نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📅 هفتم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 هفتم امردادماه در تاریخ ایران‌زمین با رخدادهایی خرد و کلان گره خورده‌است.

🗓 کهن‌ترینش آن که #در_چنین_روزی به سال ۵۸۷ پیش از میلاد ارتش بابل اورشلیم را تسخیر کرد و معبد یهودیان را ویران ساخت.

🗓 بیش از هزار و هفتصد سال بعد (در ۵۲۷ هجری خورشیدی) جنگ دیگری در همان حوالی رخ داد و این بار نیروهای مسلمان بودند که با پاتکی مسیحیان صلیبی را که دمشق را در محاصره گرفته بودند، شکست دادند.

🗓 در تاریخ معاصرمان روز پنجشنبه هفتم امرداد سال ۱۲۸۸ خسروخان صنیع‌حضرت که از سرداران مهم هوادار محمدعلی‌شاه و دشمنان سرسخت مشروطیت بود، پس از جنگ تهران و محاکمه، اعدام شد.

🗓 در ۱۲۹۹ میرزا کوچک‌خان و دویست سیصد جنگجوی جنگلی هوادارش به فومن رفتند و این شهر را گرفتند و جنبش خود را آغاز کردند.

🗓 در نهایت هم در همین روز به سال ۱۳۵۹ نقش پرچم ایران از نماد باستانی شیر و خورشید به علامت امروزینش تغییر یافت.

📅  حوادث تاریخی جهان
🗓  این روز در سطح جهانی با چندین رخداد سیاسی مهم مصادف است.

🗓 یکی که به سال ۶۱۵ میلادی (هم‌زمان با صدر اسلام) در قاره‌ی آمریکا رخ داد، آن بود که کینیچ خَناب پاکال[1] در دوازده‌سالگی به سلطنت دولت پالِنکِه[2] در آمریکای مرکزی رسید. او همان شاه مشهوری است که فون دنیکن[3] تصویر بازمانده بر مقبره‌اش را به حضور موجودات فضایی در دوران‌های باستانی تفسیر کرده‌است که البته برداشتی بی‌ربط است و از ناآشنایی او با سبک هنری سرخپوستان پالنکه ناشی می‌شود.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📅 هشتم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 هشتم امردادماه سالگرد تأسیس شهر بغداد است و تاریخی نمادین است که احیای نظام سیاسی ایرانشهری به دست ابومسلم خراسانی و عباسیان و ریشه‌کن شدن امویان را نشانه‌گذاری می‌کند.

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۴۱ هجری خورشیدی در ساعت و روزی که منجمان خاندان نوبختی بر اساس چارچوبی مغانه تعیین کرده بودند، منصور خلیفه‌ی عباسی شهر بغداد را بنیان نهاد و پایتخت ایران را برای نخستین بار پس از سرنگونی دولت ساسانی بار دیگر به منطقه‌ی تیسفون بازآورد.

🗓 کمتر از یک قرن بعد، روز آدینه هشتم امرداد سال ۲۳۴ امام احمد بن حنبل که یکی از بنیانگذاران مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت بود درگذشت. او از مردم خراسان بود و مادرش که اهل مرو بود او را در همین شهر بغداد زاد.

🗓 بیش از هزار سال پس از این رخدادها، در دوران معاصر هم وقایع جالب توجهی در این روز رخ داد.

🗓 در ۱۲۸۸ مشروطه‌خواهان پس از فتح تهران در این روز شیخ فضل‌الله نوری را دستگیر کردند و به دادگاه تحویل دادند. در همین روز دادگاه انقلاب دو تن از سرکردگان مستبدین به نام‌های صنیع‌حضرت و مفاخرالملک را محاکمه کرد و از آنجا که دستشان به خون آزادی‌خواهان بسیاری آلوده بود، هردو را به مرگ محکوم کرد و این دو در میدان توپخانه و باغشاه به دار آویخته شدند.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📗راه تاریکی و گریز از رنج آزادی
— پیرامون آتش زدن قرآن و خشم داعشیان
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 عموم ما انسان‌ها، حتی اگر چندان اهل تفکر و ژرف‌اندیشی نباشیم، گمان می‌کنم به نحو کلی و مبهم و ارتکازی، در اعماق وجود خویش، سه واقعیتِ «ترس و لرز» آور را درک می‌کنیم:

اول) بشدت کوچک بودنِ جسم آدمی در مقابلِ عمق و گسترهٔ هستیِ برابر ایستا؛

دوم) بشدت تنگ بودنِ حدودِ داناییِ آدمی در مقابلِ حاقِ حقیقتِ هستیِ برابر ایستا؛

سوم) به شدت کوتاه بودنِ عمر آدمی در مقابل ابدیت و زمان در سپهرِ هستیِ برابر ایستا.

🍂 البته در جهان سنت، به دلیلِ جنس و سطحِ معرفت‌شناسی، جهان‌شناسی و کیهان‌شناسیِ حاکم بر اتمسفر فرهنگ، تفطن به سه موضوع مذکور (کوچک بودن جسم و محدود بودن دانایی و کوتاه بودن عمر آدمی) با آنچه اینک در جهان جدید در وجود ما می‌گذرد، متفاوت بوده‌است؛ برای مثال، انسان قدیم، بر خلاف انسان جدید، نمی‌دانست که کهکشانی به نام راه شیری وجود دارد و کرهٔ زمین در مقابلش چونان یک دانه ارزن در مقابل اقیانوس است و در وهلهٔ بعد، خود کهکشان راه شیری نیز چنین وضعیتی دارد در مقابل کائنات (چه رسد به منی که آنی می‌جهد و می‌میرد)، ولی این واقعیات به شدت اضطراب‌زا هستند و از این رو اصناف مکانیزم‌ها خلق و استفاده می‌شوند تا بلکه تسکینی ایجاد شود. اسلام را می‌توان به مثابهٔ دستگاهی تئوریک و ایدئولوژیک دید که با تزریقِ توهم و تفرعن و خودشیفتگی بر آن است تا بر رنج و اضطرابِ ناشی از حقارتِ آدمیان (خودش و پیروانش) فائق آید؛ زیرا خام و نابالغ است و نمی‌تواند متفکرانه و واقع‌بینانه به این چالشِ اگزیستانسیل پاسخ مناسب دهد.

🍂 اسلام (قرآن و سنت نبوی) کار را با اشاره به همین کوچکیِ نوع بشر در مقابلِ «امری بس عظیم» می‌آغازد و حقیقت تلخ و اضطراب‌زای مذکور را به دفعات تذکر می‌دهد، اما وقتی زمینهٔ روانشناختیِ مخاطبِ نامتفکر، با به تصویر کشیدن این حقایقِ جان‌سوز و التهاب‌آور آماده شد، با مغالطه و توهم و تفرعن، خودش را «سخنانِ همان امر بس عظیم» می‌نامد و راه نیل به ساحل امن و آرامش در این دریای طوفانی و بلاخیز را «تسلیم و تعبد» معرفی می‌کند و از مخاطبانِ عامیِ گرفتار در وحشتِ احساسِ حقارت می‌خواهد تا با منهدم و محو کردنِ «عقلانیت و فردیت»، تن به «راه بردگی» دهند و «افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و عواطف و امیال و اراده‌ها و آرزوها و گفتار و کردارشان» را در «دیگری بزرگ» ذوب نمایند و به جسدی در دستان مرده‌شور بدل شوند.

🍂 با از میان رفتن عقلانیت و فردیت و با مستحیل شدن در «پیشوا»، منبع تولید اضطراب، اندکی مختل می‌شود. «الله، بزرگ و داناست» و «انسان، کوچک و نادان است» و عنصر کوچک و نادان با مستحیل شدن در دیگری بزرگ و دانا (یعنی الله) و با هم‌ذات‌پنداری با او، از مجرای «کلام ابلاغ شده توسط رسول الله»، چونان قطره‌ای که به دریا پیوسته‌است، احساس بزرگ و دانا شدن می‌کند و یقین‌های متوهمانه و آرامش‌زا را به جای شک‌های خردمندانه و دلهره‌آور می‌نشاند.

🍂 «مسلمانان-بردگان»، عقلانیتی که «حدودِ تنگِ دانایی و تواناییِ نوع بشر» را برملا می‌سازد، برای رهایی از اضطراب و تحصیلِ آرامش، به ثمن بخس با «ابر-اربابی» موهوم در آسمان معامله می‌کنند. همچنین «فردیت» که تنهایی و کوچکی آدمی را به رخش می‌کشد و با «عقلانیت» نسبت دارد، با ذوب شدن در «رب‌العالمین»، معدوم می‌شود. بردگان با محو کردنِ هستی‌شان در وجود ارباب، خودکشی می‌کنند تا بدین روش از زیر «بار هستی» خلاص شوند. «حبل‌المتین»، برساخته‌ای بشری، خطاناک، تاریخی، عرفی، عصری و نامقدس است که چنگ زدن به آن در سودایِ «قرار»، البته در عالَم ذاتاً و تماماً «بی‌قرار»، کارکردهای متنوعی دارد؛ از جمله کاهش و تسکین رنج‌هایی مانند «رنج ناشی از حقارت».

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾@Naqdagin
📗راه تاریکی و گریز از رنج آزادی
— پیرامون آتش زدن قرآن و خشم داعشیان
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 «انسان والا و آزاده»، کوچکیِ فکری و وجودیِ نوع بشر را که در مقام مقایسه با عظمتِ «هستیِ بی کران و حقیقتِ مطلق» پدیدار می‌شود و معنا می‌یابد، واقع‌بینانه و سقراط‌وار می‌پذیرد و راه رهایی از «اضطرابِ ناشی از وجوه تراژیکِ زندگی» را حقیقت‌طلبانه جستجو می‌کند. او راضی نمی‌شود تا شبیه به «لشکر بردگان و فرومایگان»، با داروی «توهم» اضطراب خود را تسکین دهد، اما خاک تاریخ در زمانهٔ تکوین قرآن به مقادیر قابل توجهی جنون و بلاهت نیاز داشت و نیز بقای نوع بشر، کثرتِ لشکرِ بردگان و فرومایگان را طلب می‌کرد و از این رو «پیامبرخیز» بود و «ابوحکم‌ها» به سهولت، منکوب و «ابوجهل» می‌شدند.

🍂 با این وصف، یکی از عناصری که هم در روند پیدایش اسلام نقش دارد و هم از کارکردهایش می‌باشد، تسکینِ رنجِ ناشی از حقارت در میانِ خیلِ «بردگان و فرومایگان» است، اما تسکین این داروی مخدر موقت است و نمی‌تواند به نحو کامل و دائمی، رنجِ ناشی از حقارت را محو و درمان کند‌؛ زیرا واقعیت فربه‌تر از توهم است و به نحوی از انحاء حجابش را می‌درد و به تبع آن، رنجِ تسکین یافته، همچون هیولایی خفته بیدار می‌شود و در سرزمینِ وجودِ آدمی بیداد می‌کند.

🍂 یک مسلمان واقعی و داعشی حاضر است از جان و مالش در راه تحققِ آموزه‌ها و ارزش‌ها و احکامِ الله که در قرآن و سنت نبوی بیان شده‌است بگذرد. او هنوز در اتمسفرِ جهانِ اسلام تنفس می‌کند و با تمام وجودش، «عبد و برده و بندهٔ الله» است و شبیه به کثیری از مسلمانان، با چهره و شخصیت الله بیگانه نشده‌است. یک مسلمان واقعی و داعشی، تمام و یا غالبِ «افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و عواطف و امیال و اراده‌ها و آرزوها و گفتار و کردارش»، در تسخیرِ تعالیمِ الله است. می‌دانیم که اگر در مقابل چنین مسلمانی، با آتش زدنِ قرآن یا کشیدن یک کاریکاتور به اسلام توهین شود، قیامت به پا می‌کند، اما اگر به او گفته شود: «دو بعلاوهٔ دو می‌شود هشت»، قطعاً در درونش احساس انفجار و تلاطم نمی‌کند و رگ گردنش متورم نمی‌شود. تفاوتِ این دو واکنش، موضوعِ قابل تأملی است و به تحلیل و تبیین نیاز دارد.

🍂 گفته شد که اسلام، «مسلمان-بردهٔ الله» را از «واقعیت و عقلانیت و فردیت» دور می‌کند و توهم و تفرعن و خودشیفتگی را در وجودش تولید و یا تقویت می‌نماید و این امور، رنج ناشی از حقارت را تسکین می‌دهد، اما توهین به اسلام، لحظاتی انسان مدنظر را با جهانی اضطراب‌زا مواجه می‌کند که با حجابِ اسلام از آن غافل یا پنهان شده‌بود. توهین، آن حجاب را می‌شکافد و روزنه‌ای برای مشاهدهٔ امر اضطراب‌آور ایجاد می‌کند یا مسلمانِ موصوف در پسِ پشتِ ضمیر خودآگاهش، با توهین به اسلام، خود را یک لحظه بی‌اسلام و جدا شده از مخدرِ مُسکن، تصور و تجربه می‌کند. در این وضعیت، چونان نوزادی که از زهدان تنگ و تاریک و البته امن مادر خارج شده‌ و به جهانی ناآشنا و پیچیده و عظیم و فهم‌ناشده پرتاب گشته‌است، اضطراب و رنج، تمام وجودش را در می‌نوردد. جهانِ بی‌کرانِ خارج برای نوزادی که با زهدانِ محدودِ مادر اُنس دارد، ناشناخته است و امر ناشناخته، خوفناک است. نوزاد در مقابل جهان واقع، بسیار کوچک و ناتوان است. نوزاد در هنگام تولد از فضایی تاریک خارج می‌شود و چشمانش برای نخستین‌بار با نور مواجه می‌گردد؛ پس حتی نور نیز در وجودش رنج تولید می‌کند.

🔻اسلام، نه تنها «راه بردگی» و «رسم ذوب کردنِ فردیت در آتشِ تنورِ ولایت و پیشوا» ست، بلکه بر خلاف ادعایش در آیة‌الکرسی، «راه تاریکی» ست؛ راه گریختن از رنجِ آزادی‌ست؛ راه اکتفا به پاسخ‌های خام و جزمی در مقابل پرسش‌های اساسی‌ست؛ راه اسارت در یقین‌های متوهمانه و خردسوز است؛ راه رهایی از رنجِ شک و نقد و تفکر است؛ راه گسستن از واقعیت است و بدین‌سان راهی خوارمایه و نابخردانه برای تسکینِ رنجِ ناشی از کوچکی و محدودیتِ نوع بشر در برابر هستیِ بی‌کران و حقیقتِ مطلق است؛ نه راهی والامنشانه و متفکرانه. 


#نقد_اسلام #فلسفیدن
➖➖➖

🌾@Naqdagin
📗راه تاریکی و گریز از رنج آزادی
— پیرامون آتش زدن قرآن و خشم داعشیان

✍️#علیرضاموثق


🗄 پست مرتبط
📕چرا قرآن را آتش می‌زنند؟
📕قضاوتی پیرامون کتاب‌سوزی کسروی

➖➖➖

🌾@Naqdagin
تراژدی و یونان
@Naqdagin
🎧 تراژدی و یونان (جلسه یکم)

🎙دکتر #قربان_عباسی

✂️ برش‌هایی از #درسگفتار را (اينجا) بخوانيد.


#خیال‌پرسه #فلسفیدن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🎧درسگفتار «تراژدی و یونان» (جلسه یکم)
— برخی نکات طرح شده

🍂 در یونان باستان، دغدغه اصلی این بوده که چطور انسان می‌تواند به جایگاه خدایان نزدیک شود، یا به مقام ایزدان برسد؟ چاره فقط این بود که باید مثل یک قهرمان عمل کنید؛ برای قهرمان شدن نیز باید خارج از اخلاقیات رایج و سنتی جامعه قدم گذاشت.

🍂 در اساطیر یونان باستان، مرگ پرافتخار هدیه‌ای از سوی خدایان به قهرمانان‌ است که این امر به تراژدی نیز راه می‌یابد. مرگی که بوسیله آن، فرد فراتر از زمان حیاتش می‌رود و پس از مرگ نیز موضوع یادآوری، الهام و گفتگوی مردم خواهد بود و به‌زبانی دیگر، فرد مرگ را شکست می‌دهد.

🍂 مرگ پرافتخار نوعی میل به سوژه شدن و منشأ اثر شدن و در ساحت ذهن بشری جاودانه شدن است که حتا دست رد به سینه پیشنهاد‌دهنده زیست جاودانهٔ بدنمند و پادشاهی در جزیره فراموشی می‌زند. یونانیان باستان، روش معقول غلبه بر مرگ را کشف کرده‌بودند؛ امروز نیز می‌بینیم که ارسطور و هگل و فارابی و فردوسی در لفظ مرده‌اند، ولی هنوز هم زنده‌اند و از بسیاری از مردم امروز زمین، زنده‌تر و اثرگذارترند بر جهان.

❓چه لذتی در تماشای درد و رنج‌های بزرگ هست که تراژدی‌ را جذاب می‌کند؟

🍂 بنا به یک باور یونانی، خدایان دو کس را نمی‌بخشند: آنانکه مغرورند و آنان که انزوا پیشه کرده‌اند و دچار معرفت انفعالی و نامسؤلانه‌ نسبت به جامعه شده‌اند و میان اندیشه و عملشان شکاف بوجود آمده‌است.

🍂 تآکید کاریکاتورگون و متعصبانه بر یک فضیلت و ندیدن فضایل دیگر است که ما را دچار تراژدی می‌کند.

🍂 استعاره مسیحی (و باقی ادیان) که مسیح شبان است و مردم گله او، کاملن در تضاد با دموکراسی یونانی است. دموکراسی تاکید بر تفرد و تکثر و ناهمسانی می‌کند.

🍂 اوریپید می‌گوید: آنچه ما خدایان می‌نامیم، نیروهای طبیعت بودند که ما از ترس بدان‌ها وجهی الاهی بخشیدیم، ولی در واقع از دست آنها هیچ کاری (اعم از مثبت یا منفی) برنمی‌آید. جامعه‌ای که با شهامت بر ترس‌هایش غلبه کند، نیازی به خدایان ندارد. ما کاری به کار خدایان نداریم؛ چرا که خدایان هیچ گاه به فکر انسان نیستند و بزرگتر از آن‌اند که نیاز به نیایش ما داشته باشند. ما در زندگی شکست‌های مختلف را تجربه می‌کنیم و از آنجا که انسان نمی‌تواند خودش را سرزنش کند و نمی‌خواهد خود را مسئول شمارد، ناچار است که برون‌فکنی کند: دهر، تقدیر، خواست خدایان و...

🍂 آنتیگونه به‌صراحت اعلام می‌کند: آیین من ایثار، محبت و نوع‌دوستی‌ست، نه کین‌توزی و دشمنی مثل خدایان. اگر می‌خواهیم جامعه را اداره کنیم، نیاز به عقل انسانی د اریم و نه عقل خدایان!

🍂 پروتاگوراس: انسان‌ها هرآنچه که در مسیر زندگی خود مفید شمرده‌اند، خداوند خوانده‌اند.

🍂 کریتیاس (۲۵۰۰ سال قبل): دیانت و خدایان ابداعی سیاسی هستند که به‌منظور تضمین رفتار شایسته افراد جامعه تکوین یافته‌اند. در نمایشنامه سیزیف بیان داشت: باورهای دینی، ترفندی استادانه از طرف حاکمیت سیاسی هستند و دولت‌ها از طریق ایجاد و رواج باورهای مذهبی، در پی تسلط بر رعایای خود هستند.

❓تفاوت نگاه یونانیان به امر قدسی و خدا با ادیان سامی در چیست؟

❓چرا افلاطون با هنر و تراژدی‌نویسان و شاعران مخالف بود؟ نظر ارسطور چه تمایزی با استادش داشت؟ و عقلانیت با خردمندی چه تمایزی دارند و تراژدی با کدام نسبت برقرار می‌کند؟


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
تراژدی و یونان
@Naqdagin
🎧 تراژدی و یونان (جلسه دوم)

🎙دکتر #قربان_عباسی

✂️ برش‌هایی از #درسگفتار را (اينجا) بخوانيد.


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🎧درسگفتار «تراژدی و یونان» (جلسه دوم)
— برخی نکات طرح شده

🍂 عصر اسطوره‌، عصر سیطره خدایان و صغارت بشر است. سرنوشت انسان‌ها بدست خدایان نوشته شده‌است و خدایان در همه‌جا حاضرند.

🍂 عصر تراژیک در اندیشه غرب، دورانی‌ست که می‌توان آن را عصر بلوغ و سرکشی بشر نامید. خدایان بشکل تدریجی نقش خود را از دست می‌دهند و تاثیرشان به صفر می‌رسد و حتا به سخره گرفته می‌شوند.

🔸شرح خطرات دموکراسی از منظر افلاطون و دیگران

🍂 ما در جامعه‌مان با ترس اتمام حجت نکرده‌ایم و یکی از کارکردهای تراژدی ایجاد تناسب در عواطف است.

🍂 تراژدی‌نویسان می‌کوشند قیم‌های خارجی را از زندگی انسانی به بیرون رانند تا سوژه شکل بگیرد و امکان دموکراسی مهیا شود.

🔸مختصری پیرامون نگره رواقیون برای ساخت انسانی فراسوی حیوان بدوی (تاثیر و تاثر، داوری، عمل و تصویب داوری)

❓راهی برای رهایی از افسردگی و اضطراب و تشویش؛ تراژدی (و بطور کلی ادبیات)، چگونه میان میل و عقل تعادل ایجاد می‌کند؟

🍂 بعد از رواقیون تا قرن هفدهم، تراژدی دچار مرگ می‌شود.

🔸نقطه‌نظرات هیوم در مورد تراژدی و ادبیات

🔸شلینگ از معنا و نسبت آزادی (تحقق امیال)، خوشبختی و ضرورت می‌گوید

🍂 «عوضش امنیت داریم» سخن کسانی‌ست که آزادی را فدای امنیت (یا نان) می‌کنند؛ چنین کسانی نه لیاقت نان، و نه لیاقت امنیت را دارند؛ چرا که درک نمی‌کنند که امنیت و آرامش خاطر انسانی، بدون آزادی امکان‌پذیر نیست. نان بدون آزادی، زیست یک زندانی، برده و گوسفند است.

🔸شلینگ ارزش و نقش ویژه «هنر» در دفاع از آزادی را تبیین می‌کند

❓تمایز شعر غنایی و غزل با شعر حماسی چیست؟ و چرا جهان مدرن با شعر غنایی بیشتر تناسب دارد؟

🍂 هنر و ادبیات، خردی خاص را در آدمی پرورش می‌دهد که در قشر به‌اصطلاح خاکستری و محافظه‌کارِ راضی به یک سقف و یک نان بخور-نمیر ایرانی، فقدان آن به‌شکل آشکار حس می‌شود؛ در جامعه‌شناسی به چنین شخصیت‌های مسخ‌شده در عقل ابزاری-اقتصادی، انسان‌های «فاقد سوژگی» می‌گویند.

🍂 از نظر افلاطون بدون تربیت اخلاق شهروندی، امکان تٱسیس جمهوری وجود ندارد. مونتسکیو می‌گوید، ما ۳ نوع حکومت داریم: ۱. حکومت‌ استبدادی، ۲. حکومت‌ سلطنتی، ۳. حکومت جمهوری.
استبداد از ترس تغذیه می‌کند و برای بقای خود به تربیت و تکثیر انسان‌های ترسو و محافظه‌کار نیاز دارد؛
حکومت پادشاهی‌ بقایش نیازمند انسان‌های دنبال افتخار و شکوه و عظمت است؛
اما جمهوری‌ها برای تداوم یافتن، به تربیت شهروندانی بافضیلت و دارای سوژگی نیازمند هستند.

❓امر والا چیست؟ و تراژدی از آن چگونه از آن بهره می‌برد؟

❓فرق قهرمان و جامعه برده‌خو شده در چیست؟

🍂 ملتی که درک اهمیت بهره‌گیری از تئاتر، تراژدی و تامل به اندیشه‌هایی چون افکار رواقیون، جزئی از زندگی‌‌اش نشده‌نباشد، میان‌مایگی روحش را می‌کشد.

🔸 بیان ضرورت احیا و تقویت فضای عمومی در ایجاد تحولات اجتماعی و گذر از جامعه اتمیزه‌شده


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
تراژدی و یونان
@Naqdagin
🎧 تراژدی و یونان (جلسه سوم)

🎙دکتر #قربان_عباسی

✂️ برش‌هایی از #درسگفتار را (اينجا) بخوانيد.


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🎧درسگفتار «تراژدی و یونان» (جلسه سوم)
— برخی نکات طرح شده

🔸تراژدی از منظر هولدرلین و نیچه

❓خوشبختی چیست؟ بررسی ریشه‌ٔ واژه‌ٔ Happiness

❓آیا پسِ پشت شرور هستی خدا/خدایان یا اراده و حکمت و برنامه‌ای در کار است؟ یا بحث صرن تصادف و حادثه است؟

❓تراژدی در مورد ماهیت خوشبختی به ما چه می‌گوید؟ آیا خوشبختی با وجود خدایان (شرور حاضر در هستی) ممکن است؟

🍂 عبادت و آیین‌ها، همه برای خوشنود کردن یا مهار این نیروی منفی حاضر در هستی، توسط آدمیان ابداع شده‌اند.

اما انسان خردمند می‌پرسد، پس چرا این همه انسان اهل عبادت و به‌اصطلاح برگزیده آسمان، دچار انواع شرور شده‌اند؟

[نقدآگین: برای مثال، چرا محمد که ماه را نصف کرد(!)، یک فرزند (پسر) هم نیاورد و تک‌پسرش هم مُرد؟ یا با ناتوانی شدید در کنترل شهوت‌ غالبش، زمینه تشکیک اساسی و معقول در مدعیات سترگ قرآن و اسلام را فراهم آورد، از قضیه رابطه با کودک عروسک‌بازی چون عایشه تا ازدواج با عروسش و مابقی قضایا]

اینجاست که دین‌بانان شعبده‌باز با تاکتیک "فرستادن دنبال نخود سیاه" وارد می‌شوند و از حکمت/عالمی پنهان و مخفی، پرده‌برداری می‌کنند: خدایان در حال آزمایش مومنان‌اند، و در زندگی بعدی این شرور را جبران می‌کنند.

🍂 تراژدی‌نویسان در مقابل این مکاری دین‌بانان می‌ایستند و راهی متفاوت را پیشنهاد می‌دهند و از ضرورت شجاعت، شرافت و انتخاب‌گری و پذیرش اضطراب‌های ویژهٔ آن، در نبود هرگونه خدا و طرح پیشینی‌، می‌گویند.

🍂 رواقیون، بودا، شوپنهاور و نیچه اول، کشتن و کنترل خواست‌ها را یاری‌گر حس خوشبختی می‌دانستند، اما نیچه دوم، تحت تٲثیر هولدرلین به "فلسفهٔ آری‌گویی به زندگی" رسید.

🍂 نگاه وحدت وجودی اسپینوزا و هولدرلین مشابه بود و طبق این نگاه، هیچ "من"ی بریده از کل نیست و زندگی منفردی از هستی ندارد. ناراحتی از شرور و حس ناخوشبختی، بخاطر عدم توجه کافی به این حقیقت است؛ همانطور که وقتی سیل می‌آید، حیوانات و گیاهان بسیاری می‌میرند، انسان‌ها نیز می‌میرند و نباید از این امور شگفت‌زده یا غمگین شد یا عوامل پشت صحنه‌ای برایشان تصور کرد.

❓هولدرلین از فرهنگ دیونسیوسی برای خوشبختی چه امری را الهام می‌گیرد؟ چرا یونانیان از فرهنگ دیونسیوسی به فرهنگ آپولونی شیفت کردند؟ نظر نیچه در این باره و نقش سقراط و ارسطو چه بود؟

🍂 برای یونانیان باستان کل هستی مقدس بود و جهانی مقدس پس از این جهان معنا نداشت. ابرها، دریا، بادها، باران و... همه برای یونانیان مقدس و محلّ حضور خداگونگی بود.

🍂 ادیان سامی، با تبعید خداگونگی و امر مقدس به آسمان هفتم (دورترین نقطه قابل تصور) و انسان را اشرف مخلوقات نامیدن و دیگر موجودات را خلق‌شده برای انسان معرفی کردن، مقدمه‌ساز قدسی‌زدایی جهان مدرن از طبیعت و نگاه ابزاری و مصرفی بودند.

🔸هولدرلین و ضرورتِ سکونت‌گزیدن شاعرانه در جهان و رهایی از سیطرهٔ آپولونیسم

🔸حقوق بشر ایستاده بر بصیرت دیونزیسوسی

🔸نگاه هولدرلین به پان‌های مختلف

🍂 "زنان کشتزار شمایند، از هر سمت که خواستید واردشان شوید" از نگاه ابزاری و مصرف‌گرایانه به دیگری حاصل شده که در عصر حقوق بشر محور امروز، تاریخ انقضایش رسیده‌است.


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
تراژدی و یونان
@Naqdagin
🎧 تراژدی و یونان (جلسه چهارم)

🎙دکتر #قربان_عباسی

✂️ برش‌هایی از #درسگفتار را (اينجا) بخوانيد.


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🎧درسگفتار «تراژدی و یونان» (جلسه چهارم)
— برخی نکات طرح شده

❓چرا بندگان از خدایگان تبعیت می‌کردند؟ چرا مظلومان بر ستمگران نمی‌شورند؟ رواج‌دهندگان اخلاق بردگان چه کسانی‌اند؟

🍂 در ذیل حکومت اسلامی ما، فلسفه حق معنا ندارد. ما هنوز نمی‌توانیم برای خیر مشترک کوشش جمعی کنیم.

❓هگل می‌پرسد که اگر بین قانون الاهی و قانون بشری تعارض رخ داد، باید چه کنیم؟

🔸تبیین تعارض جمع‌گرایان و فردگرایان

🍂 سربازی اجباری و حجاب اجباری دو نمونه از تقابل‌های فرد و جمع است که در جامعه شاهد هستیم

❓هامارتیا یا یک‌سویه‌نگری و تفکر صفر و صدی چیست؟

🍂 لجاجت کافران همانقدر بد بود که لجاجت نوح؛ چرا که نوح مجازات عدم قبول دعوتش را قتل عام کلیت بشر، از پیر تا کودک و حتا حیوانات قرار داد. نوح به‌دنبال دیالوگ نبود، دنبال سلطه بود. در دیالوگ دو سو از حرمت و حقوق یکسان برخوردارند.

🍂 ازدواج وقتی یک‌سو هنوز زیر سلطه است، ازدواج نیست، بلکه تن سپردن به فاحشگی‌ست.

🍂 از منظر هگل، نقش جامعه مدنی (آگورا) در حفاظت از جامعه در مقابل دست‌درازی اهل قدرت و ایجاد پل گفتگو میان آن دو است.


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
تراژدی و یونان
@Naqdagin
🎧 تراژدی و یونان (جلسه پنجم)

🎙دکتر #قربان_عباسی

🍂 برای رهایی از ملال باید اخلاقی زیست و به عرض زندگی خود افزود

🍂 منتقدان کرکگور (که از اطاعت ابراهیم‌وار از امر الاهی دفاع می‌کرد) گفتند، اضطراب داشتن بهتر از بی‌وجدانی هست

🔸آرای شوپنهاور پیرامون تراژدی و امر والا

🔸فرق انسان مدرن و انسان سنتی-دینی در مساله «معنای زندگی»

❓چرا انسان ایرانی سخت با رمان رابطه برقرار می‌کند؟


#خیالپرسه #فلسفیدن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
📗بررسی انتقادی چند آیه از قرآن
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق

1️⃣ نساء، ۵۶: «آنان که به آیات ما کافر شدند به زودی در آتش دوزخشان درافکنیم که هر چه پوست تن آنها بسوزد آنان را پوست دیگری جایگزین کنیم تا (سختی) عذاب را بچشند، که همانا خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است».

🍂 در این آیه، خوی توتالیتر و فاشیستی و داعشی قرآن به وضوح آشکار می‌شود. قرآن می‌گوید «اجباری در دین نیست، ولی اگر اسلام را تعبدی تصدیق نکردید، باید تاوان انتخاب خودتان را در دنیا و آخرت بدهید. در دنیا قتل و تبعیض حقوقی و در آخرت، شکنجهٔ ابدی در جهنم و سوزاندن گوشت و پوست در چرخه‌ای ابدی و رویاندن گوشت و پوست بر استخوان جهت سوزانده شدن مجدد.

🍂 چهره و شخصیت و منش الله در قرآن، مهم‌ترین منبع تولید داعش است. انسان تراز اسلام، ابراهیم است که عقل و اخلاق و عواطف خویش را چونان بردگان و فرومایگان ذبح کرد و به حتی قتل کودکی بی‌گناه و به شنیع‌ترین فعل متصور تن داد و تسلیم فرمان «رب-ارباب-الله» شد.

2️⃣ نساء، ۶۵: «نه چنین است، قسم به خدای تو که اینان (به حقیقت) اهل ایمان نمی‌شوند مگر آنکه در خصومت و نزاعشان تنها تو را حَکَم کنند و آن‌گاه به هر حکمی که کنی اعتراض نداشته، کاملاً (از دل و جان) تسلیم (فرمان تو) باشند».

🍂 در این آیه نیز قرآن، روح توتالیتر و تمامیت‌خواه خویش را نشان می‌دهد. قرآن می‌خواهد تمامیت وجود انسان‌ها را بدتر از گشتاپو تسخیر کند و انسان را به مرده‌ای در دستان مرده‌شور و تسلیم محض تبدیل سازد.

🍂 در ذیل نظام گشتاپو، می‌شد گوشه‌ای از جهان را یافت که سلطهٔ گشتاپو و دوربین مخفی رها باشیم و احساس امنیت و آزادی کنیم. منتها در ذیل نظام «مراقبت و تنبیه» در اسلام، الله حتی از باطن و زمزمهٔ مسلمانان خبر دارد و مسلمانان از ترس قتل دنیوی و جهنم ابدی در آخرت، مدام در معرض تهدید هستند و اندک جرأت اندیشیدن و اصلاح را از دست می‌دهند.

🍂 تفکر در اسلام اگر به تسلیم و تصدیق نسبت به اسلام و نبوت نیانجامد، سرکوب می‌شود. اسلام، تفکر آزاد و استدلالی را به رسمیت نمی‌شناسد و اگر کسی در روند تفکر به انکار اسلام و نبوت محمد برسد، در دنیا با قتل و تبعیض حقوقی و در آخرت با جهنم ابدی مواجه می‌شود. تسلیم محض آموزه‌ها و احکام اسلام شدن نیز داعش و طالبان و خمینی تولید می‌کند. به‌عبارت دیگر، در اسلام «تفکر و ایمان و عمل صالح و تقوی و پرهیزگاری»، یعنی تسلیم آموزه‌ها و احکام الله و لذا داعش و طالبان و خمینی شدن.

3️⃣ آل عمران، ١٨٣: «آنان که گفتند: خدا از ما پیمان گرفته که به هیچ پیغمبری ایمان نیاوریم تا آنکه او قربانیی آورد که در آتش بسوزد. بگو که پیش از من رسولانی آمده و برای شما هر گونه معجزه آورده و این را هم که خواستید آوردند، پس اگر راست می‌گویید چرا آن پیامبران را کشتید؟!».

🍂 در آیهٔ فوق محمد با مغالطه از ارائهٔ معجزه فرار می‌کند و مخاطب را به خاطر فعل اجدادش در گذشتهٔ دور سرزنش می‌کند و قاتل می‌نامد. اجداد مخاطب با معجزه ایمان نیاورده بودند و پبامبر زمان خویش را کشته بودند و فعل اجداد مخاطب، ربطی به مخاطب ندارد؛ حتی بر فرضِ حمایت مخاطب در آیهٔ فوق از فعل اجدادش، باز قاتل نامیدن او مغالطه است و نمی‌توان این گزاره را بیان کرد که «چرا آن پیامبران را کشتید؟». آخرین پیامبران قبل از محمد، موسی و عیسی بوده‌اند. بر فرض ارسال پیامبران دیگر، باز این مخاطب قرآن نبوده‌است که مرتکب فعل قتل پیامبران شده‌است.

4️⃣ انعام، ١١١: «و اگر فرشتگان را بر آنها می‌فرستادیم و مردگان با آنان سخن می‌گفتند و هر چیزی را رویارویشان فراهم می‌آوردیم باز ایمان نمی‌آوردند مگر به مشیّت خدا، لیکن اکثرشان (مشیّت نافذ حق را) نمی‌دانند».

🍂 در این آیه نیز محمد با مغالطه و انگ زدن از ارائهٔ معجزه فرار می‌کند. از کجا می‌داند که با وقوع معجزه و زنده کردن مردگان، باز مخاطب، ایمان نمی‌آورد؟

5️⃣ قصص، ۴٨: «پس هنگامی که (رسول) حق از جانب ما به آنها آمد گفتند: چرا به این رسول مانند موسی معجزاتی (نظیر عصا و ید بیضا و الواح تورات) داده نشد؟ آیا این مردم از این پیش به موسی هم (با همه این معجزات) کافر نشدند که گفتند: این دو (قرآن و تورات) سحر و جادوگری است که پشتیبان یکدیگرند و گفتند: ما به همه اینها سخت بی‌ایمان و بی‌عقیده‌ایم؟».

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin