جاویدنام مسعود عدالتیان، پدر سه فرزند، در دی ماه خونین با گلوله جنگی در مشهد کشته شد
جاویدنام مسعود عدالتیان، ۴۷ ساله، پدر سه فرزند و صاحب کارخانه MDF در مشهد، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه، بر اثر اصابت گلوله جنگی سرکوبگران به ناحیه سر جان باخت.
نام این قهرمان را به خاطر بسپارید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #مشهد #جنایت_علیه_بشریت #مسعود_عدالتیان
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام مسعود عدالتیان، ۴۷ ساله، پدر سه فرزند و صاحب کارخانه MDF در مشهد، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه، بر اثر اصابت گلوله جنگی سرکوبگران به ناحیه سر جان باخت.
نام این قهرمان را به خاطر بسپارید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #مشهد #جنایت_علیه_بشریت #مسعود_عدالتیان
@Tavaana_TavaanaTech
💔13
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکومتی که مراسم عروسی را هم به نمایش مسلسل، مرگ و جنگ تبدیل کرد!
نمایش یک ماشین عروس مجهز به مسلسل سنگین در نمایش خیابانی موسوم به "جشن زوجهای جانفدا" در میدان امام حسین تهران، شاهکار جدید و مضحک سپاه محمد رسولالله است.
تماشای این صحنه، هر بینندهای را میان خنده و تاسف معلق نگه میدارد!
در شرایطی که جوانان و مردم این کشور بیش از ۸۰ روز است که قطعی اینترنت و قطع ارتباط با کل جهان را تجربه میکنند و زیر بار تورم، گرانی و هزینههای سنگین زندگی کمر خم کردهاند و رویاهایشان نابود شده، راه حل حکومت به این بحران واقعی، برگزاری چنین شوهای مضحک است که اغلب دستمایه طنز رسانههای خارجی نیز میشود!
💸 tavaanatech
نمایش یک ماشین عروس مجهز به مسلسل سنگین در نمایش خیابانی موسوم به "جشن زوجهای جانفدا" در میدان امام حسین تهران، شاهکار جدید و مضحک سپاه محمد رسولالله است.
تماشای این صحنه، هر بینندهای را میان خنده و تاسف معلق نگه میدارد!
در شرایطی که جوانان و مردم این کشور بیش از ۸۰ روز است که قطعی اینترنت و قطع ارتباط با کل جهان را تجربه میکنند و زیر بار تورم، گرانی و هزینههای سنگین زندگی کمر خم کردهاند و رویاهایشان نابود شده، راه حل حکومت به این بحران واقعی، برگزاری چنین شوهای مضحک است که اغلب دستمایه طنز رسانههای خارجی نیز میشود!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌2❤1
Forwarded from گفتوشنود
عذرخواهی تاریخی کلیسای اسکاتلند بابت نقش در بردهداری؛ آغاز مسیر جبران
کلیسای اسکاتلند در اقدامی تاریخی، طی نشست مجمع عمومی خود در ادینبورگ، به طور رسمی بابت پیوندهای گذشتهاش با نظام بردهداری و ارائه توجیهات الهیاتی برای آن، عذرخواهی کرد.
این نهاد مذهبی با ابراز اندوه عمیق از رنجهای تحمیلشده بر قربانیان، اعلام کرد که کلیسا نه تنها از این سیستم سود برده، بلکه با اعمال و بیعملی خود، در تداوم نابرابریهای نژادی نقش داشته است.
کشیش سالی فاستر-فولتون، این اقدام را لحظهای برای بیان حقیقت و گامی ضروری برای التیام دانست و تأکید کرد که میراث بردهداری همچنان بر ساختارهای جوامع مدرن سایه افکنده است.
این بیانیه پس از مشاورههای گسترده با نمایندگان جوامع آفریقایی و کارائیب تنظیم شده است.
در همین راستا، کلیسا از تشکیل یک گروه کاری ویژه با مشارکت جوامع آسیبدیده خبر داد تا با عبور از کلمات، راهکارهای عملی برای جبران خسارات و تحقق آشتی واقعی ارائه دهد.
نمایندگان کلیساهای آفریقا و کارائیب ضمن استقبال از این شجاعت، بر لزوم تداوم این مسیر تا دستیابی به عدالت و تغییر نگرشهای نژادی تأکید کردند.
این عذرخواهی، تلاشی برای اذعان به حقیقت تاریخی جهت ساختن آیندهای برابرتر است.
#کلیسا #برده_داری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کلیسای اسکاتلند در اقدامی تاریخی، طی نشست مجمع عمومی خود در ادینبورگ، به طور رسمی بابت پیوندهای گذشتهاش با نظام بردهداری و ارائه توجیهات الهیاتی برای آن، عذرخواهی کرد.
این نهاد مذهبی با ابراز اندوه عمیق از رنجهای تحمیلشده بر قربانیان، اعلام کرد که کلیسا نه تنها از این سیستم سود برده، بلکه با اعمال و بیعملی خود، در تداوم نابرابریهای نژادی نقش داشته است.
کشیش سالی فاستر-فولتون، این اقدام را لحظهای برای بیان حقیقت و گامی ضروری برای التیام دانست و تأکید کرد که میراث بردهداری همچنان بر ساختارهای جوامع مدرن سایه افکنده است.
این بیانیه پس از مشاورههای گسترده با نمایندگان جوامع آفریقایی و کارائیب تنظیم شده است.
در همین راستا، کلیسا از تشکیل یک گروه کاری ویژه با مشارکت جوامع آسیبدیده خبر داد تا با عبور از کلمات، راهکارهای عملی برای جبران خسارات و تحقق آشتی واقعی ارائه دهد.
نمایندگان کلیساهای آفریقا و کارائیب ضمن استقبال از این شجاعت، بر لزوم تداوم این مسیر تا دستیابی به عدالت و تغییر نگرشهای نژادی تأکید کردند.
این عذرخواهی، تلاشی برای اذعان به حقیقت تاریخی جهت ساختن آیندهای برابرتر است.
#کلیسا #برده_داری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍2🕊2❤1
⭕️ «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» و نه به اعدام به عنوان اصلی ضروری برای دفاع از حق حیات
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۶ زندان مختلف در هفته صدوبیستویکم
حاکمان مستبد ایران بیش از دو ماه است خیابانهای شهرها را توسط عوامل و وابستگان حداقلی خود، اشغال کرده و آموزش استفاده از سلاح در ملاءعام میدهند و با استفاده ابزاری از کودکان در این محافل، قصد نهادینه کردن خشونت و سرکوب علیه شهروندان و معترضان را دارند.
حکومت نامشروع ولایت فقیه در هفته اخیر زندانی سیاسی، هموطن بلوچ عبدالجلیل شهبخش، را در زندان زاهدان به دار آویخت؛ و در اقدام جنایتکارانه دیگر محمد عباسی، یکی از دستگیرشدگان خیزش دی ماه، را به اتهام شرکت در قیام، اعدام کرد. این در حالی است که فاطمه عباسی، دختر وی به ۲۵ سال حبس محکوم شده و اینک در زندان اوین محبوس است.
دیکتاتوری حاکم، در وحشت از سرنگونی با صدور و اجرای احکام ظالمانه اعدام هدفی جز ایجاد ترس و وحشت در جامعه ندارد؛ در کنار زندانیان سیاسی هر روز شاهد اعدام جوانان با اتهامات غیرسیاسی هستیم.
ما بارها گفتهایم که اعدام، صرفنظر از نوع اتهام، تنها اجرای یک حکم ناعادلانه قضایی که حق حیات را از انسان سلب میکند نیست بلکه مهمترین ابزار سرکوب و قتل حکومتی است که ریشههای عمیق سیاسی، طبقاتی و ایدئولوژیک در حاکمیت ولایت فقیه دارد. این ابزار برای ایجاد وحشت در میان مردم به کار گرفته میشود تا ستمدیدگان را به تسلیم وادار کند، اما زهی خیال باطل!
اگر امروز حکومت جوانان را یکی پس از دیگری به دار میکشد، بهخوبی میداند که این جوانان با تمام وجود تبعیض طبقاتی را لمس کردهاند و از فساد و غارت سیستماتیک حاکمیت آگاهند. آنها را اعدام میکند تا بترساند، اما غافل از آنکه این خشونت نتنها خاموشکننده نیست، بلکه در دلها بذر آگاهی، مقاومت و خیزش میکارد.
ما باور داریم در برابر این اعدامها نباید مقهور شد. کارزار نه به اعدام، یک گام ضروری به سمت عدالت و آزادی و رفع هرگونه تبعیض و ستم در ایران فردا است.
مخالفت آشکار و عملی با اعدام یک سنجه بسیار مهم و تعیینکننده و سنگ محک واقعی برای مبارزان امروز است.
ما در کارزار سهشنبههای نه به اعدام به عنوان بخشی از جنبش نه به اعدام از تمام فعالان سیاسی، حقوقبشری، صنفی و مدنی میخواهیم برای توقف اعدام بیش از پیش متحد شوند و از کارگران و معلمان و دانشجویان و بازنشستگانی که تاکنون صدای بلند نه به اعدام در کوی و برزن بودهاند درخواست میکنیم صدای ما را به گوش وجدانهای بیدار در جوامع بینالمللی برسانند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به امید ایرانی آزاد و به دور از سرکوب و اعدام، و در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام در ایران، سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ در صدوبیست و یکمین هفته در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشد:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبد کاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوبیست و یکم
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۶ زندان مختلف در هفته صدوبیستویکم
حاکمان مستبد ایران بیش از دو ماه است خیابانهای شهرها را توسط عوامل و وابستگان حداقلی خود، اشغال کرده و آموزش استفاده از سلاح در ملاءعام میدهند و با استفاده ابزاری از کودکان در این محافل، قصد نهادینه کردن خشونت و سرکوب علیه شهروندان و معترضان را دارند.
حکومت نامشروع ولایت فقیه در هفته اخیر زندانی سیاسی، هموطن بلوچ عبدالجلیل شهبخش، را در زندان زاهدان به دار آویخت؛ و در اقدام جنایتکارانه دیگر محمد عباسی، یکی از دستگیرشدگان خیزش دی ماه، را به اتهام شرکت در قیام، اعدام کرد. این در حالی است که فاطمه عباسی، دختر وی به ۲۵ سال حبس محکوم شده و اینک در زندان اوین محبوس است.
دیکتاتوری حاکم، در وحشت از سرنگونی با صدور و اجرای احکام ظالمانه اعدام هدفی جز ایجاد ترس و وحشت در جامعه ندارد؛ در کنار زندانیان سیاسی هر روز شاهد اعدام جوانان با اتهامات غیرسیاسی هستیم.
ما بارها گفتهایم که اعدام، صرفنظر از نوع اتهام، تنها اجرای یک حکم ناعادلانه قضایی که حق حیات را از انسان سلب میکند نیست بلکه مهمترین ابزار سرکوب و قتل حکومتی است که ریشههای عمیق سیاسی، طبقاتی و ایدئولوژیک در حاکمیت ولایت فقیه دارد. این ابزار برای ایجاد وحشت در میان مردم به کار گرفته میشود تا ستمدیدگان را به تسلیم وادار کند، اما زهی خیال باطل!
اگر امروز حکومت جوانان را یکی پس از دیگری به دار میکشد، بهخوبی میداند که این جوانان با تمام وجود تبعیض طبقاتی را لمس کردهاند و از فساد و غارت سیستماتیک حاکمیت آگاهند. آنها را اعدام میکند تا بترساند، اما غافل از آنکه این خشونت نتنها خاموشکننده نیست، بلکه در دلها بذر آگاهی، مقاومت و خیزش میکارد.
ما باور داریم در برابر این اعدامها نباید مقهور شد. کارزار نه به اعدام، یک گام ضروری به سمت عدالت و آزادی و رفع هرگونه تبعیض و ستم در ایران فردا است.
مخالفت آشکار و عملی با اعدام یک سنجه بسیار مهم و تعیینکننده و سنگ محک واقعی برای مبارزان امروز است.
ما در کارزار سهشنبههای نه به اعدام به عنوان بخشی از جنبش نه به اعدام از تمام فعالان سیاسی، حقوقبشری، صنفی و مدنی میخواهیم برای توقف اعدام بیش از پیش متحد شوند و از کارگران و معلمان و دانشجویان و بازنشستگانی که تاکنون صدای بلند نه به اعدام در کوی و برزن بودهاند درخواست میکنیم صدای ما را به گوش وجدانهای بیدار در جوامع بینالمللی برسانند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به امید ایرانی آزاد و به دور از سرکوب و اعدام، و در اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام در ایران، سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ در صدوبیست و یکمین هفته در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشد:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبد کاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوبیست و یکم
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤4🕊1
۱۳ فعال مدنی در آذربایجان شرقی مجموعا به ۸۱ سال زندان محکوم شدند
۱۳ فعال مدنی اهل آذربایجان شرقی از سوی دادگاه تجدیدنظر این استان به مجموعا ۸۱ سال و ۵ ماه زندان محکوم شدند.
به گزارش هرانا، دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، رای خود مبنی بر محکومیت این ۱۳ فعال مدنی را به وکلای آنها ابلاغ کرده است.
بر اساس رای صادرشده از سوی دادگاه، یوروش مهرعلیبیگلو در ارتباط با اتهام ایجاد گروه غیرقانونی به بیش از ۶ سال زندان و همچنین بابت اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۳ سال و ۷ ماه حبس محکوم شده است.
در همین پرونده، حامد یگانهپور، ابراهیم عوضزاده، آراز ابراهیمنژاد، حسین آزادی، امیرحسین آقایی، ناصر رزمجو، داوود شیری، جواد سودبر، مهرداد قادری، علی بابایی و محمدرضا موحد نیز هر یک به اتهام عضویت در یک گروه غیرقانونی و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، به ۶ سال و ۴ ماه زندان محکوم شدند.
همچنین مرتضی نورمحمدی نیز در ارتباط با اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۲ سال حبس محکوم شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
۱۳ فعال مدنی اهل آذربایجان شرقی از سوی دادگاه تجدیدنظر این استان به مجموعا ۸۱ سال و ۵ ماه زندان محکوم شدند.
به گزارش هرانا، دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی روز شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، رای خود مبنی بر محکومیت این ۱۳ فعال مدنی را به وکلای آنها ابلاغ کرده است.
بر اساس رای صادرشده از سوی دادگاه، یوروش مهرعلیبیگلو در ارتباط با اتهام ایجاد گروه غیرقانونی به بیش از ۶ سال زندان و همچنین بابت اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۳ سال و ۷ ماه حبس محکوم شده است.
در همین پرونده، حامد یگانهپور، ابراهیم عوضزاده، آراز ابراهیمنژاد، حسین آزادی، امیرحسین آقایی، ناصر رزمجو، داوود شیری، جواد سودبر، مهرداد قادری، علی بابایی و محمدرضا موحد نیز هر یک به اتهام عضویت در یک گروه غیرقانونی و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، به ۶ سال و ۴ ماه زندان محکوم شدند.
همچنین مرتضی نورمحمدی نیز در ارتباط با اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به ۲ سال حبس محکوم شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
🕊4
سه نام، سه داغ و یک حقیقت؛
سومین سالگرد قتل حکومتی صالح، مجید و سعید
سه سال از آن صبح تلخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ میگذرد؛ روزی که چوبههای دار برای استمرار وحشت برپا شدند. صالح میرهاشمی، مجید کاظمی و سعید یعقوبی، سه نامی که در حافظه تاریخی این سرزمین، به نمادی از قربانیان یکی از ناعادلانهترین دادرسیهای تاریخ معاصر ایران تبدیل شدند.
پرونده «خانه اصفهان» تنها یک روایت حقوقی نبود؛ بلکه تابلویی تمامنما از سازوکار سرکوب بود. نه شواهدی از تیراندازی وجود داشت و نه مستندی جز اعترافات زیر فشار؛ تنها «حضور در صحنه اعتراضات» کافی بود تا دستگاه قضا، با نادیده گرفتن تمامی نقصهای اساسی و ایرادات آشکار، حکم از پیش نوشتهشده را تایید کند. دیوان عالی کشور، در این پرونده بیش از آنکه مرجع حقیقتجو باشد، به بازوی انتقامجوی نظام تبدیل شد که چشمانش را بر ابهامات پرشمار بست تا حکم «محاربه» را بر قامت سه جوان معترض بنشاند.
اعدام این سه جوان، پیامی روشن و بیرحمانه بود که جمهوری اسلامی به بدنه حامیان خود مخابره کرد: اینکه برای بقای یک نظام ظالمانه و حفظ سنگرهای سرکوب، هیچ جنایتی خط قرمز نیست. این اعدامها نه برای اجرای قانون، که برای تضمینِ «وفاداری» به نیروهای سرکوبگر و ایجاد هزینهای سنگین برای هرگونه اعتراض بود. حاکمیت با قربانی کردن جان این سه تن، در حقیقت میخواست به هوادارانش اطمینان دهد که در میدان برخورد با معترضان، ماشین کشتار حکومتی تا آخرین لحظه حامیِ آنهاست و از هیچ ابزاری، حتی ناعادلانهترین احکام قضایی، برای زهرچشم گرفتن از مردم دریغ نخواهد کرد.
امروز در سومین سالگرد پرواز نابهنگام صالح، مجید و سعید، ما نه تنها برای سه عزیز از دست رفته، بلکه برای عدالت ذبحشده سوگواریم. یاد آنها باقی است؛ نه به عنوان مجرمان یک پرونده ساختگی، بلکه به عنوان وجدانهای بیداری که در برابر ظلم ایستادند و بهای این ایستادگی را با جان خویش پرداختند.
یادشان گرامی و نامشان در مسیر رسیدن به آزادی، ماندگار باد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام #خانه_اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
سومین سالگرد قتل حکومتی صالح، مجید و سعید
سه سال از آن صبح تلخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ میگذرد؛ روزی که چوبههای دار برای استمرار وحشت برپا شدند. صالح میرهاشمی، مجید کاظمی و سعید یعقوبی، سه نامی که در حافظه تاریخی این سرزمین، به نمادی از قربانیان یکی از ناعادلانهترین دادرسیهای تاریخ معاصر ایران تبدیل شدند.
پرونده «خانه اصفهان» تنها یک روایت حقوقی نبود؛ بلکه تابلویی تمامنما از سازوکار سرکوب بود. نه شواهدی از تیراندازی وجود داشت و نه مستندی جز اعترافات زیر فشار؛ تنها «حضور در صحنه اعتراضات» کافی بود تا دستگاه قضا، با نادیده گرفتن تمامی نقصهای اساسی و ایرادات آشکار، حکم از پیش نوشتهشده را تایید کند. دیوان عالی کشور، در این پرونده بیش از آنکه مرجع حقیقتجو باشد، به بازوی انتقامجوی نظام تبدیل شد که چشمانش را بر ابهامات پرشمار بست تا حکم «محاربه» را بر قامت سه جوان معترض بنشاند.
اعدام این سه جوان، پیامی روشن و بیرحمانه بود که جمهوری اسلامی به بدنه حامیان خود مخابره کرد: اینکه برای بقای یک نظام ظالمانه و حفظ سنگرهای سرکوب، هیچ جنایتی خط قرمز نیست. این اعدامها نه برای اجرای قانون، که برای تضمینِ «وفاداری» به نیروهای سرکوبگر و ایجاد هزینهای سنگین برای هرگونه اعتراض بود. حاکمیت با قربانی کردن جان این سه تن، در حقیقت میخواست به هوادارانش اطمینان دهد که در میدان برخورد با معترضان، ماشین کشتار حکومتی تا آخرین لحظه حامیِ آنهاست و از هیچ ابزاری، حتی ناعادلانهترین احکام قضایی، برای زهرچشم گرفتن از مردم دریغ نخواهد کرد.
امروز در سومین سالگرد پرواز نابهنگام صالح، مجید و سعید، ما نه تنها برای سه عزیز از دست رفته، بلکه برای عدالت ذبحشده سوگواریم. یاد آنها باقی است؛ نه به عنوان مجرمان یک پرونده ساختگی، بلکه به عنوان وجدانهای بیداری که در برابر ظلم ایستادند و بهای این ایستادگی را با جان خویش پرداختند.
یادشان گرامی و نامشان در مسیر رسیدن به آزادی، ماندگار باد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام #خانه_اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
💔11
Forwarded from گفتوشنود
جودیت باتلر و اخلاق همزیستی
پذیرش دیگری فراتر از مرزهای هویت
جودیت باتلر (متولد ۱۹۵۶)، فیلسوف و نظریهپرداز پساساختارگرای آمریکایی، یکی از رادیکالترین و تأثیرگذارترین متفکران معاصر در حوزههای فلسفه سیاسی، فمینیسم و مطالعات جنسیت است. او که استاد دانشگاه برکلی است، با نقد ساختارهای قدرت و بررسی نحوه شکلگیری هویت، نگاه ما را به مفاهیم « دیگری» و «پذیرش» دگرگون کرده است. باتلر برخلاف سنتهای کلاسیک، رواداری را نه در مدارا با تفاوتها، بلکه در به رسمیت شناختن آسیبپذیری مشترک انسانها جستجو میکند.
نظریه همزیستی؛ فراتر از مرزهای رواداری
از دیدگاه باتلر، پذیرش دیگری تنها یک وظیفه اخلاقی نیست، بلکه شرط بقای زندگی انسانی است. او در آثار متاخر خود، مفاهیم زیر را برای درک بهتر پذیرش مطرح میکند:
۱. آسیبپذیری به مثابه پیوند:
باتلر معتقد است که هر انسانی در ذات خود «آسیبپذیر» است؛ یعنی زندگی ما همواره در دستان دیگری قرار دارد. این وابستگی متقابل، پایه اصلی اخلاق است. پذیرش دیگری یعنی شناخت این حقیقت که امنیت و حیات من، به نحوی به حیات آن کسی که ممکن است با او متفاوت باشم، گره خورده است.
۲. نقد «سوژه» برای رواداری رادیکال:
او معتقد است دستهبندیهای ثابت (مانند ملیت، مذهب یا جنسیت) دیوارهایی میسازند که مانع پذیرش میشوند. رواداریِ باتلر یعنی زیر سوال بردن این دستهبندیهای «خودی و غیرخودی». از نظر او، جامعهای که صرفا به «تحمل» دیگران بسنده کند، همچنان ساختار قدرت را حفظ کرده است. پذیرش واقعی زمانی رخ میدهد که مرزهای هویت از پیش تعیین شده را بشکنیم.
۳. اخلاق عدمخشونت:
باتلر خشونت را ناشی از ناتوانی در دیدن رنج دیگری میداند. در نظر او، پذیرش یعنی پاسخ دادن به تقاضای «صورت دیگری». وقتی من با دیگری روبرو میشوم، آن «صورت» از من میخواهد که او را نکشم، نادیده نگیرم و به عنوان یک انسان صاحب حق بپذیرم. این یک «پذیرشِ ایجابی» و فعالانه است که اجازه میدهد زندگیهای «ناداستان» (زندگیهایی که جوامع تحت قدرت، ارزش آنها را نادیده میگیرند) نیز دیده شوند.
پذیرش در نگاه باتلر، فراتر از تحمل ساکتومنفعل است؛ این نوعی «همزیستی مسئولانه» است. او ما را فرامیخواند تا در جهانی که در آن زندگیها به شکلی نابرابر مورد ارزشمندی قرار میگیرند، برای «ارزش برابر تمام زندگیها» مبارزه کنیم. از نظر او، رواداری واقعی مستلزم این است که بپذیریم در جهانی مشترک زندگی میکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ذاتی ندارد و بقای ما وابسته به پذیرش بیقید و شرط حضور دیگری است.
#جودیت_باتلر #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پذیرش دیگری فراتر از مرزهای هویت
جودیت باتلر (متولد ۱۹۵۶)، فیلسوف و نظریهپرداز پساساختارگرای آمریکایی، یکی از رادیکالترین و تأثیرگذارترین متفکران معاصر در حوزههای فلسفه سیاسی، فمینیسم و مطالعات جنسیت است. او که استاد دانشگاه برکلی است، با نقد ساختارهای قدرت و بررسی نحوه شکلگیری هویت، نگاه ما را به مفاهیم « دیگری» و «پذیرش» دگرگون کرده است. باتلر برخلاف سنتهای کلاسیک، رواداری را نه در مدارا با تفاوتها، بلکه در به رسمیت شناختن آسیبپذیری مشترک انسانها جستجو میکند.
نظریه همزیستی؛ فراتر از مرزهای رواداری
از دیدگاه باتلر، پذیرش دیگری تنها یک وظیفه اخلاقی نیست، بلکه شرط بقای زندگی انسانی است. او در آثار متاخر خود، مفاهیم زیر را برای درک بهتر پذیرش مطرح میکند:
۱. آسیبپذیری به مثابه پیوند:
باتلر معتقد است که هر انسانی در ذات خود «آسیبپذیر» است؛ یعنی زندگی ما همواره در دستان دیگری قرار دارد. این وابستگی متقابل، پایه اصلی اخلاق است. پذیرش دیگری یعنی شناخت این حقیقت که امنیت و حیات من، به نحوی به حیات آن کسی که ممکن است با او متفاوت باشم، گره خورده است.
۲. نقد «سوژه» برای رواداری رادیکال:
او معتقد است دستهبندیهای ثابت (مانند ملیت، مذهب یا جنسیت) دیوارهایی میسازند که مانع پذیرش میشوند. رواداریِ باتلر یعنی زیر سوال بردن این دستهبندیهای «خودی و غیرخودی». از نظر او، جامعهای که صرفا به «تحمل» دیگران بسنده کند، همچنان ساختار قدرت را حفظ کرده است. پذیرش واقعی زمانی رخ میدهد که مرزهای هویت از پیش تعیین شده را بشکنیم.
۳. اخلاق عدمخشونت:
باتلر خشونت را ناشی از ناتوانی در دیدن رنج دیگری میداند. در نظر او، پذیرش یعنی پاسخ دادن به تقاضای «صورت دیگری». وقتی من با دیگری روبرو میشوم، آن «صورت» از من میخواهد که او را نکشم، نادیده نگیرم و به عنوان یک انسان صاحب حق بپذیرم. این یک «پذیرشِ ایجابی» و فعالانه است که اجازه میدهد زندگیهای «ناداستان» (زندگیهایی که جوامع تحت قدرت، ارزش آنها را نادیده میگیرند) نیز دیده شوند.
پذیرش در نگاه باتلر، فراتر از تحمل ساکتومنفعل است؛ این نوعی «همزیستی مسئولانه» است. او ما را فرامیخواند تا در جهانی که در آن زندگیها به شکلی نابرابر مورد ارزشمندی قرار میگیرند، برای «ارزش برابر تمام زندگیها» مبارزه کنیم. از نظر او، رواداری واقعی مستلزم این است که بپذیریم در جهانی مشترک زندگی میکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ذاتی ندارد و بقای ما وابسته به پذیرش بیقید و شرط حضور دیگری است.
#جودیت_باتلر #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍1
Forwarded from گفتوشنود
حمله مرگبار به مرکز اسلامی سندیگو؛ پلیس احتمال «جنایت ناشی از نفرت» را بررسی میکند
در پی یک حمله مسلحانه به یک مرکز اسلامی در شهر سندیگو واقع در ایالت کالیفرنیا که روز دوشنبه ۱۸ مه (۲۸ اردیبهشت) رخ داد، سه نفر جان باختند. این حادثه تلخ که در ساختمانی شامل بزرگترین مسجد سندیگو و یک مدرسه به وقوع پیوست، جامعه مسلمانان این شهر را در شوک فرو برد.
بر اساس گزارشهای پلیس، سه قربانی این تیراندازی از کارکنان این مرکز بودهاند که یکی از آنها نگهبان مجموعه بوده است. اسکات وال، رئیس پلیس سندیگو، ضمن تایید این خبر اعلام کرد که اقدام فداکارانه نگهبان مرکز، نقش مهمی در جلوگیری از ابعاد گستردهتر این فاجعه ایفا کرده است. اجساد این سه قربانی در مقابل ساختمان مرکز کشف شده است.
در ادامه تحقیقات، ماموران پلیس جسد دو فرد مظنون به نامهای ۱۷ و ۱۹ ساله را نیز در یک خودروی پارکشده در نزدیکی محل حادثه پیدا کردند. شواهد اولیه نشان میدهد که این دو جوان پس از ارتکاب جنایت، اقدام به خودکشی کردهاند.
نکته قابل تامل در این پرونده، هشدار پیشدستانه مادر یکی از این دو فرد است. او حدود دو ساعت پیش از وقوع حمله، با پلیس تماس گرفته و ضمن ابراز نگرانی از احتمال خودکشی فرزندش، از مفقود شدن تعدادی سلاح از منزل و همچنین ناپدید شدن خودروی خانوادگی خبر داده بود.
مقامات پلیس سندیگو تاکید کردهاند که با توجه به هدف قرار گرفتن یک مکان مذهبی، این حادثه به طور ویژه به عنوان «جنایت ناشی از نفرت» (Hate Crime) تحت بررسی و پیگرد قانونی قرار گرفته است. به دلیل حساسیت و ابعاد این پرونده، کارآگاهان پلیس فدرال ایالات متحده (FBI) نیز به تیم تحقیقاتی پیوستهاند تا زوایای پنهان این حمله و انگیزههای احتمالی مهاجمان را مشخص کنند.
#رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در پی یک حمله مسلحانه به یک مرکز اسلامی در شهر سندیگو واقع در ایالت کالیفرنیا که روز دوشنبه ۱۸ مه (۲۸ اردیبهشت) رخ داد، سه نفر جان باختند. این حادثه تلخ که در ساختمانی شامل بزرگترین مسجد سندیگو و یک مدرسه به وقوع پیوست، جامعه مسلمانان این شهر را در شوک فرو برد.
بر اساس گزارشهای پلیس، سه قربانی این تیراندازی از کارکنان این مرکز بودهاند که یکی از آنها نگهبان مجموعه بوده است. اسکات وال، رئیس پلیس سندیگو، ضمن تایید این خبر اعلام کرد که اقدام فداکارانه نگهبان مرکز، نقش مهمی در جلوگیری از ابعاد گستردهتر این فاجعه ایفا کرده است. اجساد این سه قربانی در مقابل ساختمان مرکز کشف شده است.
در ادامه تحقیقات، ماموران پلیس جسد دو فرد مظنون به نامهای ۱۷ و ۱۹ ساله را نیز در یک خودروی پارکشده در نزدیکی محل حادثه پیدا کردند. شواهد اولیه نشان میدهد که این دو جوان پس از ارتکاب جنایت، اقدام به خودکشی کردهاند.
نکته قابل تامل در این پرونده، هشدار پیشدستانه مادر یکی از این دو فرد است. او حدود دو ساعت پیش از وقوع حمله، با پلیس تماس گرفته و ضمن ابراز نگرانی از احتمال خودکشی فرزندش، از مفقود شدن تعدادی سلاح از منزل و همچنین ناپدید شدن خودروی خانوادگی خبر داده بود.
مقامات پلیس سندیگو تاکید کردهاند که با توجه به هدف قرار گرفتن یک مکان مذهبی، این حادثه به طور ویژه به عنوان «جنایت ناشی از نفرت» (Hate Crime) تحت بررسی و پیگرد قانونی قرار گرفته است. به دلیل حساسیت و ابعاد این پرونده، کارآگاهان پلیس فدرال ایالات متحده (FBI) نیز به تیم تحقیقاتی پیوستهاند تا زوایای پنهان این حمله و انگیزههای احتمالی مهاجمان را مشخص کنند.
#رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌3
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاهم در ایران؛ صلح در جهان
ایرانِ امروز در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری به «صلح با جهان» نیاز دارد. مردم ایران در شعارهای خود علیه جمهوری اسلامی به صراحت اعلام کردهاند با سیاست خارجی تنشزای این رژیم هیچ سازگاری ندارند و برای این کار تا پای تغییر این نظام نیز میایستند و برای آن هزینه میدهند.
اما در کنار پیگیری رخدادهای روزمره خوب است ببینیم این سیاست مخرب جمهوری اسلامی در سیاست خارجی از کجا آب میخورد. واقعیت این است که تقابلورزیهای جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی، پیوند سنگینی با نگاه انحصارگرایانه این نظام به مذاهب و عقاید مختلف در سیاست داخلی دارد.
اگر بپذیریم که نگاه تنشزدا در حوزه سیاست خارجی از نفس پذیرش تکثر در جهان آغاز میشود بهآسانی میتوان دریافت نظامی که اساسا تکثر در درون ایران را به رسمیت نمیشناسد بعید است در خارج نیز چنین نگاهی را پیش بگیرد. چنانکه ایدئولوگهای جمهوری اسلامی چون حسین شریعتمداری، که منصوب شخص خامنهای بود، بدون نظرخواهی از مسلمانان جهان، ولی فقیه سابق این نظام، یعنی علی خامنهای، را «ولی امر مسلمین جهان» خطاب میکردند.
به بیان دیگر، وقتی در داخل، صداهای متفاوت – چه مذهبی، چه فکری – تحمل نمیشود، چگونه میتوان انتظار داشت این نظام با جهان تفاهم بنیادین داشته باشد؟
مطالعه بیشتر در سایت گفتوشنود
https://dialog.tavaana.org/peace-understanding/
#جنگ #صلح #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ایرانِ امروز در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری به «صلح با جهان» نیاز دارد. مردم ایران در شعارهای خود علیه جمهوری اسلامی به صراحت اعلام کردهاند با سیاست خارجی تنشزای این رژیم هیچ سازگاری ندارند و برای این کار تا پای تغییر این نظام نیز میایستند و برای آن هزینه میدهند.
اما در کنار پیگیری رخدادهای روزمره خوب است ببینیم این سیاست مخرب جمهوری اسلامی در سیاست خارجی از کجا آب میخورد. واقعیت این است که تقابلورزیهای جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی، پیوند سنگینی با نگاه انحصارگرایانه این نظام به مذاهب و عقاید مختلف در سیاست داخلی دارد.
اگر بپذیریم که نگاه تنشزدا در حوزه سیاست خارجی از نفس پذیرش تکثر در جهان آغاز میشود بهآسانی میتوان دریافت نظامی که اساسا تکثر در درون ایران را به رسمیت نمیشناسد بعید است در خارج نیز چنین نگاهی را پیش بگیرد. چنانکه ایدئولوگهای جمهوری اسلامی چون حسین شریعتمداری، که منصوب شخص خامنهای بود، بدون نظرخواهی از مسلمانان جهان، ولی فقیه سابق این نظام، یعنی علی خامنهای، را «ولی امر مسلمین جهان» خطاب میکردند.
به بیان دیگر، وقتی در داخل، صداهای متفاوت – چه مذهبی، چه فکری – تحمل نمیشود، چگونه میتوان انتظار داشت این نظام با جهان تفاهم بنیادین داشته باشد؟
مطالعه بیشتر در سایت گفتوشنود
https://dialog.tavaana.org/peace-understanding/
#جنگ #صلح #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2👍1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
از سفره خالی تا اتاق تنهایی؛ آنچه قطع اینترنت بر سر مردم ایران آورد!
قطع اینترنت یعنی بریدن نان از سفره خانوادهای که درآمدش به تولید محتوا، فروش آنلاین یا کار دیجیتال وابسته است. یعنی دانشآموزی که حتی پول چاپ آزمونهایش را ندارد، جوانی که درس و آیندهاش زیر آوار تصمیمهای امنیتی دفن میشود، و فرد دارای معلولیتی که تنها پنجرهاش به جهان را هم از او میگیرند و بعد اسم این زندان را «امنیت» میگذارند.
برای میلیونها نفر، اینترنت ابزار تفریح نبود؛ وسیله کار، آموزش، ارتباط، درمان، امید و زنده ماندن بود.
💸 tavaanatech
قطع اینترنت یعنی بریدن نان از سفره خانوادهای که درآمدش به تولید محتوا، فروش آنلاین یا کار دیجیتال وابسته است. یعنی دانشآموزی که حتی پول چاپ آزمونهایش را ندارد، جوانی که درس و آیندهاش زیر آوار تصمیمهای امنیتی دفن میشود، و فرد دارای معلولیتی که تنها پنجرهاش به جهان را هم از او میگیرند و بعد اسم این زندان را «امنیت» میگذارند.
برای میلیونها نفر، اینترنت ابزار تفریح نبود؛ وسیله کار، آموزش، ارتباط، درمان، امید و زنده ماندن بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام متين پرويزی، ٢٢ ساله و دانشجوی رشته علوم دامی دانشگاه زنجان بود، كه روز ١٨ دی ۱۴۰۴ در سبزهميدان زنجان با شليك گلوله جنگی به سر کشته شد.
پيكرش را مردم به بيمارستان موسوی انتقال دادند، مأموران امنيتيی پيكرش را از خانواده پنهان کردند و بعد از ٥ روز پيگيریهای مداوم، و در رپز دوشنبه ٢٢ دی پيكرش را دربهشت زهرا تحويل دادند و تحت فشارهای امنيتی به خاك سپرده شد.
هشتم فروردینماه امسال، همزمان با زادروز این دانشجو، مراسمی بر سر مزار او برگزار شد. در این مراسم، مادر متین سخنانی احساسی و اعتراضی ایراد کرد و خطاب به فرزندش گفت:
«متین جان، تو در جوانی، شجاعت و آزادگی را معنا کردی… تو با دستهای خالی، اما دلیل به وسعت ایران گام برداشتی. آنجا که عقبنشینی رسم بود، تو ایستادگی را انتخاب کردی. تو جنگیدی برای آزادی، برای آزادی ایران»
او همچنین با اشاره به کشتهشدن فرزندش گفت: «اکنون من به خون ناحق ریختهات سوگند میخورم، به نبودنت عادت نکنم و رنج رفتنت را بیاثر نکنم.»
مادر متین پرویزی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: «اشکهایم را پاک نمیکنم، میگذارم بمانند تا یادم نرود در کجای تاریخ ایستادهام.»
او در ادامه افزود: «قسم میخورم به خون به ناحق ریختهات، لحظهلحظهای را که از ما ربودهاند، پس بگیریم… میدانم که رسوایی نزدیک است و خون تو طلوع را نزدیکتر خواهد کرد.»
متین پرویزی از جمله دانشجویانی بود که در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ توسط جمهوری اسلامی کشته شد.
#متین_پرویزی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
پيكرش را مردم به بيمارستان موسوی انتقال دادند، مأموران امنيتيی پيكرش را از خانواده پنهان کردند و بعد از ٥ روز پيگيریهای مداوم، و در رپز دوشنبه ٢٢ دی پيكرش را دربهشت زهرا تحويل دادند و تحت فشارهای امنيتی به خاك سپرده شد.
هشتم فروردینماه امسال، همزمان با زادروز این دانشجو، مراسمی بر سر مزار او برگزار شد. در این مراسم، مادر متین سخنانی احساسی و اعتراضی ایراد کرد و خطاب به فرزندش گفت:
«متین جان، تو در جوانی، شجاعت و آزادگی را معنا کردی… تو با دستهای خالی، اما دلیل به وسعت ایران گام برداشتی. آنجا که عقبنشینی رسم بود، تو ایستادگی را انتخاب کردی. تو جنگیدی برای آزادی، برای آزادی ایران»
او همچنین با اشاره به کشتهشدن فرزندش گفت: «اکنون من به خون ناحق ریختهات سوگند میخورم، به نبودنت عادت نکنم و رنج رفتنت را بیاثر نکنم.»
مادر متین پرویزی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: «اشکهایم را پاک نمیکنم، میگذارم بمانند تا یادم نرود در کجای تاریخ ایستادهام.»
او در ادامه افزود: «قسم میخورم به خون به ناحق ریختهات، لحظهلحظهای را که از ما ربودهاند، پس بگیریم… میدانم که رسوایی نزدیک است و خون تو طلوع را نزدیکتر خواهد کرد.»
متین پرویزی از جمله دانشجویانی بود که در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ توسط جمهوری اسلامی کشته شد.
#متین_پرویزی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔10❤1🕊1
خشایار سفیدی، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، به تغییر لحن و روایت رسانههای رسمی جمهوری اسلامی در استفاده از نمادهای ملی و تاریخی ایران واکنش نشان داد.
خشایار سفیدی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«تلویزیون جمهوری اسلامی داره شعر میخونه؛ به کوروش، به آرش، به تخت جمشید قسم! شاید یادتون نباشه، یه زمانی تو فیلمهاشون هرچی قاچاقچی و آدمکش و لاتِ خردهپا بود، اسمش آرش و کوروش بود. اعتبار مفاهیم جهانی که جمهوری اسلامی بهش متعلقه در جامعه ایرانی به پایان رسیده، به مفاهیم دیگر چنگ میزند.»
او در این نوشته، با اشاره به استفاده تلویزیون جمهوری اسلامی از مفاهیمی چون کوروش، آرش و تخت جمشید، این تغییر را نشانهای از فرسایش مشروعیت گفتمان ایدئولوژیک حکومت در جامعه ایران دانست.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که طی سالهای اخیر، استفاده از نمادهای ملی و چهرههای اسطورهای ایران در رسانهها و تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی افزایش یافته است. برخی تحلیلگران معتقدند حکومت، در پی کاهش اثرگذاری گفتمان ایدئولوژیک خود در جامعه، تلاش میکند با تکیه بر مفاهیم هویت ملی و تاریخ ایران ــ که مورد اقبال بخش بزرگی از جامعه هستند ــ برای بقای خود از آنها بهصورت نمایشی استفاده کرده و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
بحران مشروعیت، یکی از بحرانهای اصلی جمهوری اسلامی به شمار میرود و ناکارآمدی مفاهیم ایدئولوژیک، همراه با استفاده ابزاری از موضوعات مورد علاقه مردم، به افزایش شکافها در درون ساختار حکومت دامن زده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
خشایار سفیدی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«تلویزیون جمهوری اسلامی داره شعر میخونه؛ به کوروش، به آرش، به تخت جمشید قسم! شاید یادتون نباشه، یه زمانی تو فیلمهاشون هرچی قاچاقچی و آدمکش و لاتِ خردهپا بود، اسمش آرش و کوروش بود. اعتبار مفاهیم جهانی که جمهوری اسلامی بهش متعلقه در جامعه ایرانی به پایان رسیده، به مفاهیم دیگر چنگ میزند.»
او در این نوشته، با اشاره به استفاده تلویزیون جمهوری اسلامی از مفاهیمی چون کوروش، آرش و تخت جمشید، این تغییر را نشانهای از فرسایش مشروعیت گفتمان ایدئولوژیک حکومت در جامعه ایران دانست.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که طی سالهای اخیر، استفاده از نمادهای ملی و چهرههای اسطورهای ایران در رسانهها و تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی افزایش یافته است. برخی تحلیلگران معتقدند حکومت، در پی کاهش اثرگذاری گفتمان ایدئولوژیک خود در جامعه، تلاش میکند با تکیه بر مفاهیم هویت ملی و تاریخ ایران ــ که مورد اقبال بخش بزرگی از جامعه هستند ــ برای بقای خود از آنها بهصورت نمایشی استفاده کرده و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
بحران مشروعیت، یکی از بحرانهای اصلی جمهوری اسلامی به شمار میرود و ناکارآمدی مفاهیم ایدئولوژیک، همراه با استفاده ابزاری از موضوعات مورد علاقه مردم، به افزایش شکافها در درون ساختار حکومت دامن زده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💯5👌3❤1