Telegram
نقدآگین
📘تباینِ تفکرِ قرآنی و علمِ دینی با عقلانیتِ مدرن
(۳/۳)
👆 بخشی از این احادیث ضعیف باشند یا نباشند، مسئله اینجاست که بخش بزرگی از میراث حدیثیِ شیعه و سنی را تشکیل میدهند.
🔻کسی که بهدنبال توجیهِ فوریِ دین و مذهبِ موروثیاش نیست؛ دینی که در بستر تاریخیِ آن حجم عظیمی از خرافات و اباطیل تولید شده و طی قرنها به عوامالناس عرضه شده است، باید خودِ این پدیده را موضوعِ تأملی جدیتر قرار دهد:
یا
1️⃣ اگر معنای نخست درست باشد،
2️⃣ و اگر معنای دوم درست باشد، پس چرا این واقعیت به مسلمانان گفته نمیشود؟ چرا بهجای آن، همچنان روایتهای شیرین و دلپذیری به خوردِ آنان داده میشود که گویی از دلِ دیانت، نگرشِ علمی، پیشرفت و توسعهی مدرن بهطور طبیعی و اجتنابناپذیر حاصل میشود؟
🔻شاید مسئله را باید بیپردهتر از این مطرح کرد:
📌 و اینجاست که شاید باید از آن داستانِ شیرین و آرامشبخشی که سالهاست به نام «سازگاری اسلام با علم» و «علمپروریِ ذاتیِ تمدن اسلامی» به مردم فروخته میشود، دست کشید. شاید حقیقت بسیار سادهتر و در عین حال ناخوشایندتر باشد:
📌 شاید برای مواجهه جدی با علوم جدید و تمدن غرب، لازم باشد مسلمانان نهفقط با نتایجِ این علوم، بلکه با بخشی از مبانی معرفتی و روشهای سنت دینیِ خود نیز روبهرو شوند و در آنها تجدیدنظر کنند.
📌 اگر چنین باشد، شاید روبهرو شدنِ بیپرده با تمدن غرب و علوم جدید، و پذیرفتنِ این واقعیت که دستاوردهای جهان مدرن اساساً از چیزی بیرون آمدهاند که در سنت دینیِ ما وجود نداشته یا حتی با آن تعارض داشته است، صادقانهتر از این نمایشِ بیپایانِ آشتی دادنِ اسلام با همهچیز باشد.
📌 بهجای آنکه هر بار بعد از کشفِ یک دستاورد علمی، بگردیم و آیه یا حدیثی پیدا کنیم و بگوییم
🔻 شاید وقت آن رسیده باشد که بپرسیم:
➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
👆 بخشی از این احادیث ضعیف باشند یا نباشند، مسئله اینجاست که بخش بزرگی از میراث حدیثیِ شیعه و سنی را تشکیل میدهند.
🔻کسی که بهدنبال توجیهِ فوریِ دین و مذهبِ موروثیاش نیست؛ دینی که در بستر تاریخیِ آن حجم عظیمی از خرافات و اباطیل تولید شده و طی قرنها به عوامالناس عرضه شده است، باید خودِ این پدیده را موضوعِ تأملی جدیتر قرار دهد:
«تفکر»، «تعقل»، «تدبر» و امثال اینها در قرآن، و «طلب علم» در احادیث، آیا واقعاً همان معنایی را داشتهاند که امثال مهدی بازرگان و دیگر نواندیشان و روشنفکران دینی، تحت تأثیر جهان مدرن، به مردم عرضه کردهاند؟
یا
در عمل چیزی بیش از تصدیقِ مجموعهای از باورهای ازپیشتعیینشده، از قبیل حقانیتِ الله و الهیاتِ عرضهشده در قرآن، رسالتِ محمد و قیامت، و کسبِ علوم دینی نبودهاند؟
1️⃣ اگر معنای نخست درست باشد،
❓چرا با دریایی از احادیثِ شاخدار، عجیب و مضحک، در کنارِ مجموعهای از آیاتِ خرافهمحور و جهانشناختیِ قرآن ــ هفت آسمان، آسمانِ سقفمانند، شهابهای آسمانی کارکردشان جلوگیری از استراقِ سمع اجنه است، غروبِ خورشید در چشمهای گلآلود در داستانِ ذوالقرنین، یأجوج و مأجوج گرفتارِ سد [اقتباس شده از افسانهی سریانی اسکندر]، مورچهٔ سخنگو، هدهدِ سخنگو و... ــ مواجهیم؟
❓چرا آن همه تأکید بر تفکر و تعقل نتوانست روشی برای مواجهه با عالم واقع در اختیار عالمان اسلام بگذارد؛ روشی که به آنان بیاموزد هر یاوهای را حدیث ندانند، ثبت و نقل نکنند و به میراث نسلهای بعد نسپارند؟
2️⃣ و اگر معنای دوم درست باشد، پس چرا این واقعیت به مسلمانان گفته نمیشود؟ چرا بهجای آن، همچنان روایتهای شیرین و دلپذیری به خوردِ آنان داده میشود که گویی از دلِ دیانت، نگرشِ علمی، پیشرفت و توسعهی مدرن بهطور طبیعی و اجتنابناپذیر حاصل میشود؟
🔻شاید مسئله را باید بیپردهتر از این مطرح کرد:
❓اگر «تفکر» و «تعقل» دینی در نهایت به معنای اندیشیدن درونِ چارچوبی از پیش تثبیتشده، تصدیقِ اصول عقاید و کسبِ علوم دینی بودهاند، چرا باید از دلِ چنین سنتی انتظارِ نگرش علمی به جهان داشته باشیم؟ و اگر واقعاً قرار بوده به معنای گشودنِ ذهن به عالم واقع و کشفِ مستقلِ حقیقت باشند، چرا حاصلِ تاریخیِ این سنت تا این اندازه آکنده از روایتهای بیپایه، خرافات و اباطیل است؟
📌 و اینجاست که شاید باید از آن داستانِ شیرین و آرامشبخشی که سالهاست به نام «سازگاری اسلام با علم» و «علمپروریِ ذاتیِ تمدن اسلامی» به مردم فروخته میشود، دست کشید. شاید حقیقت بسیار سادهتر و در عین حال ناخوشایندتر باشد:
از دلِ دیانت، صرفاً بهدلیلِ وجود چندین آیه و حدیث درباره تفکر و علم، نه نگرش علمی بیرون میآید و نه لزوماً توسعهی دنیا در معنای مدرن آن. معنای تفکر و علم در کانتکستِ این متون بکله اموری دیگر بودهاند.
📌 شاید برای مواجهه جدی با علوم جدید و تمدن غرب، لازم باشد مسلمانان نهفقط با نتایجِ این علوم، بلکه با بخشی از مبانی معرفتی و روشهای سنت دینیِ خود نیز روبهرو شوند و در آنها تجدیدنظر کنند.
📌 اگر چنین باشد، شاید روبهرو شدنِ بیپرده با تمدن غرب و علوم جدید، و پذیرفتنِ این واقعیت که دستاوردهای جهان مدرن اساساً از چیزی بیرون آمدهاند که در سنت دینیِ ما وجود نداشته یا حتی با آن تعارض داشته است، صادقانهتر از این نمایشِ بیپایانِ آشتی دادنِ اسلام با همهچیز باشد.
📌 بهجای آنکه هر بار بعد از کشفِ یک دستاورد علمی، بگردیم و آیه یا حدیثی پیدا کنیم و بگوییم
«اسلام از ابتدا همین را گفته بود»،
🔻 شاید وقت آن رسیده باشد که بپرسیم:
نکند اسلام اصلاً از ابتدا چنین چیزی نگفته بوده است؟ و اساسا بدلیل بضاعتِ محدودش در علومِ مختل، و غلبهی نگاهِ آخرالزمانی (بسیار نزدیک بودنِ قیامت و پایان دنیا و شروعِ حساب و کتاب) و آخرتباورش، امکانِ طرحِ چنین مواجههای با جهان را نداشتهاست؟
➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آخوند شیعه چگونه وارد ایران شد؟
— یک جنسِ وارداتی و حکومتی
🎙 #آرمان_امیری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— یک جنسِ وارداتی و حکومتی
🎙 #آرمان_امیری
.
#آخوندیسم #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 تکریمِ زنان در اسلام
🔻خمینی در آذر ۱۳۵۷:
🔻صحیفه امام، جلد ۴، صفحات ۴۲۷–۴۲۸،
🔻خمینی (صحیفه امام، ج۶، ص۳۵۸):
🔻خامنهای در دیدار زنان نخبهٔ جهان اسلام در سال ۱۳۹۱:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻خمینی در آذر ۱۳۵۷:
«در نظام اسلام، زن همان حقوقی را دارد که مرد دارد، حق تحصیل، حق کار، حق مالکیت، حق رأی دادن، حق رأی گرفتن. در تمام جهاتی که مرد حق دارد، زن هم حق دارد...»
🔻صحیفه امام، جلد ۴، صفحات ۴۲۷–۴۲۸،
«آنقدری که اسلام به زن خدمت کرده، خدا میداند به مرد خدمت نکرده... اسلام به زن خدمتی کرده است که در تاریخ همچو سابقهای ندارد.»
🔻خمینی (صحیفه امام، ج۶، ص۳۵۸):
«اسلام به شما [زنان] آنقدر احترام قائل است که برای مردها نیست. اسلام شما را میخواهد نجات بدهد... اسلام میخواهد شما را یک انسان کامل تربیت کند.»
🔻خامنهای در دیدار زنان نخبهٔ جهان اسلام در سال ۱۳۹۱:
«اسلام با نظر کرامت به زن نگاه میکند.»
.
#زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin