YouTube
#323 Rivka Weinberg: The Ethics of Procreation
------------------Support the channel------------
Patreon: https://www.patreon.com/thedissenter
SubscribeStar: https://www.subscribestar.com/the-dissenter
PayPal: paypal.me/thedissenter
PayPal Subscription 1 Dollar: https://tinyurl.com/yb3acuuy
PayPal Subscription…
Patreon: https://www.patreon.com/thedissenter
SubscribeStar: https://www.subscribestar.com/the-dissenter
PayPal: paypal.me/thedissenter
PayPal Subscription 1 Dollar: https://tinyurl.com/yb3acuuy
PayPal Subscription…
📋 اخلاق تولیدمثل (خودکشی و اوتانازی)
(۳/۳)
🎤 گفتگو با دکتر #ریوکا_واینبرگ
📌 مرزبندی قاطع با خودکشی در اثر افسردگی: واینبرگ به شدت با قوانین برخی کشورهای اروپایی (مانند بلژیک) که به افراد مبتلا به افسردگی شدید مجوز اوتانازی پزشکی میدهند، مخالفت میکند:
ابهام در ماهیت بیماری: او میگوید علم پزشکی هنوز درک درستی از فرآیند افسردگی ندارد.
جهتگیری جامعه: وقتی سه پزشک زیر نامهای را امضا میکنند تا فرد افسرده بمیرد، آنها در واقع دارند ارزیابیِ بدبینانهی فرد از زندگی را تایید و امضا میکنند و او را به سمت لبه پرتگاه هل میدهند.
فشارهای روانی و اجتماعی: واینبرگ تاکید میکند که سخت بودن خودکشی (چه از نظر فیزیکی و چه از نظر روانی و ترسی که از آسیب زدن به بازماندگان وجود دارد) یک لنگرگاه اخلاقیِ درست است. جامعه نباید این بار را از دوش فرد بردارد و پزشکان یا والدین را به مباشران قتل تبدیل کند. اگر کسی میخواهد خودکشی کند، ساختار جامعه نباید به آن رسمیت و تسهیلات پزشکی ببخشد.
📊 خلاصه مواضع تفکیکشده دکتر واینبرگ
💬 حوزهی آنتیناتالیسم (دیدگاه دیوید بناتار): واینبرگ این دیدگاه را رد میکند. استدلال او این است که رنج همواره یک پدیدهی مطلقاً ابژکتیو (عینی) نیست و رضایت ذهنی اکثریت مردم از زندگی، امری معتبر و قابل اتکاست.
💬 ماهیت زیستن و وجود: واینبرگ زندگی را یک ریسک تحمیلی، بزرگ و سنگین میداند. به باور او، زندگی را نمیتوان یک «هدیه» تلقی کرد، چرا که انسان برای حفظ آن و آسیب ندیدن مجبور است مدام تلاش کند و بجنگد.
💬 دلیل مجاز و اخلاقی برای فرزندآوری: او موضعی کانتی دارد و معتقد است تولیدمثل تنها زمانی مجاز است که با انگیزه شکلگیری یک رابطه مبتنی بر عشق و تعهد به پرورش یک انسان دیگر باشد. فرزند نباید ابزاری برای رفع تنهایی والدین، یک مالکیت یا چیزی شبیه به یک حیوان خانگی در نظر گرفته شود.
💬 شرایط فقر، بحران و استبداد شدید: واینبرگ فرزندآوری در این موقعیتها را غیراخلاقی میداند. مبنای فلسفی او این است که ترجیح دادن دلخوشی یا شکوفایی خود والدین به قیمت تحمیل یک رنج عینی و قطعی به فرزند آینده، عادلانه و قابل توجیه نیست.
💬 مسئلهی سقط جنین: او نگاهی تدریجی و پیوستاری به این موضوع دارد. از نظر او، سقط جنین در مراحل اولیه بارداری (پیش از شکلگیری آگاهی و امواج مغزی) کمترین چالش اخلاقی را دارد، اما در اواخر بارداری که جنین شباهت کاملی به یک نوزاد دارد، این کار غیراخلاقی است.
💬 مسئلهی فرزندخواندگی: او با ایده «تولید فرزند برای واگذاری» به شدت مخالف است. واینبرگ استدلال میکند که به دنیا آوردن یک کودک با نیت قبلیِ سپردن او به دیگران، با شرطِ محدودیت انگیزه اخلاقی همخوانی ندارد و نگاهی ابزاری به انسان است.
💬 اوتانازی و مرگ خودخواسته در بیماریهای لاعلاج: او با این کار موافق است و آن را جزئی از وظایف والدین میداند. مبنای او این است که والدین به عنوان کسانی که ریسکهای زندگی را به فرزند تحمیل کردهاند، تا پایان عمر در قبال او مسئولند و اگر فرزند درگیر رنجی بیپایان و لاعلاج شود، باید در دسترسی به این مسیر به او کمک کنند.
💬 مرگ خودخواسته در اثر افسردگی و رنج روانی: واینبرگ به شدت با این موضوع مخالفت میکند. او استدلال میکند که علم پزشکی هنوز درک حداقلی و ناقصی از فرآیند افسردگی دارد و جامعه یا پزشکان نباید با رسمیت بخشیدن به این کار، مشوق مرگ فرد افسرده باشند یا بار این تصمیم را از دوش خود او بردارند.
💡 توضیحات تکمیلی
🔻برای درک بهتر مفاهیم پیچیدهای که در این گفگتو مطرح شد، باز کردن چند اصطلاح فلسفی ضروری است:
پرده جهل: آزمونی فکری از جان راولز است. تصور کنید قبل از به دنیا آمدن، در اتاقی تاریک نشستهاید و فرشتهای از شما میخواهد قوانین یک جامعه را بنویسید. شما نمیدانید وقتی به دنیا آمدید سیاهپوست میشوید یا سفیدپوست، پولدار یا فقیر، سالم یا معلول. عقل حکم میکند قوانین را طوری بنویسید که اگر در بدترین جایگاه هم قرار گرفتید، نابود نشوید. واینبرگ میگوید والدین قبل از بچهدار شدن باید خود را پشت این پرده بگذارند؛ آیا اگر خودشان در بدترین قرعهی ژنتیکی یا مالی آن خانواده قرار میگرفتند، باز هم راضی به این تولد بودند؟
دیدگاه غیرپیامدگرا یا وظیفهگرا: در فلسفه اخلاق کانت، ارزش یک کار به نتیجهاش بستگی ندارد، بلکه به خود آن عمل مربوط است. مثلاً دروغ گفتن همیشه بد است، حتی اگر نتیجهی خوبی داشته باشد. واینبرگ به این سنت وفادار است؛ یعنی شما نمیتوانید بگویید «من بچه میآورم چون در آینده ممکن است پزشک شود و جهان را نجات دهد (نتیجهگرایی)»؛ شما باید در همان لحظهی تصمیمگیری، به حقوقِ فرزندی که هنوز نیامده احترام بگذارید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
🎤 گفتگو با دکتر #ریوکا_واینبرگ
📌 مرزبندی قاطع با خودکشی در اثر افسردگی: واینبرگ به شدت با قوانین برخی کشورهای اروپایی (مانند بلژیک) که به افراد مبتلا به افسردگی شدید مجوز اوتانازی پزشکی میدهند، مخالفت میکند:
ابهام در ماهیت بیماری: او میگوید علم پزشکی هنوز درک درستی از فرآیند افسردگی ندارد.
جهتگیری جامعه: وقتی سه پزشک زیر نامهای را امضا میکنند تا فرد افسرده بمیرد، آنها در واقع دارند ارزیابیِ بدبینانهی فرد از زندگی را تایید و امضا میکنند و او را به سمت لبه پرتگاه هل میدهند.
فشارهای روانی و اجتماعی: واینبرگ تاکید میکند که سخت بودن خودکشی (چه از نظر فیزیکی و چه از نظر روانی و ترسی که از آسیب زدن به بازماندگان وجود دارد) یک لنگرگاه اخلاقیِ درست است. جامعه نباید این بار را از دوش فرد بردارد و پزشکان یا والدین را به مباشران قتل تبدیل کند. اگر کسی میخواهد خودکشی کند، ساختار جامعه نباید به آن رسمیت و تسهیلات پزشکی ببخشد.
📊 خلاصه مواضع تفکیکشده دکتر واینبرگ
💬 حوزهی آنتیناتالیسم (دیدگاه دیوید بناتار): واینبرگ این دیدگاه را رد میکند. استدلال او این است که رنج همواره یک پدیدهی مطلقاً ابژکتیو (عینی) نیست و رضایت ذهنی اکثریت مردم از زندگی، امری معتبر و قابل اتکاست.
💬 ماهیت زیستن و وجود: واینبرگ زندگی را یک ریسک تحمیلی، بزرگ و سنگین میداند. به باور او، زندگی را نمیتوان یک «هدیه» تلقی کرد، چرا که انسان برای حفظ آن و آسیب ندیدن مجبور است مدام تلاش کند و بجنگد.
💬 دلیل مجاز و اخلاقی برای فرزندآوری: او موضعی کانتی دارد و معتقد است تولیدمثل تنها زمانی مجاز است که با انگیزه شکلگیری یک رابطه مبتنی بر عشق و تعهد به پرورش یک انسان دیگر باشد. فرزند نباید ابزاری برای رفع تنهایی والدین، یک مالکیت یا چیزی شبیه به یک حیوان خانگی در نظر گرفته شود.
💬 شرایط فقر، بحران و استبداد شدید: واینبرگ فرزندآوری در این موقعیتها را غیراخلاقی میداند. مبنای فلسفی او این است که ترجیح دادن دلخوشی یا شکوفایی خود والدین به قیمت تحمیل یک رنج عینی و قطعی به فرزند آینده، عادلانه و قابل توجیه نیست.
💬 مسئلهی سقط جنین: او نگاهی تدریجی و پیوستاری به این موضوع دارد. از نظر او، سقط جنین در مراحل اولیه بارداری (پیش از شکلگیری آگاهی و امواج مغزی) کمترین چالش اخلاقی را دارد، اما در اواخر بارداری که جنین شباهت کاملی به یک نوزاد دارد، این کار غیراخلاقی است.
💬 مسئلهی فرزندخواندگی: او با ایده «تولید فرزند برای واگذاری» به شدت مخالف است. واینبرگ استدلال میکند که به دنیا آوردن یک کودک با نیت قبلیِ سپردن او به دیگران، با شرطِ محدودیت انگیزه اخلاقی همخوانی ندارد و نگاهی ابزاری به انسان است.
💬 اوتانازی و مرگ خودخواسته در بیماریهای لاعلاج: او با این کار موافق است و آن را جزئی از وظایف والدین میداند. مبنای او این است که والدین به عنوان کسانی که ریسکهای زندگی را به فرزند تحمیل کردهاند، تا پایان عمر در قبال او مسئولند و اگر فرزند درگیر رنجی بیپایان و لاعلاج شود، باید در دسترسی به این مسیر به او کمک کنند.
💬 مرگ خودخواسته در اثر افسردگی و رنج روانی: واینبرگ به شدت با این موضوع مخالفت میکند. او استدلال میکند که علم پزشکی هنوز درک حداقلی و ناقصی از فرآیند افسردگی دارد و جامعه یا پزشکان نباید با رسمیت بخشیدن به این کار، مشوق مرگ فرد افسرده باشند یا بار این تصمیم را از دوش خود او بردارند.
💡 توضیحات تکمیلی
🔻برای درک بهتر مفاهیم پیچیدهای که در این گفگتو مطرح شد، باز کردن چند اصطلاح فلسفی ضروری است:
پرده جهل: آزمونی فکری از جان راولز است. تصور کنید قبل از به دنیا آمدن، در اتاقی تاریک نشستهاید و فرشتهای از شما میخواهد قوانین یک جامعه را بنویسید. شما نمیدانید وقتی به دنیا آمدید سیاهپوست میشوید یا سفیدپوست، پولدار یا فقیر، سالم یا معلول. عقل حکم میکند قوانین را طوری بنویسید که اگر در بدترین جایگاه هم قرار گرفتید، نابود نشوید. واینبرگ میگوید والدین قبل از بچهدار شدن باید خود را پشت این پرده بگذارند؛ آیا اگر خودشان در بدترین قرعهی ژنتیکی یا مالی آن خانواده قرار میگرفتند، باز هم راضی به این تولد بودند؟
دیدگاه غیرپیامدگرا یا وظیفهگرا: در فلسفه اخلاق کانت، ارزش یک کار به نتیجهاش بستگی ندارد، بلکه به خود آن عمل مربوط است. مثلاً دروغ گفتن همیشه بد است، حتی اگر نتیجهی خوبی داشته باشد. واینبرگ به این سنت وفادار است؛ یعنی شما نمیتوانید بگویید «من بچه میآورم چون در آینده ممکن است پزشک شود و جهان را نجات دهد (نتیجهگرایی)»؛ شما باید در همان لحظهی تصمیمگیری، به حقوقِ فرزندی که هنوز نیامده احترام بگذارید.
🔻ریوکا واینبرگ
.📺 معنای همهی اینها؟
— تامل بر چیستی معنا و زندگی
.
#فلسفیدن #اخلاق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from مستند
Telegram
Ashkan in UTOPIA | اتوپیا
📹 مستند «پرسش از داروین» (Questioning Darwin) با زیرنویس فارسی.
💽حجم: 200 مگابایت
📁کیفیت: 420p
این مستند به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات تاریخ اندیشه میپردازد؛ تقابل میان نظریه تکامل داروین و باورهای مذهبی مبتنی بر آفرینش. این مستند با روایت زندگی…
💽حجم: 200 مگابایت
📁کیفیت: 420p
این مستند به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات تاریخ اندیشه میپردازد؛ تقابل میان نظریه تکامل داروین و باورهای مذهبی مبتنی بر آفرینش. این مستند با روایت زندگی…
📹 مستند «پرسش از داروین» (Questioning Darwin) با زیرنویس فارسی.
🔸این مستند به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات تاریخ اندیشه میپردازد؛ تقابل میان نظریه تکامل داروین و باورهای مذهبی مبتنی بر آفرینش.
🔸این مستند با روایت زندگی و تحول فکری چارلز داروین و همچنین گفتوگو با دانشمندان و مسیحیان انجیلی، تلاش میکند دیدگاههای هر دو سوی این مناقشه را به تصویر بکشد.
🔸فیلم فراتر از یک بحث علمی، به رابطه میان عقل، ایمان و تردید میپردازد و نشان میدهد چگونه پرسشهایی درباره منشأ حیات، هدف زندگی و جایگاه خداوند در جهان همچنان محل گفتوگو و اختلاف نظر هستند.
🔸«پرسش از داروین» بدون قضاوت نهایی، مخاطب را با استدلالها و دغدغههای هر دو گروه آشنا میکند و فرصتی برای تأمل درباره مرز میان علم و باورهای دینی فراهم میآورد.
🔸اگر به زندگی و اندیشههای چارلز داروین، تاریخ نظریه تکامل و چالش میان عقلگرایی علمی و ایمان مذهبی علاقهمند هستید، این مستند میتواند انتخابی جذاب و تأملبرانگیز باشد.
📧برای فیلم و مستند درخواستی:
film.archive@tutamail.com
🔸این مستند به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات تاریخ اندیشه میپردازد؛ تقابل میان نظریه تکامل داروین و باورهای مذهبی مبتنی بر آفرینش.
🔸این مستند با روایت زندگی و تحول فکری چارلز داروین و همچنین گفتوگو با دانشمندان و مسیحیان انجیلی، تلاش میکند دیدگاههای هر دو سوی این مناقشه را به تصویر بکشد.
🔸فیلم فراتر از یک بحث علمی، به رابطه میان عقل، ایمان و تردید میپردازد و نشان میدهد چگونه پرسشهایی درباره منشأ حیات، هدف زندگی و جایگاه خداوند در جهان همچنان محل گفتوگو و اختلاف نظر هستند.
🔸«پرسش از داروین» بدون قضاوت نهایی، مخاطب را با استدلالها و دغدغههای هر دو گروه آشنا میکند و فرصتی برای تأمل درباره مرز میان علم و باورهای دینی فراهم میآورد.
🔸اگر به زندگی و اندیشههای چارلز داروین، تاریخ نظریه تکامل و چالش میان عقلگرایی علمی و ایمان مذهبی علاقهمند هستید، این مستند میتواند انتخابی جذاب و تأملبرانگیز باشد.
📧برای فیلم و مستند درخواستی:
film.archive@tutamail.com
YouTube
سفر بزرگ چالز داروین | قسمت اول| «مرا پسری کاملاً معمولی میدانستند»
سفر بزرگ چالز داروین (1978) یک مجموعهٔ مستند-درام 7 قسمتی دربارهٔ زندگی و دستاوردهای علمی چارلز داروین است. این مجموعه از دوران دانشجویی داروین آغاز میشود و مراحل مختلف زندگی او، از جمله سفر مشهورش با کشتی بیگل، شکلگیری نظریهٔ تکامل، انتشار کتاب «دربارهٔ…
📺 سفر اکتشافی چارلز داروین (1978)
🔻چالز داروین:
🔸یک مجموعهٔ مستند-درام 8 قسمتی دربارهٔ زندگی و دستاوردهای علمی چارلز داروین است. این مجموعه از دوران دانشجویی داروین آغاز میشود و مراحل مختلف زندگی او، از جمله سفر مشهورش با کشتی بیگل، شکلگیری نظریهٔ تکامل، انتشار کتاب «دربارهٔ منشأ گونهها» و سالهای پایانی عمرش را به تصویر میکشد.
🔸داستان بر اساس نامهها، خاطرات و یادداشتهای شخصی خود داروین ساخته شده و تصویری نسبتاً دقیق از زندگی و اندیشههای یکی از تأثیرگذارترین دانشمندان تاریخ ارائه میدهد.
🔻تلاش کردم این مستند جذاب و دیدنی را، با زیرنویس فارسی در کانال یوتوبِ خود بگذارم:
🔗 لینک قسمت اول
https://youtu.be/7ZgxGqH-20Y
@fargasht22
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻چالز داروین:
سفر با بیگل مهمترین حادثهٔ زندگی من بود؛ حادثهای که سرنوشت سراسر زندگی علمی و حرفهای مرا تعیین کرد.
با این همه، اگر کسی پیش از رهسپار شدن به سفری دراز از من پندی بخواهد، خواهم گفت که پاسخ من وابسته به این است که آیا او شیفتگی راستینی به دانشی خاص دارد یا نه؛ زیرا خوشیهای زودگذر راه، همیشه توان جبران سختیها و مشقتهای آن را ندارند.
شکوه اقیانوسِ بیانتها چیست؟ «بیابانی از آب»؛ تعبیری که عرب برای آن به کار میبرد. و به گمان من، حتی بسیاری از دریانوردان نیز در حقیقت دلبستهٔ خودِ دریا نیستند. از من اگر بپرسید، رنج دریازدگیای که تحمل کردم چنان شدید بود که هرگز پیش از آن نمیتوانستم حتی تصورش را بکنم.
🔸یک مجموعهٔ مستند-درام 8 قسمتی دربارهٔ زندگی و دستاوردهای علمی چارلز داروین است. این مجموعه از دوران دانشجویی داروین آغاز میشود و مراحل مختلف زندگی او، از جمله سفر مشهورش با کشتی بیگل، شکلگیری نظریهٔ تکامل، انتشار کتاب «دربارهٔ منشأ گونهها» و سالهای پایانی عمرش را به تصویر میکشد.
🔸داستان بر اساس نامهها، خاطرات و یادداشتهای شخصی خود داروین ساخته شده و تصویری نسبتاً دقیق از زندگی و اندیشههای یکی از تأثیرگذارترین دانشمندان تاریخ ارائه میدهد.
🔻تلاش کردم این مستند جذاب و دیدنی را، با زیرنویس فارسی در کانال یوتوبِ خود بگذارم:
🔗 لینک قسمت اول
https://youtu.be/7ZgxGqH-20Y
@fargasht22
.
#مستند #علم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
رضا دالمن به اتهام آویختن عروسک موش به درخت دانشگاه شریف از دانشگاه اخراج شد.
رضا دالمن، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، با حکم شورای انضباطی این دانشگاه به اخراج و محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور به مدت چهار سال محکوم شده است. این حکم پس از تایید در شورای تجدیدنظر دانشگاه برای اجرا به وزارت علوم ارسال شده است. هرانا
🔺باید خدا رو شکر کنه که به اتهامِ «دخیل بودن در مرگ موشعلی» (بنا به باور حکومتِ «نائب جنیِ امامزمان» به «اجنه و «جادوی سیاه»)، حکم «محاربه» و «قتل عمدِ مقتدا و بتِ موشپرستان» را برایش صادر نکردند!
🔺اگر هوشیار باشه، میتونه به بهترین دانشگاههای دنیا بره، و زندگیِ خودش و خانوادهاش را از کشوری که توسط فرقۀ «موشپرستانِ» مدعیِ «ابر قدرتی» اشغال شده، نجات بده.
🔺البته، من جاش بودم، به رشتهی کارگردانی و فیلمسازی میرفتم، و در همین موضوع، دست به ساخت برنامه میزدم، با مضمامینی چون
زامبیهایی که با گاز گرفتنِ دیگر مردم سالم، آنها را نیز موشپرست میکردند، و اگر هرکس از موشپرستی سر باز می زدند و میگفت "موش، موش است، نه خدا و نائب مهدی!" مجازات میکردند.
Telegram
نقدآگین
📘فلسفه به چه کار میآید؟ فرق آن با دین و سیاست چیست؟
— فرزندآوری: عملی عالی یا جنایتی محض؟
(۱/۲)
🔻متن زیر را از اشو بخوانید:
🔷 همسانیِ رهبرانِ سیاسی و مذهبی
🔺نظیرِ همین «قطعیت» و «فرمان از بالا» و «تعمیم» در سخنانِ رهبرانِ سیاسی - مذهبیِ جهان، بود و هست، منتها بهشکل معکوس در جهتِ منافعِ آن ارگانی که مدیریتش بعهدهی آنها افتاده، و در آن، پیروان و مردم یک ملت را، بهمثابه کارمندان خود میبینند، حتی در شخصیترین و مهمترین و سنگینترینِ تصمیماتِ زندگی:
1️⃣ علی خامنهای
📌 او در سالهای اخیر بارها مسئله جمعیت را یک امر حیاتی و استراتژیک برای آینده کشور دانسته و با قطعیتی تام، سیاستهای قبلی کنترل جمعیت در ایران را اشتباه خوانده بود.
💬 در دیدار با کارگزاران نظام (۱۳۹۱/۰۵/۰۳):
💬 همچنین در پیامی به فعالان حوزه جمعیت (۱۴۰۱/۰۲/۲۸) اشاره کرده است:
2️⃣ پاپ فرانسیس (رهبر کاتولیکهای جهان)
📌 رهبران واتیکان همواره مخالفت شدیدی با کنترل موالید از طریق پیشگیریهای مصنوعی و سقط جنین داشتهاند. پاپ فرانسیس نیز با لحنی بسیار صریح و قطعی، کاهش نرخ باروری در کشورهای غربی را نقد کرده و آن را نشانهای از خودخواهی جامعه مدرن میداند.
💬 او در یک سخنرانی عمومی در واتیکان (۲۰۲۲) اعلام کردهبود:
3️⃣ رجب طیب اردوغان (رئیسجمهور ترکیه)
📌 اردوغان نیز از جمله رهبران سیاسی است که با همان لحن قاطع و دستوری، کنترل موالید را یک توطئه علیه کشورش دانسته و بارها به خانوادهها تکلیف کرده است که تعداد فرزندان خود را افزایش دهند.
💬 او در یک سخنرانی رسمی در استانبول (۲۰۱۶) گفت:
🔺اوشو در متنی که در آغاز از او نقل شد، فرسنگها از فلسفه فاصله دارد. او در اینجا یک «گورو» (Guru) یا رهبر کاریزماتیکِ یک جنبش نوپدید دینی است که از قضا متد کارش شباهت عجیبی به پوپولیستهای سیاسی دارد.
🔺جذابیتِ رهبران فرقهها و مذاهب در همین است که در دنیایِ پیچیده و پر از ابهام، «پاسخهای ساده، سریع، و قطعی» میفروشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— فرزندآوری: عملی عالی یا جنایتی محض؟
(۱/۲)
🔻متن زیر را از اشو بخوانید:
✅🌏 کنترل موالید باید قطعی شود؛ اگر مردم داوطلبانه آن را بپذیرند این خوب است؛ اگر داوطلبانه نپذیرند، باید به آنها تحمیل شود.
.
یا میتوان مردم را به حال خود رها کرد تا کل جهان را نابود کنند.
.
و اگر از اجباری کردن کنترل موالید حرف بزنید، میگویند پس تو به اصول دموکراسی پایبند نیستی. شما در بسیاری از موارد جلوی مردم را با زور میگیرید: به دزدها اجازه دزدی داده نمیشود؛ آیا این غیردموکراتیک است؟ فکر میکنی دزدها باید آزاد باشند، باید به آنها آزادی داده شود؛ دموکراسی یعنی آزادی! اما قتل مجاز نیست.
.
حالا، به دنیا آوردن اینهمه بچه، جنایتی بسیار بزرگتر از دزدی است؛ در واقع، این جنایتی بهمراتب بزرگتر از قتل است. اوضاع تغییر کرده، شرایط تغییر کرده است.
امروزه به دنیا آوردن یک کودک، جنایتی بهمراتب بزرگتر از کشتن یک نفر است. این مسئلهی دموکراسی نیست، مسئلهی بقاست. دموکراسی خوب است، اما دموکراسی تنها زمانی میتواند وجود داشته باشد که یک کشور بتواند باقی بماند.
و منظور از کشور مردمی هستند که از گرسنگی به سمت مرگ می روند. تا زمانی که کنترل موالید بهطور کامل اعمال نشود، هیچ کشوری نمیتواند ثروتمند شود. دیدگاه من بسیار روشن است، رویکرد من کاملاً شفاف است، اما ذهنِ کهنهی توده ها آماده شنیدن نیست.
.
اُشو
کتابFreedom: The Courage to Be Yourself
آزادی: شهامت خود بودن
🔷 همسانیِ رهبرانِ سیاسی و مذهبی
🔺نظیرِ همین «قطعیت» و «فرمان از بالا» و «تعمیم» در سخنانِ رهبرانِ سیاسی - مذهبیِ جهان، بود و هست، منتها بهشکل معکوس در جهتِ منافعِ آن ارگانی که مدیریتش بعهدهی آنها افتاده، و در آن، پیروان و مردم یک ملت را، بهمثابه کارمندان خود میبینند، حتی در شخصیترین و مهمترین و سنگینترینِ تصمیماتِ زندگی:
1️⃣ علی خامنهای
📌 او در سالهای اخیر بارها مسئله جمعیت را یک امر حیاتی و استراتژیک برای آینده کشور دانسته و با قطعیتی تام، سیاستهای قبلی کنترل جمعیت در ایران را اشتباه خوانده بود.
💬 در دیدار با کارگزاران نظام (۱۳۹۱/۰۵/۰۳):
«بنده پیش از این هم اعلام کردهام که سیاست تحدید نسل در اواخر دهه هفتاد کار صحیحی بود، اما ادامه آن در سالهای بعد اشتباه بود. بررسیهای علمی و کارشناسی نشان میدهد که اگر با همین فرمان پیش برویم، با جامعهای پیر و فرتوت مواجه خواهیم شد. این یک خطر بزرگ است و تعارفبردار نیست. همه دستگاهها باید با جدیت برای افزایش نسل و جوانسازی نیروی انسانی کشور برنامهریزی و اقدام کنند.»
💬 همچنین در پیامی به فعالان حوزه جمعیت (۱۴۰۱/۰۲/۲۸) اشاره کرده است:
«تلاش برای افزایش نسل و جوان نگهداشتن نیروی انسانی کشور و حمایت از خانواده، یکی از مبرمترین وظایف مسئولان و آحاد ملت است. این یک سیاست حیاتی برای آینده بلندمدت کشور است.»
پاپ فرانسیس (رهبر کاتولیکهای جهان)
2️⃣ پاپ فرانسیس (رهبر کاتولیکهای جهان)
📌 رهبران واتیکان همواره مخالفت شدیدی با کنترل موالید از طریق پیشگیریهای مصنوعی و سقط جنین داشتهاند. پاپ فرانسیس نیز با لحنی بسیار صریح و قطعی، کاهش نرخ باروری در کشورهای غربی را نقد کرده و آن را نشانهای از خودخواهی جامعه مدرن میداند.
💬 او در یک سخنرانی عمومی در واتیکان (۲۰۲۲) اعلام کردهبود:
«امروز میبینیم که مردم نمیخواهند فرزندی داشته باشند، یا فقط یک فرزند میآورند و بس. اما در عوض سگ و گربه نگاه میدارند. این کار جای فرزندآوری را میگیرد. بله، این خندهدار است، اما واقعیت دارد. این انکار پدری و مادری است و ما را تنزل میدهد، انسانیت ما را سلب میکند و در نهایت، تمدن ما پیر و بدون پشتوانه میشود.»
3️⃣ رجب طیب اردوغان (رئیسجمهور ترکیه)
📌 اردوغان نیز از جمله رهبران سیاسی است که با همان لحن قاطع و دستوری، کنترل موالید را یک توطئه علیه کشورش دانسته و بارها به خانوادهها تکلیف کرده است که تعداد فرزندان خود را افزایش دهند.
💬 او در یک سخنرانی رسمی در استانبول (۲۰۱۶) گفت:
«من صراحتاً میگویم؛ ما باید نسل خود را چندبرابر کنیم. به ما میگویند کنترل جمعیت، کنترل موالید؛ اما هیچ خانواده مسلمانی نباید درگیر چنین رویکردی شود. هرچه خدا و پیامبرش گفتهاند، ما همان مسیر را دنبال خواهیم کرد. در این زمینه، وظیفه اول بر دوش مادران است.»
🔺اوشو در متنی که در آغاز از او نقل شد، فرسنگها از فلسفه فاصله دارد. او در اینجا یک «گورو» (Guru) یا رهبر کاریزماتیکِ یک جنبش نوپدید دینی است که از قضا متد کارش شباهت عجیبی به پوپولیستهای سیاسی دارد.
🔺جذابیتِ رهبران فرقهها و مذاهب در همین است که در دنیایِ پیچیده و پر از ابهام، «پاسخهای ساده، سریع، و قطعی» میفروشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘فرزندآوری: عملی عالی یا جنایتی محض؟
(۲/۲)
🔻اوشو بجای تحلیل فلسفی، از مغالطه و دوقطبیسازی استفاده میکند:
🔻این همان زبانِ تهدید و نجاتبخشیست که در کلام رهبران مذهبی و سیاسی سنتی هم دیده میشود؛ آنها هم میگویند:
🔺تنها جهتِ بردار عوض شده، اما ذاتِ ساختار روانشناختیِ کلام (موعظه و تحکم) یکیست.
💡 ریشه این دیدگاه در فرقه اشو
🔻اگر به تاریخچه فرقه او در دهه ۱۹۸۰ (بویژه در کمون راجنیشپوران در اورگن آمریکا) نگاه کنیم، این ایده بشکل عملی اجرا شد. در آن کمونها:
▪️از مریدان خواسته میشد که اصلاً بچهدار نشوند.
▪️روابط جنسی آزاد بود، اما انجام عملهای جراحی برای عقیمسازی (مانند وازکتومی برای مردان و بستن لولهها برای زنان) بهشدت تشویق و در مواردی به یک هنجار اجباری تبدیل میشد.
▪️نگاه آنها این بود که جهان در آستانه یک بحران جمعیتی و زیستمحیطی بزرگ است و آوردن فرزند به این دنیا، زنجیره رنج را طولانیتر میکند.
🧭 ریوکا وینبرگ و فلسفه واقعی: ساحتِ «احتمال، استدلال و مسئولیت»
🔻در طرف مقابل، وقتی به سراغ فیلسوفی مثل ریوکا وینبرگ میرویم، با جهان متفاوتی روبرو میشویم. فلسفه پناهگاهِ قطعیتهایِ ارزان نیست؛ ساحتِ سنجشِ احتمالها و امکانهاست.
🔻زوینبرگ وقتی میخواهد مسئله فرزندآوری را تحلیل کند، آن را به یک «حکم فلهای» برای همه جهان تبدیل نمیکند. او با ابزار فلسفه، استدلال میکند که:
⚖️ بازتولید به عنوان یک ریسک اخلاقی: به دنیا آوردن یک انسان، تحمیل کردنِ «وجود» به کسی است که خودش اجازه نداده است. پس ما با یک مسئولیتِ پرخطر طرف هستیم.
⚖️ توازن حقوق: او از یک سو حقِ طبیعی انسانها برای والد شدن را بررسی میکند و از سوی دیگر، حقِ آن کودکِ آینده را که نباید به دنیایی پر از رنج و بیعدالتی پرتاب شود.
⚖️ تفکر مشروط و احتمالی: فیلسوفی مثل وینبرگ هرگز حکم صادر نمیکند که «بچه دار شدن جنایت است پس باید با زور جلویش را گرفت» یا برعکس، و انسانها را ابزار سیاسی ببیند، و چنین تصمیم خطیری را بسادگی توجیه کند و تبلیغ!
📌 او میگوید «تحت چه شرایطی» و «با چه میزان از آمادگی و مسئولیتپذیری» این کار اخلاقی یا غیراخلاقی است.
📌 فلسفه در اینجا سهمِ شک، شرایطِ محیطی، و پیچیدگیهای روابط انسانی را به رسمیت میشناسد.
🧠 افسانه «عقلانیت مردانه»، و سلطه بر بدن زنان
وقتی به این تصویر کلی نگاه میکنیم، یک تناقض تاریخی و تکاندهنده آشکار میشود. قرنهاست که ساختارهای پدرسالار ادعا میکنند
🔺اما این مواضع، دقیقاً عکس این ادعا را ثابت میکنند و نشان میدهند که چطور این ادعای عقلانیت، در مواجهه با بدن زن، به یک بیعقلیِ محض و سلطهگری عریان سقوط میکند.
🚫 حکمهای جزمی مردان؛ سقوط عقلانیت در پای «شهوتِ سلطه»
چهار مردِ صاحب قدرت و تریبون، از چهار خاستگاه کاملاً متفاوت فرقهای، سیاسی و مذهبی، صلبترین، بیفکرترین و قطعیترین حکمها را درباره حیاتیترین و شخصیترین مسئله زندگی انسانها صادر میکنند. آنها بدون هیچگونه استدلال عمیق، لایهبرداری اخلاقی یا در نظر گرفتن شرایط عینی رنج بشری، بدن زنان را بهمثابه یک ابزار، ملک طلق یا کارخانه تولید مهره برای ساختار خود میبینند:
یکی با تحکم بیمنطق دستور عقیمسازی اجباری میدهد و دیگران فرزندآوری را یک تکلیف بیچونوچرا میخوانند.
این حجم از جزمگرایی، دوقطبیسازی و صدور احکام فلهای برای بدن زنان، هیچ نسبتی با عقلانیت ندارد؛ این عینِ بیعقلیِ فلسفی و صرفاً بازتولیدِ قدرت پدرسالارانه است.
🤵🏻♀️ریوکا وینبرگ؛ تجسم عقلانیت واقعی در قامت یک زن
در مقابل این هیاهوی جزمی که مردان به راه انداختهاند، یک فیلسوف زن ایستاده است که مفهوم واقعی «عقلانیت فلسفی» را به نمایش میگذارد. ریوکا وینبرگ نشان میدهد که عقلِ سنجشگر برخلاف ادعاهای مردانه، اهل تحکم و شلاق زدن بر بدنها نیست. عقلانیت یعنی دیدن لایههای پیچیده، به رسمیت شناختنِ حقوقِ انسانِ آینده و سنجش مسئولیت اخلاقی.
او نشان میدهد که آوردن یک انسان به این جهان، یک ریسک اخلاقیِ بسیار سنگین است که نیاز به تامل عمیق، پذیرش مسئولیت و ارزیابی شرایط دارد، نه فرامینی که با نگاهی نرسالارانه و از موضعِ قدرت صادر میشوند.
این تقابل بهخوبی آشکار میکند که عقلانیتِ حقیقی، دقیقاً در جایی یافت میشود که این مدعیانِ سنتی عقل، فرسنگها از آن فاصله دارند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🔻اوشو بجای تحلیل فلسفی، از مغالطه و دوقطبیسازی استفاده میکند:
«یا کنترل اجباری موالید، یا نابودی کل جهان!».
🔻این همان زبانِ تهدید و نجاتبخشیست که در کلام رهبران مذهبی و سیاسی سنتی هم دیده میشود؛ آنها هم میگویند:
«یا فرزندآوری، یا فرتوت شدن و نابودی کشور!». «سگ و گربه داشتن به جای فرزند خطاست و خندهدار و..». «باید راه پیامبر را رفت و چند برابر کرد جمعیت را» ...
🔺تنها جهتِ بردار عوض شده، اما ذاتِ ساختار روانشناختیِ کلام (موعظه و تحکم) یکیست.
💡 ریشه این دیدگاه در فرقه اشو
🔻اگر به تاریخچه فرقه او در دهه ۱۹۸۰ (بویژه در کمون راجنیشپوران در اورگن آمریکا) نگاه کنیم، این ایده بشکل عملی اجرا شد. در آن کمونها:
▪️از مریدان خواسته میشد که اصلاً بچهدار نشوند.
▪️روابط جنسی آزاد بود، اما انجام عملهای جراحی برای عقیمسازی (مانند وازکتومی برای مردان و بستن لولهها برای زنان) بهشدت تشویق و در مواردی به یک هنجار اجباری تبدیل میشد.
▪️نگاه آنها این بود که جهان در آستانه یک بحران جمعیتی و زیستمحیطی بزرگ است و آوردن فرزند به این دنیا، زنجیره رنج را طولانیتر میکند.
🧭 ریوکا وینبرگ و فلسفه واقعی: ساحتِ «احتمال، استدلال و مسئولیت»
🔻در طرف مقابل، وقتی به سراغ فیلسوفی مثل ریوکا وینبرگ میرویم، با جهان متفاوتی روبرو میشویم. فلسفه پناهگاهِ قطعیتهایِ ارزان نیست؛ ساحتِ سنجشِ احتمالها و امکانهاست.
🔻زوینبرگ وقتی میخواهد مسئله فرزندآوری را تحلیل کند، آن را به یک «حکم فلهای» برای همه جهان تبدیل نمیکند. او با ابزار فلسفه، استدلال میکند که:
⚖️ بازتولید به عنوان یک ریسک اخلاقی: به دنیا آوردن یک انسان، تحمیل کردنِ «وجود» به کسی است که خودش اجازه نداده است. پس ما با یک مسئولیتِ پرخطر طرف هستیم.
⚖️ توازن حقوق: او از یک سو حقِ طبیعی انسانها برای والد شدن را بررسی میکند و از سوی دیگر، حقِ آن کودکِ آینده را که نباید به دنیایی پر از رنج و بیعدالتی پرتاب شود.
⚖️ تفکر مشروط و احتمالی: فیلسوفی مثل وینبرگ هرگز حکم صادر نمیکند که «بچه دار شدن جنایت است پس باید با زور جلویش را گرفت» یا برعکس، و انسانها را ابزار سیاسی ببیند، و چنین تصمیم خطیری را بسادگی توجیه کند و تبلیغ!
📌 او میگوید «تحت چه شرایطی» و «با چه میزان از آمادگی و مسئولیتپذیری» این کار اخلاقی یا غیراخلاقی است.
📌 فلسفه در اینجا سهمِ شک، شرایطِ محیطی، و پیچیدگیهای روابط انسانی را به رسمیت میشناسد.
🧠 افسانه «عقلانیت مردانه»، و سلطه بر بدن زنان
وقتی به این تصویر کلی نگاه میکنیم، یک تناقض تاریخی و تکاندهنده آشکار میشود. قرنهاست که ساختارهای پدرسالار ادعا میکنند
مردان مظهر عقلانیت، منطق و کلاننگری هستند و دایره تصمیمگیریهای حساس باید در دست آنها باشد
🔺اما این مواضع، دقیقاً عکس این ادعا را ثابت میکنند و نشان میدهند که چطور این ادعای عقلانیت، در مواجهه با بدن زن، به یک بیعقلیِ محض و سلطهگری عریان سقوط میکند.
🚫 حکمهای جزمی مردان؛ سقوط عقلانیت در پای «شهوتِ سلطه»
چهار مردِ صاحب قدرت و تریبون، از چهار خاستگاه کاملاً متفاوت فرقهای، سیاسی و مذهبی، صلبترین، بیفکرترین و قطعیترین حکمها را درباره حیاتیترین و شخصیترین مسئله زندگی انسانها صادر میکنند. آنها بدون هیچگونه استدلال عمیق، لایهبرداری اخلاقی یا در نظر گرفتن شرایط عینی رنج بشری، بدن زنان را بهمثابه یک ابزار، ملک طلق یا کارخانه تولید مهره برای ساختار خود میبینند:
یکی با تحکم بیمنطق دستور عقیمسازی اجباری میدهد و دیگران فرزندآوری را یک تکلیف بیچونوچرا میخوانند.
این حجم از جزمگرایی، دوقطبیسازی و صدور احکام فلهای برای بدن زنان، هیچ نسبتی با عقلانیت ندارد؛ این عینِ بیعقلیِ فلسفی و صرفاً بازتولیدِ قدرت پدرسالارانه است.
🤵🏻♀️ریوکا وینبرگ؛ تجسم عقلانیت واقعی در قامت یک زن
در مقابل این هیاهوی جزمی که مردان به راه انداختهاند، یک فیلسوف زن ایستاده است که مفهوم واقعی «عقلانیت فلسفی» را به نمایش میگذارد. ریوکا وینبرگ نشان میدهد که عقلِ سنجشگر برخلاف ادعاهای مردانه، اهل تحکم و شلاق زدن بر بدنها نیست. عقلانیت یعنی دیدن لایههای پیچیده، به رسمیت شناختنِ حقوقِ انسانِ آینده و سنجش مسئولیت اخلاقی.
او نشان میدهد که آوردن یک انسان به این جهان، یک ریسک اخلاقیِ بسیار سنگین است که نیاز به تامل عمیق، پذیرش مسئولیت و ارزیابی شرایط دارد، نه فرامینی که با نگاهی نرسالارانه و از موضعِ قدرت صادر میشوند.
این تقابل بهخوبی آشکار میکند که عقلانیتِ حقیقی، دقیقاً در جایی یافت میشود که این مدعیانِ سنتی عقل، فرسنگها از آن فاصله دارند.
📺 قتل روحی و فرزندآوری بیضابطه
🔻ریوکا واینبرگ
📺 اخلاق تولیدمثل (خودکشی و اوتانازی)
.📺 معنای همهی اینها؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📋 اخلاق تولیدمثل (خودکشی و اوتانازی)
(۱/۳)
🎤 گفتگو میان ريكاردو لوپز و دکتر #ریوکا_واینبرگ (Rifka Weinberg)
🏛 ۱. مقدمه و بستر نظری پژوهش
این گزارش به تحلیل ساختاری و عمیق گفتگو با دکتر ریفکا واینبرگ، فیلسوف، زیستاخلاقشناس و استاد کالج اسکریپس میپردازد.…
(۱/۳)
🎤 گفتگو میان ريكاردو لوپز و دکتر #ریوکا_واینبرگ (Rifka Weinberg)
🏛 ۱. مقدمه و بستر نظری پژوهش
این گزارش به تحلیل ساختاری و عمیق گفتگو با دکتر ریفکا واینبرگ، فیلسوف، زیستاخلاقشناس و استاد کالج اسکریپس میپردازد.…
Telegram
نقدآگین
📑 بررسی برهان متکلمان در اثبات وجود خدا
— گزارشی از مناظره #مهدی_نصیری و #وریا_امیری و احضارِ فیلسوفِ معاصر، #گراهام_آپی
(۱/۲)
🔸مهدی نصیری علت ورودش به این بحث الهیاتی را (با وجود تمرکز تماموقت سالهای اخیرش بر حوزه سیاست و نقد وضعیت جاری) وجود ریشههای عمیق عقلانی در جریان کلام اسلامی میداند که مایل است آن را بازخوانی کند.
🔸او در عین حال اشاره میکند که عصبانیت بخشی از جامعه و جوانان از حکومت که منجر به آسیب دیدن باورهای دینی آنها شده را کاملاً درک میکند.
🏛 مواضع و استدلالهای مهدی نصیری (مدافع برهان کلامی)
🔹 روششناسی کلام اسلامی: نصیری تأکید دارد برخلاف تصور رایج که متکلمان را صرفاً توجیهگر دین میداند، جریان اصیل کلام (مثلاً متکلمانی چون علامه حلی) بنای خود را بر استدلال عقلی محض گذاشتهاند. آنها حتی اگر به متون دینی (نص) ارجاع دادهاند، از باب تأیید عقل بوده است، نه به عنوان منبع اصلی استدلال.
🔹 اصل علیت به عنوان ستون خیمه تفکر: نقطه عزیمت استدلال نصیری «اصل علیت» است. او این اصل (هر اثری مؤثری دارد، هر مصنوعی صانعی میخواهد) را یک امر بدیهی، پیشینی (Prior) و حاکم بر ذهن و عقل بشر معرفی میکند که بشر به طور فطری و عقلی با آن مواجه است.
🔹 حدوث جهان و ضرورت صانع: نصیری استدلال میکند که:
از نظر او، انکار این علت بیرونی خلاف عقلانیت صریح است.
🔬 مواضع و نقدهای وریا امیری (منتقد برهان کلامی)
🔸 پیشفرضگرایی در معرفتشناسی (شواهدگرایی): امیری از منظر «شواهدگرایی» (Evidentialism) استدلال میکند که روششناسی متکلمان و سنت الهیات دفاعی (Apologetics) دچار سوگیری است. آنها ابتدا گزاره وجود خدا را به عنوان یک باورِ از پیشپذیرفته فرض گرفتهاند و سپس برای توجیه آن استدلال تراشیدهاند، که این امر بیطرفی معرفتی را مخدوش میکند.
🔸 مغالطه خلط رتبهای اصول منطقی و متافیزیکی: اصلیترین نقد امیری به زیربنای استدلال نصیری است. او معتقد است نصیری «اصل علیت کیهانی» را همرتبه با «اصل عدم تناقض» قرار داده است. امیری اصول را به سه دسته تفکیک میکند:
امیری استدلال میکند که انکار اصل علیت در سطح کیهانی، تناقض منطقی ایجاد نمیکند. او به مدلهای فیزیک مدرن اشاره میکند (مانند علیت معکوس یا Retrocausality در مکانیک کوانتوم که در آن معلول میتواند جلوتر از علت باشد) تا نشان دهد علیت یک اصل بدیهیِ منطقی مثل اصل عدم تناقض نیست و نصیری یک اصل متافیزیکی را به اشتباه در دسته اصول بدیهی منطقی قرار داده است.
🔸 پرشهای منطقی در تعمیم الگوها: امیری معتقد است تعمیم دادن علیتِ تجربهشده درون اجزای جهان به «کل کیهان به عنوان یک واحد یکپارچه»، مواجهه با مفهوم بینهایت و فرار از مسئله تسلسل، همگی حاوی پرشهای منطقی و فلسفی هستند که استدلال متکلمان را از اعتبار میاندازند.
🧠 تبیین جامع ایدهها، براهین و نقدهای گراهام آپی (Graham Oppy)
گراهام آپی، فیلسوف دین برجسته و تحلیلی معاصر استرالیایی و استاد دانشگاه موناش، به عنوان یکی از جدیترین و دقیقترین منتقدان براهین اثبات خدا در جهان شناخته میشود. او در کتابهای مرجع خود مانند Arguing about Gods (بحث در مورد خدایان) و Naturalism and Religion، چارچوبی ساختاریافته برای بررسی براهین کیهانشناسی (مشابه برهان متکلمان در این مناظره) ارائه داده است.
در ادامه، ایدههای محوری، مدلهای استدلالی و نقدهای جامع آپی به این موضوع تبیین میشود:
💬 ۱. نظریه «براهین موفق» و بنبست مناظرات الهیاتی
یکی از مهمترین مشارکتهای آپی در فلسفه دین، بازتعریف واژه «موفقیت» در یک استدلال است. از نظر آپی، یک برهان فلسفی زمانی در اثبات وجود خدا (یا عدم آن) موفق است که بتواند یک فرد عاقل، آگاه و بیطرف را متقاعد کند تا تغییر عقیده دهد.
ایده آپی: او نشان میدهد هیچکدام از براهین اثبات خدا (از جمله برهان علیت و حدوث) موفق نیستند؛ زیرا خداناباوران عاقل و باهوش میتوانند بدون اینکه دچار تناقض منطقی شوند یا دیوانه خطاب شوند، مقدمات این براهین را رد کنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گزارشی از مناظره #مهدی_نصیری و #وریا_امیری و احضارِ فیلسوفِ معاصر، #گراهام_آپی
(۱/۲)
🔸مهدی نصیری علت ورودش به این بحث الهیاتی را (با وجود تمرکز تماموقت سالهای اخیرش بر حوزه سیاست و نقد وضعیت جاری) وجود ریشههای عمیق عقلانی در جریان کلام اسلامی میداند که مایل است آن را بازخوانی کند.
🔸او در عین حال اشاره میکند که عصبانیت بخشی از جامعه و جوانان از حکومت که منجر به آسیب دیدن باورهای دینی آنها شده را کاملاً درک میکند.
🏛 مواضع و استدلالهای مهدی نصیری (مدافع برهان کلامی)
🔹 روششناسی کلام اسلامی: نصیری تأکید دارد برخلاف تصور رایج که متکلمان را صرفاً توجیهگر دین میداند، جریان اصیل کلام (مثلاً متکلمانی چون علامه حلی) بنای خود را بر استدلال عقلی محض گذاشتهاند. آنها حتی اگر به متون دینی (نص) ارجاع دادهاند، از باب تأیید عقل بوده است، نه به عنوان منبع اصلی استدلال.
🔹 اصل علیت به عنوان ستون خیمه تفکر: نقطه عزیمت استدلال نصیری «اصل علیت» است. او این اصل (هر اثری مؤثری دارد، هر مصنوعی صانعی میخواهد) را یک امر بدیهی، پیشینی (Prior) و حاکم بر ذهن و عقل بشر معرفی میکند که بشر به طور فطری و عقلی با آن مواجه است.
🔹 حدوث جهان و ضرورت صانع: نصیری استدلال میکند که:
اگر بر اساس شواهد ثابت شود جهان هستی مبدأ، آغاز و حدوث زمانی داشته است (جهان حادث است)، طبق اصل علیت که امری بدیهی است، جهان برای آغازِ خود نیازمند یک علت فاعلی بیرونی (صانع یا خدا) است.
از نظر او، انکار این علت بیرونی خلاف عقلانیت صریح است.
🔬 مواضع و نقدهای وریا امیری (منتقد برهان کلامی)
🔸 پیشفرضگرایی در معرفتشناسی (شواهدگرایی): امیری از منظر «شواهدگرایی» (Evidentialism) استدلال میکند که روششناسی متکلمان و سنت الهیات دفاعی (Apologetics) دچار سوگیری است. آنها ابتدا گزاره وجود خدا را به عنوان یک باورِ از پیشپذیرفته فرض گرفتهاند و سپس برای توجیه آن استدلال تراشیدهاند، که این امر بیطرفی معرفتی را مخدوش میکند.
🔸 مغالطه خلط رتبهای اصول منطقی و متافیزیکی: اصلیترین نقد امیری به زیربنای استدلال نصیری است. او معتقد است نصیری «اصل علیت کیهانی» را همرتبه با «اصل عدم تناقض» قرار داده است. امیری اصول را به سه دسته تفکیک میکند:
اصول منطقی: (مانند اصل عدم تناقض یا اصل اینهمانی). انکار این اصول به محال منطقی (مثل دایره مربع) ختم میشود.
اصول متافیزیکی: (مانند اینکه هر حادثی علتی دارد).
قوانین طبیعی و تجربی: (مانند اینکه آتش گرما تولید میکند).
امیری استدلال میکند که انکار اصل علیت در سطح کیهانی، تناقض منطقی ایجاد نمیکند. او به مدلهای فیزیک مدرن اشاره میکند (مانند علیت معکوس یا Retrocausality در مکانیک کوانتوم که در آن معلول میتواند جلوتر از علت باشد) تا نشان دهد علیت یک اصل بدیهیِ منطقی مثل اصل عدم تناقض نیست و نصیری یک اصل متافیزیکی را به اشتباه در دسته اصول بدیهی منطقی قرار داده است.
🔸 پرشهای منطقی در تعمیم الگوها: امیری معتقد است تعمیم دادن علیتِ تجربهشده درون اجزای جهان به «کل کیهان به عنوان یک واحد یکپارچه»، مواجهه با مفهوم بینهایت و فرار از مسئله تسلسل، همگی حاوی پرشهای منطقی و فلسفی هستند که استدلال متکلمان را از اعتبار میاندازند.
🧠 تبیین جامع ایدهها، براهین و نقدهای گراهام آپی (Graham Oppy)
گراهام آپی، فیلسوف دین برجسته و تحلیلی معاصر استرالیایی و استاد دانشگاه موناش، به عنوان یکی از جدیترین و دقیقترین منتقدان براهین اثبات خدا در جهان شناخته میشود. او در کتابهای مرجع خود مانند Arguing about Gods (بحث در مورد خدایان) و Naturalism and Religion، چارچوبی ساختاریافته برای بررسی براهین کیهانشناسی (مشابه برهان متکلمان در این مناظره) ارائه داده است.
در ادامه، ایدههای محوری، مدلهای استدلالی و نقدهای جامع آپی به این موضوع تبیین میشود:
💬 ۱. نظریه «براهین موفق» و بنبست مناظرات الهیاتی
یکی از مهمترین مشارکتهای آپی در فلسفه دین، بازتعریف واژه «موفقیت» در یک استدلال است. از نظر آپی، یک برهان فلسفی زمانی در اثبات وجود خدا (یا عدم آن) موفق است که بتواند یک فرد عاقل، آگاه و بیطرف را متقاعد کند تا تغییر عقیده دهد.
ایده آپی: او نشان میدهد هیچکدام از براهین اثبات خدا (از جمله برهان علیت و حدوث) موفق نیستند؛ زیرا خداناباوران عاقل و باهوش میتوانند بدون اینکه دچار تناقض منطقی شوند یا دیوانه خطاب شوند، مقدمات این براهین را رد کنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
برهان متکلمان در اثبات وجود خدا/ مناظره الهیاتی مهدی نصیری و وریا امری
برهان_متکلمان #اثبات_وجود_خدا #خداشناسی #الهیات #فلسفه_دین #مناظره #کلام_اسلامی #ExistenceOfGod #Kalam #PhilosophyOfReligion #CosmologicalArgument #GodDebate #FaithAndReason #IslamicTheology #ArgumentsForGod
📑 بررسی برهان متکلمان در اثبات وجود خدا
— گزارشی از مناظره #مهدی_نصیری و #وریا_امیری و احضارِ فیلسوفِ معاصر، #گراهام_آپی
(۲/۲)
💬 ۲. نقد برهان کیهانشناسی و علیت (کلامی)
🔻آپی به طور خاص بر براهین کیهانشناسی (به ویژه برهان کلامی که ویلیام لین کریگ آن را در غرب احیا کرد و شبیه برهان مورد نظر نصیری است) نقدهای ساختاری وارد میکند:
نقد مقدمه اول (هر چه آغاز دارد علتی دارد):
🔺آپی میگوید ما تفاوتی اساسی میان «آغازهای درون جهان» و «آغاز خود جهان» قائل هستیم.
🔺در درون جهان، ما پدید آمدن چیزها از چیزهای دیگر (بازآرایی ماده و انرژی) را میبینیم. اما آغاز جهان، پدید آمدن کل ماده و زمان از «هیچِ مطلق» (Ex nihilo) است. ما هیچ تجربه یا شهود معتبری ندارند که ثابت کند کل کیهان برای پدید آمدن به یک علت فرامادی نیاز دارد.
اختیارگرایی صانع: متکلمان میگویند علت جهان باید یک «فاعل مختار» (خدا) باشد تا جهان را در یک نقطه از زمان اراده کرده باشد.
🔺آپی استدلال میکند که مفهوم «اراده کردن و خلق کردن» بدون وجود پیشینِ زمان و مکان، از نظر فلسفی نامفهوم و غیرقابل تبیین است.
💬 ۳. برتری جهانبینی طبیعتگرایی بر خداباوری (معیار سادگی)
🔻آپی مفهوم «طبیعتگرایی غلیظ» (Oppy's Naturalism) را به عنوان تبیینی منسجمتر از جهان ارائه میدهد:
مبنای استدلال: او میگوید
✍🏻 مدل آپی:
🔻نظام خداباوری:
🔻نظام طبیعتگرایی:
نتیجهگیری آپی: از آنجا که طبیعتگرایی نیازی به فرض کردن یک طبقه کاملاً مجزا و پیچیده از موجودات (موجودات فرامادی) ندارد، سیستمی اقتصادیتر و سادهتر است. جهان مادی خودش میتواند حالت بنیادی واقعیت باشد و نیازی به علت بیرونی ندارد.
💬 ۴. تقارن در بنبست مبانی (First Principles)
آپی معتقد است دعوای خداباور و خداناباور در نهایت به جنگ میان «اصول بنیادی پذیرفتهشده» منتهی میشود.
نصیری فرض میکند:
امیری (و آپی) فرض میکنند:
از نظر آپی، هیچ دلیل عقلانیِ مستقلی خارج از این دو سیستم وجود ندارد که ثابت کند فرضیه اول بر فرضیه دوم ترجیح دارد؛ بنابراین برهان متکلمان در اثبات وجود خدا صرفاً تکرارِ پیشفرضهای خودِ متکلمان است و ارزش اثباتی برای شخص بیرونی ندارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گزارشی از مناظره #مهدی_نصیری و #وریا_امیری و احضارِ فیلسوفِ معاصر، #گراهام_آپی
(۲/۲)
💬 ۲. نقد برهان کیهانشناسی و علیت (کلامی)
🔻آپی به طور خاص بر براهین کیهانشناسی (به ویژه برهان کلامی که ویلیام لین کریگ آن را در غرب احیا کرد و شبیه برهان مورد نظر نصیری است) نقدهای ساختاری وارد میکند:
نقد مقدمه اول (هر چه آغاز دارد علتی دارد):
🔺آپی میگوید ما تفاوتی اساسی میان «آغازهای درون جهان» و «آغاز خود جهان» قائل هستیم.
🔺در درون جهان، ما پدید آمدن چیزها از چیزهای دیگر (بازآرایی ماده و انرژی) را میبینیم. اما آغاز جهان، پدید آمدن کل ماده و زمان از «هیچِ مطلق» (Ex nihilo) است. ما هیچ تجربه یا شهود معتبری ندارند که ثابت کند کل کیهان برای پدید آمدن به یک علت فرامادی نیاز دارد.
اختیارگرایی صانع: متکلمان میگویند علت جهان باید یک «فاعل مختار» (خدا) باشد تا جهان را در یک نقطه از زمان اراده کرده باشد.
🔺آپی استدلال میکند که مفهوم «اراده کردن و خلق کردن» بدون وجود پیشینِ زمان و مکان، از نظر فلسفی نامفهوم و غیرقابل تبیین است.
💬 ۳. برتری جهانبینی طبیعتگرایی بر خداباوری (معیار سادگی)
🔻آپی مفهوم «طبیعتگرایی غلیظ» (Oppy's Naturalism) را به عنوان تبیینی منسجمتر از جهان ارائه میدهد:
مبنای استدلال: او میگوید
اگر دو سیستم فلسفی (خداباوری و طبیعتگرایی) داشته باشیم که هر دو بتوانند جهان را توضیح دهند و هیچکدام دچار تناقض منطقی درونی نباشند، ما باید سیستمی را انتخاب کنیم که به لحاظ هستیشناختی سادهتر است (Ockham's Razor).
✍🏻 مدل آپی:
🔻نظام خداباوری:
جهان مادی + یک موجود مجرد، بینهایت، فرامادی، عالم مطلق و قادر مطلق (خدا) به عنوان علت بنیادی.
🔻نظام طبیعتگرایی:
جهان مادی (یا حالت اولیه کیهان/میدانهای کوانتومی) به عنوان واقعیت بنیادی (Brute Fact).
نتیجهگیری آپی: از آنجا که طبیعتگرایی نیازی به فرض کردن یک طبقه کاملاً مجزا و پیچیده از موجودات (موجودات فرامادی) ندارد، سیستمی اقتصادیتر و سادهتر است. جهان مادی خودش میتواند حالت بنیادی واقعیت باشد و نیازی به علت بیرونی ندارد.
💬 ۴. تقارن در بنبست مبانی (First Principles)
آپی معتقد است دعوای خداباور و خداناباور در نهایت به جنگ میان «اصول بنیادی پذیرفتهشده» منتهی میشود.
نصیری فرض میکند:
«هر چیزی که وجودش از خودش نیست یا آغاز دارد، باید علتی فرامادی داشته باشد.»
امیری (و آپی) فرض میکنند:
«جهان فیزیکی یا قوانین حاکم بر آن، لایه نهایی واقعیت هستند.»
از نظر آپی، هیچ دلیل عقلانیِ مستقلی خارج از این دو سیستم وجود ندارد که ثابت کند فرضیه اول بر فرضیه دوم ترجیح دارد؛ بنابراین برهان متکلمان در اثبات وجود خدا صرفاً تکرارِ پیشفرضهای خودِ متکلمان است و ارزش اثباتی برای شخص بیرونی ندارد.
📕 بهترین برهان علیه خداوند
👤کتاب گراهام آپی
.
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Atheism Requires Justification Too | Graham Oppy
To support me on Patreon (thank you): http://www.patreon.com/cosmicskeptic
To donate to my PayPal (thank you): http://www.paypal.me/cosmicskeptic
- VIDEO NOTES
Graham Oppy is Professor of Philosophy and Associate Dean of Research at Monash University…
To donate to my PayPal (thank you): http://www.paypal.me/cosmicskeptic
- VIDEO NOTES
Graham Oppy is Professor of Philosophy and Associate Dean of Research at Monash University…
📺 آتئیسم نیز نیازمند توجیه معرفتی است
(۱/۳)
🔸این ویدیو گفتگویی است بین #الکس_اوکانر (Alex O'Connor) و #گراهام_آپی (Graham Oppy)، فیلسوف برجسته و ملحد استرالیایی، در پادکست Within Reason. گراهام آپی به دلیل دفاع دقیق و ساختاریافتهاش از آتئیسم در محیطهای آکادمیک شهرت دارد.
🎙 انگیزه آپی از تمرکز بر فلسفه دین
آپی توضیح میدهد که انگیزه او فراتر از یک علاقه صرفاً آکادمیک است. از نظر او فلسفه دین اهمیت عملی دارد، زیرا اکثریت مردم جهان مذهبی هستند و آتئیسم در طول تاریخ (و حتی امروزه در برخی نقاط دنیا) با سرکوب و خطرات جانی جدی برای منتقدان همراه بوده است. هدف او به چالش کشیدن کلیت مفهوم «خدایان» است، نه فقط یک مذهب خاص مانند مسیحیت.
📋 تعریف آتئیسم و نقد «لاکتئیسم» (Lacktheism)
بخش مهمی از گفتگو به تعریف واژه آتئیسم اختصاص دارد.
🔹 تعریف آکادمیک: آپی تاکید میکند که در فلسفه دانشگاهی، آتئیسم صرفاً «عدم باور به خدا» نیست، بلکه گزارهای ادعایی است مبنی بر اینکه «هیچ خدایی وجود ندارد».
🔹 نقد لاکتئیسم: او رویکرد رایج در فضای مجازی (که آتئیسم را فقط نبودِ باور یا Lack of belief تعریف میکند) را نقد میکند. آپی معتقد است بسیاری از آتئیستهای عامیانه از این تعریف استفاده میکنند تا خود را از «بار اثبات» (Burden of Proof) معاف کنند. از نظر او، اگر کسی نسبت به وجود یا عدم وجود خدا اظهار بیاطلاعی یا سکوت کند، در واقع در موضع اگنوستیسیسم (لاادریگری) قرار دارد، نه آتئیسم.
⚖️ بار اثبات و تعهدات معرفتی اگنوستیکها
الکس اوکانر چالشهایی را درباره بار اثبات مطرح میکند، اما آپی اصطلاح «بار اثبات» را به شکل سنتی آن نمیپسندد.
🔸 تعهد اگنوستیکها: آپی معتقد است حتی اگنوستیکها نیز در یک بحث جدی فلسفی باید از موضع خود دفاع کنند. آنها باید نشان دهند که چرا شواهد و دلایل هر دو طرف (خداباوری و بیدینی) دقیقاً با هم برابرند و ترازو به هیچ سمتی سنگینی نمیکند.
🔸 شرط ورود به گفتگو: از نظر آپی، کسی که میگوید «من اطلاعاتی ندارم و برایم مهم نیست»، موضعش قابل احترام است اما عملاً خود را از گفتگوی فلسفی خارج کرده است. ورود به بحث مستلزم بررسی و وزندهی به شواهد است.
🧠 رفتار در برابر گفتار: فریب خود و سنجش باور
اوکانر با اشاره به دیدگاههای افرادی مانند جوردن پیترسون، این سؤال را مطرح میکند که
🔹 یکپارچگی باور: آپی به بحثهای جاری در فلسفه ذهن اشاره میکند. اگر باور را یک حالت ذهنی واحد بدانیم که هم منشأ رفتار و هم منشأ گفتار است، دلیلی ندارد رفتار را شاخص بهتری از گفتار بدانیم (چون انسانها همانطور که در زبان دروغ میگویند، در رفتار نیز میتوانند تظاهر کنند).
🔹 خطای معرفتی: او سناریوهایی مانند رفتار خداباورانی که به آخرت باور دارند اما از مرگ عزیزانشان به شدت دچار فروپاشی میشوند، یا افرادی که احتمال کاری را صفر میدانند اما محض احتیاط آن را بررسی میکنند، ناشی از این میداند که انسانها لزوماً تحلیلگران خوبی برای شواهد نیستند و گاهی درباره وضعیت ذهنی خود دچار اشتباه یا خودفریبی میشوند.
🥬 نقد جمله معروف ریچارد داکینز
داکینز جملهای مشهور دارد با این مضمون:
آپی در کتاب خود به این جمله نقد جدی وارد کرده است.
🔸 مغالطه واژگانی: آپی این تمثیل را با گیاهخواری مقایسه میکند و میگوید:
به همین ترتیب، یک خداباور را نمیتوان نسبت به خدایان دیگر آتئیست نامید؛ او به یک اصل ماورایی برای تبیین واقعیت باور دارد، در حالی که آتئیست منکر هرگونه خدایی است.
📉 ارزیابی براهین خداباوری
آپی معتقد است هیچ برهان فلسفی قاطعی (چه برای اثبات خدا و چه برای ابطال آن) وجود ندارد که بتواند هر انسان عاقلی را به طور صددرصد مجاب کند.
🔹 موفقترین براهین در عمل:
از نظر آپی، «تجربه زیسته و شهود مذهبی» در عمل بیشترین تأثیر را در تغییر باور مردم و جذب آنها به دین دارد.
🔹 براهین آکادمیک:
در محیطهای دانشگاهی، براهین جهانشناختی (Cosmological)، برهان نظم (Design) و براهین اخلاقی همچنان بیشترین بحثها را به خود اختصاص میدهند، در حالی که برهان وجودی (Ontological) یا براهین مبتنی بر معجزات، طرفدار چندانی در فلسفه معاصر ندارند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۳)
🔸این ویدیو گفتگویی است بین #الکس_اوکانر (Alex O'Connor) و #گراهام_آپی (Graham Oppy)، فیلسوف برجسته و ملحد استرالیایی، در پادکست Within Reason. گراهام آپی به دلیل دفاع دقیق و ساختاریافتهاش از آتئیسم در محیطهای آکادمیک شهرت دارد.
🎙 انگیزه آپی از تمرکز بر فلسفه دین
آپی توضیح میدهد که انگیزه او فراتر از یک علاقه صرفاً آکادمیک است. از نظر او فلسفه دین اهمیت عملی دارد، زیرا اکثریت مردم جهان مذهبی هستند و آتئیسم در طول تاریخ (و حتی امروزه در برخی نقاط دنیا) با سرکوب و خطرات جانی جدی برای منتقدان همراه بوده است. هدف او به چالش کشیدن کلیت مفهوم «خدایان» است، نه فقط یک مذهب خاص مانند مسیحیت.
📋 تعریف آتئیسم و نقد «لاکتئیسم» (Lacktheism)
بخش مهمی از گفتگو به تعریف واژه آتئیسم اختصاص دارد.
🔹 تعریف آکادمیک: آپی تاکید میکند که در فلسفه دانشگاهی، آتئیسم صرفاً «عدم باور به خدا» نیست، بلکه گزارهای ادعایی است مبنی بر اینکه «هیچ خدایی وجود ندارد».
🔹 نقد لاکتئیسم: او رویکرد رایج در فضای مجازی (که آتئیسم را فقط نبودِ باور یا Lack of belief تعریف میکند) را نقد میکند. آپی معتقد است بسیاری از آتئیستهای عامیانه از این تعریف استفاده میکنند تا خود را از «بار اثبات» (Burden of Proof) معاف کنند. از نظر او، اگر کسی نسبت به وجود یا عدم وجود خدا اظهار بیاطلاعی یا سکوت کند، در واقع در موضع اگنوستیسیسم (لاادریگری) قرار دارد، نه آتئیسم.
⚖️ بار اثبات و تعهدات معرفتی اگنوستیکها
الکس اوکانر چالشهایی را درباره بار اثبات مطرح میکند، اما آپی اصطلاح «بار اثبات» را به شکل سنتی آن نمیپسندد.
🔸 تعهد اگنوستیکها: آپی معتقد است حتی اگنوستیکها نیز در یک بحث جدی فلسفی باید از موضع خود دفاع کنند. آنها باید نشان دهند که چرا شواهد و دلایل هر دو طرف (خداباوری و بیدینی) دقیقاً با هم برابرند و ترازو به هیچ سمتی سنگینی نمیکند.
🔸 شرط ورود به گفتگو: از نظر آپی، کسی که میگوید «من اطلاعاتی ندارم و برایم مهم نیست»، موضعش قابل احترام است اما عملاً خود را از گفتگوی فلسفی خارج کرده است. ورود به بحث مستلزم بررسی و وزندهی به شواهد است.
🧠 رفتار در برابر گفتار: فریب خود و سنجش باور
اوکانر با اشاره به دیدگاههای افرادی مانند جوردن پیترسون، این سؤال را مطرح میکند که
آیا باورهای واقعی انسانها در رفتارشان آشکار میشود یا در ادعای زبانیشان؟
🔹 یکپارچگی باور: آپی به بحثهای جاری در فلسفه ذهن اشاره میکند. اگر باور را یک حالت ذهنی واحد بدانیم که هم منشأ رفتار و هم منشأ گفتار است، دلیلی ندارد رفتار را شاخص بهتری از گفتار بدانیم (چون انسانها همانطور که در زبان دروغ میگویند، در رفتار نیز میتوانند تظاهر کنند).
🔹 خطای معرفتی: او سناریوهایی مانند رفتار خداباورانی که به آخرت باور دارند اما از مرگ عزیزانشان به شدت دچار فروپاشی میشوند، یا افرادی که احتمال کاری را صفر میدانند اما محض احتیاط آن را بررسی میکنند، ناشی از این میداند که انسانها لزوماً تحلیلگران خوبی برای شواهد نیستند و گاهی درباره وضعیت ذهنی خود دچار اشتباه یا خودفریبی میشوند.
🥬 نقد جمله معروف ریچارد داکینز
داکینز جملهای مشهور دارد با این مضمون:
«ما همگی نسبت به بیشتر خدایانی که بشر تا کنون به آنها باور داشته آتئیست هستیم، برخی از ما فقط یک خدا فراتر رفتهایم.»
آپی در کتاب خود به این جمله نقد جدی وارد کرده است.
🔸 مغالطه واژگانی: آپی این تمثیل را با گیاهخواری مقایسه میکند و میگوید:
«ما نمیتوانیم بگوییم همه انسانها نسبت به وعدههای غذایی بدون گوشت، وگان هستند! وگان بودن یک رویکرد همیشگی و کلی است.»
به همین ترتیب، یک خداباور را نمیتوان نسبت به خدایان دیگر آتئیست نامید؛ او به یک اصل ماورایی برای تبیین واقعیت باور دارد، در حالی که آتئیست منکر هرگونه خدایی است.
📉 ارزیابی براهین خداباوری
آپی معتقد است هیچ برهان فلسفی قاطعی (چه برای اثبات خدا و چه برای ابطال آن) وجود ندارد که بتواند هر انسان عاقلی را به طور صددرصد مجاب کند.
🔹 موفقترین براهین در عمل:
از نظر آپی، «تجربه زیسته و شهود مذهبی» در عمل بیشترین تأثیر را در تغییر باور مردم و جذب آنها به دین دارد.
🔹 براهین آکادمیک:
در محیطهای دانشگاهی، براهین جهانشناختی (Cosmological)، برهان نظم (Design) و براهین اخلاقی همچنان بیشترین بحثها را به خود اختصاص میدهند، در حالی که برهان وجودی (Ontological) یا براهین مبتنی بر معجزات، طرفدار چندانی در فلسفه معاصر ندارند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Atheism Requires Justification Too | Graham Oppy
To support me on Patreon (thank you): http://www.patreon.com/cosmicskeptic
To donate to my PayPal (thank you): http://www.paypal.me/cosmicskeptic
- VIDEO NOTES
Graham Oppy is Professor of Philosophy and Associate Dean of Research at Monash University…
To donate to my PayPal (thank you): http://www.paypal.me/cosmicskeptic
- VIDEO NOTES
Graham Oppy is Professor of Philosophy and Associate Dean of Research at Monash University…
📺 آتئیسم نیز نیازمند توجیه معرفتی است
(۲/۳)
🎙پروفسور #گراهام_آپی
🏛 بازتعریف استدلال و مفهوم موجهبودنِ معرفتشناختی
آپی پیش از ورود به نقد براهین، یک زیربنای معرفتشناختی (چگونگی شناخت و توجیه باورها) میسازد. او معتقد است نگاه عامه به مناظره الهیاتی اشتباه است.
🔹 ۱. ایدهآلگرایی در برابر واقعگرایی منطقی
در نگاه عامیانه، یک برهان خوب باید مثل یک فرمول ریاضی باشد که هرکس آن را دید، مجبور به تسلیم شود. آپی این را رد کرده و مفهوم «ناسازگاری منطقیِ موجه» را مطرح میکند.
انسانها با «بستههای باور»زندگی میکنند. باور به خدا یا عدم باور به آن، یک تکگزاره منزوی نیست، بلکه مانند تار عنکبوت به هزاران باور دیگر درباره اخلاق، علم، تاریخ و تجربیات شخصی متصل است.
وقتی شما یک برهان برای اثبات خدا به یک ملحد ارائه میکنید، او مجبور نیست کل این تار عنکبوت فکری را به خاطر یک استدلال پاره کند. او میتواند بدون اینکه از دایره عقل خارج شود، تفسیری جایگزین برای مقدمه شما پیدا کند که با بقیه تارهای فکریاش سازگار باشد.
🔹 ۲. مفهوم «شخصِ باکفایتِ معرفتی»
آپی تأکید میکند که در هر دو طرف نزاع (خداباوری و خداناباوری)، فیلسوفان برجسته، دانشمندان و افراد به شدت عاقل و منصف وجود دارند.
اگر براهین اثبات خدا (یا براهین ابطال خدا) جنبه «برهانی محض و قطعی» داشتند، وجود این حجم از اختلاف نظر میان افراد همسطح از نظر هوش و سواد، غیرممکن بود. وجود این بنبستِ تاریخی نشاندهنده این است که مبانی اولیه (First Principles) دو طرف با هم متفاوت است، نه میزان هوش یا صداقت آنها.
🗂 کالبدشکافی لایههای هستیشناسی (Ontology) و دستهبندیهای نوین آپی
در این بخش از گفتگو، آپی وارد جزئیات ساختاری جهانبینیها میشود. او جهانبینیها را بر اساس «آنچه که به عنوان لایه اول و بنیادین واقعیت میپذیرند» به دستههای بسیار دقیقی تقسیم میکند:
1️⃣ طبیعتگرایی یا فیزیکالیسم (Naturalism / Physicalism)
مفهوم اصلی: لایه نهایی واقعیت، فیزیک است.
🔺 آپی توضیح میدهد که طبیعتگرایی به معنای انکار وجود مفاهیمی مثل ذهن، عشق، یا اخلاق نیست. بلکه به این معناست که این مفاهیم، «پدیدارهای ثانویه» (Emergent Properties) هستند که از دل ساختارهای پیچیده مادی (نورونهای مغز، فرآیندهای تکاملی) به وجود آمدهاند.
همانطور که حرکت تندِ مولکولهای آب، پدیدهای به نام «حرارت» را میسازد (در حالی که خود یک مولکول به تنهایی داغ نیست)، ذهن و آگاهی انسان نیز محصول کارکرد میلیاردها سلول مادی است و نیازی به یک روح غیرمادی مجزا ندارد.
📌 ۲. فوقطبیعتگرایی خداباورانه (Theistic Supernaturalism)
مفهوم اصلی: لایه اول واقعیت، خدای ادیان ابراهیمی است.
🔺این دیدگاه معتقد است خدا موجودی است که زمان و مکان را خلق کرده، اما خودش خارج از زمان و مکان است، مجرد است (جسم ندارد)، و در عین حال صاحب «شخصیت»، «اراده»، «علم مطلق» و «قدرت مطلق» است.
📌 ۳. فوقطبیعتگرایی غیرخداباورانه (Non-Theistic Supernaturalism)
مفهوم اصلی: لایه اول واقعیت فیزیکی نیست، اما خدا هم نیست.
🔺آپی این دسته را برای استخراج ایده کسانی مطرح میکند که به ماوراءالطبیعه باور دارند اما دیندار یا خداباور نیستند. این شامل موارد زیر است:
دئیسم یا خدای ارسطویی: موجودی که جهان را روشن کرده و رها کرده است، نه نمازی میخواهد، نه شریعتی دارد و نه به انسانها فکر میکند.
نیروهای کیهانی (پانتئیسم یا دهگرایی کیهانی): باور به اینکه کل جهان فیزیکی خودش یک آگاهی کورِ ماورایی است (مثل انرژی نهایی در برخی عرفانهای شرقی).
🛠 تیغ کلامی آپی
آپی در رد براهین سنتی، به جزئیات ظریفی اشاره میکند که معمولاً در بحثهای سطحی مغفول میمانند:
📉 ۱. کالبدشکافی برهان کیهانشناسی
متکلمان میگویند:
🔺🔻 آپی این برهان را به دو ایده فرعی تقسیم کرده و هر دو را نقد میکند:
ایده فرعی اول: مفهوم زمان و مکان (Spacetime Grid): متکلمان تصور میکنند:
🔺آپی میگوید فیزیک و فلسفه مدرن نشان میدهند که خودِ زمان با بیگبنگ (آغاز جهان) پدید آمده است. بنابراین، عبارتِ «قبل از آغاز جهان» یا «خدا قبل از جهان وجود داشت» به لحاظ منطقی بیمعنی است، مثل این است که بپرسیم «شمالِ قطب شمال کجاست؟». وقتی زمان وجود نداشته، فرآیندِ «علت و معلولی» به سبک دنیای ما نیز معنا ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
🎙پروفسور #گراهام_آپی
🏛 بازتعریف استدلال و مفهوم موجهبودنِ معرفتشناختی
آپی پیش از ورود به نقد براهین، یک زیربنای معرفتشناختی (چگونگی شناخت و توجیه باورها) میسازد. او معتقد است نگاه عامه به مناظره الهیاتی اشتباه است.
🔹 ۱. ایدهآلگرایی در برابر واقعگرایی منطقی
در نگاه عامیانه، یک برهان خوب باید مثل یک فرمول ریاضی باشد که هرکس آن را دید، مجبور به تسلیم شود. آپی این را رد کرده و مفهوم «ناسازگاری منطقیِ موجه» را مطرح میکند.
انسانها با «بستههای باور»زندگی میکنند. باور به خدا یا عدم باور به آن، یک تکگزاره منزوی نیست، بلکه مانند تار عنکبوت به هزاران باور دیگر درباره اخلاق، علم، تاریخ و تجربیات شخصی متصل است.
وقتی شما یک برهان برای اثبات خدا به یک ملحد ارائه میکنید، او مجبور نیست کل این تار عنکبوت فکری را به خاطر یک استدلال پاره کند. او میتواند بدون اینکه از دایره عقل خارج شود، تفسیری جایگزین برای مقدمه شما پیدا کند که با بقیه تارهای فکریاش سازگار باشد.
🔹 ۲. مفهوم «شخصِ باکفایتِ معرفتی»
آپی تأکید میکند که در هر دو طرف نزاع (خداباوری و خداناباوری)، فیلسوفان برجسته، دانشمندان و افراد به شدت عاقل و منصف وجود دارند.
اگر براهین اثبات خدا (یا براهین ابطال خدا) جنبه «برهانی محض و قطعی» داشتند، وجود این حجم از اختلاف نظر میان افراد همسطح از نظر هوش و سواد، غیرممکن بود. وجود این بنبستِ تاریخی نشاندهنده این است که مبانی اولیه (First Principles) دو طرف با هم متفاوت است، نه میزان هوش یا صداقت آنها.
🗂 کالبدشکافی لایههای هستیشناسی (Ontology) و دستهبندیهای نوین آپی
در این بخش از گفتگو، آپی وارد جزئیات ساختاری جهانبینیها میشود. او جهانبینیها را بر اساس «آنچه که به عنوان لایه اول و بنیادین واقعیت میپذیرند» به دستههای بسیار دقیقی تقسیم میکند:
1️⃣ طبیعتگرایی یا فیزیکالیسم (Naturalism / Physicalism)
مفهوم اصلی: لایه نهایی واقعیت، فیزیک است.
🔺 آپی توضیح میدهد که طبیعتگرایی به معنای انکار وجود مفاهیمی مثل ذهن، عشق، یا اخلاق نیست. بلکه به این معناست که این مفاهیم، «پدیدارهای ثانویه» (Emergent Properties) هستند که از دل ساختارهای پیچیده مادی (نورونهای مغز، فرآیندهای تکاملی) به وجود آمدهاند.
همانطور که حرکت تندِ مولکولهای آب، پدیدهای به نام «حرارت» را میسازد (در حالی که خود یک مولکول به تنهایی داغ نیست)، ذهن و آگاهی انسان نیز محصول کارکرد میلیاردها سلول مادی است و نیازی به یک روح غیرمادی مجزا ندارد.
📌 ۲. فوقطبیعتگرایی خداباورانه (Theistic Supernaturalism)
مفهوم اصلی: لایه اول واقعیت، خدای ادیان ابراهیمی است.
🔺این دیدگاه معتقد است خدا موجودی است که زمان و مکان را خلق کرده، اما خودش خارج از زمان و مکان است، مجرد است (جسم ندارد)، و در عین حال صاحب «شخصیت»، «اراده»، «علم مطلق» و «قدرت مطلق» است.
📌 ۳. فوقطبیعتگرایی غیرخداباورانه (Non-Theistic Supernaturalism)
مفهوم اصلی: لایه اول واقعیت فیزیکی نیست، اما خدا هم نیست.
🔺آپی این دسته را برای استخراج ایده کسانی مطرح میکند که به ماوراءالطبیعه باور دارند اما دیندار یا خداباور نیستند. این شامل موارد زیر است:
دئیسم یا خدای ارسطویی: موجودی که جهان را روشن کرده و رها کرده است، نه نمازی میخواهد، نه شریعتی دارد و نه به انسانها فکر میکند.
نیروهای کیهانی (پانتئیسم یا دهگرایی کیهانی): باور به اینکه کل جهان فیزیکی خودش یک آگاهی کورِ ماورایی است (مثل انرژی نهایی در برخی عرفانهای شرقی).
🛠 تیغ کلامی آپی
آپی در رد براهین سنتی، به جزئیات ظریفی اشاره میکند که معمولاً در بحثهای سطحی مغفول میمانند:
📉 ۱. کالبدشکافی برهان کیهانشناسی
متکلمان میگویند:
«هر چه آغاز دارد علتی دارد. جهان آغاز دارد. پس جهان علتی دارد.»
🔺🔻 آپی این برهان را به دو ایده فرعی تقسیم کرده و هر دو را نقد میکند:
ایده فرعی اول: مفهوم زمان و مکان (Spacetime Grid): متکلمان تصور میکنند:
«زمان» مثل یک خطکش بیانتها وجود داشته و خدا در یک نقطهای از این زمان، جهان را خلق کرده است.
🔺آپی میگوید فیزیک و فلسفه مدرن نشان میدهند که خودِ زمان با بیگبنگ (آغاز جهان) پدید آمده است. بنابراین، عبارتِ «قبل از آغاز جهان» یا «خدا قبل از جهان وجود داشت» به لحاظ منطقی بیمعنی است، مثل این است که بپرسیم «شمالِ قطب شمال کجاست؟». وقتی زمان وجود نداشته، فرآیندِ «علت و معلولی» به سبک دنیای ما نیز معنا ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Atheism Requires Justification Too | Graham Oppy
To support me on Patreon (thank you): http://www.patreon.com/cosmicskeptic
To donate to my PayPal (thank you): http://www.paypal.me/cosmicskeptic
- VIDEO NOTES
Graham Oppy is Professor of Philosophy and Associate Dean of Research at Monash University…
To donate to my PayPal (thank you): http://www.paypal.me/cosmicskeptic
- VIDEO NOTES
Graham Oppy is Professor of Philosophy and Associate Dean of Research at Monash University…
📺 آتئیسم نیز نیازمند توجیه معرفتی است
(۳/۳)
🎙پروفسور #گراهام_آپی
ایده فرعی دوم: واقعیت عریان (Brute Fact): خداباور میگوید:
🔺آپی میپرسد: چرا خودِ خدا بدون علت است؟ متکلم میگوید:
آپی شلیک نهایی را میکند: «ما میتوانیم همین صفتِ بدون علت بودن و بنیادین بودن را مستقیماً به خودِ جهان فیزیکی (یا وضعیت اولیه بیگبنگ) نسبت دهیم.» این کار از نظر منطقی هیچ ایرادی ندارد و یک گام ماوراییِ اضافه را حذف میکند.
📉 ۲. کالبدشکافی برهان تنظیم ظریف (Fine-Tuning Argument)
خداباوران میگویند
🔺آپی دو پاد-ایده فرعی در برابر این مطرح میکند:
پاد-ایده اول: سوگیری پسا-واقعه (Anthropic Bias):
فرض کنید یک تیرانداز به یک دیوار خالی شلیک میکند و سپس دورِ محل برخورد تیر، یک هدف و دایره ترور رسم میکند و میگوید:
📌📌📌 آپی میگوید ما چون امروز زندهایم و این قوانین را میبینیم، فکر میکنیم جهان برای ما طراحی شده است. اگر قوانین طور دیگری بود، موجودات دیگری در جهانی دیگر شکل میگرفتند (یا اصلاً شکلی نمیگرفتند) و کسی نبود که تعجب کند.
پاد-ایده دوم: فرضیه چندجهانی (Multiverse) در برابر خداباوری: اگر قرار باشد بین
1️⃣ یک «خدا با ذهن بینهایت پیچیده و نامرئی»
و
2️⃣ فرضیه فیزیکیِ «وجود بینهایت جهان با قوانین مختلف که ما تصادفاً در یکی از جهانهای زیستپذیر آن هستیم»
🔺یکی را انتخاب کنیم، مدل چندجهانی به علم و فیزیک نزدیکتر و با طبیعتگرایی سازگارتر است.
❓تبیین ابهامات تئوری «سادگی عقلانی»
یکی از بخشهایی که ممکن است برای مخاطب عام مبهم باشد، اصرار شدید آپی بر معیار «سادگی» (Simplicity) است. چرا سادگی در فلسفه یک مزیت است؟
🔍 رمزگشایی از اصطلاح «تیغ اوکام» برای مخاطب عام:
تیغ اوکام یک اصل کارآگاهی و علمی است. اگر شما به خانه بیایید و ببینید ظرف شیر روی زمین ریخته، دو فرآیند تبیین دارید:
🔺هر دو فرآیند قضیه را توضیح میدهند و هیچکدام هم غیرممکنِ منطقی نیستند.
🔺اما شما گربه را انتخاب میکنید، چون «موجودات و فرضهای کمتری» به دنیای واقعی اضافه میکند.
🔺🔻آپی میگوید جهانبینی طبیعتگرایی دقیقاً همین کار را با جهان میکند:
تبیین خداباور:
تبیین طبیعتگرا (آپی):
🔺🔻آپی میگوید لایه دوم (خدا) هیچ قدرت تبیین بیشتری به ما نمیدهد؛ زیرا وقتی از خداباور میپرسیم «خدا چطور و با چه سازوکاری جهان را از هیچ ساخت؟»، پاسخ میدهد
🔺آپی میگوید وقتی تبیین شما در نهایت به یک «راز بزرگ» ختم میشود، پس در واقع چیزی را تبیین نکردهاید؛ پس بهتر است در همان لایه اول (جهان فیزیکی) توقف کنیم و آن را به عنوان واقعیت بنیادی بپذیریم.
🏁 خلاصه و نتیجهگیری
🔻اگر بخواهیم این گفتگوی را در یک ساختار منسجم خلاصه کنیم، گراهام آپی پلههای زیر را طی میکند:
۱. وضعیت مناظره
براهین الهیاتی برای متقاعد کردن افراد بیطرفِ عاقل ناکافی هستند. دعوای دیندار و ملحد، دعوای عاقل و جاهل نیست؛ دعوای مبانی اولیه است.
۲. ساختار جهان
طبیعتگرایی (جهان مادی به عنوان لایه اول واقعیت) کاملاً منسجم است. جهان برای وجود داشتن، به لحاظ منطقی هیچ نیازی به صانع بیرونی ندارد.
۳. نقد براهین
علیت و تنظیم ظریف دچار مغالطه تعمیم و سوگیریهای شناختی هستند. مفاهیمی مثل «خلق از هیچ» شهودهای برخاسته از زندگی روزمره ما هستند و به کل کیهان قابل تعمیم نیستند.
۴. انتخاب نهایی
طبیعتگرایی از خداباوری بسیار سادهتر و اقتصادیتر (به لحاظ تعداد فرضها) است. طبق اصول عقلانی، تا زمانی که فیزیک برای توصیف فیزیک کافی است، وارد کردن ماوراءالطبیعه غیراقتصادی است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
🎙پروفسور #گراهام_آپی
ایده فرعی دوم: واقعیت عریان (Brute Fact): خداباور میگوید:
جهان نمیتواند بدون علت باشد چون پدیدهای ممکنالوجود است.
🔺آپی میپرسد: چرا خودِ خدا بدون علت است؟ متکلم میگوید:
چون خدا واجبالوجود است.
آپی شلیک نهایی را میکند: «ما میتوانیم همین صفتِ بدون علت بودن و بنیادین بودن را مستقیماً به خودِ جهان فیزیکی (یا وضعیت اولیه بیگبنگ) نسبت دهیم.» این کار از نظر منطقی هیچ ایرادی ندارد و یک گام ماوراییِ اضافه را حذف میکند.
📉 ۲. کالبدشکافی برهان تنظیم ظریف (Fine-Tuning Argument)
خداباوران میگویند
ثابتهای فیزیکی (مثل سرعت نور، گرانش، جرم الکترون) چنان دقیق تنظیم شدهاند که اگر یک میلیاردم درصد تغییر میکردند، حیات شکل نمیگرفت؛ پس این کارِ یک طراح است.
🔺آپی دو پاد-ایده فرعی در برابر این مطرح میکند:
پاد-ایده اول: سوگیری پسا-واقعه (Anthropic Bias):
فرض کنید یک تیرانداز به یک دیوار خالی شلیک میکند و سپس دورِ محل برخورد تیر، یک هدف و دایره ترور رسم میکند و میگوید:
«ببینید چقدر دقیق به مرکز هدف زدم!».
📌📌📌 آپی میگوید ما چون امروز زندهایم و این قوانین را میبینیم، فکر میکنیم جهان برای ما طراحی شده است. اگر قوانین طور دیگری بود، موجودات دیگری در جهانی دیگر شکل میگرفتند (یا اصلاً شکلی نمیگرفتند) و کسی نبود که تعجب کند.
پاد-ایده دوم: فرضیه چندجهانی (Multiverse) در برابر خداباوری: اگر قرار باشد بین
1️⃣ یک «خدا با ذهن بینهایت پیچیده و نامرئی»
و
2️⃣ فرضیه فیزیکیِ «وجود بینهایت جهان با قوانین مختلف که ما تصادفاً در یکی از جهانهای زیستپذیر آن هستیم»
🔺یکی را انتخاب کنیم، مدل چندجهانی به علم و فیزیک نزدیکتر و با طبیعتگرایی سازگارتر است.
❓تبیین ابهامات تئوری «سادگی عقلانی»
یکی از بخشهایی که ممکن است برای مخاطب عام مبهم باشد، اصرار شدید آپی بر معیار «سادگی» (Simplicity) است. چرا سادگی در فلسفه یک مزیت است؟
🔍 رمزگشایی از اصطلاح «تیغ اوکام» برای مخاطب عام:
تیغ اوکام یک اصل کارآگاهی و علمی است. اگر شما به خانه بیایید و ببینید ظرف شیر روی زمین ریخته، دو فرآیند تبیین دارید:
۱. یک گربه از پنجره آمده و ظرف را انداخته است.
۲. یک روح نامرئی از سقف آمده، شیر را ریخته، و بعد غیب شده است.
🔺هر دو فرآیند قضیه را توضیح میدهند و هیچکدام هم غیرممکنِ منطقی نیستند.
🔺اما شما گربه را انتخاب میکنید، چون «موجودات و فرضهای کمتری» به دنیای واقعی اضافه میکند.
🔺🔻آپی میگوید جهانبینی طبیعتگرایی دقیقاً همین کار را با جهان میکند:
تبیین خداباور:
جهان فیزیکی + قوانین فیزیک + یک ذهن فرامادی، بینهایت، خیرخواه، قادر مطلق و دانا که فراتر از فیزیک است و دائماً جهان را مدیریت میکند.
تبیین طبیعتگرا (آپی):
جهان فیزیکی + قوانین فیزیک.
🔺🔻آپی میگوید لایه دوم (خدا) هیچ قدرت تبیین بیشتری به ما نمیدهد؛ زیرا وقتی از خداباور میپرسیم «خدا چطور و با چه سازوکاری جهان را از هیچ ساخت؟»، پاسخ میدهد
«این اسرار الهی است و فراتر از عقل ماست».
🔺آپی میگوید وقتی تبیین شما در نهایت به یک «راز بزرگ» ختم میشود، پس در واقع چیزی را تبیین نکردهاید؛ پس بهتر است در همان لایه اول (جهان فیزیکی) توقف کنیم و آن را به عنوان واقعیت بنیادی بپذیریم.
🏁 خلاصه و نتیجهگیری
🔻اگر بخواهیم این گفتگوی را در یک ساختار منسجم خلاصه کنیم، گراهام آپی پلههای زیر را طی میکند:
۱. وضعیت مناظره
براهین الهیاتی برای متقاعد کردن افراد بیطرفِ عاقل ناکافی هستند. دعوای دیندار و ملحد، دعوای عاقل و جاهل نیست؛ دعوای مبانی اولیه است.
۲. ساختار جهان
طبیعتگرایی (جهان مادی به عنوان لایه اول واقعیت) کاملاً منسجم است. جهان برای وجود داشتن، به لحاظ منطقی هیچ نیازی به صانع بیرونی ندارد.
۳. نقد براهین
علیت و تنظیم ظریف دچار مغالطه تعمیم و سوگیریهای شناختی هستند. مفاهیمی مثل «خلق از هیچ» شهودهای برخاسته از زندگی روزمره ما هستند و به کل کیهان قابل تعمیم نیستند.
۴. انتخاب نهایی
طبیعتگرایی از خداباوری بسیار سادهتر و اقتصادیتر (به لحاظ تعداد فرضها) است. طبق اصول عقلانی، تا زمانی که فیزیک برای توصیف فیزیک کافی است، وارد کردن ماوراءالطبیعه غیراقتصادی است.
🔻گراهام آپی
📺 خدا و شر میتوانند وجود داشتهباشند؟
📕 بهترین برهان علیه خداوند
👤کتاب گراهام آپی
📺 بررسی برهان متکلمان در اثبات وجود خدا
خدا و مناظرات
📻 جدالی درباب برهان علیت
📻 خدا، طراحی هوشمند و پیامبری
📕نقد برهان نظم [بخش اول | بخش دوم و سوم]
📕اگر کسی خالق ما بوده، مطمئناً باهوش نبوده
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📺 بحث خدا: هریس و داوکینز
📺 آیا براهین وجود خدا قانعکنندهاند؟
📻 «برهان نظم» در ترازو
📻 خدا و رنج
📺 «چرا؟ هدف جهان»
.
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘«دعوت به مراسم گردنزنی»: ابتذالِ خشونت به زبان یک «فیلسوف»
(۱/۲)
✍🏻 #ناصر_فکوهی (استاد رشتهی انسانشناسی)
مشاهدهٔ بخشی از سخنان اخیر آقای بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه، از هر آنچه در چند ماه اخیر به مثابهٔ موضعگیریهای بیمسئولیت، خطرناک و سبکسرانه در موقعیت بحران کنونی، خوانده بودم، برایم شگفتآورتر بود.
سقوط اندیشه و روح یک انسان، آن هم انسانی که خود را دارای رسالت روشنگری و انتقال خِرد به دیگران میداند و شاید به همین دلیل نیز هر روز در رسانههای جمعی حاضر و مشغول به درس اخلاق و اندیشه دادن به مردم است(!)، بهشدت آزارم داد.
با خود گفتم: چگونه ممکن است کسی بویی از خِرد بُرده باشد و درک نکند که در شرایط امروز که بیگانگان وحشی و بیرحم برای ویرانی کشور حمله کردهاند، و مردم ما در حال له شدن زیر فشارهای بیرونی و درونی هستند و شدیدترین نومیدیها و زخمهای روحی و جسمانی را تحمل میکنند تا بتواند روی پای خود بایستند و فرهنگ هزاران سالهٔ ایران را بر جای نگه دارند، ما باید با تمام توان خود از چنین سخنان تفرقهافکن و دشمنساز و ویرانگری پرهیز کنیم؛ چگونه چنین آب به آسیاب دشمنان میریزند و فشار عصبی خُردکنندهای را بر هر آن کس که عقل و هوشی داشته باشد وارد میکنند؛ مگر آنکه هم سخنران و هم برنامهریزِ چنین برنامههایی قصد و عمدی در کارشان باشد که ما از آن بیخبریم.
درد و اندوهی که از این سخنان به انسان میرسد، بهویژه انسانی که هنوز بویی از انسانیت و مهربانی برده باشد، و دغدغهٔ آبروی انسان، دانشگاه، فلسفه، فرهنگ و اندیشه و ادبِ میراث و پیشینهٔ زبان و ادبیات و گفتمانهای سیاسی و اجتماعی در کشور ما را دستکم در صد سال اخیر داشته باشد، به باور من توصیفناپذیر است.
در اینجا قصدم آن نیست سخنی با ایشان داشته باشم، که از نظر من دیگر وجود خارجی ندارند؛ زیرا این سخنانشان را یک «خودکشی فکری» زنده در برابر چشمان همهٔ بینندگان برنامهشان میدانم؛ نه فقط به مثابهٔ متفکر و دانشگاهی و فیلسوف، بلکه حتی در جایگاه انسانی با احساسات انسانی.
هدفم اینجا سخنی با همهٔ خوانندگان است، در جهت تحلیل چند جمله که زبانمان را آلوده کردند: زبانی که نباید به هیچ قیمتی آلوده میشد؛ آن هم با چنین شکلی از «ارزانفروشیِ» روح یک نمایندهٔ مدعی فلسفه، و با این کراهتِ «خوشرقصانهٔ» سبُک؛ زبانی هزاران ساله و پشتوانهٔ آبرو و حیثیت نیاکانیمان و بهای خون هزاران جوانی که در این مدت از دست دادیم و غمهای بیپایانی که بر دل همهٔ مردمانمان نشست.
بیاییم این چند جمله از این «گفتوگو» را با هم، بهرغم دردناک بودنشان، تکرار و بر آنها تأمل کنیم تا به عمق فاجعه پی ببریم: جایی که ایشان میفرمایند:
❌ این سخنان را ایشان در شرایطی میگوید که یک مجری در پیش رویشان نشسته و به این حُکم دیوانهوار و فارغ از هر منطق و عقلانیتی، با گونهای لذت وصفناپذیر، لبخند رضایت میزند.
❌ هیچچیز تکان نمیخورد و برنامه با همان ریتم پیشین به پیش میرود. یک برنامهٔ فکری؟ یا دستور قتل و کشتار و شکنجه؟ نه به جرم ارکتاب جنایتی و خیانتی، بلکه به جرم «نفهمیدم موضوع اهمیت ژئوپلیتیک یک منطقه»!
❌ سخنانی که در یکی دو سال اخیر از بیژن عبدالکریمی شنیدهایم که به خیال یا باور خود شاید دارد از یک نظام سیاسی دفاع میکند، تا همین امروز نیز عجیب بود و البته هیچ خدمتی نکرد، نه به خود او و نه به نظامی که ادعایش تقویت آن بوده و هست؛ و در همهٔ موارد جز رسوایی و بیآبرویی نصیبی برای ایشان نداشت.
❌❌❌ اما گویی این ماجرا را پایانی نیست و در روزهای و هفتههای دیگر باید شاهد ابتذال و به پیشوازِ مرگ رفتن همهٔ مردم باشیم، از روشنفکران، از بالادستان تا پاییندستان؛ زیرا نتوانستهاند معیارهای «ادراکی» استاد را تأمین کنند!!!
🔻متأسفانه جریانهای مبتذل، پوپولیستی و لُمپنیسمی که در جهان مجازی و شبکهها در چند ماه اخیر به راه افتاده، گندابی آلوده برای رشد همهگونه موجودی و محصولات مرگبار آنها ایجاد کرده است که به گمانم تا قرنها سبب سرافکندگی برای همه ما خواهد شد؛ مایی که در پهنه و زمانی مشترک همراه این موجودات زیستیم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #ناصر_فکوهی (استاد رشتهی انسانشناسی)
مشاهدهٔ بخشی از سخنان اخیر آقای بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه، از هر آنچه در چند ماه اخیر به مثابهٔ موضعگیریهای بیمسئولیت، خطرناک و سبکسرانه در موقعیت بحران کنونی، خوانده بودم، برایم شگفتآورتر بود.
سقوط اندیشه و روح یک انسان، آن هم انسانی که خود را دارای رسالت روشنگری و انتقال خِرد به دیگران میداند و شاید به همین دلیل نیز هر روز در رسانههای جمعی حاضر و مشغول به درس اخلاق و اندیشه دادن به مردم است(!)، بهشدت آزارم داد.
با خود گفتم: چگونه ممکن است کسی بویی از خِرد بُرده باشد و درک نکند که در شرایط امروز که بیگانگان وحشی و بیرحم برای ویرانی کشور حمله کردهاند، و مردم ما در حال له شدن زیر فشارهای بیرونی و درونی هستند و شدیدترین نومیدیها و زخمهای روحی و جسمانی را تحمل میکنند تا بتواند روی پای خود بایستند و فرهنگ هزاران سالهٔ ایران را بر جای نگه دارند، ما باید با تمام توان خود از چنین سخنان تفرقهافکن و دشمنساز و ویرانگری پرهیز کنیم؛ چگونه چنین آب به آسیاب دشمنان میریزند و فشار عصبی خُردکنندهای را بر هر آن کس که عقل و هوشی داشته باشد وارد میکنند؛ مگر آنکه هم سخنران و هم برنامهریزِ چنین برنامههایی قصد و عمدی در کارشان باشد که ما از آن بیخبریم.
درد و اندوهی که از این سخنان به انسان میرسد، بهویژه انسانی که هنوز بویی از انسانیت و مهربانی برده باشد، و دغدغهٔ آبروی انسان، دانشگاه، فلسفه، فرهنگ و اندیشه و ادبِ میراث و پیشینهٔ زبان و ادبیات و گفتمانهای سیاسی و اجتماعی در کشور ما را دستکم در صد سال اخیر داشته باشد، به باور من توصیفناپذیر است.
در اینجا قصدم آن نیست سخنی با ایشان داشته باشم، که از نظر من دیگر وجود خارجی ندارند؛ زیرا این سخنانشان را یک «خودکشی فکری» زنده در برابر چشمان همهٔ بینندگان برنامهشان میدانم؛ نه فقط به مثابهٔ متفکر و دانشگاهی و فیلسوف، بلکه حتی در جایگاه انسانی با احساسات انسانی.
هدفم اینجا سخنی با همهٔ خوانندگان است، در جهت تحلیل چند جمله که زبانمان را آلوده کردند: زبانی که نباید به هیچ قیمتی آلوده میشد؛ آن هم با چنین شکلی از «ارزانفروشیِ» روح یک نمایندهٔ مدعی فلسفه، و با این کراهتِ «خوشرقصانهٔ» سبُک؛ زبانی هزاران ساله و پشتوانهٔ آبرو و حیثیت نیاکانیمان و بهای خون هزاران جوانی که در این مدت از دست دادیم و غمهای بیپایانی که بر دل همهٔ مردمانمان نشست.
بیاییم این چند جمله از این «گفتوگو» را با هم، بهرغم دردناک بودنشان، تکرار و بر آنها تأمل کنیم تا به عمق فاجعه پی ببریم: جایی که ایشان میفرمایند:
«به نظر من، روشنفکری که نتواند اهمیت ژئوپلیتیک این منطقه را بفهمد، حُکمش هفت باراعدام، آن هم نه با گلوله [عادی] بلکه با آر.پی.جی است که ابتدا مغزش را متلاشی کنند و بعد گردنش را با گیوتین بزنند...»
❌ این سخنان را ایشان در شرایطی میگوید که یک مجری در پیش رویشان نشسته و به این حُکم دیوانهوار و فارغ از هر منطق و عقلانیتی، با گونهای لذت وصفناپذیر، لبخند رضایت میزند.
❌ هیچچیز تکان نمیخورد و برنامه با همان ریتم پیشین به پیش میرود. یک برنامهٔ فکری؟ یا دستور قتل و کشتار و شکنجه؟ نه به جرم ارکتاب جنایتی و خیانتی، بلکه به جرم «نفهمیدم موضوع اهمیت ژئوپلیتیک یک منطقه»!
❌ سخنانی که در یکی دو سال اخیر از بیژن عبدالکریمی شنیدهایم که به خیال یا باور خود شاید دارد از یک نظام سیاسی دفاع میکند، تا همین امروز نیز عجیب بود و البته هیچ خدمتی نکرد، نه به خود او و نه به نظامی که ادعایش تقویت آن بوده و هست؛ و در همهٔ موارد جز رسوایی و بیآبرویی نصیبی برای ایشان نداشت.
❌❌❌ اما گویی این ماجرا را پایانی نیست و در روزهای و هفتههای دیگر باید شاهد ابتذال و به پیشوازِ مرگ رفتن همهٔ مردم باشیم، از روشنفکران، از بالادستان تا پاییندستان؛ زیرا نتوانستهاند معیارهای «ادراکی» استاد را تأمین کنند!!!
🔻متأسفانه جریانهای مبتذل، پوپولیستی و لُمپنیسمی که در جهان مجازی و شبکهها در چند ماه اخیر به راه افتاده، گندابی آلوده برای رشد همهگونه موجودی و محصولات مرگبار آنها ایجاد کرده است که به گمانم تا قرنها سبب سرافکندگی برای همه ما خواهد شد؛ مایی که در پهنه و زمانی مشترک همراه این موجودات زیستیم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from فرهمند عليپور Farahmand Alipour
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیژن عبدالکریمی : حامیان رژیم
هستههای مقاومت تشکیل بدهند،
حکومت به آنها آموزش نظامی و کلاشینکف و کلت بدهد و محلهها را
پر کنند [علیه مردم]
هستههای مقاومت تشکیل بدهند،
حکومت به آنها آموزش نظامی و کلاشینکف و کلت بدهد و محلهها را
پر کنند [علیه مردم]
Telegram
نقدآگین
📘«دعوت به مراسم گردنزنی»: ابتذالِ خشونت به زبان یک «فیلسوف»
(۲/۲)
✍🏻 #ناصر_فکوهی (استاد رشتهی انسانشناسی)
🔺اما سرافکندگی برای شخص من مضاعف بوده؛ زیرا بهرغم آنکه ایشان را هرگز از نزدیک نشناختهام، حدود پنج سال پیش، در یادداشتی از اخراجشان به دلیل مخالفتهای اغلب موجه و مشروع با مشکلات نظام دانشگاهی و فرهنگی کشور، اعتراض کردم. لینک این یادداشت در «عصر ایران» در دسترس است. اما حتی در آن یادداشت تأکیدم این بود که ایشان را از نزدیک نمیشناسم، اما به حُکم استادی و دانشگاهی و فیلسوف بودن و مخالفت کردن ایشان با جریانهای ضدفرهنگی، جایز نیست کسی را از دانشگاه اخراج کنند.
🔺امروز نیز از آن یادداشت کلمه به کلمه دفاع میکنم و چیزی برای افزودن به آن یا کاستن از آن ندارم. همانگونه که گفتم، نه در آن زمان و نه امروز، روی سخن من با ایشان نبوده و نیست و نخواهد بود؛ برعکس به نظرم فرهنگ و میراث فرهنگی-تمدنی چندهزارسالهٔ ما، مسئولیت اخلاقی سنگینی را بر دوش همهٔ ما میگذارد و هر اندازه در درک پیچیدگیهای جوامع انسانی و فرهنگ آنها، ابزارهای بیشتری در دست داشته باشیم، مسئولیتمان سنگینتر میشود.
❓پس چگونه سخن ایشان را درباره لزوم کشتن روشنفکران آن، هم نه یکبار که «همچون سگان هفت بار»، آن هم نه با گلوله، بلکه با آر. پی. جی.، آن هم نه به شیوهٔ یک کشتار «متعارف» بلکه با سختکُشی و عذاب و شکنجه، هم مغزشان را متلاشی کردن و هم گردنشان را به دست گیوتین سپردن؛ همهٔ اینها را چگونه تعبیر کنیم؟
❓این نفرت باورنکردنی یا بهتر بگوییم، این «مالیخولیای بیمارگونه»، چیزی میان «بلاهتی مبتذل» و «روانپریشی مجرمانه» از کجا ریشه میگیرد؟
❓و اگر خود ایشان مسئولیتی برای خویش قائل نیست آیا دستگاه برگزار کننده نباید آنقدر برای نظامی که از آن دفاع میکند، ارزش قائل باشد که برنامه را قطع و یا سانسور کند تا چنین سخنان سخیفی به گوش هزاران و بلکه میلیونها نفر نرسند؟
⚠️ اهمیت حرفهای آقای عبدالکریمی نه در ابتذال این حرفها و نه در زیر سؤال رفتن شخصیت استاد و دانشگاهی و فیلسوف و نویسندهٔ ایشان است، که مدتهاست همهٔ آنها را از دست دادهاند!، بلکه به آن است که با این سخنان بهانه و ابزار لازم را به دست هزاران نفر از دشمنان آزادی میدهند که بتوانند بر همهٔ روشنفکران و دانشگاهیان و اهل فکر و اندیشه بتازند و با مثال ایشان، از هر گونه سخنی چه در یک جهت چه در جهت دیگر جلوگیری کنند.
‼️نکتهٔ آموزندهٔ این سخنانِ آلوده آن است که به جرئت میتوانم بگویم، هیچ برنامهٔ تلویزیونی قانونی در هیچ کشوری از جهان، چه در غرب چه در شرق، را نمیشناسم که به کسی اجازه بدهد چنین با زبان باز و روشن و تصویری، خشونت و شکنجه را با این ابتذال و در جوّی که گویی مجری با ایشان همدلی کامل دارد، بر زبان بیاورد و برنامه به تعطیلی کشیده نشود و مدیرانش مؤاخده و محکوم نشوند!
وقتی میبینیم دائماً به «نفوذ دشمن» و «دستهای پنهان» تفرقهافکنی و خشونتپراکنی و دوقطبیسازی در شرایط جنگی کشور اشاره میشود،
وقتی به دلیل فشارهای جنگ و فشارهای اقتصادی غیرقانونی و بیرحمانه و وحشیانهٔ آمریکا و اسرائیل، این جامعه نیاز به بالاترین حد تابآوری و مقاومت و فاصلهگرفتن حداکثری با هر گونه مخالفسازی و تفرقهافکنی میان اعضایش دارد،
گوشهچشمی هم به این گونه «متفکران» فروافتاده در سراشیب بیبازگشت ابتذال در شرارت داشته باشیم.
( «دعوت به مراسم گردنزنی» در تیتر برگرفته از نام کتابی از ولادیمیر ناباکوف است)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #ناصر_فکوهی (استاد رشتهی انسانشناسی)
🔺اما سرافکندگی برای شخص من مضاعف بوده؛ زیرا بهرغم آنکه ایشان را هرگز از نزدیک نشناختهام، حدود پنج سال پیش، در یادداشتی از اخراجشان به دلیل مخالفتهای اغلب موجه و مشروع با مشکلات نظام دانشگاهی و فرهنگی کشور، اعتراض کردم. لینک این یادداشت در «عصر ایران» در دسترس است. اما حتی در آن یادداشت تأکیدم این بود که ایشان را از نزدیک نمیشناسم، اما به حُکم استادی و دانشگاهی و فیلسوف بودن و مخالفت کردن ایشان با جریانهای ضدفرهنگی، جایز نیست کسی را از دانشگاه اخراج کنند.
🔺امروز نیز از آن یادداشت کلمه به کلمه دفاع میکنم و چیزی برای افزودن به آن یا کاستن از آن ندارم. همانگونه که گفتم، نه در آن زمان و نه امروز، روی سخن من با ایشان نبوده و نیست و نخواهد بود؛ برعکس به نظرم فرهنگ و میراث فرهنگی-تمدنی چندهزارسالهٔ ما، مسئولیت اخلاقی سنگینی را بر دوش همهٔ ما میگذارد و هر اندازه در درک پیچیدگیهای جوامع انسانی و فرهنگ آنها، ابزارهای بیشتری در دست داشته باشیم، مسئولیتمان سنگینتر میشود.
❓پس چگونه سخن ایشان را درباره لزوم کشتن روشنفکران آن، هم نه یکبار که «همچون سگان هفت بار»، آن هم نه با گلوله، بلکه با آر. پی. جی.، آن هم نه به شیوهٔ یک کشتار «متعارف» بلکه با سختکُشی و عذاب و شکنجه، هم مغزشان را متلاشی کردن و هم گردنشان را به دست گیوتین سپردن؛ همهٔ اینها را چگونه تعبیر کنیم؟
❓این نفرت باورنکردنی یا بهتر بگوییم، این «مالیخولیای بیمارگونه»، چیزی میان «بلاهتی مبتذل» و «روانپریشی مجرمانه» از کجا ریشه میگیرد؟
❓و اگر خود ایشان مسئولیتی برای خویش قائل نیست آیا دستگاه برگزار کننده نباید آنقدر برای نظامی که از آن دفاع میکند، ارزش قائل باشد که برنامه را قطع و یا سانسور کند تا چنین سخنان سخیفی به گوش هزاران و بلکه میلیونها نفر نرسند؟
⚠️ اهمیت حرفهای آقای عبدالکریمی نه در ابتذال این حرفها و نه در زیر سؤال رفتن شخصیت استاد و دانشگاهی و فیلسوف و نویسندهٔ ایشان است، که مدتهاست همهٔ آنها را از دست دادهاند!، بلکه به آن است که با این سخنان بهانه و ابزار لازم را به دست هزاران نفر از دشمنان آزادی میدهند که بتوانند بر همهٔ روشنفکران و دانشگاهیان و اهل فکر و اندیشه بتازند و با مثال ایشان، از هر گونه سخنی چه در یک جهت چه در جهت دیگر جلوگیری کنند.
‼️نکتهٔ آموزندهٔ این سخنانِ آلوده آن است که به جرئت میتوانم بگویم، هیچ برنامهٔ تلویزیونی قانونی در هیچ کشوری از جهان، چه در غرب چه در شرق، را نمیشناسم که به کسی اجازه بدهد چنین با زبان باز و روشن و تصویری، خشونت و شکنجه را با این ابتذال و در جوّی که گویی مجری با ایشان همدلی کامل دارد، بر زبان بیاورد و برنامه به تعطیلی کشیده نشود و مدیرانش مؤاخده و محکوم نشوند!
وقتی میبینیم دائماً به «نفوذ دشمن» و «دستهای پنهان» تفرقهافکنی و خشونتپراکنی و دوقطبیسازی در شرایط جنگی کشور اشاره میشود،
وقتی به دلیل فشارهای جنگ و فشارهای اقتصادی غیرقانونی و بیرحمانه و وحشیانهٔ آمریکا و اسرائیل، این جامعه نیاز به بالاترین حد تابآوری و مقاومت و فاصلهگرفتن حداکثری با هر گونه مخالفسازی و تفرقهافکنی میان اعضایش دارد،
گوشهچشمی هم به این گونه «متفکران» فروافتاده در سراشیب بیبازگشت ابتذال در شرارت داشته باشیم.
( «دعوت به مراسم گردنزنی» در تیتر برگرفته از نام کتابی از ولادیمیر ناباکوف است)
🔻بیژن. ع
📻 فلسفه در خدمت استبداد
📺 عبدالکریمی از نزدیکیاش به نهادهای سرکوب میگوید
📺 عبدالکریمی و رقص لخت بر خون ایرانیان
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژنوار
📕پروندهسازی برای مهرآیین و موجهسازی سرکوب
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی!
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘خطاب به رهبر مرده و بیگور جمهوری اسلامی
تو مردهای و هنوز به خاک سپرده نشدهای، اما ترسی که ساختی زنده است؛ ترسی که امروز مأموران، قضات و مدیرانت و تمام گروهک بازمانده از مکتب تو، به دوش میکشند.
خودت دفن شدی در یخچال و میراثت در محال.
به حکم منع تحصیل دانشجوی نخبه به خاطر آویختن عروسک موش نگاه میکنم.
وه که چه تصویر ماندگاری از حقارت خودت و حکومتت بهجای گذاشتی:
چه میشود گفت جز آنکه از زنده و مردهی تو برای این سرزمین فقط همین برمیآید و بس.
از امپراتوری اسلامی که وعدهاش را میدادید، از تمدن اسلامی که قرار بود بسازید، از آن همه هیاهوی پیشرفت و فتح قلهها، امروز به این نقطه رسیدهاید که برای یک عروسک موش آویزانشده به شاخه درخت چنین حکم سنگینی میدهید.
این حکم بیش از آنکه درباره این دانشجو چیزی بگوید، درباره تو و نظامی که به ارث گذاشتی، تو حرف میزند.
تو نسلهای متوالی بهترین فرزندان ایران را از دانشگاه، از کار، از زندگی و از وطن راندی.
نویسندگان را ممنوعالقلم کردی، روزنامهنگاران را زندانی کردی، دانشجویان را ستارهدار کردی، استادان را اخراج کردی، و آخرین برگ ننگین کارنامهات هم کشتن دهها هزار ایرانی و پرکردن زندانها بود و بعد مرگت هم خفقان و هر روز اعدام..
کارنامهای که از هر سطرش عفونت میچکد.
دیروز دوباره آمریکا جنوب ایران را شخم زد و عکسالعمل وارثان تو چه بود؟
اینکه میان تمام بحرانهای کشورو نابودی آینده میلیونها ایرانی، کارش تعقیب جوانی شده که عروسکی را به درختی آویخته است. این تصویر، خلاصهی تمام جمهوری اسلامی است.
از چین و ماچین هم برای بقا کمک بگیری، عاقبتت شکست هولناک از همین دانشجویی است که تو و میراثت را بر شاخهای لرزان آویخت. دل برفکزدهات ته یخچال دلخوش به عربدهی تهماندههای تهنشین نظامت نباشد. ملت شریف ایران به زودی آن نخ نازک گرهخورده به دمت را هم قیچی میکنند.
✍️ #زهرا_عبدی
@Abdinovelist
https://t.me/iraneazadvaabad
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تو مردهای و هنوز به خاک سپرده نشدهای، اما ترسی که ساختی زنده است؛ ترسی که امروز مأموران، قضات و مدیرانت و تمام گروهک بازمانده از مکتب تو، به دوش میکشند.
خودت دفن شدی در یخچال و میراثت در محال.
به حکم منع تحصیل دانشجوی نخبه به خاطر آویختن عروسک موش نگاه میکنم.
وه که چه تصویر ماندگاری از حقارت خودت و حکومتت بهجای گذاشتی:
دانشجویی روی شاخه درختی ایستاده و بازماندگان تو که با همه زندانها، دادگاهها و طنابهای دارشان از عروسکی که این دانشجو روی درخت آویزان کرده، شکست خوردند!
چه میشود گفت جز آنکه از زنده و مردهی تو برای این سرزمین فقط همین برمیآید و بس.
از امپراتوری اسلامی که وعدهاش را میدادید، از تمدن اسلامی که قرار بود بسازید، از آن همه هیاهوی پیشرفت و فتح قلهها، امروز به این نقطه رسیدهاید که برای یک عروسک موش آویزانشده به شاخه درخت چنین حکم سنگینی میدهید.
این حکم بیش از آنکه درباره این دانشجو چیزی بگوید، درباره تو و نظامی که به ارث گذاشتی، تو حرف میزند.
تو نسلهای متوالی بهترین فرزندان ایران را از دانشگاه، از کار، از زندگی و از وطن راندی.
نویسندگان را ممنوعالقلم کردی، روزنامهنگاران را زندانی کردی، دانشجویان را ستارهدار کردی، استادان را اخراج کردی، و آخرین برگ ننگین کارنامهات هم کشتن دهها هزار ایرانی و پرکردن زندانها بود و بعد مرگت هم خفقان و هر روز اعدام..
کارنامهای که از هر سطرش عفونت میچکد.
دیروز دوباره آمریکا جنوب ایران را شخم زد و عکسالعمل وارثان تو چه بود؟
اینکه میان تمام بحرانهای کشورو نابودی آینده میلیونها ایرانی، کارش تعقیب جوانی شده که عروسکی را به درختی آویخته است. این تصویر، خلاصهی تمام جمهوری اسلامی است.
از چین و ماچین هم برای بقا کمک بگیری، عاقبتت شکست هولناک از همین دانشجویی است که تو و میراثت را بر شاخهای لرزان آویخت. دل برفکزدهات ته یخچال دلخوش به عربدهی تهماندههای تهنشین نظامت نباشد. ملت شریف ایران به زودی آن نخ نازک گرهخورده به دمت را هم قیچی میکنند.
✍️ #زهرا_عبدی
@Abdinovelist
https://t.me/iraneazadvaabad
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به انگلیسی به ما میگفت من موی پدرم هستم. ابتدا متوجه نشدیم، بعدا فهمیدیم منظورشان این است که وارث تخت پدر هستند.
🔺 تافل رو میگیرن که برن خارج تو یه دانشگاه درس بخونن. خامنهای که چنین برنامهای برای ولیعهدش نداشت. پس میمونه چسی ایرانی برای اینکه بگه آشنا به مسائل زمانهست و امل نیست.
🔺نکتۀ دیگر، آمریکاپرستیِ و غربزدگیِ تا عمقِ استخوانِ این دشمنان مجنونِ آمریکا و غرب است! کسانی که صبحوشام، از روی حسادتِ جایگاه برتر آمریکا در حوزههای مختلف، و حس تحقیر مضاعفی که میکنند بابت تضاد عقایدشان با دنیای واقع، به کودکانهترین نوع مواجهه با واقعیت (چنگ کشیدن و رجز خواندن) پناه بردند، و بجای اینکه در اقتصاد، حکمرانی دموکراتیک و آزادی بیان و عقیده، و علوم انسانی و مهندسی رقابت کنند، به نیابتیبازی و نقش لولوی خاورمیانه را بازی کردن، رضایت دادند.
🔺چرا باید برای خاندان خلیفه و نوکرانش، این دست امور، مهم و قابل شوآف باشد؟ چرا از میانِ آیلتس و تافل، به تافل آمریکایی (شیطان بزرگ) علاقه نشان میدهند؟ چرا میان زبانهای مختلف، به همان توصیۀ مقام عظما برای یادگیری روسی (و چینی) اهتمام نورزیدند؟
@aqvalanam
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 آیا خدا و شر میتوانند همزمان وجود داشتهباشند؟
— درباره مسئله شر و معرفتشناسی دین
(۱/۴)
🎙پروفسور #گراهام_آپی
🏛 بخش اول: معرفی و پیشینه مقتدرانه مهمان
مشخصات آکادمیک: دکتر گراهام آپی استاد دانشگاه موناش (Monash University) است و پیش از این در مؤسسات معتبری چون دانشگاه ملبورن و پرینستون فعالیت داشته است.
شهرت پژوهشی: او بیش از هر چیز به خاطر آثارش در حوزه فلسفه دین، بهویژه در نقد براهین خداباوری و همچنین تبیین استدلالهای خداناباوری بر اساس «اصل سادگی» شناخته میشود. از کتابهای معروف او میتوان به «بحث درباره خدایان» (Arguing about Gods) و «استدلالهایی برای خداناباوری» (Arguments for Atheism) اشاره کرد.
دسترسی به آثار: آپی اشاره میکند که مقالاتش در وبسایت فیلپپرز (PhilPapers - بانک اطلاعاتی مقالات فلسفی) در دسترس است. اما ناشران اجازه انتشار رایگان کتابهایش را نمیدهند و به دلیل قیمت بالا، علاقهمندان احتمالاً باید آنها را در کتابفروشیهای دستدوم جستجو کنند.
⚖️ بخش دوم: کالبدشکافی مسئله منطقی شر (The Logical Problem of Evil)
(مسئله منطقی شر: ادعایی فلسفی که میگوید وجود همزمان خدا و شر در جهان از نظر منطقی غیرممکن و متناقض است).
مقدمه و تعریف: این موضوع، بحث محبوب گراهام آپی در فلسفه دین است. صورتمسئله ادعا میکند که میان ویژگیهای خدا و وجود شر تناقض منطقی وجود دارد.
بازخوانی استدلال جان مکی (John Mackie): آپی به مقاله معروف سال ۱۹۵۵ مکی با عنوان «شر و قادر مطلق» اشاره میکند که پنج گزاره متناقض را اینگونه چیدمان کرده بود:
نقد آپی بر استدلال مکی: آپی معتقد است گرچه این گزارهها در کنار هم تناقض میسازند، اما دو گزارهی «بیمحدودیت بودن قادر مطلق» و «از بین رفتن تمام شرور توسط موجود خیرخواه» اصلاً بداهت عقلی ندارند. تقریباً تمام خداباورانی که او میشناسد حداقل یکی از این دو گزاره را رد میکنند؛ در نتیجه این استدلال نمیتواند مچِ خداباوران را بگیرد.
موضوع فرعی؛ بالا بردن قمار بحث (Up the Stakes): آپی توضیح میدهد که اگر خداناباور صرفاً به «وجودِ مطلقِ شر» استناد کند، کار سختی پیش رو دارد. اما اگر صورتمسئله را قویتر کند و به جای شرور جزئی، پدیدههای سهمگینی مثل «نسلکشی» (Genocide) را که در زمین زیاد رخ میدهد در تقابل با صفات خدا قرار دهد، چالش بسیار دشوارتر و جدیتر میشود.
🛡 بخش سوم: بررسی دفاعیهها و ناتوانی در تبیین شرور خاص
(دفاعیه یا تئودیسه: تلاشهای فلسفی خداباوران برای توجیه اینکه چرا خدای عادل و مهربان اجازه میدهد شر در جهان باقی بماند).
دفاعیه مبتنی بر اختیار (Free Will Defense):
مفهوم: خداباوران استدلال میکنند که خدا به این دلیل اجازه بروز شرور اخلاقی (مانند نسلکشی توسط انسانها) را میدهد که به اختیار و اراده آزاد آنها احترام بگذارد. برای داشتن اختیاری که ارزش داشتن داشته باشد، انسان باید حق انتخابهای اخلاقی جدی (حتی انتخاب شر) داشته باشد.
نقد آپی (مسئله رنج حیوانات): آپی این دفاعیه را کاملاً ناقص میداند. اراده آزاد انسان چطور میتواند رنج و جنونِ حیوانات را توجیه کند؟ به عنوان مثال، در دوران دایناسورها (مثل عصر ژوراسیک) که هنوز هیچ موجود اخلاقی یا انسانی روی زمین نبود، پستانداران و حیوانات دچار رنجهای عظیمی میشدند که هیچ ربطی به اختیار بشر نداشت.
دشواری تئودیسهها: از نظر آپی، یافتن یک توجیه باورپذیر و منسجم برای قابلههای بزرگی مثل «نسلکشی» و «رنج حیوانات پیش از تاریخ» برای فلاسفه خداباور در دهه اخیر فوقالعاده سخت و چالشبرانگیز بوده است.
🧠 بخش چهارم: رویکرد خداباوری شکاکانه (Skeptical Theism) و هزینههای آن
(خداباوری شکاکانه: این دیدگاه که انسانها به دلیل محدودیتهای ذهنی، توانایی درک و کشف دلایل نهایی خدا برای اجازه دادن به شرور را ندارند).
پیشنهاد آپی به خداباوران: آپی معتقد است خداباوران به جای ارائه تئودیسه (ادعای دانستن دلایل خدا)، بهتر است این موضع را بگیرند:
خنثیسازی استدلال شر: این رویکرد به طور کامل فرضیات خداناباوران درباره روانشناسی خدا را زیر سؤال برده و هر نوع استدلال علیه خدا از طریق شر را تضعیف میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— درباره مسئله شر و معرفتشناسی دین
(۱/۴)
🎙پروفسور #گراهام_آپی
🏛 بخش اول: معرفی و پیشینه مقتدرانه مهمان
مشخصات آکادمیک: دکتر گراهام آپی استاد دانشگاه موناش (Monash University) است و پیش از این در مؤسسات معتبری چون دانشگاه ملبورن و پرینستون فعالیت داشته است.
شهرت پژوهشی: او بیش از هر چیز به خاطر آثارش در حوزه فلسفه دین، بهویژه در نقد براهین خداباوری و همچنین تبیین استدلالهای خداناباوری بر اساس «اصل سادگی» شناخته میشود. از کتابهای معروف او میتوان به «بحث درباره خدایان» (Arguing about Gods) و «استدلالهایی برای خداناباوری» (Arguments for Atheism) اشاره کرد.
دسترسی به آثار: آپی اشاره میکند که مقالاتش در وبسایت فیلپپرز (PhilPapers - بانک اطلاعاتی مقالات فلسفی) در دسترس است. اما ناشران اجازه انتشار رایگان کتابهایش را نمیدهند و به دلیل قیمت بالا، علاقهمندان احتمالاً باید آنها را در کتابفروشیهای دستدوم جستجو کنند.
⚖️ بخش دوم: کالبدشکافی مسئله منطقی شر (The Logical Problem of Evil)
(مسئله منطقی شر: ادعایی فلسفی که میگوید وجود همزمان خدا و شر در جهان از نظر منطقی غیرممکن و متناقض است).
مقدمه و تعریف: این موضوع، بحث محبوب گراهام آپی در فلسفه دین است. صورتمسئله ادعا میکند که میان ویژگیهای خدا و وجود شر تناقض منطقی وجود دارد.
بازخوانی استدلال جان مکی (John Mackie): آپی به مقاله معروف سال ۱۹۵۵ مکی با عنوان «شر و قادر مطلق» اشاره میکند که پنج گزاره متناقض را اینگونه چیدمان کرده بود:
۱. خدا وجود دارد.
۲. خدا قادر مطلق است.
۳. خدا کاملاً خیرخواه (خوب محض) است.
۴. هیچ محدودیتی برای آنچه یک موجود قادر مطلق میتواند انجام دهد وجود ندارد.
۵. یک موجود خیرخواه تا جایی که میتواند شر را از بین میبرد. ۶. شر وجود دارد.
نقد آپی بر استدلال مکی: آپی معتقد است گرچه این گزارهها در کنار هم تناقض میسازند، اما دو گزارهی «بیمحدودیت بودن قادر مطلق» و «از بین رفتن تمام شرور توسط موجود خیرخواه» اصلاً بداهت عقلی ندارند. تقریباً تمام خداباورانی که او میشناسد حداقل یکی از این دو گزاره را رد میکنند؛ در نتیجه این استدلال نمیتواند مچِ خداباوران را بگیرد.
موضوع فرعی؛ بالا بردن قمار بحث (Up the Stakes): آپی توضیح میدهد که اگر خداناباور صرفاً به «وجودِ مطلقِ شر» استناد کند، کار سختی پیش رو دارد. اما اگر صورتمسئله را قویتر کند و به جای شرور جزئی، پدیدههای سهمگینی مثل «نسلکشی» (Genocide) را که در زمین زیاد رخ میدهد در تقابل با صفات خدا قرار دهد، چالش بسیار دشوارتر و جدیتر میشود.
🛡 بخش سوم: بررسی دفاعیهها و ناتوانی در تبیین شرور خاص
(دفاعیه یا تئودیسه: تلاشهای فلسفی خداباوران برای توجیه اینکه چرا خدای عادل و مهربان اجازه میدهد شر در جهان باقی بماند).
دفاعیه مبتنی بر اختیار (Free Will Defense):
مفهوم: خداباوران استدلال میکنند که خدا به این دلیل اجازه بروز شرور اخلاقی (مانند نسلکشی توسط انسانها) را میدهد که به اختیار و اراده آزاد آنها احترام بگذارد. برای داشتن اختیاری که ارزش داشتن داشته باشد، انسان باید حق انتخابهای اخلاقی جدی (حتی انتخاب شر) داشته باشد.
نقد آپی (مسئله رنج حیوانات): آپی این دفاعیه را کاملاً ناقص میداند. اراده آزاد انسان چطور میتواند رنج و جنونِ حیوانات را توجیه کند؟ به عنوان مثال، در دوران دایناسورها (مثل عصر ژوراسیک) که هنوز هیچ موجود اخلاقی یا انسانی روی زمین نبود، پستانداران و حیوانات دچار رنجهای عظیمی میشدند که هیچ ربطی به اختیار بشر نداشت.
دشواری تئودیسهها: از نظر آپی، یافتن یک توجیه باورپذیر و منسجم برای قابلههای بزرگی مثل «نسلکشی» و «رنج حیوانات پیش از تاریخ» برای فلاسفه خداباور در دهه اخیر فوقالعاده سخت و چالشبرانگیز بوده است.
🧠 بخش چهارم: رویکرد خداباوری شکاکانه (Skeptical Theism) و هزینههای آن
(خداباوری شکاکانه: این دیدگاه که انسانها به دلیل محدودیتهای ذهنی، توانایی درک و کشف دلایل نهایی خدا برای اجازه دادن به شرور را ندارند).
پیشنهاد آپی به خداباوران: آپی معتقد است خداباوران به جای ارائه تئودیسه (ادعای دانستن دلایل خدا)، بهتر است این موضع را بگیرند:
«خداوند قادر، عالم و خیرخواه مطلق است اما ما به عنوان انسان به دلیل محدودیتهایمان هیچ اشراف و درکی از روانشناسی الهی و دلایل او برای اجازه دادن به شرور نداریم؛ ولی قطعاً او دلایل خود را دارد».
خنثیسازی استدلال شر: این رویکرد به طور کامل فرضیات خداناباوران درباره روانشناسی خدا را زیر سؤال برده و هر نوع استدلال علیه خدا از طریق شر را تضعیف میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin