Telegram
نقدآگین
📘«ادبیات جنگی» در ورزش
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 از یک گزارشگر ورزشی که کسب و کار وی در مجیزهگویی نسبت به ارزشهای قدرت سیاسی است، خیلی انتظاری نیست که از «ادبیات جنگی» در گزارش خود استفاده نکند، و مثلا خطاب به جودوکارِ ایرانی در مسابقۀ ورزشیِ المپیک با حریف خارجی نگوید:
🍂 البته اگر قدرتِ سیاسی قدری دلش بهحال خودش و ارزشهایی که به آن پایبند است میسوخت، و عقلش میرسید، این گزارشگر را در فضای کاملاً سکولار شده و دینگریزِ ایران، بهدلیل اینکه لحظهبهلحظه و به کرّات از اصطلاحات مذهبی زیر استفاده کرد:
آن هم برای جودوکاری که بعداً شکست خواهد خورد، بهدلیلِ وهنِ دین و مذهب به شدت مورد توبیخ قرار میداد و اجازۀ گزارش ورزشی را از او سلب میکردند.
🍂 اما استفاده از ادبیاتی مشابه از رئیسجمهوری که به خیال خود آمدهاست رسم و آئین دیگری در حکمرانی دراندازد، معنای متناقضی را متبادر میکند و بازتولید همان «ادبیات جنگی» است؛ وقتی در پیام خود به کارتهکار ایرانی، به خاطر کسب مدال نقره، میگوید:
#حکومت_اسلامی #پزشکیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azad
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 از یک گزارشگر ورزشی که کسب و کار وی در مجیزهگویی نسبت به ارزشهای قدرت سیاسی است، خیلی انتظاری نیست که از «ادبیات جنگی» در گزارش خود استفاده نکند، و مثلا خطاب به جودوکارِ ایرانی در مسابقۀ ورزشیِ المپیک با حریف خارجی نگوید:
خوب جنگیدی، بزن نابودش کن، با ضربههای تیرآهن – منظور ضربه پا است- بزن به سرش.
🍂 البته اگر قدرتِ سیاسی قدری دلش بهحال خودش و ارزشهایی که به آن پایبند است میسوخت، و عقلش میرسید، این گزارشگر را در فضای کاملاً سکولار شده و دینگریزِ ایران، بهدلیل اینکه لحظهبهلحظه و به کرّات از اصطلاحات مذهبی زیر استفاده کرد:
"مردم دعا کنید"، "مردم ذکر بگوئید"، "یا زهرا" ، "یا فاطمه خودت کمک کن".
آن هم برای جودوکاری که بعداً شکست خواهد خورد، بهدلیلِ وهنِ دین و مذهب به شدت مورد توبیخ قرار میداد و اجازۀ گزارش ورزشی را از او سلب میکردند.
🍂 اما استفاده از ادبیاتی مشابه از رئیسجمهوری که به خیال خود آمدهاست رسم و آئین دیگری در حکمرانی دراندازد، معنای متناقضی را متبادر میکند و بازتولید همان «ادبیات جنگی» است؛ وقتی در پیام خود به کارتهکار ایرانی، به خاطر کسب مدال نقره، میگوید:
"مردانه جنگیدی".
#حکومت_اسلامی #پزشکیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azad
📘در گردابِ جاسوسان
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 به باور من قتل اسماعیل هنیه در ایران و تارومار کردن حزبالله لبنان و قتل حسن نصرالله نه از روی هنرمندی و قدرت نظامی اسرائیل، بلکه از روی بیهنری و حماقت حماس و حزبالله لبنان و همفکران آن در ایران خودمان است.
🍂 اسرائیل در سالهای اخیر متوجه نقطۀ ضعف دشمنان خود شدهاست. دشمنانی که نابودی او را هدف قرار دادهاند و تا مغز استخوان به آداب و عادت مذهبی پایبند هستند. اسرائیل نقطه ضعف را از همنیجا جستجو کرد، و این کار خیلی دشواری نبود. این را بعنوان یک دیندار که به آداب دینی بهشدت پایبند است - اما با نگاه دیگر که چیزی اسباب عقده نشود- عرض میکنم.
🍂 اسرائیل نیک دریافت که سکس و پول دو عاملی هستند که مذهبیها نسبت به آن، بهموجب محرومیتها و سرکوبها، دچار عقدههای روانی هستند؛ بنابراین، خریدن این افراد برای اسرائیل عین آب خوردن است. این چیزیست که باید برای حکمرانان جمهوری اسلامی درس عبرتی باشد که:
اولا، مداخلۀ آنها در اخلاق جنسی جامعه هم به زیان جامعه است – و نتایج درست معکوس آن را در جامعه دیدهایم-، و هم به نقطۀ مطلقاً ضعف آنها در مواجهه با دشمنان تبدیل شدهاست.
دوم اینکه، وقتی انتظار خانهدار شدن در ایران ده برابر متوسط جهانی است – مساوی ۱۵۰ سال- و داشتن یک پراید که به اتومبیل قاتل معروف شدهاست به یک رؤیا تبدیل میشود، باید میدانستند که نباید رویهای را در پیش میگرفتند که هرگونه برنامه اقتصادی و سیاست داخلی را به چارمیخِ «سیاست خارجی و مداخله در منطقه» قفل کنند.
🔺بنابراین عملیات نظامی اسرائیل در این روزها و ماههای اخیر، نه از روی هنر و قدرتمندی وی، بلکه از روی بیهنری دوستان بیخرد صورت گرفتهاست.
🍂 طرح بحث نفوذی هیچگاه کهنه نمیشود، بهخصوص این روزها و از سالها پیش، که فکر میکنم تا مغز استخوان نفوذ ایجاد شدهاست، اما نه به ترتیبی که حکمرانان درباره نفوذ میپنداشتند و آن را بهانه تصفیه حساب با منتقدین خود گرداند، بلکه بعکس، نفوذی را نه در میان کامل کرواتیهای غربزده، و یا در میان منتقدینی که عین گاو پیشانی سفید عیان هستند، بلکه باید نفوذیها را از میان پیشانیهای هک خورده به مهر سجاده جستجو کرد.
🍂 تمام آنهایی که طی ۴۰ سال از دوران جوانی و نوجوانی، شامۀ تیزی داشتند و نبض پیشرفت در سلسلهمراتب قدرت را نیک دریافتهبودند، و در طول خدمتشان، جز مجیز گفتن، هرگز و هرگز نگاه نقادانه و برخوردهای انتقادی با نظم موجود نداشتند، یا میتوانند جاسوس باشند و یا مستعد جاسوسی و خریده شدن.
🍂 کشفِ آنها در حین دشواری خیلی ساده است. اگر این روند تا چند سال دیگر ادامه پیدا کند، تردید نکنید، نه در امواج خروشان اعتراضات اجتماعی، بلکه پیش از آن در گرداب جاسوسها نابود خواهید شد!
🍂 کسانی هم که به وسوسۀ سکس و پول جاسوس میشوند، نیک بدانند که اسرائیل سیاهتر از آن است که به جاسوسهای خود رحم کند. هر جاسوسی تاریخ مصرف دارد.
🗄پست مرتبط
📕خطاهای راهبردیِ حکومت اسلامی و نیابتیها
📕ضرورت تحلیل راهبردی پیرامون نفوذ
📕نفوذیها را دریابید!
🌾@Naqdagin | @bayane_azadi
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 به باور من قتل اسماعیل هنیه در ایران و تارومار کردن حزبالله لبنان و قتل حسن نصرالله نه از روی هنرمندی و قدرت نظامی اسرائیل، بلکه از روی بیهنری و حماقت حماس و حزبالله لبنان و همفکران آن در ایران خودمان است.
🍂 اسرائیل در سالهای اخیر متوجه نقطۀ ضعف دشمنان خود شدهاست. دشمنانی که نابودی او را هدف قرار دادهاند و تا مغز استخوان به آداب و عادت مذهبی پایبند هستند. اسرائیل نقطه ضعف را از همنیجا جستجو کرد، و این کار خیلی دشواری نبود. این را بعنوان یک دیندار که به آداب دینی بهشدت پایبند است - اما با نگاه دیگر که چیزی اسباب عقده نشود- عرض میکنم.
🍂 اسرائیل نیک دریافت که سکس و پول دو عاملی هستند که مذهبیها نسبت به آن، بهموجب محرومیتها و سرکوبها، دچار عقدههای روانی هستند؛ بنابراین، خریدن این افراد برای اسرائیل عین آب خوردن است. این چیزیست که باید برای حکمرانان جمهوری اسلامی درس عبرتی باشد که:
اولا، مداخلۀ آنها در اخلاق جنسی جامعه هم به زیان جامعه است – و نتایج درست معکوس آن را در جامعه دیدهایم-، و هم به نقطۀ مطلقاً ضعف آنها در مواجهه با دشمنان تبدیل شدهاست.
دوم اینکه، وقتی انتظار خانهدار شدن در ایران ده برابر متوسط جهانی است – مساوی ۱۵۰ سال- و داشتن یک پراید که به اتومبیل قاتل معروف شدهاست به یک رؤیا تبدیل میشود، باید میدانستند که نباید رویهای را در پیش میگرفتند که هرگونه برنامه اقتصادی و سیاست داخلی را به چارمیخِ «سیاست خارجی و مداخله در منطقه» قفل کنند.
🔺بنابراین عملیات نظامی اسرائیل در این روزها و ماههای اخیر، نه از روی هنر و قدرتمندی وی، بلکه از روی بیهنری دوستان بیخرد صورت گرفتهاست.
🍂 طرح بحث نفوذی هیچگاه کهنه نمیشود، بهخصوص این روزها و از سالها پیش، که فکر میکنم تا مغز استخوان نفوذ ایجاد شدهاست، اما نه به ترتیبی که حکمرانان درباره نفوذ میپنداشتند و آن را بهانه تصفیه حساب با منتقدین خود گرداند، بلکه بعکس، نفوذی را نه در میان کامل کرواتیهای غربزده، و یا در میان منتقدینی که عین گاو پیشانی سفید عیان هستند، بلکه باید نفوذیها را از میان پیشانیهای هک خورده به مهر سجاده جستجو کرد.
🍂 تمام آنهایی که طی ۴۰ سال از دوران جوانی و نوجوانی، شامۀ تیزی داشتند و نبض پیشرفت در سلسلهمراتب قدرت را نیک دریافتهبودند، و در طول خدمتشان، جز مجیز گفتن، هرگز و هرگز نگاه نقادانه و برخوردهای انتقادی با نظم موجود نداشتند، یا میتوانند جاسوس باشند و یا مستعد جاسوسی و خریده شدن.
🍂 کشفِ آنها در حین دشواری خیلی ساده است. اگر این روند تا چند سال دیگر ادامه پیدا کند، تردید نکنید، نه در امواج خروشان اعتراضات اجتماعی، بلکه پیش از آن در گرداب جاسوسها نابود خواهید شد!
🍂 کسانی هم که به وسوسۀ سکس و پول جاسوس میشوند، نیک بدانند که اسرائیل سیاهتر از آن است که به جاسوسهای خود رحم کند. هر جاسوسی تاریخ مصرف دارد.
🗄پست مرتبط
📕خطاهای راهبردیِ حکومت اسلامی و نیابتیها
📕ضرورت تحلیل راهبردی پیرامون نفوذ
📕نفوذیها را دریابید!
.➖➖➖
#سیاست #حکومت_اسلامی#حماس #حزبالله #امنیت_ملی
🌾@Naqdagin | @bayane_azadi
Telegram
نقدآگین
📘لجاجت و نفرت!
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 رژیم پهلوی با همۀ مفاسد و نابکاریهایی که تاکنون کم در شرح آنها نکوشیدهام، دستکم دو امتیاز مثبت نسبت به رژیم جمهوری اسلامی داشت؛ یکی اینکه با مردم لجاجت نمیکرد، دوم اینکه نفرتپراکنی نمیکرد.
🍂 من شخصا بهخاطر دارم که به دلایل مختلفی در آن ایام با رژیم پهلوی مخالف بودم، و در حد بضاعت و سن و سال خودمان مثلاً مبارزه هم میکردیم، اما بهجز یک مورد در تلویزیون که حالت فرعونیت را در کُرنش خادمان رژیم در چهرۀ محمدرضا شاه پهلوی مشاهده کردم، بخاطر نمیآورم که نسبت به آن رژیم نفرت داشتهباشم.
🍂 در عالم سیاست مخالفبودن تا حد سرنگونی، با نفرت داشتن فرق دارد.
🍂 هیچ موردی هم که حاکی از لجاجت آن رژیم با مردم باشد، نه در خاطر دارم و نه اکنون که سالهاست تاریخ پهلویها را از مطالعه و تحقیق میگذرانیم، موردی مییابیم که حاکی از نوعی لجاجت میان رژیم با مردم باشد.
🍂 با این وجود، قابلِ درک است که در فاصلۀ تعریفشدهای که آن زمان میان مردم و دولت وجود داشت، موردی برای لجاتافکنی از سوی دولت وجود نداشت. دولت کار خودش را میکرد و ملت هم کار خودشان را میکرد، هیچ نقطۀ تلاقیای [یا نقطۀ تلاقی جدیای]، نه به لحاظ آگاهی و نه به لحاظ عملکردی، میان دولت و ملت وجود نداشت.
🍂 حکمرانان جمهوری اسلامی در یک توصیف ساده در طی ۴۶ سال اخیر، کارشان تولید نفرتافکنی و لجاجت با مردم است.
🍂 یک مثال ساده میزنم و شما بخوانید حدیث مفصل از این مجمل. در شبکههای اجتماعی روزی نیست که با دهها کلیپ مواجه نشوید که تصاویر دردناکی از فقر و فلاکت مردمان سیستان و بلوجستان و بسیاری از استانهای دیگر نشان دادهمیشود؛ تصاویر کودکان تا پیران زبالهگرد؛ نفلهکردن بخش بزرگی از بازنشستگان کشور و صدها و شاید هزاران مورد از تظاهرات پیرمردان و پیرزنانی که بخاطر چندرغاز حقوق خود، روانۀ خیابان میشوند؛ همه اینها بیتفاوتترین آدمها را از دیدن شرمنده میکند.
🍂 راندهشدنِ میلیونها نفر از خانوادهها به حاشیۀ شهرها و بازی کردن با آبروی میلیونها خانوار، وضع فلاکتبارِ نظام بهداشت که روزی نیست که ویدئویی از فروشِ کلیه و اعضای بدن در شبکههای اجتماعی پخش نشود، وضع فلاکتبار نظام آموزشی کشور و تصاویر و عکسها و ویدئوهایی که محلها و کلاسهای آموزشی را در بعضی از استانها و شهرها در بیغلوههای مخروب نشان میدهند، و صدها و هزاران موردِ دیگری که خوانندگان میتوانند به این فهرست اضافه کنند، ویدئوها و تصاویری هستند که در طی روز در شبکههای اجتماعی دست به دست میشوند.
🍂 بعد با توجه به این تصاویرِ دردناک، روزی هم نیست که خبرهایی از مقامات تراز اول و دوم و سوم جمهوری اسلامی منتشر نشود، که مثلاً فلان مبلغ و فلان هزینه و فلان ریختوپاشها و بذلوبخشها را از کیسۀ همین مردم به حماس و حوثیها و آباد-کردنِ ویرانیهای غزه و لبنان گرفته، تا سرزمینهای دوری که اسمشان به گوشمان نخوردهاست، شنیدهنشود.
🍂 بحثِ امروز و دیروز و پارسال و چهارسال پیش نیست، از دهها سال پیش مرتب این تصاویر با برچسبها و زیرنویسهای مرارتبار در میان عامیترین و عادیترین مردمان کشورمان دست به دست میشوند، تنها با این ضربالمثل نغز ایرانی که "چراغی که به خانه رواست به مسجد بردن حرام است".
🍂 حالا این وسط کم نیستند از مسئولینی که با ایدههای ذهنی و بعضاً با عملیاتیکردنِ این ایدهها، قصد دارند فغانِ انزجارِ مردم را بالا بیاورند.
🍂 خب وقتی این وضعیت و تعارض دائمی را هر روزه به چشم میبینیم، و تبدیلِ سیستمِ عصبیِ جامعه به بمب نفرت، جز این نیست که بگوییم، یک نوعی لجاجتِ خاص و تعمدی، میان ارادۀ بخشی از حکمرانان با نظام توقعات جامعه و سطح بضاعت جامعه وجود دارد، که بنا نیست ککی از اهالی قدرت گزیده شود، و بهقول شاملو، "ما همچنان دوره میکنیم، شب را، و روز را و هنوز را!"
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azadi
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 رژیم پهلوی با همۀ مفاسد و نابکاریهایی که تاکنون کم در شرح آنها نکوشیدهام، دستکم دو امتیاز مثبت نسبت به رژیم جمهوری اسلامی داشت؛ یکی اینکه با مردم لجاجت نمیکرد، دوم اینکه نفرتپراکنی نمیکرد.
🍂 من شخصا بهخاطر دارم که به دلایل مختلفی در آن ایام با رژیم پهلوی مخالف بودم، و در حد بضاعت و سن و سال خودمان مثلاً مبارزه هم میکردیم، اما بهجز یک مورد در تلویزیون که حالت فرعونیت را در کُرنش خادمان رژیم در چهرۀ محمدرضا شاه پهلوی مشاهده کردم، بخاطر نمیآورم که نسبت به آن رژیم نفرت داشتهباشم.
🍂 در عالم سیاست مخالفبودن تا حد سرنگونی، با نفرت داشتن فرق دارد.
🍂 هیچ موردی هم که حاکی از لجاجت آن رژیم با مردم باشد، نه در خاطر دارم و نه اکنون که سالهاست تاریخ پهلویها را از مطالعه و تحقیق میگذرانیم، موردی مییابیم که حاکی از نوعی لجاجت میان رژیم با مردم باشد.
🍂 با این وجود، قابلِ درک است که در فاصلۀ تعریفشدهای که آن زمان میان مردم و دولت وجود داشت، موردی برای لجاتافکنی از سوی دولت وجود نداشت. دولت کار خودش را میکرد و ملت هم کار خودشان را میکرد، هیچ نقطۀ تلاقیای [یا نقطۀ تلاقی جدیای]، نه به لحاظ آگاهی و نه به لحاظ عملکردی، میان دولت و ملت وجود نداشت.
🍂 حکمرانان جمهوری اسلامی در یک توصیف ساده در طی ۴۶ سال اخیر، کارشان تولید نفرتافکنی و لجاجت با مردم است.
🍂 یک مثال ساده میزنم و شما بخوانید حدیث مفصل از این مجمل. در شبکههای اجتماعی روزی نیست که با دهها کلیپ مواجه نشوید که تصاویر دردناکی از فقر و فلاکت مردمان سیستان و بلوجستان و بسیاری از استانهای دیگر نشان دادهمیشود؛ تصاویر کودکان تا پیران زبالهگرد؛ نفلهکردن بخش بزرگی از بازنشستگان کشور و صدها و شاید هزاران مورد از تظاهرات پیرمردان و پیرزنانی که بخاطر چندرغاز حقوق خود، روانۀ خیابان میشوند؛ همه اینها بیتفاوتترین آدمها را از دیدن شرمنده میکند.
🍂 راندهشدنِ میلیونها نفر از خانوادهها به حاشیۀ شهرها و بازی کردن با آبروی میلیونها خانوار، وضع فلاکتبارِ نظام بهداشت که روزی نیست که ویدئویی از فروشِ کلیه و اعضای بدن در شبکههای اجتماعی پخش نشود، وضع فلاکتبار نظام آموزشی کشور و تصاویر و عکسها و ویدئوهایی که محلها و کلاسهای آموزشی را در بعضی از استانها و شهرها در بیغلوههای مخروب نشان میدهند، و صدها و هزاران موردِ دیگری که خوانندگان میتوانند به این فهرست اضافه کنند، ویدئوها و تصاویری هستند که در طی روز در شبکههای اجتماعی دست به دست میشوند.
🍂 بعد با توجه به این تصاویرِ دردناک، روزی هم نیست که خبرهایی از مقامات تراز اول و دوم و سوم جمهوری اسلامی منتشر نشود، که مثلاً فلان مبلغ و فلان هزینه و فلان ریختوپاشها و بذلوبخشها را از کیسۀ همین مردم به حماس و حوثیها و آباد-کردنِ ویرانیهای غزه و لبنان گرفته، تا سرزمینهای دوری که اسمشان به گوشمان نخوردهاست، شنیدهنشود.
🍂 بحثِ امروز و دیروز و پارسال و چهارسال پیش نیست، از دهها سال پیش مرتب این تصاویر با برچسبها و زیرنویسهای مرارتبار در میان عامیترین و عادیترین مردمان کشورمان دست به دست میشوند، تنها با این ضربالمثل نغز ایرانی که "چراغی که به خانه رواست به مسجد بردن حرام است".
🍂 حالا این وسط کم نیستند از مسئولینی که با ایدههای ذهنی و بعضاً با عملیاتیکردنِ این ایدهها، قصد دارند فغانِ انزجارِ مردم را بالا بیاورند.
🍂 خب وقتی این وضعیت و تعارض دائمی را هر روزه به چشم میبینیم، و تبدیلِ سیستمِ عصبیِ جامعه به بمب نفرت، جز این نیست که بگوییم، یک نوعی لجاجتِ خاص و تعمدی، میان ارادۀ بخشی از حکمرانان با نظام توقعات جامعه و سطح بضاعت جامعه وجود دارد، که بنا نیست ککی از اهالی قدرت گزیده شود، و بهقول شاملو، "ما همچنان دوره میکنیم، شب را، و روز را و هنوز را!"
.
#حکومت_اسلامی#آخوندیسم #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azadi
Telegram
نقدآگین
📺 سیاست جمهوری اسلامی در قبال فلسطین تغییر خواهد کرد؟
— قسمت اول
🎙#عباس_نبوی و #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی
🔻سلیمانی اردستانی:
ما باید در مساله فلسطین هدف، روش و شعار خود را عوض کنیم. شعار و روش کنونی به نفع و خواسته اسرائیل است.
🔻نبوی:
تشکیل دولت فلسطینی…
— قسمت اول
🎙#عباس_نبوی و #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی
🔻سلیمانی اردستانی:
ما باید در مساله فلسطین هدف، روش و شعار خود را عوض کنیم. شعار و روش کنونی به نفع و خواسته اسرائیل است.
🔻نبوی:
تشکیل دولت فلسطینی…
📘آیا مسئلۀ فلسطین با رفراندوم حل میشود؟
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 راهحل جمهوری اسلامی مبنی بر «برگزاری رفراندوم» در سرزمینهای فلسطینی، راهحل نیست، فرار از راه حل است. معلوم نیست که ماهیت این رفراندوم چیست؟ مدعیان در توضیح بیشتر ورود کنند که ماهیت رفراندومی که ایران میگوید، چیست؟ آیا شامل همۀ فلسطینیانی میشود که نزدیک ۷۰ سال در کشورهای مختلف عربی پخش و پراکنده شدهاند؟ طبق آخرین سرشماری حدود ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار فلسطینی در سراسر جهان که نزدیک ۶ میلیون نفر آن در کشورهای عربی هستند؛ مثلا در شیلی ۵۰۰ هزار فلسطینی وجود دارد. خب این رفراندوم شامل همۀ فلسطینیان میشود؟
🍂 بهطور قطع، اگر یک دولت فلسطینی هم تشکیل شود، قریب بهاتفاق این جمعیت، حاضر به برگشت به فلسطین نیستند. آیا این رفراندوم شامل یهودیان اسرائیل هم میشود؟ اگر نشود که در واقع رفراندوم بیمعنی است! و رفراندوم معنای دیگری از همان طرح محو و نابودی اسرائیل است.
🍂 اگر شامل یهودیان هم میشود، هماکنون جمعیت اسرائیل نزدیک ۱۰ میلیون و یهودیان نزدیک ۸ میلیون نفر هستند.
🍂 خب، اگر یک رفراندم برگزار شود، از هماکنون یهودیان با خیالی آسوده میتوانند دولت صهیونیستی را در سراسر سرزمینهای فلسطینی تشکیل دهند، و طرح ایران هیچ سودی نصیب فلسطینیان ایجاد نمیکند! این علاوه بر این است که هر قدر یهودیان انگیزه قویای برای تشکیل دولت یهودی دارند، این انگیزه در فلسطینیان نیست؛ حالا اگر بخشی از فلسطینیان بهخاطر ماهیت دموکراسیبودن اسرائیل نسبت به همین کشورهای عربی، به دولت یهودی رأی ندهند، صلوات!
🍂 خلاصه اینکه راه حل ایران درحالیکه هیچ فلسطینیای این راه حل را مطرح نکرده و نمیکند، راهحل نیست، فرار از اتخاذ یک راهحل، و شاید باقیماندن فلسطین در همین حالت بلاتکلیفی و دمیدن در شیپور اسرائیلستیزی و دشمنستیزی است!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azadi
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 راهحل جمهوری اسلامی مبنی بر «برگزاری رفراندوم» در سرزمینهای فلسطینی، راهحل نیست، فرار از راه حل است. معلوم نیست که ماهیت این رفراندوم چیست؟ مدعیان در توضیح بیشتر ورود کنند که ماهیت رفراندومی که ایران میگوید، چیست؟ آیا شامل همۀ فلسطینیانی میشود که نزدیک ۷۰ سال در کشورهای مختلف عربی پخش و پراکنده شدهاند؟ طبق آخرین سرشماری حدود ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار فلسطینی در سراسر جهان که نزدیک ۶ میلیون نفر آن در کشورهای عربی هستند؛ مثلا در شیلی ۵۰۰ هزار فلسطینی وجود دارد. خب این رفراندوم شامل همۀ فلسطینیان میشود؟
🍂 بهطور قطع، اگر یک دولت فلسطینی هم تشکیل شود، قریب بهاتفاق این جمعیت، حاضر به برگشت به فلسطین نیستند. آیا این رفراندوم شامل یهودیان اسرائیل هم میشود؟ اگر نشود که در واقع رفراندوم بیمعنی است! و رفراندوم معنای دیگری از همان طرح محو و نابودی اسرائیل است.
🍂 اگر شامل یهودیان هم میشود، هماکنون جمعیت اسرائیل نزدیک ۱۰ میلیون و یهودیان نزدیک ۸ میلیون نفر هستند.
🍂 خب، اگر یک رفراندم برگزار شود، از هماکنون یهودیان با خیالی آسوده میتوانند دولت صهیونیستی را در سراسر سرزمینهای فلسطینی تشکیل دهند، و طرح ایران هیچ سودی نصیب فلسطینیان ایجاد نمیکند! این علاوه بر این است که هر قدر یهودیان انگیزه قویای برای تشکیل دولت یهودی دارند، این انگیزه در فلسطینیان نیست؛ حالا اگر بخشی از فلسطینیان بهخاطر ماهیت دموکراسیبودن اسرائیل نسبت به همین کشورهای عربی، به دولت یهودی رأی ندهند، صلوات!
🍂 خلاصه اینکه راه حل ایران درحالیکه هیچ فلسطینیای این راه حل را مطرح نکرده و نمیکند، راهحل نیست، فرار از اتخاذ یک راهحل، و شاید باقیماندن فلسطین در همین حالت بلاتکلیفی و دمیدن در شیپور اسرائیلستیزی و دشمنستیزی است!
🗄پست مرتبط
📺 سیاست جمهوری اسلامی در قبال فلسطین تغییر خواهد کرد؟
📺 مردم ایران یا فلسطین؟
📕سستی ادعای نابودی اسرائیل به دست شیعیان ایرانی
📕صحتوسقم ادعای ظهور امام زمان بعد از نابودی اسرائیل
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #خاورمیانه #بینالملل #فلسطین #اسرائیل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azadi
📘مذاکره و عادیسازی: پیامدها و قواعد سیاسی آن
(۱/۳)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
1️⃣ نخستین قاعدۀ مذاکره «عادیسازی» است. عادیسازی ضرورتاً «رفع خصومت» نیست؛ دو طرف میتوانند به هر دلیلی دشمن یکدیگر بمانند، اما برای «رفع خصومتورزی» گام بردارند. بدون رفع خصومتورزی هم عادیسازی بیمعنی است و هم مذاکره.
🍂 وقتی خصومتورزی برطرف شد، در یک روابط عادی، ممکن است خصومتها هم رنگ ببازند. اگر یک طرف یا هر دو طرف قاعدۀ عادیسازی را نپذیرد، یا مذاکرهای صورت نمیگیرد، یا اگر صورت گرفت، یکی از دو طرف ممکن است زیر میز مذاکره بزند، و اگر ادامه پیدا کرد و به نتایجی هم رسیدند، هر دو طرف به آن پایبند نخواهند ماند.
2️⃣ حکمرانان جمهوری اسلامی چنین وانمود میکنند که دولت ترامپ از برجام خارج شد و به تعهدات خود عمل نکرد. بارها گفتهام که این ادعا خلاف حقیقت است:
🍂 اول اینکه، بنا به قاعدهای که پیشتر گفتیم، توافق برجام نمیتوانست تداوم پیدا کند. چه آنکه «خصومتورزی با آمریکا» جزئی از سیاستهای راهبری و ذاتی ایدئولوژی حکمرانی در نظام جمهوری اسلامی است. وقتی یک طرف نخواهد به هر دلیلی دست از خصومتورزی بردارد و سیاست عادیسازی را دنبال کند، طرف دیگر در بلندمدت به توافق پایبند نمیماند.
🍂 اگر حکمرانان بخواهند خصومتورزی را به آمریکا نسبت دهند، این هم اشتباه و به دور از واقعیت است. ایران در سیاستهای آمریکا و در حجم تجارت آمریکا، بهاندازۀ یک دانۀ ارزن هم نیست. اگر در تجارت و یا سیاست سودی برای آمریکا هست، در رفع خصومتورزی است، و اگر در نگاه کلی "جهان سلطه" به آمریکا نگاه میکنیم، که نویسنده هم با آن مخالف نیست، خب در این نگاه، آمریکا دشمن کل جهان است، اما آیا جهان با آمریکا وارد خصومتورزی شده است؟ و یا آمریکا با آنان وارد خصومتورزی قرار دارد؟ نهتنها این، بلکه هیچ کشوری در جهان بدون «روابط عادی با آمریکا» پیشرفت هم نکردهاست.
🍂 دوم اینکه، «عادیسازی» مستلزمِ رعایت همه الزامات سیاسی عادیسازی است. یکی از این الزامات، ایجاد روابط عادی در جاهاییست که طرفین توافق منافع دارند. آمریکا در اسرائیل منافع دارد، در عربستان منافع دارد، در خلیج فارس منافع دارد، در همین عراقی که بیخ گوش ما و دوست ماست، منافع دارد، شما نمیتوانید در زمان اجرای توافق روی موشکهای خود با زبان عبری نابودی اسرائیل را بخواهید. مداخلات و جاهطلبیهای ج.ا در منطقه، نه تنها برای آمریکا، برای هیچ کشوری قابل تحمل نبود.
🍂 بهعنوان یکی از جدیترین منتقدان سیاستهای آمریکا عرض میکنم، اگر من هم بودم توافقنامه برجام را پاره میکردم. در جای دیگر و بارها توضیح دادهام که همین ترامپ و دولت راست افراطی وحشی اسرائیل مولود سیاستهای بحرانآفرین در تهران هستند.
3️⃣ پیشتر گفتیم و بارها تکرار کردهایم، اگر ایران بهراستی بهدنبال «استقلال و عدم مداخلۀ آمریکا و غرب» بود، هیچ نیازی به مذاکرۀ امروز هم نبود. یک مثال میزنم، مثالی که باز بارها تکرار کردهام، اما به دلیل ربط با اهمیت آن به همین بحث تکرار میکنم، و بعدها هم ممکن است تکرار کنم.
🍂 دولت از ابتدای انقلاب در ورزش و به ویژه در فوتبال مداخله کرد، به حدی که ورزش را میخواست به یکی از ستون پایههای ایدئولوژیک نظام تبدیل کند. این مداخلات برخلاف حرفه ورزشی و استقلال ورزش از سیاست بود. سالها حکمرانان به هشدارها و تذکرات فدراسیون جهانی فوتبال وقعی ننهادند تا سرانجام با تهدید تحریم مواجه شدند.
🍂 مداخلات سیاسی نظام سیاسی در ورزش و فشارهای فدراسیونهای ورزشی، پناهدهشدن بسیاری از ورزشکاران به خارج از کشور، محرومیتها تیمهای ورزشی از رقابتهای جهانی، سرانجام مداخله فدراسیون جهانی منجر شد، تا جایی که این فدراسیون اساسنامه فوتبال را به ایران دیکته کرد، و اخیرا هم حضور زنان در ورزشگاهها را به نظام تحمیل کردند، و نظام هم راهی جز تسلیم شدن نداشت.
🍂 اگر استقلال ورزش حفظ میشد، دیگر هیچ نیازی به مداخله فدراسیون جهانی و اساسنامه نوشتن و تسلیم کردن و نقض استقلال ایران نبود. وضعیت امروز برجام و تهدیدهای آمریکا و اروپا نیز به همینسان است. از ابتدا ایران نمیباید این مسیر را میرفت. از ابتدا نباید عنان اقتصاد و عنان سیاست داخلی را به دست سیاست خارجیِ تنشزی میسپارد. از ابتدا نباید خصومتورزی و دشمنستیزی را محور سیاست قرار میداد. از ابتدا نباید دهها و بلکه صدها میلیارد دلار هزینه بیحاصل خرج سیاستی میکرد که امروز همه را از دست دادهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @bayane_azadi
(۱/۳)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
1️⃣ نخستین قاعدۀ مذاکره «عادیسازی» است. عادیسازی ضرورتاً «رفع خصومت» نیست؛ دو طرف میتوانند به هر دلیلی دشمن یکدیگر بمانند، اما برای «رفع خصومتورزی» گام بردارند. بدون رفع خصومتورزی هم عادیسازی بیمعنی است و هم مذاکره.
🍂 وقتی خصومتورزی برطرف شد، در یک روابط عادی، ممکن است خصومتها هم رنگ ببازند. اگر یک طرف یا هر دو طرف قاعدۀ عادیسازی را نپذیرد، یا مذاکرهای صورت نمیگیرد، یا اگر صورت گرفت، یکی از دو طرف ممکن است زیر میز مذاکره بزند، و اگر ادامه پیدا کرد و به نتایجی هم رسیدند، هر دو طرف به آن پایبند نخواهند ماند.
2️⃣ حکمرانان جمهوری اسلامی چنین وانمود میکنند که دولت ترامپ از برجام خارج شد و به تعهدات خود عمل نکرد. بارها گفتهام که این ادعا خلاف حقیقت است:
🍂 اول اینکه، بنا به قاعدهای که پیشتر گفتیم، توافق برجام نمیتوانست تداوم پیدا کند. چه آنکه «خصومتورزی با آمریکا» جزئی از سیاستهای راهبری و ذاتی ایدئولوژی حکمرانی در نظام جمهوری اسلامی است. وقتی یک طرف نخواهد به هر دلیلی دست از خصومتورزی بردارد و سیاست عادیسازی را دنبال کند، طرف دیگر در بلندمدت به توافق پایبند نمیماند.
🍂 اگر حکمرانان بخواهند خصومتورزی را به آمریکا نسبت دهند، این هم اشتباه و به دور از واقعیت است. ایران در سیاستهای آمریکا و در حجم تجارت آمریکا، بهاندازۀ یک دانۀ ارزن هم نیست. اگر در تجارت و یا سیاست سودی برای آمریکا هست، در رفع خصومتورزی است، و اگر در نگاه کلی "جهان سلطه" به آمریکا نگاه میکنیم، که نویسنده هم با آن مخالف نیست، خب در این نگاه، آمریکا دشمن کل جهان است، اما آیا جهان با آمریکا وارد خصومتورزی شده است؟ و یا آمریکا با آنان وارد خصومتورزی قرار دارد؟ نهتنها این، بلکه هیچ کشوری در جهان بدون «روابط عادی با آمریکا» پیشرفت هم نکردهاست.
🍂 دوم اینکه، «عادیسازی» مستلزمِ رعایت همه الزامات سیاسی عادیسازی است. یکی از این الزامات، ایجاد روابط عادی در جاهاییست که طرفین توافق منافع دارند. آمریکا در اسرائیل منافع دارد، در عربستان منافع دارد، در خلیج فارس منافع دارد، در همین عراقی که بیخ گوش ما و دوست ماست، منافع دارد، شما نمیتوانید در زمان اجرای توافق روی موشکهای خود با زبان عبری نابودی اسرائیل را بخواهید. مداخلات و جاهطلبیهای ج.ا در منطقه، نه تنها برای آمریکا، برای هیچ کشوری قابل تحمل نبود.
🍂 بهعنوان یکی از جدیترین منتقدان سیاستهای آمریکا عرض میکنم، اگر من هم بودم توافقنامه برجام را پاره میکردم. در جای دیگر و بارها توضیح دادهام که همین ترامپ و دولت راست افراطی وحشی اسرائیل مولود سیاستهای بحرانآفرین در تهران هستند.
3️⃣ پیشتر گفتیم و بارها تکرار کردهایم، اگر ایران بهراستی بهدنبال «استقلال و عدم مداخلۀ آمریکا و غرب» بود، هیچ نیازی به مذاکرۀ امروز هم نبود. یک مثال میزنم، مثالی که باز بارها تکرار کردهام، اما به دلیل ربط با اهمیت آن به همین بحث تکرار میکنم، و بعدها هم ممکن است تکرار کنم.
🍂 دولت از ابتدای انقلاب در ورزش و به ویژه در فوتبال مداخله کرد، به حدی که ورزش را میخواست به یکی از ستون پایههای ایدئولوژیک نظام تبدیل کند. این مداخلات برخلاف حرفه ورزشی و استقلال ورزش از سیاست بود. سالها حکمرانان به هشدارها و تذکرات فدراسیون جهانی فوتبال وقعی ننهادند تا سرانجام با تهدید تحریم مواجه شدند.
🍂 مداخلات سیاسی نظام سیاسی در ورزش و فشارهای فدراسیونهای ورزشی، پناهدهشدن بسیاری از ورزشکاران به خارج از کشور، محرومیتها تیمهای ورزشی از رقابتهای جهانی، سرانجام مداخله فدراسیون جهانی منجر شد، تا جایی که این فدراسیون اساسنامه فوتبال را به ایران دیکته کرد، و اخیرا هم حضور زنان در ورزشگاهها را به نظام تحمیل کردند، و نظام هم راهی جز تسلیم شدن نداشت.
🍂 اگر استقلال ورزش حفظ میشد، دیگر هیچ نیازی به مداخله فدراسیون جهانی و اساسنامه نوشتن و تسلیم کردن و نقض استقلال ایران نبود. وضعیت امروز برجام و تهدیدهای آمریکا و اروپا نیز به همینسان است. از ابتدا ایران نمیباید این مسیر را میرفت. از ابتدا نباید عنان اقتصاد و عنان سیاست داخلی را به دست سیاست خارجیِ تنشزی میسپارد. از ابتدا نباید خصومتورزی و دشمنستیزی را محور سیاست قرار میداد. از ابتدا نباید دهها و بلکه صدها میلیارد دلار هزینه بیحاصل خرج سیاستی میکرد که امروز همه را از دست دادهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @bayane_azadi
📘مذاکره و عادیسازی: پیامدها و قواعد سیاسی آن
(۲/۳)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
4️⃣ یکی از قواعد حقوقی و سیاسی توافق و عادیسازی، رعایت «قلمروی حقوقی و منافع یکدیگر» است. با درهمشکستهشدنِ جبهۀ مقاومت و روی کار آمدن دولت ترامپ و انتخاب تیمی که اغلب در تندروی علیه ایران و نزدیکی به رژیم صهیونیستی شهرت داشتند، تهدیدها علیه ایران جدیتر و علنیتر شد.
🔻زمانی جرج بوش پدر گفت:
موجی از مخالفتها علیه مذاکره، نه از سوی پایداریان و کیهانیان، بلکه از سوی بسیاری از اصلاحطلبان و نخبگانی که به عادیسازی با دنیای غرب هم معتقد بودند، برخاست. آنها با مقایسهکردنِ عهدنامۀ ترکمنچای و گلستان، و این عنوان که نباید زیر بار قلدری ترامپ رفت، تسلیمشدن در برابر قلدری ترامپ را ننگ ایران و ایرانی پنداشتند.
🔺این تصور، پندار غلطی بود. چرا؟ چون پندار درست با کردار درست معنا پیدا میکند. کردار جمهوری اسلامی از ابتدای برنامه اتمیشدن و مداخلات منطقهای، غلط اندرغلط بود. هیچ سودی و هیچ حقی از حقوق مردم ایران، جز فقر و فلاکت و زندگی سراسر بحرانی و بیآینده شدن کشور، در آن نبود. تسلیم شدن و کوتاه آمدن حکمرانان، هیچ ربطی به تسلیم شدن مردم ایران ندارد. نه زمینی قرار است از دست بدهیم، و نه منابع زیر و زبر زمین را. هر اندازه عقبنشینی به سود مردم ایران است.
5️⃣ توافق ایران و آمریکا ولو به «تسلیم شدن»، موجبِ منافعِ سرشاری برای ایران و ایرانی میشود.
نخست اینکه، موجبِ «یأس و ورشکستگی اپوزسیونِ» وابستهای میشود که به کمکِ رسانههایی که با دلاریهای بیحساب ساپورت میشوند، دائماً در شیپورِ «جنگ و تهدید و تحریم» میدمیدند.
دوم اینکه، با ورشکستگی این قسم از اپوزسیون، فضا برای عمل اپوزسیون ملی و وطندوست در داخل و خارج از کشور باز میشود.
سوم اینکه، برخلاف اینکه اپوزسیون وابسته منتظر است با فشار و تحریم مردمان گرسته را با شورش به خیابان بکشانند، بنا به مطالعات کرین برینتون در خصوص «چهار انقلاب» و مطالعۀ الکسی دوتوکویل، در خصوص «انقلاب فرانسه»، و مطالعه جیمز دیویس، انقلاب و جنبش در یک کشور زمانی صورت میگیرد که طبقۀ متوسط به موجب رشد اقتصادی جان تازهای گرفته باشد.
چهارم اینکه، توافق ایران و آمریکا مانع از فروپاشی نظام سیاسی و اداری کشور میشود، که فروپاشی آن بهدلایلی که در جاهای دیگر توضیح دادهایم، به زیان کشور است. نه اینکه وجود این نظام به سود کشور است، بهعکس، وجود آن به همین شکل، یک لحظه عمر آن به زیان کشور است، مراد اینجانب ایجاد هرج و مرج و شروعِ یک وضعیت اداری دیگر در نقطۀ صفر است، و مسائلی که فعلا جای توضیح آن در اینجا نیست. اگر نظام در این وضع نخواهد دست به تغییرات اساسی و ساختاری و حقوقی بزند، مورد سوم یعنی جنبش اجتماعی سراغ آن میآید و تغییرات را به دلخواه خود تحمیل خواهد کرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @bayane_azadi
(۲/۳)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
4️⃣ یکی از قواعد حقوقی و سیاسی توافق و عادیسازی، رعایت «قلمروی حقوقی و منافع یکدیگر» است. با درهمشکستهشدنِ جبهۀ مقاومت و روی کار آمدن دولت ترامپ و انتخاب تیمی که اغلب در تندروی علیه ایران و نزدیکی به رژیم صهیونیستی شهرت داشتند، تهدیدها علیه ایران جدیتر و علنیتر شد.
🔻زمانی جرج بوش پدر گفت:
هر اندازه علیه ایران فشار بیاویم، حکمرانان ایرانی بیشتر مقاومت میکنند، تنها زمانی که فشار به منتهی علیه خود رسید، تسلیم میشوند.🔻وقتی مقام رهبری گفتند:
مذاکره با آمریکا نه هوشمندانه است و نه عاقلانه و نه شرافتمندانه
موجی از مخالفتها علیه مذاکره، نه از سوی پایداریان و کیهانیان، بلکه از سوی بسیاری از اصلاحطلبان و نخبگانی که به عادیسازی با دنیای غرب هم معتقد بودند، برخاست. آنها با مقایسهکردنِ عهدنامۀ ترکمنچای و گلستان، و این عنوان که نباید زیر بار قلدری ترامپ رفت، تسلیمشدن در برابر قلدری ترامپ را ننگ ایران و ایرانی پنداشتند.
🔺این تصور، پندار غلطی بود. چرا؟ چون پندار درست با کردار درست معنا پیدا میکند. کردار جمهوری اسلامی از ابتدای برنامه اتمیشدن و مداخلات منطقهای، غلط اندرغلط بود. هیچ سودی و هیچ حقی از حقوق مردم ایران، جز فقر و فلاکت و زندگی سراسر بحرانی و بیآینده شدن کشور، در آن نبود. تسلیم شدن و کوتاه آمدن حکمرانان، هیچ ربطی به تسلیم شدن مردم ایران ندارد. نه زمینی قرار است از دست بدهیم، و نه منابع زیر و زبر زمین را. هر اندازه عقبنشینی به سود مردم ایران است.
5️⃣ توافق ایران و آمریکا ولو به «تسلیم شدن»، موجبِ منافعِ سرشاری برای ایران و ایرانی میشود.
نخست اینکه، موجبِ «یأس و ورشکستگی اپوزسیونِ» وابستهای میشود که به کمکِ رسانههایی که با دلاریهای بیحساب ساپورت میشوند، دائماً در شیپورِ «جنگ و تهدید و تحریم» میدمیدند.
دوم اینکه، با ورشکستگی این قسم از اپوزسیون، فضا برای عمل اپوزسیون ملی و وطندوست در داخل و خارج از کشور باز میشود.
سوم اینکه، برخلاف اینکه اپوزسیون وابسته منتظر است با فشار و تحریم مردمان گرسته را با شورش به خیابان بکشانند، بنا به مطالعات کرین برینتون در خصوص «چهار انقلاب» و مطالعۀ الکسی دوتوکویل، در خصوص «انقلاب فرانسه»، و مطالعه جیمز دیویس، انقلاب و جنبش در یک کشور زمانی صورت میگیرد که طبقۀ متوسط به موجب رشد اقتصادی جان تازهای گرفته باشد.
چهارم اینکه، توافق ایران و آمریکا مانع از فروپاشی نظام سیاسی و اداری کشور میشود، که فروپاشی آن بهدلایلی که در جاهای دیگر توضیح دادهایم، به زیان کشور است. نه اینکه وجود این نظام به سود کشور است، بهعکس، وجود آن به همین شکل، یک لحظه عمر آن به زیان کشور است، مراد اینجانب ایجاد هرج و مرج و شروعِ یک وضعیت اداری دیگر در نقطۀ صفر است، و مسائلی که فعلا جای توضیح آن در اینجا نیست. اگر نظام در این وضع نخواهد دست به تغییرات اساسی و ساختاری و حقوقی بزند، مورد سوم یعنی جنبش اجتماعی سراغ آن میآید و تغییرات را به دلخواه خود تحمیل خواهد کرد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @bayane_azadi
📘مذاکره و عادیسازی: پیامدها و قواعد سیاسی آن
(۳/۳)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
6️⃣ یکی از قواعد مذاکره در دنیای امروز و در روابط بین الملل «موازنۀ قوا»ست. معنای صریح «موازنه قوا» این است که هر کس که زورش بیشتر باشد، بامش بیشتر است. معیار زور هم قدرت نظامی است. در دوران جنگ سرد، شورویها اگرچه از لحاظ اقتصادی بهشدت عقبماندهتر از آمریکا بودند، اما بهلحاظ قدرت نظامی و اتمی کمتر که نبودند، بلکه به گفتۀ کتاب «سقوط 79» دستِ برتر هم داشتند. در موازنۀ قوا طرفی که ضعیفتر است، کارتهای زیادی برای مذاکرهکردن ندارد، خاصه اینکه گزینههای متعددی برای معامله ندارد. یک مثال میزنم:
▪️در توافقنامۀ «۲۵ سالۀ ایران و چین» توضیح دادیم، این توافق نمیتواند به نفع ایران باشد، چون:
اولاً در موازنه قدرت، ایران قابل مقایسه با چین نیست؛
دوم و مهمتر اینکه، ایران فاقد گزینههای معتدد در روابط اقتصادی و سیاسی است.
🔺اگر تحریمها نبود و ایران میتوانست این حجم از معامله را با اروپا و یا ژاپن ببندد، در موازنه قوا میتوانست به توافق عادلانهتری دست پیدا کند. لاجرم باید تسلیم خواستهای طرف قویتر شود.
🍂 نقطۀ بدیلِ موازنۀ قوا، «موازنۀ توانمندیها»ست. موازنۀ توانمندیها هم ابزار بُرّندهتر و هم عادلانهتر است. در موازنۀ قوا مفهوم عدالت بیمعناست. موازنۀ توانمندیها شامل همه عوامل و اسباب توانمندشدن یک ملت و یک دولت است. عواملی مانند «الگوی حقوق بشر» بودن، «الگوی آزادی و دموکراسی»، «الگوی توسعه و عدالت اجتماعی»، «الگوی مشروعیت و رضایت»، «الگوی پیشرفت در عرصههای فرهنگی و هنری»، و سرانجام «الگوی صلحطلبی».
🔺اگر یک کشور در همۀ این عرصهها به یک الگوی قابل قبول تبدیل شود، توانمندیهای آن زبانزد افکار عمومی جهان خواهد شد. هیچ کشوری قادر به تعرض به چنین کشوری نخواهد بود. بهعکس، به کانون سیاسی و اقتصادی در منطقه تبدیل خواهد شد.
▪️بهخاطر بیاورید در زمان آقای خاتمی، وقتی ایشان مسئلۀ «دموکراسی و جامعه مدنی» را در داخل، و «گفتگوی تمدنها» را در خارج مطرح کرد، همین شیوخ کشورهای عربی صف بسته بودند تا با ایشان عکس یادگاری بگیرند. و زمانی که به فرانسه رفت، ژاک شیراک چنان از پلههای الیزه به طرف ماشین رئیس جمهوری ایران دوید که نزدیک بود با سر شیرجه برود توی ماشین. اما در دور بعد ریاست جمهوری ایشان، وقتی رئیس جمهوری مطابق میل افراطیها حرکت کرد، و مسئلۀ اتمی شدن ایران مطرح شد، با لغو سفر او به اتریش، دیگر هیچ کشور اروپایی او را راه نداد!
🔺با این مقدمهای که عرض کردم، در مذاکره ایران با آمریکا، ایران نه در «موازنۀ قوا» دست برتر دارد، و نه دارای کمترین «توانمندی» است که بخواهد در مذاکره نشان دهد. مذاکرۀ ایران با آمریکا بر اساس موازنۀ قوا رقم میخورد، در موازنۀ قوا، بهویژه وقتی طرفی که درست و به موقع عمل نکردهاست، هیچ راهی جز «تسلیم شدن» ندارد، و در این موقع، تسلیم شدن خردمندانهترین اقدام است. حالا اگرچه امیدواریم که در مذاکره کار به اینجا نکشد، اما اینها قواعدیست که عرض کردم. امیدواریم که اینبار حکمرانان ایران «خردِ زمانه» را به «خریدِ زمان» ترجیح دهند.
7️⃣ عادیسازی روابط با آمریکا بعید بهنظر میرسد. توجه داشتهباشید که مراد از عادیسازی، لزوماً ایجاد روابط با آمریکا نیست. پیشتر عرض کردم که ایران میتواند مواضع رادیکال انتقادی خود را نسبت به سیاستهای آمریکا حفظ کند، و حتی به حمایتهای معنوی خود - فارغ از کمکهای مالی و تسلیحاتی- به جنبشها در سیاسی و اجتماعی سراسر جهان ادامه دهد، اینها حقوق مسلم هر دولت است. هیچ قانونی نمیتواند این حقوق را نقض کند، آنچه مربوط به عادیسازیست، رفع «خصومتورزی» و «دشمنمحور» بودن است.
🔺از سوی دیگر میدانیم جمهوری اسلامی ایران آمادگی عادیسازی با آمریکا و جهان غرب را ندارد. غربستیزی و آمریکاستیزی به بخشی از هویت سیاسی و ایدئولوژیک آن تبدیل شدهاست. هویتزدایی بعد از نزدیک نیمقرن، برای هیچ فردی در آستانۀ پیری کار سادهای نیست. از این رو امید چندانی به «ادامۀ مذاکره و موفقیت آن» وجود ندارد، با این وجود، وقتی پای هستی و نیستی به میان میآید، هویتزدایی آسان میشود. تفصیل این بحث را در مقالۀ «پاتولوژی هویت» آوردهام.
🌾@Naqdagin | @bayane_azadi
(۳/۳)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
6️⃣ یکی از قواعد مذاکره در دنیای امروز و در روابط بین الملل «موازنۀ قوا»ست. معنای صریح «موازنه قوا» این است که هر کس که زورش بیشتر باشد، بامش بیشتر است. معیار زور هم قدرت نظامی است. در دوران جنگ سرد، شورویها اگرچه از لحاظ اقتصادی بهشدت عقبماندهتر از آمریکا بودند، اما بهلحاظ قدرت نظامی و اتمی کمتر که نبودند، بلکه به گفتۀ کتاب «سقوط 79» دستِ برتر هم داشتند. در موازنۀ قوا طرفی که ضعیفتر است، کارتهای زیادی برای مذاکرهکردن ندارد، خاصه اینکه گزینههای متعددی برای معامله ندارد. یک مثال میزنم:
▪️در توافقنامۀ «۲۵ سالۀ ایران و چین» توضیح دادیم، این توافق نمیتواند به نفع ایران باشد، چون:
اولاً در موازنه قدرت، ایران قابل مقایسه با چین نیست؛
دوم و مهمتر اینکه، ایران فاقد گزینههای معتدد در روابط اقتصادی و سیاسی است.
🔺اگر تحریمها نبود و ایران میتوانست این حجم از معامله را با اروپا و یا ژاپن ببندد، در موازنه قوا میتوانست به توافق عادلانهتری دست پیدا کند. لاجرم باید تسلیم خواستهای طرف قویتر شود.
🍂 نقطۀ بدیلِ موازنۀ قوا، «موازنۀ توانمندیها»ست. موازنۀ توانمندیها هم ابزار بُرّندهتر و هم عادلانهتر است. در موازنۀ قوا مفهوم عدالت بیمعناست. موازنۀ توانمندیها شامل همه عوامل و اسباب توانمندشدن یک ملت و یک دولت است. عواملی مانند «الگوی حقوق بشر» بودن، «الگوی آزادی و دموکراسی»، «الگوی توسعه و عدالت اجتماعی»، «الگوی مشروعیت و رضایت»، «الگوی پیشرفت در عرصههای فرهنگی و هنری»، و سرانجام «الگوی صلحطلبی».
🔺اگر یک کشور در همۀ این عرصهها به یک الگوی قابل قبول تبدیل شود، توانمندیهای آن زبانزد افکار عمومی جهان خواهد شد. هیچ کشوری قادر به تعرض به چنین کشوری نخواهد بود. بهعکس، به کانون سیاسی و اقتصادی در منطقه تبدیل خواهد شد.
▪️بهخاطر بیاورید در زمان آقای خاتمی، وقتی ایشان مسئلۀ «دموکراسی و جامعه مدنی» را در داخل، و «گفتگوی تمدنها» را در خارج مطرح کرد، همین شیوخ کشورهای عربی صف بسته بودند تا با ایشان عکس یادگاری بگیرند. و زمانی که به فرانسه رفت، ژاک شیراک چنان از پلههای الیزه به طرف ماشین رئیس جمهوری ایران دوید که نزدیک بود با سر شیرجه برود توی ماشین. اما در دور بعد ریاست جمهوری ایشان، وقتی رئیس جمهوری مطابق میل افراطیها حرکت کرد، و مسئلۀ اتمی شدن ایران مطرح شد، با لغو سفر او به اتریش، دیگر هیچ کشور اروپایی او را راه نداد!
🔺با این مقدمهای که عرض کردم، در مذاکره ایران با آمریکا، ایران نه در «موازنۀ قوا» دست برتر دارد، و نه دارای کمترین «توانمندی» است که بخواهد در مذاکره نشان دهد. مذاکرۀ ایران با آمریکا بر اساس موازنۀ قوا رقم میخورد، در موازنۀ قوا، بهویژه وقتی طرفی که درست و به موقع عمل نکردهاست، هیچ راهی جز «تسلیم شدن» ندارد، و در این موقع، تسلیم شدن خردمندانهترین اقدام است. حالا اگرچه امیدواریم که در مذاکره کار به اینجا نکشد، اما اینها قواعدیست که عرض کردم. امیدواریم که اینبار حکمرانان ایران «خردِ زمانه» را به «خریدِ زمان» ترجیح دهند.
7️⃣ عادیسازی روابط با آمریکا بعید بهنظر میرسد. توجه داشتهباشید که مراد از عادیسازی، لزوماً ایجاد روابط با آمریکا نیست. پیشتر عرض کردم که ایران میتواند مواضع رادیکال انتقادی خود را نسبت به سیاستهای آمریکا حفظ کند، و حتی به حمایتهای معنوی خود - فارغ از کمکهای مالی و تسلیحاتی- به جنبشها در سیاسی و اجتماعی سراسر جهان ادامه دهد، اینها حقوق مسلم هر دولت است. هیچ قانونی نمیتواند این حقوق را نقض کند، آنچه مربوط به عادیسازیست، رفع «خصومتورزی» و «دشمنمحور» بودن است.
🔺از سوی دیگر میدانیم جمهوری اسلامی ایران آمادگی عادیسازی با آمریکا و جهان غرب را ندارد. غربستیزی و آمریکاستیزی به بخشی از هویت سیاسی و ایدئولوژیک آن تبدیل شدهاست. هویتزدایی بعد از نزدیک نیمقرن، برای هیچ فردی در آستانۀ پیری کار سادهای نیست. از این رو امید چندانی به «ادامۀ مذاکره و موفقیت آن» وجود ندارد، با این وجود، وقتی پای هستی و نیستی به میان میآید، هویتزدایی آسان میشود. تفصیل این بحث را در مقالۀ «پاتولوژی هویت» آوردهام.
📕خصومت با غرب و آمریکا به چه قیمتی؟
📕کدهای مهم مصاحبۀ حسن روحانی
📺 مناظرۀ ترامپ و خامنهای (پیشبینی هوش مصنوعی)
📕ترامپ از ایران چه میخواهد؟
📕چرا تحریمها برکت است؟
📕آدمیرال شمخانی: نمادشایستهسالاری/حلالخوری
📕بصیرت رهبر و جیب خاندان شمخانی
📕بصیرت ولی فقیه و ارزش پول ملی
📕دو دروغ بزرگِ جلیلیون و رسانۀ میلی
📺 نقش خامنهای در شکست برجام
📺 ریشۀ رفاهستیزی خامنهای
📺 روانکاوی مذاکرههراسی ملایان
📺 خامنهای: رفاه مردم آنها را بیدین میکند!
.➖➖➖
#سیاست #حکومت_اسلامی #بینالملل
🌾@Naqdagin | @bayane_azadi
Telegram
نقدآگین
📘خصومت با غرب و آمریکا به چه قیمتی؟
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 برخی سادهباوران در روزهای اخیر، چنان وانمود میکردند که با طرح مذاکره از سوی ترامپ، جمهوری اسلامی هم چهارنعل بهسوی میز مذاکره میتازد. به جرئت میگویم این جماعت (که متاسفانه گوششان فقط به اخبار…
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 برخی سادهباوران در روزهای اخیر، چنان وانمود میکردند که با طرح مذاکره از سوی ترامپ، جمهوری اسلامی هم چهارنعل بهسوی میز مذاکره میتازد. به جرئت میگویم این جماعت (که متاسفانه گوششان فقط به اخبار…
Telegram
نقدآگین
📘بیسوادترین رئیسجمهور دنیا
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 از زمان انتخاب شدن رئیسجمهور دوره چهاردهم، اینقدر صبر کردیم تا دو حرف حساب بشنویم، اما نشنیدیم، و یا لااقل بعضی از حرفهایی که سوهان بر اعصاب جامعه میکشید، نشنویم، و شنیدیم!
🍂 مثل اینکه هرقدر زمان بیشتر میگذرد بیشتر متوجه میشویم که رئیس جمهور دوره چهاردهم، از همه رئیس جمهوریهای پیشین هیچکارهتر و دانش سیاسی و مدیریتی ایشان از همه کمتر است.
🍂 بهخاطر میآورید که نخستین روزهای انتخاب شدن پزشکیان به ریاست جمهوری، در بسیاری از شبکههای اجتماعی ایشان را به عنوان «باسوادترین رئیس جمهور دنیا» معرفی میکردند.
🍂 دانش سیاست و سیاستورزی با حرفه پزشکی فرق دارد. پزشکان و جراحان، دانش قابل تحسینی در حوزه طبابت دارند، اما دانش آنها ربطی به سیاستورزی ندارد. ای بسا یک پزشک حاذق، در حوزه سیاست و سیاستورزی کاملاً بیاطلاع باشد، و اگر در این حوزه وارد شود، او نه یک فرد با سواد، بلکه یک فرد بیسوادی تلقی خواهد شد. چنانچه یک سیاستمدار و یا یک فیلسوف سیاسی، اگر بخواهد در حوزه پزشکی و یا مهندسی وارد شود، یک فرد بیسوادی تلقی خواهد شد.
🍂 از این حقیقت هم نباید چشم پوشی کرد که بسیاری از پزشکان و مهندسان وجود دارند، و همواره وجود داشتهاند که در سیاست و علوم سیاسی افراد بسیار با دانش و با اطلاعی هستند. اما حرف اصلی این است که معیار سواد و بیسوادی در سیاستورزی، دانشهایی مانند پزشکی، مهندسی و ریاضی نیست.
🍂 اما برگردیم به بحث اصلی درباره ریاست جمهوری دوره چهاردهم. آقای پزشکیان یک امتیاز مثبت نسبت به دو دوره ریاست جمهوری که بر عهده اصولگرایان بود، دارد. در دو دوره مورد اشاره، رؤسای جمهوری شش ماه که میگذشت، تصویری از پیشرفتهای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی ارائه میدادند، و حتی تصویری از جایگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در جهان، که گویی شقالقمر کردهاند. آنچنان که تمام عالم از شنیدن و دیدن این همه پیشرفتهای محیرالعقول به حیرت میمانند. تصویری کاملا جعلی، بدون اعتنا به تمام واقعیتهای موجود در ایران و جهان. تا این لحظه دستکم اینجانب چنین تصویری را از دوره جدید ریاست جمهوری ندیده است.
🍂 صداقت آدمیان زمانی که با دانش، علم و درک واقعی زندگی اجتماعی همراه نباشد، میتواند به ابزارِ «آلت دست شدن» تبدیل شود. مردم به عینه مشاهده میکنند که ریاست جمهوری در اساسیترین مسائل کشور هیچکاره است. نمونهاش همین مذاکرات مربوط به برنامه اتمی ایران، حتی بعید میدانیم وزیر خارجه گزارش مذاکرات خود را نزد ریاست جمهوری بیاورد، و یا درباره چند و چون مسائلی که باید مطرح شوند، از ریاست جمهوری نظرخواهی کردهباشد.
🍂 به یاد داشته باشید، در دوران محمد رضا شاه پهلوی هم وزیر خارجه هرگز گزارشهای خود را نزد نخست وزیر نمیبردند، بلکه یک راست نزد شاه میبردند. کاتوزیان از قول رمزی عطایی نقل ميکند:
🍂 اظهارنظرهای رئیس جمهور پزشکیان کاملا خالی از هر نوع سادهترین تحلیل از وضعیت داخلی کشور و اوضاع سیاست در روابط بین الملل است. ادبیات ایشان، همان ادبیات آخرتالزمانی افراطیهایی است که با اوهامات تنها اقلیتی از طرفداران خود را خطاب قرار میدهند. مثل اینکه بگویند:
🔺اما رئیس جمهور نمیگویند: با کدام مردم و یا نخبگانی که بیش از ۸۰ درصد آنها با وضع موجود و ارزشهای حاکم مخالف، که چه عرض کنم دشمنی دارند، و با کمتر از ۲۰ درصدی که با شخص شما مخالف هستند، چگونه میخواهید مسائل را حل کنید؟ با کدام سرمایه گذاری؟ با کدام تجارت خارجی؟ با کدام سیاست خارجی؟ با کدامیک از صدها و هزاران نخبه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی که کلهم جمیعاً صلوات از بدنه اداری و مدیریتی کشور حذف شدهاند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azadi
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 از زمان انتخاب شدن رئیسجمهور دوره چهاردهم، اینقدر صبر کردیم تا دو حرف حساب بشنویم، اما نشنیدیم، و یا لااقل بعضی از حرفهایی که سوهان بر اعصاب جامعه میکشید، نشنویم، و شنیدیم!
🍂 مثل اینکه هرقدر زمان بیشتر میگذرد بیشتر متوجه میشویم که رئیس جمهور دوره چهاردهم، از همه رئیس جمهوریهای پیشین هیچکارهتر و دانش سیاسی و مدیریتی ایشان از همه کمتر است.
🍂 بهخاطر میآورید که نخستین روزهای انتخاب شدن پزشکیان به ریاست جمهوری، در بسیاری از شبکههای اجتماعی ایشان را به عنوان «باسوادترین رئیس جمهور دنیا» معرفی میکردند.
🍂 دانش سیاست و سیاستورزی با حرفه پزشکی فرق دارد. پزشکان و جراحان، دانش قابل تحسینی در حوزه طبابت دارند، اما دانش آنها ربطی به سیاستورزی ندارد. ای بسا یک پزشک حاذق، در حوزه سیاست و سیاستورزی کاملاً بیاطلاع باشد، و اگر در این حوزه وارد شود، او نه یک فرد با سواد، بلکه یک فرد بیسوادی تلقی خواهد شد. چنانچه یک سیاستمدار و یا یک فیلسوف سیاسی، اگر بخواهد در حوزه پزشکی و یا مهندسی وارد شود، یک فرد بیسوادی تلقی خواهد شد.
🍂 از این حقیقت هم نباید چشم پوشی کرد که بسیاری از پزشکان و مهندسان وجود دارند، و همواره وجود داشتهاند که در سیاست و علوم سیاسی افراد بسیار با دانش و با اطلاعی هستند. اما حرف اصلی این است که معیار سواد و بیسوادی در سیاستورزی، دانشهایی مانند پزشکی، مهندسی و ریاضی نیست.
🍂 اما برگردیم به بحث اصلی درباره ریاست جمهوری دوره چهاردهم. آقای پزشکیان یک امتیاز مثبت نسبت به دو دوره ریاست جمهوری که بر عهده اصولگرایان بود، دارد. در دو دوره مورد اشاره، رؤسای جمهوری شش ماه که میگذشت، تصویری از پیشرفتهای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی ارائه میدادند، و حتی تصویری از جایگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در جهان، که گویی شقالقمر کردهاند. آنچنان که تمام عالم از شنیدن و دیدن این همه پیشرفتهای محیرالعقول به حیرت میمانند. تصویری کاملا جعلی، بدون اعتنا به تمام واقعیتهای موجود در ایران و جهان. تا این لحظه دستکم اینجانب چنین تصویری را از دوره جدید ریاست جمهوری ندیده است.
🍂 صداقت آدمیان زمانی که با دانش، علم و درک واقعی زندگی اجتماعی همراه نباشد، میتواند به ابزارِ «آلت دست شدن» تبدیل شود. مردم به عینه مشاهده میکنند که ریاست جمهوری در اساسیترین مسائل کشور هیچکاره است. نمونهاش همین مذاکرات مربوط به برنامه اتمی ایران، حتی بعید میدانیم وزیر خارجه گزارش مذاکرات خود را نزد ریاست جمهوری بیاورد، و یا درباره چند و چون مسائلی که باید مطرح شوند، از ریاست جمهوری نظرخواهی کردهباشد.
🍂 به یاد داشته باشید، در دوران محمد رضا شاه پهلوی هم وزیر خارجه هرگز گزارشهای خود را نزد نخست وزیر نمیبردند، بلکه یک راست نزد شاه میبردند. کاتوزیان از قول رمزی عطایی نقل ميکند:
«ميدانید وزیران مستقیم پیش شاه ميرفتند. من هم در مقام فرمانده نیروی دریایی کارهایم را مستقیم پیش شاه ميبردم. معاونان وزارتخانه نیز کارهایشان را مستقیماً پیش شاه ميبردند. در نتیجه نخست وزیر دور زده ميشد، رئیس ستاد مشترک دور زده ميشد. سلسله مراتب در ایران به هیچ وجه رعایت نميشد».
🍂 اظهارنظرهای رئیس جمهور پزشکیان کاملا خالی از هر نوع سادهترین تحلیل از وضعیت داخلی کشور و اوضاع سیاست در روابط بین الملل است. ادبیات ایشان، همان ادبیات آخرتالزمانی افراطیهایی است که با اوهامات تنها اقلیتی از طرفداران خود را خطاب قرار میدهند. مثل اینکه بگویند:
با کمک مردم همه مشکلات را حل میکنیم، ما و همه شیرزنان ما و نخبگان ما و آنهایی که غیرت و مردانگی دارند در مقابل هیچ قلدری سرخم نخواهند کرد، ما به هیچکس دل نخواهیم بست، چه آنها بخواهند صلح بکنند و چه نکنند این مملکت را خواهیم ساخت، طولی نخواهد کشید که همه این مشکلاتی که در برق و آب و گاز ایجاد کردهاند، حل خواهیم کرد.
🔺اما رئیس جمهور نمیگویند: با کدام مردم و یا نخبگانی که بیش از ۸۰ درصد آنها با وضع موجود و ارزشهای حاکم مخالف، که چه عرض کنم دشمنی دارند، و با کمتر از ۲۰ درصدی که با شخص شما مخالف هستند، چگونه میخواهید مسائل را حل کنید؟ با کدام سرمایه گذاری؟ با کدام تجارت خارجی؟ با کدام سیاست خارجی؟ با کدامیک از صدها و هزاران نخبه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی که کلهم جمیعاً صلوات از بدنه اداری و مدیریتی کشور حذف شدهاند؟
📕چالشِ دولتِ بیپرنسیب
📕آقای پزشکیان برایت متأسفم! - دکتر احمد بخارایی-
📕با این ریش نمیشه رفت تجریش!
📺 روانکاوی و رفتارشناسیِ پزشکیان
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @bayane_azadi
Telegram
نقدآگین
📘فقط یک راه
(۱/۲)
🔻این یادداشت در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۲۲۵ روز پیش) نوشته شدهبود که بنا به هشدار مرتبطی که نویسندۀ آن امروز منتشر کرد، در نقدآگین بازنشر میشود.
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 با اخباری که از نحوهی چینش کابینهی دولت احتمالی دونالد ترامپ به گوش میرسد، آیندهی ایران و جمهوری اسلامی بسیار خطرناک خواهد بود، مگر آنکه تغییر اساسیای در سیاست خارجی کشور صورت گیرد. شواهد حاکی از آن است که به دلایل متعددی نظیر:
برنامهریزیهایی برای تغییر در سیاست خارجی در جریان است. ظاهراً دولت مسعود پزشکیان نیز با همین هدف طراحی شده است. اما این تغییرات، آن نوع تغییری نیست که در این نوشتار مد نظر من است.
🔻اکثر پستهای کلیدی دولت ترامپ ــ از وزارت خارجه و دفاع تا مشاور امنیت ملی ــ دستکم در دو نکته اشتراک دارند: نخست، ضدیت شدید با جمهوری اسلامی ایران و نیروهای نیابتیاش در منطقه؛ و دوم، پشتیبانی قاطع از اسرائیل.
🔺بهبیان دیگر، شاید بیراه نباشد اگر بگوییم دولت راست افراطی نتانیاهو در آمریکا بازتولید شده است؛ ترکیبی از لاتولوتها، لابیهای صهیونیستی و سرمایهداران.
📉 در چنین وضعیتی، انزوای ایران کامل خواهد شد و تحریمهای حداکثری با شدت بیشتری بازخواهد گشت. خزانهی عمومی و ــ مهمتر از آن ــ وضعیت معیشتی مردم، به آستانهی فروپاشی نزدیک میشود. در دورهی اول ترامپ، ارزش پول ملی تا ۶ برابر کاهش یافت و قیمت مسکن ۱۰ برابر شد. تورم مزمن در سالهای بعد، کمکم به تمام اقلام زندگی مردم سرایت کرد.
📊 با در نظر گرفتن افزایش نسبی درآمدها، جامعهی ایران در مجموع ۳ تا ۴ برابر فقیرتر شد. باید توجه داشت که تورم ۴۰ تا ۵۰ درصدی برای ۲ تا ۳ سال متوالی، گرچه کمر جامعه را میشکند، ولی شاید تا حدی از فروپاشی کامل فاصله داشتهباشد. اما ادامهی چنین وضعیتی به مدت ۴، ۵ یا ۶ سال، به معنای کابوس مرگ است. در چنین شرایطی، جنبشهای تهیدستان کمر دولت را خواهد شکست. اگر این جنبشها به هم بپیوندند، در ۲ تا ۳ سال آینده، ممکن است حتی امکان کنترل و سرکوب جامعه نیز از دست برود. این سادهترین پیشبینی ممکن است.
🔺در آن صورت، جمهوری اسلامی شاید ناگزیر به سازشی شود که چیزی از آن باقی نماند؛ نه از تاک نشانی، نه از تاکنشان.
🔻با این حال، ترامپ علیرغم کابینهای افراطی، در بزنگاه معامله، میتواند با یک "زیرخم فتیلهپیچ"، همهی آنها را کنار بزند. بنابراین، جمهوری اسلامی باید از هماکنون آمادهی دادن امتیازات جدی باشد:
🍂 تصور اشتباهیست که ترامپ بهتنهایی از برجام خارج شد یا آن را پاره کرد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی، سالها پیش از آن، بارها ثابت کرد که با ایجاد بحران، بهدنبال مدیریت تحولات منطقهای و جهانی است. دولت ترامپ و راستگرایی افراطی در اسرائیل نیز در واکنش به همین رویکرد شکل گرفتند.
🔺در واقع، این سیاست منطقهای جمهوری اسلامی بود که مسیر پاره شدن برجام را هموار کرد. ترامپ و نتانیاهو، حاصل همان بحرانها بودند؛ نه مسبب آنها.
🔺همچنین نباید فریب این تصور را خورد که ایران توانست تحریمها را "دور بزند" و صادرات نفت را از ۲۰۰-۳۰۰ هزار بشکه به بیش از ۱ میلیون بشکه در روز برساند. این افزایش در دوران بایدن رخ داد؛ دولتی که ارادهی جدی برای انسداد کامل کانالهای تنفسی ایران نداشت. اما در دولت دوم ترامپ، این وضعیت بسیار متفاوت خواهد بود.
🔻با توجه به آنچه در بخش نخست گفته شد، تنها ۱ مسیر پیش روی جمهوری اسلامی باقی میماند ــ مسیری با ۳ انتخاب:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🔻این یادداشت در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۲۲۵ روز پیش) نوشته شدهبود که بنا به هشدار مرتبطی که نویسندۀ آن امروز منتشر کرد، در نقدآگین بازنشر میشود.
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🚨⚠️🚨هشدار هشدار هشدار!
🍂 تجهیز شدید این روزهای اسرائیل از سوی غرب و آمریکا و اعلام وزیر جنگ اسرائیل مبنی براینکه به زودی مقامات ایران مورد حمله قرار می گیرند، به آغاز جنگ هفته آینده، به نظر میرسد که شروع مجدد جنگ قطعی است.
🍂 اگر این اخبار و پیشبینی حقیقت داشتهباشد ثابت میشود که کل لفاظیهای ترامپ ترفند و حقهبازی است و ایشان یکی از شارلاتانترین رجال سیاسی تاریخ معاصر است.
🔻اگر این پیشبینی درست باشد، اثری از سران جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند. سال قبل ۳ پیشنهاد به جمهوری اسلامی دادم و امروز به روشنی آن حرفها را اثبات میکند که حق با ما بود. در زیر لینک این پیشنهادات را پیوست میکنم تا بار دیگر تا قبل از دیر شدن دست به انتخاب بزنند. توجه داشته باشید از آن ۳ تنها ۱ انتخاب بیش باقی نماندهاست:
🚨🚨🚨
🍂 با اخباری که از نحوهی چینش کابینهی دولت احتمالی دونالد ترامپ به گوش میرسد، آیندهی ایران و جمهوری اسلامی بسیار خطرناک خواهد بود، مگر آنکه تغییر اساسیای در سیاست خارجی کشور صورت گیرد. شواهد حاکی از آن است که به دلایل متعددی نظیر:
* مسئلهی جانشینی و نیاز به آرامسازی جامعه،
* نارضایتیهای انتخاباتی،
* جنبش ۱۴۰۱،
* صدها و هزاران اعتراض صنفی از کارگران صنعتی تا بازنشستگان و پرستاران،
* و نهایتاً ناکارآمدی ساختاری دولتها در ادارهی اقتصاد کشور،
برنامهریزیهایی برای تغییر در سیاست خارجی در جریان است. ظاهراً دولت مسعود پزشکیان نیز با همین هدف طراحی شده است. اما این تغییرات، آن نوع تغییری نیست که در این نوشتار مد نظر من است.
🔻اکثر پستهای کلیدی دولت ترامپ ــ از وزارت خارجه و دفاع تا مشاور امنیت ملی ــ دستکم در دو نکته اشتراک دارند: نخست، ضدیت شدید با جمهوری اسلامی ایران و نیروهای نیابتیاش در منطقه؛ و دوم، پشتیبانی قاطع از اسرائیل.
🔺بهبیان دیگر، شاید بیراه نباشد اگر بگوییم دولت راست افراطی نتانیاهو در آمریکا بازتولید شده است؛ ترکیبی از لاتولوتها، لابیهای صهیونیستی و سرمایهداران.
📉 در چنین وضعیتی، انزوای ایران کامل خواهد شد و تحریمهای حداکثری با شدت بیشتری بازخواهد گشت. خزانهی عمومی و ــ مهمتر از آن ــ وضعیت معیشتی مردم، به آستانهی فروپاشی نزدیک میشود. در دورهی اول ترامپ، ارزش پول ملی تا ۶ برابر کاهش یافت و قیمت مسکن ۱۰ برابر شد. تورم مزمن در سالهای بعد، کمکم به تمام اقلام زندگی مردم سرایت کرد.
📊 با در نظر گرفتن افزایش نسبی درآمدها، جامعهی ایران در مجموع ۳ تا ۴ برابر فقیرتر شد. باید توجه داشت که تورم ۴۰ تا ۵۰ درصدی برای ۲ تا ۳ سال متوالی، گرچه کمر جامعه را میشکند، ولی شاید تا حدی از فروپاشی کامل فاصله داشتهباشد. اما ادامهی چنین وضعیتی به مدت ۴، ۵ یا ۶ سال، به معنای کابوس مرگ است. در چنین شرایطی، جنبشهای تهیدستان کمر دولت را خواهد شکست. اگر این جنبشها به هم بپیوندند، در ۲ تا ۳ سال آینده، ممکن است حتی امکان کنترل و سرکوب جامعه نیز از دست برود. این سادهترین پیشبینی ممکن است.
🔺در آن صورت، جمهوری اسلامی شاید ناگزیر به سازشی شود که چیزی از آن باقی نماند؛ نه از تاک نشانی، نه از تاکنشان.
🔻با این حال، ترامپ علیرغم کابینهای افراطی، در بزنگاه معامله، میتواند با یک "زیرخم فتیلهپیچ"، همهی آنها را کنار بزند. بنابراین، جمهوری اسلامی باید از هماکنون آمادهی دادن امتیازات جدی باشد:
در حوزهی هستهای، موشکی، نیروهای نیابتی، و مداخلات منطقهای.
🍂 تصور اشتباهیست که ترامپ بهتنهایی از برجام خارج شد یا آن را پاره کرد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی، سالها پیش از آن، بارها ثابت کرد که با ایجاد بحران، بهدنبال مدیریت تحولات منطقهای و جهانی است. دولت ترامپ و راستگرایی افراطی در اسرائیل نیز در واکنش به همین رویکرد شکل گرفتند.
🔺در واقع، این سیاست منطقهای جمهوری اسلامی بود که مسیر پاره شدن برجام را هموار کرد. ترامپ و نتانیاهو، حاصل همان بحرانها بودند؛ نه مسبب آنها.
🔺همچنین نباید فریب این تصور را خورد که ایران توانست تحریمها را "دور بزند" و صادرات نفت را از ۲۰۰-۳۰۰ هزار بشکه به بیش از ۱ میلیون بشکه در روز برساند. این افزایش در دوران بایدن رخ داد؛ دولتی که ارادهی جدی برای انسداد کامل کانالهای تنفسی ایران نداشت. اما در دولت دوم ترامپ، این وضعیت بسیار متفاوت خواهد بود.
🔻با توجه به آنچه در بخش نخست گفته شد، تنها ۱ مسیر پیش روی جمهوری اسلامی باقی میماند ــ مسیری با ۳ انتخاب:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘فقط یک راه
(۲/۲)
🔻این یادداشت در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۲۲۵ روز پیش) نوشته شدهبود که بنا به هشدار مرتبطی که نویسندۀ آن امروز منتشر کرد، در نقدآگین بازنشر میشود.
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
1️⃣ انتخاب اول: انتخاب بعید اما بهترین گزینه
2️⃣ انتخاب دوم: انتخاب ممکن با کمترین هزینه
3️⃣ انتخاب سوم: انتخاب ناگزیر و پرهزینه، در شرایط اضطرار
1️⃣ در انتخاب اول، که بسیار بعید اما مطلوبترین حالت است، ایران یکجانبه اعلام کند که
🔺در نتیجه، کشورهای منطقه و جهان، حتی دولتهای عربی، برای گسترش روابط و دوستی با ایران پیشدستی خواهند کرد. دولت ترامپ نیز بیدرنگ تسلیم خواهد شد. دولت نتانیاهو ــ اگر سکتهی شبانه نکند! ــ به تدریج دود میشود و به هوا میرود. در این شرایط، صدها میلیارد دلار سرمایهای که از مسیر تحریمها، گرانفروشی، ارزانفروشی و فرار سرمایهها از کشور خارج شده بود، به اقتصاد ملی بازمیگردد.
📈 اگر ساختار حقوقی و سیاسی کشور متناسب با این دگرگونی اصلاح شود، ایران میتواند در مدت کوتاهی به قدرت اقتصادی برتر منطقه تبدیل شود.
❌ اما چون تحقق این انتخاب نیاز به شجاعتی بینظیر دارد، باید آن را "ناممکن" در شرایط فعلی دانست.
2️⃣ در انتخاب دوم، پیش از آغاز دور جدید تحریمهای ترامپ، مذاکراتی آشکار و پنهان انجام شود. در این مذاکرات، ایران تضمین بدهد که نهتنها به برجام پایبند است، بلکه فراتر از آن، برنامههای هستهای خود را کاهش خواهد داد و حمایت از نیروهای نیابتی را در جهت کاهش تنشهای منطقهای، تنظیم و محدود خواهد کرد.
🔺در این سناریو، دولت ترامپ از چنین توافقی استقبال خواهد کرد و گفتوگوهای هماهنگی به جریان میافتد.
❌❌ اما اگر این انتخاب نیز صورت نگیرد، جمهوری اسلامی ناچار خواهد شد وارد بدترین و پرهزینهترین گزینه شود:
3️⃣ تحریمهای حداکثری، طبق نقشهی ترامپ، اقتصاد ایران را بر سر دو راهی خواهد گذاشت: یا فلاکت و فروپاشی کامل، یا تسلیم بیقید و شرط.
🔻با توجه به تجربهی سالهای اخیر، روشن است که سیاست خارجی تعیینکنندهی سیاست داخلی کشور بوده و تعلل در تصمیمگیری، ما را همواره بهسمت انتخابهای ناگزیر و اضطراری سوق داده است.
🤦🏻♀️ به همین دلیل پیشبینی میشود که حکومت، این بار نیز "تسلیم در شرایط اضطرار" را به "انتخاب هوشمندانه در شرایط اختیار" ترجیح دهد.
@bayane_azadi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🔻این یادداشت در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۴ (۲۲۵ روز پیش) نوشته شدهبود که بنا به هشدار مرتبطی که نویسندۀ آن امروز منتشر کرد، در نقدآگین بازنشر میشود.
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🚨⚠️🚨هشدار هشدار هشدار!
🍂 تجهیز شدید این روزهای اسرائیل از سوی غرب و آمریکا و اعلام وزیر جنگ اسرائیل مبنی براینکه به زودی مقامات ایران مورد حمله قرار می گیرند، به آغاز جنگ هفته آینده، به نظر میرسد که شروع مجدد جنگ قطعی است.
🍂 اگر این اخبار و پیشبینی حقیقت داشتهباشد ثابت میشود که کل لفاظیهای ترامپ ترفند و حقهبازی است و ایشان یکی از شارلاتانترین رجال سیاسی تاریخ معاصر است.
🔻اگر این پیشبینی درست باشد، اثری از سران جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند. سال قبل ۳ پیشنهاد به جمهوری اسلامی دادم و امروز به روشنی آن حرفها را اثبات میکند که حق با ما بود. در زیر لینک این پیشنهادات را پیوست میکنم تا بار دیگر تا قبل از دیر شدن دست به انتخاب بزنند. توجه داشته باشید از آن ۳ تنها ۱ انتخاب بیش باقی نماندهاست:
🚨🚨🚨
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
1️⃣ انتخاب اول: انتخاب بعید اما بهترین گزینه
2️⃣ انتخاب دوم: انتخاب ممکن با کمترین هزینه
3️⃣ انتخاب سوم: انتخاب ناگزیر و پرهزینه، در شرایط اضطرار
1️⃣ در انتخاب اول، که بسیار بعید اما مطلوبترین حالت است، ایران یکجانبه اعلام کند که
تمام برنامههای هستهای خود را ــ جز بخشهایی که کاربرد علمی دارند ــ متوقف خواهد کرد. هیچگونه غنیسازی انجام نخواهد گرفت، و اورانیوم مورد نیاز بهصورت قانونی و با هماهنگی آژانس بینالمللی انرژی اتمی تهیه میشود.
در گام بعد، ایران کلیهی حمایتهای تسلیحاتی و مالی از نیروهای نیابتی را متوقف و صرفاً به حمایتهای معنوی (که حق مشروع هر کشوری است) بسنده میکند.
🔺در نتیجه، کشورهای منطقه و جهان، حتی دولتهای عربی، برای گسترش روابط و دوستی با ایران پیشدستی خواهند کرد. دولت ترامپ نیز بیدرنگ تسلیم خواهد شد. دولت نتانیاهو ــ اگر سکتهی شبانه نکند! ــ به تدریج دود میشود و به هوا میرود. در این شرایط، صدها میلیارد دلار سرمایهای که از مسیر تحریمها، گرانفروشی، ارزانفروشی و فرار سرمایهها از کشور خارج شده بود، به اقتصاد ملی بازمیگردد.
📈 اگر ساختار حقوقی و سیاسی کشور متناسب با این دگرگونی اصلاح شود، ایران میتواند در مدت کوتاهی به قدرت اقتصادی برتر منطقه تبدیل شود.
❌ اما چون تحقق این انتخاب نیاز به شجاعتی بینظیر دارد، باید آن را "ناممکن" در شرایط فعلی دانست.
2️⃣ در انتخاب دوم، پیش از آغاز دور جدید تحریمهای ترامپ، مذاکراتی آشکار و پنهان انجام شود. در این مذاکرات، ایران تضمین بدهد که نهتنها به برجام پایبند است، بلکه فراتر از آن، برنامههای هستهای خود را کاهش خواهد داد و حمایت از نیروهای نیابتی را در جهت کاهش تنشهای منطقهای، تنظیم و محدود خواهد کرد.
🔺در این سناریو، دولت ترامپ از چنین توافقی استقبال خواهد کرد و گفتوگوهای هماهنگی به جریان میافتد.
❌❌ اما اگر این انتخاب نیز صورت نگیرد، جمهوری اسلامی ناچار خواهد شد وارد بدترین و پرهزینهترین گزینه شود:
3️⃣ تحریمهای حداکثری، طبق نقشهی ترامپ، اقتصاد ایران را بر سر دو راهی خواهد گذاشت: یا فلاکت و فروپاشی کامل، یا تسلیم بیقید و شرط.
🔻با توجه به تجربهی سالهای اخیر، روشن است که سیاست خارجی تعیینکنندهی سیاست داخلی کشور بوده و تعلل در تصمیمگیری، ما را همواره بهسمت انتخابهای ناگزیر و اضطراری سوق داده است.
🤦🏻♀️ به همین دلیل پیشبینی میشود که حکومت، این بار نیز "تسلیم در شرایط اضطرار" را به "انتخاب هوشمندانه در شرایط اختیار" ترجیح دهد.
@bayane_azadi
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘انحطاط تا اسفل سافلین
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 اینجانب به بعضی از نویسندگان و روشنفکران و یا کنشگران سیاسی و مدنی علاقمندم، و این مسئله هم شخصی است و هم به دلیل صداقت و دغدغهمندیست که در آنها میبینم. به غلط و درست بودن آن هم عجالتاً تا تغییر فکر و احساسم کاری ندارم. یکی از این روشنفکران، شخص آقای دکتر بیژن عبدالکریمی بود.
🍂 چندین بار بعضی از دوستان دیگر و یا بعضی از مخاطبان، با ارسال اظهارنظراتی تذکراتی به اینجانب دادهاند. اما در یک سال اخیر جناب دکتر عبدالکریمی به نظرم راه انحطاط را قرار است تا اسفل سافلین طی کنند.
🍂 از این مسئله هم میگذرم که تا کنون به چندین نامه خصوصی اینجانب پاسخ ندادهاند، که در وقتش منتشر خواهم کرد. اکنون برای اینکه نشان بدهم چرا ایشان قرار است راه انحطاط را تا اسفل سافلین طی کنند، توجه ایشان و دوستان را به یک یادداشتی که در کانال ایشان منتشر شده است جلب میکنم.
🍂 این یادداشت البته به قلم ایشان نیست، اما چون در کانال وی منتشر شده با مسئولیت ایشان و محتملا با همفکری ایشان بوده است.
نویسنده یادداشت مینویسد:
🔺این یادداشت دقیقا منعکسکنندۀ زبان و ادبیات و ایدئولوژی سرسختترین افراطیهای جمهوری اسلامی است. همان جماعتی که تا مغز استخوان، دارای ایدههای میلیتاریستی هستند و رابطه آنان با مرجعیت رابطه استعبادی و اطاعت محض است. دلایل و استدلالهایی هم که این ور و آن ور میآورند، یکی با هدف فریب مخاطبان وفادار است، و دوم وسیلهای برای توجیه و فریب دادن خود.
🔺دلیل من هم روشن است، اگر مرجع آنها فردا نظر وارونهای ارائه دهد، انتقاد که نمیکنند، نظر وارونه را با رشته استدلالهای دیگر توجیه میکنند!
‼️من نه اصلاحطلب بودم و نه به برجام معتقد بودم، ونه برانداز و نه صنمی با اپوزسیون وابسته داشتم. اما در شگفتم که وقتی جناب دکتر عبدالکریمی خود را به نظام جمهوری اسلامی وصل میکنند، نمیگویم در حد یک اصلاحطلب رادیکال مثل میرحسین موسوی و تاج زاده و آغاجاری، ولی در حد یک اصلاحطلب محافظهکار مثل همین دولت خاتمی و روحانی و پزشکیان ظاهر نشدند؟ خود را یک مرتبه اون ته ته افراطیهای ولایی پرت کردهاند!
🍂 نویسندۀ محترم، که البته اینجا خطابم نه با ایشان، بلکه با جناب عبدالکریمیست، برجام و نگاه ظریف و روحانی را متوّهمانه میداند، چون برجام نتوانست تحریمها و یا سایه جنگ را از بین ببرد. و لابد معتقدند، ترامپ برجام را پاره کرد.
🔺اما نمیگویند، که روحانی و ظریف در سیاست خارجی چه کاره بودند؟ سیاست خارجی ایران دربست تحت کنترل سیاستهای میلیتاریستی با هدف محو اسرائیل و از بین بردن سلطه جهانی، و به طوری کلی جنگ تا رفع فتنه در عالم بود، نبود؟؟؟
🔺اینجانب که مدتی با یادداشتها و مقالاتم به اسرائیلستیزی و آمریکاستیزی متهم شدهام، روشن خدمت دوستان عرض میکنم که این سیاستها – که سیاست واقعی نظام هم بود- نهتنها پشتیبان برجام نبود، بلکه دشمن برجام هم بود. پیش از ترامپ، این سیاستهای پرهزینه ملیتاریستی برجام را پاره کرد.
📌یک نکته آخر را که آقای عبدالکریمی نگران آناند عرض کنم. فرض میگیرم، جبهۀ مقاومت تا محو اسرائیل نه تنها بر حق است، بلکه دستور مستقیمِ مستقیمِ خداوند است. اما در کدام آموزه دینی ایشان، دستور مستقیم خداوند باید بدون اجازه مردم، و از کیسه مردم و به حرامی، صدها و در سرجمع چندین هزار میلیارد هزینه روی دست جامعه بگذارد؟ مگر دولت و یا نظام یک حزب سیاسی است که مطابق مرامنامه و اساسنامه خود عمل کند، رفتار دولت ناظر به خیرهمگانی و ناظر به نمایندگی از جامعه است. وقتی جامعه چنین نمایندگیای به دولت و نظام نداده است، اجرایی کردن این دستور عین کفر است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 اینجانب به بعضی از نویسندگان و روشنفکران و یا کنشگران سیاسی و مدنی علاقمندم، و این مسئله هم شخصی است و هم به دلیل صداقت و دغدغهمندیست که در آنها میبینم. به غلط و درست بودن آن هم عجالتاً تا تغییر فکر و احساسم کاری ندارم. یکی از این روشنفکران، شخص آقای دکتر بیژن عبدالکریمی بود.
🍂 چندین بار بعضی از دوستان دیگر و یا بعضی از مخاطبان، با ارسال اظهارنظراتی تذکراتی به اینجانب دادهاند. اما در یک سال اخیر جناب دکتر عبدالکریمی به نظرم راه انحطاط را قرار است تا اسفل سافلین طی کنند.
🍂 از این مسئله هم میگذرم که تا کنون به چندین نامه خصوصی اینجانب پاسخ ندادهاند، که در وقتش منتشر خواهم کرد. اکنون برای اینکه نشان بدهم چرا ایشان قرار است راه انحطاط را تا اسفل سافلین طی کنند، توجه ایشان و دوستان را به یک یادداشتی که در کانال ایشان منتشر شده است جلب میکنم.
🍂 این یادداشت البته به قلم ایشان نیست، اما چون در کانال وی منتشر شده با مسئولیت ایشان و محتملا با همفکری ایشان بوده است.
نویسنده یادداشت مینویسد:
«این دهه را به حق میتوان "عصر پسابرجام" نامید؛ دورهای که دستگاه فکری حاکم بر دیپلماسی کشور، متأثر از نگاه "حسن روحانی" و "محمدجواد ظریف"، به این باور رسیده بود که با زبان مذاکره توانسته سایه جنگ را از سر کشور بزداید و ساختار تحریمها را در هم بشکند.
اما امروز با نگاهی بیطرف و واقعبینانه میبینیم که چگونه نفوذ به دستگاه ادراکی تصمیمسازان کشور، آنان را دچار "توهم عقلانیت" کرد.
دشمن با بهرهگیری از این سادهاندیشی، نه تنها به وعدههای خود عمل نکرد، بلکه در این دهه شاهد بودیم:
- تحریمها نه تنها کاهش نیافت که چندین برابر شد!
- سایه جنگ نه تنها محو نشد که به حملهای ۱۲ روزه از سوی آمریکا و اسرائیل انجامید!»
🔺این یادداشت دقیقا منعکسکنندۀ زبان و ادبیات و ایدئولوژی سرسختترین افراطیهای جمهوری اسلامی است. همان جماعتی که تا مغز استخوان، دارای ایدههای میلیتاریستی هستند و رابطه آنان با مرجعیت رابطه استعبادی و اطاعت محض است. دلایل و استدلالهایی هم که این ور و آن ور میآورند، یکی با هدف فریب مخاطبان وفادار است، و دوم وسیلهای برای توجیه و فریب دادن خود.
🔺دلیل من هم روشن است، اگر مرجع آنها فردا نظر وارونهای ارائه دهد، انتقاد که نمیکنند، نظر وارونه را با رشته استدلالهای دیگر توجیه میکنند!
‼️من نه اصلاحطلب بودم و نه به برجام معتقد بودم، ونه برانداز و نه صنمی با اپوزسیون وابسته داشتم. اما در شگفتم که وقتی جناب دکتر عبدالکریمی خود را به نظام جمهوری اسلامی وصل میکنند، نمیگویم در حد یک اصلاحطلب رادیکال مثل میرحسین موسوی و تاج زاده و آغاجاری، ولی در حد یک اصلاحطلب محافظهکار مثل همین دولت خاتمی و روحانی و پزشکیان ظاهر نشدند؟ خود را یک مرتبه اون ته ته افراطیهای ولایی پرت کردهاند!
🍂 نویسندۀ محترم، که البته اینجا خطابم نه با ایشان، بلکه با جناب عبدالکریمیست، برجام و نگاه ظریف و روحانی را متوّهمانه میداند، چون برجام نتوانست تحریمها و یا سایه جنگ را از بین ببرد. و لابد معتقدند، ترامپ برجام را پاره کرد.
🔺اما نمیگویند، که روحانی و ظریف در سیاست خارجی چه کاره بودند؟ سیاست خارجی ایران دربست تحت کنترل سیاستهای میلیتاریستی با هدف محو اسرائیل و از بین بردن سلطه جهانی، و به طوری کلی جنگ تا رفع فتنه در عالم بود، نبود؟؟؟
🔺اینجانب که مدتی با یادداشتها و مقالاتم به اسرائیلستیزی و آمریکاستیزی متهم شدهام، روشن خدمت دوستان عرض میکنم که این سیاستها – که سیاست واقعی نظام هم بود- نهتنها پشتیبان برجام نبود، بلکه دشمن برجام هم بود. پیش از ترامپ، این سیاستهای پرهزینه ملیتاریستی برجام را پاره کرد.
📌یک نکته آخر را که آقای عبدالکریمی نگران آناند عرض کنم. فرض میگیرم، جبهۀ مقاومت تا محو اسرائیل نه تنها بر حق است، بلکه دستور مستقیمِ مستقیمِ خداوند است. اما در کدام آموزه دینی ایشان، دستور مستقیم خداوند باید بدون اجازه مردم، و از کیسه مردم و به حرامی، صدها و در سرجمع چندین هزار میلیارد هزینه روی دست جامعه بگذارد؟ مگر دولت و یا نظام یک حزب سیاسی است که مطابق مرامنامه و اساسنامه خود عمل کند، رفتار دولت ناظر به خیرهمگانی و ناظر به نمایندگی از جامعه است. وقتی جامعه چنین نمایندگیای به دولت و نظام نداده است، اجرایی کردن این دستور عین کفر است.
📕نقد پاسخ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت اسلامی و رهبری»
📕از بیسوادی سیاسی تا بیوجدانی اخلاقی
📕وقتی ایران گروگانِ ایدئولوژیپردازان میشود
📕گورکنان ایران یا چپِ همیشه طلبکار
📕سارق فلاسفه و تطهیر «نظام سلطۀ» اسلامی
📺 سفیر روسیه و بیژن
📺 صفروف و بیژن
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 دلقک: زلنسکی یا عبدالکریمی؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نقد و بررسی پاسخِ ایدئولوگ «مقاومت، حکومت اسلامی و رهبری»
(۱/۲)
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔻علی:
یه سوال داشتم. یه مثالی می زنم گوش کنی.د اهل بیت امام علی یعنی حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین خونه بودن و یه قرص نان هم بیشتر نبوده در خانه یه فقیری میاد و طلب کمک…
(۱/۲)
✍🏻 #فریدون_فرخ
🔻علی:
یه سوال داشتم. یه مثالی می زنم گوش کنی.د اهل بیت امام علی یعنی حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین خونه بودن و یه قرص نان هم بیشتر نبوده در خانه یه فقیری میاد و طلب کمک…
Telegram
نقدآگین
📘فاجعهای به نام «نحلۀ استبداد وارونه»
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 آنچه که آقای قربان عباسی خشونت زنان علیه خویشتن بیان کرده است، گوشهای از تبعضی است که اینجانب در مقاله "حق بدن من" به تفصیل توضیح دادهام.
🍂 در این میان شخصی به نام آقای فریدون فرخ یادداشتی با عنوان "همۀ ما فروشندهایم، پس چرا گشتِ ارشادِ برخی میشویم؟" نوشته که دو پاراگراف اول آن به این شرح است:
🔻خلاصه استدلال نویسنده محترم این است که:
🔻چند نکته را در این رابطه توضیح میدهم:
🍂 نخست اینکه، در قسمت سرچ کانال قربان عباسی به نام سرای نسک مراجعه میکنیم، یادداشتی را میبینیم با عنوان "زنان آوانگارد در منازعه حجاب در ایران معاصر". در همین یادداشت مینویسد:
🔺 ملاحظه میکنید که نویسنده یادداشت نه تنها مدافع سرسخت پوشش آزاد است، بلکه حجاب اجباری را فرومایهترین سلطه دولت معرفی میکند.
🍂 ماجرای نقد آقای فریدون فرخ حکایت جنگ ایران و اسرائیل است، که از ناحیه عدهای از اپوزسیون درمانده چنین وانمود شد، که اگر مدافع حمله اسرائیل به ایران نیستید پس حتما کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتهاید. منطق قضیه این است که یا باید با ما باشید و اگر نیستید حتما کنار دشمن ایران قرار گرفتهاید.
🍂 متاسفانه امروز ما از هر حیث با یک فاجعه بزرگ مواجه هستیم، فاجعهای که آن را نحلۀ استبداد وارونه نامیدهام. از دید این نحله مهم نیست شما برای پوشش آزاد موافق باشید، و حتی بگوئید، زنان اگر خواستند برهنه هم در خیابان بیرون بیایند (و البته شخصا نه به من مربوط است و نه به حکومت، اما نظر خودم را دارم که با برهنگی مخالف هستیم، توجه کنید عرض میکنم برهنگی نه پوشش آزاد)، لیکن این نحله استبدادی میگوید:
و فاجعه حتی فراتر از این است، آنجا که این نحله سعی میکند، آشکارترین نُرمهای اخلاقی و اجتماعی را بهم بریزد و تقلیل زن به عنوان کالا را مورد تقدیس قرار دهد.
🍂 خب با این نحله به هیچ زبانی نمیتوانید صحبت کنید، چون کلاً منطق هنجاری را وارونه کرده است. شما با جریان بنیادگرایی نمیتوانید گفتگو کنید، چون کلا با منطق ریاضی که منطق روزمرگی است و منطق دنیای امروزی است بیگانه است، به همین ترتیب شما نمیتوانید با نحلهای که بدن زنان را به عنوان کالا، مورد تقدیس قرار میدهد، و بده بستان و عرضه این بدن را به مثابه منطق زیباشناختی معرفی میکند، یک کلام وارد گفتگو شوید.
🍂 اگر به این منطق بگویید:
بازهم پاسخ شگفتی میبینید که:
عین این میماند که یک نفر و یا یک نحلهای بیاید علناً بگوید:
خوب با این افراد چگونه میتوانید وارد گفتگو شوید؟
🍂 از خود نمیپرسند که اگر نمایش بدن زنان را از دید زیباشناسی نگاه کنیم، و زنان بخواهند با این نمایش بدن خود را به عنوان کالا وارد بده بستان کنند، حالا بده بستان مالی نه، به گفته فمنها بده بستان سیاسی و یا ابزار سیاسی، و یا بده بستان با هدف برانگیختن احترام و تحسین،
@bayane_azadi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 آنچه که آقای قربان عباسی خشونت زنان علیه خویشتن بیان کرده است، گوشهای از تبعضی است که اینجانب در مقاله "حق بدن من" به تفصیل توضیح دادهام.
🍂 در این میان شخصی به نام آقای فریدون فرخ یادداشتی با عنوان "همۀ ما فروشندهایم، پس چرا گشتِ ارشادِ برخی میشویم؟" نوشته که دو پاراگراف اول آن به این شرح است:
«چرا باید به خود حق دهیم که برای زنان جامعه خط ومشی تعیین کنیم و بگوییم که از نمایشِ زیباییهای خود صرفنظر کنند، و به انبوهی واژگان فلسفی تمسک جوییم؟ چرا این رویکرد میان جریانِ روشنفکری ما، خصوصا چپها، مشابه با نگاه مذهبیِ عامهی جامعه، رایج است و خریدار دارد. اینکه شما مثلا اندیشهی خود را به مثابه کالایی به دیگران عرضه میکنید، یعنی مابقی ساحتهای وجودی، از جمله احساسات شاعرانه و پدرانه و همسرانه و عارفانه، یا ویژگیهای زیباشناختیِ تن و صدای خود را سرکوب کردهاید و حذف؟ آیا همهی ما هر روزه در حالِ انواعِ بدهبستان با دیگریها نیستیم؟».
🔻خلاصه استدلال نویسنده محترم این است که:
چرا وقتی اندیشه خود را عرضه میکنید، کسانی که میتوانند زیبایی بدن خود را عرضه کنند، سرکوب میکنید؟
همه ما در روز با دیگران در حال بده بستان هستیم، چرا با لفظ کالا ایچنین ستیزانه برخورد میکنیم؟
🔻چند نکته را در این رابطه توضیح میدهم:
🍂 نخست اینکه، در قسمت سرچ کانال قربان عباسی به نام سرای نسک مراجعه میکنیم، یادداشتی را میبینیم با عنوان "زنان آوانگارد در منازعه حجاب در ایران معاصر". در همین یادداشت مینویسد:
«حجاب اجباری پاشنه آشیل دولت دینی و فرومایهترین نماد سلطه دولت بر خصوصیترین بخشهای زندگی مردم است. دفاع از آزادی پوشش در کانون گفتمان آزادی در ایران جای دارد».
🔺 ملاحظه میکنید که نویسنده یادداشت نه تنها مدافع سرسخت پوشش آزاد است، بلکه حجاب اجباری را فرومایهترین سلطه دولت معرفی میکند.
🍂 ماجرای نقد آقای فریدون فرخ حکایت جنگ ایران و اسرائیل است، که از ناحیه عدهای از اپوزسیون درمانده چنین وانمود شد، که اگر مدافع حمله اسرائیل به ایران نیستید پس حتما کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتهاید. منطق قضیه این است که یا باید با ما باشید و اگر نیستید حتما کنار دشمن ایران قرار گرفتهاید.
🍂 متاسفانه امروز ما از هر حیث با یک فاجعه بزرگ مواجه هستیم، فاجعهای که آن را نحلۀ استبداد وارونه نامیدهام. از دید این نحله مهم نیست شما برای پوشش آزاد موافق باشید، و حتی بگوئید، زنان اگر خواستند برهنه هم در خیابان بیرون بیایند (و البته شخصا نه به من مربوط است و نه به حکومت، اما نظر خودم را دارم که با برهنگی مخالف هستیم، توجه کنید عرض میکنم برهنگی نه پوشش آزاد)، لیکن این نحله استبدادی میگوید:
نه، شما در کنار دشمن هستید، حتما باید با برهنگی هم موافق باشید.
و فاجعه حتی فراتر از این است، آنجا که این نحله سعی میکند، آشکارترین نُرمهای اخلاقی و اجتماعی را بهم بریزد و تقلیل زن به عنوان کالا را مورد تقدیس قرار دهد.
🍂 خب با این نحله به هیچ زبانی نمیتوانید صحبت کنید، چون کلاً منطق هنجاری را وارونه کرده است. شما با جریان بنیادگرایی نمیتوانید گفتگو کنید، چون کلا با منطق ریاضی که منطق روزمرگی است و منطق دنیای امروزی است بیگانه است، به همین ترتیب شما نمیتوانید با نحلهای که بدن زنان را به عنوان کالا، مورد تقدیس قرار میدهد، و بده بستان و عرضه این بدن را به مثابه منطق زیباشناختی معرفی میکند، یک کلام وارد گفتگو شوید.
🍂 اگر به این منطق بگویید:
بدن وقتی به کالا تبدیل شد، به ابزار سودطلبی تبدیل میشود،
بازهم پاسخ شگفتی میبینید که:
لابد میگوید، چرا سود بردن از بدن را مذمت میکنید.
عین این میماند که یک نفر و یا یک نحلهای بیاید علناً بگوید:
نابودی بشریت امر مقدسی است،
خوب با این افراد چگونه میتوانید وارد گفتگو شوید؟
🍂 از خود نمیپرسند که اگر نمایش بدن زنان را از دید زیباشناسی نگاه کنیم، و زنان بخواهند با این نمایش بدن خود را به عنوان کالا وارد بده بستان کنند، حالا بده بستان مالی نه، به گفته فمنها بده بستان سیاسی و یا ابزار سیاسی، و یا بده بستان با هدف برانگیختن احترام و تحسین،
آیا بدترین تبعیض را علیه زنانی اعمال نکردهایم که از بدنهای زیبایی برخوردار نیستند، فاقد رنگ و قد و هیکل و پستانهای مناسب برای نمایش هستنند؟ آیا این زنها در معابد نمایش بده بستان کالایی محکوم ابدی تبعیض نیستند؟
@bayane_azadi
📺 نگاهی متفاوت به «عشق ابدی»
📕کلیشههای چپ در مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان»
— گفتگو بهجای تکفیر؛ ضرورت پذیرشِ تنوعِ هنجارها
.
#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تبعیض در لوای تقدیس (۱)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 پاسخ آقای فریدون فرخ (کلیشههای چپ در مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان») را در پست قبل در همین کانال بیان آزادی ملاحظه کردید. فکر میکنم ایشان کلا صحبتهای اینجانب را متوجه نشدهاست. حالا فرض میگیرم که مقصر اینجانب بوده که نتوانستهام درست مطلب را بیان کنم.
🔻چند نکته خدمت ایشان عرض میکنم.
1️⃣ صحبتهای خانم هما ناطق خارج از بحث ماست. اما جهت اطلاع، فکر میکنم نه آن موقع که هما ناطق این حرفها را زد متوجه بود چی گفت، و چی میخواست، و نه الان که اظهار ندامت میکند. اگر سخنان مرحوم خمینی در باب حجاب یک دستورالعمل حکمرانی بود، یعنی حکم حجاب اجباری بود، خوب معلوم است هرکس در راستای سخنان او حرفی زده باشد، خطا کرده و خطایی بس فاحش مرتکب شده است. ولی اگر این سخنان در موضع حکمرانی نبود، بلکه سخنرانی متداول یک پیشوای مذهبی بود، چنانچه از همین سنخ صحبتها اگر کسی بتواند تحقیقی داشته باشد، در دهها سال قبل هم که انقلاب نشده بود، میتوانستند بزنند و لابد زدهاند. سخنرانی مرحوم خمینی در اسفند ۱۳۵۷ از همین جنس توصیههای دینی در کانتکس انقلابی بود که دین نقش نیروی محرکه اصلی را ایفا کرده بود.
🔻به چند دلیل معتقد به این ادعا هستم.
▪️نخست اینکه، خمینی بنا به اظهارات صریح خودش بنا نبود حکومت کند. نه تنها اون یک ماه اول که این حرفها را زد، بلکه اگر اشتباه نکنم تا قبل از تشکیل مجلس خبرگان بنای ایشان این نبود که حکومت کند. چنانچه رفت قم و زندگی را در آنجا گذراند، حالا بماند که حوادثی پیش آمد که جریان بنیادگرایی که از اول نقشه در سر داشتند – و خمینی جزو نحله آنها نبود- او را تحریک کردند، و به تهران کشاندند.
▪️دلیل دوم من این است که از این اظهارنظر که در ۱۶ اسفند ۵۷ صورت گرفت تا حکم حجاب اجباری نزدیک سه سال گذشت. در سال ۱۳۵۹ دولت رجایی حجاب را آنهم در محدوده دوایر دولتی اجباری کرد، تا سال ۶۰ نتوانستند آن را اجرا کنند. در سال ۶۰ وقتی تکلیف خود را با رئیس جمهور وقت معین کردند، و فضای سیاسی کاملا مسدود شد، در فضای خشونتآمیز آن زمان – جنگ + ترورهای سال ۶۰- قانون حجاب اجباری را اجرا کردند. پس در آن زمان که حکم اجباری حجاب وجود نداشت، اگر کسانی مانند هما ناطق به خاطر حفظ حرمت شرایطی که در آن زمان وجود داشت، حجاب بر سر گذاشتند، کار اشتباهی نبوده که الان بخواهد این حرفهای سخیف را به خودش نسبت دهد. مگر اینکه نه آن موقع میفهمیده چکار میکرده و نه الان میفهمد چکار میکند.
🍂 حجاب را احکام اسلامی نبود که اجباری کرد، بلکه استبداد بود که آن را اجباری کرد. اگر استبداد بر اوضاع کشور چیره نمیشد، چنین احکامی تنها در ذهن و مخیله بعضی از پیشوایان دینی باقی میماند، چنانچه در همان ایام احکام مغایری در ذهن و مخیله بعضی از پیشوایان دینی دیگر وجود داشت.
2️⃣ میفرمایند:
🔺این همان نقطه اصلی سوء تفاهم و برداشت غلط اندر غلط از صحبتهای اینجانب است. مثل اینکه نویسنده محترم صحبتهای اینجانب را نخواندهاند که معتقدم، اگر زنان هر نوع پوششی داشته باشند، به من مربوط نیست. انتخاب شخصی آنهاست و حق دارند هر نوع پوششی را تا حتی برهنگی را انتخاب کنند. این را گفتم و یا نگفتم؟ اگر دقت میکردید، گفتم. اگر نمیدانید گفتم، پس الان با وضوح بیشتری عرض میکنم، من هرگز به خودم اجازه نمیدهم که برای جامعه تعیین تکلیف کنم، حتی اگر حکومت امام زمان باشد، وحتی اگر خود من بالاترین قدرت را در این حکومت میداشتیم. نه من و نه هیچ حکومتی بنا به قاعده آزادی انتخاب، حق تعیین تکلیف برای پوشش جامعه را ندارد. اگر میدانید گفتم پس چرا تکرار میکنید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 پاسخ آقای فریدون فرخ (کلیشههای چپ در مقولۀ «آزادیِ بدن و زنان») را در پست قبل در همین کانال بیان آزادی ملاحظه کردید. فکر میکنم ایشان کلا صحبتهای اینجانب را متوجه نشدهاست. حالا فرض میگیرم که مقصر اینجانب بوده که نتوانستهام درست مطلب را بیان کنم.
🔻چند نکته خدمت ایشان عرض میکنم.
1️⃣ صحبتهای خانم هما ناطق خارج از بحث ماست. اما جهت اطلاع، فکر میکنم نه آن موقع که هما ناطق این حرفها را زد متوجه بود چی گفت، و چی میخواست، و نه الان که اظهار ندامت میکند. اگر سخنان مرحوم خمینی در باب حجاب یک دستورالعمل حکمرانی بود، یعنی حکم حجاب اجباری بود، خوب معلوم است هرکس در راستای سخنان او حرفی زده باشد، خطا کرده و خطایی بس فاحش مرتکب شده است. ولی اگر این سخنان در موضع حکمرانی نبود، بلکه سخنرانی متداول یک پیشوای مذهبی بود، چنانچه از همین سنخ صحبتها اگر کسی بتواند تحقیقی داشته باشد، در دهها سال قبل هم که انقلاب نشده بود، میتوانستند بزنند و لابد زدهاند. سخنرانی مرحوم خمینی در اسفند ۱۳۵۷ از همین جنس توصیههای دینی در کانتکس انقلابی بود که دین نقش نیروی محرکه اصلی را ایفا کرده بود.
🔻به چند دلیل معتقد به این ادعا هستم.
▪️نخست اینکه، خمینی بنا به اظهارات صریح خودش بنا نبود حکومت کند. نه تنها اون یک ماه اول که این حرفها را زد، بلکه اگر اشتباه نکنم تا قبل از تشکیل مجلس خبرگان بنای ایشان این نبود که حکومت کند. چنانچه رفت قم و زندگی را در آنجا گذراند، حالا بماند که حوادثی پیش آمد که جریان بنیادگرایی که از اول نقشه در سر داشتند – و خمینی جزو نحله آنها نبود- او را تحریک کردند، و به تهران کشاندند.
▪️دلیل دوم من این است که از این اظهارنظر که در ۱۶ اسفند ۵۷ صورت گرفت تا حکم حجاب اجباری نزدیک سه سال گذشت. در سال ۱۳۵۹ دولت رجایی حجاب را آنهم در محدوده دوایر دولتی اجباری کرد، تا سال ۶۰ نتوانستند آن را اجرا کنند. در سال ۶۰ وقتی تکلیف خود را با رئیس جمهور وقت معین کردند، و فضای سیاسی کاملا مسدود شد، در فضای خشونتآمیز آن زمان – جنگ + ترورهای سال ۶۰- قانون حجاب اجباری را اجرا کردند. پس در آن زمان که حکم اجباری حجاب وجود نداشت، اگر کسانی مانند هما ناطق به خاطر حفظ حرمت شرایطی که در آن زمان وجود داشت، حجاب بر سر گذاشتند، کار اشتباهی نبوده که الان بخواهد این حرفهای سخیف را به خودش نسبت دهد. مگر اینکه نه آن موقع میفهمیده چکار میکرده و نه الان میفهمد چکار میکند.
🍂 حجاب را احکام اسلامی نبود که اجباری کرد، بلکه استبداد بود که آن را اجباری کرد. اگر استبداد بر اوضاع کشور چیره نمیشد، چنین احکامی تنها در ذهن و مخیله بعضی از پیشوایان دینی باقی میماند، چنانچه در همان ایام احکام مغایری در ذهن و مخیله بعضی از پیشوایان دینی دیگر وجود داشت.
2️⃣ میفرمایند:
«جناب احمد فعال و جناب قربان عباسی! شما بهعنوان یک مرد، آن هم با ادعای آزادیخواهی و احتمالا التزام به لیبرالیسم، چطور به خود اجازه میدهید برای زنانِ (و مردان) جامعه تعیینتکلیف کنید که از کدام خصائل و تواناییها و مزیتهای خود بهره ببرند یا نبرند، در صورتیکه به حق و آزادیِ احدی تعرض نکردهاند و کسی را یارای نیست که از آنان شکایتی بهحق طرح کند؟ وقتی چنین جسارتی به خود بدهید، آیا واقعا شباهتِی با آمرین به معروف و ناهیان از منکر در خود حس نمیکنید؟ و آنگاه مخاطبِ هشدارِ دردمندانۀ هما ناطق نخواهید بود؟».
🔺این همان نقطه اصلی سوء تفاهم و برداشت غلط اندر غلط از صحبتهای اینجانب است. مثل اینکه نویسنده محترم صحبتهای اینجانب را نخواندهاند که معتقدم، اگر زنان هر نوع پوششی داشته باشند، به من مربوط نیست. انتخاب شخصی آنهاست و حق دارند هر نوع پوششی را تا حتی برهنگی را انتخاب کنند. این را گفتم و یا نگفتم؟ اگر دقت میکردید، گفتم. اگر نمیدانید گفتم، پس الان با وضوح بیشتری عرض میکنم، من هرگز به خودم اجازه نمیدهم که برای جامعه تعیین تکلیف کنم، حتی اگر حکومت امام زمان باشد، وحتی اگر خود من بالاترین قدرت را در این حکومت میداشتیم. نه من و نه هیچ حکومتی بنا به قاعده آزادی انتخاب، حق تعیین تکلیف برای پوشش جامعه را ندارد. اگر میدانید گفتم پس چرا تکرار میکنید.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تبعیض در لوای تقدیس (۲)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺بحث من این نبود، اینی بود که در همان ابتدا گفتم، به غیر از اینکه هرگز به خود حق نمیدهم که برای پوشش زنان تعیین تکلیف کنم، اما حق دارم که نظر خودم را داشته باشم. یا اینکه حق ندارم نظر خودم را داشته باشم؟؟ من با نمایش تن و استفاده کالایی از تن مخالفم، اما ۴۰ میلیون جمعیت زنان ایران از توی خانوادهام بگیر تا دور دستترین روستا و قصبات بروند بدن خودشان را نمایش بدهند، به من چه مربوط است، تنها وظیفه من ابراز عقیده است، یا میفرمائید این عقیده را هم ابراز نکنم؟ و اعلام کنم موافقم، و چه خوب که نمایش میدهند؟ این همان نکته است که نام آن را استبداد وارونه نامیدم.
3️⃣ میفرمایند:
🔺خب اینجانب و شما اندیشههای خود را عرضه میکنیم، بعد میگوئید
در جای دیگر میگوید:
و
و
🔺من فکر نمیکنم هیچ عقل سلیمی این حرفها را حمل بر تبلیغ برهنگی نکند؟ این مزیتی که زنان بر مردان دارند و چند نوبت بر عرضه و فروش آن به مثابه یک کالا مطرح کردهاید، این مزیت چیست؟ این زیباشناسی بدن و زیبایی تنش که باید به مثابه کالا عرضه شود و به فروش برسد و بدان فخر کند، چیست؟ آیا جز اندامهای جنسی چیز دیگری در ذهن متبادر میشود؟ اگر مرادتان زیبایی چهره و موهای افشان زنان است – که من مشکلی با آن جز آنچه که جلوتر توضیح میدهم ندارم- چرا لازم میدانید از تن و بدن زنانه استفاده کنید؟
🔺توجه کنید که این صحبتها روی پاسخ به یادداشت آقای قربان عباسی است، که در یادداشت خود در مذمت نمایش اندامهای جنسی صحبت کرده است، و الا قربان عباسی نه تنها مشکلی با عیان شدن مو و چهره نداشت، بلکه پوشش آن را به اجبار «فرومایهترین نماد سلطه دولت بر خصوصیترین بخشهای زندگی مردم»، توصیف کرده بود؟
4️⃣ نویسنده محترم با بیان این مسئله که:
🔺دقیقا گویاست که نویسنده حرف اینجانب را متوجه نشده وقتی میگویم:
مرادم این نبود که زنان برقصند یا نرقصند، مانکن بشوند و یا نشوند، یا کارهاشون نعوذبالله مساویست با نابودی بشر، و از محل آن درآمد کسب نکنند و یا بکنند، اینها مسئله شخصی هر زنی است که میتواند چنین باشد و یا نباشد.
🔺مراد اصلی استفاده بنگاههای اقتصادی از بدن زنان به عنوان تجارت است، سود صدها میلیارد دلاری است که پشت تجارت سکس و کالا شدن زنان خوابیده است، استفاده از بدن زنان در صنعت فیلمسازی و صنعت موسیقی است که سود صدها میلیارد دلاری در پس این صنعت نهفته است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺بحث من این نبود، اینی بود که در همان ابتدا گفتم، به غیر از اینکه هرگز به خود حق نمیدهم که برای پوشش زنان تعیین تکلیف کنم، اما حق دارم که نظر خودم را داشته باشم. یا اینکه حق ندارم نظر خودم را داشته باشم؟؟ من با نمایش تن و استفاده کالایی از تن مخالفم، اما ۴۰ میلیون جمعیت زنان ایران از توی خانوادهام بگیر تا دور دستترین روستا و قصبات بروند بدن خودشان را نمایش بدهند، به من چه مربوط است، تنها وظیفه من ابراز عقیده است، یا میفرمائید این عقیده را هم ابراز نکنم؟ و اعلام کنم موافقم، و چه خوب که نمایش میدهند؟ این همان نکته است که نام آن را استبداد وارونه نامیدم.
3️⃣ میفرمایند:
«در کجای متن گفته شده حتما باید با برهنگی یا سبکِ خاصی از پوششِ زنان موافق باشید؟ اینکه ذهنِ نویسنده مانندِ اسلامگرایان سریعا به بحث برهنگی میرود، برای من جای تعجب دارد؛ آنگونه که تا بحث آزادیِ زن بر بدنش میشود، نظیر جنبش مهسا، این جمله مکرر تکرار میشد که: میخواهند لخت شوند! یا میخواهید لخت شوید؟»، حالا به شما میگویم کجا گفتهاید. جملات خودتان را میآورم، اگر برداشت من درست نبوده، یا من بد فهمیدهام که جای پوزش دارد، و یا اینکه نویسنده محترم حرفی زده که به پیامد آن توجهی نداشته است. اکنون جملات ایشان را میآورم، البته پس و پیش جملات را حذف میکنم تا ببینیم استنباطی بیش از این میشود کرد؟ نویسنده در همان ابتدای یادداشت خود میگوید: «چرا باید به خود حق دهیم که برای زنان جامعه خط ومشی تعیین کنیم و بگوییم که از نمایشِ زیباییهای خود صرفنظر کنند ... اینکه شما مثلا اندیشهی خود را به مثابه کالایی به دیگران عرضه میکنید، یعنی مابقی ساحتهای وجودی، یا ویژگیهای زیباشناختیِ تن و صدای خود را سرکوب کردهاید و حذف؟ آیا همهی ما هر روزه در حالِ انواعِ بدهبستان با دیگریها نیستیم؟».
🔺خب اینجانب و شما اندیشههای خود را عرضه میکنیم، بعد میگوئید
چرا نباید بقیه ساحتهای وجودی از جمله زیباشناختی تن را عرضه کرد؟
در جای دیگر میگوید:
«چرا با لفظ کالا چنین ستیزگرانه برخورد میکنیم»
و
«چرا وجوه ممیزه زنان را از جمله در مسئله "بدن" را انکار میکنیم، و میخواهیم آن نیز دقیقا مشابه مردان رفتار کنند و لباس بپوشند و الگویابی کنند، و آنچه افزون بر مردان دارند را پنهان کنند، واز آن هیچ نوع بهرهای مطابق خواست خود نبرند؟»
و
«چطور دین بان حق دارد دین را به جامعه بفروشد، یک نویسنده قلمش را به جامعه بفروشد، یک موسیقیدان هنرش را، یک خواننده صدایش را، یک بازیگر قدرت بازی و زیبایی تنش را، ولی یک زن نمیتواند وجوهی از زیباییهای خود را به جامعه بفروشد و بدان فخر کند».
🔺من فکر نمیکنم هیچ عقل سلیمی این حرفها را حمل بر تبلیغ برهنگی نکند؟ این مزیتی که زنان بر مردان دارند و چند نوبت بر عرضه و فروش آن به مثابه یک کالا مطرح کردهاید، این مزیت چیست؟ این زیباشناسی بدن و زیبایی تنش که باید به مثابه کالا عرضه شود و به فروش برسد و بدان فخر کند، چیست؟ آیا جز اندامهای جنسی چیز دیگری در ذهن متبادر میشود؟ اگر مرادتان زیبایی چهره و موهای افشان زنان است – که من مشکلی با آن جز آنچه که جلوتر توضیح میدهم ندارم- چرا لازم میدانید از تن و بدن زنانه استفاده کنید؟
🔺توجه کنید که این صحبتها روی پاسخ به یادداشت آقای قربان عباسی است، که در یادداشت خود در مذمت نمایش اندامهای جنسی صحبت کرده است، و الا قربان عباسی نه تنها مشکلی با عیان شدن مو و چهره نداشت، بلکه پوشش آن را به اجبار «فرومایهترین نماد سلطه دولت بر خصوصیترین بخشهای زندگی مردم»، توصیف کرده بود؟
4️⃣ نویسنده محترم با بیان این مسئله که:
«اگر یک زن یا مرد زیبا، از زیباییِ بدن خود در شغلِ مانکنی یا بازیگری یا رقص یا آگهیهای بازرگانی بهره ببرد، به نابودی بشریت پرداختهاست؟! یا اگر یک زن و مرد خوشبیان یا خوشصدا از بیان یا صدایِ خوششان بتوانند به گویندگانی حرفهای، وکلایی اثرگذار، یا رهبرانی سیاسیِ موفقی بدل شوند، به نابودی بشریت پرداختهاند؟ این چه نحو استدلال کردن است؟»
🔺دقیقا گویاست که نویسنده حرف اینجانب را متوجه نشده وقتی میگویم:
«بدن وقتی به کالا تبدیل شد، به ابزار سودطلبی تبدیل میشود»
مرادم این نبود که زنان برقصند یا نرقصند، مانکن بشوند و یا نشوند، یا کارهاشون نعوذبالله مساویست با نابودی بشر، و از محل آن درآمد کسب نکنند و یا بکنند، اینها مسئله شخصی هر زنی است که میتواند چنین باشد و یا نباشد.
🔺مراد اصلی استفاده بنگاههای اقتصادی از بدن زنان به عنوان تجارت است، سود صدها میلیارد دلاری است که پشت تجارت سکس و کالا شدن زنان خوابیده است، استفاده از بدن زنان در صنعت فیلمسازی و صنعت موسیقی است که سود صدها میلیارد دلاری در پس این صنعت نهفته است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تبعیض در لوای تقدیس (۳)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 منظور من استفاده از بدن زنان در صنعت رسانهای است، که به وسیله آن ذائقهٔ مصرفکننده را هم تحریک به مصرف کردن بیشتر میکند، و هم متناسب با کالایی که باید در بازار تولیدات انبوه به فروش برسند. منظور من تبدیل شدن بدن زنانه به ابزار تحمیق جامعه در مصرف کردن و سرگرم شدن است. بیش از ۶۰ درصد از تولیدات جهان، جنبه تخریبی دارند، این تخریبها بدون تبدیل شدن بدن زنان به کالا ممکن نمیشد.
🍂 همین مانکنهایی که میفرمائید، تحقیق کنید که در پس آن چه بنگاههایی خوابیدهاند که با استثمار بدن زنان و تبدیل آنان به عروسکهای لاغراندام، که تحقیقهای مختلفی صورت گرفته که تا چه اندازه آنان را تا حد مرگ به رژیم غذایی وادار میکنند، تا بتوانند در نمایشگاه به ترتیبی بدرخشند که سوداگران مرگ انسانیت در پشت آنها پنهان شدهاند.
🔺اگر بخواهید این مسائل به این بدیهی را انکار کنید و یا نادیده بگیرید، روشن بگویم زبان شما را هرگز نخواهم فهمید، و هرگز حاضر به تردید کردن در این بدیهیات نیستم، که اگر انکار کنم باید کرامت انسانی را انکار کنم که من در این صف هرگز جای نمیگیرم.
5️⃣ تمام علوم روانشناسی و جامعهشناسی را زیر رو کنید، کالا شدن و شیئی انگاشتن انسان را مذموم و مغایر حرمت و کرامت انسان پنداشتهاند؟ این حرفها را از کجا در آوردهاید که به عنوان فخر انسانی و آزادی انسان، زن را به مباهات تا مرتبه کالا تقلیل دادهاید. و به زعم خودتان ارتقاء دادهاید؟ مگر انسان و زیباییهای او و حرمت او قابل خرید و فروش است.
🍂 آنچه که قابل خرید و فروش است، محصولات کار و تلاش او و حتی به تعبیر سرمایهداری سرمایه مادی اوست. اکنون دنیایی شده که بعضی از استعدادهای معنوی را هم خرید و فروش میکنند، مانند هنر نقاشی، مانند هنر آوازخوانی، مانند هنر آهنگسازی و یا هنر نویسندگی. خوب اینها هم در سطح استعدادهاست که کسی منکر نمیشود، همه میتوانند کم یا بیش بعضی از این استعدادها را داشته باشند.
🍂 اون تقسیمبندی از هوش که سابقا هوش را به هوش ریاضی تقلیل میدادند، اکنون بنا به دیدگاههای گاردنر ما ده نوع و حتی دوازده نوع هوش داریم. فهم سابق از هوش، جامعه را به دو دسته با هوش و کم هوش تقسیم میکرد، ولی فهم جدید میگوید، همه انسانها در یک یا چند نوع از انواع هوش، هوشمند هستند. پس همه میتوانند واجد هوش و استعدادهایی باشند که محصولات آن را در معرض خرید و فروش قرار دهند.
🔺لیکن بدن جزئی از انسانیت است، مثل دست و پا و کلیه و سر و صورت. آیا کسی حق دارد کلیهاش را به دلیل نیاز بفروشد؟ این نوع خرید و فروشها نابود کردن حرمت و کرامت انسانی است – نه نابود کردن بشر- فخرفروشی از آن بدتر است، چرا: چون بدن حرمت دارد و قابل خرید و فروش نیست. مهمتر اینکه...
ّ6️⃣ وقتی میگویم نویسنده محترم صحبتهای اینجانب را اصلا متوجه نشدهاست، همین عبارت آخری را که در یادداشت خود آوردم:
🔺🔻اینجور پاسخ میدهد:
🔺اولا، خوشبختانه تا کنون ریالی بابت قلم خودم از کسی نگرفته ام. پول دادهام که نگرفتهام. حالا نه اینکه پول بابت قلم زنی را بخواهم مذمت کنم، تنها وضع خودم را شرح دادهام. اگر پول در آوردن بابت استعداد نویسندگی و یا صدای خوش و یا رسم یک تابلوی نقاشی، موجه هست – که لابد هست- خوب این استعدادهایی است که همه افراد جامعه میتوانند آن را بکار بیاندازند، زحمت بکشند، و آن را بدست بیاورند. لیکن زیبایی اندام را که یک عدهای ژنتیکی دارند و یا عدهای ندارند، و هیچ ربطی به اکتسابات و استعدادات ندارد، فخر فروشی بابت آن چیزی که طبیعیست، اگر تبعیض نیست پس چه مینامید؟ اصلا تبعیض که چه عرض کنم، نژادپرستی بر همین منطق استوار است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 منظور من استفاده از بدن زنان در صنعت رسانهای است، که به وسیله آن ذائقهٔ مصرفکننده را هم تحریک به مصرف کردن بیشتر میکند، و هم متناسب با کالایی که باید در بازار تولیدات انبوه به فروش برسند. منظور من تبدیل شدن بدن زنانه به ابزار تحمیق جامعه در مصرف کردن و سرگرم شدن است. بیش از ۶۰ درصد از تولیدات جهان، جنبه تخریبی دارند، این تخریبها بدون تبدیل شدن بدن زنان به کالا ممکن نمیشد.
🍂 همین مانکنهایی که میفرمائید، تحقیق کنید که در پس آن چه بنگاههایی خوابیدهاند که با استثمار بدن زنان و تبدیل آنان به عروسکهای لاغراندام، که تحقیقهای مختلفی صورت گرفته که تا چه اندازه آنان را تا حد مرگ به رژیم غذایی وادار میکنند، تا بتوانند در نمایشگاه به ترتیبی بدرخشند که سوداگران مرگ انسانیت در پشت آنها پنهان شدهاند.
🔺اگر بخواهید این مسائل به این بدیهی را انکار کنید و یا نادیده بگیرید، روشن بگویم زبان شما را هرگز نخواهم فهمید، و هرگز حاضر به تردید کردن در این بدیهیات نیستم، که اگر انکار کنم باید کرامت انسانی را انکار کنم که من در این صف هرگز جای نمیگیرم.
5️⃣ تمام علوم روانشناسی و جامعهشناسی را زیر رو کنید، کالا شدن و شیئی انگاشتن انسان را مذموم و مغایر حرمت و کرامت انسان پنداشتهاند؟ این حرفها را از کجا در آوردهاید که به عنوان فخر انسانی و آزادی انسان، زن را به مباهات تا مرتبه کالا تقلیل دادهاید. و به زعم خودتان ارتقاء دادهاید؟ مگر انسان و زیباییهای او و حرمت او قابل خرید و فروش است.
🍂 آنچه که قابل خرید و فروش است، محصولات کار و تلاش او و حتی به تعبیر سرمایهداری سرمایه مادی اوست. اکنون دنیایی شده که بعضی از استعدادهای معنوی را هم خرید و فروش میکنند، مانند هنر نقاشی، مانند هنر آوازخوانی، مانند هنر آهنگسازی و یا هنر نویسندگی. خوب اینها هم در سطح استعدادهاست که کسی منکر نمیشود، همه میتوانند کم یا بیش بعضی از این استعدادها را داشته باشند.
🍂 اون تقسیمبندی از هوش که سابقا هوش را به هوش ریاضی تقلیل میدادند، اکنون بنا به دیدگاههای گاردنر ما ده نوع و حتی دوازده نوع هوش داریم. فهم سابق از هوش، جامعه را به دو دسته با هوش و کم هوش تقسیم میکرد، ولی فهم جدید میگوید، همه انسانها در یک یا چند نوع از انواع هوش، هوشمند هستند. پس همه میتوانند واجد هوش و استعدادهایی باشند که محصولات آن را در معرض خرید و فروش قرار دهند.
🔺لیکن بدن جزئی از انسانیت است، مثل دست و پا و کلیه و سر و صورت. آیا کسی حق دارد کلیهاش را به دلیل نیاز بفروشد؟ این نوع خرید و فروشها نابود کردن حرمت و کرامت انسانی است – نه نابود کردن بشر- فخرفروشی از آن بدتر است، چرا: چون بدن حرمت دارد و قابل خرید و فروش نیست. مهمتر اینکه...
ّ6️⃣ وقتی میگویم نویسنده محترم صحبتهای اینجانب را اصلا متوجه نشدهاست، همین عبارت آخری را که در یادداشت خود آوردم:
«از خود نمیپرسند که اگر نمایش بدن زنان را از دید زیباشناسی نگاه کنیم، و زنان بخواهند با این نمایش بدن خود را به عنوان کالا وارد بده بستان کنند، حالا بده بستان مالی نه، به گفته فمنها بده بستان سیاسی و یا ابزار سیاسی، و یا بده بستان با هدف برانگیختن احترام و تحسین، آیا بدترین تبعیض را علیه زنانی اعمال نکردهایم که از بدنهای زیبایی برخوردار نیستند، فاقد رنگ و قد و هیکل و پستانهای مناسب برای نمایش هستنند؟؟ آیا این زنها در معابد نمایش بده بستان کالایی محکوم ابدی تبعیض نیستند؟»،
🔺🔻اینجور پاسخ میدهد:
«اینکه شما از تواناییِ قلم یا صدایِ خوشتان، برای دریافت مزد، یا مبارزۀ سیاسی و پیشبردِ اهدافِ کلانِ خود استفاده کنید، آیا بدترین تبعیض را علیه انسانهایی اعمال کردهاید که از قلم قوی و صدای زیبا برخوردار نیستند، و فاقد صدا و قلم زیبا برای عرضۀ خود هستنند؟ آیا این انسانها در معابد نمایش بدهبستان کالایی محکوم ابدی تبعیضاند؟».
🔺اولا، خوشبختانه تا کنون ریالی بابت قلم خودم از کسی نگرفته ام. پول دادهام که نگرفتهام. حالا نه اینکه پول بابت قلم زنی را بخواهم مذمت کنم، تنها وضع خودم را شرح دادهام. اگر پول در آوردن بابت استعداد نویسندگی و یا صدای خوش و یا رسم یک تابلوی نقاشی، موجه هست – که لابد هست- خوب این استعدادهایی است که همه افراد جامعه میتوانند آن را بکار بیاندازند، زحمت بکشند، و آن را بدست بیاورند. لیکن زیبایی اندام را که یک عدهای ژنتیکی دارند و یا عدهای ندارند، و هیچ ربطی به اکتسابات و استعدادات ندارد، فخر فروشی بابت آن چیزی که طبیعیست، اگر تبعیض نیست پس چه مینامید؟ اصلا تبعیض که چه عرض کنم، نژادپرستی بر همین منطق استوار است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تبعیض در لوای تقدیس (۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺یک نفر به طور مادرزادی، بد اندام به دنیا آمده و نمیتواند از اندام خود به عنوان ابزار سیاسی استفاده کند – به گفته فمنها- و نه میتواند فخرفروشی کند، اگر شما دعوت میکنید که زنان وارد این معرکه رقابت شوند، میدانید دعوت به چه فاجعهایست؟ فرض کنید در یک محفل زنانه بیست نفر جمع شدهاند و تعدادی از آنها، از اندامهای زیبا و قد و بالای زیبا برخوردار باشند، بعد همینها در محفل زنانه شروع کنند به فخرفروشی و یا عرضاندام کردن، و بقیه به شکل تحقیرآمیزی مدام به اندام خود نگاه کنند، و بر حقارتشان افزون شود، اصلا میدانید چه فاجعهای به وجود میآید؟ نویسنده ای که این حرفها را میزند، به غیر از اینکه این حرفها تصدیق نژادپرستی است و بدترین نژادپرستی، حتم دارم که ایشان اصلا روابط اجتماعی نداشته و از مهمانیها و چشمهمچشمیها کلا بیاطلاع است.
🍂 نکته آخر اینکه؛ اگر تن و اندام و چهره زیبا میتوانست و باید اسباب فخرفروشی شود، پس حق با اروپاییها و فرهنگ برتربینی ناتو است که وقتی در مقابل سیاهپوستان آفریقایی قرار میگیرند، چون نژاد برتر و زیباتری دارند، فخرفروشی و برتری جویی کنند.
@bayane_azadi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺یک نفر به طور مادرزادی، بد اندام به دنیا آمده و نمیتواند از اندام خود به عنوان ابزار سیاسی استفاده کند – به گفته فمنها- و نه میتواند فخرفروشی کند، اگر شما دعوت میکنید که زنان وارد این معرکه رقابت شوند، میدانید دعوت به چه فاجعهایست؟ فرض کنید در یک محفل زنانه بیست نفر جمع شدهاند و تعدادی از آنها، از اندامهای زیبا و قد و بالای زیبا برخوردار باشند، بعد همینها در محفل زنانه شروع کنند به فخرفروشی و یا عرضاندام کردن، و بقیه به شکل تحقیرآمیزی مدام به اندام خود نگاه کنند، و بر حقارتشان افزون شود، اصلا میدانید چه فاجعهای به وجود میآید؟ نویسنده ای که این حرفها را میزند، به غیر از اینکه این حرفها تصدیق نژادپرستی است و بدترین نژادپرستی، حتم دارم که ایشان اصلا روابط اجتماعی نداشته و از مهمانیها و چشمهمچشمیها کلا بیاطلاع است.
🍂 نکته آخر اینکه؛ اگر تن و اندام و چهره زیبا میتوانست و باید اسباب فخرفروشی شود، پس حق با اروپاییها و فرهنگ برتربینی ناتو است که وقتی در مقابل سیاهپوستان آفریقایی قرار میگیرند، چون نژاد برتر و زیباتری دارند، فخرفروشی و برتری جویی کنند.
@bayane_azadi
🐍🏃🏻♀️مار، نگاه ۵۷ی و سرکوب زنان
📕کلیشههای چپ در مقوله «آزادیِ بدن و زنان»
— گفتگو بهجای تکفیر؛ ضرورت پذیرشِ تنوعِ هنجارها
📕همۀ ما فروشندهایم، چرا گشتِ ارشادِ برخی میشویم؟
📕فاجعهای به نام «نحلۀ استبداد وارونه
.
#زنان #چپ_ایرانی #نقد_سرمایهداری #مصرفگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نامۀ سربستهای که پاسخ نیافت!
(۱/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 دوستان و هموطنان عزیز، توجه شما را به نامهای جلب می کنم که ۱۷ اردیبهشت همین امسال خدمت دوست عزیزم آقای دکتر بیژن عبدالکریمی نوشتم. از ایشان خواستم که پاسخ بدهند، و اگر پاسخ ندادند آن را به صورت سرگشاده منتشر خواهم کرد.
🍂 با توجه به عدم پاسخگویی ایشان این نامه را جهت تنویر افکار عمومی منتشر خواهم و از همین جان ایشان را به یک مناظره رو در رو دعوت می کنم.
🍂 احتمال می دهم که شاید به دلیل کثرت و شلوغی کار نامه را نخوانده باشد، از این نظر شاید انتشار آن موجب مطالعه آن شود، و مسائلی را که ایشان روی آن سماجت دارند روشن کرده باشم. از نظر من با همه خوش فکری و حسن نظر و صداقتی که در ایشان سراغ دارم، دچار خطاهای فاحشی در فهم مسائل سیاسی در ایران و جهان هستند. و اگر هنوز بر این پندار است که این دوستشان بر خطا هستند، امیدوارم با پاسخ مستدل او را به خطاهای خود آگاه گرداند.
🍂 دوست گرامی جناب دکتر بیژن عبدالکریمی! میدانید که شما را قلبا به دلایل مختلفی دوست میدارم، اما این روزها چنان بد اظهارنظر کردهاید که برای نوشتن همین سطور چندین بار از این پا به آن پا کردم، که بنویسم یا ننویسم.
🍂 آخه دوست عزیز! وقتی در یک مسئلهای تخصص ندارید چرا ورود میکنید، و مکرر و مستمراً هم ورود میکنید؟ میدانید که تخصص اینجانب جامعه شناسی سیاسی است، و تخصص جنابعالی در فلسفه است. محتملاً فلسفه را کمتر از شما نخوانده باشم. در سن ۲۰ سالگی کتاب دیالکتیک ژرژ گورویچ و بعد کتاب جبرهای اجتماعی ایشان را خواندم که امروز این کتابها را جلوی اساتید فلسفه و جامعه شناسی بگذارید، تردید دارم که به راحتی بتوانند چند صفحه آن را هضم کنند.
🍂 باز جهت اطلاع از همان آغاز فلسفه را با فیزیک مطالعه کردم، چون نیک میدانستم که فلسفه انسان را به اعماق میبرد، و در همانجا رها میکند، و به قول مرحوم شریعتی همان میشود که میگوید، فیلسوفان پفیوزان تاریخ هستند. به همین دلیل مطالعه آثار فیزیک، زیست شناسی و کیهان شناسی را شروع کردم، تا حرکت در سطح را نیز آموزش ببینم. حتماً میدانید که فلسفه تنها به فلسفهخوانی نیست، بلکه داشتن شامه فلسفی و ذهن فلسفی، از مطالعه فلسفه مهمتر است. و به علاوه نیک میدانید که دغدغه ذهنی اینجانب نه صرفا مسائل سیاسی، بلکه نظریههای سیاسی است، که این نیز معطوف به مطالعات فلسفی است.
🔺اینها را از این حیث عرض نکردم که فلسفهدانی و کتابخوانی خود را به رخ بکشم، دیگر در این سن و سال تحسین و یا تقبیح دیگران خیلی این دوست شما را غلغلک نمیدهد. به عکس از این حیث گفتم، که با وجود این مطالعات هرگاه با یک مسئله فلسفی مواجه میشوم، به اهل آن رجوع میکنم و مانند یک دانشجوی رشته فلسفه از او سوال میکنم. مگر خاطراتان نمیآید که سال گذشته بود که در خصوص یک مسئله معرفت شناختی از شما پرسش کردم، و درست و نادرست برداشت خودم را با شما چک کردم؟
🔺🔺باز این به معنای آن نیست که تخصصگرایی را به چماق تبدیل کنیم که کسی حق ورود به حوزه غیرتخصصی خود را ندارد. مثل فقهای قدرتمدار که دین شناسی را به انحصار خود درآوردهاند. با تخصصگرایی هم به شدت مخالف هستم، تنها از این حیث عرض کردم که وقتی یک نفر در یک رشتهای تخصص ندارد، باید با احتیاط به آن ورود کند، و ادعاهای خود را هم محدود نگاه دارد، تا حرمت علمی او حفظ شود، همین.
🍂 آخه مرد حسابی! چرا اینقدر بیمهابا در مسائلی ورود میکنید که منجر به افتضاح میشود؟ اگر اطلاع ندارید، جهت اطلاع شما، اینجانب متولد و بزرگ شده خوزستان هستم. و تا سن ۲۲ سالگی قبل از انقلاب اوضاع زمان شاه را از نزدیک لمس کردهام. چشم و گوش بسته نبودم، چون از سن ۱۶ سالگی وارد مطالعه و سیاست شدم. نه تا آن زمان و نه تا سن ۳۶ سالگی که در اهواز بودم، به یاد ندارم که شنیده باشم،
🔺طبیعی است که در هر شهری در آن زمان فاحشهخانه هم به طور محدود وجود داشت. اما فاحشهخانه اهواز معروف بود. حتی میگفتند از شهرنوی تهران، بسیار با کلاستر و شیکتر و درست و حسابیتر بود. به طوری که عربهای خلیج فارس که دستشان به دهانشان میرسید، به فاحشهخانه اهواز میآمدند.
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 دوستان و هموطنان عزیز، توجه شما را به نامهای جلب می کنم که ۱۷ اردیبهشت همین امسال خدمت دوست عزیزم آقای دکتر بیژن عبدالکریمی نوشتم. از ایشان خواستم که پاسخ بدهند، و اگر پاسخ ندادند آن را به صورت سرگشاده منتشر خواهم کرد.
🍂 با توجه به عدم پاسخگویی ایشان این نامه را جهت تنویر افکار عمومی منتشر خواهم و از همین جان ایشان را به یک مناظره رو در رو دعوت می کنم.
🍂 احتمال می دهم که شاید به دلیل کثرت و شلوغی کار نامه را نخوانده باشد، از این نظر شاید انتشار آن موجب مطالعه آن شود، و مسائلی را که ایشان روی آن سماجت دارند روشن کرده باشم. از نظر من با همه خوش فکری و حسن نظر و صداقتی که در ایشان سراغ دارم، دچار خطاهای فاحشی در فهم مسائل سیاسی در ایران و جهان هستند. و اگر هنوز بر این پندار است که این دوستشان بر خطا هستند، امیدوارم با پاسخ مستدل او را به خطاهای خود آگاه گرداند.
🍂 دوست گرامی جناب دکتر بیژن عبدالکریمی! میدانید که شما را قلبا به دلایل مختلفی دوست میدارم، اما این روزها چنان بد اظهارنظر کردهاید که برای نوشتن همین سطور چندین بار از این پا به آن پا کردم، که بنویسم یا ننویسم.
🍂 آخه دوست عزیز! وقتی در یک مسئلهای تخصص ندارید چرا ورود میکنید، و مکرر و مستمراً هم ورود میکنید؟ میدانید که تخصص اینجانب جامعه شناسی سیاسی است، و تخصص جنابعالی در فلسفه است. محتملاً فلسفه را کمتر از شما نخوانده باشم. در سن ۲۰ سالگی کتاب دیالکتیک ژرژ گورویچ و بعد کتاب جبرهای اجتماعی ایشان را خواندم که امروز این کتابها را جلوی اساتید فلسفه و جامعه شناسی بگذارید، تردید دارم که به راحتی بتوانند چند صفحه آن را هضم کنند.
🍂 باز جهت اطلاع از همان آغاز فلسفه را با فیزیک مطالعه کردم، چون نیک میدانستم که فلسفه انسان را به اعماق میبرد، و در همانجا رها میکند، و به قول مرحوم شریعتی همان میشود که میگوید، فیلسوفان پفیوزان تاریخ هستند. به همین دلیل مطالعه آثار فیزیک، زیست شناسی و کیهان شناسی را شروع کردم، تا حرکت در سطح را نیز آموزش ببینم. حتماً میدانید که فلسفه تنها به فلسفهخوانی نیست، بلکه داشتن شامه فلسفی و ذهن فلسفی، از مطالعه فلسفه مهمتر است. و به علاوه نیک میدانید که دغدغه ذهنی اینجانب نه صرفا مسائل سیاسی، بلکه نظریههای سیاسی است، که این نیز معطوف به مطالعات فلسفی است.
🔺اینها را از این حیث عرض نکردم که فلسفهدانی و کتابخوانی خود را به رخ بکشم، دیگر در این سن و سال تحسین و یا تقبیح دیگران خیلی این دوست شما را غلغلک نمیدهد. به عکس از این حیث گفتم، که با وجود این مطالعات هرگاه با یک مسئله فلسفی مواجه میشوم، به اهل آن رجوع میکنم و مانند یک دانشجوی رشته فلسفه از او سوال میکنم. مگر خاطراتان نمیآید که سال گذشته بود که در خصوص یک مسئله معرفت شناختی از شما پرسش کردم، و درست و نادرست برداشت خودم را با شما چک کردم؟
🔺🔺باز این به معنای آن نیست که تخصصگرایی را به چماق تبدیل کنیم که کسی حق ورود به حوزه غیرتخصصی خود را ندارد. مثل فقهای قدرتمدار که دین شناسی را به انحصار خود درآوردهاند. با تخصصگرایی هم به شدت مخالف هستم، تنها از این حیث عرض کردم که وقتی یک نفر در یک رشتهای تخصص ندارد، باید با احتیاط به آن ورود کند، و ادعاهای خود را هم محدود نگاه دارد، تا حرمت علمی او حفظ شود، همین.
🍂 آخه مرد حسابی! چرا اینقدر بیمهابا در مسائلی ورود میکنید که منجر به افتضاح میشود؟ اگر اطلاع ندارید، جهت اطلاع شما، اینجانب متولد و بزرگ شده خوزستان هستم. و تا سن ۲۲ سالگی قبل از انقلاب اوضاع زمان شاه را از نزدیک لمس کردهام. چشم و گوش بسته نبودم، چون از سن ۱۶ سالگی وارد مطالعه و سیاست شدم. نه تا آن زمان و نه تا سن ۳۶ سالگی که در اهواز بودم، به یاد ندارم که شنیده باشم،
آبادان فاحشهخانه آمریکاییها بود.
🔺طبیعی است که در هر شهری در آن زمان فاحشهخانه هم به طور محدود وجود داشت. اما فاحشهخانه اهواز معروف بود. حتی میگفتند از شهرنوی تهران، بسیار با کلاستر و شیکتر و درست و حسابیتر بود. به طوری که عربهای خلیج فارس که دستشان به دهانشان میرسید، به فاحشهخانه اهواز میآمدند.
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نامۀ سربستهای که پاسخ نیافت!
(۲/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺🔺🔺اینکه بگوییم، اهواز فاحشهخانه داشت، با اهواز فاحشخانه فلان بود، دو حرف متفاوت و متضاد است. اهواز فاحشهخانه داشت، حرف بدی نیست، اما اینکه بگوییم اهواز فاحشخانه فلان بود توهینی بدتر از این وجود ندارد. قطعا آبادان هم مانند بسیاری از شهرها فاحشهخانه داشت، و این چیز بدی نبود، لیکن اگر بگوییم آبادان فاحشهخانه فلان بود، حرف بسیار بد و خطرناکی است. این اولین بار است که نام فاحشهخانه آبادان را میشنوم، آنهم نه فاحشهخانه، بلکه با این عنوان که آبادان فاحشه خانه آمریکاییها بود. مرد حسابی!! این اخبار و اطلاعات را از کجا آوردهاید؟
🍂 باز جهت اطلاع یک دوستی داشتم خدابیامرزدش به نام خلیلاوی. ایشان مدیر اتحادیه آلومینیم خوزستان بود و عضو اتحادیه آلومینیم ایران. در اواخر دهه شصت بود به خاطر میآوردم که نقل میکرد، چند شب پیش یکی از دوستانش که در کمیته فعالیت میکرد، به او گفت:
مرحوم خلیلاوی به دوست کمیتهای خود میگوید:
❓از این اعداد عجیب که بگذریم، آیا قبل از انقلاب اصلا در همان فاحشهخانهای که سر آمد فاحشهخانههای ایران بود ۴۰۰ نفر فعالیت داشتند؟ از این آمار بگذریم، آقای دکتر شما اصلا اطلاع دارید که وضعیت فساد و فحشا در جامعهی امروز در چه ابعاد وحشتناکی گسترش یافته است؟
🍂 باز جهت اطلاع قبل از انقلاب به خاطر میآورم از یک دبیرستان دخترانه ۴۰۰ نفره بعید میدانم در حدود ۱۰ نفر آنها دوستپسر میداشتند، و بعید میدانم بیش از ۱ نفر از آن ۱۰ نفر کار دوستیشان به سکس منجر میشد. اکنون شما دختر ۱۴ ساله باکره را باید بگردی از توی قوطی عطاری پیدا کنید! متوجه هستید چه میگویید!!؟
🔺❓این همه فساد و فحشا که از در و دیوار کشور میبارد، مشکل شما این بود که حالا چهارتا آمریکایی هم با دختران ایرانی رابطه سکس داشتند؟ اصلا شما از انبوه دخترانی که میروند به کشورهای امارات و دبی و قطر [و ترکیه] تنفروشی میکنند، اطلاع داری؟ اصلا توی باغ هستی، که ده و پانزده سال پیش توی خیابانهای تهران پر بود از زنان و دخترانی که منتظر ماشین بودند، الان سالهاست یک نفر توی خیابانها نمیبینید؟ لابد علتش اینه که همه عابد و زاهد شدهاند!! نخیر جانم، علتش اینه که اینقدر دسترسی آسان شده، عین آب خوردن که دیگه کسی توی خیابان پرسه نمیزند و وقتش را تلف نمیکند.
🍂 در مفهوم سلطه در ویدئوی دیگری دیدم که شما بهجای اینکه به اصلاح ابرو بپردازید، چشم را از کاسه در آوردید. یکی از مفاهیم دیگری که مدام تکرار میکنید، چون ابعاد سلطه و استقلال را نمیشناسید و در تخصص شما نیست که بشناسید، تکرار چندشآور مفهوم سلطۀ جهانی است.
🍂 این دوست شما دستکم نزدیک ۴۵ سال از عمر خود را در فهم ماهیت پدیدارشناختی قدرت، و فلسفه قدرت و رابطه قوا و رابطه سلطه گذرانده است. تبار مفهومی قدرت را از زیر و بم روانشناسی تا جامعهشناسی تا فلسفه در آورده است. به قول معروف، پوست از کله این مفهوم درآوردهام. مخالف و منتقد جدی هر نوع رابطهای هستم که رابطه قدرت و سلطه است. تقریبا اگر نه در تمام آثار، اما در اغلب آثار خود رگ و پی این نقد تا حتی دشمنی با این مفهوم را میتوانید ببنید. اگر لازم دانستید میتوانم دهها مقاله تحقیقی خدمتتان تقدیم کنم.
🍂 مردم و جامعۀ سیاسی و مخاطبان شما و جامعه دانشگاهی میپرسند:
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺🔺🔺اینکه بگوییم، اهواز فاحشهخانه داشت، با اهواز فاحشخانه فلان بود، دو حرف متفاوت و متضاد است. اهواز فاحشهخانه داشت، حرف بدی نیست، اما اینکه بگوییم اهواز فاحشخانه فلان بود توهینی بدتر از این وجود ندارد. قطعا آبادان هم مانند بسیاری از شهرها فاحشهخانه داشت، و این چیز بدی نبود، لیکن اگر بگوییم آبادان فاحشهخانه فلان بود، حرف بسیار بد و خطرناکی است. این اولین بار است که نام فاحشهخانه آبادان را میشنوم، آنهم نه فاحشهخانه، بلکه با این عنوان که آبادان فاحشه خانه آمریکاییها بود. مرد حسابی!! این اخبار و اطلاعات را از کجا آوردهاید؟
🍂 باز جهت اطلاع یک دوستی داشتم خدابیامرزدش به نام خلیلاوی. ایشان مدیر اتحادیه آلومینیم خوزستان بود و عضو اتحادیه آلومینیم ایران. در اواخر دهه شصت بود به خاطر میآوردم که نقل میکرد، چند شب پیش یکی از دوستانش که در کمیته فعالیت میکرد، به او گفت:
دیشب در منطقه کیانپارس ۴۰ خانه تیمی که مشغول فسق و فساد بودند کشف کردیم.
مرحوم خلیلاوی به دوست کمیتهای خود میگوید:
شما در یک منطقه ۴۰ خانه تیمی که معلوم نیست توی هر خانه چند نفر بود کشف و دستگیر کردید. اگر شما فقط موفق شده باشید ۱۰ درصد این خانههای تیمی را در کیانپارس دستگیر کنید، لابد ۴۰۰ خانه تیمی در آن شب در کیانپارس مشغول فعالیت بودند. اگر همین دستگیریها با همین ابعاد در کل اهواز صورت می گرفت، لابد ۴۰۰ خانه تیمی کشف و ۴۰۰۰ خانه تیمی در آن شب فعالیت داشتند. حالا اگر تعداد کسانی که مشغول فسق و فساد بودند در آن شب ۱۰ درصد تمام کسانی باشند که در کار فسق و فساد بودند، میشود ۴۰۰۰۰ خانه تیمی فسق و فساد در اهواز.
❓از این اعداد عجیب که بگذریم، آیا قبل از انقلاب اصلا در همان فاحشهخانهای که سر آمد فاحشهخانههای ایران بود ۴۰۰ نفر فعالیت داشتند؟ از این آمار بگذریم، آقای دکتر شما اصلا اطلاع دارید که وضعیت فساد و فحشا در جامعهی امروز در چه ابعاد وحشتناکی گسترش یافته است؟
🍂 باز جهت اطلاع قبل از انقلاب به خاطر میآورم از یک دبیرستان دخترانه ۴۰۰ نفره بعید میدانم در حدود ۱۰ نفر آنها دوستپسر میداشتند، و بعید میدانم بیش از ۱ نفر از آن ۱۰ نفر کار دوستیشان به سکس منجر میشد. اکنون شما دختر ۱۴ ساله باکره را باید بگردی از توی قوطی عطاری پیدا کنید! متوجه هستید چه میگویید!!؟
🔺❓این همه فساد و فحشا که از در و دیوار کشور میبارد، مشکل شما این بود که حالا چهارتا آمریکایی هم با دختران ایرانی رابطه سکس داشتند؟ اصلا شما از انبوه دخترانی که میروند به کشورهای امارات و دبی و قطر [و ترکیه] تنفروشی میکنند، اطلاع داری؟ اصلا توی باغ هستی، که ده و پانزده سال پیش توی خیابانهای تهران پر بود از زنان و دخترانی که منتظر ماشین بودند، الان سالهاست یک نفر توی خیابانها نمیبینید؟ لابد علتش اینه که همه عابد و زاهد شدهاند!! نخیر جانم، علتش اینه که اینقدر دسترسی آسان شده، عین آب خوردن که دیگه کسی توی خیابان پرسه نمیزند و وقتش را تلف نمیکند.
🍂 در مفهوم سلطه در ویدئوی دیگری دیدم که شما بهجای اینکه به اصلاح ابرو بپردازید، چشم را از کاسه در آوردید. یکی از مفاهیم دیگری که مدام تکرار میکنید، چون ابعاد سلطه و استقلال را نمیشناسید و در تخصص شما نیست که بشناسید، تکرار چندشآور مفهوم سلطۀ جهانی است.
🍂 این دوست شما دستکم نزدیک ۴۵ سال از عمر خود را در فهم ماهیت پدیدارشناختی قدرت، و فلسفه قدرت و رابطه قوا و رابطه سلطه گذرانده است. تبار مفهومی قدرت را از زیر و بم روانشناسی تا جامعهشناسی تا فلسفه در آورده است. به قول معروف، پوست از کله این مفهوم درآوردهام. مخالف و منتقد جدی هر نوع رابطهای هستم که رابطه قدرت و سلطه است. تقریبا اگر نه در تمام آثار، اما در اغلب آثار خود رگ و پی این نقد تا حتی دشمنی با این مفهوم را میتوانید ببنید. اگر لازم دانستید میتوانم دهها مقاله تحقیقی خدمتتان تقدیم کنم.
🍂 مردم و جامعۀ سیاسی و مخاطبان شما و جامعه دانشگاهی میپرسند:
اقای دکتر بیژن عبدالکریمی، سلطه جهانی بد، اما چرا روابطی که در درون همین کشور ما مدت چهل سال است تا مغز استخوان مالامال از رابطه قدرت و سلطه است نادیده میگیرید؟ این سلطه خوب است، سلطه آمریکا و غرب بد است؟
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نامۀ سربستهای که پاسخ نیافت!
(۳/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺رابطه سلطهای که ایدۀ «نظم موجود» ایجاد کرده است، در نظامهای «ارباب رعیتی» هم نمییابید. حالا باز خوب است که نتوانستند این رابطه را بر مردم اعمال کنند، چون با اشکال مختلف مقاومت روبرو شدهاند. اما شما بروید در میان هوادارن این طرز فکر جستجو کنید، رابطۀ آنها در سلسله مراتب قدرت از بردگی بدتر و خطرناکتر است. چه آنکه یک برده، با اندکی آگاهی میتواند خود را از ارباب رها کند، اما در این جماعت با تلنباری از آگاهیهای کاذب، و مطلق اندیشیها و تقدسگراییهای کور و نااندیشیده، طوق بردگی را ابدی ساختهاند. جناب دکتر! از کدام «رابطه سلطه» صحبت میکنید؟ رابطۀ «ارباب / رعیتی» و صغیر فرض کردن یک ملت مدت نیمقرن خوب است، سلطۀ خارجیها بد است؟
🍂 در ادامۀ بحث سلطه پرسیدنیست که آیا سلطۀ روس و چین که مدت چهل سال اقتصاد و سیاست ما را به یغما بردهاند، خوب است، سلطۀ آمریکا و غرب بد است؟ لااقل نیک میدانیم که در همین آمریکای امپریالیستی که بزرگترین هژمونی سلطه در جهان را دارد، نظام حقوقی نسبتاً درست حسابیای در کار است که خیلی هم مثل روس و چین نمیتوانند تا ته بتراشند و پشت سرشان را هم نگاه نکنند و پاسخگوی احدی هم نباشند.
▪️به یاد شما میورم که در جنگ خلیج فارس میان آمریکا و عراق، در شهرها و ایالات مختلف آمریکا، فلسطینیان و مردم عراق، کمپهایی در کمک و حتی اعزام نیرو به جنگ با آمریکا به عراق به راه انداختهبودند
🔺خب این چیزیست که امثال ماها و خود اینجانب که همواره سرسختترین دشمن نظام سلطه و هژمونی آمریکا هستم، به خواب هم نمیتوانیم ببینیم.
▪️حتماً مطلع هستید که در آمریکا یک جایزه وجود دارد به نام جایزۀ «پولیتزر» که از طرف دانشگاه کلمبیا به خبرنگاران شجاع اعطاء میکنند. خبرنگارانی که اسناد محرمانه را از دولت به سرقت میبرند و افشاء میکنند. یک جایزۀ آن نصیب خبرنگارانی بود که اسنادِ شکنجۀ زندانیان در زندان ابوغریب را افشاء کردند. و جایزه دیگر نصیب کسی شد که عکس لحظۀ مرگ جرج فلوید را زیر پای پلیس منتشر کرد.
🔺جالب است که بدانید که نظام حقوقی آمریکا از این جایزه پشتیبانی میکند!
▪️خاطرتان میآید که اعضای موسسۀ «راه آینده» که بعضی از اسناد را در دولت آقای خاتمی با اجازۀ خود وزارت ارشاد منتشر کردند، با هزار و یک انگ و برچسب، هم آباء مؤسسه به دود دادند و هم اعضای آن را برای چند سال زندانی کردند؟
🔺اگر این حرفها را با یک طرفدار وضع موجود تا مقامات ارشد آنها که بعضیهاشان خود را پرفسور عالم میدانند، بزنید، اصلا به حرف شما گوش نمیدهند. به قول هانا آرنت، یکی از ویژگیهای جنبشهای توتالیتاریستی این است که طرفداران آن به استدلالهای مخالفان خود گوش نمیدهند. حالا اگر این صحبتها را طرفداران نظم موجود اصلاً گوش نمیدهند، اما شما که به قول خودتان لابد «سوژۀ مدرن» را میشناسید، انتظار هست که گوش بدهید.
🍂 من درک میکنم و در مقالات خود نوشتهام که در همین دموکراسیهای نظامهای سرمایهداری، اگرچه آزادی و دموکراسی هست، اما کانونهای قدرت، از طریق تسلط رسانهها – به قول رابرت دال مدیا کراسی- از راه سرگرمیها و از راه تحریک ذائقۀ مصرفی، به همان اهدافی میرسند که دیکتاتوریها میرسند. اگر این را بخواهید بگویید، من این را میفهمم و رشتۀ تخصصی من همین حرفهاست.
🔺اما به خاطر داشته باشید، وضعیت زندگی در همان دموکراسیها، مصداق "اما شاکراً اما کفوراً" است، اگر کسی بخواهد خود را آزاد کند، میتواند و نظام حقوقی هم مانع آزادی او نمیشود، اما در اینجا، این نوع آزادیها از روابط سلطه را تنها هر کس در خلوتِ خانۀ خود میتواند تجربه کند.
🔺حاصل صحبت من این است که نقد «نظام سلطه» هم صلاحیت میخواهد.
❓تسلط ایران بر جنبشهای عربی در منطقه مثل «حماس، و حزب الله و حوثیها» و سلب فضیلت استقلالِ آنان از راهِ «سرسپردهسازی و استفاده ابزاری و کمکهای مالی و تسلیحاتی» خوب است، اما سلطۀ غربیها و آمریکاییها بد است؟
❓مگر نمیگویند و نگفتهاند که عمق استراتژی ما این است که در سوریه و لبنان و عراق بجنگیم که دامنه جنگ به داخل کشور نرسد، مگر این حرف را بارها نگفتهاند؟ خوب این یعنی «استفادۀ ابزاری» از همین گروهها.
🔺حالا تازه اگر حرف آنها را باور کنیم، هیچ سلطهای بدتر و خطرناکتر از این نیست که در عصر انفجار اطلاعات و اگاهی، جامعه را گروگان سیاستهای خودکامۀ عدهای معدود بگردانیم، که سطح اطلاعات و دانش آنها در سیاست و در اقتصاد و در روابط بینالمل، از یک دانشجوی ترم اول کمتر باشد، و به یُمن این سیاستها، صدها که چه عرض کنم، هزاران میلیارد دلار را به حرامی از کیسه مردم، صرفِ برنامههایی بکنند که یک به یک شکست خوردهاند.
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🔺رابطه سلطهای که ایدۀ «نظم موجود» ایجاد کرده است، در نظامهای «ارباب رعیتی» هم نمییابید. حالا باز خوب است که نتوانستند این رابطه را بر مردم اعمال کنند، چون با اشکال مختلف مقاومت روبرو شدهاند. اما شما بروید در میان هوادارن این طرز فکر جستجو کنید، رابطۀ آنها در سلسله مراتب قدرت از بردگی بدتر و خطرناکتر است. چه آنکه یک برده، با اندکی آگاهی میتواند خود را از ارباب رها کند، اما در این جماعت با تلنباری از آگاهیهای کاذب، و مطلق اندیشیها و تقدسگراییهای کور و نااندیشیده، طوق بردگی را ابدی ساختهاند. جناب دکتر! از کدام «رابطه سلطه» صحبت میکنید؟ رابطۀ «ارباب / رعیتی» و صغیر فرض کردن یک ملت مدت نیمقرن خوب است، سلطۀ خارجیها بد است؟
🍂 در ادامۀ بحث سلطه پرسیدنیست که آیا سلطۀ روس و چین که مدت چهل سال اقتصاد و سیاست ما را به یغما بردهاند، خوب است، سلطۀ آمریکا و غرب بد است؟ لااقل نیک میدانیم که در همین آمریکای امپریالیستی که بزرگترین هژمونی سلطه در جهان را دارد، نظام حقوقی نسبتاً درست حسابیای در کار است که خیلی هم مثل روس و چین نمیتوانند تا ته بتراشند و پشت سرشان را هم نگاه نکنند و پاسخگوی احدی هم نباشند.
▪️به یاد شما میورم که در جنگ خلیج فارس میان آمریکا و عراق، در شهرها و ایالات مختلف آمریکا، فلسطینیان و مردم عراق، کمپهایی در کمک و حتی اعزام نیرو به جنگ با آمریکا به عراق به راه انداختهبودند
🔺خب این چیزیست که امثال ماها و خود اینجانب که همواره سرسختترین دشمن نظام سلطه و هژمونی آمریکا هستم، به خواب هم نمیتوانیم ببینیم.
▪️حتماً مطلع هستید که در آمریکا یک جایزه وجود دارد به نام جایزۀ «پولیتزر» که از طرف دانشگاه کلمبیا به خبرنگاران شجاع اعطاء میکنند. خبرنگارانی که اسناد محرمانه را از دولت به سرقت میبرند و افشاء میکنند. یک جایزۀ آن نصیب خبرنگارانی بود که اسنادِ شکنجۀ زندانیان در زندان ابوغریب را افشاء کردند. و جایزه دیگر نصیب کسی شد که عکس لحظۀ مرگ جرج فلوید را زیر پای پلیس منتشر کرد.
🔺جالب است که بدانید که نظام حقوقی آمریکا از این جایزه پشتیبانی میکند!
▪️خاطرتان میآید که اعضای موسسۀ «راه آینده» که بعضی از اسناد را در دولت آقای خاتمی با اجازۀ خود وزارت ارشاد منتشر کردند، با هزار و یک انگ و برچسب، هم آباء مؤسسه به دود دادند و هم اعضای آن را برای چند سال زندانی کردند؟
🔺اگر این حرفها را با یک طرفدار وضع موجود تا مقامات ارشد آنها که بعضیهاشان خود را پرفسور عالم میدانند، بزنید، اصلا به حرف شما گوش نمیدهند. به قول هانا آرنت، یکی از ویژگیهای جنبشهای توتالیتاریستی این است که طرفداران آن به استدلالهای مخالفان خود گوش نمیدهند. حالا اگر این صحبتها را طرفداران نظم موجود اصلاً گوش نمیدهند، اما شما که به قول خودتان لابد «سوژۀ مدرن» را میشناسید، انتظار هست که گوش بدهید.
🍂 من درک میکنم و در مقالات خود نوشتهام که در همین دموکراسیهای نظامهای سرمایهداری، اگرچه آزادی و دموکراسی هست، اما کانونهای قدرت، از طریق تسلط رسانهها – به قول رابرت دال مدیا کراسی- از راه سرگرمیها و از راه تحریک ذائقۀ مصرفی، به همان اهدافی میرسند که دیکتاتوریها میرسند. اگر این را بخواهید بگویید، من این را میفهمم و رشتۀ تخصصی من همین حرفهاست.
🔺اما به خاطر داشته باشید، وضعیت زندگی در همان دموکراسیها، مصداق "اما شاکراً اما کفوراً" است، اگر کسی بخواهد خود را آزاد کند، میتواند و نظام حقوقی هم مانع آزادی او نمیشود، اما در اینجا، این نوع آزادیها از روابط سلطه را تنها هر کس در خلوتِ خانۀ خود میتواند تجربه کند.
🔺حاصل صحبت من این است که نقد «نظام سلطه» هم صلاحیت میخواهد.
❓تسلط ایران بر جنبشهای عربی در منطقه مثل «حماس، و حزب الله و حوثیها» و سلب فضیلت استقلالِ آنان از راهِ «سرسپردهسازی و استفاده ابزاری و کمکهای مالی و تسلیحاتی» خوب است، اما سلطۀ غربیها و آمریکاییها بد است؟
❓مگر نمیگویند و نگفتهاند که عمق استراتژی ما این است که در سوریه و لبنان و عراق بجنگیم که دامنه جنگ به داخل کشور نرسد، مگر این حرف را بارها نگفتهاند؟ خوب این یعنی «استفادۀ ابزاری» از همین گروهها.
🔺حالا تازه اگر حرف آنها را باور کنیم، هیچ سلطهای بدتر و خطرناکتر از این نیست که در عصر انفجار اطلاعات و اگاهی، جامعه را گروگان سیاستهای خودکامۀ عدهای معدود بگردانیم، که سطح اطلاعات و دانش آنها در سیاست و در اقتصاد و در روابط بینالمل، از یک دانشجوی ترم اول کمتر باشد، و به یُمن این سیاستها، صدها که چه عرض کنم، هزاران میلیارد دلار را به حرامی از کیسه مردم، صرفِ برنامههایی بکنند که یک به یک شکست خوردهاند.
@bayane_azadi
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نامۀ سربستهای که پاسخ نیافت!
(۴/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 در مفهوم استقلال، از استقلال ج.ا سخن میگویید، کدام استقلال؟؟؟ معنای سنتی و قدیمی استقلال دهها سال است که از میان رفته است. دیگر آن وضع گذشته، که از توی سفارتخانههای دول سلطهگر، برنامه صبح به صبح دولتهای زیر سلطه را دیکته میکردند، به پایان رسیدهاست. تمام دولتها بر اساس مصالح داخلی خود عمل میکنند، حالا این مصالح هر چه میخواهد باشد، منافع ملی و یا منافع حکمرانان، که اغلب جمع ترکیبی این دو است.
❌ معیار استقلال، کنش و واکنش است، معیار استقلال انتقال محور تصمیمگیری از خارج به داخل است. اگر یک حکومتی مثل جمهوری اسلامی، به جز واکنش شدن و محور قرار دادن یک نیرو و یک عنصر ضد – دشمن- از هر نوع کنشورزی خالی شد، معلوم است که فاقد استقلال است.
❌ اگر سیاست داخلی یک کشور، از اقتصاد تا فرهنگ و تا سیاست، بر اساس محور سیاست خارجی رقم میخورد، معلوم است که آن کشور فاقد استقلال است.
🔺نه تنها در دولتها، بلکه در تک تک افراد وضع به همین قرار است. فضیلت استقلال زمانی است که انسان سیاست داخلی محور باشد. "کی گفت و چی گفت این و آن" محور تصمیمگیری او نشود. به جای واکنش شدن به "کی گفت و چی گفت"، کنشهای درونی خود را بر اساس مصالح و عقل خودبنیاد، فعال و به کار بگیرد. این آنچیزی است که فضیلت استقلال مینامم.
🔺🔺بر اساس این تعریف، جمهوری اسلامی یکی از غیرمستقلترین کشورهای جهان است؛ چون همواره سیاست خارجی تعیین کننده سیاست داخلی بوده است. بنگیرید به الفبا و ادبیات حکمرانان که در تمام امور سیاست خارجی محور و میلیتاریستی است. تهاجم فرهنگی به جای تعامل فرهنگی، اقتصاد مقاومتی به جای اقتصاد توسعه، افسران جنگ نرم به جای کنشگران فرهنگی و مسئله نفوذ، اینها جز این نیست که تمام المانهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بر محور خارجی تعیین میشوند. خب دوست عزیز، این کجاش استقلال است که شما بدان مباهات میکنید؟
🍂 اگر نگران جهان سلطه هستید، اکنون با این وصفی که خدمتتان بیان کردم و دهها ادله دیگری که میتوانم بیش از این به شرح و تفصیل آن بپردازم، برمیگردم به همان جملهای که عرض کردم، تکرار سخنان شما درباره «سلطۀ جهانی» بدون لحاظ کردن رابطه سلطهای که در داخل کشور وجود دارد، و بدترین سلطه آن سلطهای است که به هیچ نظم حقوقیای متکی نیست، یواش یواش نزد مردم «چندشآور» میشود.
🍂 حکایت شما، حکایت همان حرفی است که آقای احمد زید آبادی میزند. ایشان به حکمرانان جمهوری اسلامی میگوید:
🔺🔻اکنون حکایت شما همین است، با اضافۀ سه تأسف بزرگ:
1️⃣ یکی اینکه، شما برای حفظ اقلیتی از نیروهایی که آنان را «نیروهای انقلاب» مینامید – تازه توجه داشتهباشید این اقلیت، خود در میان اقلیتی که وفادار وضع موجود هستند، کاملا در اقلیت مطلق بسر میبرند، یعنی گرفتار اقلیت در اقلیت هستید- اکثریت جامعه سیاسی را از روشنفکران مستقل و وطندوست و ملی تا دانشجویان و تا بقیه مردم عادی کوچه و بازار را از دست میدهید.
2️⃣ تأسف دوم اینکه، اگر آقای زیدآبادی این حرف را به حکمرانانی میگوید که منافع سرشاری در پیوندهای قدرت دارند، شما محتملا خسر الدنیا و آخرت هستید و هیچ منفعتی ندارید.
3️⃣ و تأسف سوم اینکه، اگر زیدآبادی این حرف را به کسانی میزند که درک درستی از نیروهای اجتماعی ندارند، لیکن شما به نحلهای از دانشگاهیان متصل هستید که میتوانید درک درستی از نیروهای اجتماعی داشتهباشید.
🔺امیدوارم با این نامه که از سر محبت و دوستی است، و چندین فایل دیگری که فرستادم و نمیدانم دیدید یا ندیدید – چون پاسخی نیافتم- تغییر رویه بدهید. نظر خود را اول از همه به اینجانب منعکس کنید، و اگر بخواهید مثل دفعات قبل بیپاسخ بگذارید آن را به صورت نامه سرگشاده منتشر خواهم کرد.
با آروزی موفقیت و شاد و دوستی بیشتر با شما
@bayane_azadi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۴/۴)
✍🏻 دکتر #احمد_فعال
🍂 در مفهوم استقلال، از استقلال ج.ا سخن میگویید، کدام استقلال؟؟؟ معنای سنتی و قدیمی استقلال دهها سال است که از میان رفته است. دیگر آن وضع گذشته، که از توی سفارتخانههای دول سلطهگر، برنامه صبح به صبح دولتهای زیر سلطه را دیکته میکردند، به پایان رسیدهاست. تمام دولتها بر اساس مصالح داخلی خود عمل میکنند، حالا این مصالح هر چه میخواهد باشد، منافع ملی و یا منافع حکمرانان، که اغلب جمع ترکیبی این دو است.
❌ معیار استقلال، کنش و واکنش است، معیار استقلال انتقال محور تصمیمگیری از خارج به داخل است. اگر یک حکومتی مثل جمهوری اسلامی، به جز واکنش شدن و محور قرار دادن یک نیرو و یک عنصر ضد – دشمن- از هر نوع کنشورزی خالی شد، معلوم است که فاقد استقلال است.
❌ اگر سیاست داخلی یک کشور، از اقتصاد تا فرهنگ و تا سیاست، بر اساس محور سیاست خارجی رقم میخورد، معلوم است که آن کشور فاقد استقلال است.
🔺نه تنها در دولتها، بلکه در تک تک افراد وضع به همین قرار است. فضیلت استقلال زمانی است که انسان سیاست داخلی محور باشد. "کی گفت و چی گفت این و آن" محور تصمیمگیری او نشود. به جای واکنش شدن به "کی گفت و چی گفت"، کنشهای درونی خود را بر اساس مصالح و عقل خودبنیاد، فعال و به کار بگیرد. این آنچیزی است که فضیلت استقلال مینامم.
🔺🔺بر اساس این تعریف، جمهوری اسلامی یکی از غیرمستقلترین کشورهای جهان است؛ چون همواره سیاست خارجی تعیین کننده سیاست داخلی بوده است. بنگیرید به الفبا و ادبیات حکمرانان که در تمام امور سیاست خارجی محور و میلیتاریستی است. تهاجم فرهنگی به جای تعامل فرهنگی، اقتصاد مقاومتی به جای اقتصاد توسعه، افسران جنگ نرم به جای کنشگران فرهنگی و مسئله نفوذ، اینها جز این نیست که تمام المانهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بر محور خارجی تعیین میشوند. خب دوست عزیز، این کجاش استقلال است که شما بدان مباهات میکنید؟
🍂 اگر نگران جهان سلطه هستید، اکنون با این وصفی که خدمتتان بیان کردم و دهها ادله دیگری که میتوانم بیش از این به شرح و تفصیل آن بپردازم، برمیگردم به همان جملهای که عرض کردم، تکرار سخنان شما درباره «سلطۀ جهانی» بدون لحاظ کردن رابطه سلطهای که در داخل کشور وجود دارد، و بدترین سلطه آن سلطهای است که به هیچ نظم حقوقیای متکی نیست، یواش یواش نزد مردم «چندشآور» میشود.
🍂 حکایت شما، حکایت همان حرفی است که آقای احمد زید آبادی میزند. ایشان به حکمرانان جمهوری اسلامی میگوید:
دو راه در پیش دارید یا برای حفظ اقلیتی که هوادار شماست بر همان سیاق سابق عمل کنید،
و یا تغییر مسیر دهید، که در این صورت، آن اقلیت را از دست میدهید، اما اکثریت عظیمی از حمایت مردمی را پشتوانه خواهید داشت.
🔺🔻اکنون حکایت شما همین است، با اضافۀ سه تأسف بزرگ:
1️⃣ یکی اینکه، شما برای حفظ اقلیتی از نیروهایی که آنان را «نیروهای انقلاب» مینامید – تازه توجه داشتهباشید این اقلیت، خود در میان اقلیتی که وفادار وضع موجود هستند، کاملا در اقلیت مطلق بسر میبرند، یعنی گرفتار اقلیت در اقلیت هستید- اکثریت جامعه سیاسی را از روشنفکران مستقل و وطندوست و ملی تا دانشجویان و تا بقیه مردم عادی کوچه و بازار را از دست میدهید.
2️⃣ تأسف دوم اینکه، اگر آقای زیدآبادی این حرف را به حکمرانانی میگوید که منافع سرشاری در پیوندهای قدرت دارند، شما محتملا خسر الدنیا و آخرت هستید و هیچ منفعتی ندارید.
3️⃣ و تأسف سوم اینکه، اگر زیدآبادی این حرف را به کسانی میزند که درک درستی از نیروهای اجتماعی ندارند، لیکن شما به نحلهای از دانشگاهیان متصل هستید که میتوانید درک درستی از نیروهای اجتماعی داشتهباشید.
🔺امیدوارم با این نامه که از سر محبت و دوستی است، و چندین فایل دیگری که فرستادم و نمیدانم دیدید یا ندیدید – چون پاسخی نیافتم- تغییر رویه بدهید. نظر خود را اول از همه به اینجانب منعکس کنید، و اگر بخواهید مثل دفعات قبل بیپاسخ بگذارید آن را به صورت نامه سرگشاده منتشر خواهم کرد.
با آروزی موفقیت و شاد و دوستی بیشتر با شما
@bayane_azadi
📕بخش مهمی از گفتگو که پاسخ دادهنشد و نشر نشد
📕وارونهگویی در بدیهیات: تخصصِ فیلسوفِ حکومتی
📕در داخل خفه، در خارج فقط غزه!
📕«بهتوچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📺 روشنفکرانِ جامعهستیزِ حکومتی
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیانِ "فلسطینیزه شدن" سیاست
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادیِ «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازیِ معنای دانشگاه توسط جمهوری اسلامی
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، واردِ آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📻 فلسفه در خدمت استبداد
.
#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin