اگر اعتراض کنید، نمیآیم!
از وکالت تا ولایت؛ وقتی نماینده، ارباب موکلان میشود
✍️خیام عباسی، جامعهشناس
غلامرصا تاجگردون نماینده گچساران که در انتخابات قبلی به دلیل تخلف انتخاباتی، اعتبارنامهاش توسط نمایندگان مجلس تأیید نشد و از مجلس اخراجش کردند، در یک جلسه با تعدادی از موکلین و منتقدان خود گفته است (نقل به مضمون): چرا اعتراض میکنید؟. اگر به اعتراض و انتقاد ادامه بدهید، رهایتان میکنم و در تهران مینشینم، کاری هم از دستتان برنمیآید چون نماینده هستم.
پارلمانی که تاجگردون عضو آن است، نتیجۀ تئوریپردازیهای فیلسوفان غربی است و بعید است نامبرده از مکانیزم آن و ضرورت پاسخگویی وکیل به موکلان آگاه باشد. اگر او با مکانیزمی کاملاً دموکراتیک انتخاب شده بود، همین چند جمله حق عزل او را به موکلانش میداد و موکلانش - حتا آن درصدی که به او رأی ندادهاند- قادر بودند به راحتی، کرسی قرمز ِ پُر آبونان را از زیر پای او بکشند. اما دریغا که... .
اما، فیلسوفانی چون روسو و لاک بر این اصل پای فشردهاند که قدرت سیاسی ریشه در حقوق انتخاباتی مردم دارد. نماینده، وکیلِ موکلان است، نه ارباب آنان. موکل، وکیل را استخدام میکند تا کارهای او را انجام بدهد. این رابطه در ایران برعکس شده است. هنگامی که نمایندهای میگوید: «رهایتان میکنم و کاری نمیتوانید بکنید چون نماینده هستم» در واقع خود را فراتر از مردم مینهد و رابطۀ عمودی ِ فرادست - فرودست را جایگزین رابطۀ افقی ِ خادم - موکل میکند. این سخن، مشروعیت نمایندگی را از اساس تخریب میکند.
حقِ اعتراض و نقد، خون جاری در رگهای دموکراسی است. جان استوارت میل در رساله جاودان «دربارۀ آزادی» هشدار داده است که خاموش کردن صداهای مخالف، جامعه را به ورطۀ «استبداد خاموش» میکشاند. عبارت «اعتراض میکنید» نهتنها حق مردم را تحقیر میکند، بلکه خطر تبدیل نمایندگی به پدرسالاری سیاسی را آشکار میسازد. نمایندهای که نقد و اعتراض را با تهدید پاسخ میدهد، گویی خود را «پدر و دانای کل جامعه» میپندارد.
البته چنین آدمی حتا مصونیت پارلمانی را هم درک نکرده است. مصونیت پارلمانی، حربهای برای دفاع از استقلال نهاد قانونگذاری در برابر فشارهای بیرونی است. این دیدگاه را منتسکیو، نظریهپرداز تفکیک قوا نوشته است. اما هنگامی که نمایندهای با تکیه بر این مصونیت فریاد میزند:«کاری از دستتان برنمیآید»، این امتیاز را به سلاحی برای مصونیت از پاسخگویی بدل میکند. این همان فساد نهادی است که ارسطو نسبت به آن هشدار داده است؛ یعنی تبدیل دموکراسی به اولیگارشی خودکامه.
هابرماس و دیگر نظریهپردازان دموکراسی ِ گفتوگومحور تأکید دارند که مشروعیت نهادها در گرو دادوستد پیوسته با ارادۀ مردم است. اعلام «در تهران مینشینم» و تهدید به ترک مسئولیت، نشاندهندۀ گسست ارادۀ نماینده از ارادۀ موکلان است. این سخن، آشکارا میگوید نفع شخصی یا موقعیت من بر خدمت به شما ارجحیت دارد.
حتی ادموند برک که از استقلال رأی نماینده دفاع میکرد، هرگز حق تحقیر مردم یا انکار پاسخگویی را مجاز نمیشمرد. آنچه این جا رخ داده، سقوط از اخلاق نمایندگی به ورطۀ نخوت قدرت است. نمایندهای که تهدید به «رها کردن» مردم میکند، گویی نمایندگی را ملک شخصی خود میپندارد، نه امانتی عمومی.
این سخن، سه زنگخطر بزرگ را به صدا درمیآورد:
اول، فراموشی ریشههای مردمی قدرت (روسو)؛
دوم، تبدیل نقد به «تهدید» (نفی آزادی بیان میل)؛
و سوم، سوءاستفاده از نهادهای دموکراتیک برای تثبیت بیمسئولیتی (ارسطو).
همانگونه که روسو هشدار داد قدرتی که از مردم برمیخیزد، اگر در خدمت مردم نباشد، مشروعیت خود را میکُشد.
این نماینده، با گفتارش، نهتنها مشروعیت خودش را خدشهدار کرده، بلکه خطر بیاعتمادی به نهاد نمایندگی را نیز دامن زده است.
اینکه کدامیک از نهادها و سازمانهای حکومتی در نبود حق عزل مردم، از این نماینده پاسخ و توضیح بخواهند، در اصول اساسی و حقوق سیاسی مردم غایب است. در واقع برای چنین نمایندهای هم روشن است که ارکان حکومت از او توضیح نمیخواهند. هرچه هست، حتا رنگ ظاهری هم از سیستم انتخاباتی در ایران باقی نمانده است. اگرنه چنین افرادی، نمایندگی مردم را در لیست آرزوهایشان مینوشتند.
آنچه خواندید یادداشت تحلیلی خیام عباسی (جامعهشناس) است که در کانال تلگرامیاش (شرنگ) منتشر شده است.
#مشروعیت #بحران_مشروعیت #دموکراسی #مسئولیت #شفافیت #قدرت #نمایندگی #پاسخگویی #استبداد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
از وکالت تا ولایت؛ وقتی نماینده، ارباب موکلان میشود
✍️خیام عباسی، جامعهشناس
غلامرصا تاجگردون نماینده گچساران که در انتخابات قبلی به دلیل تخلف انتخاباتی، اعتبارنامهاش توسط نمایندگان مجلس تأیید نشد و از مجلس اخراجش کردند، در یک جلسه با تعدادی از موکلین و منتقدان خود گفته است (نقل به مضمون): چرا اعتراض میکنید؟. اگر به اعتراض و انتقاد ادامه بدهید، رهایتان میکنم و در تهران مینشینم، کاری هم از دستتان برنمیآید چون نماینده هستم.
پارلمانی که تاجگردون عضو آن است، نتیجۀ تئوریپردازیهای فیلسوفان غربی است و بعید است نامبرده از مکانیزم آن و ضرورت پاسخگویی وکیل به موکلان آگاه باشد. اگر او با مکانیزمی کاملاً دموکراتیک انتخاب شده بود، همین چند جمله حق عزل او را به موکلانش میداد و موکلانش - حتا آن درصدی که به او رأی ندادهاند- قادر بودند به راحتی، کرسی قرمز ِ پُر آبونان را از زیر پای او بکشند. اما دریغا که... .
اما، فیلسوفانی چون روسو و لاک بر این اصل پای فشردهاند که قدرت سیاسی ریشه در حقوق انتخاباتی مردم دارد. نماینده، وکیلِ موکلان است، نه ارباب آنان. موکل، وکیل را استخدام میکند تا کارهای او را انجام بدهد. این رابطه در ایران برعکس شده است. هنگامی که نمایندهای میگوید: «رهایتان میکنم و کاری نمیتوانید بکنید چون نماینده هستم» در واقع خود را فراتر از مردم مینهد و رابطۀ عمودی ِ فرادست - فرودست را جایگزین رابطۀ افقی ِ خادم - موکل میکند. این سخن، مشروعیت نمایندگی را از اساس تخریب میکند.
حقِ اعتراض و نقد، خون جاری در رگهای دموکراسی است. جان استوارت میل در رساله جاودان «دربارۀ آزادی» هشدار داده است که خاموش کردن صداهای مخالف، جامعه را به ورطۀ «استبداد خاموش» میکشاند. عبارت «اعتراض میکنید» نهتنها حق مردم را تحقیر میکند، بلکه خطر تبدیل نمایندگی به پدرسالاری سیاسی را آشکار میسازد. نمایندهای که نقد و اعتراض را با تهدید پاسخ میدهد، گویی خود را «پدر و دانای کل جامعه» میپندارد.
البته چنین آدمی حتا مصونیت پارلمانی را هم درک نکرده است. مصونیت پارلمانی، حربهای برای دفاع از استقلال نهاد قانونگذاری در برابر فشارهای بیرونی است. این دیدگاه را منتسکیو، نظریهپرداز تفکیک قوا نوشته است. اما هنگامی که نمایندهای با تکیه بر این مصونیت فریاد میزند:«کاری از دستتان برنمیآید»، این امتیاز را به سلاحی برای مصونیت از پاسخگویی بدل میکند. این همان فساد نهادی است که ارسطو نسبت به آن هشدار داده است؛ یعنی تبدیل دموکراسی به اولیگارشی خودکامه.
هابرماس و دیگر نظریهپردازان دموکراسی ِ گفتوگومحور تأکید دارند که مشروعیت نهادها در گرو دادوستد پیوسته با ارادۀ مردم است. اعلام «در تهران مینشینم» و تهدید به ترک مسئولیت، نشاندهندۀ گسست ارادۀ نماینده از ارادۀ موکلان است. این سخن، آشکارا میگوید نفع شخصی یا موقعیت من بر خدمت به شما ارجحیت دارد.
حتی ادموند برک که از استقلال رأی نماینده دفاع میکرد، هرگز حق تحقیر مردم یا انکار پاسخگویی را مجاز نمیشمرد. آنچه این جا رخ داده، سقوط از اخلاق نمایندگی به ورطۀ نخوت قدرت است. نمایندهای که تهدید به «رها کردن» مردم میکند، گویی نمایندگی را ملک شخصی خود میپندارد، نه امانتی عمومی.
این سخن، سه زنگخطر بزرگ را به صدا درمیآورد:
اول، فراموشی ریشههای مردمی قدرت (روسو)؛
دوم، تبدیل نقد به «تهدید» (نفی آزادی بیان میل)؛
و سوم، سوءاستفاده از نهادهای دموکراتیک برای تثبیت بیمسئولیتی (ارسطو).
همانگونه که روسو هشدار داد قدرتی که از مردم برمیخیزد، اگر در خدمت مردم نباشد، مشروعیت خود را میکُشد.
این نماینده، با گفتارش، نهتنها مشروعیت خودش را خدشهدار کرده، بلکه خطر بیاعتمادی به نهاد نمایندگی را نیز دامن زده است.
اینکه کدامیک از نهادها و سازمانهای حکومتی در نبود حق عزل مردم، از این نماینده پاسخ و توضیح بخواهند، در اصول اساسی و حقوق سیاسی مردم غایب است. در واقع برای چنین نمایندهای هم روشن است که ارکان حکومت از او توضیح نمیخواهند. هرچه هست، حتا رنگ ظاهری هم از سیستم انتخاباتی در ایران باقی نمانده است. اگرنه چنین افرادی، نمایندگی مردم را در لیست آرزوهایشان مینوشتند.
آنچه خواندید یادداشت تحلیلی خیام عباسی (جامعهشناس) است که در کانال تلگرامیاش (شرنگ) منتشر شده است.
#مشروعیت #بحران_مشروعیت #دموکراسی #مسئولیت #شفافیت #قدرت #نمایندگی #پاسخگویی #استبداد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12👍6❤2
صفحه فارسی وزارت امورخارجه آمریکا، با اشاره به بحران اقتصادی در ایران، ضمن مقصر دانستن جمهوری اسلامی، به عدم پاسخگویی حکومت در این زمینه اشاره کرد و نوشت:
«اقتصاد ایران به دلیل سوء مدیریت، فساد، و تأمین مالی تروریسم در حال فروپاشی است. رژیم به جای حل بحران یا گوش دادن به مردم خود، جهت منحرف کردن اذهان از شکست هایش، عاملان خارجی را مقصر می داند. در حالی که شهروندان ایرانی برای زنده ماندن در حال مبارزه هستند، دولت به جای راه حل، دیگران را سرزنش میکند.»
ـ از ابتدای شکلگیری رژیم جمهوری اسلامی، این حکومت در همه بحرانها انگشت اتهام را به سوی کشورهای خارجی گرفته است و از پذیرش مسئولیت تصمیمات خرد و کلان خود طفره رفته است.
رژیم جمهوری اسلامی، همواره ایران را در معرض خطر و بحران قرار داده تا پاسخگو نباشد.
اگر در ایران حکومتی دموکراتیک برقرار بود که باید به مردم با نمایندگان واقعی آنها پاسخگو میشد، بودجه کشور صرف تروریسم یا تصمیمات نابخردانه و ارزشهای ایدئولپژیک قشری خاص نمیشد و با شفافیت فساد هم تا حد زیادی کنترل میشد.
#ایران #حران_اقتصادی #پاسخگویی #مسئولیت_پذیری #شفافیت #فقر_فساد_گرونی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«اقتصاد ایران به دلیل سوء مدیریت، فساد، و تأمین مالی تروریسم در حال فروپاشی است. رژیم به جای حل بحران یا گوش دادن به مردم خود، جهت منحرف کردن اذهان از شکست هایش، عاملان خارجی را مقصر می داند. در حالی که شهروندان ایرانی برای زنده ماندن در حال مبارزه هستند، دولت به جای راه حل، دیگران را سرزنش میکند.»
ـ از ابتدای شکلگیری رژیم جمهوری اسلامی، این حکومت در همه بحرانها انگشت اتهام را به سوی کشورهای خارجی گرفته است و از پذیرش مسئولیت تصمیمات خرد و کلان خود طفره رفته است.
رژیم جمهوری اسلامی، همواره ایران را در معرض خطر و بحران قرار داده تا پاسخگو نباشد.
اگر در ایران حکومتی دموکراتیک برقرار بود که باید به مردم با نمایندگان واقعی آنها پاسخگو میشد، بودجه کشور صرف تروریسم یا تصمیمات نابخردانه و ارزشهای ایدئولپژیک قشری خاص نمیشد و با شفافیت فساد هم تا حد زیادی کنترل میشد.
#ایران #حران_اقتصادی #پاسخگویی #مسئولیت_پذیری #شفافیت #فقر_فساد_گرونی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍23❤1
«هر سکه ۵۰۰ تومانی دست کم
۱۷۰۰۰ تومانی فلز دارد. هر لحظه ارزش پول کشورمان در حال کاهش است و در حالی که ما مردم تحت تاثیر تورم بالا و درآمد پایین در باتلاقی که جمهوری اسلامی برای ما ساخته گرفتار شدهایم. رژیم آخوندی و مقامات فاسد جمهوری اسلامی کشورمان را غارت کردهاند.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
جمهوری اسلامی به عمد ایرانیان را در فقر نگاه داشته و تمام ثروت ایران در راه جنگافروزی در منطقه و تسلیح گروههای تروریستی هزینه میکند و همواره ایران را در معرض خطر و بحران قرار داده تا پاسخگو نباشد.
اگر در ایران حکومتی دموکراتیک برقرار بود که باید به مردم با نمایندگان واقعی آنها پاسخگو میشد، بودجه کشور صرف تروریسم یا تصمیمات نابخردانه و ارزشهای ایدئولوژیک قشری خاص نمیشد و با شفافیت فساد هم تا حد زیادی کنترل میشد.
#ایران #اقتصادی #مسئولیت_پذیری #شفافیت #فقر_فساد_گرونی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۱۷۰۰۰ تومانی فلز دارد. هر لحظه ارزش پول کشورمان در حال کاهش است و در حالی که ما مردم تحت تاثیر تورم بالا و درآمد پایین در باتلاقی که جمهوری اسلامی برای ما ساخته گرفتار شدهایم. رژیم آخوندی و مقامات فاسد جمهوری اسلامی کشورمان را غارت کردهاند.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
جمهوری اسلامی به عمد ایرانیان را در فقر نگاه داشته و تمام ثروت ایران در راه جنگافروزی در منطقه و تسلیح گروههای تروریستی هزینه میکند و همواره ایران را در معرض خطر و بحران قرار داده تا پاسخگو نباشد.
اگر در ایران حکومتی دموکراتیک برقرار بود که باید به مردم با نمایندگان واقعی آنها پاسخگو میشد، بودجه کشور صرف تروریسم یا تصمیمات نابخردانه و ارزشهای ایدئولوژیک قشری خاص نمیشد و با شفافیت فساد هم تا حد زیادی کنترل میشد.
#ایران #اقتصادی #مسئولیت_پذیری #شفافیت #فقر_فساد_گرونی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💯20❤8👍3