This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب عمومی کسبه و بازاریان سقز
همزمان با هزارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی
تصاویر منتشر شده نشان میدهد، کسبه و بازاریان سقز همزمان با چهارمین سالگرد مهسا ژینا امینی دست به اعتصاب عمومی زدند.
در همین حال اخبار رسیدهحاکی از تحمیل جو شدید سرکوب و استقرار خودروهای نظامی و امنیتی سرکوبگر در سطح شهر سقز است.
برخی منابع خبر دادند نیروهای جمهوری اسلامی از وحشت مردم مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی، محل مزار ژینا امینی را مسدود کرده.
#مهسا_امینی #ژینا_امینی #زن_زندگی_آزادی
همزمان با هزارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی
تصاویر منتشر شده نشان میدهد، کسبه و بازاریان سقز همزمان با چهارمین سالگرد مهسا ژینا امینی دست به اعتصاب عمومی زدند.
در همین حال اخبار رسیدهحاکی از تحمیل جو شدید سرکوب و استقرار خودروهای نظامی و امنیتی سرکوبگر در سطح شهر سقز است.
برخی منابع خبر دادند نیروهای جمهوری اسلامی از وحشت مردم مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی، محل مزار ژینا امینی را مسدود کرده.
#مهسا_امینی #ژینا_امینی #زن_زندگی_آزادی
🕊23💔6👌5❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، شماری از کسبه و بازاریان در شهرهای مختلف کردنشین در پی فراخوان ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران، مغازهها و واحدهای صنفی خود را تعطیل کردند.
این اعتصاب همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن مهسا (ژینا) امینی برگزار شده و گزارشهای منتشرشده حاکی از مشارکت بخشهایی از بازار در این حرکت اعتراضی است. پیشتر ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران از اصناف و بازاریان خواسته بود با بستن مغازهها در این اعتصاب عمومی شرکت کنند.
#اعتصاب #نه_به_جمهوری_اسلامی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
این اعتصاب همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن مهسا (ژینا) امینی برگزار شده و گزارشهای منتشرشده حاکی از مشارکت بخشهایی از بازار در این حرکت اعتراضی است. پیشتر ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران از اصناف و بازاریان خواسته بود با بستن مغازهها در این اعتصاب عمومی شرکت کنند.
#اعتصاب #نه_به_جمهوری_اسلامی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
❤14👍4👌1
محکومیت مسعود فرهیخته، معلم زندانی، به یک سال حبس در پروندهای جدید
رامین صفرنیا، وکیل مدافع مسعود فرهیخته، اعلام کرده است که این فعال صنفی معلمان در پروندهای با اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است. به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران به نقل از وکیل او، گزارش تهیهشده از سوی ضابطان زندان مرکزی کرج از مستندات اصلی صدور این حکم بوده است.
دادگاه علاوه بر مجازات حبس، فرهیخته را به چند مجازات تکمیلی نیز محکوم کرده است. ممنوعیت خروج از کشور و منع عضویت در احزاب، گروهها و تشکلهای سیاسی و اجتماعی هر یک به مدت دو سال از جمله این محدودیتها هستند.
انفصال از خدمات دولتی و عمومی نیز در شمار مجازاتهای تکمیلی این حکم قرار گرفته است. به این ترتیب، آثار محکومیت صادرشده تنها به دوره حبس محدود نمیشود و برای مدتی بر بخشی از فعالیتهای اجتماعی و شغلی این فعال صنفی نیز اثر خواهد گذاشت.
#مسعود_فرهیخته
@Tavaana_TavaanaTech
رامین صفرنیا، وکیل مدافع مسعود فرهیخته، اعلام کرده است که این فعال صنفی معلمان در پروندهای با اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است. به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران به نقل از وکیل او، گزارش تهیهشده از سوی ضابطان زندان مرکزی کرج از مستندات اصلی صدور این حکم بوده است.
دادگاه علاوه بر مجازات حبس، فرهیخته را به چند مجازات تکمیلی نیز محکوم کرده است. ممنوعیت خروج از کشور و منع عضویت در احزاب، گروهها و تشکلهای سیاسی و اجتماعی هر یک به مدت دو سال از جمله این محدودیتها هستند.
انفصال از خدمات دولتی و عمومی نیز در شمار مجازاتهای تکمیلی این حکم قرار گرفته است. به این ترتیب، آثار محکومیت صادرشده تنها به دوره حبس محدود نمیشود و برای مدتی بر بخشی از فعالیتهای اجتماعی و شغلی این فعال صنفی نیز اثر خواهد گذاشت.
#مسعود_فرهیخته
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔6
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی، از اوین:
تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دیماه، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند که به دستور علی خامنهای خونریز تبهکار و طراحی پسرش مجتبی، مردم را به گلوله بستند
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در آستانه سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» با انتشار بیانیهای، روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره کشتار معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را به چالش کشیده و خواستار پاسخگویی درباره تناقض میان ادعای حضور «تروریستها» در اعتراضات مردمی و امنیت کامل تجمعات حکومتی شده است.
متن کامل بیانیه ابوالفضل قدیانی:
«۲۵ شهریورماه سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است.به یاد شهدای خونینکفن این جنبش تحولآفرین و همچنین جنبش خونبار دیماه ۱۴۰۴ هم که به شیوهای وحشیانه، با سبعیت و قساوت قلب، با رگبار مسلسل قتال عام شدند، ۲ سؤال مطرح میکنم.
بیش از ۶ ماه است که مزدوران نظام فاسد جمهوری اسلامی، به سرکردگی مجتبی خامنهای تبهکار غارتگر، در کمال امنیت و آرامش شبها خیابانگردی و پرچمگردانی میکنند و با رجزخوانی و عربدهکشی و هل من مبارز طلبیدن (البته همراه با سورچرانی و دریافت پاداشهای کلان)، مزاحم استراحت و آرامش مردم میشوند.
عجیب آن است که نه در این تجمعات شبانه و نه در تظاهرات حکومتی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، خبری از تروریستهای مورد ادعای دروغپردازان جمهوری اسلامی که مردم معترض بیدفاع را در اعتراضهای دیماه به رگبار بستند، نبوده و نیست.
اکنون رسانهها و نهادهای حقوق بشری باید در مقابل تناقضگوییها و دروغپردازیهای گوبلزی نظام سران آدمکش جمهوری اسلامی بایستند و بپرسند چگونه است که هر بار به محض اوج گرفتن اعتراضات مردم، عدهای که حکومت آنان را تروریست مینامد، همچون قارچ سر از خاک بیرون میآورند و مردم را قتل عام میکنند، اما در راهپیماییهای حکومتی ناپدید میشوند.
مگر غیر از این است که منافع قاتلان مردم که حکومت آنان را به بیگانگان منتسب میکند، در پیروزی مردم معترض و در شکست راهپیمایان حکومتی است؟
پس با کدام منطق باید اعتراض مردم علیه حکومت را با گلوله خاموش کنند که منافع آنان را تأمین میکند و در راهپیماییهای حکومتی دود میشوند و به هوا میروند؟
باید پرسید چگونه است که حکومت میتواند امنیت راهپیمایان مزدور و هواداران خود را در سراسر شهرهای ایران به گونهای تأمین کند که حتی خون از دماغ احدی جاری نشود، اما وقتی نوبت به اعتراضات و مخالفتهای مردم بیدفاع میرسد، میدان را برای مزدورانی که تروریست میخواند خالی میکند؟
راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ در کمال امنیت و آرامش و بیش از ۶ ماه پرچمگردانی و تجمعات همراه با مزاحمت و ایجاد رعب و وحشت برای مردم، بار دیگر دست خونین و شیوه خائنانه حکومت ولایت شیطانی فقیه را رو میکند که تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دهها هزار جان بیدار و بیدفاع، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند که به دستور علی خامنهای خونریز تبهکار و طراحی پسرش مجتبی، مردم را در دیماه ۱۴۰۴ به گلوله بستند و مرتکب جنایت سهمگینی شدند که در تاریخ معاصر ایران بیسابقه است.
ملت ایران هرگز این جنایت ضد بشری را فراموش نخواهد کرد و تاریخ به نسلهای آینده که تداومبخش این ملت خواهند بود، خواهد گفت که این نظام و سرکردگانش با ملت چه کردند.»
ابوالفضل قدیانی
سالن ۱، بند ۷ زندان اوین
۱۴۰۴/۶/۲۴
#ابولفضل_قدیانی #مهسا_امینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دیماه، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند که به دستور علی خامنهای خونریز تبهکار و طراحی پسرش مجتبی، مردم را به گلوله بستند
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در آستانه سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» با انتشار بیانیهای، روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره کشتار معترضان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را به چالش کشیده و خواستار پاسخگویی درباره تناقض میان ادعای حضور «تروریستها» در اعتراضات مردمی و امنیت کامل تجمعات حکومتی شده است.
متن کامل بیانیه ابوالفضل قدیانی:
«۲۵ شهریورماه سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است.به یاد شهدای خونینکفن این جنبش تحولآفرین و همچنین جنبش خونبار دیماه ۱۴۰۴ هم که به شیوهای وحشیانه، با سبعیت و قساوت قلب، با رگبار مسلسل قتال عام شدند، ۲ سؤال مطرح میکنم.
بیش از ۶ ماه است که مزدوران نظام فاسد جمهوری اسلامی، به سرکردگی مجتبی خامنهای تبهکار غارتگر، در کمال امنیت و آرامش شبها خیابانگردی و پرچمگردانی میکنند و با رجزخوانی و عربدهکشی و هل من مبارز طلبیدن (البته همراه با سورچرانی و دریافت پاداشهای کلان)، مزاحم استراحت و آرامش مردم میشوند.
عجیب آن است که نه در این تجمعات شبانه و نه در تظاهرات حکومتی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، خبری از تروریستهای مورد ادعای دروغپردازان جمهوری اسلامی که مردم معترض بیدفاع را در اعتراضهای دیماه به رگبار بستند، نبوده و نیست.
اکنون رسانهها و نهادهای حقوق بشری باید در مقابل تناقضگوییها و دروغپردازیهای گوبلزی نظام سران آدمکش جمهوری اسلامی بایستند و بپرسند چگونه است که هر بار به محض اوج گرفتن اعتراضات مردم، عدهای که حکومت آنان را تروریست مینامد، همچون قارچ سر از خاک بیرون میآورند و مردم را قتل عام میکنند، اما در راهپیماییهای حکومتی ناپدید میشوند.
مگر غیر از این است که منافع قاتلان مردم که حکومت آنان را به بیگانگان منتسب میکند، در پیروزی مردم معترض و در شکست راهپیمایان حکومتی است؟
پس با کدام منطق باید اعتراض مردم علیه حکومت را با گلوله خاموش کنند که منافع آنان را تأمین میکند و در راهپیماییهای حکومتی دود میشوند و به هوا میروند؟
باید پرسید چگونه است که حکومت میتواند امنیت راهپیمایان مزدور و هواداران خود را در سراسر شهرهای ایران به گونهای تأمین کند که حتی خون از دماغ احدی جاری نشود، اما وقتی نوبت به اعتراضات و مخالفتهای مردم بیدفاع میرسد، میدان را برای مزدورانی که تروریست میخواند خالی میکند؟
راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ در کمال امنیت و آرامش و بیش از ۶ ماه پرچمگردانی و تجمعات همراه با مزاحمت و ایجاد رعب و وحشت برای مردم، بار دیگر دست خونین و شیوه خائنانه حکومت ولایت شیطانی فقیه را رو میکند که تروریستی در کار نبوده و نیست و قاتلان دهها هزار جان بیدار و بیدفاع، همان نیروهای مزدور حاکمیتاند که به دستور علی خامنهای خونریز تبهکار و طراحی پسرش مجتبی، مردم را در دیماه ۱۴۰۴ به گلوله بستند و مرتکب جنایت سهمگینی شدند که در تاریخ معاصر ایران بیسابقه است.
ملت ایران هرگز این جنایت ضد بشری را فراموش نخواهد کرد و تاریخ به نسلهای آینده که تداومبخش این ملت خواهند بود، خواهد گفت که این نظام و سرکردگانش با ملت چه کردند.»
ابوالفضل قدیانی
سالن ۱، بند ۷ زندان اوین
۱۴۰۴/۶/۲۴
#ابولفضل_قدیانی #مهسا_امینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤9👌7👍3💯1
عفو بینالملل: جمهوری اسلامی در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است / درخواست صدور حکم بازداشت برای ۸۷ مقام جمهوری اسلامی
سازمان عفو بینالملل با انتشار گزارشی تفصیلی در چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی»، مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است. این نهاد بینالمللی از دادستانهای سراسر جهان خواست تا درباره مقامهای دخیل در این سرکوبها تحقیق کرده و در صورت وجود شواهد کافی، احکام بازداشت آنان را صادر کنند.
بر اساس این گزارش، عفو بینالملل ۸۷ مقام جمهوری اسلامی را شناسایی کرده است که باید تحت تحقیقات کیفری قرار گیرند. این فهرست شامل ۶۲ فرمانده نیروهای امنیتی (۳۳ فرمانده سپاه پاسداران و ۲۷ فرمانده فراجا) و همچنین ۲۵ مقام وزارت کشور از جمله استانداران و فرمانداران است. از این میان، ۱۰ نفر مقام کشوری و ۷۷ نفر مسئولان منطقهای و استانی در ۱۷ شهرستان واقع در استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی بودهاند.
در صدر فهرست ارائهشده از سوی عفو بینالملل، نام چهرههایی چون علی خامنهای، محمد باقری، حسین سلامی و محمد پاکپور به چشم میخورد. همچنین احمد وحیدی، وزیر کشور وقت در سال ۱۴۰۱، از دیگر مقامهایی است که نامش در این پرونده قرار دارد. این سازمان حقوق بشری بر ضرورت اقدام عملی جامعه جهانی و اعمال صلاحیت جهانی برای محاکمه عاملان و آمران این سرکوبهای خونین تأکید کرده است.
#عفو_بین_الملل #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
سازمان عفو بینالملل با انتشار گزارشی تفصیلی در چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی»، مرتکب «جنایات علیه بشریت» شده است. این نهاد بینالمللی از دادستانهای سراسر جهان خواست تا درباره مقامهای دخیل در این سرکوبها تحقیق کرده و در صورت وجود شواهد کافی، احکام بازداشت آنان را صادر کنند.
بر اساس این گزارش، عفو بینالملل ۸۷ مقام جمهوری اسلامی را شناسایی کرده است که باید تحت تحقیقات کیفری قرار گیرند. این فهرست شامل ۶۲ فرمانده نیروهای امنیتی (۳۳ فرمانده سپاه پاسداران و ۲۷ فرمانده فراجا) و همچنین ۲۵ مقام وزارت کشور از جمله استانداران و فرمانداران است. از این میان، ۱۰ نفر مقام کشوری و ۷۷ نفر مسئولان منطقهای و استانی در ۱۷ شهرستان واقع در استانهای کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی بودهاند.
در صدر فهرست ارائهشده از سوی عفو بینالملل، نام چهرههایی چون علی خامنهای، محمد باقری، حسین سلامی و محمد پاکپور به چشم میخورد. همچنین احمد وحیدی، وزیر کشور وقت در سال ۱۴۰۱، از دیگر مقامهایی است که نامش در این پرونده قرار دارد. این سازمان حقوق بشری بر ضرورت اقدام عملی جامعه جهانی و اعمال صلاحیت جهانی برای محاکمه عاملان و آمران این سرکوبهای خونین تأکید کرده است.
#عفو_بین_الملل #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
👌14👍2🕊1💯1
Forwarded from گفتوشنود
سرو کاشمر
درختی که به دستور خلیفه اعدام شد
ورق بزنید
درختی که گفته میشد زرتشت آن را کاشته، بیش از هزار سال بعد به دستور یک خلیفه قطع شد و جسدش را کیلومترها آنطرفتر بردند. سرو کاشمر، مقدسترین درخت ایرانیان زرتشتی، فقط یک گیاه نبود؛ نمادی از هویتی بود که یک حاکم تازهبهقدرترسیده، تصمیم گرفت آن را از ریشه نابود کند.
درختی به قدمت یک اسطوره
سرو کاشمر درختی کهنسال در خراسان بود که در سنت زرتشتی، موجودی مقدس شمرده میشد؛ روایتها میگفتند خود زرتشت یا به فرمان او، پس از پذیرش این آیین توسط گشتاسپ شاه، آن را کاشته است. پژوهشگران امروز با احتیاط یادآور میشوند مدرک قطعی برای این روایت وجود ندارد، اما جایگاه محبوب این درخت میان مردم انکارناپذیر بود.
سرو، نماد استواری در فرهنگ ایرانی
درخت سرو در فرهنگ ایرانی، از دوران باستان تا شعر کلاسیک فارسی، نماد پایداری، آزادگی و استواری بوده است. تشبیه انسانهای بلندهمت به «سرو آزاد» بازتاب همین جایگاه فرهنگی است. پژوهشگران میگویند همیشهسبزبودن این درخت در سنتهای ایران باستان، آن را با دوام و تداوم زندگی پیوند میداد و به آن اهمیتی آیینی میبخشید.
فرمان خلیفه؛ قطع یک نماد
در قرن نهم میلادی، متوکل عباسی، دهمین خلیفه عباسی که به سیاستهای محدودکننده علیه اقلیتهای دینی و غیرمسلمانان شناخته میشد، دستور داد سرو کاشمر قطع و چوبش برای ساخت کاخش به سامرا منتقل شود. پژوهشگران انگیزه این اقدام را نمایش اقتدار سیاسی، شکستن روحیه مردم محلی، یا تلاش برای پاککردن حافظه ایرانیان از دوره پیش از اسلام میدانند.
میراثی که فراتر از سنگ و آجر است
روایتها میگویند مردم حاضر بودند مبلغی هنگفت بپردازند تا از نابودی این درخت جلوگیری شود؛ نشانهای از اینکه سرو کاشمر برایشان صرفا یک گیاه نبود. امروز این درخت وجود ندارد، اما نامش در حافظه فرهنگی باقی مانده است؛ یادآور این نکته که میراث یک ملت، فراتر از سنگ و آجر، میتواند در یک درخت هم زنده بماند.
متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
سرو کاشمر؛ درختی که به دستور خلیفه اعدام شد
https://dialog.tavaana.org/cypress-of-kashmar/
#سرو_کاشمر #نماد #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
درختی که به دستور خلیفه اعدام شد
ورق بزنید
درختی که گفته میشد زرتشت آن را کاشته، بیش از هزار سال بعد به دستور یک خلیفه قطع شد و جسدش را کیلومترها آنطرفتر بردند. سرو کاشمر، مقدسترین درخت ایرانیان زرتشتی، فقط یک گیاه نبود؛ نمادی از هویتی بود که یک حاکم تازهبهقدرترسیده، تصمیم گرفت آن را از ریشه نابود کند.
درختی به قدمت یک اسطوره
سرو کاشمر درختی کهنسال در خراسان بود که در سنت زرتشتی، موجودی مقدس شمرده میشد؛ روایتها میگفتند خود زرتشت یا به فرمان او، پس از پذیرش این آیین توسط گشتاسپ شاه، آن را کاشته است. پژوهشگران امروز با احتیاط یادآور میشوند مدرک قطعی برای این روایت وجود ندارد، اما جایگاه محبوب این درخت میان مردم انکارناپذیر بود.
سرو، نماد استواری در فرهنگ ایرانی
درخت سرو در فرهنگ ایرانی، از دوران باستان تا شعر کلاسیک فارسی، نماد پایداری، آزادگی و استواری بوده است. تشبیه انسانهای بلندهمت به «سرو آزاد» بازتاب همین جایگاه فرهنگی است. پژوهشگران میگویند همیشهسبزبودن این درخت در سنتهای ایران باستان، آن را با دوام و تداوم زندگی پیوند میداد و به آن اهمیتی آیینی میبخشید.
فرمان خلیفه؛ قطع یک نماد
در قرن نهم میلادی، متوکل عباسی، دهمین خلیفه عباسی که به سیاستهای محدودکننده علیه اقلیتهای دینی و غیرمسلمانان شناخته میشد، دستور داد سرو کاشمر قطع و چوبش برای ساخت کاخش به سامرا منتقل شود. پژوهشگران انگیزه این اقدام را نمایش اقتدار سیاسی، شکستن روحیه مردم محلی، یا تلاش برای پاککردن حافظه ایرانیان از دوره پیش از اسلام میدانند.
میراثی که فراتر از سنگ و آجر است
روایتها میگویند مردم حاضر بودند مبلغی هنگفت بپردازند تا از نابودی این درخت جلوگیری شود؛ نشانهای از اینکه سرو کاشمر برایشان صرفا یک گیاه نبود. امروز این درخت وجود ندارد، اما نامش در حافظه فرهنگی باقی مانده است؛ یادآور این نکته که میراث یک ملت، فراتر از سنگ و آجر، میتواند در یک درخت هم زنده بماند.
متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
سرو کاشمر؛ درختی که به دستور خلیفه اعدام شد
https://dialog.tavaana.org/cypress-of-kashmar/
#سرو_کاشمر #نماد #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔14🕊1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کریستوفر هیچنز در این بخش از یک مناظره، یکی از مشهورترین استدلالهای خود درباره نسبت دین و اخلاق را مطرح میکند: آیا انسان برای اخلاقی بودن به ترس از خدا و نظارت الهی نیاز دارد؟ آیا بدون ترس از خدا و مجازات انسان به حیوانی درنده تبدیل خواهد شد؟
مناظره کریستوفر هیچنز و اَل شارپتون در ۷ مه ۲۰۰۷ در کتابخانه عمومی نیویورک برگزار شد. هیچنز ابتدا به تاریخ این ادعا اشاره میکند، اما خودش درست برعکس استدلال میکند: انسانهای خوب معمولا بدون فرمان دینی هم کار خوب میکنند، اما گاهی همین ایمان به «دستور الهی» است که میتواند انسانهای معمولی را به انجام کاری بسیار شرورانه متقاعد کند.
هیچنز به طنز بسیار قوی خود شناخته شده بود و در ادامه گفتگو، با ارائه مثالهایی مانند عملیات تروریستی یا ختنه، میگوید ایمان مذهبی میتواند اعمال خشونتآمیز را توجیه عادیسازی یا حتی زیباسازی کند. البته او در برابر رویکرد تهاجمی شارپتون (کشیش آمریکایی طرف مناظره) با ادب و متانت برخورد میکند.
آیا اخلاق بدون دین ممکن است؟ و آیا دین همیشه انسان را اخلاقیتر میکند؟
#فلسفه #اخلاق #نقد_دین #گفتگو_توانا @Dialogue1402
مناظره کریستوفر هیچنز و اَل شارپتون در ۷ مه ۲۰۰۷ در کتابخانه عمومی نیویورک برگزار شد. هیچنز ابتدا به تاریخ این ادعا اشاره میکند، اما خودش درست برعکس استدلال میکند: انسانهای خوب معمولا بدون فرمان دینی هم کار خوب میکنند، اما گاهی همین ایمان به «دستور الهی» است که میتواند انسانهای معمولی را به انجام کاری بسیار شرورانه متقاعد کند.
هیچنز به طنز بسیار قوی خود شناخته شده بود و در ادامه گفتگو، با ارائه مثالهایی مانند عملیات تروریستی یا ختنه، میگوید ایمان مذهبی میتواند اعمال خشونتآمیز را توجیه عادیسازی یا حتی زیباسازی کند. البته او در برابر رویکرد تهاجمی شارپتون (کشیش آمریکایی طرف مناظره) با ادب و متانت برخورد میکند.
آیا اخلاق بدون دین ممکن است؟ و آیا دین همیشه انسان را اخلاقیتر میکند؟
#فلسفه #اخلاق #نقد_دین #گفتگو_توانا @Dialogue1402
❤13🕊3💔2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صمد پورشه، شهروند معترض زندانی، در این ویدیو میگوید که پس از ۵ ماه حبس که به مرخصی آمده تا کارهای درمانیاش را انجام دهد، تا بیاید پول عمل جراحی را تهیه کند و وقت جراحی برایش تعیین کنند، به او گفتند که بایستی که به زندان برگردد و مرخصیاش به اتمام رسیده، بدون آنکه کارهای درمانیاش انجام شود.
آقای پورشه چندین بار در زمانی که در زندان بود، در فایلهای صوتی از مورد آزار و شکنجه قرار گرفتن خود خبر داده بود.
#صمد_پورشه #یاسوج
@Tavaana_TavaanaTech
صمد پورشه، شهروند معترض زندانی، در این ویدیو میگوید که پس از ۵ ماه حبس که به مرخصی آمده تا کارهای درمانیاش را انجام دهد، تا بیاید پول عمل جراحی را تهیه کند و وقت جراحی برایش تعیین کنند، به او گفتند که بایستی که به زندان برگردد و مرخصیاش به اتمام رسیده، بدون آنکه کارهای درمانیاش انجام شود.
آقای پورشه چندین بار در زمانی که در زندان بود، در فایلهای صوتی از مورد آزار و شکنجه قرار گرفتن خود خبر داده بود.
#صمد_پورشه #یاسوج
@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊7❤1
ناهید شیرپیشه خطاب به پویا بختیاری: «چقدر بزرگ و هدفمند زیستی»
ناهید شیرپیشه، مادر دادخواه پویا بختیاری، از جانباختگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، با انتشار نوشتهای در صفحه اینستاگرام خود، از لبخند همیشگی، عشق به زندگی و آرمانخواهی فرزندش یاد کرد.
او خطاب به پویا نوشت:
«پویا جان، مامان قربونت بشه که تو همه عکسات لبخند به لب داری. این دنیا که خندیدن نداشت، ولی تو آنقدر عاشق و آگاه زیستی که دانستی فقط با عشق به همه کائنات میتوان شاد و خرسند زندگی کرد؛ بدون توقع و انتظار از کسی یا چیزی.
جوانیات را بیهوده هدر نکردی، برای آرمانت جان دادی. چقدر بزرگ و هدفمند زیستی و هدفمند به میدان رفتی و…»
پویا بختیاری، جوان ۲۷ ساله، روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در جریان اعتراضات سراسری، در مهرشهر کرج با شلیک مستقیم گلوله نیروهای حکومتی به سرش جان باخت. او همراه مادر و خواهرش به جمع معترضان پیوسته بود.
ناهید شیرپیشه در سالهای پس از کشتهشدن فرزندش، بهدلیل فعالیتهای دادخواهانه با بازداشت و زندان روبهرو شد. او در ۲۰ تیر ۱۴۰۱ بازداشت و سپس در شعبه اول دادگاه انقلاب کرج با اتهامهایی از جمله «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» به پنج سال حبس محکوم شد. این مادر دادخواه سرانجام روز دوم مهر ۱۴۰۴، پس از بیش از سه سال حبس، از زندان زنجان آزاد شد.
منوچهر بختیاری، پدر دادخواه پویا، همچنان در زندان مرکزی بندرعباس به سر میبرد. او در پروندهای تازه، در شعبه اول دادگاه انقلاب بندرعباس مجموعاً به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است؛ حکمی که روز ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ بهصورت شفاهی در زندان به او ابلاغ شد.
پنج سال از محکومیت تازه منوچهر بختیاری بهعنوان مجازات اشد قابلاجرا خواهد بود. او پیشتر نیز بیش از چهار سال در زندان بود و پس از آزادی در مهر ۱۴۰۴، برای اجرای حکم تبعید به بندرعباس فرستاده شد؛ اما روز ۲۹ دی همان سال، در دوران تبعید، بار دیگر بازداشت و به زندان منتقل شد.
#ناهید_شیرپیشه #پویا_بختیاری #منوچهر_بختیاری
@Tavaana_TavaanaTech
ناهید شیرپیشه خطاب به پویا بختیاری: «چقدر بزرگ و هدفمند زیستی»
ناهید شیرپیشه، مادر دادخواه پویا بختیاری، از جانباختگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، با انتشار نوشتهای در صفحه اینستاگرام خود، از لبخند همیشگی، عشق به زندگی و آرمانخواهی فرزندش یاد کرد.
او خطاب به پویا نوشت:
«پویا جان، مامان قربونت بشه که تو همه عکسات لبخند به لب داری. این دنیا که خندیدن نداشت، ولی تو آنقدر عاشق و آگاه زیستی که دانستی فقط با عشق به همه کائنات میتوان شاد و خرسند زندگی کرد؛ بدون توقع و انتظار از کسی یا چیزی.
جوانیات را بیهوده هدر نکردی، برای آرمانت جان دادی. چقدر بزرگ و هدفمند زیستی و هدفمند به میدان رفتی و…»
پویا بختیاری، جوان ۲۷ ساله، روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در جریان اعتراضات سراسری، در مهرشهر کرج با شلیک مستقیم گلوله نیروهای حکومتی به سرش جان باخت. او همراه مادر و خواهرش به جمع معترضان پیوسته بود.
ناهید شیرپیشه در سالهای پس از کشتهشدن فرزندش، بهدلیل فعالیتهای دادخواهانه با بازداشت و زندان روبهرو شد. او در ۲۰ تیر ۱۴۰۱ بازداشت و سپس در شعبه اول دادگاه انقلاب کرج با اتهامهایی از جمله «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» به پنج سال حبس محکوم شد. این مادر دادخواه سرانجام روز دوم مهر ۱۴۰۴، پس از بیش از سه سال حبس، از زندان زنجان آزاد شد.
منوچهر بختیاری، پدر دادخواه پویا، همچنان در زندان مرکزی بندرعباس به سر میبرد. او در پروندهای تازه، در شعبه اول دادگاه انقلاب بندرعباس مجموعاً به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است؛ حکمی که روز ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ بهصورت شفاهی در زندان به او ابلاغ شد.
پنج سال از محکومیت تازه منوچهر بختیاری بهعنوان مجازات اشد قابلاجرا خواهد بود. او پیشتر نیز بیش از چهار سال در زندان بود و پس از آزادی در مهر ۱۴۰۴، برای اجرای حکم تبعید به بندرعباس فرستاده شد؛ اما روز ۲۹ دی همان سال، در دوران تبعید، بار دیگر بازداشت و به زندان منتقل شد.
#ناهید_شیرپیشه #پویا_بختیاری #منوچهر_بختیاری
@Tavaana_TavaanaTech
💔40❤16🕊10
Forwarded from گفتوشنود
چرا «امنیت ملی» محبوبترین توجیه طرد در طول تاریخ بوده است؟
جان استوارت میل در «رسالهای درباره آزادی» (۱۸۵۹) هشدار داده بود که استدلال «آسیب» (تنها توجیه مشروع برای محدود کردن آزادی دیگری)، بهآسانی میتواند به ابزاری برای توجیه هر نوع سرکوب بدل شود، اگر تعریف «آسیب» آنقدر گسترده شود که هر ناخوشایندی یا نگرانی فرضی را هم در بر بگیرد. میل تاکید داشت که خود ادعای خطر، باید در برابر شواهد واقعی سنجیده شود، نه صرفا پذیرفته شود چون از سوی اکثریت یا قدرت مطرح شده است.
هانا آرنت، در تحلیل خود از نظامهای توتالیتر در «خاستگاههای توتالیتاریسم» (۱۹۵۱)، نشان داد یکی از الگوهای تکرارشونده این نظامها، معرفی گروههای خاص (اقلیتهای قومی، مذهبی یا سیاسی) بهعنوان «تهدید امنیتی» پیش از هرگونه اقدام سرکوبگرانه است؛ چارچوبی که به گفتهی آرنت، نهفقط ابزار توجیه بعد از عمل، بلکه پیششرط روانی و گفتمانی برای مقبولسازی آن سرکوب نزد افکار عمومی بود.
جان تیرنی و همکارانش در پژوهشهای روانشناسی اجتماعی درباره «نظریه مدیریت وحشت» (Terror Management Theory) که ریشه در کار اولیه ارنست بکر دارد، نشان دادهاند وقتی افراد به یاد مرگ یا تهدید امنیتی خود میافتند، بهطور اندازهگیریشده تمایل بیشتری به طرد گروههای «غیرخودی» و دفاع سختگیرانهتر از هنجارهای فرهنگی خودشان پیدا میکنند؛ واکنشی که در آزمایشگاه حتی با یادآوریهای نمادین و غیرواقعی از خطر نیز قابل بازتولید بود.
نمونه مستندی از این الگو، اخراج دستهجمعی چچنها و تاتارهای کریمه توسط دولت شوروی در سال ۱۹۴۴ است؛ استالین این اقدام را با استناد به «همکاری احتمالی» این اقوام با نیروهای آلمان نازی و ضرورت «امنیت داخلی» توجیه کرد.
مورخانی مانند نورمن نایمارک در «نسلکشیهای استالین» (۲۰۱۰) با استناد به اسناد آرشیوی بعدا منتشرشدهی NKVD نشان دادهاند که این اتهام کلی و بدون شواهد مشخص علیه اکثریت جمعیت غیرنظامی این اقوام اعمال شد؛ حدود نیم میلیون نفر در بحبوحه زمستان به آسیای مرکزی تبعید شدند و بخش قابلتوجهی از آنها در مسیر یا سالهای نخست تبعید جان باختند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست این است که تفکیک میان خطر واقعیِ قابلسنجش و ترسی که صرفا برای توجیه طرد بهکار میرود، نیازمند شواهد مشخص است، نه صرف ادعا.
#طرد #پذیرش #امنیت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جان استوارت میل در «رسالهای درباره آزادی» (۱۸۵۹) هشدار داده بود که استدلال «آسیب» (تنها توجیه مشروع برای محدود کردن آزادی دیگری)، بهآسانی میتواند به ابزاری برای توجیه هر نوع سرکوب بدل شود، اگر تعریف «آسیب» آنقدر گسترده شود که هر ناخوشایندی یا نگرانی فرضی را هم در بر بگیرد. میل تاکید داشت که خود ادعای خطر، باید در برابر شواهد واقعی سنجیده شود، نه صرفا پذیرفته شود چون از سوی اکثریت یا قدرت مطرح شده است.
هانا آرنت، در تحلیل خود از نظامهای توتالیتر در «خاستگاههای توتالیتاریسم» (۱۹۵۱)، نشان داد یکی از الگوهای تکرارشونده این نظامها، معرفی گروههای خاص (اقلیتهای قومی، مذهبی یا سیاسی) بهعنوان «تهدید امنیتی» پیش از هرگونه اقدام سرکوبگرانه است؛ چارچوبی که به گفتهی آرنت، نهفقط ابزار توجیه بعد از عمل، بلکه پیششرط روانی و گفتمانی برای مقبولسازی آن سرکوب نزد افکار عمومی بود.
جان تیرنی و همکارانش در پژوهشهای روانشناسی اجتماعی درباره «نظریه مدیریت وحشت» (Terror Management Theory) که ریشه در کار اولیه ارنست بکر دارد، نشان دادهاند وقتی افراد به یاد مرگ یا تهدید امنیتی خود میافتند، بهطور اندازهگیریشده تمایل بیشتری به طرد گروههای «غیرخودی» و دفاع سختگیرانهتر از هنجارهای فرهنگی خودشان پیدا میکنند؛ واکنشی که در آزمایشگاه حتی با یادآوریهای نمادین و غیرواقعی از خطر نیز قابل بازتولید بود.
نمونه مستندی از این الگو، اخراج دستهجمعی چچنها و تاتارهای کریمه توسط دولت شوروی در سال ۱۹۴۴ است؛ استالین این اقدام را با استناد به «همکاری احتمالی» این اقوام با نیروهای آلمان نازی و ضرورت «امنیت داخلی» توجیه کرد.
مورخانی مانند نورمن نایمارک در «نسلکشیهای استالین» (۲۰۱۰) با استناد به اسناد آرشیوی بعدا منتشرشدهی NKVD نشان دادهاند که این اتهام کلی و بدون شواهد مشخص علیه اکثریت جمعیت غیرنظامی این اقوام اعمال شد؛ حدود نیم میلیون نفر در بحبوحه زمستان به آسیای مرکزی تبعید شدند و بخش قابلتوجهی از آنها در مسیر یا سالهای نخست تبعید جان باختند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست این است که تفکیک میان خطر واقعیِ قابلسنجش و ترسی که صرفا برای توجیه طرد بهکار میرود، نیازمند شواهد مشخص است، نه صرف ادعا.
#طرد #پذیرش #امنیت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌5
آتش زیر خاکستر
خالق اثر
اسد بیناخواهی
«حضرت آقا» در گور شد و جنبش آزادیخواهی ایرانیان زنده است.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی
خالق اثر
اسد بیناخواهی
«حضرت آقا» در گور شد و جنبش آزادیخواهی ایرانیان زنده است.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی
👍25❤7🕊1
زن، زندگی، آزادی در امتداد تجربهها
✍️مهدی یراحی
چهار سال از قتل مهسا امینی گذشت؛ از خشونتی که بر او رفت، از کشته شدن و مجروح شدن و زندانی شدن هزاران ایرانی معترض و از عزادار شدن خانوادههایشان تا ایستادگیها، سوگواریها و فسردگیِ تکتکمان، و از آغاز «زن، زندگی، آزادی» در ایران.
به گمانم، خیزشهای اجتماعی جزایر جدا از هم نیستند؛ هرکدام بخشی از رنج، تجربه و حافظه پیشین را با خود حمل میکنند و به بعدی میسپارند. پیوستگی اما به معنای یکسان بودن شعار، رهبر یا مقصد سیاسی نیست؛ و نمیتوان برای اثبات تصویری مطلوب از حال و آینده، گذشته و مفهومِ تجربه میلیونها انسان را بازتعریف کرد.
زن، زندگی، آزادی نیز در همین روند، مسئله زن، بدن، کرامت انسان، معیشت، حجاب اجباری و نسبت فرد و حکومت را به رویارویی کشاند. شکافی عمیق در جامعه را آشکار کرد و در عین تکثر، میان بخش بزرگی از جامعه «مایی» ساخت که پیش از آن به این روشنی وجود نداشت. این دو با هماند و یکی دیگری را پاک نمیکند؛ تجربهای انسانی و ملی.
این جنبش، به گمان من، نفی مشخصی است: نه به تحقیر، نه به حجاب اجباری، نه به حکومت بر بدن و نه به فرودست کردنِ انسان در برابر ایدئولوژی.
همین تکثر، روایتهای مختلفی ساخته و میسازد؛ اما هر روایت مخدوشی امروز، خاستگاه واقعی دیروز را تغییر نمیدهد.
زن، زندگی، آزادی به باور من، نه نقطه آغاز این مسیر است و نه پایان آن؛ در امتداد تجربههای پیشین شکل گرفت، معنای تازهای به آنها داد و خود نیز به تجربهای برای آنچه پس از آن آمده و میآید تبدیل شد؛ بخشی از همان دریای تجربههای گران جامعه ایران که باید تا رسیدن به آزادی و دموکراسی چراغ راه بماند، نه دستاویزی برای جدلهای فرسایشی، نه بازگشتی به اصلاحطلبی بیافق در دل همین ساختار، و نه تکرار چرخه جایگزینی یک اقتدار با اقتدار دیگر.
از صفحه اینستاگرام نویسنده
#مهدی_یراحی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مهدی یراحی
چهار سال از قتل مهسا امینی گذشت؛ از خشونتی که بر او رفت، از کشته شدن و مجروح شدن و زندانی شدن هزاران ایرانی معترض و از عزادار شدن خانوادههایشان تا ایستادگیها، سوگواریها و فسردگیِ تکتکمان، و از آغاز «زن، زندگی، آزادی» در ایران.
به گمانم، خیزشهای اجتماعی جزایر جدا از هم نیستند؛ هرکدام بخشی از رنج، تجربه و حافظه پیشین را با خود حمل میکنند و به بعدی میسپارند. پیوستگی اما به معنای یکسان بودن شعار، رهبر یا مقصد سیاسی نیست؛ و نمیتوان برای اثبات تصویری مطلوب از حال و آینده، گذشته و مفهومِ تجربه میلیونها انسان را بازتعریف کرد.
زن، زندگی، آزادی نیز در همین روند، مسئله زن، بدن، کرامت انسان، معیشت، حجاب اجباری و نسبت فرد و حکومت را به رویارویی کشاند. شکافی عمیق در جامعه را آشکار کرد و در عین تکثر، میان بخش بزرگی از جامعه «مایی» ساخت که پیش از آن به این روشنی وجود نداشت. این دو با هماند و یکی دیگری را پاک نمیکند؛ تجربهای انسانی و ملی.
این جنبش، به گمان من، نفی مشخصی است: نه به تحقیر، نه به حجاب اجباری، نه به حکومت بر بدن و نه به فرودست کردنِ انسان در برابر ایدئولوژی.
همین تکثر، روایتهای مختلفی ساخته و میسازد؛ اما هر روایت مخدوشی امروز، خاستگاه واقعی دیروز را تغییر نمیدهد.
زن، زندگی، آزادی به باور من، نه نقطه آغاز این مسیر است و نه پایان آن؛ در امتداد تجربههای پیشین شکل گرفت، معنای تازهای به آنها داد و خود نیز به تجربهای برای آنچه پس از آن آمده و میآید تبدیل شد؛ بخشی از همان دریای تجربههای گران جامعه ایران که باید تا رسیدن به آزادی و دموکراسی چراغ راه بماند، نه دستاویزی برای جدلهای فرسایشی، نه بازگشتی به اصلاحطلبی بیافق در دل همین ساختار، و نه تکرار چرخه جایگزینی یک اقتدار با اقتدار دیگر.
از صفحه اینستاگرام نویسنده
#مهدی_یراحی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
@Tavaana_TavaanaTech
❤17👍3💯2
Forwarded from گفتوشنود
اخراج و محرومیت از تحصیل کمند روحی، دانشجوی معماری، از دانشگاه به دلیل باور به آیین بهائی
کمند روحی، شهروند بهایی ساکن یزد و دانشجوی مقطع کارشناسی معماری در دانشگاه آزاد اسلامی، پس از گذراندن چند ترم تحصیلی، به دلیل احراز بهایی بودن از ادامه تحصیل محروم و از دانشگاه اخراج شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این دانشجوی بهایی که بخشی از دوره دانشگاهی خود را با موفقیت پشت سر گذاشته بود، در میانه مسیر تحصیل با ممانعت از ادامه حضور در دانشگاه مواجه شد. محرومیت دانشجویان بهایی از حق تحصیل در چارچوب مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت میگیرد؛ سیاستی که بر اساس آن، در صورت احراز هویت دینی فرد، ادامه آموزش او متوقف شده و دسترسی به آموزش عالی به عقیده مذهبی شهروندان وابسته میشود.
این در حالی است که بر اساس ماده ۱۳ میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، که ایران نیز به آن ملحق شده است، حق آموزش به رسمیت شناخته شده و بر دسترسی بدون تبعیض همگان به نهادهای آموزشی تاکید شده است. محرومیت شهروندان بهایی از تحصیل مصداق بارز تبعیض آشکار و نقض حقوق بنیادی شهروندی محسوب میشود.
اخراج این دانشجوی معماری در حالی رخ داده است که موج تازهای از فشارها، بازداشتهای خودسرانه، تفتیش منازل، احضارها و صدور احکام حبس و محرومیتهای اجتماعی علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#کمند_روحی #داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کمند روحی، شهروند بهایی ساکن یزد و دانشجوی مقطع کارشناسی معماری در دانشگاه آزاد اسلامی، پس از گذراندن چند ترم تحصیلی، به دلیل احراز بهایی بودن از ادامه تحصیل محروم و از دانشگاه اخراج شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این دانشجوی بهایی که بخشی از دوره دانشگاهی خود را با موفقیت پشت سر گذاشته بود، در میانه مسیر تحصیل با ممانعت از ادامه حضور در دانشگاه مواجه شد. محرومیت دانشجویان بهایی از حق تحصیل در چارچوب مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت میگیرد؛ سیاستی که بر اساس آن، در صورت احراز هویت دینی فرد، ادامه آموزش او متوقف شده و دسترسی به آموزش عالی به عقیده مذهبی شهروندان وابسته میشود.
این در حالی است که بر اساس ماده ۱۳ میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، که ایران نیز به آن ملحق شده است، حق آموزش به رسمیت شناخته شده و بر دسترسی بدون تبعیض همگان به نهادهای آموزشی تاکید شده است. محرومیت شهروندان بهایی از تحصیل مصداق بارز تبعیض آشکار و نقض حقوق بنیادی شهروندی محسوب میشود.
اخراج این دانشجوی معماری در حالی رخ داده است که موج تازهای از فشارها، بازداشتهای خودسرانه، تفتیش منازل، احضارها و صدور احکام حبس و محرومیتهای اجتماعی علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#کمند_روحی #داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔19🕊3❤1💯1
کانون صنفی معلمان در بزرگداشت یاد و خاطره ژینا امینی و جنبش، زن، زندگی آزادی بیانهای با این شرح منتشر کرد:
بیانیه کانون صنفی معلمان در بزرگداشت یاد و خاطره ژینا امینی و جنبش، زن، زندگی آزادی
«نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت»
چهار سال از جانباختن معصومانه دختری گذشت که مرگش به انفجار خشم و مطالبهای منجر شد که سالها سینه میلیونها زن و مرد ایرانی را سنگین و دردمند کرده بود. نام او تبدیل به شعاری شد جاری بر زبانها؛ شعاری که از خیابانهای کردستان تا تهران و تا... ، از دانشگاهها تا کارگاهها، و از زبان جوانان تا صدای مادران، طنین انداخت.
«زن زندگی آزادی»
دیگر فقط یک شعار نبود؛ یک خواست جمعی، یک هویت، و یک راه شد.
آنچه در این چهار سال رخ داد، فقط اعتراض نبود. تغییری عمیق در بطن جامعه بود.
دختران و زنانی که برای سالها ساکت بیصدا بودن را یاد گرفته بودند، به خیابان آمدند و با صدای رسا اعلام حضور کردند.
مردانی که تصور میکردند حقوق زنان امری زنانه است، در کنار آنها قرار گرفتند.
خانوادههایی که فقط سوگوار بودند، به دادخواه تبدیل شدند.
و جامعهای که میخواستند در ترس و سکوت بماند، دانست که باید بپرسد، اعتراض کند، و تسلیم نشود.
جنبش ژینا، جنبش خشونت نبود؛ جنبش آگاهی و پایداری مدنی بود. جنبشی بود که با وجود سرکوب، با وجود زندان، و از دست دادنها، نهتنها متوقف نشد که ریشههایش عمیقتر و قویتر شد. از خیابان به خانهها رفت و از خانهها به دلها و اندیشهها؛ از بزرگترین شهرها تا دورافتادهترین روستاها، هرکدام گامهایی به جلو برداشتند.
امروز، دختری که در شهری کوچک، بزرگ میشود، میداند که حق دارد انتخاب کند، حق دارد بپوشد آنچه میخواهد، و حق دارد زندگی کند. این تغییر نه کوچک است و نه هیچ قدرتی میتواند از جامعه بگیرد.
خانواده امینی اما هنوز چشم به راه حقیقت است. اگرچه این انتظار، تنها انتظار یک خانواده نیست؛ میلیونها نفر در این سرزمین، با آنها همراهند و باور دارند که این حقیقتجویی، تنها با پایداری مدنی و با تداوم همین جنبش به نتیجه میرسد.
کانون صنفی معلمان ایران یاد و خاطره جانسوز ژینا را پاس میدارد، با خانواده او همدردی میکند و با جنبش برابریطلبانه و آزادیخواه زن زندگی آزادی همراه است.
کانون صنفی معلمان ایران
۱۴۰۵/۶/۲۵
#مهسا_امینی #کانون_صنفی_معلمان_ایران
#زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
بیانیه کانون صنفی معلمان در بزرگداشت یاد و خاطره ژینا امینی و جنبش، زن، زندگی آزادی
«نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت»
چهار سال از جانباختن معصومانه دختری گذشت که مرگش به انفجار خشم و مطالبهای منجر شد که سالها سینه میلیونها زن و مرد ایرانی را سنگین و دردمند کرده بود. نام او تبدیل به شعاری شد جاری بر زبانها؛ شعاری که از خیابانهای کردستان تا تهران و تا... ، از دانشگاهها تا کارگاهها، و از زبان جوانان تا صدای مادران، طنین انداخت.
«زن زندگی آزادی»
دیگر فقط یک شعار نبود؛ یک خواست جمعی، یک هویت، و یک راه شد.
آنچه در این چهار سال رخ داد، فقط اعتراض نبود. تغییری عمیق در بطن جامعه بود.
دختران و زنانی که برای سالها ساکت بیصدا بودن را یاد گرفته بودند، به خیابان آمدند و با صدای رسا اعلام حضور کردند.
مردانی که تصور میکردند حقوق زنان امری زنانه است، در کنار آنها قرار گرفتند.
خانوادههایی که فقط سوگوار بودند، به دادخواه تبدیل شدند.
و جامعهای که میخواستند در ترس و سکوت بماند، دانست که باید بپرسد، اعتراض کند، و تسلیم نشود.
جنبش ژینا، جنبش خشونت نبود؛ جنبش آگاهی و پایداری مدنی بود. جنبشی بود که با وجود سرکوب، با وجود زندان، و از دست دادنها، نهتنها متوقف نشد که ریشههایش عمیقتر و قویتر شد. از خیابان به خانهها رفت و از خانهها به دلها و اندیشهها؛ از بزرگترین شهرها تا دورافتادهترین روستاها، هرکدام گامهایی به جلو برداشتند.
امروز، دختری که در شهری کوچک، بزرگ میشود، میداند که حق دارد انتخاب کند، حق دارد بپوشد آنچه میخواهد، و حق دارد زندگی کند. این تغییر نه کوچک است و نه هیچ قدرتی میتواند از جامعه بگیرد.
خانواده امینی اما هنوز چشم به راه حقیقت است. اگرچه این انتظار، تنها انتظار یک خانواده نیست؛ میلیونها نفر در این سرزمین، با آنها همراهند و باور دارند که این حقیقتجویی، تنها با پایداری مدنی و با تداوم همین جنبش به نتیجه میرسد.
کانون صنفی معلمان ایران یاد و خاطره جانسوز ژینا را پاس میدارد، با خانواده او همدردی میکند و با جنبش برابریطلبانه و آزادیخواه زن زندگی آزادی همراه است.
کانون صنفی معلمان ایران
۱۴۰۵/۶/۲۵
#مهسا_امینی #کانون_صنفی_معلمان_ایران
#زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
❤25🕊4👍1