نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗بررسی انتقادی چند آیه از قرآن
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 آیهٔ مذکور مصداق دیگری از فرار کردن محمد با توسل به تهمت و انگ و مغالطه از آوردن معجزه است. ضمن اینکه وقوع معجزه، نبوت را اثبات نمی‌کند و حق با شکاکان و عاقلانی بوده‌است که حتی با وقوع معجزه، نبوت را تصدیق نمی‌کردند.

وقوع معجزه، نهایتاً وجود قدرت و نیرویی مرموز و ناشناخته را اثبات می‌کند. همچنین شاید الله به قصد امتحان کردن عقل مخاطبان که بزرگترین نعمت الله است، خواسته با وقوع معجزه، صرفاً قدرت خویش را نشان دهد و قصد معرفی پیامبر و سخنگو نداشته‌است، لکن شخص معجزه‌کننده دچار توهم و تفرعن شده و به خاطر اختلال مغزی-روانی، فرشته دیده و احساس نبوت کرده‌است.

6️⃣ اعراف، ۱۷۹: «و محققاً بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدیم، چه آنکه آنها را دلهایی است بی‌ادراک و معرفت، و دیده‌هایی بی‌نور و بصیرت، و گوشهایی ناشنوای حقیقت، آنها مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراه‌ترند، آنها همان مردمی هستند که غافل‌اند».

🍂 در اینجا تعارض بنیادین بین اسلام و الله با عدالت آشکار می‌شود. الله برخی انسان‌ها را برای هیزم جهنم شدن خلق می‌کند. ضمن اینکه الله با علم حاکم و سابق بر خلقت، انسان‌ها را خلق می‌کند و انسان‌ها نمی‌توانند علم ازلی الله را نقض کنند و گناهانی که در سرنوشت‌شان از ازل مقرر است را انجام ندهند و به جهنم نروند.

7️⃣ ممتحنه، ۴: «برای شما مؤمنان بسیار پسندیده و نیکوست که به ابراهیم و اصحابش اقتدا کنید که آنها به قوم (مشرک) خود گفتند: ما از شما و بتهای شما که به جای خدا می‌پرستید به کلی بیزاریم، ما مخالف و منکر شماییم و همیشه میان ما و شما کینه و دشمنی خواهد بود تا وقتی که تنها به خدای یگانه ایمان آرید، الاّ آنکه ابراهیم به پدر (یعنی عموی) خود گفت: (اگر ایمان آری) من برای تو از خدا آمرزش می‌طلبم (که از شرک و عصیان گذشته تو درگذرد) و (هر گاه ایمان نیاوری) دیگر من بر نجات تو از (قهر و غضب) خدا هیچ کاری نتوانم کرد، بار الها، ما بر تو توکل کردیم و رو به درگاه تو آوردیم و بازگشت تمام خلق به سوی توست».

🍂 در آیهٔ مورد اشاره، الله با دیگری‌ستیزی، «نفرت ابدی» از مشرکان را بسط می‌دهد و توأمان ادعای عشق و رحمت و مهربانی دارد. الله قبایل «خودی» را به دشمنی با «غیرخودی‌ها» دعوت می‌کند و بذر «کینه و آپارتاید و تبعیض و جنگ و توحش و بربریت» را در زمینِ وجود مسلمانان می‌کارد.

8️⃣ نساء، ٨٢: «آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی‌نگرند؟ و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلافی بسیار می‌یافتند».

🍂 در اینجا محمد مجدداً مغالطه می‌کند. صرفنظر از وجود تناقض و اختلاف در قرآن و در تفاسیر ارائه شده از قرآن، انسجام در یک متن و عدم اختلاف در متن یا در تفاسیر آن، سخن الله بودن متن را ثابت نمی‌کند.

9️⃣ بقره، ١۴٧: «حق همان است که از طرف خدا به سوی تو آمد، پس هیچ شبهه به دل راه مده».

🍂 در این سخن، تفرعن و توهم کمال و جزم و جمود را در قرآن مشاهده می‌کنیم. گویا مشتی خرافات و اباطیل و احکام داعشی، قوانین مطلق ریاضی است که هیچ شک و شبهه‌ای نسبت به آنها ندارد.

🔟 توبه، ۵ و ٢٩: «پس چون ماههای حرام (ذیقعده، ذیحجه، محرم و رجب که مدت امان است) درگذشت آن‌گاه مشرکان را هر جا یابید به قتل برسانید و آنها را دستگیر و محاصره کنید و هر سو در کمین آنها باشید، چنانچه توبه کرده و نماز به پا داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید، که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است... (ای اهل ایمان) با هر که از اهل کتاب (یهود و نصاری) که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده حرام نمی‌دانند و به دین حق (و آیین اسلام) نمی‌گروند قتال و کارزار کنید تا آن‌گاه که با دست خود با ذلت و تواضع جزیه دهند».

🍂 شناعت و شقاوت و فاشیسم و داعشی‌گری و استبداد و توحش و بربریت و ظلم، آشکارا در آیات فوق ظاهر می‌شوند. محمد در اینجا، قتل و غارت و به بردگی گرفتن مشرکان و کافران غیرحربی و اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر را مجاز اعلام می‌کند و دم خروس ارادهٔ قدرت در شکل توتالیتریسم و فاشیسم، از لای عبای الهیات «سلطانی و استبدادی» بیرون می‌زند و نشان می‌دهد که دال مرکزی و دغدغهٔ قرآن، اخلاق و ایمان نیست، بلکه ارادهٔ قدرت و سلطه‌گری است؛ حتی بت‌پرست‌ها مؤمن بودند و بت‌ها نماد نیروهای قدسی تلقی می‌شدند. مثلث سرکوب در اسلام عبارت است از: «یا شمشیر و مرگ، یا اسلام و خراج، یا جزیه و ذلت» و به هر شکل، در کنار آپارتاید مذهبی و تحمیل عقاید دینی، عنصر «خراج و جزیه» و مؤلفهٔ مالی و مادی فراموش نمی‌شود.


#نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 نهم امرداد [دیروز]
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 نهم امرداد بیشتر در تاریخ معاصر ایران به خاطر مرگ افرادی نامدار شهرت دارد که در آن جان باخته‌اند.

🗓 روز دوشنبه #در_چنین_روزی به سال ۱۲۶۷ فرهادمیرزا معتمدالدوله حاکم مقتدر شیراز درگذشت.

🗓 بیست و یک سال بعد در بامداد شنبه نهم امرداد ۱۲۸۸ شیخ فضل‌الله نوری را در میدان توپخانه به دار آویختند.

🗓 شش سال بعد، یکشنبه نهم امرداد ۱۲۹۴، میرزا محمودخان اشراف‌زاده تبریزی در نزدیکی صحنه به دست آل قباد کشته شد.

🗓 این روز در ضمن با وضع قوانین و رخدادهای سیاسی هم پیوند خورده است.

🗓 مجلس شورای ملی ایران در همان روزی که شیخ فضل‌الله نوری اعدام شد قانونی تصویب کرد و بر مبنای آن فروش تریاک را ممنوع کرد و کشیدن مواد مخدر را جرم دانست.

🗓 یازده سال بعد در ۱۲۹۹ احسان‌الله‌خان دوستدار که عضوی از جنبش جنگل بود با پشتگرمی بلشویک‌ها کودتا کرد و پنجاه تن از یاران جنگلی خود را دستگیر کرد و تشکیل دولت کمونیستی گیلان را اعلام کرد.

🗓 یک سال بعد کلنل پسیان که قدرت برتر خراسان بود و با منصوب شدن صمصمام‌السلطنه به استانداری خراسان مخالفت داشت، برای او تلگراف تبریکی فرستاد ولی گوشزد کرد که پیش از ورودش به خراسان باید رایزنی‌هایی بکنند و در زمینه‌های مورد اختلاف به توافق برسند. او مشیرالدوله و مؤتمن‌الملک و مستوفی‌الممالک را دعوت به مخابره‌ی حضوری در تلگراف‌خانه کرد، ولی آن‌ها که رفتار وی را تمرد و سرکشی می‌دیدند، حاضر به مذاکره نشدند.

🗓 در همین روز گروهی از مردم مشهد در محل دارالضیافه آستان قدس رضوی گرد آمدند و به انتصاب صمصام‌السلطنه به والیگری خراسان اعتراض کردند.

🗓 هر دوی جریان‌های گیلان و خراسان تا یک سال بعد سرکوب شدند و نظم رضاشاهی جای این درگیری‌ها را گرفت که باعث شد در نهم امرداد ۱۳۰۷ قانون اصول تشکیلات جدید وزارت عدلیه تدوین و تصویب شود.

🗓 ده سال بعد در ۱۳۱۷ باستان‌شناسان در تخت‌جمشید گنجینه‌ای از زر و سیم مربوط به دوران داریوش بزرگ را کشف کردند.

🗓 دوازده سال بعد در همین روز (۱۳۲۹) پدر فروغ فرخزاد قبول کرد دخترش با پرویز شاپور ازدواج کند و فروغ در نامه‌اش به وی برای نخستین بار تعبیر «پرویز همسرم» را به کار برد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📅 دهم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 بیش از یک قرن پیش در چنین روزهایی نیروهای مشروطه‌خواه تازه تهران را فتح کرده و همچنان با هواداران استبداد در حال کشمکش بودند.

🗓 روز یکشنبه #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۸، هم‌زمان با برگزاری مراسمی برای تدفین شیخ فضل‌الله نوری، اسماعیل‌خان آجودان‌باشی را که از نزدیکان وی بود و در قتل چند آزادی‌خواه دست داشت محاکمه و اعدام کردند.

🗓 یک سال بعد درگیری به درون خود مشروطه‌خواهان انتقال یافته و به صف‌بندی‌های سیاسی منتهی شده بود. طوری که روز سه شنبه دهم امرداد ۱۲۸۹ محمدعلی تربیت و سید عبدالرزاق‌خان همدانی که از دموکرات‌های تندرو بودند به انتقام کشته شدن سید عبدالله بهبهانی به قتل رسیدند و در سرای حاج ملاعلی بازار هم دو مجاهد با هم دعوایشان شد و یکی‌شان دیگری را با تیر زد.

🗓 تا چند سال بعد که دامنه‌ی جنگ اول جهانی به درون ایران هم کشید، درگیری‌ها با حضور قوای خارجی تشدید شد.

🗓 در چنین روزی در سال ۱۲۹۷ جنگ گوی‌چای که بیش از یک ماه به درازا کشیده بود خاتمه یافت و طی آن قوای دولتی بر نیروهای جنگلی که حالا دیگر کاملاً زیر فرمان بلشویک‌ها قرار داشتند، غلبه کردند. در همین میان جنگلی‌ها مسیر ترابری سپاهیان انگلیسی به رهبری دنسترویل[1] را بریده بودند و یک سپاه کمکی با رهبری بیچراخوف[2] از قزوین به سمت شمال حرکت می‌کرد.

🗓 در دهم امرداد سال ۱۳۲۵ قوام‌السلطنه که سیاست نزدیکی به روس‌ها را در پیش گرفته بود و می‌کوشید با نرمخویی روس‌ها را از اشغال آذربایجان باز دارد، پذیرفت تا سه وزیر توده‌ای در کابینه‌اش ورود کنند. این‌ها عبارت بودند از ایرج اسکندری (وزارت پیشه و هنر)، کشاورز (وزارت بهداری) و اللهیار صالح (وزارت عدلیه).

🗓 هفت سال بعد در ۱۳۳۲ در بحبوحه‌ی درگیری‌ها بر سر ملی شدن صنعت نفت وقتی دکتر مصدق تصمیم به برگزاری اولین همه‌پرسی تاریخ ایران را گرفت، آیت‌الله کاشانی در چنین روزی اعلامیه‌ای داد و گفت که «شرکت در رفراندوم خانه‌برانداز(!) که با نقشه‌ی اجانب(!) طرح‌ریزی شده، مبغوض حضرت ولی‌عصر(!) عجل الله تعالی فرجه و حرام است».

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📗از کوزه همان برون تراود که در اوست

✍️#علیرضاموثق

🍂 خدای قرآن، متشخص است، یعنی چیزی‌ست علاوه بر n موجود متصور در عالم. همچنین انسانوار است و اوصافی مثل مهر و خشم و مکر و عدالت و انتقام و تمسخر و اراده دارد. اگر خدایی وجود داشته باشد، نامتشخص است و خدای قرآن یقیناً وجود ندارد؛ زیرا:

اول) اگر خداوند خالق است و غیر از مخلوقات است،  غیریت دارد و از آنجا که خداوند با غیر خودش جمع نمی‌شود و جوهر مادی، نقیض جوهر غیرمادی است، پس خداوند محدود به طبیعت است.

دوم) منبع تهیهٔ مواد جهت خلقتِ طبیعت، برای خدای قرآن که با طبیعت وحدت ندارد و هر دو قدیم نیستند، متصور نیست.

سوم) ایراد شرور گزاف و اینکه در طبیعت شرور ساختاری وجود دارد و کثیری از حیوانات، یکدیگر را برای تغذیه می‌درند و می‌خورند، از جمله انسان‌ها. الله به سادگی می‌توانست همهٔ موجودات را گیاه‌خوار خلق کند یا طوری خلق کند که از نور خورشید تغذیه کنند. وقتی بر اثر صاعقه، کودکی آتش می‌گیرد و ده روز رنج می‌کشد و می‌میرد، الله می‌داند که آن کودک خواهد مرد. لذا اگر الله ذره‌ای شرف و عدالت داشت، آن کودک را همان لحظهٔ اول می‌کشت تا ده روز بی‌جهت رنج نکشد.

چهارم) در کائنات میلیاردها کهکشان و سیاره و ستارهٔ بی‌مصرف وجود دارد و اسراف یک رذیلت است و نیز ناشی از بی‌خردی است.

پنجم) قبل از خلقت جهان و زمان، خداوند چه کار می‌کرده‌است؟ چرا زودتر جهان و زمان را خلق نکرد؟

ششم) هدف داشتن، ناشی از نقص وجودی است. صرف‌نظر از این ایراد، الله بعد از قیامت چه کار خواهد کرد؟ آیا هدف جدیدی انتخاب می‌کند؟

هفتم) اگر خداوند با طبیعت و موجودات، وحدت ندارد و جوهری غیرمادی است، نمی‌تواند با نقیض خودش و با جوهر مادی، کار کند و چیزی بسازد و تغییراتی در جوهر مادی ایجاد کند.

🍂 از خردستیز بودن خدای ادیان که بگذریم، مضحک‌تر از آن، ادعای نبوت و بعد، مشتی خرافات و اباطیل و احکام داعشی را سخن خداوند دانستن است.

🍂 ارسال پیامبر برای هدایتِ هشت میلیارد انسان مدرن در فرهنگ‌ها و زبان‌های متنوع، در عصر حجر-حجاز، خلاف عقل و عدل و نیز مضحک است؛ زیرا شیفت پارادایمیک بین جهان سنت و مدرن اتفاق افتاده‌است و وارد شبکه‌ای مفهومی و تصوری و تصدیقی و ارزشیِ به نحو انقلابی متفاوت و بعضاً متعارض با جهان سنت شده‌ایم. کسی که فرشته می‌بیند و از فرط توهم و تفرعن، احساس می‌کند که به «افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و عواطف خداوند» دسترسی دارد، دچار اختلال مغزی-روانی است و نوعی بیماری دارد؛ نهاد پیامبری، مبتنی بر نوعی بیماری است.

🍂 اگر می‌خواهید در جهان مدرن و برای انسان‌های فرهیخته، جایی برای نوعی خدا و معنویت باز کنید، باید از اسلام داعشی و از ادیان تاریخی و از تئولوژی دست بردارید.

🍂 در گروه تلگرامی دکتر بیژن عبدالکریمی طبق نظر سنجی انجام شده، شصت درصد از اعضاء نامسلمان هستند. سرعت اسلام‌گریزی به خاطر رشد عقلانیت، به سرعت نور رسیده‌است. البته خروج از اسلام نیز به معنی خروج از باور به نوعی خدا و نیز معنویت نیست.

🍂 خدایی که جهنم دارد و منکران نبوت یا مرتدان را، ولو اگر انسان‌هایی دانشمند و اخلاقی و مؤمن باشند، تا ابد در جهنم شکنجه می‌دهد و پوست و گوشت‌شان را می‌سوزاند و در چرخه‌ای ابدی، پوست و گوشت جدید برای سوزانده شدن بر استخوان‌هایشان می‌رویاند، موجودی بیمار و سادیست و شقی است که برساختهٔ موهومِ ذهن انسانی شبیه به هیتلر و داعش است و نه برساختهٔ ذهن انسانی شبیه به بودا و گاندی؛ از کوزه همان برون تراود که در اوست. چنین خدایی از شخصیتِ مؤلف یا مؤلفانی «جاهل، ظالم، شقی، مستبد، توتالیتر و فاشیست» برخاسته‌است و سپس، از مجرای اتمسفر فرهنگ، در وجود مسلمانان بازتولید شده و جهل و ظلم را در بین مسلمانان بسط داده و منحطشان کرده‌است.


#نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗علم و تفکر در اسلام

✍#علیرضاموثق

🍂 روایات و احادیثی که دعوت به جستجوی علم حتی در چین و امثالهم می‌کنند، ممکن است جعلی باشند و متناسب با مقتضیات کانتکست توسط مخالفان اسلام برای پیشرفت علم جعل شده‌باشند.

🍂 صرفنظر از این موضوع، علم و تفکر در قرآن به معنای ساینس یا فلسفهٔ استدلالی نیست؛ زیرا خودشکن می‌شود و به انکار «نبوت و خرافات و اباطیل و احکام داعشی اسلام» می‌انجامد.

🍂 اسلام، خودش را حقیقت مطلق می‌داند و شک در حقیقت مطلق معنا ندارد. سپس می‌گوید از سرنوشت قوم عاد و ثمود و سدوم و عاموره «عبرت» بگیرید و به عاقبت ایشان که همگی (حتی کودکان) توسط الله قتل عام شدند بیاندیشید و قرآن و نبوت را تصدیق کنید و عبد و برده و تسلیم شوید. اگر شک و انکار کنید «احمق و بوزینه و سگ و الاغ و گورخر و شتر» هستید. قرآن نمی‌گوید به دنبال تفکر بروید و هر باوری که استدلال قوی‌تری داشت را تصدیق کنید، ولو اگر مخالف اسلام بود. اسلام می‌گوید اگر به انکار نبوت و قرآن برسید، تا ابد در جهنم سوزانده می‌شوید و در چرخه‌ای ابدی، گوشت و پوست جدید برای سوزانده شدن بر استخوان‌هایتان خواهد رویید (نساء: ۵۶).

🍂 اسلام می‌گوید در دین اجباری نیست، ولی اگر اسلام را انتخاب نکنید باید تاوان انتخاب خود را در دنیا و آخرت بدهید. در دنیا، قتل و غارت و به بردگی گرفته شدن و با ذلت جزیه دادن و در آخرت، جهنم ابدی.

🍂 اسلام نمی‌تواند تابع عقلانیت استدلالی باشد؛ زیرا حتی یک استدلال برای اثبات نبوت وجود ندارد. خود قرآن نیز به جای استدلال، از تطمیع با بهشت و تهدید با جهنم و مغالطه و فحاشی استفاده می‌کند.

🍂 پس، مراد قرآن از لفظ تفکر و علم، چیز دیگری‌ست. اساساً در قرآن، دنیا برای این ارزش دارد که در آن چیزهایی را بیابیم که به تصدیق و بردگی در نسبت با اسلام بیانجامد.

🍂 اسلام دنبال شناخت علمی جهان و تولید فلسفه و تفکر استدلالی و انتقادی نیست، بلکه دنبال تولید سربازانی مطیع و عبد و تسلیم محض، جهت قتل و غارت و به بردگی گرفتن دیگران است. اسلام متناسب با کانتکستِ «چنگیزخان و وایکینگ‌ها» می‌باشد؛ خاستگاه و خواستگاهش، بربریت است.

🍂 البته اسلام حداقلی از اخلاقِ قبیله‌ای و دیگری‌ستیز را برای مصالحِ اعضای قبیلهٔ خودی دارا می‌باشد. منتها فاقد اخلاق متعالی و جهان‌شمول مثل حقوق بشر است تا انسان‌ها را منهای نوع مذهب و جنسیت، برابر بداند. اسلام نهاد برده‌داری را نیز به رسمیت شناخت و مسلمانان ابتدا در مقابل لغو آن، مثل لغو «کودک‌همسری و قصاص و شلاق و قطع دست و قتل مرتد» مقاومت کردند و وقتی زورشان نرسید، به دروغ و تقلب متوسل شدند و ادعا کردند که مراد قرآن این بوده که خودتان در آینده لغوش کنید. در صورتی که اسلام اعلام کرده که دین کامل و فوق تغییر و خطاست و حلال محمد تا ابد حلال است.

🍂 اگر کسی از من بپرسد، اسلام کدام حوزه از تفکر را فلج و منحط می‌کند؟ در پاسخ خواهم گفت که تمام حوزه‌ها را. منتها در حوزهٔ ریاضیات و علوم تجربی و منطق صوری، به خاطر عینیت و جزمیت علوم مربوطه، نتوانستند در مقام مصرف، چندان مقاومت کنند، اما در حوزهٔ تولید، قبل از ظهور مدرنیسم ناکام بودند در مقایسه با مدرنیسم.

🍂 هرچه عینیت در شاخه‌های مختلف معارف مدرن کمتر می‌شود، مقاومت مسلمین در مقابل علم و عقل بیشتر می‌شود. برای مثال در حوزهٔ سیاست، مدیریت، روانشناسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد، تاریخ و فلسفه، یعنی موضوعاتی از قبیل وثاقت تاریخی قرآن و هستی تاریخی ابراهیم و نوح و محمد، یا رخدادهایی مثل کشتی نوح یا خدای متشخص و نبوت، و بعد، در حوزهٔ علم حقوق و اخلاق و مصادیقی چون، دیگری‌ستیزی، کودک‌همسری، قتل مرتد، قتل ساب‌النبی، قطع دست، شلاق، قصاص، سنگسار و تبعیض حقوقی علیه زنان و کافران.

🍂 اسلام با تزریق احساس استغناء و احساس حقیقت‌یافتگی مطلق و با ایجاد توهمِ دسترسی به «افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و عواطف خداوند» و با بسط «تعبد و جزم و جمود و خودشیفتگی» و با تسکین رنج «مرگ و تنهایی و معنایابی و کوچکی و آزادی و فردیت و مسئولیت» از مجرای توهم و تفرعن و با مجازات دنیویِ قتل برای ارتداد و نیز جهنم ابدی در آخرت، جرأت اندیشیدن و شک و نقد کردن در بنیان‌ها را از مسلمانان در مفهومی طیفی ستانده است؛ حتی مصلحت‌اندیشی‌شان را مختل کرده‌است.

🍂 یک مسلمان، هرچه به ساحت تفکر و اخلاق، نزدیک‌تر می‌شود، نامسلمان‌تر می‌شود. برای مثال عبدالکریم سروش و بیژن عبدالکریمی، محصول فلسفهٔ غرب و «حقوق بشر و اخلاق مدرن» هستند و نه محصول اسلام و لذا فقط در لفظ، بدون حضور مسما، «مسلمان» نامیده می‌شوند. چهرهٔ «خدا، روح، شیطان، انسان، وحی، معاد، بهشت و جهنم، جهان و کیهان، اخلاق و فقه» در «قرآن و سنت نبوی» را استحاله کرده‌اند و به «تجربهٔ باطنی و تفسیرش در ذهن و زبان مدرن» و یا به «شبان وجود» می‌گویند اسلام!


#نقد_اسلام #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پرسشی‌ پیرامون ربط منطقی میان دو آیه از قرآن
✍️استاد #حجت‌الله_نیکویی

🌐 مطالعهٔ متن کامل | یا در سایت زیتون
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۴۹۳ کلمه


🗄پست مرتبط
📻
عبدالعلی بازرگان و جن در قرآن
📻 نقدی بر یک استدلال مصطفا حسینی‌ طباطبایی
📻 آشفته‌گویی‌های منطقی قرآن (جلسه یک - جلسه دو)
📻 تأملاتی پیرامون شکنجه‌ی ابدی در قرآن
📻 سنجش آیات تحریم قمار و شراب
📻 وثاقت تاریخی قرآن؟ (جلسه یک - جلسه دو)
📓عدم امکان اثبات وثاقت قرآن و نقد دلایل عدم تحریف‌ آن
📕بررسی انتقادی چند آیه از قرآن

➖➖➖

🌾@Naqdagin
📘پرسشی‌ پیرامون ربط منطقی میان دو آیه از قرآن
✍️استاد #حجت‌الله_نیکویی

🍂 آیات ۷۷ تا ۸۵ سوره واقعه ابتدا از کلام‌الله بودن قرآن سخن می‌گویند و سپس صحنه‌ای را به تصویر می‌کشند که در آن فرد محتضری دراز کشیده و درحال جان‏دادن است و اطرافیان او فقط نظاره می‌کنند و کاری از دستشان برنمی‌آید. آنگاه نوبت به آیات ۸۶ و ۸۷ می‌رسد که باتوجه به این مقدمات خطاب به همان اطرافیان محتضر می‌گویند: «لولا ان کنتم غیر مدینین، ترجعونها ان کنتم صادقین».

🍂 عبارت "غیر مدینین" در آیه ۸۶ دو جور ترجمه شده و لذا از این دو آیه، روی هم رفته، دو ترجمه ارائه شده‌است:

ترجمه اول: پس اگر شما جزا دادنی (در روز قیامت) نیستید، اگر راست می‌گویید، چرا جان محتضر را (که به حلقومش رسیده) برنمی‌گردانید؟ (به بیان دیگر: اگر راست می‌گویید که معادی در کار نیست، پس چرا نمی‌توانید جان محتضر را برگردانید و مانع مردنش شوید؟)

ترجمه دوم: پس اگر شما مقهور و مملوک ما (یا در قبضه قدرت ما) نیستید، اگر راست می‌گویید، چرا جان محتضر را (که به حلقومش رسیده) برنمی‌گردانید؟

🍂 ترجمه درست آیه در حقیقت همان ترجمه اول است و اکثر مترجمان و مفسران قرآن نیز، آیه را همان‌طور ترجمه کرده‌اند، اما معدودی از آنها نیز ترجمه دوم را ارائه کرده‌اند.

🍂 حالا سئوال من این است که متن این دو آیه، چه ربط منطقی‌ای با هم دارند؟ این پرسش ناظر بر هر دو ترجمه است، یعنی:

🍂 برمبنای ترجمه اول می‌توان پرسید: آیا اگر من به معاد و پاداش و جزا در قیامت اعتقاد نداشته باشم، لازمۀ منطقی درست بودن اعتقادم این است که بتوانم جلوی مردن محتضری را که جانش به حلقومش رسیده بگیرم و مانع مردن او بشوم؟ و حالا که نمی‌توانم جلوی مردن او را بگیرم، باید وجود معاد و حسابرسی در قیامت را باور کنم؟ این دو منطقا چه ربطی به هم دارند؟

🍂 و برمبنای ترجمه دوم هم می‌توان پرسید: فرض کنید من یک فرد ملحد هستم و به خدا اعتقادی ندارم و خودم را مملوک یا در قبضه قدرت او نمی‌دانم. آیا لازمۀ منطقی درست بودن اعتقادم این است که بتوانم جلوی مردن محتضری را که جانش به حلقومش رسیده بگیرم و مانع مردن او بشوم؟ و حالا که نمی‌توانم جلوی مردن او را بگیرم، باید خودم را در قبضۀ قدرت خدا بدانم؟ این دو منطقا چه ربطی به هم دارند؟

🍂 اكنون نگاهی به چند تفسیر معتبر می‌اندازیم تا ببینیم مفسران مسلمان چگونه تلاش كرده‌اند تا نشان دهند كه در اینجا بی‌ربطی منطقی رخ نداده‌است.

🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل‌ | یا در سایت زیتون
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۴۹۳ کلمه


#نقد_قرآن #تفکر_انتقادی #مغلطجات

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 یازدهم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 در دوران اوج نهضت مشروطه، چهارشنبه #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۹، دولت فرمانی صادر کرد و از همه‌ی مجاهدان که تهران را فتح کرده بودند، خواست تا سلاح خود را تحویل دهند. بر مبنای این فرمان، تنها بختیاری‌ها به‌عنوان گارد ملی مسلح باقی می‌ماندند. با این همه، هنوز نیروهای استبدادی فعال بودند و درست یک سال بعد، در همین روز به سال ۱۲۹۰، سالارالدوله با نیروهای عشایری‌اش کرمانشاه را گرفت.

🗓 شش سال بعد مستبدین سرکوب شده بودند، ولی پشتیبانان خارجی‌شان همچنان در ایران نفوذ داشتند. به این شکل بود که در ۱۲۹۶ روزنامه‌ی نوبهار که به دست ملک‌الشعرای بهار منتشر می‌شد با اعمال نفوذ روس‌ها توقیف شد.

🗓 یک سال بعد (۱۲۹۷) وثوق‌الدوله به صدارت رسید و موفق شد نظمی در کشور ایجاد کند. یکی از دستاوردهایش آن بود که انجمن مجازات را از بین برد و دو تن از تروریست‌های مهمشان -حسین‌الله و رشیدالسلطان- را اعدام کرد و منشی‌زاده و ابوالفتح‌زاده را به پانزده سال حبس محکوم کرد.

🗓 دو سال بعد، قوای انگلیسی هم ناگزیر شدند از شمال ایران خارج شوند و وقتی منجیل را تخلیه کردند، بلشویک‌ها در رشت جشن بزرگی برگزار کردند.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📗نسبت حب و بغض با تفکر
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 حب و بغض می‌تواند در ما مینیمال و بهینه شود، اما به صفر نمی‌رسد و این امر هیچ اشکالی ندارد. اتفاقاً خودش انگیزه برای تفکر، مطالعه، انتقاد، استدلال و مبارزه کردن است. حب و بغض، در جایی که ذهن فرهیخته به استدلال کردن و انصاف مجهز است، تأثیری در کشف و فهم حقیقت ندارد. اساساً اگر خشم از ظلم در ما نبود، مثل یک سیب‌زمینی می‌شدیم و تفکری که از خشم بهینه تغذیه نکند، نمی‌تواند زوایای ظلم و جهل را ببیند.

🍂 اینجانب از نزدیک، شاهد اجرای احکام داعشی اسلام چون شلاق بوده‌ام؛ از جمله به خاطر همین تجربۀ همراه با رنج و خشم، بسیار بیشتر، دقیق‌تر، عمیق‌تر و مدلل‌تر از بسیاری از روشنفکران یا آکادمیسین‌ها، به نقد اسلام پرداخته‌ام و نسبت چهره و شخصیت الله با داعش، و یا محوریت ارادهٔ قدرت در اسلام، و یا نقش الگوهایی مثل ابراهیم، در تربیت برده و عبد به عنوان غایت یک ایدئولوژی سیاسی و توتالیتر، و یا خصلت تمامیت‌خواه اسلام، و یا شخصیت توتالیتر محمد، و یا نقش اسلام در انحطاط تفکر و اخلاق و عواطف مسلمانان را نشان داده‌ام.

🍂 خشم بیشینه که تفکر و سنجش و داوری را مختل کند، مذموم است و نه خشم بهینه که برای بقا و تفکر ضروری‌ست؛ از جمله شخصی چون مارکس. اگر او از تبعیض و ظلم خشمگین نبود، انگیزه‌ای برای انتقاد و اعتراض نداشت. اتفاقاً مارکس، طبع شاعرانه داشت و پر شور و هیجان بود. برخی ایدهٔ انقلاب قهرآمیز و دیکتاتوری پرولتاریا را متأثر از سنخ روانی خشن او دیده‌اند. در مورد باورهای ایدئولوژیک و معلل و نامدلل مارکس می‌توان چنین داوری کرد که هیجانات، او را از روند سالم و صحیح تفکر و استدلال‌ورزی در برخی مصادیق دور کرده‌است. ادعای کشف قوانین تاریخ و پیشگویی پایان تاریخ، یکی از این مصادیق است. منتها خشم از ظلم، اگر بهینه باشد و تفکر و استدلال‌ورزی را مختل نکند، هم ممدوح است و هم مطلوب و لازم.

🍂 وقتی یک گرگ به شما حمله می‌کند، اگر آنقدر دچار ترس شوید که نتوانید اقدامی بکنید، مذموم و نامطلوب است، ولی ترس تا حدی که جهت تولید انگیزه برای حرکت و دفع خطر لازم است، ممدوح و مطلوب است؛ همین‌ رویه، دربارۀ حب و بغض برقرار است؛ حتی پزشکی که روی تولید واکسن برای ویروس کرونا تحقیق می‌کند، به خاطر مرگ هم‌نوعانش، ناخودآگاه دچار هیجان است.

🍂 چیزی که باید بیاموزیم و به دیگران آموزش دهیم، بهینه کردن هیجانات و نیز استدلال‌ورزی در تفکر و دور نشدن از استدلال به واسطهٔ هیجانات است.

🍂 همچنین نکتهٔ مهم دیگر این است که نسبت به چه چیزی حب و بغض داریم؟ در اینجا اخلاق وارد می‌شود و حب و بغض عادلانه را از ظالمانه تمییز می‌دهد که خودش (یعنی اخلاق) از لوازم تفکر است.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗نسبت حب و بغض با تفکر
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 اگر شیعیان به خاطر آموزه‌های اسلام منحط نمی‌شدند و توان تفکر را از دست نمی‌دادند و وجدان اخلاقی‌شان فاسد نمی‌شد، یک عُمر، سنی‌مذهب‌ها را نفرین نمی‌کردند و می‌فهمیدند که هم اسلام و هم تشیع، بر خرافات و اباطیل و احکام داعشی استوار است؛ می‌فهمیدند که غالب دین‌داران، مثل خود شیعیان، دین‌شان را وراثتی حمل می‌کنند و تحت حاکمیت مطلق جبر هستند؛ می‌فهمیدند که باید به «پلورالیزم فرهنگی، حقوق بشر، دموکراسی، عقلانیت، علمانیت و مدنیت» برسند؛ آنگاه از شرق و غرب، در امر توسعه عقب نمی‌افتادند. بغض شیعیان از «سنی‌مذهب‌ها و ابوبکر و عمر و امثالهم»، مصداقی از بغض ظالمانه و فاسد در وجود انسان‌هایی منحط است، اما بغض در وجود انسانی مدرن و فرهیخته از فاشیسم مذهبی، عادلانه و ممدوح و ناشی از پختگی فکری و وجودی اوست.

🍂 داعشیان و هیتلریان نیز حب و بغض دارند، ولی حب و بغض ظالمانه (مثل نفرت از نژاد و جنسیتی خاص و عشق به نژاد و جنسیتِ قبیلهٔ خویش)، حب و بغضی‌ست که در انسان‌های نامتفکر و منحط شکل می‌گیرد؛ لذا حب و بغض، تابع رشد فکری و اخلاقی و وجودی افراد است و به عادلانه و ظالمانه تقسیم می‌شود. یک داعشی با بریدن سر کافران شاد می‌شود و انسانی فرهیخته، با تحقق حقوق بشر و دموکراسی شاد می‌گردد. هیجانات انسان‌ها به رشد فکری و اخلاقی و وجودی آنها وابسته است، اما نه ممکن است که از هیجان خالی شویم و نه مطلوب است؛ منتها باید آموزش ببینیم و تمرین کنیم که در داوری و تفکر و قضاوت، از «استدلال‌گرایی» فاصله نگیریم.

🍂 یک قاضی، وقتی با خفاش شب مواجه می‌شود، متأثر می‌گردد و دلش برای مقتولین می‌سوزد و دچار حب و بغض می‌شود، اما قاضی آموزش دیده‌است تا دلیل را ملاک قضاوت قرار دهد و هیجاناتش را مدیریت کند. مرجع تجدیدنظر برای رسیدگی به احکام قضایی را نیز برای اطمینان از این امر ابداع کرده‌اند که قاضی به خاطر حب و بغض، دلیل را فرو ننهاده باشد و نیز خطای سهوی یا عمدی نکرده‌باشد؛ پس در مورد قضات، با تمهیدی «نهادی و آموزشی» مواجه می‌شویم تا هیجانات خویش را در داوری و استدلال‌ورزی و قضاوت، مداخله ندهیم و بر دلیل متمرکز شویم.


#تفکر_انتقادی #فلسفیدن #تجربه‌_زیسته

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻برشی از «وسط‌باز» از آلبوم «هم‌دست شر»

🍂 اثری برای بزرگ‌ترین توجیه‌کنندگان ظلم، ماله‌کشان خستگی‌ناپذیر جنایت، میان‌داران معرکۀ خیانت و عاملین استمرار شر.

🍂 پروژۀ «وسط‌باز» حاصل یک تلاش طولانی‌مدت است.

🍂 به‌فراخور موضوع، نسخۀ پیش‌نویس شعر مشتمل بر حدود ۱۲۰ بیت بود که به‌تنهایی توانایی تبدیل شدن به‌یک آلبوم کامل را داشت، اما به‌خاطر محدودیت‌ زمانی و چالش‌های بسیار در ساخت موسیقی، به‌ ذکر مهم‌ترین آن‌ها بسنده شد.

🍂 به‌دلایل فنی و شخصی، تکمیل این اثر که ایدۀ اولیۀ آن در سال گذشته شکل گرفته بود چندبار متوقف شد؛ تا این‌که نهایتا این ایدۀ اولیه تا حدی قابلیت اجرایی پیدا کرد و اکنون در مراحل نهایی استودیویی‌ست.

🍂 در این اثر به‌ مسئله وسط‌بازی عمدتا از چهار جهت اشاره شده است: (ادامه متن در کانال رزم‌آوا-اینجا-)

🔻کارهای این گروه ارزشمند و کم‌نظیرند از جهت محتوا، فرم اجرا و شعر؛ با عضویت و لایک و فروارد و استوری کارهاشون در تلگرام، یوتیوب و اینستاگرام، بهشون دلگرمی بدهیم.


#بوقت_آواز #استمرارطالبان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @RAZMAVA_M
وسط‌بازی مصداق آشکار فحشای سیاسی‌ست.
وسط‌باز با نقاب اعتدال وارد می‌شود و به‌بقای افراطی‌گری دامن می‌زند. خشونت را در انحصار متجاوز نگه می‌دارد و درست در میانۀ میدان جنگ، پرچم پاسیفیسم را به‌دست معترض می‌‌سپارد.
شاخک‌های اخلاقی‌اش نسبت به اخلاقیات سادۀ عرفی حساس و در برابر بی‌اخلاقی‌های بزرگ از کارافتاده است.
وسط‌باز از جمله حباب‌نشینانی‌ست که سعی دارد در دوران انقلاب، همزمان هم هزینۀ تغییر را از جیب معترضین بپردازد و هم پاداش بقای شر را از ظالم دریوزه کند.
غافل از این‌که در پایان این‌ معامله هر نتیجه‌ای رقم بخورد، بازندۀ نهایی اوست.
دوگانۀ نقیضین نقطۀ اعتدال ندارد.
در جنگ بین ظالم و مظلوم، صحبت از اعتدال هم‌ارز با دفاع از ظالم است.

☑️ «وسط‌باز» را با درنگ بیشتری بشنوید:

● توضیحات
● کلام
● موسیقی

@RAZMAVA_M

.


#بوقت_آواز #استمرارطالبان #اپوزیشنقد

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
VASATBAZ
RAZMAVA
🔻تقدیم به:

❗️فاحشگان سیاسی...

▪️وسط‌باز؛ از مجموعۀ هم‌دست شر
@RAZMAVA_M

.


#بوقت_آواز #استمرارطالبان #اپوزیشنقد

➖➖➖

🌾 @Naqdagin