۱. آیا آزادی بیان مطلق است؟ خیر.
مطلق بودن ازادی بیان یک اسطوره جذاب روشنفکری است. آنچه بنیانهای یک نظم اجتماعی را میسازد نمیتواند آزادانه مورد توهین و بیاحترامی قرار گیرد. مثلا ایدئولوژیها و افکار خشونتگستر و ستیزهجو مانند فاشیسم، داعش و تجزیهطلبی نمیتوانند از حق آزادی بیان بهرهمند باشند. البته حدود این محدودیتها بر آزادی بیان و نحوه اعمال آنها در هر جامعهای ممکن است متفاوت باشد [و تعیین درست آنها بسیار بحث پیچیده و چالشبرانگیزیست].
۲. آیا توهین به فردوسی و شاهنامه از مقوله آزادی بیان است؟ بله.
شاهنامه فردوسی متن تاریخی بسیار مهمی در هویت ما ایرانیان است. فردوسی نیز شخصیتی بسیار محترم در فرهنگ ماست. اما شوخی با فردوسی و شاهنامه و حتی توهین به آنها نباید جرم انگاری شود. درواقع شاهنامه به رغم اینکه متن ادبی و حکمی فوق العاده مهمی است، در موقعیتی نیست که بتوان باور به آن را از بنیادهای نظم اجتماعی تلقی کرد. توهین به حکیمی "خردآموز و مهرآمیز و دادآیین" که ده قرن تداوم فرهنگ و هویت ملی ما مدیون اوست ازسوی یک دلقک سایبری البته بیشتر تف سربالاست. ولی ورود حقوقی اساسا بی مورد است و فردوسی هم نیازی بدان ندارد.
۳. آیا باید نسبت به توهین به شاهنامه و فردوسی بی تفاوت بود و هرگونه اعتراض و واکنش را نقض آزادی بیان فرد فحاش خواند؟ خیر.
جامعه باید خودش پاسدار ارزشها و سنتهای خود باشد و توهین و فحاشی به شخصیتهای بزرگی چون فردوسی و خیام را تبدیل به تابو کند، و درمقابل فحاش قدعلم کند تا یا وادار به عذرخواهی شود و یا تحت فشار اجتماعی و عرفی قرار بگیرد و برای دیگران درس عبرت شود. این کار نه تنها مغایر با اصول آزادی بیان نیست که اتفاقا زمینه ساز آن است. وقتی افراد بدانند توهین آنها به شخصیتهای مورد احترام یک ملت هزینه اجتماعی دارد، اگر عاقل باشند مسیر شوخی و طنز سالم و فاخر را برمیگزینند، حتی با فردوسی و شاهنامه.
✍🏻 #احمد_بستانی
🌾 @Naqdagin | @DrBostani
مطلق بودن ازادی بیان یک اسطوره جذاب روشنفکری است. آنچه بنیانهای یک نظم اجتماعی را میسازد نمیتواند آزادانه مورد توهین و بیاحترامی قرار گیرد. مثلا ایدئولوژیها و افکار خشونتگستر و ستیزهجو مانند فاشیسم، داعش و تجزیهطلبی نمیتوانند از حق آزادی بیان بهرهمند باشند. البته حدود این محدودیتها بر آزادی بیان و نحوه اعمال آنها در هر جامعهای ممکن است متفاوت باشد [و تعیین درست آنها بسیار بحث پیچیده و چالشبرانگیزیست].
۲. آیا توهین به فردوسی و شاهنامه از مقوله آزادی بیان است؟ بله.
شاهنامه فردوسی متن تاریخی بسیار مهمی در هویت ما ایرانیان است. فردوسی نیز شخصیتی بسیار محترم در فرهنگ ماست. اما شوخی با فردوسی و شاهنامه و حتی توهین به آنها نباید جرم انگاری شود. درواقع شاهنامه به رغم اینکه متن ادبی و حکمی فوق العاده مهمی است، در موقعیتی نیست که بتوان باور به آن را از بنیادهای نظم اجتماعی تلقی کرد. توهین به حکیمی "خردآموز و مهرآمیز و دادآیین" که ده قرن تداوم فرهنگ و هویت ملی ما مدیون اوست ازسوی یک دلقک سایبری البته بیشتر تف سربالاست. ولی ورود حقوقی اساسا بی مورد است و فردوسی هم نیازی بدان ندارد.
۳. آیا باید نسبت به توهین به شاهنامه و فردوسی بی تفاوت بود و هرگونه اعتراض و واکنش را نقض آزادی بیان فرد فحاش خواند؟ خیر.
جامعه باید خودش پاسدار ارزشها و سنتهای خود باشد و توهین و فحاشی به شخصیتهای بزرگی چون فردوسی و خیام را تبدیل به تابو کند، و درمقابل فحاش قدعلم کند تا یا وادار به عذرخواهی شود و یا تحت فشار اجتماعی و عرفی قرار بگیرد و برای دیگران درس عبرت شود. این کار نه تنها مغایر با اصول آزادی بیان نیست که اتفاقا زمینه ساز آن است. وقتی افراد بدانند توهین آنها به شخصیتهای مورد احترام یک ملت هزینه اجتماعی دارد، اگر عاقل باشند مسیر شوخی و طنز سالم و فاخر را برمیگزینند، حتی با فردوسی و شاهنامه.
✍🏻 #احمد_بستانی
📕در دفاع از آزادی بیان مطلق و ضرورتِ رواداری و تساهل
📕در دفاع از آزادیِ ابتذال
📕تفاوت شوخی و توهین
📕«از شوخی نباید رنجید»؛ پیشفرض مخربی که آزادی را ناقص میکند
📺 بسی رنج بردیم...
.➖➖➖
#سیاست #نقد_فرهنگ
🌾 @Naqdagin | @DrBostani
Telegram
نقدآگین
📘خلط «منع بدمستی» با «حرمت شراب»
✍🏻 دکتر #احمد_بستانی
🔻به تازگی در صفحه یکی از دوستان این ویدئوی کوتاه را دیدم از ایرانستیزی به نام عبدالنبی قیم، که در قالب سخنانی آشفته (خودش البته مدعی ارائه درسگفتار! است)، کوشیده است به سخنی از مرحوم زرینکوب در کتاب "دو قرن سکوت" دربپیچد و مثلا آن را نقد کند. من معمولا وقتم را برای پرداختن به اینگونه افراد هدر نمیدهم، ولی چون با آن دوست گرامی بحثی کوتاه درگرفت با خود گفتم بد نیست اینجا هم اشاره کوتاهی به شیوه استدلال این شخص داشته باشم از باب نشان دادن مشت نمونهخروار و اینکه دست ایرانستیزان چقدر خالی است.
۱. نخستین نکته به محتوای بحث آقای قیم مربوط است. ایشان نقل قولی از مرحوم زرین کوب می آورد درخصوص اینکه آیین زرتشتی باده گساری و مستی را نمیپسندد و سپس با یکی دو نقل قول جسته و گریخته و فاقد دقت مثلا به زعم خود نشان داده است که سخن زرین کوب نادرست است و این اسلام (بخوانید عرب) بوده است که بادهگساری را یرای ایرانیان منع کرده است.
🔺شیوه بحث قیم دقیقا مشابه منبر اخوندی است که کتابی را مثلا برای القای دقت در ارجاع به دست میگیرد ولی عملا همان حرفهای عوامانه و پیشفرضهای خودش را بیان میکند. در اینجا ایشان مساله حرمت مطلق شراب را (آنگونه که در اسلام آمده است) با منع باده گساری و مستی خلط کرده است و به این نکته ظریف توجه ندارد که میتوان مانند بسیاری از سنتهای کهن جهان به حرمت شراب و نجاست آن قائل نبود ولی با باده گساری و مستی مخالف بود و این دو منافاتی با هم ندارند. کما اینکه در مسیحیت شراب نه تنها حرام نیست بلکه مقدس است اما هیچ مسیحی متدینی باده گساری و بدمستی را جایز نمیداند.
۲. نکته دوم به شیوه مواجهه او مربوط میشود. قیم در کمال بی ادبی مرحوم زرین کوب را به دروغگویی متهم میکند و میگوید سخن او در اینجا "دروغ محض" است. نسبت دروغ دادن به دیگران موضعی است اخلاقی و ناظر به شخصیت افراد. این کار ربطی به نقد علمی که مربوط به سنجش گزاره ها و اندیشه هاست ندارد. نقد علمی یعنی با ذکر دلیل و ارجاعات نشان دهیم فلان گزاره صادق نیست یا مثلا فلان مدعای کتاب فاقد دقت و اعتبار است، نه اینکه به نویسنده تهمت اخلاقی بزنیم. روشن است که این شخص هنوز آداب و اصول اولیه نقد را هم نمیداند که چنین نسبت زشتی را به پژوهشگر بزرگی چون عبدالحسین زرین کوب میدهد؛ کسی که به اخلاق تحقیق و انصاف علمی شهره بود و حتی خودش چندسال بعد از انتشار کتاب "دو قرن سکوت" در پیشگفتار چاپ بعدی اذعان کرد برخی از جملات و تعابیر نسخه اولیه کتاب از دقت و انصاف کافی برخوردار نبوده اند.
۳. نکته پایانی: گمان میکردم اقای قیم (که ظاهرا نویسنده یک فرهنگ لغات عربی به فارسی است) اگر در هیچ چیزی تخصص نداشته باشد دستکم لغت عرب را به درستی بشناسد. اینجا با مشاهده خوانش غلط ایشان از واژه سکر (sukr) به معنای مستی که به صورت سکر (sikr) به معنای سد و آب بند ادا شده است، متوجه شدم زبان عربی ایشان هم تعریف چندانی ندارد. شاید بهتر باشد او نقد بزرگانی چون دکتر زرین کوب را به اهلش واگذارد و بر تقویت زبان عربی و لغتشناسی متمرکز شود.
@DrBostani
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 آیا در کیش زردشت، باده گساری حرام است؟
زرین کوب در دوقرن سکوت مدعی است" آیینه زرتشت باده گساری را بیهوده می شمرد و نمی پسندید". این سخن زرین کوب، کذب محض است و براساس منابع و مآخذ معتبر نشان داده ایم که در کیش زردشت، شرابخواری بیهوده نبوده، بلکه جایز و روا بوده است. برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به مبحث" بازهم سخن خلاف واقع،باده گساری در کیش زردشت" در کتاب دوقرن سکوت، افسانه یا واقعیت" ،ص ص 108_111
✍🏻 دکتر #احمد_بستانی
🔻به تازگی در صفحه یکی از دوستان این ویدئوی کوتاه را دیدم از ایرانستیزی به نام عبدالنبی قیم، که در قالب سخنانی آشفته (خودش البته مدعی ارائه درسگفتار! است)، کوشیده است به سخنی از مرحوم زرینکوب در کتاب "دو قرن سکوت" دربپیچد و مثلا آن را نقد کند. من معمولا وقتم را برای پرداختن به اینگونه افراد هدر نمیدهم، ولی چون با آن دوست گرامی بحثی کوتاه درگرفت با خود گفتم بد نیست اینجا هم اشاره کوتاهی به شیوه استدلال این شخص داشته باشم از باب نشان دادن مشت نمونهخروار و اینکه دست ایرانستیزان چقدر خالی است.
۱. نخستین نکته به محتوای بحث آقای قیم مربوط است. ایشان نقل قولی از مرحوم زرین کوب می آورد درخصوص اینکه آیین زرتشتی باده گساری و مستی را نمیپسندد و سپس با یکی دو نقل قول جسته و گریخته و فاقد دقت مثلا به زعم خود نشان داده است که سخن زرین کوب نادرست است و این اسلام (بخوانید عرب) بوده است که بادهگساری را یرای ایرانیان منع کرده است.
🔺شیوه بحث قیم دقیقا مشابه منبر اخوندی است که کتابی را مثلا برای القای دقت در ارجاع به دست میگیرد ولی عملا همان حرفهای عوامانه و پیشفرضهای خودش را بیان میکند. در اینجا ایشان مساله حرمت مطلق شراب را (آنگونه که در اسلام آمده است) با منع باده گساری و مستی خلط کرده است و به این نکته ظریف توجه ندارد که میتوان مانند بسیاری از سنتهای کهن جهان به حرمت شراب و نجاست آن قائل نبود ولی با باده گساری و مستی مخالف بود و این دو منافاتی با هم ندارند. کما اینکه در مسیحیت شراب نه تنها حرام نیست بلکه مقدس است اما هیچ مسیحی متدینی باده گساری و بدمستی را جایز نمیداند.
۲. نکته دوم به شیوه مواجهه او مربوط میشود. قیم در کمال بی ادبی مرحوم زرین کوب را به دروغگویی متهم میکند و میگوید سخن او در اینجا "دروغ محض" است. نسبت دروغ دادن به دیگران موضعی است اخلاقی و ناظر به شخصیت افراد. این کار ربطی به نقد علمی که مربوط به سنجش گزاره ها و اندیشه هاست ندارد. نقد علمی یعنی با ذکر دلیل و ارجاعات نشان دهیم فلان گزاره صادق نیست یا مثلا فلان مدعای کتاب فاقد دقت و اعتبار است، نه اینکه به نویسنده تهمت اخلاقی بزنیم. روشن است که این شخص هنوز آداب و اصول اولیه نقد را هم نمیداند که چنین نسبت زشتی را به پژوهشگر بزرگی چون عبدالحسین زرین کوب میدهد؛ کسی که به اخلاق تحقیق و انصاف علمی شهره بود و حتی خودش چندسال بعد از انتشار کتاب "دو قرن سکوت" در پیشگفتار چاپ بعدی اذعان کرد برخی از جملات و تعابیر نسخه اولیه کتاب از دقت و انصاف کافی برخوردار نبوده اند.
۳. نکته پایانی: گمان میکردم اقای قیم (که ظاهرا نویسنده یک فرهنگ لغات عربی به فارسی است) اگر در هیچ چیزی تخصص نداشته باشد دستکم لغت عرب را به درستی بشناسد. اینجا با مشاهده خوانش غلط ایشان از واژه سکر (sukr) به معنای مستی که به صورت سکر (sikr) به معنای سد و آب بند ادا شده است، متوجه شدم زبان عربی ایشان هم تعریف چندانی ندارد. شاید بهتر باشد او نقد بزرگانی چون دکتر زرین کوب را به اهلش واگذارد و بر تقویت زبان عربی و لغتشناسی متمرکز شود.
@DrBostani
🔸هوم و تقدس نوشیدنی:
در آیینهای کهن ایرانی و دین زرتشت، نوشیدنی مقدسی به نام هوم (که از عصاره یک گیاه به دست میآمد) وجود داشته و مورد ستایش قرار گرفته است. مصرف هوم بخشی از مناسک دینی بوده و خاصیت نشاطآوری داشته، اما هدف از آن، رسیدن به شعف روحانی و ادراکات غیبی بوده است، نه صرفاً بدمستی. 🧪
🔸نهی از افراط و بدمستی:
اگرچه شراب بخودی خود حرام یا نجس مطلق نبوده، اما در متون زرتشتی تأکید فراوانی بر اعتدال و پرهیز از افراط در نوشیدن وجود دارد.
در اوستا (کتاب مقدس زرتشتیان) در بخشی از گاتها (سرودههای خود زرتشت)، از «مِی پلید مستیبخش» سخن رفته و از آن بعنوان عاملی که «کرپَنها و فرمانروایان بیدادگر را در بدی جسورتر میسازد»، ابراز انزجار شده است. این نشان میدهد که زرتشت، حداقل مستی و بدمستی را که باعث تباهی خرد و کردار نیک میشود، به شدت نکوهیده است.
📺 گفتار اندر منفعتِ شراب
📺 چرا شراب در اسلام حرامه؟
📺 حرمت شراب و هویت مؤلفان قرآن
📺 شراب: از انبیای یهود و مسیحیت تا اسلام
📕 در باب «حجاب، نماز و شراب»
📕پیرامون نوشخواری یا شرب خمر
📻 ضرورت جرمزدایی از شراب
.
#نقد_ادیان #ایران #نقد_اسلام #شراب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin