Telegram
نقدآگین
📺 دکتر طه حسین: خودکار قرمزی بدهید تا اشتباهات قرآن را تصحیح کنم!
(۲/۳)
▪️ابهام پایانی: برخی نزدیکان او (مانند فرید شحاته، منشی طه حسین) و همسرش سوزانا، ادعا کردهاند که طه حسین پیش از مرگ، اسلام را ترک کرده و در یک کلیسای کوچک در فرانسه به مسیحیت گرویده و غسل تعمید دیده است. قصیده پایانی او نیز به عنوان دلیلی بر این تغییر دیدگاه مورد استناد قرار میگیرد. ⛪️
▪️نتیجهگیری: طه حسین، نماد گذار فکری در جهان عرب، با اعمال عقل و شک دکارتی بر متون مقدس و سنتی، نهتنها به یک دانشمند دانشگاهی تبدیل شد، بلکه پایههای علوم انسانی مدرن در جهان عرب را بنا نهاد؛ هرچند این مسیر برای او جز جنجال، اتهام و دشمنی با نهاد قدرتمند دینی (الازهر) چیزی به ارمغان نیاورد.
🕵🏻♀️ صحتسنجی ادعاهای ویدیو
🔸دکتر طه حسین قطعاً نقدها و چالشهای جدیای را متوجه اسلام و بهویژه نهادهای دینی و تفاسیر سنتی آن کرده است. با این حال، باید بین نقدهای اثباتشدهٔ آکادمیک او و ادعاهای جنجالی که به او نسبت داده شده، تفاوت قائل شد.
✅ نقدهای اثباتشده و معتبر
▪️نقد نهاد الازهر و آموزش دینی:
کاملاً صحیح. مهمترین نقد طه حسین به ساختار آموزشی الازهر بود. او این سیستم را «عقیم» و متکی بر «حفظ کورکورانه» میدانست و خواستار جایگزینی آن با تفکر انتقادی (بر مبنای شک دکارتی) و علوم مدرن بود.
▪️«فی الشعر الجاهلی» و حمله به قداست تاریخی:
صحیح است. این کتاب بزرگترین جنجال زندگی اوست. وی با استفاده از روش شک (دکارت)، ادعا کرد که بخش بزرگی از شعر جاهلی (پیش از اسلام) جعلی و ساختهٔ دوران اسلامی است. این نقد، هرچند مستقیماً قرآن را هدف قرار نداد، اما چون پایههای تاریخی و ادبی را که قرآن بر آنها بنا شده بود، زیر سؤال میبرد، از سوی شیوخ به مثابهٔ نقد دین تلقی شد.
▪️تشکیک در مباحث تاریخی:
صحیح است. طه حسین در ادامهٔ نقد ادبی خود، لزوم بررسی علمی و شک در صحت تاریخی قصههایی چون ابراهیم و اسماعیل را مطرح کرد، زیرا معتقد بود یک متن دینی باید مانند هر متن دیگری قابل نقد و بررسی باشد. 🔬
▪️نقد سیاسی و سکولاریسم:
صحیح است. طه حسین یکی از مهمترین مدافعان جدایی دین از سیاست و فرهنگ (سکولاریسم) در مصر بود و معتقد بود برای پیشرفت، باید نهادهای دولتی و آموزشی از قید روحانیت و تفکر سنتی آزاد شوند.
❌ ادعاهای جنجالی و فاقد اعتبار آکادمیک
▪️قصیدهٔ «كنْتُ أَعبُدُ شيطاناً»:
به احتمال قوی، جعلی و غیرمعتبر است. انتساب این شعر رادیکال و ضعیفالادب به طه حسین در محافل آکادمیک رد شده است. این قصیده، که حاوی حملات مستقیم به آیات مربوط به قصاص و جهاد است، فاقد سبک قوی طه حسین است و در هیچیک از آثار معتبر وی یا نزدیکانش نیامده است. این شعر بیشتر توسط مخالفان اسلام سنتی برای تقویت جبههٔ فکری خود، به نام طه حسین منتشر شده است. 📜
▪️اعتقاد به مسیحیت:
اثبات نشده است و در حد شایعه است. در حالی که ازدواج با یک زن مسیحی فرانسوی و نزدیکی فکری او به تمدن غرب بر کسی پوشیده نیست، ادعای تغییر دین رسمی وی صرفاً بر گفتههای غیرمستقیم و پس از مرگ وی (مانند گفتههای منشیاش) بنا شده و هیچ سند یا اعتراف رسمی از سوی خود طه حسین در دست نیست. ⛪️
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
[...]
عدل خود را با شمشیر برپا میکنی پس عدل تو در ریختن خونهاست
ای خالق قاتلان، به من بگو کجاست خدای ضعیفان؟
اگر خالق همه بودی بعضی از آنها را از بقا محروم نمیکردی
و چه چیزی را از قتل درو خواهی کرد به جز ویرانی و فنا؟
آیا من سلاخی را میپرستیدم که جگرهای بیگناهان را له میکند؟
یا شیطانی را میپرستیدم که با خاتم پیامبران بهسوی ما فرستاده شد؟
گمان کردم که بهشت برای مجاهدان است که تنها قدرتمندان در آن ساکن میشوند
خرما و انگور و انجیر و رودخانههایی از شراب برای پرهیزکاران
بهترین پناهگاه برای گرسنگانی که در قلب صحرا زندگی کردهاند
و تختهایی از یاقوت گرانبها و حوریانی که به آوازخوانی مشغولند
ما معشوقههای مؤمنانیم آمدیم و ندا را پاسخ دادیم
خداوند با ما به شما پاداش داد، پس بنگرید چگونه خداوند پاداش نیکو داده است
آیا بهشت تو مشاجره و فریاد است و نزدیکی جنسی بدون توقف؟
حوریان بیوه را دوباره باکره میکنی و تویی که وظیفه دوخت و دوز (تجدید بکارت) را بر عهده داری!
آیا من دلال و واسطهای را میپرستیدم که در عقول احمقان خوشگذرانی میکند؟ 😵💫
یا شیطانی را میپرستیدم که با خاتم پیامبران بهسوی ما فرستاده شد؟
▪️ابهام پایانی: برخی نزدیکان او (مانند فرید شحاته، منشی طه حسین) و همسرش سوزانا، ادعا کردهاند که طه حسین پیش از مرگ، اسلام را ترک کرده و در یک کلیسای کوچک در فرانسه به مسیحیت گرویده و غسل تعمید دیده است. قصیده پایانی او نیز به عنوان دلیلی بر این تغییر دیدگاه مورد استناد قرار میگیرد. ⛪️
▪️نتیجهگیری: طه حسین، نماد گذار فکری در جهان عرب، با اعمال عقل و شک دکارتی بر متون مقدس و سنتی، نهتنها به یک دانشمند دانشگاهی تبدیل شد، بلکه پایههای علوم انسانی مدرن در جهان عرب را بنا نهاد؛ هرچند این مسیر برای او جز جنجال، اتهام و دشمنی با نهاد قدرتمند دینی (الازهر) چیزی به ارمغان نیاورد.
🕵🏻♀️ صحتسنجی ادعاهای ویدیو
🔸دکتر طه حسین قطعاً نقدها و چالشهای جدیای را متوجه اسلام و بهویژه نهادهای دینی و تفاسیر سنتی آن کرده است. با این حال، باید بین نقدهای اثباتشدهٔ آکادمیک او و ادعاهای جنجالی که به او نسبت داده شده، تفاوت قائل شد.
✅ نقدهای اثباتشده و معتبر
▪️نقد نهاد الازهر و آموزش دینی:
کاملاً صحیح. مهمترین نقد طه حسین به ساختار آموزشی الازهر بود. او این سیستم را «عقیم» و متکی بر «حفظ کورکورانه» میدانست و خواستار جایگزینی آن با تفکر انتقادی (بر مبنای شک دکارتی) و علوم مدرن بود.
▪️«فی الشعر الجاهلی» و حمله به قداست تاریخی:
صحیح است. این کتاب بزرگترین جنجال زندگی اوست. وی با استفاده از روش شک (دکارت)، ادعا کرد که بخش بزرگی از شعر جاهلی (پیش از اسلام) جعلی و ساختهٔ دوران اسلامی است. این نقد، هرچند مستقیماً قرآن را هدف قرار نداد، اما چون پایههای تاریخی و ادبی را که قرآن بر آنها بنا شده بود، زیر سؤال میبرد، از سوی شیوخ به مثابهٔ نقد دین تلقی شد.
▪️تشکیک در مباحث تاریخی:
صحیح است. طه حسین در ادامهٔ نقد ادبی خود، لزوم بررسی علمی و شک در صحت تاریخی قصههایی چون ابراهیم و اسماعیل را مطرح کرد، زیرا معتقد بود یک متن دینی باید مانند هر متن دیگری قابل نقد و بررسی باشد. 🔬
▪️نقد سیاسی و سکولاریسم:
صحیح است. طه حسین یکی از مهمترین مدافعان جدایی دین از سیاست و فرهنگ (سکولاریسم) در مصر بود و معتقد بود برای پیشرفت، باید نهادهای دولتی و آموزشی از قید روحانیت و تفکر سنتی آزاد شوند.
❌ ادعاهای جنجالی و فاقد اعتبار آکادمیک
▪️قصیدهٔ «كنْتُ أَعبُدُ شيطاناً»:
به احتمال قوی، جعلی و غیرمعتبر است. انتساب این شعر رادیکال و ضعیفالادب به طه حسین در محافل آکادمیک رد شده است. این قصیده، که حاوی حملات مستقیم به آیات مربوط به قصاص و جهاد است، فاقد سبک قوی طه حسین است و در هیچیک از آثار معتبر وی یا نزدیکانش نیامده است. این شعر بیشتر توسط مخالفان اسلام سنتی برای تقویت جبههٔ فکری خود، به نام طه حسین منتشر شده است. 📜
▪️اعتقاد به مسیحیت:
اثبات نشده است و در حد شایعه است. در حالی که ازدواج با یک زن مسیحی فرانسوی و نزدیکی فکری او به تمدن غرب بر کسی پوشیده نیست، ادعای تغییر دین رسمی وی صرفاً بر گفتههای غیرمستقیم و پس از مرگ وی (مانند گفتههای منشیاش) بنا شده و هیچ سند یا اعتراف رسمی از سوی خود طه حسین در دست نیست. ⛪️
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 دکتر طه حسین: خودکار قرمزی بدهید تا اشتباهات قرآن را تصحیح کنم!
(۳/۳)
🕵🏻♀️صحتسنجی تکمیلی
🔻صحتسنجی این بخش:
🔺🔻صحتسنجی این دو ادعای مطرحشده در مورد طه حسین نیازمند تفکیک دقیق میان نقلقولهای مستقیم، اتهامات منتقدان و موضع فکری کلی اوست.
۱. ادعای توانایی نگارش اثری مشابه قرآن و ناتوانی در نگارش اثری مشابه انجیل
🔍 وضعیت صحت:
مشکوک و نیازمند منبع معتبر. این ادعا به نظر میرسد از نقلقولهای غیرمستقیم، تحریفشده یا گزارشهای جنجالی از جلسات و مناظرات او سرچشمه گرفته باشد، نه متون آکادمیک خود طه حسین.
▪️بخش اول (نگارش مشابه قرآن):
این ادعا احتمالاً تقطیعی از بحثهای طه حسین در مورد "اعجاز قرآن" و "بلاغت" است. در آن زمان، عدهای از روشنفکران مصری مانند محمد عبده به چالش کشیدن برخی تفاسیر سنتی از اعجاز قرآن (که بلاغت را بالاتر از محتوا میدانستند) روی آوردند. اگر طه حسین چنین حرفی زده باشد، احتمالاً قصد داشته تا قداست بلاغت مطلق را زیر سؤال ببرد، نه اینکه عمداً کفرگویی کند. اما در متون اصلی او، چنین ادعای صریحی با این لحن یافت نمیشود و بیشتر اتهامی از سوی منتقدانش است.
▪️بخش دوم (ناتوانی در نگارش مشابه انجیل):
این قسمت معمولاً به بحثهای او درباره "غنای اطلاعاتی، ادبی یا محتوایی" متون دینی، بهویژه در مقایسهٔ ادبیات عرب با ادبیات غربی (که شامل متون مسیحی هم میشد)، مربوط است. این احتمال وجود دارد که طه حسین صرفاً قصد داشته غنای ادبی و تاریخی متون مسیحی را در بستر فرهنگی خود مورد تمجید قرار دهد، بدون اینکه قصد نفی قرآن را داشته باشد. با این حال، استفاده از واژهٔ "محال است" در مقایسه با قرآن، بسیار تند و جنجالی است و سندیت آن ضعیف است.
۲. نقد رادیکال اسلام و اعتراض علنی به آیات مربوط به قصاص و جهاد
✅ وضعیت صحت:
صحیح است (در چارچوب اندیشهٔ سکولار). طه حسین در اواخر عمر و پس از تثبیت جایگاهش، از نقد آکادمیک متون فراتر رفت و به نقد اجرای شریعت و تفاسیر سنتی از عدالت و خشونت روی آورد.
🔺موضع سکولار و لیبرال: طه حسین یک لیبرال فکری بود و منتقد سرسخت هرگونه استفاده از قدرت سیاسی برای اجرای احکام دینی بود. او معتقد بود این نوع احکام با مفاهیم مدرن عدالت و حقوق بشر سازگار نیستند.
🔺انتقاد از احکام جزایی: اعتراض او به احکامی چون «قطع دست سارق» و آیات مربوط به «قتال (جنگ و جهاد)»، در راستای مخالفتش با هرگونه تفسیر دینی بود که منجر به خشونت دولتی و جسمانی میشود. این دیدگاه او با خط فکری سکولاریسم و مدرنیسم کاملاً همخوانی داشت.
🔺سخنان و نامهها: هرچند قصیدهٔ «شیطان» احتمالاً جعلی است، اما این اتهام (اعتراض به آیات و احکام شریعت اسلامی) ریشه در موضعگیریهای عمومی او دارد. طه حسین به صراحت از دولت میخواست تا قوانین مدنی و دموکراتیک را بر احکام فقهی سنتی اولویت دهد.
🔺جمعبندی این ادعا:
صحیح است. طه حسین نه تنها نقد آکادمیک، بلکه نقد رادیکال و صریح سیاسی-اجتماعی را نیز متوجه آن دسته از احکام و تفاسیر اسلامی کرد که آنها را مانع پیشرفت و مغایر با ارزشهای حقوق بشری میدید. 🗣
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
🕵🏻♀️صحتسنجی تکمیلی
🔻صحتسنجی این بخش:
«او همچنین متهم شد که تلویحاً گفته است میتواند چیزی مشابه قرآن بنویسد، اما نوشتن اثری شبیه به انجیل برایش محال است (به دلیل غنای اطلاعاتی انجیل).
نقد اسلام و آیات: در اواخر عمر، وی به نقد رادیکال اسلام روی آورد و به صورت علنی به آیات قرآنی که به «قتل کافر»، «قطع دست سارق» و اجرای عدل با «سفک دماء» (خونریزی) فرامیخوانند، اعتراض کرد.»
🔺🔻صحتسنجی این دو ادعای مطرحشده در مورد طه حسین نیازمند تفکیک دقیق میان نقلقولهای مستقیم، اتهامات منتقدان و موضع فکری کلی اوست.
۱. ادعای توانایی نگارش اثری مشابه قرآن و ناتوانی در نگارش اثری مشابه انجیل
🔍 وضعیت صحت:
مشکوک و نیازمند منبع معتبر. این ادعا به نظر میرسد از نقلقولهای غیرمستقیم، تحریفشده یا گزارشهای جنجالی از جلسات و مناظرات او سرچشمه گرفته باشد، نه متون آکادمیک خود طه حسین.
▪️بخش اول (نگارش مشابه قرآن):
این ادعا احتمالاً تقطیعی از بحثهای طه حسین در مورد "اعجاز قرآن" و "بلاغت" است. در آن زمان، عدهای از روشنفکران مصری مانند محمد عبده به چالش کشیدن برخی تفاسیر سنتی از اعجاز قرآن (که بلاغت را بالاتر از محتوا میدانستند) روی آوردند. اگر طه حسین چنین حرفی زده باشد، احتمالاً قصد داشته تا قداست بلاغت مطلق را زیر سؤال ببرد، نه اینکه عمداً کفرگویی کند. اما در متون اصلی او، چنین ادعای صریحی با این لحن یافت نمیشود و بیشتر اتهامی از سوی منتقدانش است.
▪️بخش دوم (ناتوانی در نگارش مشابه انجیل):
این قسمت معمولاً به بحثهای او درباره "غنای اطلاعاتی، ادبی یا محتوایی" متون دینی، بهویژه در مقایسهٔ ادبیات عرب با ادبیات غربی (که شامل متون مسیحی هم میشد)، مربوط است. این احتمال وجود دارد که طه حسین صرفاً قصد داشته غنای ادبی و تاریخی متون مسیحی را در بستر فرهنگی خود مورد تمجید قرار دهد، بدون اینکه قصد نفی قرآن را داشته باشد. با این حال، استفاده از واژهٔ "محال است" در مقایسه با قرآن، بسیار تند و جنجالی است و سندیت آن ضعیف است.
۲. نقد رادیکال اسلام و اعتراض علنی به آیات مربوط به قصاص و جهاد
✅ وضعیت صحت:
صحیح است (در چارچوب اندیشهٔ سکولار). طه حسین در اواخر عمر و پس از تثبیت جایگاهش، از نقد آکادمیک متون فراتر رفت و به نقد اجرای شریعت و تفاسیر سنتی از عدالت و خشونت روی آورد.
🔺موضع سکولار و لیبرال: طه حسین یک لیبرال فکری بود و منتقد سرسخت هرگونه استفاده از قدرت سیاسی برای اجرای احکام دینی بود. او معتقد بود این نوع احکام با مفاهیم مدرن عدالت و حقوق بشر سازگار نیستند.
🔺انتقاد از احکام جزایی: اعتراض او به احکامی چون «قطع دست سارق» و آیات مربوط به «قتال (جنگ و جهاد)»، در راستای مخالفتش با هرگونه تفسیر دینی بود که منجر به خشونت دولتی و جسمانی میشود. این دیدگاه او با خط فکری سکولاریسم و مدرنیسم کاملاً همخوانی داشت.
🔺سخنان و نامهها: هرچند قصیدهٔ «شیطان» احتمالاً جعلی است، اما این اتهام (اعتراض به آیات و احکام شریعت اسلامی) ریشه در موضعگیریهای عمومی او دارد. طه حسین به صراحت از دولت میخواست تا قوانین مدنی و دموکراتیک را بر احکام فقهی سنتی اولویت دهد.
🔺جمعبندی این ادعا:
صحیح است. طه حسین نه تنها نقد آکادمیک، بلکه نقد رادیکال و صریح سیاسی-اجتماعی را نیز متوجه آن دسته از احکام و تفاسیر اسلامی کرد که آنها را مانع پیشرفت و مغایر با ارزشهای حقوق بشری میدید. 🗣
🔻مجموعۀ صندوقچۀ اسلام
📺 اسلام و مافیا (یک) (دو)
📺 محمد شخصیتی تاریخی؟ (یک) (دو)
📺 تحولات و نقاط عطف زندگی محمد
📺 مرگِ محمد، ریشۀ اختلافاتِ تاریخی
📺 وصیتِ محمد
📺 زندگینامۀ محمد
📺 اصل و نسبِ محمد
📺 ساخت و مرمت خانۀ کعبه
📺 رویش اسلام و حکومت بیزانس
📺 پیروزیِ محمد
📺 محمد و یهود
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 انتقادات فارابی به قرآن و محمد
📺 ابن راوندی، بزرگترین ملحد تاریخ
📺 مسیلمه کذاب کذاب بود؟
📺 نسبت محمد با «ده فرمان» موسی
📺 رد محمد: توماس آکویناس
📺 ناسزای ناموسی مقابلِ چالش منطقی
🔻سامی عوض الذیب
📻 رویای رسالتِ نو؛ دیداری با محمد
📺 چه کسی قرآن را تالیف کرد؟
📻 مصاحبه با لوکزنبرگ: انفصال عباسیان از مسیحیت اموی (شرقی/توحیدی)
🔻لوکزنبرگ
📺 تصحیحِ سورۀ «قریش»
📺 خوانشِ سریانی-آرامی قرآن
📺 تصدیقِ صلیبکشیدهشدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن
📺 خوانش سریانی-آرامی قرآن (محو لاسوگاس)
🔻ابن وراق
📺 معرفیِ کتابِ «ترک اسلام»
📕باکره؛ کدام باکره؟
📕کدام قرآن؟
🔻لیلی العاصیة
📺 آیا قرآن حاصل کار جمعی بوده؟
📺چرا محمد پیامبر نبود؟
📺 قرآنیون: دوستانِ الله یا مرتد؟
📺 آیاتِ سادهلوحانه و خندهدار که بشری بودن قرآن را ثابت میکنند
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 راز «معابد آناهیتا و امامزادهها»
— بنا بر پژوهش دکتر باستانی پاریزی
🎙دکتر #جمشید_صادقی (+)
🔸این ویدیو توسط دکتر جمشید صادقیان به معرفی و شرح پژوهشهای دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی (استاد تاریخ ایران) میپردازد. محور اصلی بحث، ریشهیابی تاریخی امامزادهها در ایران است، که اغلب آنها را معابد باستانی میداند:
* پژوهش استاد باستانی پاریزی: این بحث بر اساس فصلی از کتاب دکتر باستانی پاریزی با عنوان «خاتون هفت قلعه» است که با استفاده از تاریخ و جغرافیا، ارتباطی بین مکانهای باستانی و اماکن مذهبی کنونی را آشکار میکند.
* آیین مهرپرستی (میترائیسم): ریشه این اماکن به آیین مهرپرستی (میتراپرستی) که در ایران باستان رایج بوده و به اروپا نیز نفوذ کرده، بازمیگردد.
* پرستش خورشید و ناهید: #میترائیسم یک آیین خورشیدپرستی و ستارهپرستی بود و به طور خاص، ستاره ناهید (ونوس) یا آناهیتا مورد توجه قرار داشت. برخی منابع، میترا را یک ایزدبانوی زن میدانند.
* ریشه نام «دختر»: نام بسیاری از مکانها در ایران با ریشه «دختر» (مثل پل دختر) به معابد و ایزدبانوی آناهیتا مرتبط است.
🔻امامزادهها و معابد آناهیتا: استدلال اصلی این است که بسیاری از امامزادهها در ایران بر روی خرابههای معابد آناهیتا (ناهیدپرستی) یا مکانهای مقدس پیش از اسلام بنا شدهاند:
* کلمات باستانی: کلمه «ستاره» از ریشه سومری «اِشتار» (نام ایزدبانو ناهید در میانرودان) گرفته شده است.
🔺این پژوهش نشان میدهد که تعداد زیادی از امامزادههای کنونی ایران، ریشه در مکانهای عبادی باستانی دارند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بنا بر پژوهش دکتر باستانی پاریزی
🎙دکتر #جمشید_صادقی (+)
شمار امامزادههای ایران را بین ۱۱ تا ۱۵ هزار برشمردهاند. در زمان قاجار ۲۰۰ - ۳۰۰ امامزاده در ایران بوده. این همه امامزاده جدید از کی و چگونه بوجود آمدهاند؟ آیا ربطی به فرهنگ ایرانی و تاریخ ایران پیش از اسلام داشتهاند؟ حکومت ایران چقدر امامزاده بنا کرد؟
🔸این ویدیو توسط دکتر جمشید صادقیان به معرفی و شرح پژوهشهای دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی (استاد تاریخ ایران) میپردازد. محور اصلی بحث، ریشهیابی تاریخی امامزادهها در ایران است، که اغلب آنها را معابد باستانی میداند:
* پژوهش استاد باستانی پاریزی: این بحث بر اساس فصلی از کتاب دکتر باستانی پاریزی با عنوان «خاتون هفت قلعه» است که با استفاده از تاریخ و جغرافیا، ارتباطی بین مکانهای باستانی و اماکن مذهبی کنونی را آشکار میکند.
* آیین مهرپرستی (میترائیسم): ریشه این اماکن به آیین مهرپرستی (میتراپرستی) که در ایران باستان رایج بوده و به اروپا نیز نفوذ کرده، بازمیگردد.
* پرستش خورشید و ناهید: #میترائیسم یک آیین خورشیدپرستی و ستارهپرستی بود و به طور خاص، ستاره ناهید (ونوس) یا آناهیتا مورد توجه قرار داشت. برخی منابع، میترا را یک ایزدبانوی زن میدانند.
* ریشه نام «دختر»: نام بسیاری از مکانها در ایران با ریشه «دختر» (مثل پل دختر) به معابد و ایزدبانوی آناهیتا مرتبط است.
🔻امامزادهها و معابد آناهیتا: استدلال اصلی این است که بسیاری از امامزادهها در ایران بر روی خرابههای معابد آناهیتا (ناهیدپرستی) یا مکانهای مقدس پیش از اسلام بنا شدهاند:
▪️مشهد: ریشه در محل قدیم «ثنا آباد» داشته و حرم امام رضا بر یک مکان پیشین بنا شده است.
▪️قم (حضرت معصومه): زیارتگاه حضرت معصومه (خواهر امام رضا) که نامی زنانه دارد، بر اساس این تحقیق، بر روی یک معبد کهن ناهیدپرستی بنا شده است.
▪️شاه چراغ شیراز: نام «چراغ» (نور) به خورشید یا نورانیت، و در نهایت به آیین مهرپرستی مرتبط است.
▪️بیبی شهربانو (ری/تهران): بر اساس این نظریه، این مکان هیچ ارتباطی به همسر حسین ابن علی ندارد. این بنا بر روی تپهای بلند و از سنگ ساخته شده و در گذشته به طور سنتی فقط برای زنان بوده است، که مشخصه معابد میترائیستی/آناهیتا است.
▪️امامزاده صالح تجریش: درختان کهنسال (مثل درخت توت) در کنار این امامزادهها، یادآور درختان مقدس دوران زرتشت یا قبل از آن هستند که بریدنشان ممنوع بود.
* کلمات باستانی: کلمه «ستاره» از ریشه سومری «اِشتار» (نام ایزدبانو ناهید در میانرودان) گرفته شده است.
🔺این پژوهش نشان میدهد که تعداد زیادی از امامزادههای کنونی ایران، ریشه در مکانهای عبادی باستانی دارند.
.
#نقد_شیعه #نقد_ادیان #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 بدرقۀ زیبای پیکرِ ناصر تقوایی 🔸البته حدس میزنم بانوی آغاز فیلم، همسر پرمهر و گرامی ناصر تقوایی باشد. بسیار فرخنده است که بیاموزیم روز مرگ، روز اندوه و عزا و ماتم و افسوس و سیاهپوشی نیست؛ روز شادی است و جشن و سپاسگزاری. درست مثل تکتک روزهای زندگی. 🔸برای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
🔸در مراسم تدفین ناصر تقوایی چنان که وصیت کرده بود، بدرقهکنندگان لباس سفید بر تن داشتند. خبری از روحانی دینی و واژگان رسمی مرگ نبود. به جایش موسیقی جنوبی نواخته شد. ریتم زیبای خاک و دریا؛ یعنی زیباترین روی زندگی.
🔸این آخرین اثر زیبای هنرمندی بود که وداعش را باشکوه و خرد کارگردانی کرد. اگرچه عنوان اثر «وداع» بود، اما هنرمند برجسته آن را به سلامی به زندگی بدل کرد: با لباس سفید و موسیقی خاک و دریا و شاهنامه و دست زدن و بندر و شرجی و عرقِ کار.
🔸او چنان زیبا وداعش را کارگردانی کرد که مرگ بهجای «آیینِ اطاعت»، به «آیینِ زیستن» بدل شد. این مراسم نشانهی کوچکی از یک تحول بزرگ است: جامعهای که دارد جرأت میکند مرگ را هم از چنگ ایدئولوژی پس بگیرد.
🔸تمام فیلمها را نگاه کردم. همه چیز از وصیت دفن با تابوت گرفته تا موسیقی و... نشانهای بود از دگرگونی بنیادین در ضمیر جمعی جامعه ایران؛ گذار از دینِ نهادمند به سوی معنویتِ انتخابی و انسانی.
🔸«ایدهی ناظر» در آخرین کارگردانی هنرمند با هنرمندی تحسینبرانگیز همسرش و نزدیکانش، «آزادی» بود. پیامی آشکار که دیگر نمیتوانید نحوهی مردن ما را به ابژهی ایدئولوژیک بدل کنید.
🔸انتخاب رنگ سفید که لباس بدرقهی ایرانیان پیش از اسلام بود و خواندن شاهنامه و سرود «ای ایران» بدل به «کنش نمادین آزادی» شد؛ حرکتی آرام اما ژرف، که به قدرت حاکم نشان داد که قدرت واقعی دست کیست.
🔺این، اتفاق کوچکی نیست که مردم، آهسته ولی پیوسته، دین را از انحصار روحانیت و نهاد بیرون میکشند و به قلمرو «معنوییت در تجربهی شخصی» برمیگردانند.
🔺این همان تغییریست که سالهاست در لایههای زیرین جامعه جریان دارد: مردم دیگر برای معنویت، به نسخههای رسمی تکیه نمیکنند. آنها در موسیقی، در طبیعت، در دوستی و حتی در سکوت، نوعی ایمانِ تازه میجویند؛ ایمانی که در آن ترس، دستور و دوزخ و بهشتِ وعدهدادهشده، راه ندارد.
🔸هنرمند در آخرین اثرش نشان داد که چگونه جامعه دارد آیینهای خودش را بازمیسازد؛ آیینهایی که نه از آسمان میآیند، بلکه از زمین، از تجربهی زیسته، از بدن و حافظهی جمعیِ زخمی. نشان داد ایمان از «آنچه باید باور کرد»، بدل شده «به آنچه میتوان زیست».
🔸این مراسم لبخند به جهان نوینی بود که قدرت از آن بیرون رفته و معنا به آن بازگشته است. درست در همان لحظه که موسیقی جنوب در خاک پیچید، میشد شنید که جامعه ایران، آرام و چون همیشه صبور، دارد میگوید:
✍🏻#زهرا_عبدی
🌾 @Naqdagin
🔸این آخرین اثر زیبای هنرمندی بود که وداعش را باشکوه و خرد کارگردانی کرد. اگرچه عنوان اثر «وداع» بود، اما هنرمند برجسته آن را به سلامی به زندگی بدل کرد: با لباس سفید و موسیقی خاک و دریا و شاهنامه و دست زدن و بندر و شرجی و عرقِ کار.
🔸او چنان زیبا وداعش را کارگردانی کرد که مرگ بهجای «آیینِ اطاعت»، به «آیینِ زیستن» بدل شد. این مراسم نشانهی کوچکی از یک تحول بزرگ است: جامعهای که دارد جرأت میکند مرگ را هم از چنگ ایدئولوژی پس بگیرد.
🔸تمام فیلمها را نگاه کردم. همه چیز از وصیت دفن با تابوت گرفته تا موسیقی و... نشانهای بود از دگرگونی بنیادین در ضمیر جمعی جامعه ایران؛ گذار از دینِ نهادمند به سوی معنویتِ انتخابی و انسانی.
🔸«ایدهی ناظر» در آخرین کارگردانی هنرمند با هنرمندی تحسینبرانگیز همسرش و نزدیکانش، «آزادی» بود. پیامی آشکار که دیگر نمیتوانید نحوهی مردن ما را به ابژهی ایدئولوژیک بدل کنید.
🔸انتخاب رنگ سفید که لباس بدرقهی ایرانیان پیش از اسلام بود و خواندن شاهنامه و سرود «ای ایران» بدل به «کنش نمادین آزادی» شد؛ حرکتی آرام اما ژرف، که به قدرت حاکم نشان داد که قدرت واقعی دست کیست.
🔺این، اتفاق کوچکی نیست که مردم، آهسته ولی پیوسته، دین را از انحصار روحانیت و نهاد بیرون میکشند و به قلمرو «معنوییت در تجربهی شخصی» برمیگردانند.
🔺این همان تغییریست که سالهاست در لایههای زیرین جامعه جریان دارد: مردم دیگر برای معنویت، به نسخههای رسمی تکیه نمیکنند. آنها در موسیقی، در طبیعت، در دوستی و حتی در سکوت، نوعی ایمانِ تازه میجویند؛ ایمانی که در آن ترس، دستور و دوزخ و بهشتِ وعدهدادهشده، راه ندارد.
🔸هنرمند در آخرین اثرش نشان داد که چگونه جامعه دارد آیینهای خودش را بازمیسازد؛ آیینهایی که نه از آسمان میآیند، بلکه از زمین، از تجربهی زیسته، از بدن و حافظهی جمعیِ زخمی. نشان داد ایمان از «آنچه باید باور کرد»، بدل شده «به آنچه میتوان زیست».
🔸این مراسم لبخند به جهان نوینی بود که قدرت از آن بیرون رفته و معنا به آن بازگشته است. درست در همان لحظه که موسیقی جنوب در خاک پیچید، میشد شنید که جامعه ایران، آرام و چون همیشه صبور، دارد میگوید:
ما زبان شما را دیگر نمیخواهیم؛ ما حتی مرگمان را به زبانِ خودمان، زندگی میکنیم.
✍🏻#زهرا_عبدی
📺 جشن یگانگی فرخندۀ مرگ و زندگی
— بدرقۀ عارفانۀ بدن و پایان جذام شیعهگری
.➖➖➖
#نقد_شیعه #حکومت_اسلامی #جامعه
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نمکهای قلتبان تو را باید!
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🔸اخیراً مسعود بهنود روزنامهنویس سابق جریان اصلاحات که از ترس جان و به واسطه سرکوب رسانهای رژیم به خارج گریخت (و شاید بهتر این است بگوییم چون همتایان خود گریزانده شد تا با نفوذ در رسانههای خارج از کشور و تحریف اخبار، فضایی از پسا حقیقت را خلق کنند که خلق بیچاره دوغ و دوشاب را ازهم تمییز ندهد و ذهن انتقادی مردم را کور و فلج سازند)، پس از مدتها غارنشینی و غازچرانی، به صحنه بازگشتهاست و در جملاتی محیرالعقول و خاملانه فرمودهاند که:
قیاسی مع الفارق که فقط از ذهنی سفسافباف و سفسطهباز بر میآید و بس.
🔻در پاسخ ایشان فقط یک جمله کفایت میکند که:
❓آیا افلاطون که وایتهد ریاضیدان در وصفش میگوید:
دارای کتابخانه چند هزار جلدی بود؟ آیا داشتن کتابخانه و صرف انباشت کاغذ میتواند خلا عقل و فهم و ادراک را پر کند؟
🔸اگر چنین بود که فُغاکی چون بهنود-این ملای سابق- چنین بیمحابا فلاده نمیگفت و چون غَرزنان برزن کَتَرهای سخن نمیگفت که مصداق این سخن رودکی شاعر باشد که در وصف این فرومایگان هَوَلوَل نوشت:
که چون مردمان هولشک هرچه کثافت و نکبت بود بر سر این مملکت آوار نمودید و اینک، نه تنها عذاب وجدانی ندارید، که نخواهید داشت؛ چون پروردنِ وجدان، کار دونهمتان و فرومایگان نیست و به قول سنایی:
بلکه، هروقت استخوانتان کم میآید، برای نوکری و قره نوکری، ینال و تکینها سر از پا نمیشناسید.
🔸بگذار ختم کلام کنم و پاسخت را از زبان تیز رشیدی سمرقندی بازگویم که گفت:
@nasaksara
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🔸اخیراً مسعود بهنود روزنامهنویس سابق جریان اصلاحات که از ترس جان و به واسطه سرکوب رسانهای رژیم به خارج گریخت (و شاید بهتر این است بگوییم چون همتایان خود گریزانده شد تا با نفوذ در رسانههای خارج از کشور و تحریف اخبار، فضایی از پسا حقیقت را خلق کنند که خلق بیچاره دوغ و دوشاب را ازهم تمییز ندهد و ذهن انتقادی مردم را کور و فلج سازند)، پس از مدتها غارنشینی و غازچرانی، به صحنه بازگشتهاست و در جملاتی محیرالعقول و خاملانه فرمودهاند که:
محمدرضا پهلوی درعمرش پنج کتاب نخوانده بود -اینکه علم غیب میداند جای خود- [بعد افاضه کردهاند که] اما جناب خامنهای سه کتابخانه مجهز دارد!
قیاسی مع الفارق که فقط از ذهنی سفسافباف و سفسطهباز بر میآید و بس.
🔻در پاسخ ایشان فقط یک جمله کفایت میکند که:
داشتن کتابخانه بزرگ، همانقدر به دانایی ربط دارد که داشتن شمشیر طلایی به شجاعت.
❓آیا افلاطون که وایتهد ریاضیدان در وصفش میگوید:
تمامیت فلسفه غرب حاشیهنویسی بر آثار اوست
دارای کتابخانه چند هزار جلدی بود؟ آیا داشتن کتابخانه و صرف انباشت کاغذ میتواند خلا عقل و فهم و ادراک را پر کند؟
🔸اگر چنین بود که فُغاکی چون بهنود-این ملای سابق- چنین بیمحابا فلاده نمیگفت و چون غَرزنان برزن کَتَرهای سخن نمیگفت که مصداق این سخن رودکی شاعر باشد که در وصف این فرومایگان هَوَلوَل نوشت:
«چرخ فلک هرگز پیدا نکرد
چون تو یکی سفله و دون و ژکور»
که چون مردمان هولشک هرچه کثافت و نکبت بود بر سر این مملکت آوار نمودید و اینک، نه تنها عذاب وجدانی ندارید، که نخواهید داشت؛ چون پروردنِ وجدان، کار دونهمتان و فرومایگان نیست و به قول سنایی:
سگ دون همت استخوان جوید، و بچه شیر مغز جان جوید
بلکه، هروقت استخوانتان کم میآید، برای نوکری و قره نوکری، ینال و تکینها سر از پا نمیشناسید.
🔸بگذار ختم کلام کنم و پاسخت را از زبان تیز رشیدی سمرقندی بازگویم که گفت:
بهنود! شلغم و باقلی است گفته تو
نمکهای قلتبان تو را باید
@nasaksara
📺 چه میکنه بهنود (نمکگیرِ قدرت شدن)
.
#استمرارطالبان #مغلطجات
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چه میکنه بهنود (نمکگیرِ قدرت شدن)
❗️شاید خیلیها این ویدیو را ندیدهباشند
🔸در این برنامه که مربوط به انتخاب شش شخصیت برتر تاریخ ایران توسط «شورای نگهبان بیبیسی» است، مسعود بهنود با اصرار پیشنهاد میکند که نام سیدمحمد خاتمی در این لیست باشد ولی بزرگانی مانند رازی، خیام و محمدعلی فروغی از آن حذف شوند.
🔸بهنود در جای دیگری گفته بود که:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❗️شاید خیلیها این ویدیو را ندیدهباشند
🔸در این برنامه که مربوط به انتخاب شش شخصیت برتر تاریخ ایران توسط «شورای نگهبان بیبیسی» است، مسعود بهنود با اصرار پیشنهاد میکند که نام سیدمحمد خاتمی در این لیست باشد ولی بزرگانی مانند رازی، خیام و محمدعلی فروغی از آن حذف شوند.
🔸بهنود در جای دیگری گفته بود که:
زندهیاد امیرعباس هویدا روشنفکر محسوب نمیشد چون روشنفکر ایرانی باید شیعه باشد!
📺 مکهای قلتبان تو را باید!
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin