نقدآگین
📕رکیکترین فحش؟ شاهزاده، سید، آقازاده و خانزاده! #علیرضا_حلاج #یادداشت #نقد_فرهنگ #برابری #انسان_محوری #شاهزاده #آقازاده #سید ➖➖➖ 🌾@Naqdagin
📕نئولیبرالیسم در کانتکست ایران ِامروز
✍️#علیرضا_حلاج
#یادداشت
#اجتماعی #نقد_راست
#نئولیبرالیسم #طبقه_کارگر #پولی_شدن_خدمات_اجتماعی #آموزش_و_درمان_رایگان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضا_حلاج
#یادداشت
#اجتماعی #نقد_راست
#نئولیبرالیسم #طبقه_کارگر #پولی_شدن_خدمات_اجتماعی #آموزش_و_درمان_رایگان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕نئولیبرالیسم در کانتکست ایران ِامروز
✍️#علیرضا_حلاج
نئولیبرالیسم معادل فارسی ندارد. اما میتوان از چرایی و چگونگی آن برای فهم ِ بهتر استفاده کرد. نئولیبرالیسم یعنی پولی کردن. پولی کردن آموزش و درمان؛ پولی کردن تمام خدمات اجتماعی که تا پیش از این دولت موظف به انجام آنها بوده! پروسهای که با توجه به انقیاد طبقه کارگر ایرانی برابر دولت الیگارشیک حاکم، گاه با توجیه ضمنی ایشان نیز همراه شده است.
طبقه سرمایهدار ایرانی مدافع اول نئولیبرالیسم در کشور است. چرا که به واسطه آن، از سویی میتواند حیطه سیطره دولت الیگارشیک حاکم را محدود کرده؛ از سویی دیگر نیز با خصوصیسازی ِ خدمات اجتماعی اعم از درمان و آموزش، خواهد توانست این بازار پُر سود را برای دوشیدن هر چه بیشتر طبقه کارگر از چنگ الیگارشی حاکم در آورد.
طبقه خُردهسرمایهدار ایرانی اما مدافع بعدی نئولیبرالیسم است. چرا که با پولی شدن خدمات اجتماعی، میتواند شاهد رتبهبندی این خدمات شده؛ با خردهسرمایهای که دارد در رتبهبندی مذکور، مشتری و چه بسا مجری بهترین کیفیت آموزش و درمان در سیستم غیرانتفاعی مذبور شود.
اما مسئله برای طبقه کارگر ایرانی متفاوت است. با پولی شدن و خصوصی شدن و رتبهبندی متناظر خدمات اجتماعی -اعم از آموزش و درمان- مشخص است طبقه کارگر در جامعه طبقاتی سرمایهداری، به سبب میزان درآمد خود، به اشتراک پایینترین و نازلترین رتبه از کیفیت ارائه شده آموزش و درمان در خواهد آمد:
برای طبقه کارگر، پولی شدن آموزش یعنی حضور فرزندانش در بی کیفیتترین مدارس؛ تا محروم ماندن ِ اکثریت ایشان از آموزش عالی؛ تا محروم شدن از برنامههای آموزشی که با عنوان فوقبرنامه، اتیکت لوکس گرفته از برنامه مدارس خارج شده در آموزشگاههای خصوصی ارائه میشود؛ تا کتابهای ادبی و علمی که با ملغای سوبسید دولتی با قیمتهای آزاد شده خارج از توان مالی طبقه کارگر قرار گرفتهاند.
برای طبقه کارگر پولی شدن درمان یعنی اختصاص در صد قابل توجهی از درآمد خود به بی کیفیتترین خدمات درمانی ارائه شده؛ تا ملغای بیمههای درمانی دولتی؛ تا پذیرفتن درد و عادت به آن در اغلب موارد؛ تا کمبود تنوع در سبد غذایی طبقه کارگر -که ارتباطی تنگاتنگ با مسئله درمان و پیشگیریهای متناظر میتواند داشته باشد.
آیا طبقه کارگر باید مدافع نئولیبرالیسم در کشور باشد؟ مدافع پولی شدن آموزش و درمان به قیمت کم شدن سیطره دولت الیگارشیک در جامعه باشد؟ رسانههای متعلق به طبقه سرمایهدار که معتقد هستند باید چنین باشد! و تبلیغ این اعتقاد را قریب سی سال است از زمان دولت سازندگی(!) آقای رفسنجانی توسط هژمونی رسانهای خود به جد پی گرفتهاند.
این بین روزی نیست که این رسانهها با نوچههای لمپن ِ خود به تکفیر مخالفان نئولیبرالیسم نپردازند. و به هر وسیله به تخریب جبهه مقابل و تشویق طبقه کارگر برای پیوستن به جبهه خود مشغول نشوند. طبقه کارگری که شاهد است فرزندانش با تحصیل در مدارس بی کیفیت و محروم ماندن از آموزشهای فوقبرنامه ناگزیر در آینده تجسم «جامعه طبقاتی کاست» خواهند بود. طبقه کارگری که گویا محکوم است به کور شدن تدریجی به خاطر خواندن کتب پیدیاف و در عین حال تحمل مذمت لمپنهای خردهسرمایهدار که چرا دزدی میکنند و نسخه چاپی را برای حمایت از مولف تهیه نمیکنند! طبقه کارگری که بعد از گذر از سی سالگی باید قید ِ یکی یکی دندانهایش را بزند -چون هزینه ترمیم دندان بیش از ده برابر ِ هزینه کشیدن ِ دندان است.
طبقه کارگر ایرانی از سویی سمبه دولت الیگارشیک را بر گُرده خود احساس میکند؛ از سویی دیگر ترغیب رسانههای خصوصی متعلق به سرمایهداران را برای تضعیف دولت با خصوصیسازیهای نئولیبرالیستی شاهد است! طبقه سرمایهداری که حالا شاهد پیوستن آقازادههای جمهوریاسلامی به جمع پیشین خود یعنی شاهزادههای قجر و مباشران پهلوی شده است. صحن سیاست کشور بعد از نسلکُشی چپگرایان و انحلال و اخراج احزاب و سازمانهای مدافع طبقه کارگر در دهه شصت، جز همین راهکار خصوصیسازی -که توسط حزب کارگزاران سازندگی و اقمار رسانهای آن پی گرفته میشود- راهی برای مقابله با الیگارشی حاکم به خود ندیده است. تقابلی که شدیدترین شکل رو در رویی آن به اتفاقات سال ۸۸ بر میگردد. اتفاقاتی که با عدم همراهی طبقه کارگر به نفع الیگارشی حاکم رقم خورد...
برای طبقه کارگر ایرانی سه راه وجود دارد:
۱- تحمل وضع موجود و پذیرفتن سمبه الیگارشی حاکم بر گُرده خود؛
۲- همراهی با طبقه سرمایهدار برای مقابله با الیگارشی حاکم؛
۳- پیگیری و یافتن مسیر متفاوت خود؛ یعنی کنار زدن دولت الیگارشیک برای بر قراری یک دولت دموکراتیک. راهی سخت و دشوار که با توجه به سطح پایین ِ فعلی آگاهی طبقاتی در بین طبقه کارگر -و نبود رسانه مستقل برای تَسری ِ آگاهی طبقاتی- نمیتوان حداقل در حال حاضر چندان به آن امید بست.
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضا_حلاج
نئولیبرالیسم معادل فارسی ندارد. اما میتوان از چرایی و چگونگی آن برای فهم ِ بهتر استفاده کرد. نئولیبرالیسم یعنی پولی کردن. پولی کردن آموزش و درمان؛ پولی کردن تمام خدمات اجتماعی که تا پیش از این دولت موظف به انجام آنها بوده! پروسهای که با توجه به انقیاد طبقه کارگر ایرانی برابر دولت الیگارشیک حاکم، گاه با توجیه ضمنی ایشان نیز همراه شده است.
طبقه سرمایهدار ایرانی مدافع اول نئولیبرالیسم در کشور است. چرا که به واسطه آن، از سویی میتواند حیطه سیطره دولت الیگارشیک حاکم را محدود کرده؛ از سویی دیگر نیز با خصوصیسازی ِ خدمات اجتماعی اعم از درمان و آموزش، خواهد توانست این بازار پُر سود را برای دوشیدن هر چه بیشتر طبقه کارگر از چنگ الیگارشی حاکم در آورد.
طبقه خُردهسرمایهدار ایرانی اما مدافع بعدی نئولیبرالیسم است. چرا که با پولی شدن خدمات اجتماعی، میتواند شاهد رتبهبندی این خدمات شده؛ با خردهسرمایهای که دارد در رتبهبندی مذکور، مشتری و چه بسا مجری بهترین کیفیت آموزش و درمان در سیستم غیرانتفاعی مذبور شود.
اما مسئله برای طبقه کارگر ایرانی متفاوت است. با پولی شدن و خصوصی شدن و رتبهبندی متناظر خدمات اجتماعی -اعم از آموزش و درمان- مشخص است طبقه کارگر در جامعه طبقاتی سرمایهداری، به سبب میزان درآمد خود، به اشتراک پایینترین و نازلترین رتبه از کیفیت ارائه شده آموزش و درمان در خواهد آمد:
برای طبقه کارگر، پولی شدن آموزش یعنی حضور فرزندانش در بی کیفیتترین مدارس؛ تا محروم ماندن ِ اکثریت ایشان از آموزش عالی؛ تا محروم شدن از برنامههای آموزشی که با عنوان فوقبرنامه، اتیکت لوکس گرفته از برنامه مدارس خارج شده در آموزشگاههای خصوصی ارائه میشود؛ تا کتابهای ادبی و علمی که با ملغای سوبسید دولتی با قیمتهای آزاد شده خارج از توان مالی طبقه کارگر قرار گرفتهاند.
برای طبقه کارگر پولی شدن درمان یعنی اختصاص در صد قابل توجهی از درآمد خود به بی کیفیتترین خدمات درمانی ارائه شده؛ تا ملغای بیمههای درمانی دولتی؛ تا پذیرفتن درد و عادت به آن در اغلب موارد؛ تا کمبود تنوع در سبد غذایی طبقه کارگر -که ارتباطی تنگاتنگ با مسئله درمان و پیشگیریهای متناظر میتواند داشته باشد.
آیا طبقه کارگر باید مدافع نئولیبرالیسم در کشور باشد؟ مدافع پولی شدن آموزش و درمان به قیمت کم شدن سیطره دولت الیگارشیک در جامعه باشد؟ رسانههای متعلق به طبقه سرمایهدار که معتقد هستند باید چنین باشد! و تبلیغ این اعتقاد را قریب سی سال است از زمان دولت سازندگی(!) آقای رفسنجانی توسط هژمونی رسانهای خود به جد پی گرفتهاند.
این بین روزی نیست که این رسانهها با نوچههای لمپن ِ خود به تکفیر مخالفان نئولیبرالیسم نپردازند. و به هر وسیله به تخریب جبهه مقابل و تشویق طبقه کارگر برای پیوستن به جبهه خود مشغول نشوند. طبقه کارگری که شاهد است فرزندانش با تحصیل در مدارس بی کیفیت و محروم ماندن از آموزشهای فوقبرنامه ناگزیر در آینده تجسم «جامعه طبقاتی کاست» خواهند بود. طبقه کارگری که گویا محکوم است به کور شدن تدریجی به خاطر خواندن کتب پیدیاف و در عین حال تحمل مذمت لمپنهای خردهسرمایهدار که چرا دزدی میکنند و نسخه چاپی را برای حمایت از مولف تهیه نمیکنند! طبقه کارگری که بعد از گذر از سی سالگی باید قید ِ یکی یکی دندانهایش را بزند -چون هزینه ترمیم دندان بیش از ده برابر ِ هزینه کشیدن ِ دندان است.
طبقه کارگر ایرانی از سویی سمبه دولت الیگارشیک را بر گُرده خود احساس میکند؛ از سویی دیگر ترغیب رسانههای خصوصی متعلق به سرمایهداران را برای تضعیف دولت با خصوصیسازیهای نئولیبرالیستی شاهد است! طبقه سرمایهداری که حالا شاهد پیوستن آقازادههای جمهوریاسلامی به جمع پیشین خود یعنی شاهزادههای قجر و مباشران پهلوی شده است. صحن سیاست کشور بعد از نسلکُشی چپگرایان و انحلال و اخراج احزاب و سازمانهای مدافع طبقه کارگر در دهه شصت، جز همین راهکار خصوصیسازی -که توسط حزب کارگزاران سازندگی و اقمار رسانهای آن پی گرفته میشود- راهی برای مقابله با الیگارشی حاکم به خود ندیده است. تقابلی که شدیدترین شکل رو در رویی آن به اتفاقات سال ۸۸ بر میگردد. اتفاقاتی که با عدم همراهی طبقه کارگر به نفع الیگارشی حاکم رقم خورد...
برای طبقه کارگر ایرانی سه راه وجود دارد:
۱- تحمل وضع موجود و پذیرفتن سمبه الیگارشی حاکم بر گُرده خود؛
۲- همراهی با طبقه سرمایهدار برای مقابله با الیگارشی حاکم؛
۳- پیگیری و یافتن مسیر متفاوت خود؛ یعنی کنار زدن دولت الیگارشیک برای بر قراری یک دولت دموکراتیک. راهی سخت و دشوار که با توجه به سطح پایین ِ فعلی آگاهی طبقاتی در بین طبقه کارگر -و نبود رسانه مستقل برای تَسری ِ آگاهی طبقاتی- نمیتوان حداقل در حال حاضر چندان به آن امید بست.
🌾@Naqdagin
Telegram
📚نقدآگین
📕نئولیبرالیسم در کانتکست ایران ِامروز
✍️#علیرضا_حلاج
#یادداشت
#اجتماعی #نقد_راست
#نئولیبرالیسم #طبقه_کارگر #پولی_شدن_خدمات_اجتماعی #آموزش_و_درمان_رایگان
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
📻 پادکست فارسی آوای اندیشه| Avaye Andishe…
✍️#علیرضا_حلاج
#یادداشت
#اجتماعی #نقد_راست
#نئولیبرالیسم #طبقه_کارگر #پولی_شدن_خدمات_اجتماعی #آموزش_و_درمان_رایگان
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
📻 پادکست فارسی آوای اندیشه| Avaye Andishe…
📕توصیهای به شادی صدر (اشارتی به عطاالله مهاجرانی)
✍️#سایه_اقتصادینیا
@Sayehsaar
#یادداشت
#اجتماعی #ایران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#سایه_اقتصادینیا
@Sayehsaar
#یادداشت
#اجتماعی #ایران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕توصیهای به شادی صدر (اشارتی به عطاالله مهاجرانی)
✍️#سایه_اقتصادینیا
شادی صدر فعال حقوق زنان و روزنامهنویس است. ایشان بهتازگی در برنامۀ پرگار بیبیسی شرکت کرده و فرمودهاند: «بخش اقلیتی از جامعۀ ایران، بخصوص مثلاً الان یادم میآید عربهای جامعۀ ایران، سنّتی به اسم نوروز ندارند. آنها اعیاد دیگری دارند. ولی نوروز ما، بهعنوان سنّت غالب، بهشکل خشونتباری، بهقیمت اینکه سنّتهای آن جوامع اقلیت نادیده گرفته شود، کمرنگ بشود یا حتی به فراموشی سپرده شود بهشان تحمیل شده است.»
در جایگاه فردی از نسل خود ایشان که در زمینهای مشترک و با دغدغههایی کموبیش مشابه زیسته، و شاید فقط کمی بیشتر از ایشان تاریخ معاصر و ادبیات خوانده، به ایشان توصیه میکنم: در مقابل هیچ حریفی، حتی دیرینهترین عدو و خونریزترین خصم و ددمنشترین دشمنی که پیش نظرشان متجسد است، ملیّت و مظاهر ملی را قربانی نکنند: خانم صدر، میبازید. مثل آبِ خوردن میبازید و نهتنها میبازید، سرافکنده و شرمگین و پشیمان از میدان ملت بیرون خواهید رفت.
بسیار بودهاند از شما بزرگتر، داناتر، محبوبتر، مقبولتر و قدرتمندتر که این خطا را کرده و هرگز، هرچه کردهاند، نتوانستهاند آن را جبران کنند. برای اینکه شما را متوجه خطای جبرانناپذیرتان کنم، برای شما دو مثال میآورم؛ تا راه دور نرفته باشیم، اول از قدرتمندان مثال میزنم:
همین جمهوری اسلامی خودمان! اگر نوجوانان و نوآمدگان یاد نیاورند، من و شما باید یادمان باشد که در سالهای آغازین پس از انقلاب ۵۷ ستیز با ملیت و مظاهر ملی، و از همه بیشتر با نوروز و سیزده بدر و چهارشنبهسوری، چه اوج زشتی داشت. کلمۀ «بهار» را جانشین «نوروز» کردند و «روز طبیعت» را جانشین «سیزده بدر». مجریان صداوسیما را واداشته بودند در تلویزیون بگویند «بهار» را جشن میگیریم، به استقبال «بهار» میرویم، و مدام «بهار»، «بهار» میکردند.
عاقبت چه شد؟ حالا هفتسین میچینند از تجریش تا راهآهن، از تبریز تا اهواز. باختند. شما هم میبازید.
باز تا دور نرفته باشیم، از چهرههای روشنفکری معاصر مثال میزنم: احمد شاملو. شاملو، با آنهمه محبوبیت و مقبولیتی که در پیشگاه مردم داشت، تا آخرین روز عمرش نتوانست خطای سخنرانیاش در دانشگاه برکلی را لاپوشانی، توجیه یا تصحیح کند و، هرچه کرد، عذر بدتر از گناه بود.
دوستدارانش هرگز اهانت او به فردوسی و شاهنامه را بر او نبخشیدند و به گناه اینکه «نوروز» را «کاریکاتوریترین مراسم دنیا» خوانده بود، ولو اینکه این اظهارنظری شخصی بود، با او دلصاف نشدند. شاملو، که از هر میدانی برنده بیرون میآمد، اینجا را در مقابل مردم باخت. شما هم میبازید.
زشتزبانی آقای عطالله مهاجرانی در پاسخ به شما هرگز نه شما را تطهیر میکند و نه ذرهای سبب تقویت اعتماد ملت به ایشان میشود. گرچه آب ایران گلآلود است، وقت ماهیگیری ایشان نیست: «ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش».
خانم صدر! دقت بفرمایید که حافظ در قرن هشتم هجری حرف از این «شهر» میزند. ایرانیان ملت بودهاند و هستند. تخم تفرقه نپاشید و به اسم برقراری عدالت بین شهرهای ایران نفاق و نقار نیندازید.
خانم صدر! شما نمیتوانید داشتههای مردم را از آنان بستانید، سرمایههای آنان را به آتشی که استعمار افروخته بسوزانید و آنگاه ادعا کنید برای کمک به مظلومان و احقاق حقوقشان به میدان مبارزه آمدهاید.
مظلومان قرنهاست به همین نوروز دلخوشاند و ایرانیان، حتی دردمندترین و مستمندترین آنان، به فرزندی که پستان مادرش را گاز بگیرد اعتماد نخواهند کرد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#سایه_اقتصادینیا
شادی صدر فعال حقوق زنان و روزنامهنویس است. ایشان بهتازگی در برنامۀ پرگار بیبیسی شرکت کرده و فرمودهاند: «بخش اقلیتی از جامعۀ ایران، بخصوص مثلاً الان یادم میآید عربهای جامعۀ ایران، سنّتی به اسم نوروز ندارند. آنها اعیاد دیگری دارند. ولی نوروز ما، بهعنوان سنّت غالب، بهشکل خشونتباری، بهقیمت اینکه سنّتهای آن جوامع اقلیت نادیده گرفته شود، کمرنگ بشود یا حتی به فراموشی سپرده شود بهشان تحمیل شده است.»
در جایگاه فردی از نسل خود ایشان که در زمینهای مشترک و با دغدغههایی کموبیش مشابه زیسته، و شاید فقط کمی بیشتر از ایشان تاریخ معاصر و ادبیات خوانده، به ایشان توصیه میکنم: در مقابل هیچ حریفی، حتی دیرینهترین عدو و خونریزترین خصم و ددمنشترین دشمنی که پیش نظرشان متجسد است، ملیّت و مظاهر ملی را قربانی نکنند: خانم صدر، میبازید. مثل آبِ خوردن میبازید و نهتنها میبازید، سرافکنده و شرمگین و پشیمان از میدان ملت بیرون خواهید رفت.
بسیار بودهاند از شما بزرگتر، داناتر، محبوبتر، مقبولتر و قدرتمندتر که این خطا را کرده و هرگز، هرچه کردهاند، نتوانستهاند آن را جبران کنند. برای اینکه شما را متوجه خطای جبرانناپذیرتان کنم، برای شما دو مثال میآورم؛ تا راه دور نرفته باشیم، اول از قدرتمندان مثال میزنم:
همین جمهوری اسلامی خودمان! اگر نوجوانان و نوآمدگان یاد نیاورند، من و شما باید یادمان باشد که در سالهای آغازین پس از انقلاب ۵۷ ستیز با ملیت و مظاهر ملی، و از همه بیشتر با نوروز و سیزده بدر و چهارشنبهسوری، چه اوج زشتی داشت. کلمۀ «بهار» را جانشین «نوروز» کردند و «روز طبیعت» را جانشین «سیزده بدر». مجریان صداوسیما را واداشته بودند در تلویزیون بگویند «بهار» را جشن میگیریم، به استقبال «بهار» میرویم، و مدام «بهار»، «بهار» میکردند.
عاقبت چه شد؟ حالا هفتسین میچینند از تجریش تا راهآهن، از تبریز تا اهواز. باختند. شما هم میبازید.
باز تا دور نرفته باشیم، از چهرههای روشنفکری معاصر مثال میزنم: احمد شاملو. شاملو، با آنهمه محبوبیت و مقبولیتی که در پیشگاه مردم داشت، تا آخرین روز عمرش نتوانست خطای سخنرانیاش در دانشگاه برکلی را لاپوشانی، توجیه یا تصحیح کند و، هرچه کرد، عذر بدتر از گناه بود.
دوستدارانش هرگز اهانت او به فردوسی و شاهنامه را بر او نبخشیدند و به گناه اینکه «نوروز» را «کاریکاتوریترین مراسم دنیا» خوانده بود، ولو اینکه این اظهارنظری شخصی بود، با او دلصاف نشدند. شاملو، که از هر میدانی برنده بیرون میآمد، اینجا را در مقابل مردم باخت. شما هم میبازید.
زشتزبانی آقای عطالله مهاجرانی در پاسخ به شما هرگز نه شما را تطهیر میکند و نه ذرهای سبب تقویت اعتماد ملت به ایشان میشود. گرچه آب ایران گلآلود است، وقت ماهیگیری ایشان نیست: «ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش».
خانم صدر! دقت بفرمایید که حافظ در قرن هشتم هجری حرف از این «شهر» میزند. ایرانیان ملت بودهاند و هستند. تخم تفرقه نپاشید و به اسم برقراری عدالت بین شهرهای ایران نفاق و نقار نیندازید.
خانم صدر! شما نمیتوانید داشتههای مردم را از آنان بستانید، سرمایههای آنان را به آتشی که استعمار افروخته بسوزانید و آنگاه ادعا کنید برای کمک به مظلومان و احقاق حقوقشان به میدان مبارزه آمدهاید.
مظلومان قرنهاست به همین نوروز دلخوشاند و ایرانیان، حتی دردمندترین و مستمندترین آنان، به فرزندی که پستان مادرش را گاز بگیرد اعتماد نخواهند کرد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📕توصیهای به شادی صدر (اشارتی به عطاالله مهاجرانی)
✍️#سایه_اقتصادینیا
@Sayehsaar
#یادداشت
#اجتماعی #ایران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#سایه_اقتصادینیا
@Sayehsaar
#یادداشت
#اجتماعی #ایران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
نقدآگین
📕نئولیبرالیسم در کانتکست ایران ِامروز ✍️#علیرضا_حلاج #یادداشت #اجتماعی #نقد_راست #نئولیبرالیسم #طبقه_کارگر #پولی_شدن_خدمات_اجتماعی #آموزش_و_درمان_رایگان ➖➖➖ 🌾@Naqdagin
📕 حدیثِ ایرانِ اشغالی
کسی راز مرا داند؛ که از اینرو به آن رویم بگرداند (کتیبهی اخوان ثالث)
✍️#علیرضا_حلاج
#یادداشت
#اجتماعی #چپ #طبقه_کارگر #فرودستان
#تحریمها_اثر_ندارد #ایرانیان_فراموش_شده #ایران_واقعی #مستضعفین_سابق #بردهداری_اسلامی #حقوق_بشر_اسلامی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
کسی راز مرا داند؛ که از اینرو به آن رویم بگرداند (کتیبهی اخوان ثالث)
✍️#علیرضا_حلاج
#یادداشت
#اجتماعی #چپ #طبقه_کارگر #فرودستان
#تحریمها_اثر_ندارد #ایرانیان_فراموش_شده #ایران_واقعی #مستضعفین_سابق #بردهداری_اسلامی #حقوق_بشر_اسلامی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕چند سطر سفر به زندگی طبقه کارگر
کسی راز مرا داند؛ که از اینرو به آن رویم بگرداند (کتیبهی اخوان ثالث)
✍️#علیرضا_حلاج
#یادداشت
#اجتماعی #چپ #طبقه_کارگر
➖➖➖
🌾@Naqdagin
کسی راز مرا داند؛ که از اینرو به آن رویم بگرداند (کتیبهی اخوان ثالث)
✍️#علیرضا_حلاج
#یادداشت
#اجتماعی #چپ #طبقه_کارگر
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕چند سطر سفر به زندگی طبقه کارگر
کسی راز مرا داند؛ که از اینرو به آن رویم بگرداند
✍️#علیرضا_حلاج
◼️از مشکلات عدیده عدم رسیدن ما به فهم مشترک حول مصائب و مسائل موجود جامعه، میتواند یکی همین فقدان تجربههای یکسان افراد باشد. فقدانی که با آزمایشهای مِیدانی در مقیاسهای گسترده یا محدود، شاید بتوان درصدد رفع آن بر آمد
در جامعه کمونی بسیاری از کارها به صورت اشتراکی انجام خواهد شد. مشارکتی که باعث خواهد شد تک تک ِ افراد، متوجه مصائب و مسائل ِ کارهای گوناگون شده، با تجربههای یکسان ِ متناظر، به فهم ِ مشترک نزدیکتر شوند
اما به طور مثال در جوامع طبقاتی سرمایهمحور امروزین اگر برای مخاطب ِ طبقه متوسطی یا طبقه فرادستی از مصائب و مسائل طبقه کارگر گفته شود -با توجه به فقدان تجربه مشترک ایشان از مصائب و مسائل مذکور- رسیدن به فهم مشترک، دور و بعید مینماید
◼️بعد از کنار گذاشتن کار روزنامهنگاری -و تَن ندادن به بازی اصولگرا و اصلاحطلبِ ناگزیر آن- در این چند ساله برای ارتزاق به انواع و اقسام کارها رو آوردهام. از جمله: مکانیک سیار اتومبیل و نگهبانی و این اواخر پرورش قارچ در کارگاه کوچک روستایی! که این هفتهها با توجه به محدودیتهای پا بر جای ناشی از اپیدمی کرونا، کارگاه فسقلی پرورش قارچ را مجبور به تعطیل کردن، شدم!
زنگ زدم به برادرم که کار سراغ داری؟ چند ساعت بعد جواب داد که: ساعت شش صبح جلوی شرکت دامداران شهریار برای مصاحبه باش! رفتم و بعد از سه ساعت لرزیدن در سرمای صبح زمستانی همراه چند ده نفر دیگر، نوبت به من رسید و متصدی ارجاع دادم به حضور ِ دوباره فردا صبح روبروی درب کارخانه!
بعد از چند روز رفتن و برگشتن و تهیه بعضی مدارک -از جمله سفته پنج میلیونی که توسط عموی بازنشستهام امضا شد- و قول تهیه بقیه مدارک در اسرع وقت -از جمله گواهی طب کار- قرارداد یک ماه استخدام آزمایشیام با حقوق وزارت کار به انجام رسید. قرار شد از فردایش ساعت ده دقیقه مانده به شش صبح سر ِ کار به عنوان «کارگر انبار محصول» مشغول شوم
ساعت پنج صبح، گوشیام صدایش در آمد. آبی به صورت پاشیدم. لقمه کوچکی در دهان گذاشتم. اتومبیل مدل پایینم استارت خورد تا مسیر خانه پدری تا کارخانه را طی کنم. ده دقیقه مانده به شش صبح کارت کشیده با لباس کار و کفش ایمنی ِ نو، سَر ِ کار حاضر بودم
کارگران آن بخش -که شاید حدود بیست نفری میشدند- از همان لحظه اول مشغول شدند بی لحظهای توقف به بار کردن محصولات متنوع کارخانه پشت کامیونها و کامیونتها. قریب دو ساعت کار شدید فیزیکی تا ساعت هشت؛ بعد پانزده دقیقه استراحت برای خوردن صبحانه. کارخانه دامداران شرکتی خصوصی است و اینکه به کارگران صبحانه و نهار نمیدهد -چنان دیگر شرکتهای خصوصی- امری طبیعی است در صحبتهای دیگر کارگران! طبق قانون وزارت کار مبلغ سیهزار تومان سَر ِ ماه در فیش حقوقی کارگران واریز خواهد شد به عنوان پول صبحانه و نهار. یعنی روزی هزار تومان!
ساعت به سه بعد از ظهر که رسید، رسما بُریدم! نُه ساعت کار شدید بدنی -حتا برای منی که مثلا ورزشکار نیمه حرفهای هستم- طاقت را طاق میکرد. کارگران دیگر میگفتند: نیمی از آنها از نوجوانی عادت به کار شدید دارند و هر چند متحمل دردهای مزمن کمر و امثالهم شدهاند اما با آن کنار آمدهاند! نیم دیگر کارگران هم «شیشه» میزنند و در وهم ناشی از این ماده -در کار ِ شدید، استحاله شده- گذر زمان را نمیفهمند!
ساعت سه بعد از ظهر و بعد از نُه ساعت کار شدید فیزیکی بود که به سرکارگر مراجعه کردم تا بگویم دیگر نمیتوانم ادامه بدهم. سرکارگر یادآوری کرد که این روال هر روز است. اغلب کار تا شش بعد از ظهر طول میکشد. باید تمام کامیونها و کامیونتهای حمل بار را پُر کنیم؛ بعد بازگردیم خانه! خلاصه اگر نمیتوانی؛ دنبال چارهای دیگر باش!
◼️هنوزم معتقدم واقعیت جاری و ساعی در این گونه گزارشهای مِیدانی نمیتواند حتا سیلی کوچکی به صورت منتفعان استثمار طبقه کارگر بزند. اما چاره چیست؟
بعد از مراجعه به سَرکارگر به بخش کارگزینی مراجعه کرده بودم که این کار در توان من نیست. بودنم هم فقط بار اضافی است به دوش کارگر کناری که ناچار میشود کم کاری من را جبران کند؛ این هم که انصاف نیست
امروز آزمایش طب ِ کار را -که پیشتر انجام داده بودم- بُردم پیش دکتر مربوطه وزارت کار. علیرغم اینکه نمیخواستم کار را ادامه بدهم اما با خودم گفتم برای تکمیل تصور خودم از این پروسه، خوب است جواب آزمایش خونی که دادهام را پیش پزشک وزارت کار ببرم، ببینم چه میگوید. جواب آزمایش حاکی از کمخونی شدید من ناشی از خونریزی مزمن معده بود؛ اما دکتر مربوطه عادت داشت به نادیده گرفتن چنین عوارضی! برای او این مسئلهای روتین قلمداد میشد که با تصدیق سلامت ِکارگران ِ بیمار -به آنها که راه دیگری جز کار یدی برای سیر کردن خانوادهشان ندارند- لطف کند!
🌾@Naqdagin
کسی راز مرا داند؛ که از اینرو به آن رویم بگرداند
✍️#علیرضا_حلاج
◼️از مشکلات عدیده عدم رسیدن ما به فهم مشترک حول مصائب و مسائل موجود جامعه، میتواند یکی همین فقدان تجربههای یکسان افراد باشد. فقدانی که با آزمایشهای مِیدانی در مقیاسهای گسترده یا محدود، شاید بتوان درصدد رفع آن بر آمد
در جامعه کمونی بسیاری از کارها به صورت اشتراکی انجام خواهد شد. مشارکتی که باعث خواهد شد تک تک ِ افراد، متوجه مصائب و مسائل ِ کارهای گوناگون شده، با تجربههای یکسان ِ متناظر، به فهم ِ مشترک نزدیکتر شوند
اما به طور مثال در جوامع طبقاتی سرمایهمحور امروزین اگر برای مخاطب ِ طبقه متوسطی یا طبقه فرادستی از مصائب و مسائل طبقه کارگر گفته شود -با توجه به فقدان تجربه مشترک ایشان از مصائب و مسائل مذکور- رسیدن به فهم مشترک، دور و بعید مینماید
◼️بعد از کنار گذاشتن کار روزنامهنگاری -و تَن ندادن به بازی اصولگرا و اصلاحطلبِ ناگزیر آن- در این چند ساله برای ارتزاق به انواع و اقسام کارها رو آوردهام. از جمله: مکانیک سیار اتومبیل و نگهبانی و این اواخر پرورش قارچ در کارگاه کوچک روستایی! که این هفتهها با توجه به محدودیتهای پا بر جای ناشی از اپیدمی کرونا، کارگاه فسقلی پرورش قارچ را مجبور به تعطیل کردن، شدم!
زنگ زدم به برادرم که کار سراغ داری؟ چند ساعت بعد جواب داد که: ساعت شش صبح جلوی شرکت دامداران شهریار برای مصاحبه باش! رفتم و بعد از سه ساعت لرزیدن در سرمای صبح زمستانی همراه چند ده نفر دیگر، نوبت به من رسید و متصدی ارجاع دادم به حضور ِ دوباره فردا صبح روبروی درب کارخانه!
بعد از چند روز رفتن و برگشتن و تهیه بعضی مدارک -از جمله سفته پنج میلیونی که توسط عموی بازنشستهام امضا شد- و قول تهیه بقیه مدارک در اسرع وقت -از جمله گواهی طب کار- قرارداد یک ماه استخدام آزمایشیام با حقوق وزارت کار به انجام رسید. قرار شد از فردایش ساعت ده دقیقه مانده به شش صبح سر ِ کار به عنوان «کارگر انبار محصول» مشغول شوم
ساعت پنج صبح، گوشیام صدایش در آمد. آبی به صورت پاشیدم. لقمه کوچکی در دهان گذاشتم. اتومبیل مدل پایینم استارت خورد تا مسیر خانه پدری تا کارخانه را طی کنم. ده دقیقه مانده به شش صبح کارت کشیده با لباس کار و کفش ایمنی ِ نو، سَر ِ کار حاضر بودم
کارگران آن بخش -که شاید حدود بیست نفری میشدند- از همان لحظه اول مشغول شدند بی لحظهای توقف به بار کردن محصولات متنوع کارخانه پشت کامیونها و کامیونتها. قریب دو ساعت کار شدید فیزیکی تا ساعت هشت؛ بعد پانزده دقیقه استراحت برای خوردن صبحانه. کارخانه دامداران شرکتی خصوصی است و اینکه به کارگران صبحانه و نهار نمیدهد -چنان دیگر شرکتهای خصوصی- امری طبیعی است در صحبتهای دیگر کارگران! طبق قانون وزارت کار مبلغ سیهزار تومان سَر ِ ماه در فیش حقوقی کارگران واریز خواهد شد به عنوان پول صبحانه و نهار. یعنی روزی هزار تومان!
ساعت به سه بعد از ظهر که رسید، رسما بُریدم! نُه ساعت کار شدید بدنی -حتا برای منی که مثلا ورزشکار نیمه حرفهای هستم- طاقت را طاق میکرد. کارگران دیگر میگفتند: نیمی از آنها از نوجوانی عادت به کار شدید دارند و هر چند متحمل دردهای مزمن کمر و امثالهم شدهاند اما با آن کنار آمدهاند! نیم دیگر کارگران هم «شیشه» میزنند و در وهم ناشی از این ماده -در کار ِ شدید، استحاله شده- گذر زمان را نمیفهمند!
ساعت سه بعد از ظهر و بعد از نُه ساعت کار شدید فیزیکی بود که به سرکارگر مراجعه کردم تا بگویم دیگر نمیتوانم ادامه بدهم. سرکارگر یادآوری کرد که این روال هر روز است. اغلب کار تا شش بعد از ظهر طول میکشد. باید تمام کامیونها و کامیونتهای حمل بار را پُر کنیم؛ بعد بازگردیم خانه! خلاصه اگر نمیتوانی؛ دنبال چارهای دیگر باش!
◼️هنوزم معتقدم واقعیت جاری و ساعی در این گونه گزارشهای مِیدانی نمیتواند حتا سیلی کوچکی به صورت منتفعان استثمار طبقه کارگر بزند. اما چاره چیست؟
بعد از مراجعه به سَرکارگر به بخش کارگزینی مراجعه کرده بودم که این کار در توان من نیست. بودنم هم فقط بار اضافی است به دوش کارگر کناری که ناچار میشود کم کاری من را جبران کند؛ این هم که انصاف نیست
امروز آزمایش طب ِ کار را -که پیشتر انجام داده بودم- بُردم پیش دکتر مربوطه وزارت کار. علیرغم اینکه نمیخواستم کار را ادامه بدهم اما با خودم گفتم برای تکمیل تصور خودم از این پروسه، خوب است جواب آزمایش خونی که دادهام را پیش پزشک وزارت کار ببرم، ببینم چه میگوید. جواب آزمایش حاکی از کمخونی شدید من ناشی از خونریزی مزمن معده بود؛ اما دکتر مربوطه عادت داشت به نادیده گرفتن چنین عوارضی! برای او این مسئلهای روتین قلمداد میشد که با تصدیق سلامت ِکارگران ِ بیمار -به آنها که راه دیگری جز کار یدی برای سیر کردن خانوادهشان ندارند- لطف کند!
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📕چند سطر سفر به زندگی طبقه کارگر
کسی راز مرا داند؛ که از اینرو به آن رویم بگرداند (کتیبهی اخوان ثالث)
✍️#علیرضا_حلاج
#یادداشت
#اجتماعی #چپ #طبقه_کارگر
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
📻 پادکست فارسی آوای اندیشه| Avaye Andishe
🌾@Naqdagin
کسی راز مرا داند؛ که از اینرو به آن رویم بگرداند (کتیبهی اخوان ثالث)
✍️#علیرضا_حلاج
#یادداشت
#اجتماعی #چپ #طبقه_کارگر
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
📻 پادکست فارسی آوای اندیشه| Avaye Andishe
🌾@Naqdagin
📕ما ایرانیان به «ناتوانی آموخته شده» دچار شدهایم!
پروانه سلحشوری گفت: آنان که چشم به راه بایدن هستند، آیا میدانند که مقصود ترامپ از اعطا گرینکارت و یا تابعیت دائم به ۲ هزار و ۵۰۰ نفر پس از توافق برجام، چه کسانی بود؟ این امتیاز خاص آقای اوباما نصیب چه کسانی شد و عموم مردم چه بهرهای از آن بردند؟ به راستی اگر ادعای ترامپ مبنی به پرداخت میلیونها دلار پول به ایران در پی قرارداد برجام درست باشد، مدافعان اوباما و بایدن پاسخ دهند که آن پولها چه شد؟ آیا نفع آن به مردم بازگشت؟
پروانه سلحشوری، نماینده سابق مجلس در یادداشتی به تحلیل اظهارات فائزه هاشمیرفسنجانی و واکنشهای اصلاحطلبان و اصولگرایان درباره آن پرداخت:
متن یادداشت را (اینجا) بخوانید.
#یادداشت
#روان_شناسی #اجتماعی
#ترامپ #بایدن
📕یادداشت مرتبط:
▪️به یزدان که گر ما خرد داشتیم (پیرامون «تا وقتی سرنوشت ما در دست یک نفر است»)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽یوتیوب
📸اینستاگرام
📻پادکست آوای اندیشه
🌾@Naqdagin
پروانه سلحشوری گفت: آنان که چشم به راه بایدن هستند، آیا میدانند که مقصود ترامپ از اعطا گرینکارت و یا تابعیت دائم به ۲ هزار و ۵۰۰ نفر پس از توافق برجام، چه کسانی بود؟ این امتیاز خاص آقای اوباما نصیب چه کسانی شد و عموم مردم چه بهرهای از آن بردند؟ به راستی اگر ادعای ترامپ مبنی به پرداخت میلیونها دلار پول به ایران در پی قرارداد برجام درست باشد، مدافعان اوباما و بایدن پاسخ دهند که آن پولها چه شد؟ آیا نفع آن به مردم بازگشت؟
پروانه سلحشوری، نماینده سابق مجلس در یادداشتی به تحلیل اظهارات فائزه هاشمیرفسنجانی و واکنشهای اصلاحطلبان و اصولگرایان درباره آن پرداخت:
متن یادداشت را (اینجا) بخوانید.
#یادداشت
#روان_شناسی #اجتماعی
#ترامپ #بایدن
📕یادداشت مرتبط:
▪️به یزدان که گر ما خرد داشتیم (پیرامون «تا وقتی سرنوشت ما در دست یک نفر است»)
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽یوتیوب
📸اینستاگرام
📻پادکست آوای اندیشه
🌾@Naqdagin
📕فایدهٔ حجاب چیست؟
آنچه که به ما از روز اول آموزش دادند این است که زنان مسلمان باید حجاب داشته باشند تا خود را از دسترس مردان دور نگه دارند.
در دسترس نبودن زن دو فایده برای او دارد:
ارزش او را در نظر مرد بالا میبرد.
باعث میشود جذابیتش بیشتر و مرد برای شناخت او کنجکاوتر شود.
می شود گفت پوشیده بودن بدن زن و پنهان کردن زیباییهای او مرد را ترغیب میکند در موردش تخیل و چهره و اندام او را بدون حجاب تصور کند.
ولی زن بدون حجاب کنجکاوی مرد را برنمی انگیزد و زیبایی او پس از مدتی تکراری میشود.
زن با حجاب" برای مرد" عزیزتر و مرموزتر است. این شاید مهمترین فایدهٔ حجاب باشد.
طرفداران حجاب معتقدند که زن بیحجاب هرگز به اندازهٔ زن باحجاب برای مرد جذابیت جنسی ندارد.
این یکی از مهمترین دلایل حجاب است که در مدارس به دخترکان یادآوری میشود تا در آنها انگیزهٔ لازم برای پوشاندن مو و بدنشان از نامحرم به وجود آید.
از طرفی بی حجابی زن باعث تحریک جنسی مرد میشود. از آنجا که ارزش زن بیشتر از یک عروسک جنسی است، باید حجاب داشته باشد تا بتواند به راحتی در جامعه مشارکت کرده، با مردان مراوده داشته باشد و هیچ کس هم نگاه جنسی به او نداشته باشد.
هدف از حجاب این است که مرد تحریک نشود. مرد به ذهنش خطور نکند که فرد مقابلش یک زن است که احتمالا بدون حجاب خیلی هم زیباست.
حال یک سوال مطرح میشود:
حجاب یک امر پسندیده و البته واجب است برای جلوگیری از تحریک جنسی مرد در جامعه.
قرار است مردان مسلمان به زنان نگاه جنسی نداشته باشند و برخلاف سایر مردان دنیا با نگرشی انسانی با زنان مراوده داشته، کار کنند.
ولی در عمل یک تضاد بزرگ وجود دارد که با این ادعا و هدف همخوانی ندارد:
حجاب قرار است جذابیت زن را بیشتر کند یا کمتر؟
قرارست مرد با دیدن زن تحریک بشود یا نشود؟
اگر فلسفهٔ حجاب تحریک نشدن مرد است، چطور هم زمان ادعا میشود که زن باحجاب جذاب تر و خواستنی تر است و زنان غربی آنقدر در دسترس بودند که دیگر مردان را تحریک نمیکنند؟
از طرفی مرد سالم باید با دیدن حتی دست زن تحریک شود و این خوب است. خیلی بد است که در غرب اینگونه نیست و این یک شکست بزرگ برای آنها است.
چطور میشود ادعا کرد که زنِ همواره تحریک کننده و مردِ همواره تحریک شونده چیزی بیشتر از ابزارهای جنسی هستند و ارزشی انسانی دارند؟
این همه برنامه ریزی و صرف هزینه با هدف "تحریک شدن در برابر هر جنس مخالفی" چه فایدهای برای جامعه دارد؟ چطور این دو گروه میتوانند با نگاه انسانی به خود و دیگری، در جامعه مشارکت کرده، با هم مراوده داشته، کار کنند؟
اگر تحریک جنسی انسان تا این حد خارج از کنترل اوست، چه تفاوتی میان هم وطن و غیر هم وطن وجود دارد؟
همهٔ ما در صداوسیمای جمهوری اسلامی به دفعات زنان خارجی را بدون حجاب میبینیم. بدون اینکه نگرانی بابت تحریک مردان بیننده داشته باشیم.
یا بدتر از آن مردان بازیگر ایرانی که با زنان غیرایرانی بی حجاب همبازی میشوند. به راحتی به هم نگاه میکنند و بین آنها رد و بدل احساسی اتفاق میافتد، بدون این که کسی نگرانی بابت تحریک آنها داشته باشد. بدون این که پروژهٔ فیلمبرداری متوقف شود و کسی شکایتی بابت سختی کار داشته باشد.
ولی زن ایرانی حتی در برابر مردان خارجی که چیزی در مورد پوشش و ارزش و ... نشنیدهاند، روسری برایشان فقط تکه ای پارچه است، نه جادویی که زن را از ابزار جنسی تبدیل به انسان میکند! باید حجاب کنند.
درحالی که ادعا میشود این مردان آنقدر زنان بدون حجاب و نیمه عریان دیدهاند که دیگر زن برایشان جذابیتی ندارد. این زن در برابرشان مانند یک مرد است و قدرت تحریک آنها را ندارد.
با توجه به فلسفهٔ حجاب، بر اساس چه منطقی مرد ایرانی میتواند به راحتی زنان بی حجاب غیر هم وطن را ببیند؟ و چرا زن ایرانی باید در برابر مردان غیرایرانی همچنان حجاب داشته باشد؟
و مهمترین سوال:
اگر هیچیک از ما از کودکی در مورد جنسیت هیچ آموزشی ندیده بودیم، اکنون چه نگاهی به مرد و زن داشتیم؟
چقدر احتمال داشت که یک زن با موهای باز را خراب و بدکاره بدانیم و یقین داشته باشیم او برای جلب توجه مردان خودش را نپوشانده است؟
اینکه به دختران گفته میشود باید حجاب کنند تا برای مردان جذاب باشند و نجیب و باحیا باشند تا توسط مردان انتخاب شوند، چه تاثیری بر سلامت روان و نگرش آنان نسبت به خود میگذارد؟
و اگر اینها را یاد نمی گرفتند (مانند خیلی از زنان دنیا) چقدر راحت تر با خود و همجنسانشان کنار میآمدند؟
اگر مجبور نبودند زیباییهایشان را پنهان کنند چقدر بیشتر همدیگر را دوست داشتند و چقدر کمتر با هم احساس رقابت میکردند؟ و چقدر این آموزشها ما را تبدیل به آبژههای جنسی کرده است؟
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
آنچه که به ما از روز اول آموزش دادند این است که زنان مسلمان باید حجاب داشته باشند تا خود را از دسترس مردان دور نگه دارند.
در دسترس نبودن زن دو فایده برای او دارد:
ارزش او را در نظر مرد بالا میبرد.
باعث میشود جذابیتش بیشتر و مرد برای شناخت او کنجکاوتر شود.
می شود گفت پوشیده بودن بدن زن و پنهان کردن زیباییهای او مرد را ترغیب میکند در موردش تخیل و چهره و اندام او را بدون حجاب تصور کند.
ولی زن بدون حجاب کنجکاوی مرد را برنمی انگیزد و زیبایی او پس از مدتی تکراری میشود.
زن با حجاب" برای مرد" عزیزتر و مرموزتر است. این شاید مهمترین فایدهٔ حجاب باشد.
طرفداران حجاب معتقدند که زن بیحجاب هرگز به اندازهٔ زن باحجاب برای مرد جذابیت جنسی ندارد.
این یکی از مهمترین دلایل حجاب است که در مدارس به دخترکان یادآوری میشود تا در آنها انگیزهٔ لازم برای پوشاندن مو و بدنشان از نامحرم به وجود آید.
از طرفی بی حجابی زن باعث تحریک جنسی مرد میشود. از آنجا که ارزش زن بیشتر از یک عروسک جنسی است، باید حجاب داشته باشد تا بتواند به راحتی در جامعه مشارکت کرده، با مردان مراوده داشته باشد و هیچ کس هم نگاه جنسی به او نداشته باشد.
هدف از حجاب این است که مرد تحریک نشود. مرد به ذهنش خطور نکند که فرد مقابلش یک زن است که احتمالا بدون حجاب خیلی هم زیباست.
حال یک سوال مطرح میشود:
حجاب یک امر پسندیده و البته واجب است برای جلوگیری از تحریک جنسی مرد در جامعه.
قرار است مردان مسلمان به زنان نگاه جنسی نداشته باشند و برخلاف سایر مردان دنیا با نگرشی انسانی با زنان مراوده داشته، کار کنند.
ولی در عمل یک تضاد بزرگ وجود دارد که با این ادعا و هدف همخوانی ندارد:
حجاب قرار است جذابیت زن را بیشتر کند یا کمتر؟
قرارست مرد با دیدن زن تحریک بشود یا نشود؟
اگر فلسفهٔ حجاب تحریک نشدن مرد است، چطور هم زمان ادعا میشود که زن باحجاب جذاب تر و خواستنی تر است و زنان غربی آنقدر در دسترس بودند که دیگر مردان را تحریک نمیکنند؟
از طرفی مرد سالم باید با دیدن حتی دست زن تحریک شود و این خوب است. خیلی بد است که در غرب اینگونه نیست و این یک شکست بزرگ برای آنها است.
چطور میشود ادعا کرد که زنِ همواره تحریک کننده و مردِ همواره تحریک شونده چیزی بیشتر از ابزارهای جنسی هستند و ارزشی انسانی دارند؟
این همه برنامه ریزی و صرف هزینه با هدف "تحریک شدن در برابر هر جنس مخالفی" چه فایدهای برای جامعه دارد؟ چطور این دو گروه میتوانند با نگاه انسانی به خود و دیگری، در جامعه مشارکت کرده، با هم مراوده داشته، کار کنند؟
اگر تحریک جنسی انسان تا این حد خارج از کنترل اوست، چه تفاوتی میان هم وطن و غیر هم وطن وجود دارد؟
همهٔ ما در صداوسیمای جمهوری اسلامی به دفعات زنان خارجی را بدون حجاب میبینیم. بدون اینکه نگرانی بابت تحریک مردان بیننده داشته باشیم.
یا بدتر از آن مردان بازیگر ایرانی که با زنان غیرایرانی بی حجاب همبازی میشوند. به راحتی به هم نگاه میکنند و بین آنها رد و بدل احساسی اتفاق میافتد، بدون این که کسی نگرانی بابت تحریک آنها داشته باشد. بدون این که پروژهٔ فیلمبرداری متوقف شود و کسی شکایتی بابت سختی کار داشته باشد.
ولی زن ایرانی حتی در برابر مردان خارجی که چیزی در مورد پوشش و ارزش و ... نشنیدهاند، روسری برایشان فقط تکه ای پارچه است، نه جادویی که زن را از ابزار جنسی تبدیل به انسان میکند! باید حجاب کنند.
درحالی که ادعا میشود این مردان آنقدر زنان بدون حجاب و نیمه عریان دیدهاند که دیگر زن برایشان جذابیتی ندارد. این زن در برابرشان مانند یک مرد است و قدرت تحریک آنها را ندارد.
با توجه به فلسفهٔ حجاب، بر اساس چه منطقی مرد ایرانی میتواند به راحتی زنان بی حجاب غیر هم وطن را ببیند؟ و چرا زن ایرانی باید در برابر مردان غیرایرانی همچنان حجاب داشته باشد؟
و مهمترین سوال:
اگر هیچیک از ما از کودکی در مورد جنسیت هیچ آموزشی ندیده بودیم، اکنون چه نگاهی به مرد و زن داشتیم؟
چقدر احتمال داشت که یک زن با موهای باز را خراب و بدکاره بدانیم و یقین داشته باشیم او برای جلب توجه مردان خودش را نپوشانده است؟
اینکه به دختران گفته میشود باید حجاب کنند تا برای مردان جذاب باشند و نجیب و باحیا باشند تا توسط مردان انتخاب شوند، چه تاثیری بر سلامت روان و نگرش آنان نسبت به خود میگذارد؟
و اگر اینها را یاد نمی گرفتند (مانند خیلی از زنان دنیا) چقدر راحت تر با خود و همجنسانشان کنار میآمدند؟
اگر مجبور نبودند زیباییهایشان را پنهان کنند چقدر بیشتر همدیگر را دوست داشتند و چقدر کمتر با هم احساس رقابت میکردند؟ و چقدر این آموزشها ما را تبدیل به آبژههای جنسی کرده است؟
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
Telegram
📚نقدآگین
📕فایدهٔ حجاب چیست؟
#دکتر_فائزه_خانلرزاده (روانشناس)
#یادداشت
#اجتماعی #حجاب #حقوق_زنان
📕یادداشت مرتبط:
سیستم بیمار زنجیری
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
#دکتر_فائزه_خانلرزاده (روانشناس)
#یادداشت
#اجتماعی #حجاب #حقوق_زنان
📕یادداشت مرتبط:
سیستم بیمار زنجیری
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 جمعیت حاضر در مراسم تشییع جنازه ابراهیم رییسی، همانگونه که انتظار میرفت، به مقبولیت و مشروعیت نظام سیاسی معنا شدهاست. مخالفان حکومت اما، این جمعیت را بیاهمیت ارزیابی کرده و میزان آرای رییسی و مشارکت در انتخابات را مطرح کردهاند.
🍂 با هر نگاهی، ازین موضوع نمیتوان چشمپوشی کرد که جمعیت حاضر در تشییع جنازه، قابل توجه بودهاست، هرچند تعدادی که در رسانههای رسمی تخمین زده شدهاست بهشوخی میماند.
🍂 بخاطر میآوریم که در میانه اعتراضات جنبش زن، زندگی، آزادی، حکومت این توان را نداشت که جمعیت زیادی را در حمایت از خود جمع کند، تا جایی که اپوزیسیون اعلام کرد که دیگر حتی حامیان همیشگی هم از او حمایت نمیکنند. حالا سؤالی که اپوزیسیون باید از خود بپرسد این است که جمعیت تشییع جنازه از کجا آمدهاند؟ یکی، دو سال پیش کجا بودند؟
🍂 نمیتوان این جمعیت را به اتوبوس و برنامه دولتی تقلیل داد، آنگونه که برخی علاقه دارند چنین فهمی از آن داشته باشند؛ زیرا که بهسرعت این پرسش مطرح میشود چگونه است که در میانهی جنبش، این برنامه وجود نداشتهاست؟حامیان نظم حاکم (نه لزوماً طرفداران حکومت)، افرادی هستند که بهسبب پیوستگیها به نهادهای دولتی، مثل بانک، هرچند که مخالف حکومت باشند، حامی تغییرات بنیادی و کامل نیستند. آنها همچنان چیزهایی برای از دست دادن دارند. این افراد و گروهها که میتوان «حامیان ثبات» نامید و بخشی از طبقۀ متوسط را تشکیل میدهند، هم مخالف حکومتاند و هم موافق ثبات. این وضعیت متناقضنما اگر شناخته نشود، تحلیلگر سیاسی دچار روانپریشی و گزافهگویی میشود.
🍂 این بخش از طبقۀ متوسط، مثل بخشهای دیگر این طبقه، در مواقع مخاطرهآمیز مشارکت نمیکند و حاضر نیست حمایتش از ثبات را در میانهی یک جنبش اجتماعی نشان دهد؛ آنچه در این لحظات برای او با اهمیت میشود، خصلت نارضایتی او از حکومت است، اما در وضعیت پساجنبش، ایدۀ ثبات دوباره مهم میشود که میتوان آن را در اهمیتیافتنِ دوبارۀ انتخابات برای او نیز رصد کرد.
🍂 جمعیت حاضر در تشییع جنازه هرچند از حامیان حکومت تشکیل شده که کم هم نیستند، اما لزوماً همۀ آنان حامی حکومت نیستند، حامی «ثبات»اند. از سوی دیگر، محیط برای اعلان این دیدگاه را مناسب میبینند؛ همانطور که اگر محیط را امن بیابند، مخالفتشان با حکومت را نیز اعلام میکنند و احتمالاً کردهاند. مواجهۀ سادهگیرانه در نامیدن این جمعیت به «حامیان حکومت»، کاری بیشتر تبلیغاتیست، همانطور که نادیدهگرفتن آنان.
✍🏻 #امین_بزرگیان
#اجتماعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 با هر نگاهی، ازین موضوع نمیتوان چشمپوشی کرد که جمعیت حاضر در تشییع جنازه، قابل توجه بودهاست، هرچند تعدادی که در رسانههای رسمی تخمین زده شدهاست بهشوخی میماند.
🍂 بخاطر میآوریم که در میانه اعتراضات جنبش زن، زندگی، آزادی، حکومت این توان را نداشت که جمعیت زیادی را در حمایت از خود جمع کند، تا جایی که اپوزیسیون اعلام کرد که دیگر حتی حامیان همیشگی هم از او حمایت نمیکنند. حالا سؤالی که اپوزیسیون باید از خود بپرسد این است که جمعیت تشییع جنازه از کجا آمدهاند؟ یکی، دو سال پیش کجا بودند؟
🍂 نمیتوان این جمعیت را به اتوبوس و برنامه دولتی تقلیل داد، آنگونه که برخی علاقه دارند چنین فهمی از آن داشته باشند؛ زیرا که بهسرعت این پرسش مطرح میشود چگونه است که در میانهی جنبش، این برنامه وجود نداشتهاست؟حامیان نظم حاکم (نه لزوماً طرفداران حکومت)، افرادی هستند که بهسبب پیوستگیها به نهادهای دولتی، مثل بانک، هرچند که مخالف حکومت باشند، حامی تغییرات بنیادی و کامل نیستند. آنها همچنان چیزهایی برای از دست دادن دارند. این افراد و گروهها که میتوان «حامیان ثبات» نامید و بخشی از طبقۀ متوسط را تشکیل میدهند، هم مخالف حکومتاند و هم موافق ثبات. این وضعیت متناقضنما اگر شناخته نشود، تحلیلگر سیاسی دچار روانپریشی و گزافهگویی میشود.
🍂 این بخش از طبقۀ متوسط، مثل بخشهای دیگر این طبقه، در مواقع مخاطرهآمیز مشارکت نمیکند و حاضر نیست حمایتش از ثبات را در میانهی یک جنبش اجتماعی نشان دهد؛ آنچه در این لحظات برای او با اهمیت میشود، خصلت نارضایتی او از حکومت است، اما در وضعیت پساجنبش، ایدۀ ثبات دوباره مهم میشود که میتوان آن را در اهمیتیافتنِ دوبارۀ انتخابات برای او نیز رصد کرد.
🍂 جمعیت حاضر در تشییع جنازه هرچند از حامیان حکومت تشکیل شده که کم هم نیستند، اما لزوماً همۀ آنان حامی حکومت نیستند، حامی «ثبات»اند. از سوی دیگر، محیط برای اعلان این دیدگاه را مناسب میبینند؛ همانطور که اگر محیط را امن بیابند، مخالفتشان با حکومت را نیز اعلام میکنند و احتمالاً کردهاند. مواجهۀ سادهگیرانه در نامیدن این جمعیت به «حامیان حکومت»، کاری بیشتر تبلیغاتیست، همانطور که نادیدهگرفتن آنان.
✍🏻 #امین_بزرگیان
#اجتماعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
مرگ رئیسی و دو قطبی جامعه
@Naqdagin
🎧مرگ رئیسی و دوقطبی جامعۀ ایران
🎙دکتر #حاتم_قادری و دکتر #بیژن_عبدالکریمی
#اجتماعی #حکومت_اسلامی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #حاتم_قادری و دکتر #بیژن_عبدالکریمی
#اجتماعی #حکومت_اسلامی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 افغانستان تمام وزارتخانههای ایران را درگیر خود کردهاست
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 این سخنان علی موجانی (دیپلمات ایرانی)، بخشی از ادبیّات و حقایق غایب در اغلب رسانهها درباره افغانستان و اتباع این کشور است که در ایران سکونت دارند.
🍂 از BBC و ایران اینترنشنال گرفته تا رسانههای داخلی، سلبریتیها و صاحبان تریبون، معمولا در قبال مهاجرین افغان ساکن ایران نگاهی ترحمآمیز دارند و ایران و مردم ایران را به رواداریِ هرچه بیشتر و پذیرا بودنِ آنها ترغیب میکنند؛ مثلا در روزهای اخیر ویدئویی از ضرب و شتم یک نوجوان افغان در فضای آنلاین وایرال شده بود، کیفیت محتوای BBC، ایران اینترنشنال و خبرنگاران و نویسندگان خارج و داخل کشور دربارۀ آن ویدئو را مقایسه کنید با زمانی که خبر تجاوز یک تبعۀ غیرقانونی افغان به شهروندان ایرانی رسانهای میشود! متاسفانه در ادبیات و محتوای بیشتر رسانههای بزرگ، نظرات مردمِ عادی کشور غایب است.
🍂 حضور مهاجر افغان ممکن است برای سرمایهداران، صاحبان کار که بخشی از آنها پیمانکاران دولتی هستند، موهبت باشد؛ پرداخت کمینه دستمزد و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از افغانها در کشور ما حقیقت دارد و همین سبب میشود خیلیها در این موضوع بیتفاوت یا بینظر باشند، ولی آسیب اصلی از حضور مهاجر غیرقانونی که نرخ زاد و ولد بالایی هم دارند را مردم طبقات پایین تحمّل و تجربه میکنند.
🍂 مسلما آن کسی که سرایهدار و کارگر افغان دارد و از او بهرهکشی میکند به اندازۀ کارگر و کارمندی که در جنوب تهران و حومه کرج و ورامین، با مشقّتِ تمام شکم خودش و فرزندانش را سیر میکند، نگرانِ افزایش جمعیت افغانها در ایران نیست.
🍂 یک اشتباه شناختی دربارۀ احساس و برخورد ایرانیها با مهاجران افغانستانی وجود دارد که متاسفانه رسانههایی که بالاتر ذکر کردم به آن دامن میزنند. ایران مانند آلمان و کانادا و استرالیا نیست که شرایط رفاهی برای شهروند خودش مهیّا باشد و اگر نسبت به حضور اتباع خارجی احساس منفی دارد، نباید آن را همتراز با مثلا «نژادپرستی در اروپا» دانست.
🍂 من همزمان با قدرت گرفتن مجدد طالبان در آن کشور، مقالات بسیاری چه در روزنامۀ «همدلی» و چه در همین صفحه، دربارۀ ظلمی که به مردم افغان علیالخصوص زنان این کشور روا داشته میشود، نوشتهام، اما باید پذیرفت افغانها نمیتوانند تا ابد مشکلات خودشان را به بقیۀ کشورهای جهان تحمیل کنند. گسست قومی و عدم اتحاد مردم این کشور و نفرتی که بین پشتونها و هزارهها و تاجیکها وجود دارد، به بقیه مردم جهان ربطی ندارد و این مشکلات باید و باید توسط خودشان حل و فصل شود.
#نقدآگین: البته دربارۀ بند آخر، باید این حرف را تصحیح و تکمیل کرد. پدیدۀ مهاجرتِ (و در واقع «فرارِ») ایرانیان که بالاترین رتبهها را نیز به خود اختصاص داده، باید ما را به دقت در انتخاب واژگان بکشاند. مسالۀ مهاجرت بهشکل فرار، چندان امری انتخابی نیست و نباید افرادِ گریزنده از شرایط فاجعهبارِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را سرزنش کرد و آنها را بیمسئولیت و گناهکار یا عاملِ تباهی دانست. مسالۀ ما صرفا وضعیتِ وخیم اقتصادی-سیاسی خودمان است و نبودِ سیاستهای مشخص و حداقلی در مرزبانی و تفکیکِ اندک پناهندگانِ عقیدتی-سیاسی-اجتماعی از اکثریتِ مهاجران اقتصادی، و جذب مهاجرانِ متخصص مورد نیاز کارفرمایان که امکانِ همگنشدنِ فرهنگی هم دارند و رجعتدادن مابقی مهاجران غیرقانونی و فاقد استانداردهای مطلوب کشور میزبان، به کشورشان برای رجوع به کشورهایی با وضعیت مناسبتر اقتصادی، بجای سیاستِ بیدروپیکر کنونی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 این سخنان علی موجانی (دیپلمات ایرانی)، بخشی از ادبیّات و حقایق غایب در اغلب رسانهها درباره افغانستان و اتباع این کشور است که در ایران سکونت دارند.
🍂 از BBC و ایران اینترنشنال گرفته تا رسانههای داخلی، سلبریتیها و صاحبان تریبون، معمولا در قبال مهاجرین افغان ساکن ایران نگاهی ترحمآمیز دارند و ایران و مردم ایران را به رواداریِ هرچه بیشتر و پذیرا بودنِ آنها ترغیب میکنند؛ مثلا در روزهای اخیر ویدئویی از ضرب و شتم یک نوجوان افغان در فضای آنلاین وایرال شده بود، کیفیت محتوای BBC، ایران اینترنشنال و خبرنگاران و نویسندگان خارج و داخل کشور دربارۀ آن ویدئو را مقایسه کنید با زمانی که خبر تجاوز یک تبعۀ غیرقانونی افغان به شهروندان ایرانی رسانهای میشود! متاسفانه در ادبیات و محتوای بیشتر رسانههای بزرگ، نظرات مردمِ عادی کشور غایب است.
🍂 حضور مهاجر افغان ممکن است برای سرمایهداران، صاحبان کار که بخشی از آنها پیمانکاران دولتی هستند، موهبت باشد؛ پرداخت کمینه دستمزد و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از افغانها در کشور ما حقیقت دارد و همین سبب میشود خیلیها در این موضوع بیتفاوت یا بینظر باشند، ولی آسیب اصلی از حضور مهاجر غیرقانونی که نرخ زاد و ولد بالایی هم دارند را مردم طبقات پایین تحمّل و تجربه میکنند.
🍂 مسلما آن کسی که سرایهدار و کارگر افغان دارد و از او بهرهکشی میکند به اندازۀ کارگر و کارمندی که در جنوب تهران و حومه کرج و ورامین، با مشقّتِ تمام شکم خودش و فرزندانش را سیر میکند، نگرانِ افزایش جمعیت افغانها در ایران نیست.
🍂 یک اشتباه شناختی دربارۀ احساس و برخورد ایرانیها با مهاجران افغانستانی وجود دارد که متاسفانه رسانههایی که بالاتر ذکر کردم به آن دامن میزنند. ایران مانند آلمان و کانادا و استرالیا نیست که شرایط رفاهی برای شهروند خودش مهیّا باشد و اگر نسبت به حضور اتباع خارجی احساس منفی دارد، نباید آن را همتراز با مثلا «نژادپرستی در اروپا» دانست.
🍂 من همزمان با قدرت گرفتن مجدد طالبان در آن کشور، مقالات بسیاری چه در روزنامۀ «همدلی» و چه در همین صفحه، دربارۀ ظلمی که به مردم افغان علیالخصوص زنان این کشور روا داشته میشود، نوشتهام، اما باید پذیرفت افغانها نمیتوانند تا ابد مشکلات خودشان را به بقیۀ کشورهای جهان تحمیل کنند. گسست قومی و عدم اتحاد مردم این کشور و نفرتی که بین پشتونها و هزارهها و تاجیکها وجود دارد، به بقیه مردم جهان ربطی ندارد و این مشکلات باید و باید توسط خودشان حل و فصل شود.
#نقدآگین: البته دربارۀ بند آخر، باید این حرف را تصحیح و تکمیل کرد. پدیدۀ مهاجرتِ (و در واقع «فرارِ») ایرانیان که بالاترین رتبهها را نیز به خود اختصاص داده، باید ما را به دقت در انتخاب واژگان بکشاند. مسالۀ مهاجرت بهشکل فرار، چندان امری انتخابی نیست و نباید افرادِ گریزنده از شرایط فاجعهبارِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را سرزنش کرد و آنها را بیمسئولیت و گناهکار یا عاملِ تباهی دانست. مسالۀ ما صرفا وضعیتِ وخیم اقتصادی-سیاسی خودمان است و نبودِ سیاستهای مشخص و حداقلی در مرزبانی و تفکیکِ اندک پناهندگانِ عقیدتی-سیاسی-اجتماعی از اکثریتِ مهاجران اقتصادی، و جذب مهاجرانِ متخصص مورد نیاز کارفرمایان که امکانِ همگنشدنِ فرهنگی هم دارند و رجعتدادن مابقی مهاجران غیرقانونی و فاقد استانداردهای مطلوب کشور میزبان، به کشورشان برای رجوع به کشورهایی با وضعیت مناسبتر اقتصادی، بجای سیاستِ بیدروپیکر کنونی.
.
🗄پست مرتبط
📕چپ ایرانی؛ کشیش مدرن و مولدِ «حس گناه»
📻اتهام نژادستیزی به مخالفانِ ورودِ بیضابطهٔ افغانستانیها به ایران
📺 جنبشِ اصیلِ منطقه و بمب ساعتی مرزبانیِ یله
.#نقد_رسانه #حکومت_اسلامی #ایران #مهاجرت #مهاجران_افغان #مهاجران #افغانستانی #ایراناینترنشنال #نژادپرستی #اروپا #سیاسی #اجتماعی #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
حساسیت بینگروهی
@Naqdagin
🎧 نگاهی به حساسیتِ بینِ گروهی (+)
— چپها و سلطنتطلبان، اصلاحطلبان و اصولگرایان و...
🎙دکتر #نیما_اورازانی
🍂 گرایشِ سیاسی خود را در نظر بگیرید (مثلا جمهوریخواه، چپ، سلطنتطلب یا طرفدار ساختار سیاسی جمهوری اسلامی). حال اگر کسی که متعلق به گروه سیاسی دیگریست از گرایش سیاسی شما انتقاد کند، واکنش شما چه خواهد بود؟ آیا نخستین چیزی که به آن میاندیشید، درستی یا نادرستی انتقاد وی است، یا اینکه ابتدا به نیت او از انتقاد میاندیشید؟
🍂 بسیاری از افراد نسبت به انتقاد فردی که متعلق به گروه آنها نیست (برونگروه) خوشبین نیستند و بهراحتی آن را نمیپذیرند، اما اگر کسی که عضو گروه خودشان است همان انتقاد را انجام دهد، با روی بازتری آن را خواهند پذیرفت.
🍂 در اینجا در مورد همین پدیده که در روانشناسی اجتماعی، به آن «حساسیت بینگروهی» میگویند، توضیح داده میشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چپها و سلطنتطلبان، اصلاحطلبان و اصولگرایان و...
🎙دکتر #نیما_اورازانی
🍂 گرایشِ سیاسی خود را در نظر بگیرید (مثلا جمهوریخواه، چپ، سلطنتطلب یا طرفدار ساختار سیاسی جمهوری اسلامی). حال اگر کسی که متعلق به گروه سیاسی دیگریست از گرایش سیاسی شما انتقاد کند، واکنش شما چه خواهد بود؟ آیا نخستین چیزی که به آن میاندیشید، درستی یا نادرستی انتقاد وی است، یا اینکه ابتدا به نیت او از انتقاد میاندیشید؟
🍂 بسیاری از افراد نسبت به انتقاد فردی که متعلق به گروه آنها نیست (برونگروه) خوشبین نیستند و بهراحتی آن را نمیپذیرند، اما اگر کسی که عضو گروه خودشان است همان انتقاد را انجام دهد، با روی بازتری آن را خواهند پذیرفت.
🍂 در اینجا در مورد همین پدیده که در روانشناسی اجتماعی، به آن «حساسیت بینگروهی» میگویند، توضیح داده میشود.
.
#جامعه #زیستروان #نقد_فرهنگ#خودشناسی #روانشناسی #روانشناسی_اجتماعی #روانشناسی_تکاملی #اجتماعی #جامعهشناسی #سوسیالیست #کمونیست #مصدقی #سلطنتطلب #اصلاحطلب #مشروطهخواه #برانداز #تفکر_انتقادی #تفکر_نقاد #خودانتقادی #هویت #روانکاوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 امروز این مطلب را خیلی جاها دیدم. کاربری عکس صبا معصوم نیا رتبه اول کنکور تجربی را که بین کتابها دو زانو نشسته، در ایکس گذاشته و نوشته:
البته که سیل انتقاد و ناسزا به سمت کسی که چنین مطلب سخیفی نوشته سرازیر شده و چنانکه خودش هم پیشبینی کرده، نظرش نامطلوب از آب در آمده است.
🍂 مافیای کنکور و سیستمِ بیرحم و ناعدالتی آموزشی که سهم مدارس دولتی در رتبههای برتر کنکورِ آن فقط هفت درصد است را بگذارید کنار، سوی سخنِ من دختریست که این نظر نامطلوب را دربارۀ همجنس خودش نوشتهاست. او خودش یک قربانی است. قربانی جامعهای که در آن دختران و زنان برحسبِ معیارهای دمدستی و گاهی مبتذل ارزش گذاری میشوند. قربانیِ نگاه جنسیت زدهای که زوایای مختلف آن را میشود برشمرد.
🍂 نگاه کنید به مراکز تزریق ژل و جراحیهای زیبایی که در مملکت ما چگونه مثل قارچ رشد میکنند. نگاه کنید به میزانِ گرایش دخترهای نوجوان به عمل بینی و تزریق ژل و دستکاری قیافهای که هنوز به صورت کامل شکل نگرفته است!!!! نگاه کنید به درصد خانوادههایی که ازدواج کردن را غایت نهایی و موفقیت و بختِ یک دختر میدانند. نگاه کنید به چهره دخترهایی که انگار از یک خط تولید مشترک خارج شدهاند.
🍂 بینیهای یک شکل، ابروهای یک شکل، لبها و زاویه فک تکراری و همۀ آنچه که مثل یک شابلون روی چهره دخترهای میهنمان بعنوان استاندارهای مدرن و امروزیِ زیبایی نشستهاست. خب خروجی چنین جامعهای مسلما تفکّری بیمار و بهقول معروف Obsessed است که نظری نامطلوب مثل همین تصویر از شکمِ آن زاییده میشود.
🍂 شاید متن من هم بهنوعی تبدیل به یک نظر نامطلوب شود، ولی گمان میکنم، خودکالاپنداری در بین دختران و زنانِ بسیاری در کشور ما شایع شدهاست؛ چه آن دختر جوانی که در جلسه مصاحبۀ شغلی با موی شنیون شده و دگمههای تا چاک سینه باز روبروی مصاحبهگر مینشیند، چه آن دختر نوجوانی که چهرۀ نابالغ خودش را به تیغ جراحی میسپارد، چه آن زنی که در میانسالی نه برای دل خودش، که برای نجات زندگی زناشوییاش، به سفت کردنِ پستان و تنگی واژن اقدام میکند، درگیر این خودکالاپنداری است. صد البته سهم عمده این Obsession یا (عقده) متوجّهِ مردان است؛ مردانی که میل و سلیقه آنها در شکل و شمایل زنان و دختران و القای حس ناکافی بودن به آنها موثر است.
🍂 القصّه، صبا خانم را باید تشویق و تمجید کرد؛ چرا که توانمند شدنِ زنان در یک جامعه، اولین قدم برای رهایی از قالب و شابلونهایی است که در بالا اشاره شد.
✍🏻 #رسول_اسدزاده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دخترهای زشت محکوم به موفقیت هستند
البته که سیل انتقاد و ناسزا به سمت کسی که چنین مطلب سخیفی نوشته سرازیر شده و چنانکه خودش هم پیشبینی کرده، نظرش نامطلوب از آب در آمده است.
🍂 مافیای کنکور و سیستمِ بیرحم و ناعدالتی آموزشی که سهم مدارس دولتی در رتبههای برتر کنکورِ آن فقط هفت درصد است را بگذارید کنار، سوی سخنِ من دختریست که این نظر نامطلوب را دربارۀ همجنس خودش نوشتهاست. او خودش یک قربانی است. قربانی جامعهای که در آن دختران و زنان برحسبِ معیارهای دمدستی و گاهی مبتذل ارزش گذاری میشوند. قربانیِ نگاه جنسیت زدهای که زوایای مختلف آن را میشود برشمرد.
🍂 نگاه کنید به مراکز تزریق ژل و جراحیهای زیبایی که در مملکت ما چگونه مثل قارچ رشد میکنند. نگاه کنید به میزانِ گرایش دخترهای نوجوان به عمل بینی و تزریق ژل و دستکاری قیافهای که هنوز به صورت کامل شکل نگرفته است!!!! نگاه کنید به درصد خانوادههایی که ازدواج کردن را غایت نهایی و موفقیت و بختِ یک دختر میدانند. نگاه کنید به چهره دخترهایی که انگار از یک خط تولید مشترک خارج شدهاند.
🍂 بینیهای یک شکل، ابروهای یک شکل، لبها و زاویه فک تکراری و همۀ آنچه که مثل یک شابلون روی چهره دخترهای میهنمان بعنوان استاندارهای مدرن و امروزیِ زیبایی نشستهاست. خب خروجی چنین جامعهای مسلما تفکّری بیمار و بهقول معروف Obsessed است که نظری نامطلوب مثل همین تصویر از شکمِ آن زاییده میشود.
🍂 شاید متن من هم بهنوعی تبدیل به یک نظر نامطلوب شود، ولی گمان میکنم، خودکالاپنداری در بین دختران و زنانِ بسیاری در کشور ما شایع شدهاست؛ چه آن دختر جوانی که در جلسه مصاحبۀ شغلی با موی شنیون شده و دگمههای تا چاک سینه باز روبروی مصاحبهگر مینشیند، چه آن دختر نوجوانی که چهرۀ نابالغ خودش را به تیغ جراحی میسپارد، چه آن زنی که در میانسالی نه برای دل خودش، که برای نجات زندگی زناشوییاش، به سفت کردنِ پستان و تنگی واژن اقدام میکند، درگیر این خودکالاپنداری است. صد البته سهم عمده این Obsession یا (عقده) متوجّهِ مردان است؛ مردانی که میل و سلیقه آنها در شکل و شمایل زنان و دختران و القای حس ناکافی بودن به آنها موثر است.
🍂 القصّه، صبا خانم را باید تشویق و تمجید کرد؛ چرا که توانمند شدنِ زنان در یک جامعه، اولین قدم برای رهایی از قالب و شابلونهایی است که در بالا اشاره شد.
✍🏻 #رسول_اسدزاده
.
#نقد_فرهنگ جامعه#زنان #مافیای_کنکور #زیبایی #زنستیزی #مردسالاری #عمل_زیبایی #اجتماعی #سرمایهداری #حجاب_اجباری #عدالت_آموزشی #بندرعباس #توییتر #توییتر_فارسی #رتبه_کنکور #جراحی_زیبایی #سکسیسم #موفقیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘در بابِ ترسناکترین بحران
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 میدونید من فقط چی رو ترسناکترین بحران میدونم؟ بریدهشدن ارتباط انسان از واقعیت عینی و ملموس؛ یعنی هر چیزی که عینیست و میشه با حواس پنجگانه اون رو درک کرد.
🍂 راستش اصلا حتا مشارکت سیاسی رو کلا فراموش کنید. اولین حق هر انسانی تجربۀ ملموس و عینی از جهان اطرافشه؛ از طبیعت، از انسان، از لذت و از تجارت، حتا تجربۀ ترس از افتادن در مهلکۀ نجات در وقت خطر.
🍂 حقیقیترین حق هر انسانی اینه که بتونه آزادانه با جهانش تعامل داشتهباشه؛ همین تعامل آزادانه بوده که انسان رو از بقیۀ جانوران جدا کرده و همین محرومیت دوباره انسان رو جانور میکنه.
🍂 هیچ حقی، حقتر از تجربهی "خود" نیست. تجربهای که من بهتنهایی با تمام اراده و اختیارم میتونم بدست بیارم. منِ انسان جز شگفتی و شکوفایی در این تجربه، حقی به این بزرگی نداره؛ این برترین نوع تجربه که از ما گرفته شده.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
نتایج یک پیمایش: بیش از ۷۰ درصد ایرانیان مسافرت خارجی را تجربه نکردهاند
🍂 میدونید من فقط چی رو ترسناکترین بحران میدونم؟ بریدهشدن ارتباط انسان از واقعیت عینی و ملموس؛ یعنی هر چیزی که عینیست و میشه با حواس پنجگانه اون رو درک کرد.
🍂 راستش اصلا حتا مشارکت سیاسی رو کلا فراموش کنید. اولین حق هر انسانی تجربۀ ملموس و عینی از جهان اطرافشه؛ از طبیعت، از انسان، از لذت و از تجارت، حتا تجربۀ ترس از افتادن در مهلکۀ نجات در وقت خطر.
🍂 حقیقیترین حق هر انسانی اینه که بتونه آزادانه با جهانش تعامل داشتهباشه؛ همین تعامل آزادانه بوده که انسان رو از بقیۀ جانوران جدا کرده و همین محرومیت دوباره انسان رو جانور میکنه.
🍂 هیچ حقی، حقتر از تجربهی "خود" نیست. تجربهای که من بهتنهایی با تمام اراده و اختیارم میتونم بدست بیارم. منِ انسان جز شگفتی و شکوفایی در این تجربه، حقی به این بزرگی نداره؛ این برترین نوع تجربه که از ما گرفته شده.
.
#حکومت_اسلامی #جامعه #تجربه_زیسته #نقد_فرهنگ#سفر #سفر_خارجی #فروپاشی_اقتصادی #اجتماعی #فقر #خط_فقر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
فرآیند تغییر در جامعه
@Naqdagin
📺 فرایندِ تغییر در جامعه (+)
— خلاصۀ کتابِ «تغییر» از دیمون سنتولا
🔸چطور ایدهها و رفتارها در سطح یک جامعه همهگیر میشن؟ جامعه چطور رفتار و نظرش رو دربارۀ موضوعی تغییر میده؟ چطور این تغییر روش همهگیر میشه؟ کتاب میگه بیشترین تاثیر مال آدمهای معمولیه.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 خلاصه کتاب تغییر
0:59 چرا این کتاب؟
1:44 توزیع ایده ویروسی نیست
2:13 کار تبلیغاتچیها چیه
4:28 بازی آنلاین second life
6:30 روند اجتماعی تغییر
8:42 جامعهشناسی اعتراضات دیوار برلین
10:13 توییتر در انقلاب مصر
12:45 علم شبکه در جامعهشناسی
13:17 نفوذ شبکه روابط اجتماعی
17:53 تفاوت انتشار اطلاعات و رفتارها
21:42 انتشار ساده و پیچیده
22:57 مقاومت در برابر تغییر
24:43 انتشار پیچیده است
25:30 مدهای لباس جدید
25:42 هیجان اعتراضهای اجتماعی
26:33 ماندگاری رفتارهای اجتماعی
27:29 ارتش انگلستان در جنگ جهانی دوم
29:49 پیشگیری از بارداری در کره جنوبی
31:15 استراتژیهای تغییر موفق
33:02 تغییر روش فکر کردن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— خلاصۀ کتابِ «تغییر» از دیمون سنتولا
🔸چطور ایدهها و رفتارها در سطح یک جامعه همهگیر میشن؟ جامعه چطور رفتار و نظرش رو دربارۀ موضوعی تغییر میده؟ چطور این تغییر روش همهگیر میشه؟ کتاب میگه بیشترین تاثیر مال آدمهای معمولیه.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 خلاصه کتاب تغییر
0:59 چرا این کتاب؟
1:44 توزیع ایده ویروسی نیست
2:13 کار تبلیغاتچیها چیه
4:28 بازی آنلاین second life
6:30 روند اجتماعی تغییر
8:42 جامعهشناسی اعتراضات دیوار برلین
10:13 توییتر در انقلاب مصر
12:45 علم شبکه در جامعهشناسی
13:17 نفوذ شبکه روابط اجتماعی
17:53 تفاوت انتشار اطلاعات و رفتارها
21:42 انتشار ساده و پیچیده
22:57 مقاومت در برابر تغییر
24:43 انتشار پیچیده است
25:30 مدهای لباس جدید
25:42 هیجان اعتراضهای اجتماعی
26:33 ماندگاری رفتارهای اجتماعی
27:29 ارتش انگلستان در جنگ جهانی دوم
29:49 پیشگیری از بارداری در کره جنوبی
31:15 استراتژیهای تغییر موفق
33:02 تغییر روش فکر کردن
.
#جامعه #خلاصه_کتاب #نقد_کتاب#کتاب #اجتماعی #توییتر #دنیای_مدرن #جنبش_اجتماعی #جامعهشناسی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘جهال و طاغی
✍🏻 #علی_وارسته
🍂 هر موضعگیری و تحلیلی در باب اعتراضِ دختر علوم تحقیقات (آهو دریایی) باید با تأیید تامِ کنشِ او و بهرسمیتشناختن حقش آغاز شود. تمام خطاها از همین اشتباه آغازین است که نشأت میگیرند. در این جستار تلاش خواهم کرد با اتخاذ رویکردی رادیکال، به غالبترین خطاها بپردازم:
۱. استثناءسازی
۲. اخلاقیاتیسازی
۳. آسیبشناختیکردن
۴. سادهسازی
۵. نتیجهزدگی
🌐مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۹۲ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Khaneh_Agahi
✍🏻 #علی_وارسته
طاغی کیست؟ انسانی که «نه» میگوید، امّا نهگفتنِ او از سرِ انکار نفس نیست. او، چون به نفس خود بیندیشد «آری» میگوید. بردهای که تمام عمر فرمانگزارده، بهناگاه درمییابد که نمیتواند از فرمان تازهای اطاعت کند (#آلبر_کامو، انسان طاغی، صفحۀ ۱۰).
🍂 هر موضعگیری و تحلیلی در باب اعتراضِ دختر علوم تحقیقات (آهو دریایی) باید با تأیید تامِ کنشِ او و بهرسمیتشناختن حقش آغاز شود. تمام خطاها از همین اشتباه آغازین است که نشأت میگیرند. در این جستار تلاش خواهم کرد با اتخاذ رویکردی رادیکال، به غالبترین خطاها بپردازم:
۱. استثناءسازی
۲. اخلاقیاتیسازی
۳. آسیبشناختیکردن
۴. سادهسازی
۵. نتیجهزدگی
🌐مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۲۹۲ واژه
🗄پست مرتبط
📻 دربارۀ عصیان آهو دریایی
📊 چه کسی بیشتر نیازمند بستریست؟
📕دربابِ تفاوت مهسا امینی و آهو دریایی
📕تن عریان؛ مهر پایان بر ایدئولوژی مذهبی زنستیز
📕ما نامعاصرانِ سر-بهزیر
📕خشمِ آنی یا لحظۀ «انتخابِ شجاعت»
.
#زنان #آهو_دریایی#گشت_ارشاد #حجاب_اجباری #اجتماعی #جامعهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Khaneh_Agahi
Telegraph
جهال و طاغی
۱. استثناءسازی خیرِ افراد ناشی میشود و در چنین جملاتی تجلی مییابد که "حالا اعصابش به هم ریخته"، "کنترلش رو از دست داده" و "یه اشتباهی کرده" تا نهایتاً به این خواهش برسد: "کاریش نداشته باشین، یه خطایی کرده". از دو طریق میتوان به این دست مدعیات نزدیک شد:…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شهامت اجتماعی و دختر علوم تحقیقات
🎙#عرفان_ثابتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عرفان_ثابتی
🗄پست مرتبط
📕جهال و طاغی
📕دربابِ تفاوت مهسا امینی و آهو دریایی
📕تن عریان؛ مهر پایان بر ایدئولوژی مذهبی زنستیز
📕ما نامعاصرانِ سر-بهزیر
📕خشمِ آنی یا لحظۀ «انتخابِ شجاعت»
📻 دربارۀ عصیان آهو دریایی
📊 چه کسی بیشتر نیازمند بستریست؟
.
#جامعه #نقد_فرهنگ #زنان#جامعهشناسی #هانا_آرنت #اجتماعی #آهو_دریایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin