This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الهه اجباری، فعال حقوق بشر، این ویدیو را منتشر کرده و نوشته:
«زنبور تا داخل خونه اومده :)
📌به قول “بیهیولا”
@bihayoula
کنشهای زنبوری سیخونگی حداکثر کاریه که میشه بهش توصیه کرد با کمترین هزینه. اولویت مستهلک نشدن کنشگران داخله و کنشگری آهسته و پیوستس.
گاهی وقتا برای تغییر، لازمه از منطقه امن خودمون بیرون بیایم. اما یادمون باشه:
• هر حرکت کوچیک، یک قدم به سمت تغییره.
• عقل و درایت، امنیت و تاثیرگذاری رو تضمین میکنه.
• آهسته و پیوسته، زنجیره بیعدالتی رو میشکنه.
🌍 تغییر از خودمون شروع میشه. کنشگری رو به سبک زندگی تبدیل کنیم و برای دنیای بهتر تلاش کنیم. ✊»
لازم به ذکر است، قبلا مجموعه «بیهیولا» را معرفی و بخشهایی از آن را منتشر کرده بودیم.
.
در همین رابطه پیشنهاد میکنیم که کتاب «کنشهای کوچک ایستادگی» را بخوانید:
https://tavaana.org/small-acts-of-resistance/
#مقاومت_مدنی
#کنشگری #آگاهی #زنان #عدالت #امنیت #تغییر #زن_زندگی_آزادی #ژن_ژیان_ئازادی #حقوق_بشر #الهه_اجباری
#مقاومت_زندگی #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«زنبور تا داخل خونه اومده :)
📌به قول “بیهیولا”
@bihayoula
کنشهای زنبوری سیخونگی حداکثر کاریه که میشه بهش توصیه کرد با کمترین هزینه. اولویت مستهلک نشدن کنشگران داخله و کنشگری آهسته و پیوستس.
گاهی وقتا برای تغییر، لازمه از منطقه امن خودمون بیرون بیایم. اما یادمون باشه:
• هر حرکت کوچیک، یک قدم به سمت تغییره.
• عقل و درایت، امنیت و تاثیرگذاری رو تضمین میکنه.
• آهسته و پیوسته، زنجیره بیعدالتی رو میشکنه.
🌍 تغییر از خودمون شروع میشه. کنشگری رو به سبک زندگی تبدیل کنیم و برای دنیای بهتر تلاش کنیم. ✊»
لازم به ذکر است، قبلا مجموعه «بیهیولا» را معرفی و بخشهایی از آن را منتشر کرده بودیم.
.
در همین رابطه پیشنهاد میکنیم که کتاب «کنشهای کوچک ایستادگی» را بخوانید:
https://tavaana.org/small-acts-of-resistance/
#مقاومت_مدنی
#کنشگری #آگاهی #زنان #عدالت #امنیت #تغییر #زن_زندگی_آزادی #ژن_ژیان_ئازادی #حقوق_بشر #الهه_اجباری
#مقاومت_زندگی #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍3
تجمع و تظاهرات سهشنبههای اعتراضی مردم اراک در اعتراض به مازوتسوزی و آلودگی هوا
سهشنبه ۲۳ بهمن ماه ۱۴۰۳
آلودگی هوا یکی از بحرانهای جدی در ایران است که سلامت عمومی و محیط زیست را تهدید میکند. شهرهای صنعتی مانند اراک به دلیل وجود صنایع سنگین و استفاده از سوختهای غیراستاندارد با آلودگی شدید روبهرو هستند. امروز دومین تجمع اعتراضی در اراک علیه عملکرد نیروگاهها و آلودگی هوا برگزار شد که نشاندهنده نارضایتی مردم از سوءمدیریت محیط زیستی است.
همزمان در تهران نیز تعدادی از شهروندان مقابل سازمان محیط زیست تجمع کردند تا نسبت به بحران آلودگی هوا اعتراض کنند. این مشکلات نتیجه سوءمدیریت، نبود سیاستگذاریهای مؤثر، و بیتوجهی به استانداردهای زیستمحیطی است.
جنبشهای محیط زیستی میتوانند نقش مهمی در آگاهیبخشی و فشار بر حکومتها ایفا کنند، اما تاکنون در ایران به دلیل محدودیتهای سیاسی رشد کافی نداشتهاند. اعتراضات اخیر نشاندهنده افزایش توجه مردم به مسائل زیستمحیطی است و میتواند نقطه آغازی برای کنشهای بیشتر در خصوص امری حیاتی باشد. حفظ محیط زیست باید به اولویتی ملی تبدیل شود، زیرا آینده ایران و نسلهای بعدی به آن وابسته است.
#اراک #کنشگری #محیط_زیست #آلودگی_هوا #مازوت_سوزی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سهشنبه ۲۳ بهمن ماه ۱۴۰۳
آلودگی هوا یکی از بحرانهای جدی در ایران است که سلامت عمومی و محیط زیست را تهدید میکند. شهرهای صنعتی مانند اراک به دلیل وجود صنایع سنگین و استفاده از سوختهای غیراستاندارد با آلودگی شدید روبهرو هستند. امروز دومین تجمع اعتراضی در اراک علیه عملکرد نیروگاهها و آلودگی هوا برگزار شد که نشاندهنده نارضایتی مردم از سوءمدیریت محیط زیستی است.
همزمان در تهران نیز تعدادی از شهروندان مقابل سازمان محیط زیست تجمع کردند تا نسبت به بحران آلودگی هوا اعتراض کنند. این مشکلات نتیجه سوءمدیریت، نبود سیاستگذاریهای مؤثر، و بیتوجهی به استانداردهای زیستمحیطی است.
جنبشهای محیط زیستی میتوانند نقش مهمی در آگاهیبخشی و فشار بر حکومتها ایفا کنند، اما تاکنون در ایران به دلیل محدودیتهای سیاسی رشد کافی نداشتهاند. اعتراضات اخیر نشاندهنده افزایش توجه مردم به مسائل زیستمحیطی است و میتواند نقطه آغازی برای کنشهای بیشتر در خصوص امری حیاتی باشد. حفظ محیط زیست باید به اولویتی ملی تبدیل شود، زیرا آینده ایران و نسلهای بعدی به آن وابسته است.
#اراک #کنشگری #محیط_زیست #آلودگی_هوا #مازوت_سوزی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍34
در برابر استبداد دینی و نظام تمامیتخواهی که بر کشورمان حاکم است، کدام نوع کنشگری مؤثرتر است؟
کدام باید در اولویت باشد؟
پاسخ دکتر حسن باقرینیا:
«بگذارید مثال بزنیم. فرض کنیم که ما بیاییم و یک جنبش راه بیندازیم تحت عنوان ساخت مدرسه در استانهای محروم کشور. بیاییم در سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی و سایر استانهایی که کمبود مدرسه دارند، مدرسه بسازیم. خب، این مدرسهها را ساختیم. آنوقت باید آنها را تقدیم جمهوری اسلامی کنیم که در آنها خرافهپرستی ترویج کند و شستوشوی مغزی انجام دهد؟
بدیهی است که کنشگری سیاسی باید در اولویت باشد. یک نظام سیاسی که پول نفت و مالیات را صرف ماجراجوییهای خود میکند، در حالی که مردم را سرگرم موضوعات دیگر میکند، نیازمند تغییر است.
مثلاً ممکن است بگویند: "شما بروید کتابخانه بسازید، به فکر زندانیان باشید، سرانه مطالعه را افزایش دهید، یا به دریاچه ارومیه فکر کنید." اما به نظر میرسد که ریشه مشکلات نظام سیاسی است و تا این نظام تغییر نکند، دیگر انواع کنشگری آنچنان مفید و مؤثر نخواهند بود.»
پاسخ شما به این پرسشها چیست؟
مرتبط:
کنشگری در ایران؛ پایهها و روشها
https://tavaana.org/activism_iran/
#کنشگری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کدام باید در اولویت باشد؟
پاسخ دکتر حسن باقرینیا:
«بگذارید مثال بزنیم. فرض کنیم که ما بیاییم و یک جنبش راه بیندازیم تحت عنوان ساخت مدرسه در استانهای محروم کشور. بیاییم در سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی و سایر استانهایی که کمبود مدرسه دارند، مدرسه بسازیم. خب، این مدرسهها را ساختیم. آنوقت باید آنها را تقدیم جمهوری اسلامی کنیم که در آنها خرافهپرستی ترویج کند و شستوشوی مغزی انجام دهد؟
بدیهی است که کنشگری سیاسی باید در اولویت باشد. یک نظام سیاسی که پول نفت و مالیات را صرف ماجراجوییهای خود میکند، در حالی که مردم را سرگرم موضوعات دیگر میکند، نیازمند تغییر است.
مثلاً ممکن است بگویند: "شما بروید کتابخانه بسازید، به فکر زندانیان باشید، سرانه مطالعه را افزایش دهید، یا به دریاچه ارومیه فکر کنید." اما به نظر میرسد که ریشه مشکلات نظام سیاسی است و تا این نظام تغییر نکند، دیگر انواع کنشگری آنچنان مفید و مؤثر نخواهند بود.»
پاسخ شما به این پرسشها چیست؟
مرتبط:
کنشگری در ایران؛ پایهها و روشها
https://tavaana.org/activism_iran/
#کنشگری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍29👌1
شور آزادی و دانش کنشگری!
قطعا بسیاری از ما رنجیدهخاطر از حضور سروقامتان جوان در زندانهای ایران هستیم. اسیران بند ستم و استبداد که علیه بیداد به پا خاستند و اکنون در زندان بسر میبرند.
تردیدی نیست تا زمانی که یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران استقرار نیابد این خیزشهای ملی و دموکراسیخواهانه نیز فرو نخواهند نشست.
اما این شور مقدس بایستی به درک و دانش لازم پیرامون یک کنشگری موثر و تاثیرگذار گره بخورد تا بتواند تاثیری گسترده بگذارد.
دستکم اگر یاد آن اسرای در بند استبداد دینی برای ما گرامی است چه خوب است به پاس یاد آنان، خود نیز دانش کنشگری را جدیتر بگیریم و عملا در راه رهایی ملت و کشور بیشتر کوشا باشیم.
در این راستا، دوره «کنشگری در ایران؛ پایهها و روشها» یک دوره کاملا متناسب با چنین خواستی است. این دوره با همکاری آموزشکده توانا و مرکز بینالمللی مبارزه بدون خشونت (ICNC) برگزار شده بود.
به وبسایت مراجعه کنید تمام جلسات دوره در دسترس هستند:
https://tavaana.org/activism_iran/
طرح از مانا نیستانی
#کنشگری #دوره_آموزشی #مبارزه_مدنی #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
قطعا بسیاری از ما رنجیدهخاطر از حضور سروقامتان جوان در زندانهای ایران هستیم. اسیران بند ستم و استبداد که علیه بیداد به پا خاستند و اکنون در زندان بسر میبرند.
تردیدی نیست تا زمانی که یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران استقرار نیابد این خیزشهای ملی و دموکراسیخواهانه نیز فرو نخواهند نشست.
اما این شور مقدس بایستی به درک و دانش لازم پیرامون یک کنشگری موثر و تاثیرگذار گره بخورد تا بتواند تاثیری گسترده بگذارد.
دستکم اگر یاد آن اسرای در بند استبداد دینی برای ما گرامی است چه خوب است به پاس یاد آنان، خود نیز دانش کنشگری را جدیتر بگیریم و عملا در راه رهایی ملت و کشور بیشتر کوشا باشیم.
در این راستا، دوره «کنشگری در ایران؛ پایهها و روشها» یک دوره کاملا متناسب با چنین خواستی است. این دوره با همکاری آموزشکده توانا و مرکز بینالمللی مبارزه بدون خشونت (ICNC) برگزار شده بود.
به وبسایت مراجعه کنید تمام جلسات دوره در دسترس هستند:
https://tavaana.org/activism_iran/
طرح از مانا نیستانی
#کنشگری #دوره_آموزشی #مبارزه_مدنی #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍20🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا ایفای مسئولیت شهروندی، برای تغییر سیاستها یک وظیفه است
در ابتدای این ویدیو، دکتر حسن باقرینیا با پرسش و نقد یک قاضی دادگاه انقلاب را بیان میکند:
«شما روانشناس هستید؛ چرا درباره سیاست و مسائل اجتماعی اظهارنظر میکنید؟ مگر در این زمینهها تخصص دارید؟»
و در ادامه پاسخ خود را شرح میدهد:
زمانی که در اتاق درمان مینشینم، میبینم بسیاری از رنجهای روانی مراجعان، ناشی از مشکلات فردی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای معیوب اجتماعی، سیاسی و قانونی دارد.
والدینی که با فرزند نوجوان خود در تعارضاند، اغلب تحت تأثیر آموزههایی هستند که از طریق نظام آموزشی یا رسانهای رسمی ترویج شدهاند.
کودکی که از حریم شخصی خود محافظت نمیکند و آسیب میبیند، قربانی خلأهای آموزشی است.
زنی که در کلینیک از نابرابری در ارث با برادر خود میگوید، قربانی قوانینیست که عدالت جنسیتی را نادیده گرفتهاند.
زوجهایی که روابطشان تحتتأثیر تفسیرهای تحمیلی و نادرست از متون دینی دچار بحران شدهاند، نتیجه مستقیم فقدان آموزشهای سالم و سیاستگذاریهای نادرستاند.
همانطور که هانا آرنت میگوید، «هیچکس واقعاً غیرسیاسی نیست.»
امنیت، سلامت، آموزش و حتی حال روانی انسانها، مستقیماً تحتتأثیر تصمیمات سیاسیاند.
حتماً، در ادامه متن شما با لحنی رسمیتر و منسجمتر بازنویسی شده است:
ما انسانها در دل ساختارهای اجتماعی زندگی میکنیم؛ بنابراین نمیتوان بهسادگی گفت که حالِ خوب یا بدِ ما تنها به خودمان وابسته است و اگر بخواهیم، میتوانیم حالمان را بهبود ببخشیم.
«سایکولوژیسم» یا روانشناسیگرایی، نگاهی تقلیلگرایانه به مسائل انسانیست که همهچیز را به فرد و مسئولیت شخصی او تقلیل میدهد؛ گویی هر کس اگر حال بدی دارد، مقصر اصلی خودش است.
در حالیکه انسانها کنشگرانی هستند که عملکردشان در بستر ساختارهای اجتماعی معنا پیدا میکند. و اگر این ساختارهای کلان، معیوب و ناکارآمد باشند، عاملیت فردی نیز بینتیجه خواهد بود.
از اینرو، ایفای نقش و مسئولیت شهروندی برای اصلاح و تغییر سیاستهای کلان، وظیفهای ضروریست؛ چرا که تنها در سایه ساختارهای عادلانه و انسانی، میتوان امید به تجربه حال خوب و پایدار داشت.
#حسن_باقری_نیا #مسئولیت_اجتماعی #مسئولیت_شهروندی #کنشگری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در ابتدای این ویدیو، دکتر حسن باقرینیا با پرسش و نقد یک قاضی دادگاه انقلاب را بیان میکند:
«شما روانشناس هستید؛ چرا درباره سیاست و مسائل اجتماعی اظهارنظر میکنید؟ مگر در این زمینهها تخصص دارید؟»
و در ادامه پاسخ خود را شرح میدهد:
زمانی که در اتاق درمان مینشینم، میبینم بسیاری از رنجهای روانی مراجعان، ناشی از مشکلات فردی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای معیوب اجتماعی، سیاسی و قانونی دارد.
والدینی که با فرزند نوجوان خود در تعارضاند، اغلب تحت تأثیر آموزههایی هستند که از طریق نظام آموزشی یا رسانهای رسمی ترویج شدهاند.
کودکی که از حریم شخصی خود محافظت نمیکند و آسیب میبیند، قربانی خلأهای آموزشی است.
زنی که در کلینیک از نابرابری در ارث با برادر خود میگوید، قربانی قوانینیست که عدالت جنسیتی را نادیده گرفتهاند.
زوجهایی که روابطشان تحتتأثیر تفسیرهای تحمیلی و نادرست از متون دینی دچار بحران شدهاند، نتیجه مستقیم فقدان آموزشهای سالم و سیاستگذاریهای نادرستاند.
همانطور که هانا آرنت میگوید، «هیچکس واقعاً غیرسیاسی نیست.»
امنیت، سلامت، آموزش و حتی حال روانی انسانها، مستقیماً تحتتأثیر تصمیمات سیاسیاند.
حتماً، در ادامه متن شما با لحنی رسمیتر و منسجمتر بازنویسی شده است:
ما انسانها در دل ساختارهای اجتماعی زندگی میکنیم؛ بنابراین نمیتوان بهسادگی گفت که حالِ خوب یا بدِ ما تنها به خودمان وابسته است و اگر بخواهیم، میتوانیم حالمان را بهبود ببخشیم.
«سایکولوژیسم» یا روانشناسیگرایی، نگاهی تقلیلگرایانه به مسائل انسانیست که همهچیز را به فرد و مسئولیت شخصی او تقلیل میدهد؛ گویی هر کس اگر حال بدی دارد، مقصر اصلی خودش است.
در حالیکه انسانها کنشگرانی هستند که عملکردشان در بستر ساختارهای اجتماعی معنا پیدا میکند. و اگر این ساختارهای کلان، معیوب و ناکارآمد باشند، عاملیت فردی نیز بینتیجه خواهد بود.
از اینرو، ایفای نقش و مسئولیت شهروندی برای اصلاح و تغییر سیاستهای کلان، وظیفهای ضروریست؛ چرا که تنها در سایه ساختارهای عادلانه و انسانی، میتوان امید به تجربه حال خوب و پایدار داشت.
#حسن_باقری_نیا #مسئولیت_اجتماعی #مسئولیت_شهروندی #کنشگری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍24🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازتعریف فردیت در ساحت عمومی:
کنشگری به مثابه مقاومت در عصر سرکوب
دکتر حسن باقرینیا، فعال مدنی، در این ویدئو میگوید:
هانا آرنت میان "کار" و "کنش" تمایز قائل میشود. به باور او، کار آن بخش از فعالیت انسانی است که به چرخه زندگی روزمره، تأمین معاش و درآمد بازمیگردد. اما کنش، حوزهای متفاوت است: کنش به مجموعهای از روابط انسانی و تعاملات اجتماعی اطلاق میشود که هدف آن، ایجاد تغییر در وضعیت سیاسی و اجتماعی است.
او معتقد است که ما انسانها با کنشگری هویت پیدا میکنیم. در جوامع تودهوار و نظامهای تمامیتخواه، تلاش میشود تا فردیت انسانها از میان برداشته شود و همه در قالب جماعتی همرنگ، مطیع و تابع رهبر درآیند. اما کنشگری، اثبات فردیت ماست. ما از طریق کنش اجتماعی و سیاسی، نهتنها هویتهای تازهای برای خود خلق میکنیم، بلکه زمینهساز خلاقیت جمعی، شکلدهی به تاریخ و فرهنگ، و در نهایت، دگرگونی اجتماعی میشویم.
کنشگری از نظر اخلاقی و سیاسی اهمیت ویژهای دارد. آرنت از مفهومی دیگر به نام کنش نمادین (Symbolic Action) نیز سخن میگوید؛ کنشهایی که جنبه نمادین دارند اما تأثیر اجتماعی عمیقی بر جای میگذارند.
برای نمونه، میتوان به اعتراضات خیابانی، اعتصابات عمومی، خلق آثار هنری اعتراضی، سخنرانیهای تاریخی مانند «رویایی دارم» از مارتین لوتر کینگ، برگزاری یادبود برای جانباختگان راه آزادی (مانند جاویدنامان ۱۴۰۱) و دیدار از زندانیان سیاسی اشاره کرد. اینها همه، نمونههایی از کنشهای نمادینی هستند که میتوانند ساختارهای سرکوبگر را به چالش بکشند.
او در پایان، با طرح این پرسش تأملبرانگیز میگوید:
«شما چه کنشهای نمادین دیگری پیشنهاد میکنید تا بتوانیم از دل یک نظام تمامیتخواه و مستبد دینی، به سوی آزادی عبور کنیم؟»
مرتبط:
انسانها در عصر ظلمت، اثر هانا آرنت
https://tavaana.org/hannah-arendt-men-in-dark-times/
درسنامه کنشگری در ایران امروز؛ پایهها و روشها
https://tavaana.org/textbook-activism101/
#کنشگری #فردیت #استبداد #هویت_فردی #هانا_آرنت #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کنشگری به مثابه مقاومت در عصر سرکوب
دکتر حسن باقرینیا، فعال مدنی، در این ویدئو میگوید:
هانا آرنت میان "کار" و "کنش" تمایز قائل میشود. به باور او، کار آن بخش از فعالیت انسانی است که به چرخه زندگی روزمره، تأمین معاش و درآمد بازمیگردد. اما کنش، حوزهای متفاوت است: کنش به مجموعهای از روابط انسانی و تعاملات اجتماعی اطلاق میشود که هدف آن، ایجاد تغییر در وضعیت سیاسی و اجتماعی است.
او معتقد است که ما انسانها با کنشگری هویت پیدا میکنیم. در جوامع تودهوار و نظامهای تمامیتخواه، تلاش میشود تا فردیت انسانها از میان برداشته شود و همه در قالب جماعتی همرنگ، مطیع و تابع رهبر درآیند. اما کنشگری، اثبات فردیت ماست. ما از طریق کنش اجتماعی و سیاسی، نهتنها هویتهای تازهای برای خود خلق میکنیم، بلکه زمینهساز خلاقیت جمعی، شکلدهی به تاریخ و فرهنگ، و در نهایت، دگرگونی اجتماعی میشویم.
کنشگری از نظر اخلاقی و سیاسی اهمیت ویژهای دارد. آرنت از مفهومی دیگر به نام کنش نمادین (Symbolic Action) نیز سخن میگوید؛ کنشهایی که جنبه نمادین دارند اما تأثیر اجتماعی عمیقی بر جای میگذارند.
برای نمونه، میتوان به اعتراضات خیابانی، اعتصابات عمومی، خلق آثار هنری اعتراضی، سخنرانیهای تاریخی مانند «رویایی دارم» از مارتین لوتر کینگ، برگزاری یادبود برای جانباختگان راه آزادی (مانند جاویدنامان ۱۴۰۱) و دیدار از زندانیان سیاسی اشاره کرد. اینها همه، نمونههایی از کنشهای نمادینی هستند که میتوانند ساختارهای سرکوبگر را به چالش بکشند.
او در پایان، با طرح این پرسش تأملبرانگیز میگوید:
«شما چه کنشهای نمادین دیگری پیشنهاد میکنید تا بتوانیم از دل یک نظام تمامیتخواه و مستبد دینی، به سوی آزادی عبور کنیم؟»
مرتبط:
انسانها در عصر ظلمت، اثر هانا آرنت
https://tavaana.org/hannah-arendt-men-in-dark-times/
درسنامه کنشگری در ایران امروز؛ پایهها و روشها
https://tavaana.org/textbook-activism101/
#کنشگری #فردیت #استبداد #هویت_فردی #هانا_آرنت #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍27
آیا مرز میان کنش صنفی و سیاست تعیینپذیر است؟
✍️عزیز قاسمزاده
قاسمزاده تلاش برای ترسیم مرز دقیق میان کنش صنفی و سیاست را سادهسازی مفاهیمی میداند که در علوم اجتماعی از ذاتهای تفکیکپذیر برخوردار نیستند. او مینویسد: «تمام کسانی که تاکنون آمدهاند به توضیحی جهت روشن کردن این مرز بپردازند، جز اینکه بر ابهامات بیفزایند، عملاً نتوانستهاند یک راهحل بنیادی ارائه دهند.»
او با اشاره به تداخل ذاتی سیاست در پیگیری مطالبات صنفی معتقد است: «نهاد قدرت با تعبیه نهادهای تبیهی به ظاهر صنفی اما غیرمستقل... هزینه پیگیری امور صد درصد صنفی را به نهاد تصمیمگیری قدرت (سیاست) گره زده است.»
در نقد کنشگران صنفی که همچنان بر تمایز صنف و سیاست تأکید دارند، مینویسد: «تأکید بر غیرسیاسی بودن و ماهیت صنفی داشتن کنشگری از یک سو و از سوی دیگر تأکید بر جامعهمحوری هرگز تبیین دقیق و شفافی نیست... بحثهای نظری تا شفافیت لازم را برای تبیین دقیق پیدا نکند، جز اینکه ابهامی را بر ابهامی بیفزاید، عایدی نخواهد داشت.»
او اشاره میکند که «جامعهای که برای رسیدن به حقوق خود، الا ماشاالله خواستههایی دارد... تنها در یک مدیریت کلان سیاسی دموکراتیک و مبتنی بر رعایت حقوق شهروندی امکانپذیر است». از «حقوق فردی تا آزادیهای فرهنگی»، از «هوای پاک تا انتخاب آزادانه نظام تصمیمگیری»؛ همه نیازمند ورود به عرصه سیاسیاند و مرزبندی مطلق با سیاست، به بنبست میرسد.
در بخش مهمی، به پدیده مسمومسازی دانشآموزان اشاره میکند: «اگر این مسمومیتسازیها به عوامل ناشناخته مربوط است... آیا پروندهسازی، اتهامافکنی، دستگیری، انفصال، اخراج و زندان کنشگران هم از سوی عوامل ناشناخته صورت میگیرد؟» او این تحلیلها را یا «تخیلی» میداند، یا عامدانه و «در حال خیانت به جامعه صنفی و مدنی».
در پایان هشدار میدهد: «لازمه شجاعت در هر عملی، بصیرت در نظر است... تا زمانی که نتواند طول و عرض نظری خود را به درستی تبیین نماید، بحث جامعهمحوری در هالهای از تناقض گفتاری، سقیم و بلکه عقیم خواهد ماند.»
متن کامل را در لینک زیر بخوانید
https://shorturl.at/dURkt
#عزیز_قاسم_زاده #کنشگری #مطالبه_گری #سیاست #کنش_صنفی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️عزیز قاسمزاده
قاسمزاده تلاش برای ترسیم مرز دقیق میان کنش صنفی و سیاست را سادهسازی مفاهیمی میداند که در علوم اجتماعی از ذاتهای تفکیکپذیر برخوردار نیستند. او مینویسد: «تمام کسانی که تاکنون آمدهاند به توضیحی جهت روشن کردن این مرز بپردازند، جز اینکه بر ابهامات بیفزایند، عملاً نتوانستهاند یک راهحل بنیادی ارائه دهند.»
او با اشاره به تداخل ذاتی سیاست در پیگیری مطالبات صنفی معتقد است: «نهاد قدرت با تعبیه نهادهای تبیهی به ظاهر صنفی اما غیرمستقل... هزینه پیگیری امور صد درصد صنفی را به نهاد تصمیمگیری قدرت (سیاست) گره زده است.»
در نقد کنشگران صنفی که همچنان بر تمایز صنف و سیاست تأکید دارند، مینویسد: «تأکید بر غیرسیاسی بودن و ماهیت صنفی داشتن کنشگری از یک سو و از سوی دیگر تأکید بر جامعهمحوری هرگز تبیین دقیق و شفافی نیست... بحثهای نظری تا شفافیت لازم را برای تبیین دقیق پیدا نکند، جز اینکه ابهامی را بر ابهامی بیفزاید، عایدی نخواهد داشت.»
او اشاره میکند که «جامعهای که برای رسیدن به حقوق خود، الا ماشاالله خواستههایی دارد... تنها در یک مدیریت کلان سیاسی دموکراتیک و مبتنی بر رعایت حقوق شهروندی امکانپذیر است». از «حقوق فردی تا آزادیهای فرهنگی»، از «هوای پاک تا انتخاب آزادانه نظام تصمیمگیری»؛ همه نیازمند ورود به عرصه سیاسیاند و مرزبندی مطلق با سیاست، به بنبست میرسد.
در بخش مهمی، به پدیده مسمومسازی دانشآموزان اشاره میکند: «اگر این مسمومیتسازیها به عوامل ناشناخته مربوط است... آیا پروندهسازی، اتهامافکنی، دستگیری، انفصال، اخراج و زندان کنشگران هم از سوی عوامل ناشناخته صورت میگیرد؟» او این تحلیلها را یا «تخیلی» میداند، یا عامدانه و «در حال خیانت به جامعه صنفی و مدنی».
در پایان هشدار میدهد: «لازمه شجاعت در هر عملی، بصیرت در نظر است... تا زمانی که نتواند طول و عرض نظری خود را به درستی تبیین نماید، بحث جامعهمحوری در هالهای از تناقض گفتاری، سقیم و بلکه عقیم خواهد ماند.»
متن کامل را در لینک زیر بخوانید
https://shorturl.at/dURkt
#عزیز_قاسم_زاده #کنشگری #مطالبه_گری #سیاست #کنش_صنفی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی که اینهمه رنج زندانیان سیاسی را شاهد هستیم و اخبار آنها را میشنویم، کمترین کار این است که صدای آنها باشیم، نام آنها را تکرار کنیم. اینگونه هم به حکومت پیام میدهیم که زندانیان تنها نیستند و هم به سایر مردم جرأت میدهیم.
یکی از مخاطبان توانا، این تراکتها را در شهر تهران نصب کرده است. تراکتهایی که اسامی زندانیان سیاسی دارای گرایشهای مختلف سیاسی روی آنها نوشته شده است.
#زندانیان_سیاسی #کنشگری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از مخاطبان توانا، این تراکتها را در شهر تهران نصب کرده است. تراکتهایی که اسامی زندانیان سیاسی دارای گرایشهای مختلف سیاسی روی آنها نوشته شده است.
#زندانیان_سیاسی #کنشگری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤39💯2
Forwarded from گفتوشنود
در جلسه اخیر مجلس موسوم به «وفاق»، دو فوریت لایحهای با عنوان «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» با اکثریتی قاطع (حدود ۸۰ درصد آرا) به تصویب رسید. بر اساس مفاد این لایحه، دولت پزشکیان خواهان تسریع در تصویب و اجرای قانونی است که به ادعای طراحان آن، با هدف مقابله با انتشار اخبار نادرست در فضای مجازی تنظیم شده است.
با این حال، بررسی دقیقتر مفاد و زمینههای این لایحه نشان میدهد که هدف اصلی آن نه مبارزه با «دروغپراکنی»، بلکه کنترل و محدودسازی روایتهای مستقل و منتقدانه در فضای عمومی و رسانهای کشور است. با تعریفی مبهم و قابل تفسیر از مفهوم «خلاف واقع» و واگذاری تشخیص آن به نهادهای حکومتی، عملاً هر تحلیل، گزارش یا اظهار نظر خارج از خط رسمی میتواند مصداق جرم تلقی شود. به بیان ساده، این قانون روزنامهنگاری مستقل و کنشگری آنلاین را هدف قرار داده است.
در شرایطی که یکی از وعدههای کلیدی دولت پزشکیان افزایش آزادیهای مدنی و رفع محدودیتهای اینترنتی عنوان شده بود، تصویب فوریت چنین لایحهای نشاندهنده تناقض آشکار وعدهها و آشکارتر شدن چهره واقعی عملکرد این دولت است. که به جای گشودن فضا برای نقد و گفتوگو، این دولت در تلاش است دیوار سانسور را بلندتر کند و صدای منتقدان را از مجراهای قانونی خاموش سازد.
در نهایت، این لایحه حملهای مستقیم به آزادی بیان در ایران به شمار میرود. با تبدیل نقد به جرم، و روایتگری مستقل به تهدید امنیتی، ساختار حکمرانی در ایران یکبار دیگر نشان میدهد که تحمل صدای دیگر را ندارد. قانونی شدن سرکوب، حتی اگر با ظاهر مبارزه با اخبار کذب عرضه شود، به معنای خاموشسازی جامعه و تضعیف بنیانهای شفافیت و پاسخگویی است.
#آزادی_بیان #فضای_مجازی #روزنامهنگار #کنشگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با این حال، بررسی دقیقتر مفاد و زمینههای این لایحه نشان میدهد که هدف اصلی آن نه مبارزه با «دروغپراکنی»، بلکه کنترل و محدودسازی روایتهای مستقل و منتقدانه در فضای عمومی و رسانهای کشور است. با تعریفی مبهم و قابل تفسیر از مفهوم «خلاف واقع» و واگذاری تشخیص آن به نهادهای حکومتی، عملاً هر تحلیل، گزارش یا اظهار نظر خارج از خط رسمی میتواند مصداق جرم تلقی شود. به بیان ساده، این قانون روزنامهنگاری مستقل و کنشگری آنلاین را هدف قرار داده است.
در شرایطی که یکی از وعدههای کلیدی دولت پزشکیان افزایش آزادیهای مدنی و رفع محدودیتهای اینترنتی عنوان شده بود، تصویب فوریت چنین لایحهای نشاندهنده تناقض آشکار وعدهها و آشکارتر شدن چهره واقعی عملکرد این دولت است. که به جای گشودن فضا برای نقد و گفتوگو، این دولت در تلاش است دیوار سانسور را بلندتر کند و صدای منتقدان را از مجراهای قانونی خاموش سازد.
در نهایت، این لایحه حملهای مستقیم به آزادی بیان در ایران به شمار میرود. با تبدیل نقد به جرم، و روایتگری مستقل به تهدید امنیتی، ساختار حکمرانی در ایران یکبار دیگر نشان میدهد که تحمل صدای دیگر را ندارد. قانونی شدن سرکوب، حتی اگر با ظاهر مبارزه با اخبار کذب عرضه شود، به معنای خاموشسازی جامعه و تضعیف بنیانهای شفافیت و پاسخگویی است.
#آزادی_بیان #فضای_مجازی #روزنامهنگار #کنشگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔23👍4❤3👎1
«ما نیاز به گذار از فرهنگ تقدیر و انتظار به کنشگری تغییرمدار داریم یعنی به طور خلاصه تولید سوژه جمعی.
راه برونرفت در عبور از سیاست تقدیر، در «سیاست امید» نهفته است اما چگونه؟.
میتوان کنشهای خُرد بهمثابه مقاومت را به کار گرفت. نظریه «تأثیر پروانهای» در علوم اجتماعی تأیید میکند که حتی اقدامات کوچکی مانند شبکههای اطلاعرسانی محلی، تعاونیهای معیشتی و نافرمانی مدنی ِ خاموش، میتوانند فضاهای مستقل کنشگری ایجاد کنند.
بنابراین، هر کنش خُردی مانند گفتوگوهای در قهوهخانهها، کافیشاپها، گروههای چندنفرۀ کتابخوانی، مهمانیهای دورهمی، مشارکت در گروههای سایبری تا فعالیتهایی در انجمنها، باشگاههای ورزشی، اتحادیهها، گروههای سیاسی، هنری و... میتواند هم روحیۀ مشارکت جمعی را افزایش بدهد و هم تمرینی برای پسزدن فاتالیسم و مشارکت در کاهش رنجهای پِرشمار ما باشد تا باور به «قدرت تغییر جمعی» جایگزین احساس جمعی ناتوانی، ناجیگرایی و در انتظار ماندن بشود.»
آنچه خواندید بخشی از نوشته دکتر خیام عباسی جامعهشناس است که در کانال تلگرامش منتشر کرده است.
متن کامل به شرح زیر است:
آیا مردم میتوانند؟
در میانه امواج پرسشهای کلان دربارۀ جنگ یا فروپاشی نظام، سکوت سنگین جامعه ایرانی بر پرسش بنیادین «ما چه باید بکنیم؟» گویای وضعیت پیچیدهای است که فراتر از تحلیلهای سیاسی صِرف، نیازمند کالبدشکافی جامعهشناختی است. این سکوت را نمیتوان صرفاً حساب سرکوب حکومتی گذاشت؛ بلکه باید آن را نشانۀ «فروپاشی سوژگی جمعی» در ساختار اجتماعی ایران دانست. منظورم این است که انسان ایرانی، بهخصوص در حوزۀ سیاست، باور دارد که جابهجایی رژیمهای سیاسی در قد و قوارۀ او نیست و حتماً باید کشورهای خارجی کاری بکنند. این ویژگی فرهنگی، پدیدهای تاریخی است که به ایرانیان القا کرده در مقابل قدرت حکومت، هیچ بهشمار میآیید، پس بهتر است «مثل دیگران»، به زندگی خود مشغول باشید.
زندهیاد پزشکزاد در «داییجان ناپلئون» بهدرستی این ویژگی را تحریر کرده است. بدیهی است که حکومت هم قدرت خود را چنان برتر نشان دهد که مردم از ابهت و خشونت و زندان و اعدام بترسند و سودای اعتراض هم نداشته باشند. ویژگی حکومت توتالیتر این است که بر تمامی زندگی فرد نظارت مستقیم داشته باشد.
اما پدیدۀ تبدیل شدن شهروند به «ابژۀ منتظر» (منتظر فرد یا کشوری نجاتدهنده) ریشه در درهمتنیدگی سه لایه تقدیرگرایی تاریخی، تخریب نظاممند سرمایه اجتماعی، و استراتژی بقای منفعلانه دارد.
پرسش اینروزهای اکثریت ایرانیان این است که «چه خواهد شد؟» یا «اینها کٍی میروند؟». کسی نمیپرسد من/ ما «چه باید بکنم/ بکنیم؟». یا در این روزهای مهم، چه میتوان کرد؟. ایرانیان خود پذیرفتهاند که در تغییرات سیاسی نمیتوانند نقشی داشته باشند.
جامعه ایران امروز در چنبرۀ «پارادوکس آگاهی- انفعال» گرفتار است. هرچند آگاهی نسبت به بحرانها بیسابقه است و ایرانی امسال با ایرانی سال ۵۷ بسیار بسیار متفاوت است، اما این آگاهی به کنش جمعی آگاهانۀ هدفمند تبدیل نشده است. معدود تحرکات و جنبشهای سیاسی و مدنی - بهویژه پس از استقرار حکومت ج.ا - که واجد عنصر آگاهی و هدفمندی بودند، به علل مختلفی ناکام ماندند، هرچند علل آن ناکامیها، محل بحث من نیستند.
نظریه «فقدان عاملیت» آنتونیگیدنز، این وضعیت را اینچنین توضیح میدهد که محرومیت از ابزار تغییر در ذهن مردم ایران نهادینه شده است. بهصراحت یعنی حکومتها در دورههای تاریخی، «میدان عاملیت» ملت را تصرف کردهاند و کنشگران فردی و جمعی، سهمی از این میدان در اختیار ندارند. در روزگار ما، چهار دهه تضعیف نظاممند نهادهای مدنی مستقل مانند اتحادیهها، انجمنهای صنفی و احزاب سیاسی، شهروندان را از ابزارهای نهادی اثرگذار محروم کرده است. در اقتصاد ورشکستۀ رانتیر با فساد سیستماتیک و رشد هجومآورِ تورم نزدیک به ۵۰٪، کنشگری سیاسی به کالایی لوکس (در این معنا که عدهای اندک توانایی کنش سیاسی دارند) تبدیل شده است. نظریه «سلسله مراتب نیازهای مازلو» نیز در عمل آشکار میکند که وقتی زیستپایههایی چون معیشت، مسکن، شغل و امنیت جانی روزانه تهدید میشوند، انرژی روانی جامعه به سمت استراتژیهای دفاع فردی مثل انزوا و انطباق منفعلانه سوق مییابد. در آخرین مورد، در چند روز اخیر و بعد از هر خبر مهمی، بنگرید به صفهای متراکم و طولانی بنزین. کسی که برای ۳۰ لیتر بنزین هجوم میبرد، میداند که تنها چند صد کیلومتر میتواند از شهر دورتر برود یا فرار کند. اما لختی فکر نمیکند که پس از آن چه باید کرد؟
ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/bdh5pknf
#مشارکت #فاعلیت #کنشگری #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
راه برونرفت در عبور از سیاست تقدیر، در «سیاست امید» نهفته است اما چگونه؟.
میتوان کنشهای خُرد بهمثابه مقاومت را به کار گرفت. نظریه «تأثیر پروانهای» در علوم اجتماعی تأیید میکند که حتی اقدامات کوچکی مانند شبکههای اطلاعرسانی محلی، تعاونیهای معیشتی و نافرمانی مدنی ِ خاموش، میتوانند فضاهای مستقل کنشگری ایجاد کنند.
بنابراین، هر کنش خُردی مانند گفتوگوهای در قهوهخانهها، کافیشاپها، گروههای چندنفرۀ کتابخوانی، مهمانیهای دورهمی، مشارکت در گروههای سایبری تا فعالیتهایی در انجمنها، باشگاههای ورزشی، اتحادیهها، گروههای سیاسی، هنری و... میتواند هم روحیۀ مشارکت جمعی را افزایش بدهد و هم تمرینی برای پسزدن فاتالیسم و مشارکت در کاهش رنجهای پِرشمار ما باشد تا باور به «قدرت تغییر جمعی» جایگزین احساس جمعی ناتوانی، ناجیگرایی و در انتظار ماندن بشود.»
آنچه خواندید بخشی از نوشته دکتر خیام عباسی جامعهشناس است که در کانال تلگرامش منتشر کرده است.
متن کامل به شرح زیر است:
آیا مردم میتوانند؟
در میانه امواج پرسشهای کلان دربارۀ جنگ یا فروپاشی نظام، سکوت سنگین جامعه ایرانی بر پرسش بنیادین «ما چه باید بکنیم؟» گویای وضعیت پیچیدهای است که فراتر از تحلیلهای سیاسی صِرف، نیازمند کالبدشکافی جامعهشناختی است. این سکوت را نمیتوان صرفاً حساب سرکوب حکومتی گذاشت؛ بلکه باید آن را نشانۀ «فروپاشی سوژگی جمعی» در ساختار اجتماعی ایران دانست. منظورم این است که انسان ایرانی، بهخصوص در حوزۀ سیاست، باور دارد که جابهجایی رژیمهای سیاسی در قد و قوارۀ او نیست و حتماً باید کشورهای خارجی کاری بکنند. این ویژگی فرهنگی، پدیدهای تاریخی است که به ایرانیان القا کرده در مقابل قدرت حکومت، هیچ بهشمار میآیید، پس بهتر است «مثل دیگران»، به زندگی خود مشغول باشید.
زندهیاد پزشکزاد در «داییجان ناپلئون» بهدرستی این ویژگی را تحریر کرده است. بدیهی است که حکومت هم قدرت خود را چنان برتر نشان دهد که مردم از ابهت و خشونت و زندان و اعدام بترسند و سودای اعتراض هم نداشته باشند. ویژگی حکومت توتالیتر این است که بر تمامی زندگی فرد نظارت مستقیم داشته باشد.
اما پدیدۀ تبدیل شدن شهروند به «ابژۀ منتظر» (منتظر فرد یا کشوری نجاتدهنده) ریشه در درهمتنیدگی سه لایه تقدیرگرایی تاریخی، تخریب نظاممند سرمایه اجتماعی، و استراتژی بقای منفعلانه دارد.
پرسش اینروزهای اکثریت ایرانیان این است که «چه خواهد شد؟» یا «اینها کٍی میروند؟». کسی نمیپرسد من/ ما «چه باید بکنم/ بکنیم؟». یا در این روزهای مهم، چه میتوان کرد؟. ایرانیان خود پذیرفتهاند که در تغییرات سیاسی نمیتوانند نقشی داشته باشند.
جامعه ایران امروز در چنبرۀ «پارادوکس آگاهی- انفعال» گرفتار است. هرچند آگاهی نسبت به بحرانها بیسابقه است و ایرانی امسال با ایرانی سال ۵۷ بسیار بسیار متفاوت است، اما این آگاهی به کنش جمعی آگاهانۀ هدفمند تبدیل نشده است. معدود تحرکات و جنبشهای سیاسی و مدنی - بهویژه پس از استقرار حکومت ج.ا - که واجد عنصر آگاهی و هدفمندی بودند، به علل مختلفی ناکام ماندند، هرچند علل آن ناکامیها، محل بحث من نیستند.
نظریه «فقدان عاملیت» آنتونیگیدنز، این وضعیت را اینچنین توضیح میدهد که محرومیت از ابزار تغییر در ذهن مردم ایران نهادینه شده است. بهصراحت یعنی حکومتها در دورههای تاریخی، «میدان عاملیت» ملت را تصرف کردهاند و کنشگران فردی و جمعی، سهمی از این میدان در اختیار ندارند. در روزگار ما، چهار دهه تضعیف نظاممند نهادهای مدنی مستقل مانند اتحادیهها، انجمنهای صنفی و احزاب سیاسی، شهروندان را از ابزارهای نهادی اثرگذار محروم کرده است. در اقتصاد ورشکستۀ رانتیر با فساد سیستماتیک و رشد هجومآورِ تورم نزدیک به ۵۰٪، کنشگری سیاسی به کالایی لوکس (در این معنا که عدهای اندک توانایی کنش سیاسی دارند) تبدیل شده است. نظریه «سلسله مراتب نیازهای مازلو» نیز در عمل آشکار میکند که وقتی زیستپایههایی چون معیشت، مسکن، شغل و امنیت جانی روزانه تهدید میشوند، انرژی روانی جامعه به سمت استراتژیهای دفاع فردی مثل انزوا و انطباق منفعلانه سوق مییابد. در آخرین مورد، در چند روز اخیر و بعد از هر خبر مهمی، بنگرید به صفهای متراکم و طولانی بنزین. کسی که برای ۳۰ لیتر بنزین هجوم میبرد، میداند که تنها چند صد کیلومتر میتواند از شهر دورتر برود یا فرار کند. اما لختی فکر نمیکند که پس از آن چه باید کرد؟
ادامه را در لینک زیر بخوانید:
https://tinyurl.com/bdh5pknf
#مشارکت #فاعلیت #کنشگری #مقاومت_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤11🕊2💯2
Forwarded from گفتوشنود
از سرای خرقانی تا سرزمین آزاد؛
قدرت استبداد از تفرقه ماست!
پیام همراهان
ابوالحسن خرقانی قرنها پیش گفته: «هرکه به این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید.» این سخن، جوهرهای انسانی و جهانشمول دارد: ارزش انسان به عقیده و مذهبش نیست، بلکه به کرامت اوست. امروز در برابر استبداد جمهوری اسلامی، این سخن همچنان زنده است و میتواند چراغ راه اپوزیسیون باشد.
حاتم قادری استاد علوم سیاسی ضمن یادآوری دیدگاه خرقانی بهدرستی یادآور شده است که قدرت نظامهای توتالیتری بیش از آنکه از توان درونیشان برآید، از ضعف و تفرقه مخالفانشان تغذیه میکند. جمهوری اسلامی نیز بر همین مبنا دوام آورده است: نه به دلیل مشروعیت یا کارآمدی، بلکه به سبب پراکندگی و نزاع در میان مخالفانش.
اگر بهراستی خواهان آزادیایم، باید اصل را بر اشتراکات بگذاریم و اختلافات را به فردای دموکراتیک بسپاریم. تجربههای تاریخی نشان داده است که تأکید بیشازحد بر شکل نظام آینده، پیش از فروپاشی استبداد، نه تنها راهگشا نیست بلکه بهانهای برای تفرقه و فرسایش نیروهاست. آنچه امروز میتواند اپوزیسیون را همسو کند، توافق بر سر حداقلهاست:
دموکراسی بهعنوان سازوکار اداره کشور
آزادیهای فردی و سیاسی بهعنوان حق غیرقابلمسامحه شهروندان
جدایی دین از سیاست بهعنوان تضمینکننده برابری و بیطرفی حکومت
این سه اصل حداقلی، ستونهای همبستگیاند. هر گروه و جریان سیاسی که به آزادی ایران میاندیشد، میتواند و باید بر این پایهها توافق کند. باقی مباحث ـ اعم از شکل جمهوری یا مشروطه، نوع نظام اقتصادی یا سبک سیاست خارجی ـ را میتوان به انتخاب آزاد مردم در آیندهای دموکراتیک واگذاشت.
جامعه ایرانی سزاوار آن است که به حاکمانی دست یابد «که بسا بهتر از این باشند». اما این شایستگی تنها زمانی محقق میشود که نیروهای اپوزیسیون بلوغی تازه بیابند: بلوغِ ترجیح دادن آزادی امروز بر اختلافات فردا.
این یادداشت، دعوتی است به کنشگری متحد و همافزا. باید به جای فرسودن نیرو در جدلهای بیپایان، به میدان عمل مشترک آمد؛ به جای مرزبندیهای تنگنظرانه، بر کرامت انسان و حق آزادی پای فشرد؛ و به جای انتظار منفعلانه، اراده جمعی برای تغییر آفرید.
تنها در چنین مسیری است که ایران میتواند از بند توتالیتاریسم رها شود و خانهای گردد که در آن «هرکس سزاوار نانی و کرامتی انسانی باشد»؛ خانهای که آزادی، عدالت و همزیستی ستونهای اصلی آن باشند.
#کرامت_انسانی #استبداد #کنشگری #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از سرای خرقانی تا سرزمین آزاد؛
قدرت استبداد از تفرقه ماست!
پیام همراهان
ابوالحسن خرقانی قرنها پیش گفته: «هرکه به این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید.» این سخن، جوهرهای انسانی و جهانشمول دارد: ارزش انسان به عقیده و مذهبش نیست، بلکه به کرامت اوست. امروز در برابر استبداد جمهوری اسلامی، این سخن همچنان زنده است و میتواند چراغ راه اپوزیسیون باشد.
حاتم قادری استاد علوم سیاسی ضمن یادآوری دیدگاه خرقانی بهدرستی یادآور شده است که قدرت نظامهای توتالیتری بیش از آنکه از توان درونیشان برآید، از ضعف و تفرقه مخالفانشان تغذیه میکند. جمهوری اسلامی نیز بر همین مبنا دوام آورده است: نه به دلیل مشروعیت یا کارآمدی، بلکه به سبب پراکندگی و نزاع در میان مخالفانش.
اگر بهراستی خواهان آزادیایم، باید اصل را بر اشتراکات بگذاریم و اختلافات را به فردای دموکراتیک بسپاریم. تجربههای تاریخی نشان داده است که تأکید بیشازحد بر شکل نظام آینده، پیش از فروپاشی استبداد، نه تنها راهگشا نیست بلکه بهانهای برای تفرقه و فرسایش نیروهاست. آنچه امروز میتواند اپوزیسیون را همسو کند، توافق بر سر حداقلهاست:
دموکراسی بهعنوان سازوکار اداره کشور
آزادیهای فردی و سیاسی بهعنوان حق غیرقابلمسامحه شهروندان
جدایی دین از سیاست بهعنوان تضمینکننده برابری و بیطرفی حکومت
این سه اصل حداقلی، ستونهای همبستگیاند. هر گروه و جریان سیاسی که به آزادی ایران میاندیشد، میتواند و باید بر این پایهها توافق کند. باقی مباحث ـ اعم از شکل جمهوری یا مشروطه، نوع نظام اقتصادی یا سبک سیاست خارجی ـ را میتوان به انتخاب آزاد مردم در آیندهای دموکراتیک واگذاشت.
جامعه ایرانی سزاوار آن است که به حاکمانی دست یابد «که بسا بهتر از این باشند». اما این شایستگی تنها زمانی محقق میشود که نیروهای اپوزیسیون بلوغی تازه بیابند: بلوغِ ترجیح دادن آزادی امروز بر اختلافات فردا.
این یادداشت، دعوتی است به کنشگری متحد و همافزا. باید به جای فرسودن نیرو در جدلهای بیپایان، به میدان عمل مشترک آمد؛ به جای مرزبندیهای تنگنظرانه، بر کرامت انسان و حق آزادی پای فشرد؛ و به جای انتظار منفعلانه، اراده جمعی برای تغییر آفرید.
تنها در چنین مسیری است که ایران میتواند از بند توتالیتاریسم رها شود و خانهای گردد که در آن «هرکس سزاوار نانی و کرامتی انسانی باشد»؛ خانهای که آزادی، عدالت و همزیستی ستونهای اصلی آن باشند.
#کرامت_انسانی #استبداد #کنشگری #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15💯3👎1
ناخودآگاهِ جمعیِ ناتوان از کنش؛
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!
شامِ تاریکِ ما را سحر کن
پیام همراهان
ناخودآگاهِ جمعی ما آکنده از رنج است، اما تهی از کنش. ما درد را بهخوبی میشناسیم، آن را روایت کردهایم، آوازش را خواندهایم و برایش اشک ریختهایم؛ اما هنگامی که نوبت به خشم میرسد، به آن نیروی مرزگذار و تغییرساز، ناگهان زبانمان میگیرد. بهجایش آه میکشیم، ناله میکنیم و چشم به جایی بیرون از خود میدوزیم.
«ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!» این فراخوان جمعی، بیش از آنکه دعایی ساده باشد، نشانهی یک الگوی روانیِ ریشهدار است: عادت به واگذاری عاملیت. گویی تاریکی بیفاعل است و سحر باید از جایی بیرون از انسان نازل شود. در این الگو، ما نه کنشگران تاریخ، که تماشاگران تقدیر هستیم؛ محکومانِ صبوری که امید را جانشین مسئولیت کردهایم.
فرهنگ عاطفی ما خشم را یا خطرناک دانسته یا نازیبا. خشم باید تلطیف شود، به ناله بدل گردد، یا در قالب عرفان و رضا حل شود تا نظم نمادین بر هم نخورد. نتیجه، شکلگیری نوعی مظلومیت اخلاقی است: رنج میکشیم، پس حق داریم، اما کنش نمیکنیم. این مظلومیت آرامبخش است، اما ناتوانکننده.
نقد ناخودآگاه جمعی، درست از همینجا آغاز میشود: از بازشناسی این حقیقت که بدون خشمِ آگاهانه، هیچ تغییری ممکن نیست. خشمی که فریاد نیست، ویرانگری نیست، بلکه مطالبه است؛ خشمی که خطاب دارد، مسئول را نشانه میگیرد و از جهان پاسخ میخواهد.
شاید وقت آن رسیده که بهجای التماس برای سحر،
جرئت کنیم تاریکی را نامگذاری کنیم
و سهم خودمان را در ساختن صبح بپذیریم
#خشم #کنشگری #مسئولیت_پذیری #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!
شامِ تاریکِ ما را سحر کن
پیام همراهان
ناخودآگاهِ جمعی ما آکنده از رنج است، اما تهی از کنش. ما درد را بهخوبی میشناسیم، آن را روایت کردهایم، آوازش را خواندهایم و برایش اشک ریختهایم؛ اما هنگامی که نوبت به خشم میرسد، به آن نیروی مرزگذار و تغییرساز، ناگهان زبانمان میگیرد. بهجایش آه میکشیم، ناله میکنیم و چشم به جایی بیرون از خود میدوزیم.
«ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!» این فراخوان جمعی، بیش از آنکه دعایی ساده باشد، نشانهی یک الگوی روانیِ ریشهدار است: عادت به واگذاری عاملیت. گویی تاریکی بیفاعل است و سحر باید از جایی بیرون از انسان نازل شود. در این الگو، ما نه کنشگران تاریخ، که تماشاگران تقدیر هستیم؛ محکومانِ صبوری که امید را جانشین مسئولیت کردهایم.
فرهنگ عاطفی ما خشم را یا خطرناک دانسته یا نازیبا. خشم باید تلطیف شود، به ناله بدل گردد، یا در قالب عرفان و رضا حل شود تا نظم نمادین بر هم نخورد. نتیجه، شکلگیری نوعی مظلومیت اخلاقی است: رنج میکشیم، پس حق داریم، اما کنش نمیکنیم. این مظلومیت آرامبخش است، اما ناتوانکننده.
نقد ناخودآگاه جمعی، درست از همینجا آغاز میشود: از بازشناسی این حقیقت که بدون خشمِ آگاهانه، هیچ تغییری ممکن نیست. خشمی که فریاد نیست، ویرانگری نیست، بلکه مطالبه است؛ خشمی که خطاب دارد، مسئول را نشانه میگیرد و از جهان پاسخ میخواهد.
شاید وقت آن رسیده که بهجای التماس برای سحر،
جرئت کنیم تاریکی را نامگذاری کنیم
و سهم خودمان را در ساختن صبح بپذیریم
#خشم #کنشگری #مسئولیت_پذیری #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍9🕊4💔3👌2❤1
آسیبشناسی کنشگری در نظام استبدادی؛
موهبت شجاعت و تلهی نمایشی شدن
پیام همراهان
کنشگری در یک نظام استبدادی، پیش از هر چیز تجلیِ شجاعت اخلاقی است. فرد کنشگر در برابر بیعدالتی سکوت نمیکند و با وجود هزینههای احتمالی، مسئولیت اجتماعی خود را میپذیرد. این ایستادن، به زندگی معنا میدهد، حس کرامت و عاملیت را تقویت میکند و شبکههایی از همبستگی و اعتماد میسازد. کنشگری میتواند رشد اخلاقی، خودکارآمدی و امید جمعی را افزایش دهد؛ زیرا فرد درمییابد که حتی در محدودترین فضاها نیز امکان انتخاب و اثرگذاری وجود دارد.
با این حال، همین مسیرِ ارزشمند، خالی از تله نیست. فشار امنیتی، اضطراب مزمن، فرسودگی عاطفی، خشم انباشته و آسیب به روابط شخصی از مخاطرات جدیاند. گاهی هویت فرد چنان با نقش کنشگر گره میخورد که دیگر ابعاد زندگیاش به حاشیه میرود و تعادل روانی مختل میشود. مواجهه مداوم با اخبار سرکوب نیز میتواند به بیحسی عاطفی یا ناامیدی عمیق بینجامد.
یکی از مهمترین تلهها، «نمایشی شدن» کنشگری است. در فضای شبکههای اجتماعی، دیدهشدن، لایک گرفتن و تحسین عمومی، پاداش فوری و اعتیادآوری ایجاد میکند. در این وضعیت، تمرکز از «مسئله» به «تصویر فرد از خود» جابهجا میشود. کنشگری به ابزاری برای جبران نیازهای ارضانشدهی تأیید، تعلق یا اهمیت بدل میشود و اثرگذاری واقعی در اولویت دوم قرار میگیرد.
برای رهایی از این تله، بازبینی مستمر نیتها ضروری است: این اقدام چه تغییری ایجاد میکند؟ اگر هیچکس آن را نبیند، باز هم انجامش میدهم؟ همچنین باید شاخص اثرگذاری را از محبوبیت جدا کرد، کار جمعی را بر فردمحوری ترجیح داد و مراقبت از سلامت روان و تعادل زندگی را جدی گرفت. کنشگری آگاهانه زمانی پایدار میماند که میان شجاعت و خرد، آرمان و خودمراقبتی، و حضور اجتماعی و فروتنی تعادل برقرار شود.
#کنشگری #مبارزه_مدنی #همکاری
@Tavaana_TavaanaTech
آسیبشناسی کنشگری در نظام استبدادی؛
موهبت شجاعت و تلهی نمایشی شدن
پیام همراهان
کنشگری در یک نظام استبدادی، پیش از هر چیز تجلیِ شجاعت اخلاقی است. فرد کنشگر در برابر بیعدالتی سکوت نمیکند و با وجود هزینههای احتمالی، مسئولیت اجتماعی خود را میپذیرد. این ایستادن، به زندگی معنا میدهد، حس کرامت و عاملیت را تقویت میکند و شبکههایی از همبستگی و اعتماد میسازد. کنشگری میتواند رشد اخلاقی، خودکارآمدی و امید جمعی را افزایش دهد؛ زیرا فرد درمییابد که حتی در محدودترین فضاها نیز امکان انتخاب و اثرگذاری وجود دارد.
با این حال، همین مسیرِ ارزشمند، خالی از تله نیست. فشار امنیتی، اضطراب مزمن، فرسودگی عاطفی، خشم انباشته و آسیب به روابط شخصی از مخاطرات جدیاند. گاهی هویت فرد چنان با نقش کنشگر گره میخورد که دیگر ابعاد زندگیاش به حاشیه میرود و تعادل روانی مختل میشود. مواجهه مداوم با اخبار سرکوب نیز میتواند به بیحسی عاطفی یا ناامیدی عمیق بینجامد.
یکی از مهمترین تلهها، «نمایشی شدن» کنشگری است. در فضای شبکههای اجتماعی، دیدهشدن، لایک گرفتن و تحسین عمومی، پاداش فوری و اعتیادآوری ایجاد میکند. در این وضعیت، تمرکز از «مسئله» به «تصویر فرد از خود» جابهجا میشود. کنشگری به ابزاری برای جبران نیازهای ارضانشدهی تأیید، تعلق یا اهمیت بدل میشود و اثرگذاری واقعی در اولویت دوم قرار میگیرد.
برای رهایی از این تله، بازبینی مستمر نیتها ضروری است: این اقدام چه تغییری ایجاد میکند؟ اگر هیچکس آن را نبیند، باز هم انجامش میدهم؟ همچنین باید شاخص اثرگذاری را از محبوبیت جدا کرد، کار جمعی را بر فردمحوری ترجیح داد و مراقبت از سلامت روان و تعادل زندگی را جدی گرفت. کنشگری آگاهانه زمانی پایدار میماند که میان شجاعت و خرد، آرمان و خودمراقبتی، و حضور اجتماعی و فروتنی تعادل برقرار شود.
#کنشگری #مبارزه_مدنی #همکاری
@Tavaana_TavaanaTech
❤13🕊3👍1👌1