نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.2K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕نئولیبرالیسم در کانتکست ایران ِامروز

✍️#علیرضا_حلاج

نئولیبرالیسم معادل فارسی ندارد. اما می‌توان از چرایی و چگونگی آن برای فهم ِ بهتر استفاده کرد. نئولیبرالیسم یعنی پولی کردن. پولی کردن آموزش و درمان؛ پولی کردن تمام خدمات اجتماعی که تا پیش از این دولت موظف به انجام آن‌ها بوده! پروسه‌ای که با توجه به انقیاد طبقه کارگر ایرانی برابر دولت الیگارشیک حاکم، گاه با توجیه ضمنی ایشان نیز همراه شده است.

طبقه سرمایه‌دار ایرانی مدافع اول نئولیبرالیسم در کشور است. چرا که به واسطه آن، از سویی می‌تواند حیطه سیطره دولت الیگارشیک حاکم را محدود کرده؛ از سویی دیگر نیز با خصوصی‌سازی ِ خدمات اجتماعی اعم از درمان و آموزش، خواهد توانست این بازار پُر سود را برای دوشیدن هر چه بیشتر طبقه کارگر از چنگ الیگارشی حاکم در آورد.

طبقه خُرده‌سرمایه‌دار ایرانی اما مدافع بعدی نئولیبرالیسم است. چرا که با پولی شدن خدمات اجتماعی، می‌تواند شاهد رتبه‌بندی این خدمات شده؛ با خرده‌سرمایه‌ای که دارد در رتبه‌بندی مذکور، مشتری و چه بسا مجری بهترین کیفیت آموزش و درمان در سیستم غیرانتفاعی مذبور شود.

اما مسئله برای طبقه کارگر ایرانی متفاوت است. با پولی شدن و خصوصی شدن و رتبه‌بندی متناظر خدمات اجتماعی -اعم از آموزش و درمان- مشخص است طبقه کارگر در جامعه طبقاتی سرمایه‌داری، به سبب میزان درآمد خود، به اشتراک پایین‌ترین و نازل‌ترین رتبه از کیفیت ارائه شده آموزش و درمان در خواهد آمد:

برای طبقه کارگر، پولی شدن آموزش یعنی حضور فرزندانش در بی کیفیت‌ترین مدارس؛ تا محروم ماندن ِ اکثریت ایشان از آموزش عالی؛ تا محروم شدن از برنامه‌های آموزشی که با عنوان فوق‌برنامه، اتیکت لوکس گرفته از برنامه مدارس خارج شده در آموزشگاه‌های خصوصی ارائه می‌شود؛ تا کتاب‌های ادبی و علمی که با ملغای سوبسید دولتی با قیمت‌های آزاد شده خارج از توان مالی طبقه کارگر قرار گرفته‌اند.

برای طبقه کارگر پولی شدن درمان یعنی اختصاص در صد قابل توجهی از درآمد خود به بی کیفیت‌ترین خدمات درمانی ارائه شده؛ تا ملغای بیمه‌های درمانی دولتی؛ تا پذیرفتن درد و عادت به آن در اغلب موارد؛ تا کمبود تنوع در سبد غذایی طبقه کارگر -که ارتباطی تنگاتنگ با مسئله درمان و پیشگیری‌های متناظر می‌تواند داشته باشد.

آیا طبقه کارگر باید مدافع نئولیبرالیسم در کشور باشد؟ مدافع پولی شدن آموزش و درمان به قیمت کم شدن سیطره دولت الیگارشیک در جامعه باشد؟ رسانه‌‌های متعلق به طبقه سرمایه‌دار که معتقد هستند باید چنین باشد! و تبلیغ این اعتقاد را قریب سی سال است از زمان دولت سازندگی(!) آقای رفسنجانی توسط هژمونی رسانه‌ای خود به جد پی گرفته‌اند.

این بین روزی نیست که این رسانه‌ها با نوچه‌های لمپن ِ خود به تکفیر مخالفان نئولیبرالیسم نپردازند. و به هر وسیله به تخریب جبهه مقابل و تشویق طبقه کارگر برای پیوستن به جبهه خود مشغول نشوند. طبقه کارگری که شاهد است فرزندانش با تحصیل در مدارس بی کیفیت و محروم ماندن از آموزش‌های فوق‌برنامه ناگزیر در آینده تجسم «جامعه طبقاتی کاست» خواهند بود. طبقه کارگری که گویا محکوم است به کور شدن تدریجی به خاطر خواندن کتب پی‌دی‌اف و در عین حال تحمل مذمت لمپن‌های خرده‌سرمایه‌دار که چرا دزدی می‌کنند و نسخه چاپی را برای حمایت از مولف تهیه نمی‌کنند! طبقه کارگری که بعد از گذر از سی سالگی باید قید ِ یکی یکی دندان‌هایش را بزند -چون هزینه ترمیم دندان بیش از ده برابر ِ هزینه کشیدن ِ دندان است.

طبقه کارگر ایرانی از سویی سمبه دولت الیگارشیک را بر گُرده خود احساس می‌کند؛ از سویی دیگر ترغیب رسانه‌های خصوصی متعلق به سرمایه‌داران را برای تضعیف دولت با خصوصی‌سازی‌های نئولیبرالیستی شاهد است! طبقه سرمایه‌داری که حالا شاهد پیوستن آقازاده‌‌های جمهوری‌اسلامی به جمع پیشین خود یعنی شاهزاده‌های قجر و مباشران پهلوی شده است. صحن سیاست کشور بعد از نسل‌کُشی چپ‌گرایان و انحلال و اخراج احزاب و سازمان‌های مدافع طبقه کارگر در دهه شصت، جز همین راهکار خصوصی‌سازی -که توسط حزب کارگزاران سازندگی و اقمار رسانه‌ای آن پی گرفته می‌شود- راهی برای مقابله با الیگارشی حاکم به خود ندیده است. تقابلی که شدیدترین شکل رو در رویی آن به اتفاقات سال ۸۸ بر می‌گردد. اتفاقاتی که با عدم همراهی طبقه کارگر به نفع الیگارشی حاکم رقم خورد...


برای طبقه کارگر ایرانی سه راه وجود دارد:
۱- تحمل وضع موجود و پذیرفتن سمبه الیگارشی حاکم بر گُرده خود؛
۲- همراهی با طبقه سرمایه‌دار برای مقابله با الیگارشی حاکم؛
۳- پیگیری و یافتن مسیر متفاوت خود؛ یعنی کنار زدن دولت الیگارشیک برای بر قراری یک دولت دموکراتیک. راهی سخت و دشوار که با توجه به سطح پایین ِ فعلی آگاهی طبقاتی در بین طبقه کارگر -و نبود رسانه مستقل برای تَسری ِ آگاهی طبقاتی- نمی‌توان حداقل در حال حاضر چندان به آن امید بست.

🌾@Naqdagin