گزارش از اوین پس از اولین ملاقات در دوران جنگ؛ «حضور نمایشی نماینده دادستان» و کاهش جیره زندانیان
بر اساس گزارشی که پس از نخستین ملاقات خانوادهها با زندانیان در دوران جنگ به دستمان رسیده، نماینده دادستان بهصورت کوتاهمدت در زندان اوین حضور یافته؛ حضوری که به گفته منابع، بیشتر جنبه نمایشی داشته است.
در پی انتشار گزارشهایی مبنی بر نبود دادیار در زندان اوین، روز گذشته و همزمان با نخستین ملاقات خانوادهها با زندانیان پس از آغاز جنگ، نماینده دادستان در این زندان حضور پیدا کرده است.
به گفته یک منبع مطلع، این حضور در واکنش به همان گزارشها صورت گرفته و با هدف نشان دادن رسیدگی به وضعیت زندانیان انجام شده است. با این حال، این منبع تأکید میکند که روند گفتوگوها بسیار کوتاه و محدود بوده است.
بر اساس این گزارش، به زندانیان اعلام شده که افرادی که مشکل دارند میتوانند برای طرح موضوع مراجعه کنند، اما در عمل، در مدت زمانی حدود ۱۰ دقیقه، با جمعی بین ۵۰ تا ۶۰ نفر گفتوگو شده که به گفته این منبع، امکان رسیدگی واقعی به مشکلات را فراهم نمیکرده و «صرفاً نمایشی» بوده است.
همزمان، گزارشها حاکی از آن است که جیره غذایی زندانیان نیز کاهش یافته و به گفته این منبع، «رسماً نصف شده است».
این تحولات در شرایطی رخ داده که پیشتر نیز گزارشهایی درباره نبود دادیار و رسیدگی ناکافی به امور زندانیان در اوین منتشر شده بود.
#زندان_اوین #جنگ #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشی که پس از نخستین ملاقات خانوادهها با زندانیان در دوران جنگ به دستمان رسیده، نماینده دادستان بهصورت کوتاهمدت در زندان اوین حضور یافته؛ حضوری که به گفته منابع، بیشتر جنبه نمایشی داشته است.
در پی انتشار گزارشهایی مبنی بر نبود دادیار در زندان اوین، روز گذشته و همزمان با نخستین ملاقات خانوادهها با زندانیان پس از آغاز جنگ، نماینده دادستان در این زندان حضور پیدا کرده است.
به گفته یک منبع مطلع، این حضور در واکنش به همان گزارشها صورت گرفته و با هدف نشان دادن رسیدگی به وضعیت زندانیان انجام شده است. با این حال، این منبع تأکید میکند که روند گفتوگوها بسیار کوتاه و محدود بوده است.
بر اساس این گزارش، به زندانیان اعلام شده که افرادی که مشکل دارند میتوانند برای طرح موضوع مراجعه کنند، اما در عمل، در مدت زمانی حدود ۱۰ دقیقه، با جمعی بین ۵۰ تا ۶۰ نفر گفتوگو شده که به گفته این منبع، امکان رسیدگی واقعی به مشکلات را فراهم نمیکرده و «صرفاً نمایشی» بوده است.
همزمان، گزارشها حاکی از آن است که جیره غذایی زندانیان نیز کاهش یافته و به گفته این منبع، «رسماً نصف شده است».
این تحولات در شرایطی رخ داده که پیشتر نیز گزارشهایی درباره نبود دادیار و رسیدگی ناکافی به امور زندانیان در اوین منتشر شده بود.
#زندان_اوین #جنگ #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
💔4❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از سنتورنواری پویا قبادی، زندانی سیاسی اعدامشده
زندهیاد پویا قبادی بیستونی، متولد ۱۳۷۱ در شهرستان سنقر استان کرمانشاه، مهندس برق قدرت و فارغالتحصیل دانشگاه کردستان (ورودی سال ۱۳۹۱) بود. او هنرمندی در عرصه موسیقی و نوازنده سنتور نیز بود.
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، ۱۰ آذر ماه سال ۱۴۰۴، پویا قبادی را به اتهام بغی از طریق «عضویت در گروههای مخالف نظام» به اعدام محکوم کرد.
در این پرونده ۵ زندانی دیگر نیز به همین اتهام توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شدند.
تا کنون چهار نفر از این پرونده اعدام شدهاند و نگرانی درباره اجرای قریبالوقوع حکم اعدام دو تن دیگر بسیار جدی است.
#پویا_قبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
زندهیاد پویا قبادی بیستونی، متولد ۱۳۷۱ در شهرستان سنقر استان کرمانشاه، مهندس برق قدرت و فارغالتحصیل دانشگاه کردستان (ورودی سال ۱۳۹۱) بود. او هنرمندی در عرصه موسیقی و نوازنده سنتور نیز بود.
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، ۱۰ آذر ماه سال ۱۴۰۴، پویا قبادی را به اتهام بغی از طریق «عضویت در گروههای مخالف نظام» به اعدام محکوم کرد.
در این پرونده ۵ زندانی دیگر نیز به همین اتهام توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شدند.
تا کنون چهار نفر از این پرونده اعدام شدهاند و نگرانی درباره اجرای قریبالوقوع حکم اعدام دو تن دیگر بسیار جدی است.
#پویا_قبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔14
انتقال پنج زندانی محکوم به اعدام در پرونده آتشسوزی بسیج دماوند به مکان نامعلوم؛ نگرانی از اجرای قریبالوقوع احکام
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی خانواده دو تن از زندانیان معترض محکوم به اعدام در پرونده آتشسوزی در پایگاه بسیج خیابان دماوند تهران، پنج زندانی از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و برای اجرای حکم به مکانی نامعلوم منتقل شدهاند.
بنا بر اعلام خانوادهها به ایران اینترنشنال، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی و علی فهیم پنج زندانیای هستند که پرونده آنها به اجرای احکام ارجاع شده است.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی شده و حکم اعدام آنها در تاریخ ۱۸ بهمنماه صادر شده است.
محمدامین بیگلری، ۱۹ ساله، دارای مدرک دیپلم و از جمله افرادی است که برای تأمین معاش کار میکرده است. او از ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در زندان قزلحصار بازداشت است. به گفته منابع نزدیک، وی دارای شرایط خانوادگی دشواری بوده و پدرش بیمار و مادرش در کنار او حضور نداشته است. وکیل او اعلام کرده که محمدامین «اقرار» کرده، اما جزئیات این اقرار مشخص نیست و نسبت به اعتبار آن تردیدهایی وجود دارد.
علی فهیم، دیگر متهم این پرونده، ۲۶ ساله است که در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شد. بر اساس گزارشها، او در زمان وقوع آتشسوزی در یک پایگاه بسیج در خیابان نامجو حضور داشته و حتی خود نیز در معرض خطر قرار گرفته بود. گفته میشود فرد یا افرادی ناشناس با آتش زدن یک موتور و سپس پایگاه، مسیر خروج افراد داخل را مسدود کردهاند. پس از مهار آتش، نیروهای امنیتی، علی فهیم و دیگر افراد حاضر را به عنوان عاملان این حادثه بازداشت کردهاند.
در مجموع، در ارتباط با این پرونده هفت نفر بازداشت شدند. این پرونده به آتشسوزی شامگاه ۱۸ دیماه در پایگاه بسیج «۱۸۵ شهید محمود کاوه» در شرق تهران مربوط میشود.
بر اساس گزارشها و همچنین ویدیوهای منتشرشده از اعترافات این افراد در صدا و سیمای جمهوری اسلامی، این زندانیان متهم به مشارکت در آتشسوزی شدهاند، در حالی که برخی گزارشها حاکی از آن است که آنها نه در ایجاد آتشسوزی و نه در تخریب اموال نقشی نداشتهاند و تنها وارد ساختمانی شده بودند که پیشتر توسط افراد دیگری به آتش کشیده شده بود.
انتقال این پنج زندانی به مکان نامعلوم، نگرانیها درباره احتمال اجرای قریبالوقوع احکام اعدام را افزایش داده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی خانواده دو تن از زندانیان معترض محکوم به اعدام در پرونده آتشسوزی در پایگاه بسیج خیابان دماوند تهران، پنج زندانی از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و برای اجرای حکم به مکانی نامعلوم منتقل شدهاند.
بنا بر اعلام خانوادهها به ایران اینترنشنال، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی و علی فهیم پنج زندانیای هستند که پرونده آنها به اجرای احکام ارجاع شده است.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی شده و حکم اعدام آنها در تاریخ ۱۸ بهمنماه صادر شده است.
محمدامین بیگلری، ۱۹ ساله، دارای مدرک دیپلم و از جمله افرادی است که برای تأمین معاش کار میکرده است. او از ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در زندان قزلحصار بازداشت است. به گفته منابع نزدیک، وی دارای شرایط خانوادگی دشواری بوده و پدرش بیمار و مادرش در کنار او حضور نداشته است. وکیل او اعلام کرده که محمدامین «اقرار» کرده، اما جزئیات این اقرار مشخص نیست و نسبت به اعتبار آن تردیدهایی وجود دارد.
علی فهیم، دیگر متهم این پرونده، ۲۶ ساله است که در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شد. بر اساس گزارشها، او در زمان وقوع آتشسوزی در یک پایگاه بسیج در خیابان نامجو حضور داشته و حتی خود نیز در معرض خطر قرار گرفته بود. گفته میشود فرد یا افرادی ناشناس با آتش زدن یک موتور و سپس پایگاه، مسیر خروج افراد داخل را مسدود کردهاند. پس از مهار آتش، نیروهای امنیتی، علی فهیم و دیگر افراد حاضر را به عنوان عاملان این حادثه بازداشت کردهاند.
در مجموع، در ارتباط با این پرونده هفت نفر بازداشت شدند. این پرونده به آتشسوزی شامگاه ۱۸ دیماه در پایگاه بسیج «۱۸۵ شهید محمود کاوه» در شرق تهران مربوط میشود.
بر اساس گزارشها و همچنین ویدیوهای منتشرشده از اعترافات این افراد در صدا و سیمای جمهوری اسلامی، این زندانیان متهم به مشارکت در آتشسوزی شدهاند، در حالی که برخی گزارشها حاکی از آن است که آنها نه در ایجاد آتشسوزی و نه در تخریب اموال نقشی نداشتهاند و تنها وارد ساختمانی شده بودند که پیشتر توسط افراد دیگری به آتش کشیده شده بود.
انتقال این پنج زندانی به مکان نامعلوم، نگرانیها درباره احتمال اجرای قریبالوقوع احکام اعدام را افزایش داده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔15
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همچنان ادامه دارد؛ اعتراضی که اینبار در هفته صد و چهاردهم خود، در ۵۶ زندان مختلف جریان داشته است.
به گزارش کانال تلگرامی این کارزار، امروز سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، زندانیان سیاسی در دهها زندان کشور بار دیگر در قالب این کارزار دست به اعتصاب غذا زدهاند؛ حرکتی جمعی در مخالفت با احکام اعدام و دفاع از حق حیات.
بهدلیل تداوم قطع اینترنت و محدودیتهای ارتباطی، بیانیه رسمی این هفته کارزار به دست گردانندگان صفحات آن در فضای مجازی نرسیده است. با این حال، آخرین اطلاعات نشان میدهد که این اعتصاب غذا در ۵۶ زندان مختلف برگزار شده است.
ادامه این کارزار را میتوان نشانهای از اعتراض مسالمتآمیز زندانیان به روندهای قضایی و نگرانی از اجرای احکام اعدام دانست؛ اعتراضی که در شرایط محدودیت شدید ارتباطی نیز متوقف نشده و از تداوم یک بحران جدی در نظام قضایی خبر میدهد.
#نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش کانال تلگرامی این کارزار، امروز سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، زندانیان سیاسی در دهها زندان کشور بار دیگر در قالب این کارزار دست به اعتصاب غذا زدهاند؛ حرکتی جمعی در مخالفت با احکام اعدام و دفاع از حق حیات.
بهدلیل تداوم قطع اینترنت و محدودیتهای ارتباطی، بیانیه رسمی این هفته کارزار به دست گردانندگان صفحات آن در فضای مجازی نرسیده است. با این حال، آخرین اطلاعات نشان میدهد که این اعتصاب غذا در ۵۶ زندان مختلف برگزار شده است.
ادامه این کارزار را میتوان نشانهای از اعتراض مسالمتآمیز زندانیان به روندهای قضایی و نگرانی از اجرای احکام اعدام دانست؛ اعتراضی که در شرایط محدودیت شدید ارتباطی نیز متوقف نشده و از تداوم یک بحران جدی در نظام قضایی خبر میدهد.
#نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
گفتوگو؛ پلی میان تفاوتها و بنیان همبستگی اجتماعی
گفتوگو یکی از بنیادیترین سازوکارهای شکلگیری همبستگی در جوامع انسانی است. بدون گفتوگو، تفاوتها بهجای آنکه به منبعی برای غنا تبدیل شوند، به شکاف و تعارض بدل میشوند. یورگن هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» تاکید میکند که تفاهم اجتماعی نه از طریق زور، بلکه از راه گفتوگوی عقلانی و برابر شکل میگیرد؛ جایی که افراد میتوانند بدون سلطه، دلایل خود را مطرح کنند و به درک مشترک برسند.
از منظر جامعهشناسی، امیل دورکیم همبستگی را به دو نوع مکانیکی و ارگانیک تقسیم میکند. در جوامع مدرن که مبتنی بر تکثر و تفاوتاند، همبستگی ارگانیک تنها زمانی پایدار میماند که ارتباط و گفتوگو میان گروههای مختلف برقرار باشد. در غیر این صورت، تنوع به بیاعتمادی میانجامد.
همچنین هانا آرنت بر اهمیت «فضای عمومی» تاکید دارد؛ جایی که انسانها از طریق گفتوگو و کنش، جهان مشترک خود را میسازند. از نگاه او، حذف گفتوگو به حذف سیاست و در نهایت به انزوای انسانها منجر میشود.
در جهانی که با تکثر فرهنگی، دینی و فکری تعریف میشود، پذیرش تفاوت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. گفتوگو امکان میدهد که «دیگری» نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری دیده شود. همبستگی پایدار دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد: جایی که تفاوتها شنیده میشوند، نه سرکوب.
#همبستگی #گفتگو_توانا
@dialogue1402
گفتوگو یکی از بنیادیترین سازوکارهای شکلگیری همبستگی در جوامع انسانی است. بدون گفتوگو، تفاوتها بهجای آنکه به منبعی برای غنا تبدیل شوند، به شکاف و تعارض بدل میشوند. یورگن هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» تاکید میکند که تفاهم اجتماعی نه از طریق زور، بلکه از راه گفتوگوی عقلانی و برابر شکل میگیرد؛ جایی که افراد میتوانند بدون سلطه، دلایل خود را مطرح کنند و به درک مشترک برسند.
از منظر جامعهشناسی، امیل دورکیم همبستگی را به دو نوع مکانیکی و ارگانیک تقسیم میکند. در جوامع مدرن که مبتنی بر تکثر و تفاوتاند، همبستگی ارگانیک تنها زمانی پایدار میماند که ارتباط و گفتوگو میان گروههای مختلف برقرار باشد. در غیر این صورت، تنوع به بیاعتمادی میانجامد.
همچنین هانا آرنت بر اهمیت «فضای عمومی» تاکید دارد؛ جایی که انسانها از طریق گفتوگو و کنش، جهان مشترک خود را میسازند. از نگاه او، حذف گفتوگو به حذف سیاست و در نهایت به انزوای انسانها منجر میشود.
در جهانی که با تکثر فرهنگی، دینی و فکری تعریف میشود، پذیرش تفاوت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. گفتوگو امکان میدهد که «دیگری» نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری دیده شود. همبستگی پایدار دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد: جایی که تفاوتها شنیده میشوند، نه سرکوب.
#همبستگی #گفتگو_توانا
@dialogue1402
❤1
نگرانی شدید درباره وضعیت نرگس محمدی؛ گزارش از بیهوشی و محرومیت از درمان پس از علائم حمله قلبی
«ائتلاف آزادی نرگس» در گزارشی تفصیلی نسبت به وضعیت سلامت نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳، در زندان زنجان ابراز نگرانی شدید کرده و از محرومیت او از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی خبر داده است.
بر اساس این گزارش، تیم حقوقی محمدی به همراه یکی از اعضای خانوادهاش در ۹ فروردین و پس از هفتهها پیگیری، موفق به ملاقات با او در شرایط امنیتی شدهاند. منابع مطلع وضعیت جسمی او را «بحرانی» توصیف کردهاند. به گفته این منابع، محمدی دقایقی پیش از ملاقات به دلیل درد شدید قفسه سینه به بهداری منتقل شده و در حالی به اتاق ملاقات آمده که «بهشدت ضعیف، رنگپریده و دچار کاهش وزن چشمگیر» بوده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که در ۴ فروردین، نرگس محمدی در تخت خود «بیهوش و بدون علائم حیاتی» پیدا شده است. به گفته همبندانش، این وضعیت که با سردی بدن و بیحسی همراه بوده، بیش از یک ساعت ادامه داشته است. زندانیان با پیچیدن او در پتو، وی را به بهداری بند زنان منتقل کردند و پس از تجویز دارو، هوشیاری او بازگشته است. با وجود نشانههای جدی حمله قلبی، مقامات از اعزام او به بیمارستان یا معاینه توسط پزشک متخصص خودداری کردهاند.
گزارش همچنین به تداوم علائم نگرانکننده از جمله سردردهای شدید، تهوع، دوبینی و کاهش بینایی اشاره دارد که از زمان بازداشت خشونتآمیز او در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ آغاز شده است. به گفته منابع، او همچنان از نوسانات شدید فشار خون رنج میبرد و با توجه به سابقه بیماری قلبی و وجود استنت، این وضعیت خطرناک ارزیابی شده است.
ائتلاف آزادی نرگس خواستار اعطای فوری مرخصی درمانی، دسترسی به مراقبتهای تخصصی و آزادی بیقیدوشرط این فعال حقوق بشر شده و تأکید کرده است که نگهداری او در کنار زندانیان جرائم خشن و در شرایط جنگی، جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است.
نرگس محمدی، فعال سیاسی مدافع حقوق بشر، در حال گذراندن چندین حکم زندان است و مجموع محکومیتهای او به حدود ۱۸ سال میرسد.
متن کامل گزارش:
https://narges.foundation/an-update-on-the-critical-health-of-narges-mohammadi-by-the-free-narges-coalition-amid-armed-conflict-in-the-middle-east/
#نرگس_محمدی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«ائتلاف آزادی نرگس» در گزارشی تفصیلی نسبت به وضعیت سلامت نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳، در زندان زنجان ابراز نگرانی شدید کرده و از محرومیت او از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی خبر داده است.
بر اساس این گزارش، تیم حقوقی محمدی به همراه یکی از اعضای خانوادهاش در ۹ فروردین و پس از هفتهها پیگیری، موفق به ملاقات با او در شرایط امنیتی شدهاند. منابع مطلع وضعیت جسمی او را «بحرانی» توصیف کردهاند. به گفته این منابع، محمدی دقایقی پیش از ملاقات به دلیل درد شدید قفسه سینه به بهداری منتقل شده و در حالی به اتاق ملاقات آمده که «بهشدت ضعیف، رنگپریده و دچار کاهش وزن چشمگیر» بوده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که در ۴ فروردین، نرگس محمدی در تخت خود «بیهوش و بدون علائم حیاتی» پیدا شده است. به گفته همبندانش، این وضعیت که با سردی بدن و بیحسی همراه بوده، بیش از یک ساعت ادامه داشته است. زندانیان با پیچیدن او در پتو، وی را به بهداری بند زنان منتقل کردند و پس از تجویز دارو، هوشیاری او بازگشته است. با وجود نشانههای جدی حمله قلبی، مقامات از اعزام او به بیمارستان یا معاینه توسط پزشک متخصص خودداری کردهاند.
گزارش همچنین به تداوم علائم نگرانکننده از جمله سردردهای شدید، تهوع، دوبینی و کاهش بینایی اشاره دارد که از زمان بازداشت خشونتآمیز او در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ آغاز شده است. به گفته منابع، او همچنان از نوسانات شدید فشار خون رنج میبرد و با توجه به سابقه بیماری قلبی و وجود استنت، این وضعیت خطرناک ارزیابی شده است.
ائتلاف آزادی نرگس خواستار اعطای فوری مرخصی درمانی، دسترسی به مراقبتهای تخصصی و آزادی بیقیدوشرط این فعال حقوق بشر شده و تأکید کرده است که نگهداری او در کنار زندانیان جرائم خشن و در شرایط جنگی، جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است.
نرگس محمدی، فعال سیاسی مدافع حقوق بشر، در حال گذراندن چندین حکم زندان است و مجموع محکومیتهای او به حدود ۱۸ سال میرسد.
متن کامل گزارش:
https://narges.foundation/an-update-on-the-critical-health-of-narges-mohammadi-by-the-free-narges-coalition-amid-armed-conflict-in-the-middle-east/
#نرگس_محمدی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔10❤6🥰1
هیچ چیز عادی نیست، حتی ادعای عادیبودن
✍️گلشن فتحی، فعال مدنی
سهشنبه تهران جنگزده:
یادم هست تا همین یکی دو سال پیش، عیدها چقدر بیرحمانه سریع میگذشتند. از بیستوپنجم اسفند که میرسید، انگار ناگهان چشم باز میکردی و سیزدهم فروردین بود، و بعد از آن، زمان کش میآمد، کند میشد، اما هنوز زندگی در آن جریان داشت.
اما امسال زمان دیگر نه تند میگذرد، نه کند انگار شکسته است. هر روزش به اندازه یک ماه طول میکشد. هر روز پر است از هزار اتفاق، هزار خبر، هزار چیزی که نه میشود فهمیدشان، نه میشود توضیحشان داد، نه حتی میشود باورشان کرد.
هیچچیز در ایران عادی نیست. زندگی، عادی نیست.
و شاید تلخترین بخش ماجرا این است که عدهای، از هر سو، اصرار دارند این غیرعادی بودن را عادی جلوه بدهند.
میگویند زندگی ادامه دارد. اما کدام زندگی؟
کسبوکارهایی که تمام امیدشان به شب عید بود، یکییکی خاموش شدند.
مغازههایی که باید این روزها شلوغترین روزهایشان را میدیدند، در سکوت فرو رفتهاند.
کسبوکارهای آنلاین، که آخرین پناه خیلیها بود، تقریباً از بین رفتهاند.
کافهها و رستورانهایی که روزی پر از خنده و صدای جوانها بودند، حالا یا تعطیلاند یا نیمهجان
دوستانی را میشناسم که رؤیای راه انداختن یک کار کوچک داشتند و بعضی حتی شروع کردند اما یا در میانه راه فرو ریختند، یا پیش از شروع، از ترسِ آیندهای که هیچ تصویری از آن نبود، عقب نشستند.
اینجا هیچچیز عادی نیست.حتی ادعای عادی بودن
از یکسو، قدرتی که اصرار دارد بگوید همهچیز خوب است، ما پیروزیم، اوضاع تحت کنترل است.
از سوی دیگر، کسانی که خود را مدافع انسانیت میدانند و همزمان، واقعیتی را انکار میکنند که هر روز جلوی چشم ما در حال اتفاق افتادن است.
اما واقعیت، چیزی نیست که بتوان آن را با کلمات پنهان کرد.
واقعیت، خودش را با صدا و ترس و فقدان تحمیل میکند
واقعیت این است که اینجا، هر روز که صبح میشود،
وقتی پنجره را باز میکنی و میبینی شهر هنوز سر جایش است، بغض میکنی…
و از ته دل خوشحال میشوی که امروز هم دوام آوردیم.
واقعیت این است که شبها ترس دارد. ترسی مبهم، بیچهره، بیزمان. اینکه نمیدانی کجا قرار است هدف قرار بگیرد،
نمیدانی کدام صدا، آخرین صدایی است که میشنوی.
صدای انفجارها، قطعی برق،
و این سایهی سنگینی که روی تمام کشور افتاده…
چیزی نیست که بشود اسمش را زندگی عادی گذاشت.
تاریخمان آرامآرام زخمی میشود.
جغرافیایمان دارد دوباره روی کاغذهای دیگران طراحی میشود.
و مردم.. مردم عادی، بیدفاع دارند ناپدید میشوند،
در میان روایتهایی که هیچکدام، حقیقت کامل را نمیگویند.
حرف زدن از جنگ، خودش تبدیل به ترس شده.
کلمهها هم ناامن شدهاند.
و من نمیدانم همین جملههایی که مینویسم،
تا کجا اجازه دارند زنده بمانند، یا چه بهایی ممکن است داشته باشند.
اما فریب این تصویرِ عادیِ تحمیلی را نباید خورد.
در ایران، هیچچیز عادی نیست.
همین که سیودو روز است اینترنت نداریم،
همین که برای چند ساعت اتصال باید هزینهای بدهیم که در جایی دیگر میتوانست
شروع یک زندگی باشد، همین که ارتباط، این سادهترین حق، تبدیل به امتیاز شده یعنی هیچچیز سر جای خودش نیست.
اینجا، زمان هم دیگر کار نمیکند.
زندگی هم.
و شاید این نوشته، اگر باقی بماند برای آینده بگوید
اینکه ما، در روزهایی زندگی کردیم که هیچچیز
عادی نبودو سه جنایتکار در خاکمان به جان هم افتاده بودند و هرسه در یک هدف مشترک بودند، تظاهر به عادی بودن همزمان با نابود کردن یک پهنه عظیم جغرافیایی، تمدنی
ـ گلشن فتحی،هر روز روایت خود را مینویسد. او روز گذشته به سراغ کودکان دارای معلولیت رفته بود، همچنین یک روز برای پاکبانهای شهر غذا درست کرده بود، یک روز هم سراغ گربههای پارکها رفته بود.
@Tavaana_TavaanaTech
✍️گلشن فتحی، فعال مدنی
سهشنبه تهران جنگزده:
یادم هست تا همین یکی دو سال پیش، عیدها چقدر بیرحمانه سریع میگذشتند. از بیستوپنجم اسفند که میرسید، انگار ناگهان چشم باز میکردی و سیزدهم فروردین بود، و بعد از آن، زمان کش میآمد، کند میشد، اما هنوز زندگی در آن جریان داشت.
اما امسال زمان دیگر نه تند میگذرد، نه کند انگار شکسته است. هر روزش به اندازه یک ماه طول میکشد. هر روز پر است از هزار اتفاق، هزار خبر، هزار چیزی که نه میشود فهمیدشان، نه میشود توضیحشان داد، نه حتی میشود باورشان کرد.
هیچچیز در ایران عادی نیست. زندگی، عادی نیست.
و شاید تلخترین بخش ماجرا این است که عدهای، از هر سو، اصرار دارند این غیرعادی بودن را عادی جلوه بدهند.
میگویند زندگی ادامه دارد. اما کدام زندگی؟
کسبوکارهایی که تمام امیدشان به شب عید بود، یکییکی خاموش شدند.
مغازههایی که باید این روزها شلوغترین روزهایشان را میدیدند، در سکوت فرو رفتهاند.
کسبوکارهای آنلاین، که آخرین پناه خیلیها بود، تقریباً از بین رفتهاند.
کافهها و رستورانهایی که روزی پر از خنده و صدای جوانها بودند، حالا یا تعطیلاند یا نیمهجان
دوستانی را میشناسم که رؤیای راه انداختن یک کار کوچک داشتند و بعضی حتی شروع کردند اما یا در میانه راه فرو ریختند، یا پیش از شروع، از ترسِ آیندهای که هیچ تصویری از آن نبود، عقب نشستند.
اینجا هیچچیز عادی نیست.حتی ادعای عادی بودن
از یکسو، قدرتی که اصرار دارد بگوید همهچیز خوب است، ما پیروزیم، اوضاع تحت کنترل است.
از سوی دیگر، کسانی که خود را مدافع انسانیت میدانند و همزمان، واقعیتی را انکار میکنند که هر روز جلوی چشم ما در حال اتفاق افتادن است.
اما واقعیت، چیزی نیست که بتوان آن را با کلمات پنهان کرد.
واقعیت، خودش را با صدا و ترس و فقدان تحمیل میکند
واقعیت این است که اینجا، هر روز که صبح میشود،
وقتی پنجره را باز میکنی و میبینی شهر هنوز سر جایش است، بغض میکنی…
و از ته دل خوشحال میشوی که امروز هم دوام آوردیم.
واقعیت این است که شبها ترس دارد. ترسی مبهم، بیچهره، بیزمان. اینکه نمیدانی کجا قرار است هدف قرار بگیرد،
نمیدانی کدام صدا، آخرین صدایی است که میشنوی.
صدای انفجارها، قطعی برق،
و این سایهی سنگینی که روی تمام کشور افتاده…
چیزی نیست که بشود اسمش را زندگی عادی گذاشت.
تاریخمان آرامآرام زخمی میشود.
جغرافیایمان دارد دوباره روی کاغذهای دیگران طراحی میشود.
و مردم.. مردم عادی، بیدفاع دارند ناپدید میشوند،
در میان روایتهایی که هیچکدام، حقیقت کامل را نمیگویند.
حرف زدن از جنگ، خودش تبدیل به ترس شده.
کلمهها هم ناامن شدهاند.
و من نمیدانم همین جملههایی که مینویسم،
تا کجا اجازه دارند زنده بمانند، یا چه بهایی ممکن است داشته باشند.
اما فریب این تصویرِ عادیِ تحمیلی را نباید خورد.
در ایران، هیچچیز عادی نیست.
همین که سیودو روز است اینترنت نداریم،
همین که برای چند ساعت اتصال باید هزینهای بدهیم که در جایی دیگر میتوانست
شروع یک زندگی باشد، همین که ارتباط، این سادهترین حق، تبدیل به امتیاز شده یعنی هیچچیز سر جای خودش نیست.
اینجا، زمان هم دیگر کار نمیکند.
زندگی هم.
و شاید این نوشته، اگر باقی بماند برای آینده بگوید
اینکه ما، در روزهایی زندگی کردیم که هیچچیز
عادی نبودو سه جنایتکار در خاکمان به جان هم افتاده بودند و هرسه در یک هدف مشترک بودند، تظاهر به عادی بودن همزمان با نابود کردن یک پهنه عظیم جغرافیایی، تمدنی
ـ گلشن فتحی،هر روز روایت خود را مینویسد. او روز گذشته به سراغ کودکان دارای معلولیت رفته بود، همچنین یک روز برای پاکبانهای شهر غذا درست کرده بود، یک روز هم سراغ گربههای پارکها رفته بود.
@Tavaana_TavaanaTech
❤8💔4
بازداشت ایزد آقابیگی، کارمند بازنشسته وزارت امور خارجه، در تهران
بر اساس گزارش «ایرانوایر»، ایزد آقابیگی، کارمند بازنشسته وزارت امور خارجه ایران، روز ۲۳ مارس (۳ فروردین) در منزل شخصی خود در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
طبق این گزارش، تا زمان تنظیم خبر، خانواده او از محل نگهداری و وضعیتش بیاطلاع هستند و هیچ تماسی نیز از سوی او برقرار نشده است. همسر آقابیگی به ایرانوایر گفته که او حسابدار سابق وزارت امور خارجه بوده و پیشتر نیز در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» به مدت سه روز در بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت بازداشت وزارت اطلاعات قرار داشته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، هنگام بازداشت، خواهران آقابیگی به همراه همسران و فرزندانشان در منزل او حضور داشتهاند. چهار مأمور لباسشخصی با ورود به ساختمان محل سکونت، پس از مراجعه به واحد مسکونی، تمامی افراد حاضر را مورد بازجویی قرار داده و از آنها خواستهاند تلفنهای همراه خود را روی میز قرار دهند. در جریان این اقدام، تلفن همراه و لپتاپ ایزد آقابیگی نیز ضبط شده است.
به گزارش ایرانوایر، حاضران در منزل بهصورت جداگانه بازجویی شدهاند. آقابیگی از مأموران درخواست ارائه حکم کرده که در پاسخ، برگهای با مهر «اطلاعات سپاه» به او نشان داده شده است. به گفته همسر او، مأموران دلیل بازداشت را «آتش زدن بنر در جریان اعتراضات» عنوان کرده و مدعی شدهاند ویدیویی از این اقدام در اختیار دارند که قرار است در بازداشتگاه به او نشان داده شود.
در ادامه این گزارش آمده است که مأموران به یکی از خواهران آقابیگی نشانی مشخصی داده و اعلام کردهاند که برای پیگیری وضعیت او میتواند روز بعد به آن محل مراجعه کند. با این حال، خانواده در صبح چهارم فروردین با مراجعه به آدرس اعلامشده، با ساختمانی آسیبدیده و خالی از سکنه مواجه شدهاند که تنها چند سرباز از آن محافظت میکردند.
ایزد آقابیگی، متولد ۱۰ مهر ۱۳۴۹ و پدر دو فرزند است.
#ایزد_آقابیگی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش «ایرانوایر»، ایزد آقابیگی، کارمند بازنشسته وزارت امور خارجه ایران، روز ۲۳ مارس (۳ فروردین) در منزل شخصی خود در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
طبق این گزارش، تا زمان تنظیم خبر، خانواده او از محل نگهداری و وضعیتش بیاطلاع هستند و هیچ تماسی نیز از سوی او برقرار نشده است. همسر آقابیگی به ایرانوایر گفته که او حسابدار سابق وزارت امور خارجه بوده و پیشتر نیز در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» به مدت سه روز در بند ۲۰۹ زندان اوین، تحت بازداشت وزارت اطلاعات قرار داشته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، هنگام بازداشت، خواهران آقابیگی به همراه همسران و فرزندانشان در منزل او حضور داشتهاند. چهار مأمور لباسشخصی با ورود به ساختمان محل سکونت، پس از مراجعه به واحد مسکونی، تمامی افراد حاضر را مورد بازجویی قرار داده و از آنها خواستهاند تلفنهای همراه خود را روی میز قرار دهند. در جریان این اقدام، تلفن همراه و لپتاپ ایزد آقابیگی نیز ضبط شده است.
به گزارش ایرانوایر، حاضران در منزل بهصورت جداگانه بازجویی شدهاند. آقابیگی از مأموران درخواست ارائه حکم کرده که در پاسخ، برگهای با مهر «اطلاعات سپاه» به او نشان داده شده است. به گفته همسر او، مأموران دلیل بازداشت را «آتش زدن بنر در جریان اعتراضات» عنوان کرده و مدعی شدهاند ویدیویی از این اقدام در اختیار دارند که قرار است در بازداشتگاه به او نشان داده شود.
در ادامه این گزارش آمده است که مأموران به یکی از خواهران آقابیگی نشانی مشخصی داده و اعلام کردهاند که برای پیگیری وضعیت او میتواند روز بعد به آن محل مراجعه کند. با این حال، خانواده در صبح چهارم فروردین با مراجعه به آدرس اعلامشده، با ساختمانی آسیبدیده و خالی از سکنه مواجه شدهاند که تنها چند سرباز از آن محافظت میکردند.
ایزد آقابیگی، متولد ۱۰ مهر ۱۳۴۹ و پدر دو فرزند است.
#ایزد_آقابیگی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤11💔5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولیویه گروندو، شهروند فرانسوی که ۹۰۰ روز در ایران زندانی بوده، با انتشار ویدیویی به نگرانیها درباره خطر اجرای حکم اعدام وحید بنیعامریان واکنش نشان داده است.
او با اشاره به آشنایی خود با آقای بنیعامریان در زندان، او را «دوست» خود خوانده و میگوید: «وحید دوست منه، هم وطن نیستیم، همکار نیستیم، چشمانداز سیاسی ما متفاوت است ولی دوست منه، خیلی بچه با ادب، با عقل، شجاعی است.» و خطاب به جمهوری اسلامی میگوید: «ما از دوستهایی که در شکنجهگاه شناختیم هرگز خسته نمیشویم. از دوستهایی که در زندان شناختیم هرگز خسته نمیشیم.»
وحید بنیعامریان، زندانی سیاسی ۳۲ ساله، در دیماه ۱۴۰۲ در تهران بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
او سپس در دادگاه انقلاب تهران به اتهام «بغی» و همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران از سوی قاضی ایمان افشاری به اعدام محکوم شد.
بعد از اعدام بابک علیپور و پویا قبادی، اکبر دانشورکار و محمد تقویسنگدهی در دو روز گذشته، سازمانهای حقوق بشری نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام او و ابوالحسن منتظر هشدار دادهاند.
وحید بنیعامریان، اهل سنقر، فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی خواجه نصیر تهران و فوق لیسانس رشته مدیریت است.
#وحید_بنی_عامریان #ابوالحسن_منتظر #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
او با اشاره به آشنایی خود با آقای بنیعامریان در زندان، او را «دوست» خود خوانده و میگوید: «وحید دوست منه، هم وطن نیستیم، همکار نیستیم، چشمانداز سیاسی ما متفاوت است ولی دوست منه، خیلی بچه با ادب، با عقل، شجاعی است.» و خطاب به جمهوری اسلامی میگوید: «ما از دوستهایی که در شکنجهگاه شناختیم هرگز خسته نمیشویم. از دوستهایی که در زندان شناختیم هرگز خسته نمیشیم.»
وحید بنیعامریان، زندانی سیاسی ۳۲ ساله، در دیماه ۱۴۰۲ در تهران بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
او سپس در دادگاه انقلاب تهران به اتهام «بغی» و همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران از سوی قاضی ایمان افشاری به اعدام محکوم شد.
بعد از اعدام بابک علیپور و پویا قبادی، اکبر دانشورکار و محمد تقویسنگدهی در دو روز گذشته، سازمانهای حقوق بشری نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام او و ابوالحسن منتظر هشدار دادهاند.
وحید بنیعامریان، اهل سنقر، فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی خواجه نصیر تهران و فوق لیسانس رشته مدیریت است.
#وحید_بنی_عامریان #ابوالحسن_منتظر #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤11🕊5
ادعای «هک ایرانوایر» تکذیب شد؛ مراقب امنیت دیجیتال خود باشید.
تحریریه «ایرانوایر» ادعای رسانههای حکومتی درباره هکشدن این رسانه توسط گروهی موسوم به «حنظله» را رد کرده و تأکید کرده ارتباط با مخاطبان از مسیرهای امن و ناشناس انجام میشود. «ایرانوایر» همچنین تاکید کرده اختلال اخیر بهدلیل حمله موشکی جمهوری اسلامی به بحرین بوده و ارتباطی با هک ندارد.
با این حال، رعایت نکات امنیتی برای خبرنگاران و فعالان مدنی ضروری است:
🔸 روی لینکهای مشکوک کلیک نکنید
🔸 فایل ناشناس دانلود نکنید
🔸 حسابهای تلگرام و اینستاگرام را بررسی کنید:
– تأیید دو مرحلهای را فعال کنید
– دستگاههای متصل را چک کنید و نشستهای ناشناس را ببندید
امنیت دیجیتال شما حیاتی است؛ یک بیاحتیاطی کوچک میتواند راه نفوذ را باز کند.
@tavaanatech
تحریریه «ایرانوایر» ادعای رسانههای حکومتی درباره هکشدن این رسانه توسط گروهی موسوم به «حنظله» را رد کرده و تأکید کرده ارتباط با مخاطبان از مسیرهای امن و ناشناس انجام میشود. «ایرانوایر» همچنین تاکید کرده اختلال اخیر بهدلیل حمله موشکی جمهوری اسلامی به بحرین بوده و ارتباطی با هک ندارد.
با این حال، رعایت نکات امنیتی برای خبرنگاران و فعالان مدنی ضروری است:
🔸 روی لینکهای مشکوک کلیک نکنید
🔸 فایل ناشناس دانلود نکنید
🔸 حسابهای تلگرام و اینستاگرام را بررسی کنید:
– تأیید دو مرحلهای را فعال کنید
– دستگاههای متصل را چک کنید و نشستهای ناشناس را ببندید
امنیت دیجیتال شما حیاتی است؛ یک بیاحتیاطی کوچک میتواند راه نفوذ را باز کند.
@tavaanatech
❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
روز ۳۳ قطع اینترنت در ایران؛ اتصال در حد یک درصد و تشدید سرکوب اینترنت ماهوارهای
نتبلاکس:
⚠️ بهروزرسانی: دادهها نشان میدهد که قطع اینترنت در ایران پس از ۷۶۸ ساعت وارد روز سیوسوم شده است. سطح اتصال به حدود یک درصد از حالت عادی رسیده، در حالی که مقامها با تشدید برخورد با تجهیزات اینترنت ماهوارهای، تلاش میکنند آخرین راههای ارتباط با جهان خارج را نیز از بین ببرند.
#قطع_اینترنت #ایران #جنگ
@tavaanatech
روز ۳۳ قطع اینترنت در ایران؛ اتصال در حد یک درصد و تشدید سرکوب اینترنت ماهوارهای
نتبلاکس:
⚠️ بهروزرسانی: دادهها نشان میدهد که قطع اینترنت در ایران پس از ۷۶۸ ساعت وارد روز سیوسوم شده است. سطح اتصال به حدود یک درصد از حالت عادی رسیده، در حالی که مقامها با تشدید برخورد با تجهیزات اینترنت ماهوارهای، تلاش میکنند آخرین راههای ارتباط با جهان خارج را نیز از بین ببرند.
#قطع_اینترنت #ایران #جنگ
@tavaanatech