#نقد_فرهنگ
📕ناظر جرم، شریک جرم است
✍️#دنیس_کلاین (استاد تاریخ و مدیر مطالعات یهودی در دپارتمان تاریخ دانشگاه کین نیوجرسی)
🖋#ترجمه: #عرفان_ثابتی
«مسئولیت غیرمستقیمِ ما در قبال کارهایی که نکردهایم، و به گردن گرفتن پیامدهای کارهایی که هیچ نقشی در آنها نداشتهایم، هزینهای است که برای این واقعیت میپردازیم که نه در تنهایی بلکه در میان دیگر شهروندان زندگی میکنیم.»
هانا آرنت، ۱۹۶۰ (متوفی در چهارم همین ماه: دسامبر)
🌐متن کامل مقاله را در سایت تلگراف بخوانید.
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۱ دقیقه
📕گزیدهای از مقاله را در نقدآگین بخوانید.
#مقاله
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕ناظر جرم، شریک جرم است
✍️#دنیس_کلاین (استاد تاریخ و مدیر مطالعات یهودی در دپارتمان تاریخ دانشگاه کین نیوجرسی)
🖋#ترجمه: #عرفان_ثابتی
«مسئولیت غیرمستقیمِ ما در قبال کارهایی که نکردهایم، و به گردن گرفتن پیامدهای کارهایی که هیچ نقشی در آنها نداشتهایم، هزینهای است که برای این واقعیت میپردازیم که نه در تنهایی بلکه در میان دیگر شهروندان زندگی میکنیم.»
هانا آرنت، ۱۹۶۰ (متوفی در چهارم همین ماه: دسامبر)
🌐متن کامل مقاله را در سایت تلگراف بخوانید.
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۱ دقیقه
📕گزیدهای از مقاله را در نقدآگین بخوانید.
#مقاله
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕ناظر جرم، شریک جرم است
✍️#دنیس_کلاین
حدود ساعت ۳ صبح یکی از نخستین روزهای بهار سال ۱۹۶۴، کیتی جِنووِزهی ۲۸ ساله مثل همیشه از میخانهی محل کارش در نیویورک سیتی به خانه برگشت. پس از پارک کردن خودرو در تاریکی به طرف خانه رفت اما ناگهان مهاجمی به او حمله کرد، از صحنه گریخت و پس از مدتی برگشت و دوباره به او تعرض کرد. جنووزه چند بار فریاد کشید و کمک طلبید. بعضی از همسایهها بعدها گفتند که صدایش را شنیدند اما هیچیک به یاری او نشتافتند. سرانجام، مهاجم جنووزه را به حال خود رها کرد و او جان باخت.
روزنامهی «نیویورک تایمز» ابتدا با این قتل مثل هر قتل دیگری برخورد کرد: جنووزه یکی از دیگر قربانیان حملات وحشیانه در خیابانهای نیویورک بود. اما دو هفتهی بعد، گزارش این قتل در صفحهی اول این روزنامه منتشر شد. پای هیچ کشف خیرهکنندهی جدیدی در میان نبود اما این بار چارچوب خبر فرق داشت: همسایهها کجا بودند؟ چطور دلشان آمده بود بیرحمانه فریادهای قربانیای را که خواهان کمک بود نادیده بگیرند؟ در نتیجه، آنچه ظاهراً چیزی جز یک قتل فجیع دیگر نبود به پروندهی قتلی جنجالی تبدیل شد. نام جنووزه بر سرِ زبانها افتاد و به پروندهای مناقشهانگیز دربارهی ناظران و سکوت همدستانهی آنها گره خورد. ساکنان موبرِی، یک مجتمع مسکونی در ناحیهی کوئینز در آن سوی خیابان محل وقوع قتل، در وضعیت ناگواری قرار گرفتند زیرا مجبور بودند که در برابر انتقادات بینالمللی از خود دفاع کنند. آنها تأکید میکردند که ساعت سه صبح بوده و خواب بودهاند ــ افزون بر این، میگفتند که پنجرهها را محکم بسته بودند تا از گزند سرما در امان بمانند. بعضی از آنها ادعا کردند که حتی اگر به پلیس زنگ میزدند، پلیس واکنش نشان نمیداد و آن را صرفاً یک قتل خیابانیِ دیگر میشمرد.
اکنون مجرم شمردن ناظرِ جرم ریشه گرفته و پا دوانده است. به مرور زمان، شمار فزایندهای از فعالان و اندیشمندان، بیدرنگ از محکومیت ناظران جرم سخن گفتهاند. اَبی هافمن، فعال اجتماعیِ آمریکایی، میگفت: «شما میپرسید: "تکلیف ناظران بیگناه چیست؟" اما ما در زمانهای انقلابی به سر میبریم. اگر ناظرید، بیگناه نیستید.»
🌐متن کامل مقاله را در سایت تلگراف بخوانید.
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۱ دقیقه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#دنیس_کلاین
حدود ساعت ۳ صبح یکی از نخستین روزهای بهار سال ۱۹۶۴، کیتی جِنووِزهی ۲۸ ساله مثل همیشه از میخانهی محل کارش در نیویورک سیتی به خانه برگشت. پس از پارک کردن خودرو در تاریکی به طرف خانه رفت اما ناگهان مهاجمی به او حمله کرد، از صحنه گریخت و پس از مدتی برگشت و دوباره به او تعرض کرد. جنووزه چند بار فریاد کشید و کمک طلبید. بعضی از همسایهها بعدها گفتند که صدایش را شنیدند اما هیچیک به یاری او نشتافتند. سرانجام، مهاجم جنووزه را به حال خود رها کرد و او جان باخت.
روزنامهی «نیویورک تایمز» ابتدا با این قتل مثل هر قتل دیگری برخورد کرد: جنووزه یکی از دیگر قربانیان حملات وحشیانه در خیابانهای نیویورک بود. اما دو هفتهی بعد، گزارش این قتل در صفحهی اول این روزنامه منتشر شد. پای هیچ کشف خیرهکنندهی جدیدی در میان نبود اما این بار چارچوب خبر فرق داشت: همسایهها کجا بودند؟ چطور دلشان آمده بود بیرحمانه فریادهای قربانیای را که خواهان کمک بود نادیده بگیرند؟ در نتیجه، آنچه ظاهراً چیزی جز یک قتل فجیع دیگر نبود به پروندهی قتلی جنجالی تبدیل شد. نام جنووزه بر سرِ زبانها افتاد و به پروندهای مناقشهانگیز دربارهی ناظران و سکوت همدستانهی آنها گره خورد. ساکنان موبرِی، یک مجتمع مسکونی در ناحیهی کوئینز در آن سوی خیابان محل وقوع قتل، در وضعیت ناگواری قرار گرفتند زیرا مجبور بودند که در برابر انتقادات بینالمللی از خود دفاع کنند. آنها تأکید میکردند که ساعت سه صبح بوده و خواب بودهاند ــ افزون بر این، میگفتند که پنجرهها را محکم بسته بودند تا از گزند سرما در امان بمانند. بعضی از آنها ادعا کردند که حتی اگر به پلیس زنگ میزدند، پلیس واکنش نشان نمیداد و آن را صرفاً یک قتل خیابانیِ دیگر میشمرد.
اکنون مجرم شمردن ناظرِ جرم ریشه گرفته و پا دوانده است. به مرور زمان، شمار فزایندهای از فعالان و اندیشمندان، بیدرنگ از محکومیت ناظران جرم سخن گفتهاند. اَبی هافمن، فعال اجتماعیِ آمریکایی، میگفت: «شما میپرسید: "تکلیف ناظران بیگناه چیست؟" اما ما در زمانهای انقلابی به سر میبریم. اگر ناظرید، بیگناه نیستید.»
🌐متن کامل مقاله را در سایت تلگراف بخوانید.
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۱ دقیقه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
ناظر جرم، شریک جرم است
نقدآگین