نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.2K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘استثنایی به نام پادشاهی‌خواهی ایرانی
—
دربارهٔ دین و پادشاهی‌خواهان ایران

✍🏻 #معین_مشکات

🔻سراسر دنیا را که بگردید، پادشاهی را با دین در پیوند می‌بینید:

▪️در بریتانیا شاه/شهبانوست که ریاست هرچند مشروط کلیسای انگلستان را بر عهده دارد.

▪️در دانمارک پادشاه ریاست کلیسای لوتری را برعهده دارد،

▪️در نروژ پادشاه باید عضو این کلیسا باشد.

▪️شاهزاده‌ی موناکو و شاهزاده‌ی لیختن اشتاین، پشتیبان سنت‌های کاتلیک هستند.

▪️در مراکش، پادشاه لقب امیرالمؤمنین دارد.

▪️در اردن هاشمی خاندان پادشاهی خود را از نسل محمد می‌دانند.

▪️در عربستان سعودی، پادشاه همانا خادم الحرمین الشریفین است.

▪️امیر بحرین، امیر کویت و امیران امارات پشتیبان دین اسلام هستند

▪️در تایلند پادشاه پشتیبان اصلی آیین بودای تراواده است.

▪️در بوتان، پادشاه آیین بودا را پشتوانه‌ی فلسفه‌ی اجتماعی قرار داده است.

▪️در ژاپن، پادشاه بالاترین جایگاه رسمی را در آیین شینتو دارد.

🔻حال در جمهوری‌ها به مدعیان تاج‌وتخت بنگرید:

▪️خاندان دو بوربُن در فرانسه همچنان با مسیحیت در پیوند هستند و آلفونس دو بوربن خواهان بازگشت به جامعه‌ی مسیحی است.

▪️خاندان رومانف روسیه نیز به همین ترتیب با کلیسای ارتدکس درپیوسته‌اند.

▪️خاندان باگراتیونی در گرجستان همین حال را دارند.

▪️خاندان براگانزا در پرتغال نیز پشتیبان ارزش‌های کاتلیک‌اند.

▪️بر این فهرست بیفزایید، تولیت‌های اصالتا دینی که رنگ‌وبوی پادشاهی نیز دارند؛ مانند نهاد پاپی واتیکان و نهاد امامت شیعی اسماعیلی.

🔸حال شما وقتی به ایران می‌آیید با یک استثنا مواجه می‌شود: اگرچه همه‌ی پادشاهی‌خواهان خط فکر مذهبی یکسانی ندارند؛ اما در هسته‌ی سخت پادشاهی‌خواهی، دین‌گریزی و دین‌ستیزی به‌طور چشمگیری دیده می‌شود. شاهزاده رضا پهلوی که پرطرفدارترین گزینه‌ی پادشاهی‌خواهان است،‌ همواره با اسلام‌ستیزی مخالفت می‌کند؛ اما به نظر می‌رسد که نتوانسته هسته‌ی سخت طرف‌دارانش را در این زمینه هم‌سو کند. به‌هرحال خود او هم به‌عنوان یک چهره‌ی پشتیبان ارزش‌های مذهبی شناخته نمی‌شود، و حتا از آخرین‌باری به‌طور عمومی خود را یک مذهبی (مسلمان شیعه) معرفی کرده است، بیش از ۱۶ سال می‌گذرد.

❓این وضعیت استثنایی ناشی از چیست؟ اگر به سیر سقوط پادشاهی‌ها و خیزش جمهوری‌ها (از زمان انقلاب کبیر فرانسه), نگاه کنید یک الگوی پرتکرار می‌بینید:

🔺حکومت پادشاهی پشتیبان ارزش‌های کهن (ازجمله دینی) است و در مقابل نظام جمهوری که پادشاهی را برکنار می‌کند یا اساساً از دین فاصله می‌گیرد، یا دست‌کم بیش‌از پادشاهی با دین نسبت برقرار نمی‌کند.

🔺این اتفاق در ایران دقیقا وارونه بوده است.
از پسِ سقوط پادشاهی قاجار، رضاشاه پهلوی سنگ بنای جدایی دربار از نهاد دین را گذاشت. در واقع رضاشاه همان خطی را دنبال کرد که جمهوری‌های پس‌از پادشاهی دنبال می‌کردند. تحسین او نسبت به آتاتورک، نخستین رئیس‌جمهور ترکیه نیز می‌تواند در همین راستا فهمیده شود. درواقع رضاشاه روح جمهوری را درون پادشاهی ریخته بود. بسیار جالب است که بدانیم اتفاقاً خود او هم هوادار پروپاقرص نظام پادشاهی نبود؛ بلکه نخست می‌خواست نظام جمهوری در ایران تشکیل بدهد که به‌سبب فشار طیف سنتی جامعه منصرف شد.

🔺فرزند او محمدرضاشاه البته وضعی دیگر داشت: او به‌راستی به مذهب علاقه‌مند بود و چرخشی آشکار نسبت به سیاست‌های سختگیرانه‌ی پدرش علیه طیف مذهبی، در پیش گرفت؛ اما فراموش نباید کرد که سنگ بنای حکومت پهلوی را پدرش گذاشته بود و محمدرضاشاه نمی‌توانست آن را به ماهیتی «به‌کلی دیگر» بدل کند. نهاد پادشاهی متحد سنتی خود، یعنی روحانیت را از دست داده بود و خطای نظام پهلوی نسبت به روحانیت به خیز انقلابی دامن زد.

🔺این‌بار وقتی که جمهوری از راه رسید و پادشاهی را بر زمین زد، برخلاف الگوی رایجی که در دنیا دیده شده بود، با داعیه‌ی مذهب آمد. در واقع برخلاف الگوی رایجی که از انقلاب کبیر فرانسه به این سو می‌بینیم؛ این‌بار جمهوری‌خواهان پرچم دین را برعلیه پادشاه به دست می‌گیرند و پادشاه را با تهمت بی‌دینی سرنگون می‌کنند.

🔺اپوزیسیون این جمهوری دینی، شانسی برای خود نمی‌بیند که در مقابل آن از ارزش‌های دینی استفاده کند. هرچند ازلحاظ تئوریک متون دینی فراوانی وجود دارند که می‌توانند مورد بهره‌برداری اپوزیسیون علیه حکومت دینی قرار بگیرند؛ اما در واقع اپوزیسیون نمی‌تواند به‌قدر جمهوری اسلامی در ایجاد پروپاگاندای مذهبی موفق باشد. به همین جهت تقریباً این میدان را وانهاده است.

🔸در یادداشت دیگری بیشتر جنبه‌های این مسئله را واخواهم شکافت و نشان خواهم داد که چرا باید این را یک مشکل قلمداد کرد.

پی‌وست:
ارزیابی جهت‌گیری حزبی هواداران آقای پهلوی (گزینۀ پایانی، به این یادداشت مربوط است)

@fanusname

.


#سیاست #اپوزیشنقد #حکومت_اسلامی #پادشاهی‌خواه #مشروطه‌خواه

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘خطای نظام پهلوی نسبت به روحانیت

✍🏻 #معین_مشکات

🍂 هرچند پهلوی بر مدل مشروعیت سنتی سوار شد (شاه در فرهنگ سنتی ایران)، پایه‌های این مشروعیت سنتی را با دست خودش از بین برد. یکی از این پایه‌ها، روحانیت بوده است که از زمان ساسانیان به‌این‌سو، رکنی اساسی در پادشاهی به شمار می‌رفت. پس از رسمیت تشیع، شاهان صفوی روحانیت ۱۲امامی را پاس می‌داشتند، و در عین حال نفوذشان را مهار می‌کردند. در دوره‌ی قاجار هم، سیاست بر همین منوال بود. اما رضاشاه پهلوی به‌طور کامل روحانیان را از قدرت برانداخت. نه‌تنها نهاد آموزش، اوقاف و دادرسی را (که به‌طور سنتی در تولیت روحانیت بود) از وجود آنان پاک‌سازی کرد؛ بلکه حتا به تتمه‌ی قانون اساسی مشروطه وقعی ننهاد (نظارت ۶ فقیه بر قانون‌گذاری). محمدرضاشاه خیلی دیر به یاد تتمه افتاد و دیگر کار از کار گذشته بود؛ روحانیت که سهم سنتی خود از قدرت را باخته بود؛ همه‌ی قدرت را بلعید.

🍂 نظام پهلوی درک درستی از «نیروی تاریخی» نداشت؛ و گمان می‌کرد تحول بنیادین جامعه با دستور و بدون اعتنا به نیروهایی که سده‌ها ریشه دوانده‌اند ممکن است. پهلوی‌ها باید به‌جای سکولار کردن کامل سه نهادی که به روحانیت تعلق داشت، روحانیان را در آن مشارکت می‌دادند. به این ترتیب از دو اتفاق جلوگیری می‌کردند. یکی رادیکال شدن حوزه‌ی علمیه، که اتفاقا پیشینه‌ی مشروطیت‌خواهی قدرتمندی داشت و هم‌زیستی ملایم با حکومت غیرمشروعه را برای سده‌ها آموخته بود¹؛
دیگری خیز برداشتن مردم به‌سوی آلترناتیوهای اسلام‌گرا.

🔺سیاست پهلوی‌ها باید این می‌بود که هم‌پای مدرن شدن تدریجی جامعه، روحانیت را نیز به‌تدریج، به‌مرور و با حفظ احترام صوری از قدرت سیاسی کنار ببرند. تحولات ریشه‌ای اگر ضربتی شوند، می‌توانند به‌طور ضربتی نیز ویرانی به بار بیاورند.

▪️در پیوست این یادداشت، صوتی از آیت‌الله خمینی را در سال ۴۳ می‌شنوید که می‌خواسته است
وزارت‌های فرهنگ و اوقاف را به آن‌ها بدهند. ایشان معتقد بود که فقط با داشتن اوقاف کاری خواهد کرد که در ایران فقیری باقی نماند.

به این می‌اندیشم به‌راستی اگر نظام وقت، بخشی از مدیریت را به ایشان می‌سپرد، سرنوشت این کشور می‌توانست بسیار متفاوت باشد. چراکه آنچه را تمام مردم ایران در طول این ۴۷ سال تجربه کردند، می‌شد در مقیاسی کوچک‌تر و مدت زمان کوتاه‌تر تجربه کنند. بدین‌ترتیب آلترناتیو اسلام‌گرا آزمون خود را به مردم پس می‌داد. حتا می‌شد مثل اندونزی که یک ایالت شرعی دارد، منطقه‌ای خودمختار (قم) را به آنان داد؛ طرحی که بختیار هم با عنوان «واتیکان شیعی» داشت، ولی برای اجرایش دیر شده بود. در چنین طرح‌هایی، رقیب می‌توانست با عملکرد خودش اعتبار خود را به چالش بکشد، و چه بسا نیازی به استفاده از دو نهاد سرکوب و پروپاگاندای ناتوان پهلوی هم نمی‌بود.

۱) درواقع جو کلی حوزه بیشتر با خط فکری آیت‌الله شریعتمداری بود و نه آیت‌الله خمینی.

@fanusname

.


#سیاست #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #آخوندیسم

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
🍂 خبرها و ویدئوهایی که این روزها از استعفای معلمان در آغاز سال تحصیلی دست‌به‌دست می‌شود عجب نیست. این می‌تواند سرآغازی باشد بر روندی که به‌زودی کمبود و فقدان معلم را تبدیل به برگ زرینی دیگر از افتخارات نظام آموزشی کشور کند.

🍂 مسئله هم تنها جنبه‌ی مالی ندارد. بله؛ مسئله‌ی درآمد البته در جای خود بسیار اساسی‌ست. درحال‌حاضر درآمد معلمان، اگر اجاره‌نشین نباشند، برای یک زندگی ساده‌ی یک‌نفره کفایت می‌کند. برای همین به‌سختی می‌توان معلم جوان تک‌شغله یافت. مگر اینکه یا از پیش ثروتی داشته؛ یا با همسر شاغل ازدواج کرده؛ یا اینکه مجرد باشد، در خانه‌ای غیراستیجاری زندگی کند و بااین‌همه به حداقلِ حداقل‌ها قناعت ورزد.

🍂 اما موضوع تنها مسئله‌ی مالی هم نیست. اگر بخت یار معلم ایرانی باشد، از دو مصیبت آگاهی و وجدان کاری بی‌بهره می‌ماند؛ و خوشا به سعادت چنین معلمی! وگرنه محکوم به بندبازی هرروزه به بهای همین چندرغاز است.

🍂 نظام آموزشی و دانش‌آموزان هر سال با سرعت شدید از هم فاصله می‌گیرند و معلم_ به‌ویژه در درس‌هایی جز علوم و ریاضی_ ازیک‌سو رسماً وظیفه دارد که همان القائات ایدئولوژیک را به دانش‌آموزان حقنه کند؛ و ازسوی‌دیگر اخلاقا و وجدانا خود را مسئول می‌بیند که دقیقا در جهت خلاف، به رشد عقلی و استقلال فکری دانش‌آموزان یاری رسانَد. جمله‌به‌جمله‌ای که سر کلاس می‌گوید، خط‌به‌خط‌ جزوه‌ای که می‌نویسد و فایل‌به‌فایل محتوایی که آماده می‌کند؛ نیاز به کلنجار هرروزه دارد.

🔺اگر محتاط نباشد، یک روز با یک نامه‌ی چندخطه یا حتا یک تماس دودقیقه‌ای او را از بچه‌هایش جدا می‌کنند و در خانه می‌نشانند. اگر زیاده محتاط باشد، در نظر بسیاری از بچه‌ها تبدیل به یک مأمور و مبلّغ ایدئولوژی می‌شود. برفرض هم که به‌واسطه‌ی نوع منش و شخصیت، محبوب دانش‌آموزان بماند؛ دست‌کم باید هر روز با وجدان خود کلنجار برود که از آنچه می‌توانست کوتاهی کرده است!

🍂 دیگر این است که اگر کارمندصفت نباشد و خود را در برابر بچه‌ها مسئول بیابد، هر روز شاهد رنج است: یتیم؛ فرزند طلاق؛ فقیر؛ بیمار؛ افسرده...

🍂 هر سال شمار دانش‌آموزان آسیب‌دیده با شتاب بالا می‌گیرد؛ خانواده‌ها نیز. نه همه؛ اما بسیاری از مشکلات نیز نتیجه‌ی مستقیم تصمیماتی‌ست که در دهه‌های پیشین اخذ شده‌اند. تا بخواهید نوجوانانی هستند که پشت قاب شرارت‌ها و شیطنت‌هایشان یک دنیا اشکِ اندوخته پنهان کرده‌اند. حال در این میان خطر بازگشت جنگ هم به فهرست افزوده شده و هر معلم ممکن است روزی روی جواب «حاضر» را از قاب عکسی بشنود که جای دانش‌آموزش بر نیمکت نشسته است...

🍂 روزهایی پیش می‌آید که فرد ناگهان از درون فرو می‌ریزد و از خود می‌پرسد:
مگر شانه‌های نحیف من بار رنج چند انسان را برمی‌گیرد؟

این بار را بردن، قلبی از پرنیان، پیچیده در زرهی پولادین می‌طلبد و چه دشوار است چنین قلبی داشتن...

✍🏻 #معین_مشکات

@fanusname

.


#حکومت_اسلامی

➖➖➖

🌾 @Naqdagin