نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘پرسشی‌ پیرامون ربط منطقی میان دو آیه از قرآن
✍️استاد #حجت‌الله_نیکویی

🍂 آیات ۷۷ تا ۸۵ سوره واقعه ابتدا از کلام‌الله بودن قرآن سخن می‌گویند و سپس صحنه‌ای را به تصویر می‌کشند که در آن فرد محتضری دراز کشیده و درحال جان‏دادن است و اطرافیان او فقط نظاره می‌کنند و کاری از دستشان برنمی‌آید. آنگاه نوبت به آیات ۸۶ و ۸۷ می‌رسد که باتوجه به این مقدمات خطاب به همان اطرافیان محتضر می‌گویند: «لولا ان کنتم غیر مدینین، ترجعونها ان کنتم صادقین».

🍂 عبارت "غیر مدینین" در آیه ۸۶ دو جور ترجمه شده و لذا از این دو آیه، روی هم رفته، دو ترجمه ارائه شده‌است:

ترجمه اول: پس اگر شما جزا دادنی (در روز قیامت) نیستید، اگر راست می‌گویید، چرا جان محتضر را (که به حلقومش رسیده) برنمی‌گردانید؟ (به بیان دیگر: اگر راست می‌گویید که معادی در کار نیست، پس چرا نمی‌توانید جان محتضر را برگردانید و مانع مردنش شوید؟)

ترجمه دوم: پس اگر شما مقهور و مملوک ما (یا در قبضه قدرت ما) نیستید، اگر راست می‌گویید، چرا جان محتضر را (که به حلقومش رسیده) برنمی‌گردانید؟

🍂 ترجمه درست آیه در حقیقت همان ترجمه اول است و اکثر مترجمان و مفسران قرآن نیز، آیه را همان‌طور ترجمه کرده‌اند، اما معدودی از آنها نیز ترجمه دوم را ارائه کرده‌اند.

🍂 حالا سئوال من این است که متن این دو آیه، چه ربط منطقی‌ای با هم دارند؟ این پرسش ناظر بر هر دو ترجمه است، یعنی:

🍂 برمبنای ترجمه اول می‌توان پرسید: آیا اگر من به معاد و پاداش و جزا در قیامت اعتقاد نداشته باشم، لازمۀ منطقی درست بودن اعتقادم این است که بتوانم جلوی مردن محتضری را که جانش به حلقومش رسیده بگیرم و مانع مردن او بشوم؟ و حالا که نمی‌توانم جلوی مردن او را بگیرم، باید وجود معاد و حسابرسی در قیامت را باور کنم؟ این دو منطقا چه ربطی به هم دارند؟

🍂 و برمبنای ترجمه دوم هم می‌توان پرسید: فرض کنید من یک فرد ملحد هستم و به خدا اعتقادی ندارم و خودم را مملوک یا در قبضه قدرت او نمی‌دانم. آیا لازمۀ منطقی درست بودن اعتقادم این است که بتوانم جلوی مردن محتضری را که جانش به حلقومش رسیده بگیرم و مانع مردن او بشوم؟ و حالا که نمی‌توانم جلوی مردن او را بگیرم، باید خودم را در قبضۀ قدرت خدا بدانم؟ این دو منطقا چه ربطی به هم دارند؟

🍂 اكنون نگاهی به چند تفسیر معتبر می‌اندازیم تا ببینیم مفسران مسلمان چگونه تلاش كرده‌اند تا نشان دهند كه در اینجا بی‌ربطی منطقی رخ نداده‌است.

🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل‌ | یا در سایت زیتون
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۴۹۳ کلمه


#نقد_قرآن #تفکر_انتقادی #مغلطجات

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 یازدهم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 در دوران اوج نهضت مشروطه، چهارشنبه #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۹، دولت فرمانی صادر کرد و از همه‌ی مجاهدان که تهران را فتح کرده بودند، خواست تا سلاح خود را تحویل دهند. بر مبنای این فرمان، تنها بختیاری‌ها به‌عنوان گارد ملی مسلح باقی می‌ماندند. با این همه، هنوز نیروهای استبدادی فعال بودند و درست یک سال بعد، در همین روز به سال ۱۲۹۰، سالارالدوله با نیروهای عشایری‌اش کرمانشاه را گرفت.

🗓 شش سال بعد مستبدین سرکوب شده بودند، ولی پشتیبانان خارجی‌شان همچنان در ایران نفوذ داشتند. به این شکل بود که در ۱۲۹۶ روزنامه‌ی نوبهار که به دست ملک‌الشعرای بهار منتشر می‌شد با اعمال نفوذ روس‌ها توقیف شد.

🗓 یک سال بعد (۱۲۹۷) وثوق‌الدوله به صدارت رسید و موفق شد نظمی در کشور ایجاد کند. یکی از دستاوردهایش آن بود که انجمن مجازات را از بین برد و دو تن از تروریست‌های مهمشان -حسین‌الله و رشیدالسلطان- را اعدام کرد و منشی‌زاده و ابوالفتح‌زاده را به پانزده سال حبس محکوم کرد.

🗓 دو سال بعد، قوای انگلیسی هم ناگزیر شدند از شمال ایران خارج شوند و وقتی منجیل را تخلیه کردند، بلشویک‌ها در رشت جشن بزرگی برگزار کردند.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📗نسبت حب و بغض با تفکر
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 حب و بغض می‌تواند در ما مینیمال و بهینه شود، اما به صفر نمی‌رسد و این امر هیچ اشکالی ندارد. اتفاقاً خودش انگیزه برای تفکر، مطالعه، انتقاد، استدلال و مبارزه کردن است. حب و بغض، در جایی که ذهن فرهیخته به استدلال کردن و انصاف مجهز است، تأثیری در کشف و فهم حقیقت ندارد. اساساً اگر خشم از ظلم در ما نبود، مثل یک سیب‌زمینی می‌شدیم و تفکری که از خشم بهینه تغذیه نکند، نمی‌تواند زوایای ظلم و جهل را ببیند.

🍂 اینجانب از نزدیک، شاهد اجرای احکام داعشی اسلام چون شلاق بوده‌ام؛ از جمله به خاطر همین تجربۀ همراه با رنج و خشم، بسیار بیشتر، دقیق‌تر، عمیق‌تر و مدلل‌تر از بسیاری از روشنفکران یا آکادمیسین‌ها، به نقد اسلام پرداخته‌ام و نسبت چهره و شخصیت الله با داعش، و یا محوریت ارادهٔ قدرت در اسلام، و یا نقش الگوهایی مثل ابراهیم، در تربیت برده و عبد به عنوان غایت یک ایدئولوژی سیاسی و توتالیتر، و یا خصلت تمامیت‌خواه اسلام، و یا شخصیت توتالیتر محمد، و یا نقش اسلام در انحطاط تفکر و اخلاق و عواطف مسلمانان را نشان داده‌ام.

🍂 خشم بیشینه که تفکر و سنجش و داوری را مختل کند، مذموم است و نه خشم بهینه که برای بقا و تفکر ضروری‌ست؛ از جمله شخصی چون مارکس. اگر او از تبعیض و ظلم خشمگین نبود، انگیزه‌ای برای انتقاد و اعتراض نداشت. اتفاقاً مارکس، طبع شاعرانه داشت و پر شور و هیجان بود. برخی ایدهٔ انقلاب قهرآمیز و دیکتاتوری پرولتاریا را متأثر از سنخ روانی خشن او دیده‌اند. در مورد باورهای ایدئولوژیک و معلل و نامدلل مارکس می‌توان چنین داوری کرد که هیجانات، او را از روند سالم و صحیح تفکر و استدلال‌ورزی در برخی مصادیق دور کرده‌است. ادعای کشف قوانین تاریخ و پیشگویی پایان تاریخ، یکی از این مصادیق است. منتها خشم از ظلم، اگر بهینه باشد و تفکر و استدلال‌ورزی را مختل نکند، هم ممدوح است و هم مطلوب و لازم.

🍂 وقتی یک گرگ به شما حمله می‌کند، اگر آنقدر دچار ترس شوید که نتوانید اقدامی بکنید، مذموم و نامطلوب است، ولی ترس تا حدی که جهت تولید انگیزه برای حرکت و دفع خطر لازم است، ممدوح و مطلوب است؛ همین‌ رویه، دربارۀ حب و بغض برقرار است؛ حتی پزشکی که روی تولید واکسن برای ویروس کرونا تحقیق می‌کند، به خاطر مرگ هم‌نوعانش، ناخودآگاه دچار هیجان است.

🍂 چیزی که باید بیاموزیم و به دیگران آموزش دهیم، بهینه کردن هیجانات و نیز استدلال‌ورزی در تفکر و دور نشدن از استدلال به واسطهٔ هیجانات است.

🍂 همچنین نکتهٔ مهم دیگر این است که نسبت به چه چیزی حب و بغض داریم؟ در اینجا اخلاق وارد می‌شود و حب و بغض عادلانه را از ظالمانه تمییز می‌دهد که خودش (یعنی اخلاق) از لوازم تفکر است.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗نسبت حب و بغض با تفکر
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 اگر شیعیان به خاطر آموزه‌های اسلام منحط نمی‌شدند و توان تفکر را از دست نمی‌دادند و وجدان اخلاقی‌شان فاسد نمی‌شد، یک عُمر، سنی‌مذهب‌ها را نفرین نمی‌کردند و می‌فهمیدند که هم اسلام و هم تشیع، بر خرافات و اباطیل و احکام داعشی استوار است؛ می‌فهمیدند که غالب دین‌داران، مثل خود شیعیان، دین‌شان را وراثتی حمل می‌کنند و تحت حاکمیت مطلق جبر هستند؛ می‌فهمیدند که باید به «پلورالیزم فرهنگی، حقوق بشر، دموکراسی، عقلانیت، علمانیت و مدنیت» برسند؛ آنگاه از شرق و غرب، در امر توسعه عقب نمی‌افتادند. بغض شیعیان از «سنی‌مذهب‌ها و ابوبکر و عمر و امثالهم»، مصداقی از بغض ظالمانه و فاسد در وجود انسان‌هایی منحط است، اما بغض در وجود انسانی مدرن و فرهیخته از فاشیسم مذهبی، عادلانه و ممدوح و ناشی از پختگی فکری و وجودی اوست.

🍂 داعشیان و هیتلریان نیز حب و بغض دارند، ولی حب و بغض ظالمانه (مثل نفرت از نژاد و جنسیتی خاص و عشق به نژاد و جنسیتِ قبیلهٔ خویش)، حب و بغضی‌ست که در انسان‌های نامتفکر و منحط شکل می‌گیرد؛ لذا حب و بغض، تابع رشد فکری و اخلاقی و وجودی افراد است و به عادلانه و ظالمانه تقسیم می‌شود. یک داعشی با بریدن سر کافران شاد می‌شود و انسانی فرهیخته، با تحقق حقوق بشر و دموکراسی شاد می‌گردد. هیجانات انسان‌ها به رشد فکری و اخلاقی و وجودی آنها وابسته است، اما نه ممکن است که از هیجان خالی شویم و نه مطلوب است؛ منتها باید آموزش ببینیم و تمرین کنیم که در داوری و تفکر و قضاوت، از «استدلال‌گرایی» فاصله نگیریم.

🍂 یک قاضی، وقتی با خفاش شب مواجه می‌شود، متأثر می‌گردد و دلش برای مقتولین می‌سوزد و دچار حب و بغض می‌شود، اما قاضی آموزش دیده‌است تا دلیل را ملاک قضاوت قرار دهد و هیجاناتش را مدیریت کند. مرجع تجدیدنظر برای رسیدگی به احکام قضایی را نیز برای اطمینان از این امر ابداع کرده‌اند که قاضی به خاطر حب و بغض، دلیل را فرو ننهاده باشد و نیز خطای سهوی یا عمدی نکرده‌باشد؛ پس در مورد قضات، با تمهیدی «نهادی و آموزشی» مواجه می‌شویم تا هیجانات خویش را در داوری و استدلال‌ورزی و قضاوت، مداخله ندهیم و بر دلیل متمرکز شویم.


#تفکر_انتقادی #فلسفیدن #تجربه‌_زیسته

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻برشی از «وسط‌باز» از آلبوم «هم‌دست شر»

🍂 اثری برای بزرگ‌ترین توجیه‌کنندگان ظلم، ماله‌کشان خستگی‌ناپذیر جنایت، میان‌داران معرکۀ خیانت و عاملین استمرار شر.

🍂 پروژۀ «وسط‌باز» حاصل یک تلاش طولانی‌مدت است.

🍂 به‌فراخور موضوع، نسخۀ پیش‌نویس شعر مشتمل بر حدود ۱۲۰ بیت بود که به‌تنهایی توانایی تبدیل شدن به‌یک آلبوم کامل را داشت، اما به‌خاطر محدودیت‌ زمانی و چالش‌های بسیار در ساخت موسیقی، به‌ ذکر مهم‌ترین آن‌ها بسنده شد.

🍂 به‌دلایل فنی و شخصی، تکمیل این اثر که ایدۀ اولیۀ آن در سال گذشته شکل گرفته بود چندبار متوقف شد؛ تا این‌که نهایتا این ایدۀ اولیه تا حدی قابلیت اجرایی پیدا کرد و اکنون در مراحل نهایی استودیویی‌ست.

🍂 در این اثر به‌ مسئله وسط‌بازی عمدتا از چهار جهت اشاره شده است: (ادامه متن در کانال رزم‌آوا-اینجا-)

🔻کارهای این گروه ارزشمند و کم‌نظیرند از جهت محتوا، فرم اجرا و شعر؛ با عضویت و لایک و فروارد و استوری کارهاشون در تلگرام، یوتیوب و اینستاگرام، بهشون دلگرمی بدهیم.


#بوقت_آواز #استمرارطالبان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @RAZMAVA_M
وسط‌بازی مصداق آشکار فحشای سیاسی‌ست.
وسط‌باز با نقاب اعتدال وارد می‌شود و به‌بقای افراطی‌گری دامن می‌زند. خشونت را در انحصار متجاوز نگه می‌دارد و درست در میانۀ میدان جنگ، پرچم پاسیفیسم را به‌دست معترض می‌‌سپارد.
شاخک‌های اخلاقی‌اش نسبت به اخلاقیات سادۀ عرفی حساس و در برابر بی‌اخلاقی‌های بزرگ از کارافتاده است.
وسط‌باز از جمله حباب‌نشینانی‌ست که سعی دارد در دوران انقلاب، همزمان هم هزینۀ تغییر را از جیب معترضین بپردازد و هم پاداش بقای شر را از ظالم دریوزه کند.
غافل از این‌که در پایان این‌ معامله هر نتیجه‌ای رقم بخورد، بازندۀ نهایی اوست.
دوگانۀ نقیضین نقطۀ اعتدال ندارد.
در جنگ بین ظالم و مظلوم، صحبت از اعتدال هم‌ارز با دفاع از ظالم است.

☑️ «وسط‌باز» را با درنگ بیشتری بشنوید:

● توضیحات
● کلام
● موسیقی

@RAZMAVA_M

.


#بوقت_آواز #استمرارطالبان #اپوزیشنقد

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
VASATBAZ
RAZMAVA
🔻تقدیم به:

❗️فاحشگان سیاسی...

▪️وسط‌باز؛ از مجموعۀ هم‌دست شر
@RAZMAVA_M

.


#بوقت_آواز #استمرارطالبان #اپوزیشنقد

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
پیرامون شهید شارلاتانِ ٍ#استمرارطالبان
— «شهید شهر مذهبی قم!»، «شهید اسم مذهبی!» و «شهید حجاب!»
(۱/۳)

کسی که تا دیروز از حکم زندان دو ساله‌اش و بعد، ضرورت ویدیوچک قبل هر اجرا می‌گفت و خودش مدعی «تجاوز گروهی به نیکا» شده بود، حال، نظام لیبرال دموکرات آخوندی، به او اجازه داده که در سالگرد خیزش «زن‌، زندگی، آزادی» و یادبود کشته‌شده‌ها، به «تور یک ماهه کمدی و خنده‌ در اروپا» بره و تا می‌تونه مردم برانداز ایرانی رو در حدود ممیزی #حکومت_اسلامی (تا نهایتن تمسخر لوده‌وار ملیجکی شش‌کلاسه‌‌) بخندونه و سرگرمشون کنه و بعدم برگرده به آغوش حکومت تجاوزکار اسلامی؛ چنین کسی که «مورد عفو خامنه‌ای قرار گرقته با تعهد دادن»، حالا مدعی شده که نقد ایرانیان و خانواده‌های داغدار بهش، از این دست بوده: چون تو حجاب داری و اسمتم مذهبیه و متولد شهر قمی، پس نباید با مجوز و هماهنگی حکومت بیایی اروپا و مردمو بخندونی، و باید از گرسنگی تلف شی!

باید بیست و سی، چنین فرد وقیحیو استخدام کنه تا بشکل روزانه بصیرت‌افزایی کنه از پلشتی خانواده‌های دادخواه و مردم برانداز ایران تا همه درک کنند، بهتره فاشیسم اسلامی بمونه و نهایتش به شش‌کلاسه‌ها خندید!