This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در صورت مواجهه با فشار، تهدید و شکنجه از سوی بازجویان برای اخذ اعتراف اجباری چه کنیم؟
شاید این سوال بسیاری از شما، همراهان گرامی باشد، معین خزائلی، حقوقدان، به این سوال مهم پاسخ داده است که با هم میبینیم:
۱- تا حد امکان در برابر فشار مقاومت کرده و از پذیرش خواسته بازجویان برای اقرار و اعتراف خودداری کنید؛
۲- به بازجویان یادآوری کنید اعتراف اجباری ارزش قضایی ندارد و شما در مقابل مقام قضایی اعترافات خود را انکار خواهید کرد؛
۳- در صورتی که برای رهایی از فشار و شکنجه اقدام به اعتراف اجباری کردید اصلا نگران نباشید و در اولین فرصت مواجهه با مقام قضایی (بازپرس یا قاضی دادگاه) اعترافات اجباری پیشین خود را انکار کرده و صراحتا اعلام کنید که اعترافات به واسطه فشار و شکنجه اخذ شده و شما وادار به اعتراف اجباری شدهاید.
۴- بر اساس قانون دادگاه موظف است در صورت انکار اعترافات از سوی متهم مجددا از او تحقیق به عمل آورد.
@daadbaan2021
#بازجویی #اعتراف_اجباری #مهسا_امینی #ژینا_امینی #انقلاب_۱۴۰۱ #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در صورت مواجهه با فشار، تهدید و شکنجه از سوی بازجویان برای اخذ اعتراف اجباری چه کنیم؟
شاید این سوال بسیاری از شما، همراهان گرامی باشد، معین خزائلی، حقوقدان، به این سوال مهم پاسخ داده است که با هم میبینیم:
۱- تا حد امکان در برابر فشار مقاومت کرده و از پذیرش خواسته بازجویان برای اقرار و اعتراف خودداری کنید؛
۲- به بازجویان یادآوری کنید اعتراف اجباری ارزش قضایی ندارد و شما در مقابل مقام قضایی اعترافات خود را انکار خواهید کرد؛
۳- در صورتی که برای رهایی از فشار و شکنجه اقدام به اعتراف اجباری کردید اصلا نگران نباشید و در اولین فرصت مواجهه با مقام قضایی (بازپرس یا قاضی دادگاه) اعترافات اجباری پیشین خود را انکار کرده و صراحتا اعلام کنید که اعترافات به واسطه فشار و شکنجه اخذ شده و شما وادار به اعتراف اجباری شدهاید.
۴- بر اساس قانون دادگاه موظف است در صورت انکار اعترافات از سوی متهم مجددا از او تحقیق به عمل آورد.
@daadbaan2021
#بازجویی #اعتراف_اجباری #مهسا_امینی #ژینا_امینی #انقلاب_۱۴۰۱ #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍82🔥9🙏5
مولود حاجیزاده، روزنامه نگار با انتشار بخشی از گزارش خود نشان میدهد که چگونه «اتاقهای بازجویی به محلی برای افسار گسیختگی امیال جنسی ماموران بیمار حکومتی تبدیل شده است».
او یادآور میشود که «اختیار چنین موضوعی از سوی نهادهای امنیتی به آنها تفویض شده است.»
@moloud.hajizadeh
شما هم اگر در این خصوص تجربهای داربد، با ما در میان بگذارید.
#شکنجه #بازجویی #حقوق_بشر
#حقوق_زندانی #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او یادآور میشود که «اختیار چنین موضوعی از سوی نهادهای امنیتی به آنها تفویض شده است.»
@moloud.hajizadeh
شما هم اگر در این خصوص تجربهای داربد، با ما در میان بگذارید.
#شکنجه #بازجویی #حقوق_بشر
#حقوق_زندانی #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍91🔥24🕊5👎3
توانمندسازی حقوقی جامعه مدنی
با حضور امیرسالار داودی، وکیل دادگستری
موضوع: بازداشتگاه
در کلابهاوس توانا
https://www.clubhouse.com/invite/KNpFXzG0OQw15vB0eq0A8NZRo3oVF4V3O9v:3NazSq5zg8LJ6KPGlOe6zfj-AYebwlruDSgXNLI8hw4
پنجشنبه، ۴ بهمن ۱۴۰۳
ساعت ۲۱ به وقت تهران
در جلسه قبلی درباره صدور دستور بازداشت و بازداشت شدن افراد صحبت کردیم در این جلسه درباره بازداشتگاه و حقوق افراد بازداشت شده گفتگو خواهیم کرد.
#بازداشت #بازداشتگاه #بازجویی #زندان #امیرسالار_داودی
#یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با حضور امیرسالار داودی، وکیل دادگستری
موضوع: بازداشتگاه
در کلابهاوس توانا
https://www.clubhouse.com/invite/KNpFXzG0OQw15vB0eq0A8NZRo3oVF4V3O9v:3NazSq5zg8LJ6KPGlOe6zfj-AYebwlruDSgXNLI8hw4
پنجشنبه، ۴ بهمن ۱۴۰۳
ساعت ۲۱ به وقت تهران
در جلسه قبلی درباره صدور دستور بازداشت و بازداشت شدن افراد صحبت کردیم در این جلسه درباره بازداشتگاه و حقوق افراد بازداشت شده گفتگو خواهیم کرد.
#بازداشت #بازداشتگاه #بازجویی #زندان #امیرسالار_داودی
#یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍16😍1
تروماهای ناشی از بازداشت؛ زخمی که سالها التیام نمییابد
مونا معافی، فعال مدنی، فعال در زمينه كودكان و زنان خودسرپرست، بازرس سابق نظام روانشناسى و مسئول مجموغه كمكهاى مردمى «همدرد»، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«۶بهمن ۹۵ساعت ۱۰:۲۶ دقیقه صبح در محل کارم بازداشت شدم.امروز واردسال۸ شد ۶ماه انفرادی ترومایی داشت هنوز لحظه به لحظه با جزئیات در خاطرم هست(با وجود رواندرمانی و دارو درمانی)از بازجوییو تهدید تا داروهایی که هرگز نفهمیدم چی بود
آقای ظریف دولت اصلاحات این بلا رو سر روان من آورد.»
بازداشتهای خودسرانه توسط حکومتهای سرکوبگر، زخمی عمیق بر روح و روان انسانها برجای میگذارد. این تجربههای تلخ و دردناک، چیزی فراتر از لحظههای بازداشت یا دوران زندان است. تروماهایی که از شکنجههای روحی و جسمی، تهدید، انفرادیهای طولانیمدت و حتی استفاده از داروهای ناشناخته بهجا میماند، تا سالها بازماندگان را آزار میدهد.
روایت افرادی مانند مونا معافی، فعال مدنی که سالهاست از پیامدهای روانی ناشی از بازداشت و بازجویی و تهدید رنج میبرد، نشاندهنده عمق این فاجعه انسانی است. افرادی که در سلولهای انفرادی زندانی میشوند، بهنوعی از دنیای بیرون جدا میگردند و تحت فشارهای روانی و جسمی شدیدی قرار میگیرند. این فشارها، آسیبهایی ایجاد میکنند که حتی با گذشت سالها و تلاشهای درمانی، همچنان زنده و آزاردهنده باقی میمانند.
بازداشتهای غیرقانونی، تحقیرها و تهدیدها، و استفاده از روشهایی که به وضوح ناقض حقوق بشر هستند، نه تنها فرد بازداشتشده را قربانی میکنند، بلکه جامعهای را با داغ این رفتارهای غیرانسانی مواجه میسازند. بازماندگان این تجربهها اغلب برای بازیابی سلامت روان خود، نیاز به درمانهای طولانیمدت روانشناختی و حمایتهای اجتماعی دارند.
اگر شما نیز تجربه مشابهی از بازداشت یا مواجهه با چنین رفتارهای سرکوبگرانه دارید، لطفاً روایت خود را از طریق دایرکت با ما در میان بگذارید. شنیدن و به اشتراک گذاشتن این تجربیات، میتواند صدای عدالتخواهی را رساتر کند.
مرتبط:
چالشهای بهداشت روانی پس از آزادی از زندان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-support2/
#سلامت_روان #سلول_انفرادی #بازجویی #شکنجه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مونا معافی، فعال مدنی، فعال در زمينه كودكان و زنان خودسرپرست، بازرس سابق نظام روانشناسى و مسئول مجموغه كمكهاى مردمى «همدرد»، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«۶بهمن ۹۵ساعت ۱۰:۲۶ دقیقه صبح در محل کارم بازداشت شدم.امروز واردسال۸ شد ۶ماه انفرادی ترومایی داشت هنوز لحظه به لحظه با جزئیات در خاطرم هست(با وجود رواندرمانی و دارو درمانی)از بازجوییو تهدید تا داروهایی که هرگز نفهمیدم چی بود
آقای ظریف دولت اصلاحات این بلا رو سر روان من آورد.»
بازداشتهای خودسرانه توسط حکومتهای سرکوبگر، زخمی عمیق بر روح و روان انسانها برجای میگذارد. این تجربههای تلخ و دردناک، چیزی فراتر از لحظههای بازداشت یا دوران زندان است. تروماهایی که از شکنجههای روحی و جسمی، تهدید، انفرادیهای طولانیمدت و حتی استفاده از داروهای ناشناخته بهجا میماند، تا سالها بازماندگان را آزار میدهد.
روایت افرادی مانند مونا معافی، فعال مدنی که سالهاست از پیامدهای روانی ناشی از بازداشت و بازجویی و تهدید رنج میبرد، نشاندهنده عمق این فاجعه انسانی است. افرادی که در سلولهای انفرادی زندانی میشوند، بهنوعی از دنیای بیرون جدا میگردند و تحت فشارهای روانی و جسمی شدیدی قرار میگیرند. این فشارها، آسیبهایی ایجاد میکنند که حتی با گذشت سالها و تلاشهای درمانی، همچنان زنده و آزاردهنده باقی میمانند.
بازداشتهای غیرقانونی، تحقیرها و تهدیدها، و استفاده از روشهایی که به وضوح ناقض حقوق بشر هستند، نه تنها فرد بازداشتشده را قربانی میکنند، بلکه جامعهای را با داغ این رفتارهای غیرانسانی مواجه میسازند. بازماندگان این تجربهها اغلب برای بازیابی سلامت روان خود، نیاز به درمانهای طولانیمدت روانشناختی و حمایتهای اجتماعی دارند.
اگر شما نیز تجربه مشابهی از بازداشت یا مواجهه با چنین رفتارهای سرکوبگرانه دارید، لطفاً روایت خود را از طریق دایرکت با ما در میان بگذارید. شنیدن و به اشتراک گذاشتن این تجربیات، میتواند صدای عدالتخواهی را رساتر کند.
مرتبط:
چالشهای بهداشت روانی پس از آزادی از زندان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-support2/
#سلامت_روان #سلول_انفرادی #بازجویی #شکنجه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23👍3🕊2
توصیههای یک زندانی سیاسی سابق درباره بازداشت
«اگر خدای نکرده گرفتار شدید به این چند تا نکته حتما توجه کنید:
۱. قبل از تفهیم اتهام به هیچ سوالی جواب ندید؛ خصوصا کتبی. به این معنی که تفهیم اتهام باید در همون ساعتهای اولیه بازداشت صورت بگیره. به این صورته که باید شما رو از بازداشتگاه ببرن پیش بازپرس دادسرا و اونجا بازپرس کتبا بهتون میگه که اتهاماتتون چیه و قرار بازداشتی اگر در کار باشه میده بهتون که امضا کنید.
۲. در بازجوییها فقط به سوالاتی جواب بدید که مستقیما مربوط به اتهام تفهیم شده است. خارج از حوزهی اتهام به هیچ سوالی جواب ندید. چون از روی جوابهای شما میتونن اتهام جدید بیرون بکشن و کار سختتر میشه.
۳. به سوالات کلی بازجو اصلا جواب ندید. سوالاتی از قبیل «فعالیتهای خود را در دوران دانشجویی شرح دهید». یا «در زمینه ارتباطات خود با فلانی توضیح دهید». در پاسخ بنویسید سوال کلی است. یا بنویسید سوال القایی است. یا اصلا بنویسید سوال کلی است.
۴. سوال بازجو باید مشخصا به یک مورد خاص اشاره کنه و مستند باشه. مثلا یه توییت شما رو بذاره جلوتون و بگه این مصداق "تبلیغ علیه نظامه". یا اسکرینشات چت شما با یه فعال سیاسی رو بذاره جلوتون و بگه آیا با فلانی ارتباط داشتید یا نه. به سوالات گل گشاد جواب ندید. بنویسید این سوال کلی است.
۵. موقع جوابدادن از توضیح و تشریح مواضعتون به شدت پرهیز کنید. اونها شما رو بازداشت نکردهاند تا باهاتون مذاکره کنند، اونها بازداشتتون کردهاند تا محکومتون کنند.
بنابراین دقت کنید که جوابهاتون بیشتر از دو خط نباشه. با یک جمله کوتاه جواب بدید. شرح ندید. توضیح ندید. وجبی جواب ندید حتی اگر فکر میکنید که دارید با جوابهای پرت و پلا بازجو رو سر کار میگذارید!
سر کار رفتنی وجود نداره. جوابهای مفصل برای قاضی دادگاه به معنی اینه که شما یه چیزی داشتید که ناچار شدید اینقدر دربارهش توضیح بدید. قاضی اصلا بیشتر از یک خط از جوابهاتون رو نمیخونه.
۶. هیچ اتهامی رو بدون مدرک نپذیرید. به این دقت کنید که مهمترین سند اقرار خود شماست ولاغیر.
۷. از جوابهایی مثل «نمیدانم»، «جواب نمیدهم»، «از حق جوابندادن خود استفاده میکنم»، و مشابه اینها میتونید استفاده کنید. اینها ممکنه فضای بازجویی رو تند کنه ولی تحمل کنید و جا خالی نکنید. بازجو عصبانی میشه چون نتونسته اقرار رو از شما بگیره. مشکل اونه، مشکل شما نیست. این مرحله رو تحمل کنید به نفعتونه.
۸. در هر مرحلهای_ یعنی از لحظه بازداشت یا در طول بازجوییها _ اگر ضرب و شتم شدید یا به هر طریقی روانی یا فیزیکی شکنجه شدید حتما حتما حتما در هر کاغذی که به دستتان میدهند شرح شکنجه را بنویسید. مثلا اگر در لحظه بازداشت ضرب و شتمی اتفاق افتاد، موقع تفهیم اتهام در همان برگهای که به دستتان میدهند بنویسید ضرب و شتم شدم به این شرح.
یا موقع بازجوییها، مثلا اگر کتک خوردید، یا بازجو برگه بازجویی را پاره کرد، یا مثلا بشین و پاشو اجباری رفتید، در برگهای ک بازجو برای سوال بعدی به دستتان میدهد اول بنویسید الان شکنجه شدم به و شرح دهید.
بازجو عصبانی خواهد شد و توهین و تهدید خواهد کرد اما تحمل کنید. اینو بدونید که بدون این شرحهای مکتوب مطلقا هیچ امیدی وجود نداره که بشه ثابت کرد شما تحت فشار ناچار به بعضی اقرار شدهاید.
۹. یادم رفت بگم.. در ۲۴ ساعت اول باید اجازهی تماس با خانواده رو بهتون تا اطلاع بدید بازداشت هستید. اینو از بازپرس و بازجو بخواهید که تماس بگیرید. و ترجیحا به خانواده بگید که کجا بازداشت هستید و کدوم نهاد بازداشتتنون کرده. این به روشن شدن ذهن خانواده و وکیل کمک خواهد کرد.»
#بازجویی #آموزشی #بازداشت #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«اگر خدای نکرده گرفتار شدید به این چند تا نکته حتما توجه کنید:
۱. قبل از تفهیم اتهام به هیچ سوالی جواب ندید؛ خصوصا کتبی. به این معنی که تفهیم اتهام باید در همون ساعتهای اولیه بازداشت صورت بگیره. به این صورته که باید شما رو از بازداشتگاه ببرن پیش بازپرس دادسرا و اونجا بازپرس کتبا بهتون میگه که اتهاماتتون چیه و قرار بازداشتی اگر در کار باشه میده بهتون که امضا کنید.
۲. در بازجوییها فقط به سوالاتی جواب بدید که مستقیما مربوط به اتهام تفهیم شده است. خارج از حوزهی اتهام به هیچ سوالی جواب ندید. چون از روی جوابهای شما میتونن اتهام جدید بیرون بکشن و کار سختتر میشه.
۳. به سوالات کلی بازجو اصلا جواب ندید. سوالاتی از قبیل «فعالیتهای خود را در دوران دانشجویی شرح دهید». یا «در زمینه ارتباطات خود با فلانی توضیح دهید». در پاسخ بنویسید سوال کلی است. یا بنویسید سوال القایی است. یا اصلا بنویسید سوال کلی است.
۴. سوال بازجو باید مشخصا به یک مورد خاص اشاره کنه و مستند باشه. مثلا یه توییت شما رو بذاره جلوتون و بگه این مصداق "تبلیغ علیه نظامه". یا اسکرینشات چت شما با یه فعال سیاسی رو بذاره جلوتون و بگه آیا با فلانی ارتباط داشتید یا نه. به سوالات گل گشاد جواب ندید. بنویسید این سوال کلی است.
۵. موقع جوابدادن از توضیح و تشریح مواضعتون به شدت پرهیز کنید. اونها شما رو بازداشت نکردهاند تا باهاتون مذاکره کنند، اونها بازداشتتون کردهاند تا محکومتون کنند.
بنابراین دقت کنید که جوابهاتون بیشتر از دو خط نباشه. با یک جمله کوتاه جواب بدید. شرح ندید. توضیح ندید. وجبی جواب ندید حتی اگر فکر میکنید که دارید با جوابهای پرت و پلا بازجو رو سر کار میگذارید!
سر کار رفتنی وجود نداره. جوابهای مفصل برای قاضی دادگاه به معنی اینه که شما یه چیزی داشتید که ناچار شدید اینقدر دربارهش توضیح بدید. قاضی اصلا بیشتر از یک خط از جوابهاتون رو نمیخونه.
۶. هیچ اتهامی رو بدون مدرک نپذیرید. به این دقت کنید که مهمترین سند اقرار خود شماست ولاغیر.
۷. از جوابهایی مثل «نمیدانم»، «جواب نمیدهم»، «از حق جوابندادن خود استفاده میکنم»، و مشابه اینها میتونید استفاده کنید. اینها ممکنه فضای بازجویی رو تند کنه ولی تحمل کنید و جا خالی نکنید. بازجو عصبانی میشه چون نتونسته اقرار رو از شما بگیره. مشکل اونه، مشکل شما نیست. این مرحله رو تحمل کنید به نفعتونه.
۸. در هر مرحلهای_ یعنی از لحظه بازداشت یا در طول بازجوییها _ اگر ضرب و شتم شدید یا به هر طریقی روانی یا فیزیکی شکنجه شدید حتما حتما حتما در هر کاغذی که به دستتان میدهند شرح شکنجه را بنویسید. مثلا اگر در لحظه بازداشت ضرب و شتمی اتفاق افتاد، موقع تفهیم اتهام در همان برگهای که به دستتان میدهند بنویسید ضرب و شتم شدم به این شرح.
یا موقع بازجوییها، مثلا اگر کتک خوردید، یا بازجو برگه بازجویی را پاره کرد، یا مثلا بشین و پاشو اجباری رفتید، در برگهای ک بازجو برای سوال بعدی به دستتان میدهد اول بنویسید الان شکنجه شدم به و شرح دهید.
بازجو عصبانی خواهد شد و توهین و تهدید خواهد کرد اما تحمل کنید. اینو بدونید که بدون این شرحهای مکتوب مطلقا هیچ امیدی وجود نداره که بشه ثابت کرد شما تحت فشار ناچار به بعضی اقرار شدهاید.
۹. یادم رفت بگم.. در ۲۴ ساعت اول باید اجازهی تماس با خانواده رو بهتون تا اطلاع بدید بازداشت هستید. اینو از بازپرس و بازجو بخواهید که تماس بگیرید. و ترجیحا به خانواده بگید که کجا بازداشت هستید و کدوم نهاد بازداشتتنون کرده. این به روشن شدن ذهن خانواده و وکیل کمک خواهد کرد.»
#بازجویی #آموزشی #بازداشت #یاری_حقوقی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍33❤6
حتی اگر یک ساعت هم بازجویی، انفرادی یا بازداشت را تجربه کردهاید، به روانپزشک «امن» مراجعه کنید
✍️مطهره گونهای
مطهره گونهای، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، در خصوص اهمیت سلامت روان بازذاشتشدگان، متن زیر را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد:
«سلامتِ روان از جمله مسائلی است که بیارزش یا کماهمیت تلقی میشود، خاصه برای زندانیان و یا فعالان سیاسی که تحت سرکوب روزمره زیست میکنند.
حتی گاهی ممکن است تبدیل به ابزاری برای تهدید آنان از سوی نهادهای امنیتی گردد.
در زندانها هیچ مشاور و روانپزشک امنی وجود ندارد.
ویزیتهای دستهجمعی، بدون رعایت حریم خصوصی، نسخههای اشتباه و یا پروندهسازی پزشکی جهت انتقال آنان به بیمارستانهای اعصاب و روان و با هدف سرکوب بیشتر، تنها گوشهای از فجایعی است که زندانیان سیاسی و عقیدتی متحمل میشوند.
در بازجوییها و بازپرسیها و یا حتی دادگاههای انقلاب و کیفرخواستها و احکامِ متهمان سیاسی، بیمارانگاری آنان بخش مهمی از تحلیل امنیتیِ افراد را تشکیل میدهد.
مثلاً بهراحتی و بدون نظر هیچ پزشک متخصص و یا کمیسیون پزشکی، میتوانند متهم را ماهها و یا حتی سالها بستری کنند.
نمونههای متعددی در میان زندانیان سیاسی وجود دارد که این کار صرفاً به دلیل «عدم همکاریِ متهم» انجام شده است.
نسخههای تجویزی توسط روانپزشکنماهای زندان نیز عموماً شامل مسکنها و آرامبخشهای قویاند که زندانیان را بهمثابه یک «موجود مرده» از هرگونه فکر و ماجرا بازدارند.
در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات، هنگام ویزیت اولیه در پذیرش، با تشخیص پزشک عمومی و نه متخصص، بهصورت پیشگیرانه آرامبخش تجویز میشود تا روزانه به زندانی «خورانده» شود.
صرفاً مددکارهایی «ناامن» سعی میکنند شخصیت زندانی را تحلیل و به بازجو گزارش کنند تا روند پروندهسازی تسهیل شود.
با این وجود، حتی اگر یک ساعت هم بازجویی، انفرادی یا بازداشت را تجربه کردهاید، مراجعه به روانشناس و روانپزشک «امن» را در اولویت قرار دهید.»
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مطهره گونهای
مطهره گونهای، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، در خصوص اهمیت سلامت روان بازذاشتشدگان، متن زیر را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد:
«سلامتِ روان از جمله مسائلی است که بیارزش یا کماهمیت تلقی میشود، خاصه برای زندانیان و یا فعالان سیاسی که تحت سرکوب روزمره زیست میکنند.
حتی گاهی ممکن است تبدیل به ابزاری برای تهدید آنان از سوی نهادهای امنیتی گردد.
در زندانها هیچ مشاور و روانپزشک امنی وجود ندارد.
ویزیتهای دستهجمعی، بدون رعایت حریم خصوصی، نسخههای اشتباه و یا پروندهسازی پزشکی جهت انتقال آنان به بیمارستانهای اعصاب و روان و با هدف سرکوب بیشتر، تنها گوشهای از فجایعی است که زندانیان سیاسی و عقیدتی متحمل میشوند.
در بازجوییها و بازپرسیها و یا حتی دادگاههای انقلاب و کیفرخواستها و احکامِ متهمان سیاسی، بیمارانگاری آنان بخش مهمی از تحلیل امنیتیِ افراد را تشکیل میدهد.
مثلاً بهراحتی و بدون نظر هیچ پزشک متخصص و یا کمیسیون پزشکی، میتوانند متهم را ماهها و یا حتی سالها بستری کنند.
نمونههای متعددی در میان زندانیان سیاسی وجود دارد که این کار صرفاً به دلیل «عدم همکاریِ متهم» انجام شده است.
نسخههای تجویزی توسط روانپزشکنماهای زندان نیز عموماً شامل مسکنها و آرامبخشهای قویاند که زندانیان را بهمثابه یک «موجود مرده» از هرگونه فکر و ماجرا بازدارند.
در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات، هنگام ویزیت اولیه در پذیرش، با تشخیص پزشک عمومی و نه متخصص، بهصورت پیشگیرانه آرامبخش تجویز میشود تا روزانه به زندانی «خورانده» شود.
صرفاً مددکارهایی «ناامن» سعی میکنند شخصیت زندانی را تحلیل و به بازجو گزارش کنند تا روند پروندهسازی تسهیل شود.
با این وجود، حتی اگر یک ساعت هم بازجویی، انفرادی یا بازداشت را تجربه کردهاید، مراجعه به روانشناس و روانپزشک «امن» را در اولویت قرار دهید.»
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
1❤21👍4💯2
سلول انفرادی؛ تاکتیک نظام برای شکست روانی کنشگران
میگوید: «اولش فقط سکوت بود. بعد از سه روز، صدای قفل برایم شبیه صدای انسان شد.»
این جملهی یکی از کنشگران آزادشده است؛ خلاصهی روانشناسیِ شکنجهی سفید.
سلول انفرادی فقط یک مکان نیست؛ روشی طراحیشده برای شکستن انسان است.
در جمهوری اسلامی، بسیاری از کنشگران مدنی را در فضایی بیصدا و بیتماس نگه میدارند تا فروبریزند، اعتراف کنند یا از آرمانشان دست بکشند.
هدف این فضا نه حفاظت، بلکه فروپاشی روانی است.
جان بالبی، روانپزشک انگلیسی، دلبستگی را ستون بقای روان میدانست.
وقتی کسی را از هر تماس انسانی محروم میکنند، مغزش دچار سردرگمی و وحشت میشود؛
مرز میان واقعیت و خیال میریزد و اضطراب جای امید را میگیرد.
در چنین وضعی، زندانی ممکن است برای بقا به تنها انسان در دسترسش—بازجو—وابسته شود.
سیستم بهخوبی میداند: جدایی از انسانها، جدایی از خود است.
اریک برن، بنیانگذار تحلیل رفتار متقابل، میگفت انسان گرسنهی نوازش است؛
گرسنهی دیدهشدن—حتی از سوی دشمن.
در سلول انفرادی، همین گرسنگی به ابزار اعترافگیری تبدیل میشود:
وقتی هیچ صدایی نیست، صدای بازجو شبیه نجات میشود.
راهنمای روانپزشکی DSM-5 نشان میدهد که ایزولاسیون طولانی،
میتواند به افسردگی، توهم، اضطراب شدید و تروماهای ماندگار بینجامد.
زخم انفرادی با آزادی پایان نمییابد؛
سالها بعد نیز صدای درِ سلول، ذهن را به همان شب بازمیگرداند.
سلول انفرادی، سلاحی سیاسی برای فروپاشاندن روح مقاومت است.
هدف، شکستن استخوان نیست؛ شکستن پیوند است—
پیوند انسان با دیگری، با حقیقت، با امید.
اما اگر شکنجه در انزوا رخ میدهد، در همدلی میمیرد.
هر بار که از سلول انفرادی سخن میگوییم،
دیوارهای آن را اندکی ترک میدهیم.
هیچ صدایی در جهان خاموش نمیماند،
اگر گوشهای بیداری برای شنیدن باشد.
مرتبط:
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
میگوید: «اولش فقط سکوت بود. بعد از سه روز، صدای قفل برایم شبیه صدای انسان شد.»
این جملهی یکی از کنشگران آزادشده است؛ خلاصهی روانشناسیِ شکنجهی سفید.
سلول انفرادی فقط یک مکان نیست؛ روشی طراحیشده برای شکستن انسان است.
در جمهوری اسلامی، بسیاری از کنشگران مدنی را در فضایی بیصدا و بیتماس نگه میدارند تا فروبریزند، اعتراف کنند یا از آرمانشان دست بکشند.
هدف این فضا نه حفاظت، بلکه فروپاشی روانی است.
جان بالبی، روانپزشک انگلیسی، دلبستگی را ستون بقای روان میدانست.
وقتی کسی را از هر تماس انسانی محروم میکنند، مغزش دچار سردرگمی و وحشت میشود؛
مرز میان واقعیت و خیال میریزد و اضطراب جای امید را میگیرد.
در چنین وضعی، زندانی ممکن است برای بقا به تنها انسان در دسترسش—بازجو—وابسته شود.
سیستم بهخوبی میداند: جدایی از انسانها، جدایی از خود است.
اریک برن، بنیانگذار تحلیل رفتار متقابل، میگفت انسان گرسنهی نوازش است؛
گرسنهی دیدهشدن—حتی از سوی دشمن.
در سلول انفرادی، همین گرسنگی به ابزار اعترافگیری تبدیل میشود:
وقتی هیچ صدایی نیست، صدای بازجو شبیه نجات میشود.
راهنمای روانپزشکی DSM-5 نشان میدهد که ایزولاسیون طولانی،
میتواند به افسردگی، توهم، اضطراب شدید و تروماهای ماندگار بینجامد.
زخم انفرادی با آزادی پایان نمییابد؛
سالها بعد نیز صدای درِ سلول، ذهن را به همان شب بازمیگرداند.
سلول انفرادی، سلاحی سیاسی برای فروپاشاندن روح مقاومت است.
هدف، شکستن استخوان نیست؛ شکستن پیوند است—
پیوند انسان با دیگری، با حقیقت، با امید.
اما اگر شکنجه در انزوا رخ میدهد، در همدلی میمیرد.
هر بار که از سلول انفرادی سخن میگوییم،
دیوارهای آن را اندکی ترک میدهیم.
هیچ صدایی در جهان خاموش نمیماند،
اگر گوشهای بیداری برای شنیدن باشد.
مرتبط:
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤14🕊4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا بسیاری از بازداشتشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» پس از آزادی، تنها چند ماه بعد، دست به خودکشی زدند؟
دکتر احمدرضا یزدی، روانشناس، در گفتوگویی با بهرنگ رهبری از دو مرحلهی بسیار حساس در زندگی یک زندانی سیاسی سخن میگوید: «لحظهی دستگیری» و «دوران پس از آزادی».
او توضیح میدهد که در هفتهها و ماههای نخست بازداشت، فرد درگیر شکنجه، بلاتکلیفی و خشونت ساختاری است، در محیطی که نه قانون معنا دارد، نه مرز انسانیت.
اما بحران دوم، زمانی است که زندانی آزاد میشود: در ظاهر آزاد، اما در درون گرفتار. با تراما، اضطراب، بیخوابی و احساس طردشدگی به خانه برمیگردد.
او جامعهای را میبیند که دیگر همان جامعهی پیش از بازداشت نیست؛ خانوادهای که در ترس و فرسودگی فرو رفته، دوستانی که مهاجرت کردهاند یا فاصله گرفتهاند.
دکتر یزدی هشدار میدهد:
«پس از آزادی، بسیاری از زندانیان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مزمن روبهرو میشوند. داروهایی که در زندان به اجبار مصرف کردهاند، ناگهان قطع میشود. ذهن و بدنشان در تعلیقی دردناک رها میشود؛ نه در زنداناند، نه در زندگی.»
به گفتهی او، در این وضعیت، نبود حمایت روانی و اجتماعی، سکوت رسانهها، بیتفاوتی جامعه و انکار رنج، میتواند فرد را به نقطهای برساند که احساس کند هیچ چیز جز خودش باقی نمانده تا علیه آن اعتراض کند و آنگاه، بدن خود را آخرین صحنهی مقاومت کند.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر احمدرضا یزدی، روانشناس، در گفتوگویی با بهرنگ رهبری از دو مرحلهی بسیار حساس در زندگی یک زندانی سیاسی سخن میگوید: «لحظهی دستگیری» و «دوران پس از آزادی».
او توضیح میدهد که در هفتهها و ماههای نخست بازداشت، فرد درگیر شکنجه، بلاتکلیفی و خشونت ساختاری است، در محیطی که نه قانون معنا دارد، نه مرز انسانیت.
اما بحران دوم، زمانی است که زندانی آزاد میشود: در ظاهر آزاد، اما در درون گرفتار. با تراما، اضطراب، بیخوابی و احساس طردشدگی به خانه برمیگردد.
او جامعهای را میبیند که دیگر همان جامعهی پیش از بازداشت نیست؛ خانوادهای که در ترس و فرسودگی فرو رفته، دوستانی که مهاجرت کردهاند یا فاصله گرفتهاند.
دکتر یزدی هشدار میدهد:
«پس از آزادی، بسیاری از زندانیان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مزمن روبهرو میشوند. داروهایی که در زندان به اجبار مصرف کردهاند، ناگهان قطع میشود. ذهن و بدنشان در تعلیقی دردناک رها میشود؛ نه در زنداناند، نه در زندگی.»
به گفتهی او، در این وضعیت، نبود حمایت روانی و اجتماعی، سکوت رسانهها، بیتفاوتی جامعه و انکار رنج، میتواند فرد را به نقطهای برساند که احساس کند هیچ چیز جز خودش باقی نمانده تا علیه آن اعتراض کند و آنگاه، بدن خود را آخرین صحنهی مقاومت کند.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤4👎1
فریب آزادی؛ بازی روانی بازجو برای در هم شکستن مقاومت زندانی سیاسی
✍️احسان قدیری، زندانی سیاسی سابق
توجه و پرداختن به رویدادهایی که در زندانهای جمهوری اسلامی برای زندانیان سیاسی رخ میدهد، نقش مهمی در افزایش آگاهی ملی و حرکت به سمت آزادی ایران دارد. هدف، نه بزرگنمایی است و نه ارائه اطلاعات نادرست، بلکه بازتاب واقعیتی غیرقابلانکار تا میهندوستان آگاهانهتر در این مسیر پرپیچوخم گام بردارند. آنچه در ادامه میآید، بخشی از تجربهای است که در این مسیر به دست آوردهام.
در زندان، بیش از فشارهای فیزیکی، این فشارهای روانی هستند که زندانیان سیاسی را آزار میدهند. این فشارها در اشکال مختلف و اغلب بهمراتب شدیدتر از شکنجههای جسمی اعمال میشوند.
پس از بازداشت –که معمولاً با خشونت، برای ایجاد ترس و نمایش قدرت انجام میشود– زندانی سیاسی به سلول انفرادی منتقل شده و در بندهای امنیتی تحت بازجویی قرار میگیرد. در این شرایط، هرگونه ارتباط او با دنیای بیرون قطع شده و تنها فردی که مجبور به تحملش است، بازجو (یا آنگونه که خود میگویند، "ضابط") خواهد بود.
بازجو برای در هم شکستن زندانی، از انواع روشهای غیراخلاقی و غیرانسانی استفاده میکند؛ شکنجههای جسمی و روانی را توأمان به کار میگیرد تا او را وادار به پذیرش خواستههایش کند. در این میان، یکی از رایجترین ابزارهای فشار روانی، حربهای است که میتوان آن را «فریب آزادی» نامید.
در این روش، ابتدا به زندانی القا میکنند که آزادی (معمولاً با وثیقه) نزدیک است. به او گفته میشود که برای خروج آماده شود. سپس، در حالی که امید رهایی در دلش شعلهور شده، او را به سلول بازمیگردانند. بازجوییها موقتاً متوقف میشود تا فشار روانی بیشتری بر او وارد آید. در این مدت، زندانی در حالتی از انتظار و بلاتکلیفی نگه داشته میشود، وضعیتی که خود نوعی شکنجه روحی است. در نهایت، امیدی که در او زنده کردهاند، ناگهان از بین میرود. هدف از این تاکتیک، در هم شکستن مقاومت زندانی و وادار کردن او به اعترافات کذب علیه خود و دیگران است؛ اعترافاتی که میتواند زمینهساز احکام سنگینتر برای او باشد.
این روش محدود به دوران بازجویی نیست. در بندهای عمومی نیز این سیاست بر زندانیان سیاسی، بهویژه آنهایی که در میان سایر زندانیان تأثیرگذارند، اعمال میشود. در این مرحله، حقوق اولیهای همچون مرخصی، آزادی مشروط، یا حتی اعزام به مراکز درمانی از آنها سلب میشود و این حقوق بهعنوان امتیازاتی ویژه جلوه داده میشوند. زندانی، که به امید این امتیازات روزها را سپری کرده، در آخرین لحظات متوجه میشود که همهچیز یک بازی روانی بوده است. لحظهای که او با همبندیهای خود وداع کرده و خود را برای آزادی آماده کرده، با حقیقت تلخی مواجه میشود: فریبی دیگر، و حبس ادامهدار.
در چنین شرایطی، زندانی سیاسی که تمام مسیرهای اعتراض را بسته میبیند، ناچار به روشهای نهایی متوسل میشود؛ اعتصاب غذا، آسیب رساندن به خود، یا اقداماتی که تنها سلاح باقیمانده در برابر سرکوب سیستماتیک هستند. در نهایت، آنچه در زندانهای جمهوری اسلامی بر زندانیان سیاسی تحمیل میشود، چیزی فراتر از یک دورهی حبس است؛ اینجا، زندانی نهتنها برای بقای جسمانی خود، بلکه برای حفظ هویت و آرمانهایش نیز باید بجنگد.
مرتبط:
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟، راهنمای مقدماتی برای کنشگران
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
#بازجویی #شکنجه #شکنجه_سفید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️احسان قدیری، زندانی سیاسی سابق
توجه و پرداختن به رویدادهایی که در زندانهای جمهوری اسلامی برای زندانیان سیاسی رخ میدهد، نقش مهمی در افزایش آگاهی ملی و حرکت به سمت آزادی ایران دارد. هدف، نه بزرگنمایی است و نه ارائه اطلاعات نادرست، بلکه بازتاب واقعیتی غیرقابلانکار تا میهندوستان آگاهانهتر در این مسیر پرپیچوخم گام بردارند. آنچه در ادامه میآید، بخشی از تجربهای است که در این مسیر به دست آوردهام.
در زندان، بیش از فشارهای فیزیکی، این فشارهای روانی هستند که زندانیان سیاسی را آزار میدهند. این فشارها در اشکال مختلف و اغلب بهمراتب شدیدتر از شکنجههای جسمی اعمال میشوند.
پس از بازداشت –که معمولاً با خشونت، برای ایجاد ترس و نمایش قدرت انجام میشود– زندانی سیاسی به سلول انفرادی منتقل شده و در بندهای امنیتی تحت بازجویی قرار میگیرد. در این شرایط، هرگونه ارتباط او با دنیای بیرون قطع شده و تنها فردی که مجبور به تحملش است، بازجو (یا آنگونه که خود میگویند، "ضابط") خواهد بود.
بازجو برای در هم شکستن زندانی، از انواع روشهای غیراخلاقی و غیرانسانی استفاده میکند؛ شکنجههای جسمی و روانی را توأمان به کار میگیرد تا او را وادار به پذیرش خواستههایش کند. در این میان، یکی از رایجترین ابزارهای فشار روانی، حربهای است که میتوان آن را «فریب آزادی» نامید.
در این روش، ابتدا به زندانی القا میکنند که آزادی (معمولاً با وثیقه) نزدیک است. به او گفته میشود که برای خروج آماده شود. سپس، در حالی که امید رهایی در دلش شعلهور شده، او را به سلول بازمیگردانند. بازجوییها موقتاً متوقف میشود تا فشار روانی بیشتری بر او وارد آید. در این مدت، زندانی در حالتی از انتظار و بلاتکلیفی نگه داشته میشود، وضعیتی که خود نوعی شکنجه روحی است. در نهایت، امیدی که در او زنده کردهاند، ناگهان از بین میرود. هدف از این تاکتیک، در هم شکستن مقاومت زندانی و وادار کردن او به اعترافات کذب علیه خود و دیگران است؛ اعترافاتی که میتواند زمینهساز احکام سنگینتر برای او باشد.
این روش محدود به دوران بازجویی نیست. در بندهای عمومی نیز این سیاست بر زندانیان سیاسی، بهویژه آنهایی که در میان سایر زندانیان تأثیرگذارند، اعمال میشود. در این مرحله، حقوق اولیهای همچون مرخصی، آزادی مشروط، یا حتی اعزام به مراکز درمانی از آنها سلب میشود و این حقوق بهعنوان امتیازاتی ویژه جلوه داده میشوند. زندانی، که به امید این امتیازات روزها را سپری کرده، در آخرین لحظات متوجه میشود که همهچیز یک بازی روانی بوده است. لحظهای که او با همبندیهای خود وداع کرده و خود را برای آزادی آماده کرده، با حقیقت تلخی مواجه میشود: فریبی دیگر، و حبس ادامهدار.
در چنین شرایطی، زندانی سیاسی که تمام مسیرهای اعتراض را بسته میبیند، ناچار به روشهای نهایی متوسل میشود؛ اعتصاب غذا، آسیب رساندن به خود، یا اقداماتی که تنها سلاح باقیمانده در برابر سرکوب سیستماتیک هستند. در نهایت، آنچه در زندانهای جمهوری اسلامی بر زندانیان سیاسی تحمیل میشود، چیزی فراتر از یک دورهی حبس است؛ اینجا، زندانی نهتنها برای بقای جسمانی خود، بلکه برای حفظ هویت و آرمانهایش نیز باید بجنگد.
مرتبط:
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟، راهنمای مقدماتی برای کنشگران
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
#بازجویی #شکنجه #شکنجه_سفید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊4❤1
روایت یک بازداشتی از شکنجه پس از اعتراضات ۱۸ دی؛ «با انبردست بخیه دستم را کشیدند»
«من چند روزه از بازداشت اومدم بیرون. ۱۸ دی تو اعتراضات شهر ... بودم، دستم تیر خورد. به زور و بلا تونستیم یه دکتر پیدا کنیم و خلاصه دستمو بخیه کرد.
سه روز بعد، ساعت ۴ صبح، پنج نفر ریختن خونه و منو بردن. بلاهایی سرم آوردن که الان اگه یکی دستش بهم بخوره میترسم و شوکه میشم. بخیه دستمو با انبردست میکشیدن، زخمم باز میشد و خون میرفت. داخل زخم دستمو با انبردست فشار میدادن؛ بیهوش میشدم و وقتی به خودم میاومدم میدیدم همهجا پر از خونه.
حرفشون این بود: «شما میخواین انقلاب کنین؟ حالا اینجا انقلاب کنین.»
صدای جیغ دخترا رو میشنیدم که التماس میکردن. تو این ۲۳ روزی که اونجا بودم، بدترین رفتارها رو با ما کردن. میگفتم چرا منو نمیکشین تا خلاص شم.
هنوزم کبودیاش روی دستم مونده. زخممو باز کردن، تاندون دستم که بخیه بود رو کشیدن و پاره کردن. وای… وای… بدنم درد میکنه وقتی اینا رو مینویسم.
وحشتناک بود خیلی بد بود میگفتم فقط نزنیدم هرچی بیارین امضا میکنم، هرجا شما بگین اونجا بودم من چندتا برگه بدون اینکه بخونم امضا کردم، نمیدونم چه بلایی قراره سرم بیاد..
خواستم این حرفا رو بزنم که بدونین با ما چی کار کردن.
حال روحیم خیلی بده. واقعاً تو کلمات نمیگنجه که بگم چه روزای وحشتناکی بود. با صدای زنگ هم میترسم؛ فکر میکنم اومدن دوباره ببرنم.»
ـ روایت بالا را یکی از بازداشتشدگان برای ما فرستاده است. او فکر خودکشی داشت و به او یک روانشناس معرفی کردیم.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
«من چند روزه از بازداشت اومدم بیرون. ۱۸ دی تو اعتراضات شهر ... بودم، دستم تیر خورد. به زور و بلا تونستیم یه دکتر پیدا کنیم و خلاصه دستمو بخیه کرد.
سه روز بعد، ساعت ۴ صبح، پنج نفر ریختن خونه و منو بردن. بلاهایی سرم آوردن که الان اگه یکی دستش بهم بخوره میترسم و شوکه میشم. بخیه دستمو با انبردست میکشیدن، زخمم باز میشد و خون میرفت. داخل زخم دستمو با انبردست فشار میدادن؛ بیهوش میشدم و وقتی به خودم میاومدم میدیدم همهجا پر از خونه.
حرفشون این بود: «شما میخواین انقلاب کنین؟ حالا اینجا انقلاب کنین.»
صدای جیغ دخترا رو میشنیدم که التماس میکردن. تو این ۲۳ روزی که اونجا بودم، بدترین رفتارها رو با ما کردن. میگفتم چرا منو نمیکشین تا خلاص شم.
هنوزم کبودیاش روی دستم مونده. زخممو باز کردن، تاندون دستم که بخیه بود رو کشیدن و پاره کردن. وای… وای… بدنم درد میکنه وقتی اینا رو مینویسم.
وحشتناک بود خیلی بد بود میگفتم فقط نزنیدم هرچی بیارین امضا میکنم، هرجا شما بگین اونجا بودم من چندتا برگه بدون اینکه بخونم امضا کردم، نمیدونم چه بلایی قراره سرم بیاد..
خواستم این حرفا رو بزنم که بدونین با ما چی کار کردن.
حال روحیم خیلی بده. واقعاً تو کلمات نمیگنجه که بگم چه روزای وحشتناکی بود. با صدای زنگ هم میترسم؛ فکر میکنم اومدن دوباره ببرنم.»
ـ روایت بالا را یکی از بازداشتشدگان برای ما فرستاده است. او فکر خودکشی داشت و به او یک روانشناس معرفی کردیم.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔57❤10🕊10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ورود نیروهای امنیتی با دوربین مخفی به کلاسها، بازجویی پنهان و پروندهسازی برای دانشآموزان
روایت یک معلم از خراسان
بر اساس گزارش دریافتی از استان خراسان، در هفتههای اخیر افرادی منتسب به نهادهای امنیتی با ظاهری غیررسمی و جوانپسند وارد برخی مدارس شده و بدون حضور معلمان یا کادر آموزشی، بهتنهایی با دانشآموزان گفتوگو کردهاند. گفته میشود این افراد در مواردی با استفاده از تجهیزات ضبط مخفی، دانشآموزان را به بیان دیدگاههایشان تشویق کرده و سپس برخی از آنان را مورد شناسایی یا پیگیری قرار دادهاند.
مطابق این گزارش، در روزهای بعد تماسهایی از سوی کلانتریها یا نهادهای امنیتی با خانواده برخی دانشآموزان برقرار شده است. همزمان، شماری از والدین از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری کردهاند و میزان غیبت دانشآموزان افزایش یافته است.
همچنین عنوان شده که در برخی کلاسها، برخوردهای تحقیرآمیز و اظهارات نامناسب از سوی این افراد مطرح شده که موجب ناراحتی شدید روحی در میان دانشآموزان، بهویژه دانشآموزان دختر، شده است؛ بهگونهای که پس از خروج این افراد، برخی از دانشآموزان دچار اضطراب و گریه شده و تمرکز بر فعالیتهای آموزشی برای آنان دشوار شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان نیز در گزارشی نوشته که این روایت را از استانهای مختلف دریافت کرده است:
«گزارشهای واصله حاکی از آن است که در پی اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه، مدارس به حیاط خلوت نهادهای امنیتی تبدیل شدهاند. شاهدان عینی گزارش میدهند که افرادی خارج از کادر آموزشی (تحت عناوین نیروهای بسیج، مبلغان مذهبی و عوامل لباس شخصی) با برنامههای از پیش تعیینشده وارد مدارس شدهاند.
ماموریت این افراد نه آموزش، بلکه «تفتیش عقاید» و اعمال فشار روانی بر دانشآموزان گزارش شده است. این اقدامات، مدرسه را که باید «خانه دوم» و پناهگاه امن کودک باشد، به کانون مناقشه و وحشت بدل کرده است.»
این شورا این موضوع را آسیبشناسی کرده و نوشته:
«بررسیهای کارشناسی بر روی گزارشهای دریافتی نشان میدهد دانشآموزانی که در جریان اعتراضات دیماه در معرض خشونت بودهاند، اکنون در مدرسه با «محرکهای بازآسیبزا» روبرو هستند.
بازجوییهای مکرر، پرسشهای تهدیدآمیز و القای حس «نظارت دائمی»، عملاً مدرسه را از یک نهاد حمایتگر به یک «منبع تهدید» تبدیل کرده است. روانشناسان و مشاوران مدارس در پیامهای خود به شورا هشدار دادهاند که این رویه در حال ایجاد حس «طرد نهادی» است؛ وضعیتی که دانشآموز خود را نه یک عضو ارزشمند، بلکه یک «سوژه امنیتی» میپندارد. پیامد فوری این وضعیت، افزایش آمار گریز از مدرسه و افت شدید انگیزه تحصیلی گزارش شده است.
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای گزارشهای رسیده، تلاش سیستم برای تخریب رابطه معلمان و دانشآموزان است. با وجود اینکه بدنه معلمان کشور در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ همراهی خود را با مردم اثبات کردهاند، اما امنیتی شدن فضا باعث شده دانشآموزان به ناچار معلمان را در جایگاه «ناظر» یا «گزارشدهنده» ببینند.
این فضای پلیسی، سرمایه عاطفی کلاس درس را نشانه رفته و دانشآموز را به سمت بیاعتمادی فراگیر نسبت به تمام بزرگسالان (حتی والدین و اولیای مدرسه) سوق داده است.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #برای_دانش_آموزا_برای_آینده #تفتیش_عقاید #بازجویی
@Tavaana_TavaanaTech
روایت یک معلم از خراسان
بر اساس گزارش دریافتی از استان خراسان، در هفتههای اخیر افرادی منتسب به نهادهای امنیتی با ظاهری غیررسمی و جوانپسند وارد برخی مدارس شده و بدون حضور معلمان یا کادر آموزشی، بهتنهایی با دانشآموزان گفتوگو کردهاند. گفته میشود این افراد در مواردی با استفاده از تجهیزات ضبط مخفی، دانشآموزان را به بیان دیدگاههایشان تشویق کرده و سپس برخی از آنان را مورد شناسایی یا پیگیری قرار دادهاند.
مطابق این گزارش، در روزهای بعد تماسهایی از سوی کلانتریها یا نهادهای امنیتی با خانواده برخی دانشآموزان برقرار شده است. همزمان، شماری از والدین از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری کردهاند و میزان غیبت دانشآموزان افزایش یافته است.
همچنین عنوان شده که در برخی کلاسها، برخوردهای تحقیرآمیز و اظهارات نامناسب از سوی این افراد مطرح شده که موجب ناراحتی شدید روحی در میان دانشآموزان، بهویژه دانشآموزان دختر، شده است؛ بهگونهای که پس از خروج این افراد، برخی از دانشآموزان دچار اضطراب و گریه شده و تمرکز بر فعالیتهای آموزشی برای آنان دشوار شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان نیز در گزارشی نوشته که این روایت را از استانهای مختلف دریافت کرده است:
«گزارشهای واصله حاکی از آن است که در پی اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه، مدارس به حیاط خلوت نهادهای امنیتی تبدیل شدهاند. شاهدان عینی گزارش میدهند که افرادی خارج از کادر آموزشی (تحت عناوین نیروهای بسیج، مبلغان مذهبی و عوامل لباس شخصی) با برنامههای از پیش تعیینشده وارد مدارس شدهاند.
ماموریت این افراد نه آموزش، بلکه «تفتیش عقاید» و اعمال فشار روانی بر دانشآموزان گزارش شده است. این اقدامات، مدرسه را که باید «خانه دوم» و پناهگاه امن کودک باشد، به کانون مناقشه و وحشت بدل کرده است.»
این شورا این موضوع را آسیبشناسی کرده و نوشته:
«بررسیهای کارشناسی بر روی گزارشهای دریافتی نشان میدهد دانشآموزانی که در جریان اعتراضات دیماه در معرض خشونت بودهاند، اکنون در مدرسه با «محرکهای بازآسیبزا» روبرو هستند.
بازجوییهای مکرر، پرسشهای تهدیدآمیز و القای حس «نظارت دائمی»، عملاً مدرسه را از یک نهاد حمایتگر به یک «منبع تهدید» تبدیل کرده است. روانشناسان و مشاوران مدارس در پیامهای خود به شورا هشدار دادهاند که این رویه در حال ایجاد حس «طرد نهادی» است؛ وضعیتی که دانشآموز خود را نه یک عضو ارزشمند، بلکه یک «سوژه امنیتی» میپندارد. پیامد فوری این وضعیت، افزایش آمار گریز از مدرسه و افت شدید انگیزه تحصیلی گزارش شده است.
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای گزارشهای رسیده، تلاش سیستم برای تخریب رابطه معلمان و دانشآموزان است. با وجود اینکه بدنه معلمان کشور در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ همراهی خود را با مردم اثبات کردهاند، اما امنیتی شدن فضا باعث شده دانشآموزان به ناچار معلمان را در جایگاه «ناظر» یا «گزارشدهنده» ببینند.
این فضای پلیسی، سرمایه عاطفی کلاس درس را نشانه رفته و دانشآموز را به سمت بیاعتمادی فراگیر نسبت به تمام بزرگسالان (حتی والدین و اولیای مدرسه) سوق داده است.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #برای_دانش_آموزا_برای_آینده #تفتیش_عقاید #بازجویی
@Tavaana_TavaanaTech
💔24❤10🕊5👍3