آموزشکده توانا
49.4K subscribers
41.4K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلشن فتحی، فعال مدنی، در این ویدیو از ایجاد آلودگی صوتی توسط نیروهای حکومتی و تبعیض در حق استفاده از خیابان می‌گوید.

او ضمن انتشار این ویدیو می‌نویسد:
«چرا بعضی‌ها مالک خیابانند؟ چرا خیابان، برای بعضی‌ها همیشه روشن و امن است و برای بعضی دیگر تاریک و پر از ترس؟
چرا آن‌ها با پرچم و شعار، صاحب این خاک به نظر می‌رسند و ما، ساکنانی موقت که هر لحظه ممکن است بازخواست شویم نه به‌خاطر خطای احتمالی، صرفا به‌خاطر متفاوت بودن؟

من خواسته‌ای عجیب ندارم. نه قدرت می‌خواهم، نه آشوب.
فقط می‌خواهم اگر حق نامش را بتوان گذاشت ماهی یک‌بار، یک ربع، یا حتی چند دقیقه، در میدان اصلی شهر بایستم، میکروفونی در دست بگیرم و حرفم را بزنم.
همین مثل آنها… فریاد بزنم و تمام حرص و بغضم را بر سر پنجره‌های این شهر آوار کنم
بدون ترس و لرز… بدون این‌که هر کلمه‌ام را پیشاپیش سانسور کنم در ذهن خودم.

مگر حق شهروندی من چه تفاوتی دارد با کسی که با یک پرچم و چند شعار ایدئولوژیک، خیابان را به تصرف خود درمی‌آورد؟
او می‌تواند هر شب آرامش مرا به هم بزند، صدای بلندش را بر زندگی من تحمیل کند، خیابان را ببندد، فضا را پر کند از حضور خودش و من از ترس کشنده حتی جرأت نکنم بگویم لطفاً، خواهش میکنم کمی آرام‌تر.

آلودگی صدا که صرفا صدا نیست.
وقتی با صدای جنگ و اخبار بمباران و اضطرابِ هر لحظه گره می‌خورد، تبدیل می‌شود به فشاری که تا عمق جان نفوذ می‌کند.
من احساس می‌کنم میان دو دیوانه گیر افتاده‌ام
میان دشمن خارجی و تندروهای داخلی،
میان ترس از آن‌چه از بیرون می‌آید و فشاری که از درون تحمیل می‌شود.
جایی که نه پناهی هست و نه صدایی که تو را نمایندگی کند.

احساس می‌کنم اسیرم.
اسیری که زندانبانش آن‌قدر به او نزدیک است که راه فرار را هم از یادش می‌برد.
و تلخ‌تر از آن لحظه‌ای است که حتی اگر در را باز بگذارند،
به خودش می‌گوید: «کجا بروم؟ چه کسی منتظر من است؟»

من همان بیتِ ناتمامم:
حالِ من، حالِ اسیری‌ست که هنگامِ فرار یادش آمد
کسی منتظرش نیست…
و نرفت.

این فقط یک اعتراض نیست.
یک بغض قدیمی است.
بغضِ دیده‌نشدن، شنیده‌نشدن، مهم نبودن.

چرا شادی آن‌ها مجاز است و شادی ما جرم؟
چرا حضور آن‌ها حق است و حضور ما تهدید؟
چرا خیابان برای آن‌ها خانه است و برای ما، جایی که باید از آن عبور کنیم سریع، بی‌صدا با اضطراب کشنده؟

من فقط می‌خواهم سهم کوچکی از این شهر داشته باشم نه حتی بیشتر از دیگران.
فقط برابر با آنها

همین‌قدر ساده همین‌قدر دور و بعید…»


#جنگ #ایران #iran

@Tavaana_TavaanaTech
14👍5💯2💔1
قتل حکومتی یک جوان معترض دیگر؛
امیرعلی میرجعفری اعدام شد

قوه قضائیه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام امیرعلی میرجعفری با اتهام «همکاری با اسرائیل» و مشارکت در اقدامات خشونت‌آمیز خبر داد؛ حکمی که بنا بر اعلام رسانه‌های رسمی، پس از تأیید در دیوان عالی کشور اجرا شده است. در همین حال، گزارش شده که در پرونده‌هایی جداگانه، ۲۲ نفر دیگر نیز به اتهام «همکاری با دشمن» به احکام حبس محکوم شده‌اند.

با این حال، تاکنون اطلاعات شفافی درباره زمان و نحوه بازداشت، روند رسیدگی قضایی و جزئیات محاکمه این متهم منتشر نشده است. این ابهام‌ها در شرایطی مطرح می‌شود که به‌دلیل قطع اینترنت و فضای امنیتی، دسترسی به اطلاعات دقیق درباره شمار و هویت بازداشت‌شدگان در معرض خطر اعدام با محدودیت جدی مواجه است.

نهادهای حقوق بشری پیش‌تر بارها نسبت به نبود شفافیت در پرونده‌های امنیتی، عدم دسترسی متهمان به وکیل مستقل، نگهداری در سلول انفرادی و احتمال اخذ اعترافات اجباری تحت فشار هشدار داده‌اند و این روند را مغایر با اصول دادرسی عادلانه دانسته‌اند.

در همین حال، برخی فعالان سیاسی، از جمله چهره‌هایی درون ساختار حکومتی، پیش‌تر ادعا کرده‌اند که مواردی مانند آتش‌زدن اماکن عمومی می‌تواند با هدف ایجاد زمینه برای تشدید سرکوب طراحی شود؛ ادعاهایی که به‌طور مستقل قابل راستی‌آزمایی نیست. با وجود این، منتقدان می‌گویند استفاده از مجازات اعدام در چنین پرونده‌هایی بیش از آنکه جنبه قضایی داشته باشد، ابزاری برای ایجاد رعب و کنترل فضای اعتراضی در جامعه است.

#امیرعلی_میرجعفری #نه_به‌_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
6💔2🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
کارل پوپر و ابطال‌پذیری؛
سدی در برابر تعصب و مطلق‌انگاری

کارل پوپر، فیلسوف لیبرال قرن بیستم، با طرح مفهوم «ابطال‌پذیری» معیاری نو برای سنجش اعتبار باورها ارائه داد: هر نظریه‌ای که نتوان آن را در معرض آزمون و امکان رد شدن قرار داد، اساسا علمی و قابل اتکا نیست. این نگاه، نه‌فقط یک معیار معرفت‌شناختی، بلکه یک موضع اخلاقی و سیاسی نیز هست.

پوپر در کتاب The Logic of Scientific Discovery (منطق اکتشاف علمی) تاکید می‌کند که ما هرگز به «حقیقت نهایی» دست نمی‌یابیم، بلکه تنها می‌توانیم نظریه‌هایی را که هنوز ابطال نشده‌اند موقتاً بپذیریم. او می‌نویسد: «دانش ما حدس‌هایی است که هنوز رد نشده‌اند.» همین گزاره، بنیان فروتنی فکری است.

از نظر پوپر، تاریخ علم نشان می‌دهد که هیچ نظریه‌ای مصون از خطا نیست. آنچه امروز بدیهی می‌نماید، ممکن است فردا با شواهد تازه فروبریزد. بنابراین، اصرار بر قطعیت و مطلق‌انگاری، نه‌تنها غیرعلمی بلکه خطرناک است. او در The Open Society and Its Enemies (جامعه باز و دشمنان آن)، این روحیه را از ریشه‌های توتالیتاریسم می‌داند؛ جایی که یک «حقیقت مطلق» بر همه تحمیل می‌شود.

در سطح فردی، پذیرش ابطال‌پذیری به معنای زیستن با آگاهی از خطاپذیری است. چنین فردی به‌جای حذف دیگری، آماده‌ی شنیدن، نقد شدن و اصلاح است. تعصب، دقیقا از جایی آغاز می‌شود که باورها از آزمون‌گری می‌گریزند و به یقین‌های غیرقابل نقد بدل می‌شوند.

به این ترتیب، ابطال‌پذیری فقط یک ابزار علمی نیست؛ بلکه تمرینی برای مدارا و زیستن در جهانی است که در آن، هیچ اندیشه‌ای آخرین کلمه نیست.

#پوپر #تعصب #باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍6💯1
زادروزی دیگر در زندان؛ نرگس محمدی ۵۴ ساله شد، در صدو‌سی‌امین روز بازداشت جدید

اول اردیبهشت، زادروز نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، در حالی فرا می‌رسد که او همچنان در زندان به‌سر می‌برد و ۱۳۰ روز از بازداشت دوباره‌اش گذشته است؛ زنی که سال‌هاست زندگی خود را وقف مبارزه برای دموکراسی، آزادی و حقوق زنان در ایران کرده است.

محمدی امروز ۵۴ ساله می‌شود؛ چهره‌ای که در سال‌های اخیر به یکی از نمادهای ایستادگی مدنی در ایران بدل شده است. او بارها جمهوری اسلامی را مانع اصلی تحقق مطالبات مردم دانسته و گذار از «حکومت دینیِ استبدادیِ زن‌ستیز» را شرطی ضروری برای پایداری جامعه توصیف کرده است.

این فعالیت‌ها برای او هزینه‌ای سنگین در پی داشته است: ۱۴ بار بازداشت، محاکمه در ۱۰ پرونده قضایی و مجموعاً ۴۴ سال حکم زندان. نرگس محمدی بیش از یک دهه از عمر خود را در زندان گذرانده و همچنان با سال‌های بیشتری از حبس روبه‌روست. او همچنین دست‌کم ۱۶۱ روز را در سلول انفرادی و در شرایطی که از سوی نهادهای حقوق بشری «شکنجه سفید» خوانده می‌شود، سپری کرده است.

او سال‌هاست از دیدار و در آغوش گرفتن فرزندانش محروم مانده است. آخرین بار در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ بازداشت شد و تاکنون همچنان در زندان به‌سر می‌برد.

در روز تولدش، شجاعت، ایستادگی و تعهد بی‌وقفه او به عدالت را گرامی می‌داریم.

(عکس: آذرماه ۱۴۰۴)

متن از صفحه بنیاد نرگس محمدی، با کمی ویرایش

درباره نرگس محمدی بیش‌تر بخوانید:
نرگس محمدی؛ برنده جایزه صلح نوبل و مبارز شجاع آزادی
https://tavaana.org/narges_mohamadi/

#نرگس_محمدی #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر

@Tavaana_TavaanaTech
11🕊4🥰1
صدور حکم اعدام برای محسن اسلام‌خواه، جوان معترض در خیزش «زن، زندگی، آزادی»

سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که محسن اسلام‌خواه، از معترضان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، در شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شده است؛ فردی که به گفته این نهاد، در زمان انتساب اتهامات ۱۶ سال داشته است.

بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی این سازمان، حکم صادره بر پایه اعترافاتی بوده که پس از حدود ۴۰ روز بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه و تحت «شکنجه‌های شدید» از او اخذ شده است. این نهاد حقوق بشری اعلام کرده که اسلام‌خواه به مشارکت در اعتراضات بوکان و قتل یک عضو بسیج متهم شده است.
به گفته یک منبع مطلع که با سازمان حقوق بشر ایران گفتگو کرده، اسلام‌خواه پس از آن‌که از شناسایی خود از طریق دوربین‌های مداربسته مطلع شده، به اقلیم کردستان عراق رفته بود. همچنین نیروهای امنیتی در این مدت سه بار به منزل خانوادگی او یورش برده‌اند.
بر اساس این گزارش، او در مرداد ۱۴۰۴ با ضمانت برخی واسطه‌ها به ایران بازگشته، اما بلافاصله بازداشت و به ارومیه منتقل شده است؛ جایی که به مدت ۴۰ روز در بازداشتگاه اطلاعات تحت فشار برای اخذ اعتراف قرار داشته است.
سازمان حقوق بشر ایران همچنین اعلام کرده که محسن اسلام‌خواه در حال حاضر در زندان بوکان نگهداری می‌شود و هم‌زمان در پرونده‌ای دیگر با اتهام قتل در دادگاه کیفری میاندوآب نیز مواجه است.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به صدور احکام اعدام برای متهمانی که در زمان وقوع اتهام زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند و نیز استفاده از اعترافات اخذشده تحت فشار هشدار داده‌اند.

#نه_به_اعدام #مهاباد #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_اسلام_خواه

@Tavaana_TavaanaTech
3💔2

به مناسبت صدمین روز کشته‌شدن جاویدنام لیا لطفعلیان؛ روایت فرزند از آخرین لحظات زندگی مادر

در صدمین روز از کشته‌شدن لیا لطفعلیان، فرزند این شهروند جان‌باخته، با انتشار متنی، روایتی از آخرین ساعات زندگی مادر خود را بازگو کرده است.
او در این پیام نوشته است:
«صد روز از نوزدهم دی‌ماه گذشت. جاوید نام لیا لطفعلیان، ساعت هشت شب، گوشی موبایلش را در اتاق گذاشت. قرص‌های شب را در نعلبکی آماده کرده بود و آش رشته‌اش روی اجاق گاز مهیا بود.
او به قصد یاری رفت و در همان راه، جانش را فدای ایران و یارانش کرد. در خانه‌ای که نیروهای بسیج در تلاش برای ورود به آن بودند، به در تکیه داد؛ اما آنان به در شلیک کردند.
آری، همان‌هایی که هر سال از کشته شدن فاطمه زهرا پشت در نوحه می‌خوانند، به مادرم پشت در شلیک کردند.
این یک پیام احساسی نیست. این تنها سوگواری نیست.
این یک یادآوری است، تا بدانیم کسانی چون من، که با این زخم تا پایان عمر زندگی خواهند کرد، تا روز فروپاشی جمهوری اسلامی و برقراری عدالت، از هیچ تلاشی دست نخواهند کشید.
خون هرگز نمی‌خسبد
پاینده ایران»


لیا لطفعلیان، ۶۷ ساله، از مخاطبان و دنبال‌کنندگان آموزشکده توانا در شبکه‌های اجتماعی، شامگاه نوزدهم دی‌ماه در منطقه ۴ تهران، محله تهرانپارس، با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای حکومتی کشته شد.

#لیا_لطفعلیان #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔4🕊31
Death Sentence Issued for Juvenile Protester Mohsen Eslam-khah

Iran Human Rights (IHR) reports that the Mahabad Revolutionary Court has sentenced Mohsen Eslam-khah, a protester from the “Woman, Life, Freedom” movement, to death. Critically, Eslam-khah was reportedly only 16 years old at the time of his alleged offenses. This ruling highlights the Islamic Republic regime’s continued use of capital punishment against young demonstrators, in clear violation of international protections for minors.

#StopExecutionsInIran
#WomanLifeFreedom
#humanrightsiran


@Tavaana_TavaanaTech
👍3💔1
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا، با بازنشر پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» درباره خطر اعدام هشت زن در ایران، از مقامات جمهوری اسلامی خواست از اجرای این احکام خودداری کنند و این افراد را آزاد کنند.
ترامپ در این پیام نوشت: «به رهبران ایران، که به‌زودی در مذاکرات با نمایندگان من شرکت خواهند کرد: بسیار قدردانی خواهم کرد اگر این زنان را آزاد کنید. مطمئن هستم که آن‌ها این اقدام شما را مورد احترام قرار خواهند داد. لطفاً به آن‌ها هیچ آسیبی نرسانید. این می‌تواند شروع بسیار خوبی برای مذاکرات ما باشد.»

@USABehFarsi

#نه_به‌_اعدام #حقوق_بشر

@Tavaana_TavaanaTech
🕊81
توهم کنترل؛ از خاموشی اینترنت تا بازی با تنگه هرمز!

۵۳ روز خاموشی اینترنت؛ و هر روز، یک خبر تازه از فروپاشی یک کسب‌وکار. این دیگر آمار خشک و عدد نیست؛ این روایت زندگی‌هایی است که یکی‌یکی از هم می‌پاشند.

در این مدت، شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند به دفتر اعلان بیکاری. هر روز، کاربری از تعطیلی شرکتش می‌نویسد، از تعدیل نیرو، از ایمیل‌هایی که با یک جمله کوتاه پایان کار را اعلام می‌کنند. استارتاپ‌هایی که سال‌ها برایشان زمان و سرمایه صرف شده، حالا در سکوت و بی‌سروصدا تعطیل می‌شوند. کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، که ستون اصلی اقتصاد دیجیتال بودند، بدون دسترسی به اینترنت جهانی کاملا فلج شده‌اند.

این وضعیت فقط درباره چند شرکت فناوری نیست؛ زنجیره‌ای از مشاغل به هم متصل‌اند که با قطع اینترنت از کار افتاده‌اند. از فروشگاه‌های آنلاین و فریلنسرها گرفته تا تولیدکنندگان محتوا، طراحان، برنامه‌نویسان و حتی کسب‌وکارهای سنتی که به ابزارهای آنلاین وابسته شده بودند. نتیجه، موجی از بیکاری است که هر روز گسترده‌تر می‌شود و هیچ افقی برای توقفش دیده نمی‌شود.

در چنین شرایطی، هزینه واقعی این تصمیم‌ها را نه در گزارش‌های رسمی، بلکه در زندگی مردم می‌توان دید؛ در اجاره‌هایی که عقب افتاده، در قسط‌هایی که پرداخت نشده، در خانواده‌هایی که ناگهان منبع درآمدشان را از دست داده‌اند. اینجا دیگر بحث «مدیریت» یا «محدودسازی» نیست؛ این یک خاموشی است که مستقیم روی معیشت مردم سایه انداخته.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
اینترنت حق تک تک شهروندان است، نه کالای لوکس برای فروش به خواص!

اینترنت یک ابزار تجملی یا انتخابی نیست؛ یک نیاز حیاتی است، درست مثل آب، برق و نفس کشیدن. در دنیایی که ارتباط، آموزش، کار و حتی امنیت روانی مردم به شبکه جهانی گره خورده، قطع یا محدود کردن آن، فقط یک «اختلال فنی» نیست؛ یک ضربه مستقیم به زندگی روزمره میلیون‌ها انسان است.

هیچ حکومت یا نهادی حق ندارد این حق عمومی را به یک امتیاز طبقاتی تبدیل کند. اینترنت را نمی‌شود سهمیه‌بندی کرد، نمی‌شود برایش نسخه «ویژه» و «پرو» پیچید و بعد همان چیزی را که باید برای همه در دسترس باشد، به قیمت گزاف به مردم فروخت.
پشت هر اتصال قطع‌شده، یک زندگی معلق مانده. پدری که نمی‌تواند صدای فرزندش را در آن‌سوی دنیا بشنود. مادری که ساعت‌ها چشم به صفحه‌ای خالی دوخته و خبری از عزیزش ندارد. خانواده‌هایی که میان بی‌خبری و اضطراب، هر لحظه بدترین سناریوها را تصور می‌کنند.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6
Forwarded from گفت‌وشنود
رییس عقیدتی سیاسی فراجا: حتی اگر توافق هم بشود ما ترامپ را قصاص می‌کنیم


علی شیرازی، رییس سازمان عقیدتی سیاسی فرماندهی انتظامی، گفت که ما تا انتقام قاسم سلیمانی و رهبرمان را از ترامپ نگیریم و او را قصاص نکنیم، کوتاه نمی‌آییم و اگر توافقی هم بشود، به معنای کوتاه آمدن در مقابل آمریکا و ترامپ نیست.

شیرازی در ادامه گفت: آقای ترامپ تو حاج قاسم ما را، که جان ما بود ارباً اربا کردی، ما تا انتقام حاج قاسم را نگیریم کوتاه نمی آییم، اگر توافقی هم بشود، توافق به معنای کوتاه آمدن در مقابل آمریکا و ترامپ نیست، ترامپ جنایتکار تو یک غلطی کردی که هیچ رئیس جمهوری در آمریکا جرئت این کار را نداشت تو امام ما را کشتی می دانی قصاص امام کشتن چیست؟ قصاص امام کشتن قطعه قطعه کردن ترامپ در جلوی چشم جبهه مقاومت است.

#گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🥰3
⭕️ تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان مختلف
با گرامی داشت یاد ۱۲ زندانی سیاسی اعدام شده

بعد از ۵۲ روز قطعی دیجیتال و اینترنت و بی‌خبری که اکنون بطور نسبی باز شده است، این بیانیه را رو به مردم شریف ایران می‌نویسیم.

در حالی صدوهفدهمین هفته کارزار «نه به اعدام» را برگزار می‌کنیم که روز گذشته حکومت قاتل حاکم بر ایران دو تن دیگر از زندانیان سیاسی حامد ولیدی و محمد معصوم‌شاهی را اعدام کرد.

حکومت اعدامی که از احساسات و خشم عمومی نسبت به این اعدام‌ها نگران است، مذبوحانه تلاش می‌کند این زندانیان و دیگر بازداشتی‌ها و اعدامی‌های اخیر را به جاسوسی و ارتباط با اسرائیل متهم کند تا اعدام‌های خود را در شرایط جنگی توجیه نماید. اما این اتهامات واهی علیه مردان و زنان دلاوری که هیچ هدفی جز برابری، آزادی و استقلال ایران و ایرانی ندارند و از همه چیز خود در این راه گذشته‌اند، به‌طور مضاعف نفرت عمومی را بر می‌انگیزد.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ابتدای سال ۱۴۰۵ نیز با یک جنایت دیگر توسط حکومت اعدامی مواجه شد که در آن شش تن از اعضای خود را با نام‌های وحید بنی عامریان، پویا قبادی، شاهرخ (اکبر) دانشورکار، بابک علی‌پور، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر را در هفته صدوپانزدهم از دست داد.

در شب ۹ فروردین سال جاری ده‌ها تن از سرکوب‌گران زندان قزلحصار به سرکردگی اشکان کمالی، حسن قبادی و قاسم صحرایی، شبانه به صورت وحشیانه و غیرانسانی به بند زندانیان سیاسی واحد ۴ زندان قزلحصار یورش بردند و با ضرب و شتم شدید، تمامی افراد این بند که اغلب از اعضای کارزار نه به اعدام بودند را از بند خارج کرده و به بند انفرادی فرستادند و شش تن از افراد فوق‌الذکر که توسط قاضی افشاری محکوم به اعدام شده‌ بودند، به دار آویختند آن‌ها در حالی سر به دار شدند که دادرسی آن‌ها هنوز به پایان نرسیده بود بدون آخرین ملاقات با خانواده هایشان و در بی‌خبری مطلق.

حکومت خون‌خوار همراه با آن‌ها ۴ زندانی سیاسی قیام دی ماه ۱۴۰۴ را نیز با اسامی امیرحسین حاتمی، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست و علی فهیم در بی‌خبری و بدون ملاقات آخر اعدام کرد تا نشان دهد میراث‌دار خمینی است که جنگ را نعمت می‌دانست فرصتی برای کشتن و دار زدن.

حکومت ترسان و لرزان از انقلاب مردم ایران، تاکنون پیکر هیچ کدام از این جان‌باختگان راه آزادی و برابری را به خانواده‌هایشان تحویل نداده‌ است تا این‌چنین خانواده‌ها را مورد شکنجه روحی و روانی قرار دهد.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» صمیمانه با خانواده‌های این زندانیان اعدامی اعلام همدردی می‌کند. خانواده‌هایی که هرگز خسته نشدند و هر هفته در سرما و گرما با این کارزار همراهی کردند و «نه ‌به اعدام» را که خواست عمومی مردم ایران است فریاد زدند.
حکومت ستم‌کار و درمانده «ولایت فقیه» در ماه فروردین دست‌کم ۱۲ تن را که تمامی آنان از زندانیان سیاسی بودند، به پای چوبه‌های دار فرستاد و این‌گونه از زندانیان سیاسی انتقام گرفته‌است.

اکنون که جنگ و مصائب آن بر فضای ایران سایه افکنده و تمام توجهات به آن معطوف شده‌است، حکومت نامشروع حاکم بر کشورمان برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، دست به اعدام‌های سیستماتیک می‌زند تا مانع قیام و انقلاب گردد. امروز بسیاری از معترضان  دی ماه ۱۴۰۴ در سلول‌های انفرادی و سیاه‌چال‌های رژیم در بی‌خبری کامل به سر می‌برند. که طبق اخبار رسیده تنها در بند ۳۵ واحد ۳ قزلحصار ده‌ها تن در انفرادی محبوسند بیشتر این زندانیان جوان هستند و جان آنان در خطر جدی است.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» کلیه نهادهای حقوق بشری و مجامع بین‌المللی را برای نجات جان زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام فرا‌می‌خواند و خواهان فشار جدی و عملی بر حکومت ایران است.


ما از تمام فعالان حقوق بشری، صنفی، مدنی، سیاسی و هرکس که مخالف اعدام است می‌خواهیم در شرایط اختناقی که حکومت خیابان‌ها را به گروگان گرفته و حکومت نظامی ایجاد کرده مرعوب نشوند و جهت مقابله با این سرکوب‌ها و صف‌های طویل اعدام به هر شکل ممکن اعتراض کنند. بی‌شک آینده از آن کسانی که بهای آزادی را پرداخته‌اند.


اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با گرامی‌داشت یاد این سربداران، روز سه‌شنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:

ادامه در لینک زیر:
https://tinyurl.com/2dd8w66t




هفته ۱۱۷
سه‌شنبه اول اردی‌بهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه


@Tavaana_TavaanaTech
9💔4💯1
بیانیه کمال جعفری یزدی؛ «ایران متعلق به همه ایرانیان است»

کمال جعفری یزدی، جانباز، آزاده، زندانی سیاسی سابق و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴»، روز ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در بیانیه‌ای بر تعلق ایران به همه شهروندان و ضرورت تغییر ساختار حکمرانی تأکید کرده است.

او در این بیانیه نوشته است: «ایرانِ بزرگ و یکپارچه متعلق به تک‌تک ایرانیان است و پشت قباله مادر هیچ شخص، خاندان، گروه و جریانی نبوده و نیست.»

جعفری یزدی در ادامه با انتقاد از وضعیت سیاسی کشور، تصریح کرده است: «رژیم جمهوری اسلامی دیگر هیچ مشروعیت، مقبولیت و جذابیتی برای اکثریت مطلق مردم ندارد» و افزوده است حاکمانی که طی سال‌های گذشته بر کشور حکومت کرده‌اند «بسیار ظالم، جنایتکار، فاسد و منفور هستند.»

این زندانی سیاسی سابق در بخش دیگری از بیانیه خود با اشاره به آینده سیاسی ایران نوشته است: «مردم ایران به‌زودی با یک حکومت مردم‌سالار غیردینی، با حضور رهبران، شایستگان، متخصصان، آزادگان، مبارزان، پاک‌دستان و جوانان داخل و خارج کشور و درون زندان‌ها، از شر افراد، جریانات و حکومت‌های دیکتاتوری، ایدئولوژیک، فردی، موروثی، مطلق، مادام‌العمر و فاسد برای همیشه نجات خواهند یافت.»

او همچنین تأکید کرده است که «مسیر آزادی، دموکراسی، تحزب، عدالت، رفاه، شادی و موفقیت» پیش روی ایران خواهد بود و در پایان نوشته است: «ایران و ایرانی تا ابد سرافراز و نام‌آور خواهد بود و دشمنان داخلی و خارجی آن ذلیل، منکوب و سرافکنده‌اند.»


#کمال_جعفری_یزدی #نه_به‌_جمهوری_اسلامی #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
18
Forwarded from گفت‌وشنود
«ندا بدخش»، زندانی ۶۳ساله بهایی محبوس در زندان زنان «دولت‌آباد» اصفهان، به ۱۰ سال حبس و پرداخت ۱۰۰میلیون تومان جزای نقدی، دو سال ممنوع‌الخروجی و دو سال ممنوعیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی محکوم شده است.
روز شنبه ۲۹فروردین۱۴۰۵، عروس او که در حال مراجعه به بیمارستان برای به‌دنیا آمدن فرزندش بود از قاضی دادگاه درخواست کرد مادرش را به مدت یک‌روز به مرخصی بفرستند تا بتواند در این لحظات در کنار او باشد؛ درخواستی که از سوی قاضی رد شد.
ندا بدخش به اتهام «انجام فعالیت آموزشی و تبلیغی علیه شرع مقدس اسلام» زندانی شده است، در حالی‌ که تنها به‌صورت داوطلبانه به کودکان افغانستانی زبان فارسی و ریاضی آموزش می‌داده است.
این نخستین بار نیست که با درخواست مرخصی زنان بهایی زندانی در زندان دولت‌اباد مخالفت می‌شود.
در دوران جنگ، با وجود پیش‌بینی امکان مرخصی برای زندانیان، درخواست مرخصی ندا بخش رد و به او اعلام شد که این قانون شامل «بهاییان» نمی‌شود.
روز ۳۰ فروردین هم‌زمان با تولد اولین نوه‌اش، با وجود تلاش‌های خانواده برای دریافت حتی چند ساعت مرخصی، قاضی با درخواست ملاقات او مخالفت کرده است.
ندا بدخش چند ماه پیش، در زندان، نامه‌ای خطاب به نوه‌ متولد‌نشده‌اش نوشته بود که در زیر می‌خوانید.

«مدت‌ها بود منتظر شنیدن این خبر بودم و بالاخره خبر بارداری عروسم،بهترین خبری بود که در این ماه‌های اخیر شنیدم. 
امروز از پشت دیوارهای بلند زندان برای تو می‌نویسم. نوه‌ی عزیزم، بودن در کنار مادر و پدرت برایم بسیار لذت‌بخش بود. ای‌ کاش می‌توانستم شاهد رشد روزانه‌ات باشم، حرکات پرجنب‌وجوشت را در شکم مادرت لمس کنم. ای کاش می‌توانستم در کنار مادرت برایت دعا بخوانم، آواز بخوانم و منتظر آمدنت باشم. اگرچه دست تقدیر جسم مرا از تو دور کرده، اما مطمئن باش که قلب و روح من هر لحظه با توست. 
اینجا، در یکی از بندهای زندان زنان اصفهان، در گوشه‌ای تاریک و پر رفت‌وآمد، در طبقه پایین یک تخت دوطبقه می‌خوابم و گاهی در عالم رویا حتی ضربان قلبت را احساس می‌کنم. برایت اسم انتخاب می‌کنم و به یاد تو تمام روزم را می‌گذرانم. برای دوستانم از عشقم به تو می‌گویم و از انتظار لذت‌بخشی که برای به دنیا آمدنت می‌کشم؛ انتظاری که خود، آرامشی است برای گذراندن روزهایم در اینجا.
چشم‌ به‌ راه آن روزی هستم که تو پا به این دنیا بگذاری. امیدوارم بتوانم جسم لطیفت را در آغوش بگیرم، در گوشَت آوای عشق و محبت زمزمه کنم، بوی عطرت را از نزدیک حس کنم و با گریه‌ها و خنده‌هایت عاشقانه زندگی کنم. بی‌صبرانه منتظرم و برایت دعا می‌کنم. تو هم دعا کن.
دوستدار تو، مادربزرگت ندا»

برگرفته و بازنشر از ایران‌وایر


#داستان_ما_یکیست
#بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
14🕊4👍2
از خفگی تا چوبه‌ دار؛ روایت زنده‌ای از نفس‌هایی که گرفته شدند و جوانانی که دیگر فرصت زندگی نیافتند

در پی اعدام امیرعلی میرجعفری، مسعود علیزاده با انتشار متنی شخصی و تکان‌دهنده، از تجربه خفگی زیر شکنجه در کهریزک نوشت و آن را به لحظه‌های پایانی جوانانی پیوند زد که با نفس‌های بریده، به چوبه‌ دار سپرده می‌شوند. این متن به شرح زیر است:

«امروز صبح، در سکوت سنگین پیش از اذان صبح، بار دیگر خبر رسید که یکی از جوانان این سرزمین به نام جاویدنام، امیرعلی میرجعفری به چوبه‌ی دار سپرده شده است؛ جوانی که می‌توانست زندگی کند، نفس بکشد و آینده‌ای داشته باشد. و برای من، این فقط یک خبر تلخ نیست.

هر بار که خبر اعدام جوانان وطن را می‌شنوم، آن خفقانی که سال‌ها پیش تجربه کردم، دوباره در گلویم زنده می‌شود.

آن شب سوم ؛ در قتلگاه کهریزک…
بعد از کلی شکنجه توسط افسر نگهبان‌ها، اوباش حکومتی به نام محمد طیفیل به دستور استوار خمس‌آبادی بعد از کلی کوبیدن قفل کتابی بر سر و صورتم با پاهایش روی گردنم ایستاد تا من را بکشد، تا راه تنفس را از من بگیرد، و همین کار را هم کرد. هوا قطع شد. بدنم به مرز خاموشی رفت.
هیچ صدایی درنمی‌آمد. نه فریاد، نه صدایی.
فقط چشم‌هایم مانده بود برای التماس...
فقط یک التماس با چشم هایم برای زنده ماندن:
بگذار نفس بکشم… فقط یک لحظه… فقط بگذار زنده بمانم.
هم‌بندی‌ها بعدها گفتند صورتم سیاه و کبود شده بود، اما آن لحظه چیزی فراتر از کبودی بود؛ مرزی باریک میان بودن و نبودن.
و من آن مرز را شناختم.

لحظه‌ای که انسان فقط یک چیز می‌خواهد: نفس. فقط نفس کشیدن.
برای زنده ماندن چنگ می‌زدم به هر چیزی که در آن سلول باقی مانده بود. چنگ به گردنم تا پاهایش را بردارم. ما خفگی فقط بدن را نمی‌گیرد؛ ذهن و روح را هم در خودش می‌فشارد و خاموش می‌کند.امروز و هر بار که خبر اعدام جوانی را می‌شنوم، همان خفقان برمی‌گردد.
دستم ناخودآگاه به گردنم می‌رود…
انگار ذهنم هنوز آن لحظه را فراموش نکرده است.
و با خودم تکرار می‌کنم: این بچه‌ها چه کشیدند؟
وقتی نفس‌شان بریده شد، وقتی در لحظه‌های آخر میان مرگ و زندگی دست‌وپا می‌زدند، در نگاه‌شان چه گذشت؟
من آن لحظه را می‌شناسم. لحظه‌ای که تمام جهان خلاصه می‌شود در یک خواسته: زنده ماندن. فقط زنده ماندن.
و تلخ‌ترین بخش ماجرا این است که می‌دانم آن‌ها هم با همان نگاه، با همان سکوت، التماس کردند. نه برای چیزی بزرگ…
فقط برای یک نفس.
اعدام، پایان یک زندگی نیست؛
آغاز زخمی است که در حافظه‌ی یک ملت می‌ماند، در گلوی بازماندگان،
در نفس‌های بریده‌ای که هنوز شنیده می‌شوند.
و این صدا خاموش نخواهد شد؛
چون هر نفسی که گرفته شد،
هزاران فریاد ناتمام به‌جا گذاشت.»



#نه_به‌_اعدام #نه_به‌_جمهوری_اسلامی #کهریزک

@Tavaana_TavaanaTech
💔191
اعدام مهدی فرید؛ از همکاری با نهادهای امنیتی تا صدور حکم مرگ

خبرگزاری «میزان»، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام مهدی فرید، زندانی سیاسی، به اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل خبر داد؛ اتهامی که این رسانه بدون ارائه مستندات مستقل، به ارتباط او با موساد از طریق «فضای مجازی» نسبت داده است.

در گزارش منتشرشده در روز چهارشنبه دوم اردیبهشت، میزان مدعی شد فرید که به‌عنوان «مسئول بخش مدیریت کمیته پدافند غیرعامل یکی از سازمان‌های حساس کشور» فعالیت داشته، اطلاعاتی از جمله نمودارهای سازمانی، موقعیت ساختمان‌ها، وضعیت حفاظتی و داده‌های مرتبط با هویت پرسنل را در اختیار طرف اسرائیلی قرار داده است. با این حال، نام سازمان محل فعالیت او و اسناد پشتیبان این ادعاها منتشر نشده است.

این رسانه همچنین مدعی شد که فرید در جریان رسیدگی به پرونده «صراحتاً» به همکاری با موساد اعتراف کرده و جزئیات ارتباط خود را شرح داده است؛ ادعایی که در شرایط فقدان دسترسی به وکیل مستقل و گزارش‌های پیشین درباره اخذ اعترافات تحت فشار، همواره محل تردید نهادهای حقوق بشری بوده است.

پیش‌تر، آموزشکده توانا، سبت به خطر اجرای حکم اعدام مهدی فرید هشدار داده و اعلام کرده بود که او در زمان بازداشت، کارمند سازمان انرژی اتمی ایران بوده است. بر اساس این گزارش، فرید ابتدا در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۰ سال حبس محکوم شد، اما در روندی بعدی در شعبه ۲۳ همان دادگاه، حکم او به اتهام «جاسوسی» به اعدام تغییر یافت.

اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا از یک منبع مطلع همچنین تصویری متفاوت از پرونده ارائه می‌دهد. بر پایه این گزارش، مهدی فرید، اهل اراک و دانش‌آموخته فناوری اطلاعات، پس از آنکه درخواست مأموران اسرائیلی برای همکاری در مسموم‌سازی دانشمندان هسته‌ای را رد کرده بود، به‌صورت داوطلبانه به حراست سازمان انرژی اتمی مراجعه و اطلاعات و مبالغ دریافتی را تحویل داده است. با این حال، به‌جای برخورد حمایتی، با اتهام «افشای اطلاعات و همکاری با اسرائیل» مواجه شده است.

به گفته این منبع، فرید در تمامی مراحل بازجویی بر همکاری خود با نهادهای امنیتی تأکید داشته، اما این موضوع در روند دادرسی نادیده گرفته شده است. در تابستان سال گرشته او در حالی‌که برای ملاقات با همسرش از بند ۷ زندان اوین خارج شده بود، بدون اطلاع خانواده به زندان قزلحصار منتقل شد؛ اقدامی که به‌گفته هم‌بندیانش با هماهنگی مسئولان زندان انجام شده است. علاوه بر او احسان افرشته، دیگر زندانی محکوم به اعدام نیز به زندان قزل‌حصار منتقل شده بود و حالا جان او هم در خطر جدی است.

اعدام مهدی فرید در شرایطی انجام شده که نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به روند دادرسی، تغییر ناگهانی حکم از حبس به اعدام و نبود شفافیت در ارائه مستندات، ابراز نگرانی کرده‌اند.

جمهوری اسلامی در فضای جنگی، تعداد زیادی از زندانیان سیاسی را اعدام کرده است. در شرایطی که اینترنت قطع است و ارتباط نهادهای حقوق بشری با منابع خود دچار اختلاف شده است.

#مهدی_فرید #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
🕊5💔3
ابوالفضل پورحسینی، زندانی محبوس در ندامتگاه مرکزی کرج، در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی، کارشکنی در روند درمان و محرومیت از حقوق قانونی دست به اعتصاب زده است.

بر اساس گزارش منابع نزدیک به خانواده این زندانی به «هرانا» ابوالفضل پورحسینی از بیماری فتق رنج می‌برد و نیازمند عمل جراحی مجدد است. با وجود تأمین هزینه‌های درمان از سوی خانواده، مسئولان زندان از اعزام او به مراکز درمانی خارج از زندان و انجام جراحی جلوگیری کرده‌اند. این در حالی است که محرومیت از درمان، در کنار شرایط نامناسب نگهداری، سلامت او را به‌طور جدی تهدید می‌کند.

همزمان، او نسبت به وضعیت پرونده‌های قضایی خود، عدم رسیدگی مناسب و فراهم‌نشدن امکان تجمیع احکام نیز معترض است؛ موضوعی که به گفته منابع مطلع، از دلایل اصلی آغاز اعتصاب او از ۲۵ فروردین‌ماه بوده است.

ابوالفضل پورحسینی، مجسمه‌ساز و دانش‌آموخته دانشگاه هنر تهران، است. او در سال ۱۴۰۲ پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی و تحمل ضرب و شتم، با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه حکومت» و «تحریک مردم» به چندین سال حبس، تبعید، جریمه نقدی و محرومیت‌های اجتماعی محکوم شد.


@Tavaana_TavaanaTech
💔4
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تداوم بازداشت و بی‌خبری از سرنوشت سه عضو یک خانواده بهایی در شیراز، موجی از نگرانی را برای نزدیکان آن‌ها رقم زده است.

این روند با بازداشت مهسا ستوده در ۹ فروردین ۱۴۰۵ آغاز شد و سه روز بعد، با یورش ماموران امنیتی به منازل شخصی، به بازداشت خواهرش ماندانا ستوده و همسر وی، بهزاد بصیری، ختم گردید.

با وجود گذشت بیش از سه هفته از انتقال این شهروندان به مکانی نامعلوم، عدم پاسخگویی نهادهای قضایی و وضعیت جسمانی بهزاد بصیری که اخیراً تحت عمل جراحی قرار گرفته، بر شدت اضطراب خانواده و ابهامات پرونده افزوده است.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔5
غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، بار دیگر با ادبیاتی تهدیدآمیز از اجرای فوری مجازات‌ها سخن گفته و تأکید کرده که احکام باید «بدون پیچ‌وخم‌های اداری» و با سرعت اجرا شوند؛ عبارتی که در عمل به معنای حذف همان حداقل تضمین‌هایی است که برای جلوگیری از خطا و بی‌عدالتی در نظر گرفته شده‌اند.

آنچه اژه‌ای «پیچ‌وخم اداری» می‌نامد، در واقع همان اصول حداقلی پایه دادرسی عادلانه در جمهوری اسلامی است: حق دفاع، حق دسترسی به وکیل، امکان اعتراض و بررسی مجدد احکام. حذف یا بی‌اثرکردن این مراحل، به‌ویژه در پرونده‌هایی با مجازات‌های سنگین مانند اعدام یا مصادره اموال، نه یک اصلاح اداری، بلکه حذف عامدانه عدالت از روند قضایی است.

در هفته‌های اخیر، رئیس دستگاه قضایی به‌طور مداوم از تسریع در اجرای مجازات‌ها، از جمله اعدام و توقیف اموال، سخن گفته است؛ رویکردی که نشان می‌دهد هدف، نه رسیدگی دقیق و بی‌طرفانه، بلکه اعمال سریع مجازات برای ایجاد ترس و کنترل جامعه است.

آنچه در حال شکل‌گیری است، سازوکاری برای اجرای سریع احکام با هدف سرکوب است.

@Tavaana_TavaanaTech
1💔1
انتشار تصویری از یک بن خرید یک‌میلیونی، هم‌زمان با روایت‌هایی از پشت ایست‌های بازرسی، نگاه‌ها را به واقعیتی جلب کرده که کمتر دیده می‌شود؛ اینکه این ایست‌ها فقط نماد «کنترل» نیستند، بلکه بازتابی از فقر، فشار و نارضایتی عمیق در جامعه‌اند.
در همین رابطه، مرضیه محبی، حقوقدان، در شبکه ایکس روایتی متفاوت از ترکیب نیروهایی که در این ایست‌ها حضور دارند ارائه داده:
«ایست‌های بازرسی که به‌زعم رژیم خیابان را پاس می‌دارد، عبارتند از گروه زیادی از فقرای جان‌به لب آمده که برای گرفتن بن‌های یک میلیون تومانی به آنها می‌پیوندند و در دل کینه‌ای شدید به جمهوری اسلامی دارند و گروه‌هایی از زندانیان عادی که با وعده آزادی در ایست‌ها حضور دارند و عده‌ای از زندانیان بی‌پناه سیاسی که پس از مدت‌ها شکنجه، تخفیف مجازات یا ازادی شان در گرو شرکت در ایستهای بازرسی است و آنها هم همه به خون رژیم تشنه‌اند، گروه‌های از کارمندان و مزدبگیران شرمنده و البته رجاله‌های دهان‌دریده وحشت‌آفرین.
رژیم خیلی نیاید به این ترکیب متضاد دل ببندد.در بهترین حالت یکدیگر را خنثی میکنند و چیزی به جمهوری اسلامی نمی‌ماسد.»
@Tavaana_TavaanaTech
👍3