#زنان
بنا بر یک افسانه هندو، در آغاز که توشتری، صنعتگر آسمانی، خواست به آفرینش زن بپردازد، دریافت که هر چه مصالح داشته، در ساختن مرد به کار برده و از عناصر جامد چیزی برایش نماندهاست.
برای حل این دشواری، زن را با آمیزهای از «خرد» و «ریزهای آفرینش» شکل بخشید، بدینگونه:
گردی «ماه»،
پیچ و خمهای «گیاهان رونده»،
چسبندگی «پیچکها»،
لرزش «علف»،
باریکی «نی»،
شکوفهٔ «گلها»،
سبکی «برگها»،
نگاههای «آهو»،
گرد آمدن «دستههای زنبور»،
شادی پرنشاط «فروغ آفتاب»،
گریستن «ابرها»،
بیآرامی «بادها»،
هراسانی «خرگوش»،
رعونت «طاووس»،
نرمی سینه «طوطی»،
سختی «خارا»،
حلاوت «عسل»،
درندهخویی «ببر»،
شعله گرم «آتش»،
سرمای «برف»،
نغمه «کوکوی هندی»،
دورنگی «درنا»
و وفاداری «غاز سرخ»
را گرفت و همه را به هم آمیخت و زن را ساخت و او را به مرد داد.
ویل دورانت جلد اول تاریخ تمدن؛
به نقل از آزادهجان، #محمد_مرادی، دانشجوی دکترای تاریخ
➖➖➖
🌾 نقدآگین
بنا بر یک افسانه هندو، در آغاز که توشتری، صنعتگر آسمانی، خواست به آفرینش زن بپردازد، دریافت که هر چه مصالح داشته، در ساختن مرد به کار برده و از عناصر جامد چیزی برایش نماندهاست.
برای حل این دشواری، زن را با آمیزهای از «خرد» و «ریزهای آفرینش» شکل بخشید، بدینگونه:
گردی «ماه»،
پیچ و خمهای «گیاهان رونده»،
چسبندگی «پیچکها»،
لرزش «علف»،
باریکی «نی»،
شکوفهٔ «گلها»،
سبکی «برگها»،
نگاههای «آهو»،
گرد آمدن «دستههای زنبور»،
شادی پرنشاط «فروغ آفتاب»،
گریستن «ابرها»،
بیآرامی «بادها»،
هراسانی «خرگوش»،
رعونت «طاووس»،
نرمی سینه «طوطی»،
سختی «خارا»،
حلاوت «عسل»،
درندهخویی «ببر»،
شعله گرم «آتش»،
سرمای «برف»،
نغمه «کوکوی هندی»،
دورنگی «درنا»
و وفاداری «غاز سرخ»
را گرفت و همه را به هم آمیخت و زن را ساخت و او را به مرد داد.
ویل دورانت جلد اول تاریخ تمدن؛
به نقل از آزادهجان، #محمد_مرادی، دانشجوی دکترای تاریخ
➖➖➖
🌾 نقدآگین
📘مرگ و انقلاب زندگی
— نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب #محمد_مرادی
✍️ #فریدون_فرخ
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۲۹ واژه
#زیستروان #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد #نقد_رسانه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
— نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب #محمد_مرادی
✍️ #فریدون_فرخ
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۲۹ واژه
#زیستروان #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد #نقد_رسانه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
📘مرگ و انقلاب زندگی
— نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب #محمد_مرادی
✍️ #فریدون_فرخ
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۲۹ واژه
#زیستروان #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد #نقد_رسانه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
— نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب #محمد_مرادی
✍️ #فریدون_فرخ
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۲۹ واژه
#زیستروان #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد #نقد_رسانه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
📘مرگ و انقلاب زندگی
— نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب #محمد_مرادی
✍️ #فریدون_فرخ
🍂 مرگ سوژه میتواند یک انتخاب باشد، همانگونه که خواب؛ هرچند تولد تدریجی سوژه، «جبرن» سوژهٔ انتخابگر را میسازد؛ همانگونه که بیداری موقتی از خواب تا موعد خواب بعدی، عمدتن بشکلی جبری و بدون ارادهٔ سوژه رخ میدهد.
🍂 سوژه (من هر یک از ما)، اگر با مفروضات الاهیاتی بدان ننگریم، امری تمامن برساخته و موقتیست. درحالی که در نظر اول، چند میلیارد من بر روی زمین نفس میکشند، اما صرفن یک حیات-آگاهی رازآمیز است که در فرم جامعهٔ انسانیاش، بشکلی تکاملی و تدریجی، دارای منهای زبانمندی شده که با ذهن زبانمند، برای خود، هستیای محدود و جداگانه از طبیعت تصور میکند؛ هستیای که به بدنش محدود است: با بدن زاده شده و با پیری بدن پیر میشود و در نهایت میمیرد؛ اسطورهای رایج که واقعیت محض میپنداریم و نهایتن آن را با قصههای ادیان قدیم و جدید، تمدید میبخشیم؛ قصههایی که از بقای ابدی سوژهای برساخته و محدود و موقتی میگویند تا سوژه دچار تنشهای بحرانساز کمتری شده و در جامعه، به کارکرد خود ادامه دهد و جامعه نیز بدین طریق، با خطری در بقای خود مواجه نشود.
🍂 بعنوان کسی که هر از چندی به خودکشی فکر کرده و میکنم و نگاه رایج به آن و نگاههای مثبت و منفی غالب و جزمی پیرامون زندگی را نیز ضرورتن نگاهی معقول نمیدانم و مرگ انتخابی را هم ضرورتن بد نمیپندارم، اما تصور میکنم محمد مرادی، اگر میتوانست فقط کمی فلسفی-تاریخیتر به جهان بنگرد، در این انتخاب کشیده نمیشد.
🍂 باور دارم که ۴ کدگذاری-کلیشه رایج رسانهای-فرهنگی-سیاسی زیر در این انتخاب دخیل بودهاند؛ در ادامه به شکلی مختصر به بررسی آنها میپردازم، به این امید که نقطه شروعی برای تجدیدنظرهای اساسی گردد:
کد اول) «امر سیاسی بسیار مهمتر از زندگی شخصی و خانوادگی من است»، «تا ایران از آخوندها رها نشه، نمیتوانیم تجربه معنامندی از زندگی و نوعی از سعادت «خلق معنا» را تجربه کنیم»، «نمیتوانیم شاد باشیم و شادی کنیم؛ وقتی مردممان، برای چیزهای ابتدایی، در حال کشته شدن، کور شدن، شکنجه و باتوم و شوکر خوردناند و...».
کد دوم) «ما ایرانیان نمیتوانیم تغییرات اساسی را با دستان خودمان رقم زنیم. غربیها برای خود وظیفهٔ کمک به دیگر ملل را قائلاند و در این زمینه حد و مرزی ندارند و باید کارهایی اساسی بکنند، وگرنه ما بیجهت کشته میشویم»؛ حتا بعضی از ما حاضریم مکرر آرزو و درخواست تهاجم نظامی کنیم، ولی نکوشیم تا خودمان کمی جدیتر، رادیکالتر، آوانگاردتر و خلاقانهتر از قبل مبارزه کنیم و سبک زیست مألوفمان را به سبک زیست جنگی-مبارزانی برای بازپسگیری میهن از غاصبان تغییر دهیم.
کد سوم) «ویرانی روانی»ای است که با سیاست خطای (یا بیسیاستی) رسانههای فارسی به مخاطبان، با نشر اخباری خاص و ویرانگر به شکل وسیع، بجای «ایجاد و تقویت خشم هدفمند منجر به عمل رهاییبخش»، تحمیل میشود.
کد چهارم) «مبارزه با حکومت اسلامی، مبارزهای ساده و کوچک و ۴۴ ساله است و ما صرفن با «یک حکومت» طرفیم، نه «یک فرهنگ، زیستجهان و گفتمان قدرتی به درازای تاریخ»، که نوعی از معنامندی زندگی را برای پیروان آن فراهم کرده و به همین خاطر، با وجود کثرت بالایی از جنایات بزرگ مبتنی بر نصوص دینی در قرون متمادی، خود را بعنوان گفتمانی بیبدیل در اذهان عوام طرفدار خود و حتا مخالفانش جا زدهاست».
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۲۹ واژه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
— نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب #محمد_مرادی
✍️ #فریدون_فرخ
🍂 مرگ سوژه میتواند یک انتخاب باشد، همانگونه که خواب؛ هرچند تولد تدریجی سوژه، «جبرن» سوژهٔ انتخابگر را میسازد؛ همانگونه که بیداری موقتی از خواب تا موعد خواب بعدی، عمدتن بشکلی جبری و بدون ارادهٔ سوژه رخ میدهد.
🍂 سوژه (من هر یک از ما)، اگر با مفروضات الاهیاتی بدان ننگریم، امری تمامن برساخته و موقتیست. درحالی که در نظر اول، چند میلیارد من بر روی زمین نفس میکشند، اما صرفن یک حیات-آگاهی رازآمیز است که در فرم جامعهٔ انسانیاش، بشکلی تکاملی و تدریجی، دارای منهای زبانمندی شده که با ذهن زبانمند، برای خود، هستیای محدود و جداگانه از طبیعت تصور میکند؛ هستیای که به بدنش محدود است: با بدن زاده شده و با پیری بدن پیر میشود و در نهایت میمیرد؛ اسطورهای رایج که واقعیت محض میپنداریم و نهایتن آن را با قصههای ادیان قدیم و جدید، تمدید میبخشیم؛ قصههایی که از بقای ابدی سوژهای برساخته و محدود و موقتی میگویند تا سوژه دچار تنشهای بحرانساز کمتری شده و در جامعه، به کارکرد خود ادامه دهد و جامعه نیز بدین طریق، با خطری در بقای خود مواجه نشود.
🍂 بعنوان کسی که هر از چندی به خودکشی فکر کرده و میکنم و نگاه رایج به آن و نگاههای مثبت و منفی غالب و جزمی پیرامون زندگی را نیز ضرورتن نگاهی معقول نمیدانم و مرگ انتخابی را هم ضرورتن بد نمیپندارم، اما تصور میکنم محمد مرادی، اگر میتوانست فقط کمی فلسفی-تاریخیتر به جهان بنگرد، در این انتخاب کشیده نمیشد.
🍂 باور دارم که ۴ کدگذاری-کلیشه رایج رسانهای-فرهنگی-سیاسی زیر در این انتخاب دخیل بودهاند؛ در ادامه به شکلی مختصر به بررسی آنها میپردازم، به این امید که نقطه شروعی برای تجدیدنظرهای اساسی گردد:
کد اول) «امر سیاسی بسیار مهمتر از زندگی شخصی و خانوادگی من است»، «تا ایران از آخوندها رها نشه، نمیتوانیم تجربه معنامندی از زندگی و نوعی از سعادت «خلق معنا» را تجربه کنیم»، «نمیتوانیم شاد باشیم و شادی کنیم؛ وقتی مردممان، برای چیزهای ابتدایی، در حال کشته شدن، کور شدن، شکنجه و باتوم و شوکر خوردناند و...».
کد دوم) «ما ایرانیان نمیتوانیم تغییرات اساسی را با دستان خودمان رقم زنیم. غربیها برای خود وظیفهٔ کمک به دیگر ملل را قائلاند و در این زمینه حد و مرزی ندارند و باید کارهایی اساسی بکنند، وگرنه ما بیجهت کشته میشویم»؛ حتا بعضی از ما حاضریم مکرر آرزو و درخواست تهاجم نظامی کنیم، ولی نکوشیم تا خودمان کمی جدیتر، رادیکالتر، آوانگاردتر و خلاقانهتر از قبل مبارزه کنیم و سبک زیست مألوفمان را به سبک زیست جنگی-مبارزانی برای بازپسگیری میهن از غاصبان تغییر دهیم.
کد سوم) «ویرانی روانی»ای است که با سیاست خطای (یا بیسیاستی) رسانههای فارسی به مخاطبان، با نشر اخباری خاص و ویرانگر به شکل وسیع، بجای «ایجاد و تقویت خشم هدفمند منجر به عمل رهاییبخش»، تحمیل میشود.
کد چهارم) «مبارزه با حکومت اسلامی، مبارزهای ساده و کوچک و ۴۴ ساله است و ما صرفن با «یک حکومت» طرفیم، نه «یک فرهنگ، زیستجهان و گفتمان قدرتی به درازای تاریخ»، که نوعی از معنامندی زندگی را برای پیروان آن فراهم کرده و به همین خاطر، با وجود کثرت بالایی از جنایات بزرگ مبتنی بر نصوص دینی در قرون متمادی، خود را بعنوان گفتمانی بیبدیل در اذهان عوام طرفدار خود و حتا مخالفانش جا زدهاست».
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۲۹ واژه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
Telegraph
مرگ و انقلاب زندگی
— نقد چهار کد اشتباه، به بهانه انتخاب محمد مرادی فریدون فرخ مرگ سوژه میتواند یک انتخاب باشد، همانگونه که خواب؛ هرچند تولد تدریجی سوژه، «جبرن» سوژهٔ انتخابگر را میسازد؛ همانگونه که بیداری موقتی از خواب تا موعد خواب بعدی، عمدتن بشکلی جبری و بدون ارادهٔ سوژه…
📘آخوند خوب آخوند مرده نیست!
✍️ آزادهجان #محمد_مرادی
🗄 پست مرتبط:
📺 مواجههٔ غیرفلسفی عوام با محدودیت ادراک: تعصب، خرافهباوری، خشم و خشونت
📺 مروری بر آثار گرانقدر سلمان رشدی
📺 سلمان رشدی و پاسخ به مغلطهای رایج
📕 مختصری پیرامون سلمان رشدی و آثار او
➖➖➖
🌾 نقدآگین
✍️ آزادهجان #محمد_مرادی
🗄 پست مرتبط:
📺 مواجههٔ غیرفلسفی عوام با محدودیت ادراک: تعصب، خرافهباوری، خشم و خشونت
📺 مروری بر آثار گرانقدر سلمان رشدی
📺 سلمان رشدی و پاسخ به مغلطهای رایج
📕 مختصری پیرامون سلمان رشدی و آثار او
➖➖➖
🌾 نقدآگین
📘آخوند خوب آخوند مرده نیست!
✍️ آزادهجان #رضا_مرادی
🍂 سال ۸۳ و در دوران کارشناسی در کتابخانه دانشگاه ارومیه، به کتابهای سلمان رشدی برخوردم: «شرم» و «بچههای نیمهشب»؛ هر دوی آنها توسط مهدی سحابی ترجمه شده و جایزهی ترجمهی سال را از آن خود کرده بود و این فقط به خاطر ترجمهی فوقالعادهی مهدی سحابی نبود، سلمان رشدی نویسندهای دردمند بود که به درد طبقات پایین نیز میپرداخت و در جای خود غربیها را نیز نقد میکرد.
🍂 از جمله شوخیهای او با ایندیرا گاندی و یا دادن لقب «بیوهی تنکهآهنی» به خانم بینظیر بوتو، که بعدا خود هدف ترور قرار گرفت، اما خب کار که به نقد وشوخی با اسلام رسید، همه چیز رنگ خشم و عصبیت به خود گرفت.
🍂 باری، دو کتاب را که خواندم، به دوستان کتابخوان خود نیز امانت دادم که بخوانند و چند نفر دیگر هم سفارش کردند تمدید کنم و برایشان ببرم.
🍂 در آن سالها امکان تهیهی کتاب آن هم چاپ اصلی، بسیار سخت بود. یادم هست در کتابخانه کتابداری بود با نگاهی موذی و فضول، هنگام پس دادن کتابها با تعجب به آنها خیره ماند و متأسفانه، بار بعد که برای امانت گرفتنشان رفتم، موذیانه گفت که دیگر در کتابخانه موجود نیستند و مقابل اصرار من، صرفا جمله را با تحکمی بیشتر تکرار کرد.
🍂 یادم هست وقتی یکی از کتابهای علیرضا شاپور شهبازی («کورش بزرگ») را میخواستم، کتاب خاک گرفته را که آورد و وقتی به جستجوی شناسنامه کتاب برآمد، عکسی از محمدرضا شاه پهلوی در ابتدای کتاب دید؛ عکس را از هم درید و برد. او فقط یکی از موشان حقیری بود که از ترس آگاهی به جان کتابها افتاده بود، گویی کتابداران زندانبانان کتاب و آگاهی شده بودند.
🍂 اینکه سلمان رشدی به راستی کیست را نه با فتوا، که با خواندن درست آثار او باید دید و سنجید. حملهٔ کوردلانه به او از پس این همه سال، بخوبی نشان میدهد که نباید به جملهی «آخوند خوب، یه آخوند مرده است» دل خوش داشت.
🍂 ملایان، آخوندها و خرافهگرایان و دشمنان آزادی، حتی بعد از مرگ خود نیز میتوانند آتش و خون بپا کنند و به نام دین، برادرکشی و نفرت بپراکنند؛ پس باید به نقد افکار آنها همت گماشت، نه قتل و حذف فیزیکی آنها.
🍂 هیچ انسانی به صرف نقد و شوخی یک امر، مستوجب قتل و ترور نیست که اگر چنین بود، ابراهیم و محمد باید قبل از همه کشته میشدند؛ چراکه به ضدیت با اعتقادات اکثریت جامعه برخاسته بودند.
🍂 کار ترور، القای ترس و خودسانسوری است و تنها علاج آن، کوشش در راه نشان دادن بیهودگی ترور: با نترسیدن و ساکت نماندن.
#نقد_اسلام #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 نقدآگین
✍️ آزادهجان #رضا_مرادی
🍂 سال ۸۳ و در دوران کارشناسی در کتابخانه دانشگاه ارومیه، به کتابهای سلمان رشدی برخوردم: «شرم» و «بچههای نیمهشب»؛ هر دوی آنها توسط مهدی سحابی ترجمه شده و جایزهی ترجمهی سال را از آن خود کرده بود و این فقط به خاطر ترجمهی فوقالعادهی مهدی سحابی نبود، سلمان رشدی نویسندهای دردمند بود که به درد طبقات پایین نیز میپرداخت و در جای خود غربیها را نیز نقد میکرد.
🍂 از جمله شوخیهای او با ایندیرا گاندی و یا دادن لقب «بیوهی تنکهآهنی» به خانم بینظیر بوتو، که بعدا خود هدف ترور قرار گرفت، اما خب کار که به نقد وشوخی با اسلام رسید، همه چیز رنگ خشم و عصبیت به خود گرفت.
🍂 باری، دو کتاب را که خواندم، به دوستان کتابخوان خود نیز امانت دادم که بخوانند و چند نفر دیگر هم سفارش کردند تمدید کنم و برایشان ببرم.
🍂 در آن سالها امکان تهیهی کتاب آن هم چاپ اصلی، بسیار سخت بود. یادم هست در کتابخانه کتابداری بود با نگاهی موذی و فضول، هنگام پس دادن کتابها با تعجب به آنها خیره ماند و متأسفانه، بار بعد که برای امانت گرفتنشان رفتم، موذیانه گفت که دیگر در کتابخانه موجود نیستند و مقابل اصرار من، صرفا جمله را با تحکمی بیشتر تکرار کرد.
🍂 یادم هست وقتی یکی از کتابهای علیرضا شاپور شهبازی («کورش بزرگ») را میخواستم، کتاب خاک گرفته را که آورد و وقتی به جستجوی شناسنامه کتاب برآمد، عکسی از محمدرضا شاه پهلوی در ابتدای کتاب دید؛ عکس را از هم درید و برد. او فقط یکی از موشان حقیری بود که از ترس آگاهی به جان کتابها افتاده بود، گویی کتابداران زندانبانان کتاب و آگاهی شده بودند.
🍂 اینکه سلمان رشدی به راستی کیست را نه با فتوا، که با خواندن درست آثار او باید دید و سنجید. حملهٔ کوردلانه به او از پس این همه سال، بخوبی نشان میدهد که نباید به جملهی «آخوند خوب، یه آخوند مرده است» دل خوش داشت.
🍂 ملایان، آخوندها و خرافهگرایان و دشمنان آزادی، حتی بعد از مرگ خود نیز میتوانند آتش و خون بپا کنند و به نام دین، برادرکشی و نفرت بپراکنند؛ پس باید به نقد افکار آنها همت گماشت، نه قتل و حذف فیزیکی آنها.
🍂 هیچ انسانی به صرف نقد و شوخی یک امر، مستوجب قتل و ترور نیست که اگر چنین بود، ابراهیم و محمد باید قبل از همه کشته میشدند؛ چراکه به ضدیت با اعتقادات اکثریت جامعه برخاسته بودند.
🍂 کار ترور، القای ترس و خودسانسوری است و تنها علاج آن، کوشش در راه نشان دادن بیهودگی ترور: با نترسیدن و ساکت نماندن.
#نقد_اسلام #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 نقدآگین
Telegram
نقدآگین
📘آخوند خوب آخوند مرده نیست!
✍️ آزادهجان #محمد_مرادی
🗄 پست مرتبط:
📺 مواجههٔ غیرفلسفی عوام با محدودیت ادراک: تعصب، خرافهباوری، خشم و خشونت
📺 مروری بر آثار گرانقدر سلمان رشدی
📺 سلمان رشدی و پاسخ به مغلطهای رایج
📕 مختصری پیرامون سلمان رشدی و آثار او
…
✍️ آزادهجان #محمد_مرادی
🗄 پست مرتبط:
📺 مواجههٔ غیرفلسفی عوام با محدودیت ادراک: تعصب، خرافهباوری، خشم و خشونت
📺 مروری بر آثار گرانقدر سلمان رشدی
📺 سلمان رشدی و پاسخ به مغلطهای رایج
📕 مختصری پیرامون سلمان رشدی و آثار او
…
نقدآگین
📘مرگ و انقلاب زندگی — نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب #محمد_مرادی ✍️ #فریدون_فرخ 🍂 مرگ سوژه میتواند یک انتخاب باشد، همانگونه که خواب؛ هرچند تولد تدریجی سوژه، «جبرن» سوژهٔ انتخابگر را میسازد؛ همانگونه که بیداری موقتی از خواب تا موعد خواب بعدی، عمدتن…
Telegram
نقدآگین
📘مرگ و انقلاب زندگی
— نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب #محمد_مرادی
✍️ #فریدون_فرخ
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۲۹ واژه
#زیستروان #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد #نقد_رسانه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
— نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب #محمد_مرادی
✍️ #فریدون_فرخ
🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۲۹ واژه
#زیستروان #نقد_فرهنگ #اپوزیشنقد #نقد_رسانه
➖➖➖
🌾 نقدآگین
📘دوستی و ادبِ پایانِ دوستانه و درست
🍂 دیروز (۵ دی)، سالگرد کنش اعتراضی #محمد_مرادی عزیز بود.
🍂 اگر بفهمیم چقدر سریعتر از زود میگذرد، رغبتِ خیلی فکرها را هم نخواهیم یافت؛ چه رسد به عملی کردنشان.
🍂 دوستی، آداب و ظرائف متعددی دارد. تصور میکنم که حتی فرهیختهترین افراد نیز بسیار کم از آداب دشوار دوستی میفهمند، چه رسد به ملزم کردن خود به رعایتِ آن آداب.
🍂 نوع پایان دادنِ به رابطۀ دوستی، یا حتی قطع موقتش بنا به مشکلات زندگیِ شخصی، یکی از مهمترین سنگِ محکهای بلوغ و معرفت هر فرد و میزان صداقتش در دوستی و ابزار ندیدنِ دیگری در رابطه است.
🍂 نمیتوان برای بسط اخلاق و عقلانیت در جامعه قیام کرد، ولی در رابطه با نزدیکترین دوست خود، چنین نامسئولانه و نامهربانانه و بدون «گفتگویی صمیمانه و معقول و تصمیمگیریِ مشترک»، رابطه را پایان داد؛ بنحوی که قلبش را تا پایان عمر، در سیاهچال چنین پایانی، آتش زد و مچاله ساخت.
🍂 متن زیر در آن ایام صعب، در نقد کنش محمد مرادی عزیز نوشته شد:
📕مرگ و انقلاب زندگی (نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب محمد مرادی)
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 دیروز (۵ دی)، سالگرد کنش اعتراضی #محمد_مرادی عزیز بود.
🍂 اگر بفهمیم چقدر سریعتر از زود میگذرد، رغبتِ خیلی فکرها را هم نخواهیم یافت؛ چه رسد به عملی کردنشان.
🍂 دوستی، آداب و ظرائف متعددی دارد. تصور میکنم که حتی فرهیختهترین افراد نیز بسیار کم از آداب دشوار دوستی میفهمند، چه رسد به ملزم کردن خود به رعایتِ آن آداب.
🍂 نوع پایان دادنِ به رابطۀ دوستی، یا حتی قطع موقتش بنا به مشکلات زندگیِ شخصی، یکی از مهمترین سنگِ محکهای بلوغ و معرفت هر فرد و میزان صداقتش در دوستی و ابزار ندیدنِ دیگری در رابطه است.
🍂 نمیتوان برای بسط اخلاق و عقلانیت در جامعه قیام کرد، ولی در رابطه با نزدیکترین دوست خود، چنین نامسئولانه و نامهربانانه و بدون «گفتگویی صمیمانه و معقول و تصمیمگیریِ مشترک»، رابطه را پایان داد؛ بنحوی که قلبش را تا پایان عمر، در سیاهچال چنین پایانی، آتش زد و مچاله ساخت.
🍂 متن زیر در آن ایام صعب، در نقد کنش محمد مرادی عزیز نوشته شد:
📕مرگ و انقلاب زندگی (نقد چهار کد اشتباه، به بهانهٔ انتخاب محمد مرادی)
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin