Anarconomy
دوهزار و پانصد سال پیش فیلسوف چینی با اسب و الاغ و قاطر و هرچی که گیرش میاومد، و گاهی پیاده، ازین شهر به اون شهر میرفت، تا به مردم آبادیها یاد بده چطور وقتی بشون حمله شد، بتونند در محاصره نظامی زنده بمونند و از خونه زندگیشون دفاع کنند. صبح درباره عشق…
📘دیکتاتورها از چه فیلسوفانی میترسند؟
— از دکترین «عشق همگانی» تا مهندسیِ دژهای نظامی
(۱/۲)
🔸این متن اریک به احتمال بسیار زیاد به «موتسو» (Mozi)، فیلسوف مشهور چینی و پیروان او یعنی «موییستها» اشاره دارد. توصیفات نویسنده آمیزهای از حقایق تاریخی درخشان و البته مقداری چاشنی ادبی برای تطبیق با شرایط امروز است.
🔻در ادامه، این ادعا را از فیلتر واقعیت تاریخی عبور میدهیم:
🛡 واقعیت تاریخی: فیلسوفان جنگجو و مهندس
🔻در دوران «ایالتهای جنگطلب» در چین (حدود ۴۰۰ سال پیش از میلاد)، مکتب موییسم دقیقاً همان چیزی بود که نویسنده توصیف کرده است:
* دفاع به جای روضه: موتسو معتقد بود سخنرانی درباره اخلاق کافی نیست. او و شاگردانش متخصصان مهندسی دفاعی و دژبانی بودند. آنها وقتی میشنیدند شهری ضعیف مورد حمله قرار گرفته، پیاده راه میافتادند تا به مردم آن شهر یاد بدهند چگونه ماشینآلات محاصره بسازند و دیوارها را تقویت کنند.
* رساله عشق و استراتژی نظامی: موتسو فیلسوف «عشق همگانی» (Jian'ai) بود، اما کتاب او شامل بخشهای مفصلی درباره ساختن تیرکمانهای غولپیکر، حفاری تونلهای ضدمحاصره و مدیریت منابع غذایی در زمان قحطی است.
* فیلسوف به مثابه تکنیسین بقا: برخلاف کنفوسیوس که بیشتر بر آداب و رسوم تمرکز داشت، موتسو از مردم عادی و طبقه صنعتگران برخاسته بود. او فیلسوفی بود که آستینهایش را بالا میزد و در میدان جنگ در کنار مردم میایستاد.
🧱 نقد دیدگاه نویسنده (تفاوت فیلسوف قدیم و جدید)
نویسنده با استفاده از الگوی موتسو، در حال نقد روشنفکران معاصر است. او به چند نکته کلیدی اشاره میکند که از نظر فلسفی قابل تامل است:
* فقدان پراگماتیسم (عملگرایی): نویسنده معتقد است اندیشمند امروزی درگیر «مشروعیت» است (بحث نظری)، در حالی که فیلسوف واقعی باید درگیر «مکانیکِ پیروزی» باشد (بحث عملی).
* خشونت به مثابه پیشفرض: متن به درستی اشاره میکند که فیلسوفان باستان، خشونت را حذفناشدنی میدیدند، در حالی که نظریهپردازان مدرن گاهی در دنیایی انتزاعی و به دور از واقعیتِ عریانِ سرکوب حرف میزنند.
* تمایز میان «وراجی» و «اندیشه»: نویسنده «فیلسوفِ مردم» را کسی میداند که با درد مردمش همزبان است، نه کسی که از دور برای آنها نسخه میپیچد یا فقط سوگواری میکند.
🚩 نتیجهگیری
توصیف نویسنده از نظر تاریخی بر مصادیقی چون موتسو استوار است. او فیلسوفی بود که «صلح» را نه در انفعال، بلکه در «قدرتمند شدنِ مظلوم برای دفاع» میجست. پیام اصلی متن این است: در دوران گذار و نبرد نهایی، جامعه به «مهندسِ تغییر» نیاز دارد، نه فقط «نظریهپردازِ تغییر».
🏯 موتسو (Mozi)؛ فیلسوفی که با آستینهای بالا زده میاندیشید
او که نام اصلیاش «مو دی» (Mo Di) بود، احتمالاً در قرن پنجم پیش از میلاد زندگی میکرد. در حالی که فیلسوفان دیگر مثل کنفوسیوس به دنبال آداب و رسوم دربار و اشرافزادگان بودند، موتسو از دل طبقه کارگر و صنعتگران بیرون آمد. او را میتوان اولین «فیلسوفِ مهندس» تاریخ دانست.
🛡 دکترین «عشق همگانی» و «دفاع مسلحانه»
موتسو پارادوکس (تناقض) عجیبی داشت: او به شدت ضد جنگ بود، اما به همان اندازه متخصص فنون نظامی!
* عشق همگانی (Jian'ai): او معتقد بود ریشه تمام بدبختیهای بشر در «تبعیض» است. میگفت باید به مردم کشورهای دیگر همانقدر عشق ورزید که به مردم خودمان.
* دفاعِ فعال: اما او احمق نبود! میدانست با کلمات زیبا نمیشود جلوی دیکتاتورها را گرفت. شعار او این بود: «تنها راه متوقف کردنِ متجاوز، این است که هزینهی تجاوز را برایش چنان بالا ببری که پشیمان شود.»
* دیپلماسی با تهدید: معروف است که یک بار وقتی شنید ایالت «چو» قصد حمله به ایالت ضعیف «سونگ» را دارد، ۱۰ شبانهروز پیاده راه رفت تا به دربار پادشاه رسید. او با پادشاه روی زمین نشست و با تکه چوبهایی، تمام نقشههای جنگیِ ژنرالِ پادشاه را باطل کرد و نشان داد که برای هر حمله، یک ضدحمله طراحی کرده است. در نهایت گفت: «شاگردان من هماکنون بر دیوارهای شهر سونگ ایستادهاند و منتظرند.» و پادشاه از ترس شکست، جنگ را لغو کرد.
🛠 ویژگیهای منحصربهفرد مکتب موییسم (Mohism)
📐 منطق و عملگرایی:
او اولین کسی بود که در چین سیستم منطق صوری را پایهگذاری کرد. برای او «حقیقت» چیزی نبود که در کتابها باشد؛ حقیقت چیزی بود که «در عمل به درد مردم بخورد».
🏗 تکنولوژی در خدمت مردم:
موییستها مخترعان بزرگی بودند. آنها منجنیقهای پیشرفته، تیرکمانهای مکانیکی و سپرهای متحرک را ابداع کردند. اما نکته طلایی اینجاست: آنها این سلاحها را فقط و فقط برای دفاع میساختند و هرگز به هیچ دولتی برای حمله کمک نمیکردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از دکترین «عشق همگانی» تا مهندسیِ دژهای نظامی
(۱/۲)
🔸این متن اریک به احتمال بسیار زیاد به «موتسو» (Mozi)، فیلسوف مشهور چینی و پیروان او یعنی «موییستها» اشاره دارد. توصیفات نویسنده آمیزهای از حقایق تاریخی درخشان و البته مقداری چاشنی ادبی برای تطبیق با شرایط امروز است.
🔻در ادامه، این ادعا را از فیلتر واقعیت تاریخی عبور میدهیم:
🛡 واقعیت تاریخی: فیلسوفان جنگجو و مهندس
🔻در دوران «ایالتهای جنگطلب» در چین (حدود ۴۰۰ سال پیش از میلاد)، مکتب موییسم دقیقاً همان چیزی بود که نویسنده توصیف کرده است:
* دفاع به جای روضه: موتسو معتقد بود سخنرانی درباره اخلاق کافی نیست. او و شاگردانش متخصصان مهندسی دفاعی و دژبانی بودند. آنها وقتی میشنیدند شهری ضعیف مورد حمله قرار گرفته، پیاده راه میافتادند تا به مردم آن شهر یاد بدهند چگونه ماشینآلات محاصره بسازند و دیوارها را تقویت کنند.
* رساله عشق و استراتژی نظامی: موتسو فیلسوف «عشق همگانی» (Jian'ai) بود، اما کتاب او شامل بخشهای مفصلی درباره ساختن تیرکمانهای غولپیکر، حفاری تونلهای ضدمحاصره و مدیریت منابع غذایی در زمان قحطی است.
* فیلسوف به مثابه تکنیسین بقا: برخلاف کنفوسیوس که بیشتر بر آداب و رسوم تمرکز داشت، موتسو از مردم عادی و طبقه صنعتگران برخاسته بود. او فیلسوفی بود که آستینهایش را بالا میزد و در میدان جنگ در کنار مردم میایستاد.
🧱 نقد دیدگاه نویسنده (تفاوت فیلسوف قدیم و جدید)
نویسنده با استفاده از الگوی موتسو، در حال نقد روشنفکران معاصر است. او به چند نکته کلیدی اشاره میکند که از نظر فلسفی قابل تامل است:
* فقدان پراگماتیسم (عملگرایی): نویسنده معتقد است اندیشمند امروزی درگیر «مشروعیت» است (بحث نظری)، در حالی که فیلسوف واقعی باید درگیر «مکانیکِ پیروزی» باشد (بحث عملی).
* خشونت به مثابه پیشفرض: متن به درستی اشاره میکند که فیلسوفان باستان، خشونت را حذفناشدنی میدیدند، در حالی که نظریهپردازان مدرن گاهی در دنیایی انتزاعی و به دور از واقعیتِ عریانِ سرکوب حرف میزنند.
* تمایز میان «وراجی» و «اندیشه»: نویسنده «فیلسوفِ مردم» را کسی میداند که با درد مردمش همزبان است، نه کسی که از دور برای آنها نسخه میپیچد یا فقط سوگواری میکند.
🚩 نتیجهگیری
توصیف نویسنده از نظر تاریخی بر مصادیقی چون موتسو استوار است. او فیلسوفی بود که «صلح» را نه در انفعال، بلکه در «قدرتمند شدنِ مظلوم برای دفاع» میجست. پیام اصلی متن این است: در دوران گذار و نبرد نهایی، جامعه به «مهندسِ تغییر» نیاز دارد، نه فقط «نظریهپردازِ تغییر».
🏯 موتسو (Mozi)؛ فیلسوفی که با آستینهای بالا زده میاندیشید
او که نام اصلیاش «مو دی» (Mo Di) بود، احتمالاً در قرن پنجم پیش از میلاد زندگی میکرد. در حالی که فیلسوفان دیگر مثل کنفوسیوس به دنبال آداب و رسوم دربار و اشرافزادگان بودند، موتسو از دل طبقه کارگر و صنعتگران بیرون آمد. او را میتوان اولین «فیلسوفِ مهندس» تاریخ دانست.
🛡 دکترین «عشق همگانی» و «دفاع مسلحانه»
موتسو پارادوکس (تناقض) عجیبی داشت: او به شدت ضد جنگ بود، اما به همان اندازه متخصص فنون نظامی!
* عشق همگانی (Jian'ai): او معتقد بود ریشه تمام بدبختیهای بشر در «تبعیض» است. میگفت باید به مردم کشورهای دیگر همانقدر عشق ورزید که به مردم خودمان.
* دفاعِ فعال: اما او احمق نبود! میدانست با کلمات زیبا نمیشود جلوی دیکتاتورها را گرفت. شعار او این بود: «تنها راه متوقف کردنِ متجاوز، این است که هزینهی تجاوز را برایش چنان بالا ببری که پشیمان شود.»
* دیپلماسی با تهدید: معروف است که یک بار وقتی شنید ایالت «چو» قصد حمله به ایالت ضعیف «سونگ» را دارد، ۱۰ شبانهروز پیاده راه رفت تا به دربار پادشاه رسید. او با پادشاه روی زمین نشست و با تکه چوبهایی، تمام نقشههای جنگیِ ژنرالِ پادشاه را باطل کرد و نشان داد که برای هر حمله، یک ضدحمله طراحی کرده است. در نهایت گفت: «شاگردان من هماکنون بر دیوارهای شهر سونگ ایستادهاند و منتظرند.» و پادشاه از ترس شکست، جنگ را لغو کرد.
🛠 ویژگیهای منحصربهفرد مکتب موییسم (Mohism)
📐 منطق و عملگرایی:
او اولین کسی بود که در چین سیستم منطق صوری را پایهگذاری کرد. برای او «حقیقت» چیزی نبود که در کتابها باشد؛ حقیقت چیزی بود که «در عمل به درد مردم بخورد».
🏗 تکنولوژی در خدمت مردم:
موییستها مخترعان بزرگی بودند. آنها منجنیقهای پیشرفته، تیرکمانهای مکانیکی و سپرهای متحرک را ابداع کردند. اما نکته طلایی اینجاست: آنها این سلاحها را فقط و فقط برای دفاع میساختند و هرگز به هیچ دولتی برای حمله کمک نمیکردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Anarconomy
دوهزار و پانصد سال پیش فیلسوف چینی با اسب و الاغ و قاطر و هرچی که گیرش میاومد، و گاهی پیاده، ازین شهر به اون شهر میرفت، تا به مردم آبادیها یاد بده چطور وقتی بشون حمله شد، بتونند در محاصره نظامی زنده بمونند و از خونه زندگیشون دفاع کنند. صبح درباره عشق…
📘 دیکتاتورها از چه فیلسوفانی میترسند؟
— از دکترین «عشق همگانی» تا مهندسیِ دژهای نظامی
(۲/۲)
👥 سازماندهی چریکی:
شاگردان موتسو مانند یک فرقه مذهبی-نظامیِ بسیار منضبط زندگی میکردند. آنها لباسهای کرباس ساده میپوشیدند، غذای اندک میخوردند و آماده بودند تا به محض شنیدن خبرِ محاصرهی یک شهر، جان خود را برای نجات غریبهها فدا کنند.
📉 چرا نام او در تاریخ کمرنگ شد؟
با روی کار آمدن سلسله «چین» (اولین امپراتوری متحد چین) که بسیار مستبد بود، کتابهای موتسو سوزانده و پیروانش سرکوب شدند. چرا؟ چون هیچ دیکتاتوری دوست ندارد فیلسوفی وجود داشته باشد که به مردم یاد میدهد چگونه در برابر محاصره و ارتشِ منظم مقاومت کنند. آنها فیلسوفانی را ترجیح میدادند که از «اطاعت» حرف بزنند، نه از «مقاومت مهندسیشده».
💡 میراث او برای امروز
🔻موتسو به ما یاد میدهد که:
۱. اندیشه بدون ابزار، بیدفاع است.
۲. صلحطلبی به معنای تسلیم نیست؛ بلکه به معنای آنقدر قوی شدن است که کسی جرات حمله به شما را نداشته باشد.
۳. وظیفه فیلسوف، نشستن در کتابخانه نیست، بلکه ایستادن در کنار مظلوم در سختترین لحظات است.
📖 میراث مکتوب موتسو؛ از مهندسی دژها تا فلسفه عشق
متأسفانه به دلیل همان سرکوبهای شدیدی که پیشتر گفتیم (دوران سلسله «چین»)، بسیاری از پیروان موتسو کشته شدند و آثارشان نابود شد. با این حال، بخشی از نوشتههای او تحت عنوان یک کتاب واحد به دست ما رسیده است:
📜 کتاب اصلی: «موتسو» (Mozi)
🔻این کتاب که نام خودِ فیلسوف را بر پیشانی دارد، در ابتدا شامل ۷۱ فصل بوده که اکنون تنها ۵۳ فصل آن باقی مانده است. این فصول را میتوان به چند دسته تقسیم کرد:
* 🛡 بخشهای نظامی و دفاعی (فصول ۱۴ تا ۱۵ و ۴۴ تا ۵۳): این بخشها شگفتانگیزترین قسمت کتاب هستند. در این فصول، جزئیات دقیقی درباره ساخت ماشینآلات محاصره، روشهای مقابله با تونلهای زیرزمینی دشمن، و حتی نحوهی سازماندهی نگهبانان بر روی دیوار شهرها آمده است. این دقیقاً همان بخشی است که نویسندهی متن شما به آن اشاره کرده (مهندسیِ بقا).
* ⚖️ رسالههای اخلاقی و سیاسی: شامل نظریات او درباره «عشق همگانی»، «ضدیت با جنگهای تهاجمی» و «صرفهجویی در هزینهها». او در اینجا نقد تندی به اشرافیگری و مراسمات پرخرج درباری دارد.
* 📐 منطق و اپیستمولوژی (شناختشناسی): بخشهایی موسوم به «موییستِ متأخر» که به بررسی منطق و زبان میپردازد و سعی دارد برای حقیقت، معیارهای تجربی و عملی ارائه دهد.
📚 کتابهای پیشنهادی درباره او (به زبان فارسی و انگلیسی)
🔻از آنجا که در ایران بیشتر بر روی کنفوسیوس و لائوتسه تمرکز شده، منابع فارسی درباره موتسو محدودترند، اما این موارد بهترین گزینهها هستند:
۱. تاریخ فلسفه چین (نوشته فونگ یو-لان):
این کتاب معتبرترین مرجع برای شناخت فلسفه چین در ایران است. بخش مفصلی از آن به «موتسو» اختصاص دارد و به دقت تفاوتهای او با کنفوسیوس را تشبیه میکند. (ترجمه فریدون مجلسی).
۲. متفکران بزرگ شرق (نوشته ایان پی. مکگریل):
در این کتاب، فصلی مجزا به بررسی دکترینهای موتسو و تأثیر او بر سازماندهی اجتماعی پرداخته شده است.
۳. کتاب Mozi (ترجمه Burton Watson):
اگر به زبان انگلیسی تسلط دارید، این ترجمه یکی از بهترین گزینهها برای خواندن خودِ متن اصلی موتسو است. برتون واتسون بخشهای مهم را به زبانی ساده و جذاب ترجمه کرده است.
۴. The Mozi: A Complete Translation (توسط Ian Johnston):
این کتاب برای کسانی است که میخواهند «موتسو» را به صورت تخصصی و با تمام جزئیات (حتی بخشهای فنی و نظامی) مطالعه کنند.
🏛 چرا خواندن موتسو برای امروز مهم است؟
خواندن آثار موتسو به ما یاد میدهد که «اخلاق» بدون «تکنیک» در برابر استبداد شکست میخورد. او به ما میآموزد که اگر میخواهیم صلح داشته باشیم، باید یاد بگیریم چگونه از خانهی خود در برابر دزدان و سفاکان دفاع کنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از دکترین «عشق همگانی» تا مهندسیِ دژهای نظامی
(۲/۲)
👥 سازماندهی چریکی:
شاگردان موتسو مانند یک فرقه مذهبی-نظامیِ بسیار منضبط زندگی میکردند. آنها لباسهای کرباس ساده میپوشیدند، غذای اندک میخوردند و آماده بودند تا به محض شنیدن خبرِ محاصرهی یک شهر، جان خود را برای نجات غریبهها فدا کنند.
📉 چرا نام او در تاریخ کمرنگ شد؟
با روی کار آمدن سلسله «چین» (اولین امپراتوری متحد چین) که بسیار مستبد بود، کتابهای موتسو سوزانده و پیروانش سرکوب شدند. چرا؟ چون هیچ دیکتاتوری دوست ندارد فیلسوفی وجود داشته باشد که به مردم یاد میدهد چگونه در برابر محاصره و ارتشِ منظم مقاومت کنند. آنها فیلسوفانی را ترجیح میدادند که از «اطاعت» حرف بزنند، نه از «مقاومت مهندسیشده».
💡 میراث او برای امروز
🔻موتسو به ما یاد میدهد که:
۱. اندیشه بدون ابزار، بیدفاع است.
۲. صلحطلبی به معنای تسلیم نیست؛ بلکه به معنای آنقدر قوی شدن است که کسی جرات حمله به شما را نداشته باشد.
۳. وظیفه فیلسوف، نشستن در کتابخانه نیست، بلکه ایستادن در کنار مظلوم در سختترین لحظات است.
📖 میراث مکتوب موتسو؛ از مهندسی دژها تا فلسفه عشق
متأسفانه به دلیل همان سرکوبهای شدیدی که پیشتر گفتیم (دوران سلسله «چین»)، بسیاری از پیروان موتسو کشته شدند و آثارشان نابود شد. با این حال، بخشی از نوشتههای او تحت عنوان یک کتاب واحد به دست ما رسیده است:
📜 کتاب اصلی: «موتسو» (Mozi)
🔻این کتاب که نام خودِ فیلسوف را بر پیشانی دارد، در ابتدا شامل ۷۱ فصل بوده که اکنون تنها ۵۳ فصل آن باقی مانده است. این فصول را میتوان به چند دسته تقسیم کرد:
* 🛡 بخشهای نظامی و دفاعی (فصول ۱۴ تا ۱۵ و ۴۴ تا ۵۳): این بخشها شگفتانگیزترین قسمت کتاب هستند. در این فصول، جزئیات دقیقی درباره ساخت ماشینآلات محاصره، روشهای مقابله با تونلهای زیرزمینی دشمن، و حتی نحوهی سازماندهی نگهبانان بر روی دیوار شهرها آمده است. این دقیقاً همان بخشی است که نویسندهی متن شما به آن اشاره کرده (مهندسیِ بقا).
* ⚖️ رسالههای اخلاقی و سیاسی: شامل نظریات او درباره «عشق همگانی»، «ضدیت با جنگهای تهاجمی» و «صرفهجویی در هزینهها». او در اینجا نقد تندی به اشرافیگری و مراسمات پرخرج درباری دارد.
* 📐 منطق و اپیستمولوژی (شناختشناسی): بخشهایی موسوم به «موییستِ متأخر» که به بررسی منطق و زبان میپردازد و سعی دارد برای حقیقت، معیارهای تجربی و عملی ارائه دهد.
📚 کتابهای پیشنهادی درباره او (به زبان فارسی و انگلیسی)
🔻از آنجا که در ایران بیشتر بر روی کنفوسیوس و لائوتسه تمرکز شده، منابع فارسی درباره موتسو محدودترند، اما این موارد بهترین گزینهها هستند:
۱. تاریخ فلسفه چین (نوشته فونگ یو-لان):
این کتاب معتبرترین مرجع برای شناخت فلسفه چین در ایران است. بخش مفصلی از آن به «موتسو» اختصاص دارد و به دقت تفاوتهای او با کنفوسیوس را تشبیه میکند. (ترجمه فریدون مجلسی).
۲. متفکران بزرگ شرق (نوشته ایان پی. مکگریل):
در این کتاب، فصلی مجزا به بررسی دکترینهای موتسو و تأثیر او بر سازماندهی اجتماعی پرداخته شده است.
۳. کتاب Mozi (ترجمه Burton Watson):
اگر به زبان انگلیسی تسلط دارید، این ترجمه یکی از بهترین گزینهها برای خواندن خودِ متن اصلی موتسو است. برتون واتسون بخشهای مهم را به زبانی ساده و جذاب ترجمه کرده است.
۴. The Mozi: A Complete Translation (توسط Ian Johnston):
این کتاب برای کسانی است که میخواهند «موتسو» را به صورت تخصصی و با تمام جزئیات (حتی بخشهای فنی و نظامی) مطالعه کنند.
🏛 چرا خواندن موتسو برای امروز مهم است؟
خواندن آثار موتسو به ما یاد میدهد که «اخلاق» بدون «تکنیک» در برابر استبداد شکست میخورد. او به ما میآموزد که اگر میخواهیم صلح داشته باشیم، باید یاد بگیریم چگونه از خانهی خود در برابر دزدان و سفاکان دفاع کنیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
دوهزار و پانصد سال پیش فیلسوف چینی با اسب و الاغ و قاطر و هرچی که گیرش میاومد، و گاهی پیاده، ازین شهر به اون شهر میرفت، تا به مردم آبادیها یاد بده چطور وقتی بشون حمله شد، بتونند در محاصره نظامی زنده بمونند و از خونه زندگیشون دفاع کنند. صبح درباره عشق…
اقتدارگرایان و طرفداران خشونتهای موحشِ نظام سیاسی مستقر علیه ملت ایران، معترضان را به همدستی با کشورهای خارجی متهم میکنند؛ مدعیاند چون آنان خواهان دخالت بیگانگاناند، لایق مرگ و سرکوباند. اما از طرح این پرسش ناتواناند که ملتی با روحیهٔ میهنپرستی، چگونه چنان مستأصل شده است که حاضر به درخواست کمک از خارجی است.
پرسش اصلی این نیست که با مردمِ معترضِ امیدوار به دشمن خارجی چه باید کرد؛ بلکه پرسش درست این است که حاکمیت چگونه بر این مردم حکومت کرده است که آنان را ناچار به چنین خواستی کرده است.
ماکیاولی در رسالهٔ «گفتارها» دلیل این وضعیت را توضیح میدهد؛ آنجا که حکومت از فضیلت عدالت بیبهره است، شهروندان ناچار به استمداد از بیگانه میشوند. راهکار، توجیه کشتار مردم نیست، بلکه پذیرش مسئولیت حکومت و تن دادن به تغییرات اساسی در نهادها و سیاستهاست تا با جلب رضایت مردم، مشروعیت حکومت و استقلال جامعه احیا گردد.
✍🏻 #مهدی_کاظمی زمهریر
@kazemizamharir
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
پرسش اصلی این نیست که با مردمِ معترضِ امیدوار به دشمن خارجی چه باید کرد؛ بلکه پرسش درست این است که حاکمیت چگونه بر این مردم حکومت کرده است که آنان را ناچار به چنین خواستی کرده است.
ماکیاولی در رسالهٔ «گفتارها» دلیل این وضعیت را توضیح میدهد؛ آنجا که حکومت از فضیلت عدالت بیبهره است، شهروندان ناچار به استمداد از بیگانه میشوند. راهکار، توجیه کشتار مردم نیست، بلکه پذیرش مسئولیت حکومت و تن دادن به تغییرات اساسی در نهادها و سیاستهاست تا با جلب رضایت مردم، مشروعیت حکومت و استقلال جامعه احیا گردد.
✍🏻 #مهدی_کاظمی زمهریر
@kazemizamharir
📕درباره مواضع سیاسیِ رقتانگیزِ عبدالکریم سروش
📺 «نجاستِ مسجعِ» حاج فرجِ دغل
— همدستیِ تمامعیارِ «قصاب دانشگاه» با قصابانِ فاشیسم دینی
.
#سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘سکوتِ کرکنندهی چپ در برابر ملتِ ایران
— من با چپی که آگاهانه انتخاب کرده که سکوت کند، هیچ وجه اشتراکی ندارم!
(۱/۲)
✍🏻 #یاشا_مونک
🍂 یک جنبش اعتراضی الهامبخش بنیادهای قدرت در ایران را به لرزه درآورده است. میلیونها نفر به خیابانها آمدهاند تا علیه فسادی که آنها را فقیر کرده و محدودیتهایی که آزادیهایشان را سلب کرده، اعتراض کنند. مردان و بهویژه زنان در برابر تهدید خشونت دولتی، برای کرامت و معیشت خود ایستادهاند.
🍂 دلایل زیادی وجود دارد که بترسیم این جنبش اعتراضی به نتیجه بدی ختم شود. رژیم ممکن است بار دیگر تصمیم به سرکوب شهروندان خود بگیرد و در این فرآیند دهها، صدها یا شاید هزاران نفر را بکشد (در واقع، بر اساس گزارشهای شاهدان عینی، همین کار را آغاز کرده است). قدرت ممکن است از آیتالله بیمار خامنهای به سپاه پاسداران منتقل شود؛ شاید برخی محدودیتها بر زنان برداشته شود، اما آرمانهای سیاسی و اقتصادی گستردهتر مردم ناکام بماند. حتی گذار به دموکراسی لزوماً نتایج پایداری به همراه نخواهد داشت، همانطور که تجربههای شکستخورده حکمرانی دموکراتیک در مصر تا تونس نشان میدهد.
🍂 اما همدلی هر کسی که به آزادی، برابری و حقوق اساسی زنان باور دارد، باید با آن میلیونها ایرانی شجاع باشد. با این حال، در سراسر غرب، در برابر این اعتراضات تاریخی، سکوت کرکنندهای حاکم بوده است. این سکوت در رسانههای جریان اصلی، از بیبیسی تا رادیو عمومی ملی، مشهود بوده که بهطور عجیبی در درک اهمیت این لحظه کند عمل کردهاند. بدتر اینکه وقتی این رسانهها بالاخره به پوشش رویدادها پرداختند، اغلب اهمیت اعتراضات را کماهمیت جلوه دادند؛ در چند مورد بهخصوص تأسفبار، خبرنگاران حتی به نظر میرسید با رژیم سرکوبگر کشور همدلی دارند (در آغاز اعتراضات، گاردین حتی مقالهای از عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، منتشر کرد).
🍂 سکوت در روزنامهها و مجلات چپگرای جهان انگلیسیزبان حتی کرکنندهتر بوده است. صبح شنبه، نشریات اصلی چپ آمریکا را برای هرگونه اشاره به ایران جستجو کردم. هیچ مطلبی در وبسایتهای The Nation، The New Republic، Jacobin، Slate یا حتی Dissent وجود نداشت. توضیحات سادهای برای اینکه چرا توجهها جای دیگری است، وجود دارد؛ آنها تمرکز بر جنایات کاخ سفید را بیشتر ترجیح میدهند. اما آیا واقعاً اینقدر سخت است که یک نویسنده گزارشی درباره اتفاقات ایران بنویسد یا مقالهای از یک ایرانی تبعیدی درباره امیدهایش برای کشورش تهیه کند؟
🍂 این سکوت تصادفی نیست؛ یک انتخاب است. و گرچه گمان میکنم این انتخاب کاملاً آگاهانه نیست و کسانی که آن را انجام میدهند، منطق انگیزهشان را حتی برای خودشان بهطور کامل توضیح ندادهاند، اما در نهایت به یک محاسبه بسیار ساده برمیگردد که از روزهای جرج اورول به این سو، روشنفکران چپ را آزار داده است.
🔺🔺این در ذهنشان یک شیطانشناسی ساده ایجاد میکند: هر کس در «طرف ما» باشد باید بد باشد و هر کس در «طرف مقابل» باشد، بهطور پیشفرض خوب است. اورول درباره برخی روشنفکران زمان خودش گفت که «انگیزه واقعی اما ناگفتهشان ظاهراً نفرت از دموکراسی غربی و تحسین توتالیتاریسم است». در هفته گذشته پیدا کردن چپگرایان بهخصوص سادهلوح که این منطق را تا انتهای تلخش دنبال میکنند، سخت نبوده؛ کسانی که معترضان ایرانی را عوامل بیاراده امپریالیسم مینامند و حاضر نیستند بپذیرند که نیکلاس مادورو دیکتاتوری وحشتناک بود. اما بیشترشان کمی زیرکترند؛ کسانی که تا لحظهی آخر به ستایش خامنهای یا مادورو نمیپردازند اما نمیتوانند کاملاً خود را به سقوط رژیمهایی که خودشان ساختند، امیدوار کنند.
🍂 من از زمانی که شروع به آگاهی سیاسی کردم، مرد چپ بودهام. در سن ۱۳ سالگی به حزب سوسیال دموکرات آلمان پیوستم و هنوز به بسیاری از آرمانهای آن زمان اعتقاد دارم: به همبستگی بینالمللی؛ به نیاز به یک دولت رفاه سخاوتمند؛ به شر مطلق نفرت نژادی و پاکسازی قومی و جنگ. دوست دارم یک بار دیگر احساس کنم که بخشی از یک جنبش تودهای هستم که به شیوهای اصولی از این ارزشها دفاع میکند. اما با چپی که خود را قادر به تشویق زنان و مردان شجاعی که اکنون به خیابانهای تهران و بسیاری از شهرهای دیگر ایران میآیند، نمیبیند، هیچ وجه اشتراکی ندارم.
🔷 معرفی نویسنده:
یاشا مونک (Yascha Mounk) یک دانشمند علوم سیاسی، نویسنده و استاد دانشگاه آلمانی-آمریکایی است که به دلیل پژوهشهایش در مورد بحران دموکراسیهای لیبرال و رشد پوپولیسم در جهان شهرت زیادی پیدا کرده است.
🔻در ادامه، نکات کلیدی درباره او و جایگاه فکریاش آورده شده است:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— من با چپی که آگاهانه انتخاب کرده که سکوت کند، هیچ وجه اشتراکی ندارم!
(۱/۲)
✍🏻 #یاشا_مونک
🍂 یک جنبش اعتراضی الهامبخش بنیادهای قدرت در ایران را به لرزه درآورده است. میلیونها نفر به خیابانها آمدهاند تا علیه فسادی که آنها را فقیر کرده و محدودیتهایی که آزادیهایشان را سلب کرده، اعتراض کنند. مردان و بهویژه زنان در برابر تهدید خشونت دولتی، برای کرامت و معیشت خود ایستادهاند.
🍂 دلایل زیادی وجود دارد که بترسیم این جنبش اعتراضی به نتیجه بدی ختم شود. رژیم ممکن است بار دیگر تصمیم به سرکوب شهروندان خود بگیرد و در این فرآیند دهها، صدها یا شاید هزاران نفر را بکشد (در واقع، بر اساس گزارشهای شاهدان عینی، همین کار را آغاز کرده است). قدرت ممکن است از آیتالله بیمار خامنهای به سپاه پاسداران منتقل شود؛ شاید برخی محدودیتها بر زنان برداشته شود، اما آرمانهای سیاسی و اقتصادی گستردهتر مردم ناکام بماند. حتی گذار به دموکراسی لزوماً نتایج پایداری به همراه نخواهد داشت، همانطور که تجربههای شکستخورده حکمرانی دموکراتیک در مصر تا تونس نشان میدهد.
🍂 اما همدلی هر کسی که به آزادی، برابری و حقوق اساسی زنان باور دارد، باید با آن میلیونها ایرانی شجاع باشد. با این حال، در سراسر غرب، در برابر این اعتراضات تاریخی، سکوت کرکنندهای حاکم بوده است. این سکوت در رسانههای جریان اصلی، از بیبیسی تا رادیو عمومی ملی، مشهود بوده که بهطور عجیبی در درک اهمیت این لحظه کند عمل کردهاند. بدتر اینکه وقتی این رسانهها بالاخره به پوشش رویدادها پرداختند، اغلب اهمیت اعتراضات را کماهمیت جلوه دادند؛ در چند مورد بهخصوص تأسفبار، خبرنگاران حتی به نظر میرسید با رژیم سرکوبگر کشور همدلی دارند (در آغاز اعتراضات، گاردین حتی مقالهای از عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، منتشر کرد).
🍂 سکوت در روزنامهها و مجلات چپگرای جهان انگلیسیزبان حتی کرکنندهتر بوده است. صبح شنبه، نشریات اصلی چپ آمریکا را برای هرگونه اشاره به ایران جستجو کردم. هیچ مطلبی در وبسایتهای The Nation، The New Republic، Jacobin، Slate یا حتی Dissent وجود نداشت. توضیحات سادهای برای اینکه چرا توجهها جای دیگری است، وجود دارد؛ آنها تمرکز بر جنایات کاخ سفید را بیشتر ترجیح میدهند. اما آیا واقعاً اینقدر سخت است که یک نویسنده گزارشی درباره اتفاقات ایران بنویسد یا مقالهای از یک ایرانی تبعیدی درباره امیدهایش برای کشورش تهیه کند؟
🍂 این سکوت تصادفی نیست؛ یک انتخاب است. و گرچه گمان میکنم این انتخاب کاملاً آگاهانه نیست و کسانی که آن را انجام میدهند، منطق انگیزهشان را حتی برای خودشان بهطور کامل توضیح ندادهاند، اما در نهایت به یک محاسبه بسیار ساده برمیگردد که از روزهای جرج اورول به این سو، روشنفکران چپ را آزار داده است.
برای شمار زیادی از چپگرایان، تعهد بنیادیشان نه به یک اصل یا آرمان برای جهان، بلکه به این باور است که کشورها و جوامع خودشان ریشه در شرارت عمیقی دارند.
🔺🔺این در ذهنشان یک شیطانشناسی ساده ایجاد میکند: هر کس در «طرف ما» باشد باید بد باشد و هر کس در «طرف مقابل» باشد، بهطور پیشفرض خوب است. اورول درباره برخی روشنفکران زمان خودش گفت که «انگیزه واقعی اما ناگفتهشان ظاهراً نفرت از دموکراسی غربی و تحسین توتالیتاریسم است». در هفته گذشته پیدا کردن چپگرایان بهخصوص سادهلوح که این منطق را تا انتهای تلخش دنبال میکنند، سخت نبوده؛ کسانی که معترضان ایرانی را عوامل بیاراده امپریالیسم مینامند و حاضر نیستند بپذیرند که نیکلاس مادورو دیکتاتوری وحشتناک بود. اما بیشترشان کمی زیرکترند؛ کسانی که تا لحظهی آخر به ستایش خامنهای یا مادورو نمیپردازند اما نمیتوانند کاملاً خود را به سقوط رژیمهایی که خودشان ساختند، امیدوار کنند.
🍂 من از زمانی که شروع به آگاهی سیاسی کردم، مرد چپ بودهام. در سن ۱۳ سالگی به حزب سوسیال دموکرات آلمان پیوستم و هنوز به بسیاری از آرمانهای آن زمان اعتقاد دارم: به همبستگی بینالمللی؛ به نیاز به یک دولت رفاه سخاوتمند؛ به شر مطلق نفرت نژادی و پاکسازی قومی و جنگ. دوست دارم یک بار دیگر احساس کنم که بخشی از یک جنبش تودهای هستم که به شیوهای اصولی از این ارزشها دفاع میکند. اما با چپی که خود را قادر به تشویق زنان و مردان شجاعی که اکنون به خیابانهای تهران و بسیاری از شهرهای دیگر ایران میآیند، نمیبیند، هیچ وجه اشتراکی ندارم.
🔷 معرفی نویسنده:
یاشا مونک (Yascha Mounk) یک دانشمند علوم سیاسی، نویسنده و استاد دانشگاه آلمانی-آمریکایی است که به دلیل پژوهشهایش در مورد بحران دموکراسیهای لیبرال و رشد پوپولیسم در جهان شهرت زیادی پیدا کرده است.
🔻در ادامه، نکات کلیدی درباره او و جایگاه فکریاش آورده شده است:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘سکوتِ کرکنندهی چپ در برابر ملتِ ایران
— من با چپی که آگاهانه انتخاب کرده که سکوت کند، هیچ وجه اشتراکی ندارم!
(۲/۲)
✍🏻 #یاشا_مونک
📚 ۱. سوابق آکادمیک
او استاد «دانشکده مطالعات بینالمللی پیشرفته» (SAIS) در دانشگاه جانز هاپکینز است. مونک همچنین در دانشگاههایی نظیر هاروارد تدریس کرده و عضو ارشد چندین اندیشکده معتبر مانند «شورای روابط خارجی» (CFR) است.
📚 ۲. تخصص و حوزهی فکری
تخصص اصلی یاشا مونک بر روی سرنوشت دموکراسی متمرکز است. او یکی از اولین کسانی بود که هشدار داد دموکراسیهای لیبرال (مانند آمریکا و کشورهای اروپایی) آنقدر که ما فکر میکنیم پایدار نیستند و ممکن است از درون فرو بپاشند.
📚 ۳. کتابهای مهم
• «مردم علیه دموکراسی» (The People vs. Democracy): این مشهورترین کتاب اوست که در آن توضیح میدهد چگونه دموکراسی (حاکمیت مردم) و لیبرالیسم (حقوق فردی و حاکمیت قانون) در حال جدا شدن از یکدیگر هستند.
• «تله هویت» (The Identity Trap): در این کتاب که جدیدترین اثر اوست، مونک به نقد سیاستهای هویتی (Identity Politics) و جریانهای چپ افراطی میپردازد. او معتقد است تمرکز بیش از حد بر نژاد، جنسیت و هویتهای گروهی میتواند به آزادیهای فردی و انسجام اجتماعی آسیب بزند.
📚 ۴. فعالیتهای رسانهای
یاشا مونک مؤسس وبسایت و انجمن آنلاین «Persuasion» است. این پلتفرم فضایی برای نویسندگان و روشنفکرانی است که به ارزشهای دموکراسی لیبرال، آزادی بیان و بحثهای منطقی (به دور از افراط و تفریطهای جناحی) باور دارند. او همچنین نویسنده مجله آتلانتیک (The Atlantic) است.
📚 ۵. موضع سیاسی
او خودش را یک «لیبرال اصولی» میداند. او همزمان منتقد دو جریان است:
1. راست پوپولیست: (مانند ترامپ یا ویکتور اوربان) که نهادهای دموکراتیک را تضعیف میکنند.
2. چپ رادیکال: که به باور او با تمرکز بر «سیاستهای هویتی»، از اصول کلاسیک آزادی و برابری فاصله گرفتهاند.
@pasqambar
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— من با چپی که آگاهانه انتخاب کرده که سکوت کند، هیچ وجه اشتراکی ندارم!
(۲/۲)
✍🏻 #یاشا_مونک
📚 ۱. سوابق آکادمیک
او استاد «دانشکده مطالعات بینالمللی پیشرفته» (SAIS) در دانشگاه جانز هاپکینز است. مونک همچنین در دانشگاههایی نظیر هاروارد تدریس کرده و عضو ارشد چندین اندیشکده معتبر مانند «شورای روابط خارجی» (CFR) است.
📚 ۲. تخصص و حوزهی فکری
تخصص اصلی یاشا مونک بر روی سرنوشت دموکراسی متمرکز است. او یکی از اولین کسانی بود که هشدار داد دموکراسیهای لیبرال (مانند آمریکا و کشورهای اروپایی) آنقدر که ما فکر میکنیم پایدار نیستند و ممکن است از درون فرو بپاشند.
📚 ۳. کتابهای مهم
• «مردم علیه دموکراسی» (The People vs. Democracy): این مشهورترین کتاب اوست که در آن توضیح میدهد چگونه دموکراسی (حاکمیت مردم) و لیبرالیسم (حقوق فردی و حاکمیت قانون) در حال جدا شدن از یکدیگر هستند.
• «تله هویت» (The Identity Trap): در این کتاب که جدیدترین اثر اوست، مونک به نقد سیاستهای هویتی (Identity Politics) و جریانهای چپ افراطی میپردازد. او معتقد است تمرکز بیش از حد بر نژاد، جنسیت و هویتهای گروهی میتواند به آزادیهای فردی و انسجام اجتماعی آسیب بزند.
📚 ۴. فعالیتهای رسانهای
یاشا مونک مؤسس وبسایت و انجمن آنلاین «Persuasion» است. این پلتفرم فضایی برای نویسندگان و روشنفکرانی است که به ارزشهای دموکراسی لیبرال، آزادی بیان و بحثهای منطقی (به دور از افراط و تفریطهای جناحی) باور دارند. او همچنین نویسنده مجله آتلانتیک (The Atlantic) است.
📚 ۵. موضع سیاسی
او خودش را یک «لیبرال اصولی» میداند. او همزمان منتقد دو جریان است:
1. راست پوپولیست: (مانند ترامپ یا ویکتور اوربان) که نهادهای دموکراتیک را تضعیف میکنند.
2. چپ رادیکال: که به باور او با تمرکز بر «سیاستهای هویتی»، از اصول کلاسیک آزادی و برابری فاصله گرفتهاند.
@pasqambar
.
#نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘سلاخی با بسمالله
— مهندسیِ قتلِ بیعذابوجدان؛ اخلاق در ذیلِ «ولایت فقیه»
✍🏻 #احمد_باطبی
🍂 مسئله خود قتل نیست، مسئله وجدانِ قاتل است که باید با قرآن و مفاهیم دینی سازوکاری برای آن پیدا کرد که بتوان گفت:
🍂 این دقیقاً کاری است که حسامالدین حائریزاده یزدی (از حامیان جمهوری اسلامی، کسی که خود را مدرس «مشق استراتژی» با «قواعد قرآنی» میکند) در این ویدئو انجام میدهد: او صحنهی اعتراض خیابانی را «میدان جنگ» مینامد، کشتنِ معترض را مفروض میگیرد، و به جای اینکه دربارهی حرمت جان و مسئولیت انسانی حرف بزند، روی «نیتِ قاتل» تمرکز میکند.
🔻او به نیروهای سرکوب میگوید: بعد از کشتن، حق نداری از نفرت و عصبانیت روی پیکر بیجان لگد بزنی؛ نه از سرِ دلسوزی برای قربانی، بلکه چون:
🔻یعنی پیام واقعی این است:
🔻بعد، برای اینکه معترض دیگر «شهروند» نباشد، او زبانِ انسانزدایی را وارد میکند:
📌 نتیجه روشن است: وقتی طرف مقابل ذاتاً «آلوده» معرفی شد، حذفش دیگر جنایت دیده نمیشود؛ «پالایش» جا زده میشود.
🔻در مرحله بعد، خشونت را به «نقشهی خدا» وصل میکند:
و با مفاهیمی مثل «گزینش شهدا» و «تمییز خبیث از طیب» مرگ و خون را به پروژهی معنوی تبدیل میکند. در این روایت، هر گلوله نه تصمیم یک انسان، بلکه جزء یک «طرح مقدس» معرفی میشود.
🔻و اینجا نقطهی خطرناکتر است: او عامل سرکوب را از مسئولیت جدا میکند. میگوید:
🔺یعنی سرباز قرار است خودش را قاتل نبیند؛ ابزار ببیند. ابزار هم شرم نمیکند، تردید نمیکند، شب راحت میخوابد.
📌 این فقط پروپاگاندای سیاسی نیست. این مهندسی اعتقادی برای تولید خشونتِ بیعذابوجدان است: اعتراض را جنگ میکند، شهروند را دشمن میکند، قتل را «وظیفه» میکند، و مسئولیت را از دستِ انسان برمیدارد و میگذارد روی دوش «طرح الهی».
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مهندسیِ قتلِ بیعذابوجدان؛ اخلاق در ذیلِ «ولایت فقیه»
✍🏻 #احمد_باطبی
🍂 مسئله خود قتل نیست، مسئله وجدانِ قاتل است که باید با قرآن و مفاهیم دینی سازوکاری برای آن پیدا کرد که بتوان گفت:
«من نکشتم، خدا غربال کرد!».
🍂 این دقیقاً کاری است که حسامالدین حائریزاده یزدی (از حامیان جمهوری اسلامی، کسی که خود را مدرس «مشق استراتژی» با «قواعد قرآنی» میکند) در این ویدئو انجام میدهد: او صحنهی اعتراض خیابانی را «میدان جنگ» مینامد، کشتنِ معترض را مفروض میگیرد، و به جای اینکه دربارهی حرمت جان و مسئولیت انسانی حرف بزند، روی «نیتِ قاتل» تمرکز میکند.
🔻او به نیروهای سرکوب میگوید: بعد از کشتن، حق نداری از نفرت و عصبانیت روی پیکر بیجان لگد بزنی؛ نه از سرِ دلسوزی برای قربانی، بلکه چون:
اگر نفرت داشته باشی «رگههایی از شرک» در قلبت هست و «توحیدت اشکال دارد».
🔻یعنی پیام واقعی این است:
بکش، اما با قلبِ «پاک» و نیتِ «الهی».
🔻بعد، برای اینکه معترض دیگر «شهروند» نباشد، او زبانِ انسانزدایی را وارد میکند:
جامعه را به «حق و باطل» و «پاک و ناپاک» تقسیم میکند، از «حلالزاده و حرامزاده» حرف میزند و میگوید این «معرکهها» برای جدا کردنِ آدمهاست.
📌 نتیجه روشن است: وقتی طرف مقابل ذاتاً «آلوده» معرفی شد، حذفش دیگر جنایت دیده نمیشود؛ «پالایش» جا زده میشود.
🔻در مرحله بعد، خشونت را به «نقشهی خدا» وصل میکند:
میگوید این فتنه و کشتار، صحنهی «آزمون» است تا معلوم شود چه کسی مؤمن است!
و با مفاهیمی مثل «گزینش شهدا» و «تمییز خبیث از طیب» مرگ و خون را به پروژهی معنوی تبدیل میکند. در این روایت، هر گلوله نه تصمیم یک انسان، بلکه جزء یک «طرح مقدس» معرفی میشود.
🔻و اینجا نقطهی خطرناکتر است: او عامل سرکوب را از مسئولیت جدا میکند. میگوید:
برد و باخت شما چیزی را «برای خدا» تغییر نمیدهد، شما فقط «باشید».
🔺یعنی سرباز قرار است خودش را قاتل نبیند؛ ابزار ببیند. ابزار هم شرم نمیکند، تردید نمیکند، شب راحت میخوابد.
📌 این فقط پروپاگاندای سیاسی نیست. این مهندسی اعتقادی برای تولید خشونتِ بیعذابوجدان است: اعتراض را جنگ میکند، شهروند را دشمن میکند، قتل را «وظیفه» میکند، و مسئولیت را از دستِ انسان برمیدارد و میگذارد روی دوش «طرح الهی».
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
.
#حکومت اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اعتراف سفیر سلطنتِفقیه در فرانسه به کشتار گسترده
🔸#محمد_امین_نژاد سفیر رژیم در جواب مجری که میپرسد مردم شما که اکثرا مسلح نبودند چرا آنها را قتل عام کردید؟ گفت:
🔻نقل دقیقتر سخنان:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸#محمد_امین_نژاد سفیر رژیم در جواب مجری که میپرسد مردم شما که اکثرا مسلح نبودند چرا آنها را قتل عام کردید؟ گفت:
«از روز ۱۹ دی اینطور در نظر گرفتیم که ما در سیزدهمین روز جنگ ۱۲ روزه با اسراییل هستیم؛ ما دشمنان را در این جنگ کشتیم!».
🔻نقل دقیقتر سخنان:
«باید شرایط را درک کرد. از روز ۱۹ دی، ما این حوادث را صرفاً ناآرامیهای داخلی تلقی نکردیم. از نظر ما، ما در سیزدهمین روز از یک جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل بودیم. در میدان نبرد، مرز بین دشمن خارجی و عوامل نفوذیاش از بین میرود. در چنین جنگی، شما با معترض روبرو نیستید، بلکه با عناصری از یک تجاوز خارجی طرف هستید. ما تهدیدات را در این چارچوبِ "جنگ تمامعیار" خنثی کردیم».
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
.
#حکومت اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ثمرهی نهاییِ عرفانِ «شیعی - ولایی» و عمری غذاداریِ حسین
🔻مهدی چمران:
🔻رئیس شورای شهر تهران:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻مهدی چمران:
هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
🔻رئیس شورای شهر تهران:
«در این اعتراضات جان باختهای نداشتیم و تنها محاربانی با تفنگ و چاقو حضور داشتند.»
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📕۵۰ هزار کشته؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🪓 معماران خون
.
#حکومت اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
— خلاصهای از مقالهی «۵۲ هزار کشته؛ فروپاشی زیرساختهای لجستیکی و برآورد آماری ابعاد جنایت علیه بشریت در انقلاب ایران؛ گزارشِ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خلاصهای از مقالهی «۵۲ هزار کشته؛ فروپاشی زیرساختهای لجستیکی و برآورد آماری ابعاد جنایت علیه بشریت در انقلاب ایران؛ گزارشِ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما»
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
📺 اصل فتنه است [نه کشتن]؛ انقدر میکشیم تا دیگر فتنهای نباشد!
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
📺 اعتراف سفیر سلطنتِفقیه در فرانسه به کشتار گسترده
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
@Naqdagin
🎧 تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
— خلاصهای از مقالهی «۵۲ هزار کشته؛ فروپاشی زیرساختهای لجستیکی و برآورد آماری ابعاد جنایت علیه بشریت در انقلاب ایران؛ گزارشِ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خلاصهای از مقالهی «۵۲ هزار کشته؛ فروپاشی زیرساختهای لجستیکی و برآورد آماری ابعاد جنایت علیه بشریت در انقلاب ایران؛ گزارشِ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما»
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
📺 اعتراف سفیر سلطنتِفقیه در فرانسه به کشتار گسترده
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘ایرانشهری که به دست ایرانیان در حالِ بازسازی است!
✍🏻 نگار
💎 در این روزها ما ایرانیان در حال انجام دادن کاری سترگایم. ما در این انقلاب، نمادهایمان را خودمان ساختهایم؛ نه قرض گرفتهایم و نه اجازه دادهایم به ما تحمیل شوند. ما آگاهانه از میان نمادهای کهن ایرانشهر انتخاب کردهایم: درفش کاویانی، پرچم شیر و خورشید و نام پادشاه. این انتخاب، یک نوستالژی کور نیست، بلکه بازگشت به حافظهی تاریخیِ زنده است؛ چرا که میخواهیم بر ریشههای ایرانی خود بایستیم، نه بر روایتهایی که دیگر حتی برای سازندگانشان هم معنایی ندارد.
🗳 این حرکت، قطعاً ستیز با دموکراسی نیست؛ چرا که با ملایمت، انعطاف و تعقل، بر اصل دموکراتیک بودن در کنار سکولاریسم، ایرانشهری و صندوق رای تاکید دارد. ایران امروز خواهان بازگشت به ریشههای خویش است؛ بازگشتی بهمثابه نظمی که در آن «پادشاه» نگهبان نیکی است، نه مالک جان و مال مردم. سرزمینی که قرنها اقوام گوناگون—کرد، لر، ترک، بلوچ و عرب—در آن کنار هم زیستهاند، دقیقاً به این دلیل دوام آورده که حول یک نماد فراگیر، فراتر از قبیله و فرقه، سازمان یافته است.
🩹 ایرانیِ امروز خسته است؛ خسته از هیاهو، خشونت و بیپدریِ سیاسی. او نیازمند حضوری است که نقش «پدر» را ایفا کند: نه قیم و نه مستبد، بلکه نگهبان و مراقب. تکرار این شعار که «دوران قیمومیت گذشته»، اگرچه از نظر نظری درست است، اما از نظر تاریخی و روانی سادهانگارانه مینماید. بدن زخمی ایران امروز در دورهی نقاهت است؛ جامعهای که در حال خونریزی و فرسایش است، پیش از هر انتخاب پیچیدهی سیاسی، به ثبات، مراقبت و بازسازی نیاز دارد.
🥀 در سوی دیگر، دشمن حتی از بازسازی نمادهای خودش هم ناتوان شده است. روایتهایی که زمانی موتور بسیج عاطفی بودند، امروز تهی شدهاند. تقابلِ خونریزیِ یزید و مظلومیتِ حسین دیگر کار نمیکند؛ نه چون مردم نسبت به کربلا بیتفاوت شدهاند، بلکه چون مقیاس جنایت در سطحی عظیم تغییر کرده است. نظامی که حجم کشتارش از حد نماد گذشته، دیگر توان محافظت از استعارههای مذهبیاش را ندارد.
📜 این ناتوانی، سابقه تاریخی دارد. زمانی که مورخان عباسی میخواستند کشتار هولناک بنیامیه را ثبت کنند، آن را «انتقام» نامیدند تا زهرِ توحش را بگیرند. حکایت مشهور «سفره انداختن بر اجساد زخمیها در کنار رود ابیفطرس» را چنین توجیه کردند که عباسیان ۷۲ اموی را به خونخواهی ۷۲ تن از شهدای کربلا کشتند. این بازآرایی نمادین مدتی کار کرد، اما امروز دیگر کارایی ندارد. حجم خشونت و عریانی توحش در کشتار دیماه ایران آنقدر بالاست که حتی کربلا هم توان مقایسه با آن را ندارد.
🌑 بوضوح میبینیم که در ذهنیت بسیاری از جوانان، یزید—با تمام سیاهی تاریخیاش—انسانیتر از حاکمی جلوه میکند که بیواسطه مردم خودش را میکشد. حتی نمادهایی چون کشتار مغول در نیشابور نیز قدرت نمادین خود را از دست دادهاند؛ چرا که جنایت مغول در قالب حملهی خارجی رخ داد، اما آنچه امروز میگذرد، کشتار شهروندان به دست دولت مستقر است. این یک تفاوت ماهوی و تکاندهنده است.
☀️ در چنین وضعیتی، بازگشت به نمادهای پادشاهیِ نگهبان، واکنشی عقلانی به فروپاشی معنایی رقیب است. ما نماد را برای بزک کردن گذشته یا صرفاً برای کوبیدن بر سر حاکمیت احضار نکردهایم؛ ما این نمادها را فراخواندهایم چون آینده بدون آنها قابل ساختن نیست. این، امروز تنها راه نجات ایران است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 نگار
💎 در این روزها ما ایرانیان در حال انجام دادن کاری سترگایم. ما در این انقلاب، نمادهایمان را خودمان ساختهایم؛ نه قرض گرفتهایم و نه اجازه دادهایم به ما تحمیل شوند. ما آگاهانه از میان نمادهای کهن ایرانشهر انتخاب کردهایم: درفش کاویانی، پرچم شیر و خورشید و نام پادشاه. این انتخاب، یک نوستالژی کور نیست، بلکه بازگشت به حافظهی تاریخیِ زنده است؛ چرا که میخواهیم بر ریشههای ایرانی خود بایستیم، نه بر روایتهایی که دیگر حتی برای سازندگانشان هم معنایی ندارد.
🗳 این حرکت، قطعاً ستیز با دموکراسی نیست؛ چرا که با ملایمت، انعطاف و تعقل، بر اصل دموکراتیک بودن در کنار سکولاریسم، ایرانشهری و صندوق رای تاکید دارد. ایران امروز خواهان بازگشت به ریشههای خویش است؛ بازگشتی بهمثابه نظمی که در آن «پادشاه» نگهبان نیکی است، نه مالک جان و مال مردم. سرزمینی که قرنها اقوام گوناگون—کرد، لر، ترک، بلوچ و عرب—در آن کنار هم زیستهاند، دقیقاً به این دلیل دوام آورده که حول یک نماد فراگیر، فراتر از قبیله و فرقه، سازمان یافته است.
🩹 ایرانیِ امروز خسته است؛ خسته از هیاهو، خشونت و بیپدریِ سیاسی. او نیازمند حضوری است که نقش «پدر» را ایفا کند: نه قیم و نه مستبد، بلکه نگهبان و مراقب. تکرار این شعار که «دوران قیمومیت گذشته»، اگرچه از نظر نظری درست است، اما از نظر تاریخی و روانی سادهانگارانه مینماید. بدن زخمی ایران امروز در دورهی نقاهت است؛ جامعهای که در حال خونریزی و فرسایش است، پیش از هر انتخاب پیچیدهی سیاسی، به ثبات، مراقبت و بازسازی نیاز دارد.
🥀 در سوی دیگر، دشمن حتی از بازسازی نمادهای خودش هم ناتوان شده است. روایتهایی که زمانی موتور بسیج عاطفی بودند، امروز تهی شدهاند. تقابلِ خونریزیِ یزید و مظلومیتِ حسین دیگر کار نمیکند؛ نه چون مردم نسبت به کربلا بیتفاوت شدهاند، بلکه چون مقیاس جنایت در سطحی عظیم تغییر کرده است. نظامی که حجم کشتارش از حد نماد گذشته، دیگر توان محافظت از استعارههای مذهبیاش را ندارد.
📜 این ناتوانی، سابقه تاریخی دارد. زمانی که مورخان عباسی میخواستند کشتار هولناک بنیامیه را ثبت کنند، آن را «انتقام» نامیدند تا زهرِ توحش را بگیرند. حکایت مشهور «سفره انداختن بر اجساد زخمیها در کنار رود ابیفطرس» را چنین توجیه کردند که عباسیان ۷۲ اموی را به خونخواهی ۷۲ تن از شهدای کربلا کشتند. این بازآرایی نمادین مدتی کار کرد، اما امروز دیگر کارایی ندارد. حجم خشونت و عریانی توحش در کشتار دیماه ایران آنقدر بالاست که حتی کربلا هم توان مقایسه با آن را ندارد.
🌑 بوضوح میبینیم که در ذهنیت بسیاری از جوانان، یزید—با تمام سیاهی تاریخیاش—انسانیتر از حاکمی جلوه میکند که بیواسطه مردم خودش را میکشد. حتی نمادهایی چون کشتار مغول در نیشابور نیز قدرت نمادین خود را از دست دادهاند؛ چرا که جنایت مغول در قالب حملهی خارجی رخ داد، اما آنچه امروز میگذرد، کشتار شهروندان به دست دولت مستقر است. این یک تفاوت ماهوی و تکاندهنده است.
☀️ در چنین وضعیتی، بازگشت به نمادهای پادشاهیِ نگهبان، واکنشی عقلانی به فروپاشی معنایی رقیب است. ما نماد را برای بزک کردن گذشته یا صرفاً برای کوبیدن بر سر حاکمیت احضار نکردهایم؛ ما این نمادها را فراخواندهایم چون آینده بدون آنها قابل ساختن نیست. این، امروز تنها راه نجات ایران است.
.
#حکومت_اسلامی #ایران #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 حرامزادهای که اینجا نشستی، من را هم بگیر و ببر!
🔸اعظمالسادات گلگون عمۀ #جاویدنام #سورنا_گلگون جوان ۱۸سالهای که در اعتراضات شهسوار توسط جانیان ولیفقیه کشته شد، در مراسمِ برادرزادهاش خطاب به نیروهای ضدامنیتی حاضر در این مراسم میگوید:
🔸او خواهر دو «شهید» جنگ ایرانوعراق است، محمد و مصطفی گلگون. مجتبی گلگون هم «جانباز» همان جنگ بود که چند سال پیش درگذشت. حالا تروریستهای ولیفقیه «سورنا» دانشجوی و تکفرزند این خانواده سرشناس را که برای اعتراض به خیابان رفته بود، کشتهاند.
🔸عمه سورنا در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» هم بدلیل حضور در اعتراضات توسط نیروی سرکوبِ ولیفقیه احضار شده بود و در حال حاضر هم تحت فشارِ نیروهای ضدامنیتی قرار دارد.
🔺خامنهای این جوانان و زنانِ شجاعِ بیَشمار را «کودتاگر و تحریکشده» نامیدهاست. قلههای جنایت و وقاحت و وارونهگویی و پرتوپلاگویی توسط او عملا جابجا شده؛ همانطور که وقتی حکومت پهلوی را «ضد دین» مینامد و استبدادی، و حکومتِ فاشیستی - داعشی خود را که عملا به هیچ اصولی پایبند نیست، مردمی و دینی!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸اعظمالسادات گلگون عمۀ #جاویدنام #سورنا_گلگون جوان ۱۸سالهای که در اعتراضات شهسوار توسط جانیان ولیفقیه کشته شد، در مراسمِ برادرزادهاش خطاب به نیروهای ضدامنیتی حاضر در این مراسم میگوید:
«تویی که میزنی، بچه نداری؟ خون این بچه پایمال نخواهد شد»
🔸او خواهر دو «شهید» جنگ ایرانوعراق است، محمد و مصطفی گلگون. مجتبی گلگون هم «جانباز» همان جنگ بود که چند سال پیش درگذشت. حالا تروریستهای ولیفقیه «سورنا» دانشجوی و تکفرزند این خانواده سرشناس را که برای اعتراض به خیابان رفته بود، کشتهاند.
🔸عمه سورنا در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» هم بدلیل حضور در اعتراضات توسط نیروی سرکوبِ ولیفقیه احضار شده بود و در حال حاضر هم تحت فشارِ نیروهای ضدامنیتی قرار دارد.
🔺خامنهای این جوانان و زنانِ شجاعِ بیَشمار را «کودتاگر و تحریکشده» نامیدهاست. قلههای جنایت و وقاحت و وارونهگویی و پرتوپلاگویی توسط او عملا جابجا شده؛ همانطور که وقتی حکومت پهلوی را «ضد دین» مینامد و استبدادی، و حکومتِ فاشیستی - داعشی خود را که عملا به هیچ اصولی پایبند نیست، مردمی و دینی!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 اگر الان کار را یکسره نکنیم، شاید دیگر نشود!
🔸در برنامهی جدیدی از فاکسنیوز، #مارک_لوین (تحلیلگر سیاسی و از تیم مشاوران ترامپ) به بررسی وضعیت بحرانی ایران در اوایل سال ۲۰۲۶ میپردازد و استدلال میکند که اکنون بهترین و شاید آخرین فرصت برای برخورد قاطع با حکومت ولایتفقیه است.
🔻در ادامه، نکات کلیدی و تحلیلهای مطرح شده در این ویدیو را مرور میکنیم:
🚀 ایران در مسیر تبدیل شدن به کره شمالی خاورمیانه
* لوین معتقد است ج.ا دقیقاً همان مسیری را طی میکند که کره شمالی دههها پیش پیمود: دولتی پلیسی که تمام منابع کشور را صرف بقای رژیم و ساخت تسلیحات هستهای و موشکی میکند، در حالی که مردم در فقر و گرسنگی به سر میبرند.
* او هشدار میدهد که ج.ا در آستانه دستیابی به موشکهای قارهپیما (ICBM) با برد ۱۰,۰۰۰ کیلومتر است که میتواند سواحل شرقی آمریکا را هدف قرار دهد.
📉 فروپاشی اقتصادی و وضعیت فاجعهبار معیشتی
* سقوط ریال: ارزش پول ملی ایران به رقم بیسابقه ۱.۱ میلیون ریال در برابر یک دلار رسیده است.
* تورم و گرسنگی: تورم مواد غذایی بالای ۷۲٪ است و قیمت نان ۱۱۳٪ افزایش یافته است. لوین اشاره میکند که ۵۷٪ از مردم ایران از سوءتغذیه رنج میبرند.
* بیکاری و فساد: نرخ بیکاری به ۴۱٪ رسیده و سیستم بانکی به دلیل وامهای کلان به رانتخواران حکومتی در حال فروپاشی است.
🛡 فرصتی تکرارنشدنی برای تغییر
* لوین تأکید میکند که ایران اکنون در «ضعیفترین حالت تاریخ خود» قرار دارد. اقتصاد در حال فروپاشی است و رژیم با موج بیسابقهای از اعتراضات داخلی روبروست که مشروعیت آن را کاملاً رد میکنند.
* او استدلال میکند که یک حمله نظامی سریع و هدفمند به «سر مار» (رهبری و هسته مرکزی قدرت) و سایتهای پهپادی و موشکی، نه تنها باعث جنگ منطقهای نمیشود، بلکه ضعف رژیم را آشکار کرده و راه را برای آزادی مردم ایران هموار میکند.
🤝 اتحاد دشمنان و نقش چین و روسیه
* چین به عنوان خریدار اصلی نفت ایران (۸۰٪ صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۵)، سوخت مالی رژیم را تأمین میکند.
* همکاریهای فنی و نظامی بین ایران، کره شمالی و روسیه برای تکمیل برنامههای موشکی و هستهای به شدت سرعت گرفته است.
⚠️ انتقاد از سیاست مذاکره
* لوین با مرور تاریخچه مذاکرات با کره شمالی (از ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۶)، نشان میدهد که چطور دهها توافقنامه تنها باعث خرید زمان برای آن کشور شد تا به بمب هیدروژنی دست یابد. او هشدار میدهد که تکرار این اشتباه با ایران، فاجعهای مشابه را در خاورمیانه رقم خواهد زد.
🕊 پیام به مردم ایران
* او مردم ایران را مردمی تحصیلکرده، با فرهنگ غربی و دوستدار آزادی توصیف میکند که در صورت رهایی از این رژیم، بهترین متحدان غرب خواهند بود. او معتقد است وظیفه اخلاقی آمریکا حمایت از مردمی است که به جای اصلاحات، خواهان عبور کامل از سیستم فعلی هستند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در برنامهی جدیدی از فاکسنیوز، #مارک_لوین (تحلیلگر سیاسی و از تیم مشاوران ترامپ) به بررسی وضعیت بحرانی ایران در اوایل سال ۲۰۲۶ میپردازد و استدلال میکند که اکنون بهترین و شاید آخرین فرصت برای برخورد قاطع با حکومت ولایتفقیه است.
🔻در ادامه، نکات کلیدی و تحلیلهای مطرح شده در این ویدیو را مرور میکنیم:
🚀 ایران در مسیر تبدیل شدن به کره شمالی خاورمیانه
* لوین معتقد است ج.ا دقیقاً همان مسیری را طی میکند که کره شمالی دههها پیش پیمود: دولتی پلیسی که تمام منابع کشور را صرف بقای رژیم و ساخت تسلیحات هستهای و موشکی میکند، در حالی که مردم در فقر و گرسنگی به سر میبرند.
* او هشدار میدهد که ج.ا در آستانه دستیابی به موشکهای قارهپیما (ICBM) با برد ۱۰,۰۰۰ کیلومتر است که میتواند سواحل شرقی آمریکا را هدف قرار دهد.
📉 فروپاشی اقتصادی و وضعیت فاجعهبار معیشتی
* سقوط ریال: ارزش پول ملی ایران به رقم بیسابقه ۱.۱ میلیون ریال در برابر یک دلار رسیده است.
* تورم و گرسنگی: تورم مواد غذایی بالای ۷۲٪ است و قیمت نان ۱۱۳٪ افزایش یافته است. لوین اشاره میکند که ۵۷٪ از مردم ایران از سوءتغذیه رنج میبرند.
* بیکاری و فساد: نرخ بیکاری به ۴۱٪ رسیده و سیستم بانکی به دلیل وامهای کلان به رانتخواران حکومتی در حال فروپاشی است.
🛡 فرصتی تکرارنشدنی برای تغییر
* لوین تأکید میکند که ایران اکنون در «ضعیفترین حالت تاریخ خود» قرار دارد. اقتصاد در حال فروپاشی است و رژیم با موج بیسابقهای از اعتراضات داخلی روبروست که مشروعیت آن را کاملاً رد میکنند.
* او استدلال میکند که یک حمله نظامی سریع و هدفمند به «سر مار» (رهبری و هسته مرکزی قدرت) و سایتهای پهپادی و موشکی، نه تنها باعث جنگ منطقهای نمیشود، بلکه ضعف رژیم را آشکار کرده و راه را برای آزادی مردم ایران هموار میکند.
🤝 اتحاد دشمنان و نقش چین و روسیه
* چین به عنوان خریدار اصلی نفت ایران (۸۰٪ صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۵)، سوخت مالی رژیم را تأمین میکند.
* همکاریهای فنی و نظامی بین ایران، کره شمالی و روسیه برای تکمیل برنامههای موشکی و هستهای به شدت سرعت گرفته است.
⚠️ انتقاد از سیاست مذاکره
* لوین با مرور تاریخچه مذاکرات با کره شمالی (از ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۶)، نشان میدهد که چطور دهها توافقنامه تنها باعث خرید زمان برای آن کشور شد تا به بمب هیدروژنی دست یابد. او هشدار میدهد که تکرار این اشتباه با ایران، فاجعهای مشابه را در خاورمیانه رقم خواهد زد.
🕊 پیام به مردم ایران
* او مردم ایران را مردمی تحصیلکرده، با فرهنگ غربی و دوستدار آزادی توصیف میکند که در صورت رهایی از این رژیم، بهترین متحدان غرب خواهند بود. او معتقد است وظیفه اخلاقی آمریکا حمایت از مردمی است که به جای اصلاحات، خواهان عبور کامل از سیستم فعلی هستند.
📺 ترامپ، فاکسنیوز و مارک لوین
📺 شناختِ ترامپ و تیم مشاورش از علی خامنهای
📕مارک لوین در نقدِ جنبش «اول آمریکا»
.
#حکومت_اسلامی #بینالملل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin