند. بسیار آشکار است که در تعریف هویت یک جمعیت، باید مشخصه‌ای را ذکر کرد که میان تمام افراد آن جمعیت مشترک باشد و این در حالی‌ست که هرگز حجاب، یک مشخصۀ مشترک تمام زنان مسلمان نیست.

ثالثاً، مترادف ساختن «حجاب» و «عفاف» خلاف واقع است؛ چون هرگز چنین نیست که اگر زنی حجاب را رعایت کرد، لزوماً مرتکب اعمال منافی عفت نشود و نیز هرگز چنین نیست که اگر زنی حجاب را رعایت نکرد، مرتکب اعمال منافی عفت بشود؛ بنابراین، تعریف بی‌حجابی به بی‌عفتی نمی‌تواند صحیح باشد؛ چون هم خلاف واقع/ کذب است و هم یک اتهام غیراخلاقی به شمار می‌رود.

رابعاً، تقلیل هویت زنان مسلمان به حجاب، بسی ظاهرگرایانه است. بسا اگر هویت زنان مسلمان به «عفت» تعریف می‌شد، به‌مراتب بهتر بود. اگرچه چنین تعریفی نیز نه جامع است و نه مانع؛ چون بسیاری از زنان غیر مسلمان هستند که عفیف‌اند و نیز بسیاری از زنان مسلمان هستند که عفیف نیستند.

خامساً، چنان می‌نماید که تعریف هویت زن مسلمان به زن باحجاب، چنان که فقط وجه و کف دو دست پیدا باشد، یک تعریف «انشایی و توصیه‌ای» است؛ نه یک تعریف «اخباری و توصیفی»، یعنی خواسته‌اند، بگویند: «زنان مسلمان باید حجاب را با این غلظت رعایت کنند و گرنه مسلمان نیستند»؛ اما محل سؤال است که کدام فقیه، شاخصۀ زن مسلمان را این‌گونه تعریف کرده‌است؛ طوری که هرکس را که حجاب را رعایت نکرده‌باشد، غیرمسلمان به‌شمار آورده‌باشد؟

3️⃣ تعریف صحیح هویت زن مسلمان
ما اگر بخواهیم یک تعریف توصیفی جامع و مانعی از تعریف زن مسلمان به دست بدهیم که تمام زنان مسلمان جهان را در تمام کشورها و تمام اعصار شامل بشود و غیر آنان را شامل نشود، باید بگوییم، زن مسلمان دارای مشخصات ذیل است:

اولاً، زن مسلمان، زنی‌ست که خود را مسلمان می‌شمارد ولو آن که بسیاری از عقاید مشهور مسلمانان را نداشته‌باشد و یا بسیاری از مناسک دینی را بجا نیاورد. واقعیتی که امروزه در میان مسلمانان مشاهده می‌شود، این است که مسلمان بودن فقط یک نام هویتی‌ست؛ مثل ایرانی بودن؛ چنان که یک نفر به صرف این که خود را ایرانی بخواند، ایرانی دانسته می‌شود، ولو آن که در ایران هم زندگی نکند.

ثانیاً، زن مسلمان، زنی است که منکر مسلمان بودن خودش نباشد؛ اما اگر زن مسلمان‌زاده‌ای بگوید که من از اسلام خارج شدم و دیگر مسلمان نیستم، بدیهی‌ست که نمی‌توان او را زن مسلمان نامید.

🔺به موجب آنچه آمد، تقریباً باید گفت که به نحو توصیفی، نمی‌توان هویتی برای زن مسلمان تعریف کرد؛ چون امروزه از مسلمانی فقط «یک نام» مانده‌است. البته به‌نحو توصیه‌ای، هر شخص یا جمعیتی می‌تواند تعریف دلخواه خود را از زن مسلمان به‌دست بدهد؛ اما بدیهی‌ست که چنین تعریفی نمی‌تواند جامعیت داشته‌باشد. برای مثال، بنیادگرایان اسلامی ممکن است، هویت زن مسلمان را با مشخصات ذیل تعریف کنند:
▪️اولاً، حجاب را در غیر وجه و کف دو دست رعایت کند؛
▪️ثانیاً، رابطۀ نامشروع برقرار نکند؛
▪️ثالثاً، عقاید دینی نظیر وجود خدا و قیامت و نبوت را باور داشته‌باشد؛
▪️رابعاً، مناسک دینی نظیر نماز و روزه را برپا بدارد؛
🔺منتها قریب به اتفاق مسلمانان جهان، هرگز رعایت حجاب با چنان غلظتی را به عنوان یک مشخصۀ زن مسلمان نمی‌پذیرند.




🌾 @Naqdagin| @dineaqlani
📘حجاب در «اسلامِ همساز» و «اسلامِ ناهمساز»

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

1️⃣ تعریف اسلام همساز و اسلام ناهمساز
مراد از اسلام ناهمساز عبارت از اسلامی‌ست که بخش‌هایش با هم سازگاری ندارند و هر بخش آن سازی متفاوت از بخش‌های دیگر می‌زند.

🍂 پیدایش علوم مدرن و پدید آمدن مدرنیته باعث شده‌است، پاره‌هایی از باورها و سنت‌های کهن اسلامی که با علوم مدرن و مدرنیته در تعارض بودند، به تاریخ بپیوندد؛ اما همچنان پاره‌هایی از آنها گران‌جانی می‌کنند و این چهره‌ای ناهمساز و ناموزون از اسلام به نمایش گذاشته‌است. برای مثال، در روزگار حاضر، باورها و سنت‌هایی چون «مهدور الدم بودن کافر» و «وجوب جهاد ابتدایی» و «جواز برده‌داری» و مانند آنها که با مدرنیته در تعارض بودند، منسوخ شدند، اما برخی از باورها و سنت‌های معارض مدرنیته، مثل «عدم صلاحیت زنان برای ریاست جمهوری و قضاوت» و «برخورداری اختصاصی مرد از حق طلاق و حضانت و مانند آنها» همچنان باقی‌ست.

🍂 این درحالی‌ست که اگر بناست باورها و سنت‌های اسلامی ناسازگار با مدرنیته تن به نوسازی ندهند، نباید هیچ یک از باورها و سنت‌های اسلامی منسوخ می‌‌شدند و برای مثال، نباید «جهاد ابتدایی» تعطیل می‌شد و «برده‌داری» منسوخ می‌گردید و یا نباید «انتخابات» بجای «بیعت» می‌نشست، اما اگر بناست که باورها و سنت‌های اسلامی به طور کامل با علوم مدرن و مدرنیته سازگاری پیدا کنند، باید تمام باورها و سنت‌های ناسازگار با علوم مدرن و مدرنیته اصلاح می‌شدند.

🍂 اسلام همساز اسلامی‌ست که یا تمام آن با علوم مدرن و مدرنیته سازگار باشد و یا تمام آن به شکل کهنش باقی بماند، اما این که پاره‌ای از آن مدرن شود و پاره‌ای دیگر از آن به شکل کهنش باقی باشد، اسلامی «ناهمساز و بی‌قواره» را شکل می‌دهد.

2️⃣ ریش مردان و گیس زنان در اسلام ناهمساز
علوم مدرن و مدرنیته به مسلمانان تعلق ندارد، بلکه به کفار متعلق است و این در حالی‌ست که در اسلامِ تاریخی، از «حرمت تشبه به کفار» سخن گفته شده‌است و این ایجاب می‌کرد، مسلمانان هیچ‌یک از بخش‌های علوم مدرن و مدرنیته را از کفار نمی‌گرفتند، اما گویا علمای دینی در همراهی با علوم مدرن و مدرنیته، به یک سردرگمی گرفتار آمده‌اند؛ لذا پاره‌ای از بخش‌های جهان مدرن را گرفتند، اما از گرفتن بخش‌های دیگر جهان مدرن به استناد «حرمت تشبه به کفار» خودداری کردند. برای مثال، اگرچه در ایران، فقهای اسلامی در گذشته به «حرمت ریش‌تراشی» فتوا داده‌بودند و حتی امروزه نیز بنیادگرایان اسلامی از این حرمت پاسداری می‌کنند، اما هرگز به «ریش‌تراشی مردان مسلمان» گیر نمی‌دهند و ریش‌تراشان را «مستحق مجازات» نمی‌شمارند. این در حالی‌ست که ایشان به موی زنان مسلمان گیر می‌دهند و بی‌حجابان را مستحق مجازات می‌خوانند.

🍂 این علیرغم آن است که هر دو (ریش‌تراشی مردان و هم بی‌حجابی زنان)، مصداق «تشبه به کفار» دانسته شده و از هر دو نهی به عمل آمده‌است؛ لذا اگر بناست که حکم «حرمت تشبه به کفار» دربارۀ گیس زنان و ریش مردان مسلمان بطور یکسان به اجرا درآید، اقتضاء داشت، ریش‌تراشی مردان همانند بی‌حجابی زنان ممنوع اعلان می‌شد و به موجب آن، مردان ریش‌تراش مجازات می‌شدند؛ کما این که زنان بی‌حجاب مجازات می‌گردند، اما اگر بناست که حکم «حرمت تشبه به کفار» دربارۀ ریش مردان برداشته شود، اقتضاء می‌کرد، حرمت بیرون گذاشتن گیس زنان هم برداشته می‌شد. منتها گویا فقهِ اسلامی، مردسالارانه است؛ به همین رو، ریش‌تراشی مردان مستحق مجازات دانسته نشده، اما بی‌حجابی زنان مستحق مجازات دانسته شده‌است.

3️⃣ ارزیابی حکم «حرمت تشبه به کفار»
روشن نیست که ملاک «حرمت تشبه به کفار» چیست؛ گویا پیش‌فرض این حکم این است که تمام باورها و سنت‌های کفار خبیث‌اند و تمام باورها و سنت‌های مسلمانان طیب، اما بدیهی‌ست که چنین پیش‌فرضی، هرگز صحیح نیست و خود مسلمانان نیز آن را قبول ندارند، و گرنه هرگز علوم مدرن و مظاهر مدرنیته را از کفار اخذ نمی‌کردند. اقتباساتی که مسلمانان از کفار کردند، عملاً نشان می‌دهد که هرچه به کفار تعلق دارد، در نظر مسلمانان خبیث نیست و در نظر ایشان تشبه به کفار هیچ حرمتی ندارد. نیز اصلاحاتی که خود مسلمانان در باورها و سنت‌های خود به عمل آوردند، حاکی‌ست که هرچه هم به مسلمانان تعلق دارد، در نظر مسلمانان طیب نیست و منسوخ ساختن آنها از سوی خود مسلمانان نیز عملاً نشان می‌دهد که منسوخ کردن باورها و سنت‌های اسلامی نیز در نظر ایشان هیچ حرمتی ندارد.

🍂 آنچه آمد، نشان می‌دهد که حکم «حرمت تشبه به کفار» هیچ اساس معقولی ندارد. از نظر عقل مستقل بشری، باید اساس این باشد که اخذ هر باور و سنت صحیحی، به هرکسی که تعلق داشته باشد، جایز باشد ولو به کفار تعلق داشته‌باشد و نسخ هر باور و سنت ناصحیحی، به هرکسی که تعلق داشته باشد، جایز باشد، ولو آنکه به مسلمانان متعلق باشد.


#بازاندیشی


🌾 @Naqdagin| @dineaqlani
📘صحت‌و‌سقم ادعای ظهور امام زمان بعد از نابودی اسرائیل

✍🏻دکتر #جعفر_نکونام

🔻حجة‌الاسلام مسعود عالی، ضمن انتقاد شدید از بیانیۀ مجمع مدرسین و محققین حوزۀ قم که در آن از ایدۀ تشکیل دو دولت اسرائیل و فلسطین حمایت شده بود، نابودی اسرائیل را مقدمۀ فروپاشی نظام سلطه و ظهور امام زمان خوانده است. در این یادداشت، ضمن نقل سخنان ایشان، به بررسی آن پرداخته می‌شود.

1️⃣ انتقاد تند عالی از تشکیل دو دولت اسرائیل و فلسطین

🔻 ایشان راجع به آن مجمع و بیانیۀ آن چنین گفته:
می‌دانید امروز بعضی از افرادی که خیلی اگر بخواهیم به آنان حسن ظن داشته باشیم، باید آنان را جاهل بگوییم، اگر نگوییم، خائن. امروز اینان مطرح می کنند که آقا چه خبر است که اینقدر با اسرائیل درافتادید؟ هزینه برای خودمان درست کردیم. آنان به عنوان یک دولت بشناسید.

همین بیانیۀ ننگینی که ... یک مشت افراد وازدۀ سیاسی که سابقه‌هایشان هم معلوم است. این بیانیه را دادند که آقا چرا اینقدر هزینه برای مردم درست می‌کنید؟ دو دولت اسرائیل و دولت فلسطین را به رسمیت بشناسید. سازش کنید، تمام بشود.

عجب! یک دزدی به خانۀ فلسطینی ها آمده است، حالا دیگر چون ۷۶ سال مانده است، به عنوان یک دولت و یک کشور به رسمیت بشناسیم. خب، این حرفی است که خود آنان می‌زدند.


🔻دستاویز آقای مسعود عالی برای انتقاد تند ایشان به مجمع این عبارت ذیل از بیانیۀ صادره به تاریخ ۲۹ مهر ۱۴۰۳ به مناسبت شهادت یحیی سنوار است:
مجمع مدرسین و‌ محققین شهادت یحیی سنوار را تسلیت می‌گوید و معتقد است تنها راه حل‌صلح پایدار، تشکیل دو دولت مستقل و‌ بازگشت اسرائیل به مرزهای قانونی است.


2️⃣ ادعای ظهور امام زمان بعد از نابودی اسرائیل

🔻وی نیز اظهار داشت:
این که امام راحلمان از اول انقلاب به عنوان یک ایدۀ دینی، نه به عنوان یک فکر سیاسی به عنوان یک استراتژی دینی محو اسرائیل را مطرح می‌کردند - ایشان از زعمایی هستند که جلوی پرده است. پشت پرده کس دیگری است. او می‌داند اسرائیل باید برود تا ظهور اتفاق بیافتد. او می‌داند نظام سلطه باید دچار فروپاشی بشود. او می‌داند عقبۀ اسرائیل، غرب است، که اگر این بازو قطع بشود، غرب تزلزل پیدا می‌کند. لذا از اول انقلاب نشانه‌گیری کرده بود. فرمود: اسرائیل باید محو شود....

امام بزرگوارمان و بعدش خلف صالحش برای این که مسئلۀ ظهور اتفاق بیافتد، محو اسرائیل که به واقع فروپاشی نظام سلطه است، از ابتدا مطرح می کردند. شما برای این که ببینید، این مسئله دینی است، من از شما تقاضا می کنم، آیۀ 4 و 5 سورۀ اسراء را دقت بکنید.

در این آیه خدای متعال می فرماید، دو مرتبه یهود فساد گسترده در زمین انجام می دهند. ما بندگان پرقدرت خود را بالا سرشان می‌فرستیم. وارد بیت المقدس می‌شوند: یکی یکی اینان را از خانه هایشان بیرون می‌کشند. این وعده حتما اتفاق می‌افتد.

از امام صادق سؤال کردند که آقا این ... مربوط به قبل از ظهور است یا بعد از ظهور؟ امام صادق فرمود: قومی را خدا قبل از خروج قائم می‌فرستد.


3️⃣ اختلاف در زمان تجدید پادشاهی یهود

♦️من طی دو یادداشت، توضیح دادم که مراد از «دو بار فساد بنی‌اسرائیل در زمین» طبق بیان عهد عتیق، یکی قبل از به دست آوردن پادشاهی و دیگری بعد از زوال پادشاهی بود. پادشاهی بنی‌اسرائیل به همت طالوت و در ایام پادشاهی حضرت داود و حضرت سلیمان بود. بنی اسرائیل بعد از زوال پادشاهی پیوسته آرزو می کردند که آن پادشاهی تجدید شود.

🔻اما طبق بیان قرآن پادشاهی دوم بنی‌اسرائیل قبل از قیامت خواهد بود و لذا باید در ایام بعثت آن حضرت اتفاق می‌افتاد؛ چون آن حضرت بعثت خود را مقارن با قیامت می‌خواند و می‌فرمود:
بعثت انا و الساعة کهاتین؛ یعنی من زمانی مبعوث شد که فاصلۀ آن تا قیامت مثل این دو [انگشت سبابه و وسطی] است [یعنی در کنار هم‌اند].


🔺اما پادشاهی یهود در ایام بعثت آن حضرت تجدید نشد تا این که پس از جنگ جهانی دوم و فروپاشی حکومت عثمانی که یهودیان حکومت خود را در سرزمین فلسطین تأسیس کردند.

🍂 یهودیان ارتدوکس بر این عقیده‌اند که تشکیل حکومت اسرائیل «مقدمۀ ظهور مسیح» است و آن پس از نابودی دشمنان اسرائیل بویژه ایران بعد از جنگ غزه محقق خواهد شد و آنگاه اسرائیل وارث سرزمین نیل تا فرات و شاید سراسر زمین خواهد شد.

🍂 متقابلاً شیعیان آخرالزمانی نیز عقیده دارند، ظهور امام زمان و وارث زمین شدن مسلمانان بعد از جنگ غزه و نابودی اسرائیل در این جنگ اتفاق خواهد افتاد.

🍂 اما این گذشت زمان است که به طور قطع صحت و سقم این دو مدعای متضاد را آشکار خواهد کرد. البته سرگذشت چنین مدعیاتی نشان می‌دهد که هیچ‌گاه آنها محقق نخواهند شد.


🗄پست‌ مرتبط

📕تفسیر بینامتنی آیۀ «لَتُفْسِدُنَّ فِي اْلأَرْضِ مَرَّتَيْن»
📺 خیالاتِ آخرالزمانیِ مسیحیان
.


#خواب_عمیق #آخوندیسم #نقد_شیعه #تفسیر_قرآن #یهودیت #آخرالزمان #امام_زمان



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘 سید حسن نصرالله، سید یمانی؟
— داستانِ همیشه‌کاذبِ «تطبیق روایات آخرالزمانی»

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

🔻برخی از آخرالزمانی‌های شیعه، مدعی بودند که شهید سید حسن نصرالله همان سید یمانی است که مقارن سید خراسانی یعنی آیت الله خامنه‌ای قیام می‌کند و روم و قسطنطنیه (استانبول) را پیش از ظهور امام زمان فتح خواهد کرد.

1️⃣ تطبیق روایات آخرالزمانی

🍂 تطبیق روایات آخرالزمانی بر اشخاص و حوادث زمانه، داستانی‌ست که شاید متجاوز از ۴۰۰۰ سال سابقه دارد و همیشه هم دروغ از آب درمی‌آید؛ اما هیچ‌گاه هم خاتمه نمی‌پذیرد؛ بلکه به طور مدام تکرار می‌شود!

🍂 یک‌دسته از روایات آخرالزمانی که مشمول این قاعده گردیده، روایات مربوط به «قیام سید یمانی» است. آورده‌اند که سید یَمانی مردی از نسل امام حسین (ع)، از اهالی یمن است که پیش از ظهور امام مهدی (ع) قیام می‌کند و فتح روم و قسطنطنیه به دست او صورت می‌گیرد.

🍂 برخی از آخرالزمانی‌های شیعه در دورۀ معاصر، سید یمانی را بر سید حسن نصرالله هم تطبیق کرده‌بودند که البته ایشان این تطبیق را رد کرد. به‌هرحال، ایشان شهید شد، قبل از آن که هیچ یک از اقداماتی را که به سید یمانی نسبت داده‌اند، به دست آن شهید عملی شود!

2️⃣ تطبیق سید یمانی بر سید حسن نصرالله

حجة الاسلام مهدی کیانی نسب، امام جمعۀ شهر سوق به تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۹۰ نوشته بود:
ما معتقدیم که ان شاءالله عالم فرزانه و مجاهد عالیقدر حضرت سید حسن نصرالله -حفظه الله- احتمالاً همان سید یمانی روایات عصر ظهور امام زمان -ارواحنا فداه- است ، که اهلبیت-علیهم السلام- پرچم او را در دوران ظهور هدایت‌گرترین پرچم می‌دانند و امت اسلامی و پیروانشان را به تبعیت از او فرا می‌خوانند

در سال جاری جلسه ای در تهران پیرامون مستند «ظهور بسیار نزدیک است» برگزار شد . در آن جلسه جناب استاد نادر طالب‌زاده در ضمن فرمایشاتشان فرمودند: من ۱۰ سال پیش در سفری که به لبنان داشتم، دیداری با سید حسن نصرالله داشتم . از ایشان پرسیدم: این پرچم یمانی کیه؟ ایشان فرمودند: ما سفیر فرستادیم اونجا (یمن). در آنها شخصی انقلابی نیست. ولی خود ما هستیم. ما از طایفه‌ای هستیم از یمن به نام عامر. (حضرت سید حسن نصرالله مادرشان اهل یمن هستند که از سال‌ها پیش به لبنان مهاجرت نموده‌اند.) بله سید حسن یمنی‌اند و امید است در عصر حاضر که علائم و نشانه‌های ظهور حضرت در حال تحقق است قیام یمانی به دست این ذریۀ پیامبر سامان گیرد. ان شاءالله


3️⃣ رد سید یمانی بودن از سوی سید حسن نصرالله

🍂 در مصاحبه‌ای که برخی از شخصیت‌های حوزوی و علمای قم در سفری كه به تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۹۰ به كشور لبنان داشته‌اند، سید حسن نصرالله ادعای سید یمانی بودن خود را رد کرد. او اظهار داشت:
من اخیرا سی دی ظهور نزدیك است را دیده‌ام و تعجب كرده‌ام و نسبت دروغی در آن سی دی به من داده‌اند، علاوه بر این‌كه تطبیق دادن علائم بر افراد هم اصولا كار درستی نیست.

در این سی دی ادعایی مطرح شده و گفته‌اند كه من سید یمانی هستم كه این معلوم نیست، چرا كه اجداد ما هیچ وقت یمن نبوده‌اند و من هم هیچ كجا نگفته‌ام كه ریشه ما یمنی است....

اگر منظور زمان حاضر است، من در زمان حاضر لبنانی هستم و یمنی نیستم، بنابراین مبانی تطبیق‌كنندگان در این سی دی به هیچ‌وجه درست درنمی‌آید.


4️⃣ رد سید خراسانی بودن آیت‌الله خامنه‌ای

🍂 سید حسن نصرالله در آن مصاحبه گفته بود:
در مورد آقا هم می‌گویند ایشان سید خراسانی است. ما یك تجربه‌ای در این زمینه داریم و پیش از ارتحال امام خمینی ابتدا بعضی از دوستان ما نیز این امید را داشتند كه امام سید خراسانی باشد و منظور از خراسان، خراسان بزرگ است كه تمامی ایران را در بر می‌گیرد و این‌كه رزمندگان اسلام بغداد را فتح می‌كنند و جبهۀ عراق و لبنان به جبهۀ قدس منتهی و قدس فتح می‌شود و ما پشت سر امام نماز می‌خوانیم،

بعد دیدیم كه امام به ملكوت اعلی پیوستند و قطعنامه هم پذیرفته شد، بغداد هم فتح نشد و قصه به نحو دیگری ختم گردید....

اگر منظور این است كه ریشه... است ...، همه می‌دانند ریشۀ ایشان خامنه است و در اصل خراسانی نیستند.


5️⃣ تطبیق روایات آخرالزمانی، باعث تزلزل در اعتقادات

🍂 سید حسن نصر الله در آن مصاحبه افزوده بود:
چه ضرورتی است كه ما بیاییم علائم را تطبیق دهیم ... هیچ ضرورتی ندارد كه علامات را تطبیق دهیم و من تطبیق علامات را نه صلاح می‌دانم و نه جایز و این به ضرر بحث عمیق مهدویت است و مورد سوء استفاده واقع می‌شود.

قبلا هم جوانی در لبنان در یك كتابچه‌ای این ادعاها را جمع كرده بود كه ما او را احضار و تلاش كردیم كه كتاب او از بازار جمع شود و هرگز اجازه نمی‌دهیم در لبنان از این قبیل كارها بشود.



🗄پست مرتبط
📻 یمانیِ دروغی
📺 امام زمان ظهور کرد!
📺 خیالاتِ آخرالزمانیِ مسیحیان

.


#نقد_شیعه #امام_زمان #غیبت #عصر_ظهور #آخرالزمان



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘سستی ادعای نابودی اسرائیل به دست شیعیان ایرانی
— آهنگ نابودی ایران از سوی آخرالزمانی‌ها با تکیه بر توهمات شخصی و توجیهات سست دینی

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

🔻وحید یامین‌پور اظهار داشته است:
ما رقم زنندۀ تحولات آخرالزمانیم. جنگی که ما در آن هستیم [طوفان‌الاقصی]، یک جنگ آخرالزمانی است؛ یعنی نتیجۀ این جنگ مستقیماً به ظهور حضرت مرتبط است.

این را هم علما می گویند و هم اهل معنا و هم مورخین و هم سیاستمداران اهل دین ما. در رقم زدن معادلالت آخرالزمانی دو قوم خیلی تأثیر دارند: یک قوم، قوم بنی اسرائیل است و یک قوم ما ایرانی ها هستیم.

این در روایات هست. این که بنی‌اسرائیل و صهیونیسم، پیش از ظهور از بین می‌روند، قطعی است. قرآن هم اشاره کرده است. آیات اولیه سورۀ مبارکۀ بنی اسرائیل را بخوانید.

امام صادق این آیه را خواندند. یک نفر آنجا بود، گفت که فدات شوم، اینان کیان‌اند؟ این ها که این صهیونیست ها و یهودیان را «فجاسوا خلال الدیار» وسط شهر خانه به خانه پیدا می‌کنند و بیرون می‌کشند، کیان‌اند؟ حضرت سه‌بار فرمود: «والله هم اهل قم».

قم معنایش ایران است. شیعیان ایرانی را در روایات و تاریخ اسلام اهل قم می گویند.


🔻روایتی که آقای یامین‌پور با تکیه بر آن مدعی شده‌است که ما شیعیان ایرانی در این جنگی که اکنون در غزه در گرفته، اسرائیل را نابود خواهیم کرد، از این قرار است:
روى بعض أصحابنا قال: كنت عند أبي عبد اللّه عليه السّلام جالسا إذ قرأ هذه الآية "فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا" فقلنا: جعلنا فداك، من هؤلاء؟ فقال- ثلاث مرّات-: هم و اللّه‏ أهل‏ قم‏.


1️⃣ این روایت هیچ سندی ندارد و در هیچ کتاب معتبر شیعی هم نیامده است؛ بلکه فقط در یک کتابی به نام تاریخ قم آمده که آن را یک شخص مجهول‌الحالی به نام حسن بن محمد قمی(ت406) نوشته و اصل این کتاب هم از بین رفته و فقط بخشی از ترجمۀ فارسی آن برجای مانده است. چنانکه آورده‌اند، او محتوای کتابش را از شنیده‌های خود از افراد به ویژه برادرش ابوالقاسم علی بن محمد حاکم قم فراهم کرده؛ لذا خیلی طبیعی است که چنین حدیثی ساختگی باشد.

2️⃣ به طور کلی، این نوع احادیث که در فضائل نقل می‌شود، جعلی‌اند و لذا روایت مورد بحث نیز که در فضیلت مردم قم است، از این قبیل به شمار می‌رود.

3️⃣ این نوع احادیث که در آنها آیات قرآن به شکل بی‌ربطی بر اشخاص تطبیق داده می‌‌شود، جعل غالیان شیعه است و روایت مورد بحث از همین قبیل دانسته می‌شود؛ چنان که روایت دیگری نیز که باز ذیل آیۀ 4 سورۀ اسراء از همان امام صادق نقل شده، جعل غالیان شیعه است و راوی آن روایت یعنی عبدالله بن قاسم معروف به بطل را هم نجاشی و هم ابن غضائری ضعیف و غالی و کذاب خواندند و ابن غضائری افزوده است که او متروک الحدیث و غیر قابل ذکر است. نیز نجاشی افزوده است که او از غالیان روایت می‌کند و هیچ خیری در او نیست و هیچ اعتنایی به روایت او وجود ندارد. (معجم رجال الحدیث، 11/ 303).

4️⃣ در متن این روایت هرگز نیامده است که اهل قم با بنی‌اسرائیل یا یهودیان ساکن اسرائیل کنونی جنگ خواهند کرد؛ چنان که در روایت عبدالله بن قاسم نیز هرگز چنین چیزی ذکر نشده؛ بلکه فقط آمده است که منظور از "عِباداً لَنا أُولي بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ" اهل قم هستند.

🍂 بعید نیست که در این روایت نیز نظیر روایت بطل از امام صادق منظور از کسانی که اهل قم با آنان خواهند جنگید، قاتلان اهل بیت باشند؛ نه یهودیان؛ چون بدیهی است که هرگز یهودیان از قاتلان اهل بیت نبودند؛ لذا این ادعای آقای یامین‌پور که اهل قم با یهودیان ساکن اسرائیل خواهند جنگید، هرگز مستند به هیچ روایتی نیست؛ بلکه استنباط شخصی خودش است.

5️⃣ نه در آیۀ 4 سورۀ اسراء و نه در روایات ذیل آن هرگز گفته نشده است که زمان حاضر ما عبارت از آخرالزمان است. باز این آقای یامین‌پور و امثال او هستند که از پیش خود، زماان حاضر را آخرالزمان به شمار می‌آورند.

♦️بدینسان آشکار می‌شود که نامبرده استنباط شخصی‌اش را که نه بر هیچ آیه‌ای از آیات قرآن و نه بر هیچ روایتی حتی روایات ضعیف آخرالزمانی اتکاء ندارد، مبنای توجیه دینی شروع جنگ جهانی موهوم آخرالزمانی قرار داده است و امثال ایشان از این رهگذر با تکیه بر روایات جعلی آخرالزمانی و توجیهات سست دینی‌ در مقام نابودی کشورند.


🗄پست مرتبط
📻تدارکِ جنگِ بزرگ آخرالزمان (یکم، دوم، سوم، چهارم، پنجم)
📻 یمانیِ دروغی
📕صحت‌و‌سقم ادعای ظهور امام زمان بعد از نابودی اسرائیل
📕سید حسن نصرالله، سید یمانی؟
📺 امام زمان ظهور کرد!
📺 خیالاتِ آخرالزمانیِ مسیحیان

.


#خواب_عمیق #نقد_شیعه #امام_زمان #غیبت #عصر_ظهور #جنگ #اسرائیل #یهودستیزی #آخرالزمان



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
🔴 تفسیر آخرالزمانی از حوادث اخیر سوریه
— بشارت ظهور امام زمان تا ۲ سال دیگر! (۱۴۰۵)

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

1️⃣ گزارش یک تفسیر آخرالزمانی از حوادث اخیر سوریه

🍂 امروز با یادداشتی با عنوان «سفیانی تمام معادلات منطقه را بر هم خواهد زد!!» مواجه شدم که نویسنده در آن مدعی شده‌است:
وقوع جنگ در منطقه و کشیده شدن دامنۀ آن به داخل خاک سوریه و ظهور و خروج شخصیتی تحت عنوان سفیانی از مهم‌ترین علائم عصر ظهور است.


🍂 آنگاه بر این عقیده شده‌است که جبهۀ تحریر‌الشام که اکنون به شکل سریع السیری یکایک شهرهای سوریه را تصرف می‌کند، عبارت از همان «سفیانی» است که ذکر او در روایات آخرالزمانی رفته‌است.

🍂 نویسنده ظاهراً از این رویداد خیلی هم خوشحال است؛ چون به زعم او وقتی که سفیانی سوریه را اشغال کند، فرج هم نزدیک خواهد شد و امام زمان هم ظهور خواهد کرد.

🔻او از امام صادق راجع به سفیانی آورده‌است که فرمود:
هرگاه او پنج استان شام، دمشق، حمص، فلسطين، اردن و قنسرين(نزدیک حلب) را تصرف کند، شما منتظر فرج باشيد. (کمال‌الدين، ج۲، ص۶۵۱).

🔻و در روایتی دیگر از آن امام آورده است که فرمود:
هنگامى كه سفيانى بر شهرهاى پنج‌گانه تسلّط‍‌ يافت، نه ماه براى او بشماريد[؛ یعنی بعد از نه ماه امام زمان ظهور خواهد کرد]. (الغيبة للنعمانی، ج۱، ص۳۰۴)

🔻نویسنده بعد افزوده‌است:
سفیانی در ابتدای کار با از بین بردن قدرت‌های مدعی در سوریه ظرف مدت کوتاهی، اول کنترل سوریه را به دست گرفته، سپس به پیشروی‌های خود می‌پردازد. اینکه سفیانی حمایت برخی قدرت‌های جهانی را خواهد داشت انکارناپذیر است، اما افزایش چشمگیر قدرت او و تلسطش ظرف مدت کوتاهی بر مهم‌ترین بخش‌های منطقه نشان از خارج شدن کنترل اوضاع از دستان حامیان قدرتمند سفیانی دارد.


2️⃣ نقد تفسیر آخرالزمانی از حوادث اخیر سوریه
🔻نویسنده در حالی این روایات خرافی را آورده که در وصف خود نوشته‌است:
از خرافه بیزار و حقیقت اسلام را جستجوگریم ....


🔺نویسنده روایات مذکور را در حالی در تفسیر حوادث اخیر سوریه آورده که از همان امام صادق نقل شده است که فرمود، سفیانی در ماه رجب خروج می‌کند (كتاب الغيبة للنعماني، ج١، ص٣٠٩).

🔺گویا او ملاحظه کرده‌است که هنوز بیش از یک ماه تا ماه رجب باقی مانده و این مانع از تطبیق ماجرای سفیانی با حملۀ اخیر جبهۀ تحریر الشام می‌شود؛ لذا از ذکر آن خودداری کرده‌است.

🍂 آزمون این تطبیق زیاد طول نخواهد کشید؛ چون طبق روایتی دیگر از امام صادق، سفیانی ظرف ۱۵ ماه تمام آن مناطق پنج‌گانه را متصرف خواهد شد و حتی در آن روایت تصریح شده است که مدت حکومت سفیانی بیش از نه ماه نیست و بعد امام زمان ظهور خواهد کرد. (كتاب الغيبة للنعماني، ج١، ص٣٠٨).

🔺منتها، بزرگ‌ترین مشکلی که ما در کشور دربارۀ آخرالزمانی‌ها داریم، این است که ما هرگز نمی‌توانیم بعد از ۱۵ یا ۲۴ ماه دیگر بعد از دروغ از آب درآمدن پیش‌گویی‌هایشان مچ آنان را بگیریم و به آنان بگوییم، چرا سفیانی آن مناطق پنج‌گانه را ظرف ۱۵ ماه متصرف نشد و چرا بعد از ۲۴ ماه امام زمان ظهور نفرمود!

من نمی‌دانم چرا قوانین مربوط به منع نشر اکاذیب شامل این مطالب سراسر کذبی نمی‌شود که همواره این آخرالزمانی‌ها با تمسک به روایات اسرائیلی و غالیانه منتشر می‌کنند.

❗️شبیه‌سازی تاریخی حوادث جاری کشور و منطقه و جهان با تکیه بر روایات اسرائیلی و غالیانه درد بی‌درمانی است که از سوی این آخرالزمانی‌ها بر جان مردم ما افتاده و مردم و کشور را به نابودی سوق داده است و معلوم نیست، چه زمانی مردم ما از این خیالات آخرالزمانی این جماعت، رهایی پیدا خواهند کرد.

🍂 ساختگی بودن این روایات بسیار آشکار است. از محتوای این روایات به وضوح دانسته می‌شود، آنها در زمانی جعل شدند که سفیانی‌ها (یعنی بنی‌امیه) بر مملکت اسلامی حکومت می‌کردند و «شیعیان غالی» همواره تلاش می‌کردند، با جعل چنین احادیثی، زمینۀ شورش علیه حکومت بنی‌امیه را فراهم سازند؛ از این رو، آنان به نام امام باقر و امام صادق چنان احادیثی را جعل می‌کردند و از این رهگذر، جان این دو امام را به مخاطره می‌افکندند.


🗒 یادداشت‌های مرتبط با «انگارۀ حکومت آخرالزمانی»
.


#بازاندیشی #نقد_شیعه #شیعه #خرافات_شیعه #آخرالزمان #اهل_غلو #امام_زمان #مهدی_بیا #ظهور_نزدیک_است



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘داستان مکرر بشارت ظهور امام زمان

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

1️⃣ خاستگاه تاریخی روایات آخرالزمانی
♦️مطالعۀ کتاب مقدس و نیز روایات اسلامی نشان می دهد که خاستگاه انگارۀ آخرالزمان زمان‌هایی بوده است که مردمی در شرایط نامناسبی مثل جنگ یا قحطی یا زلزله و مانند آن به سر می‌بردند و خود به طور طبیعی و عادی نمی‌توانستند به حل مشکلات زندگی خود نایل بیایند؛ لذا دست به دامن غیب و خیال می‌شدند که بلکه دستی از غیب برآید و آنان از آن شرایط نامناسب به در آورد و به شرایط مطلوبی نایل گرداند.

♦️در چنین شرایطی یا دست به روایت‌سازی می‌کردند و یا روایات برساختۀ گذشتگان را بر حوادث و اشخاص زمان خود منطبق می‌کردند و این چنین به خود وعده می‌دادند که از این شرایط نامناسب به در خواهند شد و به شرایط مطلوبی در خواهند آمد.

2️⃣ ساختگی بودن تمام روایات آخرالزمانی
♦️آنچه که می‌توان به آن قطع حاصل کرد، این است که هرگز بشر از آینده خبر ندارد و نمی‌داند که چه حوادثی در آینده رخ خواهد داد، مگر آن حوادثی که علل و زمینه‌های آنها برای نوع بشر شناخته شده باشد.

♦️در چنین مواردی هم فقط می‌توان تخمین زد و کلیاتی را پیش بینی کرد؛ اما هرگز نمی‌توان قطع حاصل کرد که در آینده چه حوادثی رخ خواهد داد و جزئیات آن حوادث چه خواهد بود؛ لذا به طور قطع می‌توان گفت که تمام این روایات پیش‌گویانۀ آخرالزمانی که با تمام جزئیات از حوادث آینده خبر می‌دهند، ساختۀ ذهن کسانی در گذشته است که شرایط نامناسبی را تجربه می‌کردند و در خیال خود مناظری بهشتی را بر می‌ساختند، در آرزوی این که روزی در آن در آسودگی و رفاه زندگی کنند؛ لذا با قاطعیت می‌توان گفت که هیچ یک از این روایات آخرالزمانی حکایت واقع نمی‌کنند و دروغ‌هایی است که گذشتگان برساخته‌اند.

3️⃣ خطبة البیان، نمونه‌ای از روایات ساختگی آخرالزمانی
♦️از جملۀ روایات آخرالزمانی که برساخته بودن آنها محرز است، متن بلندی به نام خطبۀ البیان به حجم هفت صفحه است که شیعیان از امام علی(ع) نقل کردند و در آن حوادث آخرالزمانی با جزئیات حتی ذکر تاریخ ظهور امام زمان آمده است.

♦️من اینک از این خطبه فقط به یک عبارتش بسنده می‌کنم که در آن آمده است، امام مهدی در سال ۱۱۸۴ ظهور خواهد کرد. عین این عبارت چنین است:
فیظهر عند ذلک صاحب الرایة المحمّدیة و الدولة الأحمدیة القائم بالسیف الحال الصادق فی المقال یمهد الأرض و یحیی السنّة و الفرض سیکون ذلک بعد ألف و مائة و أربع و ثمانین سنة من سنی الفترة بعد الهجرة


4️⃣ سقوط بشار اسد و روی کار آمدن سفیانی
♦️این روزها که حکومت بشار اسد که به تعبیر آیت الله خامنه‌ای به نقل از مرحوم سید حسن نصرالله «ستون خیمۀ مقاومت است»، سقوط کرده است، جماعت آخرالزمانی به مضامین این خطبۀ ساختگی و نظایر آن تمسک می‌کنند و این چنین به خود دلداری می‌دهند که این دولت جدید سوریه همان دولت سفیانی است که طبق همین روایات ساختگی بیش از نه ماه حکومت نخواهد کرد؛ چون امام مهدی پس از سپری شدن نه ماه از دولت سفیانی ظهور خواهد کرد و آن را سرنگون خواهد فرمود و بعد هم قدس شریف را فتح خواهد کرد و اسرائیل را نابود خواهد ساخت و پرچم اسلام را در سراسر جهان به اهتزاز در خواهد آورد و حکومت جهانی‌اش را تشکیل خواهد داد.

♦️این جماعت آخرالزمانی زندگی و سرنوشت مردم ایران را به چنین روایات ساختگی آخرالزمانی گره زدند و با هزینه کردن میلیاردها پول مردم ایران در سوریه به نام دفاع از حرم، جز خسارت و خصومت با مردم منطقه و جهان هیچ حاصلی به بار نیاورند و حالا می‌خواهند با وعده‌های توخالی آخرالزمانی که همیشه دروغ از آب در آمده است، دل خانواده‌هایی را خشنود کنند که افرادی از آنان جان‌هایشان را در طبق اخلاص نهادند و به نام دفاع از حرم از دست دادند.


🗄پست مرتبط
📕خطبۀ نورانیة؛ شیعه یا اهل غلو
📻 دینِ علی؛ گذرگاهِ عرفانِ باستان به عرفان اسلامی
📓 «افسانۀ اسکندر» در قرآن (معنای "قیامت نزدیک"؟)
📺 نور ازلی علی یا انسان-خداییِ تشیع
🗒 یادداشت‌های مرتبط با «انگارۀ حکومت آخرالزمانی»

.


#بازاندیشی #نقد_شیعه #شیعه #خرافات_شیعه #آخرالزمان #اهل_غلو #امام_زمان #مهدی_بیا #ظهور_نزدیک_است



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘چالش‌های تاریخی-فلسفی سورۀ فیل
🔸از هجوم سپاه ابرهه تا هجوم میلیون‌ها سوسک‌ به مسجدالحرام

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

🔸سورۀ فیل از سوره‌های قرآن است که به روایت حملۀ سپاه ابرهه به مکه و نابودی آن‌ها توسط پرندگانی که سنگ‌هایی حمل می‌کردند، می‌پردازد. این سوره بعنوان شاهدی بر مداخلۀ الهی برای حفاظت از کعبه تفسیر شده‌، اما از دیدگاه برون‌دینی و انتقادی، این روایت با چالش‌های تاریخی-فلسفی مهمی روبه‌روست که اینک بررسی می‌شود.

1️⃣ ساخت کعبه از سوی بشر و انتساب آن به خدا
🔻در متون دینی، کعبه "خانه خدا" خوانده می‌شود، اما از نظر تاریخی-فلسفی، این عنوان با چالش‌های جدی روبه‌رو است:

▪️دست‌ساخت بشر بودن کعبه
روایت‌های اسلامی اذعان دارند که کعبه توسط ابراهیم-اسماعیل ساخته شده. این نشان می‌دهد که این بنا ساختۀ بشر است، نه مخلوقی الهی. پرسش اینجاست که اگر انسان یک بنا را می‌سازد، چگونه می‌توان آن را "خانۀ خدا" نامید؟ [نقدآگین: اشکال جدی‌تر این‌جاست که قدمت مکه و کعبه و سفر بیش از هزار کیلومتری ابراهیم را نه بایبل تایید می‌کند، نه باستان‌شناسی و تاریخ].

▪️مقایسۀ کعبه با دیگر اماکن مقدس
در ادیان مختلف، معابد بعنوان اماکن مقدس شناخته شده‌اند. اما اگر یک بنا واقعاً خانۀ خدا باشد، باید تفاوتی اساسی با سایر بناها داشته‌باشد؛ درحالی‌که کعبه، همانند سایر بناها، در معرض ویرانی، بازسازی و حتی آلودگی زیستی قرار دارد.

2️⃣ ویرانی مکرر کعبه با مضمون سورۀ فیل
🔻سورۀ فیل روایت می‌کند که خداوند مانع از ویرانی کعبه بدست سپاه ابرهه شد. اما تاریخ نشان می‌دهد که این بنا بارها در معرض ویرانی قرار گرفته:

▪️ویرانی خانۀ خدا بر اثر سیل‌های متعدد
در طول تاریخ، سیل‌های شدید بارها کعبه را ویران کرده‌اند. گزارش‌های تاریخی از قرون اولیه اسلام تا دوران معاصر، نشان‌دهندۀ تخریب‌های گسترده‌ای در اثر سیلاب‌های مکه است.

▪️ویرانی خانۀ خدا بر اثر حملۀ نظامی
در سال ۶۸۳ میلادی، سپاه اموی در نبرد با ابن زبیر، کعبه را با منجنیق ویران کرد. همچنین در سال ۹۳۰ میلادی، قرامطه نه‌تنها به مکه حمله کردند، بلکه حجرالاسود را دزدیده و برای سال‌ها نزد خود نگه داشتند. اگر خدا در برابر سپاه ابرهه مداخله کرد، چرا در برابر این حملات که بطور مستقیم تقدس کعبه را زیر سؤال می‌برد، سکوت کرد؟

▪️هجوم سوسک‌ها به مسجدالحرام
در دوران معاصر، یکی از رویدادها، هجوم گستردۀ سوسک‌ها به مسجدالحرام بود که باعث فرار نمازگزاران شد. این اتفاق پرسش‌های جدی دربارۀ حفظ الهی کعبه مطرح می‌کند. چرا خداوند در برابر سپاه ابرهه پرندگان را برای نابودی مهاجمان فرستاد، اما در برابر حملۀ گستردۀ سوسک‌ها به مسجدالحرام اقدامی نکرد؟ آیا پرندگان مأمور حفاظت الهی فقط علیه انسان‌ها فعال‌اند و در برابر حشرات بی‌اثرند؟

3️⃣ حفظ بنای مصنوع بشر، اما مصونیت خود مصنوعات خدا از بیماری و مرگ
🔻فرضیۀ مداخلۀ الهی برای حفاظت از کعبه، پرسش مهمی را دربارۀ عدالت و اولویت‌بندی خداوند مطرح می‌کند:

▪️حفاظت از بنای مصنوع انسان، اما عدم حفاظت از انسان‌های مخلوق خدا
درحالیکه روایت سورۀ فیل بر حفظ کعبه تأکید دارد، تاریخ نشان داده که انسان‌ها همواره در معرض بلایا، بیماری‌ها بوده‌اند. اگر خداوند برای حفظ یک بنای سنگی مداخله می‌کند، چرا همین حفاظت را برای انسان‌هایی که آفریده، اعمال نمی‌کند؟

▪️نمونه‌های فجایع انسانی
بیماری‌های همه‌گیر، قحطی‌ها و جنگ‌های خونین باعث مرگ میلیون‌ها نفر در طول تاریخ شده است. اگر خداوند به‌طور معجزه‌آسا از کعبه دفاع کرد، چرا در برابر فجایع انسانی سکوت کرده است؟

4️⃣ فرضیۀ تفسیر پس‌نگرانه از شکست سپاه ابرهه
🔻از منظر تاریخی، گزارش‌های مستقل غیر اسلامی هیچ اشاره‌ای به حادثۀ نابودی سپاه ابرهه توسط پرندگان سنگ‌انداز ندارند. این موضوع به این فرضیه دامن می‌زند که سورۀ فیل ممکن است یک تفسیر پس‌نگرانه از یک شکست طبیعی باشد:

▪️نبود شواهد تاریخی مستقل
در منابع بیزانسی، حبشی و ایرانی که در آن دوران، وقایع منطقه را ثبت می‌کردند، هیچ اشاره‌ای به چنین حادثه‌ای نشده است. اگر سپاهی عظیم با فیل‌ها به مکه حمله کرده و به‌طور معجزه‌آسا نابود شده بود، حداقل یک منبع مستقل باید به این واقعه اشاره می‌کرد.

▪️شکست بر اثر بیماری یا مشکلات لجستیکی
برخی پژوهشگران معتقدند که سپاه ابرهه ممکن است بدلیل بیماری، کمبود آب یا مشکلات لجستیکی شکست خورده باشد. بعدها، این شکست در ذهن مردم مکه به عنوان یک مداخلۀ الهی تفسیر شده و در قالب سورۀ فیل ثبت شده است.

▪️شباهت با اسطوره‌های کهن
روایت شکست یک سپاه بزرگ توسط عوامل فراطبیعی در اسطوره‌های ملل مختلف دیده می‌شود. داستان‌هایی درباره شکست ارتش‌های بزرگ توسط نیروهای غیبی، بارها در تاریخ تکرار شده‌اند.

📺 افسانهٔ اصحاب فیل (افسانۀ ایران‌ستیزانۀ قرآن)

.


#نقد_قرآن #تفکر_انتقادی



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘نقد و بررسی «نقدی بر تعریف انحصارگرایانه از اسلام»
نقدها و اشکالات نگاه مطرح‌شده در متن دکتر #جعفر_نکونام
(۱/۴)
۱. خلط مفهوم "اسلام" با "تسلیم" در نقد اول

مشکل: خلط میان معنای زبانی و مفهوم تاریخی اسلام
نویسنده ادعا می‌کند که در قرآن، اسلام به معنای "تسلیم در برابر خدا" آمده است و این تعریف شامل همه ادیان توحیدی و حتی همه موجودات می‌شود. اما این رویکرد دچار خلط میان معنای زبانی (تسلیم) و مفهوم خاص اسلام به‌عنوان دین محمدی است.

قرآن در موارد مختلف اسلام را به‌عنوان یک دین خاص معرفی می‌کند که شامل تعالیم و شریعت محمدی است، نه صرفاً "تسلیم". بنابراین، نمی‌توان از تسلیم در برابر خدا به معنای عام، نتیجه گرفت که اسلام به‌معنای خاص خود، شامل همه ادیان یا پیروان آن‌هاست.

اشکال مفهومی: تعمیم غیرموجه

نویسنده با استناد به تسلیم‌بودن پیامبران پیشین، تلاش می‌کند اسلام را به‌عنوان یک مفهوم عام معرفی کند. اما این تعمیم، غیرموجه و نامنسجم است، زیرا اسلام در تاریخ به‌عنوان یک دین خاص با ویژگی‌ها و متونی مشخص ظهور کرده است.

۲. استفاده از مفهوم "دین آباء و اجدادی" برای نفی ثابت‌بودن اسلام

مشکل: ناسازگاری با جایگاه پیامبران در قرآن
نویسنده مدعی است که پیامبران از جمله محمد(ص)، پیرو "دین آباء و اجدادی" خود بودند. این دیدگاه در تضاد با نقش پیامبران در قرآن است که به‌عنوان نقض‌کننده یا تکمیل‌کننده دین‌های پیشین معرفی شده‌اند.

پیامبر اسلام بارها بر این نکته تأکید کرده که مأمور به تصحیح یا تکمیل دین‌های قبلی بوده است، نه صرفاً ادامه دین‌های آبا و اجدادی.

اشکال تاریخی: نادیده‌گرفتن تحولات دین اسلام

این نگاه، تحولات تاریخی دین اسلام و تمایز آن با دین‌های قبلی را نادیده می‌گیرد. اسلام به‌عنوان یک دین مستقل، ویژگی‌ها و متونی دارد که نمی‌توان آن را به صرف "ادامه دین آباء و اجدادی" تقلیل داد.

۳. نسخ و تغییر در دین اسلام به‌عنوان دلیلی برای نپذیرفتن تعریف ملکیان

مشکل: خلط نسخ با گزینش‌گری
نسخ در دین اسلام به معنای تغییر حکم شریعت در زمان حیات پیامبر بر اساس شرایط است و بخشی از نظام دین محسوب می‌شود.

نویسنده نسخ را با گزینش‌گری و تغییرات پس از وفات پیامبر خلط می‌کند. این دو مقوله کاملاً متفاوت‌اند:

نسخ: بخشی از فرآیند شریعت و ناشی از وحی است.

گزینش‌گری: انتخاب شخصی یا تغییر متون بدون استناد به منبع وحی.

اشکال: ناسازگاری با جایگاه پیامبر
این ادعا که خود پیامبر "مسلمان" نبوده است، تناقض‌آمیز و غیرقابل‌پذیرش است. پیامبر اسلام، به‌عنوان نخستین مخاطب و عامل به تعالیم اسلام، نماد مسلمان کامل در گفتمان اسلامی محسوب می‌شود.

۴. تعریف پیشنهادی از اسلام به‌عنوان یک مفهوم نسبی و تغییرپذیر

مشکل: فقدان معیار ثابت
نویسنده پیشنهاد می‌کند که اسلام را به‌عنوان هر چیزی تعریف کنیم که مسلمانان در هر عصر به آن اسلام بگویند. این تعریف:

نسبی و فاقد معیار مشخص است.

اسلام را به مفهومی کاملاً انعطاف‌پذیر و وابسته به برداشت‌های فردی یا جمعی تبدیل می‌کند، که با ذات تاریخی و متنی اسلام (قرآن و سنت) در تضاد است.

اشکال: نادیده‌گرفتن هویت متنی اسلام
اسلام، بر پایه متون مقدس (قرآن و سنت) بنا شده و نمی‌توان آن را صرفاً به برداشت‌های متغیر مسلمانان در هر دوره تقلیل داد.

این نگاه، هویت دینی اسلام را مخدوش می‌کند و آن را از هرگونه مرجعیت و اصالت تهی می‌سازد.

۵. آفات تعریف انحصارگرایانه و مسئله خشونت

الف. رابطه تکفیر با تعریف انحصارگرایانه
نویسنده تکفیر و خشونت میان مسلمانان را ناشی از تعریف انحصارگرایانه از اسلام می‌داند. اما:

تکفیر و خشونت بیشتر به عوامل سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی وابسته‌اند تا صرفاً به تعاریف انحصارگرایانه.

ادعای اینکه تعریف انحصارگرایانه مستقیماً باعث خشونت شده، تبیین ساده‌انگارانه‌ای از تاریخ خشونت‌های دینی است.

ب. تعمیم نادرست به همه مسلمانان

نویسنده ادعا می‌کند که قریب به اتفاق مسلمانان امروزی اجبار و خشونت را نمی‌پذیرند. این ادعا، بدون ارائه شواهد کافی، یک تعمیم نادرست است و تفاوت‌های موجود در جوامع اسلامی نادیده گرفته شده است.

۶. اشکالات کلی در روش استدلال
الف. استفاده از مغالطات منطقی

مغالطه تعمیم‌گرایی: نویسنده ادعا می‌کند که چون پیامبران پیشین پیرو دین‌های قبلی بودند، اسلام نیز باید چنین باشد. این یک استدلال ناقص است و ویژگی‌های خاص اسلام را نادیده می‌گیرد.

مغالطه خلط مفاهیم:

نویسنده مفاهیمی چون "نسخ"، "تسلیم"، و "دین آباء و اجدادی" را بدون دقت کافی با هم ترکیب می‌کند.

ب. عدم انسجام استدلال‌ها

استدلال‌های نویسنده پراکنده‌اند و در برخی موارد تناقض دارند، مانند:

▪️پذیرش تغییرات در اسلام و در عین حال انکار ثبات متون مقدس.

▪️ادعای عدم وجود ذات ثابت در اسلام، در حالی که خود به اصولی مانند تسلیم اشاره می‌کند.


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
🔵 مقایسۀ میان حکومت دینی و حکومت سکولار
🔹با تکیه بر بیانات آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجلس خبرگان، ۶ خرداد ۱۳۹۵

✍🏻دکتر #جعفر_نکونام

🔹در جهان معاصر، دو منطق سیاسی در سازماندهی قدرت حکومتی با یکدیگر رقابت می‌کنند: منطق دینی که بنیاد خود را در امر الهی و وحیانی می‌جوید، و منطق سکولار که بر مبنای عقلانیت بشری و جدایی نهاد دین از دولت شکل گرفته است.

🔹آیت‌الله خامنه‌ای، در یکی از صریح‌ترین اظهارات خود، تمایز این دو منطق را نه صرفاً نظری، بلکه هویتی و وجودی توصیف می‌کند؛ به‌گونه‌ای که غایت، کارگزار، و حتی تلقی از «دشمن» در این دو پارادایم متفاوت است.

🔷۱. خاستگاه مشروعیت
▪️در حکومت دینی: مشروعیت، از «ولایت الهی» سرچشمه می‌گیرد. فقیه نه بر اساس رأی اکثریت، بلکه بر مبنای جانشینی پیامبر و امام معصوم در عصر غیبت، مکلف به اداره جامعه است.
«ما هستیم برای اینکه می‌خواهیم دین خدا را تحکیم کنیم؛ حاکمیّت دین خدا باید تحقّق پیدا کند... اگر دنبال اقامۀ حکم الهی نباشیم، چرا اینجا هستیم؟»

▫️در حکومت سکولار: مشروعیت بر اساس خواست عمومی و رأی اکثریت است. دین نهایتاً الهام‌بخش اخلاق عمومی است، نه سازوکار حکومت.

🔷۲. هدف بنیادین حکومت
▪️در حکومت دینی: غایت نهایی، نه رفاه اقتصادی یا توسعه سیاسی، بلکه تحقق «دین خدا» و جهاد مداوم برای تثبیت شریعت است.
«اگر بحث دین خدا و تحکیم دین خدا و حاکمیت الهی نباشد، بودن من و شما در اینجا اصلاً ضرورتی ندارد.»

▫️در حکومت سکولار: حکومت با هدف تحقق منافع عمومی، بهزیستی شهروندان، و توسعه اقتصادی تشکیل می‌شود. دین در آن، امری خصوصی است و غایت سیاسی ندارد.

🔷۳. نسبت دین و اقتصاد
▪️در حکومت دینی: اقتصاد در حاشیه دین تعریف می‌شود، نه در مرکز آن. به تعبیر آیت‌الله خامنه‌ای، اگر دغدغه اصلی دین نباشد، اداره اقتصاد را به دیگران هم می‌توان سپرد:
«رونق اقتصادی را دیگران انجام می‌دهند... چرا بنده آخوند یا روحانی بیایم مشغول این کارها بشوم؟»

▫️در حکومت سکولار: اقتصاد نه فقط هدف، بلکه معیار اصلی کارآمدی دولت است. دولت موظف است رشد، اشتغال، و رفاه را بی‌توجه به مرجعیت دینی یا ایدئولوژیک تأمین کند.

🔷 ۴. جایگاه روحانیون
▪️در حکومت دینی: روحانیون، مدیران نظام سیاسی‌اند. چون اداره جامعه، تابع دانش فقهی و التزام به شریعت است، نه صرف مدیریت تکنوکراتیک.
▫️در حکومت سکولار: روحانیون، شأن فرهنگی یا اخلاقی دارند، اما از ساختار رسمی حکومت کنار گذاشته می‌شوند تا اصل بی‌طرفی حفظ شود.

🔷۵. نسبت با «دیگری» (کفار، دشمنان)
▪️در حکومت دینی: دشمن نه صرفاً یک بازیگر سیاسی، بلکه تهدیدی الهیاتی است. اصل «جهاد کبیر» علیه تبعیت از غیر مؤمنان، اساس سیاست خارجی می‌شود.
«جهاد کبیر یعنی جهاد برای عدم دنباله‌روی از دشمن.»

▫️در حکومت سکولار: دیگری، تهدید نیست، بلکه شریک بالقوه در نظام بین‌الملل است. تعامل، حقوق بشر، و دیپلماسی، جایگزین مواجهه ایدئولوژیک می‌شوند.

🔷جمع‌بندی: دین یا توسعه؟
🔹از نگاه آیت‌الله خامنه‌ای، حکومت دینی نوعی تعهد الهی است، نه انتخاب سیاسی. هدف آن تحکیم دین است، نه رفاه یا پیشرفت.
🔻در نتیجه، اگر حکومت سکولار برای تأمین معیشت مردم شکل می‌گیرد، حکومت دینی برای اقامه شریعت و مقاومت در برابر سیطره غیرالهی ایجاد می‌شود. از منظر برون‌دینی، این دو پارادایم، دو پاسخ به پرسش بنیادین سیاست‌اند:
«قدرت برای چه؟ و از کجا؟»
▫️پاسخ اول: از خدا، برای دین.
▫️پاسخ دوم: از مردم، برای رفاه.
🔹و در این تمایز است که گاه، یک آخوند حاضر می‌شود حکومت کند، و گاه ترجیح می‌دهد تنها عمل مناسکی یا تعلیمی خود را انجام بدهد.


.


#حکومت_اسلامی #نقد_اسلام



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘تحلیل اظهارات ترامپ از انگیزۀ حمله به ایران

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

1️⃣ اظهارات ترامپ بعد از حمله به هسته‌ای ایران
♦️ترامپ رئیس جمهور آمریکا در نخستین سخنرانی خود بعد از حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران اظهار کرده است:
🔺«آن‌ها برای بیش از چهل سال است که مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل می‌گویند.

🔺آنها مردم ما را می‌کشند، آن‌ها همه جا دخالت می‌کنند، هزاران نفر از مردم ما و صدها هزار نفر در سراسر خاورمیانه و جهان در نتیجه مستقیم اقدامات آنها کشته شده‌اند، بسیاری از آنها به‌ویژه توسط ژنرال قاسم سلیمانی کشته شدند.

🔺من مدت‌ها ‌پیش تصمیم گرفتم که باید از این جلوگیری کرد و نباید ادامه یابد.


2️⃣ هدف آمریکا از حمله به ایران
♦️آنچه ترامپ در این سخنرانی اظهار کرد، ریشۀ مخاصمه و جنگ آمریکا با ایران را آشکار می‌سازد. ریشۀ این جنگ، همان شعار «مرگ بر آمریکا» است که از همان اوایل انقلاب از سوی انقلابیون جعل و تکرار شد.

♦️البته این شعار مرگ گفتن‌ها در آن اوایل انقلاب به آمریکا یا اسرائیل اختصاص نداشت؛ بلکه تمام قدرت‌های جهانی را اعم از شوروی و چین و انگلستان و فرانسه و آلمان را هم فرا می‌گرفت و حتی کشورهای عرب همسایه و غیر همسایه نظیر عربستان و عراق و اردن و مصر را هم شامل می‌شد.

3️⃣ فلسفۀ شعار مرگ بر این و آن
♦️فلسفۀ پشت این شعار مرگ‌ها به این ایدۀ انقلابیون ایران بر می‌گردد که می‌خواهند، پوزۀ تمام جهانخواران عالم و اذناب آنان را به خاک بمالند و زمینه را برای ظهور امام زمان فراهم سازند و حکومت واحد جهانی شیعه را در اقصی نقاط جهان برقرار نمایند.

♦️منتها گویا هرچه از آغاز انقلاب بیش‌تر فاصله گرفته شد و انقلابیون با واقعیات جهانی بیش‌تر آشنا شدند، احساس کردند که یکباره‌ نمی‌توانند با تمام جهانخواران عالم بجنگند و پوزۀ آنان را به خاک بمالند و این شعار فراگیر مرگ بر این و آن، هیچ خاصیتی ندارد، جز این که تمام عالم را دشمن ایران بکند و سرانجام به شکست و نابودی ایران منجر بشود؛ لذا دامنۀ شعار مرگ بر دیگران را کوتاه کردند و به طور عمده به مرگ بر آمریکا و اسرائیل محدود ساختند؛ اما هرگز از شعار آخرالزمانی زمینه‌سازی برای ظهور امام زمان که ماهیتی جز تحقق همان شعار مرگ بر این و آن نداشت، دست نکشیدند و این خصومت با تمام کشورهای جهان را در پشت این شعار ایدئولوژیک مخفی کردند.

4️⃣ پیامدهای شعار مرگ بر اسرائیل و آمریکا
♦️انقلابیون ظاهراً غفلت کردند که مرگ بر آمریکا و اسرائیل نیز نتیجه‌ای کمتر از مرگ بر جهانخواران عالم و اذناب آنان ندارد؛ چون آمریکا یک قدرت بزرگی را در عالم تشکیل می‌دهد که حتی سایر قدرت‌های جهانی را هم با خود همراه می‌سازد.

♦️شاهد آن این که تحریم‌هایی که آمریکا بر ضد ایران مقرر کرد، از سوی تمام کشورهای جهان حتی کشورهای مسلمان همسایه نیز رعایت می‌شود.

♦️بسیار آشکار است که انقلابیون ایران وقتی شعار مرگ بر یک کشوری را سر می‌دهند، در حد این شعار باقی نمی‌مانند؛ بلکه عملاً نیز ایران را به سمت خصومت و جنگ با آن کشور می‌کشانند؛ کما این که مرگ بر آمریکا و اسرائیل، عملاً ایران را به تشکیل و تجهیز گروه‌های موسوم به مقاومت سوق داد و همین باعث شد، اسرائیل بعد از این که گروه‌های نیابتی ایران را بعد از طوفان الاقصی منهزم ساخت، به جنگ با خود ایران که حامی و تجهیزکنندۀ آن گروه‌ها بود، روی آورد.

5️⃣ پیامد مشابه داشتن مرگ و لعن
♦️انقلابیون به سبب خاستگاه مذهبی خود در زیارت عاشورا و روضه‌خوانی‌ها و نوحه‌خوانی‌ها و مدیحه‌سرایی‌های خود خلفای سه‌گانه یعنی ابوبکر و عمر و عثمان و برخی از همسران پیامبر مثل عایشه و حفصه را هم مورد لعن و سب قرار می‌دهند.

♦️این لعن‌ها و سب‌های مذهبی بی‌شک، کارکردی شبیه شعار مرگ بر این و آن دارد و لذا همیشه باعث خصومت و جنگ‌های فرقه‌ای میان شیعه و اهل سنت بوده است؛ به ویژه آن که وقتی ظهور امام زمان به انتقام‌گیری او از دشمنان اهل بیت گره زده می‌شود و ادعا می‌شود که وقتی امام زمان ظهور فرماید، لشکر سفیانی (منسوب به ابوسفیان) را که عبارت از دشمنان اهل بیت است، شکست خواهد داد و آنان را به قتل خواهد رساند.

♦️پرسش مهمی که اینک جای طرح دارد، این است که آیا مهدویتی که انقلابیون آن را چنین تعریف می‌کنند، باعث نجات شیعیان خواهد شد یا باعث نابودی آنان؟ و آیا ایران شیعی را ابرقدرت جهان خواهد کرد یا به انزوا و نابودی سوق خواهد داد؟


📕گوسالۀ سامری‌ای که ملا را خدا کرد
📕پیوستِ ثروت با امامت: از واقفیه تا ولایت فقیه
📕«یک نگاه» کافی‌ست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
📕بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
📻 مهدویت در ترازو

📺 فوایدِ امام زمان در عصرِ حاضر
📺 علامه طباطبایی/حیدری: امام نه این جمعه، هیچ جمعه‌ای نخواهد آمد!

.



#نقد_شیعه #امام_زمان #حکومت_اسلامی #شیعه_علیه_ایران #اسلام_و_ایران



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘از ادعایِ "امتناع امر دینی" تا طلبِ فتوای جهاد!
— معمای درخواست عبدالکریمی از علمای اسلام

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

🔻دکتر بیژن عبدالکریمی خطاب به علما و مراجع بزرگ جهان اسلام اظهار داشته است:
🔺به این وسیله من خواهانم، به همه علما و مراجع بزرگ عالم اسلام این گلایه را بیان بکنم که چرا شرایط کنونی را آنچنان که شایسته و بایسته است، درک نمی‌کنند و در نمی‌یابند که جنگ ایران و اسرائیل صرفاً جنگ میان دو کشور نیست. این جنگ، جنگ میان انسان و ناانسان و جنگ فرهنگ و توحش و جنگ انسانیت با بربریت است.
🔺اسرائیل که در واقع نماینده آمریکا در خاورمیانه است، در این دهه‌های اخیر بزرگ‌ترین جنایات تاریخ بشر را انجام داده است. جنایاتی که در غزه صورت گرفت، هرگز سابقه نداشت. نیز ترورهایی که در کشور ما صورت گرفت، در هیچ دورۀ تاریخی سابقه نداشت.
🔺آیا علمای بزرگ اسلام می‌دانند، اگر ایران در این جنگ شکست بخورد، در واقع اسلام و تفکر دینی و معنوی شکست سهمگینی خواهد خورد؟
🔺آیا عالمان بزرگ اسلام می‌دانند ایران آخرین پایگاهی است که در برابر نظام سلطه و نظام بردگی جهانی به ایستادگی و مقاومت پرداخته و ایران یگانۀ امید در دل آزداگان در سطح جهانی است و اگر ما آسیب ببینیم چه ضربه بزرگی به بشریت خواهد خورد؟
🔺اگر الان زمانش نیست کی زمان صدور فتوای جهاد خواهد بود؟ آیا الان وقت آن نیست که منافع آمریکا و اسرائیل در سراسر جهان از طرف مراجع بزرگ جهان اسلام مورد تهدید واقع شود؟
🔺اگر این جنایات و تهاجمات به کشور ما ادامه پیدا کند یا اگر آمریکا جسارت پیدا کند که بخواهد با ما مستقیما وارد جنگ بشود، آیا آنها از قدرت و مرجعیت دینی خودشان در دفاع از حریم ایران استفاده خواهند کرد؟


🔻دربارۀ این پیام ابهاماتی هست که اینک مطرح می‌شود:

🔺1. برای بسیاری سؤال‌برانگیز است که چرا آقای دکتر عبدالکریمی که از امتناع دین و ایمان در عصر کنونی سخن می‌گوید، چنین رویکرد دینی و ایمانی اتخاذ کرده و از مراجع جهان اسلام تقاضای صدور فتوای جهاد علیه اسرائیل کرده است؟

🔺2. آیا نامبرده می‌داند که علما و مراجع جهان اسلام تا چه اندازه در میان تودۀ مردم نفوذ دارند که اگر به صدور فتوای جهاد پرداختند، آیا مردم به آن فتوا ترتیب اثر می‌دهند یا نه؟

🔺3. آیا نامبرده واقف نیست که امروزه بسان دوران باستان نیست که توده مردم بتوانند مستقیماً و به طور مستقل از دولت‌ها با یک اسب و شمشیری که به دست می‌گیرند، در میدان جنگ حاضر شوند و به جهاد بپردازند؟

🔺4. آیا نامبرده از مرزبندی مذهبی شیعه و سنی در جهان اسلام خبر ندارد و نمی‌داند که جهان اسلام با اکثریت سنی تمایلی به حمایت از اقلیت شیعۀ ایرانی ندارند؟

🔺5. آیا نامبرده خبر دارد که چقدر از مسلمانان جهان با رویکرد ایران و محور مقاومت در قبال اسرائیل و آمریکا همدلی دارند؟ آیا اگر مسلمانان جهان با ایران و محور مقاومت همدلی داشتند، اساساً هیچ نیازی بود که آقای عبدالکریمی از مراجع بزرگ جهان اسلام تقاضای صدور فتوای جهاد کند؟

🔺6. مشخص نیست که آیا دغدغۀ نامبرده دینی است و از این که یک جمعیت مسلمان مورد ظلم و جنایت واقع شده، دغدغه پیدا کرده یا دغدغۀ او انسانی است و به طور کلی نسبت به ظلم و جنایت در سراسر جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان دغدغه پیدا کرده است.

اگر دغدغۀ او دینی باشد، البته موجه است که از مراجع بزرگ جهان بخواهد که فتوای جهاد علیه اسرائیل صادر کنند؛ اما اگر دغدغۀ او انسانی است، روشن نیست که چرا او فقط از مراجع جهان اسلام چنین تقاضای کرده و از تمام مراجع و سازمان های جهانی چنین تقاضایی را نکرده است؟

🔺7. روشن نیست که منظور نامبرده از جهاد چیست. آیا منظور او همان جهاد دینی است که به موجب آن، اموال و نفوس دشمن به غنیمت گرفته می‌شود و زنان و دخترانشان مورد تمتع جنسی مسلمانان قرار می‌گیرند یا منظور او یک مفهوم مدرن است و یک تلاش انسانی و اخلاقی را منظور دارد. بدیهی است که بنا بر فرض اول، آیا او نمی‌داند که جهاد دینی در دنیای امروز قابل اجرا نیست و بنا بر فرض دوم، آیا چه توجیهی دارد که یک امر انسانی و اخلاقی فقط از مراجع جهان اسلام تقاضا کرده و از تمام جهان بشریت تقاضا نکرده است.


.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ #غرب‌ستیزی #هایدگر



🌾@Naqdagin | @dineaqlani
📘دشواری‌های براهین اثبات وجود خدا
— حاشیه‌ای بر بررسی انتقادی براهین اثبات وجود خدا از سوی دکتر عبدالرحیم سلیمانی

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

🔸دکتر #عبدالرحیم_سلیمانی در میان براهین متعدد برای اثبات وجود خدا، تنها ۴ برهان را قابل تأمل می‌داند و بقیه را «نه شفابخش و نه کورکن» می‌خوانَد. در این یادداشت، ضمن مرور این براهین، به تحلیل انتقادی بنیادهای نظری آن‌ها و نیز نارسایی‌های مشترکشان می‌پردازیم.

🔶 براهین چهارگانه مورد تأیید دکتر سلیمانی
بر پایه دیدگاه سلیمانی، تنها براهینی که ارزش تأمل دارند عبارت‌اند از: ۱. برهان نظم؛ ۲. برهان امکان و وجوب؛ ۳. برهان ایمان؛ ۴. برهان اخلاق.

🔺اما محل بحث است که آیا این براهین می‌توانند وجود خدا را به لحاظ نظری اثبات کنند و آیا چنان خدایی با خدای دینی تطابق دارد یا نه؟

🔶 نارسایی براهین در شناسایی ذات خدا
بزرگ‌ترین اشکالی که بر این براهین وارد است، آن است که از رهگذر هیچ‌یک از آنها نمی‌توان «ذات» خدا را شناخت. آن‌ها صرفاً به پر کردن یک «خلأ مفهومی» در اندیشۀ انسان می‌پردازند. اگر انسان بتواند آن خلأ را با فرضیه‌ای دیگر، مانند مفهوم طبیعتِ خودبسنده پر کند، آن‌گاه انسان اساساً نیازی به فرض «خدا» احساس نخواهد کرد. بر این اساس، براهین مزبور بیشتر متأثر از جهل بشر هستند تا علم او.

🔶 اتکای براهین به جهل بشر، نه دانش او
بسیاری از این براهین در اصل بر جهل بشر نسبت به منشأ جهان یا مکانیزم‌های هستی استوارند؛ یعنی چون انسان نمی‌داند چگونه چیزی پدید آمده، لذا وجود خدا را برای پر کردن این شکاف فرض می‌گیرد. حال آن‌که هر فرضی که بتواند این خلأ را پر کند، می‌تواند جایگزین خدا شود. این نشان می‌دهد که براهین به‌جای تکیه بر معرفت، بر جهل بشر سوار شده‌اند.

🔶 ناکارآمدی روان‌شناختی براهین در پذیرش همگانی
اگر این براهین حقیقتاً توان اثبات وجود خدا را داشتند، چرا تمام انسان‌ها به این نتیجه نمی‌رسند که خدایی هست؟ نیز چرا باور به خدا بیشتر امری موروثی و فرهنگی است تا امری مبتنی بر استدلال عقلی؟ تقریباً، هیچ‌کس را نمی‌توان یافت که بدون آموزه‌های محیطی و دینی، و صرفاً از راه استدلال عقلی، باور به وجود خدا پیدا کرده باشد.

🔶 فقدان نقش کارکردی خدای برهانی در زندگی واقعی
حتی اگر این براهین بتوانند وجود یک خدا را ثابت کنند، خدایی که از دل این براهین بیرون می‌آید، فاقد هرگونه نقش در زندگی عملی انسان‌هاست. این خدایی که با این براهین ثابت می‌شود، نه پیامبری می‌فرستد، نه کتابی نازل می‌کند، نه دعایی را می‌شنود و نه رزقی عطاء می‌کند و نه قومی را به سبب گناهانشان هلاک می‌کند. چنین خداوندی با خدای متدینان که این چنین در زندگی دخالت فعال دارد و حامل معنا و ارزش است، کاملاً بی‌ارتباط است.

🔶 فقدان تعریف مشترک از خدا حتی در میان خداباوران
تعارض در تعریف خدا بین خداباوران مختلف، خود نشان‌دهندۀ آن است که هیچ برهان برون‌دینی نتوانسته خدای واحد و مشترکی را برای خداباوران اثبات کند. معنای خدای فیلسوف و متکلم و عارف و نیز معنای خدای مسلمان و یهودی و مسیحی با همدیگر اختلافی بنیادین دارد. این تشتت در معنای خدا، براهین برون‌دینی را از حیث کارآمدی برای خداباوران ناتوان می‌سازد.

🔶دشواری فهم براهین برای عموم مردم
خود دکتر سلیمانی نیز تأکید می‌کند که این براهین برای تودۀ مردم قابل فهم نیستند و تنها در دایرۀ محدود فیلسوفان مؤمن جای دارند. این نکته این پرسش اساسی را پدید می‌آورد که اگر خدا فقط با عقل نخبگان اثبات‌پذیر است، چه فایده‌ای برای تودۀ مردم دارد؟ حتی نظم جهان که برهان نظم بر آن مبتنی است و برای تودۀ مردم قابل فهم است، هرگز تودۀ مردم را به خدایی که در ادیان الهی معرفی می‌شود، رهنمون نمی‌کند؛ چون این برهان هرگز اقتضاء نمی‌کند که خدای مبتنی بر آن به ارسال رسل و انزال کتاب و هلاکت اقوام به سبب پیروی نکردن از رسل الهی و کتب آسمانی بپردازد.

🔶 جمع‌بندی: عقل عملی به‌جای عقل نظری
برآیند همۀ این نقدها آن است که خدا نه با عقل نظری و براهین فلسفی، بلکه صرفاً با عقل عملی قابل توجیه است. عقل عملی نیز بیش از این دلالت ندارد که باور داشتن به خدا در زندگی انسان‌ها کارکرد مثبت روانی و اجتماعی دارد، ولو اینکه چنین باوری بر وجودی واقعی و مستقل از ذهن آدمی مبتنی نباشد. در این تلقی، باور به خدا فقط یک «باور سودمند» دانسته می‌شود؛ نه یک باور مبتنی بر واقعیتی متعالی خارج از ذهن. بنابراین، هیچ یک از براهین فلسفی قدرت اثبات وجود خدای دینی را ندارند که به ارسال رسل و انزال کتب و صدور تکالیف و مجازات مکلفان می‌پردازد. خدای دینی فقط بر روایت متون دینی و باور متدینان مبتنی است.


📓استدلال در دفاع از خداناباوری
📻 «گفتگوهایی دربارۀ‌ دین طبیعی»
📻 علیت و شر
📻 «برهان نظم» در ترازو (جلسۀ اول | جلسۀ دوم)

.


#فلسفیدن #نقد_ادیان #اثبات_خدا



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 نواندیشی دینی و چاه ویل تأویل

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

🔸دکتر عبدالرحیم سلیمانی بعنوان یک نواندیش دینی تلاش می‌کند، با تأویل آیۀ «انی جاعل فی الارض خلیفة» از گفتمان دینی، سکولاریسم یعنی جدایی دین از حکومت و نیز شخصی بودن دین را استخراج کند؛ اما تأویل متون دینی، چاه ویلی‌ست که سقوط در آن باعث هلاکت است؛ لذا ملاحظه می‌شود، ناقد او تأویلش را از آیه مذکور مصداق حدیث «من فسر القرآن برأیه فلیتبوأ معقده من النار» دانسته و او را مستحق آتش شمرده.

🔸در گفتمان دینی حکومت از آن خدا یا خلیفه‌ای دانسته شده است که از سوی او تعیین شده باشد؛ لذا حق آن است که اعتراف شود که از قرآن ارزش‌های مدرن مثل دموکراسی و سکولاریسم بیرون نمی‌آید و لذا تلاش نواندیشان دینی ناکام است.

🔸این عقل مدرن بشری است که حکم می‌کند، دموکراسی و سکولاریسم دارای ارزش‌اند و حکومت دینی و حضور دین در حکومت مشکل‌آفرین‌اند و لذا این عقل مدرن است که حکم می‌کند که باید گفتمان دینی را کنار نهاد و به گفتمان مدرنیته روی آورد.

📕سماع سروش بر جسد الله
📕نواندیشی دینی: خودویرانگری با لبخند؛ نجات اسلام با انتحار آن بصورت تدریجی؟




🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘نقدِ تأویل آیۀ «ضرب‌وشتمِ زنان»

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

🔶 تأویل آیۀ زدن زنان طبق عقل مدرن

🔻در سورۀ نساء آمده است:
وَ اللاَّتي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِيّاً کبيراً (34) وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَکماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُريدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ کانَ عَليماً خَبيراً (35)


🔸در این آیات آمده است که زنانی که بیم دارید، نشوز کنند، آنان را موعظه کنید و در بستر به آنان پشت کنید و آنان را بزنید. اگر اطاعت کردند، علیه آنان کاری نکنید و اگر بیم پیدا کردید که میان زن و مرد شقاق به وجود بیاید، از طرف هریک یک داوری را بفرستید که میانشان صلح کنند.

🔸دکتر عبدالرحیم سلیمانی اظهار می دارد که من آیۀ «عاشروهن بالمعروف»(نساء، ۱۹) را بر آیه «واضربوهن» (نساء، ۳۴) حاکم می‌کنم و بر اساس آن، فتوا می‌دهم که
نباید زنان را زد و هرگاه اختلافی زن و مرد پیش آمد، هر دو پیش قاضی بروند تا او میانشان قضاوت کند.


🔸او دلیل این فتوا را این می‌داند که آیۀ «عاشروهن» مطابق حکم پیامبر باطن یعنی عقل است. «بالمعروف» یعنی طبق آنچه عقلاء شایسته می‌دانند و عقلاء هرگز هجر و ضرب زنان را شایسته نمی‌دانند.

🔸آنگاه راجع به معنای «ضرب» می‌گوید که آن به معنای ترک است و بعد از آن، «عن» در تقدیر است و شگفت، آن که اظهار می‌دارد که «ضرب» در قرآن به معنای زدن به کار نرفته است.

🔶نقد تأویل آیۀ زدن زنان طبق عقل مدرن

🔻بر تأویل آقای سلیمانی از آیۀ زدن زنان خدشه‌های چندی وارد است:

▫️اولاً
، او آیۀ «عاشروهن بالمعروف» را طبق عقل مدرن خودش تفسیر می‌کند که به موجب آن، زدن زنان، معروف یعنی شایسته نیست. حال آن که در تفسیر قرآن، «معروف» بودن هرکاری را باید در چارچوب گفتمان عصر نزول فهمید؛ نه در چارچوب گفتمان عصر مدرن. گفتمان عصر مدرن تازیانه زدن زنان زناکار یا حبس یکساله زنان فاحشه را نیز شایسته نمی‌شمارد. این در حالی است که در قرآن، به این مجازات‌ها امر شده است.

▫️ثانیاً
، در قرآن، هم از نشوز زنان سخن گفته شده و هم از نشوز مردان؛ اما هرگز دربارۀ نشوز مردان به زنان اجازۀ هجر و ضرب و حتی موعظه هم داده نشده؛ بلکه گفته شده است:
وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ (نساء، 128)

یعنی اگر زنی بیم نشوز یا إعراض شوهرش را پیدا کرد، اشکالی ندارد که میانشان صلح برقرار شود. حال آن که فتوای آقای سلیمانی این است که هرگاه هرکدام شاهد نشوز دیگری بود، هر دو نزد قاضی بروند تا او میانشان قضاوت کند.

▫️ثالثاً
، هرگز موجه نیست، از آیاتی از قرآن بر علیه آیات دیگری از قرآن استفاده شود و این مصداق همان تکذیب القرآن بعضه ببعض یا ضرب القرآن بعضه ببعض خواهد بود که مورد نهی واقع شده است.

▫️رابعاً
، ضرب در قرآن به معنای زدن زنان به کار رفته؛ آنجا که به حضرت ایوب امر می‌شود که همسرش را با دسته‌ای ترکه بزند:
وَ خُذْ بِيَدِک ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ (ص،44)


▫️خامساً
، تأویلی که آقای سلیمانی از آیۀ زدن زنان به دست می‌دهد، خلاف اجماع تمام مفسران و فقهاء شیعه و سنی در چهارده قرن گذشته است و او نمی‌تواند بگوید که تمام آن مفسران و فقهاء در فهم این آیه خطا کردند و من بعد یک فاصلۀ چهارده قرنی به فهم درست این آیه پی بردم. قرآن یک متن زبانی است که در عصر پیامبر اسلام شکل گرفته و الفاظ و تعابیرش مبتنی بر مواضعه و استعمال مردمان آن عصر است و لذا باید الفاظ و تعابیر قرآن را طوری فهمید که آنان می‌فهمیدند.

▫️سادساً
، وقتی که ادعا شود، اجماع مفسران و فقهاء آیات قرآن را طی چهارده قرن گذشته اشتباه فهمیدند و من فقط در میان آنان به فهم صحیح آیات قرآن دست یافتم، این باعث می‌شود، قرآن به طور کلی از حجیت ساقط شود و این در حالی است که قرآن به تصریح خودش به زبان عربی مبین و برای هدایت نازل شده بود.

📕نواندیشی دینی و چاه ویل تأویل
📕نواندیشی دینی: خودویرانگری با لبخند
📕سماع سروش بر جسد الله
📕دشواری‌های براهین اثبات وجود خدا

.


#نقد_روشنفکران #زنان #نقد_قرآن #نواندیشی_دینی #روشنفکری_دینی



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
اسلام، یعنی تسلیم حقیقت یا تسلیم خدا؟
🔸 اسلام میان تأویل و نسخ - قسمت ۱

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

1️⃣ نظریۀ دین اسلام یعنی «تسلیم حقیقت بودن»

💬 آقای دکتر عبدالرحیم سلیمانی اظهار داشته‌است که:
اسلام یعنی تسلیم حقیقت شدن و وضع لفظ اسلام بر دین اسلام یک وضع تعیینی است، نه وضع تعیُّنی.


🔸 وضع تعیُّنی این است که واضع معنایی را قصد نمی‌کند تا لفظ را برای آن وضع کند؛ بلکه به‌صورت ناخودآگاه لفظی را برای چیزی به‌کار می‌برد، بدون این‌که معنایی را قصد کرده باشد و لذا مفید هیچ معنایی نیست؛ مثل لفظ یهودیت که از کشور یهودیه (مأخوذ از یهودا پسر بزرگ یعقوب) گرفته شده است، بدون این‌که مفید معنایی باشد.

🔸 اما وضع لفظ اسلام بر دین اسلام تعیینی است یعنی، واضع معنای تسلیم حقیقت را در نظر گرفته و بعد لفظ اسلام را بر آن نهاده است. وقتی وضع لفظی تعیینی باشد، آن لفظ ماهیت موضوع‌له را نشان می‌دهد؛ بنابراین ماهیت اسلام، تسلیم حقیقت بودن است. تسلیم حقیقت بودن هم با شنیدن سخنان مختلف و انتخاب بهترین آن‌ها انجام می‌شود؛ لذا دین اسلام ماهیتاً یک دین تحمیلی و تقلیدی از آباء و اجداد نیست؛ بلکه یک دین انتخابی و تحقیقی است. 🔎

2️⃣ نقد نظریه دین اسلام، یعنی تسلیم حقیقت بودن

🔻بر نظریه آقای سلیمانی خدشه‌های بسیاری است:

▫️ اولاً، کاربردهای لفظ اسلام در قرآن نشان می‌دهد که اسلام یعنی تسلیم خدا بودن و شریک برای او قائل نشدن؛ نه تسلیم حقیقت بودن. حتی اگر خدا به‌عنوان یک حقیقت یعنی مفهوم مطابق واقع تعریف شود، هرگز تسلیم حقیقت بودن، تعریف درستی برای اسلام نیست؛ چون خدا فقط یک مفهوم از مفاهیمی است که می‌تواند مطابق واقع باشد؛ نه همه مفاهیم.

▫️ ثانیاً، خدا از نگاه یک خداباور حقیقت است؛ اما از نگاه کسی که به خدا باور ندارد، اسطوره و افسانه است؛ یعنی مفهومی است که مطابق واقع نیست؛ بلکه زاییده ذهن مردم باستان است که خدا را برای پر کردن شکاف جهل خود به علل حوادث جهان مثل نزول باران و وقوع زلزله و مانند آن‌ها برساخته بودند.

▫️ ثالثاً، تسلیم حقیقت بودن، متضمن انتخاب آگاهانه و آزادانه است؛ اما تسلیم خدا بودن هرگز با انتخاب آگاهانه و آزادانه ملازمه ندارد:
چنان‌که وقتی در جهاد ابتدایی به کافران گفته می‌شود، «أسلِم تَسلَم» (اسلام بیاور تا سالم بمانی)، هرگز پیشاروی آن کافران، حق انتخاب آگاهانه و آزادانه قرار داده نشده است.


▫️ رابعاً، آقای سلیمانی برای پیشبرد مقصودش فقط به آیات و روایاتی تمسک می‌جوید که پذیرش دین اسلام با انتخاب آگاهانه و آزادانه ملازمه دارد یا آیات و روایات مخالف مقصودش را به‌گونه‌ای تأویل می‌کند که ناقض آن دانسته نشود. حال آن‌که هر دو این رویکرد، غیرعلمی و فریبکارانه است.

▫️ خامساً، آقای سلیمانی برای به‌کرسی نشاندن نظریه‌اش ناگزیر می‌شود، آنچه را که طی چهارده قرن گذشته جزء ضروریات اسلام شمرده می‌شده است، مثل جهاد ابتدایی و شاید جواز برده‌داری را انکار کند.

3️⃣ نه تأویل و نه انکار، بلکه اعتراف و اقبال به نسخ

🔸 هدفی که دکتر سلیمانی دنبال می‌کند، بسیار مقدس و ارزشمند است. او می‌خواهد قرائتی از اسلام به دست بدهد که با عقل مدرن و نظام مدرنیته ناسازگاری نداشته باشد؛ بنابراین هیچ اشکالی در هدف او نیست.

🔸 اشکالی که در «روش‌»هایی ست که او برای سازگار سازی دین اسلام با عقل مدرن و نظام مدرنیته به‌کار می‌گیرد.

🔸 نه انکار جهاد ابتدایی و مانند آن، و نه گزینش شواهد مؤید و اعراض از شواهد نقض، و نه تأویل شواهد نقض به‌گونه‌ای که موافق هدف اصلاح دین باشد، هیچ‌کدام علمی و صحیح نیستند.

🔸 رویکرد علمی و صحیح آن است که به اسلام همان‌طور که بوده و طی چهارده قرن شناخته شده است و مفسران تفسیر کردند و فقها بر اساس آن فتوا دادند، اعتراف شود و در عین حال، اعلان شود که عقل مدرن و مقتضیات مدرنیته هرگز چنین قرائتی از اسلام را برنمی‌تابد و بقای اسلام جز با سازگارسازی آن با عقل مدرن و مقتضیات مدرنیته ممکن نیست.

🔸 ابقای اسلام هم به روش‌هایی که فریبکارانه و مخالف مسلمات علمی باشد، هرگز مطلوب نیست. تنها روش صحیح برای ابقای اسلام این است که متون و قرائت‌های ناسازگار با عقل مدرن و مقتضیات مدرنیته کنار گذاشته شود و به اصطلاح دینی منسوخ گردد و به جای آن‌ها از آخرین دانش‌ها و تجربیات بشری بهره‌برداری گردد.

🔸 البته آقای سلیمانی روش نسخ را هم آنجا که احکام شرعی ناسازگار با مدرنیته را تاریخی می‌شمارد، می‌پذیرد؛ اما توصیه این است که شما این روش را در همه موارد متعارض با مدرنیته به‌کار بزنید و دیگر روش‌ها را که متکلفانه و غیرعلمی است، رها کنید.


📕نواندیشی دینی: خودویرانگری با لبخند
📕سماع سروش بر جسد الله
📕نواندیشی دینی و چاه ویل تأویل
📕نقدِ تأویل آیۀ «ضرب‌وشتمِ زنان»

.


#نقد_روشنفکران #نقد_قرآن #نواندیشی_دینی #روشنفکری_دینی



🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘معناشناسیِ «اسلام» در قرآن
🔸اسلام میان تأویل و نسخ - قسمت ۲

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

1️⃣ معناشناسی تاریخی اسلام در قرآن

🔸از پاره‌ای از کاربردهای واژۀ اسلام و مشتقات آن در قرآن چنان دانسته می‌شود که این واژه خاستگاهش گفتمان جنگی عرب بوده و اسلام به معنای تسلیم شدن در جنگ بوده است و شعار «أسلِم تَسلَم» (اسلام بیاور تا سالم بمانی) که در جنگ‌های حضرت محمد با قبایل عرب، یا در نامه‌های منسوب به آن حضرت به کشورهای مجاور آمده، همین معنا را بازتاب می‌دهد.

🔸همین معنا در قرآن هم به کار رفته است:
▫️الف. در سورۀ نمل که در دورۀ مکی نازل شده، مشاهده می‌شود که وقتی حضرت سلیمان خبر می‌یابد که ملکۀ سبأ و قومش به جای الله به پرستش شمس می‌پردازند (نمل، ۲۴)، نامه‌ای به او می‌نویسد و از او می‌خواهد که او و قومش بر او سرکشی نکنند و تسلیم او بشوند:
أَلاَّ تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُوني مُسْلِمينَ (نمل، ۳۱)؛ یعنی بر من سرکشی نکنید و به حالت «مُسلِم» (تسلیم شونده) نزد من بیایید.
آنگاه وقتی آنان چنین نمی‌کنند، به فرستادۀ ملکۀ سبأ می‌گوید: ما با سپاهیانی که هیچ کسی نمی‌تواند در مقابلشان بایستد به سویتان خواهیم آمد و شما را به حالت خواری و صغارت از سرزمین سبأ اخراج خواهیم کرد:
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ (نمل، ۳۷)


🔸آنگاه به سران خود می‌گوید: قبل این که ملکۀ سبأ و قومش به حالت «مُسلِم»(تسلیم شونده) نزدم بیایند، تختش را پیش من بیاورید.
قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّکمْ يَأْتيني بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُوني مُسْلِمينَ (نمل، ۳۸)


▫️ب. نیز در سورۀ فتح که ناظر به صلح حدیبیه نازل شده، آمده است:
قُلْ لِلْمُخَلَّفينَ مِنَ اْلأَعْرابِ سَتُدْعَوْنَ إِلی قَوْمٍ أُولي بَأْسٍ شَديدٍ تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ.... (فتح، ۱۶)
یعنی ای پیامبر به بادیه‌نشینانی که از آمدن به جنگ حدیبیه سرباز زدند، بگو که شما به سوی قومی قدرتمند فراخوانده می‌شوید که با آنان قتال کنید تا این که تسلیم بشوند/ اسلام بیاورند (يُسْلِمُونَ)....


2️⃣ معناشناسی توصیفی اسلام در قرآن


🔸مشاهده می‌شود که همین واژگان «إسلام و مُسلِم» که پیشینۀ کاربردی در گفتمان جنگی دارند، در قرآن به معنای «اسلام آوردن» و پذیرش دین اسلام هم به کار می‌رود:

▫️الف. در سورۀ آل عمران که سوره‌ای مدنی است، آمده که دین نزد خدا «إسلام» است:
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ اْلإِسْلامُ ...(آل عمران، ۱۹)


🔸 و تو ای پیامبر اگر اهل کتاب با تو محاجه کردند، بگو که من و پیروانم رویمان را برای خدا تسلیم کردیم:
فَإِنْ حَاجُّوک فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ... (آل عمران، ۲۰)


🔸 و نیز به اهل کتاب و بت پرستان بگو که اگر شما تسلیم شدید، هدایت یافتید:
... وَ قُلْ لِلَّذينَ أُوتُوا الْکتابَ وَ اْلأُمِّيِّينَ ءَ أَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا ... (آل عمران، ۲۰)


▫️ب. نیز در همین سورۀ آل عمران در جای دیگر آمده است که آیا اهل کتاب جز دین خدا را می‌جویند، در حالی که ساکنان آسمان‌ها و زمین چه با رغبت و چه با کراهت تسلیم او شدند:
أَ فَغَيْرَ دينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ طَوْعاً وَ کرْهاً.... (آل عمران، ۸۳)


🔸به آنان بگو که ما تسلیم او هستیم و هرکه جز اسلام را دین برگزیند، از او پذیرفته نیست:
... وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ * وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ اْلإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ.... (آل عمران، ۸۴ - ۸۵)


💎 حاصل این بررسی این است که اسلام به معنای تسلیم شدن به خدا به مثابۀ «فرماندۀ جنگ» است؛ لذا برای انسان‌ها هیچ انتخابی وجود ندارد، جز این که خود را به مثابۀ «اسیر» تسلیم او کنند و تحت «اطاعت محض» او در آیند. درست شبیه همان اتفاقی که برای ملکۀ سبأ و قومش در برابر حضرت سلیمان رخ داد.

🔸نیز حدود ۲۰ صحابی از حضرت محمد نقل کردند که فرمود:
أمرت از اقاتل الناس حتی یقولوا لا اله الا الله؛ یعنی من فرمان یافتم که با مردم قتال کنم تا بگویند: هیچ الهی جز الله نیست.


🔸بر مبنای همین اندیشه است که طبق روایات و فتاوی فقهاء طی چهارده قرن گذشته، انسان‌ها با اسلام آوردن «محقون الدم» و با ارتداد «مهدور الدم» می‌گردند؛ یعنی اگر اسلام بیاورند، خونشان محفوظ است و اگر مرتد شوند، خونشان ریخته می‌شود.

🔸این کاربردهای قرآنی و روایی به وضوح نشان می‌دهد که اسلام هرگز به معنای تسلیم حقیقت شدن نیست؛ بلکه به معنای تسلیم خدا [نقدآگین: به‌مثابه فرمانده جنگی یا ارباب] شدن است.

📕قسمت اول مقاله
📕سماع سروش بر جسد الله
📕نواندیشی دینی: خودویرانگری با لبخند
📕نواندیشی دینی و چاه ویل تأویل
.


#نقد_روشنفکران #نقد_قرآن #نواندیشی_دینی #روشنفکری_دینی


🌾 @Naqdagin | @dineaqlani
📘جمهوری اسلامی؛ آپارتاید قانونی در برابر تبعیض عملی در اسرائیل
(۱/۲)
تحکم مدرنیته به اصلاح‌ شریعت
♦️اصلاح حکم قصاص غیرمسلمان به اقتضای مدرنیته

♦️در فقه شیعه، قول مشهور بر اساس روایاتی مانند «لا یُقتلُ مسلمٌ بکافر» این است که مسلمانی اگر غیرمسلمانی را بکشد، قصاص نمی‌شود؛ ولی برخی فقهای متأخر گفته‌اند این روایات با قرآن تعارض دارد و باید مسلمان به خاطر کشتن غیرمسلمان بی‌گناه قصاص شود.

♦️در حقوق معاصر کشورهای اسلامی، بسیاری از دولت‌های اسلامی امروز (مانند مصر، تونس، ترکیه) قوانین کیفری مدرن دارند که بر اساس اصل برابری انسانی، قصاص یا مجازات قتل برای مسلمان و غیرمسلمان یکسان است.

♦️در جمهوری اسلامی ایران، طبق قانون مجازات اسلامی (قبل از اصلاحات ۱۳۹۲)، مسلمان با کشتن غیرمسلمان ذمی قصاص نمی‌شد؛ اما در اصلاحیۀ ۱۳۹۲ این تبعیض حذف شد و الان اگر مسلمانی یک غیرمسلمان، نظیر یهودی، مسیحی یا زرتشتی را بکشد، مشمول قصاص نفس است. تنها تفاوت این است که در موارد خاص اگر اولیای دم بخواهند، می‌توانند به جای قصاص، دیه بگیرند.

✍🏻 دکتر #جعفر_نکونام

@dineaqlani


🔸جنابِ دکتر جعفر نکونام در آخرین پستِ خود، به اصلاحیه‌ای در قانون مجازات اسلامی ارجاع داده‌اند که صرفا خونِ اهل کتاب (۳ دین غیر از اسلام) را محترم و آنان را جزئی از بنی‌بشر حساب کرده‌است. در آغاز متن‌شان نیز از سخنِ برخی فقهای متاخر (بدون ارجاعی مشخص) یاد کرده‌اند، که روایاتِ مبنی بر عدم قصاص قتلِ نامسلمانان را با قرآن متناقض می‌دانند. در این مجال به‌شکل مبسوط وارد این بحث نمی‌شویم که آیاتِ قرآنیِ (سوای سیره نبوی و احادیث) کمی نداریم که حکم قتل و تعرض و دست‌درازی به نامسلمانان (و در واقع بی‌ارزشیِ خون آن‌ها در مقایسه با خون مسلمانان) را، در صورتی که جزیه ندهند، یا مسلمان نشوند را داده‌اند.

🔺از این جهت، خونِ یک نامسلمانِ پیروِ دین ابراهیمی (و نهایتا زرتشتی و صائبی و...)، پس از عمل به حکم توصیه‌شده و ثواب‌آمیز جهاد ابتدایی، توسط مسلمانان و تصرف و غارت اموال، صرفا با پرداختِ جزیه‌ی با خواری و ذلت و حقوقی نابرابر با مسلمانان حفظ می‌شود، ولی خونِ بوداییانِ بت‌پرست و هندوهای مشرک و شنتوییست‌های ژاپنی و بسیاری ادیان دیگر، از جمله ادیان آفریقایی یا سرخ‌پوست‌ها و..، یا ناباوران و آتئیست‌ها و.. مباح است و مال و نوامیس‌شان نیز به جنود جهادی و شهادت‌طلب اسلام تعلق دارد؛ و صحبت جزیه و... هم دیگر لازم نیست: یا اسلام یا مرگ با شمشیر رحمانی الله!

🔺پس در قانون اصلاحیه‌‌خورده نیز، قصاص نفس تنها در صورتی برای قاتل مسلمان اجرا می‌شود که مقتول نیز مسلمان باشد یا از اقلیت‌های مذهبی به رسمیت شناخته‌شده در قانون اساسی (یهودی، مسیحی یا زرتشتی) باشد.

◾️لامذهب‌ها، بودایی‌ها و هندوها، مومنین ادیان آفریقایی
: از آنجا که این گروه‌ها جزو ادیان به رسمیت شناخته‌شده در قانون اساسی ایران نیستند، قتل آنها توسط یک مسلمان، مشمول قصاص نمی‌شود.

◾️مجازات‌های جایگزین
: در چنین مواردی، قاتل به قصاص محکوم نمی‌شود، بلکه باید دیه پرداخت کند و ممکن است به مجازات زندان نیز محکوم شود.

🔺این مسئله، یکی از موارد اصلی نقد به سیستم قضایی ایران است که تبعیض مذهبی را در زمینهٔ حق حیات نشان می‌دهد و نمونه‌ای آشکار است که با رژیم آپارتاید طرفیم که قوانینِ قضاییِ اسرائیل (که صبح‌و شام جز نقاط منفی آن برای ما بازگو نشده) اساسا با آن قابل قیاس نیست. این تبعیض، ناشی از عدم به رسمیت شناختن این ادیان در قانون اساسی ایران است، و از سیطره‌ی دیگرستیزی مذهبیِ قرآن و سنت نبوی، سرریز شده در قوانین جمهوری اسلامی، ناشی شده‌است.

🔺در اسرائیل، قانون به صورت رسمی برابری حقوق مدنی را برای همهٔ شهروندان، از جمله عرب‌های مسلمان، تضمین می‌کند. آن‌ها حق رأی دارند، می‌توانند در مناصب دولتی فعالیت کنند و از نظر قانونی دارای حقوق مشابه شهروندان یهودی هستند. اما تبعیض در عمل، در تخصیص بودجه، بازار کار و خدمات عمومی رخ می‌دهد.

🔶 تبعیض در جمهوری اسلامی ایران: مقایسه با اسرائیل

🔸با توجه به تعریف آپارتاید به‌عنوان یک نظام تبعیض‌آمیز و نهادینه، می‌توان تبعیض‌های موجود در جمهوری اسلامی ایران را در ابعاد مختلف بررسی کرد و آن را با وضعیت شهروندان عرب در اسرائیل مقایسه نمود. در ایران، تبعیض به صورت قانونی و سیستماتیک در بسیاری از جنبه‌های اجتماعی و سیاسی نهادینه شده است، که این امر در مقایسه با تبعیض‌های عملی در اسرائیل، ماهیت متفاوتی دارد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin