آموزشکده توانا
48.6K subscribers
42.2K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
پادگان هم‌شکل‌ها یا زیست‌بوم تنوع دفاعیه‌ای بر حق متفاوت‌بودن

وقتی واسیلی گروسمان، نویسنده و خبرنگار روس، در میان ویرانه‌های جنگ جهانی دوم و زیر سایه سنگین توتالیتیاریسم قلم می‌زد، کاوشگر روح آسیب‌دیده انسان بود. او در دل سیاه‌ترین دوران‌های تاریخ، حقیقت بیدارکننده‌ای را صورت‌بندی کرد: «اجتماع انسانی یک هدف عمده دارد، و آن هم دفاع از حق انسان‌ها برای متفاوت‌بودن.»

استبداد همواره با یک رویای ویرانگر آغاز می‌شود: «یکدست‌سازی.» سیستم‌های تمامیت‌خواه، تنوع را نه ثروت، بلکه تهدیدی علیه اقتدار خود می‌بینند. آن‌ها انسان‌ها را سلول‌هایی هم‌شکل می‌خواهند که بی‌هیچ مقاونتی در قالب ایدئولوژی حاکم جای گیرند. اما گروسمان به ما یادآوری می‌کند که شکوه‌مندی انسان، دقیقا در ناهمگونیِ اوست؛ در اینکه هیچ دو نگاه، هیچ دو عقیده و هیچ دو سبک زیستنی کاملا یکسان نیستند.

برای جامعه ما که ده‌ها سال فشار سنگینِ یکسان‌سازی اجباری، حذف «دیگری» و انکار تفاوت‌ها را تجربه کرده، پیام گروسمان نه یک نظریه انتزاعی، بلکه طنین یک نیاز حیاتی است. ما با گوشت و پوست خود لمس کرده‌ایم که وقتی حق متفاوت‌بودن ستانده شود، جامعه به مسلخ هویت‌ها تبدیل می‌گردد و نخستین قربانی، خودِ مفهوم «کرامت انسانی» است.

جامعه واقعی و آزاد، پادگانی یک‌رنگ نیست؛ زیست‌بومی است که حیاتی‌ترین شرط بقایش، همین کثرت و تنوع است. دفاع از حق متفاوت‌بودن، تجملی روشنفکرانه یا صلاحدیدی سیاسی نیست؛ بلکه پایه‌ای‌ترین ساختار اخلاقی برای همزیستی است. پیام گروسمان جان‌کلام آزادی است: اجتماع تنها زمانی نام «انسانی» را به استحقاق می‌یابد که سایه‌ساری باشد برای تمام رنگ‌ها و باورها، بی‌آنکه کسی به‌جرم «خودش بودن» به حاشیه رانده شود.

#تکثر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍5
Forwarded from گفت‌وشنود
کثرت‌گرایی و نهاد قدرت
چرا بی‌طرفی حکومت در قبال باورها اهمیت دارد؟

در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران، واژه «سکولاریسم» همواره با چالش‌ها و سوءبرداشت‌های فراوانی روبه‌رو بوده است.

در حالی که مخالفان این اندیشه اغلب آن را مترادف با بی‌دینی یا ستیز با مذهب معرفی می‌کنند، نظریه‌پردازان سیاسی آن را نظامی کارآمد برای اداره جوامع کثرت‌گرا می‌دانند.

از این منظر، سکولاریسم به معنای حذف دین از زندگی شخصی یا اجتماعی شهروندان نیست، بلکه بر تفکیک نهاد دین از نهاد دولت تاکید دارد. در یک ساختار سکولار، حکومت بر پایه احکام شریعت یک آیین خاص اداره نمی‌شود، بلکه مبنای تصمیم‌گیری‌های کلان، اصول عقلانی، حقوق بشر و اجماع عمومی است و دولت موظف است در قبال تمامی باورهای دینی و غیردینی موضعی بی‌طرفانه اتخاذ کند.

بحث درباره این مفاهیم انتزاعی زمانی جنبه ملموس‌تری پیدا می‌کند که به داده‌های میدانی و واقعیت‌های جامعه نگاهی بیندازیم. نتایج یک نظرسنجی سراسری که در پاییز ۱۴۰۲ تحت عنوان «ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» از سوی نهادهای مرتبط در ایران انجام شد، زوایای تازه‌ای از تحولات فکری شهروندان را نمایان ساخت. این پیمایش که به دلیل محتوای حساس با طبقه‌بندی محرمانه تهیه شد و بازتاب رسمی محدودی داشت، نشان داد که اکثریت قاطع شرکت‌کنندگان خواستار جدایی نهاد دین از نهاد سیاست هستند.

این شکاف میان رویکردهای رسمی و مطالبات بدنه جامعه، نشان‌دهنده دگرگونی عمیق در الگوهای ذهنی و زیست‌جهان نسل‌های مختلف ایرانی است. جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسش‌های بنیادین درباره شیوه حکمرانی و مشروعیت نهادهای قدرت روبه‌روست.

بررسی این تحولات و پذیرش واقعیت کثرت‌گرایی فکری، نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان پیش‌شرطی برای بازتعریف رابطه میان حاکمان و شهروندان و دستیابی به ثبات پایدار در آینده ایران تلقی می‌شود.

#سکولاریسم #تکثر #پلورالیسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
فریدریش نیچه
آفرینش ارزش‌های زمینی و رهایی از بند مذهب

فریدریش نیچه (۱۸۴۴–۱۹۰۰)، فیلسوف و منتقد بزرگ آلمانی، از پیشگامان بنیادین تفکر مدرن است که با نقد ساختارهای سنتی، زنگ خطر را برای فروپاشی نظام‌های ارزشی کهنه به صدا درآورد. او با نگاهی رادیکال به تاریخ فرهنگ غرب، بر این باور بود که اخلاقیات و باورهای مسلط، حیات زمینی انسان را به بند کشیده و مانع شکوفایی واقعی پتانسیل‌های بشری شده‌اند.

محور اصلی اندیشه‌ نیچه، نقد ارزش‌های سنتی و نظام‌های مذهبی و اخلاقی پیشین بود. او استدلال می‌کرد که بسیاری از این ارزش‌ها بر پایه‌ انکار زندگی واقعی، ترس از واقعیت و ترویج ضعف شکل گرفته‌اند؛ از این‌رو، برای رهایی انسان، نیازمند یک «باز ارزش‌گذاری فراگیر» در تمام ارکان تفکر بشری هستیم.

او در کانون فلسفه‌ خود، مفهوم «ابرانسان» (Übermensch) را طرح کرد. از دیدگاه نیچه، ابرانسان نماد انسانی است که از بحران نیهیلیزم (پوچ‌گرایی) عبور کرده، بر ترس‌های درونی‌اش غلبه نموده و با تکیه بر اراده‌ معطوف به قدرت، معنا و ارزش‌های اصیل را در همین جهان زمینی خلق می‌کند.

نیچه بر توانایی اراده‌ فردی پافشاری می‌کرد و معتقد بود که انسان نباید برای معنا بخشیدن به زندگی‌اش به آسمان‌ها یا احکام از پیش‌تعیین‌شده تکیه کند. او دعوت می‌کرد که انسان‌ها با شجاعت از محدودیت‌های مذهبی و اخلاقی سنتی عبور کنند و مسئولیت کامل آفرینش ارزش‌های خود را بر عهده بگیرند.

او هرگونه جزم‌اندیشی، انفعال و تسلیم در برابر سرنوشت را رد می‌کرد. در نگاه نیچه، زندگی اصیل مستلزم پذیرش رنج‌ها و تضادهای هستی و تبدیل آن‌ها به نیرویی برای رشد و تعالی فردی است؛ رویکردی که انسان را از یک دنباله‌روی کورکورانه، به آفریننده‌ای خودآگاه تبدیل می‌کند.

اندیشه نیچه هرچند دارای پیچیدگی‌، اما دعوت پرشوری است به بیداری اراده و آزادی از بندهاست. او به ما می‌آموزد که با عبور از بندهای کهنه، جهان را نه بر اساس توهمات مابعدالطبیعی، بلکه با اتکا به خلاقیت، توانمندی و اصالت درون خود از نو معنا ببخشیم.

#نیچه #فلسفه #اخلاق #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
4