This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام سیدعلی سیدی، ضمن انتشار این ویدیو در دومین سالگرد جانباختن فرزندش نوشت:
«پسر شجاعم تو در وطن پرستیات غرق شدی، آنقدر غرق شدی که از جانت هم برای آزادی گذشتی و از تو قطرات خونی باقی ماند برای قلب شکسته مادرت در خیابانی که بدون خداحافظی، مادر چشم انتظارت را ترک کردی...تو از شجاعتت حماسه خلق کردی و منم جانفدای حماسه راهت هستم پسر نازنیم
دومین سالگرد ناباورانه پسر ایران علی»
#علی_سیدی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«پسر شجاعم تو در وطن پرستیات غرق شدی، آنقدر غرق شدی که از جانت هم برای آزادی گذشتی و از تو قطرات خونی باقی ماند برای قلب شکسته مادرت در خیابانی که بدون خداحافظی، مادر چشم انتظارت را ترک کردی...تو از شجاعتت حماسه خلق کردی و منم جانفدای حماسه راهت هستم پسر نازنیم
دومین سالگرد ناباورانه پسر ایران علی»
#علی_سیدی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔44🕊9❤5👍3
یدالله شریفیراد از قهرمانی جنگ تا پای چوبهدار
خلبان زبده جنگنده اف-۵ نیروی هوایی ایران در جنگ با عراق بود و پس از ان دیپلمات در پاکستان. در جنگ با عراق رشادتهای بسیار آفریده بود. به جرم جاسوسی برای آمریکا زندانی شد و در زندان به کشل وحشیانهای شکنجه شد و به اعدام محکوم شد.
بارها پای جوخه دار رفت اما در نهایت از زندان آزاد شد. پس از آزادی از زندان نیز از فشار ماموران جمهوری اسلامی در امان نماند. مجبور شد خانوادهاش را از ایران خارج کند. مدت سه سال در ایران زیر انواع و اقسام فشارها زندگی کرد تا در نهایت توانست از ایران بگریزد و به کانادا پناهنده شود.
یدالله شریفیراد یکی از بهترین خلبانهای جنگندهی اف-۵ در جهان است.
یدالله شریفی راد چهارم فروردینماه ۱۳۲۵ در طالقان دیده به جهان گشود.
او پیش از انقلاب اسلامی به آمریکا رفت تا خلبان جت جنگنده بشود. شریفیراد دورههای مختلف خلبانی را در آمریکا سپری کرد.
پس از انقلاب با اینکه شریفیراد میتوانست به راحتی از کشور خارج شود و به عنوان یکی از بهترینهای خلبانی ایران در جهان به کار مشغول شود اما در ارتش ایران به خدمت پرداخت. در جنگ ایران و عراق ماموریتهای بسیاری را انجام داد. گفته میشود که او بیش از ۴۰ ماموریت هوایی در خاک عراق به انجام رسانده است.
شریفیراد در یکی از ماموریتهای خود پس از اینکه به یک نیروگاه در خاک عراق حمله کرد با حمله سه جت عراقی روبهرو شد که تونست یکی از آنها را سرنگون کند اما در نهایت مورد اصابت یکی از آنها قرار گرفت و سرنگون شد. او خروج اضطراری کرد و از هواپیما بیرون پرید. مبارزان کُرد از او نگهداری کردند و پس از بازیابی سلامت خود به ایران بازگشت. فیلم سینمایی «عقابها» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان در سال ۱۳۶۳ از زندگی یدالله شریفیراد ساخته شد و این فیلم یکی از فیلمهای پرفروش در زمان خود شد و مبلغی خدود ۷۴۰ میلیونتومان فروش داشت.
شریفیراد از سال ۱۳۶۳ تا سال ۱۳۶۶ به عنوان دیپلمات در پاکستان مشغول به کار بود که در سال ۱۳۶۶ از سوی حکومت ایران به اتهام جاسوسی برای آمریکا دستگیر شد و به زندان افتاد.
یدالله شریفیراد زندگی پر فراز و نشیبش را در کتابی با «پرواز یک میهنپرست» که به زبان انگلیسی نوشته شده است شرح داده است.
او در معرفی این کتاب میگوید که این کتاب با یک مقدمه کوتاه شروع میشود و آن مربوط به زمانی است که شریفیراد به همراه دو زندانی دیگر برای مراسم اعدام برده میشوند.
شریفیراد میگوید که در آنجا در دلش آرزو میکند که ای کاش شانسی پیدا میکردم و میتوانستم مراسمی را که جمهوری اسلامی برای اعدام اجرا میکند و فشاری که بر زندانیان میآورند و شکنجههایی که اعمال میکنند به یک نحوی به گوش هموطنانم و حتا به گوش دنیا برسانم.
او میگوید خوشبختانه من زنده ماندم و این کار را عملی کردم که نتیجهاش این کتاب شده است که ۲۹ بخش دارد. داستان از زندان و شکنجهها آغاز میشود و در فواصل مختلف به گذشته بازمیگردم و آن را شرح میدهم.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/yadollah_sharifirad/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#خلبان
@Tavaana_TavaanaTech
خلبان زبده جنگنده اف-۵ نیروی هوایی ایران در جنگ با عراق بود و پس از ان دیپلمات در پاکستان. در جنگ با عراق رشادتهای بسیار آفریده بود. به جرم جاسوسی برای آمریکا زندانی شد و در زندان به کشل وحشیانهای شکنجه شد و به اعدام محکوم شد.
بارها پای جوخه دار رفت اما در نهایت از زندان آزاد شد. پس از آزادی از زندان نیز از فشار ماموران جمهوری اسلامی در امان نماند. مجبور شد خانوادهاش را از ایران خارج کند. مدت سه سال در ایران زیر انواع و اقسام فشارها زندگی کرد تا در نهایت توانست از ایران بگریزد و به کانادا پناهنده شود.
یدالله شریفیراد یکی از بهترین خلبانهای جنگندهی اف-۵ در جهان است.
یدالله شریفی راد چهارم فروردینماه ۱۳۲۵ در طالقان دیده به جهان گشود.
او پیش از انقلاب اسلامی به آمریکا رفت تا خلبان جت جنگنده بشود. شریفیراد دورههای مختلف خلبانی را در آمریکا سپری کرد.
پس از انقلاب با اینکه شریفیراد میتوانست به راحتی از کشور خارج شود و به عنوان یکی از بهترینهای خلبانی ایران در جهان به کار مشغول شود اما در ارتش ایران به خدمت پرداخت. در جنگ ایران و عراق ماموریتهای بسیاری را انجام داد. گفته میشود که او بیش از ۴۰ ماموریت هوایی در خاک عراق به انجام رسانده است.
شریفیراد در یکی از ماموریتهای خود پس از اینکه به یک نیروگاه در خاک عراق حمله کرد با حمله سه جت عراقی روبهرو شد که تونست یکی از آنها را سرنگون کند اما در نهایت مورد اصابت یکی از آنها قرار گرفت و سرنگون شد. او خروج اضطراری کرد و از هواپیما بیرون پرید. مبارزان کُرد از او نگهداری کردند و پس از بازیابی سلامت خود به ایران بازگشت. فیلم سینمایی «عقابها» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان در سال ۱۳۶۳ از زندگی یدالله شریفیراد ساخته شد و این فیلم یکی از فیلمهای پرفروش در زمان خود شد و مبلغی خدود ۷۴۰ میلیونتومان فروش داشت.
شریفیراد از سال ۱۳۶۳ تا سال ۱۳۶۶ به عنوان دیپلمات در پاکستان مشغول به کار بود که در سال ۱۳۶۶ از سوی حکومت ایران به اتهام جاسوسی برای آمریکا دستگیر شد و به زندان افتاد.
یدالله شریفیراد زندگی پر فراز و نشیبش را در کتابی با «پرواز یک میهنپرست» که به زبان انگلیسی نوشته شده است شرح داده است.
او در معرفی این کتاب میگوید که این کتاب با یک مقدمه کوتاه شروع میشود و آن مربوط به زمانی است که شریفیراد به همراه دو زندانی دیگر برای مراسم اعدام برده میشوند.
شریفیراد میگوید که در آنجا در دلش آرزو میکند که ای کاش شانسی پیدا میکردم و میتوانستم مراسمی را که جمهوری اسلامی برای اعدام اجرا میکند و فشاری که بر زندانیان میآورند و شکنجههایی که اعمال میکنند به یک نحوی به گوش هموطنانم و حتا به گوش دنیا برسانم.
او میگوید خوشبختانه من زنده ماندم و این کار را عملی کردم که نتیجهاش این کتاب شده است که ۲۹ بخش دارد. داستان از زندان و شکنجهها آغاز میشود و در فواصل مختلف به گذشته بازمیگردم و آن را شرح میدهم.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/yadollah_sharifirad/
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#خلبان
@Tavaana_TavaanaTech
👍41❤10👌2😍1
بیش از صد فعال مدنی، خواهان پایان اعتصاب غذای وریشه مرادی در زندان اوین شدند.
جمعه چهارم آبان، همزمان با شانزدهمین روز اعتصاب غذای وریشه مرادی، صد فعال مدنی به حکم ظالمانه اعدام علیه او ابراز انزجار کردند.
این فعالان از وریشه مرادی خواستهاند با خاتمه اعتصاب غذا، فرصت مبارزه جمعی و با تمام قوا در راه آزادی و عدالت برای همه مبارزان را فراهم کند.
روز گذشته خبرهایی از وخامت اوضاع سلامتی وریشه مرادی در زندان منتشر شد.
بر اساس اخبار منتشرشده، وریشه مرادی در ۱۵ روز اعتصاب غذا با کاهش وزن شدید مواجه شده و به دلیل افت فشار، میگرن، درد مفاصل و کمر، سلامت جسمانی او در شرایط وخیمی قرار گرفته است.
یادآور میشویم وریشه مرادی در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام در ایران و بلاتکلیفی پرونده خود از روز پنجشنبه ۱۹ مهر (١٠ اکتبر)، همزمان با روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، در زندان اوین تهران دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است.
صدای زندانیان باشیم
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
#وریشه_مرادی
@Tavaana_TavaanaTech
جمعه چهارم آبان، همزمان با شانزدهمین روز اعتصاب غذای وریشه مرادی، صد فعال مدنی به حکم ظالمانه اعدام علیه او ابراز انزجار کردند.
این فعالان از وریشه مرادی خواستهاند با خاتمه اعتصاب غذا، فرصت مبارزه جمعی و با تمام قوا در راه آزادی و عدالت برای همه مبارزان را فراهم کند.
روز گذشته خبرهایی از وخامت اوضاع سلامتی وریشه مرادی در زندان منتشر شد.
بر اساس اخبار منتشرشده، وریشه مرادی در ۱۵ روز اعتصاب غذا با کاهش وزن شدید مواجه شده و به دلیل افت فشار، میگرن، درد مفاصل و کمر، سلامت جسمانی او در شرایط وخیمی قرار گرفته است.
یادآور میشویم وریشه مرادی در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام در ایران و بلاتکلیفی پرونده خود از روز پنجشنبه ۱۹ مهر (١٠ اکتبر)، همزمان با روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، در زندان اوین تهران دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است.
صدای زندانیان باشیم
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
#وریشه_مرادی
@Tavaana_TavaanaTech
👍26❤5
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوی منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که مجریان صداوسیما در حالی حمله هوایی اسرائیل به مراکز نظامی جمهوری اسلامی را برای کماهمیت جلوه دادن مسخره میکنند که بنا به اعلام رسمی، دستکم دو افسر ارتش در این حملات کشته شدهاند.
مریم مقدم، روزنامهنگار، با بازنشر این ویدئو نوشته است:
«کلی تاسیسات نظامی که جمهوری اسلامی میلیاردها دلار از گلوی مردم بریده و خرجشون کرده، رفته رو هوا. دستکم دو نفر از نیروهای ارتش هم کشته شدند. بعد صدا و سیما برای اینکه بگه "اصلا هم درد نداشت" دلقکبازی درمیاره.»
#اسرائیل #فضای_مجازی #صداوسیما
@tavaanatech
مریم مقدم، روزنامهنگار، با بازنشر این ویدئو نوشته است:
«کلی تاسیسات نظامی که جمهوری اسلامی میلیاردها دلار از گلوی مردم بریده و خرجشون کرده، رفته رو هوا. دستکم دو نفر از نیروهای ارتش هم کشته شدند. بعد صدا و سیما برای اینکه بگه "اصلا هم درد نداشت" دلقکبازی درمیاره.»
#اسرائیل #فضای_مجازی #صداوسیما
@tavaanatech
👍48
برفپاککنها را روشن کنید، از آسمان آبان خون میبارد
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/fa/Cartoon_Khamenei_and_Aban98
#آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #آبان_زنده_است #دادخواهی #کارتون #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/fa/Cartoon_Khamenei_and_Aban98
#آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #آبان_زنده_است #دادخواهی #کارتون #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔51👍4🕊3
به این بریده روزنامه مربوط به قبل از انقلاب ۵۷ نگاه کنید
تغذیه رایگان در مدارس و گلایه از این موضوع که کارشناسان تغذیه در این طرح مدارس را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار ندادهاند.
آیا در زمان فعلی دغدغهای در حکومت و در ارتباط با مدرسه و دانشآموز هست؟ تجربه شما که دانشآموز دارید چیست؟
#مدارس #آموزش_و_پرورش #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تغذیه رایگان در مدارس و گلایه از این موضوع که کارشناسان تغذیه در این طرح مدارس را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار ندادهاند.
آیا در زمان فعلی دغدغهای در حکومت و در ارتباط با مدرسه و دانشآموز هست؟ تجربه شما که دانشآموز دارید چیست؟
#مدارس #آموزش_و_پرورش #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔43👍6🕊1
این هموطن، در شبکه اجتماعی ایکس در خصوص مشاهداتش از واکنشهای هموطنان به حمله شب گذشته اسرائیل به جمهوری اسلامی نوشته است.
حکومتی که پایگاه مردمی نداشته و پایههای مشروعیت و مقبولیتش لرزان باشد، به راحتی مورد حمله خارجی قرار. میگیرد.
مردم ایران فرصتهای زیادی به جمهوری اسلامی دادهاند، اما هر بار با وجود وعده و وعیدها تغییری اصولی و ماهیتی در رفتار حکومت مشاهده نکردهاند و رژیم روز به روز از مردم فاصله گرفته است.
حتی این حکومت مرزهای جغرافیایی دیگری را برای خود متصور است و برای مناطق دیگری از دنیا مایه میگذارد.
از فواید دموکراسی این است که مشارکت واقعی شهروندان در تعیین سرنوشت خود، و گردش آزاد نخبگان و برخورداری از آزادیها و حقوق مدنی، باعث میشود که مردم نسبت به حکومت احساس تعلق و مالکیت داشته باشند و در موقعی که مورد حمله قرار میگیرد، مدافع آن باشند.
اما امروز اغلب میشنویم که گفته میشود این جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل لست، جنگ ملت ایران نیست.
بین ملت ایران و جمهوری اسلامی دریایی از خون فاصله انداخته است.
سالهاست که بسیاری به این باور رسیدهاند که برای داشتن حکومتی مردمی، گام نخست سرنگونی رژیم استبداد دینی است.
اما در عین حال، آموزشهای مدنی، تمرین دموکراسی و افزایش آگاهی هم لازمه رسیدن به مقصود است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حکومتی که پایگاه مردمی نداشته و پایههای مشروعیت و مقبولیتش لرزان باشد، به راحتی مورد حمله خارجی قرار. میگیرد.
مردم ایران فرصتهای زیادی به جمهوری اسلامی دادهاند، اما هر بار با وجود وعده و وعیدها تغییری اصولی و ماهیتی در رفتار حکومت مشاهده نکردهاند و رژیم روز به روز از مردم فاصله گرفته است.
حتی این حکومت مرزهای جغرافیایی دیگری را برای خود متصور است و برای مناطق دیگری از دنیا مایه میگذارد.
از فواید دموکراسی این است که مشارکت واقعی شهروندان در تعیین سرنوشت خود، و گردش آزاد نخبگان و برخورداری از آزادیها و حقوق مدنی، باعث میشود که مردم نسبت به حکومت احساس تعلق و مالکیت داشته باشند و در موقعی که مورد حمله قرار میگیرد، مدافع آن باشند.
اما امروز اغلب میشنویم که گفته میشود این جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل لست، جنگ ملت ایران نیست.
بین ملت ایران و جمهوری اسلامی دریایی از خون فاصله انداخته است.
سالهاست که بسیاری به این باور رسیدهاند که برای داشتن حکومتی مردمی، گام نخست سرنگونی رژیم استبداد دینی است.
اما در عین حال، آموزشهای مدنی، تمرین دموکراسی و افزایش آگاهی هم لازمه رسیدن به مقصود است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍46
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاطمه اعظمی، خواهر جاویدنام سپهر اعظمی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«در قلبم چیزی قشنگتر از یادش پیدا نمی کنم
او عزیزترین زخم من است
زیباترین اندوهم
فراموشش نمی کنم...
او دوست داشتنی ترین دلیل ویرانی من است
او اگر چه نیست اما خیالش با من است.. 💔»
سپهر اعظمی جوانی ۲۳ ساله بود، که در مراسم چهلم حدیث نجفی از ناحیۀ سر هدف گلولۀ نیروهای حکومتی قرار گرفت و پس از ۳۳ روز کما پانزدهم آذر ماه جان خود را از دست داد.
جوانانی همچون سپهر، با دست خالی در خیابانها بودند، جمهوری اسلامی زور و اقتدارش فقط در برابر مردم بیدفاع ایران است!
#سپهر_اعظمی #دادخواهی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«در قلبم چیزی قشنگتر از یادش پیدا نمی کنم
او عزیزترین زخم من است
زیباترین اندوهم
فراموشش نمی کنم...
او دوست داشتنی ترین دلیل ویرانی من است
او اگر چه نیست اما خیالش با من است.. 💔»
سپهر اعظمی جوانی ۲۳ ساله بود، که در مراسم چهلم حدیث نجفی از ناحیۀ سر هدف گلولۀ نیروهای حکومتی قرار گرفت و پس از ۳۳ روز کما پانزدهم آذر ماه جان خود را از دست داد.
جوانانی همچون سپهر، با دست خالی در خیابانها بودند، جمهوری اسلامی زور و اقتدارش فقط در برابر مردم بیدفاع ایران است!
#سپهر_اعظمی #دادخواهی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔34👍10🕊7
کوروش جلیل، فعال مدنی اهل یاسوج، تصاویری از حکمی که علیه او صادر شد در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد و نوشت:
«به نام ایران
کوروش جلیل هستم فرزند ایران
درست چند روز بعد از مرگ رئیسی، توسط نیروهای وزارت اطلاعات در یاسوج به روش خشونتباری و با توهین، تهمت، کتککاری و تهدید به قتل بازداشت و روانه سلولهای انفرادی این نهاد شدم و بعد از حدود ۳۳ روز آزاد شدم.
با گذشت چند ماه امروز که به سامانه ثنای خود وارد شدم [به دلیل مصادره تلفن همراهم توسط این نهاد دسترسی به سامانه نداشتم] با خیل عظیم احضاریهها و احکام قضایی روبرو شدم که توسط نهادهای امنیتی و سیستم قضایی برای بنده پروندهسازی کرده بودند یعنی حدودا هر ۳۰ روز یک پروندهسازی، در یکی از همین پروندهسازیها به سه سال حبس تعزیری محکوم شدهام برای اتهاماتی که قبلا برای آنها هم بازداشت، هم زندانی و هم جریمه شدهام.
نکات جالب در این احضاریه ها و احکام اینکه که در یکی از احضاریهها خود دادیار اظهار داشته که قبلاً برای این اتهام ایشان در فلان شعبه محکوم شده و نیازی نیست که دوباره حکم داده شود و نکته جالب دیگری هم که در این احضاریهها قید شده: «کوروش جلیل فرزند اردشیر فعلا متواری!! در صورتی که بنده در همان تاریخ در سلول انفرادی وزارت اطلاعات در بازداشت بودم»،
این همه پروندهسازی و احکام توسط نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی برای بنده فقط برای پرسشگری و نقدی است که به سیستم ناکارآمد و فاسد جمهوری اسلامی داشتهام.
تمامی پروندهها و احکام قضایی رو در همین پست بارگذاری میکنم.
برای این خاک گرامی…
کوروش جلیل فرزند ایران و خاک پای مردم ایران…»
#ایران #ملی_گرایی #کوروش_بزرگ #کوروش_جلیل #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«به نام ایران
کوروش جلیل هستم فرزند ایران
درست چند روز بعد از مرگ رئیسی، توسط نیروهای وزارت اطلاعات در یاسوج به روش خشونتباری و با توهین، تهمت، کتککاری و تهدید به قتل بازداشت و روانه سلولهای انفرادی این نهاد شدم و بعد از حدود ۳۳ روز آزاد شدم.
با گذشت چند ماه امروز که به سامانه ثنای خود وارد شدم [به دلیل مصادره تلفن همراهم توسط این نهاد دسترسی به سامانه نداشتم] با خیل عظیم احضاریهها و احکام قضایی روبرو شدم که توسط نهادهای امنیتی و سیستم قضایی برای بنده پروندهسازی کرده بودند یعنی حدودا هر ۳۰ روز یک پروندهسازی، در یکی از همین پروندهسازیها به سه سال حبس تعزیری محکوم شدهام برای اتهاماتی که قبلا برای آنها هم بازداشت، هم زندانی و هم جریمه شدهام.
نکات جالب در این احضاریه ها و احکام اینکه که در یکی از احضاریهها خود دادیار اظهار داشته که قبلاً برای این اتهام ایشان در فلان شعبه محکوم شده و نیازی نیست که دوباره حکم داده شود و نکته جالب دیگری هم که در این احضاریهها قید شده: «کوروش جلیل فرزند اردشیر فعلا متواری!! در صورتی که بنده در همان تاریخ در سلول انفرادی وزارت اطلاعات در بازداشت بودم»،
این همه پروندهسازی و احکام توسط نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی برای بنده فقط برای پرسشگری و نقدی است که به سیستم ناکارآمد و فاسد جمهوری اسلامی داشتهام.
تمامی پروندهها و احکام قضایی رو در همین پست بارگذاری میکنم.
برای این خاک گرامی…
کوروش جلیل فرزند ایران و خاک پای مردم ایران…»
#ایران #ملی_گرایی #کوروش_بزرگ #کوروش_جلیل #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤31🕊6👍2
حمایت دایه شریفه از وریشه مرادی، زندانی سیاسی متهم به «بغی» و درخواست او برای خاتمه دادن به اعتصاب غذا
دایه شریفه :
«نه به اعدام اعتراضی به جا و همگانیست
ما در برابر این قتل عمد حکومتی میایستیم.
از دختر مبارزم وریشه مرادی میخواهم به اعتصاب خود پایان دهد، امروز جنبش زنان ازادیخواه به زنان توانمندی مثل شما نیاز دارد، این راه را باید با هم پیمود.
من با تمام وجودم پشتیبان و همراهتان خواهم بود، روز پنج شنبه همراه فعالین مدنی کردستان همراه دخترم و ریشه اعتصاب خواهم کرد.
نه به اعدام»
- جان وریشه مرادی در ۱۶همین روز اعتصاب غذا در خطر است!
وریشه همزمان با روز جهانی مبارزه علیه اعدام،در اعتراض به احکام اعدام در ایران و ادامهٔ وضعیت بلاتکلیف خود، دست به اعتصاب غذای نامحدود زد.
دایه شریفه مادر زندهیاد رامین حسین پناهی است که چند سال پیش اعدام شده و مخفیانه دفن شده و هنوز محل دفن او را به مادرش نگفتهاند.
#وریشه_مرادی #نه_به_اعدام #دایه_شریفه #رامین_حسین_پناهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دایه شریفه :
«نه به اعدام اعتراضی به جا و همگانیست
ما در برابر این قتل عمد حکومتی میایستیم.
از دختر مبارزم وریشه مرادی میخواهم به اعتصاب خود پایان دهد، امروز جنبش زنان ازادیخواه به زنان توانمندی مثل شما نیاز دارد، این راه را باید با هم پیمود.
من با تمام وجودم پشتیبان و همراهتان خواهم بود، روز پنج شنبه همراه فعالین مدنی کردستان همراه دخترم و ریشه اعتصاب خواهم کرد.
نه به اعدام»
- جان وریشه مرادی در ۱۶همین روز اعتصاب غذا در خطر است!
وریشه همزمان با روز جهانی مبارزه علیه اعدام،در اعتراض به احکام اعدام در ایران و ادامهٔ وضعیت بلاتکلیف خود، دست به اعتصاب غذای نامحدود زد.
دایه شریفه مادر زندهیاد رامین حسین پناهی است که چند سال پیش اعدام شده و مخفیانه دفن شده و هنوز محل دفن او را به مادرش نگفتهاند.
#وریشه_مرادی #نه_به_اعدام #دایه_شریفه #رامین_حسین_پناهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤40👍5🕊3
به گزارش هنگاو، به نقل از یکی از نزدیکان خانواده آرمیتا گراوند، نهادهای امنیتی در روزهای اخیر خانواده آرمیتا را تحت فشار قرار داده و آنها را از انتشار هرگونه مطلب در شبکههای اجتماعی مرتبط با آرمیتا منع کردهاند. حتی انتشار استوری از تاج گلی که برای مزار او تهیه شده است نیز برای خانواده ممکن نبوده و نهادهای امنیتی از این اقدام جلوگیری کردهاند.
یکی از نزدیکان خانواده در گفتوگو با ههنگاو اظهار داشت: «از چند روز پیش، خانه خانواده آرمیتا در تهران تحت نظارت شدید نیروهای امنیتی قرار گرفته و هرگونه رفت و آمد به منزل آنها به دقت کنترل میشود. این نهادها به خانواده هشدار دادهاند که مراسم سالگرد آرمیتا نباید در منزل یا بر سر مزار او برگزار شود.»
این منبع افزود: «از صبح شنبه، ۵ آبان، نیروهای امنیتی در اطراف مزار آرمیتا مستقر شدهاند تا مانع از هرگونه تجمع در سالگرد قتل او شوند.»
آرمیتا گراوند، متولد ۱۳ فروردین ۱۳۸۵ در کرمانشاه (کرماشان)، در ۹ مهر ۱۴۰۲ در پی برخورد ماموران حکومتی به دلیل نقض قانون حجاب اجباری در متروی تهران بیهوش شد. او در بیمارستان فجر، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارتش، بستری و به کما رفت. پس از ۲۸ روز، در ۶ آبان ۱۴۰۲ درگذشت او رسما اعلام شد، در حالی که او پیش از آن جان باخته بود.
#یاری_مدنی_توانا #آرمیتاگراوند #آرمیتا_گراوند
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش هنگاو، به نقل از یکی از نزدیکان خانواده آرمیتا گراوند، نهادهای امنیتی در روزهای اخیر خانواده آرمیتا را تحت فشار قرار داده و آنها را از انتشار هرگونه مطلب در شبکههای اجتماعی مرتبط با آرمیتا منع کردهاند. حتی انتشار استوری از تاج گلی که برای مزار او تهیه شده است نیز برای خانواده ممکن نبوده و نهادهای امنیتی از این اقدام جلوگیری کردهاند.
یکی از نزدیکان خانواده در گفتوگو با ههنگاو اظهار داشت: «از چند روز پیش، خانه خانواده آرمیتا در تهران تحت نظارت شدید نیروهای امنیتی قرار گرفته و هرگونه رفت و آمد به منزل آنها به دقت کنترل میشود. این نهادها به خانواده هشدار دادهاند که مراسم سالگرد آرمیتا نباید در منزل یا بر سر مزار او برگزار شود.»
این منبع افزود: «از صبح شنبه، ۵ آبان، نیروهای امنیتی در اطراف مزار آرمیتا مستقر شدهاند تا مانع از هرگونه تجمع در سالگرد قتل او شوند.»
آرمیتا گراوند، متولد ۱۳ فروردین ۱۳۸۵ در کرمانشاه (کرماشان)، در ۹ مهر ۱۴۰۲ در پی برخورد ماموران حکومتی به دلیل نقض قانون حجاب اجباری در متروی تهران بیهوش شد. او در بیمارستان فجر، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارتش، بستری و به کما رفت. پس از ۲۸ روز، در ۶ آبان ۱۴۰۲ درگذشت او رسما اعلام شد، در حالی که او پیش از آن جان باخته بود.
#یاری_مدنی_توانا #آرمیتاگراوند #آرمیتا_گراوند
@Tavaana_TavaanaTech
💔31👍14🕊4
من #علی_فاضلی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۵ آبان ماه ۱۴۰۱. بیست و نه سالم بود، متولد ۱ خرداد ماه ۱۳۷۲. فرزند حسن و پری، یه خواهرداشتم و یه برادر بنام خسرو و اهل و ساکن آمل در استان مازندران بودم. پدرم مذهبی و از هیأتیهای قدیمی آمل بود. لیسانس حسابداری داشتم و مشغول بکار. اهل ورزش و دوستدار فوتبال و تیم مورد علاقم هم پرسپولیس بود. اصولا آدم خوش خنده و شادی بودم و اهل بزن و برقص، هر کسی احتیاج به کمک داشت تا حد امکانم از جون و دل براش انجام میدادم.
با شروع اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن مهسا ژینا امینی، وقتی مردم آمل هم به اعتراضات پیوستن منم از همون اول در کنارشون بودم و تو خیابونا فریاد آزادیخواهی سر میدادم. من یکی از لیدرهای تجمعات تو آمل بودم. میرفتم دانشگاه آمل بچه ها رو جمع میکردم حرف میزدم و میگفتم که چجوری تجمع کنیم و آتش انقلاب رو روشن نگاه داریم. روز ۵ آبان ماه ۱۴۰۱ روز بعد از چهلم مهسا بود، اون روز با دوستام قرار گذاشتیم که تا هوا تاریک شد جمع بشیم و هسته مرکزی اعتراضات رو تشکیل بدیم. قرار بود تو خیابون هراز که خیابون اصلی شهر بود و کوچه هاش آفتاب بودن جمع بشیم، من زودتر از بقیه رسیدم اونجا، تا ساعت هفت و نیم یه تعدادی جمع شدیم، میخواستیم حرکت کنیم به طرف فلکه آمل که یه دفعه یه عالمه گارد ویژه و موتورسوار و مامور ریختن و محاصرمون کردن. از دوطرف آفتاب بیست شش رو که تجمع کرده بودیم بستن، با گلوله ساچمه ای، باتوم و گلوله جنگی به مردم حمله ور شدن. اونا رو میزدن و کسانی که گیر میاوردن رو کشون کشون میبردن تو ماشین. ناگهان یکی از مزدورا توی شلوغی تو آفتاب ۳ با کلاشینکف از پشت بهم شلیک کرد، غرق در خون افتادم زمین. دوستام به خانوادم اطلاع دادن و سریع منو رسوندن بیمارستان شمال ولی اونا قبول نکردن که درمانم کنن چون تیر خورده بودم و از معترضین بودم! بعد منو بردن بیمارستان هفده شهریور ولی دیر شده بود…
برادرم خودشو رسوند بیمارستان کنار پیکر بیجون من فریاد میکشید «خدایا یعنی تمام؟؟ کی جوابگو هست؟
ل ع ن ت به خامنه ای! علی بهم گفته بود نیم ساعت میرم یه دور میزنم بعد میام خونه با هم مشروب بخوریم»…کادر درمان تمام سعیشونوکردن ولی من خون زیادی از دست داده بودم، بدنم تاب نیاورد و چشم از دنیا فرو بستم…
اونشب مزدورای رژیم من و #مهدی_چاکسری رو با گلوله جنگی کشتن…
بعد از کشته شدنم خانوادم متوجه شدن که نیروهای امنیتی میخوان جنازه منو بردارن ببرن و گروگان بگیرن به همین خاطر سریع جسدمو با خودشون بردن خونه! دو روز جنازه منو توی خونه نگه داشتن و دنبال گرفتن اجازه دفن بودن ولی مزدورا بهشون مجوز نمیدادن و اصرار داشتن جنازمو تحویل بگیرن. خواهر و برادرم ساعتها توی جلسه شورای تامین استان بودن ولی عاقبت مزدورا مادر و خواهرمو گروگان گرفتن تو فرمانداری تا پدرمو مجبور کنن هم جسد منو تحویل بده هم مصاحبه تلویزیونی و اعتراف اجباری بکنه. پدرمو مجبور کردن که بگه من در راه بازگشت از باشگاه توسط تروریستا کشته شدم! خانوادمو بشدت تهدید کردن و تو فشار گذاشتن که منو بسیجی معرفی کنن که توی عملیات تروریستی شهید شدم!! مرتب مزدورا رو میفرستادن خونمون که خانوادمو ساکت کنن. معاون سیاسی امنیتی استاندار مازندران گفت: «تو این حادثه نقش سرویسهای امنیتی به طور خاص سیا و موساد مشهوده»!!!
عاقبت با اعتراف اجباری پدرم روز جمعه ۸ آبان ۱۴۰۱ پیکر بیجون من در قطعه شهدای آمل امامزاده ابراهیم به عنوان «شهید بسیجی عملیات تروریستی» با حضور سنگین مزدورا و قاتلام و دوربین رسانه های حکومتی به خاک سپرده شد….
مراسم هفتم در تاریخ ۱۳ آبان ماه بر سر مزارم برگزار شد، توی اون مراسم مادر داغدارم روی سنگ قبرم قند میسايید و میگفت علی برات عروس ندارم ولی برات قند میسابم…برادرم هم با شیون میگفت: «على شرمندومه على علی مه ره ببخش علی »…
بعد از خاکسپاری خانوادم ساکت نموندن و تمام استوریهای ضد حکومتی منو منتشر کردن و سناریوهای ساختگی و جعل م ر گ منو نقش بر آب کردن. مامورای امنیتی از روزی که دیدن خانوادم زیر بار دروغاشون نمیرن شروع کردن به آزار و اذیتشون.
مراسم چهلم در تاریخ سه شنبه ۱۵ آذرماه برپا شد، مادرم حین عزاداری میگفت: «بچه ها جمع بشین و هلهله کنین، پسرم میاد به خدا میاد، نگین علی نمیاد.»
روز ۱ خرداد ماه ۱۴۰۲ خانوادم تولد ۳۰ سالگیمو بر سر مزارم با دل خون جشن گرفتن. مزدورا راههای منتهی به آرامستان رو بسته بودن و از ورود مردم که از سراسر مازندران (ساری، بابل، محمودآباد و قائمشهر) به محل اومده بودن جلوگیری کردن.
برای سالگرد کشته شدنم مزدورا به خانوادم گفتن فقط ۴۵ دقیقه اجازه برگزاری مراسم دارین. حتی نمیذاشتن دوستام بیان سر مزارم.
ادامه متن
https://tinyurl.com/bdfmn6v3
جمعآوری اطلاعات و تنظیم متن از خانم لعبت
loabatk
#علیه_فراموشی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با شروع اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن مهسا ژینا امینی، وقتی مردم آمل هم به اعتراضات پیوستن منم از همون اول در کنارشون بودم و تو خیابونا فریاد آزادیخواهی سر میدادم. من یکی از لیدرهای تجمعات تو آمل بودم. میرفتم دانشگاه آمل بچه ها رو جمع میکردم حرف میزدم و میگفتم که چجوری تجمع کنیم و آتش انقلاب رو روشن نگاه داریم. روز ۵ آبان ماه ۱۴۰۱ روز بعد از چهلم مهسا بود، اون روز با دوستام قرار گذاشتیم که تا هوا تاریک شد جمع بشیم و هسته مرکزی اعتراضات رو تشکیل بدیم. قرار بود تو خیابون هراز که خیابون اصلی شهر بود و کوچه هاش آفتاب بودن جمع بشیم، من زودتر از بقیه رسیدم اونجا، تا ساعت هفت و نیم یه تعدادی جمع شدیم، میخواستیم حرکت کنیم به طرف فلکه آمل که یه دفعه یه عالمه گارد ویژه و موتورسوار و مامور ریختن و محاصرمون کردن. از دوطرف آفتاب بیست شش رو که تجمع کرده بودیم بستن، با گلوله ساچمه ای، باتوم و گلوله جنگی به مردم حمله ور شدن. اونا رو میزدن و کسانی که گیر میاوردن رو کشون کشون میبردن تو ماشین. ناگهان یکی از مزدورا توی شلوغی تو آفتاب ۳ با کلاشینکف از پشت بهم شلیک کرد، غرق در خون افتادم زمین. دوستام به خانوادم اطلاع دادن و سریع منو رسوندن بیمارستان شمال ولی اونا قبول نکردن که درمانم کنن چون تیر خورده بودم و از معترضین بودم! بعد منو بردن بیمارستان هفده شهریور ولی دیر شده بود…
برادرم خودشو رسوند بیمارستان کنار پیکر بیجون من فریاد میکشید «خدایا یعنی تمام؟؟ کی جوابگو هست؟
ل ع ن ت به خامنه ای! علی بهم گفته بود نیم ساعت میرم یه دور میزنم بعد میام خونه با هم مشروب بخوریم»…کادر درمان تمام سعیشونوکردن ولی من خون زیادی از دست داده بودم، بدنم تاب نیاورد و چشم از دنیا فرو بستم…
اونشب مزدورای رژیم من و #مهدی_چاکسری رو با گلوله جنگی کشتن…
بعد از کشته شدنم خانوادم متوجه شدن که نیروهای امنیتی میخوان جنازه منو بردارن ببرن و گروگان بگیرن به همین خاطر سریع جسدمو با خودشون بردن خونه! دو روز جنازه منو توی خونه نگه داشتن و دنبال گرفتن اجازه دفن بودن ولی مزدورا بهشون مجوز نمیدادن و اصرار داشتن جنازمو تحویل بگیرن. خواهر و برادرم ساعتها توی جلسه شورای تامین استان بودن ولی عاقبت مزدورا مادر و خواهرمو گروگان گرفتن تو فرمانداری تا پدرمو مجبور کنن هم جسد منو تحویل بده هم مصاحبه تلویزیونی و اعتراف اجباری بکنه. پدرمو مجبور کردن که بگه من در راه بازگشت از باشگاه توسط تروریستا کشته شدم! خانوادمو بشدت تهدید کردن و تو فشار گذاشتن که منو بسیجی معرفی کنن که توی عملیات تروریستی شهید شدم!! مرتب مزدورا رو میفرستادن خونمون که خانوادمو ساکت کنن. معاون سیاسی امنیتی استاندار مازندران گفت: «تو این حادثه نقش سرویسهای امنیتی به طور خاص سیا و موساد مشهوده»!!!
عاقبت با اعتراف اجباری پدرم روز جمعه ۸ آبان ۱۴۰۱ پیکر بیجون من در قطعه شهدای آمل امامزاده ابراهیم به عنوان «شهید بسیجی عملیات تروریستی» با حضور سنگین مزدورا و قاتلام و دوربین رسانه های حکومتی به خاک سپرده شد….
مراسم هفتم در تاریخ ۱۳ آبان ماه بر سر مزارم برگزار شد، توی اون مراسم مادر داغدارم روی سنگ قبرم قند میسايید و میگفت علی برات عروس ندارم ولی برات قند میسابم…برادرم هم با شیون میگفت: «على شرمندومه على علی مه ره ببخش علی »…
بعد از خاکسپاری خانوادم ساکت نموندن و تمام استوریهای ضد حکومتی منو منتشر کردن و سناریوهای ساختگی و جعل م ر گ منو نقش بر آب کردن. مامورای امنیتی از روزی که دیدن خانوادم زیر بار دروغاشون نمیرن شروع کردن به آزار و اذیتشون.
مراسم چهلم در تاریخ سه شنبه ۱۵ آذرماه برپا شد، مادرم حین عزاداری میگفت: «بچه ها جمع بشین و هلهله کنین، پسرم میاد به خدا میاد، نگین علی نمیاد.»
روز ۱ خرداد ماه ۱۴۰۲ خانوادم تولد ۳۰ سالگیمو بر سر مزارم با دل خون جشن گرفتن. مزدورا راههای منتهی به آرامستان رو بسته بودن و از ورود مردم که از سراسر مازندران (ساری، بابل، محمودآباد و قائمشهر) به محل اومده بودن جلوگیری کردن.
برای سالگرد کشته شدنم مزدورا به خانوادم گفتن فقط ۴۵ دقیقه اجازه برگزاری مراسم دارین. حتی نمیذاشتن دوستام بیان سر مزارم.
ادامه متن
https://tinyurl.com/bdfmn6v3
جمعآوری اطلاعات و تنظیم متن از خانم لعبت
loabatk
#علیه_فراموشی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤24💔19🕊3👍2