Telegram
نقدآگین
📺 "جنایات شیعیان"
«برگی از جنایات رافضیان
بخصوص شیعه ایرانی
ابوطاهر قرمطی ایرانی و از گناوه بوشهر امروزی
شیعیان قرمطیان گروهی با گرایش اسماعیلی بودند که در قرن سوم و چهارم هجری در شرق عربستان، بهویژه منطقه بحرین تاریخی، قدرت پیدا کردند.
در سال ۳۱۷ هجری قمری / ۹۳۰ میلادی، به رهبری ابوطاهر سلیمان بن ابوسعید جنّابی در موسم حج به مکه حمله کردند.
آنها به بهانه حج و در لباس حجاج بیت الحرام وارد مکه شدن بعد از ورود به مکه به زائران مثل وحشیان حمله کردند و شمار زیادی از حجاج را کشتند و جنازه آنها رو در چاه مقدس زمزم انداختن تا جای که چاه پر شد بعد اموال آنان را غارت کردند حتی به پرده و ناودان خانه خدا رحم نکردن سپس حجرالأسود را از کعبه سرقت کرده و به سرزمین خود بردند.
حجرالأسود حدود ۲۲ سال نزد قرمطیان باقی ماند و سرانجام در سال ۳۳۹ هجری / ۹۵۱ میلادی با دریافت پول و فشار سياسی و نظامی به مکه بازگردانده شد.
بله این گوشه ای از جنایات رافضیان و بیحرمتی به خانه پروردگار بود جالب اینجاست همین ها خود را برحق و دیگر مسلمانان رو تکفیر هم میکنند!
و امروز باز همین شیعیان از یمن برای تخریب و هتک حرمت خانه خدا سربلند کردند.
هشت سال پیش با موشک و هفته پیش با پهپاد مستقیما به خانه خدا حمله کردند و جای تعجب هم نداره در گذشته کردن و حال هم تکرار کردن و اعتقاد دارن امام زمان ظهور کند، همان روز مکه و مدینه رو به بهانه بازگرداندن به روز اول تخريب میکند!»
🔶"ما ایرانی هستیم، عرب نمیپرستیم" یعنی چه؟
🔸وقتی حکومت آخوندی اقتصاد و امنیتِ ایران را فدای «امتگرایی و آزادیِ فلسطین» و «شعارهای چپگرایانه و عربپسندانه» چون «مبارزه و محوِ اسرائیل» میکند، و با اسرائیلستیزیِ کور و نمایشی و فراتر از ظرفیتِ یک کشور، ایران را واردِ دو جنگِ ناضرور و نامربوط به ایران میکند، دقیقا «اعراب - مسلمانان»، و بطور خاص «فلسطینیها»، ایرانیان -شیعیان- و تاریخشان را چگونه میبینند؟
🔸این ویدیو را بنگرید تا دریابید چگونه سرنوشتِ چند نسل از ایرانیان و امکانِ بهبودِ شاخصهای توسعه و رهاییِ ایران از چرخۀ جهنمیِ فقر و فلاکت و فساد، قربانیِ این آرمانِ امتِ عرب، که اسلام، مثل یهودیت برای یهودیان، ایدئولوژیِ نژادیشان است (منتها از نوعِ امپراتوریِ جهانگستر)، ساخته شد.
.➖➖➖
#حکومت_اسلامی #نقد_شیعه
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 یه روز معمولی در آمریکا
🔸درحالیکه به برکتِ «نعمت و برکتِ اسلامِ ناب»، مسلمانان ۱۴۰۰ سال است به شیوههای مختلف مشغولِ پارهپارهکردنِ یکدیگرند و هر از گاهی هم، برای تکمیلِ کار و اشانتیومِ حوریهای بهشتیِ بیشتر، نگاهی به برادرانِ ابراهیمیِ یهودی میاندازند، کفار و مشرکینِ مسیحیِ آمریکا نشستهاند و برای خودشان زندگی ساختهاند؛ لابد برای اینکه پیش از رفتن به جهنمِ ابدیِ مخصوصِ «مشرکان مسیحی و تارکانِ جهاد»، کمی هم از نعماتِ خدا بهرهمند شوند!
📊 ایرانیِ بچهشیعهی «خوشحال و همیشه در صحنه» هم چشمانتظارِ کالابرگِ یکمیلیونی و یارانهٔ ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار تومانی است؛ یعنی رویهمرفته چیزی حدود ۵ تا ۶ دلار در ماه، با نرخ دلار آزاد امروز.
🐕🦺🐈 برای مقایسه، هزینهٔ متوسطِ نگهداریِ یک سگ در آمریکا حدود ۲۷۹ دلار در ماه و یک گربه حدود ۱۶۴ دلار در ماه است؛ یعنی خرجِ متوسطِ یک سگ آمریکایی تقریباً ۵۰ برابر و خرجِ یک گربه حدود ۲۸ برابر کل کالابرگ و یارانهٔ ماهانهٔ یک ایرانی است!
🔸حالا برویم سراغِ کمک غذایی. متوسطِ دریافتیِ هر نفر در برنامهٔ SNAP آمریکا (برنامهٔ دولتیِ کمکهزینهٔ خرید مواد غذایی برای افراد و خانوارهای کمدرآمد) حدود ۱۸۸ دلار در ماه است؛ یعنی بیش از ۳۰ برابر کل کالابرگ و یارانهٔ ماهانهٔ یک ایرانی.
🔸کمک نقدی را هم که حساب کنیم، SSI (کمکهزینهٔ نقدیِ دولت آمریکا برای افراد کمدرآمدِ سالمند، نابینا یا دارای معلولیت) در سال ۲۰۲۶ برای یک فرد واجد شرایط حداکثر ۹۹۴ دلار در ماه است؛ یعنی بیش از ۱۶۰ برابر کل کالابرگ و یارانهٔ نقدیِ ماهانهٔ یک ایرانیِ مشمول! البته بیخانمانی، بهخودیِ خود، کسی را واجد شرایط SSI نمیکند؛ اما همین کافی است که ببینیم کمک نقدیِ فدرال برای یک گروه مشخص از افراد کمدرآمد میتواند به چنین رقمی برسد.
🔸اما چه باک؟! ایرانی باید شکمش را با ۵–۶ دلار بچرخاند و در عوض، با افتخار بنشیند و «ابهت آمریکا» را تماشا کند که قرار است به کمکِ لُنگپوشانِ قاتخورِ حوثی شکسته شود؛ شاید هم با هر پهپاد و موشک، یک قدم ظهورِ آن زوروی زورمندِ غایبِ ابدی جلو بیفتد!
🔸یعنی رفاه را از سفرهٔ مردم بگیر، بعد برایشان «استکبارستیزی» بخر؛ نان را دریغ کن، «شکستِ ابهت» تحویل بده!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸درحالیکه به برکتِ «نعمت و برکتِ اسلامِ ناب»، مسلمانان ۱۴۰۰ سال است به شیوههای مختلف مشغولِ پارهپارهکردنِ یکدیگرند و هر از گاهی هم، برای تکمیلِ کار و اشانتیومِ حوریهای بهشتیِ بیشتر، نگاهی به برادرانِ ابراهیمیِ یهودی میاندازند، کفار و مشرکینِ مسیحیِ آمریکا نشستهاند و برای خودشان زندگی ساختهاند؛ لابد برای اینکه پیش از رفتن به جهنمِ ابدیِ مخصوصِ «مشرکان مسیحی و تارکانِ جهاد»، کمی هم از نعماتِ خدا بهرهمند شوند!
📊 ایرانیِ بچهشیعهی «خوشحال و همیشه در صحنه» هم چشمانتظارِ کالابرگِ یکمیلیونی و یارانهٔ ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار تومانی است؛ یعنی رویهمرفته چیزی حدود ۵ تا ۶ دلار در ماه، با نرخ دلار آزاد امروز.
🐕🦺🐈 برای مقایسه، هزینهٔ متوسطِ نگهداریِ یک سگ در آمریکا حدود ۲۷۹ دلار در ماه و یک گربه حدود ۱۶۴ دلار در ماه است؛ یعنی خرجِ متوسطِ یک سگ آمریکایی تقریباً ۵۰ برابر و خرجِ یک گربه حدود ۲۸ برابر کل کالابرگ و یارانهٔ ماهانهٔ یک ایرانی است!
🔸حالا برویم سراغِ کمک غذایی. متوسطِ دریافتیِ هر نفر در برنامهٔ SNAP آمریکا (برنامهٔ دولتیِ کمکهزینهٔ خرید مواد غذایی برای افراد و خانوارهای کمدرآمد) حدود ۱۸۸ دلار در ماه است؛ یعنی بیش از ۳۰ برابر کل کالابرگ و یارانهٔ ماهانهٔ یک ایرانی.
🔸کمک نقدی را هم که حساب کنیم، SSI (کمکهزینهٔ نقدیِ دولت آمریکا برای افراد کمدرآمدِ سالمند، نابینا یا دارای معلولیت) در سال ۲۰۲۶ برای یک فرد واجد شرایط حداکثر ۹۹۴ دلار در ماه است؛ یعنی بیش از ۱۶۰ برابر کل کالابرگ و یارانهٔ نقدیِ ماهانهٔ یک ایرانیِ مشمول! البته بیخانمانی، بهخودیِ خود، کسی را واجد شرایط SSI نمیکند؛ اما همین کافی است که ببینیم کمک نقدیِ فدرال برای یک گروه مشخص از افراد کمدرآمد میتواند به چنین رقمی برسد.
🔸اما چه باک؟! ایرانی باید شکمش را با ۵–۶ دلار بچرخاند و در عوض، با افتخار بنشیند و «ابهت آمریکا» را تماشا کند که قرار است به کمکِ لُنگپوشانِ قاتخورِ حوثی شکسته شود؛ شاید هم با هر پهپاد و موشک، یک قدم ظهورِ آن زوروی زورمندِ غایبِ ابدی جلو بیفتد!
🔸یعنی رفاه را از سفرهٔ مردم بگیر، بعد برایشان «استکبارستیزی» بخر؛ نان را دریغ کن، «شکستِ ابهت» تحویل بده!
.
#حکومت_اسلامی #سلام_بر_آمریکا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 انقلاب ۵۷؛ شورشِ نرسالاریِ سرکوبشده علیه زنِ آزاد و مدرنیته
🔸یکی از علل مهم انقلاب ۵۷ که بسیاری از روایتهای رسمی و حتی بخشی از روایتهای روشنفکرانه عامدانه یا از سر ملاحظه از کنار آن میگذرند، بحران اخلاق جنسی و اخلاق سرکوبگرانهای بود که در بخشهایی از جامعه ریشه داشت.
🔸جامعهای که هنوز در لایههای وسیعی با ذهنیتِ کنترلگرِ سنتی و مذهبی و دهاتی زندگی میکرد؛ ذهنیتی که در آن زن اساساً جزو «مایملکهای مرد» محسوب میشد، ناگهان با زنی مواجه شد که:
🔺و این برای ذهنیتی که دههها بدن زن را «فتنه» میدانست، بهسادگی قابل هضم نبود. خصوصاً آنکه این ذهنیت، میل جنسی را امری میدانست که باید در چارچوبی سختگیرانه و عمدتاً از مسیر ازدواج و قواعد ناموسی مهار و کنترل شود؛ اما این اخلاق، بهجای آنکه مهار میل را اساساً مسئلۀ مسئولیت فردی بداند، بخش بزرگی از بارِ آن را بر بدن و آزادی زن میگذاشت و زن را نه همچون فردی مستقل، بلکه در نسبت با حیثیت، ناموس و اقتدار مرد تعریف میکرد.
🔸آزادی زن فقط آزادی یک انسان نبود؛ برای این اخلاق، پسگرفتنِ چیزی بود که حق مالکیت و نظارت بر آن را برای مرد بدیهی میدانستند. از همینجاست که بدن زن به میدان سیاست تبدیل میشود و روسری، مو، آرایش، معاشرت و حضور اجتماعی او از یک انتخاب شخصی به مسئلهای عمومی و ایدئولوژیک بدل میشود.
🔻در چنین بستری، آنچه به نام «دفاع از اخلاق» عرضه میشد، در مواردی چیزی جز دفاع از نظمِ سرکوبِ میل و کنترل بدن زن نبود. جامعهای که میل جنسی را سرکوب میکند، سپس زن را حاملِ تحریک و «عامل فساد» معرفی میکند و بعد برای مهار او محدودیت میسازد، در واقع بارِ میلِ سرکوبشده و مسئولیتِ مهار آن را بر دوش زن میگذارد:
📌 از این منظر، بخشی از خشم مذهبی علیه مدرنیته را باید واکنشی به فروپاشیِ اخلاق جنسیِ سنتی و نظمِ سرکوبگرانهای دانست که بر کنترل میل و بدن زن استوار بود.
📌 آزادی اجتماعی و حضور زن در عرصۀ عمومی، فقط چند هنجار اخلاقی را جابهجا نمیکرد؛ بلکه اقتدار نظمی را به چالش میکشید که سالها میل جنسی را در چارچوبی سختگیرانه سرکوب کرده و بدن و رفتار زن را تحت نظارت خانواده، مرد و قواعد ناموسی قرار داده بود. از این منظر، آزادی زن صرفاً یک تغییر فرهنگی نبود؛ تهدیدی برای یکی از پایههای نظم سنتیِ قدرت بود.
📌 اگر قرار است علل فرهنگی انقلاب ۵۷ را جدی بررسی کنیم، باید این وجه ناخوشایند و کمترگفتهشده را نیز دید:
🔺مدرنیته فقط شکل حکومت یا اقتصاد را تغییر نمیداد؛ بهتدریج این تصور را نیز به چالش میکشید که زن باید تحت قیمومیت اخلاقی و ناموسیِ مرد زندگی کند. و درست همینجا بود که آزادی زن میتوانست برای بخشهایی از ذهنیت سنتی، نه صرفاً یک تغییر اجتماعی، بلکه تهدیدی علیه خودِ نظم اخلاقی و اقتداری موجود تلقی شود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸یکی از علل مهم انقلاب ۵۷ که بسیاری از روایتهای رسمی و حتی بخشی از روایتهای روشنفکرانه عامدانه یا از سر ملاحظه از کنار آن میگذرند، بحران اخلاق جنسی و اخلاق سرکوبگرانهای بود که در بخشهایی از جامعه ریشه داشت.
🔸جامعهای که هنوز در لایههای وسیعی با ذهنیتِ کنترلگرِ سنتی و مذهبی و دهاتی زندگی میکرد؛ ذهنیتی که در آن زن اساساً جزو «مایملکهای مرد» محسوب میشد، ناگهان با زنی مواجه شد که:
بیشتر دیده میشد، بیشتر میآمد، بیشتر میخندید، میپوشید، تحصیل میکرد، کار میکرد و در فضای عمومی حضور داشت.
🔺و این برای ذهنیتی که دههها بدن زن را «فتنه» میدانست، بهسادگی قابل هضم نبود. خصوصاً آنکه این ذهنیت، میل جنسی را امری میدانست که باید در چارچوبی سختگیرانه و عمدتاً از مسیر ازدواج و قواعد ناموسی مهار و کنترل شود؛ اما این اخلاق، بهجای آنکه مهار میل را اساساً مسئلۀ مسئولیت فردی بداند، بخش بزرگی از بارِ آن را بر بدن و آزادی زن میگذاشت و زن را نه همچون فردی مستقل، بلکه در نسبت با حیثیت، ناموس و اقتدار مرد تعریف میکرد.
🔸آزادی زن فقط آزادی یک انسان نبود؛ برای این اخلاق، پسگرفتنِ چیزی بود که حق مالکیت و نظارت بر آن را برای مرد بدیهی میدانستند. از همینجاست که بدن زن به میدان سیاست تبدیل میشود و روسری، مو، آرایش، معاشرت و حضور اجتماعی او از یک انتخاب شخصی به مسئلهای عمومی و ایدئولوژیک بدل میشود.
🔻در چنین بستری، آنچه به نام «دفاع از اخلاق» عرضه میشد، در مواردی چیزی جز دفاع از نظمِ سرکوبِ میل و کنترل بدن زن نبود. جامعهای که میل جنسی را سرکوب میکند، سپس زن را حاملِ تحریک و «عامل فساد» معرفی میکند و بعد برای مهار او محدودیت میسازد، در واقع بارِ میلِ سرکوبشده و مسئولیتِ مهار آن را بر دوش زن میگذارد:
زن باید پوشیده باشد تا مرد تحریک نشود؛
نباید آزادانه معاشرت کند تا «فساد» رخ ندهد؛
و نباید با بدن و پوشش و سبکزندگیاش آنگونه که میخواهد مواجه شود، چون بدن و زندگیِ او بهطور پیشفرض متعلق به خودش نیست، بلکه موضوعِ غیرت، ناموس و اقتدار مردانه است.
📌 از این منظر، بخشی از خشم مذهبی علیه مدرنیته را باید واکنشی به فروپاشیِ اخلاق جنسیِ سنتی و نظمِ سرکوبگرانهای دانست که بر کنترل میل و بدن زن استوار بود.
📌 آزادی اجتماعی و حضور زن در عرصۀ عمومی، فقط چند هنجار اخلاقی را جابهجا نمیکرد؛ بلکه اقتدار نظمی را به چالش میکشید که سالها میل جنسی را در چارچوبی سختگیرانه سرکوب کرده و بدن و رفتار زن را تحت نظارت خانواده، مرد و قواعد ناموسی قرار داده بود. از این منظر، آزادی زن صرفاً یک تغییر فرهنگی نبود؛ تهدیدی برای یکی از پایههای نظم سنتیِ قدرت بود.
📌 اگر قرار است علل فرهنگی انقلاب ۵۷ را جدی بررسی کنیم، باید این وجه ناخوشایند و کمترگفتهشده را نیز دید:
نزاع فقط بر سر شاه، غرب، اقتصاد و استبداد نبود؛ بخشی از نزاع بر سر بدن زن، آزادی اجتماعی او، اقتدار مردانه و حق روحانیتِ ارتجاعیِ شیعه برای کنترل زندگی خصوصی افراد بود.
🔺مدرنیته فقط شکل حکومت یا اقتصاد را تغییر نمیداد؛ بهتدریج این تصور را نیز به چالش میکشید که زن باید تحت قیمومیت اخلاقی و ناموسیِ مرد زندگی کند. و درست همینجا بود که آزادی زن میتوانست برای بخشهایی از ذهنیت سنتی، نه صرفاً یک تغییر اجتماعی، بلکه تهدیدی علیه خودِ نظم اخلاقی و اقتداری موجود تلقی شود.
.
#زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 پولِ «جمهوری اسلامی»
🔸«خودشیفتگیِ فرقهای، دریدگی و وقاحت»، از صفاتِ مشترکِ سران، آقازادهها و حامیان حکومت آخوندیست.
🔸در منطق فقهیِ «انفال» و «مال امام»، بخش عظیمی از ثروتهای طبیعی و اموال بیمالک، اصولاً در شمار اموالی قرار میگیرند که متعلق به امام و در اختیار او هستند؛ از زمینهای موات، کوهها، درهها، جنگلها و بیشهها، برخی معادن و منابع طبیعی، زمینهای بیمالک و اموال مجهولالمالک گرفته تا دیگر مواردی که در ابواب انفال برشمرده شدهاند.
🔸 ج.ا نیز در قانون اساسی خود، در اصل ۴۵، همین مفهوم را با عنوان «انفال و ثروتهای عمومی» وارد ساختار حقوقی حکومت کرده و مواردی مانند معادن، زمینهای موات یا رهاشده، دریاها، دریاچهها، رودخانهها و آبهای عمومی، کوهها، درهها، جنگلها، نیزارها، بیشههای طبیعی و مراتع را در زمرهٔ این ثروتها آورده است.
🔸بنابراین در این دستگاه فکری، مسئله فقط مالیات و بودجهٔ دولت نیست؛ بحث بر سر این است که ثروتهای طبیعی و بخشهایی از اموال عمومی، اساساً در قلمرو «انفال» قرار میگیرند و حکومت خود را متولی و صاحب اختیار آنها میداند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸«خودشیفتگیِ فرقهای، دریدگی و وقاحت»، از صفاتِ مشترکِ سران، آقازادهها و حامیان حکومت آخوندیست.
🔸در منطق فقهیِ «انفال» و «مال امام»، بخش عظیمی از ثروتهای طبیعی و اموال بیمالک، اصولاً در شمار اموالی قرار میگیرند که متعلق به امام و در اختیار او هستند؛ از زمینهای موات، کوهها، درهها، جنگلها و بیشهها، برخی معادن و منابع طبیعی، زمینهای بیمالک و اموال مجهولالمالک گرفته تا دیگر مواردی که در ابواب انفال برشمرده شدهاند.
🔸 ج.ا نیز در قانون اساسی خود، در اصل ۴۵، همین مفهوم را با عنوان «انفال و ثروتهای عمومی» وارد ساختار حقوقی حکومت کرده و مواردی مانند معادن، زمینهای موات یا رهاشده، دریاها، دریاچهها، رودخانهها و آبهای عمومی، کوهها، درهها، جنگلها، نیزارها، بیشههای طبیعی و مراتع را در زمرهٔ این ثروتها آورده است.
🔸بنابراین در این دستگاه فکری، مسئله فقط مالیات و بودجهٔ دولت نیست؛ بحث بر سر این است که ثروتهای طبیعی و بخشهایی از اموال عمومی، اساساً در قلمرو «انفال» قرار میگیرند و حکومت خود را متولی و صاحب اختیار آنها میداند.
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 میزانِ صداقت و قابلِ اعتماد بودنِ ج.ا
🔺جرات نکرد بگوید «مرگ مجتبی» را هم تا آمریکا اعلام نکنه، شما اعلام نمیکنید به مردم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اگر ترامپ مرگِ خامنهای را اعلام نکردهبود، تا الان شما هم اعلام نکردهبودید.
🔺جرات نکرد بگوید «مرگ مجتبی» را هم تا آمریکا اعلام نکنه، شما اعلام نمیکنید به مردم.
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸کاری که این عرزشی با امام مقوا، در مقایسه با اشبهِ ناس بهش (صدام حسین) کرد، مردم لیبی با قذافی نکردند 🤣
🔸آخه شما عرزشیها، با این خوشقیافگی، دانشِ گسترده و هوش و نبوغِ سرشار، حتما باید از خودتون ویدیو ریکورد کنید و بالای منبر برید جهتِ روشنگری و مالهکشی این حقارتِ تاریخی و کمدیِ ملی؟ بعد، امثالِ شما معلمِ مملکت هم هستید در تعدادِ انبوه؟ باید گِل گرفت دربِ گزینشِ ادارات رو که به شما دلقکهای با آیکیوی جلبک، جایگاه و تریبون داده تا پدرِ نسلهای بعد رو دربیارید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸آخه شما عرزشیها، با این خوشقیافگی، دانشِ گسترده و هوش و نبوغِ سرشار، حتما باید از خودتون ویدیو ریکورد کنید و بالای منبر برید جهتِ روشنگری و مالهکشی این حقارتِ تاریخی و کمدیِ ملی؟ بعد، امثالِ شما معلمِ مملکت هم هستید در تعدادِ انبوه؟ باید گِل گرفت دربِ گزینشِ ادارات رو که به شما دلقکهای با آیکیوی جلبک، جایگاه و تریبون داده تا پدرِ نسلهای بعد رو دربیارید.
.
#حکومت_اسلامی #نقدخند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 پاسخِ پدرِ #جاویدنام #عرفان_عبدیپور به خونشوییِ غلامِ کذابِ #حکومت_اسلامی
🩸پسر من نه آموزش نظامی دیده بود که بخواهد کودتا کند و نه اسلحهای در دست داشت؛ نه پادگان نظامی یا مقر امنیتی در آریاشهر بود که بخواهد فتحش کند.
🩸چرا جواب اعتراض پسر من گلوله جنگی بود؟ چرا دوبار به اون تیر زدید؟ چرا پیکرش را بین هزاران جوان دیگر در کهریزک رها کردید؟ چرا جوابی به دادخواهی ما ندادید؟
🩸روزی حقیقت شما را پیدا خواهد کرد و آنجا قبل از اینکه در محضر ملت شریف ایران و خانوادههای دادخواه پاسخگو باشید باید به وجدان گم کردهی خود جواب دهید که چطور توانستید برای حفظ خود و قدرت بی مقدارتان، هزاران جانِ عزیز را قربانی کنید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🩸پسر من نه آموزش نظامی دیده بود که بخواهد کودتا کند و نه اسلحهای در دست داشت؛ نه پادگان نظامی یا مقر امنیتی در آریاشهر بود که بخواهد فتحش کند.
🩸چرا جواب اعتراض پسر من گلوله جنگی بود؟ چرا دوبار به اون تیر زدید؟ چرا پیکرش را بین هزاران جوان دیگر در کهریزک رها کردید؟ چرا جوابی به دادخواهی ما ندادید؟
🩸روزی حقیقت شما را پیدا خواهد کرد و آنجا قبل از اینکه در محضر ملت شریف ایران و خانوادههای دادخواه پاسخگو باشید باید به وجدان گم کردهی خود جواب دهید که چطور توانستید برای حفظ خود و قدرت بی مقدارتان، هزاران جانِ عزیز را قربانی کنید.
📺 شارلاتان نهجالبلاغهباز قتلعام ملت توسط نیروهای حکومتی را تصدیق کرد!
— بررسی دروغها
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 پاسخِ پدرِ #جاویدنام #پوریا_باقری به خونشوییِ غلامِ کذابِ #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 پاسخِ پدرِ جاویدنام عرفان عبدیپور
📺 شارلاتان نهجالبلاغهباز قتلعام ملت توسط نیروهای حکومتی را تصدیق کرد!
— بررسی دروغهای پزشکیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 عقلِ عرزشی 😁
🔸قصهی مشکگیریِ ابوالفضل با این دست و اون دست و دندونش را فراموش کرد.
🔸حامیان حکومتِ آخوندی جزو نخبهترینهای ملتِ ایراناند:) البته از درِ عقب!
🔸مدتیست به ارتباط میان زاد و ولد بالا و میزانِ زودباوری و تلقینپذیری و فقدانِ تفکر تحلیلی-انتقادی، که به باور به خرافاتِ مذهبی منجر میشود، فکر میکنم. شاید یکی از کارکردهای مهم خرافات همین باشد: تمایل و تشویق به فرزندآوری هرچه بیشتر و بیحسابکتابتر، بدون آنکه لزوماً ارادهای جدی و ملموس برای شناخت جهان، پرسش از باورهای بهارثرسیده، یا تلاش برای تغییر و بهبود آن وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، بهجای آنکه نسل بعدی فرصت بیشتری برای رهایی از جهل و بازاندیشی در عقایدِ موروثی داشته باشد، باورها و الگوهای فکری نسل پیشین نیز بازتولید میشوند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸قصهی مشکگیریِ ابوالفضل با این دست و اون دست و دندونش را فراموش کرد.
🔸حامیان حکومتِ آخوندی جزو نخبهترینهای ملتِ ایراناند:) البته از درِ عقب!
🔸مدتیست به ارتباط میان زاد و ولد بالا و میزانِ زودباوری و تلقینپذیری و فقدانِ تفکر تحلیلی-انتقادی، که به باور به خرافاتِ مذهبی منجر میشود، فکر میکنم. شاید یکی از کارکردهای مهم خرافات همین باشد: تمایل و تشویق به فرزندآوری هرچه بیشتر و بیحسابکتابتر، بدون آنکه لزوماً ارادهای جدی و ملموس برای شناخت جهان، پرسش از باورهای بهارثرسیده، یا تلاش برای تغییر و بهبود آن وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، بهجای آنکه نسل بعدی فرصت بیشتری برای رهایی از جهل و بازاندیشی در عقایدِ موروثی داشته باشد، باورها و الگوهای فکری نسل پیشین نیز بازتولید میشوند.
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 مقایسۀ لباس فرمِ مدرسۀ ج.ا با پنجاه سال پیش و استایلِ معلمانش
✍🏻 #سروناز_دریامنش
🔸این ویدئو برای من فقط مقایسهٔ دو مدل لباس مدرسه نیست؛ انگار دو تصویر از «زن» را روبهروی هم گذاشته است.
🔻در تصاویر پنجاه سال پیش، دختران با اینکه لباس فرم دارند، هنوز دختر به نظر میرسند:
🔻اما در تصویر تحتِ اشفالِ حکومت آخوندی - اسلامی، انگار پیش از آنکه دختر را ببینیم، «حجاب» را میبینیم.
🔸اینجا دیگر مسئله فقط لباس نیست؛ مسئله این است که چه کسی حق دارد دربارهٔ بدن زن تصمیم بگیرد. در جمهوری اسلامی، برداشت آخوندهای در قدرت از حجاب از یک توصیهٔ دینی فراتر رفته و به قانون و ابزار کنترل اجتماعی تبدیل شده است. بدن زن به چیزی تبدیل شده که حکومت احساس میکند باید آن را تنظیم، پوشانده و مهار کند؛ گویی زن اگر خودش دربارهٔ بدن و ظاهرش تصمیم بگیرد، نظم اخلاقی جامعه فرو میریزد.
📌 تلختر از همه این است که این کنترل از کودکی آغاز میشود. دختر هنوز نوجوان است، هنوز در حال کشف بدن، زیبایی و هویت خودش است، اما پیشاپیش به او گفته میشود چه مقدار از خودش را حق دارد نشان دهد، چه رنگی بپوشد و چگونه در فضای عمومی دیده شود.
📌 در این نگاه، زنِ «محترم» زنی است که کمتر دیده شود؛ زیبایی زن چیزی است که باید مهار شود، بدنش چیزی است که باید پوشانده شود و جذابیتش چیزی است که باید از عرصهٔ عمومی عقب رانده شود. این نگاه، زن را نه بهعنوان انسانی صاحب اختیار، بلکه بهعنوان بدنی بالقوه مسئلهساز میبیند که باید مراقبت شود.
📌 برای من، دردناکترین تفاوت همین است: در تصویر قدیمی، لباس فرم روی تن دختر قرار گرفته؛ در تصویر امروز، ایدئولوژی روی تن دختر قرار گرفته است. اولی میگوید «تو دانشآموزی»، دومی علاوه بر آن میگوید «بدنت باید مطابق تعریف ما از زن تنظیم شود».
🔺و این همان جایی است که نقد حجاب اجباری از بحث مد و زیبایی عبور میکند و به نقد قدرت میرسد. وقتی یک نظام دینی به خودش حق میدهد دربارهٔ مو، گردن، ساق پا، فرم لباس و میزان دیدهشدن یک زن تصمیم بگیرد، دیگر فقط از «اخلاق» حرف نمیزند؛ دربارهٔ مالکیت اجتماعیِ بدن زن حرف میزند.
🚫 شاید به همین دلیل است که این لباسهای تیره فقط تیره نیستند. آنها در کنار خود یک جهانبینی حمل میکنند؛ جهانبینیای که در آن
❗️و چه تناقض تلخی که نظامی که مدام از «کرامت زن» سخن میگوید، برای اثبات همین کرامت، نخستین کاری که میکند این است که حق زن برای انتخاب ظاهر خودش را از او میگیرد. زن را آنقدر «حفظ» میکنند تا دیگر چیزی از اختیارش باقی نماند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #سروناز_دریامنش
🔸این ویدئو برای من فقط مقایسهٔ دو مدل لباس مدرسه نیست؛ انگار دو تصویر از «زن» را روبهروی هم گذاشته است.
🔻در تصاویر پنجاه سال پیش، دختران با اینکه لباس فرم دارند، هنوز دختر به نظر میرسند:
رنگ در لباس هست، موها دیده میشود، روبان و یقه و جزئیات کوچک به ظاهرشان زندگی میدهد. حتی معلم زن هم زنی است که بدن، مو، سلیقه و شخصیتش از زیر یک یونیفرم ایدئولوژیک حذف نشده است. لباس فرم وجود دارد، اما قرار نیست زن را به یک تودهٔ بیرنگ و بیچهره تبدیل کند.
🔻اما در تصویر تحتِ اشفالِ حکومت آخوندی - اسلامی، انگار پیش از آنکه دختر را ببینیم، «حجاب» را میبینیم.
مانتوی تیره، شلوار تیره، مقنعه و فرمی که باید بدن را هرچه بیشتر از نگاه عمومی پنهان کند.
🔸اینجا دیگر مسئله فقط لباس نیست؛ مسئله این است که چه کسی حق دارد دربارهٔ بدن زن تصمیم بگیرد. در جمهوری اسلامی، برداشت آخوندهای در قدرت از حجاب از یک توصیهٔ دینی فراتر رفته و به قانون و ابزار کنترل اجتماعی تبدیل شده است. بدن زن به چیزی تبدیل شده که حکومت احساس میکند باید آن را تنظیم، پوشانده و مهار کند؛ گویی زن اگر خودش دربارهٔ بدن و ظاهرش تصمیم بگیرد، نظم اخلاقی جامعه فرو میریزد.
📌 تلختر از همه این است که این کنترل از کودکی آغاز میشود. دختر هنوز نوجوان است، هنوز در حال کشف بدن، زیبایی و هویت خودش است، اما پیشاپیش به او گفته میشود چه مقدار از خودش را حق دارد نشان دهد، چه رنگی بپوشد و چگونه در فضای عمومی دیده شود.
📌 در این نگاه، زنِ «محترم» زنی است که کمتر دیده شود؛ زیبایی زن چیزی است که باید مهار شود، بدنش چیزی است که باید پوشانده شود و جذابیتش چیزی است که باید از عرصهٔ عمومی عقب رانده شود. این نگاه، زن را نه بهعنوان انسانی صاحب اختیار، بلکه بهعنوان بدنی بالقوه مسئلهساز میبیند که باید مراقبت شود.
📌 برای من، دردناکترین تفاوت همین است: در تصویر قدیمی، لباس فرم روی تن دختر قرار گرفته؛ در تصویر امروز، ایدئولوژی روی تن دختر قرار گرفته است. اولی میگوید «تو دانشآموزی»، دومی علاوه بر آن میگوید «بدنت باید مطابق تعریف ما از زن تنظیم شود».
🔺و این همان جایی است که نقد حجاب اجباری از بحث مد و زیبایی عبور میکند و به نقد قدرت میرسد. وقتی یک نظام دینی به خودش حق میدهد دربارهٔ مو، گردن، ساق پا، فرم لباس و میزان دیدهشدن یک زن تصمیم بگیرد، دیگر فقط از «اخلاق» حرف نمیزند؛ دربارهٔ مالکیت اجتماعیِ بدن زن حرف میزند.
🚫 شاید به همین دلیل است که این لباسهای تیره فقط تیره نیستند. آنها در کنار خود یک جهانبینی حمل میکنند؛ جهانبینیای که در آن
زن باید پیش از آنکه زیبا، جوان، بازیگوش، متفاوت و صاحب سلیقه باشد، «پوشیده» باشد.
❗️و چه تناقض تلخی که نظامی که مدام از «کرامت زن» سخن میگوید، برای اثبات همین کرامت، نخستین کاری که میکند این است که حق زن برای انتخاب ظاهر خودش را از او میگیرد. زن را آنقدر «حفظ» میکنند تا دیگر چیزی از اختیارش باقی نماند.
🩸سایهای که رقصش کفرِ مسجّله
📕از شادیِ دریغشده تا رقصِ ممنوع
📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بودهاست؟
📺 تیغ بُرّانِ الله بر گُلِ خنده و شادی
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
❗️روزگاری، سخن گفتن زنان نیز کاری افراطی به شمار میرفت
.
#زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 عبدالله جوادی آملی
🎙#وحید_هروآبادی
🔻جوادی آملی:
@vahidheroabadi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#وحید_هروآبادی
🔻جوادی آملی:
🔹 منکر ولایت فقیه اصلاً از فقه سهمی نبرده است
حرف صاحب جواهر این است که کسی که ولایت فقیه را انکار میکند، گویا از فقه بهرهای نبرده است؛ اگر مردم بهتنهایی برای اداره نظام کافی باشند، دیگر استدلال آیه سوره مبارکه نساء درباره ضرورت راهنمایی و حجت الهی چه معنایی خواهد داشت؟
آیا معجزه فقط این است که سنگ سخن بگوید؟ اگر امتی با دست خالی در برابر عدهای بایستد و در برابر آنان مقاومت کند، آیا این معجزه و فرمان الهی نیست؟ این قدرت از کجا آمد؟ این قدرت از ذات اقدس الهی است که به پیروان اهلبیت(ع) عطا میکند.
@vahidheroabadi
🔻نقدِ جوادی آملی
📺 مرجع حکومتی و خرج دین برای تجمعات حکومتی
📺 از نیابت امام تا مصونسازیِ تجاوز
— خرافاتِ شیعه، مانع از اصلاحِ قوانینِ حجر-حجازیِ ضدانسانی و ضد زن
📕عنقا شکار کس نشود دام باز چین! (در نقد غلوگری جوادی آملی)
📻 معضلات زنان در اسلام
— نقد کتاب «زن در آیینه جمال و جلال» آقای جوادی آملی
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔴 نجمه جمشیدی روزنامهنگار حوزه نفت:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
امسال سخت ترین زمستان رو تجربه میکنیم
گاز بسیاری از شهرا قطع میشه. به دلیل مازوت سوزی کل کشور شبیه اتاق گاز میشه و ریه ها رو داغون میکنه. خدا به داد مردم برسه.
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 علی از زمانِ آدم تا محمد با شیاطین درگیر بوده!
— دربارۀ کارکردِ سیاسیِ خرافات و ادیان سازماندهیشده
👳🏿♂️ اگر با قشرِ عرزشی و بسیجی روبهرو شده باشید که حتی پس از این حجم از کشتار و توحشی که حکومت اسلامی در دیماه ۱۴۰۴ (و البته با درجاتِ دیگر در جنبشهای ۱۴۰۱، ۱۳۹۸ و ۱۳۹۶ و ۱۳۸۸ و...) رقم زد، ذرهای دچار تأثر، تردید یا تحول نشدهاند، بلکه همچنان همان وضعیتِ همیشگیِ خودمظلومپندار و خودبرحقپندار بر آنان حاکم است، روایت حکومت را بیچونوچرا تکرار میکنند، از «خشونت مردم» میگویند، و نیروهای حکومتیِ سرکوبگر را «مظلوم» و «شهید» میخوانند، احتمالاً این پرسش برایتان پیش آمده است که
👳🏿♂️ ادیانِ تاریخی و سازماندهیشده و نهادِ دینبان در این ادیان، از همان آغاز، یکی از کارکردهای مهم خود را در ساختن و تثبیتِ چنین جهانهای معنایی یافتهاند.
🔻در برابر چنین تصویری،
👳🏿♂️ اینجاست که مسئله از «باور دینی» فراتر میرود و به مسئلهای دربارهٔ قدرت و انحصارِ تفسیر تبدیل میشود. وقتی یک نهاد خود را تنها مرجعِ معتبرِ توضیحِ خدا، حقیقت، تاریخ و اخلاق معرفی کند، فرد دیگر صرفاً یک عقیده را نمیپذیرد؛ بلکه بهتدریج میآموزد که
🔻روایتِ جهان از پیش برای او آماده شده است:
👳🏿♂️در چنین وضعیتی، حتی مواجهه با واقعیتهایی که ظاهراً باید بنیانِ روایت را متزلزل کند، الزاماً به تردید منجر نمیشود. فرد میتواند به جای بازنگری در دستگاهِ فکری خود، واقعیت را درون همان دستگاه بازتفسیر کند. هرچه شواهد علیه روایت بیشتر شود، ممکن است روایت پیچیدهتر و دفاعیتر شود. سرکوبگر میتواند قربانی معرفی شود، قربانی میتواند عامل خشونت نامیده شود، و خشونتی که از سوی بستهترین نوعِ حکومتها اعمال شده است، در زبانِ ایدئولوژیک به «دفاع»، «مبارزه با فتنه» یا «حفظ امنیت» تبدیل شود؛
📌 و شاید مسئلهٔ اصلی دقیقاً همینجا باشد:
🔺در آن لحظه، اطاعت فقط اطاعتِ سیاسی نیست؛ به اطاعتِ معرفتی تبدیل شده است. شخص نهتنها از قدرت پیروی میکند، بلکه به تدریج میآموزد جهان را نیز از چشمِ قدرت ببیند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دربارۀ کارکردِ سیاسیِ خرافات و ادیان سازماندهیشده
👳🏿♂️ اگر با قشرِ عرزشی و بسیجی روبهرو شده باشید که حتی پس از این حجم از کشتار و توحشی که حکومت اسلامی در دیماه ۱۴۰۴ (و البته با درجاتِ دیگر در جنبشهای ۱۴۰۱، ۱۳۹۸ و ۱۳۹۶ و ۱۳۸۸ و...) رقم زد، ذرهای دچار تأثر، تردید یا تحول نشدهاند، بلکه همچنان همان وضعیتِ همیشگیِ خودمظلومپندار و خودبرحقپندار بر آنان حاکم است، روایت حکومت را بیچونوچرا تکرار میکنند، از «خشونت مردم» میگویند، و نیروهای حکومتیِ سرکوبگر را «مظلوم» و «شهید» میخوانند، احتمالاً این پرسش برایتان پیش آمده است که
❓آدمی چگونه به جایی میرسد که حتی در برابر این حجم از خشونتِ بیمانند از جهت آمار و شواهد مستندشده، نه در روایتِ خود تردید کند و نه در موضعِ اخلاقیِ خویش؟ چگونه ممکن است انسان چنان در یک دستگاهِ فکری بسته فرو برود که سرکوبگرِ مسلح و آموزشدیده و نهادمند را «مظلوم و مقدس» ببیند، و مردمی چون خود که از فقر و فلاکت به خیابان آمدهاند را «مقصر و تحریکشده و ظالم»، و در تمام این وارونگی همچنان خودش را در جانبِ حق تصور کند؟
👳🏿♂️ ادیانِ تاریخی و سازماندهیشده و نهادِ دینبان در این ادیان، از همان آغاز، یکی از کارکردهای مهم خود را در ساختن و تثبیتِ چنین جهانهای معنایی یافتهاند.
📌 با انباشتن ذهن از مجموعهای از خرافات، اسطورهها و باورهای فرقهای، برخی شخصیتهای تاریخی چنان تقدیس و اسطورهای میشوند که از سطح انسان فراتر میروند و به موجوداتی خطاناپذیر و مافوقِ نقد بدل میشوند.
🔻در برابر چنین تصویری،
📌 فردِ مؤمن بهتدریج خود را گناهکار، ناچیز و بیارزش احساس میکند و ارزش و رستگاریِ خویش را به میزانِ ارادت، اطاعت و تسلیم در برابر آن شخصیتِ مقدس گرهخورده میبیند؛ شخصیتی که البته در جهانِ واقعی، دسترسی ما به او از مسیرِ قصهگویان، مفسران و متولیانِ رسمیِ روایتش صورت میگیرد.
👳🏿♂️ اینجاست که مسئله از «باور دینی» فراتر میرود و به مسئلهای دربارهٔ قدرت و انحصارِ تفسیر تبدیل میشود. وقتی یک نهاد خود را تنها مرجعِ معتبرِ توضیحِ خدا، حقیقت، تاریخ و اخلاق معرفی کند، فرد دیگر صرفاً یک عقیده را نمیپذیرد؛ بلکه بهتدریج میآموزد که
چگونه واقعیت را ببیند و چگونه دربارهٔ آن داوری کند.
🔻روایتِ جهان از پیش برای او آماده شده است:
چه کسی مظلوم است، چه کسی ظالم؛ چه کسی شهید است، چه کسی دشمن؛ چه چیزی فتنه است، چه چیزی دفاع؛ چه کسی برحق است و چه کسی سزاوار مجازات.
👳🏿♂️در چنین وضعیتی، حتی مواجهه با واقعیتهایی که ظاهراً باید بنیانِ روایت را متزلزل کند، الزاماً به تردید منجر نمیشود. فرد میتواند به جای بازنگری در دستگاهِ فکری خود، واقعیت را درون همان دستگاه بازتفسیر کند. هرچه شواهد علیه روایت بیشتر شود، ممکن است روایت پیچیدهتر و دفاعیتر شود. سرکوبگر میتواند قربانی معرفی شود، قربانی میتواند عامل خشونت نامیده شود، و خشونتی که از سوی بستهترین نوعِ حکومتها اعمال شده است، در زبانِ ایدئولوژیک به «دفاع»، «مبارزه با فتنه» یا «حفظ امنیت» تبدیل شود؛
👈 درست مشابهِ ذهنشوییای که قبلتر، در بزککردنِ «مدافعان رژیم سفاک اسد» با نقابِ گمراهکنندهی «مدافعان حرم» برای طیفِ عرزشی صورت گرفت، و اکثریتِ ملتِ سوریه که مخالفِ حکومتِ اقلیتِ علویِ خاندانِ اسد بودند، به داعشی که پس از حضورِ جمهوری اسلامی در سرکوبِ خونینِ سوریه شکل گرفت، تقلیل دادهشدند.
📌 و شاید مسئلهٔ اصلی دقیقاً همینجا باشد:
وقتی انسان اختیارِ تفسیرِ جهان را به یک مرجع مقدس و نهادِ متولیِ آن واگذار میکند، دیگر لازم نیست برای هر رویداد خودش بیندیشد؛ کافی است بداند منبر دربارهٔ آن چه گفته است.
🔺در آن لحظه، اطاعت فقط اطاعتِ سیاسی نیست؛ به اطاعتِ معرفتی تبدیل شده است. شخص نهتنها از قدرت پیروی میکند، بلکه به تدریج میآموزد جهان را نیز از چشمِ قدرت ببیند.
.
#نقد_ادیان #آخوندیسم #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 خبرها و ویدئوهایی که این روزها از استعفای معلمان در آغاز سال تحصیلی دستبهدست میشود عجب نیست. این میتواند سرآغازی باشد بر روندی که بهزودی کمبود و فقدان معلم را تبدیل به برگ زرینی دیگر از افتخارات نظام آموزشی کشور کند.
🍂 مسئله هم تنها جنبهی مالی ندارد. بله؛ مسئلهی درآمد البته در جای خود بسیار اساسیست. درحالحاضر درآمد معلمان، اگر اجارهنشین نباشند، برای یک زندگی سادهی یکنفره کفایت میکند. برای همین بهسختی میتوان معلم جوان تکشغله یافت. مگر اینکه یا از پیش ثروتی داشته؛ یا با همسر شاغل ازدواج کرده؛ یا اینکه مجرد باشد، در خانهای غیراستیجاری زندگی کند و بااینهمه به حداقلِ حداقلها قناعت ورزد.
🍂 اما موضوع تنها مسئلهی مالی هم نیست. اگر بخت یار معلم ایرانی باشد، از دو مصیبت آگاهی و وجدان کاری بیبهره میماند؛ و خوشا به سعادت چنین معلمی! وگرنه محکوم به بندبازی هرروزه به بهای همین چندرغاز است.
🍂 نظام آموزشی و دانشآموزان هر سال با سرعت شدید از هم فاصله میگیرند و معلم_ بهویژه در درسهایی جز علوم و ریاضی_ ازیکسو رسماً وظیفه دارد که همان القائات ایدئولوژیک را به دانشآموزان حقنه کند؛ و ازسویدیگر اخلاقا و وجدانا خود را مسئول میبیند که دقیقا در جهت خلاف، به رشد عقلی و استقلال فکری دانشآموزان یاری رسانَد. جملهبهجملهای که سر کلاس میگوید، خطبهخط جزوهای که مینویسد و فایلبهفایل محتوایی که آماده میکند؛ نیاز به کلنجار هرروزه دارد.
🔺اگر محتاط نباشد، یک روز با یک نامهی چندخطه یا حتا یک تماس دودقیقهای او را از بچههایش جدا میکنند و در خانه مینشانند. اگر زیاده محتاط باشد، در نظر بسیاری از بچهها تبدیل به یک مأمور و مبلّغ ایدئولوژی میشود. برفرض هم که بهواسطهی نوع منش و شخصیت، محبوب دانشآموزان بماند؛ دستکم باید هر روز با وجدان خود کلنجار برود که از آنچه میتوانست کوتاهی کرده است!
🍂 دیگر این است که اگر کارمندصفت نباشد و خود را در برابر بچهها مسئول بیابد، هر روز شاهد رنج است: یتیم؛ فرزند طلاق؛ فقیر؛ بیمار؛ افسرده...
🍂 هر سال شمار دانشآموزان آسیبدیده با شتاب بالا میگیرد؛ خانوادهها نیز. نه همه؛ اما بسیاری از مشکلات نیز نتیجهی مستقیم تصمیماتیست که در دهههای پیشین اخذ شدهاند. تا بخواهید نوجوانانی هستند که پشت قاب شرارتها و شیطنتهایشان یک دنیا اشکِ اندوخته پنهان کردهاند. حال در این میان خطر بازگشت جنگ هم به فهرست افزوده شده و هر معلم ممکن است روزی روی جواب «حاضر» را از قاب عکسی بشنود که جای دانشآموزش بر نیمکت نشسته است...
🍂 روزهایی پیش میآید که فرد ناگهان از درون فرو میریزد و از خود میپرسد:
این بار را بردن، قلبی از پرنیان، پیچیده در زرهی پولادین میطلبد و چه دشوار است چنین قلبی داشتن...
✍🏻 #معین_مشکات
@fanusname
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 مسئله هم تنها جنبهی مالی ندارد. بله؛ مسئلهی درآمد البته در جای خود بسیار اساسیست. درحالحاضر درآمد معلمان، اگر اجارهنشین نباشند، برای یک زندگی سادهی یکنفره کفایت میکند. برای همین بهسختی میتوان معلم جوان تکشغله یافت. مگر اینکه یا از پیش ثروتی داشته؛ یا با همسر شاغل ازدواج کرده؛ یا اینکه مجرد باشد، در خانهای غیراستیجاری زندگی کند و بااینهمه به حداقلِ حداقلها قناعت ورزد.
🍂 اما موضوع تنها مسئلهی مالی هم نیست. اگر بخت یار معلم ایرانی باشد، از دو مصیبت آگاهی و وجدان کاری بیبهره میماند؛ و خوشا به سعادت چنین معلمی! وگرنه محکوم به بندبازی هرروزه به بهای همین چندرغاز است.
🍂 نظام آموزشی و دانشآموزان هر سال با سرعت شدید از هم فاصله میگیرند و معلم_ بهویژه در درسهایی جز علوم و ریاضی_ ازیکسو رسماً وظیفه دارد که همان القائات ایدئولوژیک را به دانشآموزان حقنه کند؛ و ازسویدیگر اخلاقا و وجدانا خود را مسئول میبیند که دقیقا در جهت خلاف، به رشد عقلی و استقلال فکری دانشآموزان یاری رسانَد. جملهبهجملهای که سر کلاس میگوید، خطبهخط جزوهای که مینویسد و فایلبهفایل محتوایی که آماده میکند؛ نیاز به کلنجار هرروزه دارد.
🔺اگر محتاط نباشد، یک روز با یک نامهی چندخطه یا حتا یک تماس دودقیقهای او را از بچههایش جدا میکنند و در خانه مینشانند. اگر زیاده محتاط باشد، در نظر بسیاری از بچهها تبدیل به یک مأمور و مبلّغ ایدئولوژی میشود. برفرض هم که بهواسطهی نوع منش و شخصیت، محبوب دانشآموزان بماند؛ دستکم باید هر روز با وجدان خود کلنجار برود که از آنچه میتوانست کوتاهی کرده است!
🍂 دیگر این است که اگر کارمندصفت نباشد و خود را در برابر بچهها مسئول بیابد، هر روز شاهد رنج است: یتیم؛ فرزند طلاق؛ فقیر؛ بیمار؛ افسرده...
🍂 هر سال شمار دانشآموزان آسیبدیده با شتاب بالا میگیرد؛ خانوادهها نیز. نه همه؛ اما بسیاری از مشکلات نیز نتیجهی مستقیم تصمیماتیست که در دهههای پیشین اخذ شدهاند. تا بخواهید نوجوانانی هستند که پشت قاب شرارتها و شیطنتهایشان یک دنیا اشکِ اندوخته پنهان کردهاند. حال در این میان خطر بازگشت جنگ هم به فهرست افزوده شده و هر معلم ممکن است روزی روی جواب «حاضر» را از قاب عکسی بشنود که جای دانشآموزش بر نیمکت نشسته است...
🍂 روزهایی پیش میآید که فرد ناگهان از درون فرو میریزد و از خود میپرسد:
مگر شانههای نحیف من بار رنج چند انسان را برمیگیرد؟
این بار را بردن، قلبی از پرنیان، پیچیده در زرهی پولادین میطلبد و چه دشوار است چنین قلبی داشتن...
✍🏻 #معین_مشکات
@fanusname
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻اون نسلکشی که روسها علیه کشاورزان اوکراینی مرتکب شدند، با شکلی متفاوت در ایران هم در حال اجراست.
🔻قدیم حاکمی که باج و خراج میگرفت، به درصد درآمد کار نداشت. میگفت
🔺و در نتیجه جو برای خود کشاورز نمیموند و خودش و خانوادهش از گرسنگی میمردند.
🔺دولت فعلی در ظاهر یه درصدی برای مالیات قرار داده، اما مخارجش رو پوشش نمیده؛ بنابراین از طریق تورم، همون «کاری ندارم چقدر در میارید، من انقدر لازم دارم» رو برنامه خودش قرار داده.
📌 ده برابر شدن قیمتها در پنج سال، معادل همون «گندمی که خودت میخوری رو هم بده من» کار میکنه. در نتیجه میبینیم که مردم دارند خیلی کمتر میخورند. کمتر درمان میشن. زودتر میمیرند.
📌 بنابراین یک نسلکشی آرام و تدریجی و بیصدا در ایران در حال انجامه.
@aqvalanam
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻قدیم حاکمی که باج و خراج میگرفت، به درصد درآمد کار نداشت. میگفت
ارتش من امسال انقدر جو لازم داره، باید دقیقا همونقدر برداشت کنید بدید.
🔺و در نتیجه جو برای خود کشاورز نمیموند و خودش و خانوادهش از گرسنگی میمردند.
🔺دولت فعلی در ظاهر یه درصدی برای مالیات قرار داده، اما مخارجش رو پوشش نمیده؛ بنابراین از طریق تورم، همون «کاری ندارم چقدر در میارید، من انقدر لازم دارم» رو برنامه خودش قرار داده.
📌 ده برابر شدن قیمتها در پنج سال، معادل همون «گندمی که خودت میخوری رو هم بده من» کار میکنه. در نتیجه میبینیم که مردم دارند خیلی کمتر میخورند. کمتر درمان میشن. زودتر میمیرند.
📌 بنابراین یک نسلکشی آرام و تدریجی و بیصدا در ایران در حال انجامه.
@aqvalanam
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 برشی از #مستندِ «احمدمحمود؛ نویسنده انسانگرا» - ۱۳۸۱ - بهمن مقصودلو
📅 سال ۷۶ قرار بود در جشنواره بیست سال ادبیات داستانی در ایران به ابتکار وزارت ارشاد، جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران به کتاب مدار صفر درجه احمد محمود اختصاص یابد،
👳🏿♂️اما بهدلیل مخالفت آیت الله خامنه ای، این جایزه اهدا نشد! این را وزیر ارشاد همان دوران، عطاءالله مهاجرانی چند سال بعد در نامهای سرگشاده نوشت. او به علی خامنه ای نوشت:
📅 احمدمحمود ۲۴ سال پیش #در_چنین_روزی درگذشت؛ نویسنده رمان مشهور “همسایه ها”
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📅 سال ۷۶ قرار بود در جشنواره بیست سال ادبیات داستانی در ایران به ابتکار وزارت ارشاد، جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران به کتاب مدار صفر درجه احمد محمود اختصاص یابد،
👳🏿♂️اما بهدلیل مخالفت آیت الله خامنه ای، این جایزه اهدا نشد! این را وزیر ارشاد همان دوران، عطاءالله مهاجرانی چند سال بعد در نامهای سرگشاده نوشت. او به علی خامنه ای نوشت:
«فرموده بودید جشنواره متوقف شود؛ با شما به تفصیل دربارهٔ نویسندگان صحبت کردم؛ دربارهٔ تکتک نویسندگان و کارشان بحث کردیم. خوشبختانه دربارهٔ ۱۹ نفر راضی شدید و پذیرفتید که جایزه بدهیم.
تنها نقطهٔ مقاومت شما رمان مدار صفر درجه احمد محمود بود که از قضا به عنوان رمان برگزیدهٔ بیست سال ادبیات داستانی انتخاب شده بود و من هیچگاه نگاه بهتزده و غمآلود احمد محمود را از یاد نمیبرم…
حتماً به یاد دارید فرمودید این رمان ضدجنگ است! گفتم مگر شما ضدجنگ نیستید؟! جنگ یک شَـرِ ناگزیر است و نه یک خیرِ لازم... !»
📅 احمدمحمود ۲۴ سال پیش #در_چنین_روزی درگذشت؛ نویسنده رمان مشهور “همسایه ها”
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Video
Telegram
نقدآگین
📺 فقط آخرش👌😁
🔻 اما جدا از تیکهای که نوید کلهری به این زن انداخت، استدلالهای عرزشیوارِ این خانم هم جای تأمل و بررسی دارد.
🔻عمر و قدمت را ملاک قدرت و شایستگی دانستن، مغالطهای بیش نیست. مثل این است که یک آخوندِ پیر و فرتوت، بیسواد و گرفتارِ تریاک، خرافات و اباطیل، به جوانی کارآفرین، متخصص، برخوردار از هوش اقتصادی، توان مدیریتی و مسلط به چند زبان بگوید:
«چرا باید یکی مثل تو، که حتی به سن نوهٔ من هم نرسیده، چنین جایگاه و نفوذ و اثرگذاریای داشته باشد، اما من با این همه سنوسال و علوم الهی حتی نتوانم یک سقف بالای سرم داشته باشم و فرزندانم بیکار نباشند، و چند نفر مجبور باشند مرا از کف خیابان جمع کنند و لقمهٔ غذا و دارو در دهانم بگذارند؟! و گدایِ خمس و زکاتِ مردم باشم؟»
🔺 قدرت با هارتوپورت، پرچمگردانی و فریادهای ایدئولوژیک به دست نمیآید. قدرتِ پایدار، محصول واقعگرایی، نهادسازی و ساختنِ یک نظام سیاسی کارآمد است؛ نظامی که کشور را به جایی نرساند که از یک سو بالاترین سطوح مهاجرتِ مغزها و نیروی متخصص را تجربه کند و از سوی دیگر، مدام از «اقتدار» و «پیشرفت» سخن بگوید.
🔺نیازمند نظام اقتصادی سالم و پاسخگو است؛ نظامی که دولت نتواند هر وقت اراده کرد با خلق پول، ارزش پول ملی را فرسوده کند و دلار را به قلههای تازه و تاریخی برساند، بیآنکه مسئولانش بابت نتایج سیاستهایشان با استعفا، استیضاح، انتخابات واقعی یا پاسخگویی نهادی روبهرو شوند.
🔺نیازمند رابطهای عقلانی، علمی و مبتنی بر منافع ملی با جهان است؛ نه تنشسازی دائمی و نه تبدیل روابط خارجی به میدان نمایش ایدئولوژیک. حتی کشورهایی مانند چین، با همهٔ تفاوتهای سیاسی و نظامیشان با غرب، وقتی پای اقتصاد و منافع ملی به میان میآید، میدانند که ایدئولوژی را باید تا جایی عقب راند که منافع واقعی کشور آسیب نبیند.
🔺قدرت، حاصلِ پیرتر بودن، بلندتر نعره زدن یا بیشتر پرچم تکان دادن نیست؛ حاصلِ توانایی ساختن و سهیمشدن و مشارکتِ روزافزون در اقتصادِ جهانیست.
.
#آمریکا #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin