آموزشکده توانا
48.3K subscribers
42.6K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
خودآیینی فکری در عصر الگوریتم‌ها
چگونه در میان حجم انبوه جهت‌دهی‌ها، خودمختار بمانیم؟


انسان امروز در هزارتوئی از جریان‌های نامرئی دست‌وپا می‌زند که در آن‌ها، ماشین‌ها و الگوریتم‌ها پیش از آنکه خود فرد اراده کند، مسیر خواستن، پسندیدن و اندیشیدن را ترسیم کرده‌اند.

این مهار نامحسوس در بستر جوامعی که زیر سایه یک ساختار ایدئولوژیک مذهبی تمام‌عیار زیست می‌کنند، ابعادی به‌مراتب پیچیده‌تر و فرساینده‌تر به خود می‌گیرد. در چنین ساختاری، ماشین کنترل اجتماعی از روز اول تولد، مسئولیت مهندسی میل، تعریف ارزش‌ها و جهت‌دهی به جریان آگاهی را انحصاری کرده است.

رسانه‌ها، تریبون‌ها و نهادهای رسمی، روزانه خوراک فکری ازپیش‌جویده‌ای را به خورد جان جمعی می‌دهند که هدف نهایی‌اش، تولید انسان‌هایی هم‌شکل و تابع است.

در دل این میدان فشار، مرز میان خواست درونی و بازتاب اراده‌ قدرت حاکم به‌تدریج رنگ می‌بازد. الگوریتم‌های دیجیتال در بیرون و سیستم‌های عقیدتی ایدئولوژیک در درون، دست‌به‌دست هم می‌دهند تا فضایی برای نفس کشیدن تردید باقی نگذارند. پرسشگری به جرمی پنهان تبدیل می‌شود و تفکر انتقادی زیر وزن بارهای سنگین باورهای رسمی، سر خم می‌کند.

خودآیینی فکری در چنین منظومه‌ای، بیش از آنکه یک انتخاب ساده باشد، تقلاییست مداوم برای حفظ مرزهای باریک «منِ مستقل» در برابر هجوم بی‌رحم ماشین‌های کلان‌پیکر جهت‌دهی، ماشینی که تلاش می‌کند حتی خلوت‌ترین زاویه‌های ذهن را نیز با فرمول‌های مذهبی و سیاسی خود تسخیر کند.

با این همه، انسان در این تقابل، تاب‌آورتر از آن است که به تمامی در قالب‌های دیکته‌شده ذوب شود. هرچند نظارت حداکثری، دامنه‌ انتخاب را تنگ می‌کند، اما هر تردید آرام در ذهن، هر نگاه مورب به شعارهای رسمی و هر وقفه‌ کوتاه پیش از پذیرش باورهای تحمیلی، نشانه‌ای از حیات سرسختانه‌ خودآیینی است.

خودآیینی فکری در این اقلیم، نه یک پیروزی پرهیاهو، که عادتی برای پس‌گرفتن حقِ مالکیت بر تن و اندیشه است، تلاشی برای اینکه در میان هیاهوی مداوم آیین‌ها و الگوریتم‌ها، صدای درون خویش گم نشود.

#خودآیینی #آزاداندیشی #تفکر_انتقادی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍51👌1
امجد امینی، پدر ژینا (مهسا) و مادر او، در آستانه چهارمین سالگرد کشته‌شدن دخترشان، با انتشار استوری‌هایی در اینستاگرام به اظهارات توهین‌آمیز احمد آریایی‌نژاد، نماینده ملایر در مجلس شورای اسلامی، واکنش نشان دادند.
گوشه‌ای از این متن:
«مطلع شدم احمد آریایی‌نژاد، نماینده ملایر در مجلس، با لفظ چنان که سراسر و شایسته خود و اسلاف ایشان است و با کلماتی که در هیچ آیین و مرام و معرفتی جای ندارد، به دختر ما، خانواده ما و تمام مردم کردستان و ایران توهین کرده است.

توهین او چیزی از ارزش و جایگاه رفیع دختر ما کم نمی‌کند. عجیب است، در شرایطی که مردم این مملکت به خاطر تصمیمات امثال آقای نماینده در اوج فقر و فلاکت هستند و هزاران دختر و پسر همسن و سال ژینا در افسوس آینده‌ای که ایشان به آتش کشیدند می‌سوزند، باز هم سراغ دختر ما رفته‌اند! می‌گویند فرشته نازنین ما «به درک واصل شد». بریده باد زبان شما، که یک مملکت را «به درک واصل کردید» و نه تنها از عقل و خرد، بلکه از سرسوزنی «شرم» نصیب نبرده‌اید.»

@Tavaana_TavaanaTech
62👌10💯5💔3
اسلایدها را ورق بزنید!

وقتی قانون به جای حمایت از زنان، به ابزاری برای سرکوب و زندانی‌کردن آنان تبدیل شد، زنان پاکستانی سکوت نکردند. از دهه ۱۹۸۰ و در پی اسلامی‌شدن قوانین، هزاران زن قربانی قوانین تبعیض‌آمیز شدند؛ حتی زنانی که تجاوز جنسی را گزارش می‌کردند، ممکن بود خود به اتهام «زنا» زندانی شوند.

اما این پایان ماجرا نبود. زنان سازماندهی کردند، به خیابان آمدند، علیه قوانین تبعیض‌آمیز اعتراض کردند، برای قربانیان پرونده‌های قضایی مبارزه کردند و تلاش کردند حقوق زنان را به موضوعی جدی در سیاست و جامعه تبدیل کنند.

یکی از نمونه‌های برجسته، «انجمن کنش زنان» بود؛ گروهی که با جمع‌آوری هزاران امضا، برگزاری راهپیمایی، نوشتن و آگاهی‌رسانی و حمایت حقوقی از زنان زندانی، در برابر قوانین سرکوبگر ایستاد. در یکی از اعتراض‌های آنان در لاهور، پلیس با گاز اشک‌آور و ضرب‌وشتم به زنان معترض حمله کرد و شماری را بازداشت کرد.
سایت:
https://tavaana.org/podcast-gender-inequality-pakistan/
نسخه نوشتاری:
https://tavaana.org/gender-inequality-pakistan

@Tavaana_TavaanaTech
👍111🕊1
محمدرضا بلهور، پدر سه فرزند، شهروند ساکن سرایان در استان خراسان جنوبی و از معترضان دی‌ماه ۱۴۰۴، به ۱۲ سال حبس محکوم شده است.

به گزارش منابع حقوق بشری، او در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ مقابل منزل خود بازداشت شد. خانواده ایشان در روزهای نخست بازداشت از محل نگهداری و وضعیتش بی‌اطلاع بودند.

بلهور حدود دو ماه در بازداشت به‌سر برد. بر اساس گزارش‌های رسیده، او در این مدت تحت فشارهای شدید روانی قرار گرفته و با تهدیدهایی از جمله تهدید به اعدام مواجه شده است. همچنین گزارش شده که در دوران بازداشت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته و ضربات متعددی با سلاح به ناحیه سر او وارد شده است.

صدور حکم ۱۲ سال حبس برای محمدرضا بلهور در حالی صورت گرفته که گزارش‌های مربوط به نحوه برخورد با او در دوران بازداشت، نگرانی‌های جدی درباره رعایت حقوق قانونی او و روند دادرسی ایجاد کرده است.

صدور این حکم سنگین بخشی از روند برخورد قضایی گسترده با معترضان دی‌ماه ۱۴۰۴ است؛ معترضانی که پس از بازداشت، با احکام سنگین حبس و در برخی پرونده‌ها با خطر صدور و اجرای حکم اعدام مواجه شده‌اند.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12💔61
Forwarded from گفت‌وشنود
خلافت کوردوبا
رواداری مذهبی یا یک سراب تاریخی؟

▪️مقدمه و پرسش تاریخی
خلافت کوردوبا در قرن دهم میلادی در اندلس به عنوان نمونه‌ای درخشان از شکوفایی فرهنگی و هم‌زیستی مذهبی شهرت یافته است. در دوران عبدالرحمان سوم و الحکم دوم، مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در جامعه‌ای با دستاوردهای فکری و رویکردهای کثرت‌گرایانه در کنار هم زیستند. با این حال، تاریخ‌نگاران ضمن استفاده از اصطلاح «کانویونسیا» (هم‌زیستی)، هشدار می‌دهند که این دوره یک آرمان‌شهر بی‌نقص نبوده و بررسی دقیق بنیان‌های سیاسی و اجتماعی آن برای درک واقعیت این رواداری ضروری است.

▪️ریشه‌های حاکمیت اسلامی
در سال ۷۱۱ میلادی، با غلبه نیروهای مسلمان بر ویزیگوت‌ها، حاکمیت اسلامی در شبه‌جزیره ایبری آغاز شد. فاتحان مسلمان اقلیتی کوچک بودند که باید بر جمعیتی عمدتاً مسیحی و اقلیتی یهودی حکومت می‌کردند. این تغییر قدرت، جامعه‌ای متنوع را زیر فرمانروایی امویان شکل داد. از آنجا که طبقه حاکم عرب‌تبار نمی‌توانست فرهنگ خود را با زور بر اکثریت جمعیت تحمیل کند، رویکردهای عمل‌گرایانه‌ای را برای مدیریت کثرت مذهبی منطقه در پیش گرفتند.


▪️نظام اهل ذمّه
در نظام حکومتی جدید، مسیحیان و یهودیان به عنوان «اهل ذمّه» شناخته شدند. طبق قانون اسلامی، آنان اجازه داشتند با پرداخت مالیات ویژه (جزیه) و پذیرش سلطه سیاسی مسلمانان، به آیین خود ادامه دهند. این سازمان‌دهی سلسله‌مراتبی، بر مبنای تعالیم اسلامی درباره رفتار منصفانه با اهل کتاب استوار بود. با وجود محدودیت‌های اجتماعی و حقوقی مشخص، این وضعیت نسبت به سرکوب‌های سخت‌گیرانه دوره ویزیگوت‌ها، بهبود چشمگیری در زندگی اقلیت‌های دینی ایجاد کرد.

▪️شکل‌گیری جامعه مستعرب
پس از ورود عبدالرحمان اول به کوردوبا در سال ۷۵۶ و تأسیس امارت مستقل اموی، فرایند عربی‌سازی و اسلامی‌کردن جامعه به‌تدریج گسترش یافت. این روند به پیدایش «مُستعرِب‌ها» انجامید؛ مسیحیان بومی ایبری که با حفظ ایمان خود، زبان و عناصر فرهنگی عربی را پذیرفته بودند. جامعه یهودی نیز که حدود پنج درصد جمعیت بود، در زندگی شهری و فعالیت‌های بازرگانی و علمی ادغام شد و بدین‌سان، بافت جامعه‌ای متنوع در اندلس شکل گرفت.

▪️کثرت‌گرایی از روی ضرورت
تنوع اندلس بستر نوعی «آمیختگی» میان عناصر عرب-اسلامی، بربری و ایبریایی بود. این کثرت‌گرایی عمدتا از روی ضرورتِ سیاسی برآمده بود؛ چرا که طبقه حاکم راهی جز هم‌زیستی با اکثریت جمعیت محلی نداشت. این ضرورت، فضایی خاص از تساهل فرهنگی پدید آورد که در آن جوامع دینی اقلیت، به طور کلی، از تعامل سازنده بهره‌مند بودند، اگرچه این هم‌زیستی همواره با نمونه‌هایی از تنش‌های دینی نیز همراه بود.

▪️تحکیم قدرت و خلافت
تا اواخر قرن نهم، امارت اموی با شورش‌های داخلی و چالش‌های جنگ‌سالاران روبرو بود. عبدالرحمان سوم با آغاز حکومت در سال ۹۲۱، وحدت را بازیابی کرد و با درایت نظامی و سیاسی، مخالفان را مطیع ساخت. او در سال ۹۲۹ خود را «خلیفه» اعلام کرد که چالشی مستقیم برای خلافت‌های عباسی و فاطمی بود. با این اقدام، اندلس به «خلافت کوردوبا» بدل شد و عصر طلایی آن با تکیه بر ثبات سیاسی و شکوفایی اقتصادی آغاز گشت.

▪️شخصیت و رویکرد خلیفه
عبدالرحمان سوم به دلیل پیوندهای خانوادگی با خاندان‌های مسیحی باسکی، رویکردی عمل‌گرایانه داشت. او به جای حذف فیزیکی مخالفان، با جذب آنان و تشویق رشد فرهنگی در دربار، جامعه را به ثبات رساند. این سیاست فراگیر که «مدینه‌الزهراء» نماد آن بود، به کثرت‌گرایی اجتماعی نیز تسری یافت. به استثنای بردگان یا شورشیان، رفتار او با اتباع غیرمسلمان به‌نسبت مداراجویانه بود، که این رویکرد به تقویت سیاست‌های رواداری در منطقه کمک شایانی کرد.

▪️شکوفایی و میراث اندلس
ثبات دوران خلافت، زمینه‌ساز شکوفایی کشاورزی، صنعت و بازرگانی شد و کوردوبا را به یکی از پرجمعیت‌ترین و پیشرفته‌ترین شهرهای اروپا بدل کرد. این میراث از هم‌زیستی مذهبی، پرسش‌های مهمی را درباره ماهیت واقعی برابری در آن زمان پیش می‌کشد. برای درک درست میراث کوردوبا، باید علاوه بر شکوه فرهنگی، نقاط نقض بردباری و عوامل افول نهایی این الگو را نیز بازبینی کرد تا فهمید که آیا این تجربه‌ای پایدار از رواداری دینی بوده یا خیر.

▪️نسخه کامل مطالعه موردی «خلافت کوردوبا
رواداری مذهبی یا یک سراب تاریخی؟»
را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate/

#رواداری #چندفرهنگی #جزیه #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
6👍2👌1
یونس آزادبر، فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق، بار دیگر بازداشت شد

بنا به گزارش دریافتی، آقای یونس آزادبر، فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق امروز ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۵ در تجمع بازنشستگان در شهر رشت بازداشت شد.

آقای آزادبر که در سال‌های گذشته بارها بازداشت و زندانی شده بود، در دوره قبلی زندان به دلیل بیماری شدید قلبی تحت عمل جراحی تعویض دریچه قلب و نصب باطری قرار گرفت و با وثیقه ۸ میلیارد تومانی از زندان آزاد شده بود. او همچنین مبتلا به بیماری صرع است و وضعیت سلامت جسمانی‌اش بسیار حساس گزارش شده است.

آقای آزادبر به دلیل ابتلا به بیماری‌های مختلف بارها در بیمارستان بستری شده و در نهایت با توجه به عدم تحمل حبس آزاد شده بود

یونس آزادبر از چهره‌های ثابت تجمعات هفتگی بازنشستگان تأمین اجتماعی در رشت بوده و با وجود وضعیت وخیم جسمانی، همواره برای احقاق حقوق خود و هم‌نسلانش ایستادگی می‌کرد. او همچنین در هفته‌های گذشته با در دست داشتن عکس زندانیان سیاسی به خصوص متهمینی که به اعدام محکوم شده‌اند، خواستار آزادی آنها و لغو حکم اعدام بوده است.

آقای آزادبر از زندانیان دهه شصت بود و حدود ۱۲ سال را در زندان سپری کرده است. او با آنکه در زمان تسخیر سفارت آمریکا در ایران درسال ۱۳۵۸ دانش‌آموز بود و نقشی در آن واقعه نداشت، با این حال در سال ۱۴۰۲ طی نامه‌ای از مردم آمریکا و ایران بابت آن واقعه عذرخواهی کرد.

بازداشت آقای آزادبر، با توجه به شرایط جسمی‌اش، برای او خطر زیادی به همراه دارد و ایشان شرایط جسمی تحمل حبس را ندارند.

طبق اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، آقای آزادبر در یکی از بازداشت‌های سال‌های اخیر به شدت مورد آزار از جانب بازجویان اطلاعات سپاه قرار گرفته است.

#یونس_آزادبر  #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊42
Forwarded from گفت‌وشنود
هانس-گئورگ گادامر، فیلسوف آلمانی و از چهره‌های برجسته‌ هرمنوتیک فلسفی، نقش بنیادینی در بازاندیشی مفهوم گفت‌وگو در عرصه‌ فهم و اخلاق ایفا کرد.
او با اثر مهم خود «حقیقت و روش» (Wahrheit und Methode)، سنت فهم متون، فرهنگ و تجربه انسانی را از تفسیر صرف به یک رخداد گفت‌وگو محور بدل ساخت.

برای گادامر، فهم نه انتقال یک‌سویه معنا، بلکه فرآیندی زنده، باز و دیالوگ‌محور است که میان افق‌های متفاوت شکل می‌گیرد.

گادامر باور داشت که ما همواره درون یک سنت زبانی، تاریخی و فرهنگی زندگی می‌کنیم و فهمیدن، یعنی گفت‌وگو کردن با این سنت‌ها. از دید او، گفت‌وگو تنها ابزار انتقال اطلاعات نیست، بلکه رخدادی است که در آن سوژه و ابژه به تعامل و تاثیر متقابل می‌رسند. این دیدگاه، فهم را از یک فرآیند مکانیکی یا نسبی‌گرایانه، به حرکتی پویا و اخلاقی تبدیل می‌کند، حرکتی که مستلزم گشودگی، احترام به دیگری و پذیرش پیش‌داوری‌های سازنده است.

گفت‌وگو در هرمنوتیک گادامر، بیش از یک روش، نوعی رویکرد به جهان است، رویکردی که در آن هیچ‌کس صاحب حقیقت مطلق نیست و معنا در فضای اشتراک افق‌ها پدید می‌آید. این نگاه، به‌ویژه در عرصه اخلاق، سیاست، دین و تفاهم بین‌فرهنگی اهمیت می‌یابد جایی که پیش‌فرض‌ها، هویت‌ها و زبان‌های گوناگون به مواجهه‌ای سازنده نیاز دارند.

گفت‌وگوی واقعی نزد گادامر، مستلزم آمادگی برای تغییر خود در مواجهه با دیگری است.

میراث گادامر، بازاندیشی در نسبت میان فهم، زبان و دیگری است. رویکردی که اخلاق گفت‌وگو را نه تنها برای تفسیر متن، بلکه برای هم‌زیستی انسانی ضروری می‌داند.

او ما را دعوت می‌کند به شنیدن، به باز بودن در برابر تجربه‌های متفاوت، و به مشارکت در گفت‌وگویی که نه پایان دارد و نه صاحب مطلق. به تعبیر او، حقیقت در گفت‌وگو ظهور می‌کند، نه بیرون از آن.

#گادامر #شنیدن #فهم #اخلاق #گفتگو_توانا

@dialogue1402
👍3👌1

دیکتاتورها فقط با سرکوب حکومت نمی‌کنند

قدرت یک حکومت به همکاری چه کسانی وابسته است؟

وقتی از دیکتاتوری حرف می‌زنیم، معمولاً نخستین تصاویر، زندان، نیروهای امنیتی، سانسور و سرکوب‌اند. همه این‌ها ابزارهای مهم حکومت‌های اقتدارگرا هستند؛ اما هیچ حکومتی تنها با زور اداره نمی‌شود.

برای صدور یک حکم ناعادلانه، فقط قاضی لازم نیست؛ کارمندانی باید آن را ثبت و اجرا کنند. برای اخراج یک استاد یا دانشجو، مدیران و مسئولانی باید دستور را عملی کنند. برای پنهان کردن یک حقیقت، رسانه‌هایی باید آن را منتشر نکنند. برای سرکوب یک اعتصاب، علاوه بر نیروی امنیتی، مجموعه‌ای از نهادها باید با دستگاه سرکوب همکاری کنند.

این نکته یکی از پایه‌های مهم نظریه مقاومت مدنی است: قدرت سیاسی فقط چیزی نیست که حکومت «دارد»؛ بخشی از آن از همکاری و اطاعت جامعه به دست می‌آید.

واتسلاو هاول در «قدرت بی‌قدرتان» این سازوکار را با مثال معروف سبزی‌فروشی توضیح می‌دهد که شعار حکومتی را در ویترین مغازه‌اش نصب می‌کند؛ نه لزوماً چون به آن باور دارد، بلکه چون می‌خواهد دردسر نداشته باشد. میلیون‌ها رفتار کوچک از این دست می‌توانند ظاهرِ پذیرش و اقتدار را برای یک نظام سیاسی بازتولید کنند.

به همین دلیل میان نارضایتی و نافرمانی تفاوت بزرگی وجود دارد.

ممکن است میلیون‌ها نفر از یک حکومت ناراضی باشند، اما اگر اداره‌ها همچنان کار کنند، تبلیغات بازتولید شود، دستورات اجرا شوند و نهادهای اجتماعی نتوانند مستقل عمل کنند، ساختار قدرت همچنان منابع لازم برای ادامه حیات خود را در اختیار دارد.

این به معنای مقصر دانستن شهروندانی نیست که زیر فشار و تهدید زندگی می‌کنند. حکومت‌های اقتدارگرا دقیقاً با بالا بردن هزینه «نه گفتن»، همکاری را تحمیل می‌کنند. اما شناخت این سازوکار به ما نشان می‌دهد چرا تشکل‌های مستقل، اعتصاب، تحریم، نافرمانی مدنی و دیگر شکل‌های کنش جمعی می‌توانند اهمیت پیدا کنند.

قدرت چنین کنش‌هایی فقط در اعتراض کردن نیست؛ در کاهش همکاری‌ای است که یک ساختار اقتدارگرا برای ادامه کار خود به آن نیاز دارد.

هیچ حکومتی نمی‌تواند شخصاً مدرسه‌ها را اداره کند، قطارها را براند، کارخانه‌ها را بچرخاند، خبر تولید کند، مالیات جمع کند و هزاران دستور روزانه را اجرا کند.

قدرت در رأس هرم دیده می‌شود، اما بخش بزرگی از آن در پایین هرم تولید می‌شود.

برای شناخت قدرت یک دیکتاتوری، فقط نباید پرسید چه کسانی فرمان می‌دهند؛ باید پرسید چه کسانی باعث می‌شوند آن فرمان‌ها اجرا شوند.

مرتبط:
قدرت بی‌قدرتان
https://tavaana.org/the_power_of_the_powerless

@Tavaana_TavaanaTech
11👍10💯2👌1