Forwarded from گفتوشنود
ریزپرخاشهای روزگار ما
▪️بازشناسی محدود خشونت
رسانهها و آثار نمایشی اغلب چهرهای بسیار شدید، عریان و اغراقآمیز از خشونت به نمایش میگذارند. این امر موجب میشود تا تعریف ما از خشونت محدود به مواردی چون جنگ، کشتار و نزاعهای بزرگ شود. زندگی در زمانههای دشوار و تحمل خشونتهای حکومتی نیز ممکن است شهروندان را نسبت به برخی اشکال خشونت بیحس کند یا مکانیزم دفاع روانی برای کاهش رنج ایجاد کند.
▪️ماهیت پنهان خشونتهای روانی
خشونت صرفاً اعمالی خاص و فیزیکی مانند کشتن یا شلاق زدن نیست، بلکه همواره دارای ابعاد فکری و روانی است. خشونتهای شدید روانی ممکن است هیچ اثر ظاهری بر بدن باقی نگذارند. برخی از این رفتارها چنان ظریف و شایع هستند که به آسانی دیده نمیشوند؛ مانند رفتار با مردم بهمثابه کودکان بیتحلیلی که نیازمند یک قیم فکری و اخلاقیاند و کرامت انسانی آنها را خدشهدار میکند.
▪️مفهوم ریزپرخاشگری
این نوع رفتارهای آسیبزا، «ریزپرخاش» یا «ریزپرخاشگری» نامیده میشوند. همه ما ممکن است ناخواسته و بدون هیچ نیت بدی در زندگی روزمره، ارتباط با دوستان، رانندگی یا در شبکههای اجتماعی مرتکب این ریزپرخاشهای کلامی و غیرکلامی شویم. بیتوجهی به معناهای مختلف کردار و گفتار میتواند به طور ناخواسته علیه دیگران به خشونت بینجامد.
▪️کلیشههای نژادی و قومی
عدم شناخت ریزپرخاشگریها میتواند افراد را در زمینه حساسیتهای نژادی و قومی دچار اشتباه کند. جملاتی مثل «من رنگ پوست شما را ندیده میگیرم» یا پرسیدن مکرر درباره اصالت ملی افراد در کشورهای مهاجرپذیر، تجارب تاریخی آنها را نادیده میگیرد. چنین رفتارهایی افراد را به طور خودکار به عنوان خارجی دستهبندی کرده و به رواج احساس بیگانگی و جدایی دامن میزند.
▪️سوگیریهای جنسیتی
ریزپرخاشگریهای مبتنی بر جنس و جنسیت شامل امور ظریف و غالبی غیرعمدی است که پیشداوریها را تداوم میبخشد. عبارتهایی مانند «تو برای یک دختر خیلی قوی هستی» برگرفته از ایده سنتی ضعف ذاتی زنان است که کلیشههای جنسی را تقویت میکند. حتی تلاشهای اجتحاری برای کمک به گروههای به ظاهرد ضعیف یا قطع صحبت آنها نیز میتواند پیامی تحقیرآمیز و حاکی از بیاعتباری دانش دیگران باشد.
▪️فروکاستن فردیت انسانها
نادیدهگرفتن فردیت افراد و تقلیل دادن آنها به یک گروه، دسته، قومیت، شغل یا جنسیت از دیگر زمینههای ریزپرخاشگری است. عبارتهایی نظیر «همه شما مثل هم هستید» یا نسبت دادن ویژگیهای خاص به یک ملیت و قومیت، تنوع میان انسانها را مخدوش میکند. تصور اینکه با دانستن ملیت یا مذهب یک فرد همه چیز را درباره او میدانیم، خطایی آشکار است.
▪️تنشهای آکادمیک و سنی
ریزپرخاش در محیطهای آکادمیک و حرفهای میتواند مشارکت اقلیتها را با اعطای امتیازات صرفاً مبتنی بر «اقلیتبودن» تضعیف کند و شایستگیهای فردی آنها را زیر سوال ببرد. علاوه بر آن، پیشفرضهای خصمانه بر اساس سن — مانند ناتوانی سالمندان در درک تکنولوژی یا تحملپذیر بودن بیاحترامی برای جوانان — نمونههایی از نادیدهگرفتن هویت یگانه افراد در گروههای سنی مختلف است.
▪️راهکار کاهش تنش اجتماعی
برملاکردن مداوم این ریزپرخاشگریها از یک سو و پرهیز از زیادهروی در تعریف هر عملی به عنوان تهدید از سوی دیگر، در کاهش عوارض آنها موثر است. افزایش آگاهی کمک میکند افراد سنجیدهتر عمل کنند و از طرفی با درک اینکه دیگران ممکن است ناخواسته سخنی ناخوشایند بر زبان آورند، تنشهای اجتماعی کاهش یافته و همدلی و همبستگی تقویت شود.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ریزپرخاشهای روزگار ما»
https://dialog.tavaana.org/micro-aggressions/
#پرخاش #خشونت #رواداری #انسانگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️بازشناسی محدود خشونت
رسانهها و آثار نمایشی اغلب چهرهای بسیار شدید، عریان و اغراقآمیز از خشونت به نمایش میگذارند. این امر موجب میشود تا تعریف ما از خشونت محدود به مواردی چون جنگ، کشتار و نزاعهای بزرگ شود. زندگی در زمانههای دشوار و تحمل خشونتهای حکومتی نیز ممکن است شهروندان را نسبت به برخی اشکال خشونت بیحس کند یا مکانیزم دفاع روانی برای کاهش رنج ایجاد کند.
▪️ماهیت پنهان خشونتهای روانی
خشونت صرفاً اعمالی خاص و فیزیکی مانند کشتن یا شلاق زدن نیست، بلکه همواره دارای ابعاد فکری و روانی است. خشونتهای شدید روانی ممکن است هیچ اثر ظاهری بر بدن باقی نگذارند. برخی از این رفتارها چنان ظریف و شایع هستند که به آسانی دیده نمیشوند؛ مانند رفتار با مردم بهمثابه کودکان بیتحلیلی که نیازمند یک قیم فکری و اخلاقیاند و کرامت انسانی آنها را خدشهدار میکند.
▪️مفهوم ریزپرخاشگری
این نوع رفتارهای آسیبزا، «ریزپرخاش» یا «ریزپرخاشگری» نامیده میشوند. همه ما ممکن است ناخواسته و بدون هیچ نیت بدی در زندگی روزمره، ارتباط با دوستان، رانندگی یا در شبکههای اجتماعی مرتکب این ریزپرخاشهای کلامی و غیرکلامی شویم. بیتوجهی به معناهای مختلف کردار و گفتار میتواند به طور ناخواسته علیه دیگران به خشونت بینجامد.
▪️کلیشههای نژادی و قومی
عدم شناخت ریزپرخاشگریها میتواند افراد را در زمینه حساسیتهای نژادی و قومی دچار اشتباه کند. جملاتی مثل «من رنگ پوست شما را ندیده میگیرم» یا پرسیدن مکرر درباره اصالت ملی افراد در کشورهای مهاجرپذیر، تجارب تاریخی آنها را نادیده میگیرد. چنین رفتارهایی افراد را به طور خودکار به عنوان خارجی دستهبندی کرده و به رواج احساس بیگانگی و جدایی دامن میزند.
▪️سوگیریهای جنسیتی
ریزپرخاشگریهای مبتنی بر جنس و جنسیت شامل امور ظریف و غالبی غیرعمدی است که پیشداوریها را تداوم میبخشد. عبارتهایی مانند «تو برای یک دختر خیلی قوی هستی» برگرفته از ایده سنتی ضعف ذاتی زنان است که کلیشههای جنسی را تقویت میکند. حتی تلاشهای اجتحاری برای کمک به گروههای به ظاهرد ضعیف یا قطع صحبت آنها نیز میتواند پیامی تحقیرآمیز و حاکی از بیاعتباری دانش دیگران باشد.
▪️فروکاستن فردیت انسانها
نادیدهگرفتن فردیت افراد و تقلیل دادن آنها به یک گروه، دسته، قومیت، شغل یا جنسیت از دیگر زمینههای ریزپرخاشگری است. عبارتهایی نظیر «همه شما مثل هم هستید» یا نسبت دادن ویژگیهای خاص به یک ملیت و قومیت، تنوع میان انسانها را مخدوش میکند. تصور اینکه با دانستن ملیت یا مذهب یک فرد همه چیز را درباره او میدانیم، خطایی آشکار است.
▪️تنشهای آکادمیک و سنی
ریزپرخاش در محیطهای آکادمیک و حرفهای میتواند مشارکت اقلیتها را با اعطای امتیازات صرفاً مبتنی بر «اقلیتبودن» تضعیف کند و شایستگیهای فردی آنها را زیر سوال ببرد. علاوه بر آن، پیشفرضهای خصمانه بر اساس سن — مانند ناتوانی سالمندان در درک تکنولوژی یا تحملپذیر بودن بیاحترامی برای جوانان — نمونههایی از نادیدهگرفتن هویت یگانه افراد در گروههای سنی مختلف است.
▪️راهکار کاهش تنش اجتماعی
برملاکردن مداوم این ریزپرخاشگریها از یک سو و پرهیز از زیادهروی در تعریف هر عملی به عنوان تهدید از سوی دیگر، در کاهش عوارض آنها موثر است. افزایش آگاهی کمک میکند افراد سنجیدهتر عمل کنند و از طرفی با درک اینکه دیگران ممکن است ناخواسته سخنی ناخوشایند بر زبان آورند، تنشهای اجتماعی کاهش یافته و همدلی و همبستگی تقویت شود.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ریزپرخاشهای روزگار ما»
https://dialog.tavaana.org/micro-aggressions/
#پرخاش #خشونت #رواداری #انسانگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4🕊2👌1
Forwarded from گفتوشنود
رواداری روی کاغذ، تبعیض در عمل
چرا داشتن قانون منصفانه بدون تغییر نگرش عمومی کافی نیست؟
سال ۱۹۰۶، ویلیام گراهام سامنر، جامعهشناس آمریکایی، در کتاب «شیوههای مردمی» (Folkways) جملهای نوشت که بعدها به یکی از پرارجاعترین اصول جامعهشناسی حقوق بدل شد: «قانون نمیتواند عادات و باورهای فرهنگی را تغییر دهد.»
از نظر سامنر، قانون میتواند رفتار بیرونی را محدود کند، اما نمیتواند بهتنهایی به ریشه باورهایی که آن رفتار از آنها سرچشمه میگیرد، دست ببرد.
گونار میردال، اقتصاددان سوئدی، در پژوهش گستردهاش «معمای آمریکایی» (۱۹۴۴) که به بررسی نژاد در آمریکا اختصاص داشت، شکافی را مستند کرد میان «اعتقاد رسمی» آمریکاییها به برابری (که او آن را «آرمان آمریکایی» مینامید) و رفتار واقعی روزمره بسیاری از شهروندان سفیدپوست نسبت به سیاهپوستان. شکافی که به گفته او، هیچ قانونی بهتنهایی نمیتوانست آن را پرکند، بلکه فقط میتوانست فضا را برای تغییر تدریجی نگرش باز کند.
تجربه تاریخی رای دیوان عالی آمریکا در پرونده «براون علیه هیئت آموزش» (۱۹۵۴) نمونه مستندی از این فاصله است: این رای تفکیک نژادی در مدارس دولتی را غیرقانونی اعلام کرد، اما پژوهشهای بعدی جامعهشناسانی مانند جیمز کلمن (در گزارش معروف کلمن، ۱۹۶۶) نشان دادند که در بسیاری از ایالتهای جنوبی، ادغام واقعی مدارس، به دلیل مقاومت نگرشی جامعه محلی، تا بیش از یک دهه پس از این رای هنوز بهکندی پیش میرفت.
گوردون آلپورت در «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) پیشنهاد داد که تغییر نگرش، برخلاف تغییر قانون، معمولا محصول تماس مستقیم و مکرر میان گروههای متفاوت در شرایط برابر است، نه صرف صدور یک حکم از بالا، فرآیندی که او آن را کند، تدریجی و وابسته به تجربه زیسته میدانست، نه یک رویداد لحظهای.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، تصویری از قانون است بهمثابه چارچوبی که مسیر را باز میکند، نه سفری که به خودیخود آن را طی میکند. فاصلهای که میان متن قانون و بافت باورهای یک جامعه، همچنان محل مطالعه جدی پژوهشگران علوم اجتماعی است.
#رواداری #تعصب #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
چرا داشتن قانون منصفانه بدون تغییر نگرش عمومی کافی نیست؟
سال ۱۹۰۶، ویلیام گراهام سامنر، جامعهشناس آمریکایی، در کتاب «شیوههای مردمی» (Folkways) جملهای نوشت که بعدها به یکی از پرارجاعترین اصول جامعهشناسی حقوق بدل شد: «قانون نمیتواند عادات و باورهای فرهنگی را تغییر دهد.»
از نظر سامنر، قانون میتواند رفتار بیرونی را محدود کند، اما نمیتواند بهتنهایی به ریشه باورهایی که آن رفتار از آنها سرچشمه میگیرد، دست ببرد.
گونار میردال، اقتصاددان سوئدی، در پژوهش گستردهاش «معمای آمریکایی» (۱۹۴۴) که به بررسی نژاد در آمریکا اختصاص داشت، شکافی را مستند کرد میان «اعتقاد رسمی» آمریکاییها به برابری (که او آن را «آرمان آمریکایی» مینامید) و رفتار واقعی روزمره بسیاری از شهروندان سفیدپوست نسبت به سیاهپوستان. شکافی که به گفته او، هیچ قانونی بهتنهایی نمیتوانست آن را پرکند، بلکه فقط میتوانست فضا را برای تغییر تدریجی نگرش باز کند.
تجربه تاریخی رای دیوان عالی آمریکا در پرونده «براون علیه هیئت آموزش» (۱۹۵۴) نمونه مستندی از این فاصله است: این رای تفکیک نژادی در مدارس دولتی را غیرقانونی اعلام کرد، اما پژوهشهای بعدی جامعهشناسانی مانند جیمز کلمن (در گزارش معروف کلمن، ۱۹۶۶) نشان دادند که در بسیاری از ایالتهای جنوبی، ادغام واقعی مدارس، به دلیل مقاومت نگرشی جامعه محلی، تا بیش از یک دهه پس از این رای هنوز بهکندی پیش میرفت.
گوردون آلپورت در «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) پیشنهاد داد که تغییر نگرش، برخلاف تغییر قانون، معمولا محصول تماس مستقیم و مکرر میان گروههای متفاوت در شرایط برابر است، نه صرف صدور یک حکم از بالا، فرآیندی که او آن را کند، تدریجی و وابسته به تجربه زیسته میدانست، نه یک رویداد لحظهای.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، تصویری از قانون است بهمثابه چارچوبی که مسیر را باز میکند، نه سفری که به خودیخود آن را طی میکند. فاصلهای که میان متن قانون و بافت باورهای یک جامعه، همچنان محل مطالعه جدی پژوهشگران علوم اجتماعی است.
#رواداری #تعصب #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
👌3
Forwarded from گفتوشنود
ژاکلین ایزاک
مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
دختری ایزدی که از اسارت داعش گریخته، در پارلمان بریتانیا سخن میگوید. صدایش میلرزد. کنارش زنی مینشیند که راهش را به آنجا باز کرده و سخنانش را ترجمه میکند. این زن، ژاکلین ایزاک است؛ کسی که باور دارد رنج بازماندگان تنها زمانی معنا مییابد که جهان آن را «بشنود».
در ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا درباره حملات داعش به اقلیتهای دینی عراق و سوریه شهادت داد. او نایب رئیس سازمان «راههای موفقیت» بود؛ سازمانی که بارها به شمال عراق سفر کرده، با آوارگان دیدار کرده و به روایت زنان و دخترانی گوش داده که از اسارت و بردگی جنسی گریخته بودند.
کار ایزاک بر سه تعهد استوار است: دیده و شنیدهشدن جوامع تحت آزار، تاکید بر کرامت انسانی بازماندگان بهجای دیدن آنان صرفا بهعنوان «شواهد» جنایت، و پیوند کنش بشردوستانه با ساختارهای حقوقی. او در ۲۰۱۵ گروهی از متخصصان تروما را همراه خود به عراق برد تا از دخترانی حمایت کنند که مورد تجاوز و شکنجه داعش قرار گرفته بودند.
هدف مرکزی او دفاع از جوامعی بود که رنجشان میتوانست نادیده گرفته شود. کار او شامل پاسخ بشردوستانه اضطراری (توزیع دارو میان آوارگان و ایزدیهای محصور در کوه سنجار)، ترمیم تروما برای بازماندگان اسارت، و کمک به شکلگیری فشار عمومی برای شناسایی جنایتهای داعش بهعنوان نسلکشی بوده است.
الگوی رهبری او را میتوان «ترجمه بین جهانها» نامید؛ توانایی حرکت میان اردوگاههای پناهندگان و نهادهای رسمی. اعتبارش هم از تجربه میدانی میآید و هم از دکترای حقوق از دانشگاه سندیگو و تحصیل در آکسفورد. مهمتر از همه، نقش او تقویت صدای بازماندگان بوده، نه جایگزینی آن با صدای خودش — چنانکه با اخلص، بازماندهی ایزدی، در پارلمان بریتانیا کرد.
کار او در بستری شکل گرفت که در آن وزارت خارجه آمریکا (۲۰۱۶) و کمیسیون تحقیق سازمان ملل، جنایتهای داعش علیه ایزدیها را نسلکشی اعلام کردند. در چنین محیطی، سازمانهای غیردولتی نقشی کلیدی ایفا کردند: بازماندگان به واسطههای قابلاعتماد نیاز داشتند و دولتها برای اقدام، به مستندسازی و فشار عمومی نیازمند بودند.
▪️درسهایی برای ایران
درس نخست: حفاظت از اقلیتها باید مسئلهای مدنی و عمومی باشد، نه دغدغهی یک گروه محدود.
درس دوم: قدرت مستندسازی، حتی وقتی عدالت فوری ممکن نیست.
درس سوم: نباید با بازماندگان مانند نمادهای رسانهای رفتار کرد.
کنشگری موثر نیازمند صبر، چندساحتیبودن و اعتباری است که از کارآمدی عملی، نه فقط از کلمات قاطع، به دست میآید.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی»
https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/
#آزادی_دین #رواداری #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
دختری ایزدی که از اسارت داعش گریخته، در پارلمان بریتانیا سخن میگوید. صدایش میلرزد. کنارش زنی مینشیند که راهش را به آنجا باز کرده و سخنانش را ترجمه میکند. این زن، ژاکلین ایزاک است؛ کسی که باور دارد رنج بازماندگان تنها زمانی معنا مییابد که جهان آن را «بشنود».
در ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا درباره حملات داعش به اقلیتهای دینی عراق و سوریه شهادت داد. او نایب رئیس سازمان «راههای موفقیت» بود؛ سازمانی که بارها به شمال عراق سفر کرده، با آوارگان دیدار کرده و به روایت زنان و دخترانی گوش داده که از اسارت و بردگی جنسی گریخته بودند.
کار ایزاک بر سه تعهد استوار است: دیده و شنیدهشدن جوامع تحت آزار، تاکید بر کرامت انسانی بازماندگان بهجای دیدن آنان صرفا بهعنوان «شواهد» جنایت، و پیوند کنش بشردوستانه با ساختارهای حقوقی. او در ۲۰۱۵ گروهی از متخصصان تروما را همراه خود به عراق برد تا از دخترانی حمایت کنند که مورد تجاوز و شکنجه داعش قرار گرفته بودند.
هدف مرکزی او دفاع از جوامعی بود که رنجشان میتوانست نادیده گرفته شود. کار او شامل پاسخ بشردوستانه اضطراری (توزیع دارو میان آوارگان و ایزدیهای محصور در کوه سنجار)، ترمیم تروما برای بازماندگان اسارت، و کمک به شکلگیری فشار عمومی برای شناسایی جنایتهای داعش بهعنوان نسلکشی بوده است.
الگوی رهبری او را میتوان «ترجمه بین جهانها» نامید؛ توانایی حرکت میان اردوگاههای پناهندگان و نهادهای رسمی. اعتبارش هم از تجربه میدانی میآید و هم از دکترای حقوق از دانشگاه سندیگو و تحصیل در آکسفورد. مهمتر از همه، نقش او تقویت صدای بازماندگان بوده، نه جایگزینی آن با صدای خودش — چنانکه با اخلص، بازماندهی ایزدی، در پارلمان بریتانیا کرد.
کار او در بستری شکل گرفت که در آن وزارت خارجه آمریکا (۲۰۱۶) و کمیسیون تحقیق سازمان ملل، جنایتهای داعش علیه ایزدیها را نسلکشی اعلام کردند. در چنین محیطی، سازمانهای غیردولتی نقشی کلیدی ایفا کردند: بازماندگان به واسطههای قابلاعتماد نیاز داشتند و دولتها برای اقدام، به مستندسازی و فشار عمومی نیازمند بودند.
▪️درسهایی برای ایران
درس نخست: حفاظت از اقلیتها باید مسئلهای مدنی و عمومی باشد، نه دغدغهی یک گروه محدود.
درس دوم: قدرت مستندسازی، حتی وقتی عدالت فوری ممکن نیست.
درس سوم: نباید با بازماندگان مانند نمادهای رسانهای رفتار کرد.
کنشگری موثر نیازمند صبر، چندساحتیبودن و اعتباری است که از کارآمدی عملی، نه فقط از کلمات قاطع، به دست میآید.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی»
https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/
#آزادی_دین #رواداری #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5🕊5
Forwarded from گفتوشنود
مقابله با نوکیشان مسیحی
حکومتی که از رشد کلیساهای خانگی میترسد
آیتالله وحیدخراسانی روزی از فرط خشم فریاد زد «بساط تبلیغ مسیحیت را برچینید»، ناخواسته رازی را فاش کرد که حکومت سالها پنهانش کرده بود: مسیحیت در حال گسترش در ایران است. وحیدخراسانی گفته بود «من آمار جوانانی که مسیحی شدهاند را دارم» و مدعی شده بود که پاپ جاهل است و لاطائلات تحویل مسیحیان دنیا میدهد و خود مسیحیان باید قیام کنند و قداست عیسی مسیح را به او بازگردانند!
▪️آمار محرمانه، اعتراف رسمی
آمار گرایشهای دینی در جمهوری اسلامی محرمانه است و تنها مقامات عالیرتبه به آن دسترسی دارند. از اینرو، تنها راه ناظران بیرونی، رصد واکنشهای تصادفی همین مقامات است. محمود علوی، وزیر وقت اطلاعات، در ۱۳۹۸ اعتراف کرد استقبال از مسیحیت در تمام لایههای اجتماعی دیده میشود و «گستردهتر از آن است که بتوان آن را توطئه خارجی محسوب کرد».
▪️چرا مردم روی میگردانند؟
محمود علوی وزیر وقت اطلاعات در سال ۸۹ نقل کرده بود که نوکیشان مسیحی به مقامات گفتهاند: «ما میبینیم علمای اسلام و کسانی که پشت تریبون صحبت میکنند به طور مداوم علیه یکدیگر سخن میگویند». آیتالله علویبروجردی هم در ۱۴۰۰ از میل جوانان بختیاری به زرتشتیگری، کلیساهای خانگی در قم و رشد وهابیت و بوداییگری با نگرانی سخن گفته بود.
▪️رقابت تاریخی دو دین تبشیری
مسیحیت نزدیکترین دین به اسلام و رقیب تاریخی آن است، چون هر دو برخلاف یهودیت یا زرتشتیگری «تبشیری»اند و میتوانند از طریق تبلیغ گسترش یابند. برخی پژوهشگران معتقدند اسلام در خاستگاه خود از جریانهای مسیحی منشعب شده است. حساسیت ویژه در قم نیز ناشی از جایگاه تاریخی این شهر بهعنوان قطب سنتی شیعیان است.
▪️سرکوب قانونی
مسیحیت طبق اصل ۱۳ قانون اساسی بهعنوان دین اهل کتاب، قانونی است؛ اما مقامات با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی، نوکیشان را به زندانهای طویلالمدت محکوم میکنند. مهسا بدیعی با همین ماده زندانی شد و تنها در فروردین ۱۴۰۴، شهروندان مسیحی متعددی به حبسهایی گاه دهساله یا بیشتر محکوم شدهاند.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی»
https://dialog.tavaana.org/christian-convert/
#نوکیش_مسیحی #رواداری #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حکومتی که از رشد کلیساهای خانگی میترسد
آیتالله وحیدخراسانی روزی از فرط خشم فریاد زد «بساط تبلیغ مسیحیت را برچینید»، ناخواسته رازی را فاش کرد که حکومت سالها پنهانش کرده بود: مسیحیت در حال گسترش در ایران است. وحیدخراسانی گفته بود «من آمار جوانانی که مسیحی شدهاند را دارم» و مدعی شده بود که پاپ جاهل است و لاطائلات تحویل مسیحیان دنیا میدهد و خود مسیحیان باید قیام کنند و قداست عیسی مسیح را به او بازگردانند!
▪️آمار محرمانه، اعتراف رسمی
آمار گرایشهای دینی در جمهوری اسلامی محرمانه است و تنها مقامات عالیرتبه به آن دسترسی دارند. از اینرو، تنها راه ناظران بیرونی، رصد واکنشهای تصادفی همین مقامات است. محمود علوی، وزیر وقت اطلاعات، در ۱۳۹۸ اعتراف کرد استقبال از مسیحیت در تمام لایههای اجتماعی دیده میشود و «گستردهتر از آن است که بتوان آن را توطئه خارجی محسوب کرد».
▪️چرا مردم روی میگردانند؟
محمود علوی وزیر وقت اطلاعات در سال ۸۹ نقل کرده بود که نوکیشان مسیحی به مقامات گفتهاند: «ما میبینیم علمای اسلام و کسانی که پشت تریبون صحبت میکنند به طور مداوم علیه یکدیگر سخن میگویند». آیتالله علویبروجردی هم در ۱۴۰۰ از میل جوانان بختیاری به زرتشتیگری، کلیساهای خانگی در قم و رشد وهابیت و بوداییگری با نگرانی سخن گفته بود.
▪️رقابت تاریخی دو دین تبشیری
مسیحیت نزدیکترین دین به اسلام و رقیب تاریخی آن است، چون هر دو برخلاف یهودیت یا زرتشتیگری «تبشیری»اند و میتوانند از طریق تبلیغ گسترش یابند. برخی پژوهشگران معتقدند اسلام در خاستگاه خود از جریانهای مسیحی منشعب شده است. حساسیت ویژه در قم نیز ناشی از جایگاه تاریخی این شهر بهعنوان قطب سنتی شیعیان است.
▪️سرکوب قانونی
مسیحیت طبق اصل ۱۳ قانون اساسی بهعنوان دین اهل کتاب، قانونی است؛ اما مقامات با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی، نوکیشان را به زندانهای طویلالمدت محکوم میکنند. مهسا بدیعی با همین ماده زندانی شد و تنها در فروردین ۱۴۰۴، شهروندان مسیحی متعددی به حبسهایی گاه دهساله یا بیشتر محکوم شدهاند.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی»
https://dialog.tavaana.org/christian-convert/
#نوکیش_مسیحی #رواداری #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔10❤3🕊1
Forwarded from گفتوشنود
از طرد به همزیستی
چه عواملی روند تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» را تسریع میکند؟
در دههی ۱۹۵۴، گوردون آلپورت فرضیهای مطرح کرد که هنوز هم یکی از آزمودهشدهترین نظریههای روانشناسی اجتماعی است: «فرضیهی تماس».
او استدلال کرد صرف نزدیکی جغرافیایی دو گروه، تعصب را کم نمیکند و گاهی حتی تشدید میکند. آنچه واقعا موثر است، تماسی است که چهار شرط را همزمان داشته باشد: جایگاه برابر دو گروه در آن موقعیت، هدف مشترک، همکاری بهجای رقابت، و پشتیبانی نهادی یا قانونی از آن تعامل.
توماس پتیگرو و لیندا تروپ، در فراتحلیلی که در سال ۲۰۰۶ در نشریه Journal of Personality and Social Psychology منتشر شد، بیش از ۵۰۰ مطالعه و ۲۵۰ هزار شرکتکننده از ۳۸ کشور را بررسی کردند و دریافتند تماس بینگروهی، حتی بدون تحقق کامل چهار شرط آلپورت، بهطور میانگین تعصب را کاهش میدهد، هرچند وقتی آن شرایط برقرار بود، اثر بهمراتب قویتر ظاهر میشد.
مایلز هوستون، روانشناس اجتماعی دانشگاه آکسفورد، در پژوهشهایش بر مفهوم «تماس غیرمستقیم» یا Parasocial Contact تمرکز کرد: حتی مشاهده روایتهای رسانهای که در آنها اعضای دو گروه متفاوت با هم تعامل مثبت دارند بدون تماس فیزیکی واقعی، میتواند نگرش مخاطب را نسبت به گروه «دیگری» بهطور اندازهگیریشده تعدیل کند، یافتهای که نقش رسانه و روایتهای عمومی را در این فرآیند برجسته کرد.
نمونه مستندی از این روند، تغییر نگرش عمومی نسبت به ازدواج بیننژادی در آمریکاست: نظرسنجیهای موسسهی گالوپ نشان میدهند در سال ۱۹۵۸ تنها ۴ درصد آمریکاییها آن را تایید میکردند، رقمی که تا سال ۲۰۲۱ به بیش از ۹۴ درصد رسید، روندی که پژوهشگران آن را نه محصول یک تصمیم یا رویداد واحد، بلکه نتیجه تراکم چند دهه تماس واقعی، بازنمایی رسانهای، و تغییر نسلی میدانند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این پژوهشها پیداست، این است که تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» مسیری ناگهانی نیست، بلکه محصول تجمعی تماس، روایت، و زمان است، عواملی که هرکدام بهتنهایی کند عمل میکنند اما در کنار هم، مسیر را کوتاهتر میکنند.
#دیگری #همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چه عواملی روند تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» را تسریع میکند؟
در دههی ۱۹۵۴، گوردون آلپورت فرضیهای مطرح کرد که هنوز هم یکی از آزمودهشدهترین نظریههای روانشناسی اجتماعی است: «فرضیهی تماس».
او استدلال کرد صرف نزدیکی جغرافیایی دو گروه، تعصب را کم نمیکند و گاهی حتی تشدید میکند. آنچه واقعا موثر است، تماسی است که چهار شرط را همزمان داشته باشد: جایگاه برابر دو گروه در آن موقعیت، هدف مشترک، همکاری بهجای رقابت، و پشتیبانی نهادی یا قانونی از آن تعامل.
توماس پتیگرو و لیندا تروپ، در فراتحلیلی که در سال ۲۰۰۶ در نشریه Journal of Personality and Social Psychology منتشر شد، بیش از ۵۰۰ مطالعه و ۲۵۰ هزار شرکتکننده از ۳۸ کشور را بررسی کردند و دریافتند تماس بینگروهی، حتی بدون تحقق کامل چهار شرط آلپورت، بهطور میانگین تعصب را کاهش میدهد، هرچند وقتی آن شرایط برقرار بود، اثر بهمراتب قویتر ظاهر میشد.
مایلز هوستون، روانشناس اجتماعی دانشگاه آکسفورد، در پژوهشهایش بر مفهوم «تماس غیرمستقیم» یا Parasocial Contact تمرکز کرد: حتی مشاهده روایتهای رسانهای که در آنها اعضای دو گروه متفاوت با هم تعامل مثبت دارند بدون تماس فیزیکی واقعی، میتواند نگرش مخاطب را نسبت به گروه «دیگری» بهطور اندازهگیریشده تعدیل کند، یافتهای که نقش رسانه و روایتهای عمومی را در این فرآیند برجسته کرد.
نمونه مستندی از این روند، تغییر نگرش عمومی نسبت به ازدواج بیننژادی در آمریکاست: نظرسنجیهای موسسهی گالوپ نشان میدهند در سال ۱۹۵۸ تنها ۴ درصد آمریکاییها آن را تایید میکردند، رقمی که تا سال ۲۰۲۱ به بیش از ۹۴ درصد رسید، روندی که پژوهشگران آن را نه محصول یک تصمیم یا رویداد واحد، بلکه نتیجه تراکم چند دهه تماس واقعی، بازنمایی رسانهای، و تغییر نسلی میدانند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این پژوهشها پیداست، این است که تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» مسیری ناگهانی نیست، بلکه محصول تجمعی تماس، روایت، و زمان است، عواملی که هرکدام بهتنهایی کند عمل میکنند اما در کنار هم، مسیر را کوتاهتر میکنند.
#دیگری #همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👌2
Forwarded from گفتوشنود
نژادپرستی
وقتی فیلسوفان روشنگری هم به تبعیض باور داشتند
ولتر، از ستونهای روشنگری فرانسه که خود انقلابیون کبیر فرانسه مدیون اویند، روزی نوشت سیاهپوستان را باید نوع دیگری از انسان دانست؛ فهمی «بسیار فروتر» از سفیدپوستان. همان متفکرانی که آزادی و برابری را برای اروپا متولد کردند، رنگ پوست را معیار سنجش عقل انسان میدانستند.
فیلسوفان بزرگ، عقاید نژادپرستانه
این نگاه، منحصر به ولتر نبود. مونتسکیو در «روحالقوانین» درباره سیاهپوستان تردید در انسانبودنشان را ابراز کرد. دیوید هیوم فروتری طبیعی سیاهان را مسلم میدانست. توماس جفرسون، سومین رئیسجمهور آمریکا، با آنکه بردهداری را ناعادلانه میدانست، در استدلال و تخیل سیاهان را «بسیار فروتر» از سفیدان توصیف کرد. حتی کانت هم از این عقاید مبرا نبود.
علمزدگی نژادپرستی و پایان بردهداری
پیتر کامپر، کالبدشناس هلندی، معیاری کمّی به نام «زاویه چهره» ابداع کرد تا زیبایی را با عدد بسنجد؛ هرچه این زاویه به صد درجه یونانی نزدیکتر بود، آن نژاد «زیباتر» قلمداد میشد. اواخر قرن نوزدهم، بردهداری در بریتانیا، فرانسه و آمریکا لغو شد و رنگینپوستان حقوق شهروندی برابر یافتند؛ نشانهای از تحولی بنیادین در احساس اخلاقی اروپاییان.
تعریف حقوقی «نژاد» و «نژادپرستی»
در حقوق بینالملل، «نژاد» دیگر مفهومی زیستشناختی نیست بلکه یک ساختار اجتماعی-تاریخی است. کنوانسیون بینالمللی رفع تبعیض نژادی (ICERD) تبعیض نژادی را هرگونه تمایز یا محدودیت بر پایه نژاد، رنگ یا نسب تعریف میکند که هدفش نابرابری در حقوق بشر است. نژادپرستی گستردهتر است و ایدئولوژیها و ساختارهای نهادی را نیز در بر میگیرد.
چرا جرمانگاری میشود؟
جرمانگاری نژادپرستی بر چهار پایه استوار است: نقض منزلت انسانی، تضمین نظم حقوقی برابر، حفظ صلح و انسجام اجتماعی در برابر خطر نفرت و خشونت قومی، و تعهدات بینالمللی کشورهای عضو کنوانسیونهایی مانند ICERD. نظام آپارتاید آفریقای جنوبی نمونهای افراطی بود؛ حتی نیمکت پارکها و توالتهای عمومی میان سفید و سیاه تفکیک شده بود.
ایران و افسانههای بدون خلوص نژادی
ایران در ۱۹۶۶ به کنوانسیون رفع تبعیض نژادی پیوست. برخلاف اروپا، در تاریخ ایران سابقهای از نظریهپردازی نژادپرستانه دیده نمیشود؛ در شاهنامه، قهرمانانی چون رستم و کیخسرو حتی محصول اختلاط با تورانیان، دشمنان ایران، بودهاند. با این حال، دیگریسازی قومی گاه در لطیفهها و فرهنگ شفاهی ایرانی هنوز دیده میشود.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
نژادپرستی؛ از نظریهپردازی فلسفی تا جرمانگاری جهانی
https://dialog.tavaana.org/racism-2/
#نژادپرستی #رواداری #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی فیلسوفان روشنگری هم به تبعیض باور داشتند
ولتر، از ستونهای روشنگری فرانسه که خود انقلابیون کبیر فرانسه مدیون اویند، روزی نوشت سیاهپوستان را باید نوع دیگری از انسان دانست؛ فهمی «بسیار فروتر» از سفیدپوستان. همان متفکرانی که آزادی و برابری را برای اروپا متولد کردند، رنگ پوست را معیار سنجش عقل انسان میدانستند.
فیلسوفان بزرگ، عقاید نژادپرستانه
این نگاه، منحصر به ولتر نبود. مونتسکیو در «روحالقوانین» درباره سیاهپوستان تردید در انسانبودنشان را ابراز کرد. دیوید هیوم فروتری طبیعی سیاهان را مسلم میدانست. توماس جفرسون، سومین رئیسجمهور آمریکا، با آنکه بردهداری را ناعادلانه میدانست، در استدلال و تخیل سیاهان را «بسیار فروتر» از سفیدان توصیف کرد. حتی کانت هم از این عقاید مبرا نبود.
علمزدگی نژادپرستی و پایان بردهداری
پیتر کامپر، کالبدشناس هلندی، معیاری کمّی به نام «زاویه چهره» ابداع کرد تا زیبایی را با عدد بسنجد؛ هرچه این زاویه به صد درجه یونانی نزدیکتر بود، آن نژاد «زیباتر» قلمداد میشد. اواخر قرن نوزدهم، بردهداری در بریتانیا، فرانسه و آمریکا لغو شد و رنگینپوستان حقوق شهروندی برابر یافتند؛ نشانهای از تحولی بنیادین در احساس اخلاقی اروپاییان.
تعریف حقوقی «نژاد» و «نژادپرستی»
در حقوق بینالملل، «نژاد» دیگر مفهومی زیستشناختی نیست بلکه یک ساختار اجتماعی-تاریخی است. کنوانسیون بینالمللی رفع تبعیض نژادی (ICERD) تبعیض نژادی را هرگونه تمایز یا محدودیت بر پایه نژاد، رنگ یا نسب تعریف میکند که هدفش نابرابری در حقوق بشر است. نژادپرستی گستردهتر است و ایدئولوژیها و ساختارهای نهادی را نیز در بر میگیرد.
چرا جرمانگاری میشود؟
جرمانگاری نژادپرستی بر چهار پایه استوار است: نقض منزلت انسانی، تضمین نظم حقوقی برابر، حفظ صلح و انسجام اجتماعی در برابر خطر نفرت و خشونت قومی، و تعهدات بینالمللی کشورهای عضو کنوانسیونهایی مانند ICERD. نظام آپارتاید آفریقای جنوبی نمونهای افراطی بود؛ حتی نیمکت پارکها و توالتهای عمومی میان سفید و سیاه تفکیک شده بود.
ایران و افسانههای بدون خلوص نژادی
ایران در ۱۹۶۶ به کنوانسیون رفع تبعیض نژادی پیوست. برخلاف اروپا، در تاریخ ایران سابقهای از نظریهپردازی نژادپرستانه دیده نمیشود؛ در شاهنامه، قهرمانانی چون رستم و کیخسرو حتی محصول اختلاط با تورانیان، دشمنان ایران، بودهاند. با این حال، دیگریسازی قومی گاه در لطیفهها و فرهنگ شفاهی ایرانی هنوز دیده میشود.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
نژادپرستی؛ از نظریهپردازی فلسفی تا جرمانگاری جهانی
https://dialog.tavaana.org/racism-2/
#نژادپرستی #رواداری #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2👍2🕊2💔2💯1
Forwarded from گفتوشنود
عشق میان دو دنیا
وقتی ازدواج از مرزهای دین عبور میکند
تائو ویتنامی و بودایی است، مارتین انگلیسی و ندانمگرا؛ پنج سال است زیر یک سقف زندگی میکنند. کارن یهودی و مارتین دیگر مسیحی است؛ سیویک سال ازدواج کرده و دو پسر دارند. آماندا خداناباور است و همسرش جرج بهایی. سه زوج، سه دین متفاوت، یک پرسش مشترک: عشق چطور از شکاف باورها عبور میکند؟
ازدواج فرادینی چیست؟
ازدواج بیندینی یا فرادینی به پیوند افرادی با باورها یا پیشینههای مذهبی متفاوت گفته میشود؛ از جمله میان کسی که خود را در چارچوب دین خاصی تعریف نمیکند. با پیوستگی فزاینده جوامع و تغییر الگوهای همسرگزینی، این نوع ازدواج افزایش قابل توجهی داشته است؛ مواجهه بیشتر با تنوع مذهبی، پذیرش را عادیسازی کرده است.
ایران و گرایش به سکولاریسم
در ایران، سرخوردگی از نتایج اسلام سیاسی، مشکلات اقتصادی، سرکوب سیاسی و نارضایتی از روحانیت حاکم، بخشی از جامعه را به اندیشههای سکولار سوق داده است. دسترسی به رسانههای جهانی و اینترنت نیز تفکرات ارثی مذهبی را به چالش کشیده و علاقه به تصوف، عرفان یا فلسفههای جدید را در کنار مذهب سازمانیافته تقویت کرده است.
محدودیتهای واقعی
با این حال، ایران دستکم در کوتاهمدت یکسره عاری از دین نخواهد شد؛ بخش بزرگی از جامعه همچنان عمیقا مذهبی است. نهادهای مذهبی-سیاسی، دولت را انحصارا در دست دارند و دستگاههای قضایی تحت امر مراجع اسلامی، روی خوشی به ازدواج بیندینی نشان نمیدهند و ممکن است افراد را به خاطر آن پیگرد کنند.
درس زوجها: گفتوگو
تجربه زوجها نشان میدهد مهارت گفتوگو کلید عبور از تفاوتهاست. تائو و مارتین بر گفتوگو برای غلبه بر موانع فرهنگی تاکید دارند؛ مارتین حتی محراب بودایی تائو را در خانه محترم میشمارد. کارن و مارتین درباره اختلاف اسرائیل و فلسطین «توافق دارند که توافق ندارند»؛ این رویکرد از سرایت تعارض بیرونی به خانواده جلوگیری میکند.
نقاط مشترک، نه اختلاف
جورج و آماندا در رویدادهای جوامع مذهبی مختلف شرکت میکنند و ارزشهای مشترک غیرمذهبی را کشف کردهاند؛ از دید آنها گفتوگو به معنای متقاعدکردن طرف مقابل نیست. آنها حتی میگویند تفاوت اسکاتلندی-انگلیسیبودنشان از تفاوت دینیشان بیشتر است! تاکید بر نقاط مشترک و جلوگیری از سرایت اختلافات بیرونی، درس مشترک همه این تجربههاست.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/different-religion-marriage/
#رواداری #تکثر #چندفرهنگی #ازدواج #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی ازدواج از مرزهای دین عبور میکند
تائو ویتنامی و بودایی است، مارتین انگلیسی و ندانمگرا؛ پنج سال است زیر یک سقف زندگی میکنند. کارن یهودی و مارتین دیگر مسیحی است؛ سیویک سال ازدواج کرده و دو پسر دارند. آماندا خداناباور است و همسرش جرج بهایی. سه زوج، سه دین متفاوت، یک پرسش مشترک: عشق چطور از شکاف باورها عبور میکند؟
ازدواج فرادینی چیست؟
ازدواج بیندینی یا فرادینی به پیوند افرادی با باورها یا پیشینههای مذهبی متفاوت گفته میشود؛ از جمله میان کسی که خود را در چارچوب دین خاصی تعریف نمیکند. با پیوستگی فزاینده جوامع و تغییر الگوهای همسرگزینی، این نوع ازدواج افزایش قابل توجهی داشته است؛ مواجهه بیشتر با تنوع مذهبی، پذیرش را عادیسازی کرده است.
ایران و گرایش به سکولاریسم
در ایران، سرخوردگی از نتایج اسلام سیاسی، مشکلات اقتصادی، سرکوب سیاسی و نارضایتی از روحانیت حاکم، بخشی از جامعه را به اندیشههای سکولار سوق داده است. دسترسی به رسانههای جهانی و اینترنت نیز تفکرات ارثی مذهبی را به چالش کشیده و علاقه به تصوف، عرفان یا فلسفههای جدید را در کنار مذهب سازمانیافته تقویت کرده است.
محدودیتهای واقعی
با این حال، ایران دستکم در کوتاهمدت یکسره عاری از دین نخواهد شد؛ بخش بزرگی از جامعه همچنان عمیقا مذهبی است. نهادهای مذهبی-سیاسی، دولت را انحصارا در دست دارند و دستگاههای قضایی تحت امر مراجع اسلامی، روی خوشی به ازدواج بیندینی نشان نمیدهند و ممکن است افراد را به خاطر آن پیگرد کنند.
درس زوجها: گفتوگو
تجربه زوجها نشان میدهد مهارت گفتوگو کلید عبور از تفاوتهاست. تائو و مارتین بر گفتوگو برای غلبه بر موانع فرهنگی تاکید دارند؛ مارتین حتی محراب بودایی تائو را در خانه محترم میشمارد. کارن و مارتین درباره اختلاف اسرائیل و فلسطین «توافق دارند که توافق ندارند»؛ این رویکرد از سرایت تعارض بیرونی به خانواده جلوگیری میکند.
نقاط مشترک، نه اختلاف
جورج و آماندا در رویدادهای جوامع مذهبی مختلف شرکت میکنند و ارزشهای مشترک غیرمذهبی را کشف کردهاند؛ از دید آنها گفتوگو به معنای متقاعدکردن طرف مقابل نیست. آنها حتی میگویند تفاوت اسکاتلندی-انگلیسیبودنشان از تفاوت دینیشان بیشتر است! تاکید بر نقاط مشترک و جلوگیری از سرایت اختلافات بیرونی، درس مشترک همه این تجربههاست.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/different-religion-marriage/
#رواداری #تکثر #چندفرهنگی #ازدواج #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11👌3
Forwarded from گفتوشنود
اعلامیهای که «حق تغییر دین» را به رسمیت شناخت
سطری که کمتر کسی میخواند
سال ۱۹۴۸، هنگام تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر، مادهی ۱۸ عبارتی گنجاند که در آن زمان هم بحثبرانگیز بود: هر انسانی حق دارد دین یا عقیده خود را «تغییر دهد».
این عبارت بهطور خاص با مخالفت برخی کشورهای عضو با اکثریت مسلمان روبهرو شد، عربستان سعودی در رای نهایی به کل اعلامیه رای ممتنع داد و یکی از دلایل اعلامشدهاش همین ماده بود.
با این حال، متن نهایی بدون تغییر تصویب شد و بعدها در مادهی ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) نیز با همان مضمون تکرار شد.
هاینر بیلهفلت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی دین یا عقیده (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶)، در گزارشهای رسمی خود به مجمع عمومی سازمان ملل بارها تأکید کرد که «بعد درونی» آزادی دین یعنی حق فرد برای داشتن، تغییر یا ترک هر باوری در درون خود برخلاف بعد بیرونی آن (مانند مناسک یا تبلیغ دینی)، در حقوق بینالملل هیچ استثنا یا محدودیتی نمیپذیرد؛ حتی دولتهایی که سایر جنبههای دینداری را تنظیم میکنند، از نظر او مجاز به دخالت در این بعد درونی نیستند.
عبدالله احمد النعیم، حقوقدان و پژوهشگر سودانی-آمریکایی، در آثارش از جمله «اسلام و دولت سکولار» (۲۰۰۸) این تنش را از درون سنت فقهی اسلامی بررسی کرده است. او نشان میدهد میان تفاسیر کلاسیک فقهی درباره ارتداد و متن حقوق بشری مدرن، شکافی واقعی وجود دارد که به گفته او، بخشی از دنیای اسلام هنوز در حال مواجهه فکری با آن است، نه اینکه این تنش را نادیده یا انکار کند.
پیو ریسرچ سنتر در گزارش «محدودیتهای جهانی بر دین» (بهروزرسانی ۲۰۲۲) دادههایی از بیش از ۱۹۸ کشور جمعآوری کرده که نشان میدهد در تعداد قابلتوجهی از کشورها، ترک یک دین رسمی همچنان پیامدهای حقوقی یا اجتماعی مشخصی برای فرد به همراه دارد، طیفی که از فشار خانوادگی و اجتماعی تا مجازات قانونی را در برمیگیرد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، فاصلهای است میان متنی که هفتاد سال پیش در نیویورک نوشته شد و واقعیتی که در بسیاری از نقاط جهان، هنوز روزانه با آن دستوپنجه نرم میشود.
#آزادی_دین #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سطری که کمتر کسی میخواند
سال ۱۹۴۸، هنگام تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر، مادهی ۱۸ عبارتی گنجاند که در آن زمان هم بحثبرانگیز بود: هر انسانی حق دارد دین یا عقیده خود را «تغییر دهد».
این عبارت بهطور خاص با مخالفت برخی کشورهای عضو با اکثریت مسلمان روبهرو شد، عربستان سعودی در رای نهایی به کل اعلامیه رای ممتنع داد و یکی از دلایل اعلامشدهاش همین ماده بود.
با این حال، متن نهایی بدون تغییر تصویب شد و بعدها در مادهی ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) نیز با همان مضمون تکرار شد.
هاینر بیلهفلت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی دین یا عقیده (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶)، در گزارشهای رسمی خود به مجمع عمومی سازمان ملل بارها تأکید کرد که «بعد درونی» آزادی دین یعنی حق فرد برای داشتن، تغییر یا ترک هر باوری در درون خود برخلاف بعد بیرونی آن (مانند مناسک یا تبلیغ دینی)، در حقوق بینالملل هیچ استثنا یا محدودیتی نمیپذیرد؛ حتی دولتهایی که سایر جنبههای دینداری را تنظیم میکنند، از نظر او مجاز به دخالت در این بعد درونی نیستند.
عبدالله احمد النعیم، حقوقدان و پژوهشگر سودانی-آمریکایی، در آثارش از جمله «اسلام و دولت سکولار» (۲۰۰۸) این تنش را از درون سنت فقهی اسلامی بررسی کرده است. او نشان میدهد میان تفاسیر کلاسیک فقهی درباره ارتداد و متن حقوق بشری مدرن، شکافی واقعی وجود دارد که به گفته او، بخشی از دنیای اسلام هنوز در حال مواجهه فکری با آن است، نه اینکه این تنش را نادیده یا انکار کند.
پیو ریسرچ سنتر در گزارش «محدودیتهای جهانی بر دین» (بهروزرسانی ۲۰۲۲) دادههایی از بیش از ۱۹۸ کشور جمعآوری کرده که نشان میدهد در تعداد قابلتوجهی از کشورها، ترک یک دین رسمی همچنان پیامدهای حقوقی یا اجتماعی مشخصی برای فرد به همراه دارد، طیفی که از فشار خانوادگی و اجتماعی تا مجازات قانونی را در برمیگیرد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، فاصلهای است میان متنی که هفتاد سال پیش در نیویورک نوشته شد و واقعیتی که در بسیاری از نقاط جهان، هنوز روزانه با آن دستوپنجه نرم میشود.
#آزادی_دین #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👍3👌2
Forwarded from گفتوشنود
از خشونت مذهبی تا همزیستی
درسهای پنج جامعه کثرتگرا برای ایران
همسایگانی که سالها کنار هم زندگی کرده بودند، ناگهان به قاتل یکدیگر تبدیل شدند. کشتار روز سن بارتلمی در پاریس، هزاران پروتستان را در چند روز به کام مرگ کشاند؛ تنها به این جرم که ایمانشان با اکثریت فرق داشت. اما از دل همین خون، فرانسه راهی به سوی همزیستی یافت. این مسیر، امروز چه درسی برای جوامع دیگر دارد؟
▪️از جنگ مذهبی تا فرمان نانت
فرانسه در قرن شانزدهم درگیر جنگهای خونین کاتولیکها و پروتستانها بود. کشتار سن بارتلمی نقطه اوج این خشونت بود. اما در ۱۵۹۸، هانری چهارم که خود میان دو هویت دینی زیسته بود، فرمان نانت را صادر کرد؛ حقوقی محدود برای عبادت پروتستانها. این فرمان کامل نبود و بعدها لغو شد، اما نخستین گام یک دولت اروپایی بهسوی همزیستی بود.
▪️چشمانداز و ماموریت
در بریتانیا، فرانسه، هند، کانادا و آفریقای جنوبی، چشمانداز مشترک این است که افراد بتوانند آزادانه باور خود را برگزینند، تغییر دهند یا رد کنند. بریتانیا این را در «قانون حقوق بشر ۱۹۹۸» نهادینه کرده، فرانسه بر «لائیسیته» تاکید دارد، کانادا چندفرهنگیبودن را ارزش ملی میداند و هند سکولاریسم را در قانون اساسی دارد.
▪️اهداف و مقاصد
اهداف اصلی این کشورها شامل حمایت از افراد در برابر تبعیض دینی، تضمین مشارکت برابر برای باورهای متنوع و پیشگیری از تعارضات دینی از طریق تضمینهای حقوقی است. کانادا از سازوکارهای تطبیقی برای اقلیتهای دینی پشتیبانی میکند، دادگاه قانون اساسی آفریقای جنوبی موازنه میان آزادی دینی و برابری برقرار میکند، و فرانسه بیطرفی دولت را در اولویت قرار میدهد.
▪️رهبری در بریتانیا و فرانسه
در بریتانیا، رهبری میان سنت (نقش رسمی کلیسای انگلستان) و انطباقپذیری توازن دارد؛ دادگاهها به پروندههای تبعیض دینی رسیدگی میکنند و رهبران جامعه مدنی گفتمان عمومی را شکل میدهند. در فرانسه، رهبری دولتی بهشدت بر لائیسیته تاکید دارد اما با رهبری جامعه مدنی تکمیل میشود؛ چانهزنی مستمر میان اقتدار دولت و تکثر اجتماعی جریان دارد.
▪️رهبری در کانادا، هند و آفریقای جنوبی
در کانادا، رهبری غیرمتمرکز و مشارکتی است؛ دیوان عالی نقشی محوری در تفسیر منشور حقوق دارد. در هند، دستگاه قضائی مدافع سکولاریسم است اما رهبری سیاسی نوسانهای شدید دارد. آفریقای جنوبی با هدایت شخصیتهایی مانند نلسون ماندلا، قانون اساسیای بنا کرد که بر برابری تاکید دارد. رهبری موثر از تعامل اقتدار حقوقی، اراده سیاسی و مشارکت مدنی برمیآید.
▪️جامعه و محیط
محیط اجتماعی بریتانیا با تنوع دینی ناشی از مهاجرت پس از جنگ جهانی شکل گرفته و شوراهای میاندینی محلی فعالاند. فرانسه با لائیسیته سختگیرانه، تنشهایی با جامعههای مسلمان ایجاد کرده است. کانادا تنوع را نهادی تشویق میکند. هند با تکثر تاریخی عمیق، گاه تنشهای فرقهای را تجربه میکند. آفریقای جنوبی پسا-آپارتاید بر آشتی و شمول تاکید دارد.
▪️فعالیتها و الگوی مشترک
آزادی دین باید از طریق مشارکت مستمر حفظ شود، نه صرفا یک دستاورد حقوقی ثابت. در بریتانیا گفتوگوی میاندینی محوری است؛ در فرانسه جامعه مدنی شکافهای لائیسیته را پر میکند؛ کانادا بر چندفرهنگیبودن تاکید دارد؛ هند فعالیتها را در سطح محلی پیش میبرد؛ آفریقای جنوبی بر آشتی تمرکز دارد. الگوی مشترک: گفتوگو، آموزش، کنشگری حقوقی و ابتکارهای ریشهای.
▪️درسهایی برای ایران
تجربه این پنج کشور نشان میدهد آزادی دین صرفا به چارچوب حقوقی وابسته نیست، بلکه نیازمند مشارکت پایدار جامعه مدنی است. برای ایران، درسهای کلیدی عبارتاند از: امکان پرورش تدریجی کثرتگرایی حتی زیر ایدئولوژیهای مسلط، ضرورت آگاهی حقوقی شهروندان، نقش گفتوگوی بینجماعتی در کاهش تنش، و اهمیت سازماندهی ریشهای که از سطح محله آغاز میشود، نه از بالا.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
درسهای پنج جامعه کثرتگرا برای ایران
همسایگانی که سالها کنار هم زندگی کرده بودند، ناگهان به قاتل یکدیگر تبدیل شدند. کشتار روز سن بارتلمی در پاریس، هزاران پروتستان را در چند روز به کام مرگ کشاند؛ تنها به این جرم که ایمانشان با اکثریت فرق داشت. اما از دل همین خون، فرانسه راهی به سوی همزیستی یافت. این مسیر، امروز چه درسی برای جوامع دیگر دارد؟
▪️از جنگ مذهبی تا فرمان نانت
فرانسه در قرن شانزدهم درگیر جنگهای خونین کاتولیکها و پروتستانها بود. کشتار سن بارتلمی نقطه اوج این خشونت بود. اما در ۱۵۹۸، هانری چهارم که خود میان دو هویت دینی زیسته بود، فرمان نانت را صادر کرد؛ حقوقی محدود برای عبادت پروتستانها. این فرمان کامل نبود و بعدها لغو شد، اما نخستین گام یک دولت اروپایی بهسوی همزیستی بود.
▪️چشمانداز و ماموریت
در بریتانیا، فرانسه، هند، کانادا و آفریقای جنوبی، چشمانداز مشترک این است که افراد بتوانند آزادانه باور خود را برگزینند، تغییر دهند یا رد کنند. بریتانیا این را در «قانون حقوق بشر ۱۹۹۸» نهادینه کرده، فرانسه بر «لائیسیته» تاکید دارد، کانادا چندفرهنگیبودن را ارزش ملی میداند و هند سکولاریسم را در قانون اساسی دارد.
▪️اهداف و مقاصد
اهداف اصلی این کشورها شامل حمایت از افراد در برابر تبعیض دینی، تضمین مشارکت برابر برای باورهای متنوع و پیشگیری از تعارضات دینی از طریق تضمینهای حقوقی است. کانادا از سازوکارهای تطبیقی برای اقلیتهای دینی پشتیبانی میکند، دادگاه قانون اساسی آفریقای جنوبی موازنه میان آزادی دینی و برابری برقرار میکند، و فرانسه بیطرفی دولت را در اولویت قرار میدهد.
▪️رهبری در بریتانیا و فرانسه
در بریتانیا، رهبری میان سنت (نقش رسمی کلیسای انگلستان) و انطباقپذیری توازن دارد؛ دادگاهها به پروندههای تبعیض دینی رسیدگی میکنند و رهبران جامعه مدنی گفتمان عمومی را شکل میدهند. در فرانسه، رهبری دولتی بهشدت بر لائیسیته تاکید دارد اما با رهبری جامعه مدنی تکمیل میشود؛ چانهزنی مستمر میان اقتدار دولت و تکثر اجتماعی جریان دارد.
▪️رهبری در کانادا، هند و آفریقای جنوبی
در کانادا، رهبری غیرمتمرکز و مشارکتی است؛ دیوان عالی نقشی محوری در تفسیر منشور حقوق دارد. در هند، دستگاه قضائی مدافع سکولاریسم است اما رهبری سیاسی نوسانهای شدید دارد. آفریقای جنوبی با هدایت شخصیتهایی مانند نلسون ماندلا، قانون اساسیای بنا کرد که بر برابری تاکید دارد. رهبری موثر از تعامل اقتدار حقوقی، اراده سیاسی و مشارکت مدنی برمیآید.
▪️جامعه و محیط
محیط اجتماعی بریتانیا با تنوع دینی ناشی از مهاجرت پس از جنگ جهانی شکل گرفته و شوراهای میاندینی محلی فعالاند. فرانسه با لائیسیته سختگیرانه، تنشهایی با جامعههای مسلمان ایجاد کرده است. کانادا تنوع را نهادی تشویق میکند. هند با تکثر تاریخی عمیق، گاه تنشهای فرقهای را تجربه میکند. آفریقای جنوبی پسا-آپارتاید بر آشتی و شمول تاکید دارد.
▪️فعالیتها و الگوی مشترک
آزادی دین باید از طریق مشارکت مستمر حفظ شود، نه صرفا یک دستاورد حقوقی ثابت. در بریتانیا گفتوگوی میاندینی محوری است؛ در فرانسه جامعه مدنی شکافهای لائیسیته را پر میکند؛ کانادا بر چندفرهنگیبودن تاکید دارد؛ هند فعالیتها را در سطح محلی پیش میبرد؛ آفریقای جنوبی بر آشتی تمرکز دارد. الگوی مشترک: گفتوگو، آموزش، کنشگری حقوقی و ابتکارهای ریشهای.
▪️درسهایی برای ایران
تجربه این پنج کشور نشان میدهد آزادی دین صرفا به چارچوب حقوقی وابسته نیست، بلکه نیازمند مشارکت پایدار جامعه مدنی است. برای ایران، درسهای کلیدی عبارتاند از: امکان پرورش تدریجی کثرتگرایی حتی زیر ایدئولوژیهای مسلط، ضرورت آگاهی حقوقی شهروندان، نقش گفتوگوی بینجماعتی در کاهش تنش، و اهمیت سازماندهی ریشهای که از سطح محله آغاز میشود، نه از بالا.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊5👍2👌1