نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.11K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🎧۱۳. جمع‌بندی
— چکیدۀ کتابِ «اختراع خدا» اثر #توماس_رومر

🔸توماس رومر (Thomas Römer) یک محقق و پژوهشگر برجسته عهد عتیق و تورات سوئیسی-آلمانی است که تخصص اصلی او در حوزه مطالعات کتاب مقدس و زمینه تاریخی و اجتماعی شکل‌گیری متون تورات است.

🔶 سمت‌ها و فعالیت‌های اصلی

🔸 استاد کالج دو فرانس (Collège de France): او از سال ۲۰۰۷ کرسی «محیط‌های کتاب مقدس» (Milieux Bibliques) را در معتبرترین مؤسسه آموزشی فرانسه بر عهده داشته و از سال ۲۰۱۹ نیز به‌عنوان مدیر این نهاد فعالیت می‌کند.

🔸 استاد بازنشسته دانشگاه لوزان: رومر همچنین استاد بازنشسته رشته عهد عتیق و زبان عبری در دانشکده الهیات و علوم ادیان دانشگاه لوزان سوئیس است.

🔸 تحقیقات برجسته: کارهای او بیشتر بر منشأ پیدایش تورات، فرضیه تاریخ تثنیه‌ای (Deuteronomistic History) و ارتباط متون کتاب مقدس با یافته‌های باستان‌شناسی متمرکز است.

🔸 آثار کلیدی: از مهم‌ترین کتاب‌های او می‌توان به «اختراع خدا» (L'invention de Dieu) و «تاریخ تثنیه‌ایِ موسوم» (The So-Called Deuteronomistic History) اشاره کرد.

🔸 باستان‌شناسی: وی در کنار فعالیت‌های آکادمیک، در کاوش‌های باستان‌شناسی نظیر قریه‌العین (Kiriath Jearim) در اسرائیل نیز مشارکت داشته است.


🔻موسی زیر ذره‌بین
📻
معجزۀ غرق پرمعجزه‌ترین نبی!
📻
اثری از موسی و انبیا هست؟
📻 پادشاهانِ کاغذی؟ موسی، داوود، سلیمان
📻 افسانۀ موسی و فرعونِ ستمگر

📻 آیا یهوه بازسازیِ بعل بود؟
📺 الله و خواسته‌هایش
📺 دگرگشتِ یهوه
📺 الله و یهوه؛ خدایانی دائم‌الغضب
📻 جنگ‌طلبی: از اسلام تا یهودیت
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
📕علل تاریخیِ بقای خشونت در اسلام نسبت به یهودیت
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
📺 کابالا چیست؟
📺 ادیان درباره خدا نمی‌گویند
📻 برای خدا و بر ضد پیامبری

🔻افسانه‌ها در محک تاریخ/منابع
📺 بازخوانی باستان‌شناسانهٔ بایبل
— روایاتی اسطوره‌ای از ۲۰۰۰ ق.م، تالیفی برای قدرت سیاسیِ ۷۰۰ ق.م
📕«اسرائیل فینکلشتاین» و آراء او
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری بوده؟
📻 ریشه‌های قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشائش
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبه‌علم
🔻آدم و حوا و هابیل و شیث
📻 قصۀ آفرینش: از سومر تا بایبل
🔻نوح
📕
افسانهٔ عمر نوح؛ بدعاقبتی کپی‌کاران!
🔻ابراهیم، اسحاق و یعقوب [و موسی و داوود و سلیمان]
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
📻 تیغِ باستان‌شناسی بر رگِ افسانه‌‌پردازی
🔻ابراهیم
📻 چکشِ تاریخ بر افسانۀ ابراهیم
🔻موسی
📻 معجزۀ غرق شدن پرمعجزه‌ترین یهودی در تاریخ!
🔻یوسف
🎧 یوسف: نیاز جمعی، دروغِ تاریخی
📺 حقیقت پشت داستان یوسف و زلیخا
🔻یونس
📺 افسانۀ «یونس در شکم ماهی»
🔻ایوب و یعقوب
📺 پشت‌پردۀ قصۀ ایوب و یعقوب
🔻سلیمان
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخن‌ور(!) به تحدی مولفان قرآن!
🔻عیسی
📺 عیسی: اسطوره یا واقعیت؟

.


#نقد_ادیان #خلاصه_کتاب #نقد_یهودیت #یهودیت #ادیان_سامی



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📘نقدی بر مغالطه‌پردازی‌های عبدالکریمی در مناظره با وریا امیری ✍🏻 دکتر #قربان_عباسی 🍂 عبدالکریمی سال‌هاست در مقام یک «شبه‌روشنفکر» در فضای فکری ایران ظاهر می‌شود و با ژست‌های فلسفی و زبان ‏پرطمطراق، در عمل چیزی جز بازتولید سردرگمی، تناقض‌گویی و مغالطه به…»
حکومتِ ولایت‌مطلقۀفقیه مثل پدری تحت فشار بیرونی‌ست که «ناچار» است برای حفظ «کیانِ» خانواده، فرزندانش را کتک بزند! [کیان‌های پیرفلک، تاجزاده‌ها، نوری‌زادها و.. را بکشد، کور کند، زندان کند، شکنجه کند و...] ما بچه‌های او هم باید او را بفهمیم و فشارش را کم کنیم!

— پاسخی به مغالطۀ بیژن عبدالکریمی

🎙#مصطفی_دانشگر


📺 مقایسه پسا ۵۷ با پسا ولایت‌فقیه
📺 عمه و مامانم حرف صادقو میزنن!
📕مغالطات بیژن در مناظره با وریا
📺 بیژن عبدالکریمی فیلسوف نیست
📺 پیروزی بر اسراییل در ذهن بیژن
📺 آرایِ عبدالکریمی در ترازو

📕یاوه‌های «مشاهده‌محورِ» بیژن
📕فلسفۀ سیاسی، اخلاق و رسوایی معیارهای دوگانه
📕وارونه‌گویی در بدیهیات بیژن
ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار می‌شود؟
📕برقصیم بر گورِ افکارِ پوسیده!
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📺 عبدالکریمی: زن‌ستیزی ج.ا «برساخت رسانه‌ای‌»ست
📕از مغاک عصر ظلمت
📕دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📕عبدالکریمی را چه شده‌؟
📕سُقراطُ الوِلاية

🔻پرونده‌ی جعل و دروغ
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژن‌وار
📕پرونده‌سازی برای مهرآیین و موجه‌سازی سرکوب
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی!
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بی‌سوادی «جبهۀ مقاومت»
— منحط‌سازی معنای دانشگاه توسط ج.ا
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخورده‌ایم!
— نقدی بر مسئولیت‌ناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 فلسفه در خدمت استبداد

.


#تفکر_انتقادی #مغلطجات #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
🔻بیژن عبدالکریمی می‌گوید:
سخنم را با نام شهدای خلق‌های جهان، از اسپارتاکوس، حواریون عیسی، امام حسین، بیژن جزنی (تئوریسین فداییان خلق)، حنیف‌نژاد (بنیان‌گدار سازمان تروریستیِ مجاهدین خلق که نیم‌قرن است ایرانیان از نامش جز نفرت و نکبت و سفاهت نچشیده‌اند)، اسماعیل هنیه و سیدحسن نصرالله و سنوار آغاز می‌کنم. [شهید اسامه بن لادن و ابوبکر البغدادی فراموش شد البته]


🔺شاید این جملات شبیه حرف‌های #خسرو_گلسرخی یا #شریعتی به نظر بیایند که حسین و ابوذر را در لباس چگوارا بتصویر می‌کشیدند، و شاید برخی آن‌ها را شاعرانه و بی‌ربط به مارکسیسم بدانند. اما این‌طور نیست! این خطِ سیر تاریخیِ پیشینیانِ سوسیالیسم را "پدران کمونیسم" ترسیم کرده اند و کمونیست‌های ایرانی و غیره از آن الهام گرفته‌اند:

- کارل مارکس (1861) در نامه‌ای به انگلس، اسپارتاکوس را بعنوان قهرمان پرولتاریای باستانی ستود.

- فردریش انگلس (1894-1895) در "درباره تاریخ مسیحیت اولیه" مسیحیان اولیه را پرولتاریای عصر خود خواند و ریشه‌های مسیحیت را با #سوسیالیسم مدرن پیوند داد.

- کارل کائوتسکی در "پیشینیان سوسیالیسم مدرن" (1895) نوشت:
تاریخ سوسیالیسم با توماس مور (نویسنده آرمان‌شهر یوتوپیا) و توماس مونزر (رهبر انقلابی دهقانان قرن شانزدهم) آغاز می‌شود، این دو در ادامه خطی تاریخی از لیکورگوس (قانون‌گذار اسپارت با ایده‌های اشتراکی)، فیثاغورث و افلاطون، گراکوس‌ها (اصلاح‌طلبان رومی علیه اشراف)، کاتیلینا (رهبر شورش علیه ثروتمندان روم)، اسپارتاکوس (رهبر قیام بردگان، نماد پرولتاریای باستانی) و عیسی مسیح (که حواریونش کمونیسم اولیه را نمایندگی می‌کنند) قرار دارند.

کائوتسکی سپس در "تأسیس مسیحیت" (1908) افزود:
اسپارتاکوس نماد برجسته مبارزه طبقاتی باستانی است که با سوسیالیسم اولیه هم‌سو بود.


- در مقام عمل هم رزالوکزامبورگ و کارل لیبکنشت (1918) با تأسیس جنبش اسپارتاکیست‌ها، اسپارتاکوس را نماد انقلاب پرولتاریایی کردند. لنین و استالین (1917-1920) با به‌رسمیت شناختن ادیان ابراهیمی در مناطق مسلمان، سوسیالیسم را با عناصر دینی و تاریخی تلفیق (بلشویسم اسلامی) کردند.

فیدل کاسترو در گفت‌وگو با فرای بتو (1987) مسیحیت اولیه را دارای ارزش‌های سوسیالیستی دانست و گفت
هیچ تناقضی بین مسیحیت و سوسیالیسم نیست.

هوگو چاوز مسیح را بزرگ‌ترین سوسیالیست تاریخ خواند و از مسیحیت برای پیشبرد سوسیالیسم و پیروزی در انتخابات بهره برد...

-حال همانگونه که مارکس در "مانیفست کمونیست" نوشت:
«کمونیست‌ها از هر جنبش انقلابی علیه نظم موجود حمایت می‌کنند.»

پذیرفتنی است که این خط تاریخی میتواند تا اسماعیل هنیه و سیدحسن نصرالله ادامه یابد، چراکه نه؟ بشرط آنکه اساتیدی چون عبدالکریمی مبانی نظری خود را پنهان نکنند!

✍🏻 #پسغامبر

پی‌نوشت:
البته نکته عجیب اینجاست که از اپوزیسیون و عامه مردم تا امثال بیژن عبدالکریمی، بنحوی بر روح یحیی سنوار درود می‌فرستند! دومی برای ایدئولوژی غرب‌‌ستیزی و یهودستیزی بیمارگونِ فردیدی‌اش، و و بدونِ توجه به جنایاتِ وحشیانه‌‌ی حماس و سنوار و حماقاتِ ویران‌گر و تاریخی‌اش برای همان مردم فلسطین و آرمان فلسطین و حتی خود حماس و جبهه مقاومت، و اولی برای برکتی که داشت و کل محور مقاومت را با حماقتش در‌هم‌چید؛ و همین، شاید زمینه‌سازِ صلحی پایدار و سیاست‌خارجه‌ی نرمال و پایانِ مادرخرج منطقه بودن ج.ا باشد، اگر به جاهای جالب‌تر بعدی ختم نشود.

.


#نقد_چپ #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
📺 ۹۰ درصد راه به سمت قله را رفته‌ایم!
— لیلاز و جلوتر-دانیِ ایران نسبت به چین و کل آسیا و آفریقا در توسعه!

✍🏻 #علی_فرهمند

🔸
«سعید لیلاز» در مصاحبه‌ای (حدود شش سال قبل) می‌گوید:
«ایران نود درصد مسیر توسعه را پیموده» و «تا کمتر از یک دهه دیگر مشکلات اقتصادی‌ کشور حل می‌شود».

او حتی مدعی می‌شود که:
«چین و عربستان هنوز مسیر توسعه را آغاز نکرده؛ تنها کشوری که در تمام آسیا و آفریقا از ایران جلوتره، ترکیه است»

و برای اثبات حرفش مثال «صادرات هندوانه» را مطرح می‌کند! این نوع گفتار بازتاب نوعی خودفریبی ساختاری‌ است؛ نوعی از گفتار رسمی که توسعه را به بهبود ظاهری چند شاخص کم‌ارزش تقلیل می‌دهد و بحران را در سطح نمادین می‌پوشاند.

🔸در نظریه‌های توسعه، «پیشرفت» نه با افزایش صادرات، که با تغییر ساختار تولید و ارتقای بهره‌وری، اصلاح نهادها، و گسترش آزادی‌های اقتصادی سنجیده می‌شود. رشد اقتصادی وقتی معنا دارد که به افزایش ظرفیت‌های انسانی و عدالت منجر شود. کشوری که تورم مزمن، فساد نهادی و مهاجرت نخبگان دارد، نمی‌تواند مدعی پیمودن نود درصد مسیر توسعه باشد.

🔸«لیلاز» در واقع دچار همان خطایی‌ است که اغلب بوروکرات‌های تکنوکرات جریان اصلاحات به آن مبتلا هستند: جایگزین کردن «بهبود اداری» به جای «تحول ساختاری»؛ این‌که امروز کامیون‌های هندوانه راحت‌تر از مرز رد می‌شوند، هیچ نشانه‌ای از توسعه نیست؛ توسعه یعنی «ابژه‌ی صادرات» چرا و چگونه تولید شده، چه نسبتی با بحران آب و زمین دارد، و چه میزان از ارزش افزوده‌اش در زنجیره‌ی ملی اقتصادی حفظ می‌شود.

🔸اما تناقض بزرگ‌تر در مقایسه با چین است. در کتاب «سیاست اقتصادی چین»، جایی یکی از نویسندگان (به‌مضمون) می‌گوید چین مسیر توسعه‌اش را از درون اصلاحات نهادی و سیاست صنعتی بلندمدت آغاز کرد، حال آن‌که ایران در چرخه‌ای از سیاست‌های متناقض، تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت و اقتصاد رانتی و فساد گرفتار است. در چنین ساختاری، حتی اگر همه‌ی هندوانه‌های جهان را هم صادر کنیم، هنوز در آغاز راه توسعه‌ایم، نه در پایان آن.

🔸این گفتارها یک کارکرد سیاسی هم دارد: ایجاد توهم پیشرفت برای خاموش کردن مطالبه‌ی تغییر. گفتن اینکه «نود درصد راه را رفته‌ایم» یعنی انکار فساد ساختاری؛ یعنی پذیرش وضع موجود به‌عنوان دستاورد -در حالی که توسعه، برعکس، با نقد مداوم وضع موجود آغاز می‌شود.

🔸از این منظر، حرف‌های لیلاز نه فقط نادرست، بلکه خطرناک است؛ زیرا توسعه را از سطح پرسش اقتصادی، فلسفی و نهادی‌اش به سطح جزئی صادرات تقلیل می‌دهد. این همان جایی‌ است که اقتصاد جنبه‌ی پروپاگاندا می‌یابد، و دانش اقتصادی، به زبان روابط‌ عمومی حاکمیت تبدیل می‌شود.

🔻«سعیدلیلاز»شناسی!
📺 تزویر و چندچهرگیِ سعید لیلاز
📕سعید لیلاز و افسانه‌های یونانی
— بازخوانی حقیقت کمبوجیه، خشایارشا و ساسانیان
📺 لیلاز: پزشکیان واسه چی تایید صلاحیت شد؟
📺 اوقاف‌خوری و آخوند «ک.ص» و کندنِ طلای گنبد
📕چگونه نسبی‌گرایی به کمک خودکامگی و بی‌خردی می‌آید؟
📺 بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رانت سالانه

.


#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #مغلطجات



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📘فلسفۀ سیاسی، اخلاق و رسوایی معیارهای دوگانه — نگاهی دیگر به مناظرۀ عبدالکریمی و امیری ✍🏻 دکتر #قربان_عباسی 🍂 فلسفه سیاسی در اساس خود چیزی جز تلاقی‌گاه سیاست با اخلاق نیست. اگر سیاست را از اخلاق جدا کنیم، آن‌چه باقی می‌ماند صرفاً تکنیک قدرت است؛ همان چیزی…»
انتشار ویدیوی قدیمی در سوریه به اسم کشته‌شدگان در غزه

🔹عبدالکریمی در کانالش ویدیویی با این ادعا منتشر کرده که مربوط به «جاسازی بمب در جسد کودک فلسطینی به دست اشرار صهیونیست» است.

🔹این ادعا شاخ‌دار است. ویدیو، مربوط به انفجاری در سال ۱۳۹۱ در مراسم تشییع جنازه‌ای در حومه دمشق است که طی آن، انفجار بمبی در میان معترضان حکومت اسد منجر به کشته شدن ۸۵ نفر از مردم سوریه شد.

🔹وجود پرچم‌های مخالفان اسد و سایر نشانه‌ها در ویدیو، نشان می‌دهد این حادثه در سوریه رخ داده، نه فلسطین.

🔹اصل ویدیو در سال ۲۰۱۲ منتشر شده و منجر به واکنش‌های بین‌المللی زیادی علیه دولت اسد شد. #سپاه در آن زمان برای حفظ حکومت بشار اسد در جنوب دمشق حضور داشت [عبدالکریمی، آن زمان تاکنون هیچ نوع واکنشی به جنایات اسد نداشته].

🔹این ویدیو پیش‌تر در آبان ۱۴۰۳ در شبکه‌های اجتماعی بویژه فیس‌بوک، منتشر شد و آژانس فرانس‌پرس و موسسه PolitiFact آن را راستی‌آزمایی کرده بودند.

🔹 بنابراین فکت‌نامه به ادعای منتسب به این ویدیو نشان «شاخ‌دار» می‌دهد.

📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بی‌سوادی «جبهۀ مقاومت»
— منحط‌سازی معنای دانشگاه توسط ج.ا




🌾 @Naqdagin
نقدآگین
انتشار ویدیوی قدیمی در سوریه به اسم کشته‌شدگان در غزه 🔹عبدالکریمی در کانالش ویدیویی با این ادعا منتشر کرده که مربوط به «جاسازی بمب در جسد کودک فلسطینی به دست اشرار صهیونیست» است. 🔹این ادعا شاخ‌دار است. ویدیو، مربوط به انفجاری در سال ۱۳۹۱ در مراسم تشییع…
📺 اگر نظام شعور داشت، کل هیکل من را طلا می‌گرفت!
— دونالد ترامپِ فردیدیِ فلاسفه

🔻بنا به رزومه‌ی مشعشع و گوهربارِ زیر، در لبیک به فرمانِ «جهاد تبیین» امامِ امت، بی‌شک باید چند برابرِ کل هیکل‌شان را طلا بگیرند. عجیبه که این همه دروغ و مغلطه و وارونه‌گویی و مشارکت در پروپاگاندا و پرونده‌سازی علنی برای روشنفکران، که رکوردِ فردید و داوری را نیز شکسته، بدون توجهاتِ لازم بمونه؛ اگر شریعتی معلم انقلاب بود، ایشان «سردارِ درجه‌دارِ سپاه پاسدارانِ حافظِ انقلاب» است!

🔻یک کارمند ساده‌ی دانشگاه چقدر با سرکوب شرف و وجدان و آبروی خود، با نیروهای سرکوب ابراز هم‌هویتی و همدلی کنه و از زدن و گرفتنِ مردم و روشنفکرانِ پفیوزِ غرب‌سالارِ (که صرفا سخن‌گویِ آپارتوسِ نظام سلطه‌اند!) دفاع کنه و جنایت و سرکوب رو سفیدشویی کنه، و امری مشروع و ضروری و عادی جلوه بده، و از مردمِ «تب‌دار و ناآدم‌ و سرکوب‌شده» و روشنفکرانِ تباهِ حامی صهیونیسم و نسل‌کشی‌ای چون احمد زیدآبادی فحش بخوره؛ انواع حماقت‌های ویران‌گر حاصل از ایدئولوژی حکومت رو نقطه‌ی قوت جا بزنه، و وضع فاجعه‌بار اقتصادی بعد از نیم‌قرن فرصت رو عادی‌نمایی کنه با «چهار دست دروغ و مغلطه»، و البته دو چشم‌ بسته، زن‌ستیزی حکومت فقه داعشی رو برساخت رسانه‌ای بدونه، "دختری به‌نام مهسا" رو کشته‌ی تیر غیب و نه خشونت حکومت بدونه، برداشت نسل جدید (تحت نیم‌قرن تربیتِ نظام ولایی) از دموکراسی را «در حد پفک‌نمکی» معرفی کند و...، اما ازش، جز بخشیدنِ اندکی رانتِ رسانه‌ای، حمایتِ قابل‌توجهی نشه؟ ایشون تحتِ شدیدترین فشارهای قابل تصور تاریخ‌اند بابت انتخابِ "صداقت و شرافت و حقیقت و استدلال‌ورزی صحیح"، اما مصطفی مهرآیینِ «دوبله احمق»، بابت بیان دیدگاهش، به دانشگاه اوین برای یادگیریِ دروسِ «زمان‌شناسی و دشمن‌شناسی» جهتِ «بصیرت‌افزایی» رفت، حسین رونقی در حال پاس‌کردن درس املا و ادبیاته، مصطفی تاجزاده در حال پاس‌کردن درسِ انضباط در یک پینت‌هاوس در حد علی دایی و علی پروینه و.. .

📺 مقایسه پسا ۵۷ با پسا ولایت‌فقیه
📺 عمه و مامانم حرف صادقو میزنن!
📕جابجایی نقش متجاوز با پدر
📕مغالطات بیژن در مناظره با وریا
📺 بیژن عبدالکریمی فیلسوف نیست
📺 پیروزی بر اسراییل در ذهن بیژن
📺 آرایِ عبدالکریمی در ترازو

📕یاوه‌های «مشاهده‌محورِ» بیژن
📕فلسفۀ سیاسی، اخلاق و رسوایی معیارهای دوگانه
📕وارونه‌گویی در بدیهیات بیژن
ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار می‌شود؟
📕برقصیم بر گورِ افکارِ پوسیده!
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📻 عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامۀ تفکر
📺 عبدالکریمی: زن‌ستیزی ج.ا «برساخت رسانه‌ای‌»ست
📕از مغاک عصر ظلمت
📕دلقک کیست؟ زلنسکی یا عبدالکریمی؟
📕عبدالکریمی را چه شده‌؟
📕سُقراطُ الوِلاية

🔻پرونده‌ی جعل و دروغ
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژن‌وار
📕پرونده‌سازی برای مهرآیین و موجه‌سازی سرکوب
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی!
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بی‌سوادی «جبهۀ مقاومت»
— منحط‌سازی معنای دانشگاه توسط ج.ا
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخورده‌ایم!
— نقدی بر مسئولیت‌ناپذیری بیژن عبدالکریمی

.


#استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اشکالاتِ ذهنیت «حدیث‌محور» به‌عنوان یک عادتِ دیرینه‌ی فرهنگی

🎙دکتر #محمد_باقری (+)

.


#مغلطجات #تفکر_انتقادی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘واکنشی به توئیت آقای مهدی پرپنچی
(۱/۲)
✍🏻 #علی‌_صاحب‌الحواشی

🔻توئیتر/ مهدی پرپنچی:
‏جمهوری اسلامی حکومتی است با چند ایراد اساسی:
١) دینی و ایدئولوژیک است.
٢) ضد توسعه است یا دست‌کم توسعه اقتصادی و رفاه اقتصادی مردم را اولویت خود نمی‌داند.
٣) ضد غرب و ضد نظم جهانی است.
۴) دیکتاتور و تمامیت‌خواه است.

روشنفکر ایرانی حاضر است با نظامی که دست‌کم چهار ایرادِ ایران‌سوز دارد زندگی کند اما در نگاهش به اپوزیسیون، حاضر نیست از آرمان‌خواهی و مطالبه یک حکومت کاملاً ایده‌آل، کوتاه بیاید.

بارها از برخی روشنفکران ایرانی شنیده‌ایم که در مخالفت با ایده‌ی براندازی می‌گویند «اگر جمهوری اسلامی برود، جایگزین آن یک نظام دموکراتیک نخواهد بود.» و این جمله را طوری ادا می‌کنند که گویا امروز یک نظام دموکراتیک بر ایران حاکم است!

اگر حکومت جایگزین حتی فقط دو یا سه ویژگی از چهار عیب اصلی جمهوری اسلامی را نداشته باشد، ایران بی‌تردید جای بهتری برای زندگی خواهد بود. اما ذهنیت آرمان‌خواه، این «بهتر» را تحقیر می‌کند، چون هنوز به رؤیای «بهترین» دل بسته است

ایرانیانِ بسیاری از جمهوری اسلامی بیزارند، اما در چارچوبی که آن نظام ساخته، زندگی و کسب و کار می‌کنند، می‌اندیشند و داوری می‌کنند. به سلطه خو کرده‌اند؛ نه از سر باور، بلکه از سر اضطرار، بی‌اعتمادی و کمال‌طلبی. جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند، اما از تغییر می‌ترسند. به جای انتخابِ «احتمالاً بهتر»، حاضرند با «فاجعه‌ی مسلّم» زندگی کنند و در انتظارِ گزینه‌ی ایده‌آل بمانند؛ و ایده‌آل هیچ‌گاه نمی‌آید!

ایرانِ امروز میان دو افراط معلق است: عادت به فاجعه جمهوری اسلامی و انتظار برای معجزه‌ی حکومت ایده‌آل.

رژیم‌ها با خشونت زنده می‌مانند، اما با کمال‌گراییِ منتقدان‌شان جاودانه می‌شوند.


🔺من نوعاً کنشگرانه نمی‌نویسم، چون کنشگرسیاسی، که اشتغال شریفی است، نیستم. اما توئیت آقای مهدی پرپنچی شایان توجه است؛ در نتیجه واکنش من نیز لاجرم کمی‌تا‌قسمتی کنشگرانه می‌شود.

📌این واقعیتی انکارناپذیر است که همه طیفی که به اصلاح‌طلبان شهره‌اند، به فرهنگی تعلق دارند که اشتراکات کلان فرهنگی با حاکمان جمهوری‌اسلامی دارند. این را هرگز نباید دست‌کم گرفت!

🔺اصلاح‌طلبان و ترجمان‌های غیرسیاسی‌شان نواندیشان دینی، رضایت به عبور از "حکومت‌اسلامی" نمی‌دهند؛ مگر می‌شود طور دیگری باشد؟!
آنان اگر این رضایت را بدهند دستخوش "احساس‌گناه" می‌شوند! این‌حس را نمی‌توان به‌سادگی برگزار کرد؛ اغراق نیست گفته شود همه اصلاح‌طلبان، در اصل و بن‌مایه، "بنیادگرایان اسلامی"اند حتی اگر اعلام کرده باشند که سکولار سیاسی هستند! من داعیه سکولار سیاسی بودن‌شان را جدی نمی‌گیرم، دیگران خود دانند. نهایت جد‌وجهد اصلاح‌طلبان آن است که "حکومت‌اسلامیِ" موجود را تاحدی - ولو زیاد - از ستمکاری و فساد و نابخردی بپیرایند. بیش از این را قطعاً نمی‌خواهند!

اصلاح‌طلبان "توسعه" را می‌خواهند ولی نه به قیمت سست‌شدن باورهای دینی مردم
. این درحالی است که "توسعه" همیشه و همه‌جا با درجاتی از این سست‌شدن ملازم است.

اصلاح‌طلبان "آزادی" را می‌خواهند اما نه به قیمت جواز تبلیغ مثلا مسیحیت، بهائیت یا بی‌خدایی.

آنان رواداری مدنی را می‌خواهند اما نه به قیمت افتتاح مشروب فروشی یا کاباره و دانسینگ‌ها.


🔺این سیاق را می‌شود بیشتر طول داد، اما تا همینجا برای بیان ماهیتِ "هویتِ اصلاح‌طلبی" کفایت می‌کند.

🔻در این معنا، "اصلاح‌طلبان" با حاکمان فعلی تنها اختلافِ کمّی دارند، نه اختلافِ کیفی و محتوایی:
اصلاح‌طلبان کاملا خواهانِ حاکم بودن شریعت‌اسلام در جامعه هستند، موافق سیاست‌های فرهنگی نظام هستند، تعظیم شعائر اسلام‌ را می‌خواهند، کاملا به مردسالاری‌ معتقدند (ولو ابرازش نکنند)، کاملا پایبند به الگوهای سنتی "زن‌بودن"‌اند، معتقدند که مساجد باید اذانِ بلند بگویند ولی ادیان دیگر نباید زیاده متظاهر باشند، ادیان غیراهل‌کتاب که ابداً نباید مجاز به کمترین نمودی در جامعه باشند، کتاب و نشر "باید" سانسور داشته باشد تا مطالب موهن برای اسلام نتوانند نشر گردند. اصلاح‌طلبان و نواندیشان دینی مگر می‌توانند خلاف قرآن را بخواهند و اسم خود را "مسلمان" بگذارند؟!


📌 هیچ اصلاح‌طلب یا نواندیش‌دینی، وجداناً نمی‌تواند نزد خودش بگوید که منِ نویسنده سخن ناروا درباره او می‌گویم! این، نکته بسیار مهمی است!

🔺مهمی‌اش از آن روست که یک اصلاح‌طلب نمی‌تواند فردی "آزادیخواه" باشد، نمی‌تواند قائل به کرامت‌ بی‌استثنای افراد انسانی باشد. در یک‌کلام، یک اصلاح‌طلب نمی‌تواند فرد "مدرنی" باشد؛ فارغ از آن‌که چقدر مدرن‌بودن را به زبان تحسین‌ بکند یا در دل خوش‌ بدارد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin