Telegram
نقدآگین
📘آدرسِ غلط دادن تا کی؟
— #چپ_ایرانی؛ کشیش مدرن و مولدِ «حس گناه»
✍🏻 #رسول_اسدزاده
🔻مطلبی میخواندم که در آن اذعان شده:
▪️صد درصد کودکان کارِ تحت پوشش بهزیستی استان البرز، افغانستانی هستند.
▪️یعنی کودکانی که نتیجۀ زاد و ولد والدینِ بهاصطلاح پناهجو هستند، باری روی گُردۀ خمیده خدمات اجتماعی کشور ما شدهاند
▪️اوضاع زایشگاههای دولتی از بهزیستی هم بدتر است و همچنین مدارس ابتدایی و راهنمایی دولتی در جنوب و حومه تهران... یک بخش بزرگی از فضای آموزشی و درمانی کشور، در اشغال اتباع افغانستانی است؛
▪️مشاغل کاذب مانند دستفروشی و تکدّی گری هم که جای خود را دارند.
🍂 این روزها، بحث از بنریست که در منطقۀ ۱۵ تهران نصب شده، که محتوای آن حرف خیلیها در تهران و شهرهای دیگر کشور است.
🍂 افزایش جمعیت افغانها در ایران، روز به روز به نقطۀ بحران نزدیک میشود.
▪️کشور ما دچار مشکلات عدیده در تامین آب و برق و نیازهای ابتدایی برای زندگی است؛
▪️سرانۀ فضای آموزشی مناسب، بیمارستان، فضای سبز، وسائل نقلیۀ عمومی و امثال اینها، در ایران کم است؛
▪️گرانی مسکن، تورّم، بیکاری و مشکلات معیشتی گریبان درصد زیادی از مردم مملکت را گرفته و رها نمیکند، و مهاجر افغانستانی در این وسط، رسما بدل به یک بار مضاعف شدهاست.
🍂 وقتی هم صدای اعتراضِ کوچکی مانند آن بنر نصب شده در منطقه پانزده تهران بلند میشود، مخالفت از رسانۀ آن ور آبی تا شهروندِ مهر طلبِ جهانوطن در این سو شروع میشود...
🔻اما دوست دارم چند سوال از مخصوصا فعالان رسانهای بی بی سی، ایران اینترنشنال و بقیه خارج نشینهایی که سنگ مهاجر افغانی را به سینه میزنند بپرسم:
❓آیا ایرانیها در اروپا و آمریکا و ترکیه که به هر دلیلی جلای وطن کردهاند، در طول اقامت در آن کشورها شش هفت بچه میآورند؟
❓آیا مدارس ابتدایی ترکیه در اشغال کودکان ایرانی است؟ در اروپا و آمریکا و کانادا چطور؟
❓آیا این کشورهایی که پذیرای پناهنده و مهاجر ایرانیِ غالبا با سواد هستند، دچار مشکلات محیط زیستی حاد مثل تامین آب و برق و مسکن و دارو و شیر خشک هستند؟
❓آیا مردم معمولی این کشورها با پناهنده ایرانی دچار تعارض منافعِ ابتدایی برای زیستن هستند؟
🔺متاسفانه، صدای مردم عادی مملکت همیشه زیر تلّی از تحلیلهای کلیشهای دفن میشود. ایرانیها دچار نژادپرستی نیستند. مشکل اصلی این است که اینجا برای خود ما هم تنگ است و جا و نان برای مهمان ناخوانده وجود ندارد. مشکلی که چشمها برای دیدن آن کور و گوشها کر میشوند!
🍂 تمام این حقایق در کنار اخبار جسته گریخته از ارتکاب افغانها به جرائم خشن مانند تجاوز، قتل و سرقت در ایران، سبب میشوند گاهی خشونتهایی توجیهناپذیری مانند آنچه که در این ویدئو میبینید، اتفاق بیافتد.
🍂 مامور پلیس مانند آنچه که بر سر جورج فلوید آمد، زانوی روی گردن و سر کسی گذاشته که گویا نوجوانی افغان است. گذشته از علت بازداشت او، مشاهده کامنتهای استقبال از سمت کاربران ایرانی نشاندهنده یک زخم عمیق و مشکلی جدی در کشور ماست که نادیده گرفته شدهاست...
🍂 حاکمیت در سالهای اخیر نقشی انفعالی در قبال موج بزرگ مهاجرت افغانها به ایران داشته و انگار وجود چندین میلیون پناهنده و مهاجر بلاتکلیف و غالبا غیر قانونی در این کشور، اصلا یک مساله «کلان حاکمیتی» نیست.
🍂 نداشتن استراتژی مشخص و استاندارد (چنانکه در بیشتر کشورهای دنیا وجود دارد) باعث انباشت خشم مردم میشود و بیگمان مردم عادی کشور که برخلاف (صاحبان سرمایه که از وجود مهاجر غیرقانونی سو استفاده اقتصادی میکنند)، مهاجرین را تهدیدی بر فرصتهای شغلی، مسبب گرانی اجاره بها در حومه تهران و کاهش سهم شهروند عادی از امکانات رفاهی مانند فضای سبز، وسائل نقلیه عمومی، بیمارستانهای دولتی، مدارس دولتی و... میدانند.
🔺خلاصه مطلب اینکه تا زمانی که حاکمیت از معضل به وجود آمده در کشور به دلیل حضور بیحساب و کتاب مهاجران افغان شانه خالی کند، فضا برای شکلگیری خشونت و رفتارهای خطرناکِ نفرتپراکنانه در مملکت روز به روز بیشتر خواهد شد... تا دیر نشده کاری باید کرد...
🗄پست مرتبط
📻اتهام نژادستیزی به مخالفانِ ورودِ بیضابطهٔ افغانستانیها به ایران
📺 جنبشِ اصیلِ منطقه و بمب ساعتی مرزبانیِ یله
#نقد_چپ #نقد_رسانه #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— #چپ_ایرانی؛ کشیش مدرن و مولدِ «حس گناه»
✍🏻 #رسول_اسدزاده
🔻مطلبی میخواندم که در آن اذعان شده:
▪️صد درصد کودکان کارِ تحت پوشش بهزیستی استان البرز، افغانستانی هستند.
▪️یعنی کودکانی که نتیجۀ زاد و ولد والدینِ بهاصطلاح پناهجو هستند، باری روی گُردۀ خمیده خدمات اجتماعی کشور ما شدهاند
▪️اوضاع زایشگاههای دولتی از بهزیستی هم بدتر است و همچنین مدارس ابتدایی و راهنمایی دولتی در جنوب و حومه تهران... یک بخش بزرگی از فضای آموزشی و درمانی کشور، در اشغال اتباع افغانستانی است؛
▪️مشاغل کاذب مانند دستفروشی و تکدّی گری هم که جای خود را دارند.
🍂 این روزها، بحث از بنریست که در منطقۀ ۱۵ تهران نصب شده، که محتوای آن حرف خیلیها در تهران و شهرهای دیگر کشور است.
🍂 افزایش جمعیت افغانها در ایران، روز به روز به نقطۀ بحران نزدیک میشود.
▪️کشور ما دچار مشکلات عدیده در تامین آب و برق و نیازهای ابتدایی برای زندگی است؛
▪️سرانۀ فضای آموزشی مناسب، بیمارستان، فضای سبز، وسائل نقلیۀ عمومی و امثال اینها، در ایران کم است؛
▪️گرانی مسکن، تورّم، بیکاری و مشکلات معیشتی گریبان درصد زیادی از مردم مملکت را گرفته و رها نمیکند، و مهاجر افغانستانی در این وسط، رسما بدل به یک بار مضاعف شدهاست.
🍂 وقتی هم صدای اعتراضِ کوچکی مانند آن بنر نصب شده در منطقه پانزده تهران بلند میشود، مخالفت از رسانۀ آن ور آبی تا شهروندِ مهر طلبِ جهانوطن در این سو شروع میشود...
🔻اما دوست دارم چند سوال از مخصوصا فعالان رسانهای بی بی سی، ایران اینترنشنال و بقیه خارج نشینهایی که سنگ مهاجر افغانی را به سینه میزنند بپرسم:
❓آیا ایرانیها در اروپا و آمریکا و ترکیه که به هر دلیلی جلای وطن کردهاند، در طول اقامت در آن کشورها شش هفت بچه میآورند؟
❓آیا مدارس ابتدایی ترکیه در اشغال کودکان ایرانی است؟ در اروپا و آمریکا و کانادا چطور؟
❓آیا این کشورهایی که پذیرای پناهنده و مهاجر ایرانیِ غالبا با سواد هستند، دچار مشکلات محیط زیستی حاد مثل تامین آب و برق و مسکن و دارو و شیر خشک هستند؟
❓آیا مردم معمولی این کشورها با پناهنده ایرانی دچار تعارض منافعِ ابتدایی برای زیستن هستند؟
🔺متاسفانه، صدای مردم عادی مملکت همیشه زیر تلّی از تحلیلهای کلیشهای دفن میشود. ایرانیها دچار نژادپرستی نیستند. مشکل اصلی این است که اینجا برای خود ما هم تنگ است و جا و نان برای مهمان ناخوانده وجود ندارد. مشکلی که چشمها برای دیدن آن کور و گوشها کر میشوند!
🍂 تمام این حقایق در کنار اخبار جسته گریخته از ارتکاب افغانها به جرائم خشن مانند تجاوز، قتل و سرقت در ایران، سبب میشوند گاهی خشونتهایی توجیهناپذیری مانند آنچه که در این ویدئو میبینید، اتفاق بیافتد.
🍂 مامور پلیس مانند آنچه که بر سر جورج فلوید آمد، زانوی روی گردن و سر کسی گذاشته که گویا نوجوانی افغان است. گذشته از علت بازداشت او، مشاهده کامنتهای استقبال از سمت کاربران ایرانی نشاندهنده یک زخم عمیق و مشکلی جدی در کشور ماست که نادیده گرفته شدهاست...
🍂 حاکمیت در سالهای اخیر نقشی انفعالی در قبال موج بزرگ مهاجرت افغانها به ایران داشته و انگار وجود چندین میلیون پناهنده و مهاجر بلاتکلیف و غالبا غیر قانونی در این کشور، اصلا یک مساله «کلان حاکمیتی» نیست.
🍂 نداشتن استراتژی مشخص و استاندارد (چنانکه در بیشتر کشورهای دنیا وجود دارد) باعث انباشت خشم مردم میشود و بیگمان مردم عادی کشور که برخلاف (صاحبان سرمایه که از وجود مهاجر غیرقانونی سو استفاده اقتصادی میکنند)، مهاجرین را تهدیدی بر فرصتهای شغلی، مسبب گرانی اجاره بها در حومه تهران و کاهش سهم شهروند عادی از امکانات رفاهی مانند فضای سبز، وسائل نقلیه عمومی، بیمارستانهای دولتی، مدارس دولتی و... میدانند.
🔺خلاصه مطلب اینکه تا زمانی که حاکمیت از معضل به وجود آمده در کشور به دلیل حضور بیحساب و کتاب مهاجران افغان شانه خالی کند، فضا برای شکلگیری خشونت و رفتارهای خطرناکِ نفرتپراکنانه در مملکت روز به روز بیشتر خواهد شد... تا دیر نشده کاری باید کرد...
🗄پست مرتبط
📻اتهام نژادستیزی به مخالفانِ ورودِ بیضابطهٔ افغانستانیها به ایران
📺 جنبشِ اصیلِ منطقه و بمب ساعتی مرزبانیِ یله
#نقد_چپ #نقد_رسانه #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 افغانستان تمام وزارتخانههای ایران را درگیر خود کردهاست
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 این سخنان علی موجانی (دیپلمات ایرانی)، بخشی از ادبیّات و حقایق غایب در اغلب رسانهها درباره افغانستان و اتباع این کشور است که در ایران سکونت دارند.
🍂 از BBC و ایران اینترنشنال گرفته تا رسانههای داخلی، سلبریتیها و صاحبان تریبون، معمولا در قبال مهاجرین افغان ساکن ایران نگاهی ترحمآمیز دارند و ایران و مردم ایران را به رواداریِ هرچه بیشتر و پذیرا بودنِ آنها ترغیب میکنند؛ مثلا در روزهای اخیر ویدئویی از ضرب و شتم یک نوجوان افغان در فضای آنلاین وایرال شده بود، کیفیت محتوای BBC، ایران اینترنشنال و خبرنگاران و نویسندگان خارج و داخل کشور دربارۀ آن ویدئو را مقایسه کنید با زمانی که خبر تجاوز یک تبعۀ غیرقانونی افغان به شهروندان ایرانی رسانهای میشود! متاسفانه در ادبیات و محتوای بیشتر رسانههای بزرگ، نظرات مردمِ عادی کشور غایب است.
🍂 حضور مهاجر افغان ممکن است برای سرمایهداران، صاحبان کار که بخشی از آنها پیمانکاران دولتی هستند، موهبت باشد؛ پرداخت کمینه دستمزد و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از افغانها در کشور ما حقیقت دارد و همین سبب میشود خیلیها در این موضوع بیتفاوت یا بینظر باشند، ولی آسیب اصلی از حضور مهاجر غیرقانونی که نرخ زاد و ولد بالایی هم دارند را مردم طبقات پایین تحمّل و تجربه میکنند.
🍂 مسلما آن کسی که سرایهدار و کارگر افغان دارد و از او بهرهکشی میکند به اندازۀ کارگر و کارمندی که در جنوب تهران و حومه کرج و ورامین، با مشقّتِ تمام شکم خودش و فرزندانش را سیر میکند، نگرانِ افزایش جمعیت افغانها در ایران نیست.
🍂 یک اشتباه شناختی دربارۀ احساس و برخورد ایرانیها با مهاجران افغانستانی وجود دارد که متاسفانه رسانههایی که بالاتر ذکر کردم به آن دامن میزنند. ایران مانند آلمان و کانادا و استرالیا نیست که شرایط رفاهی برای شهروند خودش مهیّا باشد و اگر نسبت به حضور اتباع خارجی احساس منفی دارد، نباید آن را همتراز با مثلا «نژادپرستی در اروپا» دانست.
🍂 من همزمان با قدرت گرفتن مجدد طالبان در آن کشور، مقالات بسیاری چه در روزنامۀ «همدلی» و چه در همین صفحه، دربارۀ ظلمی که به مردم افغان علیالخصوص زنان این کشور روا داشته میشود، نوشتهام، اما باید پذیرفت افغانها نمیتوانند تا ابد مشکلات خودشان را به بقیۀ کشورهای جهان تحمیل کنند. گسست قومی و عدم اتحاد مردم این کشور و نفرتی که بین پشتونها و هزارهها و تاجیکها وجود دارد، به بقیه مردم جهان ربطی ندارد و این مشکلات باید و باید توسط خودشان حل و فصل شود.
#نقدآگین: البته دربارۀ بند آخر، باید این حرف را تصحیح و تکمیل کرد. پدیدۀ مهاجرتِ (و در واقع «فرارِ») ایرانیان که بالاترین رتبهها را نیز به خود اختصاص داده، باید ما را به دقت در انتخاب واژگان بکشاند. مسالۀ مهاجرت بهشکل فرار، چندان امری انتخابی نیست و نباید افرادِ گریزنده از شرایط فاجعهبارِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را سرزنش کرد و آنها را بیمسئولیت و گناهکار یا عاملِ تباهی دانست. مسالۀ ما صرفا وضعیتِ وخیم اقتصادی-سیاسی خودمان است و نبودِ سیاستهای مشخص و حداقلی در مرزبانی و تفکیکِ اندک پناهندگانِ عقیدتی-سیاسی-اجتماعی از اکثریتِ مهاجران اقتصادی، و جذب مهاجرانِ متخصص مورد نیاز کارفرمایان که امکانِ همگنشدنِ فرهنگی هم دارند و رجعتدادن مابقی مهاجران غیرقانونی و فاقد استانداردهای مطلوب کشور میزبان، به کشورشان برای رجوع به کشورهایی با وضعیت مناسبتر اقتصادی، بجای سیاستِ بیدروپیکر کنونی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 این سخنان علی موجانی (دیپلمات ایرانی)، بخشی از ادبیّات و حقایق غایب در اغلب رسانهها درباره افغانستان و اتباع این کشور است که در ایران سکونت دارند.
🍂 از BBC و ایران اینترنشنال گرفته تا رسانههای داخلی، سلبریتیها و صاحبان تریبون، معمولا در قبال مهاجرین افغان ساکن ایران نگاهی ترحمآمیز دارند و ایران و مردم ایران را به رواداریِ هرچه بیشتر و پذیرا بودنِ آنها ترغیب میکنند؛ مثلا در روزهای اخیر ویدئویی از ضرب و شتم یک نوجوان افغان در فضای آنلاین وایرال شده بود، کیفیت محتوای BBC، ایران اینترنشنال و خبرنگاران و نویسندگان خارج و داخل کشور دربارۀ آن ویدئو را مقایسه کنید با زمانی که خبر تجاوز یک تبعۀ غیرقانونی افغان به شهروندان ایرانی رسانهای میشود! متاسفانه در ادبیات و محتوای بیشتر رسانههای بزرگ، نظرات مردمِ عادی کشور غایب است.
🍂 حضور مهاجر افغان ممکن است برای سرمایهداران، صاحبان کار که بخشی از آنها پیمانکاران دولتی هستند، موهبت باشد؛ پرداخت کمینه دستمزد و بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از افغانها در کشور ما حقیقت دارد و همین سبب میشود خیلیها در این موضوع بیتفاوت یا بینظر باشند، ولی آسیب اصلی از حضور مهاجر غیرقانونی که نرخ زاد و ولد بالایی هم دارند را مردم طبقات پایین تحمّل و تجربه میکنند.
🍂 مسلما آن کسی که سرایهدار و کارگر افغان دارد و از او بهرهکشی میکند به اندازۀ کارگر و کارمندی که در جنوب تهران و حومه کرج و ورامین، با مشقّتِ تمام شکم خودش و فرزندانش را سیر میکند، نگرانِ افزایش جمعیت افغانها در ایران نیست.
🍂 یک اشتباه شناختی دربارۀ احساس و برخورد ایرانیها با مهاجران افغانستانی وجود دارد که متاسفانه رسانههایی که بالاتر ذکر کردم به آن دامن میزنند. ایران مانند آلمان و کانادا و استرالیا نیست که شرایط رفاهی برای شهروند خودش مهیّا باشد و اگر نسبت به حضور اتباع خارجی احساس منفی دارد، نباید آن را همتراز با مثلا «نژادپرستی در اروپا» دانست.
🍂 من همزمان با قدرت گرفتن مجدد طالبان در آن کشور، مقالات بسیاری چه در روزنامۀ «همدلی» و چه در همین صفحه، دربارۀ ظلمی که به مردم افغان علیالخصوص زنان این کشور روا داشته میشود، نوشتهام، اما باید پذیرفت افغانها نمیتوانند تا ابد مشکلات خودشان را به بقیۀ کشورهای جهان تحمیل کنند. گسست قومی و عدم اتحاد مردم این کشور و نفرتی که بین پشتونها و هزارهها و تاجیکها وجود دارد، به بقیه مردم جهان ربطی ندارد و این مشکلات باید و باید توسط خودشان حل و فصل شود.
#نقدآگین: البته دربارۀ بند آخر، باید این حرف را تصحیح و تکمیل کرد. پدیدۀ مهاجرتِ (و در واقع «فرارِ») ایرانیان که بالاترین رتبهها را نیز به خود اختصاص داده، باید ما را به دقت در انتخاب واژگان بکشاند. مسالۀ مهاجرت بهشکل فرار، چندان امری انتخابی نیست و نباید افرادِ گریزنده از شرایط فاجعهبارِ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را سرزنش کرد و آنها را بیمسئولیت و گناهکار یا عاملِ تباهی دانست. مسالۀ ما صرفا وضعیتِ وخیم اقتصادی-سیاسی خودمان است و نبودِ سیاستهای مشخص و حداقلی در مرزبانی و تفکیکِ اندک پناهندگانِ عقیدتی-سیاسی-اجتماعی از اکثریتِ مهاجران اقتصادی، و جذب مهاجرانِ متخصص مورد نیاز کارفرمایان که امکانِ همگنشدنِ فرهنگی هم دارند و رجعتدادن مابقی مهاجران غیرقانونی و فاقد استانداردهای مطلوب کشور میزبان، به کشورشان برای رجوع به کشورهایی با وضعیت مناسبتر اقتصادی، بجای سیاستِ بیدروپیکر کنونی.
.
🗄پست مرتبط
📕چپ ایرانی؛ کشیش مدرن و مولدِ «حس گناه»
📻اتهام نژادستیزی به مخالفانِ ورودِ بیضابطهٔ افغانستانیها به ایران
📺 جنبشِ اصیلِ منطقه و بمب ساعتی مرزبانیِ یله
.#نقد_رسانه #حکومت_اسلامی #ایران #مهاجرت #مهاجران_افغان #مهاجران #افغانستانی #ایراناینترنشنال #نژادپرستی #اروپا #سیاسی #اجتماعی #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘جشنوارۀ برونا در ماترا
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 مراسمِ «La Festa Della Bruna» سالانه در ایتالیا برگزار میشود. بر اساس یک افسانۀ محلی، ۶ قرن پیش، کشاورزی در حال سفر به ماترا (شهر کوچکی در ایتالیا) به زن جوانی در کنار جاده برخورد میکند. زن جوان از او میخواهد که او را هم با خود به ماترا ببرد. کشاورز، زن جوان را سوارِ گاری خودش میکند و زن جوان پس از رسیدن به شهر ماترا از کشاورز تشکر میکند (احتمالا به دلیل پاکدامنی و نداشتن نظر سوء) و به او میگوید، من مدونا (مریم باکره [معادلِ قصههای خیالیِ امامزمانمحور شیعیان]) هستم.
🍂 کشاورز بهسرعت خودش را به اسقف کلیسای ماترا میرساند و داستان را به او بازگو میکند. اسقف و کشاورز هنگام بازگشت برای ملاقات با زن جوان میبینند اثری از او نیست و بهجای او، یک مجسمه از مریم باکره به جا ماندهاست(!).
🍂 این روایت منشاء مراسمی مذهبی در شهر ماترای ایتالیا و برخی شهرهای دیگر است. در این مراسم در ماترا، مجسمۀ مریم باکره را از کلیسا سوار یک گاری چوبی میکنند و آن را به سمت میدانی که مردم تجمع کردهاند، میبرند.
🍂 برخی از دست-اندر-کارانِ مراسم، که به «فرشتگان محافظ» شهرت دارند، در اطراف گاری که توسط چند قاطر کشیده میشود، مستقر میشوند تا از گاری و مجسمه محافظت کنند.
🍂 رسم بر این است که مردم «وحشیانه» (صفتی که آسیا پالومبا روزنامهنگار ایتالیایی بکار برده) به سمت گاری حمله میکنند و هر کدام تکهای از گاری و متعلقاتی که مجسمه روی آن سوار است را برای «تبرّک» و «داشتن اقبال در سالِ جاری» جدا میکنند.
🍂 خشونت فیزیکی در این مراسم، جزئی از سنّت تغییرناپذیر آن است؛ بهطوریکه همهساله، چندین مصدومِ بعضا جدی بهجا میگذارد. در پایان این مراسم، مجسمۀ مدونا بهسلامت به کلیسای ماترا برگردانده میشود.
🔻پینوشت
🍂 البته که در همۀ کشورهای جهان مراسم سنتی و مذهبی وجود دارد، ولی این را در نظر داشتهباشید که این ویدئو، مربوط به یک شهرِ کوچک ۶۰ هزار نفری در کشور ایتالیا است. چنین تصور نکنید که این کارها مقبولِ اکثریت مردم کشوری مثل ایتالیاست. وسعت این مراسم و تعداد شرکت کنندهها را در نظر بگیرید.
🍂 در ضمن من بعید میدانم حمایتهای مالی و لجستیکی از محل بودجۀ عمومی برای چنین کارهایی پرداخت شود. در کشوری مثل ایتالیا هزینۀ این کارها از محلّ خیریهها و پولهاییست که معتقدین و مؤمنین از جیبِ مبارکِ خودشان پرداخت میکنند. اگر هم از بودجۀ عمومی باشد، لابد جاذبۀ توریستی و درآمد زایی دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رسول_اسدزاده (پیج)
🍂 مراسمِ «La Festa Della Bruna» سالانه در ایتالیا برگزار میشود. بر اساس یک افسانۀ محلی، ۶ قرن پیش، کشاورزی در حال سفر به ماترا (شهر کوچکی در ایتالیا) به زن جوانی در کنار جاده برخورد میکند. زن جوان از او میخواهد که او را هم با خود به ماترا ببرد. کشاورز، زن جوان را سوارِ گاری خودش میکند و زن جوان پس از رسیدن به شهر ماترا از کشاورز تشکر میکند (احتمالا به دلیل پاکدامنی و نداشتن نظر سوء) و به او میگوید، من مدونا (مریم باکره [معادلِ قصههای خیالیِ امامزمانمحور شیعیان]) هستم.
🍂 کشاورز بهسرعت خودش را به اسقف کلیسای ماترا میرساند و داستان را به او بازگو میکند. اسقف و کشاورز هنگام بازگشت برای ملاقات با زن جوان میبینند اثری از او نیست و بهجای او، یک مجسمه از مریم باکره به جا ماندهاست(!).
🍂 این روایت منشاء مراسمی مذهبی در شهر ماترای ایتالیا و برخی شهرهای دیگر است. در این مراسم در ماترا، مجسمۀ مریم باکره را از کلیسا سوار یک گاری چوبی میکنند و آن را به سمت میدانی که مردم تجمع کردهاند، میبرند.
🍂 برخی از دست-اندر-کارانِ مراسم، که به «فرشتگان محافظ» شهرت دارند، در اطراف گاری که توسط چند قاطر کشیده میشود، مستقر میشوند تا از گاری و مجسمه محافظت کنند.
🍂 رسم بر این است که مردم «وحشیانه» (صفتی که آسیا پالومبا روزنامهنگار ایتالیایی بکار برده) به سمت گاری حمله میکنند و هر کدام تکهای از گاری و متعلقاتی که مجسمه روی آن سوار است را برای «تبرّک» و «داشتن اقبال در سالِ جاری» جدا میکنند.
🍂 خشونت فیزیکی در این مراسم، جزئی از سنّت تغییرناپذیر آن است؛ بهطوریکه همهساله، چندین مصدومِ بعضا جدی بهجا میگذارد. در پایان این مراسم، مجسمۀ مدونا بهسلامت به کلیسای ماترا برگردانده میشود.
🔻پینوشت
🍂 البته که در همۀ کشورهای جهان مراسم سنتی و مذهبی وجود دارد، ولی این را در نظر داشتهباشید که این ویدئو، مربوط به یک شهرِ کوچک ۶۰ هزار نفری در کشور ایتالیا است. چنین تصور نکنید که این کارها مقبولِ اکثریت مردم کشوری مثل ایتالیاست. وسعت این مراسم و تعداد شرکت کنندهها را در نظر بگیرید.
🍂 در ضمن من بعید میدانم حمایتهای مالی و لجستیکی از محل بودجۀ عمومی برای چنین کارهایی پرداخت شود. در کشوری مثل ایتالیا هزینۀ این کارها از محلّ خیریهها و پولهاییست که معتقدین و مؤمنین از جیبِ مبارکِ خودشان پرداخت میکنند. اگر هم از بودجۀ عمومی باشد، لابد جاذبۀ توریستی و درآمد زایی دارد.
.
#نقد_ادیان #خواب_عمیق #نقد_فرهنگ #آخوندیسم#خرافات #خرافات_مذهبی #شیعه #اربعین #پیادهروی_اربعین #مسیحیت #مسیحی #پاپ #مریم_باکره #ایتالیا #خرافه #تفکر_انتقادی #تفکر_نقاد #کلیسا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 بهنظر من بزرگترین باگِ خلقتِ مردها، باگِ تستسترون است. باگی که سبب میشود عضوِ لای پایشان افسارِ زندگی را وقت و بیوقت به دست بگیرد و آنها را به هر کجا که دلش خواست بکشاند. باگی که البته در کوتاه مدت لذتبخش است، ولی در طولانی مدت باعث ملال میشود.
🍂 دربارۀ باگ بزرگ زنها نمیتوانم نظر مطمئنی بدهم، ولی خیال میکنم اصرار زنها به حفظ ظاهر و بینقص جلوه دادنِ همه چیز حتی وقتی گندِ آن چیزها درآمده، باگِ بزرگ زنانه باشد.
🍂 ویدئویی از اکبر عبدی در حال بازنشر است که در آن بازیگر پیشکسوت سینما مطابقِ شخصیتِ رُک و بیپرده خودش دارد درباره زندگی زناشوییاش حرف میزند.
🔻او در بخشی از پاسخ به این پرسش که رازِ ماندگاری زندگی مشترک شما چیست؟ میگوید:
🍂 عبدی راست میگوید، زنها خیانتِ مردهایشان را میفهمند. برای فهمیدنِ آن هم حتما لازم نیست ردّ یک رژِ سرخ روی گردنِ مرد ببینند یا با ذرهبین چند تار موی رنگِ نا آشنا روی صندلی ماشین کشف کنند. زنها رنگِ رخساره مردها را میفهمند؛ حتی از شکل راهرفتن، لقمهبرداشتن، ور رفتن با کنترل تلویزیون، زود آمدنهای برنامهریزیشده و دیر-رفتنهایی که برای رد گم کردن هستند را میفهمند.
🍂 زنها از سانتیمترهای فاصله یا نزدیکی در رختخواب هم یک چیزهایی حالیشان میشود که مردها هزار سال دیگر هم به آن توانایی و آگاهی نمیرسند.
🍂 زنها رد و بوی «دوستت دارم»های دزدکی و ممنوعه را از جسم و جانِ مردشان بو میکشند، چه برسد به اینکه مردشان با کسی روی هم ریخته باشد، اما چه سود که قرنها و هزارها سال تکامل و قوانین اجتماعی باعث شده بیشتر زنها اگر هم بو ببرند که مردشان از صراط مستقیم خارج شده، به پای آن زندگی میمانند؛ چون بیشترِ زنها توانایی پایان دادن به زندگی مشترکی که در آن مادر شدهاند و جوانیشان را سپری کردهاند، ندارند، توانایی مالی، فرهنگی و هر چیزی که استقلال و روی پا ماندن یک زن را تضمین میکند. البته ناگفته نماند که این روند آرامآرام در حال تغییر است.
پینوشت: منظور من از واژۀ «تستسترون» در این متن، نه هورمون تستسترون، که مجموعهویژگیهای جسمانی و روانتنی مردانه است. البته دستهبندی رفتارهای انسانی به زنانه و مردانه، مخصوصا در جهان امروز، درست نیست چرا که تاثیرات محیط (فرهنگ) در شکلگیری باورهای انسان، گاهی از تاثیرات هورمونهای جنسی پیشی میگیرد. متن من هم مسلما متاثر از باورهای فرهنگی است؛ بنابرین رفتاری که فراوانی آن در بین مردان بیشتر است را تحت عنوان خودساختۀ «باگ تستسترون» نام بردم.
✍🏻 #رسول_اسدزاده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 دربارۀ باگ بزرگ زنها نمیتوانم نظر مطمئنی بدهم، ولی خیال میکنم اصرار زنها به حفظ ظاهر و بینقص جلوه دادنِ همه چیز حتی وقتی گندِ آن چیزها درآمده، باگِ بزرگ زنانه باشد.
🍂 ویدئویی از اکبر عبدی در حال بازنشر است که در آن بازیگر پیشکسوت سینما مطابقِ شخصیتِ رُک و بیپرده خودش دارد درباره زندگی زناشوییاش حرف میزند.
🔻او در بخشی از پاسخ به این پرسش که رازِ ماندگاری زندگی مشترک شما چیست؟ میگوید:
زنها شمّ کارگاهی دارند و اگر من غلطی کردم به واسطه همین شم کارآگاهی توسط همسرم کشف شده ولی او گذشت کرده است و از شیطنتها (خیانتهای) من چشمپوشی کردهاست. عبدی بهصورت تلویحی این شیطنتها را حق طبیعی هر مردی میداند (احتمالا به دلیل آن باگی که در ابتدای متن نوشتم) و استاد این کار را محمدرضا شریفینیا میداند که در مدیریت دو زن یا سه زن حتی بیشتر تبحر دارد.
🍂 عبدی راست میگوید، زنها خیانتِ مردهایشان را میفهمند. برای فهمیدنِ آن هم حتما لازم نیست ردّ یک رژِ سرخ روی گردنِ مرد ببینند یا با ذرهبین چند تار موی رنگِ نا آشنا روی صندلی ماشین کشف کنند. زنها رنگِ رخساره مردها را میفهمند؛ حتی از شکل راهرفتن، لقمهبرداشتن، ور رفتن با کنترل تلویزیون، زود آمدنهای برنامهریزیشده و دیر-رفتنهایی که برای رد گم کردن هستند را میفهمند.
🍂 زنها از سانتیمترهای فاصله یا نزدیکی در رختخواب هم یک چیزهایی حالیشان میشود که مردها هزار سال دیگر هم به آن توانایی و آگاهی نمیرسند.
🍂 زنها رد و بوی «دوستت دارم»های دزدکی و ممنوعه را از جسم و جانِ مردشان بو میکشند، چه برسد به اینکه مردشان با کسی روی هم ریخته باشد، اما چه سود که قرنها و هزارها سال تکامل و قوانین اجتماعی باعث شده بیشتر زنها اگر هم بو ببرند که مردشان از صراط مستقیم خارج شده، به پای آن زندگی میمانند؛ چون بیشترِ زنها توانایی پایان دادن به زندگی مشترکی که در آن مادر شدهاند و جوانیشان را سپری کردهاند، ندارند، توانایی مالی، فرهنگی و هر چیزی که استقلال و روی پا ماندن یک زن را تضمین میکند. البته ناگفته نماند که این روند آرامآرام در حال تغییر است.
پینوشت: منظور من از واژۀ «تستسترون» در این متن، نه هورمون تستسترون، که مجموعهویژگیهای جسمانی و روانتنی مردانه است. البته دستهبندی رفتارهای انسانی به زنانه و مردانه، مخصوصا در جهان امروز، درست نیست چرا که تاثیرات محیط (فرهنگ) در شکلگیری باورهای انسان، گاهی از تاثیرات هورمونهای جنسی پیشی میگیرد. متن من هم مسلما متاثر از باورهای فرهنگی است؛ بنابرین رفتاری که فراوانی آن در بین مردان بیشتر است را تحت عنوان خودساختۀ «باگ تستسترون» نام بردم.
✍🏻 #رسول_اسدزاده
.
#نقد_فرهنگ#زنان #مردان #خیانت_زناشویی #زناشویی #هنرمندان #سلبریتی #اکبر_عبدی #بازیگر #باریگران #بازیگران_ایرانی #محمدرضا_شریفینیا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 امروز این مطلب را خیلی جاها دیدم. کاربری عکس صبا معصوم نیا رتبه اول کنکور تجربی را که بین کتابها دو زانو نشسته، در ایکس گذاشته و نوشته:
البته که سیل انتقاد و ناسزا به سمت کسی که چنین مطلب سخیفی نوشته سرازیر شده و چنانکه خودش هم پیشبینی کرده، نظرش نامطلوب از آب در آمده است.
🍂 مافیای کنکور و سیستمِ بیرحم و ناعدالتی آموزشی که سهم مدارس دولتی در رتبههای برتر کنکورِ آن فقط هفت درصد است را بگذارید کنار، سوی سخنِ من دختریست که این نظر نامطلوب را دربارۀ همجنس خودش نوشتهاست. او خودش یک قربانی است. قربانی جامعهای که در آن دختران و زنان برحسبِ معیارهای دمدستی و گاهی مبتذل ارزش گذاری میشوند. قربانیِ نگاه جنسیت زدهای که زوایای مختلف آن را میشود برشمرد.
🍂 نگاه کنید به مراکز تزریق ژل و جراحیهای زیبایی که در مملکت ما چگونه مثل قارچ رشد میکنند. نگاه کنید به میزانِ گرایش دخترهای نوجوان به عمل بینی و تزریق ژل و دستکاری قیافهای که هنوز به صورت کامل شکل نگرفته است!!!! نگاه کنید به درصد خانوادههایی که ازدواج کردن را غایت نهایی و موفقیت و بختِ یک دختر میدانند. نگاه کنید به چهره دخترهایی که انگار از یک خط تولید مشترک خارج شدهاند.
🍂 بینیهای یک شکل، ابروهای یک شکل، لبها و زاویه فک تکراری و همۀ آنچه که مثل یک شابلون روی چهره دخترهای میهنمان بعنوان استاندارهای مدرن و امروزیِ زیبایی نشستهاست. خب خروجی چنین جامعهای مسلما تفکّری بیمار و بهقول معروف Obsessed است که نظری نامطلوب مثل همین تصویر از شکمِ آن زاییده میشود.
🍂 شاید متن من هم بهنوعی تبدیل به یک نظر نامطلوب شود، ولی گمان میکنم، خودکالاپنداری در بین دختران و زنانِ بسیاری در کشور ما شایع شدهاست؛ چه آن دختر جوانی که در جلسه مصاحبۀ شغلی با موی شنیون شده و دگمههای تا چاک سینه باز روبروی مصاحبهگر مینشیند، چه آن دختر نوجوانی که چهرۀ نابالغ خودش را به تیغ جراحی میسپارد، چه آن زنی که در میانسالی نه برای دل خودش، که برای نجات زندگی زناشوییاش، به سفت کردنِ پستان و تنگی واژن اقدام میکند، درگیر این خودکالاپنداری است. صد البته سهم عمده این Obsession یا (عقده) متوجّهِ مردان است؛ مردانی که میل و سلیقه آنها در شکل و شمایل زنان و دختران و القای حس ناکافی بودن به آنها موثر است.
🍂 القصّه، صبا خانم را باید تشویق و تمجید کرد؛ چرا که توانمند شدنِ زنان در یک جامعه، اولین قدم برای رهایی از قالب و شابلونهایی است که در بالا اشاره شد.
✍🏻 #رسول_اسدزاده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دخترهای زشت محکوم به موفقیت هستند
البته که سیل انتقاد و ناسزا به سمت کسی که چنین مطلب سخیفی نوشته سرازیر شده و چنانکه خودش هم پیشبینی کرده، نظرش نامطلوب از آب در آمده است.
🍂 مافیای کنکور و سیستمِ بیرحم و ناعدالتی آموزشی که سهم مدارس دولتی در رتبههای برتر کنکورِ آن فقط هفت درصد است را بگذارید کنار، سوی سخنِ من دختریست که این نظر نامطلوب را دربارۀ همجنس خودش نوشتهاست. او خودش یک قربانی است. قربانی جامعهای که در آن دختران و زنان برحسبِ معیارهای دمدستی و گاهی مبتذل ارزش گذاری میشوند. قربانیِ نگاه جنسیت زدهای که زوایای مختلف آن را میشود برشمرد.
🍂 نگاه کنید به مراکز تزریق ژل و جراحیهای زیبایی که در مملکت ما چگونه مثل قارچ رشد میکنند. نگاه کنید به میزانِ گرایش دخترهای نوجوان به عمل بینی و تزریق ژل و دستکاری قیافهای که هنوز به صورت کامل شکل نگرفته است!!!! نگاه کنید به درصد خانوادههایی که ازدواج کردن را غایت نهایی و موفقیت و بختِ یک دختر میدانند. نگاه کنید به چهره دخترهایی که انگار از یک خط تولید مشترک خارج شدهاند.
🍂 بینیهای یک شکل، ابروهای یک شکل، لبها و زاویه فک تکراری و همۀ آنچه که مثل یک شابلون روی چهره دخترهای میهنمان بعنوان استاندارهای مدرن و امروزیِ زیبایی نشستهاست. خب خروجی چنین جامعهای مسلما تفکّری بیمار و بهقول معروف Obsessed است که نظری نامطلوب مثل همین تصویر از شکمِ آن زاییده میشود.
🍂 شاید متن من هم بهنوعی تبدیل به یک نظر نامطلوب شود، ولی گمان میکنم، خودکالاپنداری در بین دختران و زنانِ بسیاری در کشور ما شایع شدهاست؛ چه آن دختر جوانی که در جلسه مصاحبۀ شغلی با موی شنیون شده و دگمههای تا چاک سینه باز روبروی مصاحبهگر مینشیند، چه آن دختر نوجوانی که چهرۀ نابالغ خودش را به تیغ جراحی میسپارد، چه آن زنی که در میانسالی نه برای دل خودش، که برای نجات زندگی زناشوییاش، به سفت کردنِ پستان و تنگی واژن اقدام میکند، درگیر این خودکالاپنداری است. صد البته سهم عمده این Obsession یا (عقده) متوجّهِ مردان است؛ مردانی که میل و سلیقه آنها در شکل و شمایل زنان و دختران و القای حس ناکافی بودن به آنها موثر است.
🍂 القصّه، صبا خانم را باید تشویق و تمجید کرد؛ چرا که توانمند شدنِ زنان در یک جامعه، اولین قدم برای رهایی از قالب و شابلونهایی است که در بالا اشاره شد.
✍🏻 #رسول_اسدزاده
.
#نقد_فرهنگ جامعه#زنان #مافیای_کنکور #زیبایی #زنستیزی #مردسالاری #عمل_زیبایی #اجتماعی #سرمایهداری #حجاب_اجباری #عدالت_آموزشی #بندرعباس #توییتر #توییتر_فارسی #رتبه_کنکور #جراحی_زیبایی #سکسیسم #موفقیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻سخنانِ این یارو را ببینید:
🍂 به تخم و تخمدانتان هم نباشد که بچهای که کاشتید، ممکن است در تصادفات کشته شود یا در طول زندگی دچار افسردگی حاد شود و تا آخر عمر بخاطر اینکه اسپرم برنده بوده، مرده و زنده شما را فحش بدهد.
🍂 مردم! به پشمتان هم نباشد که نرخ دلار (ارزش ریال و هزینه زندگی) در این کشور، به آروغ هر ننهقمری در هر گوشۀ دنیا بند است. درست است که اجارهبها سر به فلک کشیدهاست و امید به خانهدار شدن در تهران، به یک قرن رسیده، شما بکنید ملّت!... بچه بیاورید تا دور هم خوشبختی تجربه کنیم.
🍂 اینکه ما در حوادث رانندگی این همه کشته میدهیم، به خُصیتینِ امثال همین کارشناس!...، اینکه چرا حتی در افغانستان هم مردم تویوتا سوار میشوند، ولی در ایران ملت مجبور به تحملِ سایپا و ایرانخودرو و آتآشغالهای چینی هستند هم همینطور!... اینکه سرانه مصرف گوشت و لبنیات در مملکت باعث سوءتغدیه شده هم همینطور!... اینکه میل به مهاجرت از این کشور، به بچهمدرسهایها رسیده هم که اصلا مهم نیست، نزدیکی بکنید ملّت!...
🍂 گرمی بخورید. قوّه باه را تقویت کنید، خداییناکرده جلوگیری و عزل منی هم نکنید، بیرون نریزید... مهمترین مسالۀ این مملکت فرزندآوری است!...
✍🏻 #رسول_اسدزاده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
چون کشور ما حادثهخیز است و نسل بارورمان در تروماهای ناشی از حوادث (رانندگی) کشته میشوند (سالی ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر!)، پس شما همین امشب جماع بکنید، آمیزش بفرمایید ايهاالناس!... بچه درست کنید!
🍂 به تخم و تخمدانتان هم نباشد که بچهای که کاشتید، ممکن است در تصادفات کشته شود یا در طول زندگی دچار افسردگی حاد شود و تا آخر عمر بخاطر اینکه اسپرم برنده بوده، مرده و زنده شما را فحش بدهد.
🍂 مردم! به پشمتان هم نباشد که نرخ دلار (ارزش ریال و هزینه زندگی) در این کشور، به آروغ هر ننهقمری در هر گوشۀ دنیا بند است. درست است که اجارهبها سر به فلک کشیدهاست و امید به خانهدار شدن در تهران، به یک قرن رسیده، شما بکنید ملّت!... بچه بیاورید تا دور هم خوشبختی تجربه کنیم.
🍂 اینکه ما در حوادث رانندگی این همه کشته میدهیم، به خُصیتینِ امثال همین کارشناس!...، اینکه چرا حتی در افغانستان هم مردم تویوتا سوار میشوند، ولی در ایران ملت مجبور به تحملِ سایپا و ایرانخودرو و آتآشغالهای چینی هستند هم همینطور!... اینکه سرانه مصرف گوشت و لبنیات در مملکت باعث سوءتغدیه شده هم همینطور!... اینکه میل به مهاجرت از این کشور، به بچهمدرسهایها رسیده هم که اصلا مهم نیست، نزدیکی بکنید ملّت!...
🍂 گرمی بخورید. قوّه باه را تقویت کنید، خداییناکرده جلوگیری و عزل منی هم نکنید، بیرون نریزید... مهمترین مسالۀ این مملکت فرزندآوری است!...
✍🏻 #رسول_اسدزاده
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #اوباش_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 روایتِ کشتهشدن امیرمحمد خالقی در قلب تهران، یک سوگنامۀ تمامعیار است.
🍂 پسر دانشجوی اهل یکی از روستاهای خراسان جنوبی، پس از شروع ترم چهارم، تازه کار پیدا کردهبود. چهارشنبه، آن چهارشنبه لعنتیِ شوم، اولین روز کاری او بود. جایی حوالی میدان انقلاب...
🍂 دوستانش میگویند، امیرمحمد از شوق اولین روز کاری شب قبل حتی دو ساعت هم نخوابیدهبود...
🍂 شبی که امیرمحمد در خیابان امیرآباد چاقو خورد، لپتاپ همراش بود، حرامیان برای سرقت کولهپشتی به او چاقو زدهاند، تیزی به قلب و ریههایش نفوذ کرده، امیرمحمد حتی پشتِ سرِ موتورِ دزدان دویده، تا تقاطع بزرگراه آل احمد دویده و اینجاست که او با نفسهای آغشته به خون به زمین میافتد من در خودم فرو میریزم...
🍂 لابد پسرک با خودش فکر کرده که پدرش برای خریدن این لپتاپ (که خیلی راحتتر از این حرفها باید در اختیار بچههای این سرزمین باشد) چه زحمتی کشیده؛ به قیمتها فکر کرده و البته به محتویات داخل آن که نتیجه زحماتش است.
🍂 امیرمحمد دویده درحالیکه خون از نایژه وارد حلق و ریههایش شده، در هوای کثیف و آدمکشِ تهران، در حالی که حرامیان از دیدش دور میشدهاند زمین خورده، تا آسفالتِ غمگین امیرآباد که با نوشیدنِ خون بیگناهان غریبه نیست یک بار دیگر سرخ شود...
🍂 وقتی اینها را مینویسم، به سخنان قدیری ابیانه سفیر سابق ایران در مکزیک و استرالیا فکر میکنم که به تازگی در بخشی از یک مصاحبه گفته:
به چهره وحشتزده و ناامید چند ایرانیِ نگونبختِ چارهسوخته فکر میکنم که طی اخراج مهاجران از آمریکا سر از پاناما درآوردهاند...
🍂 خیلی از ما پیش از آنکه لپتاپ و موبایلهایمان دزدیده شود، امید و زندگیهایمان بهسرقت رفته... به همین دلیل است که در گوشه و کنار کره زمین، پخشوپلا شدهایم، بههمین دلیل است که حاضریم در غربت حتی توالت بشوییم...
✍🏻#رسول_اسدزاده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 پسر دانشجوی اهل یکی از روستاهای خراسان جنوبی، پس از شروع ترم چهارم، تازه کار پیدا کردهبود. چهارشنبه، آن چهارشنبه لعنتیِ شوم، اولین روز کاری او بود. جایی حوالی میدان انقلاب...
🍂 دوستانش میگویند، امیرمحمد از شوق اولین روز کاری شب قبل حتی دو ساعت هم نخوابیدهبود...
🍂 شبی که امیرمحمد در خیابان امیرآباد چاقو خورد، لپتاپ همراش بود، حرامیان برای سرقت کولهپشتی به او چاقو زدهاند، تیزی به قلب و ریههایش نفوذ کرده، امیرمحمد حتی پشتِ سرِ موتورِ دزدان دویده، تا تقاطع بزرگراه آل احمد دویده و اینجاست که او با نفسهای آغشته به خون به زمین میافتد من در خودم فرو میریزم...
🍂 لابد پسرک با خودش فکر کرده که پدرش برای خریدن این لپتاپ (که خیلی راحتتر از این حرفها باید در اختیار بچههای این سرزمین باشد) چه زحمتی کشیده؛ به قیمتها فکر کرده و البته به محتویات داخل آن که نتیجه زحماتش است.
🍂 امیرمحمد دویده درحالیکه خون از نایژه وارد حلق و ریههایش شده، در هوای کثیف و آدمکشِ تهران، در حالی که حرامیان از دیدش دور میشدهاند زمین خورده، تا آسفالتِ غمگین امیرآباد که با نوشیدنِ خون بیگناهان غریبه نیست یک بار دیگر سرخ شود...
🍂 وقتی اینها را مینویسم، به سخنان قدیری ابیانه سفیر سابق ایران در مکزیک و استرالیا فکر میکنم که به تازگی در بخشی از یک مصاحبه گفته:
"آنهایی که از ایران خارج شدند چه کار میکنند؟ توالت و ظرف میشویند..."
به چهره وحشتزده و ناامید چند ایرانیِ نگونبختِ چارهسوخته فکر میکنم که طی اخراج مهاجران از آمریکا سر از پاناما درآوردهاند...
🍂 خیلی از ما پیش از آنکه لپتاپ و موبایلهایمان دزدیده شود، امید و زندگیهایمان بهسرقت رفته... به همین دلیل است که در گوشه و کنار کره زمین، پخشوپلا شدهایم، بههمین دلیل است که حاضریم در غربت حتی توالت بشوییم...
✍🏻#رسول_اسدزاده
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘راهنمای ساختنِ بهشت روی زمین
— از جهنم اسلامیِ فومن تا روشنایی بهشتیِ آلیانز؛ مرگپرستی و زندگیپرستی در تقابل
✍🏻 #رسول_اسدزاده
🍂 چند سال پیش که دختر خردسال لوئیز انریکه به دلیل بیماری سرطان درگذشت، زین الدین زیدان که در آن برهه مربی رئال مادرید بود در مصاحبه پیش از شروع یکی از بازیهای لالیگا،
🍂 انریکه مدتی از مربیگری کناره گرفت تا با ضربۀ مهلک روحیاش کنار بیاید. اما ناتوانیاش در ادامه کار با تیم ملی اسپانیا و چهرۀ همیشه غمگینش نشان میداد که او در جهنمی درونی دستوپا میزند.
🍂 شش سال پس از این تراژدی، دیشب انریکه در فینال لیگ قهرمانان اروپا، چنان شاد و سرزنده بود که انگار از آن جهنم نجات یافته است. پس از پایان بازی، از سکوها تیشرتی مخصوص دریافت کرد که تصویری انتزاعی از او و دختر کوچکش، زانا، روی آن نقاشی شده بود.
🍂 هواداران پاریسن ژرمن با بنری بزرگ در سکوها، یاد دخترک و احترام به انریکه را زنده نگه داشتند. دیشب، ورزشگاه آلیانز مونیخ به مکانی تبدیل شد که در آن برای انریکه، بهشت بازسازی شد—بدون درختان یا نهر عسل، اما با عشق و یاد فرزند از دسترفتهاش.
🍂 ما آدمها در همین دنیا ممکن است تا لبۀ جهنم برویم، یا حتی سقوط کنیم، اما گاهی از همانجا به زندگی بازمیگردیم. رنجهایمان را تاب میآوریم و دوباره زیباییهای زندگی را میبینیم.
🍂 این بازگشت، البته، به خانواده، دوستان، و توانایی فردی وابسته است. اما یک عامل دیگر نیز نقشی حیاتی دارد: فلسفۀ جاری در جامعه. در جوامعی که به جای مرگاندیشی، زندگی ستودنی است، مردم پس از زخمهای روحی، آسانتر به زندگی بازمیگردند.
🍂 ساختن جهنم و بهشت برای آدمها شاید سادهتر از آن چیزی باشد که فکر میکنیم. نه نیازی به هزینههای آنچنانی و لوله کشی گاز و افروختن آتش است، نه نیازی به ساختن فضایی شبیه توصیفات مذهبی و قدیمی از باغ عدن...، گاهی یک بنر، یک تیشرت، یا حتی لحظهای همدلی، میتواند زمین را به بهشتی برای یک انسان تبدیل کند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از جهنم اسلامیِ فومن تا روشنایی بهشتیِ آلیانز؛ مرگپرستی و زندگیپرستی در تقابل
✍🏻 #رسول_اسدزاده
🍂 چند سال پیش که دختر خردسال لوئیز انریکه به دلیل بیماری سرطان درگذشت، زین الدین زیدان که در آن برهه مربی رئال مادرید بود در مصاحبه پیش از شروع یکی از بازیهای لالیگا،
بدون هیچ پاسخی به سوالات فنی خبرنگاران و فقط با گفتن اینکه امروز فوتبال اهمیتی ندارد، و فکر ما پیش انریکه و دخترش است، سالن مصاحبه را ترک کرد.
🍂 انریکه مدتی از مربیگری کناره گرفت تا با ضربۀ مهلک روحیاش کنار بیاید. اما ناتوانیاش در ادامه کار با تیم ملی اسپانیا و چهرۀ همیشه غمگینش نشان میداد که او در جهنمی درونی دستوپا میزند.
🍂 شش سال پس از این تراژدی، دیشب انریکه در فینال لیگ قهرمانان اروپا، چنان شاد و سرزنده بود که انگار از آن جهنم نجات یافته است. پس از پایان بازی، از سکوها تیشرتی مخصوص دریافت کرد که تصویری انتزاعی از او و دختر کوچکش، زانا، روی آن نقاشی شده بود.
🍂 هواداران پاریسن ژرمن با بنری بزرگ در سکوها، یاد دخترک و احترام به انریکه را زنده نگه داشتند. دیشب، ورزشگاه آلیانز مونیخ به مکانی تبدیل شد که در آن برای انریکه، بهشت بازسازی شد—بدون درختان یا نهر عسل، اما با عشق و یاد فرزند از دسترفتهاش.
🍂 ما آدمها در همین دنیا ممکن است تا لبۀ جهنم برویم، یا حتی سقوط کنیم، اما گاهی از همانجا به زندگی بازمیگردیم. رنجهایمان را تاب میآوریم و دوباره زیباییهای زندگی را میبینیم.
🍂 این بازگشت، البته، به خانواده، دوستان، و توانایی فردی وابسته است. اما یک عامل دیگر نیز نقشی حیاتی دارد: فلسفۀ جاری در جامعه. در جوامعی که به جای مرگاندیشی، زندگی ستودنی است، مردم پس از زخمهای روحی، آسانتر به زندگی بازمیگردند.
🍂 ساختن جهنم و بهشت برای آدمها شاید سادهتر از آن چیزی باشد که فکر میکنیم. نه نیازی به هزینههای آنچنانی و لوله کشی گاز و افروختن آتش است، نه نیازی به ساختن فضایی شبیه توصیفات مذهبی و قدیمی از باغ عدن...، گاهی یک بنر، یک تیشرت، یا حتی لحظهای همدلی، میتواند زمین را به بهشتی برای یک انسان تبدیل کند.
📕هنر بینظیر کلیسا یا جهنم سیمانی و بیتخیل فومن؟
🔥 فومن، تجسم جهنمشدگی زیستجهان در حکومت اسلامی
📺 جزیرۀ میکونوس در یونان؛ نمایهای از شادیستیزی و بیعرضگی آخوندها
📺 اگه مردید، بهشت اسلام رو شبیهسازی کنید، حداقل چهار تا توریستم جذب بشه:)
📺 در اسلام اگر به زنت بگی چشم جهنمی میشوی!
🔥 تسریع سکولارسازی: نتیجۀ وارونِ جهنمسازیِ آخوندی
.
#حکومت_جهنمی #حکومت_اسلامی #اسلام_و_غرب #لوئیز_انریکه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تماشاچیِ یک تئاترِ غمگین
— او که بدون آتش زدنِ خویش یا برخورد با قطار مُرده است...
@rsl_asd
✍🏻 #رسول_اسدزاده
🍂 تصاویر اقدام به خودکشی ناموفق یک شهروند در متروی تهران، عاقله مردی سپید مو را نشان میدهد که با رنجنامهای در دست پریده وسط محوطه ریلی ایستگاه هفت تیر، یک ظرف آتش زنه روی خودش و کت و شلوار خاکستریاش خالی میکند و فریاد میزند
چند ثانیه نشده مردم حاضر خیلی زود برای نجات دست به کار میشوند، برای منصرف کردن او از خویش مرگی، یکی با او حرف میزند یکی میپرد او را میگیرد و چند نفری انگار که غریق گرفته باشند او را از عمق ایستگاه به سکّو میکشانند.
🍂 اما در این صحنه یکی هست که خودش داستانی داخلِ داستان است... مرد جوان سیاه پوشی که در سکوی مقابل نشسته، به طور اتفاقی درست روبروی کسی است که قصد خودکشی دارد. او در تمام مدت روی صندلیِ صورتیِ سرد و سفتِ ایستگاه مترو نشسته و تکان نمیخورَد. حتی تماشای این صحنه او را نیم خیز هم نمیکند، تقلّا و هیاهویی که در چند متری او و مقابل چشمهایش جریان دارد انگار که صحنه تئاتر است...
🍂 احساسی که من از دیدن او دارم از تماشای مرد میانسالی که حرف از کشتن خویش میزد هم هولناکتر است. گویی در درون او بی آنکه خودش را آتش بزند، بدون اینکه از بلندی پرت شود یا چیزی قورت داده باشد، چیزهایی مُردهاند...
🍂 انگار که او گورستان متحرّک معنا و امید و همه چیزهایی است که قرار بود زندگی با آنها زیبا باشد. انگار که کالبد او پر است از آثارِ اضمحلال، عشقهای ورشکسته، رابطههای موقت و بیهدف، والدین خسته، کابوسهای روزانه، اقتصادِ هار، حاکمانِ بیتفاوت، ابرهای سترون، آرزوهای کال... آثارِ بودن در این زمان و مکان...
🍂 چندی پیش مصاحبهای تماشا میکردم که شخص محترمی میگفت:
او راست میگوید، جوان سیاه پوشِ نشسته، برای من تجسّم سخنان آن مصاحبه شونده است. احتمالا او از نسلی است که بدنش زیست بیولوژیک دارد ولی قلب و مغزش گورستان است. شمایل انسانی که امید و انگیزهاش سالهاست که مُردهاند...
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— او که بدون آتش زدنِ خویش یا برخورد با قطار مُرده است...
@rsl_asd
✍🏻 #رسول_اسدزاده
🍂 تصاویر اقدام به خودکشی ناموفق یک شهروند در متروی تهران، عاقله مردی سپید مو را نشان میدهد که با رنجنامهای در دست پریده وسط محوطه ریلی ایستگاه هفت تیر، یک ظرف آتش زنه روی خودش و کت و شلوار خاکستریاش خالی میکند و فریاد میزند
که میخواهم خودم را بکشم. دیگر خسته شدهام...
چند ثانیه نشده مردم حاضر خیلی زود برای نجات دست به کار میشوند، برای منصرف کردن او از خویش مرگی، یکی با او حرف میزند یکی میپرد او را میگیرد و چند نفری انگار که غریق گرفته باشند او را از عمق ایستگاه به سکّو میکشانند.
🍂 اما در این صحنه یکی هست که خودش داستانی داخلِ داستان است... مرد جوان سیاه پوشی که در سکوی مقابل نشسته، به طور اتفاقی درست روبروی کسی است که قصد خودکشی دارد. او در تمام مدت روی صندلیِ صورتیِ سرد و سفتِ ایستگاه مترو نشسته و تکان نمیخورَد. حتی تماشای این صحنه او را نیم خیز هم نمیکند، تقلّا و هیاهویی که در چند متری او و مقابل چشمهایش جریان دارد انگار که صحنه تئاتر است...
🍂 احساسی که من از دیدن او دارم از تماشای مرد میانسالی که حرف از کشتن خویش میزد هم هولناکتر است. گویی در درون او بی آنکه خودش را آتش بزند، بدون اینکه از بلندی پرت شود یا چیزی قورت داده باشد، چیزهایی مُردهاند...
🍂 انگار که او گورستان متحرّک معنا و امید و همه چیزهایی است که قرار بود زندگی با آنها زیبا باشد. انگار که کالبد او پر است از آثارِ اضمحلال، عشقهای ورشکسته، رابطههای موقت و بیهدف، والدین خسته، کابوسهای روزانه، اقتصادِ هار، حاکمانِ بیتفاوت، ابرهای سترون، آرزوهای کال... آثارِ بودن در این زمان و مکان...
🍂 چندی پیش مصاحبهای تماشا میکردم که شخص محترمی میگفت:
بزرگترین خسرانی که انسان ایرانی در این سالها دچارش شده، مرگِ معنای زندگی و امید است.
او راست میگوید، جوان سیاه پوشِ نشسته، برای من تجسّم سخنان آن مصاحبه شونده است. احتمالا او از نسلی است که بدنش زیست بیولوژیک دارد ولی قلب و مغزش گورستان است. شمایل انسانی که امید و انگیزهاش سالهاست که مُردهاند...
📕بیسوادیِ دربارۀ سلامت روان
📕آناتومیِ یک خودکشی
📕خودکشی، دزدی جان و توهین به دیگران
📻 بحرانِ اجتماعی؛ دربارۀ خودکشی و افزایش آمار آن در ایران
.
#جامعه #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 این عکس، تصویر یک دادگاه جنجالی و عجیب در فلوریدای آمریکا را نشان میدهد. در دهه هشتاد میلادی در ایالت فلوریدا برهنگی در اماکن عمومی (کمتر از پوششی که بیکینی برای شخص ایجاد میکند) ممنوع و جرم بود. این قانون حتی در باشگاههای رقص شبانه (استریپ تیز) هم اجرا میشد.
🍂 در آن سالها پلیس مدام به کلوبهای رقص، سواحل، دیسکوها و سایر امکان عمومی که محل تجمع مردم بود سر میزد تا رعایت این قانون را بررسی کند. این تصویر عجیب مربوط به دادگاهی در سال ۱۹۸۳ است که در آن پلیس یک رقصنده را به دلیل نقض قوانین مربوط به برهنگی دستگیر کرده، و او برای اثبات اینکه از قانون تخطی نکرده تلاش میکند به قاضی بفهماند، لباسی که هنگام بازداشت بر تن داشته، تفاوتی با بیکینی و مقدار پوششی که بیکینی در سواحل ایجاد میکند، نداشته است...
🍂 صحنۀ مضحکی که در آن سالها بهسرعت از روزنامههای محلی به رسانههای بزرگ آمریکایی هم رسید. قاضی پس از تماشای یک نمایش رایگان، رقصنده را از اتهام برهنگی در ملاء عام تبرئه کرد، ولی این تصویر به یکی از نمادهای مهمِّ "بدن به عنوان ابزار اعتراض " در حافظه تاریخی آمریکا ثبت شدهاست و از آن در مقالات مربوط به حقوق مدنی و آزادیهای فردی استفاده میشود...
🍂 بدن زنان و پوشش آنها در طول تاریخ همواره محل نزاع و جدال بودهاست، و از آنجایی که قوانین و عرف در بیشتر جوامع توسط مردان تصویب و اجرا شده، زنها معمولا در طول تاریخ برای تغییر یا مقابله با آنها ناچار به مبارزه و ایستادگی بودهاند.
🔺مفهوم برهنگی و اتهامِ برآمده از آن بسته به جغرافیا و به تبع آن فرهنگ، عرف و مذهب در جهان، تعاریف متفاوتی دارد. در جایی ممکن است پهنا و نازکی بیکینی باشد، و در جای دیگر یک مانتوی شنلیِ گشاد و شال بلندی باشد که یک دختر شهرستانی برای سفر به پایتخت انتخاب کرده و در چمدانش جای میدهد...
🔺نحوه رسیدگی به آن اتهام هم همینطور، در جایی یک قاضیِ جدّی به همراه منشی دادگاه و لابد هیئت منصفه متهم را ورانداز و تبرئه میکنند و در جای دیگر آدمها را میگیرند و میبرند تا ارشادشان کنند...
✍🏻 #رسول_اسدزاده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در آن سالها پلیس مدام به کلوبهای رقص، سواحل، دیسکوها و سایر امکان عمومی که محل تجمع مردم بود سر میزد تا رعایت این قانون را بررسی کند. این تصویر عجیب مربوط به دادگاهی در سال ۱۹۸۳ است که در آن پلیس یک رقصنده را به دلیل نقض قوانین مربوط به برهنگی دستگیر کرده، و او برای اثبات اینکه از قانون تخطی نکرده تلاش میکند به قاضی بفهماند، لباسی که هنگام بازداشت بر تن داشته، تفاوتی با بیکینی و مقدار پوششی که بیکینی در سواحل ایجاد میکند، نداشته است...
🍂 صحنۀ مضحکی که در آن سالها بهسرعت از روزنامههای محلی به رسانههای بزرگ آمریکایی هم رسید. قاضی پس از تماشای یک نمایش رایگان، رقصنده را از اتهام برهنگی در ملاء عام تبرئه کرد، ولی این تصویر به یکی از نمادهای مهمِّ "بدن به عنوان ابزار اعتراض " در حافظه تاریخی آمریکا ثبت شدهاست و از آن در مقالات مربوط به حقوق مدنی و آزادیهای فردی استفاده میشود...
🍂 بدن زنان و پوشش آنها در طول تاریخ همواره محل نزاع و جدال بودهاست، و از آنجایی که قوانین و عرف در بیشتر جوامع توسط مردان تصویب و اجرا شده، زنها معمولا در طول تاریخ برای تغییر یا مقابله با آنها ناچار به مبارزه و ایستادگی بودهاند.
🔺مفهوم برهنگی و اتهامِ برآمده از آن بسته به جغرافیا و به تبع آن فرهنگ، عرف و مذهب در جهان، تعاریف متفاوتی دارد. در جایی ممکن است پهنا و نازکی بیکینی باشد، و در جای دیگر یک مانتوی شنلیِ گشاد و شال بلندی باشد که یک دختر شهرستانی برای سفر به پایتخت انتخاب کرده و در چمدانش جای میدهد...
🔺نحوه رسیدگی به آن اتهام هم همینطور، در جایی یک قاضیِ جدّی به همراه منشی دادگاه و لابد هیئت منصفه متهم را ورانداز و تبرئه میکنند و در جای دیگر آدمها را میگیرند و میبرند تا ارشادشان کنند...
✍🏻 #رسول_اسدزاده
.
#آمریکا #سیاست #حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘سبد کالای آدمی با یک گاو فرق دارد!
✍🏻#رسول_اسدزاده
🍂 چند روز پیش برای مراجعه به مطب یک پزشک که در پاساژ پالادیوم تهران است همراه بستگان به آنجا رفته بودم. وقتی فهمیدم یکی دو ساعتی قرار است در سالن انتظار خانم دکتر معطل بمانیم به همراهان گفتم من میروم کمی اینجا بچرخم. خیابان الف، به به، چه تهرانِ زیبایی! محل تلاقی محمودیه و زعفرانیه به به! خلاصه که کمی در آن جا پیاده روی کردم تا به ورودی کوچهای رسیدم که برج آبی رنگ زیبایی داشت. نگهبان با تلاش تصنعی برای مودب بودن پرسید:
گفتم نه اینجا میخواهم کمی پیاده روی کنم، برای تماشا آمدهام. نگهبان با همان لبخند قهوهای پاسخ داد
🔺این جدیدترین برخورد نزدیک من با فاصله طبقاتی در امالقرای جهان اسلام است که قرار بود یک روزی فاصله پابرهنگان و کوخ نشینان با کاخ نشینان در آن کمتر شود ولی الان شیر فهم شدهایم که محلات وی آی پی همه جای جهان وجود دارند و ورود به آنها ممنوع است...
🍂 ما میدانیم که زندگی و جاری بودن آن برای آدمیزاد با موجودات زنده دیگر تفاوت دارد. انسان به دلیل هوشمندی و توانایی تغییر دادن جهان و طبیعت محدود و منحصر به رفع و رجوع غرایز ابتدایی بیولوژیکی نیست. انسان به معنا به احساس مهم بودن و محترم بودن نیاز دارد به امید، به زیبایی به لذتهای فرامادی هم نیاز دارد...
🍂 ما میدانیم انسان برای جاری بودن زندگی به نان عزتمند و آزادی نیاز دارد. به شادی و همدلی و مهرورزی نیاز دارد و به عدالت به عشق به دیدین نتایج زحماتش در زندگی...
🍂 ما میدانیم که سبد کالای آدمیزاد با یک گاو فرق دارد. آدمیزاد به آموزش به تفریح به خوراک فرهنگی با کیفیت به خریدن چیزهای زیبا به هدیه دادن به سفر به بهداشت هم نیاز دارد.
🍂 ما میدانیم که قشر متوسط در ایران به قشر کم برخوردار پیوند خورده و قشر ثروتمند به نوکیسهگان...
🔺ما میدانیم ولی این آقای فیلسوف که سفیداب به دست گرفته و به پلشتی و بیمعنا شدن زندگی در ایران میمالد، نمیداند.
🔺ما میدانیم بچههای نابالغ این کشور از همان دوران دبیرستان سودای مهاجرت دارند،
🔺میدانیم بیشتر تهرانیها هیچ تفریحی ندارند، مگر فرار از داخل یک آپارتمان کوچک استیجاری و جمع شدن در یک پارک که ورود به آن ممنوع نیست و کباب کردن یک تکه گوشت مرغ...
🔺ما میدانیم این کارها تلاشی است که قدیمیها به آن گفتهاند سرخ نگه داشتن صورت با سیلی ولی فیلسوفِ صورت سرخِ لُپگُلی، انگار که نمیداند! روزگار کثیفی است نازنین، روزگاری که به چشمها و صورت حقیقت، خاک که نه، کثافات میپاشند! اسمش را هم میگذارند مثلا «گفتمان»...
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻#رسول_اسدزاده
🍂 چند روز پیش برای مراجعه به مطب یک پزشک که در پاساژ پالادیوم تهران است همراه بستگان به آنجا رفته بودم. وقتی فهمیدم یکی دو ساعتی قرار است در سالن انتظار خانم دکتر معطل بمانیم به همراهان گفتم من میروم کمی اینجا بچرخم. خیابان الف، به به، چه تهرانِ زیبایی! محل تلاقی محمودیه و زعفرانیه به به! خلاصه که کمی در آن جا پیاده روی کردم تا به ورودی کوچهای رسیدم که برج آبی رنگ زیبایی داشت. نگهبان با تلاش تصنعی برای مودب بودن پرسید:
ببخشید مهمان کسی هستید؟
گفتم نه اینجا میخواهم کمی پیاده روی کنم، برای تماشا آمدهام. نگهبان با همان لبخند قهوهای پاسخ داد
ببخشید این کوچه ورود ممنوع است.
🔺این جدیدترین برخورد نزدیک من با فاصله طبقاتی در امالقرای جهان اسلام است که قرار بود یک روزی فاصله پابرهنگان و کوخ نشینان با کاخ نشینان در آن کمتر شود ولی الان شیر فهم شدهایم که محلات وی آی پی همه جای جهان وجود دارند و ورود به آنها ممنوع است...
🍂 ما میدانیم که زندگی و جاری بودن آن برای آدمیزاد با موجودات زنده دیگر تفاوت دارد. انسان به دلیل هوشمندی و توانایی تغییر دادن جهان و طبیعت محدود و منحصر به رفع و رجوع غرایز ابتدایی بیولوژیکی نیست. انسان به معنا به احساس مهم بودن و محترم بودن نیاز دارد به امید، به زیبایی به لذتهای فرامادی هم نیاز دارد...
🍂 ما میدانیم انسان برای جاری بودن زندگی به نان عزتمند و آزادی نیاز دارد. به شادی و همدلی و مهرورزی نیاز دارد و به عدالت به عشق به دیدین نتایج زحماتش در زندگی...
🍂 ما میدانیم که سبد کالای آدمیزاد با یک گاو فرق دارد. آدمیزاد به آموزش به تفریح به خوراک فرهنگی با کیفیت به خریدن چیزهای زیبا به هدیه دادن به سفر به بهداشت هم نیاز دارد.
🍂 ما میدانیم که قشر متوسط در ایران به قشر کم برخوردار پیوند خورده و قشر ثروتمند به نوکیسهگان...
🔺ما میدانیم ولی این آقای فیلسوف که سفیداب به دست گرفته و به پلشتی و بیمعنا شدن زندگی در ایران میمالد، نمیداند.
🔺ما میدانیم بچههای نابالغ این کشور از همان دوران دبیرستان سودای مهاجرت دارند،
🔺میدانیم بیشتر تهرانیها هیچ تفریحی ندارند، مگر فرار از داخل یک آپارتمان کوچک استیجاری و جمع شدن در یک پارک که ورود به آن ممنوع نیست و کباب کردن یک تکه گوشت مرغ...
🔺ما میدانیم این کارها تلاشی است که قدیمیها به آن گفتهاند سرخ نگه داشتن صورت با سیلی ولی فیلسوفِ صورت سرخِ لُپگُلی، انگار که نمیداند! روزگار کثیفی است نازنین، روزگاری که به چشمها و صورت حقیقت، خاک که نه، کثافات میپاشند! اسمش را هم میگذارند مثلا «گفتمان»...
📕مغالطات دفاعیۀ یک فیلسوف!
❓ادعای «تقطیع» توسط چه کسانی زیاد تکرار میشود؟
📕وارونهگویی در بدیهیات بیژن
📕«بهتوچه؟» رسواکنندۀ ایدئولوگِ ج.ا
📕در داخل خفه، در خارج غزه!
📺 مقصر جنگ اخیر، ولایتفقیه بود
📺 جنگ اسرائیل تقصیر امتگرایی
📕چرا اسرائیل به ایران حمله کرد؟
📺 اگر «مرگ بر آمریکا» رو ازتون بگیرن هیچی دیگه ندارید!
📺 روشنفکران جامعهستیز حکومتی
📕گورکنان ایران: چپِ همیشه طلبکار؛ بانیان "فلسطینیزه شدن" سیاست
🔻پروندهی جعل و دروغ
📕حقارت بیژن در آینۀ حسن
📺 بهتان به زیدآبادی: وفاقِ بیژنوار
📕پروندهسازی برای مهرآیین و موجهسازی سرکوب
📺 هذیان شدید فیلوسوفِ فردیدی!
📕عبدالکریمی و میری: شارلاتانیزم یا بیسوادی «جبهۀ مقاومت»
— منحطسازی معنای دانشگاه توسط ج.ا
📕آمارهای وحشتناک
— هر کس شرم ندارد، وارد آکادمی نشود
📺 گفتند ما تا به حال گوشت نخوردهایم!
— نقدی بر مسئولیتناپذیری بیژن عبدالکریمی
📻 فلسفه در خدمت استبداد
.
#حکومت_اسلامی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin