نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.19K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
اصلاح‌طلبی دینی خشونت‌بار است

✍️دکتر #علی_طایفی (جامعه ‌شناس)

هنوز شیخ خاتمی از تاریخ پند نگرفته است. شیخ مازندرانی در جنبش مشروطیت خطاب به شیخ فضل الله نوری گفت:
«ای گاو مجسم، مشروطه مشروعه نمی‌شود!»

جریان متجاهر به کج‌فهمی زیر نام اصلاح‌طلب همچنان اصرار دارد که اسلام قابل انطباق با سازوکارهای دمکراسی است! این ناهمسازی و تضاد آشتی‌ناپذیر بین دین و دمکراسی که تجربه تاریخی است حتی از نظر متدولوژیک نیز خطاست و هیچ کشوری در دنیا چنین تجربه ای ندارد مگر یکی قربانی دیگری شده یا دین از پهنه اجتماعی به حوزه فردی و خصوصی رفته باشد.

ایدئولوژی خشونت‌گرای اصلاح‌طلبان دینی در اصرار بر تجاهل و تلفیق زورچپان جمهوریت و دین، هزینه‌های انسانی بسیاری ببار آورده‌اند که گاه از هزینه‌های استبداد تمامیت‌خواه مبتنی بر ولایت‌فقیه، با دوگانگی‌های فریبنده‌اش، بمراتب بیشتر سبب خشونت و خونریزی شده است.

📕یادداشت مرتبط:
ته که نوشم نه‌ای نیشم چرایی؟

➖➖➖
✅ نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕قوانین سعید طوسی‌ساز

آمار ازدواج كودكان: از بچه‌بازی تا تجاوز

✍️ دکتر #علی_طایفی (جامعه‌شناس)
@alitayefi1


پیشگفتار
سؤالاتی از این دست از هیچ کاندیدی پرسیده می‌شود؟ همه بعد انقلابی که شعار اصلی‌اش آن بود که اقتصاد اصل نیست و ارزش‌ها و حقوق انسانی و الاهی و سیاسی اصالت دارد؛ به شکل مبتذل و کاملا شعاری و عوام‌فریبانه، دربارهٔ اقتصاد سخن می‌گویند؛ درحالی که هیچ‌کدام به حقوقی که بدون آن‌ها، اگر بهترین اقتصاد جهان هم شویم، نهایتا جامعهٔ مورچگان چین می‌شویم، اشاره نمی‌کنند؛ هر چند با قوانین اسلامی کنونی، تا صد سال دیگر نیز حتا در صِرف جذب توریسم و کسب درآمد و اشتغال حاصل از آن، به گرد پای چین و ترکیه نخواهیم رسید؛ هر چند چینی‌ها و عرب‌ها و...با تایلند جهان اسلام شدن‌مان (با دستگاه صیغهٔ ساعتی تشیع)، به اینجا بیایند!

✍️#بهرام_بسطامی

#حکومت_اسلامی #تاثیر_مخرب_تئولوژی


➖➖➖
✅ نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📻 پادكست
📸 اینستاگرام

🌾@Naqdagin
📕قوانین سعید طوسی‌ساز

آمار ازدواج كودكان: از بچه‌بازی تا تجاوز

✍️ دکتر #علی_طایفی (جامعه‌شناس)

از بين كل ازدواج هاي ثبت شده در سال ٩٤ معادل ٦٨٥٣٥٢ نَفَر در كل كشور یا بيش از ٣٠ درصد ازدواج‌ها زير سن كودكی بين دختربچگان و حدود ٣ درصد بين پسربچگان بوده است. به بيان ديگر حدود بيش از ٣٠ درصد كل ازدواج‌های ثبت شده در كشور بين كودكان زير ١٨ سال رخ می‌دهد كه بشدت تكان دهنده است؛ می‌توان نوشت:

۱. بيش از ٢٠٠ هزار نَفَر دختر و پسر بچه زير سن ١٨ سال ازدواج كرده/داده شده‌اند كه بيانگر وقوع بيش از ٢٠٠ هزار فقره پرونده تجاوز جنسی است كه توسط عمدتا مردان، و سپس زنان بالغ بالاتر از ٢٠ سال، رخ می‌دهد. مفروض اصلی در تلقی تجاوز جنسی به اين قشر عظيم كودكان، استناد به مفاد معاهده بين المللی حقوق كودك است كه رابطه جنسی بدون حق انتخاب و غير داوطلبانه و فاقد آگاهی از عمل جنسی و عواقب آنرا نوعی تجاوز می‌شمارد. قريب يك سوم ازدواج های ثبت شده در كشور، ثبت تجاوزهای مشروع و قانونی است كه قوانين مدنی كشور با همياری خود مردم/والدين بسترهای آنرا فراهم ساخته‌اند.

۲. بيش از يك‌سوم ازدواج های كشور پوشش قانونی همان بچه بازی يا پدوفيليزم است. بچه بازی در ادبيات حقوقی اغلب ممالك دنيا امری مجرمانه و ضد حقوق كودك تلقي شده و بشدت مورد مجازات حقوقی است. بااين وصف پديده بچه بازی در ادبيات دينی كشور امري متداول و پذيرفته شده شمرده شده و حتا برای كودكان شيرخوار نيز ترتيبات بهره گيری جنسی و بچه بازی تصريح شده است!

۳. بيش از يك‌سوم ازدواج‌هاي ثبت شده كشور زير سن ١٨ سال رخ می‌دهد. اين رقم حكايت از اين دارد كه رقم واقعی ازدواج‌هایی كه در سن بزرگسالی و با اطلاع و آگاهی در كشور رخ مي دهد قريب دو/سوم آمار إعلام شده است؛ لذا نسبت طلاق ها در كشور در مقايسه با ازدواج ها بشدت بالاتر نشان مي دهد. واقعيت اين است كه بخش بزرگی از طلاق ها كه در بين ١-٥ سال نخست ازدواج ها رخ می‌دهد مربوط به زوج‌هايی است كه زوجه با همسر زن در موقع ازدواج زير سن كودكی بوده است.

۴. مخاطره عظيمی كه در پيش روی جامعه ايران و كودكان كشور قرار دارد اين است كه حكومت اسلامی ايران در پی دستور رهبر آن درصدد تشويق ازدواج و افزايش زادوولد است؛ اين امر بخودی خود بدين معناست كه بايد نرخ ازدواج كودكان/بچه بازی و تجاوز افزايش يافته و همچنان ادامه يابد. اين تهديد عليه كودكان بويژه دختربچگان زمانی حاد و غيرانسانی‌تَر می‌گردد كه آموزش چگونگی رابطه جنسی و روش‌های پيشگيری از بيماری‌ها و آسيب‌های جنسی نيز محدودتر شده و اسيب پذيری كودكان در رابطه جنسی غير داوطلبانه/تجاوز زير عنوان ازدواج را بمراتب بيشتر می سازد.

۵. نهادهای دفاع از حقوق بشر، حقوق كودك، حقوق زنان، و منع خشونت جنسی عليه زنان و... بايد با توجه به نكات و رويكردهای از اين دست بدنبال مبارزه عليه ازدواج اجباری با كودكان ( تجاوز و بچه‌بازی عليه كودكان) باشند. تغيير قوانين مدنی و انطباق آن با معاهدات بين‌المللی و فاصله گرفتن از برداشت های دينی و بيولوژيك در امر بلوغ سنی كودك و ازدواج آنان از يكسو، و آموزش والدين در عدم پذيرش تحميل ازدواج كودكان خود با روشنگری پيرامون امر تجاوز و بچه‌بازی می‌تواند بسترهای مناسبی برای لغو قوانين بدوی و خشونت بار مربوط به ازدواج اجباری كودكان باشد. فروپاشی مثلث شوم كودك همسری-كودك مادری-كودك مطلقه، تنها راه برون رفت از وقوع جرايم انسانی عليه كودكان نظير تجاوز و بچه‌بازی محسوب مي شود كه زير عنوان ازدواج و با مجوزهای دينی و سنتی همچنان و همه روزه در جامعه اسلامی ايران بوقوع می پيوندد.


➖➖➖
✅ نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📻 پادكست
📸 اینستاگرام

🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📘عبدالکریمی نمادی از یک تناقض ساختاری

✍️#علی_طایفی (جامعه‌شناس)

🍂 محلّ ایراد نیست که دانش‌آموخته فلسفه در ایران، در عرصه‌هایی نظرپردازی می‌کند که حیطه ورود و میدان تخصص او نیست و بی‌سبب نیست که چنین به بیراهه می‌رود. عبدالکریمی در قامت نظام سیاسی و فرهنگی حاکم صحبت می‌کند که سرشار از تناقضات فکری و عملی‌ست و از همین رو، این میراث فرهنگی «سخیف دیدن همه دگراندیشان» در آرای او هم قابل ردیابی‌ست. نگاه به پوزیسیون و اپوزیسیون، زنان و مردم معترض و حتی رویکرد تاریخی او به مفاهیم ازجمله دموکراسی، مملو از چنین سوگیری‌هایی‌ست.

🍂 «نخبگان درون ساختاری» بیش از تاریخ و فرهنگ، زیر نام «هراس از آشفتگی»، نگران «ساختارهای مسلط قدرت» هستند و بدن‌سان، خود به شرکای بازتولید ساختار استبداد، تحمیق و ستم مبدل می‌شوند.

🍂 در رویکرد پست‌مدرن، می‌توان دمکراسی‌های مختلف را شاهد بود؛ تقلیل روایت و تحلیل تاریخی به یک رویکرد جغرافیایی و تاریخی غرب، یعنی فروکاستن خوانش توسعه و خواهش دمکراسی در جهان بسان مصداق درماندگی عبدالکریمی در تحلیل، و نه درماندگی دمکراسی‌خواهی در ایران.


#نقد_روشنفکران

➖➖➖

🌾@Naqdagin | @alitayefi1
📗روشنفکران اشراف‌زاده
(۱/۲
)
✍️#سیران_چوپان

🍂 "جان کری" در کتاب "روشن‌فکران و توده‌ها"، یک کیفرخواست تندوتیز علیه برخی از روشن‌فکران قرن بیستم، از جمله؛ ویرجینیا ولف، برنارد شاو، هاکسلی و... نگاشت. کری می‌گوید: آن‌ها با دیدن خود به عنوان "اشراف‌زادگان طبیعی"، از فرهنگ برای «متمایز ساختن خود» از "توده‌ها" استفاده کردند که بارها آن‌ها را به عنوان نوعی «نیمه‌انسان» معرفی می‌کردند (کری،۱۹۲۲: ۹۰).

🍂 از سوی دیگر، شخصی دیگر به‌نام "فرانک فوردی" در تضاد با حرف کری معتقد است؛ این فرض «برتری فرهنگی» نیست که مهم است، بلکه برعکس، دست کشیدن روشن‌فکر از ماموریت تاریخی خود بعنوان «محقق بی‌باک حقیقت» است. فوردی بسیاری از روشن‌فکران امروزی را چنان تحت تاثیر رویکرد «ابزارگرایانه» به دانش قرار می‌دهد که به‌سختی شایسته لقب روشن‌فکر هستند (فوردی،۲۰۰۴: ۹). او روشن‌فکر را وارث واقعی «آرمان‌های روشن‌گری متعهد به بینش جهان‌شمولی» می‌داند که می‌خواهد نبرد ایده‌ها را برای قلب‌ها و اذهان عمومی به راه بیاندازد.

🍂 بعد از جنبش فرهنگی "زن، زندگی، آزادی"، به‌نظر می‌رسد که دانش‌آموخته فلسفه، #بیژن_عبدالکریمی، خود را در قواره «تعریف فوردی از روشن‌فکر» دیده‌است و وارد عرصه‌‌ی (به‌قول خود) "کنش‌گری"‌ای شده که از دیدگاه ما ناظران به وضع موجود و هم‌پیاله‌گان مردم کوچه و بازار، جز "وسط‌بازی" نیست.

🍂 اما امر عجیب این است که اگر با متراژ «فوردی» آقای عبدالکریمی را بسنجیم، خود پر از تناقضات فوردی می‌شود تا جایی‌که از دایره تعریف روشن‌فکری فوردی، به بیرون پرتاب می‌شود. به‌عنوان مثال، اگر ماموریت تاریخی ایشان چنین است که به‌عنوان یک محقق و روش‌فکر بی‌باک، همه اپوزیسیون ایرانی (خارجی و داخلی) را از دم تیغ شمشیر بگذراند، پس چرا به تناقض‌گویی‌های مفرط دچار شده و خبری از آن بینش «جهان‌شمولی» که شرط روشن‌فکری فوردی‌ست، نیست؟ چرا رویکردش نسبت به محیط، کاملن از موضع »ابزارگرایانه» است و دیگران را نه به مثابه سوژه‌هایی «گوشت و پوست و استخوان‌»دار که که به قول فوردی، باید ایده‌هایش را بر قلب‌ها و سرهای آنها به راه بیاندازد، بلکه آن‌ها را «عدد»ی بیش فرض نمی‌کند؟

🍂 با این توضیحات، اگر عبدالکریمی در نحله فکری فوردی قرار ندارد، پس کجا ایستاده‌است؟ در این‌جا من نمی‌توانم ادعا کنم که ایشان به تفکرات «کری» تعلق دارند، اما می‌توان برخی از نظرهایشان را مرور کرد و تفکر را بر دوش مخاطبان انداخت.

۱. شما در اوایل جنبش «زن، زندگی، آزادی» گفتید: «این شعار [زن، زندگی، آزادی]، هیچ "واقع‌بودگی" با فرهنگ ایرانیان ندارد و از خارج مرزها بر ما تحمیل شده ‌ست».

در مصاحبه‌ای دیگر از معقول نبودن «انتظار میوه دموکراسی»، به دلیل «عدم واقع‌بودگی» در جهان غیرغربی سخن گفتید.

دیده‌ایم که به «حسین» ارادت خاصی دارید؛ به همان حسین قسمتان می‌دهم که دست از سر اصطلاح "واقع‌بودگی" بردارید؛ نسل نو محصول "شهروند جهان‌بودگی‌" است و از همان کودکی با انیمیش‌های برابری‌خواه، ذهنش ساخته شده‌است؛ برای همین وقتی پیرمردی سر یک پسر جوان فریاد می‌کشد که: «غیرتت کجا رفته که دخترها بی‌روسری می‌گردند»، بدون اینکه به مانند روشن‌فکران، نظریه‌ای در چنته ارائه دهد و بلد باشد، در جواب آن نسل قدیم می‌گوید: «به من چه که دیگران چطور لباس می‌پوشند، همانطور که من صبح لباس‌هایم را خودم انتخاب کردم، دیگران هم می‌توانند همین انتخاب را داشته باشند». آیا در این نوع نگرش زیسته، نیازی به درک «واقع‌بودگی» هست؟

۲. گفته‌اید که جوانان "بی تاریخ"اند. اصلن گیریم آن‌ها گُلی هستند بی‌ریشه و بی‌مکان که چند صباحی در این دنیا آمده‌اند که اگر بگذارند، زیستی انسانی را تجربه کنند. به آ‌ن‌ها چه مربوط که صفحات قبلِ این کهنه‌کتاب، به چه صورت حضور و وجود داشته‌اند؟ آیا فرزندی که به هر علتی، فاقد تاریخ‌مندی زیستن همراه با پدر و مادری است، نمی‌تواند بر اساس پرورش در سه حیطه‌ی "محیط"، " آموزش" و "وراثت"، از اندک زندگی سالم برخوردار باشد؟ مسئول فراهم کردن این محیط کیست؟

از گل‌ها و میوه‌های هلندی یاد بگیرید «چگونه زیستن بی‌ریشه و در خاک بودنِ مدرن»، اما «پربار بودن» را (هلند دومین صادرات بزرگ سبزیجات جهان را با وجود مساحت زمین کم، با استفاده از مدرنیزاسیون گلخانه‌هایی که فاقد کاشت ریشه‌ای هستند، داراست).

(ادامه دارد)

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗روشنفکران اشراف‌زاده
(۲/۲
)
✍️#سیران_چوپان

هنرمندان و سلبریتی‌ها را به «جوش‌های زودگذر پوست» تشبیه کرده‌اید، بدون اینکه توضیح دهید که مقصودتان کدامین نوع از هنرمندان است. ارزش واقعی یک تجربه‌ی زیسته فرهنگی را فقط شخصی که آن را تجربه کرده باشد، می‌تواند بداند. ۴۴ سال است که هنرمندان مستقلی که درد مشترک با مردم دارند، می‌توانند تناقضات شخصیتی در درون خود را بشناسند. شاید در روزگاران آزاد، رازهایی از هنرمندان برملا شود که توانستند با هنرمندی هرچه تمام‌تر، به شکل نمادین بر روح و ذهن تک‌تک ایرانیان اثر بگذارند.

یادآوری می‌کنم که مثلث سه‌گانه هنر، فلسفه و دین (خواستن، دانستن، نخواستن) همیشه با هم مسئله داشته‌اند. اهل فلسفه یکی از افتخارات خود را توانایی در صورت‌بندی هنر دانسته‌است. در این‌جا نهادهای اطلاعاتی از شما هوشمندتر ریشه‌ی قضایای اخیر را فهم کرده‌اند و دقیقن همان‌جا را می‌خواهند عقیم کنند؛ آیا پیش‌قراول عقیم‌سازی شده‌اید؟ شایسته نیست هزینه‌داده‌های همیشگی، ممنوع‌النان‌ها و سرآمدان آفرینشی را به اسمِ چرکین «جوش‌های صورت» بنامید.

۳. گفته‌اید؛ نظام ج.ا "زن‌ستیز" نیست. ستیز را باید در میدان مبارزه تعریف کرد نه در مصالحه. تا قبل از جنبش ایرانیان، زنان سربه‌زیر و مطیع اوامر خواست نظام، از امکانات نصف مردان برخوردار بودند، اما وقتی همان زن "چرا"هایش به مسئله تبدیل شد، تیر ساچمه‌های نظام بر شخصی‌ترین و حساس‌ترین اندامش فرود آمد و دربه‌در حقارت‌های خیابانی نظامیان و مسئولان حکومتی شد. تا آنجا که به‌خاطرش، پل‌های هوایی را هم پلمپ کردند! اکنون با این اوصاف، می‌خواهم تعریف جنابعالی را از "زن‌ستیزی" بدانم.

۴. گفته‌اید: «جوان خام نمی‌داند با عمامه‌پرانی، دارد یک فرهنگ منحط را ترویج می‌دهد، او هیچ اندیشه‌ای ندارد که بالاتر از فرهنگ آخوندی ارائه دهد»، در نتیجه لابد می‌خواستید نتیجه بگیرید که برای همین، حکومت او را در حبس و زندان می‌افکند و اضافه کردید: «اما دربارهٔ منِ داننده و دارای بینش، حکومت مانده است که چه برخوردی کند».

با این اوصاف، لابد اشخاص شجاع و فرهیخته‌ای چون مدنی‌ها، میثمی‌ها، محمدی‌ها، ستوده‌ها و... (با ارادت و شرمندگی از تمامی فرهیختگانی که در زندان هستند و نامشان برده نشد) که سال‌هاست در پشت میله‌های زندان این نظام هستند تا وجدان بیدار جامعه باشند، آن‌ها هم فرهنگ منحطی داشته‌اند و حکومت دانسته‌ و توانسته‌است که روانه زندان‌شان کند.

راستش بسیارند فکت‌های دیگر اما به درازا می‌کشد. بیایید از مشترکات هم سخن بگوییم. ما ناظران هم به مانند جنابعالی، از روشن‌فکری ایرانی در رنج هستیم. به مدت نیم قرن، اپوزیسیون ایرانی، نه تنها خود حامی و نظاره‌گر اندیشه‌های این نظام بود، بلکه مردم را هم به مشارکت در بالماسکه‌های پوچ و رسوای آن، دعوت می‌کرد، بدون آنکه نقدی بر مسائل بنیادینی که اکنون به معضل تبدیل شده‌اند، داشته باشد.

این دیدگاه‌های متضاد و کم‌بینشانه از سوی کنش‌گران ایرانی، نه تنها منعکس‌کننده عدم اجماع در مورد نقش روشن‌فکر در مسائل فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی‌ست، بلکه مسلم است به‌عنوان یک گروه در نزد عموم مردم، از احترام بالایی برخوردار نباشند و جامعه بیچاره ایرانی، باید برای جبران این خسارت‌ها، باز هم به چاره‌جویی‌ی دردهای خود بیاندیشد.

وقتی در جامعه، پزشکی برای سود بیشتر، حاضر به پاره‌پوره کردن بیمار می‌شود، درحالی‌که می‌توانست با هزینه کمتر، تجویز دارو کند، لاجرم همه‌مان سعی کردیم سری از پزشکی دربیاوریم تا تسلیم مطلق توصیه اشتباه پزشکان نشویم؛

وقتی نامسئولان، کشور را به لبه‌ی نداری و نیستی کشانده‌اند، لاجرم پدرها و مادرها سعی کردند که چگونگی سرپا ایستادن اقتصاد یک خانواده را یاد بگیرند که شرمنده فرزندان نشوند؛

وقتی بسیاری سر از زندان و اعدام و کشتار درآوردند، همه‌مان سیاسی شدیم تا بفهمیم دوروبرمان چه خبر است؛

وقتی مدارک دکتری و کرسی‌های استادی دانشگاه‌ها، چون غنائم، با انواع رانت به امثال زاکانی و خاندوزی و عبدالملکی و یامین‌پور و... توزیع شد، لاجرم دانشجوی تشنه‌ی علم باید خودش دنبال نظریه‌ها و اثبات و انکارها برود؛

وقتی جامعه روشن‌فکران جامعه را مشاهده می‌کند که چگونه بین مردم و نظامش به قضاوت می‌نشیند و تجربه‌ی زیسته‌اش را نادیده می‌گیرند و در روز روشن، کفه‌ی ترازو را به طرف قدرت، سنگین می‌کنند و به مانند «اشراف‌زادگان طبیعی»، همه را «نیمه‌انسان» معرفی می‌کنند، مردم می‌مانند و کشتی در حال غرق شدنی که شاید همان «جوش‌های گذران روی پوست»، با وجدان عمومی و ایده‌هایشان در اوج تلاطم‌ها، ابراز همدردی کنند، بنوازند و با هم تکرار کنند: ای مرگ! ای درد! از جان عزیزانم چه می‌خواهی؟


#نقد_روشنفکران
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📗سوژۀ نمایشیِ پوچ با فیگور منتقد یا پدیدۀ یوسف اباذری؟
(۱/۲)
1️⃣ #علی_طایفی (جامعه‌شناس)

🔷 ناسازه مفهومی در تحلیل

🍂 تحویل‌گرایی در تحلیل وقایع در کلام اباذری رویکرد جدیدی نیست. او در اینجا در مکتب فرانکفورتی غرق شده و در گذشتۀ این نظریه‌ درجا می‌زند. او از چند زاویه دستخوش تقلیل‌گرایی‌ست:

🔸هویت متکثر‌ جنبش مهسا را در مطالبۀ خواسته‌های ملی، سیاسی، طبقاتی، حقوقی، ‌فرهنگی و اجتماعی را نادیده می‌گیرد.

🔸فمینیسم را نمی‌خواهد بفهمد که چه بسا با منافع شخص او و مردتباری رسوب‌یافته در اندیشۀ وی در تناقض است.

🔸لمپنیزم را در ابعاد سیاسی و در درون حکومت را مورد توجه قرار نمی‌دهد؛ خاصه آنکه در صدد حمایت از یک کاندیدا و یک گرایش سیاسی در ساختار قدرت برمی‌آید.

🔸از هدونیزم و زیبایی‌شناسی، تحلیل درستی به‌دست نمی‌دهد که لذت‌جویی در سنت نظری خود، با لاابالی‌گری مورد نظر او، دو پهنۀ متفاوت است.

🔸حتی نئولیبرالیزم مورد شکایت او نیز در ایران، چهرۀ مخدوشی دارد.

🔺اباذری در یک تشتت فکری ناسازه با تحولات نوین کشور، در تقلاست و بی‌دلیل نیست وقتی در تحلیلِ واقعیت های پیرامون خود، در تطبیق با نظریه‌های همسوی خویش با مشکل روبرو می‌شود، چنین برآشفته می‌گردد.

2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 بیایید فرض بگیریم تمامِ زرهایی که اباذری می‌زند، صحیح و منطبق با واقع است (درحالی‌که دکتر طایفی با دقت، خطاهای جدیِ موجود در سخنان او را بیان کرده‌است). سؤال اینجاست که آیا اباذری اینقدر احمق است که می‌خواهد با تکرارِ مکررِ موعظه‌های چپی-آخوندیِ کسل‌کنندۀ خود، سوژۀ جهانی یا سوژۀ غالب در جامعۀ ایران را عوض کند و مثل دیگر اساتید متوهمِ حکومت آخوندی-اسلامی به جهان پیرامونِ خود می‌نگرد و دنبالِ تولید انسانِ کامل و علوم انسانیِ مطابقِ ایدئولوژی خود است؟ انسانی که که از وضعیت گناه‌آلود موجود تمدنِ غربی به وضعیتِ رستگاری و معنویت مطلوبِ ایدئولوژی برسد؟

🍂 آیا زنان و دختران سیستانی و شهرهای مرزی یا زنان و دختران مناطقِ پایین‌شهرِ شهرهای مرکزی، با کارهای جهادی-نمایشیِ بچه‌بسیجی‌ها مشکلات‌شان حل می‌شود؟ آیا با تکیه بر حکومت آخوندی-مافیاییِ که برای منفعتِ قلیلی کاسب تحریم یا تحت تاثیر یک‌مشت توهماتِ و شعارهای چپ‌زده، نیم‌قرن کشور را در حالت ایزولۀ انزوا نگه داشته و هر دولتی که آمده، بر آمار فقر و گرسنگی و تورم و بی‌کاری و بی‌ارزش‌‌تر شدنِ ریال افزوده، مساله‌ای حل می‌شود؟ آیا با مسخره کردنِ مطالباتِ اولیۀ زنان چون حق رفتن به ورزشگاه، درحالی‌که در کشورهای مسلمان (غیر از افغانستانِ طالبان‌زده، از عربستان تا قطر و ترکیه و مالزی و...) نیز چنین مسائلی حل شده، جز همدستی با حکومت آخوندی-اسلامی بعنوانِ ارتجاعی‌ترین‌ و زن‌ستیزترین‌ و پوچ‌گراترین سوژه‌ها، چه سودی نصیب اباذری می‌شود؟ چه چیز بیشتر از حقوق ماهیانۀ استادی از دانشگاهِ درپیتِ حکومت اسلامی او را چنین منگ کرده‌است؟ آیا با تقلید از شریعتی و بازتولید ادبیاتِ ضدتوسعه و خوراک فکری دادن به یک‌سری داعشی، صنعتِ منهدم‌شدۀ توریسم در ایران احیا می‌شود که از قِبَلَش می‌توان چند برابر بودجۀ نفت و گاز، جذب سرمایه، و بالتبع تولیدِ اشتغال کرد؟ یا اباذری نیز مثل علی مطهریِ مفلوک، دچار سندرومِ آلت بی‌قرار است که این بدیهیات را نمی‌فهمد و پشتِ تصویری کاریکاتوری از زنان سیستان (که آنها نیز طعم همین دست سرکوب‌های جنسیتی را می‌چشند) پنهان می‌شود تا زن‌ستیزی‌اش را پنهان کند و در سرکوب بخش مدرن جامعه و زنان که در توسعه نقش بسزایی دارند، سهیم شود؟ با فرمانِ چپ‌زدۀ این نوابیغ پنجاه‌و‌هفتی، می‌توان مطالبۀ «اینترنتِ پرسرعتِ آزاد و رفعِ فیلتر از شبکه‌های اجتماعی» را نیز به‌سخره کشید و گفت «شما بی‌دردهای نئولیبرال، «کودکانِ کار» در خیابان‌ها را نمی‌بینید؟». این حد از حماقت و رذالت در مغلطه‌فروشی اگر در هر عضوِ آکادمی کشوری نرمال جلوه می‌کرد، به‌سرعتِ نور از دانشگاه اخراج می‌شد تا دانشگاه را به این سطح از فرومایگی و ابتذال نکشاند.

🍂 جهالتی که در این ویدیو از اباذری دیدم، غیرقابل تصور است؛ چرا که استادِ جامعه‌شناسِ حکومت آخوندی، حتی موضوعِ رقص‌‌دوستی جامعۀ گرفتار حکومتِ روضه‌خوانان و مداحانِ پرستندۀ «گریه‌ و عزا و ماتم‌» که از رقص و آلات موسیقی نیز امری تابو و حرام و گناه‌آلود ساخته‌اند، درست مشابه مغز معیوبِ آخوندها، در ذیلِ لذت‌پرستیِ کور می‌فهمد، نه در ذیلِ ارادۀ معطوف به زندگی و حتی عرفِ تاریخی-فرهنگی ایرانیان که همیشه مایل به احیایِ شادی و امید، در تاریک‌ترین و صعب‌ترین وضعیت‌های خود بوده‌‌اند.

🍂 حتی یک دانشجویِ ترم اول جامعه‌شناسی‌، می‌فهمد که در مواجهه با این پدیدۀ مبتذلِ فاخرنما، صرفا با یک پخمۀ عشقِ خطابه و رتوریک و مخالف‌خوانی طرفیم، نه فردی فرهیخته و اهل استدلال و طرح سخنانِ وزینِ منسجم و مستند به آمار و ارقام.

(ادامه دارد)
➖➖➖

🌾 @Naqdagin