نقدآگین
@Naqdagin – تَتَرُّس، پوپولیسم و اهمیت تحزب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️مقایسهی پیامبر و امپراطور
— اشارهای به یک نقد
✍️ دکتر #حسن_محدثی
🍂 دوست عزیز نادیده ام آقای علیرضا موثق به نوشتههای من در بارهی #کورش موسوم به کبیر، نقدی نوشته اند تحت عنوان "کوروش و محمد بر ترازو". در اینجا از توجهشان قدردانی میکنم!
🍂 ایشان مرا پیرو افکار دکتر علیی شریعتی دانسته اند و گمان برده اند من همان افکار و اندیشههای این متفکر معاصر را دنبال میکنم.
🍂 بار دیگر عرض میکنم که دکتر علیی شریعتی از رهگذر آثار اش، معلم فکری و معنویی من بوده اند و بسیار از وی آموخته ام و ایشان در رشد فکری و تحول فکریی من بسیار موثر بوده اند. اما این بدان معنا نیست که من پیرو و دنبالهروی ایشان هستم. بر عکس، نقدهای زیادی را به اندیشهی شریعتی وارد میدانم و بسیاری از این نقدها را منتشر کرده ام و برخی از آنها حتا امکان انتشار هم ندارند. نخستین نقدی که بر اندیشهی شریعتی نوشته ام، در سال ۱۳۷۳ در نقد اندیشهی سیاسیی او تحت عنوان "دیکتاتوری ایدهئولوگها" ارائه شده و این نقدها همچنان ادامه یافته است.
🍂 همچنین، چنانکه بارها گفته ام، من تا بهار سال ۱۴۰۰ پروژهی انسانیسازیی دین را ذیل اندیشهی کلان اصلاح دینی دنبال میکرده ام و در بهار سال ۱۴۰۰ از امکان موفقیت این پروژهی فکری مایوس شده ام و آن را کنار نهاده ام.
🍂 بسیاری از کتابهایی که نوشته ام، از جمله کتاب مشرکی در خانوادهی پیامبر، ذیل پروژهی انسانیسازیی دین انجام گرفته اند و اینک آن پروژهی فکری را رها کرده ام؛ اگرچه به انجام آن مفتخر ام، چون هم برای جامعه مفید بوده و هم سبب رشد ام شده و هم غایتی مطلوب و انسانی و رهاییبخش داشته است.
🍂 اما در مورد پیامبر اسلام هنوز هیچ مقاله یا اثر دانشپژوهانه ننوشته ام. بنابراین، داوری در مورد اندیشهام در این باره، اندیشهای که هنوز بیان نشده و منتشر نشده، در حقیقت پیشداوری است و ایشان مرتکب این نوع پیشداوری شده است.
🍂 اگر امروز میخواستم در بارهی پیامبر اسلام کاری دانشپژوهانه بنویسم، ذیل دو جریان فکریی مونوتئیسم سامی و اندیشهی آخرالزمانی بحث ام را پیش میبردم.
🍂 اینجا فقط اشاره میکنم که تفاوت بنیانگذار اسلام و کورش موسوم به کبیر، تفاوت دو نقش و دو شخصیت بسیار متفاوت است: تفاوت پیامبر دین مونوتئیستی با یک امپراطور چندخداپرست. یکی، غایت جهانگستریی توحیدی را دنبال میکند و دیگری غایتِ جهانگشاییی سرزمینی را.
🍂 اگرچه ایرادهای زیادی در نوشتهی ایشان میبینم، اما فعلا بدان نمیپردازم. البته پاسخ به برخی از نکاتشان را در نوشتههای پیشین ام در بارهی کورش عملا آورده ام، اما اکنون وارد بحث تفصیلی در این باره نمیشوم. این زمان بگذار تا وقت دگر!
#نقد_روشنفکران #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @NewHasanMohaddesi
— اشارهای به یک نقد
✍️ دکتر #حسن_محدثی
🍂 دوست عزیز نادیده ام آقای علیرضا موثق به نوشتههای من در بارهی #کورش موسوم به کبیر، نقدی نوشته اند تحت عنوان "کوروش و محمد بر ترازو". در اینجا از توجهشان قدردانی میکنم!
🍂 ایشان مرا پیرو افکار دکتر علیی شریعتی دانسته اند و گمان برده اند من همان افکار و اندیشههای این متفکر معاصر را دنبال میکنم.
🍂 بار دیگر عرض میکنم که دکتر علیی شریعتی از رهگذر آثار اش، معلم فکری و معنویی من بوده اند و بسیار از وی آموخته ام و ایشان در رشد فکری و تحول فکریی من بسیار موثر بوده اند. اما این بدان معنا نیست که من پیرو و دنبالهروی ایشان هستم. بر عکس، نقدهای زیادی را به اندیشهی شریعتی وارد میدانم و بسیاری از این نقدها را منتشر کرده ام و برخی از آنها حتا امکان انتشار هم ندارند. نخستین نقدی که بر اندیشهی شریعتی نوشته ام، در سال ۱۳۷۳ در نقد اندیشهی سیاسیی او تحت عنوان "دیکتاتوری ایدهئولوگها" ارائه شده و این نقدها همچنان ادامه یافته است.
🍂 همچنین، چنانکه بارها گفته ام، من تا بهار سال ۱۴۰۰ پروژهی انسانیسازیی دین را ذیل اندیشهی کلان اصلاح دینی دنبال میکرده ام و در بهار سال ۱۴۰۰ از امکان موفقیت این پروژهی فکری مایوس شده ام و آن را کنار نهاده ام.
🍂 بسیاری از کتابهایی که نوشته ام، از جمله کتاب مشرکی در خانوادهی پیامبر، ذیل پروژهی انسانیسازیی دین انجام گرفته اند و اینک آن پروژهی فکری را رها کرده ام؛ اگرچه به انجام آن مفتخر ام، چون هم برای جامعه مفید بوده و هم سبب رشد ام شده و هم غایتی مطلوب و انسانی و رهاییبخش داشته است.
🍂 اما در مورد پیامبر اسلام هنوز هیچ مقاله یا اثر دانشپژوهانه ننوشته ام. بنابراین، داوری در مورد اندیشهام در این باره، اندیشهای که هنوز بیان نشده و منتشر نشده، در حقیقت پیشداوری است و ایشان مرتکب این نوع پیشداوری شده است.
🍂 اگر امروز میخواستم در بارهی پیامبر اسلام کاری دانشپژوهانه بنویسم، ذیل دو جریان فکریی مونوتئیسم سامی و اندیشهی آخرالزمانی بحث ام را پیش میبردم.
🍂 اینجا فقط اشاره میکنم که تفاوت بنیانگذار اسلام و کورش موسوم به کبیر، تفاوت دو نقش و دو شخصیت بسیار متفاوت است: تفاوت پیامبر دین مونوتئیستی با یک امپراطور چندخداپرست. یکی، غایت جهانگستریی توحیدی را دنبال میکند و دیگری غایتِ جهانگشاییی سرزمینی را.
🍂 اگرچه ایرادهای زیادی در نوشتهی ایشان میبینم، اما فعلا بدان نمیپردازم. البته پاسخ به برخی از نکاتشان را در نوشتههای پیشین ام در بارهی کورش عملا آورده ام، اما اکنون وارد بحث تفصیلی در این باره نمیشوم. این زمان بگذار تا وقت دگر!
#نقد_روشنفکران #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @NewHasanMohaddesi
Telegram
نقدآگین
📗#کوروش و محمد بن عبدالله در ترازو
✍🏻 #علیرضاموثق
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
✍🏻 #علیرضاموثق
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @UtopiaDialogue
نقدآگین
📘طغیان روح: از معاشقه تا شکنجه! ✍️ #نادر_فتورهچی 🍂 در ایران روحی نا آرام سر به طغیان برداشته و در جستجوی پیکر خویش از کالبدهای گوناگونی گذر کردهاست؛ در ۷۶ به خاتمی رای داد؛ در ۸۸ میخواست رایش به موسوی را در خیابان پس بگیرد؛ در ۹۲ کوشید در آشتی با صندوق…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرامیداشت کوروش
@Naqdagin
🎧 گرامیداشت #کوروش
— ویژگیهای سیاستمدار حرفهای و سیاستمدار تفننی از نظر ماکس وبر
🎙#ایمان_سلیمانی امیری
#آینه_تاریخ #ایران #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @imansoleymaniamiri
— ویژگیهای سیاستمدار حرفهای و سیاستمدار تفننی از نظر ماکس وبر
🎙#ایمان_سلیمانی امیری
#آینه_تاریخ #ایران #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @imansoleymaniamiri
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 مدرنیتۀ سیاسی، انقلاب فرانسه و ظهور مفهوم ملیت در اروپا
— بخشی از کلاس «جامعهشناسی تاریخی ایران معاصر»
🎙دکتر #شروین_وکیلی
#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
— بخشی از کلاس «جامعهشناسی تاریخی ایران معاصر»
🎙دکتر #شروین_وکیلی
#آینه_تاریخ #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
نقدآگین
#نظرسنجی ۱۸
به نظر شما حرام دانستن و ممنوعسازی نشر عمومی صدایِ آوازِ و حتا قرائت قرآن زنان از چه امری حکایت میکند؟ [میتوان چند گزینه را انتخاب کرد]
به نظر شما حرام دانستن و ممنوعسازی نشر عمومی صدایِ آوازِ و حتا قرائت قرآن زنان از چه امری حکایت میکند؟ [میتوان چند گزینه را انتخاب کرد]
#نظرسنجی ۱۹
آیا به نظر شما، مفیدتر است که نقدآگین به کدام موضوع یا موضوعات، بیشتر بپردازد؟ [میتوانید چندین گزینه را نیز انتخاب کنید]
آیا به نظر شما، مفیدتر است که نقدآگین به کدام موضوع یا موضوعات، بیشتر بپردازد؟ [میتوانید چندین گزینه را نیز انتخاب کنید]
Anonymous Poll
23%
۱. ویدیو-تحلیل یا نقد و تحلیل سخنان اشخاص حاضر در حکومت اسلامی و حوزههای علمیه
33%
۲. ترجمۀ ویدیوهای تحلیلی-انتقادی انگلیسی و عربی و... پیرامون اسلام و ادیان
26%
۳. تهیۀ گزارش و تخلیص ویدیوهای تحلیلی-انتقادی انگلیسی و عربی و... پیرامون اسلام و ادیان
34%
۴. طرح مباحث پژوهشگرانِ تجدیدنظرطلب در تاریخ اسلام و ادیان
33%
۵. مباحث روشنفکری دینی و نقدهای وارد بر آن
46%
۶. طرح نقدهای عقلانی و اخلاقی بر قرآن و اسلام
24%
۷. مباحث علمی روز
31%
۸. جستارهای فلسفی و آموزش بنیادهای تفکر فلسفی و مغالطات منطقی
27%
۹. نقد چپها، اصلاحطلبان و دیگر جریانهای سیاسی اپوزیسیون
32%
۱۰. تاریخ ایران و جهان (از دوران باستان تا معاصر) و اسطورهشناسی
نقدآگین
#بزمگه 📺 فندق شکن جورج بالانچین - والس گلها George Balanchine´s The Nutcracker - Waltz of the Flowers روز جهانی رقص؛ این رویداد هر ساله در ۲۹ آوریل، یعنی سالگرد تولد ژان ژرژ نووره (۱۸۱۰–۱۷۲۷)، خالق باله مدرن برگزار میشود. ➖➖➖ 🌾@Naqdagin | @Honaragah
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗به یاد اسپینوزا
— بهمناسبت زادروز اسپینوزا در ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲
✍️#علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت تریبون زمانه | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۵۷ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بهمناسبت زادروز اسپینوزا در ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲
✍️#علیرضاموثق
🌐 مطالعۀ متن کامل در سایت تریبون زمانه | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۵۷ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📗به یاد اسپینوزا
— بهمناسبت زادروز اسپینوزا در ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲
✍️#علیرضاموثق
🍂 مصطفی ملکیان نقل به مضمون میگوید، ابتدا مجذوب شخصیت و نحوهی بودنِ ویتگنشتاین شدم و سپس آثار او را خواندم و معمولاً انسانها ابتدا مجذوب شخصیتِ افراد می شوند و متعاقب این وضعیتِ روانشناختی، به باورهای او علاقمند میشوند.
🍂 ملکیان بعد از ویتگنشتاین، شخصیت و زندگیِ تامس نیگل را ارج مینهد و از علاقۀ خود به او سخن میگوید. دکتر سروش نیز از شکار شدن خود چون یک آهو، در چنگالِ شیری بهنام مولوی خبر میدهد و از غیر ارادی بودن این ماجرای عاشقی حکایت میکند.
🍂 البته این امر بسیار شخصی و غیر ارادی است و نمیتوان آن را با استدلالِ منطقی و علمی و اخلاقی، نقد و نقض کرد؛ چون علت دارد و نه دلیل و از سر عمد و اختیار و انتخاب نیست تا متعلَّق مدح و ذم اخلاقی قرار بگیرد، اما نمیدانم چرا ملکیان، قبل از ویتگنشتاین، به اسپینوزا علاقمند نشدهاست؟
🍂 شخصاً نمیتوانم از اسپینوزا سخن بگویم و با ذکر نامش و با به یادآوری شخصیتش، متاثر و منقلب نشوم؛ شخصیتی که حتی راسلِ ملحد نیز از او با احترام و بزرگی یاد میکند.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در سایت تریبون زمانه | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۵۷ واژه
#آینه_تاریخ #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بهمناسبت زادروز اسپینوزا در ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲
✍️#علیرضاموثق
🍂 مصطفی ملکیان نقل به مضمون میگوید، ابتدا مجذوب شخصیت و نحوهی بودنِ ویتگنشتاین شدم و سپس آثار او را خواندم و معمولاً انسانها ابتدا مجذوب شخصیتِ افراد می شوند و متعاقب این وضعیتِ روانشناختی، به باورهای او علاقمند میشوند.
🍂 ملکیان بعد از ویتگنشتاین، شخصیت و زندگیِ تامس نیگل را ارج مینهد و از علاقۀ خود به او سخن میگوید. دکتر سروش نیز از شکار شدن خود چون یک آهو، در چنگالِ شیری بهنام مولوی خبر میدهد و از غیر ارادی بودن این ماجرای عاشقی حکایت میکند.
🍂 البته این امر بسیار شخصی و غیر ارادی است و نمیتوان آن را با استدلالِ منطقی و علمی و اخلاقی، نقد و نقض کرد؛ چون علت دارد و نه دلیل و از سر عمد و اختیار و انتخاب نیست تا متعلَّق مدح و ذم اخلاقی قرار بگیرد، اما نمیدانم چرا ملکیان، قبل از ویتگنشتاین، به اسپینوزا علاقمند نشدهاست؟
🍂 شخصاً نمیتوانم از اسپینوزا سخن بگویم و با ذکر نامش و با به یادآوری شخصیتش، متاثر و منقلب نشوم؛ شخصیتی که حتی راسلِ ملحد نیز از او با احترام و بزرگی یاد میکند.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در سایت تریبون زمانه | یا مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۵۷ واژه
#آینه_تاریخ #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
به یاد اسپینوزا
بهمناسبت زادروز اسپینوزا در ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ علیرضا موثق مصطفی ملکیان نقل به مضمون میگوید، ابتدا مجذوب شخصیت و نحوهی بودنِ ویتگنشتاین شدم و سپس آثار او را خواندم و معمولاً انسانها ابتدا مجذوب شخصیتِ افراد می شوند و متعاقب این وضعیتِ روانشناختی، به باورهای…
📘پیرامون اسپینوزا
✍🏻 #شیرینخاتون_قرباننژاد
🍂 باروخ اسپینوزا یکی از بزرگترین فیلسوفان عقلگرا در سدۀ جدید بود. اسم وی یک واژه عبری بود، باروخ به معنای «مبارک » و معادل لاتین آن «بندیکتوس» است؛ بههمین دلیل با نام «بندیکتوس» از او یاد میشود.
🍂 وی در ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ میلادی در آمستردام متولد شد. خانوادۀ اسپینوزا از یهودیانی بودند که پس از دوران تفتیش عقاید در جستجوی کسب آزادی به هلند آمده بودند. باروخ در مدارس یهودی آموزش دید، وی جوانی خود را در آموختن زبان لاتین، ادبیات اسپانیایی، زبان عبری، کتاب مقدس، تلمود و آثار مفسران یهودی سپری کرد. همچنین وی در هلند به تحصیل رشته های علوم طبیعی، ریاضی، فلسفه و لغت شناسی کلاسیک پرداخت.
🍂 پدر و مادر باروخ به دنبال آن بودند که او به مقام خاخامها درآید، اما وی مسیر دیگری در پیش گرفت و کوشید تا تفسیری مدرنیستی از یهودیت ارائه دهد. در حقیقت باید گفت که باروخ، از ابتدای جوانی به بنای بنیاد تفکر فلسفی خود همت گماشت و از همین هنگام بود که با مخالفت جدی برخی از قشریون انعطافناپذیر روبرو شد؛ مخالفتی که هر روز، شکل گستردهتری به خود میگرفت.
🍂 وی به طور صریح بیان میکرد که، در مقابل «برهان خشونت»، از کوچکترین بخشی از افکارش صرفنظر نخواهد کرد؛ در نتیجه، در ۲۷ ژوئیه ۱۶۵۶ میلادی در بیانیهای رسمی از طرف قشریون یهودی اروپا، تکفیر و از بنیاسرائیل کنار گذاشته شد. او مستحقّ تمامی نفرینها و عذابهای الهی دانسته شد. افراد از گفت وگو، مکاتبه یا حتی نزدیک شدن به وی یا خواندن نوشتههایش منع شدند.
باروخ و مقابله با سنتپرستی یهود
🍂 باروخ که در جامعۀ بستۀ یهود پرورش یافته بود، در مقابل سنتپرستی طغیان کرد و در ۲۴ سالگی از طرف مراجع یهود تکفیر شد. برای او لعننامهای نوشتند و او را از کنیسه راندند:
🍂 پس از این تکفیر، اسپینوزا دفاعیهای خطاب به بزرگترین کنیسه نوشت. او میگفت هر فردی آزاد است که طبق طبیعت و علائقش زندگی کند و برای مقدساتش جان دهد؛ به شرط آن که بگذارد تا دیگران هم برای حقایقشان اجازۀ زندگی داشته باشند.
🍂 بدین ترتیب، باروخ در ۱۶۵۶ میلادی بهدلیل دست کشیدن از اعتقادات سنتی دین یهود، تکفیر شد و مسیر زندگیاش دچار تغییر و تحولات متفاوتی از قبل شد. باروخ پس از تکفیر، با خروج از آمستردام، زندگی منزوی و آرامی را در یک اتاق زیر-شیروانی آغاز کرد. باروخ شخصیتی گوشهگیر و انزواطلب داشت. چنان که گاهی تا سه ماه از خانهاش بیرون نمیرفت. او حتی از پذیرش عنوان استادی دانشگاه هایدلبرگ سرباز زد. جریان از این قرار بود که در ۱۶۷۳ میلادی کُنت ایالت پفالتس آلمان (واقع در ایالت فعلی راینلند-پفالتس) که با نظریات فلسفی اسپینوزا آشنا بود، به وی پیشنهاد کرسی استادی فلسفه در دانشگاه معروف و بزرگ هایدلبرگ را داد، مشروط بر آنکه او از «آزادی پژوهش فلسفی» برای «براندازی دین عمومی» سوءاستفاده نکند. اسپینوزا این دعوت را رد کرد؛ چون نمیخواست استقلال فکری خود را قربانی مقام، و عقل را تابع ایمان سازد. وی در پاسخ به دعوت وی نوشت:
🍂 بدینترتیب، باروخ پس از مدتی، برای امرار معاش به ساخت عدسیهای دوربین و عینک روی آورد در حالی که اوقات فراغت خود را صرف تفکر و نوشتن می کرد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۵۵ واژه
#آینه_تاریخ #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @marzockacademy
✍🏻 #شیرینخاتون_قرباننژاد
🍂 باروخ اسپینوزا یکی از بزرگترین فیلسوفان عقلگرا در سدۀ جدید بود. اسم وی یک واژه عبری بود، باروخ به معنای «مبارک » و معادل لاتین آن «بندیکتوس» است؛ بههمین دلیل با نام «بندیکتوس» از او یاد میشود.
🍂 وی در ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ میلادی در آمستردام متولد شد. خانوادۀ اسپینوزا از یهودیانی بودند که پس از دوران تفتیش عقاید در جستجوی کسب آزادی به هلند آمده بودند. باروخ در مدارس یهودی آموزش دید، وی جوانی خود را در آموختن زبان لاتین، ادبیات اسپانیایی، زبان عبری، کتاب مقدس، تلمود و آثار مفسران یهودی سپری کرد. همچنین وی در هلند به تحصیل رشته های علوم طبیعی، ریاضی، فلسفه و لغت شناسی کلاسیک پرداخت.
🍂 پدر و مادر باروخ به دنبال آن بودند که او به مقام خاخامها درآید، اما وی مسیر دیگری در پیش گرفت و کوشید تا تفسیری مدرنیستی از یهودیت ارائه دهد. در حقیقت باید گفت که باروخ، از ابتدای جوانی به بنای بنیاد تفکر فلسفی خود همت گماشت و از همین هنگام بود که با مخالفت جدی برخی از قشریون انعطافناپذیر روبرو شد؛ مخالفتی که هر روز، شکل گستردهتری به خود میگرفت.
🍂 وی به طور صریح بیان میکرد که، در مقابل «برهان خشونت»، از کوچکترین بخشی از افکارش صرفنظر نخواهد کرد؛ در نتیجه، در ۲۷ ژوئیه ۱۶۵۶ میلادی در بیانیهای رسمی از طرف قشریون یهودی اروپا، تکفیر و از بنیاسرائیل کنار گذاشته شد. او مستحقّ تمامی نفرینها و عذابهای الهی دانسته شد. افراد از گفت وگو، مکاتبه یا حتی نزدیک شدن به وی یا خواندن نوشتههایش منع شدند.
باروخ و مقابله با سنتپرستی یهود
🍂 باروخ که در جامعۀ بستۀ یهود پرورش یافته بود، در مقابل سنتپرستی طغیان کرد و در ۲۴ سالگی از طرف مراجع یهود تکفیر شد. برای او لعننامهای نوشتند و او را از کنیسه راندند:
لعنت باد بر او هنگام روز و لعنت باد بر او هنگام شب! لعنت باد بر او هنگامی که میخوابد و لعنت باد بر او هنگامی که بر میخیز!؛ لعنت باد بر او هنگامی که بیرون میرود! لعنت باد بر او هنگامی که به درون میآید! پروردگار او را نبخشاید؛ شعله خشم و غضب پرودگار بر این مرد افکنده باد! و پروردگار نام او را از زیر آسمان ها محو کند! و پروردگار او را تا نابودی کامل از همه قبایل اسرائیل جدا کند! با همه لعنتهای آسمان که در کتاب شریعت مکتوب است! ولی شما که به خدای بزرگ ایمان دارید، همه پایدار بمانید. ما مقرر میداریم که هیچکس به او، نه به زبان و نه به نوشته، سخن نگوید؛ به او اعتناء نکند؛ با او زیر یک سقف نماند؛ در چهار ذراعی او نباشد و هیچ نوشتهای از او نخواند.
🍂 پس از این تکفیر، اسپینوزا دفاعیهای خطاب به بزرگترین کنیسه نوشت. او میگفت هر فردی آزاد است که طبق طبیعت و علائقش زندگی کند و برای مقدساتش جان دهد؛ به شرط آن که بگذارد تا دیگران هم برای حقایقشان اجازۀ زندگی داشته باشند.
🍂 بدین ترتیب، باروخ در ۱۶۵۶ میلادی بهدلیل دست کشیدن از اعتقادات سنتی دین یهود، تکفیر شد و مسیر زندگیاش دچار تغییر و تحولات متفاوتی از قبل شد. باروخ پس از تکفیر، با خروج از آمستردام، زندگی منزوی و آرامی را در یک اتاق زیر-شیروانی آغاز کرد. باروخ شخصیتی گوشهگیر و انزواطلب داشت. چنان که گاهی تا سه ماه از خانهاش بیرون نمیرفت. او حتی از پذیرش عنوان استادی دانشگاه هایدلبرگ سرباز زد. جریان از این قرار بود که در ۱۶۷۳ میلادی کُنت ایالت پفالتس آلمان (واقع در ایالت فعلی راینلند-پفالتس) که با نظریات فلسفی اسپینوزا آشنا بود، به وی پیشنهاد کرسی استادی فلسفه در دانشگاه معروف و بزرگ هایدلبرگ را داد، مشروط بر آنکه او از «آزادی پژوهش فلسفی» برای «براندازی دین عمومی» سوءاستفاده نکند. اسپینوزا این دعوت را رد کرد؛ چون نمیخواست استقلال فکری خود را قربانی مقام، و عقل را تابع ایمان سازد. وی در پاسخ به دعوت وی نوشت:
از آنجا که نمیدانم مرزهای آزادی فلسفی، برای اینکه دین برانداخته نشود کجاست، نمیتوانم از فرصت بهدستآمده استفاده کنم.
🍂 بدینترتیب، باروخ پس از مدتی، برای امرار معاش به ساخت عدسیهای دوربین و عینک روی آورد در حالی که اوقات فراغت خود را صرف تفکر و نوشتن می کرد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۵۵ واژه
#آینه_تاریخ #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @marzockacademy
Telegraph
پیرامون اسپینوزا
شیرینخاتون قرباننژاد باروخ اسپینوزا یکی از بزرگترین فیلسوفان عقلگرا در سدۀ جدید بود. اسم وی یک واژه عبری بود، باروخ به معنای «مبارک » و معادل لاتین آن «بندیکتوس» است؛ بههمین دلیل با نام «بندیکتوس» از او یاد میشود. وی در ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ میلادی در آمستردام…
📘پیرامون اسپینوزا
✍🏻 #شیرینخاتون_قرباننژاد
🌐 مطالعۀ متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۵۵ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @marzockacademy
✍🏻 #شیرینخاتون_قرباننژاد
🌐 مطالعۀ متن کامل در مشاهدۀ فوری
⏰ زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۵۵ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @marzockacademy
نقدآگین
📗به یاد اسپینوزا — بهمناسبت زادروز اسپینوزا در ۲۴ نوامبر ۱۶۳۲ ✍️#علیرضاموثق 🍂 مصطفی ملکیان نقل به مضمون میگوید، ابتدا مجذوب شخصیت و نحوهی بودنِ ویتگنشتاین شدم و سپس آثار او را خواندم و معمولاً انسانها ابتدا مجذوب شخصیتِ افراد می شوند و متعاقب این وضعیتِ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 خدای آشنای مذهب یا خدای فلسفه؟ عاقبت کدام پیروز میشود؟
— نگاهی به اندیشۀ باروخ اسپینوزا
از مقالۀ «بازطبیعیسازی ایدئولوژی: اکوسیستم ایدهها از نظر اسپینوزا» نوشتۀ «هاسانا شارپ» ترجمۀ فواد حبیبی و امین کرمی
🍂 سنکا، فیلسوف محبوب اسپینوزا، انسانها را به سگهای قلادهداری تشبیه کرده بود که به وسیلۀ ضرورتهای زندگی، به هر طرف کشیده میشوند. هرچه فرد بیشتر در برابر ضرورت مقاومت کند، گلویش بیشتر فشرده میشود؛ بنابراین، فرد حکیم باید همیشه تلاش کند که پیشاپیش بفهمد اوضاع از چه قرار است. بهعنوان مثال، عشق چیست؟ یا سیاست با چه سازوکاری عمل میکند؟ و بعد مسیر آنها را طوری تغییر دهد که گلویش بیجهت فشرده نشود. این همان نوع نگرش رواقیست که همواره بر فلسفۀ اسپینوزا حاکم است.
🍂 فهم سنتی از خدا، بهمعنای خواندن انجیل و دیگر متون مقدس است، اما اسپینوزا، اندیشهای دیگر عرضه میکند؛ بهترین راه شناخت خدا این است که چگونگیِ سازوکار زندگی و جهان را درک کنیم؛ از طریق معرفت به روانشناسی، فلسفه و علوم طبیعیست که فرد میتواند خدا را درک کند. در دین سنتی، مؤمنان از خدا توقع پارتیبازی دارند، در عوض، اسپینوزا میگوید که این ما هستیم که باید بفهمیم خواست خدا چیست؟ و این کار را بیش از هر چیز از این طریق انجام دهیم: با مطالعۀ هرآنچه وجود دارد.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نگاهی به اندیشۀ باروخ اسپینوزا
حقیقت یا ایدههای حقیقی، بهموجب صحتشان، واجد هیچگونه قدرت اضافهای نمیشوند. حقیقت در مقام حقیقت، واجد هیچگونه نیروی بهخصوصی نیست. مطابق واژگان تفسیری آلتوسر، حقیقت نوعی ″ژلاتین″ نیست؛ ایدههای حقیقی، بههیچوجه قویتر و مؤثرتر از ایدههای مهمل، سوبژکتیویتهها را در کنترل نمیگیرند یا خود را بر آنها تحمیل نمیکنند. چگونه چنین چیزی ممکن است؟ چگونه فیلسوفی عقلگرا ادعا میکند که حقیقت ناتوان است؟ من بر این عقیدهام که ایدهها هر چقدر هم واضح و متمایز باشند، نمیتوانند بدون وجود محیطی مساعد و بارور، در ذهن ریشه بدوانند. ایدههای حقیقی بهمنظور احتراز از اینکه ایدههای مخالف آنها را در هم بکوبند، به ایدههای موافق دیگری نیاز دارند که آنها را سرپا نگه دارد.
از مقالۀ «بازطبیعیسازی ایدئولوژی: اکوسیستم ایدهها از نظر اسپینوزا» نوشتۀ «هاسانا شارپ» ترجمۀ فواد حبیبی و امین کرمی
🍂 سنکا، فیلسوف محبوب اسپینوزا، انسانها را به سگهای قلادهداری تشبیه کرده بود که به وسیلۀ ضرورتهای زندگی، به هر طرف کشیده میشوند. هرچه فرد بیشتر در برابر ضرورت مقاومت کند، گلویش بیشتر فشرده میشود؛ بنابراین، فرد حکیم باید همیشه تلاش کند که پیشاپیش بفهمد اوضاع از چه قرار است. بهعنوان مثال، عشق چیست؟ یا سیاست با چه سازوکاری عمل میکند؟ و بعد مسیر آنها را طوری تغییر دهد که گلویش بیجهت فشرده نشود. این همان نوع نگرش رواقیست که همواره بر فلسفۀ اسپینوزا حاکم است.
🍂 فهم سنتی از خدا، بهمعنای خواندن انجیل و دیگر متون مقدس است، اما اسپینوزا، اندیشهای دیگر عرضه میکند؛ بهترین راه شناخت خدا این است که چگونگیِ سازوکار زندگی و جهان را درک کنیم؛ از طریق معرفت به روانشناسی، فلسفه و علوم طبیعیست که فرد میتواند خدا را درک کند. در دین سنتی، مؤمنان از خدا توقع پارتیبازی دارند، در عوض، اسپینوزا میگوید که این ما هستیم که باید بفهمیم خواست خدا چیست؟ و این کار را بیش از هر چیز از این طریق انجام دهیم: با مطالعۀ هرآنچه وجود دارد.
#فلسفیدن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin