فرشته تابانیان، وکیل دادگستری، ساعاتی پیش در شبکه اجتماعی اکس از بیخبری مطلق از وضعیت موکلش، نوید خوشنظر، خبر داد و نوشت:
«موکلم نوید خوشنظر بیش از یک ماه است که از زندان به مکان نامعلومی برده شده است. هیچ اطلاعی نداریم که در کجا و در چه شرایطی نگهداری میشود. مسئولیت مستقیم جان نوید بر عهده دادگستری و زندان است.»
پیشتر نیز این وکیل دادگستری از تداوم بیخبری طولانیمدت از نوید خوشنظر خبر داده بود. به گفته او، نوید پس از مراجعه به اداره اطلاعات ایذه بازداشت شد و از زمان بازداشت، از تماس با خانواده محروم بوده است.
فرشته تابانیان همچنین اعلام کرده بود که اگرچه قرار بازداشت موقت اولیه نوید خوشنظر با اعتراض و ارجاع پرونده به دادگاه نقض شده، اما آزادی او انجام نشده و در ادامه، بدون شفافسازی درباره روند پرونده، اتهام جدیدی به او تفهیم و قرار بازداشت موقت دیگری صادر شده است.
اکنون با گذشت ماهها از بازداشت و در شرایطی که وکیل پرونده از انتقال او به مکانی نامعلوم و بیاطلاعی کامل از وضعیتش خبر میدهد، نگرانیها درباره امنیت و سلامت این بازداشتی افزایش یافته است.
@Tavaana_TavaanaTech
«موکلم نوید خوشنظر بیش از یک ماه است که از زندان به مکان نامعلومی برده شده است. هیچ اطلاعی نداریم که در کجا و در چه شرایطی نگهداری میشود. مسئولیت مستقیم جان نوید بر عهده دادگستری و زندان است.»
پیشتر نیز این وکیل دادگستری از تداوم بیخبری طولانیمدت از نوید خوشنظر خبر داده بود. به گفته او، نوید پس از مراجعه به اداره اطلاعات ایذه بازداشت شد و از زمان بازداشت، از تماس با خانواده محروم بوده است.
فرشته تابانیان همچنین اعلام کرده بود که اگرچه قرار بازداشت موقت اولیه نوید خوشنظر با اعتراض و ارجاع پرونده به دادگاه نقض شده، اما آزادی او انجام نشده و در ادامه، بدون شفافسازی درباره روند پرونده، اتهام جدیدی به او تفهیم و قرار بازداشت موقت دیگری صادر شده است.
اکنون با گذشت ماهها از بازداشت و در شرایطی که وکیل پرونده از انتقال او به مکانی نامعلوم و بیاطلاعی کامل از وضعیتش خبر میدهد، نگرانیها درباره امنیت و سلامت این بازداشتی افزایش یافته است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊11💔4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به وضعیت حامیان جمهوری اسلامی پیش و پس از آتشبس
ویدئویی که در شبکههای اجتماعی مورد توجه کاربران قرار گرفته، به استفاده ابزاری جمهوری اسلامی از برخی حامیان خود و موضوع حجاب اجباری مربوط است.
🔸یکی از افرادی که پیش از آتشبس ویدئویی از او منتشر شده بود که ادعا میکرد تا بحال هیچ کسی درباره وضعیت ظاهر و پوشش به آنها تذکری نداده، اما اکنون در ویدئویی که اخیرا منتشر شده، میگوید که ماموران به او درباره رعایت حجاب اجباری تذکر دادهاند!
برخی کاربران در واکنش به این ویدئو نوشتهاند:
💸 tavaanatech
ویدئویی که در شبکههای اجتماعی مورد توجه کاربران قرار گرفته، به استفاده ابزاری جمهوری اسلامی از برخی حامیان خود و موضوع حجاب اجباری مربوط است.
🔸یکی از افرادی که پیش از آتشبس ویدئویی از او منتشر شده بود که ادعا میکرد تا بحال هیچ کسی درباره وضعیت ظاهر و پوشش به آنها تذکری نداده، اما اکنون در ویدئویی که اخیرا منتشر شده، میگوید که ماموران به او درباره رعایت حجاب اجباری تذکر دادهاند!
برخی کاربران در واکنش به این ویدئو نوشتهاند:
«تا وقتی در قاب دوربین به کارشان میآیید، حامی محسوب میشوید؛ اما وقتی کارشان با شما تمام شد، دوباره باید قوانین قرون وسطایی را با زور و اجبار رعایت کنید!»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9👍7
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عینالله رضازاده جویباری ، روحانی منتقد و زندانی سیاسی محبوس در اوین، در یک فایل صوتی که نسخهای از آن به دست ما رسیده از ضرب و شتم حین درمان توسط نیروهای امنیتی خبر داد.
این زندانی سیاسی که پیشتر به دلیل وضعیت وخیم جسمانی، شامل خونریزی معده و احتمال ابتلا به سرطان، دست به اعتصاب غذا زده بود، روایتگر شکنجهای برنامهریزیشده است.
طبق اظهارات این زندانی، ماموران اعزام، عوامل اطلاعات سپاه و حفاظت فیزیکی بیمارستان، وی را تحتالحفظ به حمام نگهبانی منتقل کرده و برای ساعتها به شکلی وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار دادهاند. این اقدام در حالی صورت گرفته که او به دلیل شرایط حاد پزشکی، توانایی دفاع از خود را نداشته است.
عینالله رضازاده جویباری که از مجتهدین حوزه علمیه، از جانبازان جنگ هشتساله و خانواده شهدای جنگ است، اکنون به دلیل مواضع انتقادی خود علیه استبداد دینی، در زندان اوین تحت فشارها و رفتارهای غیرانسانی قرار دارد.
این روایت تکاندهنده بار دیگر نقض آشکار حقوق زندانیان و بیتوجهی نهادهای امنیتی به بدیهیترین اصول انسانی و درمانی را در پروندههای سیاسی به تصویر میکشد.
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این زندانی سیاسی که پیشتر به دلیل وضعیت وخیم جسمانی، شامل خونریزی معده و احتمال ابتلا به سرطان، دست به اعتصاب غذا زده بود، روایتگر شکنجهای برنامهریزیشده است.
طبق اظهارات این زندانی، ماموران اعزام، عوامل اطلاعات سپاه و حفاظت فیزیکی بیمارستان، وی را تحتالحفظ به حمام نگهبانی منتقل کرده و برای ساعتها به شکلی وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار دادهاند. این اقدام در حالی صورت گرفته که او به دلیل شرایط حاد پزشکی، توانایی دفاع از خود را نداشته است.
عینالله رضازاده جویباری که از مجتهدین حوزه علمیه، از جانبازان جنگ هشتساله و خانواده شهدای جنگ است، اکنون به دلیل مواضع انتقادی خود علیه استبداد دینی، در زندان اوین تحت فشارها و رفتارهای غیرانسانی قرار دارد.
این روایت تکاندهنده بار دیگر نقض آشکار حقوق زندانیان و بیتوجهی نهادهای امنیتی به بدیهیترین اصول انسانی و درمانی را در پروندههای سیاسی به تصویر میکشد.
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔20❤4🕊2
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت محمد رادماننیا
محمد رادماننیا، جوان ۲۹ ساله اهل تهران، شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در محله نظامآباد تهران، حوالی خیابان طاووسی، هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس روایت شاهدان، ماموران ابتدا با گلولههای ساچمهای به سمت محمد شلیک کردند. او پس از اصابت ساچمهها تلاش کرد از محل دور شود، اما دقایقی بعد از پشت سر با گلوله جنگی هدف قرار گرفت و در همان سرکوب خونین کشته شد.
به گفته منابع مطلع، خانواده محمد رادماننیا پس از جانباختن او با فشارهای امنیتی روبهرو شدند.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت محمد رادماننیا
محمد رادماننیا، جوان ۲۹ ساله اهل تهران، شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در محله نظامآباد تهران، حوالی خیابان طاووسی، هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس روایت شاهدان، ماموران ابتدا با گلولههای ساچمهای به سمت محمد شلیک کردند. او پس از اصابت ساچمهها تلاش کرد از محل دور شود، اما دقایقی بعد از پشت سر با گلوله جنگی هدف قرار گرفت و در همان سرکوب خونین کشته شد.
به گفته منابع مطلع، خانواده محمد رادماننیا پس از جانباختن او با فشارهای امنیتی روبهرو شدند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔19
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کیان ۱۳ ساله، پسر کمیل جمشیدی؛ گریه با لباس پدری که دیگر بازنمیگردد
کیان تنها ۱۳ سال دارد؛ نوجوانی که حالا بهجای آغوش پدر، لباس او را در آغوش گرفته است. در این ویدیو، بلوز پدر را روی صورتش گذاشته و آرام، اما با اندوهی سنگین گریه میکند.
پدر او، کمیل جمشیدی، از معترضان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود که شامگاه جمعه ۱۹ دی در شهرک اندیشه هدف گلوله ماموران امنیتی قرار گرفت و جان باخت.
برادر کمیل جمشیدی با انتشار این ویدیو درباره حال کیان نوشته است:
💸 tavaanatech
کیان تنها ۱۳ سال دارد؛ نوجوانی که حالا بهجای آغوش پدر، لباس او را در آغوش گرفته است. در این ویدیو، بلوز پدر را روی صورتش گذاشته و آرام، اما با اندوهی سنگین گریه میکند.
پدر او، کمیل جمشیدی، از معترضان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود که شامگاه جمعه ۱۹ دی در شهرک اندیشه هدف گلوله ماموران امنیتی قرار گرفت و جان باخت.
برادر کمیل جمشیدی با انتشار این ویدیو درباره حال کیان نوشته است:
«هر بار میریم خونه داداشم، دیدن هر چیزی برامون سخت و غیرقابل تحمله، ولی بیقراری کردن کیان ما رو از پا در میاره.
کیان عزیزم، برای تو زود بود که بهجای تن پدرت، لباسش رو در آغوش بگیری و اینطوری گریه کنی.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔27
Forwarded from گفتوشنود
زندگی در جهان بیخدا
دوره آموزشی «خداناباوری و انسانگرایی در عمل» در پاییز ۱۴۰۴ در آموزشکده توانا برگزار شد و اکنون درسنامه آن – شامل متن کامل آموزشی – ارائه میشود. این دوره آموزشی، با هدف آشنایی بیشتر مخاطبان با مفاهیم خداناباوری (Atheism)، ندانمگرایی (Agnosticism) و انسانگرایی (Humanism) تدوین شده است. مدرس این دوره وریا امیری، پژوهشگر فلسفه، است.
در این درسگفتار پیچیدگیهایی که در باب معنی و کاربرد این مفاهیم در کلام روزمره وجود دارد، بررسی میشود و سعی خواهد شد که با توضیحات ساده باورها و جهانبینی آتئسیتها، اگنوستیکها و انسانگراها توضیح داده شود.
این درسنامه در وبسایت گفتوشنود توانا برای دانلود رایگان در دسترس است
https://dialog.tavaana.org/atheism-textbook/
#انسانگرایی #آتئیسم #خداناباوری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دوره آموزشی «خداناباوری و انسانگرایی در عمل» در پاییز ۱۴۰۴ در آموزشکده توانا برگزار شد و اکنون درسنامه آن – شامل متن کامل آموزشی – ارائه میشود. این دوره آموزشی، با هدف آشنایی بیشتر مخاطبان با مفاهیم خداناباوری (Atheism)، ندانمگرایی (Agnosticism) و انسانگرایی (Humanism) تدوین شده است. مدرس این دوره وریا امیری، پژوهشگر فلسفه، است.
در این درسگفتار پیچیدگیهایی که در باب معنی و کاربرد این مفاهیم در کلام روزمره وجود دارد، بررسی میشود و سعی خواهد شد که با توضیحات ساده باورها و جهانبینی آتئسیتها، اگنوستیکها و انسانگراها توضیح داده شود.
این درسنامه در وبسایت گفتوشنود توانا برای دانلود رایگان در دسترس است
https://dialog.tavaana.org/atheism-textbook/
#انسانگرایی #آتئیسم #خداناباوری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👌1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کیان ۱۳ ساله، پسر کمیل جمشیدی؛ گریه با لباس پدری که دیگر بازنمیگردد
کیان تنها ۱۳ سال دارد؛ نوجوانی که حالا بهجای آغوش پدر، لباس او را در آغوش گرفته است. در این ویدیو، بلوز پدر را روی صورتش گذاشته و آرام، اما با اندوهی سنگین گریه میکند.
پدر او، کمیل جمشیدی، از معترضان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود که شامگاه جمعه ۱۹ دی در شهرک اندیشه هدف گلوله ماموران امنیتی قرار گرفت و جان باخت.
برادر کمیل جمشیدی با انتشار این ویدیو درباره حال کیان نوشته است:
💸 tavaanatech
کیان تنها ۱۳ سال دارد؛ نوجوانی که حالا بهجای آغوش پدر، لباس او را در آغوش گرفته است. در این ویدیو، بلوز پدر را روی صورتش گذاشته و آرام، اما با اندوهی سنگین گریه میکند.
پدر او، کمیل جمشیدی، از معترضان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود که شامگاه جمعه ۱۹ دی در شهرک اندیشه هدف گلوله ماموران امنیتی قرار گرفت و جان باخت.
برادر کمیل جمشیدی با انتشار این ویدیو درباره حال کیان نوشته است:
«هر بار میریم خونه داداشم، دیدن هر چیزی برامون سخت و غیرقابل تحمله، ولی بیقراری کردن کیان ما رو از پا در میاره.
کیان عزیزم، برای تو زود بود که بهجای تن پدرت، لباسش رو در آغوش بگیری و اینطوری گریه کنی.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔16
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
دسترسی بدون فیلتر به چتجیپیتی و اسپاتیفای؛
چرا آیپی کاربران ایرانی بهعنوان آیپی آذربایجان شناسایی میشود؟
🔸در روزهای اخیر برخی کاربران متوجه شدهاند که هنگام استفاده از اسپاتیفای، بهجای موسیقیهای ایرانی، با فهرستی از خوانندگان ترک و آذربایجانی روبهرو میشوند. این تغییر ظاهرا ساده، نشانهای از اتفاقی مهمتر در پشت صحنه شبکه است: آیپی شماری از کاربران ایرانی در اسپاتیفای و برخی سرویسهای دیگر، بهعنوان آیپی کشور آذربایجان شناسایی میشود.
گزارش تازه وبسایت زومیت نشان میدهد این اتفاق فقط به اسپاتیفای محدود نیست. برخی وبسایتهای مبتنی بر کلادفلر، از جمله چتجیپیتی و گراک، نیز در شرایط فعلی بدون فیلترشکن باز میشوند. حتی دسترسی مستقیم به وبسایت کلود نیز برای برخی کاربران امکانپذیر شده است. اما این به معنای رفع فیلترینگ یا بازگشت اینترنت آزاد نیست. بر اساس این گزارش، بخشی از ترافیک کاربران بدون اطلاع آنها از مسیر سرورهای واسط خارج از ایران، از جمله آذربایجان، عبور داده میشود.
🔴 همان کاری که فیلترشکن انجام میداد، این بار بدون اجازه کاربر
🔸وحید فرید، کارشناس حوزه اینترنت، در گفتوگو با زومیت توضیح داده است که این سازوکار عملا شبیه عملکرد ویپیانهاست: ترافیک کاربر بهجای آنکه مستقیما به مقصد ارسال شود، ابتدا به یک سرور واسط هدایت میشود و سپس از آنجا به سرویس مورد نظر میرسد. در نتیجه، وبسایت مقصد بهجای آیپی واقعی کاربر، آیپی سرور واسط در کشوری مانند آذربایجان را مشاهده میکند.
فرید این اتفاق را نوعی «دیاناس هایجکینگ» یا دستکاری در مسیر دیاناس توصیف کرده و تأکید کرده است که این کار بدون اراده و مجوز کاربر انجام میشود. به بیان سادهتر، کاربر تصور میکند مستقیما به اسپاتیفای، چتجیپیتی یا سرویس دیگری متصل شده است، اما ترافیک او در پشت صحنه به مسیری هدایت میشود که هیچ اطلاعی از آن ندارد.
🔸در این مدل ممکن است دسترسی به یک سرویس مشخص مانند چتجیپیتی از مسیر جایگزین برقرار شود، اما سایر وبسایتهایی که از زیرساخت کلادفلر استفاده میکنند همچنان مسدود باقی بمانند. در ظاهر، کاربر احساس میکند بخشی از اینترنت آزاد شده است؛ در عمل، فقط چند مسیر گزینشی برای او باز شده و کنترل شبکه حتی دقیقتر و هدفمندتر از گذشته ادامه دارد.
این دیگر صرفا فیلترینگ سنتی نیست. در مدل قدیمی، یک وبسایت بسته میشد و کاربر بهدنبال راهی برای دور زدن محدودیت میرفت. در مدل جدید، همان نهادی که اینترنت را محدود کرده، میتواند چند سرویس منتخب را از مسیرهای کنترلشده باز کند و باقی اینترنت را همچنان پشت دیوار نگه دارد.
🔸این نخستین بار نیست که ترافیک کاربران ایرانی بدون اطلاع آنها از مسیر کشورهای دیگر عبور داده میشود. به نوشته زومیت، در سالهای گذشته نیز برای دسترسی به برخی سرویسهای تحریمشده، آیپی کاربران ایرانی از مسیر کشورهایی مانند آلمان و امارات عبور داده میشد تا آنها بهعنوان کاربران خارجی شناسایی شوند.
🔴 اینترنت آزاد نشده؛ فقط قفس هوشمندتر شده است
باز شدن چتجیپیتی، گراک، کلود یا اسپاتیفای بدون فیلترشکن، در نگاه اول میتواند خبر مثبتی به نظر برسد. اما وقتی این دسترسی نه شفاف است، نه مستقیم، نه اختیاری و نه برابر، نمیتوان نام آن را "رفع فیلترینگ" گذاشت.
🔸اینترنت آزاد یعنی کاربر بداند ترافیکش از چه مسیری عبور میکند، بتواند آزادانه به سرویسهای قانونی دسترسی داشته باشد و مجبور نباشد برای استفاده از چند وبسایت، به شبکهای ناشناس و دستکاریشده اعتماد کند.
آنچه امروز در حال آزمایش است، ظاهرا مدل تازهای از کنترل اینترنت است: نه قطع کامل، نه دسترسی آزاد؛ بلکه شبکهای بسته با چند پنجره کوچک که باز و بسته شدن هرکدام در اختیار حاکمیت است.
🔗 لینک گزارش زومیت
💸 tavaanatech
چرا آیپی کاربران ایرانی بهعنوان آیپی آذربایجان شناسایی میشود؟
🔸در روزهای اخیر برخی کاربران متوجه شدهاند که هنگام استفاده از اسپاتیفای، بهجای موسیقیهای ایرانی، با فهرستی از خوانندگان ترک و آذربایجانی روبهرو میشوند. این تغییر ظاهرا ساده، نشانهای از اتفاقی مهمتر در پشت صحنه شبکه است: آیپی شماری از کاربران ایرانی در اسپاتیفای و برخی سرویسهای دیگر، بهعنوان آیپی کشور آذربایجان شناسایی میشود.
گزارش تازه وبسایت زومیت نشان میدهد این اتفاق فقط به اسپاتیفای محدود نیست. برخی وبسایتهای مبتنی بر کلادفلر، از جمله چتجیپیتی و گراک، نیز در شرایط فعلی بدون فیلترشکن باز میشوند. حتی دسترسی مستقیم به وبسایت کلود نیز برای برخی کاربران امکانپذیر شده است. اما این به معنای رفع فیلترینگ یا بازگشت اینترنت آزاد نیست. بر اساس این گزارش، بخشی از ترافیک کاربران بدون اطلاع آنها از مسیر سرورهای واسط خارج از ایران، از جمله آذربایجان، عبور داده میشود.
🔸وحید فرید، کارشناس حوزه اینترنت، در گفتوگو با زومیت توضیح داده است که این سازوکار عملا شبیه عملکرد ویپیانهاست: ترافیک کاربر بهجای آنکه مستقیما به مقصد ارسال شود، ابتدا به یک سرور واسط هدایت میشود و سپس از آنجا به سرویس مورد نظر میرسد. در نتیجه، وبسایت مقصد بهجای آیپی واقعی کاربر، آیپی سرور واسط در کشوری مانند آذربایجان را مشاهده میکند.
فرید این اتفاق را نوعی «دیاناس هایجکینگ» یا دستکاری در مسیر دیاناس توصیف کرده و تأکید کرده است که این کار بدون اراده و مجوز کاربر انجام میشود. به بیان سادهتر، کاربر تصور میکند مستقیما به اسپاتیفای، چتجیپیتی یا سرویس دیگری متصل شده است، اما ترافیک او در پشت صحنه به مسیری هدایت میشود که هیچ اطلاعی از آن ندارد.
🔸در این مدل ممکن است دسترسی به یک سرویس مشخص مانند چتجیپیتی از مسیر جایگزین برقرار شود، اما سایر وبسایتهایی که از زیرساخت کلادفلر استفاده میکنند همچنان مسدود باقی بمانند. در ظاهر، کاربر احساس میکند بخشی از اینترنت آزاد شده است؛ در عمل، فقط چند مسیر گزینشی برای او باز شده و کنترل شبکه حتی دقیقتر و هدفمندتر از گذشته ادامه دارد.
این دیگر صرفا فیلترینگ سنتی نیست. در مدل قدیمی، یک وبسایت بسته میشد و کاربر بهدنبال راهی برای دور زدن محدودیت میرفت. در مدل جدید، همان نهادی که اینترنت را محدود کرده، میتواند چند سرویس منتخب را از مسیرهای کنترلشده باز کند و باقی اینترنت را همچنان پشت دیوار نگه دارد.
🔸این نخستین بار نیست که ترافیک کاربران ایرانی بدون اطلاع آنها از مسیر کشورهای دیگر عبور داده میشود. به نوشته زومیت، در سالهای گذشته نیز برای دسترسی به برخی سرویسهای تحریمشده، آیپی کاربران ایرانی از مسیر کشورهایی مانند آلمان و امارات عبور داده میشد تا آنها بهعنوان کاربران خارجی شناسایی شوند.
باز شدن چتجیپیتی، گراک، کلود یا اسپاتیفای بدون فیلترشکن، در نگاه اول میتواند خبر مثبتی به نظر برسد. اما وقتی این دسترسی نه شفاف است، نه مستقیم، نه اختیاری و نه برابر، نمیتوان نام آن را "رفع فیلترینگ" گذاشت.
🔸اینترنت آزاد یعنی کاربر بداند ترافیکش از چه مسیری عبور میکند، بتواند آزادانه به سرویسهای قانونی دسترسی داشته باشد و مجبور نباشد برای استفاده از چند وبسایت، به شبکهای ناشناس و دستکاریشده اعتماد کند.
آنچه امروز در حال آزمایش است، ظاهرا مدل تازهای از کنترل اینترنت است: نه قطع کامل، نه دسترسی آزاد؛ بلکه شبکهای بسته با چند پنجره کوچک که باز و بسته شدن هرکدام در اختیار حاکمیت است.
🔗 لینک گزارش زومیت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍2🕊2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهی به وضعیت حامیان جمهوری اسلامی پیش و پس از آتشبس
ویدئویی که در شبکههای اجتماعی مورد توجه کاربران قرار گرفته، به استفاده ابزاری جمهوری اسلامی از برخی حامیان خود و موضوع حجاب اجباری مربوط است.
🔸یکی از افرادی که پیش از آتشبس ویدئویی از او منتشر شده بود که ادعا میکرد تا بحال هیچ کسی درباره وضعیت ظاهر و پوشش به آنها تذکری نداده، اما اکنون در ویدئویی که اخیرا منتشر شده، میگوید که ماموران به او درباره رعایت حجاب اجباری تذکر دادهاند!
برخی کاربران در واکنش به این ویدئو نوشتهاند:
💸 tavaanatech
ویدئویی که در شبکههای اجتماعی مورد توجه کاربران قرار گرفته، به استفاده ابزاری جمهوری اسلامی از برخی حامیان خود و موضوع حجاب اجباری مربوط است.
🔸یکی از افرادی که پیش از آتشبس ویدئویی از او منتشر شده بود که ادعا میکرد تا بحال هیچ کسی درباره وضعیت ظاهر و پوشش به آنها تذکری نداده، اما اکنون در ویدئویی که اخیرا منتشر شده، میگوید که ماموران به او درباره رعایت حجاب اجباری تذکر دادهاند!
برخی کاربران در واکنش به این ویدئو نوشتهاند:
«تا وقتی در قاب دوربین به کارشان میآیید، حامی محسوب میشوید؛ اما وقتی کارشان با شما تمام شد، دوباره باید قوانین قرون وسطایی را با زور و اجبار رعایت کنید!»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👍4
لازمهی تشخص در مبارزه!
✍️ حميدرضا شعبانی
(نشر دف)
▫️برای جامعهی مدنی ایران که اینروزها ناامیدتر از همیشه است!
هراس و ناامیدی جامعهی مدنی ایران از آینده، در وضعیت پیچیدهای که هم جنگ و هم صلح، هردو مقدمتا، دستآوردهای چندین سال مبارزهی آرام و تدریجی و خونبهای سنگین و دردناک آنرا هدفِ نابودی قرار داده، بسیار قابل درک است. چه جنگ و چه صلح آمریکا و اسرائیل با جمهوریاسلامی (که من شخصاً به آن بسیار مشکوکم!) و چه حتا فروپاشی ناگهانی حکومت و جایگزینی نیرویی جدید که مدلی آشنا در خاورمیانه است، همه در محدودهی هستْبودِ قدرت و منافع ناشی از قدرت، معنا میشوند. پرسش ایناست:
جامعهی مدنی (یعنی مردم و جامعهای که مستقل از حکومت، مستقل از مناسبات بازار و اقتصاد جهانی، جایی میان فرد/خانواده و حکومت، بیرون از کسب سود و قدرت، در مقام عرصهی کُنش و تنها خیرخواه بهبود کیفیت زندگی خود ایستادهاند) با کدام چشمانداز آینده، و چگونه میتوانند به پایداری خود و نهادهای وابسته به خود امیدوار باشند؟
ما میدانیم که وضعیت معیشت در پایینترین سطح نمودار چند دههی اخیر است. میدانیم حکومت برای حفظ و بقای خود مطالبات مدنی مردم، از حق انتخاب سبک زندگیِ آزاد (مانند حجاب) گرفته تا حق دسترسی به اطلاعات و اخبار را با مصوبات قانونی و یا شوآفهای نمایشی ممنوع کردهاست. میدانیم که بزرگترین زندان روزنامهنگاران جهانایم و بیش از هشتاددرصد از اعدامهای دنیا (که حتا نام آنهم در جهان مُدرن، هراس و ناامیدی میافکند) برای نمایش آن اقتدار و سرکوب در کشور ما رخ میدهد! میدانیم جنگ بهطور طبیعی و صلح با ظاهرِ «شکست مفتضحانه دشمن» هر دو بهمعنای آشتی حاکمان با ملت نیست. میدانیم حکومت، بهطور مستمر تلاش میکند روایت مطالبات مدنی جامعه را نزد وابستگان یا هواداران خود «بیخاصیت، فاسد اخلاقی، وابسته به دشمن و یا حتا بیمقدار و ناموجود» بهقولی بهاندازهی «خس و خاشاک» تفسیر یا تعبیر کند. همچنین میدانیم در وضعیت چنین انسدادی، احتمال قهریشدن، به زیرزمین رفتن و خشنشدن مبارزات مدنی وجود دارد، هرچند تجربهی تاریخی مسلح شدن جنبشهای اجتماعی (دستکم در ١٢٠ سال گذشته) هرگونه خشونت سازمانیافته را -چنانکه حکومتها از امتیاز آن برای دوام خود بهرهمنداند- بهدلایل ذاتیاش، بهنفع استقرار حقوق مدنی ملتها یا دموکراسی پایدارِ آنها، نهادینه نکردهاست. امروز، بهتر از هر زمان میدانیم که بهدلیل امواج شدید نفرت میان گروههای فکری ایران، اپوزیسیون هم (که حالا خود، به بخش مهمی از این نفرت بدل شده) قادر نیست برایمان صلح و آزادی و آرامش بههمراه بیاورد. ما به هستهی سخت یکی از مهمترین مباحث جامعهشناسی در جنبشهای اجتماعی اصابت کردهایم و اگرچه برای حل مسئله حکم قطعی و سادهای وجود ندارد، ولی الگوهای قوی و غالبی وجود دارد که درصورت کاربستِ موفق آنها، ممکن است بتوانیم (چه در ادامهی جنگ و چه در صلحی که منجر به جریتر شدن حاکمیت است، و چه حتا در فروپاشی یا تغییر نظم سیاسی) یکی از پایدارترین دموکراسیها را از دل همین وضع موجود در میان کشورهای خاورمیانه رقم بزنیم.
اگر جنبش مدنی ایران بتواند جامعهای موازی (Parallel Society) و متشخص -که من تمام سرمایهی اجتماعی ساخت و ظهور هدفمند آنرا، بهخصوص در میان نسلهای جوانتر میبینم- در درون همین جامعهی کنونی بسازد و ستون فقرات این «جامعه در جامعه» را بهلحاظ نرمافزاری، ارزشهای مدنی و بهخصوص پذیرش حق رأی و نظرات غیرتمامیتخواه دیگران قراردهد، آنگاه نخستین دستآورد آن، تغییر مسیر ماشینیست که همه در آن سواریم. طوریکه تمام تلاش نیروی پوزیسیون برای حفظ ارزشهای اساطیری که حالا دیگر کارکردش را از دست داده، و همچنین تلاش اپوزیسیون یا دولتهای معارضی که برای حذف و تعویض این رانندگان (بهتعبیری؛ نزاع مبتنی بر سطح قدرت) میکوشند، تابعی از این جامعهی نوین میگردد، نه محاط یا متبوع آن!
در حقیقت این جامعهی موازی یا «جامعه در جامعه» از زمان جنبش مهسا بهبعد، در ایران بهشکل مشهودی متولد شدهاست، اما باید بهسرعت شخصیت یابد و دستگاه فکری و اخلاقی خود را (با نگاهی به تجربهی سایر ملل) چنان فراگیر کند تا هم ابزار خشن سرکوب از دست حکومت خارج شود، و هم با استقرار ارزشهای مدنی در درون خود، امکان اَمن و کماضطراب زیستپذیری ممکنتر برای سایر بخشهای جامعه فراهم کند. بهنحوی که حتا وفادارترین نیروهای فکری طرفدار حاکمیت، بهسمت آن جابهجا گردد!
ارزش هر دستآورد جمعی متناسب با بهای درایتی است که برای آن صَرف میکنیم و لازمهی چنین تشخُصی در مبارزه، استواری و امید تا آخرین روز زندگی است.▪️
این مطلب از کانال تلگرامی نشر دف برداشته شده است.
#جامعه_مدنی #آزادی #مبارزه_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
✍️ حميدرضا شعبانی
(نشر دف)
▫️برای جامعهی مدنی ایران که اینروزها ناامیدتر از همیشه است!
هراس و ناامیدی جامعهی مدنی ایران از آینده، در وضعیت پیچیدهای که هم جنگ و هم صلح، هردو مقدمتا، دستآوردهای چندین سال مبارزهی آرام و تدریجی و خونبهای سنگین و دردناک آنرا هدفِ نابودی قرار داده، بسیار قابل درک است. چه جنگ و چه صلح آمریکا و اسرائیل با جمهوریاسلامی (که من شخصاً به آن بسیار مشکوکم!) و چه حتا فروپاشی ناگهانی حکومت و جایگزینی نیرویی جدید که مدلی آشنا در خاورمیانه است، همه در محدودهی هستْبودِ قدرت و منافع ناشی از قدرت، معنا میشوند. پرسش ایناست:
جامعهی مدنی (یعنی مردم و جامعهای که مستقل از حکومت، مستقل از مناسبات بازار و اقتصاد جهانی، جایی میان فرد/خانواده و حکومت، بیرون از کسب سود و قدرت، در مقام عرصهی کُنش و تنها خیرخواه بهبود کیفیت زندگی خود ایستادهاند) با کدام چشمانداز آینده، و چگونه میتوانند به پایداری خود و نهادهای وابسته به خود امیدوار باشند؟
ما میدانیم که وضعیت معیشت در پایینترین سطح نمودار چند دههی اخیر است. میدانیم حکومت برای حفظ و بقای خود مطالبات مدنی مردم، از حق انتخاب سبک زندگیِ آزاد (مانند حجاب) گرفته تا حق دسترسی به اطلاعات و اخبار را با مصوبات قانونی و یا شوآفهای نمایشی ممنوع کردهاست. میدانیم که بزرگترین زندان روزنامهنگاران جهانایم و بیش از هشتاددرصد از اعدامهای دنیا (که حتا نام آنهم در جهان مُدرن، هراس و ناامیدی میافکند) برای نمایش آن اقتدار و سرکوب در کشور ما رخ میدهد! میدانیم جنگ بهطور طبیعی و صلح با ظاهرِ «شکست مفتضحانه دشمن» هر دو بهمعنای آشتی حاکمان با ملت نیست. میدانیم حکومت، بهطور مستمر تلاش میکند روایت مطالبات مدنی جامعه را نزد وابستگان یا هواداران خود «بیخاصیت، فاسد اخلاقی، وابسته به دشمن و یا حتا بیمقدار و ناموجود» بهقولی بهاندازهی «خس و خاشاک» تفسیر یا تعبیر کند. همچنین میدانیم در وضعیت چنین انسدادی، احتمال قهریشدن، به زیرزمین رفتن و خشنشدن مبارزات مدنی وجود دارد، هرچند تجربهی تاریخی مسلح شدن جنبشهای اجتماعی (دستکم در ١٢٠ سال گذشته) هرگونه خشونت سازمانیافته را -چنانکه حکومتها از امتیاز آن برای دوام خود بهرهمنداند- بهدلایل ذاتیاش، بهنفع استقرار حقوق مدنی ملتها یا دموکراسی پایدارِ آنها، نهادینه نکردهاست. امروز، بهتر از هر زمان میدانیم که بهدلیل امواج شدید نفرت میان گروههای فکری ایران، اپوزیسیون هم (که حالا خود، به بخش مهمی از این نفرت بدل شده) قادر نیست برایمان صلح و آزادی و آرامش بههمراه بیاورد. ما به هستهی سخت یکی از مهمترین مباحث جامعهشناسی در جنبشهای اجتماعی اصابت کردهایم و اگرچه برای حل مسئله حکم قطعی و سادهای وجود ندارد، ولی الگوهای قوی و غالبی وجود دارد که درصورت کاربستِ موفق آنها، ممکن است بتوانیم (چه در ادامهی جنگ و چه در صلحی که منجر به جریتر شدن حاکمیت است، و چه حتا در فروپاشی یا تغییر نظم سیاسی) یکی از پایدارترین دموکراسیها را از دل همین وضع موجود در میان کشورهای خاورمیانه رقم بزنیم.
اگر جنبش مدنی ایران بتواند جامعهای موازی (Parallel Society) و متشخص -که من تمام سرمایهی اجتماعی ساخت و ظهور هدفمند آنرا، بهخصوص در میان نسلهای جوانتر میبینم- در درون همین جامعهی کنونی بسازد و ستون فقرات این «جامعه در جامعه» را بهلحاظ نرمافزاری، ارزشهای مدنی و بهخصوص پذیرش حق رأی و نظرات غیرتمامیتخواه دیگران قراردهد، آنگاه نخستین دستآورد آن، تغییر مسیر ماشینیست که همه در آن سواریم. طوریکه تمام تلاش نیروی پوزیسیون برای حفظ ارزشهای اساطیری که حالا دیگر کارکردش را از دست داده، و همچنین تلاش اپوزیسیون یا دولتهای معارضی که برای حذف و تعویض این رانندگان (بهتعبیری؛ نزاع مبتنی بر سطح قدرت) میکوشند، تابعی از این جامعهی نوین میگردد، نه محاط یا متبوع آن!
در حقیقت این جامعهی موازی یا «جامعه در جامعه» از زمان جنبش مهسا بهبعد، در ایران بهشکل مشهودی متولد شدهاست، اما باید بهسرعت شخصیت یابد و دستگاه فکری و اخلاقی خود را (با نگاهی به تجربهی سایر ملل) چنان فراگیر کند تا هم ابزار خشن سرکوب از دست حکومت خارج شود، و هم با استقرار ارزشهای مدنی در درون خود، امکان اَمن و کماضطراب زیستپذیری ممکنتر برای سایر بخشهای جامعه فراهم کند. بهنحوی که حتا وفادارترین نیروهای فکری طرفدار حاکمیت، بهسمت آن جابهجا گردد!
ارزش هر دستآورد جمعی متناسب با بهای درایتی است که برای آن صَرف میکنیم و لازمهی چنین تشخُصی در مبارزه، استواری و امید تا آخرین روز زندگی است.▪️
این مطلب از کانال تلگرامی نشر دف برداشته شده است.
#جامعه_مدنی #آزادی #مبارزه_مدنی
@Tavaana_TavaanaTech
❤4👍2👌2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت خشونتآمیز پارسا نجفی، شهروند ۱۹ ساله بهایی در اصفهان همراه با تفتیش منزل
پارسا نجفی، شهروند ۱۹ ساله بهایی ساکن اصفهان، روز شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ توسط ماموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت و به زندان مرکزی اصفهان منتقل شد. گزارشها حاکی از آن است که این بازداشت با رفتارهای خشن و توهینآمیز مأموران همراه بوده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی حوالی ساعت ۹:۳۰ صبح روز شنبه با یورش به منزل خانواده نجفی، اقدام به بازداشت این شهروند جوان کردند. در جریان این عملیات، ماموران منزل خانوادگی او را مورد تفتیش قرار داده و وسایل شخصی متعلق به پارسا و اعضای خانوادهاش، از جمله تلفنهای همراه، لپتاپهای شخصی، کارتهای بانکی، مدارک هویتی، گذرنامه، تابلوها و کتابهای درسی و آموزشی را ضبط کردند.
تا لحظه تنظیم این خبر، از دلایل بازداشت و اتهامات انتسابی به آقای نجفی اطلاعی در دست نیست. این در حالی است که محل سکونت این خانواده پیشتر نیز در دیماه ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی مورد تفتیش قرار گرفته بود.
خانواده این جوان ۱۹ ساله تنها از طریق یک تماس تلفنی کوتاه از انتقال او به زندان مطلع شدهاند و همچنان در بیخبری مطلق از وضعیت حقوقی فرزندشان به سر میبرند.
بازداشت پارسا نجفی در ادامه موج گسترده و سیستماتیک سرکوب جامعه بهاییان در ایران صورت میگیرد. نهادهای امنیتی در اصفهان، به عنوان یکی از کانونهای اصلی فشار بر اقلیتهای دینی، در سالهای اخیر با اتخاذ رویکردهای خشونتآمیز، اقدام به بازداشتهای خودسرانه، یورش به منازل و ضبط اموال شخصی شهروندان کردهاند.
این برخوردهای غیرقانونی، بخشی از استراتژی کلان حکومت برای محدودسازی فعالیتهای اجتماعی بهاییان و ایجاد فضای ارعاب در میان اقلیتهای عقیدتی است. استفاده از رفتارهای توهینآمیز، بلاتکلیفیهای طولانیمدت در بازداشتگاهها و پروندهسازیهای بدون استناد قانونی، نه تنها حقوق بنیادین این شهروندان را نقض میکند، بلکه با هدف قرار دادن نسل جوان بهایی، نشاندهنده تلاش سیستماتیک حاکمیت برای حذف یا انزوای کامل این جامعه از چرخه حیات اجتماعی و مدنی کشور است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #پارسا_نجفی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پارسا نجفی، شهروند ۱۹ ساله بهایی ساکن اصفهان، روز شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ توسط ماموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت و به زندان مرکزی اصفهان منتقل شد. گزارشها حاکی از آن است که این بازداشت با رفتارهای خشن و توهینآمیز مأموران همراه بوده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی حوالی ساعت ۹:۳۰ صبح روز شنبه با یورش به منزل خانواده نجفی، اقدام به بازداشت این شهروند جوان کردند. در جریان این عملیات، ماموران منزل خانوادگی او را مورد تفتیش قرار داده و وسایل شخصی متعلق به پارسا و اعضای خانوادهاش، از جمله تلفنهای همراه، لپتاپهای شخصی، کارتهای بانکی، مدارک هویتی، گذرنامه، تابلوها و کتابهای درسی و آموزشی را ضبط کردند.
تا لحظه تنظیم این خبر، از دلایل بازداشت و اتهامات انتسابی به آقای نجفی اطلاعی در دست نیست. این در حالی است که محل سکونت این خانواده پیشتر نیز در دیماه ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی مورد تفتیش قرار گرفته بود.
خانواده این جوان ۱۹ ساله تنها از طریق یک تماس تلفنی کوتاه از انتقال او به زندان مطلع شدهاند و همچنان در بیخبری مطلق از وضعیت حقوقی فرزندشان به سر میبرند.
بازداشت پارسا نجفی در ادامه موج گسترده و سیستماتیک سرکوب جامعه بهاییان در ایران صورت میگیرد. نهادهای امنیتی در اصفهان، به عنوان یکی از کانونهای اصلی فشار بر اقلیتهای دینی، در سالهای اخیر با اتخاذ رویکردهای خشونتآمیز، اقدام به بازداشتهای خودسرانه، یورش به منازل و ضبط اموال شخصی شهروندان کردهاند.
این برخوردهای غیرقانونی، بخشی از استراتژی کلان حکومت برای محدودسازی فعالیتهای اجتماعی بهاییان و ایجاد فضای ارعاب در میان اقلیتهای عقیدتی است. استفاده از رفتارهای توهینآمیز، بلاتکلیفیهای طولانیمدت در بازداشتگاهها و پروندهسازیهای بدون استناد قانونی، نه تنها حقوق بنیادین این شهروندان را نقض میکند، بلکه با هدف قرار دادن نسل جوان بهایی، نشاندهنده تلاش سیستماتیک حاکمیت برای حذف یا انزوای کامل این جامعه از چرخه حیات اجتماعی و مدنی کشور است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #پارسا_نجفی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔12❤6🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عبدالرسول مرتضوی از زندان اصفهان: صدها بازداشتشده دیماه ۱۴۰۴ تحت شکنجه قرار گرفتهاند
عبدالرسول مرتضوی، زندانی سیاسی، جانباز جنگ که سالهاست در زندان به سر میبرد، در یک تماس تلفنی با انتشار نامهای خطاب به سید مجتبی حسینی خامنهای، از آنچه «شکنجه گسترده بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴» در بازداشتگاههای امنیتی و زندان مرکزی اصفهان خواند، پرده برداشت.
مرتضوی در این نامه اعلام کرده است که پس از اعلام خبر درگذشت رهبر جمهوری اسلامی، با دستور دادستانی اصفهان به بازداشتگاه اداره اطلاعات اصفهان موسوم به «الفسا» منتقل شده و حدود ۴۰ روز، از دهم اسفند ۱۴۰۴ تا هجدهم فروردین ۱۴۰۵، در کنار شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در این بازداشتگاه نگهداری شده است.
او میگوید در مدت حضور خود، آثار شکنجه را بر بدن بسیاری از بازداشتشدگان مشاهده کرده و همچنین بارها صدای ضربوشتم و فریادهای آنان را شنیده است. به گفته این زندانی سیاسی، قطع ارتباط با خانواده، نگهداری در سلولهای کوچک، روشن بودن دائمی چراغهای پرنور، محدودیت شدید استفاده از هوای آزاد، تغذیه نامناسب، رفتارهای تحقیرآمیز و بازجوییهای همراه با ضربوشتم از جمله فشارهایی بوده که بر بازداشتشدگان اعمال شده است.
مرتضوی در نامه خود نام بیش از بیست نفر از افرادی را که به گفته او در این بازداشتگاه تحت شکنجه قرار گرفتهاند، ذکر کرده و افزوده است که هماکنون نیز صدها نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در بندهای مختلف زندان مرکزی اصفهان نگهداری میشوند و همگی تجربه شکنجه و بدرفتاری را پشت سر گذاشتهاند.
این زندانی سیاسی همچنین به وقایع پس از شورش زندان مرکزی اصفهان در یازدهم فروردین ۱۴۰۵ اشاره کرده و مدعی شده است که پس از آن رویداد، شمار زیادی از زندانیان عادی برای گرفتن اعتراف درباره آتشسوزی بخشهایی از زندان، تحت شکنجه و ضربوشتم شدید قرار گرفتهاند.
مرتضوی در بخش دیگری از نامه خود با استناد به اصول ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی، که شکنجه و هتک حرمت زندانیان را ممنوع اعلام کردهاند، پرسیده است که آیا این اصول صرفاً جنبه تزئینی دارند یا قرار است در عمل نیز اجرا شوند.
او در پایان خواستار مجازات عاملان شکنجه و بدرفتاری با زندانیان شده و هشدار داده است که هرگونه اعمال محدودیت جدید علیه او پس از انتشار این نامه میتواند نشانهای از بیتوجهی مسئولان به گزارشهای مطرحشده درباره نقض حقوق زندانیان باشد.
#عبدالرسول_مرتضوی #شکنجه #اصفهان #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
عبدالرسول مرتضوی، زندانی سیاسی، جانباز جنگ که سالهاست در زندان به سر میبرد، در یک تماس تلفنی با انتشار نامهای خطاب به سید مجتبی حسینی خامنهای، از آنچه «شکنجه گسترده بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴» در بازداشتگاههای امنیتی و زندان مرکزی اصفهان خواند، پرده برداشت.
مرتضوی در این نامه اعلام کرده است که پس از اعلام خبر درگذشت رهبر جمهوری اسلامی، با دستور دادستانی اصفهان به بازداشتگاه اداره اطلاعات اصفهان موسوم به «الفسا» منتقل شده و حدود ۴۰ روز، از دهم اسفند ۱۴۰۴ تا هجدهم فروردین ۱۴۰۵، در کنار شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه در این بازداشتگاه نگهداری شده است.
او میگوید در مدت حضور خود، آثار شکنجه را بر بدن بسیاری از بازداشتشدگان مشاهده کرده و همچنین بارها صدای ضربوشتم و فریادهای آنان را شنیده است. به گفته این زندانی سیاسی، قطع ارتباط با خانواده، نگهداری در سلولهای کوچک، روشن بودن دائمی چراغهای پرنور، محدودیت شدید استفاده از هوای آزاد، تغذیه نامناسب، رفتارهای تحقیرآمیز و بازجوییهای همراه با ضربوشتم از جمله فشارهایی بوده که بر بازداشتشدگان اعمال شده است.
مرتضوی در نامه خود نام بیش از بیست نفر از افرادی را که به گفته او در این بازداشتگاه تحت شکنجه قرار گرفتهاند، ذکر کرده و افزوده است که هماکنون نیز صدها نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در بندهای مختلف زندان مرکزی اصفهان نگهداری میشوند و همگی تجربه شکنجه و بدرفتاری را پشت سر گذاشتهاند.
این زندانی سیاسی همچنین به وقایع پس از شورش زندان مرکزی اصفهان در یازدهم فروردین ۱۴۰۵ اشاره کرده و مدعی شده است که پس از آن رویداد، شمار زیادی از زندانیان عادی برای گرفتن اعتراف درباره آتشسوزی بخشهایی از زندان، تحت شکنجه و ضربوشتم شدید قرار گرفتهاند.
مرتضوی در بخش دیگری از نامه خود با استناد به اصول ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی، که شکنجه و هتک حرمت زندانیان را ممنوع اعلام کردهاند، پرسیده است که آیا این اصول صرفاً جنبه تزئینی دارند یا قرار است در عمل نیز اجرا شوند.
او در پایان خواستار مجازات عاملان شکنجه و بدرفتاری با زندانیان شده و هشدار داده است که هرگونه اعمال محدودیت جدید علیه او پس از انتشار این نامه میتواند نشانهای از بیتوجهی مسئولان به گزارشهای مطرحشده درباره نقض حقوق زندانیان باشد.
#عبدالرسول_مرتضوی #شکنجه #اصفهان #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17❤6💔6