داریوش ارجمند، بازیگر نزدیک به حاکمیت، در اظهاراتی تازه مدعی شده که پس از شنیدن خبر کشتهشدن علی خامنهای دچار شوک شده و تا یک ماه درگیر بیماری بوده است. او همچنین گفته بسیاری از مفاهیم از جمله «وطنپرستی» را از خامنهای آموخته است.
این در حالی است که در نگاه رسمی علی خامنهای، مفهوم «وطن» نه به معنای سرزمین و هویت ملی، بلکه در چارچوب ایدئولوژیک تعریف میشود؛ او بارها تأکید کرده بود «وطن با اسلام یکی است» و ارزشهای دینی را بر هرگونه مفهوم ملیگرایانه مقدم میدانست.
اظهارات اخیر ارجمند ادامه مواضعی است که او در سالهای گذشته نیز بارها مطرح کرده؛ از توصیف معترضان خوزستان به «اغتشاشگر» گرفته تا اظهارنظرهای جنجالی درباره زنان و نقش اجتماعی آنها. او پیشتر نیز با حمایت صریح از قاسم سلیمانی، از آرزوی دیدار او در «قیامت» سخن گفته و وفاداری خود به ساختار قدرت را آشکارا بیان کرده بود.
مجموع این مواضع، تصویری روشن از بخشی از بدنه فرهنگی وابسته به حکومت ارائه میدهد؛ بهجای همدلی با جامعه و بازتاب مطالبات مردم، هنربندان حکومتی به تکرار روایت رسمی و دفاع از ساختار قدرت و سرکوب مشغولند.
@Tavaana_TavaanaTech
این در حالی است که در نگاه رسمی علی خامنهای، مفهوم «وطن» نه به معنای سرزمین و هویت ملی، بلکه در چارچوب ایدئولوژیک تعریف میشود؛ او بارها تأکید کرده بود «وطن با اسلام یکی است» و ارزشهای دینی را بر هرگونه مفهوم ملیگرایانه مقدم میدانست.
اظهارات اخیر ارجمند ادامه مواضعی است که او در سالهای گذشته نیز بارها مطرح کرده؛ از توصیف معترضان خوزستان به «اغتشاشگر» گرفته تا اظهارنظرهای جنجالی درباره زنان و نقش اجتماعی آنها. او پیشتر نیز با حمایت صریح از قاسم سلیمانی، از آرزوی دیدار او در «قیامت» سخن گفته و وفاداری خود به ساختار قدرت را آشکارا بیان کرده بود.
مجموع این مواضع، تصویری روشن از بخشی از بدنه فرهنگی وابسته به حکومت ارائه میدهد؛ بهجای همدلی با جامعه و بازتاب مطالبات مردم، هنربندان حکومتی به تکرار روایت رسمی و دفاع از ساختار قدرت و سرکوب مشغولند.
@Tavaana_TavaanaTech
👍11❤1
در نظام قضایی جمهوری اسلامی، وثیقه دیگر صرفا ابزاری حقوقی برای تضمین حضور متهم در دادگاه نیست؛ بلکه به سازوکاری برای فشار اقتصادی و شکستن خانوادهها تبدیل شده است.این روند، نهتنها با اصول دادرسی عادلانه در تضاد است، بلکه به نوعی «باجگیری سیستماتیک» شباهت دارد.
جواد چمنآرا، برادر ساسان چمنآرا (زندانی سیاسی)، در روایت خود از فشارهای اقتصادی ناشی از وثیقههای سنگین نوشته است:
«ما سند نداشتیم بگذاریم وثیقه. مجبور شدیم سند اجاره کنیم. نرخ حدودی اجاره سند، ۴ درصد مبلغ وثیقه برای هر سه ماه است. یعنی برای یک وثیقه ۱۰ میلیاردی، خانواده زندانی باید برای سه ماه ۴۰۰ میلیون تومان پرداخت کند و علاوه بر آن سفته هم بدهد. زندگی زیر فشار بیکاری، درآمد کم و این جریمههای سنگین.»
قوه قضائیه ایران معمولا با طرح اتهاماتی نظیر «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» یا «اجتماع و تبانی»، زمینه صدور وثیقههای سنگین را فراهم میکند؛ وثیقههایی که هیچ تناسبی با ماهیت فعالیتهای مسالمتآمیز متهمان ندارند.
@Tavaana_TavaanaTech
جواد چمنآرا، برادر ساسان چمنآرا (زندانی سیاسی)، در روایت خود از فشارهای اقتصادی ناشی از وثیقههای سنگین نوشته است:
«ما سند نداشتیم بگذاریم وثیقه. مجبور شدیم سند اجاره کنیم. نرخ حدودی اجاره سند، ۴ درصد مبلغ وثیقه برای هر سه ماه است. یعنی برای یک وثیقه ۱۰ میلیاردی، خانواده زندانی باید برای سه ماه ۴۰۰ میلیون تومان پرداخت کند و علاوه بر آن سفته هم بدهد. زندگی زیر فشار بیکاری، درآمد کم و این جریمههای سنگین.»
قوه قضائیه ایران معمولا با طرح اتهاماتی نظیر «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» یا «اجتماع و تبانی»، زمینه صدور وثیقههای سنگین را فراهم میکند؛ وثیقههایی که هیچ تناسبی با ماهیت فعالیتهای مسالمتآمیز متهمان ندارند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔6❤1
گزارش از ضربوشتم و نگهداری در شرایط غیرانسانی زندانیان منتقلشده به قزلحصار
گزارشهای دریافتی از منابع مطلع حاکی از آن است که شماری از زندانیان که اخیراً از زندان اوین و زندان فشافویه به زندان قزلحصار منتقل شدهاند، در جریان انتقال و پس از آن با خشونت فیزیکی و شرایط نگهداری غیرانسانی مواجه شدهاند.
بر اساس این گزارش، دستکم هشت زندانی از اوین و دو زندانی از فشافویه به بند ۳۵ زندان قزلحصار، واحد ۳ (معروف به «سوئیت» که بهعنوان بخش انفرادی شناخته میشود) منتقل شدهاند. از میان این افراد، نامهای «میریوسف یونسی» «وحید گلسرخ»، «محسن پیرایش»، «علی شیدایی» و «مهدی وفایی ثانی» احراز شده است.
به گفته منابع مطلع، این زندانیان در زمان انتقال با دستبند قپانی، پابند و چشمبند جابهجا شدهاند؛ اقدامی که در انتقال بین زندانها غیرمعمول و خلاف رویههای شناختهشده است. همچنین گزارش شده که برخی از این افراد در همین روند مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند. گفته میشود «یوسفی»، معاون سلامت زندان اوین، در این برخوردها نقش مستقیم داشته و «محمودی» (از مسئولان زندان) نیز در محل حضور داشته است.
پس از انتقال به زندان قزلحصار، مأموران زندان با اجبار، موهای تمامی این زندانیان را تراشیده و لباس زندان به آنها پوشاندهاند. بنا بر این گزارش، مقاومت برخی از زندانیان در برابر این اقدام با خشونت پاسخ داده شده و آنها مجدداً مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند. همچنین گزارشهایی از ضربوجرح این افراد با لوله در داخل بند ۳۵ واحد ۳ منتشر شده است.
در پی این خشونتها، «محسن پیرایش» دچار آسیبدیدگی شده و به بهداری منتقل شده و بعد از اقدامات درمانی به بند ۳۵ واحد ۳ بازگردانده شده است.
میریوسف یونسی، پدر علی بونسی، بعد از یک هفته به سالن زندانیان سیاسی واحد ۴ منتقل شده است. با این حال، وضعیت جسمی سایر زندانیان همچنان نامشخص گزارش شده است.
همچنین «سهیل عربی»، از دیگر زندانیان این بند (بند ۳۵ واحد ۳)، با اتهام «عضویت در گروه آنارشیسم» در همین محل نگهداری میشود. منابع میگویند او نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته، به بیمارستان منتقل شده، اما پس از آن مجدداً به سلول انفرادی بازگردانده شده و از تماس و ملاقات محروم است.
گزارشها همچنین نشان میدهد که این زندانیان در فضایی محدود (حدود ۱۰ متر مربع) و بدون دسترسی به هواخوری، تماس تلفنی یا ملاقات با خانواده نگهداری میشوند؛ شرایطی که نگرانیهای جدی درباره وضعیت سلامت جسمی و روانی آنها ایجاد کرده است.
#زندانیان_سیاسی #مهدی_وفایی_ثانی #وحید_سرخ_گل #سهیل_عربی #محسن_پیرایش #علی_شیدایی
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشهای دریافتی از منابع مطلع حاکی از آن است که شماری از زندانیان که اخیراً از زندان اوین و زندان فشافویه به زندان قزلحصار منتقل شدهاند، در جریان انتقال و پس از آن با خشونت فیزیکی و شرایط نگهداری غیرانسانی مواجه شدهاند.
بر اساس این گزارش، دستکم هشت زندانی از اوین و دو زندانی از فشافویه به بند ۳۵ زندان قزلحصار، واحد ۳ (معروف به «سوئیت» که بهعنوان بخش انفرادی شناخته میشود) منتقل شدهاند. از میان این افراد، نامهای «میریوسف یونسی» «وحید گلسرخ»، «محسن پیرایش»، «علی شیدایی» و «مهدی وفایی ثانی» احراز شده است.
به گفته منابع مطلع، این زندانیان در زمان انتقال با دستبند قپانی، پابند و چشمبند جابهجا شدهاند؛ اقدامی که در انتقال بین زندانها غیرمعمول و خلاف رویههای شناختهشده است. همچنین گزارش شده که برخی از این افراد در همین روند مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند. گفته میشود «یوسفی»، معاون سلامت زندان اوین، در این برخوردها نقش مستقیم داشته و «محمودی» (از مسئولان زندان) نیز در محل حضور داشته است.
پس از انتقال به زندان قزلحصار، مأموران زندان با اجبار، موهای تمامی این زندانیان را تراشیده و لباس زندان به آنها پوشاندهاند. بنا بر این گزارش، مقاومت برخی از زندانیان در برابر این اقدام با خشونت پاسخ داده شده و آنها مجدداً مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند. همچنین گزارشهایی از ضربوجرح این افراد با لوله در داخل بند ۳۵ واحد ۳ منتشر شده است.
در پی این خشونتها، «محسن پیرایش» دچار آسیبدیدگی شده و به بهداری منتقل شده و بعد از اقدامات درمانی به بند ۳۵ واحد ۳ بازگردانده شده است.
میریوسف یونسی، پدر علی بونسی، بعد از یک هفته به سالن زندانیان سیاسی واحد ۴ منتقل شده است. با این حال، وضعیت جسمی سایر زندانیان همچنان نامشخص گزارش شده است.
همچنین «سهیل عربی»، از دیگر زندانیان این بند (بند ۳۵ واحد ۳)، با اتهام «عضویت در گروه آنارشیسم» در همین محل نگهداری میشود. منابع میگویند او نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته، به بیمارستان منتقل شده، اما پس از آن مجدداً به سلول انفرادی بازگردانده شده و از تماس و ملاقات محروم است.
گزارشها همچنین نشان میدهد که این زندانیان در فضایی محدود (حدود ۱۰ متر مربع) و بدون دسترسی به هواخوری، تماس تلفنی یا ملاقات با خانواده نگهداری میشوند؛ شرایطی که نگرانیهای جدی درباره وضعیت سلامت جسمی و روانی آنها ایجاد کرده است.
#زندانیان_سیاسی #مهدی_وفایی_ثانی #وحید_سرخ_گل #سهیل_عربی #محسن_پیرایش #علی_شیدایی
@Tavaana_TavaanaTech
💔6❤2
تداوم بازداشت زینب شفیعزاده، شهروند ساکن اصفهان و بیخبری از وضعیت او
زینب شفیعزاده، شهروند ساکن اصفهان، در پی یورش نیروهای امنیتی به محل سکونتش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
مأموران او را شامگاه یکشنبه ۲۳ فروردین در خانهاش بازداشت کردند و با وجود پیگیریهای خانواده، هنوز هیچ اطلاعی از نهاد بازداشتکننده، دلایل بازداشت و اتهامات این شهروند مشخص نیست.
به گفته منابع نزدیک به خانواده. فشارهای امنیتی بر خانم شفیعزاده از زمستان سال گذشته آغاز شد و در ۱۵ دی ۱۴۰۴، مأموران ضمن تفتیش منزل، لوازم شخصی از جمله گذرنامه، تلفن همراه، لپتاپ و سایر لوازم دیجیتال را ضبط کرده بودند.
به گفته این منبع مطلع، پس از آن نیز او بارها به نهادهای امنیتی «احضار» شد، و با آنکه هر بار داوطلبانه حاضر شد و به بازجویان در تمامی مراحل قبلی پاسخ داد اما در نهایت بازداشت شد.
تا این لحظه، پس از گذشت یازده روز از بازداشت، اطلاع دقیقی از محل نگهداری خانم شفیعزاده در دست نیست و او از حق تماس با وکیل خود هم محروم بوده است.
خانم شفیعزاده مادر دو فرزند (پسر ۱۱ ساله و
۱۳۸۹ و دختر ۱۶ ساله) است که دوری و بیخبری از مادر آزارشان میدهد.
جمهوری اسلامی وقتی شهروندان را به دلایل واهی بازداشت میکند، خانواده آنها را هم مورد آزار و شکنجه قرار میدهد.
#زینب_شفیع_زاده #اصفهان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
زینب شفیعزاده، شهروند ساکن اصفهان، در پی یورش نیروهای امنیتی به محل سکونتش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
مأموران او را شامگاه یکشنبه ۲۳ فروردین در خانهاش بازداشت کردند و با وجود پیگیریهای خانواده، هنوز هیچ اطلاعی از نهاد بازداشتکننده، دلایل بازداشت و اتهامات این شهروند مشخص نیست.
به گفته منابع نزدیک به خانواده. فشارهای امنیتی بر خانم شفیعزاده از زمستان سال گذشته آغاز شد و در ۱۵ دی ۱۴۰۴، مأموران ضمن تفتیش منزل، لوازم شخصی از جمله گذرنامه، تلفن همراه، لپتاپ و سایر لوازم دیجیتال را ضبط کرده بودند.
به گفته این منبع مطلع، پس از آن نیز او بارها به نهادهای امنیتی «احضار» شد، و با آنکه هر بار داوطلبانه حاضر شد و به بازجویان در تمامی مراحل قبلی پاسخ داد اما در نهایت بازداشت شد.
تا این لحظه، پس از گذشت یازده روز از بازداشت، اطلاع دقیقی از محل نگهداری خانم شفیعزاده در دست نیست و او از حق تماس با وکیل خود هم محروم بوده است.
خانم شفیعزاده مادر دو فرزند (پسر ۱۱ ساله و
۱۳۸۹ و دختر ۱۶ ساله) است که دوری و بیخبری از مادر آزارشان میدهد.
جمهوری اسلامی وقتی شهروندان را به دلایل واهی بازداشت میکند، خانواده آنها را هم مورد آزار و شکنجه قرار میدهد.
#زینب_شفیع_زاده #اصفهان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔8
Forwarded from گفتوشنود
پایان عصر برنده-بازنده
مایکل کارلبرگ و نقد فرهنگ تقابلی
مایکل کارلبرگ، استاد مطالعات ارتباطات در دانشگاه وسترن واشنگتن و پژوهشگر حوزه صلح، عدالت اجتماعی و تغییرات فرهنگی، در آثار خود بهویژه در کتاب «فراسوی فرهنگ رقابت»، دست به نقد رادیکال ساختارهایی میزند که دنیای مدرن بر آنها استوار است. محور اصلی تحلیل او این است که بشریت در چنبره یک «فرهنگ تقابلی» گرفتار شده که در آن موفقیت یک فرد یا گروه، لزوما به معنای شکست دیگری است.
🔷نقد قدرت تقابلی و بازتعریف قدرت
کارلبرگ معتقد است درک فعلی ما از قدرت، عمدتا به معنای «سلطه بر دیگران» است. او فکت میآورد که ساختارهای سیاسی (حزبگرایی)، اقتصادی (رقابت بیرحمانه) و حقوقی (نظامهای قضایی تقابلی) همگی بازتولیدکننده این مدل هستند. او در تحلیل خود میگوید: «مدل تقابلی سازماندهی اجتماعی به محدودیتهای نهایی خود رسیده است». او در مقابل، مفهوم «توانافزایی متقابل» را پیشنهاد میدهد که در آن قدرت، ابزاری برای خدمت و شکوفایی جمعی است.
🔷 عدالت به مثابه تجلی یگانگی
از نظر کارلبرگ، عدالت اجتماعی صرفا یک فرآیند توزیع ثروت یا رویهای قانونی نیست؛ بلکه ریشه در یک تحول معرفتشناختی دارد. او عدالت را بر پایه اصل «یگانگی نوع بشر» تبیین میکند و استدلال میکند که تا زمانی که ما انسانها را در قالبهای رقابتی «ما در مقابل آنها» تعریف کنیم، عدالت همیشه به نفع گروههای قدرتمندتر مصادره خواهد شد. عدالت واقعی زمانی محقق میشود که ساختارها بر اساس نفع همگانی طراحی شوند.
🔷پیوند اخلاق، مدارا و تغییر ساختاری
یکی از مهمترین ویژگیهای تفکر کارلبرگ، نفی جدایی میان «اخلاق فردی» و «تغییرات اجتماعی» است. او تاکید میکند که تغییر ساختارهای ناعادلانه، بدون پرورش صفات اخلاقی همچون مدارا، مشورت و فروتنی در افراد، ناممکن است. او در کتاب «ساخت واقعیت اجتماعی» اشاره میکند که برای رسیدن به عدالت، ما نیازمند «فرایندهای یادگیری جمعی» هستیم که در آن تفاوت آرا نه به عنوان منبع نزاع، بلکه به عنوان ابزاری برای کشف حقیقت نگریسته شود.
تحلیل کارلبرگ ما را به این سو هدایت میکند که «عدالت اجتماعی» بدون بازنگری در مفهوم «قدرت» و گذار از «فرهنگ رقابت» به «فرهنگ همکاری» به دست نمیآید. او معتقد است که بشریت در آستانه دوران بلوغ خود قرار دارد و باید ابزارهای بدوی تقابل را با ابزارهای پیشرفته اتحاد و مشورت جایگزین کند. این گذار، نه یک انتخاب فانتزی، بلکه ضرورتی برای بقای تمدن است.
#مدارا #عدالت #رقابت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مایکل کارلبرگ و نقد فرهنگ تقابلی
مایکل کارلبرگ، استاد مطالعات ارتباطات در دانشگاه وسترن واشنگتن و پژوهشگر حوزه صلح، عدالت اجتماعی و تغییرات فرهنگی، در آثار خود بهویژه در کتاب «فراسوی فرهنگ رقابت»، دست به نقد رادیکال ساختارهایی میزند که دنیای مدرن بر آنها استوار است. محور اصلی تحلیل او این است که بشریت در چنبره یک «فرهنگ تقابلی» گرفتار شده که در آن موفقیت یک فرد یا گروه، لزوما به معنای شکست دیگری است.
🔷نقد قدرت تقابلی و بازتعریف قدرت
کارلبرگ معتقد است درک فعلی ما از قدرت، عمدتا به معنای «سلطه بر دیگران» است. او فکت میآورد که ساختارهای سیاسی (حزبگرایی)، اقتصادی (رقابت بیرحمانه) و حقوقی (نظامهای قضایی تقابلی) همگی بازتولیدکننده این مدل هستند. او در تحلیل خود میگوید: «مدل تقابلی سازماندهی اجتماعی به محدودیتهای نهایی خود رسیده است». او در مقابل، مفهوم «توانافزایی متقابل» را پیشنهاد میدهد که در آن قدرت، ابزاری برای خدمت و شکوفایی جمعی است.
🔷 عدالت به مثابه تجلی یگانگی
از نظر کارلبرگ، عدالت اجتماعی صرفا یک فرآیند توزیع ثروت یا رویهای قانونی نیست؛ بلکه ریشه در یک تحول معرفتشناختی دارد. او عدالت را بر پایه اصل «یگانگی نوع بشر» تبیین میکند و استدلال میکند که تا زمانی که ما انسانها را در قالبهای رقابتی «ما در مقابل آنها» تعریف کنیم، عدالت همیشه به نفع گروههای قدرتمندتر مصادره خواهد شد. عدالت واقعی زمانی محقق میشود که ساختارها بر اساس نفع همگانی طراحی شوند.
🔷پیوند اخلاق، مدارا و تغییر ساختاری
یکی از مهمترین ویژگیهای تفکر کارلبرگ، نفی جدایی میان «اخلاق فردی» و «تغییرات اجتماعی» است. او تاکید میکند که تغییر ساختارهای ناعادلانه، بدون پرورش صفات اخلاقی همچون مدارا، مشورت و فروتنی در افراد، ناممکن است. او در کتاب «ساخت واقعیت اجتماعی» اشاره میکند که برای رسیدن به عدالت، ما نیازمند «فرایندهای یادگیری جمعی» هستیم که در آن تفاوت آرا نه به عنوان منبع نزاع، بلکه به عنوان ابزاری برای کشف حقیقت نگریسته شود.
تحلیل کارلبرگ ما را به این سو هدایت میکند که «عدالت اجتماعی» بدون بازنگری در مفهوم «قدرت» و گذار از «فرهنگ رقابت» به «فرهنگ همکاری» به دست نمیآید. او معتقد است که بشریت در آستانه دوران بلوغ خود قرار دارد و باید ابزارهای بدوی تقابل را با ابزارهای پیشرفته اتحاد و مشورت جایگزین کند. این گذار، نه یک انتخاب فانتزی، بلکه ضرورتی برای بقای تمدن است.
#مدارا #عدالت #رقابت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤1
قوهقضاییه جمهوری اسلامی از اعدام یک زندانی سیاسی به نام سلطانعلی شیرزادی فخر خبر داد
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، از اعدام یک زندانی سیاسی دیگر در بامداد روز پنجشنبه سوم اردیبهشت خبر داد. سلطانعلی شیرزادی فخر به عضویت در سازمان مجاهدین خلق و «همکاری با سرویس جاسوسی اسرائیل متهم شده است.»
در گزارش اولیه اشارهای به زمان بازداشت و روند رسیدگی قضایی به پرونده آقای شیرزادی نشده و تنها ادعا شده که حکم اعدام او در دیوان عالی کشور تأیید شده است.
این نوزدهمین مورد رسانهای شدهی اعدام از زمان آغاز درگیری نظامی جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل در اسفند ماه سال گذشته و به طور مشخص از آخرین روزهای ماه اسفند است.
جمهوری اسلامی پیش از این در پنج هفته گذشته ۱۸ تن را اعدام کرده بود که هشت تن از آنها منسوب به سازمان مجاهدین خلق و هشت تن مرتبط با اعتراضهای دی ماه ۱۴۰۴ بودند. دو تن نیز به اتهام ادعایی «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شدهاند.
درباره این زندانی سیاسی پیش از این هیچ خبری منتشر نشده بود. سازمانهای حقوق بشری همواره بر لزوم اطلاعرسانی بازداشتشدگان توسط خانوادههای آنها تأکید کردهاند.
#نه_به_اعدام #سلطانعلی_شیرزادی_فخر
@Tavaana_TavaanaTech
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، از اعدام یک زندانی سیاسی دیگر در بامداد روز پنجشنبه سوم اردیبهشت خبر داد. سلطانعلی شیرزادی فخر به عضویت در سازمان مجاهدین خلق و «همکاری با سرویس جاسوسی اسرائیل متهم شده است.»
در گزارش اولیه اشارهای به زمان بازداشت و روند رسیدگی قضایی به پرونده آقای شیرزادی نشده و تنها ادعا شده که حکم اعدام او در دیوان عالی کشور تأیید شده است.
این نوزدهمین مورد رسانهای شدهی اعدام از زمان آغاز درگیری نظامی جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل در اسفند ماه سال گذشته و به طور مشخص از آخرین روزهای ماه اسفند است.
جمهوری اسلامی پیش از این در پنج هفته گذشته ۱۸ تن را اعدام کرده بود که هشت تن از آنها منسوب به سازمان مجاهدین خلق و هشت تن مرتبط با اعتراضهای دی ماه ۱۴۰۴ بودند. دو تن نیز به اتهام ادعایی «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شدهاند.
درباره این زندانی سیاسی پیش از این هیچ خبری منتشر نشده بود. سازمانهای حقوق بشری همواره بر لزوم اطلاعرسانی بازداشتشدگان توسط خانوادههای آنها تأکید کردهاند.
#نه_به_اعدام #سلطانعلی_شیرزادی_فخر
@Tavaana_TavaanaTech
💔5❤2
تداوم بازداشت و بیخبری از عرفان نبیان؛ نگرانی از وضعیت و خطر صدور حکم سنگین
با گذشت حدود دو ماه از زمان بازداشت عرفان نبیان، شهروند ساکن اصفهان، همچنان هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت و محل نگهداری او در دست نیست. بر اساس گزارشها، او در جریان اعتراضات دیماه بازداشت شده و از آن زمان تاکنون در شرایطی مبهم بهسر میبرد.
برخی منابع میگویند که هنوز هیچ اطلاعاتی از اتهامات مطرح شده علیه آقای نبیان به دست نیامده است، ولی منابع ایران اینترنشنال میگویند این جوان که در آستانه ۲۸ سالگی قرار دارد، با اتهامات امنیتی سنگین و پروندهسازی از سوی نهادهای امنیتی مواجه شده است؛ اتهاماتی که میتواند پیامدهای بسیار جدی، از جمله صدور حکم اعدام، در پی داشته باشد.
گفته میشود عرفان نبیان در بازداشت تحت فشارهای شدید قرار دارد و خانواده او نیز از زمان بازداشت تاکنون به اطلاعات شفافی درباره وضعیتش دسترسی نداشتهاند و او از حق دسترسی به وکیل هم محروم بوده است. بیخبری از وضعیت بازداشتشدگان مصداق بارز ناپدیدسازی قهری است.
عرفان نبیان پنجم اسفند ماه ۱۴۰۴ در اصفهان بازداشت شده است.
#عرفان_نبیان #اصفهان #از_بازداشتی_ها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
با گذشت حدود دو ماه از زمان بازداشت عرفان نبیان، شهروند ساکن اصفهان، همچنان هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت و محل نگهداری او در دست نیست. بر اساس گزارشها، او در جریان اعتراضات دیماه بازداشت شده و از آن زمان تاکنون در شرایطی مبهم بهسر میبرد.
برخی منابع میگویند که هنوز هیچ اطلاعاتی از اتهامات مطرح شده علیه آقای نبیان به دست نیامده است، ولی منابع ایران اینترنشنال میگویند این جوان که در آستانه ۲۸ سالگی قرار دارد، با اتهامات امنیتی سنگین و پروندهسازی از سوی نهادهای امنیتی مواجه شده است؛ اتهاماتی که میتواند پیامدهای بسیار جدی، از جمله صدور حکم اعدام، در پی داشته باشد.
گفته میشود عرفان نبیان در بازداشت تحت فشارهای شدید قرار دارد و خانواده او نیز از زمان بازداشت تاکنون به اطلاعات شفافی درباره وضعیتش دسترسی نداشتهاند و او از حق دسترسی به وکیل هم محروم بوده است. بیخبری از وضعیت بازداشتشدگان مصداق بارز ناپدیدسازی قهری است.
عرفان نبیان پنجم اسفند ماه ۱۴۰۴ در اصفهان بازداشت شده است.
#عرفان_نبیان #اصفهان #از_بازداشتی_ها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔4
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عینالله رضازاده جویباری، روحانی سابق و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در یک پیام صوتی از عدم توجه و رسیدگی درمانی به زندانیان سیاسی خبر میدهد.
رضازاده جویباری پیام خود را با درود و ادای دین به زنان و کودکانی که قربانی خشونت و سرکوب شده اند و گرامی داشت یاد و خاطره شهدا قیام آزادی دیماه آغاز میکند .
وی در ادامهای با اشاره به سالها تحمل حبس در زندان جمهوری اسلامی از تحمل شکنجههای سیستماتیک میگوید شرحی از وضعیت بغرنج و بیماری خود میدهد و تاکید می کند که با توجه به توصیه اکید پزشکان زندان، مسئولین امر تعمدا از رسیدگی و درمان جلوگیری کرده و به همین دلایل یکی از کلیههایش را از دست داده و از خونریزی داخلی رنج میبرد و مصرف غذا هم برای او به همین دلیل با مشکل مواجه و وی را درشرایط پیش سرطان قرار داده و عدم مصرف دارو و روند درمان وی را با مشکلات جدیتر در سلامت روبرو خواهد کرد.
وی در ادامه هشدار میدهد که بیتفاوتی مسئولین زندان در این مورد مهندسی شده و هدفمند و در راستای کشتار درمانی تعریف میشود.
جویباری با اعتراض به عدم مسئولیت پذیری و بی تفاوتی و ترک فعل آشکار مسئولین زندان یادآوری میکند دستگاه قضایی و سازمان زندانها مسئول حفظ جان و فراهم کردن شرایط درمان زندانیان بیمار هستند و درمان زندانیان بیمار تعلل پذیر نیست.
وی در ادامه یادآور می شود به دلیل تذکر متعدد و مکرر در این مورد مجبور به اعتصاب غذا شده است.
جویباری خطاب به رییس قوه قضاییه میگوید:
آقای اژه ای چند نفر از زندانبان سیاسی بدحال و بیمار بهعلت درد شدید و عدم توجه مسئولین زندان یا بهخاطر تعلل و عدم اعزام به موقع به بیمارستان جانشان را باید از دست بدهند؟
این قتل های دولتی و سازمان یافته چند نفر قربانی میخواد؟
تا کجا میخواهی پیش بروی؟
شما که در حد وسیع دست به قتل و کشتار ملت زدهاید، این رفتارهای غیر انسانی مغایر با قانون و اخلاق چه زمانی پایان خواهد یافت ؟
شما روی جنایتکاران در زندانهای ابوغریب و گوانتانامو را سفید کردید، شما را در تاریخ چگونه قضاوت خواهند کرد؟
شما را با چه موجودی میتوان مقایسه کرد؟
عینالله رضازاده جویباری روحانی سابق و از منتقدان سیاسی جمهوری اسلامی است که به دلیل بیان دیدگاهها و فعالیتهای اعتراضی خود بازداشت و زندانی شده است. او از جمله زندانیانی است که بارها درباره وضعیت حقوق بشر و شرایط زندانیان سیاسی در ایران هشدار داده است.
#عین_الله_رضازاده_جویباری #زندانی_سیاسی #منتقد_حکومت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رضازاده جویباری پیام خود را با درود و ادای دین به زنان و کودکانی که قربانی خشونت و سرکوب شده اند و گرامی داشت یاد و خاطره شهدا قیام آزادی دیماه آغاز میکند .
وی در ادامهای با اشاره به سالها تحمل حبس در زندان جمهوری اسلامی از تحمل شکنجههای سیستماتیک میگوید شرحی از وضعیت بغرنج و بیماری خود میدهد و تاکید می کند که با توجه به توصیه اکید پزشکان زندان، مسئولین امر تعمدا از رسیدگی و درمان جلوگیری کرده و به همین دلایل یکی از کلیههایش را از دست داده و از خونریزی داخلی رنج میبرد و مصرف غذا هم برای او به همین دلیل با مشکل مواجه و وی را درشرایط پیش سرطان قرار داده و عدم مصرف دارو و روند درمان وی را با مشکلات جدیتر در سلامت روبرو خواهد کرد.
وی در ادامه هشدار میدهد که بیتفاوتی مسئولین زندان در این مورد مهندسی شده و هدفمند و در راستای کشتار درمانی تعریف میشود.
جویباری با اعتراض به عدم مسئولیت پذیری و بی تفاوتی و ترک فعل آشکار مسئولین زندان یادآوری میکند دستگاه قضایی و سازمان زندانها مسئول حفظ جان و فراهم کردن شرایط درمان زندانیان بیمار هستند و درمان زندانیان بیمار تعلل پذیر نیست.
وی در ادامه یادآور می شود به دلیل تذکر متعدد و مکرر در این مورد مجبور به اعتصاب غذا شده است.
جویباری خطاب به رییس قوه قضاییه میگوید:
آقای اژه ای چند نفر از زندانبان سیاسی بدحال و بیمار بهعلت درد شدید و عدم توجه مسئولین زندان یا بهخاطر تعلل و عدم اعزام به موقع به بیمارستان جانشان را باید از دست بدهند؟
این قتل های دولتی و سازمان یافته چند نفر قربانی میخواد؟
تا کجا میخواهی پیش بروی؟
شما که در حد وسیع دست به قتل و کشتار ملت زدهاید، این رفتارهای غیر انسانی مغایر با قانون و اخلاق چه زمانی پایان خواهد یافت ؟
شما روی جنایتکاران در زندانهای ابوغریب و گوانتانامو را سفید کردید، شما را در تاریخ چگونه قضاوت خواهند کرد؟
شما را با چه موجودی میتوان مقایسه کرد؟
عینالله رضازاده جویباری روحانی سابق و از منتقدان سیاسی جمهوری اسلامی است که به دلیل بیان دیدگاهها و فعالیتهای اعتراضی خود بازداشت و زندانی شده است. او از جمله زندانیانی است که بارها درباره وضعیت حقوق بشر و شرایط زندانیان سیاسی در ایران هشدار داده است.
#عین_الله_رضازاده_جویباری #زندانی_سیاسی #منتقد_حکومت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11
Forwarded from گفتوشنود
۸۰ روز در هجوم دیوارها؛
روایت شکیلا قاسمی، شهروند بهائی و انفرادی که پایان ندارد
شکیلا قاسمی، شهروند بهایی، بیش از ۸۰ روز است که در بازداشت بلاتکلیف و در شرایط دشوار انفرادی بهسر میبرد. او بدون اعلام اتهام رسمی و با محرومیت از حقوق اولیه یک متهم، در وضعیتی نگرانکننده نگاه داشته شده است؛ شرایطی که خانواده او را در بیم و امیدی فرساینده رها کرده است.
خواهر او در پیامی از سر دلتنگی و تکاندهنده در شبکه اجتماعی ایکس، از رنج این روزهای شکیلا و بیعدالتی حاکم بر پرونده او چنین نوشته است:
«۸۰ روز بیخبری، بیپاسخی، و بیعدالتی.
نه اتهامی اعلام شده، نه توضیحی دادهاند، نه حتی حداقلی از شفافیت وجود دارد.
شکیلا در انفرادی نگه داشته شده؛ جایی که زمان میایستد و انسان کمکم زیر فشار سکوت و تنهایی فرسوده میشود.
این فقط حبس نیست، یک فرسایش تدریجی روح و روان است.
بیخبری از وضعیتش، نگرانی از حال جسمی و روحیاش، و این بلاتکلیفی مطلق…
همهی اینها چیزی نیست که بتوان ساده از کنارش گذشت.
او باید امروز در حال ساختن آیندهاش باشد، نه شمردن روزها پشت دیوارهای سرد زندان.
هیچ انسانی سزاوار این حجم از بیعدالتی و بیصدایی نیست.
اگر امروز سکوت کنیم، فردا نوبت دیگری است.
نام شکیلا را تکرار کنیم، تا فراموش نشود.»
بازداشت شکیلا قاسمی و استمرار بلاتکلیفی او، نمودی بارز از سیاست سیستماتیک «دیگریستیزی» در ساختار دیکتاتوری جمهوری اسلامی است. این حکومت با هدف قرار دادن اقلیتهای مذهبی، بهویژه جامعه بهایی، و با تکیه بر اتهامهای ساختگی امنیتی، فشار مضاعف اجتماعی و روانی را بر آنها تحمیل میکند. این برخوردها پیش از آنکه جنبه حقوقی داشته باشد، ابزاری برای سرکوب عقیدتی و حذف مدنی شهروندانی است که تنها جرمشان، تفاوت در باور و سبک زندگی است؛ سیاستی که با حبسهای انفرادی طولانی، به دنبال درهمشکستن اراده و صدای کسانی است که خارج از چهارچوبهای رسمی تعریف میشوند.
#داستان_ما_یکیست #شکیلا_قاسمی #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روایت شکیلا قاسمی، شهروند بهائی و انفرادی که پایان ندارد
شکیلا قاسمی، شهروند بهایی، بیش از ۸۰ روز است که در بازداشت بلاتکلیف و در شرایط دشوار انفرادی بهسر میبرد. او بدون اعلام اتهام رسمی و با محرومیت از حقوق اولیه یک متهم، در وضعیتی نگرانکننده نگاه داشته شده است؛ شرایطی که خانواده او را در بیم و امیدی فرساینده رها کرده است.
خواهر او در پیامی از سر دلتنگی و تکاندهنده در شبکه اجتماعی ایکس، از رنج این روزهای شکیلا و بیعدالتی حاکم بر پرونده او چنین نوشته است:
«۸۰ روز بیخبری، بیپاسخی، و بیعدالتی.
نه اتهامی اعلام شده، نه توضیحی دادهاند، نه حتی حداقلی از شفافیت وجود دارد.
شکیلا در انفرادی نگه داشته شده؛ جایی که زمان میایستد و انسان کمکم زیر فشار سکوت و تنهایی فرسوده میشود.
این فقط حبس نیست، یک فرسایش تدریجی روح و روان است.
بیخبری از وضعیتش، نگرانی از حال جسمی و روحیاش، و این بلاتکلیفی مطلق…
همهی اینها چیزی نیست که بتوان ساده از کنارش گذشت.
او باید امروز در حال ساختن آیندهاش باشد، نه شمردن روزها پشت دیوارهای سرد زندان.
هیچ انسانی سزاوار این حجم از بیعدالتی و بیصدایی نیست.
اگر امروز سکوت کنیم، فردا نوبت دیگری است.
نام شکیلا را تکرار کنیم، تا فراموش نشود.»
بازداشت شکیلا قاسمی و استمرار بلاتکلیفی او، نمودی بارز از سیاست سیستماتیک «دیگریستیزی» در ساختار دیکتاتوری جمهوری اسلامی است. این حکومت با هدف قرار دادن اقلیتهای مذهبی، بهویژه جامعه بهایی، و با تکیه بر اتهامهای ساختگی امنیتی، فشار مضاعف اجتماعی و روانی را بر آنها تحمیل میکند. این برخوردها پیش از آنکه جنبه حقوقی داشته باشد، ابزاری برای سرکوب عقیدتی و حذف مدنی شهروندانی است که تنها جرمشان، تفاوت در باور و سبک زندگی است؛ سیاستی که با حبسهای انفرادی طولانی، به دنبال درهمشکستن اراده و صدای کسانی است که خارج از چهارچوبهای رسمی تعریف میشوند.
#داستان_ما_یکیست #شکیلا_قاسمی #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔7❤2
محمدجعفر اسدی، معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، در اظهاراتی گفته است:
«وقتی به قله رسیدیم، آن وقت قرار است کسانی بیایند و شاهنامه را ببندند و پاسدارنامه و بسیجینامه را بنویسند.»
این سخنان، فراتر از یک اظهار نظر سیاسی، بازتاب یک نگاه ایدئولوژیک به هویت و تاریخ ایران است؛ نگاهی که بهجای پاسداشت میراث فرهنگی و تاریخی، در پی جایگزینی آن با روایتهای حکومتی است. اشاره به «بستن شاهنامه» و نوشتن «پاسدارنامه» و «بسیجینامه»، بهروشنی نشاندهنده تلاشی برای بازتعریف هویت ایرانی بر اساس ایدئولوژی رسمی است.
این رویکرد، یادآور سالهای نخست پس از انقلاب است؛ زمانی که حکومت با مظاهر فرهنگ ایران باستان، از جمله نمادهایی چون تختجمشید، سر ستیز داشت و حتی با فردوسی و شاهنامه برخوردی خصمانه نشان میداد. در آن دوره، تلاشهایی گسترده برای کمرنگکردن یا حذف عناصر هویت ملی و جایگزینی آن با روایتهای ایدئولوژیک صورت گرفت.
@Tavaana_TavaanaTech
«وقتی به قله رسیدیم، آن وقت قرار است کسانی بیایند و شاهنامه را ببندند و پاسدارنامه و بسیجینامه را بنویسند.»
این سخنان، فراتر از یک اظهار نظر سیاسی، بازتاب یک نگاه ایدئولوژیک به هویت و تاریخ ایران است؛ نگاهی که بهجای پاسداشت میراث فرهنگی و تاریخی، در پی جایگزینی آن با روایتهای حکومتی است. اشاره به «بستن شاهنامه» و نوشتن «پاسدارنامه» و «بسیجینامه»، بهروشنی نشاندهنده تلاشی برای بازتعریف هویت ایرانی بر اساس ایدئولوژی رسمی است.
این رویکرد، یادآور سالهای نخست پس از انقلاب است؛ زمانی که حکومت با مظاهر فرهنگ ایران باستان، از جمله نمادهایی چون تختجمشید، سر ستیز داشت و حتی با فردوسی و شاهنامه برخوردی خصمانه نشان میداد. در آن دوره، تلاشهایی گسترده برای کمرنگکردن یا حذف عناصر هویت ملی و جایگزینی آن با روایتهای ایدئولوژیک صورت گرفت.
@Tavaana_TavaanaTech
❤10👍3
Reports indicate that political prisoners transferred from Evin and Fashafuyeh to Ghezel Hesar’s solitary units (Ward 35, Unit 3) are facing systematic abuse and inhumane conditions. Detainees, including Mir-Yousef Younesi, Vahid Gol-Sorkh, and Mohsen Pirayesh, were subjected to "Ghapani" handcuffing, shackles, and severe beatings during transit.
At Ghezel Hesar, guards forcibly shaved the prisoners' heads and reportedly assaulted them with pipes. Mohsen Pirayesh and Soheil Arabi required hospitalization due to injuries; both were returned to isolation without family contact or fresh air. Held in cramped 10-square-meter cells, these individuals remain denied basic rights like phone calls. While Mir-Yousef Younesi was recently moved to the political ward, the Islamic Republic regime’s use of physical violence and total isolation highlights a deepening human rights crisis and a complete lack of medical and legal safeguards within the prison system.
#HumanRights #IranPrisons #StopTorture #PoliticalPrisoners
At Ghezel Hesar, guards forcibly shaved the prisoners' heads and reportedly assaulted them with pipes. Mohsen Pirayesh and Soheil Arabi required hospitalization due to injuries; both were returned to isolation without family contact or fresh air. Held in cramped 10-square-meter cells, these individuals remain denied basic rights like phone calls. While Mir-Yousef Younesi was recently moved to the political ward, the Islamic Republic regime’s use of physical violence and total isolation highlights a deepening human rights crisis and a complete lack of medical and legal safeguards within the prison system.
#HumanRights #IranPrisons #StopTorture #PoliticalPrisoners
💔3❤2
گزارشهای دریافتی از وخامت حال علی سویدی، زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز، خبر میدهند؛ زندانیای که در کنار دهها زندانی سنیمذهب دیگر، در شرایطی همراه با تبعیض شدید و محرومیت از خدمات درمانی نگهداری میشود.
بر اساس این اطلاعات، علی سویدی بههمراه پسرعموهایش عبدالله، احمد و جاسم سویدی در تاریخ ۱۱ مهر ۱۳۹۷ در روستای الحجیه شهرستان خفاجیه بازداشت شدهاند. او پس از حدود یک سال از زمان بازداشت، دچار درد شدید در هر دو کلیه شد و وضعیت جسمیاش بهتدریج رو به وخامت گذاشت، با این حال از حق درمان محروم است.
روز یکشنبه ۳۰ فروردین، علی سویدی در داخل زندان بیهوش شد و به بیمارستان منتقل گردید. با این حال، تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ اطلاع رسمی از وضعیت سلامتی، علت بیهوشی یا روند درمان او منتشر نشده و خانواده و منابع مطلع همچنان در بیخبری به سر میبرند.
وضعیت علی سویدی در حالی بحرانی شده که پیشتر نیز گزارشهای متعددی از محرومیت زندانیان سنیمذهب در بند ۸ زندان شیبان از حق درمان منتشر شده بود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این اطلاعات، علی سویدی بههمراه پسرعموهایش عبدالله، احمد و جاسم سویدی در تاریخ ۱۱ مهر ۱۳۹۷ در روستای الحجیه شهرستان خفاجیه بازداشت شدهاند. او پس از حدود یک سال از زمان بازداشت، دچار درد شدید در هر دو کلیه شد و وضعیت جسمیاش بهتدریج رو به وخامت گذاشت، با این حال از حق درمان محروم است.
روز یکشنبه ۳۰ فروردین، علی سویدی در داخل زندان بیهوش شد و به بیمارستان منتقل گردید. با این حال، تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ اطلاع رسمی از وضعیت سلامتی، علت بیهوشی یا روند درمان او منتشر نشده و خانواده و منابع مطلع همچنان در بیخبری به سر میبرند.
وضعیت علی سویدی در حالی بحرانی شده که پیشتر نیز گزارشهای متعددی از محرومیت زندانیان سنیمذهب در بند ۸ زندان شیبان از حق درمان منتشر شده بود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔11❤1
بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، مریم داوودیان، شهروند ۵۸ ساله کُرد و اهل بوکان، روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ پس از احضار به اداره اطلاعات این شهر بازداشت شده و به زندان مرکزی ارومیه منتقل شده است. وضعیت این زندانی زن در حال حاضر نامشخص گزارش شده و نگرانیها درباره سلامت او رو به افزایش است.
به گفته منابع مطلع، او پیشتر نیز بهصورت تلفنی احضار و برای چندین ساعت مورد بازجویی قرار گرفته بود. نیروهای امنیتی همچنین بدون ارائه حکم قضایی به منزل او مراجعه کرده، پس از تفتیش، تلفن همراهش را ضبط کردهاند. پس از بازداشت، وی با قرار بازداشت موقت به قرنطینه بند زنان زندان ارومیه منتقل شده.
مریم داوودیان از چندین بیماری زمینهای از جمله دیابت، روماتیسم مفصلی، تالاسمی مینور و عوارض ناشی از سکته چشمی رنج میبرد که به نابینایی یکی از چشمان او انجامیده است. با این حال، دسترسی او به داروهای ضروری و خدمات درمانی در دوران بازداشت با ابهام و محدودیت جدی مواجه است؛ موضوعی که نگرانی خانوادهاش را تشدید کرده.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ اطلاعات شفافی درباره دلایل بازداشت و اتهامات منتسب به او منتشر نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
به گفته منابع مطلع، او پیشتر نیز بهصورت تلفنی احضار و برای چندین ساعت مورد بازجویی قرار گرفته بود. نیروهای امنیتی همچنین بدون ارائه حکم قضایی به منزل او مراجعه کرده، پس از تفتیش، تلفن همراهش را ضبط کردهاند. پس از بازداشت، وی با قرار بازداشت موقت به قرنطینه بند زنان زندان ارومیه منتقل شده.
مریم داوودیان از چندین بیماری زمینهای از جمله دیابت، روماتیسم مفصلی، تالاسمی مینور و عوارض ناشی از سکته چشمی رنج میبرد که به نابینایی یکی از چشمان او انجامیده است. با این حال، دسترسی او به داروهای ضروری و خدمات درمانی در دوران بازداشت با ابهام و محدودیت جدی مواجه است؛ موضوعی که نگرانی خانوادهاش را تشدید کرده.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ اطلاعات شفافی درباره دلایل بازداشت و اتهامات منتسب به او منتشر نشده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔4🕊1
هفتاد روز به پایان محکومیت؛
پروندهسازی جدید علیه زرتشت احمدیراغب برای ممانعت از آزادی او
در حالی که تنها حدود ۷۰ روز به پایان دوران محکومیت زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی، باقی مانده است، اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا حاکی از آن است که نهادهای امنیتی با گشایش پروندهای جدید در پی جلوگیری از آزادی او هستند.
لازم به ذکر است، زرتشت احمدی راغب در تاریخ ۲۴ آبانماه، با تصمیم مسئولان زندان و دادستانی کرج، برای گذراندن هشت ماه پایانی محکومیت خود از زندان قزلحصار به ندامتگاه مرکزی کرج منتقل شد و اینک در همین زندان به سر میبرد و در طی این مدت چندین بار به سلول انفرادی منتقل شده است.
این زندانی سیاسی پیشتر در تیرماه ۱۴۰۳، در ارتباط با پروندهای که با شکایت مسئولان زندان قزلحصار در دوران حبس علیه او تشکیل شده بود، به یک سال حبس و دو سال تبعید محکوم شد. اجرای این حکم عملاً مانع از آزادی او پس از نزدیک به پنج سال تحمل حبس در پرونده پیشین شده است.
زرتشت احمدی راغب اواخر اسفندماه ۱۴۰۱ بازداشت شد و پس از چند ماه، توسط دادگاه انقلاب تهران به پنج سال و هشت ماه حبس بههمراه مجازاتهای تکمیلی محکوم شد. او پیش از این نیز بهدلیل فعالیتهای خود سابقه برخورد قضایی و تحمل حبس داشته است.
گزارشها حاکی است که با نزدیکشدن به زمان آزادی، طرح پروندههای جدید بهعنوان ابزاری برای تداوم بازداشت این زندانی سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است.
#زرتشت_احمدی_راغب
@Tavaana_TavaanaTech
پروندهسازی جدید علیه زرتشت احمدیراغب برای ممانعت از آزادی او
در حالی که تنها حدود ۷۰ روز به پایان دوران محکومیت زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی، باقی مانده است، اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا حاکی از آن است که نهادهای امنیتی با گشایش پروندهای جدید در پی جلوگیری از آزادی او هستند.
لازم به ذکر است، زرتشت احمدی راغب در تاریخ ۲۴ آبانماه، با تصمیم مسئولان زندان و دادستانی کرج، برای گذراندن هشت ماه پایانی محکومیت خود از زندان قزلحصار به ندامتگاه مرکزی کرج منتقل شد و اینک در همین زندان به سر میبرد و در طی این مدت چندین بار به سلول انفرادی منتقل شده است.
این زندانی سیاسی پیشتر در تیرماه ۱۴۰۳، در ارتباط با پروندهای که با شکایت مسئولان زندان قزلحصار در دوران حبس علیه او تشکیل شده بود، به یک سال حبس و دو سال تبعید محکوم شد. اجرای این حکم عملاً مانع از آزادی او پس از نزدیک به پنج سال تحمل حبس در پرونده پیشین شده است.
زرتشت احمدی راغب اواخر اسفندماه ۱۴۰۱ بازداشت شد و پس از چند ماه، توسط دادگاه انقلاب تهران به پنج سال و هشت ماه حبس بههمراه مجازاتهای تکمیلی محکوم شد. او پیش از این نیز بهدلیل فعالیتهای خود سابقه برخورد قضایی و تحمل حبس داشته است.
گزارشها حاکی است که با نزدیکشدن به زمان آزادی، طرح پروندههای جدید بهعنوان ابزاری برای تداوم بازداشت این زندانی سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است.
#زرتشت_احمدی_راغب
@Tavaana_TavaanaTech
💔11❤1
انتقال زندانیان نهاوند به سولهای در حوالی ملایر؛ گزارشها از شرایط بحرانی و درگیریهای خشونتآمیز
گزارشهای دریافتی حاکی از انتقال تمامی زندانیان زندان نهاوند به مکانی در اطراف شهرستان ملایر است؛ محلی که به گفته منابع، در نزدیکی روستای «نوشیجان» قرار دارد و زندانیان در یک سوله نگهداری میشوند.
بر اساس این گزارشها، شرایط نگهداری در این محل بهشدت نامناسب توصیف شده و از ازدحام شدید جمعیت در فضای محدود خبر داده میشود. گفته میشود زندانیان بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در کنار یکدیگر نگهداری میشوند؛ موضوعی که به افزایش تنش و بروز درگیریهای خشونتآمیز انجامیده است.
طبق اطلاعات منتشرشده، در جریان درگیریهای روز گذشته میان زندانیان (جرایم خشن)، یک نفر با سلاح سرد (تیزی) مجروح شده که حال او وخیم گزارش شده و برای درمان به همدان منتقل شده است. همچنین در این درگیریها دستکم هشت نفر دیگر زخمی شدهاند. منابع از تخریب گسترده وسایل، از جمله شکسته شدن بیش از پنجاه فلاسک چای، در جریان این تنشها خبر دادهاند.
این گزارشها همچنین به نبود امکانات مناسب، محدودیت شدید دسترسی به ملاقات و فاصله زیاد محل نگهداری از شهر اشاره دارند؛ موضوعی که نگرانیها درباره وضعیت زندانیان و دشواری ارتباط خانوادهها با آنان را افزایش داده است.
این شرایط به ویژه نگرانی درباره جان زندانیان سیاسی و عقیدتی حاضر در این محل را افزایش داده است.
#زندان_نهاوند #ملایر #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشهای دریافتی حاکی از انتقال تمامی زندانیان زندان نهاوند به مکانی در اطراف شهرستان ملایر است؛ محلی که به گفته منابع، در نزدیکی روستای «نوشیجان» قرار دارد و زندانیان در یک سوله نگهداری میشوند.
بر اساس این گزارشها، شرایط نگهداری در این محل بهشدت نامناسب توصیف شده و از ازدحام شدید جمعیت در فضای محدود خبر داده میشود. گفته میشود زندانیان بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در کنار یکدیگر نگهداری میشوند؛ موضوعی که به افزایش تنش و بروز درگیریهای خشونتآمیز انجامیده است.
طبق اطلاعات منتشرشده، در جریان درگیریهای روز گذشته میان زندانیان (جرایم خشن)، یک نفر با سلاح سرد (تیزی) مجروح شده که حال او وخیم گزارش شده و برای درمان به همدان منتقل شده است. همچنین در این درگیریها دستکم هشت نفر دیگر زخمی شدهاند. منابع از تخریب گسترده وسایل، از جمله شکسته شدن بیش از پنجاه فلاسک چای، در جریان این تنشها خبر دادهاند.
این گزارشها همچنین به نبود امکانات مناسب، محدودیت شدید دسترسی به ملاقات و فاصله زیاد محل نگهداری از شهر اشاره دارند؛ موضوعی که نگرانیها درباره وضعیت زندانیان و دشواری ارتباط خانوادهها با آنان را افزایش داده است.
این شرایط به ویژه نگرانی درباره جان زندانیان سیاسی و عقیدتی حاضر در این محل را افزایش داده است.
#زندان_نهاوند #ملایر #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔11❤2
دو شهروند در شهرستان سرباز بلوچستان در اثر تیراندازی نیروهای سپاه کشته شدند
به گزارش خبرگزاری حقوق بشری حالوش، شامگاه روز چهارشنبه ۲ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، حوالی ساعت ۲۳، سرنشینان یک دستگاه خودروی لندکروز در نزدیکی شهر جکیگور از توابع شهرستان راسک، توسط نیروهای سپاه پاسداران هدف تیراندازی قرار گرفته و دستکم دو تن از آنها در دم جان خود را از دست دادهاند.
هویت این دو شهروند، « محمداکرم اختری » فرزند مرادمحمد و « محمداسلام سعیدی » فرزند موسی، هر دو اهل روستای دارچوب از توابع منطقه سرکور شهرستان سرباز، توسط حال وش احراز شده است.
به گفته منابع حال وش: «این خودرو بدون ایست و هشدار قبلی هدف تیراندازی قرار گرفته و سرنشینان آن بر اثر اصابت چندین گلوله کشته شدهاند.»
در همین حال، رسانههای حکومتی از جمله فارس به نقل از منابع امنیتی اعلام کردهاند که یک «تیم تروریستی» در شهرستان راسک هدف عملیات قرار گرفته و تعدادی از اعضای آن کشته شدهاند.
در این گزارشها، جزئیاتی درباره هویت افراد کشتهشده یا نحوه دقیق وقوع درگیری منتشر نشده است.
به گزارش شبکه استاد حقوق بشر بلوچستان، نزدیکان این دو شهروند ضمن رد ادعای مقامات جمهوری اسلامی، آنها را شهروندان عادی اعلام کردند و گفتند که هیچ ربطی به گروههای مسلح نداشته اند.
براساس گزارش سالانه ۲۰۲۵ شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، دستکم ۱۵۰ شهروند بلوچ با تیراندازی نیروهای نظامی و یا انفجار مین کشته و مجروح شدند که از این آمار دستکم ۸۹ نفر کشته و ۶۱ نفر دیگر مجروح شدند. در بین این آمار دو زن بلوچ و ۵ کودک کشته و ۱۶ زن و ۳ کودک مجروح شدند.
#بلوچستان #راسک #محمداسلام_سعیدی #محمداکرم_اختری
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش خبرگزاری حقوق بشری حالوش، شامگاه روز چهارشنبه ۲ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، حوالی ساعت ۲۳، سرنشینان یک دستگاه خودروی لندکروز در نزدیکی شهر جکیگور از توابع شهرستان راسک، توسط نیروهای سپاه پاسداران هدف تیراندازی قرار گرفته و دستکم دو تن از آنها در دم جان خود را از دست دادهاند.
هویت این دو شهروند، « محمداکرم اختری » فرزند مرادمحمد و « محمداسلام سعیدی » فرزند موسی، هر دو اهل روستای دارچوب از توابع منطقه سرکور شهرستان سرباز، توسط حال وش احراز شده است.
به گفته منابع حال وش: «این خودرو بدون ایست و هشدار قبلی هدف تیراندازی قرار گرفته و سرنشینان آن بر اثر اصابت چندین گلوله کشته شدهاند.»
در همین حال، رسانههای حکومتی از جمله فارس به نقل از منابع امنیتی اعلام کردهاند که یک «تیم تروریستی» در شهرستان راسک هدف عملیات قرار گرفته و تعدادی از اعضای آن کشته شدهاند.
در این گزارشها، جزئیاتی درباره هویت افراد کشتهشده یا نحوه دقیق وقوع درگیری منتشر نشده است.
به گزارش شبکه استاد حقوق بشر بلوچستان، نزدیکان این دو شهروند ضمن رد ادعای مقامات جمهوری اسلامی، آنها را شهروندان عادی اعلام کردند و گفتند که هیچ ربطی به گروههای مسلح نداشته اند.
براساس گزارش سالانه ۲۰۲۵ شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، دستکم ۱۵۰ شهروند بلوچ با تیراندازی نیروهای نظامی و یا انفجار مین کشته و مجروح شدند که از این آمار دستکم ۸۹ نفر کشته و ۶۱ نفر دیگر مجروح شدند. در بین این آمار دو زن بلوچ و ۵ کودک کشته و ۱۶ زن و ۳ کودک مجروح شدند.
#بلوچستان #راسک #محمداسلام_سعیدی #محمداکرم_اختری
@Tavaana_TavaanaTech
💔9❤2
Forwarded from گفتوشنود
ژان-لوک نانسی (Jean-Luc Nancy) یکی از فیلسوفان معاصر فرانسوی است که تفکر او حول محور هویت، اجتماع و رابطه با دیگری شکل میگیرد. نانسی معتقد است که انسان هرگز بهصورت یک جزیره مستقل و کامل وجود ندارد، هویت فردی همیشه با دیگری و با حضور دیگران شکل میگیرد. او بر این نکته تاکید میکند که وجود انسانی اساسا چندصدایی (plural) و رابطهای است و هیچ فرد یا گروهی نمیتواند خود را از تفاوتها و حضور دیگران جدا بداند. به گفته او، «بودن-با» (Being-with) وضعیت بنیادی انسان است و پذیرش دیگری، نه یک انتخاب اخلاقی صرف، بلکه شرط امکان زندگی جمعی و تجربه اجتماعی است.
از نگاه نانسی، پذیرش تفاوتها شامل شناخت و احترام به تنوع فرهنگی، فکری و وجودی دیگران است. او هشدار میدهد که تلاش برای تثبیت هویتهای مطلق یا حذف دیگری از طریق سلطه یا تحمیل، نهتنها غیرواقعی، بلکه خطرناک است. فلسفه او، هنجارهای مدرن و اجتماعی را فرا میگیرد و تاکید دارد که تفاوتها و حضور دیگران، منبع غنی تجربه انسانی هستند و به ما امکان میدهند که خود را بهتر و گستردهتر در جهان بشناسیم.
نانسی همچنین بر اهمیت گشودگی به گفتوگو و پذیرش عدم قطعیت تاکید دارد. پذیرش دیگری به معنای کنار آمدن با اختلافات و تعارضات نیست که آنها را نادیده بگیریم، بلکه فرصتی است برای بازاندیشی در مرزهای خود و تجربه انسانی عمیقتر. این رویکرد، نه تنها جنبه اخلاقی دارد، بلکه جامعهای سالم، پویا و متنوع را ممکن میسازد.
در دنیای امروز، با افزایش تنشهای هویتی، ملیتی و فرهنگی، دیدگاه نانسی به ما یادآوری میکند که پذیرش تفاوتها و دیگری، پایه صلح، همزیستی و توسعه انسانی است. هویت واقعی انسانی زمانی شکل میگیرد که با دیگری مواجه شویم و تفاوتها را نه تهدید، بلکه سرمایهای برای تعمیق تجربه زندگی بدانیم. فلسفه نانسی، دعوتی به بازنگری در فهم خود و جهان است؛ فهمی که بدون دیگری ناقص است و زندگی انسانی بدون پذیرش تفاوتها، خالی از معنا میشود.
#دیگری #ژان_لوک_نانسی #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از نگاه نانسی، پذیرش تفاوتها شامل شناخت و احترام به تنوع فرهنگی، فکری و وجودی دیگران است. او هشدار میدهد که تلاش برای تثبیت هویتهای مطلق یا حذف دیگری از طریق سلطه یا تحمیل، نهتنها غیرواقعی، بلکه خطرناک است. فلسفه او، هنجارهای مدرن و اجتماعی را فرا میگیرد و تاکید دارد که تفاوتها و حضور دیگران، منبع غنی تجربه انسانی هستند و به ما امکان میدهند که خود را بهتر و گستردهتر در جهان بشناسیم.
نانسی همچنین بر اهمیت گشودگی به گفتوگو و پذیرش عدم قطعیت تاکید دارد. پذیرش دیگری به معنای کنار آمدن با اختلافات و تعارضات نیست که آنها را نادیده بگیریم، بلکه فرصتی است برای بازاندیشی در مرزهای خود و تجربه انسانی عمیقتر. این رویکرد، نه تنها جنبه اخلاقی دارد، بلکه جامعهای سالم، پویا و متنوع را ممکن میسازد.
در دنیای امروز، با افزایش تنشهای هویتی، ملیتی و فرهنگی، دیدگاه نانسی به ما یادآوری میکند که پذیرش تفاوتها و دیگری، پایه صلح، همزیستی و توسعه انسانی است. هویت واقعی انسانی زمانی شکل میگیرد که با دیگری مواجه شویم و تفاوتها را نه تهدید، بلکه سرمایهای برای تعمیق تجربه زندگی بدانیم. فلسفه نانسی، دعوتی به بازنگری در فهم خود و جهان است؛ فهمی که بدون دیگری ناقص است و زندگی انسانی بدون پذیرش تفاوتها، خالی از معنا میشود.
#دیگری #ژان_لوک_نانسی #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
گلولهی سرکوبگران بر قلب یک مخترع؛
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، نخبهای که فرصت ادامه نیافت
با گذشت چند ماه از کشتهشدن فاطمه علیمحمدی، دانشجوی نخبه فیزیک هستهای، روایت زندگی و مرگ او همچنان یادآور سرکوب خونین اعتراضات و جانهایی است که داستان شجاعتشان همیشه در یادها خواهد ماند.
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، شهروند اهل نظرآباد کرج و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیک هستهای، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شهر هشتگرد، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده از منابع مختلف، او در حالی هدف گلوله قرار گرفت که برای کمک به یکی از معترضان مجروح از خودرو پیاده شده بود. گزارشها حاکی از آن است که گلولهای جنگی از پشت به بدن او اصابت کرده و در ناحیه میان قلب و ریهاش قرار گرفته بود؛ جراحتی که در نهایت به مرگ او انجامید.
یکی از نزدیکان فاطمه علیمحمدی در گفتوگو با رسانهها گفته است که او در همان شب قصد سفر به بابلسر را داشت، اما پیش از آنکه این سفر را آغاز کند، در خیابان هدف تیراندازی قرار گرفت. به گفته این منبع، هنگام انتقال به بیمارستان، هنوز امکان نجات او وجود داشت، اما تأخیر در رسیدگی پزشکی جانش را گرفت.
فاطمه علیمحمدی، متولد ۱۹ تیر ۱۳۸۰، از دانشجویان برجسته رشته خود به شمار میرفت. او در حوزه مهندسی پلاسما و کاربردهای هستهای فعالیت داشت و بر روی طراحی تراشههای مرتبط با دیالیز کار میکرد؛ طرحی که به ثبت اختراع نیز رسیده بود. به گفته نزدیکانش، او خود را برای دفاع از پایاننامهای درباره سوختهای هستهای آماده میکرد.
خانواده او پس از کشتهشدنش با فشارهایی مواجه شدند تا عنوان «شهید» برای او بپذیرند، اما این درخواست را رد کردند. یکی از نزدیکانش گفته است: «فاطمه سه سال پیش پدرش را از دست داده بود و از آن زمان خودش را “مرد کوچک خانه” مینامید.» او همراه مادر و خواهرش زندگی میکرد و بهتازگی خودرویی خریده بود، اما هرگز فرصت نکرد با آن به سفر برود.
به روایت دوستان و آشنایان، فاطمه نهتنها دانشجویی نخبه، بلکه فردی مسئولیتپذیر و دغدغهمند بود؛ همان ویژگی که در لحظه آخر زندگیاش نیز او را به سمت کمک به یک مجروح کشاند.
اکنون، ماهها پس از این واقعه، اتاق او با مدالها و دستاوردهای علمیاش باقی مانده و مقالات و نوشتههایش روی میز تحریرش جا ماندهاند؛ نشانههایی از زندگی ناتمام دختری که میتوانست آیندهای متفاوت داشته باشد.
قتل فاطمه علیمحمدی، همچون بسیاری دیگر از قربانیان اعتراضات، همچنان داغی تازه بر جان مردم ایران مانده است. با این حال، بازخوانی روایت زندگی و مرگ او تلاشی است برای مقابله با فراموشی؛ یادآوری اینکه پشت هر نام، داستانی ناتمام و آیندهای از دسترفته قرار دارد.
#فاطمه_علیمحمدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
گلولهی سرکوبگران بر قلب یک مخترع؛
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، نخبهای که فرصت ادامه نیافت
با گذشت چند ماه از کشتهشدن فاطمه علیمحمدی، دانشجوی نخبه فیزیک هستهای، روایت زندگی و مرگ او همچنان یادآور سرکوب خونین اعتراضات و جانهایی است که داستان شجاعتشان همیشه در یادها خواهد ماند.
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، شهروند اهل نظرآباد کرج و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیک هستهای، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شهر هشتگرد، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده از منابع مختلف، او در حالی هدف گلوله قرار گرفت که برای کمک به یکی از معترضان مجروح از خودرو پیاده شده بود. گزارشها حاکی از آن است که گلولهای جنگی از پشت به بدن او اصابت کرده و در ناحیه میان قلب و ریهاش قرار گرفته بود؛ جراحتی که در نهایت به مرگ او انجامید.
یکی از نزدیکان فاطمه علیمحمدی در گفتوگو با رسانهها گفته است که او در همان شب قصد سفر به بابلسر را داشت، اما پیش از آنکه این سفر را آغاز کند، در خیابان هدف تیراندازی قرار گرفت. به گفته این منبع، هنگام انتقال به بیمارستان، هنوز امکان نجات او وجود داشت، اما تأخیر در رسیدگی پزشکی جانش را گرفت.
فاطمه علیمحمدی، متولد ۱۹ تیر ۱۳۸۰، از دانشجویان برجسته رشته خود به شمار میرفت. او در حوزه مهندسی پلاسما و کاربردهای هستهای فعالیت داشت و بر روی طراحی تراشههای مرتبط با دیالیز کار میکرد؛ طرحی که به ثبت اختراع نیز رسیده بود. به گفته نزدیکانش، او خود را برای دفاع از پایاننامهای درباره سوختهای هستهای آماده میکرد.
خانواده او پس از کشتهشدنش با فشارهایی مواجه شدند تا عنوان «شهید» برای او بپذیرند، اما این درخواست را رد کردند. یکی از نزدیکانش گفته است: «فاطمه سه سال پیش پدرش را از دست داده بود و از آن زمان خودش را “مرد کوچک خانه” مینامید.» او همراه مادر و خواهرش زندگی میکرد و بهتازگی خودرویی خریده بود، اما هرگز فرصت نکرد با آن به سفر برود.
به روایت دوستان و آشنایان، فاطمه نهتنها دانشجویی نخبه، بلکه فردی مسئولیتپذیر و دغدغهمند بود؛ همان ویژگی که در لحظه آخر زندگیاش نیز او را به سمت کمک به یک مجروح کشاند.
اکنون، ماهها پس از این واقعه، اتاق او با مدالها و دستاوردهای علمیاش باقی مانده و مقالات و نوشتههایش روی میز تحریرش جا ماندهاند؛ نشانههایی از زندگی ناتمام دختری که میتوانست آیندهای متفاوت داشته باشد.
قتل فاطمه علیمحمدی، همچون بسیاری دیگر از قربانیان اعتراضات، همچنان داغی تازه بر جان مردم ایران مانده است. با این حال، بازخوانی روایت زندگی و مرگ او تلاشی است برای مقابله با فراموشی؛ یادآوری اینکه پشت هر نام، داستانی ناتمام و آیندهای از دسترفته قرار دارد.
#فاطمه_علیمحمدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔11❤2🕊1
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
گلولهی سرکوبگران بر قلب یک مخترع؛
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، نخبهای که فرصت ادامه نیافت
با گذشت چند ماه از کشتهشدن فاطمه علیمحمدی، دانشجوی نخبه فیزیک هستهای، روایت زندگی و مرگ او همچنان یادآور سرکوب خونین اعتراضات و جانهایی است که داستان شجاعتشان همیشه در یادها خواهد ماند.
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، شهروند اهل نظرآباد کرج و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیک هستهای، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شهر هشتگرد، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده از منابع مختلف، او در حالی هدف گلوله قرار گرفت که برای کمک به یکی از معترضان مجروح از خودرو پیاده شده بود. گزارشها حاکی از آن است که گلولهای جنگی از پشت به بدن او اصابت کرده و در ناحیه میان قلب و ریهاش قرار گرفته بود؛ جراحتی که در نهایت به مرگ او انجامید.
یکی از نزدیکان فاطمه علیمحمدی در گفتوگو با رسانهها گفته است که او در همان شب قصد سفر به بابلسر را داشت، اما پیش از آنکه این سفر را آغاز کند، در خیابان هدف تیراندازی قرار گرفت. به گفته این منبع، هنگام انتقال به بیمارستان، هنوز امکان نجات او وجود داشت، اما تأخیر در رسیدگی پزشکی جانش را گرفت.
فاطمه علیمحمدی، متولد ۱۹ تیر ۱۳۸۰، از دانشجویان برجسته رشته خود به شمار میرفت. او در حوزه مهندسی پلاسما و کاربردهای هستهای فعالیت داشت و بر روی طراحی تراشههای مرتبط با دیالیز کار میکرد؛ طرحی که به ثبت اختراع نیز رسیده بود. به گفته نزدیکانش، او خود را برای دفاع از پایاننامهای درباره سوختهای هستهای آماده میکرد.
خانواده او پس از کشتهشدنش با فشارهایی مواجه شدند تا عنوان «شهید» برای او بپذیرند، اما این درخواست را رد کردند. یکی از نزدیکانش گفته است: «فاطمه سه سال پیش پدرش را از دست داده بود و از آن زمان خودش را “مرد کوچک خانه” مینامید.» او همراه مادر و خواهرش زندگی میکرد و بهتازگی خودرویی خریده بود، اما هرگز فرصت نکرد با آن به سفر برود.
به روایت دوستان و آشنایان، فاطمه نهتنها دانشجویی نخبه، بلکه فردی مسئولیتپذیر و دغدغهمند بود؛ همان ویژگی که در لحظه آخر زندگیاش نیز او را به سمت کمک به یک مجروح کشاند.
اکنون، ماهها پس از این واقعه، اتاق او با مدالها و دستاوردهای علمیاش باقی مانده و مقالات و نوشتههایش روی میز تحریرش جا ماندهاند؛ نشانههایی از زندگی ناتمام دختری که میتوانست آیندهای متفاوت داشته باشد.
قتل فاطمه علیمحمدی، همچون بسیاری دیگر از قربانیان اعتراضات، همچنان داغی تازه بر جان مردم ایران مانده است. با این حال، بازخوانی روایت زندگی و مرگ او تلاشی است برای مقابله با فراموشی؛ یادآوری اینکه پشت هر نام، داستانی ناتمام و آیندهای از دسترفته قرار دارد.
#فاطمه_علیمحمدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
گلولهی سرکوبگران بر قلب یک مخترع؛
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، نخبهای که فرصت ادامه نیافت
با گذشت چند ماه از کشتهشدن فاطمه علیمحمدی، دانشجوی نخبه فیزیک هستهای، روایت زندگی و مرگ او همچنان یادآور سرکوب خونین اعتراضات و جانهایی است که داستان شجاعتشان همیشه در یادها خواهد ماند.
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، شهروند اهل نظرآباد کرج و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیک هستهای، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شهر هشتگرد، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده از منابع مختلف، او در حالی هدف گلوله قرار گرفت که برای کمک به یکی از معترضان مجروح از خودرو پیاده شده بود. گزارشها حاکی از آن است که گلولهای جنگی از پشت به بدن او اصابت کرده و در ناحیه میان قلب و ریهاش قرار گرفته بود؛ جراحتی که در نهایت به مرگ او انجامید.
یکی از نزدیکان فاطمه علیمحمدی در گفتوگو با رسانهها گفته است که او در همان شب قصد سفر به بابلسر را داشت، اما پیش از آنکه این سفر را آغاز کند، در خیابان هدف تیراندازی قرار گرفت. به گفته این منبع، هنگام انتقال به بیمارستان، هنوز امکان نجات او وجود داشت، اما تأخیر در رسیدگی پزشکی جانش را گرفت.
فاطمه علیمحمدی، متولد ۱۹ تیر ۱۳۸۰، از دانشجویان برجسته رشته خود به شمار میرفت. او در حوزه مهندسی پلاسما و کاربردهای هستهای فعالیت داشت و بر روی طراحی تراشههای مرتبط با دیالیز کار میکرد؛ طرحی که به ثبت اختراع نیز رسیده بود. به گفته نزدیکانش، او خود را برای دفاع از پایاننامهای درباره سوختهای هستهای آماده میکرد.
خانواده او پس از کشتهشدنش با فشارهایی مواجه شدند تا عنوان «شهید» برای او بپذیرند، اما این درخواست را رد کردند. یکی از نزدیکانش گفته است: «فاطمه سه سال پیش پدرش را از دست داده بود و از آن زمان خودش را “مرد کوچک خانه” مینامید.» او همراه مادر و خواهرش زندگی میکرد و بهتازگی خودرویی خریده بود، اما هرگز فرصت نکرد با آن به سفر برود.
به روایت دوستان و آشنایان، فاطمه نهتنها دانشجویی نخبه، بلکه فردی مسئولیتپذیر و دغدغهمند بود؛ همان ویژگی که در لحظه آخر زندگیاش نیز او را به سمت کمک به یک مجروح کشاند.
اکنون، ماهها پس از این واقعه، اتاق او با مدالها و دستاوردهای علمیاش باقی مانده و مقالات و نوشتههایش روی میز تحریرش جا ماندهاند؛ نشانههایی از زندگی ناتمام دختری که میتوانست آیندهای متفاوت داشته باشد.
قتل فاطمه علیمحمدی، همچون بسیاری دیگر از قربانیان اعتراضات، همچنان داغی تازه بر جان مردم ایران مانده است. با این حال، بازخوانی روایت زندگی و مرگ او تلاشی است برای مقابله با فراموشی؛ یادآوری اینکه پشت هر نام، داستانی ناتمام و آیندهای از دسترفته قرار دارد.
#فاطمه_علیمحمدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔9