درگذشت مشکوک عباس دلجویی پس از آزادی از بازداشت
عباس دلجویی، شهروند میانهای ساکن رامسر و متولد ۱۵ مرداد ۱۳۸۳، دانشجوی دکترای حرفهای دامپزشکی دانشگاه چمران اهواز، که در تاریخ ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات اهواز بازداشت شده بود، پس از مدتی بازداشت در ۱۴ بهمنماه از زندان شیبان اهواز آزاد شد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، وی روز ۲۶ بهمنماه در رامسر به دلیل اعلامشدهی ایست قلبی جان خود را از دست داده است؛ رخدادی که از سوی نزدیکان و منابع مطلع با ابهامها و پرسشهایی همراه توصیف شده است.
جزئیات بیشتری درباره شرایط جسمی او پس از آزادی و عوامل احتمالی مؤثر در این رویداد منتشر نشده است.
#عباس_دلجویی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
درگذشت مشکوک عباس دلجویی پس از آزادی از بازداشت
عباس دلجویی، شهروند میانهای ساکن رامسر و متولد ۱۵ مرداد ۱۳۸۳، دانشجوی دکترای حرفهای دامپزشکی دانشگاه چمران اهواز، که در تاریخ ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات اهواز بازداشت شده بود، پس از مدتی بازداشت در ۱۴ بهمنماه از زندان شیبان اهواز آزاد شد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، وی روز ۲۶ بهمنماه در رامسر به دلیل اعلامشدهی ایست قلبی جان خود را از دست داده است؛ رخدادی که از سوی نزدیکان و منابع مطلع با ابهامها و پرسشهایی همراه توصیف شده است.
جزئیات بیشتری درباره شرایط جسمی او پس از آزادی و عوامل احتمالی مؤثر در این رویداد منتشر نشده است.
#عباس_دلجویی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔73❤7🕊3
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارناوال یا «فاشینگ» در آلمان یکی از مهمترین جشنهای مردمی پیش از آغاز دوره روزه مسیحیان (Lent) است که بهویژه در شهرهایی مانند کلن، دوسلدورف و ماینتس با شکوه فراوان برگزار میشود.
اوج این جشن در «دوشنبه گلسرخ» (Rosenmontag) است؛ زمانی که رژههای خیابانی با موسیقی، لباسهای رنگارنگ و طنز سیاسی برگزار میشود.
یکی از شاخصترین بخشهای این رژهها نمایش ماکتها و عروسکهای عظیمالجثه از شخصیتهای سیاسی جهان است که با نگاهی انتقادی و طنزآمیز طراحی میشوند.
این ماکتها گاه رهبران آلمان و چهرههای بینالمللی را به تصویر میکشند و به موضوعات روز سیاسی، بحرانهای جهانی یا تصمیمهای جنجالی آنان میپردازند.
کارناوال آلمان در واقع ترکیبی از شادی، سنتهای کهن و آزادی بیان است که از طریق طنز و هنر خیابانی، نقد اجتماعی و سیاسی را به شکلی خلاقانه و مردمی بیان میکند.
#کاناوال #فاشینگ #دیکتاتور #گفتگو_توانا
کارناوال یا «فاشینگ» در آلمان یکی از مهمترین جشنهای مردمی پیش از آغاز دوره روزه مسیحیان (Lent) است که بهویژه در شهرهایی مانند کلن، دوسلدورف و ماینتس با شکوه فراوان برگزار میشود.
اوج این جشن در «دوشنبه گلسرخ» (Rosenmontag) است؛ زمانی که رژههای خیابانی با موسیقی، لباسهای رنگارنگ و طنز سیاسی برگزار میشود.
یکی از شاخصترین بخشهای این رژهها نمایش ماکتها و عروسکهای عظیمالجثه از شخصیتهای سیاسی جهان است که با نگاهی انتقادی و طنزآمیز طراحی میشوند.
این ماکتها گاه رهبران آلمان و چهرههای بینالمللی را به تصویر میکشند و به موضوعات روز سیاسی، بحرانهای جهانی یا تصمیمهای جنجالی آنان میپردازند.
کارناوال آلمان در واقع ترکیبی از شادی، سنتهای کهن و آزادی بیان است که از طریق طنز و هنر خیابانی، نقد اجتماعی و سیاسی را به شکلی خلاقانه و مردمی بیان میکند.
#کاناوال #فاشینگ #دیکتاتور #گفتگو_توانا
👍38👌1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجتبی ترشیز، بازیکن تیم نساجی که به همراه همسرش به ضرب گلوله کشته شد
جاویدنام مجتبی ترشیز، فوتبالیست اهل شهر شاهی (قائمشهر) در مازندران به همراه همسرش، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه در اعتراضات این شهر با شلیک گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی کشته شدند.
مجتبی ترشیز عضویت در تیمهای نساجی مازندران، تراکتور تبریز، فجرسپاسی شیراز و مس کرمان را در کارنامه داشت. این زوج دو فرزند داشتند.
#مجتبی_ترشیز
💸 tavaanatech
جاویدنام مجتبی ترشیز، فوتبالیست اهل شهر شاهی (قائمشهر) در مازندران به همراه همسرش، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه در اعتراضات این شهر با شلیک گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی کشته شدند.
مجتبی ترشیز عضویت در تیمهای نساجی مازندران، تراکتور تبریز، فجرسپاسی شیراز و مس کرمان را در کارنامه داشت. این زوج دو فرزند داشتند.
#مجتبی_ترشیز
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔43🕊3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«۲۶ بهمن، بهارستان اصفهان، خیابان الفت
جایی که مردم را به گلوله بستند و خانوادههای بسیاری عزیزان خود را از دست دادند.
امروز، گلریزانی بر قتلگاه آنان، کمترین کاری است که میتوان در آستانه چهلمشان انجام داد.
چهل سال هم که بگذرد، نام و یادشان از ذهن و دل ما پاک نخواهد شد.
پاینده ایران 💚🤍❤️
نور بر تاریکی پیروز است 🕊️»
ـ متن و ویدیو ارسالی مخاطبان
#اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
جایی که مردم را به گلوله بستند و خانوادههای بسیاری عزیزان خود را از دست دادند.
امروز، گلریزانی بر قتلگاه آنان، کمترین کاری است که میتوان در آستانه چهلمشان انجام داد.
چهل سال هم که بگذرد، نام و یادشان از ذهن و دل ما پاک نخواهد شد.
پاینده ایران 💚🤍❤️
نور بر تاریکی پیروز است 🕊️»
ـ متن و ویدیو ارسالی مخاطبان
#اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔35🕊4❤1
جاویدنام بهزاد رنجیرشفیعی در آستانه اشرفیه بر اثر اصابت گلوله سرکوبگران، جان باخت
بر اساس اطلاعات دریافتی، بهزاد رنجیرشفیعی، متولد ۱۸ آذر ۱۳۷۲ و اهل آستانه اشرفیه، شامگاه ۱۸ دیماه حدود ساعت ۱۹:۴۵ در مقابل مغازه خشکبارفروشی خود واقع در روبهروی بازار جلالیه هدف اصابت گلوله قرار گرفت و بر اثر آسیب شدید به ریه و خونریزی ناشی از آن، در همان محل جان خود را از دست داد.
پیکر او همان شب تحویل گرفته شد و مراسم خاکسپاری روز جمعه ۱۹ دیماه در مزار شهدا برگزار شد.
نزدیکان این شهروند جانباخته همچنین عنوان کردهاند که از خانواده خواسته شده بود او را «بسیجی» معرفی کنند، اما آنان این درخواست را نپذیرفتند.
#بهزاد_رنجبرشفبعی #آستانه_اشرفیه #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام بهزاد رنجیرشفیعی در آستانه اشرفیه بر اثر اصابت گلوله سرکوبگران، جان باخت
بر اساس اطلاعات دریافتی، بهزاد رنجیرشفیعی، متولد ۱۸ آذر ۱۳۷۲ و اهل آستانه اشرفیه، شامگاه ۱۸ دیماه حدود ساعت ۱۹:۴۵ در مقابل مغازه خشکبارفروشی خود واقع در روبهروی بازار جلالیه هدف اصابت گلوله قرار گرفت و بر اثر آسیب شدید به ریه و خونریزی ناشی از آن، در همان محل جان خود را از دست داد.
پیکر او همان شب تحویل گرفته شد و مراسم خاکسپاری روز جمعه ۱۹ دیماه در مزار شهدا برگزار شد.
نزدیکان این شهروند جانباخته همچنین عنوان کردهاند که از خانواده خواسته شده بود او را «بسیجی» معرفی کنند، اما آنان این درخواست را نپذیرفتند.
#بهزاد_رنجبرشفبعی #آستانه_اشرفیه #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام محمدمهدی گنجدانش، ۲۷ بهمن ماه در زنجان برگزار شد
محمدمهدی گنجدانش، دانشآموز ۱۷ساله، ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله جنگی به سرش در زنجان جان باخت.
محمدمهدی گنجدانش متولد ۲ خرداد ۱۳۸۷ و بوکسور بود.
به گفته نزدیکانش او را از پشت سر هدف گرفته بودند.
او ۱۸ دی از خانه بیرون رفت تا ۲۲ دی که پیکرش را به خانواده تحویل دادند. خانواده او به همه مراکز درمانی و انتظامی مراجعه میکرد، اما با اینکه میدانستند کشته شده، هیچ خبری به خانواده نمیدادند.
#محمدمهدی_گنج_دانش #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
محمدمهدی گنجدانش، دانشآموز ۱۷ساله، ۱۸ دی بر اثر اصابت گلوله جنگی به سرش در زنجان جان باخت.
محمدمهدی گنجدانش متولد ۲ خرداد ۱۳۸۷ و بوکسور بود.
به گفته نزدیکانش او را از پشت سر هدف گرفته بودند.
او ۱۸ دی از خانه بیرون رفت تا ۲۲ دی که پیکرش را به خانواده تحویل دادند. خانواده او به همه مراکز درمانی و انتظامی مراجعه میکرد، اما با اینکه میدانستند کشته شده، هیچ خبری به خانواده نمیدادند.
#محمدمهدی_گنج_دانش #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جانباختن جاویدنام یسنا اسکندری، وکیل و نقاش، بر اثر اصابت گلوله در شامگاه ۱۸ دی
بر اساس اطلاعات دریافتی، یسنا اسکندری، ۴۵ ساله، وکیل دادگستری و نقاش، شامگاه ۱۸ دیماه در خیابان کاشانی تهران بر اثر اصابت گلوله از ناحیه کمر جان خود را از دست داده است.
به گفته نزدیکان، در کولهپشتی بهجامانده از او بطریهای کوچک آب معدنی قرار داشته که قصد داشت آنها را میان معترضان تشنه توزیع کند؛ روایتی که از روحیه آرام، فداکار و دغدغهمند او حکایت دارد. خانواده و دوستانش میگویند یسنا بیش از هر چیز آرزوی فضایی آرام برای زندگی و نقاشی داشت.
#یسنا_اسکندری #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
جانباختن جاویدنام یسنا اسکندری، وکیل و نقاش، بر اثر اصابت گلوله در شامگاه ۱۸ دی
بر اساس اطلاعات دریافتی، یسنا اسکندری، ۴۵ ساله، وکیل دادگستری و نقاش، شامگاه ۱۸ دیماه در خیابان کاشانی تهران بر اثر اصابت گلوله از ناحیه کمر جان خود را از دست داده است.
به گفته نزدیکان، در کولهپشتی بهجامانده از او بطریهای کوچک آب معدنی قرار داشته که قصد داشت آنها را میان معترضان تشنه توزیع کند؛ روایتی که از روحیه آرام، فداکار و دغدغهمند او حکایت دارد. خانواده و دوستانش میگویند یسنا بیش از هر چیز آرزوی فضایی آرام برای زندگی و نقاشی داشت.
#یسنا_اسکندری #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔33❤5🕊3
سعید ماسوری پس از ۲۵ سال حبس بیمرخصی، مادرش را از دست داد؛ وداعی که حتی اجازه حضور در خاکسپاری نیافت
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از ۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بهسر میبرد، مادر خود را از دست داد.
مادر او در خرمآباد زندگی میکرد و ماسوری هماکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.
با وجود درگذشت مادر، به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری داده نشد؛ همانگونه که طی این ۲۵ سال، برای هیچ مناسبت خانوادگی یا انسانی، حتی برای ساعتی، مرخصی دریافت نکرده است.
سعید ماسوری در سوگ مادرش نوشته است:
«بیشتر از بیستوپنج سال است من در زندان ماندهام و تو بیرون، بودی، اما رنج این سالها بیشتر بر دوش تو بود. سهم من دیوار و میله بود و سهم تو راههای طولانی، فقط برای چند دقیقه دیدن من هر چند دیگر نام مرا هم به یاد نداشتی… شاید همین، آخرین مهربانی دنیا با تو بود؛
که رنج انتظار را هم از یاد تو برد،
تازه فهمیدم سختترین زندان، جایی است که دیگر “مادر” در آن نیست.
اسطوره صبر و تحمل و قهرمان پایداری تو بودی در سکوت و بی هیچ نام و نشان... تو آفتاب گرمابخش و دیده نشده بودی و من سایه...
چقدر بی نام تو زندان سرد و تاریکتر است.»
در ایران تعداد زیادی زندانی سیاسی با سابقه بالای ده سال حبس در زندانها هستند، که اجازه حتی ساعتی مرخصی نداشتهاند، اما اختلاسگران و غارتگران اموال مردم، از مرخصی بهرهمند بودهاند.
به آقای ماسوری این غم جانکاه را تسلیت میگوییم و امیدواریم با آزادی ایران، کاربرد زندانها تغییر کند و دیگر زندانی سیاسی و عقیدتی نداشته باشیم و حقوق انسان رعایت شود.
#سعید_ماسوری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از ۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بهسر میبرد، مادر خود را از دست داد.
مادر او در خرمآباد زندگی میکرد و ماسوری هماکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.
با وجود درگذشت مادر، به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری داده نشد؛ همانگونه که طی این ۲۵ سال، برای هیچ مناسبت خانوادگی یا انسانی، حتی برای ساعتی، مرخصی دریافت نکرده است.
سعید ماسوری در سوگ مادرش نوشته است:
«بیشتر از بیستوپنج سال است من در زندان ماندهام و تو بیرون، بودی، اما رنج این سالها بیشتر بر دوش تو بود. سهم من دیوار و میله بود و سهم تو راههای طولانی، فقط برای چند دقیقه دیدن من هر چند دیگر نام مرا هم به یاد نداشتی… شاید همین، آخرین مهربانی دنیا با تو بود؛
که رنج انتظار را هم از یاد تو برد،
تازه فهمیدم سختترین زندان، جایی است که دیگر “مادر” در آن نیست.
اسطوره صبر و تحمل و قهرمان پایداری تو بودی در سکوت و بی هیچ نام و نشان... تو آفتاب گرمابخش و دیده نشده بودی و من سایه...
چقدر بی نام تو زندان سرد و تاریکتر است.»
در ایران تعداد زیادی زندانی سیاسی با سابقه بالای ده سال حبس در زندانها هستند، که اجازه حتی ساعتی مرخصی نداشتهاند، اما اختلاسگران و غارتگران اموال مردم، از مرخصی بهرهمند بودهاند.
به آقای ماسوری این غم جانکاه را تسلیت میگوییم و امیدواریم با آزادی ایران، کاربرد زندانها تغییر کند و دیگر زندانی سیاسی و عقیدتی نداشته باشیم و حقوق انسان رعایت شود.
#سعید_ماسوری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔50🕊6❤1
روایت کشتهشدن جبار پناهیآزاد، کودک ۱۵ ساله قشقایی؛ از شلیک تکتیرانداز تا فشار بر خانواده برای مصاحبه اجباری
بر اساس اطلاعات دریافتی، جبار پناهیآزاد، کودک ۱۵ ساله، متولد ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ و از شهروندان قشقایی شهرستان کوهچنار (چنارشاهیجان ـ قائمیه) در استان فارس، روز جمعه ۱۹ دیماه با شلیک مستقیم گلوله جنگی از سوی تکتیراندازان جان خود را از دست داد.
گزارشها حاکی است که او حدود ساعت ۲۰ شب در حالی که در میان معترضان حضور داشت، در میدان منتهی به جاده چنارشاهیجان به کازرون، جنب ایرانخودرو و روبهروی بانک ایرانزمین، هدف شلیک به سر قرار گرفت و در همانجا کشته شد.
جبار پناهیآزاد فرزند اول خانواده بود و سه خواهر کوچکتر داشت. به گفته منابع مطلع، او بهتازگی در یک باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده و با شوق از تغییر فرم بازوهایش برای دوستان و اطرافیان سخن میگفت.
پیکر این کودک پس از چهار روز، روز سهشنبه ۲۳ دیماه به خانواده تحویل داده شد و همان روز در چنارشاهیجان به خاک سپرده شد.
در گواهی فوت علت مرگ «برخورد اجسام پرتابه و ساقطشده با فرد» ذکر شده، در حالی که در گواهی پزشکی قانونی علت حادثه «اصابت گلوله» ثبت شده است.
بر اساس گزارشهای تازه منتشر شده توسط وحید میرزایی در شبکه اجتماعی ایکس، خانواده جبار پناهیآزاد روز ۲۷ بهمنماه تحت فشار نیروهای امنیتی برای انجام مصاحبه تلویزیونی اجباری قرار گرفتهاند. یک منبع نزدیک به خانواده میگوید مأموران در تماسهای مکرر با مادر و خواهر او هشدار دادهاند که در صورت خودداری از انجام مصاحبه تا روز بعد، «عواقب آن متوجهشان خواهد بود».
پدر جبار پیشتر درگذشته بود و اکنون تنها اعضای درجهیک خانوادهاش، مادر و خواهرانش هستند که تحت فشار امنیتی قرار دارند.
همچنین خانواده پیشتر اعلام کرده بودند مراسم چهلمین روز کشتهشدن او روز پنجشنبه ۳۰ بهمنماه ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد، اما گزارشها از ادامه فشارهای امنیتی با هدف جلوگیری از برگزاری این مراسم حکایت دارد.
تصاویر مراسم خاکسپاری و گواهی فوت در صفحه وحید میرزایی موجود است:
vahidmirzaeii
#جبار_پناهی_آزاد #قائمیه #چنارشاهیجان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، جبار پناهیآزاد، کودک ۱۵ ساله، متولد ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ و از شهروندان قشقایی شهرستان کوهچنار (چنارشاهیجان ـ قائمیه) در استان فارس، روز جمعه ۱۹ دیماه با شلیک مستقیم گلوله جنگی از سوی تکتیراندازان جان خود را از دست داد.
گزارشها حاکی است که او حدود ساعت ۲۰ شب در حالی که در میان معترضان حضور داشت، در میدان منتهی به جاده چنارشاهیجان به کازرون، جنب ایرانخودرو و روبهروی بانک ایرانزمین، هدف شلیک به سر قرار گرفت و در همانجا کشته شد.
جبار پناهیآزاد فرزند اول خانواده بود و سه خواهر کوچکتر داشت. به گفته منابع مطلع، او بهتازگی در یک باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده و با شوق از تغییر فرم بازوهایش برای دوستان و اطرافیان سخن میگفت.
پیکر این کودک پس از چهار روز، روز سهشنبه ۲۳ دیماه به خانواده تحویل داده شد و همان روز در چنارشاهیجان به خاک سپرده شد.
در گواهی فوت علت مرگ «برخورد اجسام پرتابه و ساقطشده با فرد» ذکر شده، در حالی که در گواهی پزشکی قانونی علت حادثه «اصابت گلوله» ثبت شده است.
بر اساس گزارشهای تازه منتشر شده توسط وحید میرزایی در شبکه اجتماعی ایکس، خانواده جبار پناهیآزاد روز ۲۷ بهمنماه تحت فشار نیروهای امنیتی برای انجام مصاحبه تلویزیونی اجباری قرار گرفتهاند. یک منبع نزدیک به خانواده میگوید مأموران در تماسهای مکرر با مادر و خواهر او هشدار دادهاند که در صورت خودداری از انجام مصاحبه تا روز بعد، «عواقب آن متوجهشان خواهد بود».
پدر جبار پیشتر درگذشته بود و اکنون تنها اعضای درجهیک خانوادهاش، مادر و خواهرانش هستند که تحت فشار امنیتی قرار دارند.
همچنین خانواده پیشتر اعلام کرده بودند مراسم چهلمین روز کشتهشدن او روز پنجشنبه ۳۰ بهمنماه ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد، اما گزارشها از ادامه فشارهای امنیتی با هدف جلوگیری از برگزاری این مراسم حکایت دارد.
تصاویر مراسم خاکسپاری و گواهی فوت در صفحه وحید میرزایی موجود است:
vahidmirzaeii
#جبار_پناهی_آزاد #قائمیه #چنارشاهیجان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔44❤6🕊2
تداوم محرومیت درمانی امیر رحیمی؛
معلم زندانی با وجود تأیید پزشک همچنان از اعزام پزشکی محروم است
بر اساس اطلاعات دریافتی، امیر رحیمی، معلم زندانی، با وجود مشکلات جدی جسمی و نیاز فوری به درمان تخصصی، همچنان از دسترسی به خدمات پزشکی مناسب و اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان محروم مانده است.
بنا بر این گزارش، وی به دلیل معلولیت و محدودیت شدید حرکتی تنها با استفاده از کفشهای طبی ویژه قادر به راه رفتن است، اما مسئولان زندان این کفشها را در اختیار او قرار ندادهاند؛ موضوعی که حرکت کردن را برای او بهشدت دشوار کرده است.
همچنین پروتزهای دندانی او، که گفته میشود احتمالاً در پی شکنجه شکسته شده، از کار افتاده و در نتیجه امکان جویدن غذا را از دست داده است. با وجود نیاز فوری به مراجعه به مراکز تخصصی خارج از زندان برای درمان و ساخت پروتز جدید، دادستانی با اعزام درمانی او مخالفت کرده است.
به گفته منابع مطلع، پزشک عدم تحمل حبس را تأیید کرده و ادامه روند درمان را منوط به رسیدگی خارج از زندان دانسته، با این حال درخواست مرخصی درمانی نیز مورد موافقت قرار نگرفته است.
امیر رحیمی، مدیر و آموزگار مقطع ابتدایی در شهرستان ازنا، پیشتر در تاریخ ۱۲ دیماه بازداشت شده بود. بر اساس گزارش منتشرشده از سوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، او ابتدا بهصورت غیرقانونی در زندان دورود نگهداری شده و بدون حضور وکیل برایش دادگاه برگزار شده است؛ روندی که در نهایت به صدور حکم ۱۰ سال حبس و ۲ سال تبعید انجامیده است.
طبق همین گزارش، آقای رحیمی که از معلولیت شدید در هر دو پا رنج میبرد و تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارد، پس از آن بازداشت شد که در شامگاه ۱۲ دیماه، یک روز پس از اعتراضات خونین ازنا، برای جلوگیری از ضربوشتم یک دانشآموز توسط نیروهای یگان ویژه مداخله کرده بود. گفته میشود او پس از ضربوشتم توسط مأموران، به اداره اطلاعات ازنا منتقل و سپس بامداد روز بعد بدون اطلاع خانواده به زندان دورود منتقل شد. نزدیک به ۴۰ روز بعد نیز بدون دسترسی به وکیل، پرونده او به دادگستری خرمآباد ارسال و حکم یادشده ابلاغ شد.
#امیر_رحیمی #ازنا #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
معلم زندانی با وجود تأیید پزشک همچنان از اعزام پزشکی محروم است
بر اساس اطلاعات دریافتی، امیر رحیمی، معلم زندانی، با وجود مشکلات جدی جسمی و نیاز فوری به درمان تخصصی، همچنان از دسترسی به خدمات پزشکی مناسب و اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان محروم مانده است.
بنا بر این گزارش، وی به دلیل معلولیت و محدودیت شدید حرکتی تنها با استفاده از کفشهای طبی ویژه قادر به راه رفتن است، اما مسئولان زندان این کفشها را در اختیار او قرار ندادهاند؛ موضوعی که حرکت کردن را برای او بهشدت دشوار کرده است.
همچنین پروتزهای دندانی او، که گفته میشود احتمالاً در پی شکنجه شکسته شده، از کار افتاده و در نتیجه امکان جویدن غذا را از دست داده است. با وجود نیاز فوری به مراجعه به مراکز تخصصی خارج از زندان برای درمان و ساخت پروتز جدید، دادستانی با اعزام درمانی او مخالفت کرده است.
به گفته منابع مطلع، پزشک عدم تحمل حبس را تأیید کرده و ادامه روند درمان را منوط به رسیدگی خارج از زندان دانسته، با این حال درخواست مرخصی درمانی نیز مورد موافقت قرار نگرفته است.
امیر رحیمی، مدیر و آموزگار مقطع ابتدایی در شهرستان ازنا، پیشتر در تاریخ ۱۲ دیماه بازداشت شده بود. بر اساس گزارش منتشرشده از سوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، او ابتدا بهصورت غیرقانونی در زندان دورود نگهداری شده و بدون حضور وکیل برایش دادگاه برگزار شده است؛ روندی که در نهایت به صدور حکم ۱۰ سال حبس و ۲ سال تبعید انجامیده است.
طبق همین گزارش، آقای رحیمی که از معلولیت شدید در هر دو پا رنج میبرد و تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارد، پس از آن بازداشت شد که در شامگاه ۱۲ دیماه، یک روز پس از اعتراضات خونین ازنا، برای جلوگیری از ضربوشتم یک دانشآموز توسط نیروهای یگان ویژه مداخله کرده بود. گفته میشود او پس از ضربوشتم توسط مأموران، به اداره اطلاعات ازنا منتقل و سپس بامداد روز بعد بدون اطلاع خانواده به زندان دورود منتقل شد. نزدیک به ۴۰ روز بعد نیز بدون دسترسی به وکیل، پرونده او به دادگستری خرمآباد ارسال و حکم یادشده ابلاغ شد.
#امیر_رحیمی #ازنا #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18💔11❤4
سعید باقری، پدر یک کودک چهارساله، توسط نیروهای سرکوبگر کشته شد
جاویدنام سعید باقری، ۴۰ ساله، در جمعهی خونین ۱۹ دیماه در نارمک، ترس را شکست و آسمانی شد.
او که پدر کودکی چهارساله بود، جان خود را نثار کرد تا فرزندش و همهی فرزندان ایران روزی در هوای آزادی نفس بکشند.
پیکرش روزها بعد در کهریزک پیدا شد، اما روح بلندش هرگز تسلیم نشد و نامش در حافظهی دادخواهی این سرزمین ماندگار شد.
متن و عکس ارسالی مخاطبان
#سعید_باقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام سعید باقری، ۴۰ ساله، در جمعهی خونین ۱۹ دیماه در نارمک، ترس را شکست و آسمانی شد.
او که پدر کودکی چهارساله بود، جان خود را نثار کرد تا فرزندش و همهی فرزندان ایران روزی در هوای آزادی نفس بکشند.
پیکرش روزها بعد در کهریزک پیدا شد، اما روح بلندش هرگز تسلیم نشد و نامش در حافظهی دادخواهی این سرزمین ماندگار شد.
متن و عکس ارسالی مخاطبان
#سعید_باقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔27🕊9❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صمد پورشه، زندانی سیاسی محبوس در زندان یاسوج،در این فایل صوتی کوتاه میگوید که مدتهاست که در بلاتکلیفی نگهداری شده و از حق درمان نیز محروم مانده است او همچنین میگوید که چند روز در میان به سلول انفرادی برده میشود و آزار میبیند. آقای پورشه تاکید میکند که اگر بلایی بر سرش بیاید مسئولش رئیس زندان مرکزی یاسوج است.
صمد پورشه، فعال مدنی اهل یاسوج، روز هشتم دی ماه در یک لایو اینستاگرامی از حمله با گاز اشکآور به محل اقامتش خبر داده بود. پس از این ویدیو دیگر از او خبری نشد.
او پیش از این در دو استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«جوانهای یاسوج واقعا چیزی به نام غیرت در وجودتون دارید امروز نیومدین، فردا خودتونو نشون بدید، هنوز هم دیر نشده که بیایین بیرون» و «اونایی که میگفتن اول باید یک شهر بزرگ بیاد بیرون، الان تهران اومده بیرون، از خونههاتون بزنید بیرون. این حکومت آخوندی داره نفسهای آخرشو میکشه تو را به شرفتون تو را به غیرت ایرانیتون بیایید بیرون مگه چیزی هم دارین برای از دست دادن»
آقای پورشه چند روز پیشتر با انتشار یک ویدیو از احتمال صدور غیابی حکم سنگین علیه خود و برادرش خبر داده بود. دادگاه انقلاب یاسوج، یازده عنوان اتهامی به صمد پورشه نسبت داده است. او پس از قتل حکومتی امید سرلک، تصاویری از خامنهای را سوزانده و یک ویدیو منتشر کرده بود.
#صمد_پورشه #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
صمد پورشه، فعال مدنی اهل یاسوج، روز هشتم دی ماه در یک لایو اینستاگرامی از حمله با گاز اشکآور به محل اقامتش خبر داده بود. پس از این ویدیو دیگر از او خبری نشد.
او پیش از این در دو استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«جوانهای یاسوج واقعا چیزی به نام غیرت در وجودتون دارید امروز نیومدین، فردا خودتونو نشون بدید، هنوز هم دیر نشده که بیایین بیرون» و «اونایی که میگفتن اول باید یک شهر بزرگ بیاد بیرون، الان تهران اومده بیرون، از خونههاتون بزنید بیرون. این حکومت آخوندی داره نفسهای آخرشو میکشه تو را به شرفتون تو را به غیرت ایرانیتون بیایید بیرون مگه چیزی هم دارین برای از دست دادن»
آقای پورشه چند روز پیشتر با انتشار یک ویدیو از احتمال صدور غیابی حکم سنگین علیه خود و برادرش خبر داده بود. دادگاه انقلاب یاسوج، یازده عنوان اتهامی به صمد پورشه نسبت داده است. او پس از قتل حکومتی امید سرلک، تصاویری از خامنهای را سوزانده و یک ویدیو منتشر کرده بود.
#صمد_پورشه #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊23❤6
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوهشتم در ۵۶ زندان مختلف
در چهلمین روز جانباختگان قیام دیماه و با صمیمانهترین همدردیها با خانوادهها و مردم دلیری که در مراسم چهلم عزیزانشان با ارادهایی قوی یاد آن شهیدان را گرامی میدارند و به جای ماتم، عزمشان را برای ادامه مسیر تا پیروزی جزم کردهاند، اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نیز همراهی و حمایت بیدریغ خود را از قیام مردم ایران و همچنین خانوادههای جانباختگان اعلام میدارد.
اسناد، فیلم و عکسهایی که در این روزها به تدریج منتشر شده و گوشههایی از جنایت بزرگ دیماه توسط حکومت ستمکار را فاش میکند، تأیید کننده این گفته شوم خامنهای است که «خدای الان همان خدای دهه شصت است»، و این سطح از جنایت یک بار دیگر به ما یادآور میشود که ابعاد جنایت علیه بشریت و کشتارهای مخفیانه دهه ۶۰ و سال ۶۷ در زندانها که از دید دوربینها مخفی بودند تا چه حد وحشتناک و بزرگ بوده است. جنایاتی که هنوز پرده از تمام ابعاد آن برداشته نشدهاست.
آری اکنون دههاهزار بازداشتی اعتراضات اخیر زیر فشار و شکنجه قرار دارند و برای صدور احکام اعدام و زندانهای سنگین برای آنها برنامهریزی میشود. ما به همه مجامع بینالمللی برای اقدام فوری برای نجات این زندانیان فراخوان میدهیم. در همین حال از ابتدای بهمن ماه تا کنون بیش از ۳۰۰ زندانی شامل ۳ زن به دار آویخته شدهاند.
بنا به خبرهای منتشر شده صالح محمدی کشتیگیر ۱۸ ساله که در اعتراضات دی ماه دستگیر شده در زندان قم در برابر حکم اعدام قرار گرفته و جانش در معرض خطر جدی است.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از عموم مردم ایران بهویژه خانواده بازداشت شدگان، میخواهد که سکوت نکنند و اخبار و اسامی عزیزانشان را اطلاعرسانی کنند و صدای آنها باشند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ در هفته صدوهشتم در ۵۶ زندان مختلف در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
هفته صدوهشتم
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
در چهلمین روز جانباختگان قیام دیماه و با صمیمانهترین همدردیها با خانوادهها و مردم دلیری که در مراسم چهلم عزیزانشان با ارادهایی قوی یاد آن شهیدان را گرامی میدارند و به جای ماتم، عزمشان را برای ادامه مسیر تا پیروزی جزم کردهاند، اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نیز همراهی و حمایت بیدریغ خود را از قیام مردم ایران و همچنین خانوادههای جانباختگان اعلام میدارد.
اسناد، فیلم و عکسهایی که در این روزها به تدریج منتشر شده و گوشههایی از جنایت بزرگ دیماه توسط حکومت ستمکار را فاش میکند، تأیید کننده این گفته شوم خامنهای است که «خدای الان همان خدای دهه شصت است»، و این سطح از جنایت یک بار دیگر به ما یادآور میشود که ابعاد جنایت علیه بشریت و کشتارهای مخفیانه دهه ۶۰ و سال ۶۷ در زندانها که از دید دوربینها مخفی بودند تا چه حد وحشتناک و بزرگ بوده است. جنایاتی که هنوز پرده از تمام ابعاد آن برداشته نشدهاست.
آری اکنون دههاهزار بازداشتی اعتراضات اخیر زیر فشار و شکنجه قرار دارند و برای صدور احکام اعدام و زندانهای سنگین برای آنها برنامهریزی میشود. ما به همه مجامع بینالمللی برای اقدام فوری برای نجات این زندانیان فراخوان میدهیم. در همین حال از ابتدای بهمن ماه تا کنون بیش از ۳۰۰ زندانی شامل ۳ زن به دار آویخته شدهاند.
بنا به خبرهای منتشر شده صالح محمدی کشتیگیر ۱۸ ساله که در اعتراضات دی ماه دستگیر شده در زندان قم در برابر حکم اعدام قرار گرفته و جانش در معرض خطر جدی است.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از عموم مردم ایران بهویژه خانواده بازداشت شدگان، میخواهد که سکوت نکنند و اخبار و اسامی عزیزانشان را اطلاعرسانی کنند و صدای آنها باشند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ در هفته صدوهشتم در ۵۶ زندان مختلف در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
هفته صدوهشتم
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17❤4👍1
گزارشها حاکی از آن است که مردم آبدانان دوشنبه شب، در آستانه چهلم کشتهشدگان بار دیگر به خیابان آمدند و فریاد «مرگ بر خامنهای» سر دادند.
گزارشهای محلی از برخورد نیروهای سرکوبگر با مردم خبر میدهد و اینترنت و خطوط تلفن نیز دچار اختلال شدهاند.
@Vahidonline
#آبدانان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشهای محلی از برخورد نیروهای سرکوبگر با مردم خبر میدهد و اینترنت و خطوط تلفن نیز دچار اختلال شدهاند.
@Vahidonline
#آبدانان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤21🕊4💔2
تداوم بیخبری از وضعیت امیر میرزایی پس از بازداشت در مشهد
بر اساس اطلاعات دریافتی، امیر میرزایی، ۳۸ ساله و ساکن مشهد، شامگاه سوم بهمنماه توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت شده و از زمان بازداشت تاکنون هیچ تماس یا اطلاعرسانیای با خانواده و نزدیکانش نداشته است.
به گفته منابع مطلع، او در دو روز نخست در زندان مرکزی مشهد نگهداری میشده، اما پس از آن به یکی از نهادهای اطلاعاتی منتقل شده و از آن زمان هیچ خبر روشنی درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی یا روند پرونده وی در دست نیست. خانواده و دوستان او در پیگیریهای خود با پاسخهای مبهم و ممانعت از مراجعه مواجه شدهاند.
هنوز از علت بازداشت و اتهامات انتسابی به این شهروند اطلاعی در دست نیست.
#امیر_میرزایی #مشهد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، امیر میرزایی، ۳۸ ساله و ساکن مشهد، شامگاه سوم بهمنماه توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت شده و از زمان بازداشت تاکنون هیچ تماس یا اطلاعرسانیای با خانواده و نزدیکانش نداشته است.
به گفته منابع مطلع، او در دو روز نخست در زندان مرکزی مشهد نگهداری میشده، اما پس از آن به یکی از نهادهای اطلاعاتی منتقل شده و از آن زمان هیچ خبر روشنی درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی یا روند پرونده وی در دست نیست. خانواده و دوستان او در پیگیریهای خود با پاسخهای مبهم و ممانعت از مراجعه مواجه شدهاند.
هنوز از علت بازداشت و اتهامات انتسابی به این شهروند اطلاعی در دست نیست.
#امیر_میرزایی #مشهد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤14🕊5💔3
نگرانیها درباره وضعیت علی ببری؛ جوان ۲۱ ساله بازداشتشده در اسفراین پس از انتشار اعترافات تلویزیونی
بر اساس اطلاعات دریافتی، علی ببری، جوان ۲۱ ساله اهل اسفراین، در تاریخ ۲۲ دیماه ۱۴۰۴ با یورش نیروهای امنیتی به منزل پدریاش بازداشت شده و از زمان بازداشت تاکنون از حق دسترسی به وکیل محروم بوده است.
در همین حال، با انتشار فیلمی از اعترافات اجباری منتسب به وی در تلویزیون جمهوری اسلامی و رسانهها و صفحات وابسته به حکومت، علی ببری بهعنوان «قاتل یک شهید مدافع امنیت در اسفراین» معرفی شده است؛ موضوعی که موجب افزایش نگرانیها درباره سرنوشت و وضعیت حقوقی او شده است.
#علی_ببری #اسفراین #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، علی ببری، جوان ۲۱ ساله اهل اسفراین، در تاریخ ۲۲ دیماه ۱۴۰۴ با یورش نیروهای امنیتی به منزل پدریاش بازداشت شده و از زمان بازداشت تاکنون از حق دسترسی به وکیل محروم بوده است.
در همین حال، با انتشار فیلمی از اعترافات اجباری منتسب به وی در تلویزیون جمهوری اسلامی و رسانهها و صفحات وابسته به حکومت، علی ببری بهعنوان «قاتل یک شهید مدافع امنیت در اسفراین» معرفی شده است؛ موضوعی که موجب افزایش نگرانیها درباره سرنوشت و وضعیت حقوقی او شده است.
#علی_ببری #اسفراین #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤15💔8🕊6
رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در قزلحصار، در چهلم رویدادهای خونین دیماه ۱۴۰۴ با انتشار بیانیهای از ادامه بیپاسخماندن حقیقت این کشتار سخن گفته و خواستار همدلی با خانوادههای داغدار، تقویت عدالتخواهی و توجه فوری به وضعیت زندانیان سیاسی شده است.
بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار
چهل روز از روزهای خونین دیماه ۱۴۰۴ گذشته و هنوز ابعاد این جنایت روشن نشده است.
هنوز نمیدانیم چند هزار نفر کشته، مجروح، مفقود و بازداشت شدهاند. هنوز نمیدانیم بر بازداشتشدگان چه گذشت. اما آنچه تاکنون آشکار شده، نشان از جنایتی گسترده و سازمانیافته دارد.
جمهوری اسلامی در خیابانها، به معنای واقعی کلمه، جوی خون به راه انداخت.
به مجروحان تیر خلاص زدند. با تکتیرانداز به سر و قلب مردم شلیک کردند. کودکان را هدف قرار دادند. مجروحان را از بیمارستانها ربودند. بازداشتشدگان را شکنجه کردند.
بسیاری با اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدند.
از خانوادهها برای تحویل پیکر عزیزانشان پول گرفتند.
آنان را وادار کردند عزیزانشان را در قبرهای دوطبقه یا در روستاهای دور دفن کنند. حتی برخی خانوادهها ناچار شدند عزیزانشان را در باغچه خانه به خاک بسپارند.
حکومت با انواع سلاحها به مردم حمله کرد. در برخی شهرها، مردم را با خودروهای زرهی زیر گرفتند. سپس، پیکرها را از خیابانها جمع کردند، خونها را از خیابان شستند تا رد جنایت باقی نماند، ایستهای بازرسی برپا کردند و تلفنهای همراه را گشتند تا تصاویر از بین برود.
در سردخانهها و سولهها، پیکرها روی هم انباشته شد و خانوادهها ناچار بودند میان صدها پیکر، عزیزان خود را جستوجو کنند. رنجی که خود شکنجهای دیگر بود.
حکومت با مردم بیسلاح و بیپناه، همچون دشمن در جنگ رفتار کرد. و سپس کوشید کشتهشدگان را «تروریست» و «وابسته» بنامد. اما مردم حقیقت را با چشم خود دیده بودند.
تقریباً خانوادهای نمانده که عزیز، دوست یا آشنایی را از دست نداده باشد.
با این همه، شجاعت مردم در آن روزها بینظیر بود. مردمی که جانشان به لب رسیده بود، برای آزادی به خیابان آمدند. حکومت تصور میکرد با این سرکوب خونین، مردم را ساکت کرده است، اما زهی خیال باطل.
مردم در مراسم عزیزانشان، با وجود تهدیدها، حضور یافتند و تندترین شعارها را سر دادند.
سوگواری به اعتراض بدل شد.
خانوادهها بر مزار عزیزانشان رقصیدند تا بگویند:
ما تسلیم نمیشویم.
ما زندهایم.
ما ادامه داریم.
ما برای زندگی میجنگیم.
ما زندگی میخواهیم.
همان خواستهای که در خیزش «زن، زندگی، آزادی» متبلور شد. خواستهای که حکومت بیگانه با مردم، پاسخش را با سرکوب و کشتار میدهد.
اکنون به چهلم رسیدهایم.
برگزاری مراسمهای چهلم، سوگواری فردی را به اعتراض جمعی و کنش اجتماعی تبدیل میکند، دادخواهی را استمرار میبخشد و یاد جانباختگان را زنده نگه میدارد. این خود شکلی از مقاومت مدنی است.
از مردم ایران میخواهم با خانوادههای داغدار همدل باشند، همبستگی ملی در مسیر عدالتخواهی را تقویت کنند، و زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان را تنها نگذارند.
جانهای بسیاری در معرض خطر است.
چهل روز گذشته است، اما حقیقت فراموش یا خاموش نمیشود.
دادخواهی ادامه دارد.
زندگی ادامه دارد.
و امید، با وجود همه تاریکیها، ادامه خواهد داشت.
پاینده ایران
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
#رضا_محمدحسینی #همبستگی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار
چهل روز از روزهای خونین دیماه ۱۴۰۴ گذشته و هنوز ابعاد این جنایت روشن نشده است.
هنوز نمیدانیم چند هزار نفر کشته، مجروح، مفقود و بازداشت شدهاند. هنوز نمیدانیم بر بازداشتشدگان چه گذشت. اما آنچه تاکنون آشکار شده، نشان از جنایتی گسترده و سازمانیافته دارد.
جمهوری اسلامی در خیابانها، به معنای واقعی کلمه، جوی خون به راه انداخت.
به مجروحان تیر خلاص زدند. با تکتیرانداز به سر و قلب مردم شلیک کردند. کودکان را هدف قرار دادند. مجروحان را از بیمارستانها ربودند. بازداشتشدگان را شکنجه کردند.
بسیاری با اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فیالارض» به اعدام محکوم شدند.
از خانوادهها برای تحویل پیکر عزیزانشان پول گرفتند.
آنان را وادار کردند عزیزانشان را در قبرهای دوطبقه یا در روستاهای دور دفن کنند. حتی برخی خانوادهها ناچار شدند عزیزانشان را در باغچه خانه به خاک بسپارند.
حکومت با انواع سلاحها به مردم حمله کرد. در برخی شهرها، مردم را با خودروهای زرهی زیر گرفتند. سپس، پیکرها را از خیابانها جمع کردند، خونها را از خیابان شستند تا رد جنایت باقی نماند، ایستهای بازرسی برپا کردند و تلفنهای همراه را گشتند تا تصاویر از بین برود.
در سردخانهها و سولهها، پیکرها روی هم انباشته شد و خانوادهها ناچار بودند میان صدها پیکر، عزیزان خود را جستوجو کنند. رنجی که خود شکنجهای دیگر بود.
حکومت با مردم بیسلاح و بیپناه، همچون دشمن در جنگ رفتار کرد. و سپس کوشید کشتهشدگان را «تروریست» و «وابسته» بنامد. اما مردم حقیقت را با چشم خود دیده بودند.
تقریباً خانوادهای نمانده که عزیز، دوست یا آشنایی را از دست نداده باشد.
با این همه، شجاعت مردم در آن روزها بینظیر بود. مردمی که جانشان به لب رسیده بود، برای آزادی به خیابان آمدند. حکومت تصور میکرد با این سرکوب خونین، مردم را ساکت کرده است، اما زهی خیال باطل.
مردم در مراسم عزیزانشان، با وجود تهدیدها، حضور یافتند و تندترین شعارها را سر دادند.
سوگواری به اعتراض بدل شد.
خانوادهها بر مزار عزیزانشان رقصیدند تا بگویند:
ما تسلیم نمیشویم.
ما زندهایم.
ما ادامه داریم.
ما برای زندگی میجنگیم.
ما زندگی میخواهیم.
همان خواستهای که در خیزش «زن، زندگی، آزادی» متبلور شد. خواستهای که حکومت بیگانه با مردم، پاسخش را با سرکوب و کشتار میدهد.
اکنون به چهلم رسیدهایم.
برگزاری مراسمهای چهلم، سوگواری فردی را به اعتراض جمعی و کنش اجتماعی تبدیل میکند، دادخواهی را استمرار میبخشد و یاد جانباختگان را زنده نگه میدارد. این خود شکلی از مقاومت مدنی است.
از مردم ایران میخواهم با خانوادههای داغدار همدل باشند، همبستگی ملی در مسیر عدالتخواهی را تقویت کنند، و زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان را تنها نگذارند.
جانهای بسیاری در معرض خطر است.
چهل روز گذشته است، اما حقیقت فراموش یا خاموش نمیشود.
دادخواهی ادامه دارد.
زندگی ادامه دارد.
و امید، با وجود همه تاریکیها، ادامه خواهد داشت.
پاینده ایران
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
#رضا_محمدحسینی #همبستگی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊20💔4
بر اساس اطلاعات دریافتی، محمدحسین حسینزاده، متولد ۱۲ آبان ۱۳۷۹ و جوانی ۲۵ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه حدود ساعت ۲۰:۵۰ در منطقه فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی جان خود را از دست داد.
جاویدنام محمدحسین حسینزاده، جوان ۲۵ ساله، در فردیس کرج با گلوله جنگی کشته شد
گزارشها حاکی است این رویداد در محدوده خیابان اهری، چهارراه آبرسانی بهسمت خیابان پیک و در فاصلهای حدود ۵۰ متر از منزل خانوادگی او رخ داده؛ جایی که وی در لحظه تیراندازی همراه پدرش حضور داشته است.
محمدحسین حسینزاده تکپسر خانواده بود و جانباختن او بر اندوه خانواده و نزدیکانش افزوده است.
#محمدحسین_حسین_زاده #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محمدحسین حسینزاده، جوان ۲۵ ساله، در فردیس کرج با گلوله جنگی کشته شد
گزارشها حاکی است این رویداد در محدوده خیابان اهری، چهارراه آبرسانی بهسمت خیابان پیک و در فاصلهای حدود ۵۰ متر از منزل خانوادگی او رخ داده؛ جایی که وی در لحظه تیراندازی همراه پدرش حضور داشته است.
محمدحسین حسینزاده تکپسر خانواده بود و جانباختن او بر اندوه خانواده و نزدیکانش افزوده است.
#محمدحسین_حسین_زاده #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13💔9❤2
وقتی فرمان قانون را بیاثر میکند!
تعلیق قانون در شبهای خونین دیماه
پیام همراهان
در هر نظام حقوقی، قانون برای روزهای آرام نوشته نمیشود؛ قانون دقیقاً برای لحظههای بحران است. ارزش «حاکمیت قانون» زمانی آشکار میشود که قدرت سیاسی با اعتراض، ناآرامی یا بحران مشروعیت مواجه میشود. اگر در همین لحظهها، قواعد حقوقی کنار گذاشته شوند، آنچه باقی میماند نه نظم، بلکه قدرت عریان است.
در علوم سیاسی، از مفهومی سخن گفته میشود به نام «وضعیت استثنایی». به تعبیر کارل اشمیت، حاکم کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم میگیرد. اما مسئله از جایی آغاز میشود که این وضعیت، بهانهای برای تعلیق عملی قانون گردد. جورجو آگامبن هشدار میدهد که عادیسازی وضعیت استثنایی میتواند شهروندان را از جایگاه «صاحب حق» به موجوداتی فاقد تضمین حقوقی تنزل دهد؛ انسانهایی که دیگر حمایت قانون را پشت سر خود نمیبینند.
شبهای خونین دیماه، فارغ از روایتهای رسمی و غیررسمی، برای بسیاری از شهروندان با این تجربه گره خورد که قانون در عمل بیاثر شده است. وقتی حق تجمع بیمعنا شود، وقتی بازداشتشده از تضمین دادرسی عادلانه محروم بماند، و وقتی استفاده از زور از حدود تناسب و ضرورت فراتر رود، دیگر با اجرای قانون مواجه نیستیم؛ با غلبه «فرمان» روبهرو هستیم. فرمانی که الزاماً در متن قانون نوشته نشده، اما در عمل بر جان انسانها حاکم میشود.
تعلیق قانون صرفاً تعلیق چند ماده حقوقی نیست؛ تعلیق اطمینان مردم است. شهروند زمانی به نظم سیاسی اعتماد میکند که بداند حتی در صورت اعتراض یا مخالفت، جان و کرامتش مصون است. اگر این اطمینان فروبپاشد، شکافی عمیق در سرمایه اجتماعی شکل میگیرد. ترس جای اعتماد را میگیرد و جامعه وارد چرخهای از خشم، بهت و آسیب روانی جمعی میشود.
حکومتها ممکن است در لحظههای بحران، بقا را اولویت نخست خود بدانند. اما اگر حفظ نظم به قیمت بیاثر شدن قانون تمام شود، در واقع همان بنیانی تضعیف میشود که نظم بر آن استوار است. قانون زمانی معنا دارد که در سختترین شبها نیز پابرجا بماند. اگر فقط در روزهای آرام معتبر باشد، دیگر «قانون» نیست، بلکه توافقی موقت است که با نخستین طوفان کنار گذاشته میشود.
شبهای دیماه، هر داوریای که درباره آنها صورت گیرد، یک پرسش بنیادین پیشروی ما میگذارد:
آیا قانون قرار است مهارکننده قدرت باشد، یا خود در برابر قدرت تعلیق میشود؟
پاسخ به این پرسش، سرنوشت حقوق شهروندی را رقم میزند.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #قانون #قدرت
@Tavaana_TavaanaTech
تعلیق قانون در شبهای خونین دیماه
پیام همراهان
در هر نظام حقوقی، قانون برای روزهای آرام نوشته نمیشود؛ قانون دقیقاً برای لحظههای بحران است. ارزش «حاکمیت قانون» زمانی آشکار میشود که قدرت سیاسی با اعتراض، ناآرامی یا بحران مشروعیت مواجه میشود. اگر در همین لحظهها، قواعد حقوقی کنار گذاشته شوند، آنچه باقی میماند نه نظم، بلکه قدرت عریان است.
در علوم سیاسی، از مفهومی سخن گفته میشود به نام «وضعیت استثنایی». به تعبیر کارل اشمیت، حاکم کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم میگیرد. اما مسئله از جایی آغاز میشود که این وضعیت، بهانهای برای تعلیق عملی قانون گردد. جورجو آگامبن هشدار میدهد که عادیسازی وضعیت استثنایی میتواند شهروندان را از جایگاه «صاحب حق» به موجوداتی فاقد تضمین حقوقی تنزل دهد؛ انسانهایی که دیگر حمایت قانون را پشت سر خود نمیبینند.
شبهای خونین دیماه، فارغ از روایتهای رسمی و غیررسمی، برای بسیاری از شهروندان با این تجربه گره خورد که قانون در عمل بیاثر شده است. وقتی حق تجمع بیمعنا شود، وقتی بازداشتشده از تضمین دادرسی عادلانه محروم بماند، و وقتی استفاده از زور از حدود تناسب و ضرورت فراتر رود، دیگر با اجرای قانون مواجه نیستیم؛ با غلبه «فرمان» روبهرو هستیم. فرمانی که الزاماً در متن قانون نوشته نشده، اما در عمل بر جان انسانها حاکم میشود.
تعلیق قانون صرفاً تعلیق چند ماده حقوقی نیست؛ تعلیق اطمینان مردم است. شهروند زمانی به نظم سیاسی اعتماد میکند که بداند حتی در صورت اعتراض یا مخالفت، جان و کرامتش مصون است. اگر این اطمینان فروبپاشد، شکافی عمیق در سرمایه اجتماعی شکل میگیرد. ترس جای اعتماد را میگیرد و جامعه وارد چرخهای از خشم، بهت و آسیب روانی جمعی میشود.
حکومتها ممکن است در لحظههای بحران، بقا را اولویت نخست خود بدانند. اما اگر حفظ نظم به قیمت بیاثر شدن قانون تمام شود، در واقع همان بنیانی تضعیف میشود که نظم بر آن استوار است. قانون زمانی معنا دارد که در سختترین شبها نیز پابرجا بماند. اگر فقط در روزهای آرام معتبر باشد، دیگر «قانون» نیست، بلکه توافقی موقت است که با نخستین طوفان کنار گذاشته میشود.
شبهای دیماه، هر داوریای که درباره آنها صورت گیرد، یک پرسش بنیادین پیشروی ما میگذارد:
آیا قانون قرار است مهارکننده قدرت باشد، یا خود در برابر قدرت تعلیق میشود؟
پاسخ به این پرسش، سرنوشت حقوق شهروندی را رقم میزند.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #قانون #قدرت
@Tavaana_TavaanaTech
❤13👍3🕊2💔1