نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 میشل فوکو و پست مدرنیسم (+)


⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب

0:00 میشل فوکو در ایران
1:10 سرگذشت فوکو
6:49 کتاب «انضباط و تنبیه» فوکو
13:14 مدرنیته و پست مدرنیسم
16:45 کتاب «جنون و تمدنِ» فوکو
.


#فلسفیدن #سیاست #تاریخ_فلسفه #پست_مدرنیسم #مدرنیسم #نیچه #فوکو #میشل_فوکو #قدرت



🌾 @Naqdagin
📄 چرا پیامد «جنبش وُکیسم»، برآمدن «راست‌گراییِ ضدِ مهاجرت» بود؟

وقتی یک فرد «نسبی‌گرا» ادعا می‌کند که جنبه‌هایی از حقیقت نزد دیدگاه‌های مختلف یافت می‌شود پس در نتیجه «هر عقیده‌ای محترم است»، در نگاه اول ممکن است جذاب، آزاداندیشانه و حتی دموکراتیک به نظر برسد. وقتی می‌گوییم «هر کسی #حقیقت خودش را دارد»، گویی به همه انسان‌ها و فرهنگ‌ها احترام گذاشته‌ایم و از تحمیل عقاید خود بر دیگران جلوگیری کرده‌ایم. اما این تنها یک سراب فریبنده است.

تصور کنید در شهری زندگی می‌کنید که در آن هیچ ترازویی برای وزن کردن وجود ندارد، هیچ خط‌کشی برای اندازه‌گیری طول ساخته نشده است و هیچ ساعتی زمان را نشان نمی‌دهد.
در چنین شهری، اگر کسی ادعا کند که یک سنگ ده کیلویی از یک پر کاه سبک‌تر است، شما هیچ ابزار عینی و قاطعی برای رد کردن حرف او ندارید. اگر کسی بگوید که فاصله چند قدمی تا خیابان بعدی صد کیلومتر است، باز هم نمی‌توانید با اطمینان او را دروغگو بنامید، زیرا معیار مشترکی برای سنجش حقیقت وجود ندارد. این شهر خیالی، تصویر دقیقی از جهانی است که فلسفه‌هایی مانند «#نسبی‌گرایی» و «#پست‌مدرنیسم» تلاش می‌کنند در ذهن ما بسازند؛ جهانی که در آن حقیقت عینی، واقعیت ملموس و معیارهای مشترک انسانی انکار می‌شوند و همه‌چیز به زاویه دید، سلیقه و ویژگی‌های شخصی یا گروهی تقلیل می‌یابد.

جنبش «پست‌مدرنیسم» که در نیمه دوم قرن بیستم در غرب و به ویژه در فرانسه شکل گرفت، ایده نسبی‌گرایی را بسط داد و به یک مکتب فکری پیچیده تبدیل کرد.
متفکران پست‌مدرن ادعا کردند که تمام دستاوردهای بشر در دوران روشنگری، از جمله علم، عقلانیت، حقوق بشر و دموکراسی، تنها «روایت‌هایی کلان» هستند که برای تسلط بر دیگران ساخته شده‌اند. آن‌ها معتقدند که عقل انسان نمی‌تواند جهان را آن‌گونه که هست بشناسد و هر آنچه ما «حقیقت» می‌نامیم، در واقع ساخته و پرداخته قدرت‌ها و ساختارهای زبانی است. در این دیدگاه، علم پزشکی با خرافات باستانی هیچ تفاوت ماهوی ندارد، زیرا هر دو تنها روایت‌هایی متفاوت از جهان هستند و هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارند.

#میشل_فوکو متفکر پست‌مدرن و پساساختارگرا معتقد بود که پزشکی مدرن بیش از آنکه به معنای واقعی کلمه یک «علم» باشد، یک ساختار سیاسی و اجتماعی برای کنترل بدن‌هاست. فوکو تأکید داشت تفاوتی که ما امروز میان طب علمی و خرافات قائل می‌شویم، یک تفاوت معرفت‌شناختیِ محض نیست؛ بلکه حاصل پیروزی یک ساختار قدرت است که توانسته رقبای خود (مانند طب سنتی) را به حاشیه براند و خود را به عنوان تنها حقیقت مطلق جا بزند.

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اواخر قرن بیستم و شکست عملی ایدئولوژی #مارکسیسم در جهان، انتظار می‌رفت که #روشنفکران_چپ در ایران (مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان) به یک بازنگری عمیق در افکار خود بپردازند، به اشتباهات تاریخی خود اعتراف کنند و به سوی ارزش‌های عقلانی، دموکراتیک و حقوق بشری حرکت کنند. اما در کمال تعجب، بخش بزرگی از این جریان به جای پذیرش شکست و بازگشت به خردگرایی، به آغوش «پست‌مدرنیسم» پناه بردند.
این انتقال، یکی از عجیب‌ترین و در عین حال مخرب‌ترین پدیده‌های فکری در ایران معاصر است. روشنفکر سرخورده چپ، که حالا اسطوره‌ی ایدئولوژیک خود (مارکسیسم) را از دست داده بود، تصمیم گرفت کل بازی را برهم بزند. استدلال ناخودآگاه آن‌ها این بود: حالا که ایدئولوژی ما حقیقت مطلق نیست، پس اصلاً هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد! حالا که آرمانشهر ما شکست خورده است، پس تمام دستاوردهای بشریت، از جمله علم، حقوق جهان‌شمول و عقلانیت، دروغ و توهم است!

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️



🌾 @Naqdagin