رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن)
باشگاه كتاب خواني باني نویسنده: آني سيلوسترو تصویرگر: تاجانا ماي ويس مترجم: ميترا نوحي جهرمي ناشر: بازي و انديشه مفاهیم: تجربه، تغییر، حل مساله، کتاب، کتابخوانی، تفکر اخلاقی، مشاغل و... #یک_کتاب #یک_پیشنهاد #گروه_سنی_ب #رادیو_فلسفه_برای_کودکان @RadioP4C
باشگاه کتابخوانی بانی
بهانه ای برای دوستی با کتاب، کتابخوانی و کتابدارها
الهام فخرایی
"باشگاه كتاب خواني" از آن عنوان هایی است که خیلی ها را سر شوق می آورد که "آخ جانمی جان، اینجا کلی کتاب خوب برای خواندن پیدا می کنم و آدمهایی که می توانم درباره این کتاب ها با آنها صحبت کنم".
اما همزمان برای بعضی ها هم کتاب، باشگاه کتاب خوانی و کلا هر چیزی که با آن مرتبط است، حوصله سر بر و کسل کننده است.
شما جزو کدام گروهید یا مهمتر از آن، دوست دارید عضو کدام گروه باشید؟ اگر پاسخ شما گروه دوستدار کتاب است پس به خواندن این متن ادامه بدهید.
"باشگاه کتابخوانی بانی" ماجرای خرگوش کوچولویی است که در گشت و گذارهای تابستانی اش با کتاب و لذت کتابخوانی آشنا می شود؛ بانی پشت بوته ها مخفی می شود و داستان هایی که خانم کتابدار در جمع بچه ها می خواند را با دقت گوش می دهد، در خیالش با ماجراها همراه می شود، از کوه بالا می رود، نقش مهاراجه را بازی می کند و با دزدان دریایی روبرو می شود... تا اینکه تابستان تمام می شود و حلقه کتابخوانی به داخل کتابخانه منتقل می شود، حالا بانی دلش برای تجربه گوش کردن و خیال پردازی با داستان ها تنگ شده و دنبال راه حلی می گردد تا دوباره با قصه ها سفر کند.
"آني سيلوسترو" نویسنده کتاب با هوشمندی از تغییر فصل و جا به جایی مکان جلسات کمک گرفته تا اولین تعلیق را در داستان مطرح کند و بعد هم تلاش های شبانه "باني" برای ورود به کتابخانه ای که همه در و پنجره هایش قفل است و سوال مهم اینکه باني چطور وارد کتابخانه بشود؟ آیا این کار درستی است؟ چرا اسم کتاب "باشگاه کتابخوانی باني" است؟ راستی او چطور می تواند چنین باشگاهی راه بیندازد؟
فعالیت:
"باشگاه کتابخوانی باني" را می توانید به بهانه های مختلف برای بچه ها و با آنها بخوانید؛ انتخاب ها، چالش های شناختی و اخلاقی کتاب، تنوع شخصیت ها و استفاده از تداعی های مشهوری مثل قورباغه و پری ها یا راکون و سارقین و... همه می توانند به عنوان یک فعالیت در کلاس یا گروه های گفتگو محور به کار گرفته شوند. همینطور می توانید از آن به عنوان تجربه ای برای راه انداختن یک "باشگاه کتابخوانی" در کلاس یا مدرسه یا تور بازدید از کتابخانه استفاده کنید.
از طرفی این روزها که با کرونا و تعطیلی کتابخانه ها درگیر هستیم، تجربه "باني"می تواند ابزاری برای به چالش کشیدن محدودیت های اجتماعی باشد؛ مثلا از بچه ها بخواهیم شرایط فعلی را با جابه جایی جلسات مقایسه کرده و راه هایی پیدا کنند که باشگاه کتابخوانی خودشان را راه بیندازند.
علاوه بر متن، تصویرگری مفرح، پویا و خیال پردازانه "تاجانا ماي ويس" نیز از نقاط قوت کتاب است که ماجراها را باور پذیرتر می کند. مثلا آنجا که خرگوش با چراغ قوه دنبال راهی می گردد تا وارد کتابخانه شود، یا وقتی تلاش خرس به تصویر کشیده شده یا صحنه غافلگیر شدن باني و دوستانش وقتی هیچکس صدای چرخش کلید در قفل، تق تق کفش ها و روشن شدن چراغ ها را نشنیده بود و تماشای راکونی که در حال کار کردن با لپتاپ است، در کنار هم این اثر را از جهت تصویرگری نیز قابل توجه می کند.
شما می توانید یکبار داستان را برای بچه ها بخوانید و از آنها بخواهید که یک صحنه را انتخاب کنند و درباره اش نقاشی بکشند، در مرحله بعد تصاویر را به بچه ها نشان بدهید تا با نقاشی های خودشان مقایسه کنند یا برعکس؛ ابتدا چند تصویر را به بچه ها نشان بدهید و از آنها بخواهید حدس بزنند این داستان چه ماجرایی دارد؟
نکته مهمی که در این فعالیت باید در نظر داشته باشیم، این است که #مقایسه در اینجا از جهت توجه به تنوع و امکان تصور یک صحنه به شکل های متنوع مد نظر است و اینکه کلاس یا گروه شما نسخه خودشان را از داستان نقاشی کرده اند؛ اگر احتمال می دهید بچه ها مقایسه را از جهت تکنیک یا فرم لحاظ میکنند، بهتر است از این فعالیت صرف نظر کنید؛ چون قرار نیست اثر بچه ها را با کار حرفه ای یک تصویرگر مقایسه کنیم.
کتاب "باشگاه کتابخوانی باني" به طور خاص برای آشنایی با مشاغل هم انتخاب مناسبی است؛ شخصیت خانم کتابدار و آشنایی بچه ها با شغل کتابداری می تواند یکی دیگر از موضوعاتی باشد که در بخش فعالیت های این کتاب بگنجانید؛ به خصوص که مترجم کتاب هم یک کتابدار است؛ میترا نوحی جهرمی ... پس یادتان باشد حتما صفحه آخر کتاب را هم ببینید.
مفاهیم:
#تجربه #تغییر #حل_مساله #کتاب #کتابخوانی #تفکر_اخلاقی #مشاغل
دسته بندی:
آموزش، تجربه، ارزشی، گفتگومحور
مشخصات:
باشگاه كتاب خواني باني
نویسنده: آني سيلوسترو
تصویرگر: تاجانا ماي ويس
مترجم: ميترا نوحي جهرمي
ناشر: بازي و انديشه
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#فعالیت
#یک_پیشنهاد
#باشگاه_کتابخوانی_بانی
#یک_کتاب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
بهانه ای برای دوستی با کتاب، کتابخوانی و کتابدارها
الهام فخرایی
"باشگاه كتاب خواني" از آن عنوان هایی است که خیلی ها را سر شوق می آورد که "آخ جانمی جان، اینجا کلی کتاب خوب برای خواندن پیدا می کنم و آدمهایی که می توانم درباره این کتاب ها با آنها صحبت کنم".
اما همزمان برای بعضی ها هم کتاب، باشگاه کتاب خوانی و کلا هر چیزی که با آن مرتبط است، حوصله سر بر و کسل کننده است.
شما جزو کدام گروهید یا مهمتر از آن، دوست دارید عضو کدام گروه باشید؟ اگر پاسخ شما گروه دوستدار کتاب است پس به خواندن این متن ادامه بدهید.
"باشگاه کتابخوانی بانی" ماجرای خرگوش کوچولویی است که در گشت و گذارهای تابستانی اش با کتاب و لذت کتابخوانی آشنا می شود؛ بانی پشت بوته ها مخفی می شود و داستان هایی که خانم کتابدار در جمع بچه ها می خواند را با دقت گوش می دهد، در خیالش با ماجراها همراه می شود، از کوه بالا می رود، نقش مهاراجه را بازی می کند و با دزدان دریایی روبرو می شود... تا اینکه تابستان تمام می شود و حلقه کتابخوانی به داخل کتابخانه منتقل می شود، حالا بانی دلش برای تجربه گوش کردن و خیال پردازی با داستان ها تنگ شده و دنبال راه حلی می گردد تا دوباره با قصه ها سفر کند.
"آني سيلوسترو" نویسنده کتاب با هوشمندی از تغییر فصل و جا به جایی مکان جلسات کمک گرفته تا اولین تعلیق را در داستان مطرح کند و بعد هم تلاش های شبانه "باني" برای ورود به کتابخانه ای که همه در و پنجره هایش قفل است و سوال مهم اینکه باني چطور وارد کتابخانه بشود؟ آیا این کار درستی است؟ چرا اسم کتاب "باشگاه کتابخوانی باني" است؟ راستی او چطور می تواند چنین باشگاهی راه بیندازد؟
فعالیت:
"باشگاه کتابخوانی باني" را می توانید به بهانه های مختلف برای بچه ها و با آنها بخوانید؛ انتخاب ها، چالش های شناختی و اخلاقی کتاب، تنوع شخصیت ها و استفاده از تداعی های مشهوری مثل قورباغه و پری ها یا راکون و سارقین و... همه می توانند به عنوان یک فعالیت در کلاس یا گروه های گفتگو محور به کار گرفته شوند. همینطور می توانید از آن به عنوان تجربه ای برای راه انداختن یک "باشگاه کتابخوانی" در کلاس یا مدرسه یا تور بازدید از کتابخانه استفاده کنید.
از طرفی این روزها که با کرونا و تعطیلی کتابخانه ها درگیر هستیم، تجربه "باني"می تواند ابزاری برای به چالش کشیدن محدودیت های اجتماعی باشد؛ مثلا از بچه ها بخواهیم شرایط فعلی را با جابه جایی جلسات مقایسه کرده و راه هایی پیدا کنند که باشگاه کتابخوانی خودشان را راه بیندازند.
علاوه بر متن، تصویرگری مفرح، پویا و خیال پردازانه "تاجانا ماي ويس" نیز از نقاط قوت کتاب است که ماجراها را باور پذیرتر می کند. مثلا آنجا که خرگوش با چراغ قوه دنبال راهی می گردد تا وارد کتابخانه شود، یا وقتی تلاش خرس به تصویر کشیده شده یا صحنه غافلگیر شدن باني و دوستانش وقتی هیچکس صدای چرخش کلید در قفل، تق تق کفش ها و روشن شدن چراغ ها را نشنیده بود و تماشای راکونی که در حال کار کردن با لپتاپ است، در کنار هم این اثر را از جهت تصویرگری نیز قابل توجه می کند.
شما می توانید یکبار داستان را برای بچه ها بخوانید و از آنها بخواهید که یک صحنه را انتخاب کنند و درباره اش نقاشی بکشند، در مرحله بعد تصاویر را به بچه ها نشان بدهید تا با نقاشی های خودشان مقایسه کنند یا برعکس؛ ابتدا چند تصویر را به بچه ها نشان بدهید و از آنها بخواهید حدس بزنند این داستان چه ماجرایی دارد؟
نکته مهمی که در این فعالیت باید در نظر داشته باشیم، این است که #مقایسه در اینجا از جهت توجه به تنوع و امکان تصور یک صحنه به شکل های متنوع مد نظر است و اینکه کلاس یا گروه شما نسخه خودشان را از داستان نقاشی کرده اند؛ اگر احتمال می دهید بچه ها مقایسه را از جهت تکنیک یا فرم لحاظ میکنند، بهتر است از این فعالیت صرف نظر کنید؛ چون قرار نیست اثر بچه ها را با کار حرفه ای یک تصویرگر مقایسه کنیم.
کتاب "باشگاه کتابخوانی باني" به طور خاص برای آشنایی با مشاغل هم انتخاب مناسبی است؛ شخصیت خانم کتابدار و آشنایی بچه ها با شغل کتابداری می تواند یکی دیگر از موضوعاتی باشد که در بخش فعالیت های این کتاب بگنجانید؛ به خصوص که مترجم کتاب هم یک کتابدار است؛ میترا نوحی جهرمی ... پس یادتان باشد حتما صفحه آخر کتاب را هم ببینید.
مفاهیم:
#تجربه #تغییر #حل_مساله #کتاب #کتابخوانی #تفکر_اخلاقی #مشاغل
دسته بندی:
آموزش، تجربه، ارزشی، گفتگومحور
مشخصات:
باشگاه كتاب خواني باني
نویسنده: آني سيلوسترو
تصویرگر: تاجانا ماي ويس
مترجم: ميترا نوحي جهرمي
ناشر: بازي و انديشه
#الهام_فخرایی
#نوشتار
#فعالیت
#یک_پیشنهاد
#باشگاه_کتابخوانی_بانی
#یک_کتاب
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
👍1
Forwarded from رادیو فلسفه برای کودکان (مدرسه مهارتهای اندیشیدن) (الهام فخرایی)
✅ روز جهانی زبان مادری و صلح
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
منتشر شده در الفبآ
https://goo.gl/F0MIqy
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
الهام فخرایی
زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به آن را بیش از هرچیز توجیه میکند. اما چه رابطهای بین زبان مادری و صلح وجود دارد؟ آیا از رابطهای عام و انسانشمول صحبت میکنیم یا صلحِ محدود به یک منطقه با گویش و زبان خاص خود؟
شاید در اولین نگاه تصور کنیم که رابطه بین صلح و زبان به افراد همزبان و اهالی یک منطقه محدود میشود، چراکه اغلب ما در همزبانی مفهومی از «خودی» را جستجو و احساس «تعلق» قویتری تجربه میکنیم. این برداشت اگرچه میتواند ما را به سمت یکی شدن و تجربه صلح با افراد همزبان سوق دهد، تاکید یکسویه و بیش از حد بر آن ممکن است زمینهساز بروز اختلاف و جداییطلبی باشد.
روز جهانی زبان مادری، اگر نگوییم در جهان، حداقل در کشوری که مردمانش گویشهای متعدد و چندین زبان را در خاطره ملی خود ثبت و تجربه کردهاند برای برخی یادآور برخوردهای تحقیرآمیز، نفی و تمسخر هویت شخصی آنهاست. چنین روزی اما فرصتی مغتنم برای اندیشهورزی است. اینکه با زبانهایی متفاوت صحبت میکنیم یا گویشهای آهنگین مختلفی برای بیان شفاهی درونیات خود بهکار میبریم گواهی است بر اینکه هر زبان میتواند حامل محتوایی متفاوت باشد و سطح یا نوعی منحصربهفرد از بار معنایی، جدا از تمام اشتراکهای ممکن، منتقل کند.
بهزعم نگارنده، برای توسعه صلح (بهویژه از خلال چنین مناسبتی) باید بیش از تاکید بر اشتراکها و همزبانیها، بر تفاوتها و تمایزها تاکید کرد.
وقتی به زبان و گویش مادری صحبت میکنیم چه احساسی نسبت به آن داریم؟ این زبان و گویش خاص چه کارکردهایی برای فرد دارد؟ آیا زبان متفاوت میتواند فرهنگ متفاوتی رقم بزند؟ آیا این تفکر است که زبان را شکل میبخشد یا برعکس یا اینکه هر دو بر یکدیگر تاثیر میگذارند؟ چه چیز باعث میشود تجربه همزبانی برای ما خوشایند باشد؟ آیا همزبان بودن ارزشِ فراانسانی محسوب میشود؟ دایره شمول این ارزش تا کجاست؟ چه میشد اگر تمام جهان به یک زبان سخن میگفت؟ چه میشد اگر جهان یکرنگ بود و تکآوا؟ و… همه این پرسشها مجالی برای اندیشهورزی است.
اندیشه و گفتگو درباره این پرسشها ما را به فهم این نکته نزدیک میکند که جهان با حذف تفاوتها و تمایزهای موجود چقدر کسلکننده و خالی است. درک و توجه به اهمیت تفاوتها، چه در زبان مادری و چه سایر زمینهها، اهمیت و لزوم متفاوت بودن را در کنار تمام اشتراکهای موجود آشکار میکند. بنابراین فرصت را مغتنم بشماریم و صلح را با پاسداشت زبان مادری و آموزش آن از کودکی توسعه دهیم.
#الهام_فخرایی
منتشر شده در الفبآ
https://goo.gl/F0MIqy
#نوشتار
#صلح
#زبان_مادری
#مفهوم_دیگری
#رادیو_فلسفه_برای_کودکان
@RadioP4C
الـفـبـــــا
روز جهانی زبان مادری و صلح - الـفـبـــــا
الهام فخرایی// بهبهانه ۲۱ فوریه، ۳ اسفند، روز جهانی زبان مادری زبان مادری اولین زبانی است که در کودکی به آن حرف زدهایم؛ زبانی هویتبخش که تلاش برای رسمیتبخشی به […]