Forwarded from گفتوشنود
«ارباب کیخسرو پس از تألیف و نشر کتاب «آیینهی آیین مزدیسنی» که بدان اشاره شد و بیشتر به منظور تدریس در بستانها نوشته شده بود، به زودی دریافت که احتیاج مبرمی به تألیف کتاب دیگری نیز هست تا نه فقط برای خود زرتشتیان مفید واقع شود، بلکه چشم دیگران را هم که در نتیجهی تعصبات خشک و تلقینات بیمورد و نظرات ناروا و غلطی که نسبت به اصول و حقایق این دین باستانی پیدا کرده بودند، باز نماید. بنابراین، برای انجام این منظور دست به نگارش کتاب «فروغ مزدیسنی» زد که در سال ۱۲۸۹ شمسی به طبع رسید و در سراسر ایران و بین طبقات کشور توزیع گردید و مورد توجه فوقالعاده واقع شد و در اندک مدتی تمام نسخ آن نایاب گردید؛ این کتاب از آن تاریخ تاکنون بارها چاپ و منتشر شده است.»
این سخنان ناشر کتاب «زرتشت: پیامبری که باید از نو شناخت» است؛ ناشر، یعنی انتشارات جامی، یادآوری میکند که این کتاب، همان «فروغ مزدیسنی»ست که تجدید چاپ میشود. انتشارات جام که یادداشت خود را با امضای «پاینده باد ایران» به پایان برده است، این کتاب قدیمی زندهیاد کیخسرو شاهرخ را در سال ۱۳۸۸ و برای هفمین بار تجدید چاپ کرده است. گفتنیست که همکاران پژوهشی تیم گفتوشنود، به ویژه برای تدارک پادکست دیگرینامه از این کتاب و آثار دیگر زندهیاد کیخسرو شاهرخ، بهرهی بسیار گرفته است.
در فرگرد (فصل) سیزدهم از این کتاب که نام اصلیاش، «فروغ مزدیسنی» است، مولف به تعالیم اجتماعی آیین بهدینی (زرتشتی) میپردازد و از جمله به اتهاماتی پاسخ میدهد که مبتنی بر آن، ازدواج با محارم (خویشان درجهی یک) میان زرتشتیان رایج و امری شرعیست. شاهرخ زیر عنوان «اتهامات بیاساس» در همین بخش مینویسد:
«... افسوس که بیاطلاعان یا نادانسته یا از روی غرض به عمد نسبتهای ناسزا به این کیش بِهین و بافرّهی داده، و آنچه از روی عناد، پیشهی خود کردهاند این است که پناه بر خدا زرتشتیان مادر و خواهر و دختر هر یک از نزدیکان خود را که ممکن است، بدون ترس خدا و خلق، به عقد نکاح خود درمیآورند. (خداوندا مرا از تکرار این ناسزا بیامرز. زیرا غرض از ذکر آن در اینجا رفع این ناسزای کذب محض است نه شرکت در اقرار) و شاهد قول خود را داستان هما و بهمن قرار میدهند. یعنی میگویند به قول شاهنامه چون بهمن دختر خود همای را به عقد مناکحت خویش درآورد که وارث تاج و تخت شده، محض آنکه بهمن زرتشتی بوده، البته این عمل را به قانون زرتشتی نموده! حالا باید درجهی کژی اندیشه و عدم اطلاعات را دید! آیا عقلا و صاحبان انصاف و محققین، پیوسته جزء را دلیل کل قرار میدهند یا کل را دلیل جزء؟ و غیر از سند شاهنامه که سایرین از روی آن چیزی و چیزها نوشتهاند این نسبت به بهمن را چه سند دیگریست و نسبت به کدام یک از سلاطین و شیوخ و اکابر دیگر این طایفه میدهند؟»
در اپیزود شانزدهم از دیگرینامه با نام «آن دیگری هرزه»، با نقل بخشهایی از این کتاب و آثار پژوهشی دیگر در ادبیات زرتشتی، به طرح اتهامات جنسی و جنسیتی به دیگریهای دینی خواهیم پرداخت. برای آنان که مایلند آشنایی مقدماتی با آیین بهدینی و معارف آن، از زبان یکی از مهمترین کنشگران بهدین در تاریخ معاصر ایران به دست آورند، مطالعهی کتاب «زرتشت: پیامبری که باید از نو شناخت» را توصیه میکنیم.
https://x.com/dialogue1402/status/1750940669311389768?s=46
#دیگری_نامه #کیخسرو_شاهرخ #زرتشتی #بهدینی #دیگری_دینی #دگردینی #ازدواج_محارم #خوئیتک_دس #خویدوده #شاهنامه #بهمن #هما
@Dialogue1402
این سخنان ناشر کتاب «زرتشت: پیامبری که باید از نو شناخت» است؛ ناشر، یعنی انتشارات جامی، یادآوری میکند که این کتاب، همان «فروغ مزدیسنی»ست که تجدید چاپ میشود. انتشارات جام که یادداشت خود را با امضای «پاینده باد ایران» به پایان برده است، این کتاب قدیمی زندهیاد کیخسرو شاهرخ را در سال ۱۳۸۸ و برای هفمین بار تجدید چاپ کرده است. گفتنیست که همکاران پژوهشی تیم گفتوشنود، به ویژه برای تدارک پادکست دیگرینامه از این کتاب و آثار دیگر زندهیاد کیخسرو شاهرخ، بهرهی بسیار گرفته است.
در فرگرد (فصل) سیزدهم از این کتاب که نام اصلیاش، «فروغ مزدیسنی» است، مولف به تعالیم اجتماعی آیین بهدینی (زرتشتی) میپردازد و از جمله به اتهاماتی پاسخ میدهد که مبتنی بر آن، ازدواج با محارم (خویشان درجهی یک) میان زرتشتیان رایج و امری شرعیست. شاهرخ زیر عنوان «اتهامات بیاساس» در همین بخش مینویسد:
«... افسوس که بیاطلاعان یا نادانسته یا از روی غرض به عمد نسبتهای ناسزا به این کیش بِهین و بافرّهی داده، و آنچه از روی عناد، پیشهی خود کردهاند این است که پناه بر خدا زرتشتیان مادر و خواهر و دختر هر یک از نزدیکان خود را که ممکن است، بدون ترس خدا و خلق، به عقد نکاح خود درمیآورند. (خداوندا مرا از تکرار این ناسزا بیامرز. زیرا غرض از ذکر آن در اینجا رفع این ناسزای کذب محض است نه شرکت در اقرار) و شاهد قول خود را داستان هما و بهمن قرار میدهند. یعنی میگویند به قول شاهنامه چون بهمن دختر خود همای را به عقد مناکحت خویش درآورد که وارث تاج و تخت شده، محض آنکه بهمن زرتشتی بوده، البته این عمل را به قانون زرتشتی نموده! حالا باید درجهی کژی اندیشه و عدم اطلاعات را دید! آیا عقلا و صاحبان انصاف و محققین، پیوسته جزء را دلیل کل قرار میدهند یا کل را دلیل جزء؟ و غیر از سند شاهنامه که سایرین از روی آن چیزی و چیزها نوشتهاند این نسبت به بهمن را چه سند دیگریست و نسبت به کدام یک از سلاطین و شیوخ و اکابر دیگر این طایفه میدهند؟»
در اپیزود شانزدهم از دیگرینامه با نام «آن دیگری هرزه»، با نقل بخشهایی از این کتاب و آثار پژوهشی دیگر در ادبیات زرتشتی، به طرح اتهامات جنسی و جنسیتی به دیگریهای دینی خواهیم پرداخت. برای آنان که مایلند آشنایی مقدماتی با آیین بهدینی و معارف آن، از زبان یکی از مهمترین کنشگران بهدین در تاریخ معاصر ایران به دست آورند، مطالعهی کتاب «زرتشت: پیامبری که باید از نو شناخت» را توصیه میکنیم.
https://x.com/dialogue1402/status/1750940669311389768?s=46
#دیگری_نامه #کیخسرو_شاهرخ #زرتشتی #بهدینی #دیگری_دینی #دگردینی #ازدواج_محارم #خوئیتک_دس #خویدوده #شاهنامه #بهمن #هما
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
از «خدا مُرد» در جهان تا «انقلاب اسلامی» در ایران
۴۵ سال از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران گذشته است؛ انقلابی که «اسلامی» نامیده شد و موجب رویکارآمدن «جمهوری اسلامی» در کشور گشت. این رویداد، درست در همان زمانی به وقوع پیوست که موج خداناباوری و بیدینی در جهان به اوج خود رسیده بود و همزمان بود با جاریشدن سیل انقلابها در سراسر جهان. زمانی که بیشتر دولتها در جهان به سمت سکولاریسم و تجددگرایی و توسعه پیش رفتند یا در تلاش به رسیدن به آن بودند.
سوال ما این است که چهطور، در میان انقلاب همهی خلقها و تودهها، موج انقلاب وقتی به ایران رسید، شد انقلاب اسلامی؟
در این گفتوگو، پاسخ را از زبان آرش جودکی، پژوهشگر فلسفه و تورج اتابکی، استاد تاریخ اجتماعی خاورمیانه، میشنویم.
مصاحبهکننده: ماهمنیر رحیمی
این برنامه ۱۹ بهمن ۱۴۰۲ در صفحه اینستاگرام گفتوشنود برگزار شده است.
لینک وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/islamic-revolution-1979/
لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/ZJ6ed
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/rROlrSVqtO8
#گفتگو_توانا #انقلاب_اسلامی #جمهوری_اسلامی #بهمن_۵۷ #فلسفه
@Dialogue1402
۴۵ سال از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران گذشته است؛ انقلابی که «اسلامی» نامیده شد و موجب رویکارآمدن «جمهوری اسلامی» در کشور گشت. این رویداد، درست در همان زمانی به وقوع پیوست که موج خداناباوری و بیدینی در جهان به اوج خود رسیده بود و همزمان بود با جاریشدن سیل انقلابها در سراسر جهان. زمانی که بیشتر دولتها در جهان به سمت سکولاریسم و تجددگرایی و توسعه پیش رفتند یا در تلاش به رسیدن به آن بودند.
سوال ما این است که چهطور، در میان انقلاب همهی خلقها و تودهها، موج انقلاب وقتی به ایران رسید، شد انقلاب اسلامی؟
در این گفتوگو، پاسخ را از زبان آرش جودکی، پژوهشگر فلسفه و تورج اتابکی، استاد تاریخ اجتماعی خاورمیانه، میشنویم.
مصاحبهکننده: ماهمنیر رحیمی
این برنامه ۱۹ بهمن ۱۴۰۲ در صفحه اینستاگرام گفتوشنود برگزار شده است.
لینک وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/islamic-revolution-1979/
لینک ساندکلاد:
https://on.soundcloud.com/ZJ6ed
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/rROlrSVqtO8
#گفتگو_توانا #انقلاب_اسلامی #جمهوری_اسلامی #بهمن_۵۷ #فلسفه
@Dialogue1402
SoundCloud
Hear the world’s sounds
Explore the largest community of artists, bands, podcasters and creators of music & audio
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«بهمن فرمانآرا در مراسم اولین سالگرد قتل داریوش مهرجویی و وحیده محمدی فر:
باورم نمیشود که یک سال گذشته و هنوز زخم جنایت، جوابی پیدا نکرده است.
او با اشاره به رفاقت ۵۰ ساله اش با داریوش مهرجویی از مقطعی یاد کرد که فیلم «دایره مینا» را ساخته بودند و در مقطعی توقیف شد.
فرمان آرا در بخش دیگری از سخنانش گفت: داریوش آدم استثنایی بود. رشتهاش فلسفه بود. من نمیتوانم تصور کنم این قتل به این وحشتناکی اتفاق افتاده باشد و نتوانیم دربارهاش حرف بزنیم. داریوش مهرجویی و همسرش سلاخی شدند و از ما دعوت به سکوت میکنید!
این کارگردان همچنین مرگ پوراحمد را هم مبهم دانست و سخنانش را اینگونه به پایان برد: داریوش همیشه در ذهن من است و متشکرم که آمدید.»
منبع ویدیو :
@ifdg.insta
ویدیوی کامل سخنان آقای فرمانآرا را در صفحه فوق ببینید.
#داریوش_مهرحویی
#وحیده_محمدی_فر
#بهمن_فرمان_آرا
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
باورم نمیشود که یک سال گذشته و هنوز زخم جنایت، جوابی پیدا نکرده است.
او با اشاره به رفاقت ۵۰ ساله اش با داریوش مهرجویی از مقطعی یاد کرد که فیلم «دایره مینا» را ساخته بودند و در مقطعی توقیف شد.
فرمان آرا در بخش دیگری از سخنانش گفت: داریوش آدم استثنایی بود. رشتهاش فلسفه بود. من نمیتوانم تصور کنم این قتل به این وحشتناکی اتفاق افتاده باشد و نتوانیم دربارهاش حرف بزنیم. داریوش مهرجویی و همسرش سلاخی شدند و از ما دعوت به سکوت میکنید!
این کارگردان همچنین مرگ پوراحمد را هم مبهم دانست و سخنانش را اینگونه به پایان برد: داریوش همیشه در ذهن من است و متشکرم که آمدید.»
منبع ویدیو :
@ifdg.insta
ویدیوی کامل سخنان آقای فرمانآرا را در صفحه فوق ببینید.
#داریوش_مهرحویی
#وحیده_محمدی_فر
#بهمن_فرمان_آرا
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍25❤3
روایت ژیلا بنییعقوب از هجوم مأموران امنیتی به خانه و تفتیش اموال و ضبط لوازم الکترونیکی و ابلاغ احضاریه
ژیلا بنییعقوب، روزنامهنگار، پژوهشگر و زندانی سیاسی سابق، در رشتهتوییتی، از هجوم مأموران امنیتی به خانهاش، تفتیش منزل، ضبط لوازم شخصی و ابلاغ احضاریه به دادسرا خبر داد:
«بیشتر از ده-دوازده مأمور امنیتی به خانه ما ریختند. گفته بودند که از پست نامه داریم. بهمن که در را باز کرد، متوجه موضوع شد و گفت: "ژیلا خوابه! بذارید بیدارش کنم لباس مناسب بپوشه." اما، همانطور که انتظار میرفت، توجهی نکردند.
صدای بهمن را شنیدم که گفت: "ژیلا جان! پاشو! مأموران اطلاعات اومدند!" از خواب پریدم. نشسته در تخت، گیج و مبهوت مردانی را میدیدم که یکی پس از دیگری وارد خانه میشدند. یک مأمور زن هم کنارم ایستاد تا لباس مناسب بپوشم.
بعد، یک مأمور گفت: "معلومه استرس داری! اگه آدم کاری نکرده باشه که استرس نمیگیره." گفتم: "والا خیلی استرس ندارم! اما اول صبحی وقتی خواب بودم، دوازده-سیزده نفر ریختید اینجا. به نظرتون نباید استرس بگیرم؟"
سعی میکردند با ادب باشند، هرچند آخرش از کوره در رفتند. به نوع برخوردها اعتراض کردم. یکیشان پرسید: "فیلم میبینی؟" تعجب کردم! منظورش از این سؤال چی بود؟ گفتم: "بله!" فکر کردم سؤال بعدی این است که چه فیلمی میبینم! اما گفت: "پس حتماً در فیلمها دیدید که پلیسهای غربی چقدر وحشیانه با مجرمان برخورد میکنند." گفتم: "شما قرار بود الگوی آنها باشید، نه آنها الگوی شما! شما قرار بود امالقرای عالم اسلام باشید، نه آنها. من فقط متهم هستم، نه حتی مجرم."
حتی نمیگویید اتهامم چیست و در این برگهای که به دستم دادید، چیزی در اینباره ننوشتهاید.
خانه را تفتیش کردند. لپتاپها، گوشیها و دیگر وسایل را بردند. بهمن هرچقدر اعتراض کرد که در حکم شما فقط نام ژیلا آمده و حق ندارید لپتاپ و گوشی من را که ابزار کارم است ببرید، فایدهای نداشت.
یکی از مأموران هم گفت: "شما چرا اینقدر به لپتاپ وابسته هستی؟ مگر راننده اسنپ هستی که میگی ابزار کارمه؟!"
ساعت نزدیک یازده صبح بود که یکی از مأموران از پایین آمد بالا و در گوش چند نفر چیزی گفت. بعد که رفتند و خبرها را شنیدم، با خودم گفتم شاید خبر ترورها را به همکارانش داده باشد! البته شاید.
در پایان باید خودم را به یکی از شعب بازپرسی دادسرای اوین معرفی کنم. احتمالاً آن موقع دیگر بگویند اتهامم چیست!»
ـ ژیلا بنییعقوب روزنامهنگار، فعال حقوق بشر و فعال سیاسی ایرانی است. او دبیر سرویس اجتماعی روزنامه سرمایه و سردبیر وبگاه کانون زنان ایرانی است. بنییعقوب در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه شجاعت در روزنامهنگاری شد. ژیلا بنی یعقوب در خرداد ماه ۱۳۸۸دستگیر و در دادگاه به یک سال حبس و سی سال ممنوعیت از روزنامهنگاری محکوم شد.
همسر او بهمن احمدی امویی نیز، از زندانیان سیاسی سابق است.
ژیلا بنی یعقوب، همواره در خصوص زندانیان سیاسی و شرایط زندانها در ایران اطلاعرسانی کرده و کتابی نیز در این خصوص به رشته تحریر در آورده است.
#ژیلا_بنی_یعقوب
#بهمن_احمدی_امویی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ژیلا بنییعقوب، روزنامهنگار، پژوهشگر و زندانی سیاسی سابق، در رشتهتوییتی، از هجوم مأموران امنیتی به خانهاش، تفتیش منزل، ضبط لوازم شخصی و ابلاغ احضاریه به دادسرا خبر داد:
«بیشتر از ده-دوازده مأمور امنیتی به خانه ما ریختند. گفته بودند که از پست نامه داریم. بهمن که در را باز کرد، متوجه موضوع شد و گفت: "ژیلا خوابه! بذارید بیدارش کنم لباس مناسب بپوشه." اما، همانطور که انتظار میرفت، توجهی نکردند.
صدای بهمن را شنیدم که گفت: "ژیلا جان! پاشو! مأموران اطلاعات اومدند!" از خواب پریدم. نشسته در تخت، گیج و مبهوت مردانی را میدیدم که یکی پس از دیگری وارد خانه میشدند. یک مأمور زن هم کنارم ایستاد تا لباس مناسب بپوشم.
بعد، یک مأمور گفت: "معلومه استرس داری! اگه آدم کاری نکرده باشه که استرس نمیگیره." گفتم: "والا خیلی استرس ندارم! اما اول صبحی وقتی خواب بودم، دوازده-سیزده نفر ریختید اینجا. به نظرتون نباید استرس بگیرم؟"
سعی میکردند با ادب باشند، هرچند آخرش از کوره در رفتند. به نوع برخوردها اعتراض کردم. یکیشان پرسید: "فیلم میبینی؟" تعجب کردم! منظورش از این سؤال چی بود؟ گفتم: "بله!" فکر کردم سؤال بعدی این است که چه فیلمی میبینم! اما گفت: "پس حتماً در فیلمها دیدید که پلیسهای غربی چقدر وحشیانه با مجرمان برخورد میکنند." گفتم: "شما قرار بود الگوی آنها باشید، نه آنها الگوی شما! شما قرار بود امالقرای عالم اسلام باشید، نه آنها. من فقط متهم هستم، نه حتی مجرم."
حتی نمیگویید اتهامم چیست و در این برگهای که به دستم دادید، چیزی در اینباره ننوشتهاید.
خانه را تفتیش کردند. لپتاپها، گوشیها و دیگر وسایل را بردند. بهمن هرچقدر اعتراض کرد که در حکم شما فقط نام ژیلا آمده و حق ندارید لپتاپ و گوشی من را که ابزار کارم است ببرید، فایدهای نداشت.
یکی از مأموران هم گفت: "شما چرا اینقدر به لپتاپ وابسته هستی؟ مگر راننده اسنپ هستی که میگی ابزار کارمه؟!"
ساعت نزدیک یازده صبح بود که یکی از مأموران از پایین آمد بالا و در گوش چند نفر چیزی گفت. بعد که رفتند و خبرها را شنیدم، با خودم گفتم شاید خبر ترورها را به همکارانش داده باشد! البته شاید.
در پایان باید خودم را به یکی از شعب بازپرسی دادسرای اوین معرفی کنم. احتمالاً آن موقع دیگر بگویند اتهامم چیست!»
ـ ژیلا بنییعقوب روزنامهنگار، فعال حقوق بشر و فعال سیاسی ایرانی است. او دبیر سرویس اجتماعی روزنامه سرمایه و سردبیر وبگاه کانون زنان ایرانی است. بنییعقوب در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه شجاعت در روزنامهنگاری شد. ژیلا بنی یعقوب در خرداد ماه ۱۳۸۸دستگیر و در دادگاه به یک سال حبس و سی سال ممنوعیت از روزنامهنگاری محکوم شد.
همسر او بهمن احمدی امویی نیز، از زندانیان سیاسی سابق است.
ژیلا بنی یعقوب، همواره در خصوص زندانیان سیاسی و شرایط زندانها در ایران اطلاعرسانی کرده و کتابی نیز در این خصوص به رشته تحریر در آورده است.
#ژیلا_بنی_یعقوب
#بهمن_احمدی_امویی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤26💔12👍2
اعدام مدیر یک شرکت دانش بنیان به اتهام جاسوسی برای اسراییل
مرکز رسانه قوه قضاییه اعلام کرد بهمن چوبی اصل، متخصص پایگاه داده و مدیر یک شرکت دانشبنیان، به اتهام جاسوسی برای سرویس موساد صبح امروز اعدام شد.
هیچ تصویری از این فرد و نیز تاریخ بازداشت، محاکمه و صدور رای این فرد منتشر نشده است.
رسانههای حکومتی مدعی شدهاند که «بهمن چوبی اصل» در سفرهای خارجی (امارات، ارمنستان، هند، تایلند، ویتنام، ایرلند و بلغارستان) با افسران موساد در قالب مدیران شرکتهای تخصصی، دیدار و اطلاعات فنی و دسترسیهای خود به دیتابیسهای حساس کشور را منتقل کرده بود.
همچنین گفته شده، چوبی اصل در قبال ارسال اطلاعات به سرویس جاسوسی موساد مواردی از جمله هزینه رفت و آمد و اقامت سفرهای خارجی، هزینه دورههای آموزش زبان و دورههای تخصصی، حق ماموریت، پاداش همکاری دریافت کرده بود.
در گزارش رسانههای حکومتی به اقاریر متهم استناد شده است، اقاریری که مشخص نیست تحت چه شرایطی اخذ شدهاند.
مشخص نیست که آقای چوبی اصل در طی مراحل دادرسی به وکیل انتخابی دسترسی داشته یا خیر، در کدام شعبه محاکمه شده و در کدام شعبه رای صادره تایید شده است.
عدم اطلاعرسانی در خصوص بازداشت افراد، دست حکومت را در زمینه انتساب اتهامات مختلف و تحت فشار قرار دادن متهمان باز میکند.
جمهوری اسلامی، رتبه نخست در زمینه تعداد اعدام نسبت به جمعیت کشور را دارد. نهادهای امنیتی با تسلط بر نهاد قضایی، احکام مورد نظر خود را اجرا میکنند.
احکامی که عموما نه بر اساس مستندات که بر اساس اعترافات تحت شکنجه صادر میشوند.
فارغ از هر اتهامی، حکم اعدام و سلب حیات شهروندان، حکمی ظالمانه است و فعالان حقوق بشر تلاش میکنند تا چنین حکمی برچیده شود.
#بهمن_چوبی_اصل #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مرکز رسانه قوه قضاییه اعلام کرد بهمن چوبی اصل، متخصص پایگاه داده و مدیر یک شرکت دانشبنیان، به اتهام جاسوسی برای سرویس موساد صبح امروز اعدام شد.
هیچ تصویری از این فرد و نیز تاریخ بازداشت، محاکمه و صدور رای این فرد منتشر نشده است.
رسانههای حکومتی مدعی شدهاند که «بهمن چوبی اصل» در سفرهای خارجی (امارات، ارمنستان، هند، تایلند، ویتنام، ایرلند و بلغارستان) با افسران موساد در قالب مدیران شرکتهای تخصصی، دیدار و اطلاعات فنی و دسترسیهای خود به دیتابیسهای حساس کشور را منتقل کرده بود.
همچنین گفته شده، چوبی اصل در قبال ارسال اطلاعات به سرویس جاسوسی موساد مواردی از جمله هزینه رفت و آمد و اقامت سفرهای خارجی، هزینه دورههای آموزش زبان و دورههای تخصصی، حق ماموریت، پاداش همکاری دریافت کرده بود.
در گزارش رسانههای حکومتی به اقاریر متهم استناد شده است، اقاریری که مشخص نیست تحت چه شرایطی اخذ شدهاند.
مشخص نیست که آقای چوبی اصل در طی مراحل دادرسی به وکیل انتخابی دسترسی داشته یا خیر، در کدام شعبه محاکمه شده و در کدام شعبه رای صادره تایید شده است.
عدم اطلاعرسانی در خصوص بازداشت افراد، دست حکومت را در زمینه انتساب اتهامات مختلف و تحت فشار قرار دادن متهمان باز میکند.
جمهوری اسلامی، رتبه نخست در زمینه تعداد اعدام نسبت به جمعیت کشور را دارد. نهادهای امنیتی با تسلط بر نهاد قضایی، احکام مورد نظر خود را اجرا میکنند.
احکامی که عموما نه بر اساس مستندات که بر اساس اعترافات تحت شکنجه صادر میشوند.
فارغ از هر اتهامی، حکم اعدام و سلب حیات شهروندان، حکمی ظالمانه است و فعالان حقوق بشر تلاش میکنند تا چنین حکمی برچیده شود.
#بهمن_چوبی_اصل #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👎22💔16❤4👍1
مرگ یک زندانی به نام بهمن کرملو در زندان قزلحصار بر اثر بیتوجهی مسئولان زندان
به گزارش منابع مطلع، بهمن کرملو، زندانی ۵۰ ساله متهم به جرایم مرتبط با مواد مخدر، روز شنبه ۱۰ آبان در زندان قزلحصار، واحد چهار بند ۲۰ سالن ۱، بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داد.
این زندانی از مدتی پیش از مشکلات قلبی رنج میبرد. وی در کارخانجات داخل زندان قزلحصار مشغول به کار بود، اما با وجود آنکه پزشک زندان او را برای ویزیت احضار کرده بود، به دلیل محدودیتهای اعمالشده از سوی مسئول کارخانجات، نتوانست به بهداری مراجعه کند.
بر اساس گزارشها، مسئول کارخانجات به زندانیان هشدار داده بود که در صورت غیبت از محل کار حتی برای مراجعه به پزشک، مجوز کار آنها لغو شده و به واحدهای فاقد کارخانجات منتقل خواهند شد. این موضوع موجب میشد زندانیان برای تأمین هزینههای خود و خانوادههایشان از مراجعه به پزشک خودداری کنند.
بهمن کرملو در روزهای گذشته چندین بار در نوبت عصر به بهداری مراجعه کرده و پس از انجام نوار قلب توسط پرستار، جهت ویزیت در ساعات اداری به پزشک ارجاع داده شده بود. اما محدودیتهای اعمالشده از سوی مسئول کارخانجات، مانع از مراجعه او در زمان تعیینشده شد و سرانجام بر اثر ایست قلبی جان باخت.
منابع مطلع تأکید میکنند که مسئولیت مرگ این زندانی متوجه مدیر زندان قزلحصار، معاون سلامت، مدیر داخلی و مدیر بند ۲۰ است که نسبت به وضعیت جسمی زندانیان، بهویژه زندانیان با اتهامات مواد مخدر، بیتفاوتی و تبعیض آشکار نشان میدهند.
در بسیاری از زندانهای کشور از جمله قزلحصار، زندانیان به اجبار یا تحت فشار اقتصادی به کار(بیگاری) در کارگاهها و کارخانههای وابسته به نهادهای امنیتی و نظامی، بهویژه سپاه پاسداران، گمارده میشوند. این زندانیان در ازای دستمزدی ناچیز و گاه کمتر از هزینه یک وعده غذا، به کارهای سنگین، صنعتی و طاقتفرسا وادار میشوند.
زندانیانی که برای تأمین حداقل نیاز خود به «سالن کارگری» منتقل میشوند. این ساختار استثماری بهگونهای طراحی شده که زندانی میان دو انتخاب ناگزیر قرار گیرد: کار طاقتفرسا با دستمزدی اندک، یا محرومیت از ابتداییترین امکانات برای زندهماندن!
کرملو که بیش از ۱۴ سال را در زندان سپری کرده بود، به گفته همبندیهایش، تا آخرین روزهای عمرش برای تأمین نیازهای ابتدایی خود کار میکرد.
این حادثه در حالی رخ میدهد که قزلحصار در سالهای اخیر شاهد مرگهای مکرر زندانیان بر اثر بیتوجهی پزشکی و شرایط غیرانسانی بوده است. فعالان حقوق بشر خواستار پاسخگویی قوه قضاییه و سازمان زندانها در قبال این مرگهای قابل پیشگیری شدهاند.
#بهمن_کرملو #از_قزلحصار_بگو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش منابع مطلع، بهمن کرملو، زندانی ۵۰ ساله متهم به جرایم مرتبط با مواد مخدر، روز شنبه ۱۰ آبان در زندان قزلحصار، واحد چهار بند ۲۰ سالن ۱، بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داد.
این زندانی از مدتی پیش از مشکلات قلبی رنج میبرد. وی در کارخانجات داخل زندان قزلحصار مشغول به کار بود، اما با وجود آنکه پزشک زندان او را برای ویزیت احضار کرده بود، به دلیل محدودیتهای اعمالشده از سوی مسئول کارخانجات، نتوانست به بهداری مراجعه کند.
بر اساس گزارشها، مسئول کارخانجات به زندانیان هشدار داده بود که در صورت غیبت از محل کار حتی برای مراجعه به پزشک، مجوز کار آنها لغو شده و به واحدهای فاقد کارخانجات منتقل خواهند شد. این موضوع موجب میشد زندانیان برای تأمین هزینههای خود و خانوادههایشان از مراجعه به پزشک خودداری کنند.
بهمن کرملو در روزهای گذشته چندین بار در نوبت عصر به بهداری مراجعه کرده و پس از انجام نوار قلب توسط پرستار، جهت ویزیت در ساعات اداری به پزشک ارجاع داده شده بود. اما محدودیتهای اعمالشده از سوی مسئول کارخانجات، مانع از مراجعه او در زمان تعیینشده شد و سرانجام بر اثر ایست قلبی جان باخت.
منابع مطلع تأکید میکنند که مسئولیت مرگ این زندانی متوجه مدیر زندان قزلحصار، معاون سلامت، مدیر داخلی و مدیر بند ۲۰ است که نسبت به وضعیت جسمی زندانیان، بهویژه زندانیان با اتهامات مواد مخدر، بیتفاوتی و تبعیض آشکار نشان میدهند.
در بسیاری از زندانهای کشور از جمله قزلحصار، زندانیان به اجبار یا تحت فشار اقتصادی به کار(بیگاری) در کارگاهها و کارخانههای وابسته به نهادهای امنیتی و نظامی، بهویژه سپاه پاسداران، گمارده میشوند. این زندانیان در ازای دستمزدی ناچیز و گاه کمتر از هزینه یک وعده غذا، به کارهای سنگین، صنعتی و طاقتفرسا وادار میشوند.
زندانیانی که برای تأمین حداقل نیاز خود به «سالن کارگری» منتقل میشوند. این ساختار استثماری بهگونهای طراحی شده که زندانی میان دو انتخاب ناگزیر قرار گیرد: کار طاقتفرسا با دستمزدی اندک، یا محرومیت از ابتداییترین امکانات برای زندهماندن!
کرملو که بیش از ۱۴ سال را در زندان سپری کرده بود، به گفته همبندیهایش، تا آخرین روزهای عمرش برای تأمین نیازهای ابتدایی خود کار میکرد.
این حادثه در حالی رخ میدهد که قزلحصار در سالهای اخیر شاهد مرگهای مکرر زندانیان بر اثر بیتوجهی پزشکی و شرایط غیرانسانی بوده است. فعالان حقوق بشر خواستار پاسخگویی قوه قضاییه و سازمان زندانها در قبال این مرگهای قابل پیشگیری شدهاند.
#بهمن_کرملو #از_قزلحصار_بگو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤6🕊2