ضیا نبوی: بازجوها بیش از شکنجه فیزیکی، از محرومیت و نیازهای انسانی برای شکستن زندانیان استفاده میکنند
ضیا نبوی، زندانی سیاسی سابق، در متنی که در استوری اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به تجربه بازجویی و بازداشت، نوشته است که افکار عمومی معمولاً «شکستن» زندانیان را نتیجه شکنجه فیزیکی یا داروهای روانگردان میداند، در حالی که بازجویان اغلب از شیوههای پیچیدهتری برای اعمال فشار استفاده میکنند؛ از محروم کردن افراد از ارتباط با عزیزان و حفظ آبرو گرفته تا سلب سادهترین عناصر زندگی روزمره که به گفته او در سلول انفرادی به ابزاری قدرتمند برای کنترل و وادار کردن زندانی به اطاعت تبدیل میشود.
متن نوشته آقای نبوی به شرح زیر است:
«بازجوها قدرت را پیچیده میفهمند. قاعدتاً پیچیدهتر از مخالفین سیاسی یا افکار عمومی. یعنی اگر قدرت را امکان تحمیل کردن عملی خلاف میل دیگری بر او بدانیم، دستکم با قاطعیت میتوان گفت که بازجوها پیچیدهتر از اکثریت انسانها به کارش میبندند.
نشانهاش این است که هنوز هم اگر یک زندانی در ایام بازداشت اصطلاحاً بشکند و چیزی علیه مواضع و اعتقاداتش بگوید، اولین چیزی که به ذهن افکار عمومی راه مییابد احتمال شکنجه فیزیکی است یا اینکه قرص و داروی روانگردان به او خوراندهاند.
این در حالی است که ترفندهای بازجو بسیار پیچیدهتر است و معمولاً از زوایای متفاوتتری وارد میشوند. حقیقت این است که برای اینکه انسانی را به کاری که نمیخواهد واداریم، کافی است بدانیم مهمترین نیازها، رانهها و اولویتهای هر فرد چیست و با محروم کردن او از این عوامل و مشروط کردن بازگشت آنها به همکاری، رفتار او را تحت کنترل درآوریم.
در واقع، آن چیزهایی را که برای فرد طبیعی شده و فقدان آن شکافی بزرگ در زیستش ایجاد میکند، ابتدا از او میگیریم تا برای دوباره به دست آوردنشان به اطاعت ما درآید.
مثلاً برای فردی که به عزیزی وابسته است ـ پارتنر، فرزند، والدین و... ـ بیخبری و بیملاقاتی بزرگترین اهرم فشار است. برای کسی که شدیداً مقید به آبرویش است، افشاگری چنین اثری دارد. برای آن کس که به جایگاه فرادست خو کرده، تحمل بیاحترامی دشوار است. برای کسی که وسواس به نظافت دارد، کثیفی غیرقابل تحمل است.
اما عجیبترین چیزی که بازجو میتواند با گرفتنش مهیبترین احساسها را به فرد بدهد، به گمانم طبیعیترین و بدیهیترین چیزها، یعنی همین زیست روزمره است. سلول انفرادی آن چیزی است که میتواند به ناگهان تمام جهان روزمره را غیب کند.
آدمیزاد عموماً چنان در روتین و زیست روزمره غرق است که نمیتواند فقدان آن را حتی برای لحظهای تصور کند و باور نمیکند که در جهان سراسر هیچ و خالیِ سلول انفرادی، اشتیاق و تمنای بازگشت به جهان روزمره، حتی ملالانگیزترین بخشهای آن، و سروکار داشتن با همین امور یومیه تا کجا میتواند آدمی را تحت فشار بگذارد و به چه کارهایی وادارد.»
مرتبط:
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی»:
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی:
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب:
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#شکنجه
@Tavaana_TavaanaTech
ضیا نبوی، زندانی سیاسی سابق، در متنی که در استوری اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به تجربه بازجویی و بازداشت، نوشته است که افکار عمومی معمولاً «شکستن» زندانیان را نتیجه شکنجه فیزیکی یا داروهای روانگردان میداند، در حالی که بازجویان اغلب از شیوههای پیچیدهتری برای اعمال فشار استفاده میکنند؛ از محروم کردن افراد از ارتباط با عزیزان و حفظ آبرو گرفته تا سلب سادهترین عناصر زندگی روزمره که به گفته او در سلول انفرادی به ابزاری قدرتمند برای کنترل و وادار کردن زندانی به اطاعت تبدیل میشود.
متن نوشته آقای نبوی به شرح زیر است:
«بازجوها قدرت را پیچیده میفهمند. قاعدتاً پیچیدهتر از مخالفین سیاسی یا افکار عمومی. یعنی اگر قدرت را امکان تحمیل کردن عملی خلاف میل دیگری بر او بدانیم، دستکم با قاطعیت میتوان گفت که بازجوها پیچیدهتر از اکثریت انسانها به کارش میبندند.
نشانهاش این است که هنوز هم اگر یک زندانی در ایام بازداشت اصطلاحاً بشکند و چیزی علیه مواضع و اعتقاداتش بگوید، اولین چیزی که به ذهن افکار عمومی راه مییابد احتمال شکنجه فیزیکی است یا اینکه قرص و داروی روانگردان به او خوراندهاند.
این در حالی است که ترفندهای بازجو بسیار پیچیدهتر است و معمولاً از زوایای متفاوتتری وارد میشوند. حقیقت این است که برای اینکه انسانی را به کاری که نمیخواهد واداریم، کافی است بدانیم مهمترین نیازها، رانهها و اولویتهای هر فرد چیست و با محروم کردن او از این عوامل و مشروط کردن بازگشت آنها به همکاری، رفتار او را تحت کنترل درآوریم.
در واقع، آن چیزهایی را که برای فرد طبیعی شده و فقدان آن شکافی بزرگ در زیستش ایجاد میکند، ابتدا از او میگیریم تا برای دوباره به دست آوردنشان به اطاعت ما درآید.
مثلاً برای فردی که به عزیزی وابسته است ـ پارتنر، فرزند، والدین و... ـ بیخبری و بیملاقاتی بزرگترین اهرم فشار است. برای کسی که شدیداً مقید به آبرویش است، افشاگری چنین اثری دارد. برای آن کس که به جایگاه فرادست خو کرده، تحمل بیاحترامی دشوار است. برای کسی که وسواس به نظافت دارد، کثیفی غیرقابل تحمل است.
اما عجیبترین چیزی که بازجو میتواند با گرفتنش مهیبترین احساسها را به فرد بدهد، به گمانم طبیعیترین و بدیهیترین چیزها، یعنی همین زیست روزمره است. سلول انفرادی آن چیزی است که میتواند به ناگهان تمام جهان روزمره را غیب کند.
آدمیزاد عموماً چنان در روتین و زیست روزمره غرق است که نمیتواند فقدان آن را حتی برای لحظهای تصور کند و باور نمیکند که در جهان سراسر هیچ و خالیِ سلول انفرادی، اشتیاق و تمنای بازگشت به جهان روزمره، حتی ملالانگیزترین بخشهای آن، و سروکار داشتن با همین امور یومیه تا کجا میتواند آدمی را تحت فشار بگذارد و به چه کارهایی وادارد.»
مرتبط:
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی»:
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی:
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب:
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#شکنجه
@Tavaana_TavaanaTech
👍3🕊2❤1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام علی منوچهرآبادی، اهل کرمانشاه، ۱۸ دیماه در تهرانپارس با شلیک گلوله ماموران کلانتری این منطقه کشته شد. منوچهرآبادی، جوان ۲۱ ساله، همراه پدرش در یک ساعتسازی کار میکرد و آرزو داشت کارگاه بزرگ ساعتسازی خودش را راهاندازی کند.
سحر حسینی، مادر علی نوشت:
«جانِ مادر…
بیتابم، دلم آتیشه، چشمهام هنوز دنبال ردِ قدمهاته. غم مثل کوه روی سینهمه، اما به حرمت اسمِ تو، به احترام غیرت و مردونگیت، مجبورم محکم بایستم. تو همیشه میگفتی «مامانم از همه قویتره»… حالا من موندم و همین جملهای که مثل امانت گذاشتی روی شونههام. به عشق تو، با همهی دردش، این امانتو نگه میدارم.
میدونم سهم من از بوی تنت، از خندههات، از صدای «مامان» گفتنت فقط بیستویک سال بود… سهمی کوتاه اما پر از غرور. خدا تو رو زود از آغوشم گرفت، اما هیچوقت از قلبم نمیتونه بگیره. تو تا ابد توی رگهام جاری هستی، توی دعاهام، توی نفسهام.🖤💔
به عشق و به یاد تو شادمهر گوش میکنم چون عاشقش بودی و آرزوت بود تو کنسرتش شرکت کنی اما افسوس برای آرزوهای از دست رفتت😭😭»
او همچنین نوشت:
«علی مادر قلب من
عکسامون همه جا پخش شده میدونی کدوم عکس رو میگم آخرین عکس دونفرمون تو کهریزک همون که تو بغلت بودم
🖤🖤🖤
همه گفتن مادری که روی بچه بی جانش پتو انداخت تا گرمش بشه اما هیچ کس نفهمید که اونی که بی جان بود من بودم مادرت
🕊🕊🕊🕊
نمیدونن اون شب شوم و سرد و تلخ که تو تیر خوردی ومن بالای سرت بودم اونی که مرد من بودم اونی که یخ کرد من بودم اونی که تموم شد من بودم و اونی که باآغوش بازودستای بالا مادرش رو در آغوش گرفت وگرم کرد اون تو بودی وچقدر آرام در آغوش تو خوابم برد چون آغوش تو امنترین جای جهان بود مثل همیشه آدم امن زندگیم بودی و هستی و چقدر بیصدا در آغوش هم مردیم و تمام شدیم و تو رفتی زیر خاک و من محکومم به نفس کشیدن و عجب حکم ناعادلانه ایه متاسفم که من نفس میکشم وتو رفتی🖤🥀🕊🕊»
#علی_منوچهرآبادی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
سحر حسینی، مادر علی نوشت:
«جانِ مادر…
بیتابم، دلم آتیشه، چشمهام هنوز دنبال ردِ قدمهاته. غم مثل کوه روی سینهمه، اما به حرمت اسمِ تو، به احترام غیرت و مردونگیت، مجبورم محکم بایستم. تو همیشه میگفتی «مامانم از همه قویتره»… حالا من موندم و همین جملهای که مثل امانت گذاشتی روی شونههام. به عشق تو، با همهی دردش، این امانتو نگه میدارم.
میدونم سهم من از بوی تنت، از خندههات، از صدای «مامان» گفتنت فقط بیستویک سال بود… سهمی کوتاه اما پر از غرور. خدا تو رو زود از آغوشم گرفت، اما هیچوقت از قلبم نمیتونه بگیره. تو تا ابد توی رگهام جاری هستی، توی دعاهام، توی نفسهام.🖤💔
به عشق و به یاد تو شادمهر گوش میکنم چون عاشقش بودی و آرزوت بود تو کنسرتش شرکت کنی اما افسوس برای آرزوهای از دست رفتت😭😭»
او همچنین نوشت:
«علی مادر قلب من
عکسامون همه جا پخش شده میدونی کدوم عکس رو میگم آخرین عکس دونفرمون تو کهریزک همون که تو بغلت بودم
🖤🖤🖤
همه گفتن مادری که روی بچه بی جانش پتو انداخت تا گرمش بشه اما هیچ کس نفهمید که اونی که بی جان بود من بودم مادرت
🕊🕊🕊🕊
نمیدونن اون شب شوم و سرد و تلخ که تو تیر خوردی ومن بالای سرت بودم اونی که مرد من بودم اونی که یخ کرد من بودم اونی که تموم شد من بودم و اونی که باآغوش بازودستای بالا مادرش رو در آغوش گرفت وگرم کرد اون تو بودی وچقدر آرام در آغوش تو خوابم برد چون آغوش تو امنترین جای جهان بود مثل همیشه آدم امن زندگیم بودی و هستی و چقدر بیصدا در آغوش هم مردیم و تمام شدیم و تو رفتی زیر خاک و من محکومم به نفس کشیدن و عجب حکم ناعادلانه ایه متاسفم که من نفس میکشم وتو رفتی🖤🥀🕊🕊»
#علی_منوچهرآبادی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤3🕊2
مریم ابراهیموند، فیلمساز و فعال مدنی، در یادداشتی با عنوان «چرا جامعهشناسی ما را تغییر نداد» به شکاف میان آگاهی و عمل در جوامع سرکوبزده میپردازد. او استدلال میکند که دانستن نظریههای جامعهشناسی و سخن گفتن از آزادی، مسئولیت و مدارا، لزوماً به تغییر رفتار منجر نمیشود و بیداری واقعی زمانی رخ میدهد که این مفاهیم در زندگی روزمره و روابط انسانی به عمل تبدیل شوند.
متن یادداشت خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
چرا جامعهشناسی ما را تغییر نداد
مریم ابراهیموند
چرا نظریههای جامعهشناسی و گزارههای جامعهشناسی، با وجود اینکه روشنفکران و افراد آگاه آنها را منتشر میکنند و ساعتها دربارهشان توضیح میدهند، نتوانستهاند آنگونه که انتظار میرود ایجاد بیداری کنند؟ و چرا بسیاری از ما نسبت به آنها بیتفاوت هستیم؟
شاید یکی از دلایل این باشد که ما در چند دهه گذشته در یک زیست سرکوبگرانه زندگی کردهایم؛ زیستی که فقط نهادهای سیاسی را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه بر رفتارها، روابط و نگاه ما به خودمان و دیگران نیز اثر گذاشته است.
در چنین شرایطی، آگاهی صرفاً با شنیدن یک نظریه یا خواندن یک کتاب ایجاد نمیشود. ما ممکن است درباره قدرت، آزادی، سرکوب، مسئولیت اجتماعی و تغییر صحبت کنیم، اما در زندگی روزمره، در روابطمان با یکدیگر، در جامعه، در فضای مجازی و حتی در مواجهه با قدرت، همان الگوهایی را تکرار کنیم که سالها با آنها زندگی کردهایم.
شاید به همین دلیل است که تنها توضیح دادن نظریهها کافی نیست. نیاز است خودمان تبدیل به مثال شویم. نیاز است آنچه را که درباره آزادی، مسئولیت، مدارا، احترام و آگاهی میگوییم، در رفتارهای روزمرهمان زندگی کنیم.
وقتی در فضای مجازی به جای گفتوگو به تخریب روی میآوریم، وقتی به جای شنیدن حذف میکنیم، وقتی به جای پذیرش تفاوتها به دنبال برچسب زدن هستیم، در واقع نشان میدهیم که دانستن یک نظریه الزاماً به معنای زیستن آن نیست.
شاید مشکل اصلی کمبود آگاهی نباشد؛ فاصله میان آگاهی و عمل باشد.
جامعهای که سالها سرکوب، ترس، بیاعتمادی و حذف را تجربه کرده، فقط با انباشت اطلاعات تغییر نمیکند. تغییر زمانی آغاز میشود که افراد خودشان به نمونهای از آن چیزی تبدیل شوند که از آن دفاع میکنند.
اگر از آزادی سخن میگوییم، باید آزادی را در رفتارمان با دیگران تمرین کنیم.
اگر از مسئولیت اجتماعی حرف میزنیم، باید مسئولیت را از خودمان آغاز کنیم.
اگر قدرت را نقد میکنیم، باید مراقب باشیم که همان منطق قدرت را در روابط روزمره خودمان بازتولید نکنیم.
شاید بیداری واقعی زمانی اتفاق بیفتد که جامعهشناسی از سطح گزاره و نظریه فراتر برود و به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شود. زیرا مردم بیش از آنکه به حرفها نگاه کنند، به مثالها نگاه میکنند و شاید در جامعهای که دههها سرکوب را تجربه کرده، تأثیرگذارترین شکل آگاهی نه توضیح دادن نظریهها، بلکه تبدیل شدن به نمونهای زنده از آنها باشد.
مرتبط:
کنشگری در ایران امروز، پایهها و روشها
https://tavaana.org/activism_iran/
@Tavaana_TavaanaTech
متن یادداشت خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
چرا جامعهشناسی ما را تغییر نداد
مریم ابراهیموند
چرا نظریههای جامعهشناسی و گزارههای جامعهشناسی، با وجود اینکه روشنفکران و افراد آگاه آنها را منتشر میکنند و ساعتها دربارهشان توضیح میدهند، نتوانستهاند آنگونه که انتظار میرود ایجاد بیداری کنند؟ و چرا بسیاری از ما نسبت به آنها بیتفاوت هستیم؟
شاید یکی از دلایل این باشد که ما در چند دهه گذشته در یک زیست سرکوبگرانه زندگی کردهایم؛ زیستی که فقط نهادهای سیاسی را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه بر رفتارها، روابط و نگاه ما به خودمان و دیگران نیز اثر گذاشته است.
در چنین شرایطی، آگاهی صرفاً با شنیدن یک نظریه یا خواندن یک کتاب ایجاد نمیشود. ما ممکن است درباره قدرت، آزادی، سرکوب، مسئولیت اجتماعی و تغییر صحبت کنیم، اما در زندگی روزمره، در روابطمان با یکدیگر، در جامعه، در فضای مجازی و حتی در مواجهه با قدرت، همان الگوهایی را تکرار کنیم که سالها با آنها زندگی کردهایم.
شاید به همین دلیل است که تنها توضیح دادن نظریهها کافی نیست. نیاز است خودمان تبدیل به مثال شویم. نیاز است آنچه را که درباره آزادی، مسئولیت، مدارا، احترام و آگاهی میگوییم، در رفتارهای روزمرهمان زندگی کنیم.
وقتی در فضای مجازی به جای گفتوگو به تخریب روی میآوریم، وقتی به جای شنیدن حذف میکنیم، وقتی به جای پذیرش تفاوتها به دنبال برچسب زدن هستیم، در واقع نشان میدهیم که دانستن یک نظریه الزاماً به معنای زیستن آن نیست.
شاید مشکل اصلی کمبود آگاهی نباشد؛ فاصله میان آگاهی و عمل باشد.
جامعهای که سالها سرکوب، ترس، بیاعتمادی و حذف را تجربه کرده، فقط با انباشت اطلاعات تغییر نمیکند. تغییر زمانی آغاز میشود که افراد خودشان به نمونهای از آن چیزی تبدیل شوند که از آن دفاع میکنند.
اگر از آزادی سخن میگوییم، باید آزادی را در رفتارمان با دیگران تمرین کنیم.
اگر از مسئولیت اجتماعی حرف میزنیم، باید مسئولیت را از خودمان آغاز کنیم.
اگر قدرت را نقد میکنیم، باید مراقب باشیم که همان منطق قدرت را در روابط روزمره خودمان بازتولید نکنیم.
شاید بیداری واقعی زمانی اتفاق بیفتد که جامعهشناسی از سطح گزاره و نظریه فراتر برود و به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شود. زیرا مردم بیش از آنکه به حرفها نگاه کنند، به مثالها نگاه میکنند و شاید در جامعهای که دههها سرکوب را تجربه کرده، تأثیرگذارترین شکل آگاهی نه توضیح دادن نظریهها، بلکه تبدیل شدن به نمونهای زنده از آنها باشد.
مرتبط:
کنشگری در ایران امروز، پایهها و روشها
https://tavaana.org/activism_iran/
@Tavaana_TavaanaTech
❤13👌5👍1
Forwarded from گفتوشنود
محکومیت برسا مالکی، شهروند بهایی ساکن مشهد، به حبس و مجازاتهای تکمیلی
برسا مالکی، شهروند بهایی ساکن مشهد، بر اساس رای صادره از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهرستان، به حبس، جریمه نقدی و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.
▪️جزئیات حکم قضایی
بر اساس حکم ابلاغشده به این شهروند بهایی، وی از بابت اتهام «فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» (موضوع ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی) به مجازاتهای زیر محکوم شده است: دو سال و یک روز حبس تعزیری، هشتاد میلیون تومان جزای نقدی و شش سال محرومیت از حقوق اجتماعی.
▪️سابقه بازداشت و پرونده
آقای مالکی در تاریخ ۲ بهمنماه سال گذشته، همزمان با ۱۱ شهروند دیگر در جریان یک مراسم تولد در مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی پس از سپری کردن دوران بازداشت در زندان وکیلآباد مشهد، سرانجام در تاریخ ۲۶ بهمنماه با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی آزاد شده بود.
▪️تشدید فشارها بر جامعه بهایی
صدور احکام سنگین علیه برسا مالکی در حالی صورت میگیرد که فشارهای امنیتی و قضایی بر جامعه بهاییان در مشهد و سایر نقاط ایران به شکلی سیستماتیک در جریان است. نهادهای امنیتی با استناد به اتهامات مبهم و عقیدتی، به دنبال محدودسازی فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی این اقلیت دینی هستند. این روند که با بازداشتهای گروهی، هجوم به منازل و صدور احکام حبس و محرومیتهای اجتماعی همراه است، بخشی از سیاست کلان حکومت برای سرکوب عقیدتی شهروندان بهایی و ایجاد فضای ارعاب در جامعه است که در سالهای اخیر بهویژه در استان خراسان رضوی با شدت بیشتری دنبال میشود.
#داستان_ما_یکیست
#بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
برسا مالکی، شهروند بهایی ساکن مشهد، بر اساس رای صادره از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهرستان، به حبس، جریمه نقدی و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.
▪️جزئیات حکم قضایی
بر اساس حکم ابلاغشده به این شهروند بهایی، وی از بابت اتهام «فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» (موضوع ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی) به مجازاتهای زیر محکوم شده است: دو سال و یک روز حبس تعزیری، هشتاد میلیون تومان جزای نقدی و شش سال محرومیت از حقوق اجتماعی.
▪️سابقه بازداشت و پرونده
آقای مالکی در تاریخ ۲ بهمنماه سال گذشته، همزمان با ۱۱ شهروند دیگر در جریان یک مراسم تولد در مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی پس از سپری کردن دوران بازداشت در زندان وکیلآباد مشهد، سرانجام در تاریخ ۲۶ بهمنماه با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی آزاد شده بود.
▪️تشدید فشارها بر جامعه بهایی
صدور احکام سنگین علیه برسا مالکی در حالی صورت میگیرد که فشارهای امنیتی و قضایی بر جامعه بهاییان در مشهد و سایر نقاط ایران به شکلی سیستماتیک در جریان است. نهادهای امنیتی با استناد به اتهامات مبهم و عقیدتی، به دنبال محدودسازی فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی این اقلیت دینی هستند. این روند که با بازداشتهای گروهی، هجوم به منازل و صدور احکام حبس و محرومیتهای اجتماعی همراه است، بخشی از سیاست کلان حکومت برای سرکوب عقیدتی شهروندان بهایی و ایجاد فضای ارعاب در جامعه است که در سالهای اخیر بهویژه در استان خراسان رضوی با شدت بیشتری دنبال میشود.
#داستان_ما_یکیست
#بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔9🕊5❤3
Forwarded from گفتوشنود
در جهانی که تعصب، سانسور و نفرت، گفتوگو را دشوارتر از همیشه کرده است، کتابها هنوز از معدود فضاهایی هستند که انسان میتواند در آن با دیگری روبهرو شود؛ بیآنکه ناچار به حذف او باشد. خواندن فقط کسب اطلاعات نیست؛ تمرینی است برای دیدن جهان از زاویهای دیگر، تردیدکردن، پرسیدن و درک تجربههایی که شاید هرگز نزیستهایم.
پروژه «گفتوشنود» بر این باور است که جامعهای آزاد و انسانی، بدون فرهنگ گفتوگو و پذیرش تفاوتها شکل نمیگیرد. از همینرو این مجموعه، که فقط برگزیدهای محدود از آثار متعدد موجود است، در حد توان خود تلاش میکند با معرفی آثاری از حوزههای گوناگون – از تاریخ و دین و فلسفه گرفته تا روانشناسی، ادبیات و نقد اجتماعی – امکان آشنایی با نگاههای متنوع را فراهم کند؛ اندیشههایی که گاه همسو و گاه در تعارض با یکدیگرند اما همگی ما را به اندیشیدن فرامیخوانند.
کتابهایی که در این مجموعه معرفی شدهاند الزاما نماینده یک دیدگاه واحد نیستند. ارزش آنها در گشودن پنجرههایی تازه است که ما را به تامل درباره آزادی، خشونت، ایمان، قدرت، هویت، مدارا، حقیقت و سرنوشت انسان دعوت میکنند.
این کتابچه دعوتی است به خواندن و بیش از آن به گفتوگو؛ گفتوگویی که شاید از یک صفحه آغاز شود اما میتواند به فهمی عمیقتر از خود، دیگری و جامعه بینجامد.
این کتاب را رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/books-ebook/
#کتاب #معرفی_کتاب #دانلود_کتاب #کتاب_الکترونیکی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پروژه «گفتوشنود» بر این باور است که جامعهای آزاد و انسانی، بدون فرهنگ گفتوگو و پذیرش تفاوتها شکل نمیگیرد. از همینرو این مجموعه، که فقط برگزیدهای محدود از آثار متعدد موجود است، در حد توان خود تلاش میکند با معرفی آثاری از حوزههای گوناگون – از تاریخ و دین و فلسفه گرفته تا روانشناسی، ادبیات و نقد اجتماعی – امکان آشنایی با نگاههای متنوع را فراهم کند؛ اندیشههایی که گاه همسو و گاه در تعارض با یکدیگرند اما همگی ما را به اندیشیدن فرامیخوانند.
کتابهایی که در این مجموعه معرفی شدهاند الزاما نماینده یک دیدگاه واحد نیستند. ارزش آنها در گشودن پنجرههایی تازه است که ما را به تامل درباره آزادی، خشونت، ایمان، قدرت، هویت، مدارا، حقیقت و سرنوشت انسان دعوت میکنند.
این کتابچه دعوتی است به خواندن و بیش از آن به گفتوگو؛ گفتوگویی که شاید از یک صفحه آغاز شود اما میتواند به فهمی عمیقتر از خود، دیگری و جامعه بینجامد.
این کتاب را رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/books-ebook/
#کتاب #معرفی_کتاب #دانلود_کتاب #کتاب_الکترونیکی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد حکم اعدام فتحالله آوری، از معترضان اعتراضات در دیماه ۱۴۰۴، در همدان اجرا شد. قوه قضاییه، فتحالله آوری را متهم به «قتل یک مامور انتظامی» کرده بود. جزییاتی از زمان بازداشت و نحوه برگزاری دادگاه فتحالله آوری در دست نیست.
#فتح_الله_آوری #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
#فتح_الله_آوری #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔24
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت ستاره رفیعی
ستاره رفیعی، ۱۹ ساله، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه نارمک تهران با شلیک گلوله به سر جان باخت. خانوادهاش پس از ساعتها جستوجو و بیخبری، پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به محوطه بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
ستاره متولد ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ بود؛ دختری جوان با آرزوهایی که هنوز فرصت زندگیکردن نیافته بودند. او تنها ۱۹ سال داشت؛ سنی که باید سرشار از امید، برنامه برای آینده و تجربههای تازه باشد، اما گلولههای سرکوب فرصت ادامه زندگی را از او گرفتند.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت ستاره رفیعی
ستاره رفیعی، ۱۹ ساله، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه نارمک تهران با شلیک گلوله به سر جان باخت. خانوادهاش پس از ساعتها جستوجو و بیخبری، پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به محوطه بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
ستاره متولد ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ بود؛ دختری جوان با آرزوهایی که هنوز فرصت زندگیکردن نیافته بودند. او تنها ۱۹ سال داشت؛ سنی که باید سرشار از امید، برنامه برای آینده و تجربههای تازه باشد، اما گلولههای سرکوب فرصت ادامه زندگی را از او گرفتند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔20❤9
آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، اعلام کرده است که از اواخر خرداد یا اوایل تیرماه، قطعی برق خانگی آغاز خواهد شد و مردم احتمالا تا سه ماه با خاموشیهای روزانه روبهرو خواهند بود. او از شهروندان خواسته برای حفظ فعالیت صنایع، روزانه دو ساعت قطعی برق را تحمل کنند و این وضعیت را نوعی «ازخودگذشتگی» برای اقتصاد کشور دانسته است.
این در حالی است که بنا بر اعلام مقامهای شرکت توانیر، بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز در شبکه برق کشور فعال هستند. به گفته مسئولان، هر دستگاه ماینر به اندازه مصرف برق ۱۰ واحد مسکونی برق مصرف میکند و مجموع مصرف این ماینرها بیش از ۲۴۰۰ مگاوات برآورد شده است.
ایران همچنین در میان هفت کشور نخست جهان از نظر استخراج رمزارز قرار دارد.
در شرایطی که میلیونها ایرانی در گرمای طاقتفرسای تابستان با خاموشیهای مکرر، اختلال در زندگی روزمره، آسیب به وسایل برقی و مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، پرسش بسیاری از شهروندان این است که چرا هزینه سوءمدیریت، فساد و سیاستهای ناکارآمد باید از زندگی مردم پرداخت شود؟
@Tavaana_TavaanaTech
این در حالی است که بنا بر اعلام مقامهای شرکت توانیر، بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز در شبکه برق کشور فعال هستند. به گفته مسئولان، هر دستگاه ماینر به اندازه مصرف برق ۱۰ واحد مسکونی برق مصرف میکند و مجموع مصرف این ماینرها بیش از ۲۴۰۰ مگاوات برآورد شده است.
ایران همچنین در میان هفت کشور نخست جهان از نظر استخراج رمزارز قرار دارد.
در شرایطی که میلیونها ایرانی در گرمای طاقتفرسای تابستان با خاموشیهای مکرر، اختلال در زندگی روزمره، آسیب به وسایل برقی و مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، پرسش بسیاری از شهروندان این است که چرا هزینه سوءمدیریت، فساد و سیاستهای ناکارآمد باید از زندگی مردم پرداخت شود؟
@Tavaana_TavaanaTech
❤6🕊1
مرکز سایبری پلیس اطلاعات تهران اعلام گرد که ۱۲ شهروند به دلیل آنچه «هنجارشکنی در فضای مجازی» خوانده، تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند. در ادعاهای مطرحشده علیه این افراد، اتهاماتی چون «جنگ روانی»، «ایجاد ناامیدی»، «تبلیغ هنجارشکنی» و «مقابله با ارزشهای جامعه» دیده میشود؛ عباراتی کلی و مبهم که سالهاست برای محدود کردن آزادی بیان و سرکوب صدای منتقدان به کار گرفته میشوند.
این در حالی است که در روزهای اخیر گزارشهای متعددی نیز از بازداشت شهروندان به دلیل استفاده از اینترنت ماهوارهای استارلینک یا فروش دسترسی به اینترنت بدون فیلتر منتشر شده است.
در جمهوری اسلامی، دسترسی آزاد به اطلاعات و اینترنتی بدون سانسور نه یک حق شهروندی، بلکه بهتدریج به یک «پرونده امنیتی» تبدیل شده است. حکومتی که از گردش آزاد اطلاعات هراس دارد، به جای رفع محدودیتها و احترام به حقوق دیجیتال شهروندان، کاربران اینترنت را تحت تعقیب قرار میدهد.
تبدیلکردن حق بدیهی و اولیه اتصال آزاد به اینترنت به یک جرم امنیتی، تنها نشانهای دیگر از تلاش برای کنترل بیشتر جامعه و محدودکردن دسترسی مردم به اطلاعات مستقل است.
#اینترنت_آزاد
@tavaanatech
این در حالی است که در روزهای اخیر گزارشهای متعددی نیز از بازداشت شهروندان به دلیل استفاده از اینترنت ماهوارهای استارلینک یا فروش دسترسی به اینترنت بدون فیلتر منتشر شده است.
در جمهوری اسلامی، دسترسی آزاد به اطلاعات و اینترنتی بدون سانسور نه یک حق شهروندی، بلکه بهتدریج به یک «پرونده امنیتی» تبدیل شده است. حکومتی که از گردش آزاد اطلاعات هراس دارد، به جای رفع محدودیتها و احترام به حقوق دیجیتال شهروندان، کاربران اینترنت را تحت تعقیب قرار میدهد.
تبدیلکردن حق بدیهی و اولیه اتصال آزاد به اینترنت به یک جرم امنیتی، تنها نشانهای دیگر از تلاش برای کنترل بیشتر جامعه و محدودکردن دسترسی مردم به اطلاعات مستقل است.
#اینترنت_آزاد
@tavaanatech
❤8👍3🕊1
Forwarded from گفتوشنود
برج شهیاد، که امروز با نام برج آزادی شناخته میشود، یکی از شناختهشدهترین نمادهای معماری معاصر ایران است؛ بنایی که در آستانه جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ساخته شد و بهتدریج به یکی از مهمترین نشانههای شهری تهران تبدیل شد. اما سرگذشت این بنا تنها به معماری و زیبایی بصری آن محدود نمیشود؛ برج آزادی در طول دهههای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی بزرگی بوده و معانی متفاوتی برای نسلهای مختلف ایرانیان پیدا کرده است.
نوشتار «برج شهیاد» فراتر از تاریخ ساخت یک بنا، به رابطه میان معماری، حافظه جمعی و هویت ملی میپردازد. این مطلب نشان میدهد که چگونه یک اثر معماری میتواند در گذر زمان، از نمادی حکومتی به بخشی از خاطره مشترک یک ملت تبدیل شود و روایتهای گوناگونی را در خود جای دهد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که بناها و نمادهای شهری تنها از سنگ و بتن ساخته نشدهاند؛ بلکه خاطرات، تجربهها و روایتهای تاریخی مردم نیز در شکلگیری معنای آنها نقش دارند. برج آزادی از این منظر، بخشی از تاریخ معاصر ایران و آینهای از دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی کشور به شمار میرود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#معماری #هنر #فرهنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوشتار «برج شهیاد» فراتر از تاریخ ساخت یک بنا، به رابطه میان معماری، حافظه جمعی و هویت ملی میپردازد. این مطلب نشان میدهد که چگونه یک اثر معماری میتواند در گذر زمان، از نمادی حکومتی به بخشی از خاطره مشترک یک ملت تبدیل شود و روایتهای گوناگونی را در خود جای دهد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که بناها و نمادهای شهری تنها از سنگ و بتن ساخته نشدهاند؛ بلکه خاطرات، تجربهها و روایتهای تاریخی مردم نیز در شکلگیری معنای آنها نقش دارند. برج آزادی از این منظر، بخشی از تاریخ معاصر ایران و آینهای از دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی کشور به شمار میرود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#معماری #هنر #فرهنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14👍1
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت پویا درخشان
پویا درخشان، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ همراه دوستانش در محدوده ستارخان تهران حضور داشت؛ روزی که به آخرین روز زندگی او تبدیل شد.
بر اساس روایتهای منتشرشده، در جریان اعتراضات آن روز، مأموران با سلاح وینچستر به سوی مردم شلیک کردند. پویا که تلاش داشت همراه دیگران از محل دور شود، هدف گلوله قرار گرفت و بهشدت مجروح شد.
دوستانش با وجود فضای امنیتی حاکم بر شهر او را به بیمارستان منتقل کردند.
ساعتی بعد، تلاشها برای نجات این نوجوان ۱۷ ساله بینتیجه ماند و پویا جان خود را از دست داد. پیکر او بعدتر در میان پیکرهای منتقلشده به بیمارستان الغدیر شناسایی شد.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت پویا درخشان
پویا درخشان، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ همراه دوستانش در محدوده ستارخان تهران حضور داشت؛ روزی که به آخرین روز زندگی او تبدیل شد.
بر اساس روایتهای منتشرشده، در جریان اعتراضات آن روز، مأموران با سلاح وینچستر به سوی مردم شلیک کردند. پویا که تلاش داشت همراه دیگران از محل دور شود، هدف گلوله قرار گرفت و بهشدت مجروح شد.
دوستانش با وجود فضای امنیتی حاکم بر شهر او را به بیمارستان منتقل کردند.
ساعتی بعد، تلاشها برای نجات این نوجوان ۱۷ ساله بینتیجه ماند و پویا جان خود را از دست داد. پیکر او بعدتر در میان پیکرهای منتقلشده به بیمارستان الغدیر شناسایی شد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔14
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گلولهای که به قلب یک پدر نشست؛ امید قاسمی نافچی در نجفآباد کشته شد
جاویدنام امید قاسمی نافچی، شهروند ۳۷ ساله و پدر دو کودک، روز ۱۸ دی در نجفآباد اصفهان بر اثر اصابت گلوله جنگی مأموران حکومتی به قلبش جان باخت.
از او یک دختر پنجساله و یک پسر ۱۰ ساله به یادگار مانده است. پیکر امید قاسمی نافچی پس از انتقال به زادگاهش، در نافچِ شهرکرد به خاک سپرده شد.
#امید_قاسمی_نافچی
💸 tavaanatech
جاویدنام امید قاسمی نافچی، شهروند ۳۷ ساله و پدر دو کودک، روز ۱۸ دی در نجفآباد اصفهان بر اثر اصابت گلوله جنگی مأموران حکومتی به قلبش جان باخت.
از او یک دختر پنجساله و یک پسر ۱۰ ساله به یادگار مانده است. پیکر امید قاسمی نافچی پس از انتقال به زادگاهش، در نافچِ شهرکرد به خاک سپرده شد.
#امید_قاسمی_نافچی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔16❤1
در روزهایی که افکار عمومی درگیر جنگ، ناامنی، بحران اقتصادی، بیکاری و گرانی است، بسیاری از آسیبهای اجتماعی عمیقتر از گذشته در سایه ماندهاند؛ آسیبهایی که سالها وجود داشتهاند اما امروز کمتر دیده میشوند و کمتر درباره آنها سخن گفته میشود.
کودکهمسری یکی از همین زخمهای کهنه است؛ زخمی که نهتنها درمان نشده، بلکه همچنان نسل به نسل تکرار میشود. روایت یک دختر ۱۴ ساله که پس از یک سال زندگی مشترک، پیش از آنکه حتی تجربه طبیعی بلوغ و نوجوانی را پشت سر بگذارد، برای بارداری به پزشک مراجعه میکند، تصویری از واقعیتی است که هنوز در گوشهوکنار جامعه جریان دارد.
تلختر آنکه در واکنش به این روایت، زنی از تجربه مادربزرگش میگوید؛ دختری ۱۴ ساله در شصت سال پیش که پیش از آغاز قاعدگی به خانه بخت فرستاده شد و برای آنکه بتواند باردار شود، تحت درمان قرار گرفت. دو روایت با فاصلهای حدود شصت سال، اما با شباهتی دردناک: کودکی که فرصت کودکیکردن نیافته است.
این شباهت نشانه شکست ساختارهایی است که باید از کودکان محافظت میکردند.
@Tavaana_TavaanaTech
کودکهمسری یکی از همین زخمهای کهنه است؛ زخمی که نهتنها درمان نشده، بلکه همچنان نسل به نسل تکرار میشود. روایت یک دختر ۱۴ ساله که پس از یک سال زندگی مشترک، پیش از آنکه حتی تجربه طبیعی بلوغ و نوجوانی را پشت سر بگذارد، برای بارداری به پزشک مراجعه میکند، تصویری از واقعیتی است که هنوز در گوشهوکنار جامعه جریان دارد.
تلختر آنکه در واکنش به این روایت، زنی از تجربه مادربزرگش میگوید؛ دختری ۱۴ ساله در شصت سال پیش که پیش از آغاز قاعدگی به خانه بخت فرستاده شد و برای آنکه بتواند باردار شود، تحت درمان قرار گرفت. دو روایت با فاصلهای حدود شصت سال، اما با شباهتی دردناک: کودکی که فرصت کودکیکردن نیافته است.
این شباهت نشانه شکست ساختارهایی است که باید از کودکان محافظت میکردند.
@Tavaana_TavaanaTech
1💔20❤3
Forwarded from گفتوشنود
پنجرهای به جهان گفتوشنود؛ فیلمهایی برای اندیشیدن
دنیای سینما و تلویزیون فقط سرگرمی نیست؛ روشی است برای دیدن جهان با چشمان دیگران. فیلمها و سریالها میتوانند ما را به دل تجربههایی ببرند که هرگز نزیستهایم: ترس و امید؛ تبعیض و عشق؛ خشونت و مقاومت؛ ایمان و تردید؛ و تنهایی و همبستگی. گاه یک فیلم، بیش از دهها مقاله و سخنرانی انسان را به فکر وامیدارد.
پروژه «گفتوشنود» با تکیه بر ارزشهایی چون رواداری، آزادی اندیشه و احترام به تفاوتها کوشیده است فضایی برای مواجهه انتقادی با جهان پیرامون فراهم کند؛ از جمله با معرفی چند اثر سینمایی و تلویزیونی. هر یک از این آثار به شکلی پرسشی مطرح میکند درباره انسان، جامعه، قدرت، مذهب، تبعیض، جنگ، بدن، تکنولوژی، اخلاق، هویت و معنای آزادی.
آثار این مجموعه از ژانرها و جهانهای متفاوتی انتخاب شدهاند؛ از درام و علمی-تخیلی تا مستند و فانتزی. وجه مشترک آنها نه شباهت سبکی بلکه تواناییشان در برانگیختن پرسش و گشودن باب گفتوگو است. بعضی از این آثار آینهای در برابر جامعهاند، بعضی هشداری درباره آینده و برخی یادآور رنجها و امیدهای انسانی.
این کتابچه، که دربردارنده آثاری چند از میان آثار فراوان موجود است، دعوتی است به تماشاکردن با ذهنی باز، به اندیشیدن و به گفتوگو درباره جهانی که در آن زندگی میکنیم و جهانی که آرزو داریم بسازیم.
رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/films-ebook/
لینک در استوری و لینک سایت در بایو صفحه
#فیلم #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دنیای سینما و تلویزیون فقط سرگرمی نیست؛ روشی است برای دیدن جهان با چشمان دیگران. فیلمها و سریالها میتوانند ما را به دل تجربههایی ببرند که هرگز نزیستهایم: ترس و امید؛ تبعیض و عشق؛ خشونت و مقاومت؛ ایمان و تردید؛ و تنهایی و همبستگی. گاه یک فیلم، بیش از دهها مقاله و سخنرانی انسان را به فکر وامیدارد.
پروژه «گفتوشنود» با تکیه بر ارزشهایی چون رواداری، آزادی اندیشه و احترام به تفاوتها کوشیده است فضایی برای مواجهه انتقادی با جهان پیرامون فراهم کند؛ از جمله با معرفی چند اثر سینمایی و تلویزیونی. هر یک از این آثار به شکلی پرسشی مطرح میکند درباره انسان، جامعه، قدرت، مذهب، تبعیض، جنگ، بدن، تکنولوژی، اخلاق، هویت و معنای آزادی.
آثار این مجموعه از ژانرها و جهانهای متفاوتی انتخاب شدهاند؛ از درام و علمی-تخیلی تا مستند و فانتزی. وجه مشترک آنها نه شباهت سبکی بلکه تواناییشان در برانگیختن پرسش و گشودن باب گفتوگو است. بعضی از این آثار آینهای در برابر جامعهاند، بعضی هشداری درباره آینده و برخی یادآور رنجها و امیدهای انسانی.
این کتابچه، که دربردارنده آثاری چند از میان آثار فراوان موجود است، دعوتی است به تماشاکردن با ذهنی باز، به اندیشیدن و به گفتوگو درباره جهانی که در آن زندگی میکنیم و جهانی که آرزو داریم بسازیم.
رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/films-ebook/
لینک در استوری و لینک سایت در بایو صفحه
#فیلم #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت تکاندهنده مژده هاشمی بازرگانی از زندان قزوین؛ «برای اعتراف اجباری مرا شکنجه کردند»
مژده هاشمی بازرگانی، از بازداشتشدگان فروردینماه ۱۴۰۵، در تماس تلفنی با مادر سالمند خود از زندان مرکزی قزوین، از شکنجه، ضربوشتم، اعتراف اجباری و شرایط دشوار دوران بازداشتش سخن گفته است.
خانم هاشمی بازرگانی که همراه مادر سالخورده خود در شهر الوند قزوین زندگی میکرد، شامگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصیاش بازداشت شد. به گفته او، مأموران بدون ارائه توضیح روشن درباره اتهامات، نیمهشب به منزلش یورش برده و وی را با خود بردهاند.
این زندانی سیاسی در بخشی از این تماس میگوید که پس از بازداشت بارها مورد ضربوشتم قرار گرفته و در جریان بازجوییها با لوله، باتوم و سایر ابزارها به سر، گردن و بدنش ضربه زدهاند؛ ضرباتی که به گفته او منجر به آسیبهای جسمی از جمله شکستن دندان، مشکلات قلبی و ادامه یافتن سرگیجه و دردهای جسمی شده است.
مژده هاشمی بازرگانی همچنین میگوید که در دوران بازداشت تحت فشار قرار داشته تا مطالبی را که بازجویان دیکته میکنند امضا کرده و در برابر دوربین بیان کند. او در این تماس تلفنی میگوید که هدف از این اقدامات، تهیه اعترافات اجباری و نمایش او بهعنوان فردی مرتبط با فعالیتهای امنیتی بوده است.
وی همچنین اظهار داشته که بدون اطلاع و رضایتش از او فیلمبرداری شده و تصاویرش از شبکه استانی قزوین پخش شده است.
در بخش دیگری از این تماس، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت مادر سالمند خود، از نگرانی عمیق نسبت به شرایط زندگی او سخن میگوید و تأکید میکند که بهجز مادرش فرد دیگری را ندارد که بتواند امور زندگی و پیگیریهای مربوط به خانواده را بر عهده بگیرد.
مژده هاشمی بازرگانی در این گفتوگو بارها خواستار اعزام به پزشکی قانونی برای بررسی آثار جراحات وارده شده و گفته است که درخواستهایش در این زمینه بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، مژده هاشمی بازرگانی با اتهاماتی از جمله «توهین به رهبری»، «جاسوسی» و «همکاری با اسرائیل و آمریکا» مواجه شده و هماکنون در زندان مرکزی قزوین نگهداری میشود.
#مژده_هاشمی_بازرگانی #بیانیه
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
روایت تکاندهنده مژده هاشمی بازرگانی از زندان قزوین؛ «برای اعتراف اجباری مرا شکنجه کردند»
مژده هاشمی بازرگانی، از بازداشتشدگان فروردینماه ۱۴۰۵، در تماس تلفنی با مادر سالمند خود از زندان مرکزی قزوین، از شکنجه، ضربوشتم، اعتراف اجباری و شرایط دشوار دوران بازداشتش سخن گفته است.
خانم هاشمی بازرگانی که همراه مادر سالخورده خود در شهر الوند قزوین زندگی میکرد، شامگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصیاش بازداشت شد. به گفته او، مأموران بدون ارائه توضیح روشن درباره اتهامات، نیمهشب به منزلش یورش برده و وی را با خود بردهاند.
این زندانی سیاسی در بخشی از این تماس میگوید که پس از بازداشت بارها مورد ضربوشتم قرار گرفته و در جریان بازجوییها با لوله، باتوم و سایر ابزارها به سر، گردن و بدنش ضربه زدهاند؛ ضرباتی که به گفته او منجر به آسیبهای جسمی از جمله شکستن دندان، مشکلات قلبی و ادامه یافتن سرگیجه و دردهای جسمی شده است.
مژده هاشمی بازرگانی همچنین میگوید که در دوران بازداشت تحت فشار قرار داشته تا مطالبی را که بازجویان دیکته میکنند امضا کرده و در برابر دوربین بیان کند. او در این تماس تلفنی میگوید که هدف از این اقدامات، تهیه اعترافات اجباری و نمایش او بهعنوان فردی مرتبط با فعالیتهای امنیتی بوده است.
وی همچنین اظهار داشته که بدون اطلاع و رضایتش از او فیلمبرداری شده و تصاویرش از شبکه استانی قزوین پخش شده است.
در بخش دیگری از این تماس، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت مادر سالمند خود، از نگرانی عمیق نسبت به شرایط زندگی او سخن میگوید و تأکید میکند که بهجز مادرش فرد دیگری را ندارد که بتواند امور زندگی و پیگیریهای مربوط به خانواده را بر عهده بگیرد.
مژده هاشمی بازرگانی در این گفتوگو بارها خواستار اعزام به پزشکی قانونی برای بررسی آثار جراحات وارده شده و گفته است که درخواستهایش در این زمینه بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، مژده هاشمی بازرگانی با اتهاماتی از جمله «توهین به رهبری»، «جاسوسی» و «همکاری با اسرائیل و آمریکا» مواجه شده و هماکنون در زندان مرکزی قزوین نگهداری میشود.
#مژده_هاشمی_بازرگانی #بیانیه
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤2
بر اساس اطلاعات دریافتی، علی چهرقانی، ۲۴ ساله و اهل همدان که از دوران کودکی در یاسوج زندگی میکرد، از اسفندماه ۱۴۰۴ در بازداشت بهسر میبرد و همچنان در وضعیت بلاتکلیف نگهداری میشود.
به گفته نزدیکان این زندانی، نیروهای امنیتی از دیماه ۱۴۰۴ در پی بازداشت او بودند. در یکی از موارد، چندین خودروی نیروهای امنیتی به محل کار وی که در یک گاراژ مکانیکی مشغول به کار بود مراجعه کردند، اما او موفق به ترک محل شد.
بر اساس این گزارش، علی چهرقانی پس از مدتی به یاسوج بازگشت و در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، حدود یک هفته پیش از آغاز نوروز، نیروهای امنیتی با یورش به منزل خانوادگی او، وی را با خشونت، تهدید و در حالی که مسلح بودند بازداشت کردند.
خانواده آقای چهرقانی پس از بازداشت، برای مدتی طولانی از محل نگهداری و وضعیت او بیاطلاع بودند تا اینکه مشخص شد وی به زندان مرکزی یاسوج منتقل شده است. در طول سه ماه گذشته، او تنها چند تماس محدود با خانواده خود داشته است.
به گفته یک منبع مطلع، در تنها ملاقات کوتاهی که برای برادر او فراهم شد، آثار شکنجه و آسیبهای جسمی بر بدن وی مشاهده شده است. منابع مطلع میگویند علی چهرقانی در دوران بازداشت در بازداشتگاه وابسته به نهادهای امنیتی تحت شکنجه قرار گرفته و از جمله ناخنهای او کشیده شده و دندههایش دچار آسیب جدی شده است.
خانواده این زندانی همچنین اعلام کردهاند که در هفتههای اخیر از ملاقات با وی محروم شدهاند و مراجعات و پیگیریهای آنان برای کسب اطلاع از وضعیت پرونده و شرایط نگهداری او بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعاتی که از منابع محلی و افرادی در دادگاه انقلاب یاسوج به دست آمده، نگرانیهای جدی درباره احتمال طرح اتهامی سنگین و در پی آن صدور حکمی سنگین علیه این زندانی وجود دارد، هرچند تاکنون اطلاعات رسمی و روشنی درباره اتهامات انتسابی و روند رسیدگی قضایی به پرونده او منتشر نشده است.
#علی_چهرقانی #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
به گفته نزدیکان این زندانی، نیروهای امنیتی از دیماه ۱۴۰۴ در پی بازداشت او بودند. در یکی از موارد، چندین خودروی نیروهای امنیتی به محل کار وی که در یک گاراژ مکانیکی مشغول به کار بود مراجعه کردند، اما او موفق به ترک محل شد.
بر اساس این گزارش، علی چهرقانی پس از مدتی به یاسوج بازگشت و در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، حدود یک هفته پیش از آغاز نوروز، نیروهای امنیتی با یورش به منزل خانوادگی او، وی را با خشونت، تهدید و در حالی که مسلح بودند بازداشت کردند.
خانواده آقای چهرقانی پس از بازداشت، برای مدتی طولانی از محل نگهداری و وضعیت او بیاطلاع بودند تا اینکه مشخص شد وی به زندان مرکزی یاسوج منتقل شده است. در طول سه ماه گذشته، او تنها چند تماس محدود با خانواده خود داشته است.
به گفته یک منبع مطلع، در تنها ملاقات کوتاهی که برای برادر او فراهم شد، آثار شکنجه و آسیبهای جسمی بر بدن وی مشاهده شده است. منابع مطلع میگویند علی چهرقانی در دوران بازداشت در بازداشتگاه وابسته به نهادهای امنیتی تحت شکنجه قرار گرفته و از جمله ناخنهای او کشیده شده و دندههایش دچار آسیب جدی شده است.
خانواده این زندانی همچنین اعلام کردهاند که در هفتههای اخیر از ملاقات با وی محروم شدهاند و مراجعات و پیگیریهای آنان برای کسب اطلاع از وضعیت پرونده و شرایط نگهداری او بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعاتی که از منابع محلی و افرادی در دادگاه انقلاب یاسوج به دست آمده، نگرانیهای جدی درباره احتمال طرح اتهامی سنگین و در پی آن صدور حکمی سنگین علیه این زندانی وجود دارد، هرچند تاکنون اطلاعات رسمی و روشنی درباره اتهامات انتسابی و روند رسیدگی قضایی به پرونده او منتشر نشده است.
#علی_چهرقانی #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤10🕊2
هومان شایانی در اعتراض به بلاتکلیفی و اتهام محاربه دست به اعتصاب غذا زد
هومان شایانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی، از روز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی قضایی، طرح اتهامات سنگین و آنچه «پروندهسازی» علیه خود میداند، دست به اعتصاب غذا زده است.
هومان شایانی، حدود ۳۳ ساله و اهل نورآباد ممسنی در استان فارس، طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و انتقاد از عملکرد حکومت با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و محاکمه شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون چندین بار بازداشت شده و در مجموع نزدیک به سه سال را در زندان سپری کرده است.
این زندانی سیاسی در دیماه ۱۴۰۴، پیش از آغاز اعتراضات سراسری، بار دیگر با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و اتهامات دیگری که نزدیکانش آنها را بیاساس میدانند، بازداشت شد. او اکنون بیش از پنج ماه است که در زندان نورآباد ممسنی در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای رسیده، دادستانی گتوند در استان خوزستان نیز پروندهای جداگانه علیه آقای شایانی تشکیل داده و اتهام «محاربه از طریق فعالیت تبلیغی در فضای مجازی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی» را به وی تفهیم کرده است؛ اتهامی که در صورت صدور حکم میتواند مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام را در پی داشته باشد.
به گفته نزدیکان هومان شایانی، او در اعتراض به ادامه بازداشت، عدم تعیین تکلیف پروندهها، عدم ادغام پروندههای تشکیلشده در استانهای فارس و خوزستان و همچنین فشارهای قضایی و امنیتی، از ۱۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است.
منابع نزدیک به این زندانی سیاسی میگویند هومان شایانی کارگری زحمتکش است که فعالیتهای او عمدتاً در قالب بیان انتقادات و اعتراض به شرایط موجود صورت گرفته و اکنون با اتهامات سنگین و نگرانکنندهای روبهرو شده است.
نزدیکان این زندانی سیاسی خواستار توجه افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و رسانهها به وضعیت او شدهاند و نسبت به تداوم بازداشت، اعتصاب غذا و پیامدهای احتمالی اتهام محاربه علیه وی ابراز نگرانی میکنند.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_نورآباد
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
هومان شایانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی، از روز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی قضایی، طرح اتهامات سنگین و آنچه «پروندهسازی» علیه خود میداند، دست به اعتصاب غذا زده است.
هومان شایانی، حدود ۳۳ ساله و اهل نورآباد ممسنی در استان فارس، طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و انتقاد از عملکرد حکومت با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و محاکمه شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون چندین بار بازداشت شده و در مجموع نزدیک به سه سال را در زندان سپری کرده است.
این زندانی سیاسی در دیماه ۱۴۰۴، پیش از آغاز اعتراضات سراسری، بار دیگر با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و اتهامات دیگری که نزدیکانش آنها را بیاساس میدانند، بازداشت شد. او اکنون بیش از پنج ماه است که در زندان نورآباد ممسنی در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای رسیده، دادستانی گتوند در استان خوزستان نیز پروندهای جداگانه علیه آقای شایانی تشکیل داده و اتهام «محاربه از طریق فعالیت تبلیغی در فضای مجازی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی» را به وی تفهیم کرده است؛ اتهامی که در صورت صدور حکم میتواند مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام را در پی داشته باشد.
به گفته نزدیکان هومان شایانی، او در اعتراض به ادامه بازداشت، عدم تعیین تکلیف پروندهها، عدم ادغام پروندههای تشکیلشده در استانهای فارس و خوزستان و همچنین فشارهای قضایی و امنیتی، از ۱۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است.
منابع نزدیک به این زندانی سیاسی میگویند هومان شایانی کارگری زحمتکش است که فعالیتهای او عمدتاً در قالب بیان انتقادات و اعتراض به شرایط موجود صورت گرفته و اکنون با اتهامات سنگین و نگرانکنندهای روبهرو شده است.
نزدیکان این زندانی سیاسی خواستار توجه افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و رسانهها به وضعیت او شدهاند و نسبت به تداوم بازداشت، اعتصاب غذا و پیامدهای احتمالی اتهام محاربه علیه وی ابراز نگرانی میکنند.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_نورآباد
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤4🕊1
Forwarded from گفتوشنود
کتاب «باورمندان» با هدف گشایش دری برای شروع یک گفتوگوی تازه در عرصه عمومی نوشته شده است؛ گفتوگویی میان انسانهایی که باورها، سنتهای دینی و نگاههای متفاوتی به جهان دارند، اما در عین حال در جستوجوی معنا، حقیقت و زندگی مسالمتآمیز در کنار یکدیگرند.
این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز میکند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا میکند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفتوگو را بررسی میکند و نشان میدهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیششرط شکلگیری یک جامعه مداراگر است.
«باورمندان» همچنین به تجربههای تاریخی گفتوگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در عین حفظ تفاوتها، زمینهای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنشهای عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلافها، بلکه در جستوجوی راهی برای زیستن با اختلافهاست.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفتوگو است. در جهانی که اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنشها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفتوگوی برابر میان انسانها.
این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفتوگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمیاندیشند.
رایگان دانلود کنید و بخوانید
https://dialog.tavaana.org/believers-book/
#باورمندان #کتاب #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز میکند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا میکند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفتوگو را بررسی میکند و نشان میدهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیششرط شکلگیری یک جامعه مداراگر است.
«باورمندان» همچنین به تجربههای تاریخی گفتوگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در عین حفظ تفاوتها، زمینهای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنشهای عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلافها، بلکه در جستوجوی راهی برای زیستن با اختلافهاست.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفتوگو است. در جهانی که اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنشها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفتوگوی برابر میان انسانها.
این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفتوگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمیاندیشند.
رایگان دانلود کنید و بخوانید
https://dialog.tavaana.org/believers-book/
#باورمندان #کتاب #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌1