آموزشکده توانا
48.5K subscribers
42.2K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین بوس و بغل را به من بده؛
روایت واپسین دیدار جاویدنام علی استخر با مادرش

جاویدنام علی اصغر استخر، متولد ۲۸ آبان ۷۸، شب جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، حوالی ساعت ۷:۴۵، هنگام خروج از خانه به مادرش گفت:
«بیا آخرین بوس و بغل را بهم بده.»

او شامگاه ۱۹ دی در خیابان بازداشت و به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت و ۱۰ روز بعد، پیکرش با تیر خلاص بر پیشانی به خانواده تحویل داده شد.

علی استخر، شبی که از خانه رفت، وسایلی نیز با خود برده بود تا به مردم زخمی کمک‌رسانی کند.

◾️فشار بر خانواده‌های جان‌باختگان اغلب با هدف خاموش‌کردن صدای دادخواهی آن‌ها صورت می‌گیرد. در این میان، شبکه‌های اجتماعی نه تنها دیوار سکوت را می‌شکنند و دادخواهی فردی را به خواستی عمومی تبدیل می‌کنند، بلکه به تریبونی تاثیرگذار برای رساندن صدای خانواده‌های دادخواه تبدیل شده‌اند.

#علی_استخر

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔17
اینترنت ایران؛ فرسودگی روانی که هزینه‌اش هم از جیب مردم پرداخت می‌شود

توئیت کاربری که نوشته است «اینترنت ایران باید به لیست شکنجه‌های تاریخ بشر اضافه شود»، واقعا توصیف دقیقی از یک شکنجه روحی و روانی روزانه است؛ شکنجه‌ای که با اختلال‌های عمدی، فیلترینگ شدیدتر و اضطراب دائمی از دست دادن ارتباط، کار و درآمد با قطع اینترنت تکرار می‌شود.

شاید با اشاره به چند نمونه بتوان توضیح داد که چرا اینترنت در ایران به ابزاری برای فرسوده کردن اعصاب و روان مردم تبدیل شده است:

⚫️فیلترشکن‌هایی که یکی پس از دیگری از کار می‌افتند و کاربرانی که مجبور می‌شوند برای خرید فیلترشکن‌های تازه، گران‌تر و اغلب ناامن پول بیشتری بپردازند. از طرف دیگر، قیمت بسته‌های اینترنت نیز هر چند وقت یک بار با طرح‌های پیچیده، قوانین تازه و ترفندهای فریبکارانه اپراتورها افزایش پیدا می‌کند؛ یعنی مردم باید ابتدا پول اینترنت را بدهند و سپس برای رسیدن به همان اینترنت، دوباره هزینه کنند!

⚫️اما ماجرا فقط گرانی و اختلال نیست. یک پست، استوری یا ویدئو می‌تواند به تماس‌های تهدیدآمیز، احضار، فشار امنیتی، مسدود کردن سیم‌کارت یا بستن صفحه اینستاگرام کاربر منجر شود.

⚫️بلاگرها و صاحبان کسب‌وکارهایی که سال‌ها برای ساختن صفحه و جذب مخاطب زحمت کشیده‌اند، ممکن است با یک دستور مبهم، هم حساب کاربری خود را از دست بدهند و هم منبع درآمدشان را. صفحه‌ای که با چند سال تلاش ساخته شده، ممکن است در چند دقیقه بسته شود؛ بدون دادگاه، بدون توضیح روشن و بدون فرصتی واقعی برای اعتراض.

⚫️در چنین شرایطی، کاربر حتی هنگام نوشتن یک جمله ساده هم باید نگران باشد: آیا این استوری باعث احضار می‌شود؟ آیا سیم‌کارتم را مسدود می‌کنند؟ آیا صفحه‌ام را می‌بندند؟ آیا کسب‌وکارم از بین می‌رود؟ همین ترس دائمی، بخشی از همان شکنجه روحی و روانی است.

جالب‌تر اینکه نام این وضعیت را "حکمرانی فضای مجازی" گذاشته‌اند؛ عنوانی شیک برای حق طبیعی مردم که نتیجه‌اش چیزی جز ترس، خشم، فرسودگی روانی و ناامنی دائمی نیست. شکنجه‌ای که حکومت طراحی کرده، مردم تحمل می‌کنند و هزینه اجرای آن نیز از جیب همان مردم پرداخت می‌شود!

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔95

آیا بلدیم در دموکراسی ببازیم؟

دموکراسی فقط هنر پیروز شدن نیست؛ هنر باختن هم هست.

برای فهم این موضوع لازم نیست به انتخابات حکومتی فکر کنیم. دموکراسی را می‌توان از همین امروز و در نهادهای مستقل جامعه تمرین کرد.

فرض کنید در یک انجمن صنفی معلمان قرار است هیئت‌مدیره انتخاب شود. چند نامزد وجود دارند، اعضا آزادانه بحث می‌کنند و رأی می‌دهند و در نهایت نامزد مورد حمایت ما شکست می‌خورد.

یا در یک تشکل کارگری، اعضا درباره ادامه اعتصاب، شیوه مذاکره یا انتخاب نمایندگان خود اختلاف دارند. بحث می‌کنند، رأی می‌دهند و تصمیم اکثریت برخلاف نظر ماست.

چه می‌کنیم؟

آیا نتیجه را می‌پذیریم و همچنان در تشکل باقی می‌مانیم؟ یا کسانی را که متفاوت رأی داده‌اند متهم می‌کنیم، انشعاب می‌کنیم یا فقط نتیجه‌ای را مشروع می‌دانیم که مطابق خواست ما باشد؟

اینجاست که یکی از دشوارترین مهارت‌های دموکراسی آشکار می‌شود: پذیرش شکست بدون کنار گذاشتن حق مخالفت.

پذیرفتن نتیجه به معنای دست کشیدن از عقیده نیست. عضو مخالف همچنان می‌تواند نقد کند، دیگران را متقاعد کند و برای تغییر تصمیم در چارچوب قواعد تشکل تلاش کند. اما اگر قواعد مشترک را فقط زمانی بپذیریم که نتیجه به سود ماست، هنوز منطق دموکراتیک را نپذیرفته‌ایم.

این تجربه‌های کوچک برای آینده یک جامعه اهمیت بزرگی دارند.

دموکراسی ناگهان با تغییر یک حکومت متولد نمی‌شود. جامعه‌ای که قرار است فردا انتخابات آزاد، احزاب مستقل و گردش مسالمت‌آمیز قدرت داشته باشد، به شهروندانی نیاز دارد که از امروز همکاری با مخالف، پذیرش شکست و احترام به قواعد مشترک را تجربه کرده باشند.

در یک دموکراسی نیز ممکن است حزب یا نامزد مورد علاقه ما شکست بخورد. تفاوت اساسی این است که شکست نباید به حذف تبدیل شود.

بازنده امروز باید بتواند تشکل داشته باشد، حرف بزند، نقد کند و برای تبدیل شدن به برنده فردا تلاش کند؛ همان‌طور که برنده حق ندارد پیروزی خود را مجوز خاموش کردن مخالفان بداند.

انجمن معلمان یا تشکل کارگری شاید کوچک به نظر برسد، اما همین نهادهای مستقل می‌توانند مدرسه دموکراسی باشند.

زیرا دموکراسی فقط در صندوق رأی ساخته نمی‌شود؛ در تجربه روزمره همکاری با کسانی ساخته می‌شود که همیشه مثل ما فکر نمی‌کنند.

مرتبط:

عناصر دموکراسی:

https://tavaana.org/center-for-civic-ed-elements-of-democracy/?utm_source=chatgpt.com

دموکراسی و نقش شهروندان:
https://tavaana.org/civic-responsibility-in-democracy/?utm_source=chatgpt.com


@Tavaana_TavaanaTech
👌92💔2
کوکب بداغی پگاه: مرا از مرزی منع کرده‌اید که هیچ‌وقت مقصدم نبود

کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال مدنی اهل ایذه، در واکنش به ممنوع‌الخروج شدن خود از سوی قوه قضاییه، با انتشار یادداشتی تأکید کرد که قصد ترک ایران را نداشته و آنچه برای او دردناک است، نه ممنوعیت خروج، بلکه برخورد امنیتی با کسانی است که برای آینده کشور تلاش می‌کنند.


متن این یادداشت به شرح زیر است:

به بهانه‌ی ممنوع الخروج بودنم توسط قوه‌ی قضاییه

«به نام نامی ایران
سال‌ها به فرزندان این سرزمین آموختم که وطن فقط خاک نیست خاطره است ریشه است، امید است هر روز با عشق نام ایران را بر زبان آوردم و باور داشتم که ساختن آینده از کلاس‌های کوچک مدرسه آغاز می‌شود.
امروز اما نام من در فهرست ممنوع‌الخروج‌هاست نه حسرت دیدن سرزمین‌های دیگر را دارم و نه سودای گریختن از این خاک مگر می‌شود از خانه‌ای که تمام عمر برای آبادانی‌اش کوشیده‌ای گریخت؟
درد من ممنوع‌الخروج بودن نیست، درد آنجاست که عشق به وطن گاهی با سوءتفاهم پاسخ می‌گیرد با این همه هنوز باور دارم که #ایران را باید با دانایی خِرد و از خودگذشتگی ساخت
مرا از مرزی منع کرده‌اید که هیچ وقت مقصدم‌ نبود عاشق از مرز نمی‌گذرد، می‌ماند تا بسازد.

کوکب بداغی پگاه_معلم وفعال مدنی ایذه»


ـ ممنوع‌الخروجی در جمهوری اسلامی وجهی تناقض‌آمیز نیز دارد: حکومتی که خود مدعی است ایران بهترین مکان برای زندگی شهروندان است، «مجبور کردن فرد به ماندن در ایران» را به‌عنوان مجازات و ابزار فشار به کار می‌گیرد. گویی سلب حق خروج از کشور و اقامت اجباری در سرزمینی که حکومت بر آن فرمان می‌راند، خود بخشی از کیفر مخالفان و منتقدان است. ممنوع‌الخروجی فقط بستن یک مرز نیست؛ محدود کردن حق انتخاب انسان درباره محل زندگی، سفر، تحصیل، کار و ارتباط با جهان بیرون است.

#کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
👍10💔42🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
مرگ تک‌صدایی و تولد معناهای تازه
چرا تکثرگرایی تهدید نیست، بلکه ضامن بقای فرهنگی است؟

هنگامی که تک‌صدایی به عنوان سیاست مسلط یک ساختار اجتماعی تثبیت می‌شود، جریان سیال معنا و حیات فرهنگی آرام‌آرام به سمت انجماد پیش می‌رود. در چنین فضایی فرهنگ به جای آنکه بدنه‌ای پویا، خودجوش و متکثر باشد، به مجموعه‌ای از الگوهای ازپیش‌تعیین‌شده و تکراری تقلیل می‌یابد که هرگونه انحراف از آن، تهدیدی علیه نظم موجود تلقی می‌شود.

این اصرار ساختاری بر یکدستی، در ظاهر به معنای ثبات و هماهنگی است، اما در عمق خود نشانگر نوعی شکنندگی پنهان در برابر تحولات و بحران‌های پیرامونی است.

حیات فرهنگی برای بقا و بازتولید خود، به اصطکاک مداوم اندیشه‌ها، سبک‌های زیست و روایت‌های گوناگون نیاز دارد. تکثرگرایی، بستر این برخورد زاینده است، جایی که هیچ روایت واحدی توان انحصار حقیقت را ندارد و معنا در فضای میان این تفاوت‌ها زنده نگه داشته می‌شود.

وقتی این شبکه ارتباطی قطع می‌شود و تفاوت‌ها به حاشیه رانده یا حذف می‌شوند، جامعه ابزار خود را برای فهم پیچیدگی‌های جهان از دست می‌دهد. سیستم‌های تک‌صدا در مواجهه با چالش‌های تازه فاقد انعطاف لازم برای بازنگری در ساختارهای خود هستند، چرا که انعطاف‌پذیری مستلزم پذیرش حضور دیگری و به رسمیت شناختن زاویه‌دیدهای متکثر است.

مرگ تک‌صدایی در واقع آغاز بازگشت پویایی به درون کالبد فرهنگ است. این روند نشان می‌دهد که هویت‌های فرهنگی نه در ایزوله‌کردن اجتماع و حذف رقیبان، بلکه در بستر تعامل مستمر و همنشینی ناهمگون‌ها دوام می‌آورند.

جوامعی که از تکثر هراسی ندارند، امکان ظهور معناهای تازه را فراهم می‌کنند و از این طریق ظرفیت انطباق خود را با آینده‌ای پیش‌بینی‌ناپذیر افزایش می‌دهند.

#تکثر_گرایی #پلورالیسم #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
7👌3💯1
در روزهای گذشته مریم طهماسبی، همسر پسر معصومه ابتکار، روایتی منتشر کرده و خود را از طبقه کارگر دانسته است که عاشق آمریکا ست!

لادن بازرگان، فعال مدنی، در واکنش به روایت مریم طهماسبی نوشته است که روایت او از پیشینه خانوادگی‌اش، به‌ویژه درباره معصومه ابتکار، تنها بخشی از ماجرا را بازگو می‌کند. بازرگان معتقد است نمی‌توان ابتکار را صرفا «مترجم گروگان‌گیران» معرفی کرد؛ زیرا او در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران، به‌عنوان سخنگوی انگلیسی‌زبان اشغال‌کنندگان در برابر رسانه‌های بین‌المللی ظاهر می‌شد و از این اقدام دفاع می‌کرد.

او همچنین تأکید کرده است که خانواده ابتکار پس از حضور او در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، از ارتباطات و موقعیت‌هایی برخوردار شدند که برای بسیاری از ایرانیان عادی دست‌نیافتنی بوده است.
زمانی که خبرنگار شبکه ان‌بی‌سی از او پرسید که می‌تواند اسلحه بردارد و گروگان‌ها را بکشد، پاسخ داد: «بله. وقتی دیده‌ام اسلحه آمریکایی برادران و خواهرانم را در خیابان‌ها هدف قرار می‌دهد… طبیعی است که باید با ظلم و ستم مقابله کرد.»
@Tavaana_TavaanaTech
👍131
سپهر امیرزاده، دانشجوی پزشکی و از معترضان بازداشت‌شده در اصفهان، با حکم دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، مبنای صدور این حکم اتهام «محاربه» عنوان شده است. منابع حقوق بشری همچنین گزارش داده‌اند که سپهر امیرزاده در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ به مجروحان اعتراضات کمک کرده و این موضوع در روند پرونده او مورد استناد قرار گرفته است.

سپهر امیرزاده روز ۲۳ دی‌ماه ۱۴۰۴، در ارتباط با اعتراضات سراسری، در محل سکونت خود در اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او پس از بازداشت مدتی در مرحله بازجویی و تحقیقات قرار داشت و سپس به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد و همچنان در این زندان به‌سر می‌برد.

صدور حکم اعدام برای سپهر امیرزاده بار دیگر نگرانی‌ها درباره استفاده جمهوری اسلامی از مجازات مرگ علیه معترضان را افزایش داده است. اطلاع‌رسانی درباره نام و وضعیت افرادی که با خطر اعدام روبه‌رو هستند، اهمیت حیاتی دارد؛ چرا که سکوت و بی‌خبری می‌تواند جان زندانیان را بیش از پیش در معرض خطر قرار دهد.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊8💔7
ابهام درباره وضعیت رهبر جمهوری اسلامی و روایت‌های متناقض مقام‌های حکومتی، به یکی از پرسش‌های مهم درباره ساختار قدرت در ایران تبدیل شده است؛ در شرایطی که هر بخش از حکومت می‌کوشد تصمیم‌ها و مواضع خود را به راس نظام نسبت دهد و تصویری از انسجام و اقتدار ارائه دهد.

مانا نیستانی این وضعیت و تناقض‌های موجود در روایت رسمی جمهوری اسلامی را دستمایه کاریکاتور هفته خود برای دویچه وله فارسی قرار داده است.

توضیح دویچه وله فارسی:

«جمهوری اسلامی در یکی از مبهم‌ترین مقاطع سیاسی خود قرار گرفته است؛ درباره وضعیت و نقش مجتبی خامنه‌ای، به عنوان رهبر فعلی جمهوری اسلامی روایت‌های رسمی متناقض و پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی وجود دارد.

در حالی که مقام‌های مختلف حکومت بر سلامت و حضور فعال او تاکید می‌کنند، بدون آنکه شواهد عمومی روشنی برای پایان دادن به این ابهام ارائه شود. هم‌زمان، در شرایط بحران با آمریکا، جناح‌ها و نهادهای مختلف حکومت تلاش می‌کنند مواضع خود را به رهبری نسبت دهند و نشان دهند که تصمیم‌ها و رویکردهایشان با نظر او هماهنگ است.»

@dw_farsi
@mananey
@Tavaana_TavaanaTech
👍11
Forwarded from گفت‌وشنود
پذیرش، نقطه‌ صفر حرکت
چرا تا زمانی که واقعیت موجود را در آغوش نکشیم، نمی‌توانیم تغییرش دهیم؟

انسان تمایل دارد در برابر واقعیت‌های ناخوشایند گارد بگیرد، آن‌ها را پس بزند یا در پناه انکار، به سوی تصویری مطلوب‌تر و خیالی از جهان بگریزد.

این واکنش دفاعی، اگرچه در نگاه نخست آرامش‌بخش به نظر می‌رسد، اما سد محکمی در برابر هرگونه دگرگونی واقعی می‌سازد.

تا زمانی که وضعیت موجود، با تمام زوایا، کاستی‌ها و تناقضاتش به‌دقت دیده نشود و به رسمیت شناخته نشود، انرژی روانی و اجتماعی صرف جنگیدن با سایه‌ها می‌شود.

پذیرش، پیش از آنکه رویکردی عاطفی باشد، نقطه‌ی ثقل شناخت است، لحظه‌ای که ذهن دست از تحریف جهان برمی‌دارد و دقیقا همان‌جایی می‌ایستد که واقعیت قرار دارد.

حرکت و تغییر در اجتماع، زمانی آغاز می‌شود که نقطه‌ صفر مختصات به درستی تعیین شود.

انکار واقعیت، به معنای پاک کردن صورت‌مسئله است و مسیر حرکت را به بیراهه می‌برد.

پذیرش به معنای تسلیم شدن یا رضایت دادن به شرایط نیست، بلکه توقف فرسایشِ انرژی در کوران مقاومتِ بی‌حاصل است.

هنگامی که واقعیت موجود بدون نقاب و به تمامی دیده می‌شود، ابزار مناسب برای مواجهه با آن نیز شکل می‌گیرد.

در این نقطه است که بستر تحول، نه از روی توهم، بلکه از دل سخت‌ترین لایه‌های واقعیت سر برمی‌آورد و پویایی از سر گرفته می‌شود.

#‌پذیرش #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
Forwarded from گفت‌وشنود
کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟


کتاب «تاریخ خدا» اثر کارن آرمسترانگ، برخلاف آثار سنتی که در پی اثبات یا رد باورها هستند، رویکرد متفاوتی برمی‌گزیند. این کتاب نمی‌پرسد که آیا خدا وجود دارد یا خیر، بلکه بررسی می‌کند که انسان‌ها در طول چهار هزار سال تاریخ، مفهوم خدا را چگونه درک کرده‌اند. این اثر پرفروش، تحول این مفهوم را در سه دین ابراهیمی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام ردیابی می‌کند.


کارن آرمسترانگ، پژوهشگر بریتانیایی، سال‌ها پیش از نویسندگی راهبه‌ای کاتولیک بود. او پس از خروج از صومعه، زندگی خود را وقف پژوهش درباره دین و گفت‌وگوی بین‌ادیانی کرد. آثار او به‌ویژه پس از حوادث یازدهم سپتامبر، به دلیل نگاه ویژه به بنیادگرایی و رابطه دین با خشونت، توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب نمود.


یکی از محوری‌ترین استدلال‌های کتاب این است که مفهوم خدا در طول قرن‌ها هرگز ثابت نبوده است. تصویر انسان از امر مقدس همواره تحت‌تأثیر شرایط تاریخی، جنگ‌ها، امپراتوری‌ها و بحران‌های فکری تغییر کرده است. آرمسترانگ در این مسیر از خدای قبایل باستانی آغاز کرده و تا شکل‌گیری الهیات پیچیده، فلسفه اسلامی و عرفان پیش می‌رود.


با وجود استقبال گسترده، کتاب از تیغ نقد مصون نمانده است. منتقدان بر این باورند که فشرده‌سازی چهار هزار سال تاریخ فکری در چند صد صفحه، ناگزیر به ساده‌سازی مباحث انجامیده است. عده‌ای نیز او را متهم می‌کنند که رویکردی بیش از حد همدلانه دارد و نقش سنت‌های مذهبی را در باز تولید خشونت و سرکوب کم‌رنگ جلوه می‌دهد.


برای مخاطبان ایرانی، این نگاه تاریخی پرسش‌های مهمی را مطرح می‌کند. در جامعه‌ای که دین گاه از مسیر سیاست و اجبار تجربه شده است، بررسی تحول تاریخی مفهوم خدا نشان می‌دهد که فهم دینی امری پویاست. این پژوهش بستر مناسبی برای تأمل درباره آزادی وجدان، تکثرگرایی و تجربه‌های گوناگون معنوی در جوامع انسانی فراهم می‌سازد.

نسخه کامل «کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟» را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/

یا کیو‌آر کد در اسلاید آخر را اسکن کنید

#کارن_آرمسترانگ #خداناباوری #خدا #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
5