Forwarded from گفتوشنود
آخور یا آخِر؟ مسئله مرجعیت شیعه!
جداییراه قم و نجف در نسبت دین و دولت
پیام همراهان
توصیه اخیر آیتالله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق میگیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوقبگیر، بلکه برای مصون نگهداشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح میکند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید میکند؛ سنتی که تجربه دخالت دولتها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت میداند.
در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطهای نزدیک با حکومت داشتهاند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمانهای دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبهها بر این رابطه مهر تأیید میزند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسانسازی فروکاست: در قم نیز طیفهایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آناند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.
در نجف نیز نمیتوان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحرانهای سیاسی اخیر، نقشآفرینی داشته است. بااینحال، نوع سیاستورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاقمحور است؛ سیاستورزیای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.
همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم میکند. او یادآور میشود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید میکند، حال آنکه در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.
در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین میتواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصلهگذاری سنجیده از قدرت حفظ میشود؟
#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جداییراه قم و نجف در نسبت دین و دولت
پیام همراهان
توصیه اخیر آیتالله علی سیستانی مبنی بر پرهیز مؤمنان از اقتدا به امامان جماعتی که از دولت حقوق میگیرند، بار دیگر تفاوت نگرش دو حوزه بزرگ شیعه، قم و نجف، را برجسته کرده است. سیستانی این توصیه را نه از باب طعن به عدالت روحانیان حقوقبگیر، بلکه برای مصون نگهداشتن جایگاه دینی از هرگونه دخالت دولت، امروز یا فردا، طرح میکند. این نگاه ادامه سنتی است که در نجف بر استقلال نهادی و مالی روحانیت تأکید میکند؛ سنتی که تجربه دخالت دولتها در امور دینی را خطری دائمی برای مرجعیت میداند.
در مقابل، ساختار روحانیت در ایران به دلایل تاریخی، فقهی و سیاسی با دولت گره خورده است. از عصر صفویه تا امروز، بسیاری از علما در ایران رابطهای نزدیک با حکومت داشتهاند و با استقرار جمهوری اسلامی این پیوند نهادمندتر شده است. بودجه سالانه برای امامان جماعت و جمعه، سازمانهای دینی وابسته به دولت، و نقش سیاسی مکرر خطبهها بر این رابطه مهر تأیید میزند. البته نباید این واقعیت پیچیده را به یکسانسازی فروکاست: در قم نیز طیفهایی وجود دارند که از حکومت فاصله گرفته یا منتقد آناند. اما ساختار کلی حوزه قم با دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است.
در نجف نیز نمیتوان از «پرهیز مطلق از سیاست» سخن گفت. سیستانی در مقاطع حساس عراق، از سقوط صدام تا مقابله با داعش و بحرانهای سیاسی اخیر، نقشآفرینی داشته است. بااینحال، نوع سیاستورزی نجف محتاطانه، غیرنهادی و اخلاقمحور است؛ سیاستورزیای که برای حفظ فاصله با قدرت طراحی شده، نه برای ادغام شدن در آن.
همین تفاوت در «نوع نسبت با سیاست» است که توصیه اخیر سیستانی را مهم میکند. او یادآور میشود که رابطه مالی با دولت دیر یا زود استقلال دینی را تهدید میکند، حال آنکه در ایران این رابطه به بخشی از ساختار رسمی روحانیت تبدیل شده است.
در نهایت، مسئله نه یک دوگانه قطعی میان قم و نجف، بلکه پرسشی بنیادی درباره آینده مرجعیت شیعه است:
آیا دین میتواند در کنار دولت بایستد و همچنان مستقل بماند، یا استقلال دینی تنها با فاصلهگذاری سنجیده از قدرت حفظ میشود؟
#دین_حکومتی #حکومت_دینی #مرجعیت_شیعه #نجف #قم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤6
Forwarded from گفتوشنود
گسست نسلی و دینگریزی
در سایه دین حکومتی
پیام همراهان
در جامعهای سنتی و سیاستزده مانند ایران، گسست نسلی و دینگریزی نتیجه فرآیندی طولانی و عمیق است؛ فرآیندی که از دل پیوند ناهمگون دین حکومتی، سنت فرهنگی و قدرت سیاسی سر برآورده است.
هنگامیکه دین در جایگاه ابزار مشروعیت سیاسی قرار میگیرد، اعتماد عمومی بهتدریج فرسوده میشود و نسلهای جوانتر دین رسمی را نه معنویت، بلکه ساختار کنترل و اجبار میبینند.
در چنین فضایی، رفتار و ناکارآمدی حکومت به نام دین ثبت میشود و این وضع، فاصله افراد با باورهای رسمی را افزایش میدهد.
در کنار این مساله، جامعه همچنان ریشه در سنت دارد اما نسل جدید با جهان مدرن و شبکههای جهانی پرورش یافته است.
این نسل پرسشگر و آگاه است و در برابر روایتهای تکصدایی و ایدئولوژیک مقاومت میکند.
همین تفاوت تجربه و جهانبینی میان نسلها، شکاف ارزشی و فرهنگی را عمیقتر میسازد.
از سوی دیگر، سیاستزدگی مفرط باعث شده همه چیز حتی ایمان شخصی رنگ و بوی سیاسی بگیرد.
آمیختگی دین و قدرت، دین را از حوزه خصوصی بیرون کشیده و آن را به ابزاری برای قانونگذاری، نظارت و سرکوب تبدیل کرده است؛ نتیجه اینکه دین از پناهگاه معنوی به مسالهای مناقشهبرانگیز بدل میشود.
با اینحال دینگریزی در ایران الزاما به معنای بیدینی نیست؛ اغلب نوعی اعتراض مدنی، فاصلهگیری از دین رسمی، یا جستوجوی معنویت شخصی خارج از چهارچوب حکومتی است.
بهاینترتیب، هرچه ساختار قدرت بیشتر بر نسخه خودساخنه و رسمی دین تاکید کند، جامعه بیشتر بهسوی معنویت فردی و دینگریزی اجتماعی حرکت میکند.
این روند نشان میدهد که گسست نسلی و دینگریزی نه پدیدههایی مقطعی، بلکه نشانههایی از دگرگونی عمیق در فهم دین و هویت در جامعهای تحت سلطه دین حکومتی است.
#دین_گریزی #گسست_نسلی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در سایه دین حکومتی
پیام همراهان
در جامعهای سنتی و سیاستزده مانند ایران، گسست نسلی و دینگریزی نتیجه فرآیندی طولانی و عمیق است؛ فرآیندی که از دل پیوند ناهمگون دین حکومتی، سنت فرهنگی و قدرت سیاسی سر برآورده است.
هنگامیکه دین در جایگاه ابزار مشروعیت سیاسی قرار میگیرد، اعتماد عمومی بهتدریج فرسوده میشود و نسلهای جوانتر دین رسمی را نه معنویت، بلکه ساختار کنترل و اجبار میبینند.
در چنین فضایی، رفتار و ناکارآمدی حکومت به نام دین ثبت میشود و این وضع، فاصله افراد با باورهای رسمی را افزایش میدهد.
در کنار این مساله، جامعه همچنان ریشه در سنت دارد اما نسل جدید با جهان مدرن و شبکههای جهانی پرورش یافته است.
این نسل پرسشگر و آگاه است و در برابر روایتهای تکصدایی و ایدئولوژیک مقاومت میکند.
همین تفاوت تجربه و جهانبینی میان نسلها، شکاف ارزشی و فرهنگی را عمیقتر میسازد.
از سوی دیگر، سیاستزدگی مفرط باعث شده همه چیز حتی ایمان شخصی رنگ و بوی سیاسی بگیرد.
آمیختگی دین و قدرت، دین را از حوزه خصوصی بیرون کشیده و آن را به ابزاری برای قانونگذاری، نظارت و سرکوب تبدیل کرده است؛ نتیجه اینکه دین از پناهگاه معنوی به مسالهای مناقشهبرانگیز بدل میشود.
با اینحال دینگریزی در ایران الزاما به معنای بیدینی نیست؛ اغلب نوعی اعتراض مدنی، فاصلهگیری از دین رسمی، یا جستوجوی معنویت شخصی خارج از چهارچوب حکومتی است.
بهاینترتیب، هرچه ساختار قدرت بیشتر بر نسخه خودساخنه و رسمی دین تاکید کند، جامعه بیشتر بهسوی معنویت فردی و دینگریزی اجتماعی حرکت میکند.
این روند نشان میدهد که گسست نسلی و دینگریزی نه پدیدههایی مقطعی، بلکه نشانههایی از دگرگونی عمیق در فهم دین و هویت در جامعهای تحت سلطه دین حکومتی است.
#دین_گریزی #گسست_نسلی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤9👍1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رئیسجمهور تاجیکستان در سخنرانی در مجلس نمایندگان این کشور گفت که کشورش دو برابر بیشتر از دیگر کشورهای آسیای مرکزی مسجد ساخته و ساختوساز مسجد همینقدر بس است.
او افزود «مسلمانی ما را هیچکس نمیگیرد.»
امامعلی رحمان تاکید کرد که اکنون زمان آموختن علم، فراگیری هنر و بلندبردن سطح معرفتی ملت تاجیک فرا رسیده است.
آقای رحمان در ادامه سخنرانی خود گفت: «روی راست میگویم با خرافات دولت ترقی نمیکند.» و «ببینید که ملتهای دیگر به کجاها رسیده است و ما در کجا قرار داریم.»
در حالیکه رئیسجمهور تاجیکستان صراحتا اعلام میکند ساخت مسجد بیش از نیاز انجام شده و اولویت امروز کشورش «علم، هنر و ارتقای سطح معرفت» است، وضعیت ایران در مسیری معکوس حرکت میکند؛ جایی که حاکمان، با وجود بحرانهای عمیق در زیرساختهای حیاتی، نظام سلامت فرسوده، آموزش نابرابر، فقر فزاینده و کاهش رفاه عمومی، همچنان بخش قابلتوجهی از بودجه و منابع ملی را صرف ساخت مسجد، توسعه مراکز مذهبی و نهادهای ایدئولوژیک میکنند.
این رویکرد نهتنها پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست، بلکه فاصله میان دین و زندگی روزمره مردم را عمیقتر کرده است.
همانگونه که امامعلی رحمان تاکید میکند «با خرافات دولت ترقی نمیکند»، تجربه ایران نشان میدهد اصرار بر نمادسازی مذهبی بهجای سرمایهگذاری در انسان، دانش و رفاه، نه به تقویت ایمان میانجامد و نه به پیشرفت، بلکه به اتلاف ثروت ملی و فرسایش اعتماد عمومی منتهی میشود.
#دین_حکومتی #حکومت_ایدئولوژیک #عقلگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او افزود «مسلمانی ما را هیچکس نمیگیرد.»
امامعلی رحمان تاکید کرد که اکنون زمان آموختن علم، فراگیری هنر و بلندبردن سطح معرفتی ملت تاجیک فرا رسیده است.
آقای رحمان در ادامه سخنرانی خود گفت: «روی راست میگویم با خرافات دولت ترقی نمیکند.» و «ببینید که ملتهای دیگر به کجاها رسیده است و ما در کجا قرار داریم.»
در حالیکه رئیسجمهور تاجیکستان صراحتا اعلام میکند ساخت مسجد بیش از نیاز انجام شده و اولویت امروز کشورش «علم، هنر و ارتقای سطح معرفت» است، وضعیت ایران در مسیری معکوس حرکت میکند؛ جایی که حاکمان، با وجود بحرانهای عمیق در زیرساختهای حیاتی، نظام سلامت فرسوده، آموزش نابرابر، فقر فزاینده و کاهش رفاه عمومی، همچنان بخش قابلتوجهی از بودجه و منابع ملی را صرف ساخت مسجد، توسعه مراکز مذهبی و نهادهای ایدئولوژیک میکنند.
این رویکرد نهتنها پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست، بلکه فاصله میان دین و زندگی روزمره مردم را عمیقتر کرده است.
همانگونه که امامعلی رحمان تاکید میکند «با خرافات دولت ترقی نمیکند»، تجربه ایران نشان میدهد اصرار بر نمادسازی مذهبی بهجای سرمایهگذاری در انسان، دانش و رفاه، نه به تقویت ایمان میانجامد و نه به پیشرفت، بلکه به اتلاف ثروت ملی و فرسایش اعتماد عمومی منتهی میشود.
#دین_حکومتی #حکومت_ایدئولوژیک #عقلگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌31❤13😍1💯1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهره آغداشلو، هنرپیشه شهیر ایرانی، با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود، بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت فاطمه سپهری جلب کرده است؛ کنشگر متدین، منتقد صریح جمهوری اسلامی و علی خامنهای، همسر شهید و پایبند به اسلام.
آغداشلو پرسشی روشن و بیپرده را مطرح میکند؛ پرسشی نه خطاب به کارگزاران حکومت دینی و نه وابستگان نظام، بلکه خطاب به مسلمانان واقعی در ایران.
او میپرسد: فاطمه سپهری که نماز و روزهاش ترک نمیشود، حجابش پابرجاست و به «اسلام واقعی» پایبند است، اکنون کجاست؟
چرا باید در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی باشد؟ چرا حکومتی که خود را اسلامی مینامد، از چنین زنی میترسد؟
و پرسش مهمتر این است: شما که خود را مسلمان میدانید، چرا دادخواه او نیستید؟ چرا حتی یک نامه در دفاع از او ننوشتید؟
اگر ظلم به یک زن مومن و همسر شهید شما را به واکنش وادار نمیکند، پس مرز دینداری کجاست؟
این پرسش، پرسشی صرفا سیاسی نیست؛ پرسشی اخلاقی و دینی است.
اکنون باید صریح پرسید:
فاطمه سپهری کجاست؟
و مهمتر از آن:
شما متدین به اسلام هستید یا متدین به
جمهوری اسلامی؟
#فاطمه_سپهری #شهره_آغداشلو #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
آغداشلو پرسشی روشن و بیپرده را مطرح میکند؛ پرسشی نه خطاب به کارگزاران حکومت دینی و نه وابستگان نظام، بلکه خطاب به مسلمانان واقعی در ایران.
او میپرسد: فاطمه سپهری که نماز و روزهاش ترک نمیشود، حجابش پابرجاست و به «اسلام واقعی» پایبند است، اکنون کجاست؟
چرا باید در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی باشد؟ چرا حکومتی که خود را اسلامی مینامد، از چنین زنی میترسد؟
و پرسش مهمتر این است: شما که خود را مسلمان میدانید، چرا دادخواه او نیستید؟ چرا حتی یک نامه در دفاع از او ننوشتید؟
اگر ظلم به یک زن مومن و همسر شهید شما را به واکنش وادار نمیکند، پس مرز دینداری کجاست؟
این پرسش، پرسشی صرفا سیاسی نیست؛ پرسشی اخلاقی و دینی است.
اکنون باید صریح پرسید:
فاطمه سپهری کجاست؟
و مهمتر از آن:
شما متدین به اسلام هستید یا متدین به
جمهوری اسلامی؟
#فاطمه_سپهری #شهره_آغداشلو #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
👍48❤6👌3
Forwarded from گفتوشنود
🔴 بودجه اعلامی برخی از نهادهای مذهبی
🔸 مرکز خدمات حوزه های علمیه:
۱۶.۴۲ هزار میلیارد تومان
🔸شورای عالی حوزه های علمیه:
۷.۴۵ هزار میلیارد تومان
🔸 سازمان تبلیغات اسلامی:
۶.۷۷ هزار میلیارد تومان
🔸 شورای عالی انقلاب فرهنگی:
۱.۲۲ هزار میلیارد تومان
🔸 جامعة المصطفی العالمیه:
۱.۸۶ هزار میلیارد تومان
#بودجه #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔸 مرکز خدمات حوزه های علمیه:
۱۶.۴۲ هزار میلیارد تومان
🔸شورای عالی حوزه های علمیه:
۷.۴۵ هزار میلیارد تومان
🔸 سازمان تبلیغات اسلامی:
۶.۷۷ هزار میلیارد تومان
🔸 شورای عالی انقلاب فرهنگی:
۱.۲۲ هزار میلیارد تومان
🔸 جامعة المصطفی العالمیه:
۱.۸۶ هزار میلیارد تومان
#بودجه #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔22❤4
Forwarded from گفتوشنود
در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.
حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایههایی از تقدسسازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.
مراسمی مانند بزرگداشتهای حکومتی، روایتهای ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهتدار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت بهکار گرفته میشوند.
این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش میکند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.
از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.
حکومت با بهرهگیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانهها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه شخصی و اخلاقی به حوزه اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.
در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه انتقادی است.
چنین مهندسیای، در نهایت، نه ایمان را تقویت میکند و نه جامعه را معنویتر میسازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.
#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.
حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایههایی از تقدسسازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.
مراسمی مانند بزرگداشتهای حکومتی، روایتهای ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهتدار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت بهکار گرفته میشوند.
این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش میکند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.
از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.
حکومت با بهرهگیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانهها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه شخصی و اخلاقی به حوزه اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.
در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه انتقادی است.
چنین مهندسیای، در نهایت، نه ایمان را تقویت میکند و نه جامعه را معنویتر میسازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.
#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯10👍5❤1
Forwarded from گفتوشنود
مردم گرسنه زیر بار گرانی له میشوند؛
حوزههای علمیه بودجههای کلان را میبلعند
و مراجع شیعه سکوت را ترجیح میدهند
پیام همراهان
در روزگاری که سفرههای مردم هر روز کوچکتر میشود و گرانی، نفس طبقات فرودست را بریده است، تناقضی تلخ پیش چشم جامعه قرار دارد: بودجههای کلان و تضمینشدهای که بیوقفه به نهادهای دینی، بهویژه حوزههای علمیه، سرازیر میشود. این شکاف آشکار میان رنج عمومی و رفاه نهادی، پرسشی اخلاقی و دینی را پیش میکشد؛ پرسشی که پاسخ آن سالهاست به تعویق افتاده است.
نهادهای دینی که مدعی پناه معنوی مردم و زبان گویای عدالت بودند، امروز در ساختار قدرت حل شدهاند و از رانتهای مالی بهرهمندند؛ بیآنکه مسئولیتی متناسب با این امتیازها بپذیرند.
سکوت مراجع شیعه در برابر فقر، تورم افسارگسیخته و سیاستهایی که کرامت انسانی را فرسوده کرده، دیگر سکوتی خنثی نیست؛ این سکوت همراهی با حاکم و سهم در قدرت تعبیر میشود.
دین، اگر قرار است معنایی اجتماعی داشته باشد، نمیتواند نسبت به نان، کار و عزت مردم بیاعتنا بماند.
مرجعیت دینی که باید در کنار رنجدیدگان میایستاد و هزینه این ایستادن را میپرداخت، نقش تاریخی و اخلاقی خود را واگذار کرده است.
جامعه امروز بیش از هر زمان، شاهد و آگاه به سکوتی است که در پس ادعای دین و اخلاق منفعت فرقهای را برگزیده است.
#مرجعیت_شیعه #حوزه_علمیه #بودجه #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حوزههای علمیه بودجههای کلان را میبلعند
و مراجع شیعه سکوت را ترجیح میدهند
پیام همراهان
در روزگاری که سفرههای مردم هر روز کوچکتر میشود و گرانی، نفس طبقات فرودست را بریده است، تناقضی تلخ پیش چشم جامعه قرار دارد: بودجههای کلان و تضمینشدهای که بیوقفه به نهادهای دینی، بهویژه حوزههای علمیه، سرازیر میشود. این شکاف آشکار میان رنج عمومی و رفاه نهادی، پرسشی اخلاقی و دینی را پیش میکشد؛ پرسشی که پاسخ آن سالهاست به تعویق افتاده است.
نهادهای دینی که مدعی پناه معنوی مردم و زبان گویای عدالت بودند، امروز در ساختار قدرت حل شدهاند و از رانتهای مالی بهرهمندند؛ بیآنکه مسئولیتی متناسب با این امتیازها بپذیرند.
سکوت مراجع شیعه در برابر فقر، تورم افسارگسیخته و سیاستهایی که کرامت انسانی را فرسوده کرده، دیگر سکوتی خنثی نیست؛ این سکوت همراهی با حاکم و سهم در قدرت تعبیر میشود.
دین، اگر قرار است معنایی اجتماعی داشته باشد، نمیتواند نسبت به نان، کار و عزت مردم بیاعتنا بماند.
مرجعیت دینی که باید در کنار رنجدیدگان میایستاد و هزینه این ایستادن را میپرداخت، نقش تاریخی و اخلاقی خود را واگذار کرده است.
جامعه امروز بیش از هر زمان، شاهد و آگاه به سکوتی است که در پس ادعای دین و اخلاق منفعت فرقهای را برگزیده است.
#مرجعیت_شیعه #حوزه_علمیه #بودجه #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍34❤4💯1
Forwarded from گفتوشنود
چرا مردم باید از حکومت دینی ناراضی باشند و چرا حق دارند اعتراض کنند؟
پیام همراهان
من بهعنوان یک شهروند، از حکومتی ناراضیام که نام دین را یدک میکشد اما نتیجه سیاستهایش فقر، تبعیض و بیعدالتی است.
وقتی حداقل دستمزد کارگر کمتر از ۱۵ میلیون تومان است و خط فقر از ۸۰ میلیون تومان گذشته، دیگر نمیتوان از «مدیریت» یا «تحمل» حرف زد. این شکاف، فقط عدد نیست؛ زندگیِ لهشدهی میلیونها انسان است.
تورم، مردم را بیدار کرده. وقتی هر روز فقیرتر میشویم، وقتی امنیت شغلی نداریم، وقتی درمان، آموزش و مسکن به رویا تبدیل شده، دیگر سکوت فضیلت نیست.
حکومتی که باید رفاه عمومی را تضمین کند، منابع کشور را به نهادهای ایدئولوژیک، پروژههای تبلیغاتی و دستگاههای پرهزینه میسپارد؛ در حالی که مردم زیر بار گرانی خرد میشوند.
از سوی دیگر، سیاستهای جنگطلبانه و مداخلهجویانه در منطقه، هزینههای سنگین نظامی و برنامههای هستهای، و ماجراجوییهای پرخرج، اقتصاد را به حاشیه رانده است. نتیجه روشن است: اقتصاد به دست شبکهای از رانتخواران و فاسدان سپرده شده؛ منابع ملی غارت میشود و سهم مردم از ثروت کشور هر روز کمتر.
حکومت دینی وقتی پاسخگو نیست، وقتی نقد را برنمیتابد و اعتراض را سرکوب میکند، مشروعیت اخلاقی خود را از دست میدهد. دین اگر ابزار قدرت شود، بهجای عدالت، توجیهگر بیعدالتی میشود. من ناراضیام چون میبینم وعدهها جای خود را به فقر دادهاند و «مصلحت» همیشه به ضرر مردم تفسیر میشود.
مردم حق اعتراض دارند. حق دارند به خیابان بیایند، صداشان را بلند کنند و بپرسند: چرا زندگی ما اینقدر بیارزش شده؟
اعتراض جرم نیست؛ واکنش طبیعی به فقر، تورم و بیعدالتی است. حکومتی که صدای مردم را نشنود، دیر یا زود با فریادشان روبهرو میشود.
به قول فرخی یزدی:
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند
#حکومت_دینی #دین_حکومتی #اعتراض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
من بهعنوان یک شهروند، از حکومتی ناراضیام که نام دین را یدک میکشد اما نتیجه سیاستهایش فقر، تبعیض و بیعدالتی است.
وقتی حداقل دستمزد کارگر کمتر از ۱۵ میلیون تومان است و خط فقر از ۸۰ میلیون تومان گذشته، دیگر نمیتوان از «مدیریت» یا «تحمل» حرف زد. این شکاف، فقط عدد نیست؛ زندگیِ لهشدهی میلیونها انسان است.
تورم، مردم را بیدار کرده. وقتی هر روز فقیرتر میشویم، وقتی امنیت شغلی نداریم، وقتی درمان، آموزش و مسکن به رویا تبدیل شده، دیگر سکوت فضیلت نیست.
حکومتی که باید رفاه عمومی را تضمین کند، منابع کشور را به نهادهای ایدئولوژیک، پروژههای تبلیغاتی و دستگاههای پرهزینه میسپارد؛ در حالی که مردم زیر بار گرانی خرد میشوند.
از سوی دیگر، سیاستهای جنگطلبانه و مداخلهجویانه در منطقه، هزینههای سنگین نظامی و برنامههای هستهای، و ماجراجوییهای پرخرج، اقتصاد را به حاشیه رانده است. نتیجه روشن است: اقتصاد به دست شبکهای از رانتخواران و فاسدان سپرده شده؛ منابع ملی غارت میشود و سهم مردم از ثروت کشور هر روز کمتر.
حکومت دینی وقتی پاسخگو نیست، وقتی نقد را برنمیتابد و اعتراض را سرکوب میکند، مشروعیت اخلاقی خود را از دست میدهد. دین اگر ابزار قدرت شود، بهجای عدالت، توجیهگر بیعدالتی میشود. من ناراضیام چون میبینم وعدهها جای خود را به فقر دادهاند و «مصلحت» همیشه به ضرر مردم تفسیر میشود.
مردم حق اعتراض دارند. حق دارند به خیابان بیایند، صداشان را بلند کنند و بپرسند: چرا زندگی ما اینقدر بیارزش شده؟
اعتراض جرم نیست؛ واکنش طبیعی به فقر، تورم و بیعدالتی است. حکومتی که صدای مردم را نشنود، دیر یا زود با فریادشان روبهرو میشود.
به قول فرخی یزدی:
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند
#حکومت_دینی #دین_حکومتی #اعتراض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤20