نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
🎧درسگفتار «تراژدی و یونان» (جلسه یکم)
— برخی نکات طرح شده

🍂 در یونان باستان، دغدغه اصلی این بوده که چطور انسان می‌تواند به جایگاه خدایان نزدیک شود، یا به مقام ایزدان برسد؟ چاره فقط این بود که باید مثل یک قهرمان عمل کنید؛ برای قهرمان شدن نیز باید خارج از اخلاقیات رایج و سنتی جامعه قدم گذاشت.

🍂 در اساطیر یونان باستان، مرگ پرافتخار هدیه‌ای از سوی خدایان به قهرمانان‌ است که این امر به تراژدی نیز راه می‌یابد. مرگی که بوسیله آن، فرد فراتر از زمان حیاتش می‌رود و پس از مرگ نیز موضوع یادآوری، الهام و گفتگوی مردم خواهد بود و به‌زبانی دیگر، فرد مرگ را شکست می‌دهد.

🍂 مرگ پرافتخار نوعی میل به سوژه شدن و منشأ اثر شدن و در ساحت ذهن بشری جاودانه شدن است که حتا دست رد به سینه پیشنهاد‌دهنده زیست جاودانهٔ بدنمند و پادشاهی در جزیره فراموشی می‌زند. یونانیان باستان، روش معقول غلبه بر مرگ را کشف کرده‌بودند؛ امروز نیز می‌بینیم که ارسطور و هگل و فارابی و فردوسی در لفظ مرده‌اند، ولی هنوز هم زنده‌اند و از بسیاری از مردم امروز زمین، زنده‌تر و اثرگذارترند بر جهان.

❓چه لذتی در تماشای درد و رنج‌های بزرگ هست که تراژدی‌ را جذاب می‌کند؟

🍂 بنا به یک باور یونانی، خدایان دو کس را نمی‌بخشند: آنانکه مغرورند و آنان که انزوا پیشه کرده‌اند و دچار معرفت انفعالی و نامسؤلانه‌ نسبت به جامعه شده‌اند و میان اندیشه و عملشان شکاف بوجود آمده‌است.

🍂 تآکید کاریکاتورگون و متعصبانه بر یک فضیلت و ندیدن فضایل دیگر است که ما را دچار تراژدی می‌کند.

🍂 استعاره مسیحی (و باقی ادیان) که مسیح شبان است و مردم گله او، کاملن در تضاد با دموکراسی یونانی است. دموکراسی تاکید بر تفرد و تکثر و ناهمسانی می‌کند.

🍂 اوریپید می‌گوید: آنچه ما خدایان می‌نامیم، نیروهای طبیعت بودند که ما از ترس بدان‌ها وجهی الاهی بخشیدیم، ولی در واقع از دست آنها هیچ کاری (اعم از مثبت یا منفی) برنمی‌آید. جامعه‌ای که با شهامت بر ترس‌هایش غلبه کند، نیازی به خدایان ندارد. ما کاری به کار خدایان نداریم؛ چرا که خدایان هیچ گاه به فکر انسان نیستند و بزرگتر از آن‌اند که نیاز به نیایش ما داشته باشند. ما در زندگی شکست‌های مختلف را تجربه می‌کنیم و از آنجا که انسان نمی‌تواند خودش را سرزنش کند و نمی‌خواهد خود را مسئول شمارد، ناچار است که برون‌فکنی کند: دهر، تقدیر، خواست خدایان و...

🍂 آنتیگونه به‌صراحت اعلام می‌کند: آیین من ایثار، محبت و نوع‌دوستی‌ست، نه کین‌توزی و دشمنی مثل خدایان. اگر می‌خواهیم جامعه را اداره کنیم، نیاز به عقل انسانی د اریم و نه عقل خدایان!

🍂 پروتاگوراس: انسان‌ها هرآنچه که در مسیر زندگی خود مفید شمرده‌اند، خداوند خوانده‌اند.

🍂 کریتیاس (۲۵۰۰ سال قبل): دیانت و خدایان ابداعی سیاسی هستند که به‌منظور تضمین رفتار شایسته افراد جامعه تکوین یافته‌اند. در نمایشنامه سیزیف بیان داشت: باورهای دینی، ترفندی استادانه از طرف حاکمیت سیاسی هستند و دولت‌ها از طریق ایجاد و رواج باورهای مذهبی، در پی تسلط بر رعایای خود هستند.

❓تفاوت نگاه یونانیان به امر قدسی و خدا با ادیان سامی در چیست؟

❓چرا افلاطون با هنر و تراژدی‌نویسان و شاعران مخالف بود؟ نظر ارسطور چه تمایزی با استادش داشت؟ و عقلانیت با خردمندی چه تمایزی دارند و تراژدی با کدام نسبت برقرار می‌کند؟


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
تراژدی و یونان
@Naqdagin
🎧 تراژدی و یونان (جلسه دوم)

🎙دکتر #قربان_عباسی

✂️ برش‌هایی از #درسگفتار را (اينجا) بخوانيد.


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🎧درسگفتار «تراژدی و یونان» (جلسه دوم)
— برخی نکات طرح شده

🍂 عصر اسطوره‌، عصر سیطره خدایان و صغارت بشر است. سرنوشت انسان‌ها بدست خدایان نوشته شده‌است و خدایان در همه‌جا حاضرند.

🍂 عصر تراژیک در اندیشه غرب، دورانی‌ست که می‌توان آن را عصر بلوغ و سرکشی بشر نامید. خدایان بشکل تدریجی نقش خود را از دست می‌دهند و تاثیرشان به صفر می‌رسد و حتا به سخره گرفته می‌شوند.

🔸شرح خطرات دموکراسی از منظر افلاطون و دیگران

🍂 ما در جامعه‌مان با ترس اتمام حجت نکرده‌ایم و یکی از کارکردهای تراژدی ایجاد تناسب در عواطف است.

🍂 تراژدی‌نویسان می‌کوشند قیم‌های خارجی را از زندگی انسانی به بیرون رانند تا سوژه شکل بگیرد و امکان دموکراسی مهیا شود.

🔸مختصری پیرامون نگره رواقیون برای ساخت انسانی فراسوی حیوان بدوی (تاثیر و تاثر، داوری، عمل و تصویب داوری)

❓راهی برای رهایی از افسردگی و اضطراب و تشویش؛ تراژدی (و بطور کلی ادبیات)، چگونه میان میل و عقل تعادل ایجاد می‌کند؟

🍂 بعد از رواقیون تا قرن هفدهم، تراژدی دچار مرگ می‌شود.

🔸نقطه‌نظرات هیوم در مورد تراژدی و ادبیات

🔸شلینگ از معنا و نسبت آزادی (تحقق امیال)، خوشبختی و ضرورت می‌گوید

🍂 «عوضش امنیت داریم» سخن کسانی‌ست که آزادی را فدای امنیت (یا نان) می‌کنند؛ چنین کسانی نه لیاقت نان، و نه لیاقت امنیت را دارند؛ چرا که درک نمی‌کنند که امنیت و آرامش خاطر انسانی، بدون آزادی امکان‌پذیر نیست. نان بدون آزادی، زیست یک زندانی، برده و گوسفند است.

🔸شلینگ ارزش و نقش ویژه «هنر» در دفاع از آزادی را تبیین می‌کند

❓تمایز شعر غنایی و غزل با شعر حماسی چیست؟ و چرا جهان مدرن با شعر غنایی بیشتر تناسب دارد؟

🍂 هنر و ادبیات، خردی خاص را در آدمی پرورش می‌دهد که در قشر به‌اصطلاح خاکستری و محافظه‌کارِ راضی به یک سقف و یک نان بخور-نمیر ایرانی، فقدان آن به‌شکل آشکار حس می‌شود؛ در جامعه‌شناسی به چنین شخصیت‌های مسخ‌شده در عقل ابزاری-اقتصادی، انسان‌های «فاقد سوژگی» می‌گویند.

🍂 از نظر افلاطون بدون تربیت اخلاق شهروندی، امکان تٱسیس جمهوری وجود ندارد. مونتسکیو می‌گوید، ما ۳ نوع حکومت داریم: ۱. حکومت‌ استبدادی، ۲. حکومت‌ سلطنتی، ۳. حکومت جمهوری.
استبداد از ترس تغذیه می‌کند و برای بقای خود به تربیت و تکثیر انسان‌های ترسو و محافظه‌کار نیاز دارد؛
حکومت پادشاهی‌ بقایش نیازمند انسان‌های دنبال افتخار و شکوه و عظمت است؛
اما جمهوری‌ها برای تداوم یافتن، به تربیت شهروندانی بافضیلت و دارای سوژگی نیازمند هستند.

❓امر والا چیست؟ و تراژدی از آن چگونه از آن بهره می‌برد؟

❓فرق قهرمان و جامعه برده‌خو شده در چیست؟

🍂 ملتی که درک اهمیت بهره‌گیری از تئاتر، تراژدی و تامل به اندیشه‌هایی چون افکار رواقیون، جزئی از زندگی‌‌اش نشده‌نباشد، میان‌مایگی روحش را می‌کشد.

🔸 بیان ضرورت احیا و تقویت فضای عمومی در ایجاد تحولات اجتماعی و گذر از جامعه اتمیزه‌شده


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
تراژدی و یونان
@Naqdagin
🎧 تراژدی و یونان (جلسه سوم)

🎙دکتر #قربان_عباسی

✂️ برش‌هایی از #درسگفتار را (اينجا) بخوانيد.


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🎧درسگفتار «تراژدی و یونان» (جلسه سوم)
— برخی نکات طرح شده

🔸تراژدی از منظر هولدرلین و نیچه

❓خوشبختی چیست؟ بررسی ریشه‌ٔ واژه‌ٔ Happiness

❓آیا پسِ پشت شرور هستی خدا/خدایان یا اراده و حکمت و برنامه‌ای در کار است؟ یا بحث صرن تصادف و حادثه است؟

❓تراژدی در مورد ماهیت خوشبختی به ما چه می‌گوید؟ آیا خوشبختی با وجود خدایان (شرور حاضر در هستی) ممکن است؟

🍂 عبادت و آیین‌ها، همه برای خوشنود کردن یا مهار این نیروی منفی حاضر در هستی، توسط آدمیان ابداع شده‌اند.

اما انسان خردمند می‌پرسد، پس چرا این همه انسان اهل عبادت و به‌اصطلاح برگزیده آسمان، دچار انواع شرور شده‌اند؟

[نقدآگین: برای مثال، چرا محمد که ماه را نصف کرد(!)، یک فرزند (پسر) هم نیاورد و تک‌پسرش هم مُرد؟ یا با ناتوانی شدید در کنترل شهوت‌ غالبش، زمینه تشکیک اساسی و معقول در مدعیات سترگ قرآن و اسلام را فراهم آورد، از قضیه رابطه با کودک عروسک‌بازی چون عایشه تا ازدواج با عروسش و مابقی قضایا]

اینجاست که دین‌بانان شعبده‌باز با تاکتیک "فرستادن دنبال نخود سیاه" وارد می‌شوند و از حکمت/عالمی پنهان و مخفی، پرده‌برداری می‌کنند: خدایان در حال آزمایش مومنان‌اند، و در زندگی بعدی این شرور را جبران می‌کنند.

🍂 تراژدی‌نویسان در مقابل این مکاری دین‌بانان می‌ایستند و راهی متفاوت را پیشنهاد می‌دهند و از ضرورت شجاعت، شرافت و انتخاب‌گری و پذیرش اضطراب‌های ویژهٔ آن، در نبود هرگونه خدا و طرح پیشینی‌، می‌گویند.

🍂 رواقیون، بودا، شوپنهاور و نیچه اول، کشتن و کنترل خواست‌ها را یاری‌گر حس خوشبختی می‌دانستند، اما نیچه دوم، تحت تٲثیر هولدرلین به "فلسفهٔ آری‌گویی به زندگی" رسید.

🍂 نگاه وحدت وجودی اسپینوزا و هولدرلین مشابه بود و طبق این نگاه، هیچ "من"ی بریده از کل نیست و زندگی منفردی از هستی ندارد. ناراحتی از شرور و حس ناخوشبختی، بخاطر عدم توجه کافی به این حقیقت است؛ همانطور که وقتی سیل می‌آید، حیوانات و گیاهان بسیاری می‌میرند، انسان‌ها نیز می‌میرند و نباید از این امور شگفت‌زده یا غمگین شد یا عوامل پشت صحنه‌ای برایشان تصور کرد.

❓هولدرلین از فرهنگ دیونسیوسی برای خوشبختی چه امری را الهام می‌گیرد؟ چرا یونانیان از فرهنگ دیونسیوسی به فرهنگ آپولونی شیفت کردند؟ نظر نیچه در این باره و نقش سقراط و ارسطو چه بود؟

🍂 برای یونانیان باستان کل هستی مقدس بود و جهانی مقدس پس از این جهان معنا نداشت. ابرها، دریا، بادها، باران و... همه برای یونانیان مقدس و محلّ حضور خداگونگی بود.

🍂 ادیان سامی، با تبعید خداگونگی و امر مقدس به آسمان هفتم (دورترین نقطه قابل تصور) و انسان را اشرف مخلوقات نامیدن و دیگر موجودات را خلق‌شده برای انسان معرفی کردن، مقدمه‌ساز قدسی‌زدایی جهان مدرن از طبیعت و نگاه ابزاری و مصرفی بودند.

🔸هولدرلین و ضرورتِ سکونت‌گزیدن شاعرانه در جهان و رهایی از سیطرهٔ آپولونیسم

🔸حقوق بشر ایستاده بر بصیرت دیونزیسوسی

🔸نگاه هولدرلین به پان‌های مختلف

🍂 "زنان کشتزار شمایند، از هر سمت که خواستید واردشان شوید" از نگاه ابزاری و مصرف‌گرایانه به دیگری حاصل شده که در عصر حقوق بشر محور امروز، تاریخ انقضایش رسیده‌است.


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_ادیان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
تراژدی و یونان
@Naqdagin
🎧 تراژدی و یونان (جلسه چهارم)

🎙دکتر #قربان_عباسی

✂️ برش‌هایی از #درسگفتار را (اينجا) بخوانيد.


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🎧درسگفتار «تراژدی و یونان» (جلسه چهارم)
— برخی نکات طرح شده

❓چرا بندگان از خدایگان تبعیت می‌کردند؟ چرا مظلومان بر ستمگران نمی‌شورند؟ رواج‌دهندگان اخلاق بردگان چه کسانی‌اند؟

🍂 در ذیل حکومت اسلامی ما، فلسفه حق معنا ندارد. ما هنوز نمی‌توانیم برای خیر مشترک کوشش جمعی کنیم.

❓هگل می‌پرسد که اگر بین قانون الاهی و قانون بشری تعارض رخ داد، باید چه کنیم؟

🔸تبیین تعارض جمع‌گرایان و فردگرایان

🍂 سربازی اجباری و حجاب اجباری دو نمونه از تقابل‌های فرد و جمع است که در جامعه شاهد هستیم

❓هامارتیا یا یک‌سویه‌نگری و تفکر صفر و صدی چیست؟

🍂 لجاجت کافران همانقدر بد بود که لجاجت نوح؛ چرا که نوح مجازات عدم قبول دعوتش را قتل عام کلیت بشر، از پیر تا کودک و حتا حیوانات قرار داد. نوح به‌دنبال دیالوگ نبود، دنبال سلطه بود. در دیالوگ دو سو از حرمت و حقوق یکسان برخوردارند.

🍂 ازدواج وقتی یک‌سو هنوز زیر سلطه است، ازدواج نیست، بلکه تن سپردن به فاحشگی‌ست.

🍂 از منظر هگل، نقش جامعه مدنی (آگورا) در حفاظت از جامعه در مقابل دست‌درازی اهل قدرت و ایجاد پل گفتگو میان آن دو است.


#خیالپرسه #فلسفیدن #نقد_فرهنگ

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
تراژدی و یونان
@Naqdagin
🎧 تراژدی و یونان (جلسه پنجم)

🎙دکتر #قربان_عباسی

🍂 برای رهایی از ملال باید اخلاقی زیست و به عرض زندگی خود افزود

🍂 منتقدان کرکگور (که از اطاعت ابراهیم‌وار از امر الاهی دفاع می‌کرد) گفتند، اضطراب داشتن بهتر از بی‌وجدانی هست

🔸آرای شوپنهاور پیرامون تراژدی و امر والا

🔸فرق انسان مدرن و انسان سنتی-دینی در مساله «معنای زندگی»

❓چرا انسان ایرانی سخت با رمان رابطه برقرار می‌کند؟


#خیالپرسه #فلسفیدن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @nasaksara
📗بررسی انتقادی چند آیه از قرآن
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق

1️⃣ نساء، ۵۶: «آنان که به آیات ما کافر شدند به زودی در آتش دوزخشان درافکنیم که هر چه پوست تن آنها بسوزد آنان را پوست دیگری جایگزین کنیم تا (سختی) عذاب را بچشند، که همانا خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است».

🍂 در این آیه، خوی توتالیتر و فاشیستی و داعشی قرآن به وضوح آشکار می‌شود. قرآن می‌گوید «اجباری در دین نیست، ولی اگر اسلام را تعبدی تصدیق نکردید، باید تاوان انتخاب خودتان را در دنیا و آخرت بدهید. در دنیا قتل و تبعیض حقوقی و در آخرت، شکنجهٔ ابدی در جهنم و سوزاندن گوشت و پوست در چرخه‌ای ابدی و رویاندن گوشت و پوست بر استخوان جهت سوزانده شدن مجدد.

🍂 چهره و شخصیت و منش الله در قرآن، مهم‌ترین منبع تولید داعش است. انسان تراز اسلام، ابراهیم است که عقل و اخلاق و عواطف خویش را چونان بردگان و فرومایگان ذبح کرد و به حتی قتل کودکی بی‌گناه و به شنیع‌ترین فعل متصور تن داد و تسلیم فرمان «رب-ارباب-الله» شد.

2️⃣ نساء، ۶۵: «نه چنین است، قسم به خدای تو که اینان (به حقیقت) اهل ایمان نمی‌شوند مگر آنکه در خصومت و نزاعشان تنها تو را حَکَم کنند و آن‌گاه به هر حکمی که کنی اعتراض نداشته، کاملاً (از دل و جان) تسلیم (فرمان تو) باشند».

🍂 در این آیه نیز قرآن، روح توتالیتر و تمامیت‌خواه خویش را نشان می‌دهد. قرآن می‌خواهد تمامیت وجود انسان‌ها را بدتر از گشتاپو تسخیر کند و انسان را به مرده‌ای در دستان مرده‌شور و تسلیم محض تبدیل سازد.

🍂 در ذیل نظام گشتاپو، می‌شد گوشه‌ای از جهان را یافت که سلطهٔ گشتاپو و دوربین مخفی رها باشیم و احساس امنیت و آزادی کنیم. منتها در ذیل نظام «مراقبت و تنبیه» در اسلام، الله حتی از باطن و زمزمهٔ مسلمانان خبر دارد و مسلمانان از ترس قتل دنیوی و جهنم ابدی در آخرت، مدام در معرض تهدید هستند و اندک جرأت اندیشیدن و اصلاح را از دست می‌دهند.

🍂 تفکر در اسلام اگر به تسلیم و تصدیق نسبت به اسلام و نبوت نیانجامد، سرکوب می‌شود. اسلام، تفکر آزاد و استدلالی را به رسمیت نمی‌شناسد و اگر کسی در روند تفکر به انکار اسلام و نبوت محمد برسد، در دنیا با قتل و تبعیض حقوقی و در آخرت با جهنم ابدی مواجه می‌شود. تسلیم محض آموزه‌ها و احکام اسلام شدن نیز داعش و طالبان و خمینی تولید می‌کند. به‌عبارت دیگر، در اسلام «تفکر و ایمان و عمل صالح و تقوی و پرهیزگاری»، یعنی تسلیم آموزه‌ها و احکام الله و لذا داعش و طالبان و خمینی شدن.

3️⃣ آل عمران، ١٨٣: «آنان که گفتند: خدا از ما پیمان گرفته که به هیچ پیغمبری ایمان نیاوریم تا آنکه او قربانیی آورد که در آتش بسوزد. بگو که پیش از من رسولانی آمده و برای شما هر گونه معجزه آورده و این را هم که خواستید آوردند، پس اگر راست می‌گویید چرا آن پیامبران را کشتید؟!».

🍂 در آیهٔ فوق محمد با مغالطه از ارائهٔ معجزه فرار می‌کند و مخاطب را به خاطر فعل اجدادش در گذشتهٔ دور سرزنش می‌کند و قاتل می‌نامد. اجداد مخاطب با معجزه ایمان نیاورده بودند و پبامبر زمان خویش را کشته بودند و فعل اجداد مخاطب، ربطی به مخاطب ندارد؛ حتی بر فرضِ حمایت مخاطب در آیهٔ فوق از فعل اجدادش، باز قاتل نامیدن او مغالطه است و نمی‌توان این گزاره را بیان کرد که «چرا آن پیامبران را کشتید؟». آخرین پیامبران قبل از محمد، موسی و عیسی بوده‌اند. بر فرض ارسال پیامبران دیگر، باز این مخاطب قرآن نبوده‌است که مرتکب فعل قتل پیامبران شده‌است.

4️⃣ انعام، ١١١: «و اگر فرشتگان را بر آنها می‌فرستادیم و مردگان با آنان سخن می‌گفتند و هر چیزی را رویارویشان فراهم می‌آوردیم باز ایمان نمی‌آوردند مگر به مشیّت خدا، لیکن اکثرشان (مشیّت نافذ حق را) نمی‌دانند».

🍂 در این آیه نیز محمد با مغالطه و انگ زدن از ارائهٔ معجزه فرار می‌کند. از کجا می‌داند که با وقوع معجزه و زنده کردن مردگان، باز مخاطب، ایمان نمی‌آورد؟

5️⃣ قصص، ۴٨: «پس هنگامی که (رسول) حق از جانب ما به آنها آمد گفتند: چرا به این رسول مانند موسی معجزاتی (نظیر عصا و ید بیضا و الواح تورات) داده نشد؟ آیا این مردم از این پیش به موسی هم (با همه این معجزات) کافر نشدند که گفتند: این دو (قرآن و تورات) سحر و جادوگری است که پشتیبان یکدیگرند و گفتند: ما به همه اینها سخت بی‌ایمان و بی‌عقیده‌ایم؟».

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗بررسی انتقادی چند آیه از قرآن
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق

🍂 آیهٔ مذکور مصداق دیگری از فرار کردن محمد با توسل به تهمت و انگ و مغالطه از آوردن معجزه است. ضمن اینکه وقوع معجزه، نبوت را اثبات نمی‌کند و حق با شکاکان و عاقلانی بوده‌است که حتی با وقوع معجزه، نبوت را تصدیق نمی‌کردند.

وقوع معجزه، نهایتاً وجود قدرت و نیرویی مرموز و ناشناخته را اثبات می‌کند. همچنین شاید الله به قصد امتحان کردن عقل مخاطبان که بزرگترین نعمت الله است، خواسته با وقوع معجزه، صرفاً قدرت خویش را نشان دهد و قصد معرفی پیامبر و سخنگو نداشته‌است، لکن شخص معجزه‌کننده دچار توهم و تفرعن شده و به خاطر اختلال مغزی-روانی، فرشته دیده و احساس نبوت کرده‌است.

6️⃣ اعراف، ۱۷۹: «و محققاً بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدیم، چه آنکه آنها را دلهایی است بی‌ادراک و معرفت، و دیده‌هایی بی‌نور و بصیرت، و گوشهایی ناشنوای حقیقت، آنها مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراه‌ترند، آنها همان مردمی هستند که غافل‌اند».

🍂 در اینجا تعارض بنیادین بین اسلام و الله با عدالت آشکار می‌شود. الله برخی انسان‌ها را برای هیزم جهنم شدن خلق می‌کند. ضمن اینکه الله با علم حاکم و سابق بر خلقت، انسان‌ها را خلق می‌کند و انسان‌ها نمی‌توانند علم ازلی الله را نقض کنند و گناهانی که در سرنوشت‌شان از ازل مقرر است را انجام ندهند و به جهنم نروند.

7️⃣ ممتحنه، ۴: «برای شما مؤمنان بسیار پسندیده و نیکوست که به ابراهیم و اصحابش اقتدا کنید که آنها به قوم (مشرک) خود گفتند: ما از شما و بتهای شما که به جای خدا می‌پرستید به کلی بیزاریم، ما مخالف و منکر شماییم و همیشه میان ما و شما کینه و دشمنی خواهد بود تا وقتی که تنها به خدای یگانه ایمان آرید، الاّ آنکه ابراهیم به پدر (یعنی عموی) خود گفت: (اگر ایمان آری) من برای تو از خدا آمرزش می‌طلبم (که از شرک و عصیان گذشته تو درگذرد) و (هر گاه ایمان نیاوری) دیگر من بر نجات تو از (قهر و غضب) خدا هیچ کاری نتوانم کرد، بار الها، ما بر تو توکل کردیم و رو به درگاه تو آوردیم و بازگشت تمام خلق به سوی توست».

🍂 در آیهٔ مورد اشاره، الله با دیگری‌ستیزی، «نفرت ابدی» از مشرکان را بسط می‌دهد و توأمان ادعای عشق و رحمت و مهربانی دارد. الله قبایل «خودی» را به دشمنی با «غیرخودی‌ها» دعوت می‌کند و بذر «کینه و آپارتاید و تبعیض و جنگ و توحش و بربریت» را در زمینِ وجود مسلمانان می‌کارد.

8️⃣ نساء، ٨٢: «آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی‌نگرند؟ و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلافی بسیار می‌یافتند».

🍂 در اینجا محمد مجدداً مغالطه می‌کند. صرفنظر از وجود تناقض و اختلاف در قرآن و در تفاسیر ارائه شده از قرآن، انسجام در یک متن و عدم اختلاف در متن یا در تفاسیر آن، سخن الله بودن متن را ثابت نمی‌کند.

9️⃣ بقره، ١۴٧: «حق همان است که از طرف خدا به سوی تو آمد، پس هیچ شبهه به دل راه مده».

🍂 در این سخن، تفرعن و توهم کمال و جزم و جمود را در قرآن مشاهده می‌کنیم. گویا مشتی خرافات و اباطیل و احکام داعشی، قوانین مطلق ریاضی است که هیچ شک و شبهه‌ای نسبت به آنها ندارد.

🔟 توبه، ۵ و ٢٩: «پس چون ماههای حرام (ذیقعده، ذیحجه، محرم و رجب که مدت امان است) درگذشت آن‌گاه مشرکان را هر جا یابید به قتل برسانید و آنها را دستگیر و محاصره کنید و هر سو در کمین آنها باشید، چنانچه توبه کرده و نماز به پا داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید، که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است... (ای اهل ایمان) با هر که از اهل کتاب (یهود و نصاری) که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده حرام نمی‌دانند و به دین حق (و آیین اسلام) نمی‌گروند قتال و کارزار کنید تا آن‌گاه که با دست خود با ذلت و تواضع جزیه دهند».

🍂 شناعت و شقاوت و فاشیسم و داعشی‌گری و استبداد و توحش و بربریت و ظلم، آشکارا در آیات فوق ظاهر می‌شوند. محمد در اینجا، قتل و غارت و به بردگی گرفتن مشرکان و کافران غیرحربی و اهل کتاب، یعنی حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر را مجاز اعلام می‌کند و دم خروس ارادهٔ قدرت در شکل توتالیتریسم و فاشیسم، از لای عبای الهیات «سلطانی و استبدادی» بیرون می‌زند و نشان می‌دهد که دال مرکزی و دغدغهٔ قرآن، اخلاق و ایمان نیست، بلکه ارادهٔ قدرت و سلطه‌گری است؛ حتی بت‌پرست‌ها مؤمن بودند و بت‌ها نماد نیروهای قدسی تلقی می‌شدند. مثلث سرکوب در اسلام عبارت است از: «یا شمشیر و مرگ، یا اسلام و خراج، یا جزیه و ذلت» و به هر شکل، در کنار آپارتاید مذهبی و تحمیل عقاید دینی، عنصر «خراج و جزیه» و مؤلفهٔ مالی و مادی فراموش نمی‌شود.


#نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 نهم امرداد [دیروز]
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 نهم امرداد بیشتر در تاریخ معاصر ایران به خاطر مرگ افرادی نامدار شهرت دارد که در آن جان باخته‌اند.

🗓 روز دوشنبه #در_چنین_روزی به سال ۱۲۶۷ فرهادمیرزا معتمدالدوله حاکم مقتدر شیراز درگذشت.

🗓 بیست و یک سال بعد در بامداد شنبه نهم امرداد ۱۲۸۸ شیخ فضل‌الله نوری را در میدان توپخانه به دار آویختند.

🗓 شش سال بعد، یکشنبه نهم امرداد ۱۲۹۴، میرزا محمودخان اشراف‌زاده تبریزی در نزدیکی صحنه به دست آل قباد کشته شد.

🗓 این روز در ضمن با وضع قوانین و رخدادهای سیاسی هم پیوند خورده است.

🗓 مجلس شورای ملی ایران در همان روزی که شیخ فضل‌الله نوری اعدام شد قانونی تصویب کرد و بر مبنای آن فروش تریاک را ممنوع کرد و کشیدن مواد مخدر را جرم دانست.

🗓 یازده سال بعد در ۱۲۹۹ احسان‌الله‌خان دوستدار که عضوی از جنبش جنگل بود با پشتگرمی بلشویک‌ها کودتا کرد و پنجاه تن از یاران جنگلی خود را دستگیر کرد و تشکیل دولت کمونیستی گیلان را اعلام کرد.

🗓 یک سال بعد کلنل پسیان که قدرت برتر خراسان بود و با منصوب شدن صمصمام‌السلطنه به استانداری خراسان مخالفت داشت، برای او تلگراف تبریکی فرستاد ولی گوشزد کرد که پیش از ورودش به خراسان باید رایزنی‌هایی بکنند و در زمینه‌های مورد اختلاف به توافق برسند. او مشیرالدوله و مؤتمن‌الملک و مستوفی‌الممالک را دعوت به مخابره‌ی حضوری در تلگراف‌خانه کرد، ولی آن‌ها که رفتار وی را تمرد و سرکشی می‌دیدند، حاضر به مذاکره نشدند.

🗓 در همین روز گروهی از مردم مشهد در محل دارالضیافه آستان قدس رضوی گرد آمدند و به انتصاب صمصام‌السلطنه به والیگری خراسان اعتراض کردند.

🗓 هر دوی جریان‌های گیلان و خراسان تا یک سال بعد سرکوب شدند و نظم رضاشاهی جای این درگیری‌ها را گرفت که باعث شد در نهم امرداد ۱۳۰۷ قانون اصول تشکیلات جدید وزارت عدلیه تدوین و تصویب شود.

🗓 ده سال بعد در ۱۳۱۷ باستان‌شناسان در تخت‌جمشید گنجینه‌ای از زر و سیم مربوط به دوران داریوش بزرگ را کشف کردند.

🗓 دوازده سال بعد در همین روز (۱۳۲۹) پدر فروغ فرخزاد قبول کرد دخترش با پرویز شاپور ازدواج کند و فروغ در نامه‌اش به وی برای نخستین بار تعبیر «پرویز همسرم» را به کار برد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📅 دهم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 بیش از یک قرن پیش در چنین روزهایی نیروهای مشروطه‌خواه تازه تهران را فتح کرده و همچنان با هواداران استبداد در حال کشمکش بودند.

🗓 روز یکشنبه #در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۸، هم‌زمان با برگزاری مراسمی برای تدفین شیخ فضل‌الله نوری، اسماعیل‌خان آجودان‌باشی را که از نزدیکان وی بود و در قتل چند آزادی‌خواه دست داشت محاکمه و اعدام کردند.

🗓 یک سال بعد درگیری به درون خود مشروطه‌خواهان انتقال یافته و به صف‌بندی‌های سیاسی منتهی شده بود. طوری که روز سه شنبه دهم امرداد ۱۲۸۹ محمدعلی تربیت و سید عبدالرزاق‌خان همدانی که از دموکرات‌های تندرو بودند به انتقام کشته شدن سید عبدالله بهبهانی به قتل رسیدند و در سرای حاج ملاعلی بازار هم دو مجاهد با هم دعوایشان شد و یکی‌شان دیگری را با تیر زد.

🗓 تا چند سال بعد که دامنه‌ی جنگ اول جهانی به درون ایران هم کشید، درگیری‌ها با حضور قوای خارجی تشدید شد.

🗓 در چنین روزی در سال ۱۲۹۷ جنگ گوی‌چای که بیش از یک ماه به درازا کشیده بود خاتمه یافت و طی آن قوای دولتی بر نیروهای جنگلی که حالا دیگر کاملاً زیر فرمان بلشویک‌ها قرار داشتند، غلبه کردند. در همین میان جنگلی‌ها مسیر ترابری سپاهیان انگلیسی به رهبری دنسترویل[1] را بریده بودند و یک سپاه کمکی با رهبری بیچراخوف[2] از قزوین به سمت شمال حرکت می‌کرد.

🗓 در دهم امرداد سال ۱۳۲۵ قوام‌السلطنه که سیاست نزدیکی به روس‌ها را در پیش گرفته بود و می‌کوشید با نرمخویی روس‌ها را از اشغال آذربایجان باز دارد، پذیرفت تا سه وزیر توده‌ای در کابینه‌اش ورود کنند. این‌ها عبارت بودند از ایرج اسکندری (وزارت پیشه و هنر)، کشاورز (وزارت بهداری) و اللهیار صالح (وزارت عدلیه).

🗓 هفت سال بعد در ۱۳۳۲ در بحبوحه‌ی درگیری‌ها بر سر ملی شدن صنعت نفت وقتی دکتر مصدق تصمیم به برگزاری اولین همه‌پرسی تاریخ ایران را گرفت، آیت‌الله کاشانی در چنین روزی اعلامیه‌ای داد و گفت که «شرکت در رفراندوم خانه‌برانداز(!) که با نقشه‌ی اجانب(!) طرح‌ریزی شده، مبغوض حضرت ولی‌عصر(!) عجل الله تعالی فرجه و حرام است».

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📗از کوزه همان برون تراود که در اوست

✍️#علیرضاموثق

🍂 خدای قرآن، متشخص است، یعنی چیزی‌ست علاوه بر n موجود متصور در عالم. همچنین انسانوار است و اوصافی مثل مهر و خشم و مکر و عدالت و انتقام و تمسخر و اراده دارد. اگر خدایی وجود داشته باشد، نامتشخص است و خدای قرآن یقیناً وجود ندارد؛ زیرا:

اول) اگر خداوند خالق است و غیر از مخلوقات است،  غیریت دارد و از آنجا که خداوند با غیر خودش جمع نمی‌شود و جوهر مادی، نقیض جوهر غیرمادی است، پس خداوند محدود به طبیعت است.

دوم) منبع تهیهٔ مواد جهت خلقتِ طبیعت، برای خدای قرآن که با طبیعت وحدت ندارد و هر دو قدیم نیستند، متصور نیست.

سوم) ایراد شرور گزاف و اینکه در طبیعت شرور ساختاری وجود دارد و کثیری از حیوانات، یکدیگر را برای تغذیه می‌درند و می‌خورند، از جمله انسان‌ها. الله به سادگی می‌توانست همهٔ موجودات را گیاه‌خوار خلق کند یا طوری خلق کند که از نور خورشید تغذیه کنند. وقتی بر اثر صاعقه، کودکی آتش می‌گیرد و ده روز رنج می‌کشد و می‌میرد، الله می‌داند که آن کودک خواهد مرد. لذا اگر الله ذره‌ای شرف و عدالت داشت، آن کودک را همان لحظهٔ اول می‌کشت تا ده روز بی‌جهت رنج نکشد.

چهارم) در کائنات میلیاردها کهکشان و سیاره و ستارهٔ بی‌مصرف وجود دارد و اسراف یک رذیلت است و نیز ناشی از بی‌خردی است.

پنجم) قبل از خلقت جهان و زمان، خداوند چه کار می‌کرده‌است؟ چرا زودتر جهان و زمان را خلق نکرد؟

ششم) هدف داشتن، ناشی از نقص وجودی است. صرف‌نظر از این ایراد، الله بعد از قیامت چه کار خواهد کرد؟ آیا هدف جدیدی انتخاب می‌کند؟

هفتم) اگر خداوند با طبیعت و موجودات، وحدت ندارد و جوهری غیرمادی است، نمی‌تواند با نقیض خودش و با جوهر مادی، کار کند و چیزی بسازد و تغییراتی در جوهر مادی ایجاد کند.

🍂 از خردستیز بودن خدای ادیان که بگذریم، مضحک‌تر از آن، ادعای نبوت و بعد، مشتی خرافات و اباطیل و احکام داعشی را سخن خداوند دانستن است.

🍂 ارسال پیامبر برای هدایتِ هشت میلیارد انسان مدرن در فرهنگ‌ها و زبان‌های متنوع، در عصر حجر-حجاز، خلاف عقل و عدل و نیز مضحک است؛ زیرا شیفت پارادایمیک بین جهان سنت و مدرن اتفاق افتاده‌است و وارد شبکه‌ای مفهومی و تصوری و تصدیقی و ارزشیِ به نحو انقلابی متفاوت و بعضاً متعارض با جهان سنت شده‌ایم. کسی که فرشته می‌بیند و از فرط توهم و تفرعن، احساس می‌کند که به «افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و عواطف خداوند» دسترسی دارد، دچار اختلال مغزی-روانی است و نوعی بیماری دارد؛ نهاد پیامبری، مبتنی بر نوعی بیماری است.

🍂 اگر می‌خواهید در جهان مدرن و برای انسان‌های فرهیخته، جایی برای نوعی خدا و معنویت باز کنید، باید از اسلام داعشی و از ادیان تاریخی و از تئولوژی دست بردارید.

🍂 در گروه تلگرامی دکتر بیژن عبدالکریمی طبق نظر سنجی انجام شده، شصت درصد از اعضاء نامسلمان هستند. سرعت اسلام‌گریزی به خاطر رشد عقلانیت، به سرعت نور رسیده‌است. البته خروج از اسلام نیز به معنی خروج از باور به نوعی خدا و نیز معنویت نیست.

🍂 خدایی که جهنم دارد و منکران نبوت یا مرتدان را، ولو اگر انسان‌هایی دانشمند و اخلاقی و مؤمن باشند، تا ابد در جهنم شکنجه می‌دهد و پوست و گوشت‌شان را می‌سوزاند و در چرخه‌ای ابدی، پوست و گوشت جدید برای سوزانده شدن بر استخوان‌هایشان می‌رویاند، موجودی بیمار و سادیست و شقی است که برساختهٔ موهومِ ذهن انسانی شبیه به هیتلر و داعش است و نه برساختهٔ ذهن انسانی شبیه به بودا و گاندی؛ از کوزه همان برون تراود که در اوست. چنین خدایی از شخصیتِ مؤلف یا مؤلفانی «جاهل، ظالم، شقی، مستبد، توتالیتر و فاشیست» برخاسته‌است و سپس، از مجرای اتمسفر فرهنگ، در وجود مسلمانان بازتولید شده و جهل و ظلم را در بین مسلمانان بسط داده و منحطشان کرده‌است.


#نقد_قرآن #نقد_اسلام
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗علم و تفکر در اسلام

✍#علیرضاموثق

🍂 روایات و احادیثی که دعوت به جستجوی علم حتی در چین و امثالهم می‌کنند، ممکن است جعلی باشند و متناسب با مقتضیات کانتکست توسط مخالفان اسلام برای پیشرفت علم جعل شده‌باشند.

🍂 صرفنظر از این موضوع، علم و تفکر در قرآن به معنای ساینس یا فلسفهٔ استدلالی نیست؛ زیرا خودشکن می‌شود و به انکار «نبوت و خرافات و اباطیل و احکام داعشی اسلام» می‌انجامد.

🍂 اسلام، خودش را حقیقت مطلق می‌داند و شک در حقیقت مطلق معنا ندارد. سپس می‌گوید از سرنوشت قوم عاد و ثمود و سدوم و عاموره «عبرت» بگیرید و به عاقبت ایشان که همگی (حتی کودکان) توسط الله قتل عام شدند بیاندیشید و قرآن و نبوت را تصدیق کنید و عبد و برده و تسلیم شوید. اگر شک و انکار کنید «احمق و بوزینه و سگ و الاغ و گورخر و شتر» هستید. قرآن نمی‌گوید به دنبال تفکر بروید و هر باوری که استدلال قوی‌تری داشت را تصدیق کنید، ولو اگر مخالف اسلام بود. اسلام می‌گوید اگر به انکار نبوت و قرآن برسید، تا ابد در جهنم سوزانده می‌شوید و در چرخه‌ای ابدی، گوشت و پوست جدید برای سوزانده شدن بر استخوان‌هایتان خواهد رویید (نساء: ۵۶).

🍂 اسلام می‌گوید در دین اجباری نیست، ولی اگر اسلام را انتخاب نکنید باید تاوان انتخاب خود را در دنیا و آخرت بدهید. در دنیا، قتل و غارت و به بردگی گرفته شدن و با ذلت جزیه دادن و در آخرت، جهنم ابدی.

🍂 اسلام نمی‌تواند تابع عقلانیت استدلالی باشد؛ زیرا حتی یک استدلال برای اثبات نبوت وجود ندارد. خود قرآن نیز به جای استدلال، از تطمیع با بهشت و تهدید با جهنم و مغالطه و فحاشی استفاده می‌کند.

🍂 پس، مراد قرآن از لفظ تفکر و علم، چیز دیگری‌ست. اساساً در قرآن، دنیا برای این ارزش دارد که در آن چیزهایی را بیابیم که به تصدیق و بردگی در نسبت با اسلام بیانجامد.

🍂 اسلام دنبال شناخت علمی جهان و تولید فلسفه و تفکر استدلالی و انتقادی نیست، بلکه دنبال تولید سربازانی مطیع و عبد و تسلیم محض، جهت قتل و غارت و به بردگی گرفتن دیگران است. اسلام متناسب با کانتکستِ «چنگیزخان و وایکینگ‌ها» می‌باشد؛ خاستگاه و خواستگاهش، بربریت است.

🍂 البته اسلام حداقلی از اخلاقِ قبیله‌ای و دیگری‌ستیز را برای مصالحِ اعضای قبیلهٔ خودی دارا می‌باشد. منتها فاقد اخلاق متعالی و جهان‌شمول مثل حقوق بشر است تا انسان‌ها را منهای نوع مذهب و جنسیت، برابر بداند. اسلام نهاد برده‌داری را نیز به رسمیت شناخت و مسلمانان ابتدا در مقابل لغو آن، مثل لغو «کودک‌همسری و قصاص و شلاق و قطع دست و قتل مرتد» مقاومت کردند و وقتی زورشان نرسید، به دروغ و تقلب متوسل شدند و ادعا کردند که مراد قرآن این بوده که خودتان در آینده لغوش کنید. در صورتی که اسلام اعلام کرده که دین کامل و فوق تغییر و خطاست و حلال محمد تا ابد حلال است.

🍂 اگر کسی از من بپرسد، اسلام کدام حوزه از تفکر را فلج و منحط می‌کند؟ در پاسخ خواهم گفت که تمام حوزه‌ها را. منتها در حوزهٔ ریاضیات و علوم تجربی و منطق صوری، به خاطر عینیت و جزمیت علوم مربوطه، نتوانستند در مقام مصرف، چندان مقاومت کنند، اما در حوزهٔ تولید، قبل از ظهور مدرنیسم ناکام بودند در مقایسه با مدرنیسم.

🍂 هرچه عینیت در شاخه‌های مختلف معارف مدرن کمتر می‌شود، مقاومت مسلمین در مقابل علم و عقل بیشتر می‌شود. برای مثال در حوزهٔ سیاست، مدیریت، روانشناسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد، تاریخ و فلسفه، یعنی موضوعاتی از قبیل وثاقت تاریخی قرآن و هستی تاریخی ابراهیم و نوح و محمد، یا رخدادهایی مثل کشتی نوح یا خدای متشخص و نبوت، و بعد، در حوزهٔ علم حقوق و اخلاق و مصادیقی چون، دیگری‌ستیزی، کودک‌همسری، قتل مرتد، قتل ساب‌النبی، قطع دست، شلاق، قصاص، سنگسار و تبعیض حقوقی علیه زنان و کافران.

🍂 اسلام با تزریق احساس استغناء و احساس حقیقت‌یافتگی مطلق و با ایجاد توهمِ دسترسی به «افکار و ارزش‌ها و احکام و اهداف و عواطف خداوند» و با بسط «تعبد و جزم و جمود و خودشیفتگی» و با تسکین رنج «مرگ و تنهایی و معنایابی و کوچکی و آزادی و فردیت و مسئولیت» از مجرای توهم و تفرعن و با مجازات دنیویِ قتل برای ارتداد و نیز جهنم ابدی در آخرت، جرأت اندیشیدن و شک و نقد کردن در بنیان‌ها را از مسلمانان در مفهومی طیفی ستانده است؛ حتی مصلحت‌اندیشی‌شان را مختل کرده‌است.

🍂 یک مسلمان، هرچه به ساحت تفکر و اخلاق، نزدیک‌تر می‌شود، نامسلمان‌تر می‌شود. برای مثال عبدالکریم سروش و بیژن عبدالکریمی، محصول فلسفهٔ غرب و «حقوق بشر و اخلاق مدرن» هستند و نه محصول اسلام و لذا فقط در لفظ، بدون حضور مسما، «مسلمان» نامیده می‌شوند. چهرهٔ «خدا، روح، شیطان، انسان، وحی، معاد، بهشت و جهنم، جهان و کیهان، اخلاق و فقه» در «قرآن و سنت نبوی» را استحاله کرده‌اند و به «تجربهٔ باطنی و تفسیرش در ذهن و زبان مدرن» و یا به «شبان وجود» می‌گویند اسلام!


#نقد_اسلام #نقد_قرآن

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پرسشی‌ پیرامون ربط منطقی میان دو آیه از قرآن
✍️استاد #حجت‌الله_نیکویی

🌐 مطالعهٔ متن کامل | یا در سایت زیتون
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۲ دقیقه
🔖 ۲۴۹۳ کلمه


🗄پست مرتبط
📻
عبدالعلی بازرگان و جن در قرآن
📻 نقدی بر یک استدلال مصطفا حسینی‌ طباطبایی
📻 آشفته‌گویی‌های منطقی قرآن (جلسه یک - جلسه دو)
📻 تأملاتی پیرامون شکنجه‌ی ابدی در قرآن
📻 سنجش آیات تحریم قمار و شراب
📻 وثاقت تاریخی قرآن؟ (جلسه یک - جلسه دو)
📓عدم امکان اثبات وثاقت قرآن و نقد دلایل عدم تحریف‌ آن
📕بررسی انتقادی چند آیه از قرآن

➖➖➖

🌾@Naqdagin