Forwarded from Fek
📕نقدآگین
از آن روز دشمن به ما چیره گشت/ که ما را روان و خرد تیره گشت
(مصطفی سرخوش)
✍️#حمید_هامون
با سلام خدمت مخاطبان محترم و جویندگان حضرتِ غیب الغیوبِ حقیقت؛
مختصر و فشرده نکاتی مهم را خدمت شما سروران گرامی عرض میکنم:
موسس کانالِ تفکر انتقادی، دکتر تیرداد بود (که چند سال قبل فوت کرد و توسط خانوادهاش که وارث خط تلفناش شدند، دیلیت اکانت صورت گرفت)؛
قبل از دیلیت اکانتِ مربوط به دکتر تیرداد، برخی اشخاص نیز از طریقِ آن مرحوم به ادمینی کانال دعوت شدند که عموماً یا فعالیت نمی کردند و یا به هر شکل، ماندن و قلم زدن برایشان به جهتِ مشغله، مقدور نبود و بدین جهت رفتند و من، عهدهدارِ مسئولیتِ خطیرِ مدیریتِ کانال بنا به خویشکاری و آرمانِ انسانیام، تا امروز بودهام.
البته در این میان، غالبِ مطالبی که منتشر شده؛ توسطِ مخاطبانِ اهل قلم ارسال گشته و عموماً با نام مستعار بوده است و من نیز از نامِ واقعیِ این فعالانِ غیرانتفاعی در حوزهی تفکر و فرهنگِ کشورمان مطلع نیستم و لذا محتوای کانال، با مشارکت سازندهی شما مخاطبانِ فرهیخته و عزیز تهیه می شد.
نکتهی دیگر اینکه مبنای تشکیل این کانال توسط مرحوم دکتر تیرداد، تمرکز بر مباحث فلسفی بود؛ اما در روند مسیرِ فعالیت کانال، به دلیل اندک بودنِ نویسندگانی که با رعایتِ حداقل استانداردهایِ کیفیِ کانال (ولو مخالف آرای فکری-عقیدتی اینجانب) بنویسند، مباحث بیشتر به سوی مقولاتِ سیاسی و یا نقد اسلام و سنت کشیده شد (اعم از خدا-شناسی و انسان-شناسی و معرفت-شناسی و جهان-شناسی و وحی-شناسی و فقهِ قرآن و سنت نبوی و نیز نقد ادلهی مدعیات قرآن و یا ارتباط آموزه ها و احکام اسلام با مشکلاتِ اجتماعی و فرهنگیِ جوامع اسلامی)؛
اما با توجه به درخواست و اصرارِ بخش قابل توجهی از مخاطبان، زین پس میکوشم تا هم از حیثِ موضوعی و هم از حیثِ دیدگاه، تعادل و تنوع را در حد وسع بیشتر رعایت کنم و البته این امر در کانالِ دیگری با عنوانِ «#نقدآگین» پیگیری خواهد شد.
منتها نکتهی بسیار مهم این است که اولاً) این امر مهم مثل روال گذشته، تنها با استمداد از مخاطبانِ اهلِ قلمِ کانال ممکن و میسر است و ثانیاً) ارسال مطالب و پیشنهادات و انتقادات شما از طریقِ آیدیِ دوست داوطلبی با عنوانِ «نقدآگین گپ» می تواند صورت بگیرد؛ زیرا بدیهیست که اینجانب، موسس و تنها ادمین کانالِ جدید، به تنهایی، بضاعتِ تولیدِ محتوایِ شایسته، متنوع و درخور برای مخاطبانِ فرهیخته و از طیف های مختلفِ فکری را ندارم؛ هر چند یکی از آرزوهایم، همواره این بوده است که در حد وسعام، در برافروختنِ شمعِ خردورزی و معنویت در جهان کنونی، مشارکتِ مستقیم نمایم؛ ولی جهان بر مدارِ آرزوی من نمیگردد و گاه میبایست به اقتضایِ بضاعتهایِ محدود و اندکِ بشری، تنها خادمی کوچک و بی ادعا شد برای دیگرانی شایستهتر و بزرگتر از خویش، در قلمرو پالایش فرهنگ در زمینهی گسترش خردورزی و تولید معناها و افقهای نو در سپهر اندیشه.
همچنین حذفِ کانالِ تفکر انتقادی و تاسیس یک کانالِ جدید، به خاطر دیلیت اکانت کردنِ موسس کانال، به لحاظ فنی امکان ندارد؛ در نتیجه فعالیت و انتشارِ مطالبِ جدید در این کانال، از امروز متوقف می شود و علاقمندان و همراهانِ اهلِ فرهنگ و نقد و نظر، به کانالِ جدید دعوت می گردند (@Naqdagin)؛
اما مانند گذشته باورِ راستینِ من این است که «حقیقت خواستار نقد است و نه مدح» و نیز تقرب به حضرت حقیقت در تضاربِ آرایِ جمعی و گفتگوهای انتقادی در فضایی کاملا آزاد و صمیمانه ممکن است، و نه در تکگویی، غارنشینی و خود-ارضایی در فضایی بسته، سنگین و یکسویه؛ چرا که بنا به مطالعات ناچیز من از تاریخ تمدن بشری، خردورزی، معنویت و اخلاق در هیچ جامعه ای جز با این روشِ یگانه و بی بدیل اعتلا نیافته است.
در پایان، از تمام همیارانِ پر شماری که در تولید متونِ تالیفی، ترجمههای ارزشمند و تولیدِ محتواهای بصری و شنیداری، و زیباسازی و بروز رسانیِ کانال تفکر انتقادی، به فرهنگ کشور خود یاری رساندند، صمیمانه سپاسگزارم و دستشان را می بوسم؛ امیدوارم همهی مخاطبان و همیاران در کانالِ «#نقدآگین» نیز با پویش و حضور کنشگرانهی خود، چراغ این کلبهی کوچکِ فرهنگی را روشن نگهدارند.
خِرَد رهنمای و خِرَد دلگشای/خِرَد دست گیرد به هر دو سَرای
ازو شادمانی، وَزویَت غمیست/ وَزویَت فزونی، وَزویَت کمیست
خِرَد-تیره و مرد، روشن-روان/ نباشد همی شادمان یک زمان
(سرآغاز شاهنامهی فردوسی)
🌱به امید فردایی روشنتر شده با نور خرد، مهرورزی و معنویت؛ فردایی #نقدآگین. 👈🌾@Naqdagin🌾👉
از آن روز دشمن به ما چیره گشت/ که ما را روان و خرد تیره گشت
(مصطفی سرخوش)
✍️#حمید_هامون
با سلام خدمت مخاطبان محترم و جویندگان حضرتِ غیب الغیوبِ حقیقت؛
مختصر و فشرده نکاتی مهم را خدمت شما سروران گرامی عرض میکنم:
موسس کانالِ تفکر انتقادی، دکتر تیرداد بود (که چند سال قبل فوت کرد و توسط خانوادهاش که وارث خط تلفناش شدند، دیلیت اکانت صورت گرفت)؛
قبل از دیلیت اکانتِ مربوط به دکتر تیرداد، برخی اشخاص نیز از طریقِ آن مرحوم به ادمینی کانال دعوت شدند که عموماً یا فعالیت نمی کردند و یا به هر شکل، ماندن و قلم زدن برایشان به جهتِ مشغله، مقدور نبود و بدین جهت رفتند و من، عهدهدارِ مسئولیتِ خطیرِ مدیریتِ کانال بنا به خویشکاری و آرمانِ انسانیام، تا امروز بودهام.
البته در این میان، غالبِ مطالبی که منتشر شده؛ توسطِ مخاطبانِ اهل قلم ارسال گشته و عموماً با نام مستعار بوده است و من نیز از نامِ واقعیِ این فعالانِ غیرانتفاعی در حوزهی تفکر و فرهنگِ کشورمان مطلع نیستم و لذا محتوای کانال، با مشارکت سازندهی شما مخاطبانِ فرهیخته و عزیز تهیه می شد.
نکتهی دیگر اینکه مبنای تشکیل این کانال توسط مرحوم دکتر تیرداد، تمرکز بر مباحث فلسفی بود؛ اما در روند مسیرِ فعالیت کانال، به دلیل اندک بودنِ نویسندگانی که با رعایتِ حداقل استانداردهایِ کیفیِ کانال (ولو مخالف آرای فکری-عقیدتی اینجانب) بنویسند، مباحث بیشتر به سوی مقولاتِ سیاسی و یا نقد اسلام و سنت کشیده شد (اعم از خدا-شناسی و انسان-شناسی و معرفت-شناسی و جهان-شناسی و وحی-شناسی و فقهِ قرآن و سنت نبوی و نیز نقد ادلهی مدعیات قرآن و یا ارتباط آموزه ها و احکام اسلام با مشکلاتِ اجتماعی و فرهنگیِ جوامع اسلامی)؛
اما با توجه به درخواست و اصرارِ بخش قابل توجهی از مخاطبان، زین پس میکوشم تا هم از حیثِ موضوعی و هم از حیثِ دیدگاه، تعادل و تنوع را در حد وسع بیشتر رعایت کنم و البته این امر در کانالِ دیگری با عنوانِ «#نقدآگین» پیگیری خواهد شد.
منتها نکتهی بسیار مهم این است که اولاً) این امر مهم مثل روال گذشته، تنها با استمداد از مخاطبانِ اهلِ قلمِ کانال ممکن و میسر است و ثانیاً) ارسال مطالب و پیشنهادات و انتقادات شما از طریقِ آیدیِ دوست داوطلبی با عنوانِ «نقدآگین گپ» می تواند صورت بگیرد؛ زیرا بدیهیست که اینجانب، موسس و تنها ادمین کانالِ جدید، به تنهایی، بضاعتِ تولیدِ محتوایِ شایسته، متنوع و درخور برای مخاطبانِ فرهیخته و از طیف های مختلفِ فکری را ندارم؛ هر چند یکی از آرزوهایم، همواره این بوده است که در حد وسعام، در برافروختنِ شمعِ خردورزی و معنویت در جهان کنونی، مشارکتِ مستقیم نمایم؛ ولی جهان بر مدارِ آرزوی من نمیگردد و گاه میبایست به اقتضایِ بضاعتهایِ محدود و اندکِ بشری، تنها خادمی کوچک و بی ادعا شد برای دیگرانی شایستهتر و بزرگتر از خویش، در قلمرو پالایش فرهنگ در زمینهی گسترش خردورزی و تولید معناها و افقهای نو در سپهر اندیشه.
همچنین حذفِ کانالِ تفکر انتقادی و تاسیس یک کانالِ جدید، به خاطر دیلیت اکانت کردنِ موسس کانال، به لحاظ فنی امکان ندارد؛ در نتیجه فعالیت و انتشارِ مطالبِ جدید در این کانال، از امروز متوقف می شود و علاقمندان و همراهانِ اهلِ فرهنگ و نقد و نظر، به کانالِ جدید دعوت می گردند (@Naqdagin)؛
اما مانند گذشته باورِ راستینِ من این است که «حقیقت خواستار نقد است و نه مدح» و نیز تقرب به حضرت حقیقت در تضاربِ آرایِ جمعی و گفتگوهای انتقادی در فضایی کاملا آزاد و صمیمانه ممکن است، و نه در تکگویی، غارنشینی و خود-ارضایی در فضایی بسته، سنگین و یکسویه؛ چرا که بنا به مطالعات ناچیز من از تاریخ تمدن بشری، خردورزی، معنویت و اخلاق در هیچ جامعه ای جز با این روشِ یگانه و بی بدیل اعتلا نیافته است.
در پایان، از تمام همیارانِ پر شماری که در تولید متونِ تالیفی، ترجمههای ارزشمند و تولیدِ محتواهای بصری و شنیداری، و زیباسازی و بروز رسانیِ کانال تفکر انتقادی، به فرهنگ کشور خود یاری رساندند، صمیمانه سپاسگزارم و دستشان را می بوسم؛ امیدوارم همهی مخاطبان و همیاران در کانالِ «#نقدآگین» نیز با پویش و حضور کنشگرانهی خود، چراغ این کلبهی کوچکِ فرهنگی را روشن نگهدارند.
خِرَد رهنمای و خِرَد دلگشای/خِرَد دست گیرد به هر دو سَرای
ازو شادمانی، وَزویَت غمیست/ وَزویَت فزونی، وَزویَت کمیست
خِرَد-تیره و مرد، روشن-روان/ نباشد همی شادمان یک زمان
(سرآغاز شاهنامهی فردوسی)
🌱به امید فردایی روشنتر شده با نور خرد، مهرورزی و معنویت؛ فردایی #نقدآگین. 👈🌾@Naqdagin🌾👉
Telegram
نقدآگین
🔔 تذکری پیرامونِ ضرورتِ پرهیز از دادن «پول یا اطلاعات شخصی» در فضای مجازی
با سلام خدمت مخاطبانِ محترمِ کانال نقدآگین!
🍂 با احترام، بطور موکد از شما تقاضامندیم که از پرداخت هر میزان مبلغ پول واقعی یا مجازی، ولو بسیار ناچیز (حتی یک سِنت)، به هرکس، اعم از مدعیِ نویسندگی و گویندگی و مترجمی و ویراستاری یا ادمینی کانال، تحت هر عنوانی، اعم از کار خیر و حمایت و پشتیبانی از فعالیتهای کانال یا هر موضوعِ ممکن و متصور دیگر، جدا اجتناب نمایید! حتی ادمینها و همیاران نقدآگین، مجاز نیستند که چنین درخواستهایی را با همدیگر مطرح نمایند و در صورت اطلاع، بلادرنگ عذرشان را خواهیم خواست و بیاغماض، همکاریمان را خاتمه خواهیم داد.
🍂 تمامی فعالیتهای ما از روی علاقۀ شخصی و حسّ دِین اجتماعی و کاملا رایگان بوده و خواهد ماند و به هیچ نوع حمایت مالیای، ولو از سویِ ایرانیان مقیم خارج، نیاز نداریم و اگر روزی نیز برای کاری نیازمند شدیم، یا مثل برخی از کانالها، قصد کمک به خیریه و کمک به مستحقی را داشتیم، بهشکل رسمی و از طریق خودِ کانال، اعلام عمومی خواهیم کرد. تبلیغات ما نیز مثل همیشه، در قالب «تبادل و حمایتِ متقابل» خواهد بود و هیچ میزان پولی بابت تبلیغات دریافت نخواهیم کرد.
🍂 به جز صاحبنظران و نویسندگانی که پیج یا کانال یا سایتِ شخصی و رسمی خود را دارند، یا مطالبشان از طرق دیگر نشر شده، و برخی سخنانشان جهت حمایت و همافزایی یا بررسی بیشتر، عموما با ذکر آیدی کانال یا پیج مربوطه، بازنشر میشود، همۀ اسامی در نقدآگین (اعم از عزیزان داخل یا خارج ایران) مستعارند، و حتی اسامی مستعار مورد استفاده برای همیاران و همراهان کانال، مشابه با اسمِ مستعارِ مجازیشان نیز انتخاب نمیشود؛ همچنین صاحب و سرپرستِ محترم کانال نیز از هویت واقعیشان، ولو در حد سن و جنسیت و حتی کشورِ مورد سکونتشان، اطلاعی ندارد و فقط کارکرد فکری-فرهنگیِ مثبت آنها (نویسندگی، ترجمه، گویندگی، ویراستاری و...)، عامل جذب و بهرهگیری از ظرفیت وجودیشان و حمایت از فعالیتهای داوطلبانه و عامالمنفعهشان شدهاست، و نه شناختی با درجۀ اعتمادآوریِ افزونتر از این ملاکهای عملگرایانه؛ لذا تحت هیچ عنوان و با هیچ نوع توجیهی، به هیچکس که مدعی مسئولیتی در نقدآگین است، «کمترین میزانِ پولِ قابلِ تصور»، یا شمارۀ تلفن یا عکس سلفی و خصوصی (ولو سرِ صحبتهای عاشقانه(!؟) را باز کرد!) و یا علایق و سلایق و دیگر اطلاعات شخصیِ خود را در اختیار نگذارید؛ همچنین اگر چنین اشخاصی به پیوی شما آمدند، هیچ فایل، مدیا یا لینکی از پیامهای آنها را باز نکنید و در اسرع وقت، محترمانه یا غیرمحترمانه بلاکشان کنید.
🍂 ما بههیچوجه مسئولِ عواقبِ سادهدلی و بیمبالاتیِ اعضای محترم در رعایتِ اصولِ اولیۀ امنیت در فضای مجازی (خصوصا از دست رفتنِ احتمالیِ مالشان یا بازی شدن با احساسات پاکشان) نیستیم و نخواهیم بود؛ همچنین امکانِ نظارت بر فعالیت تکتک همیاران و ادمینهای نقدآگین، یا سنجش و پایشِ میزانِ بلوغ اجتماعی و سلامتِ روانی-اخلاقیشان را نداریم؛ وقتی حتی هویت واقعیِ جنسیتیشان (بجز گویندگان) هم برای ما، بشکلی قطعی محرز نشدهاست.
🍂 برای همیاری در کارهای ترجمه و دوبله و گویندگی و ویراستاری و... نیز چون مجموعی از کارهای عقبمانده در چند ماه اخیر، در لیست انجام و نهاییسازیِ کانالاند، تا اطلاع ثانوی، فرصتِ جذب همیارانِ تازه از میان شما عزیزانِ همراه را نداریم؛ پس از نشر نهاییِ کارهای عقبماندۀ همیاران بزرگوار، در فرصت مقتضی، فراخوان رسمی خواهیم داد و دعوت به همیاری خواهیم کرد.
از مهر و لطف و حمایت معنوی همیشگیتان از #نقدآگین سپاسگزاریم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
با سلام خدمت مخاطبانِ محترمِ کانال نقدآگین!
🍂 با احترام، بطور موکد از شما تقاضامندیم که از پرداخت هر میزان مبلغ پول واقعی یا مجازی، ولو بسیار ناچیز (حتی یک سِنت)، به هرکس، اعم از مدعیِ نویسندگی و گویندگی و مترجمی و ویراستاری یا ادمینی کانال، تحت هر عنوانی، اعم از کار خیر و حمایت و پشتیبانی از فعالیتهای کانال یا هر موضوعِ ممکن و متصور دیگر، جدا اجتناب نمایید! حتی ادمینها و همیاران نقدآگین، مجاز نیستند که چنین درخواستهایی را با همدیگر مطرح نمایند و در صورت اطلاع، بلادرنگ عذرشان را خواهیم خواست و بیاغماض، همکاریمان را خاتمه خواهیم داد.
🍂 تمامی فعالیتهای ما از روی علاقۀ شخصی و حسّ دِین اجتماعی و کاملا رایگان بوده و خواهد ماند و به هیچ نوع حمایت مالیای، ولو از سویِ ایرانیان مقیم خارج، نیاز نداریم و اگر روزی نیز برای کاری نیازمند شدیم، یا مثل برخی از کانالها، قصد کمک به خیریه و کمک به مستحقی را داشتیم، بهشکل رسمی و از طریق خودِ کانال، اعلام عمومی خواهیم کرد. تبلیغات ما نیز مثل همیشه، در قالب «تبادل و حمایتِ متقابل» خواهد بود و هیچ میزان پولی بابت تبلیغات دریافت نخواهیم کرد.
🍂 به جز صاحبنظران و نویسندگانی که پیج یا کانال یا سایتِ شخصی و رسمی خود را دارند، یا مطالبشان از طرق دیگر نشر شده، و برخی سخنانشان جهت حمایت و همافزایی یا بررسی بیشتر، عموما با ذکر آیدی کانال یا پیج مربوطه، بازنشر میشود، همۀ اسامی در نقدآگین (اعم از عزیزان داخل یا خارج ایران) مستعارند، و حتی اسامی مستعار مورد استفاده برای همیاران و همراهان کانال، مشابه با اسمِ مستعارِ مجازیشان نیز انتخاب نمیشود؛ همچنین صاحب و سرپرستِ محترم کانال نیز از هویت واقعیشان، ولو در حد سن و جنسیت و حتی کشورِ مورد سکونتشان، اطلاعی ندارد و فقط کارکرد فکری-فرهنگیِ مثبت آنها (نویسندگی، ترجمه، گویندگی، ویراستاری و...)، عامل جذب و بهرهگیری از ظرفیت وجودیشان و حمایت از فعالیتهای داوطلبانه و عامالمنفعهشان شدهاست، و نه شناختی با درجۀ اعتمادآوریِ افزونتر از این ملاکهای عملگرایانه؛ لذا تحت هیچ عنوان و با هیچ نوع توجیهی، به هیچکس که مدعی مسئولیتی در نقدآگین است، «کمترین میزانِ پولِ قابلِ تصور»، یا شمارۀ تلفن یا عکس سلفی و خصوصی (ولو سرِ صحبتهای عاشقانه(!؟) را باز کرد!) و یا علایق و سلایق و دیگر اطلاعات شخصیِ خود را در اختیار نگذارید؛ همچنین اگر چنین اشخاصی به پیوی شما آمدند، هیچ فایل، مدیا یا لینکی از پیامهای آنها را باز نکنید و در اسرع وقت، محترمانه یا غیرمحترمانه بلاکشان کنید.
🍂 ما بههیچوجه مسئولِ عواقبِ سادهدلی و بیمبالاتیِ اعضای محترم در رعایتِ اصولِ اولیۀ امنیت در فضای مجازی (خصوصا از دست رفتنِ احتمالیِ مالشان یا بازی شدن با احساسات پاکشان) نیستیم و نخواهیم بود؛ همچنین امکانِ نظارت بر فعالیت تکتک همیاران و ادمینهای نقدآگین، یا سنجش و پایشِ میزانِ بلوغ اجتماعی و سلامتِ روانی-اخلاقیشان را نداریم؛ وقتی حتی هویت واقعیِ جنسیتیشان (بجز گویندگان) هم برای ما، بشکلی قطعی محرز نشدهاست.
🍂 برای همیاری در کارهای ترجمه و دوبله و گویندگی و ویراستاری و... نیز چون مجموعی از کارهای عقبمانده در چند ماه اخیر، در لیست انجام و نهاییسازیِ کانالاند، تا اطلاع ثانوی، فرصتِ جذب همیارانِ تازه از میان شما عزیزانِ همراه را نداریم؛ پس از نشر نهاییِ کارهای عقبماندۀ همیاران بزرگوار، در فرصت مقتضی، فراخوان رسمی خواهیم داد و دعوت به همیاری خواهیم کرد.
از مهر و لطف و حمایت معنوی همیشگیتان از #نقدآگین سپاسگزاریم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 افغانستان تمام وزارتخانههای ایران را درگیر خود کردهاست
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 این سخنان علی موجانی (دیپلمات ایرانی)، بخشی از ادبیّات و حقایق غایب در اغلب رسانهها درباره افغانستان و اتباع این کشور است که در ایران سکونت دارند.
🍂 از BBC و ایران اینترنشنال گرفته تا رسانههای داخلی، سلبریتیها و صاحبان تریبون، معمولا در قبال مهاجرین افغان ساکن ایران نگاهی ترحمآمیز دارند و ایران و مردم ایران را به رواداریِ هرچه بیشتر و پذیرا بودنِ آنها ترغیب میکنند؛ مثلا در روزهای اخیر ویدئویی از ضرب و شتم یک نوجوان افغان در فضای آنلاین وایرال شده بود، کیفیت محتوای BBC، ایران اینترنشنال و خبرنگاران و نویسندگان خارج و داخل کشور دربارۀ آن ویدئو را مقایسه کنید با زمانی که خبر تجاوز یک تبعۀ غیرقانونی افغان به شهروندان ایرانی رسانهای میشود! متاسفانه در ادبیات و محتوای بیشتر رسانههای بزرگ، نظرات مردمِ عادی کشور غایب است.
🍂 حضور مهاجر افغان ممکن است برای سرمایهداران، صاحبان کار که بخشی از آنها پیمانکاران دولتی هستند، موهبت باشد؛ پرداخت کمینه دستمزد و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از افغانها در کشور ما حقیقت دارد و همین سبب میشود خیلیها در این موضوع بیتفاوت یا بینظر باشند، ولی آسیب اصلی از حضور مهاجر غیرقانونی که نرخ زاد و ولد بالایی هم دارند را مردم طبقات پایین تحمّل و تجربه میکنند.
🍂 مسلما آن کسی که سرایهدار و کارگر افغان دارد و از او بهرهکشی میکند به اندازۀ کارگر و کارمندی که در جنوب تهران و حومه کرج و ورامین، با مشقّتِ تمام شکم خودش و فرزندانش را سیر میکند، نگرانِ افزایش جمعیت افغانها در ایران نیست.
🍂 یک اشتباه شناختی دربارۀ احساس و برخورد ایرانیها با مهاجران افغانستانی وجود دارد که متاسفانه رسانههایی که بالاتر ذکر کردم به آن دامن میزنند. ایران مانند آلمان و کانادا و استرالیا نیست که شرایط رفاهی برای شهروند خودش مهیّا باشد و اگر نسبت به حضور اتباع خارجی احساس منفی دارد، نباید آن را همتراز با مثلا «نژادپرستی در اروپا» دانست.
🍂 من همزمان با قدرت گرفتن مجدد طالبان در آن کشور، مقالات بسیاری چه در روزنامۀ «همدلی» و چه در همین صفحه، دربارۀ ظلمی که به مردم افغان علیالخصوص زنان این کشور روا داشته میشود، نوشتهام، اما باید پذیرفت افغانها نمیتوانند تا ابد مشکلات خودشان را به بقیۀ کشورهای جهان تحمیل کنند. گسست قومی و عدم اتحاد مردم این کشور و نفرتی که بین پشتونها و هزارهها و تاجیکها وجود دارد، به بقیه مردم جهان ربطی ندارد و این مشکلات باید و باید توسط خودشان حل و فصل شود.
#نقدآگین: البته دربارۀ بند آخر، باید این حرف را تصحیح و تکمیل کرد. پدیدۀ مهاجرتِ (و در واقع «فرارِ») ایرانیان که بالاترین رتبهها را نیز به خود اختصاص داده، باید ما را به دقت در انتخاب واژگان بکشاند. مسالۀ مهاجرت بهشکل فرار، چندان امری انتخابی نیست و نباید افرادِ گریزنده از شرایط فاجعهبارِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را سرزنش کرد و آنها را بیمسئولیت و گناهکار یا عاملِ تباهی دانست. مسالۀ ما صرفا وضعیتِ وخیم اقتصادی-سیاسی خودمان است و نبودِ سیاستهای مشخص و حداقلی در مرزبانی و تفکیکِ اندک پناهندگانِ عقیدتی-سیاسی-اجتماعی از اکثریتِ مهاجران اقتصادی، و جذب مهاجرانِ متخصص مورد نیاز کارفرمایان که امکانِ همگنشدنِ فرهنگی هم دارند و رجعتدادن مابقی مهاجران غیرقانونی و فاقد استانداردهای مطلوب کشور میزبان، به کشورشان برای رجوع به کشورهایی با وضعیت مناسبتر اقتصادی، بجای سیاستِ بیدروپیکر کنونی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 این سخنان علی موجانی (دیپلمات ایرانی)، بخشی از ادبیّات و حقایق غایب در اغلب رسانهها درباره افغانستان و اتباع این کشور است که در ایران سکونت دارند.
🍂 از BBC و ایران اینترنشنال گرفته تا رسانههای داخلی، سلبریتیها و صاحبان تریبون، معمولا در قبال مهاجرین افغان ساکن ایران نگاهی ترحمآمیز دارند و ایران و مردم ایران را به رواداریِ هرچه بیشتر و پذیرا بودنِ آنها ترغیب میکنند؛ مثلا در روزهای اخیر ویدئویی از ضرب و شتم یک نوجوان افغان در فضای آنلاین وایرال شده بود، کیفیت محتوای BBC، ایران اینترنشنال و خبرنگاران و نویسندگان خارج و داخل کشور دربارۀ آن ویدئو را مقایسه کنید با زمانی که خبر تجاوز یک تبعۀ غیرقانونی افغان به شهروندان ایرانی رسانهای میشود! متاسفانه در ادبیات و محتوای بیشتر رسانههای بزرگ، نظرات مردمِ عادی کشور غایب است.
🍂 حضور مهاجر افغان ممکن است برای سرمایهداران، صاحبان کار که بخشی از آنها پیمانکاران دولتی هستند، موهبت باشد؛ پرداخت کمینه دستمزد و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از افغانها در کشور ما حقیقت دارد و همین سبب میشود خیلیها در این موضوع بیتفاوت یا بینظر باشند، ولی آسیب اصلی از حضور مهاجر غیرقانونی که نرخ زاد و ولد بالایی هم دارند را مردم طبقات پایین تحمّل و تجربه میکنند.
🍂 مسلما آن کسی که سرایهدار و کارگر افغان دارد و از او بهرهکشی میکند به اندازۀ کارگر و کارمندی که در جنوب تهران و حومه کرج و ورامین، با مشقّتِ تمام شکم خودش و فرزندانش را سیر میکند، نگرانِ افزایش جمعیت افغانها در ایران نیست.
🍂 یک اشتباه شناختی دربارۀ احساس و برخورد ایرانیها با مهاجران افغانستانی وجود دارد که متاسفانه رسانههایی که بالاتر ذکر کردم به آن دامن میزنند. ایران مانند آلمان و کانادا و استرالیا نیست که شرایط رفاهی برای شهروند خودش مهیّا باشد و اگر نسبت به حضور اتباع خارجی احساس منفی دارد، نباید آن را همتراز با مثلا «نژادپرستی در اروپا» دانست.
🍂 من همزمان با قدرت گرفتن مجدد طالبان در آن کشور، مقالات بسیاری چه در روزنامۀ «همدلی» و چه در همین صفحه، دربارۀ ظلمی که به مردم افغان علیالخصوص زنان این کشور روا داشته میشود، نوشتهام، اما باید پذیرفت افغانها نمیتوانند تا ابد مشکلات خودشان را به بقیۀ کشورهای جهان تحمیل کنند. گسست قومی و عدم اتحاد مردم این کشور و نفرتی که بین پشتونها و هزارهها و تاجیکها وجود دارد، به بقیه مردم جهان ربطی ندارد و این مشکلات باید و باید توسط خودشان حل و فصل شود.
#نقدآگین: البته دربارۀ بند آخر، باید این حرف را تصحیح و تکمیل کرد. پدیدۀ مهاجرتِ (و در واقع «فرارِ») ایرانیان که بالاترین رتبهها را نیز به خود اختصاص داده، باید ما را به دقت در انتخاب واژگان بکشاند. مسالۀ مهاجرت بهشکل فرار، چندان امری انتخابی نیست و نباید افرادِ گریزنده از شرایط فاجعهبارِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را سرزنش کرد و آنها را بیمسئولیت و گناهکار یا عاملِ تباهی دانست. مسالۀ ما صرفا وضعیتِ وخیم اقتصادی-سیاسی خودمان است و نبودِ سیاستهای مشخص و حداقلی در مرزبانی و تفکیکِ اندک پناهندگانِ عقیدتی-سیاسی-اجتماعی از اکثریتِ مهاجران اقتصادی، و جذب مهاجرانِ متخصص مورد نیاز کارفرمایان که امکانِ همگنشدنِ فرهنگی هم دارند و رجعتدادن مابقی مهاجران غیرقانونی و فاقد استانداردهای مطلوب کشور میزبان، به کشورشان برای رجوع به کشورهایی با وضعیت مناسبتر اقتصادی، بجای سیاستِ بیدروپیکر کنونی.
.
🗄پست مرتبط
📕چپ ایرانی؛ کشیش مدرن و مولدِ «حس گناه»
📻اتهام نژادستیزی به مخالفانِ ورودِ بیضابطهٔ افغانستانیها به ایران
📺 جنبشِ اصیلِ منطقه و بمب ساعتی مرزبانیِ یله
.#نقد_رسانه #حکومت_اسلامی #ایران #مهاجرت #مهاجران_افغان #مهاجران #افغانستانی #ایراناینترنشنال #نژادپرستی #اروپا #سیاسی #اجتماعی #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📗چند نکته دربارۀ پروسۀ نشر مطالب در #نقدآگین
🔺🔻علاوه بر آنچه در ویدیو گفتم، لازم دیدم چند نکتۀ مهم را گوشزد کنم:
۱. چه جهت پیشنهاد برای نشر مدیاها و پادکستها و ترجمهها و مطالب و چه جهت مناظره در موضوعات مرتبط نقدآگین با من، میتوانید به آیدی من پیام بدهید.
@sal_ashkan
من ملزم به پاسخگویی فوری یا غیرفوری نیستم. و فقط مطالب شما را در فرصت مقتضی برای ویراستاران بخش ترجمه و یا ویراستاران بخش مقاله یا بررسیکنندگان مدیاها، ارسال میکنم و بنا به نظر جمعی تصمیم میگیریم که مطلبی را بازنشر کنیم یا خیر.
۲. اگر بداخلاقی و بیادبیِ جدیای از سوی افرادی که ترجمهها، و مدیاها و مقالات خود یا دیگران را برای من (یا برخی دیگر از ادمینها که ارتباط دارند) ارسال میکنند، در مواجهه با من یا ادمینی، که با او گفتگو دارند، صورت گیرد، یا از نظیر چنین رفتاری در مواجهه با دیگر افراد در فضای مجازی یا حقیقی، اعم از گمنام یا سرشناس، مطلع شوم، نشر مطالب ارسالی شما متوقف خواهد شد و بلاک خواهید شد؛ ولو از افرد بهنام باشید یا افراد گمنام. اخلاق و ادب گفتگو خط قرمز اولیه و آخری من است و تولید محتوا بعد از آن قرار میگیرد.
۳. هر مطلبی در نقدآگین که بنا بر مطالبِ ارسالی صاحبان قلم و مترجمان نشر میشود، ضرورتا همسو با مواضع من و ادمینهای ویراستار نقدآگین نیست و قرار نیست صفر تا صد یک متن مورد تایید و موافق سلیقۀ تکتکِ من و آنها باشد. حتی در نشرِ مطالب ترجمهای نیز ما چنین رویهای داریم (و برای نمونه، قبلتر در اینجا گوشزد کردهام).
۴. مطالب ارسالی اهل قلم بعضا توسط مدیرانِ ویراستار، تا چند روز، و تا حتی یک صفحۀ کامل تلگرامی، ویرایش و حذف و اضافه در موردشان اعمال میشود؛ یعنی چند بار یک مطلب خوانده میشود و اشکالات مختلف آن از جهت استدلالی و استنادی، یا خروج از دایرۀ فارسی معیار و نقد علمی و ادب، به نویسندهای که مطلب را ارسال کرده، گوشزد میشود و پیشنهادهای ویرایشی به او اعلام میشود. با وجود این پروسۀ زمانبر، ممکن است در مطلبی باز نقصانهایی جدی نیز مشهود باشد، یا به هر جهت، نویسنده با برخی ویرایشهای مدنظر مدیران ویراستار موافقت نکند، اما وقتی کلیت مطلب از جهتِ کسبِ حداقلهای لازم در گفتار متین و تلاش برای استدلالورزی و تحقیق در موضوعی با دیدِ انتقادی، مورد تایید باشد، مطلب نشر میشود و سیاستِ ما بر محورِ سانسور اهل قلم که تریبون قابل توجهی در دست ندارند، نخواهد بود، مگر بند ۲ را نقض کنند که خط قرمز ماست.
۵. بندِ ۳ در موردِ مطالبِ منتخب توسط مدیران از کانالها و سایتهای دیگر جهت بازنشر نیز صادق است؛ یعنی برای مثال، از پادکستها تا متون، ضرورتا صفر تا صدش مورد تایید من و تکتکِ مدیران نقدآگین، چه از جهت روش تحقیق و شیوۀ استدلالورزی، چه از جهتِ نتایجی که پژوهشگر و گوینده یا نویسنده گرفته، نیست؛ بلکه صرفا اطلاع از چنین مطالبی (که کمتر در فضای فکری جامعۀ بستۀ ما طرح شده) بهجهت دامن زدن هر چه بیشتر به فضایِ تضارب آرا و رشد فکری حاصل از آن، مفید دانسته شدهاست.
۶. امیدواریم در ادامه، فرصت هر چه بیشتری مهیا شود تا ترجمهها و مدیاها و پادکستها و متونی از طیفهای متنوعتری از اهالی فرهنگ را نشر کنیم و در دامن زدن به فضای تضارب آرا در جامعه بسته خود، نقشی کوچک ایفا کنیم و من نیز بتوانم در مناظرات آینده، هر چه بیشتر از دوستان اهل تحقیق و معرفت بیاموزم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔺🔻علاوه بر آنچه در ویدیو گفتم، لازم دیدم چند نکتۀ مهم را گوشزد کنم:
۱. چه جهت پیشنهاد برای نشر مدیاها و پادکستها و ترجمهها و مطالب و چه جهت مناظره در موضوعات مرتبط نقدآگین با من، میتوانید به آیدی من پیام بدهید.
@sal_ashkan
من ملزم به پاسخگویی فوری یا غیرفوری نیستم. و فقط مطالب شما را در فرصت مقتضی برای ویراستاران بخش ترجمه و یا ویراستاران بخش مقاله یا بررسیکنندگان مدیاها، ارسال میکنم و بنا به نظر جمعی تصمیم میگیریم که مطلبی را بازنشر کنیم یا خیر.
۲. اگر بداخلاقی و بیادبیِ جدیای از سوی افرادی که ترجمهها، و مدیاها و مقالات خود یا دیگران را برای من (یا برخی دیگر از ادمینها که ارتباط دارند) ارسال میکنند، در مواجهه با من یا ادمینی، که با او گفتگو دارند، صورت گیرد، یا از نظیر چنین رفتاری در مواجهه با دیگر افراد در فضای مجازی یا حقیقی، اعم از گمنام یا سرشناس، مطلع شوم، نشر مطالب ارسالی شما متوقف خواهد شد و بلاک خواهید شد؛ ولو از افرد بهنام باشید یا افراد گمنام. اخلاق و ادب گفتگو خط قرمز اولیه و آخری من است و تولید محتوا بعد از آن قرار میگیرد.
۳. هر مطلبی در نقدآگین که بنا بر مطالبِ ارسالی صاحبان قلم و مترجمان نشر میشود، ضرورتا همسو با مواضع من و ادمینهای ویراستار نقدآگین نیست و قرار نیست صفر تا صد یک متن مورد تایید و موافق سلیقۀ تکتکِ من و آنها باشد. حتی در نشرِ مطالب ترجمهای نیز ما چنین رویهای داریم (و برای نمونه، قبلتر در اینجا گوشزد کردهام).
۴. مطالب ارسالی اهل قلم بعضا توسط مدیرانِ ویراستار، تا چند روز، و تا حتی یک صفحۀ کامل تلگرامی، ویرایش و حذف و اضافه در موردشان اعمال میشود؛ یعنی چند بار یک مطلب خوانده میشود و اشکالات مختلف آن از جهت استدلالی و استنادی، یا خروج از دایرۀ فارسی معیار و نقد علمی و ادب، به نویسندهای که مطلب را ارسال کرده، گوشزد میشود و پیشنهادهای ویرایشی به او اعلام میشود. با وجود این پروسۀ زمانبر، ممکن است در مطلبی باز نقصانهایی جدی نیز مشهود باشد، یا به هر جهت، نویسنده با برخی ویرایشهای مدنظر مدیران ویراستار موافقت نکند، اما وقتی کلیت مطلب از جهتِ کسبِ حداقلهای لازم در گفتار متین و تلاش برای استدلالورزی و تحقیق در موضوعی با دیدِ انتقادی، مورد تایید باشد، مطلب نشر میشود و سیاستِ ما بر محورِ سانسور اهل قلم که تریبون قابل توجهی در دست ندارند، نخواهد بود، مگر بند ۲ را نقض کنند که خط قرمز ماست.
۵. بندِ ۳ در موردِ مطالبِ منتخب توسط مدیران از کانالها و سایتهای دیگر جهت بازنشر نیز صادق است؛ یعنی برای مثال، از پادکستها تا متون، ضرورتا صفر تا صدش مورد تایید من و تکتکِ مدیران نقدآگین، چه از جهت روش تحقیق و شیوۀ استدلالورزی، چه از جهتِ نتایجی که پژوهشگر و گوینده یا نویسنده گرفته، نیست؛ بلکه صرفا اطلاع از چنین مطالبی (که کمتر در فضای فکری جامعۀ بستۀ ما طرح شده) بهجهت دامن زدن هر چه بیشتر به فضایِ تضارب آرا و رشد فکری حاصل از آن، مفید دانسته شدهاست.
۶. امیدواریم در ادامه، فرصت هر چه بیشتری مهیا شود تا ترجمهها و مدیاها و پادکستها و متونی از طیفهای متنوعتری از اهالی فرهنگ را نشر کنیم و در دامن زدن به فضای تضارب آرا در جامعه بسته خود، نقشی کوچک ایفا کنیم و من نیز بتوانم در مناظرات آینده، هر چه بیشتر از دوستان اهل تحقیق و معرفت بیاموزم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تقلیل استعاره به کالبد، سوم
@Naqdagin
🎧 زهدانهای مصلوب بهپایِ شکنجهگاهِ توحید
— تاراجِ تختِ «مادرِ کیهان»، «خدایِ جنگ» و «دهرِ قاهر»؛ با چه غایتی؟
❓چه میشد اگر مرگ، صرفاً یک رهاییِ سرد، رازی طبیعی و روی دیگر سکه زیستن میبود، نه آغاز یک فرآیند حقوقی-اداری و تجربۀ یک ژانر وحشتِ جنونآمیز؟
❓ چرا پروژه توحید، پیش از آنکه با کثرت خدایان در آسمان بجنگد، کمر به نابودی، تحقیر و سلبِ فاعلیت مستقل «امر زنانه» بست؟
🏛 در اپیزودِ نود و چهارم از پادکستِ #نقدآگین_گپ، به لایههای ژرف و تکاندهندهی یک سانسور بزرگ تاریخی سفر میکنیم؛ جایی که سه الههی قدرتمند، صُلب و کیهانی عرب پیش از اسلام یعنی اللات، العزی و منات، از تخت سلطنتِ مادریِ هستی و حاکمیت بر سرنوشت پایین کشیده میشوند تا در یک دگردیسی تئولوژیک، به ماکتهایی کاغذی، طفیلی و «مایهی شرمساری» تقلیل یابند.
🔻دکتر حسین میرصلاح
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تاراجِ تختِ «مادرِ کیهان»، «خدایِ جنگ» و «دهرِ قاهر»؛ با چه غایتی؟
❓چه میشد اگر مرگ، صرفاً یک رهاییِ سرد، رازی طبیعی و روی دیگر سکه زیستن میبود، نه آغاز یک فرآیند حقوقی-اداری و تجربۀ یک ژانر وحشتِ جنونآمیز؟
❓ چرا پروژه توحید، پیش از آنکه با کثرت خدایان در آسمان بجنگد، کمر به نابودی، تحقیر و سلبِ فاعلیت مستقل «امر زنانه» بست؟
🏛 در اپیزودِ نود و چهارم از پادکستِ #نقدآگین_گپ، به لایههای ژرف و تکاندهندهی یک سانسور بزرگ تاریخی سفر میکنیم؛ جایی که سه الههی قدرتمند، صُلب و کیهانی عرب پیش از اسلام یعنی اللات، العزی و منات، از تخت سلطنتِ مادریِ هستی و حاکمیت بر سرنوشت پایین کشیده میشوند تا در یک دگردیسی تئولوژیک، به ماکتهایی کاغذی، طفیلی و «مایهی شرمساری» تقلیل یابند.
🔻دکتر حسین میرصلاح
📻 تقلیل استعاره به کالبد
۱) «ذبحِ اسلامیِ» استعارهها؛ چگونه «عروجِ روح» به «تنانهترین مباحث» تقلیل یافت؟
۲) سقوط زنان از «پیشانی زئوس» به «حرمسرای الله»؛ مرز باریکِ میان «فیضان فلسفی» و «شیءانگاری قرآنی»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 زهدانهای مصلوب بهپایِ شکنجهگاهِ توحید
— تاراجِ تختِ «مادرِ کیهان»، «خدایِ جنگ» و «دهرِ قاهر»؛ با چه غایتی؟
❓چه میشد اگر مرگ، صرفاً یک رهاییِ سرد، رازی طبیعی و روی دیگر سکه زیستن میبود، نه آغاز یک فرآیند حقوقی-اداری و تجربۀ یک ژانر وحشتِ جنونآمیز؟
❓ چرا پروژه توحید، پیش از آنکه با کثرت خدایان در آسمان بجنگد، کمر به نابودی، تحقیر و سلبِ فاعلیت مستقل «امر زنانه» بست؟
🔸در قسمت سوم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به طرح و بررسی مباحث مطرح شده در قسمتی دومِ بخش دومِ مقاله («الله و ترورِ شخصیتِ ایزدبانوان؛ تقلیل «امر کیهانی» به «کاریکاتور خانوادگی» در قرآن») میپردازیم.
🏛 در اپیزود نود و چهارم از #نقدآگین_گپ، به لایههای ژرف و تکاندهندهی یک سانسور بزرگ تاریخی سفر میکنیم؛ جایی که سه الههی قدرتمند، صُلب و کیهانی عرب پیش از اسلام یعنی اللات، العزی و منات، از تخت سلطنتِ مادریِ هستی و حاکمیت بر سرنوشت پایین کشیده میشوند تا در یک دگردیسی تئولوژیک، به ماکتهایی کاغذی، طفیلی و «مایهی شرمساری» تقلیل یابند.
🌋 ما در این گفتگو به این پرسش بنیادین پرداختهایم که:
🎧 اگر مایلید بدانید چگونه ابدیشدنِ شیءانگاری زنان در «فقه، حقوق و تاروپود تمدن خاورمیانه»، ریشه در این ستیزِ اسطورهای و هراسِ نرینهسالار از «قدرت استعلایی زنانگی» دارد، شنیدن این تحلیلِ اسطورهشناختی را از دست ندهید.
🔻دکتر حسین میرصلاح
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تاراجِ تختِ «مادرِ کیهان»، «خدایِ جنگ» و «دهرِ قاهر»؛ با چه غایتی؟
❓چه میشد اگر مرگ، صرفاً یک رهاییِ سرد، رازی طبیعی و روی دیگر سکه زیستن میبود، نه آغاز یک فرآیند حقوقی-اداری و تجربۀ یک ژانر وحشتِ جنونآمیز؟
❓ چرا پروژه توحید، پیش از آنکه با کثرت خدایان در آسمان بجنگد، کمر به نابودی، تحقیر و سلبِ فاعلیت مستقل «امر زنانه» بست؟
🔸در قسمت سوم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به طرح و بررسی مباحث مطرح شده در قسمتی دومِ بخش دومِ مقاله («الله و ترورِ شخصیتِ ایزدبانوان؛ تقلیل «امر کیهانی» به «کاریکاتور خانوادگی» در قرآن») میپردازیم.
🏛 در اپیزود نود و چهارم از #نقدآگین_گپ، به لایههای ژرف و تکاندهندهی یک سانسور بزرگ تاریخی سفر میکنیم؛ جایی که سه الههی قدرتمند، صُلب و کیهانی عرب پیش از اسلام یعنی اللات، العزی و منات، از تخت سلطنتِ مادریِ هستی و حاکمیت بر سرنوشت پایین کشیده میشوند تا در یک دگردیسی تئولوژیک، به ماکتهایی کاغذی، طفیلی و «مایهی شرمساری» تقلیل یابند.
🌋 ما در این گفتگو به این پرسش بنیادین پرداختهایم که:
❓چگونه حذف این الهگان، جهانبینی بشر را از یک «کیهان تراژیک، بیطرف و خاموش» به یک «کیهان روایی و سرشار از بوروکراسیِ عذاب کالبدی» پرتاب کرد؟
❓ چرا مؤلفانِ قرآن ناچار بودند آینده را با وعده و وعید پیشفروش کنند و تاریخ واقعی را به نفع پیرنگِ ایده توحید بازنویسی و دکوپاژ کنند؟
🎧 اگر مایلید بدانید چگونه ابدیشدنِ شیءانگاری زنان در «فقه، حقوق و تاروپود تمدن خاورمیانه»، ریشه در این ستیزِ اسطورهای و هراسِ نرینهسالار از «قدرت استعلایی زنانگی» دارد، شنیدن این تحلیلِ اسطورهشناختی را از دست ندهید.
🔻فهرست مباحث مطرح شده در متن مقاله:
🏺 ۱. تقلیل و مصادره اسطورهها: فروکاستن زن-خدایان مقتدر خاورمیانه به بتهایی طفیلی و فرودست با سوار شدن بر موج زنستیزی جامعه بدوی.
🪨 ۲. اللات؛ سلب مادری از هستی: تنزل او از مقام «امالآلهه» (مادر خدایان) و صخره سپید و مستقلِ طائف به مرتبه یک «فرزندِ وابسته و مایه شرمساری».
🩸 ۳. العُزّی؛ خلع سلاح الهه جنگ: انکار عاملیت و ابهت العزی (تجسد ونوس در ساحت جنگاوری و خشونت) با برچسب تحقیرآمیزِ جنسیتی (إناثاً).
⏳ ۴. مَنات؛ تنزل رتبه دهر و تقدیر: تقلیل این الهه که نماد زمان بلعنده، مرگ طبیعی و تقدیر گریزناپذیر (مشابه مویراهای یونانی) بود به بتی نیازمند شفاعت.
🧠 ۵. سهگانه جراحی فکری در پروژه توحید:
🔻 خلع سلاح دهر (سلب اصالت مستقل از مرگ و زمان).
🔻 تمرکز قدرت متافیزیکی (انحلال تکثر نیروها در یک مرکز واحد).
🔻 تغییر ماهیت مرگ (تبدیل مرگ از یک راز طبیعی به یک بوروکراسی حقوقی و شکنجه جسمانی).
🎭 ۶. گذار از کیهان تراژیک به کیهان روایی: تبدیل جهانِ آزاد و خاموش به جهانی معنازده، پیرنگمحور و تحت انحصار یک مؤلف یگانه.
🗂 ۷. بوروکراسی عذاب و کالبدگرایی وحشت: اهلی کردن راز مرگ و تبدیل آن به یک نهاد اداری-بازداشتگاهی همراه با فرشتگان بازجو و عذابهای بیپایان فیزیکی.
🏹 ۸. مصادره آینده با وعده و وعید: پیشفروش کردن آینده و زمان پیشرو از طریق مکانیسمهای کنترل، انضباط و هراسافکنی تئولوژیک.
👁🗨 ۹. جعل تاریخ و ساخت کلانروایتِ «تاریخ رستگاری»: بازنویسی الهیاتیِ تاریخ و نسبت دادن سقوط تمدنها به صاعقههای غضب (به جای علل جامعهشناختی) برای جدی نشان دادن بوروکراسی عذاب.
🌅 ۱۰. افسونزدایی و پایان ابهام مقدس: از بین بردن رازآلودگی و قداست تقدیر با اداری و شفاف کردن تمام ابعاد هستی در دستگاه توحیدی.
🔻دکتر حسین میرصلاح
📻 تقلیل استعاره به کالبد
۱) «ذبحِ اسلامیِ» استعارهها؛ چگونه «عروجِ روح» به «تنانهترین مباحث» تقلیل یافت؟
۲) سقوط زنان از «پیشانی زئوس» به «حرمسرای الله»؛ مرز باریکِ میان «فیضان فلسفی» و «شیءانگاری قرآنی»
2️⃣ 📻 شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
۱) ذهنیتِ زارِ روضهزده
۲) آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
۳) از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
۴) "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
۵) سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
۶) سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
3️⃣ 📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
.
#نقد_اسلام #زنان_و_اسلام #زنان #نقد_قرآن #نقد_ادیان #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin