🔶 یزید امام اول مدرسهٔ #روشنفکری_دینی، حافظ و دیگر عرفای فقیهستیز
🔸کربلا امتداد سنتی که علی در برادرکشی و صحابیکشی نهاد، در وسعتی بسیار کوچکتر بود.
🔸یزید کاری که علی نتوانست بکند را به انجام رسانید.
🔸حسین از جهت تیپشناسی (خصوصا اگر روحیاتش را با عقلانیت سیاسی و تدبیر حسنبنعلی و محمدبنعبدالله مقایسه کنیم)، یک فرد زودجوش عصبی و دچار قشریگریِ مذهبی، شبیه نواب صفوی بود که با طمع قدرت، بهبهانهٔ عدم رعایت شرعیات توسط یزید (در واقع او را به کفر و خروج از دین جدش محمد متهم کرد -تکفیر-)، دست به «بغی» زد (توطئه و تلاش برای قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی، که طبق حکم و سیره پیامبر و علی، جزایش مرگ است)؛ در اسلام، کافر (که نماز و محرمات را سبک بشمارد) در کنار مدفوع جزو نجاسات محسوب شده و هیچ حقّ برابری با دیگر اعضای جامعه ندارد و خونش هم بسادگی هدر اعلام میگردد و اموال و همسر و فرزندانش هم مال امام امت (خلیفه) محسوب میشود.
✍️#پیام
#نقد_شیعه #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔸کربلا امتداد سنتی که علی در برادرکشی و صحابیکشی نهاد، در وسعتی بسیار کوچکتر بود.
🔸یزید کاری که علی نتوانست بکند را به انجام رسانید.
🔸حسین از جهت تیپشناسی (خصوصا اگر روحیاتش را با عقلانیت سیاسی و تدبیر حسنبنعلی و محمدبنعبدالله مقایسه کنیم)، یک فرد زودجوش عصبی و دچار قشریگریِ مذهبی، شبیه نواب صفوی بود که با طمع قدرت، بهبهانهٔ عدم رعایت شرعیات توسط یزید (در واقع او را به کفر و خروج از دین جدش محمد متهم کرد -تکفیر-)، دست به «بغی» زد (توطئه و تلاش برای قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی، که طبق حکم و سیره پیامبر و علی، جزایش مرگ است)؛ در اسلام، کافر (که نماز و محرمات را سبک بشمارد) در کنار مدفوع جزو نجاسات محسوب شده و هیچ حقّ برابری با دیگر اعضای جامعه ندارد و خونش هم بسادگی هدر اعلام میگردد و اموال و همسر و فرزندانش هم مال امام امت (خلیفه) محسوب میشود.
✍️#پیام
#نقد_شیعه #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 امویان بر ترازو؛ قصهٔ عاشورا
✂️ برشهایی از کنفرانس استاد #محمد_رضوانی
(۱/۲)
🍂 فرق «واقعیت» و «واقعنمایی» گزارهها چیست و چرا سؤال از واقعی بودن « داستان نوح» و «آدم و هبوطش» و...پرسشی درست و دقیق نیست؟ واقعیت ارتباط با کارکرد دارد و اسطورهها نیز میتوانند نوعی واقعیت فهم شوند، در عین اینکه واقعنمایی ندارند، یا بیانگر واقعیت عینی نیستند.
🍂 برای سنجش «واقعنمایی» باید به جمعآوری گزارشهای دستهٔ اول رجوع کنیم. یک قاضی برای بررسی فتلی در ۲۰ سال قبل، به شهادت یک بچه ناممیز در آن زمان رجوع نمیکند؛ رجوع به مطهری برای بررسی واقعهٔ کربلا، رجوع به بچهای با عقل ۱۴ سال، شیخ مفید بچهای با عقل ۹-۱۰ سال، و علامهٔ مجلسی بچهای با عقل ۴ سال میباشد که براحتی بازیچه قرار میگیرد.
🍂 قرآنی که در خانهٔ ما مردم است، قرآن عثمان هم نیست، بلکه قرآنی است که بین دههٔ ۷۰-۸۰ ه.ق، #حجاج_ثقفی تمام قرآنها را از جمله قرآن عثمان را کنار گذاشت و از بین برد، و قرآنی بنا به اضافات و تفسیر به رأیهای خود، جمعآوری کرد، که آن نیز نقطه و اعراب نداشت، و در بین ۱۱۰ تا ۱۲۰ ه.ق، اِعراب و نقطهها بنا به تفسیر و مراد معنایی خاص گردآورندگان گذاشته شد و بدل به قرآن امروزی ما شد.
🍂 شیعهٔ سدهٔ اول اسلام، فرقی جدی با سنی ندارد، و تنها یک اختلاف خیلی رقیق سیاسی در خلفا دارد، و خلافت علی را نیز نصب الاهی و حتا محمد نمیداند.
🍂 ریشهٔ تمام مقاتل کربلا، «أبو مِخنف لوط بن یحیی» است، اما او برخلاف جدش، یک شیعهٔ افراطیست و از همین رو، رجالشناسان سنی، او را ضعیف و بیاعتبار میدانند؛ درحالی که تمام مقاتل از مقاتل او استفادهکردهاند، و تاریخ طبری نیز از او بهره برده است. البته مقتل أبو مِخنف نیز بدست ما نرسیدهاست.
🍂 «#سیف_بن_عمر_تمیمی » اولین کسیست که علی را خلیفهٔ منصوب الاهی دانست و خلفای راشدین را غاصب حق او خواند، و خالق اولین شخصیت خیالی غالی به عنوان شخصيتی تاريخی، یک «مورخ افسانهپرداز» است، بنابه نظر اکثر محققان و علمای رجال متقدم و متأخر. فردی که در ۱۸۰ ه.ق، به دوران هارونالرشید، میمیرد و در مواجهه با استیلا و اوجگیری ارزش و عظمت فرهنگ یونانی-ایرانی در جهان اسلام، میکوشد غرور نژادی فرهنگ عرب را به هر روشی احیا کند.
🔻تبیین انواع «عقدهٔ حقارت آخوندها» و روش مواجههٔ فرقهایشان با مثال تاریخی جعفر طیار، حمزه و شیخ شلتوت
🔻نقد سخنی از #الاهی_قمشهای از «واقعیت کربلا و عمل حسین»
🍂 میگویند «حسین بن علی بر بیعدالتی شوریده است»، سؤال این است که واقعن بیعدالتی معاویه و یزید (در کانتکست آن زمان) چه بودهاست؟ بزرگترین جرمی که اینها داشتند و شیعیان بنا به آن آنها را بدنام کردند این بود که «حق خلافت» را برای آنان نمیدانستند؛ درحالی که علی در کل نهجالبلاغه نه اشارهای به نصب الاهی و نه افسانهٔ #غدیر میکند، بلکه صرفا اشاره به نسبت خانوادگی و نزدیکی فیزیکی-ادراکیاش به محمد میکند؛ در حالی که معاویه پاسخش اکثرن چنین بوده که در حکومتداری، «شایستگی سیاسی» مطرح است، نه «نزدیکی نسبی به پیامبر». و اگر بنا به همین ملاک معقول، روش حکمرانی این دو را با علی مقایسه کنیم، این دو نمرهٔ بسیار بالاتری میگیرند.
🍂 افسانهسازی شیعه پیرامون عدم عدالت و لیاقت معاویه و یزید چگونه عملي شد؟ و چگونه و توسط چه کسانی داستان «شرابخواری» و «میمونبازی» یزید، ۱-۲ سال بعد وافعهٔ کربلا (و نه قبل آن) جعل شد؟
امام سجاد در نامهای به یزید بدو ابراز ارادت میکند، و با ورود این جاعلان اهل فتنه و جنگ، از شهر خارج میشود تا با آنان یکی دانسته نشود یا در فتنهٔ آنها تحت فشار از سویشان قرار نگیرد.
🍂 این انگارهٔ ناملتزم دانستن یزید به شریعت اسلامی، چطور پا گرفت و مدرکش واقعن کجاست؟! شیعیان میگویند فضای مدینه پس از فتح روم و ایران تغییر کرده بود و ساز و آواز و رقص و نوشیدن شراب تا حدی در جهان اسلام که بسیار وسعت یافتهبود، دید میشد. در این پس زمینه، (حسین بن علی نیز کاروانسرایی داشت که شبنشینیهای عرب در آنجا انجام میشد) ادعای شیعیان این است که فضای جامعهٔ اسلامی را «شخص یزید» که خود ملتزم به شرعت نبود، به فساد کشیده بود، و حسین برای همین مسائل شرعی-فقهی قیام کرد (یعنی قیامی از سنخ یورش طالبان بر دولت کمی کمالتزام افغانستان برای اجرای احکام شرعی و..)!
🍂 از ایران و روم هزاران برده و کنیز بدبخت وارد مدینه شدهبودند. برده و کنیز در اسلام چه اختیاراتی دارند که واقعن این همه اثر بگذارند؟ و شراب در علن بخورند و برقصند و آوازهخوانی کنند و...؟ و احکام اسلام را علنی و آشکار، در حضور اربابان مسلمان خود در خیابانها نقض کنند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✂️ برشهایی از کنفرانس استاد #محمد_رضوانی
(۱/۲)
🍂 فرق «واقعیت» و «واقعنمایی» گزارهها چیست و چرا سؤال از واقعی بودن « داستان نوح» و «آدم و هبوطش» و...پرسشی درست و دقیق نیست؟ واقعیت ارتباط با کارکرد دارد و اسطورهها نیز میتوانند نوعی واقعیت فهم شوند، در عین اینکه واقعنمایی ندارند، یا بیانگر واقعیت عینی نیستند.
🍂 برای سنجش «واقعنمایی» باید به جمعآوری گزارشهای دستهٔ اول رجوع کنیم. یک قاضی برای بررسی فتلی در ۲۰ سال قبل، به شهادت یک بچه ناممیز در آن زمان رجوع نمیکند؛ رجوع به مطهری برای بررسی واقعهٔ کربلا، رجوع به بچهای با عقل ۱۴ سال، شیخ مفید بچهای با عقل ۹-۱۰ سال، و علامهٔ مجلسی بچهای با عقل ۴ سال میباشد که براحتی بازیچه قرار میگیرد.
🍂 قرآنی که در خانهٔ ما مردم است، قرآن عثمان هم نیست، بلکه قرآنی است که بین دههٔ ۷۰-۸۰ ه.ق، #حجاج_ثقفی تمام قرآنها را از جمله قرآن عثمان را کنار گذاشت و از بین برد، و قرآنی بنا به اضافات و تفسیر به رأیهای خود، جمعآوری کرد، که آن نیز نقطه و اعراب نداشت، و در بین ۱۱۰ تا ۱۲۰ ه.ق، اِعراب و نقطهها بنا به تفسیر و مراد معنایی خاص گردآورندگان گذاشته شد و بدل به قرآن امروزی ما شد.
🍂 شیعهٔ سدهٔ اول اسلام، فرقی جدی با سنی ندارد، و تنها یک اختلاف خیلی رقیق سیاسی در خلفا دارد، و خلافت علی را نیز نصب الاهی و حتا محمد نمیداند.
🍂 ریشهٔ تمام مقاتل کربلا، «أبو مِخنف لوط بن یحیی» است، اما او برخلاف جدش، یک شیعهٔ افراطیست و از همین رو، رجالشناسان سنی، او را ضعیف و بیاعتبار میدانند؛ درحالی که تمام مقاتل از مقاتل او استفادهکردهاند، و تاریخ طبری نیز از او بهره برده است. البته مقتل أبو مِخنف نیز بدست ما نرسیدهاست.
🍂 «#سیف_بن_عمر_تمیمی » اولین کسیست که علی را خلیفهٔ منصوب الاهی دانست و خلفای راشدین را غاصب حق او خواند، و خالق اولین شخصیت خیالی غالی به عنوان شخصيتی تاريخی، یک «مورخ افسانهپرداز» است، بنابه نظر اکثر محققان و علمای رجال متقدم و متأخر. فردی که در ۱۸۰ ه.ق، به دوران هارونالرشید، میمیرد و در مواجهه با استیلا و اوجگیری ارزش و عظمت فرهنگ یونانی-ایرانی در جهان اسلام، میکوشد غرور نژادی فرهنگ عرب را به هر روشی احیا کند.
🔻تبیین انواع «عقدهٔ حقارت آخوندها» و روش مواجههٔ فرقهایشان با مثال تاریخی جعفر طیار، حمزه و شیخ شلتوت
🔻نقد سخنی از #الاهی_قمشهای از «واقعیت کربلا و عمل حسین»
🍂 میگویند «حسین بن علی بر بیعدالتی شوریده است»، سؤال این است که واقعن بیعدالتی معاویه و یزید (در کانتکست آن زمان) چه بودهاست؟ بزرگترین جرمی که اینها داشتند و شیعیان بنا به آن آنها را بدنام کردند این بود که «حق خلافت» را برای آنان نمیدانستند؛ درحالی که علی در کل نهجالبلاغه نه اشارهای به نصب الاهی و نه افسانهٔ #غدیر میکند، بلکه صرفا اشاره به نسبت خانوادگی و نزدیکی فیزیکی-ادراکیاش به محمد میکند؛ در حالی که معاویه پاسخش اکثرن چنین بوده که در حکومتداری، «شایستگی سیاسی» مطرح است، نه «نزدیکی نسبی به پیامبر». و اگر بنا به همین ملاک معقول، روش حکمرانی این دو را با علی مقایسه کنیم، این دو نمرهٔ بسیار بالاتری میگیرند.
🍂 افسانهسازی شیعه پیرامون عدم عدالت و لیاقت معاویه و یزید چگونه عملي شد؟ و چگونه و توسط چه کسانی داستان «شرابخواری» و «میمونبازی» یزید، ۱-۲ سال بعد وافعهٔ کربلا (و نه قبل آن) جعل شد؟
امام سجاد در نامهای به یزید بدو ابراز ارادت میکند، و با ورود این جاعلان اهل فتنه و جنگ، از شهر خارج میشود تا با آنان یکی دانسته نشود یا در فتنهٔ آنها تحت فشار از سویشان قرار نگیرد.
🍂 این انگارهٔ ناملتزم دانستن یزید به شریعت اسلامی، چطور پا گرفت و مدرکش واقعن کجاست؟! شیعیان میگویند فضای مدینه پس از فتح روم و ایران تغییر کرده بود و ساز و آواز و رقص و نوشیدن شراب تا حدی در جهان اسلام که بسیار وسعت یافتهبود، دید میشد. در این پس زمینه، (حسین بن علی نیز کاروانسرایی داشت که شبنشینیهای عرب در آنجا انجام میشد) ادعای شیعیان این است که فضای جامعهٔ اسلامی را «شخص یزید» که خود ملتزم به شرعت نبود، به فساد کشیده بود، و حسین برای همین مسائل شرعی-فقهی قیام کرد (یعنی قیامی از سنخ یورش طالبان بر دولت کمی کمالتزام افغانستان برای اجرای احکام شرعی و..)!
🍂 از ایران و روم هزاران برده و کنیز بدبخت وارد مدینه شدهبودند. برده و کنیز در اسلام چه اختیاراتی دارند که واقعن این همه اثر بگذارند؟ و شراب در علن بخورند و برقصند و آوازهخوانی کنند و...؟ و احکام اسلام را علنی و آشکار، در حضور اربابان مسلمان خود در خیابانها نقض کنند؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 امویان بر ترازو؛ قصهٔ عاشورا
✂️ برشهایی از کنفرانس استاد #محمد_رضوانی
(۲/۲)
🍂 حسین در نامهای به کوفیان كه مسلم حامل آن بود، میگوید که برای چه قیام کرده و امام را چه کسی میداند. کسی که برای اجرای قرآن ایستادگی کند و عدل و قسط را در جامعه بر پا دارد. حال قرآن تکلیفش با «اهل بغی» بسیار روشن است:
«اگر میان دو گروه از مؤمنان اختلافی شد، مؤمنان دیگر باید میانشان مصالحه کنند، و اگر یکی بر دیگری شورید و بغی کرد، با گروه باغی بجنگند و اگر ترک بغی کردند، بینشان مصالحه برقرار کنند».
🍂 حکم پیامبر اسلام و شیعه و امام صادق نیز همین است، و میگوید «اگر مسلمان اهل بغی برگشت و توبه كرد، ولی دیدید که توبهاش ظاهریست، حکم قتل را اجرا کنید و رحم نكنيد؛ اسرای اهل بغی را نیز بیرحمانه بکشید تا دوباره فتنهای به پا نکنند؛ بر زخمیهایشان نيز سختگیری شديدی کنید».
🍂 علی نیز با اهل بغی، عین احکام اسلامی را انجام میداد و از همینرو میگفتند «حسین با شمشیر جدش (پیامبر) کشته شد». علی با اهل بغی (ایرانیان استقلالطلب شورش کرده بر حکومت عربهای متجاوز مسلمان)، طلحه و زبیر، همسر محبوب محمد، نماز شبخوانهای حافظ قرآن خوارج و معاویه قتال کرد، و بیش از ۱۰۰ هزار نفر را کشت (اعداد را با کشتار یزید مقایسه کنید و کمی فکر کنید به وضعیت خودمان و اهم فی الاهم کردنهای بیمبنای حداقلیمان).
🍂 شیعیان میگویند به فقیه اسلامی، «شریح قاضی» پول دادهاند و خریدهاندش؛ درحالی که شریح پیرمردی میلیاردر بودهاست. شریح (که قاضی خلفا و علی نیز بود) شناخت کاملی از جایگاه خانوادگی حسین داشت و اینکه این حکم مطابق اسلام چقدر میتواند باعث بدنامیاش نزد برخی (که رابطهٔ خونی را ارجح بر احکام قرآنی-محمدی میدانستند) شود؛ ولی با این وجود به قطع و یقین فقهی و شرعی رسیده بود که چنین حکمی را داد تا ملتزم به شریعت و عدالت اسلامی بماند و حکم خدا، قرآن و رسولش را اجرا کند.
🍂 تاریخ مصرف شهادت پایان یافته، ما برای نقد نباید به سطوح بپردازیم و در فعالیت سیاسی روز غرق شویم و تکرار اشتباه ۵۷ را بکنیم که مشکل را در حاکمان و حکومت میدیدیم، و نه در لایههای عمیق ناخودآگاه فکری-فرهنگی جامعه.
🍂 در میان اپوزسیون ایرانی که در سطح سیاست روز و اخبار سیاسی مانده، عدم انصاف و عقلانیت در قضاوت صحیح حکومت موج میزند. برای مثال، مقایسهٔ جمهوری اسلامی با چنگیز، و بدتر از چنگیز و تیمور لنگ دانستن جمهوری اسلامی، مقایسهای از روی حب و بغض و کاملن خطاست؛ اینها یا اعمال جمهوری اسلامی را با روشی درست بررسی نکردهاند، یا چنگیز و تیمور را نمیشناسند. باید با صداقت و شجاعت، از زاویهٔ مثبت حکومت کنونی نیز بگوییم؛ این حکومت بیشک از حکومت علی، مماشات و عدالت بسیار بیشتری را رعایت کرده و میتواند بکند (به تبع مواجهه با جهان جدید و ارزشها و ساختار قدرت و رسانه در جهان مدرن، و رها کردن عملی بسیاری از احکام و پندارههای اسلامی، و فشار اجتماعی حاصل از همین تغییرات فکری-فرهنگی از سوی مردم).
🍂 رهبری مشروطه (و هرگونه جریان جمهوریخواهی اصیل و دموکراسیطلبی و..) در تاریخ ایران، هیچ ربطی به هیچ آخوندی نداشته است؛ حتا آن خوشنامها نیز همیشه، مشروطهٔ مشروعه (چیزی معادل جمهوری اسلامی بدرجات) میخواستند و اسناد این هست از آخوند خراسانی بگیر تا نائینی.
🍂 شورش منجر به فروپاشی ۵۷، نتیجهٔ واپسگرایی دههٔ ۲۰-۳۰ است که در میان مسلمانان شیعهٔ غربرفته و کراوات زده، نظیر فردید، حسین نصر و شریعتی و آل احمد و.. کلید خورد؛ کسانی که نگاهشان را به بالا بردن ارزش ۱۴۰۰ سال قبل و اسطورهسازی از هویت اسلامی متمرکز کردهبودند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✂️ برشهایی از کنفرانس استاد #محمد_رضوانی
(۲/۲)
🍂 حسین در نامهای به کوفیان كه مسلم حامل آن بود، میگوید که برای چه قیام کرده و امام را چه کسی میداند. کسی که برای اجرای قرآن ایستادگی کند و عدل و قسط را در جامعه بر پا دارد. حال قرآن تکلیفش با «اهل بغی» بسیار روشن است:
«اگر میان دو گروه از مؤمنان اختلافی شد، مؤمنان دیگر باید میانشان مصالحه کنند، و اگر یکی بر دیگری شورید و بغی کرد، با گروه باغی بجنگند و اگر ترک بغی کردند، بینشان مصالحه برقرار کنند».
🍂 حکم پیامبر اسلام و شیعه و امام صادق نیز همین است، و میگوید «اگر مسلمان اهل بغی برگشت و توبه كرد، ولی دیدید که توبهاش ظاهریست، حکم قتل را اجرا کنید و رحم نكنيد؛ اسرای اهل بغی را نیز بیرحمانه بکشید تا دوباره فتنهای به پا نکنند؛ بر زخمیهایشان نيز سختگیری شديدی کنید».
🍂 علی نیز با اهل بغی، عین احکام اسلامی را انجام میداد و از همینرو میگفتند «حسین با شمشیر جدش (پیامبر) کشته شد». علی با اهل بغی (ایرانیان استقلالطلب شورش کرده بر حکومت عربهای متجاوز مسلمان)، طلحه و زبیر، همسر محبوب محمد، نماز شبخوانهای حافظ قرآن خوارج و معاویه قتال کرد، و بیش از ۱۰۰ هزار نفر را کشت (اعداد را با کشتار یزید مقایسه کنید و کمی فکر کنید به وضعیت خودمان و اهم فی الاهم کردنهای بیمبنای حداقلیمان).
🍂 شیعیان میگویند به فقیه اسلامی، «شریح قاضی» پول دادهاند و خریدهاندش؛ درحالی که شریح پیرمردی میلیاردر بودهاست. شریح (که قاضی خلفا و علی نیز بود) شناخت کاملی از جایگاه خانوادگی حسین داشت و اینکه این حکم مطابق اسلام چقدر میتواند باعث بدنامیاش نزد برخی (که رابطهٔ خونی را ارجح بر احکام قرآنی-محمدی میدانستند) شود؛ ولی با این وجود به قطع و یقین فقهی و شرعی رسیده بود که چنین حکمی را داد تا ملتزم به شریعت و عدالت اسلامی بماند و حکم خدا، قرآن و رسولش را اجرا کند.
🍂 تاریخ مصرف شهادت پایان یافته، ما برای نقد نباید به سطوح بپردازیم و در فعالیت سیاسی روز غرق شویم و تکرار اشتباه ۵۷ را بکنیم که مشکل را در حاکمان و حکومت میدیدیم، و نه در لایههای عمیق ناخودآگاه فکری-فرهنگی جامعه.
🍂 در میان اپوزسیون ایرانی که در سطح سیاست روز و اخبار سیاسی مانده، عدم انصاف و عقلانیت در قضاوت صحیح حکومت موج میزند. برای مثال، مقایسهٔ جمهوری اسلامی با چنگیز، و بدتر از چنگیز و تیمور لنگ دانستن جمهوری اسلامی، مقایسهای از روی حب و بغض و کاملن خطاست؛ اینها یا اعمال جمهوری اسلامی را با روشی درست بررسی نکردهاند، یا چنگیز و تیمور را نمیشناسند. باید با صداقت و شجاعت، از زاویهٔ مثبت حکومت کنونی نیز بگوییم؛ این حکومت بیشک از حکومت علی، مماشات و عدالت بسیار بیشتری را رعایت کرده و میتواند بکند (به تبع مواجهه با جهان جدید و ارزشها و ساختار قدرت و رسانه در جهان مدرن، و رها کردن عملی بسیاری از احکام و پندارههای اسلامی، و فشار اجتماعی حاصل از همین تغییرات فکری-فرهنگی از سوی مردم).
🍂 رهبری مشروطه (و هرگونه جریان جمهوریخواهی اصیل و دموکراسیطلبی و..) در تاریخ ایران، هیچ ربطی به هیچ آخوندی نداشته است؛ حتا آن خوشنامها نیز همیشه، مشروطهٔ مشروعه (چیزی معادل جمهوری اسلامی بدرجات) میخواستند و اسناد این هست از آخوند خراسانی بگیر تا نائینی.
🍂 شورش منجر به فروپاشی ۵۷، نتیجهٔ واپسگرایی دههٔ ۲۰-۳۰ است که در میان مسلمانان شیعهٔ غربرفته و کراوات زده، نظیر فردید، حسین نصر و شریعتی و آل احمد و.. کلید خورد؛ کسانی که نگاهشان را به بالا بردن ارزش ۱۴۰۰ سال قبل و اسطورهسازی از هویت اسلامی متمرکز کردهبودند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
قصهٔ عاشورا - جلسه ۱
@Naqdagin
🎧 امویان بر ترازو؛ قصهٔ عاشورا
🎙استاد #محمد_رضوانی
✂️ برشهایی از كنفرانس را (اينجا) بخوانيد.
#نقد_شیعه #بازاندیشی #معاویه #یزید #حسین_بن_علی #علی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | لذات فلسفه
🎙استاد #محمد_رضوانی
✂️ برشهایی از كنفرانس را (اينجا) بخوانيد.
#نقد_شیعه #بازاندیشی #معاویه #یزید #حسین_بن_علی #علی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | لذات فلسفه
نقدآگین
📺 قاتلان مردم ایران که «امامزاده» شدند (+) — ملتی که تاریخ نمی خواند؛ قدرت مسخ مذهب 🗄پست مرتبط 📻 اسلامگرایی و ایرانستیزی 📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟ 📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر 📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی| مصاحبهٔ اختصاصی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘از تعزیه تا تراژدی
✍️ دکتر #قربان_عباسی
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۸۶۱ کلمه
#نقد_فرهنگ #زیستروان #نقد_شیعه #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
✍️ دکتر #قربان_عباسی
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۸۶۱ کلمه
#نقد_فرهنگ #زیستروان #نقد_شیعه #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
📘از تعزیه تا تراژدی
✍️ دکتر #قربان_عباسی
🍂 تعزیه نتیجه و فرآورده خردهنمایشهای مذهبی و نیز برآیند تکامل آیینهای سوگواری در ایران است؛ ایران کشوریست لبریز از سوگواری. کارناوالهای عزاداری ماه محرم و نیز پردهخوانی، روضهخوانی، نخلگردانی و تابوتگردانی و حتی درمیان عشایر، چمری، تنها نمونههایی از آیینها و شبه آیینها و نیز نمایشهای سوگواریاند.
🍂 جدا ازاین مناسک، همچنانکه محمود صباحی در کتاب ارزشمند خود «تعزیه درایران» نشان میدهد، در فرهنگ ژستیک جامعه ایرانی و در دایره واژگان فارسی، مفهومی به نام «تباکی» وجود دارد. تباکی خود را گریاندن و یا خود را به گریه زدن است. گریه دروغ نمودن و خود را به شکل گریهکننده درآوردن است. تباکی مقدمه بکا است و این بدان معناست که برای دست یافتن به عمل گریستن، تقلید عمل گریستن بهمثابه یک فن و تکنیک باید انجام شود.
🍂 اهمیت تباکی چنان است که درمتون قدیمی شیعه آمدهاست، «هرکس تباکی کند، برای او بهشت است». همچنانکه کارگردان تباکی را «معین البکا» و دستیارش را «ناظم البکا» می نامند، یعنی کسانی که امکان گریستن یا وانمود به گریستن را فراهم می آورند!
🍂 این پدیده هرچه باشد، از عمیقترین «چالههای روانی» جامعه ایرانی برمیآید؛ حتی اگر تحت تأثیر آیینهای سوگواری مسیحی، مصری و آیینهای سوگواری دیگران، امکانپذیر بوده باشد، لابد ضرورتهای روانشناختی و اجتماعی امکان تقلید آن را فراهم آوردهاست، اما واقعیت این است که هیچجا شاید به اندازه ایران، نتوان این همه آیینهای مرتبط با سوگواری را دید؛ درحالیکه بسیاری جوامع، بر آیینها و کارناوالهای شادی تاکید داشتهاند، جامعه ایرانی دل درگرو اشک و اندوه و گریه و ماتم نهادهاست.
🍂 جوامع انسانی بهمثابه روانهای انسانی، هرچه کهنتر و پرحادثه باشند، بههمان اندازه و بههمان شدت، آکنده از نیروهای بدخیم روانی نیز هستند. ترسها، کینها و ناکامیهایی که در یک تاریخ طولانی هرچه عمیقتر به درون خزیدهاند و درآنجا پا سفت کردهاند. این نیروهای بدخیم، همان «زندگیهای ناکرده و انتقامهای نستانده»ای هستند که درانتظارماندهاند وازاین رو، از چنبر خود فرانجستهاند و نمیجهند. ماندن و انتظاری که به تدریج به هیات آیین، ژست و نمایش درآمدهاند.
🍂 این دردها و آلام جانکاه، درهزارتوی درون فردی و جمعی ما به کمین نشستهاند. ملتی مغموم و شکست خورده میداند که مغلوب است، اما از پذیرفتن مغلوبشدگی خود طفره میرود. نزاع در درون او کماکان تداوم دارد. اوست و رنج ناکامی و حقارتی جبران نشده؛ ازاین رو، به نمایش این دردها و به نمایش این کینهای هنوز نستانده و به بازسازی درون بدخیم و پر تلاطم درونمان نیاز پیدا میکنیم.
🍂 دریک سو، مای مغلوب و مغضوب و شکست خورده و تحقیر شده هستیم و در دیگر سوی، ظالمان و اهریمنان و شمرهای همه زمانها. به جامعهای نمایشی-تعزیهای بدل شدهایم که به گونهای افراطی، جهان را به دو جبهه خیرو شر تقسیم میکند. این درون متلاطم و پر کین درون و سوگزده ماست که همچنان آتش کینتوزی را دراین جامعه فروزان نگه میدارد و آن را به رانه تصمیمها و علایق و سلایق جمعی و فردی مان بدل میکند.
🍂 جامعه نمایشی-تعزیهای ما، فراگرد تاریخی حقارتها و شکستهای جمعی ماست که نتوانست، پلی به سوی زندگی بزند و نتوانستهاست ازچال کین و سوگ بدرآید و راهی به نور و روشنایی بگشاید؛ مثل پدرومادر-مردهای هستیم که به جای برآمدن ازچال و چاه سوگ، کماکان در آن فضا نفس میکشیم و بهتدریج، سوگمان به افسردگی بدل میشود.
🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۸۶۱ کلمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
✍️ دکتر #قربان_عباسی
🍂 تعزیه نتیجه و فرآورده خردهنمایشهای مذهبی و نیز برآیند تکامل آیینهای سوگواری در ایران است؛ ایران کشوریست لبریز از سوگواری. کارناوالهای عزاداری ماه محرم و نیز پردهخوانی، روضهخوانی، نخلگردانی و تابوتگردانی و حتی درمیان عشایر، چمری، تنها نمونههایی از آیینها و شبه آیینها و نیز نمایشهای سوگواریاند.
🍂 جدا ازاین مناسک، همچنانکه محمود صباحی در کتاب ارزشمند خود «تعزیه درایران» نشان میدهد، در فرهنگ ژستیک جامعه ایرانی و در دایره واژگان فارسی، مفهومی به نام «تباکی» وجود دارد. تباکی خود را گریاندن و یا خود را به گریه زدن است. گریه دروغ نمودن و خود را به شکل گریهکننده درآوردن است. تباکی مقدمه بکا است و این بدان معناست که برای دست یافتن به عمل گریستن، تقلید عمل گریستن بهمثابه یک فن و تکنیک باید انجام شود.
🍂 اهمیت تباکی چنان است که درمتون قدیمی شیعه آمدهاست، «هرکس تباکی کند، برای او بهشت است». همچنانکه کارگردان تباکی را «معین البکا» و دستیارش را «ناظم البکا» می نامند، یعنی کسانی که امکان گریستن یا وانمود به گریستن را فراهم می آورند!
🍂 این پدیده هرچه باشد، از عمیقترین «چالههای روانی» جامعه ایرانی برمیآید؛ حتی اگر تحت تأثیر آیینهای سوگواری مسیحی، مصری و آیینهای سوگواری دیگران، امکانپذیر بوده باشد، لابد ضرورتهای روانشناختی و اجتماعی امکان تقلید آن را فراهم آوردهاست، اما واقعیت این است که هیچجا شاید به اندازه ایران، نتوان این همه آیینهای مرتبط با سوگواری را دید؛ درحالیکه بسیاری جوامع، بر آیینها و کارناوالهای شادی تاکید داشتهاند، جامعه ایرانی دل درگرو اشک و اندوه و گریه و ماتم نهادهاست.
🍂 جوامع انسانی بهمثابه روانهای انسانی، هرچه کهنتر و پرحادثه باشند، بههمان اندازه و بههمان شدت، آکنده از نیروهای بدخیم روانی نیز هستند. ترسها، کینها و ناکامیهایی که در یک تاریخ طولانی هرچه عمیقتر به درون خزیدهاند و درآنجا پا سفت کردهاند. این نیروهای بدخیم، همان «زندگیهای ناکرده و انتقامهای نستانده»ای هستند که درانتظارماندهاند وازاین رو، از چنبر خود فرانجستهاند و نمیجهند. ماندن و انتظاری که به تدریج به هیات آیین، ژست و نمایش درآمدهاند.
🍂 این دردها و آلام جانکاه، درهزارتوی درون فردی و جمعی ما به کمین نشستهاند. ملتی مغموم و شکست خورده میداند که مغلوب است، اما از پذیرفتن مغلوبشدگی خود طفره میرود. نزاع در درون او کماکان تداوم دارد. اوست و رنج ناکامی و حقارتی جبران نشده؛ ازاین رو، به نمایش این دردها و به نمایش این کینهای هنوز نستانده و به بازسازی درون بدخیم و پر تلاطم درونمان نیاز پیدا میکنیم.
🍂 دریک سو، مای مغلوب و مغضوب و شکست خورده و تحقیر شده هستیم و در دیگر سوی، ظالمان و اهریمنان و شمرهای همه زمانها. به جامعهای نمایشی-تعزیهای بدل شدهایم که به گونهای افراطی، جهان را به دو جبهه خیرو شر تقسیم میکند. این درون متلاطم و پر کین درون و سوگزده ماست که همچنان آتش کینتوزی را دراین جامعه فروزان نگه میدارد و آن را به رانه تصمیمها و علایق و سلایق جمعی و فردی مان بدل میکند.
🍂 جامعه نمایشی-تعزیهای ما، فراگرد تاریخی حقارتها و شکستهای جمعی ماست که نتوانست، پلی به سوی زندگی بزند و نتوانستهاست ازچال کین و سوگ بدرآید و راهی به نور و روشنایی بگشاید؛ مثل پدرومادر-مردهای هستیم که به جای برآمدن ازچال و چاه سوگ، کماکان در آن فضا نفس میکشیم و بهتدریج، سوگمان به افسردگی بدل میشود.
🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۸۶۱ کلمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
Telegraph
از تعزیه تا تراژدی
✍️ دکتر قربان عباسی تعزیه نتیجه و فرآورده خردهنمایشهای مذهبی و نیز برآیند تکامل آیینهای سوگواری در ایران است؛ ایران کشوریست لبریز از سوگواری. کارناوالهای عزاداری ماه محرم و نیز پردهخوانی، روضهخوانی، نخلگردانی و تابوتگردانی و حتی درمیان عشایر، چمری،…
نقدآگین
📅 ششم امرداد — رام: روزشمار ایرانی معنادار 🗓 صبحگاه ششم امرداد سال ۱۲۸۸، به دنبال بر تخت نشستن احمدشاه خردسال و قطعی شدن چیرگی مشروطهخواهان بر سیاست ایران و برقراری آرامش در کشور، قیمت گوشت در قصابیها از چارکی ۲۲ شاهی به چارکی ۱۸ شاهی کاهش یافت! 🗓 با…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📅 هفتم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 هفتم امردادماه در تاریخ ایرانزمین با رخدادهایی خرد و کلان گره خوردهاست.
🗓 کهنترینش آن که #در_چنین_روزی به سال ۵۸۷ پیش از میلاد ارتش بابل اورشلیم را تسخیر کرد و معبد یهودیان را ویران ساخت.
🗓 بیش از هزار و هفتصد سال بعد (در ۵۲۷ هجری خورشیدی) جنگ دیگری در همان حوالی رخ داد و این بار نیروهای مسلمان بودند که با پاتکی مسیحیان صلیبی را که دمشق را در محاصره گرفته بودند، شکست دادند.
🗓 در تاریخ معاصرمان روز پنجشنبه هفتم امرداد سال ۱۲۸۸ خسروخان صنیعحضرت که از سرداران مهم هوادار محمدعلیشاه و دشمنان سرسخت مشروطیت بود، پس از جنگ تهران و محاکمه، اعدام شد.
🗓 در ۱۲۹۹ میرزا کوچکخان و دویست سیصد جنگجوی جنگلی هوادارش به فومن رفتند و این شهر را گرفتند و جنبش خود را آغاز کردند.
🗓 در نهایت هم در همین روز به سال ۱۳۵۹ نقش پرچم ایران از نماد باستانی شیر و خورشید به علامت امروزینش تغییر یافت.
📅 حوادث تاریخی جهان
🗓 این روز در سطح جهانی با چندین رخداد سیاسی مهم مصادف است.
🗓 یکی که به سال ۶۱۵ میلادی (همزمان با صدر اسلام) در قارهی آمریکا رخ داد، آن بود که کینیچ خَناب پاکال[1] در دوازدهسالگی به سلطنت دولت پالِنکِه[2] در آمریکای مرکزی رسید. او همان شاه مشهوری است که فون دنیکن[3] تصویر بازمانده بر مقبرهاش را به حضور موجودات فضایی در دورانهای باستانی تفسیر کردهاست که البته برداشتی بیربط است و از ناآشنایی او با سبک هنری سرخپوستان پالنکه ناشی میشود.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 هفتم امردادماه در تاریخ ایرانزمین با رخدادهایی خرد و کلان گره خوردهاست.
🗓 کهنترینش آن که #در_چنین_روزی به سال ۵۸۷ پیش از میلاد ارتش بابل اورشلیم را تسخیر کرد و معبد یهودیان را ویران ساخت.
🗓 بیش از هزار و هفتصد سال بعد (در ۵۲۷ هجری خورشیدی) جنگ دیگری در همان حوالی رخ داد و این بار نیروهای مسلمان بودند که با پاتکی مسیحیان صلیبی را که دمشق را در محاصره گرفته بودند، شکست دادند.
🗓 در تاریخ معاصرمان روز پنجشنبه هفتم امرداد سال ۱۲۸۸ خسروخان صنیعحضرت که از سرداران مهم هوادار محمدعلیشاه و دشمنان سرسخت مشروطیت بود، پس از جنگ تهران و محاکمه، اعدام شد.
🗓 در ۱۲۹۹ میرزا کوچکخان و دویست سیصد جنگجوی جنگلی هوادارش به فومن رفتند و این شهر را گرفتند و جنبش خود را آغاز کردند.
🗓 در نهایت هم در همین روز به سال ۱۳۵۹ نقش پرچم ایران از نماد باستانی شیر و خورشید به علامت امروزینش تغییر یافت.
📅 حوادث تاریخی جهان
🗓 این روز در سطح جهانی با چندین رخداد سیاسی مهم مصادف است.
🗓 یکی که به سال ۶۱۵ میلادی (همزمان با صدر اسلام) در قارهی آمریکا رخ داد، آن بود که کینیچ خَناب پاکال[1] در دوازدهسالگی به سلطنت دولت پالِنکِه[2] در آمریکای مرکزی رسید. او همان شاه مشهوری است که فون دنیکن[3] تصویر بازمانده بر مقبرهاش را به حضور موجودات فضایی در دورانهای باستانی تفسیر کردهاست که البته برداشتی بیربط است و از ناآشنایی او با سبک هنری سرخپوستان پالنکه ناشی میشود.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
هفتم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار هفتم امردادماه در تاریخ ایرانزمین با رخدادهایی خرد و کلان گره خوردهاست. کهنترینش آن که در ۵۸۷ پیش از میلاد ارتش بابل اورشلیم را تسخیر کرد و معبد یهودیان را ویران ساخت. بیش از هزار و هفتصد سال بعد (در ۵۲۷ هجری خورشیدی) جنگ…
📅 هشتم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 هشتم امردادماه سالگرد تأسیس شهر بغداد است و تاریخی نمادین است که احیای نظام سیاسی ایرانشهری به دست ابومسلم خراسانی و عباسیان و ریشهکن شدن امویان را نشانهگذاری میکند.
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۴۱ هجری خورشیدی در ساعت و روزی که منجمان خاندان نوبختی بر اساس چارچوبی مغانه تعیین کرده بودند، منصور خلیفهی عباسی شهر بغداد را بنیان نهاد و پایتخت ایران را برای نخستین بار پس از سرنگونی دولت ساسانی بار دیگر به منطقهی تیسفون بازآورد.
🗓 کمتر از یک قرن بعد، روز آدینه هشتم امرداد سال ۲۳۴ امام احمد بن حنبل که یکی از بنیانگذاران مذاهب چهارگانهی اهل سنت بود درگذشت. او از مردم خراسان بود و مادرش که اهل مرو بود او را در همین شهر بغداد زاد.
🗓 بیش از هزار سال پس از این رخدادها، در دوران معاصر هم وقایع جالب توجهی در این روز رخ داد.
🗓 در ۱۲۸۸ مشروطهخواهان پس از فتح تهران در این روز شیخ فضلالله نوری را دستگیر کردند و به دادگاه تحویل دادند. در همین روز دادگاه انقلاب دو تن از سرکردگان مستبدین به نامهای صنیعحضرت و مفاخرالملک را محاکمه کرد و از آنجا که دستشان به خون آزادیخواهان بسیاری آلوده بود، هردو را به مرگ محکوم کرد و این دو در میدان توپخانه و باغشاه به دار آویخته شدند.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 هشتم امردادماه سالگرد تأسیس شهر بغداد است و تاریخی نمادین است که احیای نظام سیاسی ایرانشهری به دست ابومسلم خراسانی و عباسیان و ریشهکن شدن امویان را نشانهگذاری میکند.
🗓 #در_چنین_روزی به سال ۱۴۱ هجری خورشیدی در ساعت و روزی که منجمان خاندان نوبختی بر اساس چارچوبی مغانه تعیین کرده بودند، منصور خلیفهی عباسی شهر بغداد را بنیان نهاد و پایتخت ایران را برای نخستین بار پس از سرنگونی دولت ساسانی بار دیگر به منطقهی تیسفون بازآورد.
🗓 کمتر از یک قرن بعد، روز آدینه هشتم امرداد سال ۲۳۴ امام احمد بن حنبل که یکی از بنیانگذاران مذاهب چهارگانهی اهل سنت بود درگذشت. او از مردم خراسان بود و مادرش که اهل مرو بود او را در همین شهر بغداد زاد.
🗓 بیش از هزار سال پس از این رخدادها، در دوران معاصر هم وقایع جالب توجهی در این روز رخ داد.
🗓 در ۱۲۸۸ مشروطهخواهان پس از فتح تهران در این روز شیخ فضلالله نوری را دستگیر کردند و به دادگاه تحویل دادند. در همین روز دادگاه انقلاب دو تن از سرکردگان مستبدین به نامهای صنیعحضرت و مفاخرالملک را محاکمه کرد و از آنجا که دستشان به خون آزادیخواهان بسیاری آلوده بود، هردو را به مرگ محکوم کرد و این دو در میدان توپخانه و باغشاه به دار آویخته شدند.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
هشتم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار هشتم امردادماه سالگرد تأسیس شهر بغداد است و تاریخی نمادین است که احیای نظام سیاسی ایرانشهری به دست ابومسلم خراسانی و عباسیان و ریشهکن شدن امویان را نشانهگذاری میکند. در چنین روزی به سال ۱۴۱ هجری خورشیدی در ساعت و روزی که…
نقدآگین
📗اسلام و بحران در نظام آموزشیِ ایران ✍️#علیرضاموثق 1️⃣ اسلام، «استبداد و انحصارگرایی و مطلقگرایی و دیگریستیزی و خودشیفتگی و مردسالاری و خردستیزی و استدلالگریزی و خرافات و تعبد و جزم و جمود و تعصب» را بسط میدهد. قرآن به جای استدلال، مدام به «مغالطه» و…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗راه تاریکی و گریز از رنج آزادی
— پیرامون آتش زدن قرآن و خشم داعشیان
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
🍂 عموم ما انسانها، حتی اگر چندان اهل تفکر و ژرفاندیشی نباشیم، گمان میکنم به نحو کلی و مبهم و ارتکازی، در اعماق وجود خویش، سه واقعیتِ «ترس و لرز» آور را درک میکنیم:
اول) بشدت کوچک بودنِ جسم آدمی در مقابلِ عمق و گسترهٔ هستیِ برابر ایستا؛
دوم) بشدت تنگ بودنِ حدودِ داناییِ آدمی در مقابلِ حاقِ حقیقتِ هستیِ برابر ایستا؛
سوم) به شدت کوتاه بودنِ عمر آدمی در مقابل ابدیت و زمان در سپهرِ هستیِ برابر ایستا.
🍂 البته در جهان سنت، به دلیلِ جنس و سطحِ معرفتشناسی، جهانشناسی و کیهانشناسیِ حاکم بر اتمسفر فرهنگ، تفطن به سه موضوع مذکور (کوچک بودن جسم و محدود بودن دانایی و کوتاه بودن عمر آدمی) با آنچه اینک در جهان جدید در وجود ما میگذرد، متفاوت بودهاست؛ برای مثال، انسان قدیم، بر خلاف انسان جدید، نمیدانست که کهکشانی به نام راه شیری وجود دارد و کرهٔ زمین در مقابلش چونان یک دانه ارزن در مقابل اقیانوس است و در وهلهٔ بعد، خود کهکشان راه شیری نیز چنین وضعیتی دارد در مقابل کائنات (چه رسد به منی که آنی میجهد و میمیرد)، ولی این واقعیات به شدت اضطرابزا هستند و از این رو اصناف مکانیزمها خلق و استفاده میشوند تا بلکه تسکینی ایجاد شود. اسلام را میتوان به مثابهٔ دستگاهی تئوریک و ایدئولوژیک دید که با تزریقِ توهم و تفرعن و خودشیفتگی بر آن است تا بر رنج و اضطرابِ ناشی از حقارتِ آدمیان (خودش و پیروانش) فائق آید؛ زیرا خام و نابالغ است و نمیتواند متفکرانه و واقعبینانه به این چالشِ اگزیستانسیل پاسخ مناسب دهد.
🍂 اسلام (قرآن و سنت نبوی) کار را با اشاره به همین کوچکیِ نوع بشر در مقابلِ «امری بس عظیم» میآغازد و حقیقت تلخ و اضطرابزای مذکور را به دفعات تذکر میدهد، اما وقتی زمینهٔ روانشناختیِ مخاطبِ نامتفکر، با به تصویر کشیدن این حقایقِ جانسوز و التهابآور آماده شد، با مغالطه و توهم و تفرعن، خودش را «سخنانِ همان امر بس عظیم» مینامد و راه نیل به ساحل امن و آرامش در این دریای طوفانی و بلاخیز را «تسلیم و تعبد» معرفی میکند و از مخاطبانِ عامیِ گرفتار در وحشتِ احساسِ حقارت میخواهد تا با منهدم و محو کردنِ «عقلانیت و فردیت»، تن به «راه بردگی» دهند و «افکار و ارزشها و احکام و اهداف و عواطف و امیال و ارادهها و آرزوها و گفتار و کردارشان» را در «دیگری بزرگ» ذوب نمایند و به جسدی در دستان مردهشور بدل شوند.
🍂 با از میان رفتن عقلانیت و فردیت و با مستحیل شدن در «پیشوا»، منبع تولید اضطراب، اندکی مختل میشود. «الله، بزرگ و داناست» و «انسان، کوچک و نادان است» و عنصر کوچک و نادان با مستحیل شدن در دیگری بزرگ و دانا (یعنی الله) و با همذاتپنداری با او، از مجرای «کلام ابلاغ شده توسط رسول الله»، چونان قطرهای که به دریا پیوستهاست، احساس بزرگ و دانا شدن میکند و یقینهای متوهمانه و آرامشزا را به جای شکهای خردمندانه و دلهرهآور مینشاند.
🍂 «مسلمانان-بردگان»، عقلانیتی که «حدودِ تنگِ دانایی و تواناییِ نوع بشر» را برملا میسازد، برای رهایی از اضطراب و تحصیلِ آرامش، به ثمن بخس با «ابر-اربابی» موهوم در آسمان معامله میکنند. همچنین «فردیت» که تنهایی و کوچکی آدمی را به رخش میکشد و با «عقلانیت» نسبت دارد، با ذوب شدن در «ربالعالمین»، معدوم میشود. بردگان با محو کردنِ هستیشان در وجود ارباب، خودکشی میکنند تا بدین روش از زیر «بار هستی» خلاص شوند. «حبلالمتین»، برساختهای بشری، خطاناک، تاریخی، عرفی، عصری و نامقدس است که چنگ زدن به آن در سودایِ «قرار»، البته در عالَم ذاتاً و تماماً «بیقرار»، کارکردهای متنوعی دارد؛ از جمله کاهش و تسکین رنجهایی مانند «رنج ناشی از حقارت».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— پیرامون آتش زدن قرآن و خشم داعشیان
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
🍂 عموم ما انسانها، حتی اگر چندان اهل تفکر و ژرفاندیشی نباشیم، گمان میکنم به نحو کلی و مبهم و ارتکازی، در اعماق وجود خویش، سه واقعیتِ «ترس و لرز» آور را درک میکنیم:
اول) بشدت کوچک بودنِ جسم آدمی در مقابلِ عمق و گسترهٔ هستیِ برابر ایستا؛
دوم) بشدت تنگ بودنِ حدودِ داناییِ آدمی در مقابلِ حاقِ حقیقتِ هستیِ برابر ایستا؛
سوم) به شدت کوتاه بودنِ عمر آدمی در مقابل ابدیت و زمان در سپهرِ هستیِ برابر ایستا.
🍂 البته در جهان سنت، به دلیلِ جنس و سطحِ معرفتشناسی، جهانشناسی و کیهانشناسیِ حاکم بر اتمسفر فرهنگ، تفطن به سه موضوع مذکور (کوچک بودن جسم و محدود بودن دانایی و کوتاه بودن عمر آدمی) با آنچه اینک در جهان جدید در وجود ما میگذرد، متفاوت بودهاست؛ برای مثال، انسان قدیم، بر خلاف انسان جدید، نمیدانست که کهکشانی به نام راه شیری وجود دارد و کرهٔ زمین در مقابلش چونان یک دانه ارزن در مقابل اقیانوس است و در وهلهٔ بعد، خود کهکشان راه شیری نیز چنین وضعیتی دارد در مقابل کائنات (چه رسد به منی که آنی میجهد و میمیرد)، ولی این واقعیات به شدت اضطرابزا هستند و از این رو اصناف مکانیزمها خلق و استفاده میشوند تا بلکه تسکینی ایجاد شود. اسلام را میتوان به مثابهٔ دستگاهی تئوریک و ایدئولوژیک دید که با تزریقِ توهم و تفرعن و خودشیفتگی بر آن است تا بر رنج و اضطرابِ ناشی از حقارتِ آدمیان (خودش و پیروانش) فائق آید؛ زیرا خام و نابالغ است و نمیتواند متفکرانه و واقعبینانه به این چالشِ اگزیستانسیل پاسخ مناسب دهد.
🍂 اسلام (قرآن و سنت نبوی) کار را با اشاره به همین کوچکیِ نوع بشر در مقابلِ «امری بس عظیم» میآغازد و حقیقت تلخ و اضطرابزای مذکور را به دفعات تذکر میدهد، اما وقتی زمینهٔ روانشناختیِ مخاطبِ نامتفکر، با به تصویر کشیدن این حقایقِ جانسوز و التهابآور آماده شد، با مغالطه و توهم و تفرعن، خودش را «سخنانِ همان امر بس عظیم» مینامد و راه نیل به ساحل امن و آرامش در این دریای طوفانی و بلاخیز را «تسلیم و تعبد» معرفی میکند و از مخاطبانِ عامیِ گرفتار در وحشتِ احساسِ حقارت میخواهد تا با منهدم و محو کردنِ «عقلانیت و فردیت»، تن به «راه بردگی» دهند و «افکار و ارزشها و احکام و اهداف و عواطف و امیال و ارادهها و آرزوها و گفتار و کردارشان» را در «دیگری بزرگ» ذوب نمایند و به جسدی در دستان مردهشور بدل شوند.
🍂 با از میان رفتن عقلانیت و فردیت و با مستحیل شدن در «پیشوا»، منبع تولید اضطراب، اندکی مختل میشود. «الله، بزرگ و داناست» و «انسان، کوچک و نادان است» و عنصر کوچک و نادان با مستحیل شدن در دیگری بزرگ و دانا (یعنی الله) و با همذاتپنداری با او، از مجرای «کلام ابلاغ شده توسط رسول الله»، چونان قطرهای که به دریا پیوستهاست، احساس بزرگ و دانا شدن میکند و یقینهای متوهمانه و آرامشزا را به جای شکهای خردمندانه و دلهرهآور مینشاند.
🍂 «مسلمانان-بردگان»، عقلانیتی که «حدودِ تنگِ دانایی و تواناییِ نوع بشر» را برملا میسازد، برای رهایی از اضطراب و تحصیلِ آرامش، به ثمن بخس با «ابر-اربابی» موهوم در آسمان معامله میکنند. همچنین «فردیت» که تنهایی و کوچکی آدمی را به رخش میکشد و با «عقلانیت» نسبت دارد، با ذوب شدن در «ربالعالمین»، معدوم میشود. بردگان با محو کردنِ هستیشان در وجود ارباب، خودکشی میکنند تا بدین روش از زیر «بار هستی» خلاص شوند. «حبلالمتین»، برساختهای بشری، خطاناک، تاریخی، عرفی، عصری و نامقدس است که چنگ زدن به آن در سودایِ «قرار»، البته در عالَم ذاتاً و تماماً «بیقرار»، کارکردهای متنوعی دارد؛ از جمله کاهش و تسکین رنجهایی مانند «رنج ناشی از حقارت».
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗راه تاریکی و گریز از رنج آزادی
— پیرامون آتش زدن قرآن و خشم داعشیان
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق
🍂 «انسان والا و آزاده»، کوچکیِ فکری و وجودیِ نوع بشر را که در مقام مقایسه با عظمتِ «هستیِ بی کران و حقیقتِ مطلق» پدیدار میشود و معنا مییابد، واقعبینانه و سقراطوار میپذیرد و راه رهایی از «اضطرابِ ناشی از وجوه تراژیکِ زندگی» را حقیقتطلبانه جستجو میکند. او راضی نمیشود تا شبیه به «لشکر بردگان و فرومایگان»، با داروی «توهم» اضطراب خود را تسکین دهد، اما خاک تاریخ در زمانهٔ تکوین قرآن به مقادیر قابل توجهی جنون و بلاهت نیاز داشت و نیز بقای نوع بشر، کثرتِ لشکرِ بردگان و فرومایگان را طلب میکرد و از این رو «پیامبرخیز» بود و «ابوحکمها» به سهولت، منکوب و «ابوجهل» میشدند.
🍂 با این وصف، یکی از عناصری که هم در روند پیدایش اسلام نقش دارد و هم از کارکردهایش میباشد، تسکینِ رنجِ ناشی از حقارت در میانِ خیلِ «بردگان و فرومایگان» است، اما تسکین این داروی مخدر موقت است و نمیتواند به نحو کامل و دائمی، رنجِ ناشی از حقارت را محو و درمان کند؛ زیرا واقعیت فربهتر از توهم است و به نحوی از انحاء حجابش را میدرد و به تبع آن، رنجِ تسکین یافته، همچون هیولایی خفته بیدار میشود و در سرزمینِ وجودِ آدمی بیداد میکند.
🍂 یک مسلمان واقعی و داعشی حاضر است از جان و مالش در راه تحققِ آموزهها و ارزشها و احکامِ الله که در قرآن و سنت نبوی بیان شدهاست بگذرد. او هنوز در اتمسفرِ جهانِ اسلام تنفس میکند و با تمام وجودش، «عبد و برده و بندهٔ الله» است و شبیه به کثیری از مسلمانان، با چهره و شخصیت الله بیگانه نشدهاست. یک مسلمان واقعی و داعشی، تمام و یا غالبِ «افکار و ارزشها و احکام و اهداف و عواطف و امیال و ارادهها و آرزوها و گفتار و کردارش»، در تسخیرِ تعالیمِ الله است. میدانیم که اگر در مقابل چنین مسلمانی، با آتش زدنِ قرآن یا کشیدن یک کاریکاتور به اسلام توهین شود، قیامت به پا میکند، اما اگر به او گفته شود: «دو بعلاوهٔ دو میشود هشت»، قطعاً در درونش احساس انفجار و تلاطم نمیکند و رگ گردنش متورم نمیشود. تفاوتِ این دو واکنش، موضوعِ قابل تأملی است و به تحلیل و تبیین نیاز دارد.
🍂 گفته شد که اسلام، «مسلمان-بردهٔ الله» را از «واقعیت و عقلانیت و فردیت» دور میکند و توهم و تفرعن و خودشیفتگی را در وجودش تولید و یا تقویت مینماید و این امور، رنج ناشی از حقارت را تسکین میدهد، اما توهین به اسلام، لحظاتی انسان مدنظر را با جهانی اضطرابزا مواجه میکند که با حجابِ اسلام از آن غافل یا پنهان شدهبود. توهین، آن حجاب را میشکافد و روزنهای برای مشاهدهٔ امر اضطرابآور ایجاد میکند یا مسلمانِ موصوف در پسِ پشتِ ضمیر خودآگاهش، با توهین به اسلام، خود را یک لحظه بیاسلام و جدا شده از مخدرِ مُسکن، تصور و تجربه میکند. در این وضعیت، چونان نوزادی که از زهدان تنگ و تاریک و البته امن مادر خارج شده و به جهانی ناآشنا و پیچیده و عظیم و فهمناشده پرتاب گشتهاست، اضطراب و رنج، تمام وجودش را در مینوردد. جهانِ بیکرانِ خارج برای نوزادی که با زهدانِ محدودِ مادر اُنس دارد، ناشناخته است و امر ناشناخته، خوفناک است. نوزاد در مقابل جهان واقع، بسیار کوچک و ناتوان است. نوزاد در هنگام تولد از فضایی تاریک خارج میشود و چشمانش برای نخستینبار با نور مواجه میگردد؛ پس حتی نور نیز در وجودش رنج تولید میکند.
🔻اسلام، نه تنها «راه بردگی» و «رسم ذوب کردنِ فردیت در آتشِ تنورِ ولایت و پیشوا» ست، بلکه بر خلاف ادعایش در آیةالکرسی، «راه تاریکی» ست؛ راه گریختن از رنجِ آزادیست؛ راه اکتفا به پاسخهای خام و جزمی در مقابل پرسشهای اساسیست؛ راه اسارت در یقینهای متوهمانه و خردسوز است؛ راه رهایی از رنجِ شک و نقد و تفکر است؛ راه گسستن از واقعیت است و بدینسان راهی خوارمایه و نابخردانه برای تسکینِ رنجِ ناشی از کوچکی و محدودیتِ نوع بشر در برابر هستیِ بیکران و حقیقتِ مطلق است؛ نه راهی والامنشانه و متفکرانه.
#نقد_اسلام #فلسفیدن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— پیرامون آتش زدن قرآن و خشم داعشیان
(۲/۲)
✍️#علیرضاموثق
🍂 «انسان والا و آزاده»، کوچکیِ فکری و وجودیِ نوع بشر را که در مقام مقایسه با عظمتِ «هستیِ بی کران و حقیقتِ مطلق» پدیدار میشود و معنا مییابد، واقعبینانه و سقراطوار میپذیرد و راه رهایی از «اضطرابِ ناشی از وجوه تراژیکِ زندگی» را حقیقتطلبانه جستجو میکند. او راضی نمیشود تا شبیه به «لشکر بردگان و فرومایگان»، با داروی «توهم» اضطراب خود را تسکین دهد، اما خاک تاریخ در زمانهٔ تکوین قرآن به مقادیر قابل توجهی جنون و بلاهت نیاز داشت و نیز بقای نوع بشر، کثرتِ لشکرِ بردگان و فرومایگان را طلب میکرد و از این رو «پیامبرخیز» بود و «ابوحکمها» به سهولت، منکوب و «ابوجهل» میشدند.
🍂 با این وصف، یکی از عناصری که هم در روند پیدایش اسلام نقش دارد و هم از کارکردهایش میباشد، تسکینِ رنجِ ناشی از حقارت در میانِ خیلِ «بردگان و فرومایگان» است، اما تسکین این داروی مخدر موقت است و نمیتواند به نحو کامل و دائمی، رنجِ ناشی از حقارت را محو و درمان کند؛ زیرا واقعیت فربهتر از توهم است و به نحوی از انحاء حجابش را میدرد و به تبع آن، رنجِ تسکین یافته، همچون هیولایی خفته بیدار میشود و در سرزمینِ وجودِ آدمی بیداد میکند.
🍂 یک مسلمان واقعی و داعشی حاضر است از جان و مالش در راه تحققِ آموزهها و ارزشها و احکامِ الله که در قرآن و سنت نبوی بیان شدهاست بگذرد. او هنوز در اتمسفرِ جهانِ اسلام تنفس میکند و با تمام وجودش، «عبد و برده و بندهٔ الله» است و شبیه به کثیری از مسلمانان، با چهره و شخصیت الله بیگانه نشدهاست. یک مسلمان واقعی و داعشی، تمام و یا غالبِ «افکار و ارزشها و احکام و اهداف و عواطف و امیال و ارادهها و آرزوها و گفتار و کردارش»، در تسخیرِ تعالیمِ الله است. میدانیم که اگر در مقابل چنین مسلمانی، با آتش زدنِ قرآن یا کشیدن یک کاریکاتور به اسلام توهین شود، قیامت به پا میکند، اما اگر به او گفته شود: «دو بعلاوهٔ دو میشود هشت»، قطعاً در درونش احساس انفجار و تلاطم نمیکند و رگ گردنش متورم نمیشود. تفاوتِ این دو واکنش، موضوعِ قابل تأملی است و به تحلیل و تبیین نیاز دارد.
🍂 گفته شد که اسلام، «مسلمان-بردهٔ الله» را از «واقعیت و عقلانیت و فردیت» دور میکند و توهم و تفرعن و خودشیفتگی را در وجودش تولید و یا تقویت مینماید و این امور، رنج ناشی از حقارت را تسکین میدهد، اما توهین به اسلام، لحظاتی انسان مدنظر را با جهانی اضطرابزا مواجه میکند که با حجابِ اسلام از آن غافل یا پنهان شدهبود. توهین، آن حجاب را میشکافد و روزنهای برای مشاهدهٔ امر اضطرابآور ایجاد میکند یا مسلمانِ موصوف در پسِ پشتِ ضمیر خودآگاهش، با توهین به اسلام، خود را یک لحظه بیاسلام و جدا شده از مخدرِ مُسکن، تصور و تجربه میکند. در این وضعیت، چونان نوزادی که از زهدان تنگ و تاریک و البته امن مادر خارج شده و به جهانی ناآشنا و پیچیده و عظیم و فهمناشده پرتاب گشتهاست، اضطراب و رنج، تمام وجودش را در مینوردد. جهانِ بیکرانِ خارج برای نوزادی که با زهدانِ محدودِ مادر اُنس دارد، ناشناخته است و امر ناشناخته، خوفناک است. نوزاد در مقابل جهان واقع، بسیار کوچک و ناتوان است. نوزاد در هنگام تولد از فضایی تاریک خارج میشود و چشمانش برای نخستینبار با نور مواجه میگردد؛ پس حتی نور نیز در وجودش رنج تولید میکند.
🔻اسلام، نه تنها «راه بردگی» و «رسم ذوب کردنِ فردیت در آتشِ تنورِ ولایت و پیشوا» ست، بلکه بر خلاف ادعایش در آیةالکرسی، «راه تاریکی» ست؛ راه گریختن از رنجِ آزادیست؛ راه اکتفا به پاسخهای خام و جزمی در مقابل پرسشهای اساسیست؛ راه اسارت در یقینهای متوهمانه و خردسوز است؛ راه رهایی از رنجِ شک و نقد و تفکر است؛ راه گسستن از واقعیت است و بدینسان راهی خوارمایه و نابخردانه برای تسکینِ رنجِ ناشی از کوچکی و محدودیتِ نوع بشر در برابر هستیِ بیکران و حقیقتِ مطلق است؛ نه راهی والامنشانه و متفکرانه.
#نقد_اسلام #فلسفیدن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📗راه تاریکی و گریز از رنج آزادی
— پیرامون آتش زدن قرآن و خشم داعشیان
✍️#علیرضاموثق
🗄 پست مرتبط
📕چرا قرآن را آتش میزنند؟
📕قضاوتی پیرامون کتابسوزی کسروی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— پیرامون آتش زدن قرآن و خشم داعشیان
✍️#علیرضاموثق
🗄 پست مرتبط
📕چرا قرآن را آتش میزنند؟
📕قضاوتی پیرامون کتابسوزی کسروی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📺 ویژگیهایی دین در متون ویتگنشتاین — جلسهی یکم درسگفتارهای «علم و دین در فلسفهی ویتگنشتاین» 🎙#زهیر_باقری_نوعپرست 🍂 در این درسگفتارها قصد دارم به به بررسی رویکرد ویتگنشتاین به دین، خداباوری، خداناباوری، علم و طبیعتگرایی بپردازم. 🍂 درسگفتارها به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📻 تراژدی و یونان
🎙دکتر #قربان_عباسی
🗄پست مرتبط
📕از تعزیه تا تراژدی
📕افلاطون در مرز اسطوره و فلسفه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🎙دکتر #قربان_عباسی
🗄پست مرتبط
📕از تعزیه تا تراژدی
📕افلاطون در مرز اسطوره و فلسفه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
تراژدی و یونان
@Naqdagin
🎧 تراژدی و یونان (جلسه یکم)
🎙دکتر #قربان_عباسی
✂️ برشهایی از #درسگفتار را (اينجا) بخوانيد.
#خیالپرسه #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🎙دکتر #قربان_عباسی
✂️ برشهایی از #درسگفتار را (اينجا) بخوانيد.
#خیالپرسه #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara